تبریز ویکی لینکلر

 
درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
نظرات |

بنر تبریز
تبریز 5 دوره 400ساله پایتخت ایران و پنجمین شهر بزرگ جهان در 1500 میلادی با بیش از 4000 سال قدمت شهری
 شهر اولین‌ ها
، تبریز دارالملک ایران، تبریز دارالسلطنه ایران، تبریز بدون گدا،
فیروزه جهان اسلام، باغ شهر قدیم ایران ، تبریز دارنده بزرگترین بازار مسقف جهان، دارنده بزرگترین مقبره شعرا و عرفای جهان، دارنده بلندترین طاق آجری جهان ارک علیشاه، تبریز امن‌ترین شهر ایران، تبریز مهد سرمایه‌گذاری ایران، آذربایجان دومین منطقه مسافرپذیر ایران، تبریز دومین شهر صنعتی ایران، تبریز دومین شهر دانشگاهی ایران، دومین شهر بلندمرتبه‌ساز ایران، تبریز قطب خودروسازی و قطعه‌سازی و تولید موتور دیزل خاورمیانه، آذربایجان قطب شکلات سازی ایران، آذربایجان قطب فرش ایران و تبریز قطب کیف و کفش و چرم و آجیل ایران مطرح است
Tabriz with 4000years Antiquity and 400years Capital of Iran is known as، City of Firsts، City without the beggars، Turquoise Islamic World، Garden City, Old Iran، The world's largest covered market، The safest city in Iran، The most beautiful city in Iran، Developed in Iran، Cradle of Persia investment، Iran's second city hospitable، The second industrial city of Iran، The second university town Iran , Automotive and diesel engine parts manufacturing and production hub of the Middle East Iranian carpet pole، Chocolate Pole Iran ,...
azerbaijan

ورزش 3 یاهو Yahoo  بینگ Bing


بازی‌های سنتی و محلی، پا به پای بازی‌های بومی آذربایجان
گزارش تصویری : تبریز شهر زندگی
تصاویر شگفت انگیز تسنیم از سرخی دریاچه اورمیه
مرگ تدریجی یک اثرملی ۷۰۰ساله «حمام شنب غازان»
تصاویر از اردبیل - رج به رنج
چهار نکته درباره آمبولانس حیوانات در تبریز
تصاویر - پارک دلفین‌های باغلارباغی تبریز افتتاح شد
تصاویر - اولین جشنواره فطیر و غذاهای محلی هریس


دو نماینده مجلس در صحن علنی مطرح کردند
تحصیل در مدارس به زبان شیرین ترکی


بهترین زمان نوشیدن آب
۲لیوان بعداز بیدارشدن

۱لیوان۳دقیقه قبل ازغذا(به هضم غذا)
1لیوان قبل ازدوش (به کاهش فشارخون)
1لیوان قبل ازخواب(جلوگیری ازسکته قلبی )


تبریز میزبان بزرگ اجلاس وزرای گردشگری مجمع گفت وگوهای آسیایی - ۸ و ۹ شهریور


طی هفته دولت امسال انجام می شود؛
شمارش معکوس برای افتتاح بنیاد ادب، فرهنگ و هنر آذربایجان در آذربایجان غربی

ایرنا- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی گفت: شعبه استانی بنیاد ادب، فرهنگ و هنر آذربایجان در پنجمین روز از هفته دولت امسال در مجموعه تاریخی مدرسه هدایت ارومیه راه اندازی و افتتاح می شود.



تبریز ویکی لینکلر از صدا و سیمای استانی سهند، خواستار ساخت مجموعه مستند آشپزی آذربایجان بصورت سنتی و سریالی در اماکن تاریخی و با سفر به شهرهای مختلف استان است
غذا

دومین جشنواره ملی کباب بناب
کباب بناب

بازارهای تاریخی مناطق آذربایجان؛ مردمان خطه آذربایجان با معماری شیوه آذری از دوره جاده ابریشم و سلجوقیان تا صفویان و قاجار تاثیر و تجربه خاصی در تجارت،اقتصاد و بازرگانی ایران ومنطقه دارند
بازار

تصاویر - آبشار بلوکان میانه آذربایجان شرقی از دریچه دوربین
بلوکان

تبریز مدرن : مروری بر پروژه های سرمایه گذاری، گردشگری و تجاری کلانشهر تبریز
پروژه

گزارش: دولت اعتبار نمی‌دهد؛ تبریزِ تنها در 2018 ‌!
تبریز 2018

گزارش - پزشکان داوطلب هشترودی، طبیبان بی‌مزد و منت!
پزشک

تولید و فروش تی شرت تبریز در دو رنگ سفید و خاکستری توسط شهروند تبریزی
سفارش با  تلگرام @nagadmin و یا تلفن 09360320999 

تبریز ویکی لینکلر صرفا بخاطر خلاقیت ایشان و شهر تبریز حمایت میکند

تی شرت

آذرقلم: یک بام و دو هوای تلویزیون، از مجاز بودن ترانه و رقص کردی تا ممنوعیت هنر آذربایجانی در رسانه ملی!
خندوانه

دره سنگی چاراویماق
 چاراویماق یکی از غنی ترین و در عین حال محروم ترین مناطق در جنوب استان آذربایجان شرقی است!

سنگ


مرتبط با : تبریز ایران آذربایجان متفرقه ورزش آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : تبریز-آذربایجان-ایران-tabriz-ترکی-اخبار-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 30 تیر 1395
زمان : 11:01 ب.ظ
تاریخچه تجارت و اقتصاد تبریز
نظرات |


شادی معرفتی: تبریز، شهر قدیمی‌ای که در سایه‌کش سهند آرام گرفته است، هرگز شهر آرامی نبوده است. مردمانی سخت‌کوش که مبارزه با مشکلات و استقامت را آموخته‌اند. شهری که از دیرباز دروازه تمدن شرق به غرب بوده، در تاریخ معاصر ایران، اسم عام آستانه دوران جدید است و زادگاه مکتبی که آن را مبدأ تاریخ معاصر به شمار می‌آورند.
 
شهری که فراز و فرودهای بسیار به خود دیده است، مدتی پایتخت ایلخانان و روادیان و حکومتهای مغولان بود، در زمان صفوی اولین پایتخت ایران شد، و همچنین در آستانه سلطنت قاجارها مقر ستاد فرماندهی عباس‌میرزا شد و دارالسلطنه و مولد بسیاری از وقایع تاریخ معاصر. تبریز، از دیرباز کانون مراودات تجاری و دروازه تجارت ایران با غرب بوده است. اما اهمیت تجاری این شهر، از اوایل حکومت قاجارها در ایران دوچندان شد و تاکنون فراز و فرود بسیاری را به خود دیده است.

اقتصاد تبریز در دوران دارالسلطنگی رونق بسیار داشت، آن‌گونه که وقتی امیرکبیر با خزانه خالی مواجه شد، برای انتقال ناصرالدین میرزای تازه شاه‌شده، از تجار آن شهر وام گرفت. کارخانه زیگلر آلمانی و کبریت توکلی و چرم خسروی خاطرات همین دورانند.
 
 تاریخچه اقتصاد و تجارت تبریز
 
تبریز اما در دوران حکومت پهلوی اول، قربانی تمرکزگرایی رضاخانی شد و در دوران محمدرضا، پس از پایان حکومت یکساله فرقه دموکرات، رشد صنعتی را آغاز کرد. در همین دوران بود که برق لامع و شکلات آیدین متولد شدند و موج مهاجرت‌های آذربایجانی‌ها به تهران، کسانی مثل خسروشاهی‌ها و شرکت مینو را وارد اقتصاد کل کشور کرد و در دوران دهه چهل بود که ماشین‌سازی و تراکتورسازی در تبریز بنیان نهاده شدند.

اقتصاد تبریز در سال‌های اخیر نیز مانند شهرهای دیگر، قربانی گسترش روزافزون اقتصاد دولتی حاصل از درآمدهای نفتی، سیاست ناکارآمد و بی‌ثباتی مقررات و قوانین شد و سوت بسیاری از کارخانه‌ها و واحدهای صنعتی شهر خاموش شدند اما با وجودی که اقتصاد تبریز دیگر رونق گذشته را ندارد، با این حال به نظر می‌رسد اقتصاد آذربایجان کمتر از سایر استان‌ها آسیب دیده است.

آذربایجان با کمترین نرخ بیکاری کشور، چهار درصد تولید ناخالص داخلی را تامین می‌کند و آذربایجانی‌ها که رکورددار مهاجرت به پایتخت و دیگر کشورها بوده‌اند، توانسته‌اند با فروشگاه‌های دریانی، حضور خود را در تمام شهرها و محلات به رخ بکشند.
 
حتی اگر خود بازاریان هم از هایپرمارکتی همچون «لاله‌پارک» که نماد مدرنیته است خرید کنند، هنوز تیمچه مظفریه مرکز مهم تجارت فرش محسوب می‌شود، چرم تبریز همچنان از بهترین پاپوش‌های ایرانیان است و پارچه‌های بافت تبریز، بهترین تن‌پوش‌های تولید داخل، محصولات کشاورزی از بهترین محصولات کشورند و هنوز بهترین شیرینی‌ها و انواع تنقلات سوغات همین شهرند.

خشکبار تواضع، نماد کیفیت در این زمینه است و پشت جعبه بیشتر شکلات‌های ایرانی، آدرس کارخانه، نشانی تبریز را دارد.
 
لاله پارک و برندهای معروفش که برخی‌شان حتی در بهترین پاساژهای تهران و کیش هم شعبه ندارند، اتومبیل‌های لوکس و گران‌قیمت پلاک ارس، حضور بخش خصوصی ترکیه و تاجران ترکی که اصرار دارند به خاطر پایین بودن هزینه‌های تولید در ایران، در تبریز سرمایه‌گذاری کنند و دفاتر تجاری بازرگانان تبریز در استانبول و وان، به خاطرمان می‌آورد که تبریز، نقش سنتی خود را حفظ کرده و همچنان دروازه تجارت با ترکیه و اروپاست.
 
تجارت تبریز
 
مروری بر تاریخچه اقتصاد تبریز در دوران معاصر
 
 تبریز از دیرباز کانون مراودات تجاری و دروازه تجارت ایران با غرب بوده است. اما اهمیت تجاری این شهر، از قرن نوزدهم و اوایل حکومت قاجارها در ایران دوچندان شد. نخست به دلیل دارالسلطنه شدن و دیگری به دلیل رونق راه تجاری طرابوزان-تبریز.

در اوایل دوره سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار و آغاز دو دوره جنگ‌های طولانی میان ایران و روس، تبریز به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش، به محل استقرار عباس‌میرزا ولیعهد و ستاد و پایگاه جنگی علیه روس‌ها بدل شد و تا پایان دوران حکومت قاجارها، دارالسلطنه و ولیعهدنشین باقی ماند. به روایت جیمز موریر، دیپلمات انگلیسی، «قبل از انتصاب عباس‌میرزا به حکومت آذربایجان، تبریز محل مناسبی برای سکونت و زندگی نبود، ولی پس از استقرار او در تبریز دستور داد تا تمام امرا و درباریانش هرکدام برای خود و عمله‌جاتش خانه‌های جدید احداث نمایند».1
 
مکتبی که سیدجواد طباطبایی، در کتابش «مکتب تبریز» از آن نام می‌برد، با عباس‌میرزا و وزیر او قائم‌مقام متولد شد. شکست عباس‌میرزا در جنگ‌های ایران و روس، آغاز مکتب تبریز، جنبش نوسازی و پایه‌ای برای نهضت مشروطه‌خواهی در سده بعد بود، با جنبش تبریز دورانی از تاریخ ایران برای همیشه به پایان رسید و ایران سده‌های میانه خود را پشت سر گذاشت و تبریز به اسم عامی برای درخواست‌هایی پیرامون آزادی و قانونگرایی بدل شد.

راه قفقاز به تبریز و راه استانبول از طریق دریای سیاه به طرابوزان و ارزروم و سپس به تبریز از جمله اولین و مهم‌ترین راه‌های صادرات و واردات کالا در این دوره بودند که اهمیت تجارت تبریز را بالا بردند. نخستین تاجران انگلیسی که با ایران داد و ستد کردند، در زمان عباس‌میرزا به تبریز آمدند و این شهر را پایگاه تجاری خود قرار دادند.
 
اینان از اواخر دوره فتحعلی‌شاه راه طرابوزان به تبریز را از مسیر قدیمی جاده ابریشم گشودند2 و در 1250 ق. بیش از صد بازرگان ایرانی در ارزروم، نیمه راه مسیر تبریز-طرابوزان، مستقر بودند که کالاهای تجاری را ظرف 18 تا 20 روز از بایزید به تبریز می‌آوردند.3 در نتیجه اقدامات عباس‌میرزا، محصولات انگلیسی که بیشترشان «قماش منچستر بود به زودی در بازار تبریز رواج روزافزونی یافت».4
 
با وجودی که مسیر تبریز-تفلیس کوتاه‌تر و امن‌تر بود، با این همه رونق تجاری بندر طرابوزان و تمایل انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها برای ارسال کالاهای خود از این مسیر که برعکس مسیر تفلیس تحت سیطره روس‌ها نبود، باعث شد شاهراه تبریز-طرابوزان به عنوان مهم‌ترین مسیر تجاری ایران و اروپا طی قرن نوزدهم میلادی محسوب شود. بازرگانان اروپایی کالاهای خود را از طریق کشتی از دریای مدیترانه به دریای سیاه و بندر طرابوزان می‌آوردند و از طریق یونانیان مقیم بازار تبریز و سپس انگلیسی‌ها و گرجی‌ها اقدام به خرید و فروش می‌کردند.
 
طی سال‌های 1248 تا 1251 ق / 1832-1835 م، تجارت در تبریز به اوج خود رسید و در طول قرن نوزدهم میلادی تبریز مرکز پرجمعیت‌ترین ایالت ایران به شمار می‌آمد و در ردیف اول شهرهای بازرگانی ایران قرار داشت. اوژن فلاندن سیاح فرانسوی که در همان سال‌ها سفری به تبریز داشته، این شهر را مرکز بزرگ‌ترین و غنی‌ترین استان ایران دانسته که همسایگی با روسیه و عثمانی بر اهمیت آن افزوده و تجارت آن به دلیل اقدامات عباس‌میرزا و فعالیت بازرگانان انگلیسی، گرجی و یونانی گسترش چشمگیری یافته است.5
 
این شهر به خاطر تجارت ترانزیتی اهمیت فوق‌العاده داشت و کالاها از استانبول و طرابوزان و گرجستان به تبریز وارد می‌شد و از آنجا به تهران و سایر شهرهای ایران فرستاده می‌شد.6 بازرگانان ایرانی به شکل فعالی در زمینه تجارت خارجی وارد شدند و کالاهای فرانسوی، آلمانی و نیز کالاهای انگلیسی از طریق تبریز به دیگر شهرهای کشور و همچنین ماوراءالنهر ارسال می‌شد.7
 
کالاهایی که از اروپا به تبریز می‌آمد، شامل پنبه، چلوار، ماهوت، فلزات، شیشه، قند و شکر، پارچه‌های مخمل نخی و ابریشمی، چیت موصلی، آینه و انواع محصولات ماشینی بود. صادرات تبریز نیز شامل ابریشم، مازو (که در همدان و کردستان به عمل می‌آمد)، رنگ، شال، تنباکو، خشکبار، موم، اسلحه و مقداری ابریشم ماشینی می‌شد.8
 
در دوره محمدشاه با توجه به ناامنی‌های جنوب کشور، تبریز و راه‌های تجاری آن اهمیت فوق‌العاده‌ای یافت، به گونه‌ای که در اواسط قرن نوزدهم میلادی بیشتر مبادلات تجاری با دول اروپایی به مرکزیت این شهر انجام می‌شد.9 اهمیت بازرگانی تبریز به حدی رسید که سفیر فرانسه در 1259ق / 1844م، در گزارشی از تهران به وزیر امور خارجه کشورش خاطرنشان کرد: «هرچه از اهمیت بازرگانی شهر تبریز بگویم، کم گفته‌ام، زیرا گسترش بازرگانی روزافزون است و افزایش تدریجی واردات، فراوانی ارتباط میان این شهر و استانبول، پیوند مستقیم با اروپا، گرایش بازرگانان اروپایی به در دست گرفتن انحصار پارچه‌های نخی، نزدیکی مراکز ارتباط، برپایی شرکت‌ها... جملگی آینده پرباری برای شهر تبریز پیش‌بینی می‌کند.»10

 عباس میرزا
عباس‌میرزا بانی مکتب تبریز

انگلستان هم با درک موقعیت تبریز و اهمیت راه تجاری طرابوزان-تبریز در سال 1245ق. / 1830م، در طرابوزان کنسولگری تاسیس کرد تا تجارت خود را با شمال غرب ایران گسترش دهد، ولی به زودی متوجه شد تا وقتی که در تبریز که بزرگ‌ترین شهر تجاری ایران بود، کنسولگری نداشته باشد، نتیجه نخواهد گرفت.11
 
طبق محاسبات سارتیژ، سفیر فرانسه در ایران در خلال سال‌های 1259 و 1260 ق / 1844 و 1845 م، واردات کالاهای اروپایی به ایران از راه‌های منتهی به تبریز یک میلیون و 806 هزار و 368 تومان برابر با 21 میلیون و 676 هزار و 416 فرانک فرانسه بوده است، در حالی که در همان موقع کل اجناس اروپایی وارد‌شده به مهم‌ترین بندر تجاری ایران در جنوب یعنی بوشهر، برابر با 555 هزار و 625 تومان معادل شش میلیون و 667 هزار و 500 فرانک فرانسه بود که حدود یک‌سوم ارزش کالاهای وارد‌شده از تبریز است.
 
12 در همین دوره زمانی صادرات ایران به اروپا از طریق تبریز، معادل یک میلیون و 946 هزار و 562 تومان برابر با 23 میلیون و 358 هزار و 744 فرانک فرانسه بود و کل صادرات از بوشهر به مقصد انگلستان و هند 385 هزار و 400 تومان برابر دو میلیون و 524 هزار و 800 فرانک فرانسه بود.
 
13 این آمار نمایانگر آن است که ارزش کالاهای صادرشده از تبریز به خارج از کشور بیش از پنج برابر کالاهایی است که از بوشهر صادر شده و نیز نشانگر تراز مثبت تجاری ایران با اروپاست. کالاهای صادراتی عمدتاً شامل غلات، تنباکو، نمک، اسب، خشکبار، منسوجات، قماش و ابریشم و فرش بوده است و کالاهای وارداتی بیشتر آهن، فولاد، چوب، پارچه‌های انگلیسی، چرم، کاغذ، ادویه، شکر، قند، تفنگ و فلزاتی چون مس و طلا بودند.14
 
با دقت در لیست کالاهای وارداتی از اروپا، اقبال به اجناسی که مورد نیاز موسسات تمدنی جدید همچون کارخانه‌ها و صنایع نوین است، مشهود است که از آن جمله می‌توان به فلزات اساسی چون فولاد، چدن و آهن اشاره کرد. همچنین کاغذی که از ایتالیا می‌آمد، و برای تامین نیاز چاپخانه‌های سنگی و روزنامه در کل کشور مصرف می‌شد، جالب توجه است!15 در اثر همین تجارت برخی از عادات تمدنی جدید به ایران وارد شد.
 
تجار تبریز در انقلاب مشروطه
 
پس از عقد عهدنامه ترکمانچای و رشد و گسترش بی‌رویه واردات کالاهای خارجی، تجار و بازرگانان ایرانی تا حدودی به حاشیه رانده شدند. این امر از عوامل اصلی تاکید بازرگانان بر حمایت از صنایع ملی و تلاش آنها در تبلیغ برای مصرف کالاهای تولید داخل بود. تجار و اتحادیه‌های صنفی در دوران مشروطیت معتقد بودند اقتصاد و بازرگانی وابسته، نابودی همه آنها را در پی خواهد داشت.
 
خواست بازرگانان سنتی و مدرن از دولت، تامین جانی و مالی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان در امور کشور بود. آنها به سرمایه‌گذاری در امر تولید وسیع و ایجاد بانک‌های ملی علاقه‌مند بودند، و بر حمایت از صنایع ملی تاکید می‌ورزیدند. سفرهای بازرگانان تبریز به کشورهای اروپایی نیز، اندیشه‌های نوین آزادیخواهی را در این شهر گسترش داد.
در نهضت مشروطه، گروه‌های متعددی شرکت داشتند، اما بازرگانان نقش ویژه‌ای در این نهضت ایفا کردند.
 
از تاثیرگذارترین اقدامات تجار، تشکیل انجمن‌های مختلف در نقاط گوناگون داخل و خارج از کشور بود. این انجمن‌ها که به نوبه خود، انجمن مرکزی اصناف را به وجود آوردند، از مهم‌ترین دلایل آگاهی تجار و روشن‌بینی تجاری آنها بود.16 به عنوان مثال تشکیل انجمن ایالتی آذربایجان، با هدف رسیدگی به مسائل و مشکلات مردم، حکایت از شرایط سخت تجارت در ایران داشت و در عین حال از جنبه‌های مثبت حرکت‌های خودجوش تجار و اصناف به‌رغم فشارهای دولتی است.17
 
میزان علاقه‌مندی و شیفتگی تجار تبریز به انقلاب مشروطه را از کمک‌های بی‌دریغ برخی از آنان می‌توان حدس زد. برای تجار و بازاریان، به نسبت توان و علاقه آنها به انقلاب، قبض‌های کمک ارسال می‌کردند.18
 
 پیشه وری
جعفر پیشه‌وری رئیس دمکرات آذربایجان

با امتناع مظفرالدین شاه در امضا و تصویب نظامنامه انجمن‌های ایالتی (در تاریخ چهاردهم جمادی‌الثانی 1324 ق)، مردم تبریز برای چندمین بار در آن ایام، بازار و مغازه‌ها را بستند و خواستار ادامه روند مشروطه شدند. بستن بازار تبریز از بازار شیشه‌گرخانه آغاز شد و با تیراندازی دو نفر در دیگر بازارها، ترس بازاریان و مغازه‌داران از محمدعلی میرزا، ولیعهد قاجار در تبریز، ریخته شد و آنان با بستن مغازه‌ها و همراهی با مشروطه‌خواهان تهران، دولت و حکومت را در تنگنا قرار دادند.
 
بازاریان اولین گروهی بودند که با تعطیل کردن محل کسب و کار خود، در مسجد صمصام‌خان تجمع کردند و به تدریج علما و روحانیون به آنان پیوستند. پس از 10 روز تعطیلی بازار و هوشیاری مردم تبریز، بالاخره شاه طی تلگرافی از تهران به تبریز، اجازه داد تا مردم نمایندگان خود را انتخاب کرده، راهی تهران کنند.19 اما زمانی که بی‌اعتنایی شاه جوان به مشروطه و مجلس شورا به گوش اهالی تبریز رسید، کسبه شهر، بازار را بستند و به‌طور جدی خواستار مشروطه تامه شدند.20
 
در این دوره، تجار و بازرگانان کمک‌های مالی فراوانی به ملی‌گرایان و آزادیخواهان کردند. آنان بار مالی تحصن‌ها را به طور کامل بر عهده می‌گرفتند. اسلحه و مهمات مبارزان مشروطه‌طلب و مخارج خانواده‌های آنان به کمک امثال حاجی مهدی کوزه‌کنانی و حاج‌میرزا آقا فرشی و دیگر تجار تهیه و تامین می‌شد.
 
وجود نام‌هایی چون علی موسیو، حاج‌مهدی کوزه‌کنانی، حاج‌محمدباقر ویجویه‌ای، حاج‌علی دوافروش، حاج‌اسماعیل امیرخیزی، میرکریم بزاز، مشهدی‌عباس قندفروش، جعفر چورکچی، محمدتقی طباطبایی ناظم‌التجار، حاج‌رسول صدقیانی، حاج‌رضا جورابچی، مشهدی‌علی ماهوتچی، حاج‌میرزا آقافرشی، حاجی‌تقی لک‌تبریزی، حاج‌محمدعلی بادامچی، و حتی خود ستارخان، سردار ملی، و بسیاری نام‌های دیگر در تاریخ مبارزات مشروطیت، این ادعا را به اثبات می‌رساند که در واقع اهرم حرکت این جنبش عظیم اجتماعی و ملی را بازرگانان تشکیل می‌دادند.21
 
در اواخر دوره قاجار سرمایه‌گذاری خارجی توسط آلمان‌ها نیز بر رونق تجارت افزود. آلمان‌ها دو کارگاه تاسیس کردند و بیش از 120 کارگر را مشغول به کار کرده بودند. در نیمه‌های دوم قرن نوزدهم، بازار تبریز بعد از تهران، بر اساس شاخص حجم کالاها و تعداد مغازه‌ها، بزرگ‌ترین بازار ایران گزارش شده است. اجناس وارداتی نخست به بازار تبریز می‌آمد و سپس در سایر مناطق ایران توزیع می‌شد. واردات کالا از استانبول عامل مهمی در رونق بازار تبریز بوده است.22 کارخانه‌هایی همچون کارخانه قالی‌بافی زیگلر آلمانی و کارخانه کبریت توکلی از جمله نشانه‌های رونق آن روزهای تبریز است.
 

افول تجارت تبریز

رونق بازار تبریز تا پایان قرن نوزدهم دوام نیاورد، و تجارت در این شهر رو به افول گذاشت. در این افول، هم دلایل داخلی و هم دلایل خارجی تاثیرگذار بود. پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی دولت عثمانی و ظهور بلشویسم پس از انقلاب اکتبر در روسیه، تجار تبریزی متوجه بازارهای اروپا شدند. علاوه بر این گشایش کانال سوئز از یک‌سو و آغاز حکومت پهلوی و سیطره دولت بر تن نحیف اقتصاد هم ضربه‌هایی پیاپی بر اقتصاد این شهر وارد آوردند.

یکی از مهم‌ترین دلایل انحطاط تجارت در تبریز نخست گشایش کانال سوئز بود که راه‌های شمالی کشور را از رونق انداخت و دیگری توقف حمل و نقل از طریق روسیه. حجم تجارت با شوروی کاهش یافت، انتقال عمومی از طریق خلیج فارس انجام می‌شد و اجناس از طریق بوشهر و بغداد به کشور می‌رسیدند. در اوایل قرن بیستم، سهم واردات تبریز از 20 درصد در اول قرن به هفت درصد در ربع قرن کاهش یافت و صادرات نیز از 14 درصد به هشت درصد سقوط کرد.23 در نتیجه شهرهای اصفهان و شیراز مرکز تجارت شدند.24
 
با تصرف تبریز توسط روس‌ها پس از قرارداد 1907، نیز بسیاری از نخبگان شهر مجبور به مهاجرت شدند. مبادلات تجاری، سیاسی و فرهنگی تبریز با قفقاز قطع شد. جنگ جهانی اول و انقلاب بلشویکی روسیه به جایگاه تبریز آسیب زد. تاجران بزرگ تبریز با اروپا عمدتاً از طریق روسیه یا عثمانی در تماس بودند و حتی در سن‌پترزبورگ، مسکو، باکو و ایروان دفتر داشتند، اما با انقلاب روسیه و بعدها تحولات ترکیه، تجارتشان را از دست دادند.
 
عده‌ای ورشکسته شدند و عده‌ای مهاجرت کردند و مال‌التجاره بسیاری از تجار ایرانی مصادره شد. بعدها اجحافاتی که شوروی‌ها با تجار داشتند، موجب اعتراض عمومی آنان در مناطق شمالی و ایجاد تشکیلاتی به نام «نهضت اقتصاد» شد و از همین رو تیمورتاش در طرح اصلاحات مملکتی، که در آستانه سلطنت رضاشاه به وی ارائه داد، پیشنهاد قطع ارتباطات تجاری با شوروی را داد.25
 
دوره سلطنت رضاشاه نیز تبریز را به جایگاه پیشین بازنگرداند. با تضعیف نهاد دربار و کمرنگ شدن جایگاه ولایت‌عهد، تبریز به عنوان ولیعهدنشین، دیگر از موقعیت پیشین برخوردار نبود. دولتی شدن اقتصاد هم به آنان ضربه وارد کرد. تجارت با خارج در اختیار دولت قرار گرفت و تجار را وادار کردند از طریق شرکت‌های دولتی کار کنند و تجار تبریزی با این سیستم آشنا نبودند. علاوه بر این با سیاست تمرکزگرایی در عصر رضاشاه، تبریز و دیگر شهرها به انزوا محکوم شدند، چرا که در دوران تمرکزگرایی، ایران تنها در پایتخت معنا می‌شد.
 
آذربایجان که زمانی دروازه تجارت ایران با جهان غرب نامیده می‌شد، در این دوران تا این حد تنزل یافته بود که آن را تنها انبار غله ایران می‌نامیدند. در این دوران، تهران و مازندران زادگاه شاه پهلوی بر هر ایالت دیگری رجحان داشتند. در دهه 1310 از 20 کارخانه جدیدی که در چهار شهر آذربایجان برپا شد، تنها دو کارخانه از سرمایه‌گذاری مستقیم دولت برخوردار شده بود، در حالی که در همین مدت، حکومت در ایالات مرکزی و شمالی کشور برای 20 کارخانه از 132 کارخانه تاسیس‌شده، سرمایه‌گذاری کرده بود.26
 
 برق لامع
جواد برق‌لامع بنیانگذارحوله برق‌لامع


در دوره حکومت رضاشاه به علت گسترش روابط سیاسی با آلمان، کنسولگری آن کشور در خیابان لاله‌زار تبریز تاسیس شد و روابط تجاری بازار تبریز با کشور آلمان توسعه یافت. گروهی از بازرگانی ایرانی و به ویژه تبریزی، شعبه‌هایی برای تجارت در کشورهای اروپایی مثل آلمان و ایتالیا ایجاد کردند و طبق مقررات بین‌المللی در داخل و خارج کشور به تجارت پرداختند.27

از سوی دیگر تحول کلی در ساختار ترابری کشور، سرکوب قبایل سرکش و استقرار امنیت نسبی موجب شد تا مرکزیت دادوستد از شهرهای بزرگی مانند تبریز به سایر نقاط و بنادر سوق داده شود؛ ولی مراکز عمده تجاری در بازار تبریز همچنان نقش خود را ایفا می‌کردند. نه‌تنها داد و ستد و صادرات فرش، خشکبار، چرم و پشم به کشورهای اروپایی انجام می‌گرفت، بلکه صادرات اقلامی مانند روده که تا آن زمان با نمک مخلوط و درون خاک مدفون می‌شد، با هوشمندی و ابتکار اشخاصی مانند حاج‌رضا طوبی آغاز شد و درآمد ارزی قابل توجهی عاید کشور کرد.28
 
واردات عمده ایران نیز از راه تبریز بود، علت آن راه‌آهنی بود که در جنگ جهانی احداث شده بود، هر چند بندرعباس و بنادر دیگر نیز فعال بودند، ولی انتقال جنس از آنجا به تهران امنیت نداشت. غالباً قماش و بلورجات وارد تبریز می‌شد و خریداران از سطح کشور به تبریز می‌آمدند. آلمانی‌ها در تیمچه سرای حاج‌سیدحسین کهنه، دفتر داشتند.
 
«مسیو مریکا» که اصلیت یونانی داشت، نماینده چند کارخانه بزرگ خارجی در ایران بود. تبریز در اولین سال سلطنت رضاشاه مرکز عمده تجارت قالی ایران بود و مهم‌ترین اقلام صادراتی شهر قالی، خشکبار و پوست و چرم، و واردات عمده آن را پارچه، قند و چای تشکیل می‌داد.29
 

تبریز زیر چکمه‌های سرخ

بعد از سقوط رضاشاه، پیدایش احزاب سیاسی و اتحادیه‌های کارگری در شهرهای بزرگ، سطح آگاهی سیاسی مردم را بالا برد و به افزایش هوشیاری طبقاتی و قومی آنان کمک کرد. در بعضی نقاط ایران و از جمله آذربایجان، استعفای رضاشاه به عنوان نشانه‌ای از پایان تمرکزگرایی کشور، تعبیر شد. آذربایجان در دوره رضاشاه، یکی از چند منطقه جغرافیایی کشور بود که به راه‌های گوناگون متحمل بی‌توجهی شده بود. خلأ قدرت در این منطقه که ناشی از اشغال شمال غرب ایران به وسیله نیروهای شوروی بود، با وضعیت پریشان اقتصادی حال و گذشته آن و بالا گرفتن احساس هویت قومی از عواملی بودند که در دگرگونی اجتماعی آذربایجان سهم عمده‌ای داشتند.
 
30 وقوع جنگ دوم جهانی و اشغال آذربایجان به دست قوای روس و تبعات ناشی از آن، صدمات جبران‌ناپذیری بر پیکر بازار تبریز وارد کرد. نه‌تنها طرف‌های تجاری بازار تبریز در سرتاسر اروپا و منطقه درگیر جنگ بودند و امکان صدور کالا در شرایط قحطی موجود مقدور نبود، بلکه سلطه روس‌ها عرصه را بر بازاریان تبریز تنگ‌تر می‌کرد. بر اثر نگرانی تجار از آینده و کسب و کار، بسیاری از مراکز عمده تجاری بازار تبریز، تعطیل شدند و بازرگانان برجسته به تهران و شهرهای دیگر مهاجرت کردند.

در این دوران، شهر تبریز با داشتن 35 هزار نفر کارگر صنعتی، کانون نهضت کارگری ایالت بود.31 کارگران کارخانه‌های نساجی و کارخانه‌های کبریت‌سازی شهر، در برپایی نخستین حلقه‌های کارگری پیشگام بودند. شرایط به خصوص با وجود افزایش نرخ‌ها، برای به راه انداختن نهضت کارگری مطلوب بود32 و ارتش سرخ کالاهای مورد نیاز خود را به کارخانه‌های آذربایجان سفارش می‌داد.33
 
اما پایان جنگ دوم جهانی هم برای تبریز خوش‌یمن نبود، کارخانه‌ها و کارفرمایان دیگر بخش‌های اقتصاد محلی به تقاضای بازار جنگ متکی بودند و با پایان جنگ دچار بحران شدند. ارتش سرخ از سفارش دادن کالا به کارخانه‌های آذربایجان دست کشید و بنابراین حیات اقتصادی آذربایجان رو به افول نهاد. بنا بر نوشته کنسول بریتانیا در تبریز «حالا همه کارخانه‌های شهر معتقد شده‌اند که یا ضرر خواهند دید یا حداقل زورکی هزینه‌های جاری را به دست می‌آورند».34
 
بحران اقتصادی پس  از جنگ در آذربایجان و عدم توزیع عادلانه مواد خوراکی در سراسر کشور هم آذربایجانی‌ها را متقاعد کرد که از نظر حکومت مرکزی، ایران یعنی فقط تهران. همین امر بسیاری از تجار تبریز را وادار به مهاجرت کرد و امید آنها به بازگشت را از بین برد.

تبریز نیز مانند اغلب مناطق شمال ایران، تحت تاثیر اندیشه چپ، خواستار اصلاحات اساسی اجتماعی و اقتصادی بود. بعد از جنگ دوم جهانی، افزایش نفوذ شوروی‌ها و عوامل داخلی آنان، ریسک تجارت در مناطق شمالی ایران را بالا برد و از این تاریخ به بعد، به مهاجرت بسیاری از تجار منجر شد. اگرچه بسیاری از تجار تبریزی پیشتر تحت‌فشار در دوران سلطنت رضاشاه از تبریز به تهران مهاجرت کرده بودند.

اوضاع نابسامان پس از جنگ و عدم توزیع عادلانه مواد غذایی در تهران و شهرستان‌ها، این اندیشه را در میان آذربایجانی‌ها رشد داد که اعطای یک امتیاز نفتی به اتحاد شوروی، رونق اقتصادی را به این منطقه بازخواهد گرداند. در تابستان 1324 بیشتر کسانی که در بخش تولید مواد مصرفی کار می‌کردند، بیکار شدند. کارخانه دخانیات تبریز بیش از 300 تن از کارگران خود را اخراج کرد. در این دوران حزب توده به شدت در آذربایجان فعالیت داشت و همین امر آذربایجان را آبستن حوادث بسیاری می‌کرد که حکومت خودمختار آذربایجان و پیشه‌وری مولود آن بود.35
 
حزب دموکرات اصلاحاتی را آغاز کرد، یکی از برنامه‌های دولت این بود که «هنگام تعیین عایدات مالیاتی و اعتبارات بودجه کشور، دولت درباره آذربایجان برنامه بهبود آبادی و عمران شهرها و اصلاح کارهای فرهنگی و بهداری و... را در نظر خواهد گرفت»، اما شیوه برخورد دموکرات‌ها در طرفداری از شوروی‌ها، اندک‌اندک باعث شد حزب، پایگاه مردمی خود را از دست بدهد و شبح جدایی از ایران و الحاق به شوروی و نگرانی از خسارات اقتصادی و فرهنگی غیرقابل جبران به آذربایجان، موجب شد به‌رغم همه اصلاحات، نتوانند حمایت مردمی را هنگام سقوط حکومت خود در اثر حمله نظامی تهران جلب کنند.36
 
 اقتصاد تبریز
کربلایی علی مسیو از تجار مشروطه خواه

حاکمیت یک‌ساله فرقه دموکرات آذربایجان پس از ترک قوای متفقین و مصادره اموال برخی از بازرگانان متمول، به نگرانی‌ها دامن زد و نقش فراملی و فرامنطقه‌ای بازار تبریز کمرنگ شد. پس از سقوط پیشه‌وری داد و ستد تجاری با اروپا از سر گرفته شد و به ویژه دست‌اندرکاران فرش در بازار تبریز دریافتند که اروپای خسته از جنگ و خونریزی به دنبال آرامش و زیبایی است و طراحان برجسته فرش در تبریز نقوش جادویی خود را با رنگ‌های ملایم درآمیختند و فرش تبریز به این طریق جای خود را دوباره در میان اروپایی‌ها باز کرد.
37
 
پی‌نوشت‌ها:
1- ده سفرنامه، ترجمه مهراب امیری، صص 285 و 286.
2- لمبتون، سیری در تاریخ ایران بعد از اسلام، ترجمه یعقوب آژند، تهران: امیرکبیر، 1363، ص 188.
3- هما ناطق، ایران در راهیابی فرهنگی 1834 تا 1848، پاریس: انتشارات خاوران، صص 209 و 210.
4- دنیس رایت، انگلیسیان در ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران: نشر اختران، صص 132 و 133.
5- اوژن فلاندن، سفرنامه اوژن فلاندن به ایران در سال‌های 1840 و 1841، ترجمه حسین نورصادقی، چاپخانه روزنامه نقش‌جهان، صص 72 تا 74.
6- لمبتون، ص 221.
7- بازار ایرانی، تجربه‌ای در مستندسازی بازارهای ایران، ص 58.
8- مصطفی مومنی، تبریز، دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد‌عادل، تهران: بنیاد دایره‌المعارف اسلامی، 1380، ج 6، ص 399.
9- لمبتون، ص 242.
10- ناطق، ص 211.
11- رایت، ص 107.
12- ناطق، صص 222 و 223.
13- همان، صص 227 تا 229.
14- همان، صص 219 تا 229.
15- همان، ص 218.
16- مینا جباری، همیشه بازار، تهران: نشر آگه، 1379، ص 122.
17- همان، صص 124 تا 126.
18- عبدالحسین ناهیدی‌آذر، تجار و دهقانان در عصر مشروطه‌خواهی، تبریز: اختر، 1389، ص 76.
19- محمدباقر ویجویه، تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز، تصحیح غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: امیرکبیر، 1386، صص 234 و 235.
20- همان، صص 26 و 28.
21- ناهیدی آذر، صص 71 تا 76.
22- چارلز عیسوی، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، تهران: نشر گستره، 1388، صص 150 تا 164.
23- همان، ص 168.
24- همان، ص 167.
25- مهرنامه، شماره 43، تبریز هرگز بلشویک نشد، میزگرد با موسی غنی‌نژاد و کاوه بیات، ص 155.
26- تورج اتابکی، آذربایجان در ایران معاصر، ترجمه محمدکریم اشراق، تهران: توس، 1376، صص 71 و 72.
27- جوادی، تبریز و پیرامون، ص 258.
28- حسن حبیبی، بازار بزرگ تبریز، انتشارات بنیاد ایران‌شناسی.
29- همان.
30- اتابکی، ص 13.
31- ناصر پاکدامن، آمارنامه اقتصاد ایران در آغاز جنگ دوم جهانی، ج 1، انتشارات دانشگاه تهران، 1355، ص 13 به نقل از اتابکی.
32- گزارش وزارت امور خارجه انگلستان، یادداشت‌های تبریز، مورخ 30 شهریور تا 9 آبان 1321 به نقل از اتابکی.
33- اتابکی، ص 105.
34- گزارش وزارت امور خارجه انگلستان، یادداشت‌های تبریز، مورخ 39 شهریور تا 20 مهر 1323 به نقل از اتابکی.
35- اتابکی، ص 107.
36- همان، صص 201 و 202.
37- حبیبی، همان.

لینک پست تبریز مادر شهر 2



مرتبط با : تبریز
برچسب ها : اقتصاد آذربایجان-تجارت در تبریز-تاریخچه بازرگانی تبریز-تجار تبریز-مرور اقتصاد تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 2 شهریور 1395
زمان : 10:52 ب.ظ
شاعر بولود قاراچورلو
نظرات |

اولین شعر بولود :
تاریخ‌لر بویونجا ائی بؤیوک وطن
یاغییا دوشمنه اییلمه دین سن
بوگون طبیعت‌دن ایلهام آلدیم من
گئچدی سحر واقتی بو سؤز اورکدن
اینسانا روح وئره ن دیلینه آلقیش


بولوت قاراچورلو

بولود قاراچورلو (۱۳۰۵-۱۳۵۸) Bulud Qarachorlu متخلص به سهند شاعری ایرانی بود که به زبان ترکی آذربایجانی شعر سروده است.
بولود قاراچورلو در سال ۱۳۰۵ در مراغه در یک خانواده کارگری به دنیا آمد پدر و مادرش اسم فرزندشان را بولود (ابر) گذاشتند.
بولود در دوران جوانی به خاطر شرایط سخت خانواده بدون اتمام متوسطه، برای کمک به خانواده وارد بازار کار شد. در ۱۳۱۹ با اشغال ایران توسط متفقین بولود جوان وارد سیاست شد و اولین شعرش در مجلس شاعران در تبریز خوانده شد.

قره چورلو و یا قاراچورلو نام یکی از ایلات ترک منطقه قرچه‌داغ یا ارسباران در آذربایجان ایران است.
این ایل در آذربایجان شرقی جز طوایف ایل قره‌داغی‌ها و در آذربایجان غربی، اردبیل جز طوایف ایل شاهسون می باشد.
در فتح بغداد قره چورلوها در کنار نادر شاه بودند و در کتاب جهانگشای نادری به دفعات ار قره چورلوها نابرده شده‌است. مردم ایل قره چورلو به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می کنند و مسلمان شیعه هستند.

طالعیمه باخ !
دوشونجه لریم یاساق ،
دویغولاریم یاساق ،
كئچمیشدن سؤز آچماغیم یاساق ،
گلجكدن دانیشماغیم یاساق ،
آتا و بابامین آدین چكمگیم یاساق ،
بیلیرسن ؟
آنادان دوغولاندا ، بئله ،
اؤزوم بیلمییه – بیلمییه ،
دیل آچیب ، دانیشدیغیم دیلده ،
دانیشماغیمدا ، یاساق ایمیش ، یاساق ،


بولود و شهریار
بولوت قاراچورلو

در سال ۱۳۳۲ پس از آزاد شدن سهند و دوستانش از زندان کودتای ۲۸ مرداد برای سرنگونی دولت مصدق رخ داد. در این سالها سهند با دوست نزدیک و صمیمی خود فرزانه در تهران زندگی می‌کرد. او با راهنمائی دوستش با فولکلور و خصوصاً کتاب دده قورقود الفت گرفت و در این ماه‌ها شعر حیدربابایه سلام محمدحسین شهریار برای او منبع الهامی شد، سهند هم ده ده قورقود را شروع به نظم کشیدن کرد.

آثار:
منظومه آراز
منظومه خاطره
سازمین سوزو جلد اول داستانهای کتاب دده قورقود
دده مین کیتابی جلد دوم داستانهای کتاب دده قورقود
شهریارا مکتوب
شعر یاساق


منظومه خاطره کتاب شعری است اثر بولوت قاراچورلو (۱۳۰۵-۱۳۵۸) مشهور به سهند یکی از شاعران شعر سیاسی ایران است.
سهند منظومه خاطره را پس سقوط حکومت پیشه‌وری در شرایط سخت زندان و غربت مابین سالهای ۱۳۳۲ـ۱۳۳۰ به همراه منظومه آراز سروده‌است و در این منظومه از مسائل قومی سخن گفته‌است.

بولوت و پرفسور جواد هیئت
بولوت و جواد هیئت

سازمین سوزو
(به فارسی: صدای ساز من) کتابی منظوم اثر بولوت قاراچورلو (۱۳۰۵-۱۳۵۸) مشهور به سهند یکی از شاعران آذربایجان است.
سهند در این اثرش کتاب دده قورقود را با ثابت ماندن ماجراها و داستانهایش به نظم کشیده و برای هر داستان یک آغاز و پایان اضافه نموده‌است.
در این اضافات شاعر احساسات ملی تاریخی، اجتماعی و فلسفی خود را به قلم کشیده، با کامل شدن این داستانها و نوشته‌ها در فکر چاپ و گسترش آن برمی‌آید اما در شرایط سخت آن زمان این فکر را عملی ساختن آسان نبود و هیچ چاپخانه‌ای برای انتشار یک اثر ترکی حاضر نمی‌شد. با تلاش زیاد یک چاپخانه به شرط چاپ و انتقال شبانه آن از چاپ خانه موافقت می‌کند اولین جلد آن با درج نشدن تاریخ چاپ در روی آن به بازار می‌آید.
دوست شاعرش فرزانه در مقدمه این کتاب چنین می‌نویسد:
شاعر بزرگ و صاحب سخن این کار را به بهترین نحو به جای خود رسانده‌است با در نظر گرفتن ذوق و احساس خواننده در آن هیجان غم و شادی بدیع آفریده و یک اثر اجتماعی عرضه کرده و باوفادار ماندن به ساختار اصلی و اسلوب و خصوصیات سخن در جای خود استعداد خویش را نشان داده و به دریای بی‌افق ذوق انسان راه یافته‌است شاعر برای زنده کردن احساسات و معنای جا گرفته در داستانها و همچنین روبرو کردن آنها با مسائل اجتماعی و فلسفی در اول و آخر اثر یک مقدمه و خاتمه آورده‌است.
بو توپراغدا بو دیاردا
اسیرلردن اسیرله‌ره
السیزلری تالامایام
تؤپوردؤیون یالامایان
دیللرینه یالان گلمه‌ز
حق یولوندان اوز چئویرمز
ظولمکارا بونیین ایمه‌ز
دالیسینی دوشمن گؤرمه‌ز
دیشی اصلان
قوچ ایریلر
قافلان کیمی
یووا سالمیش
بو داغلارین یایلاقلارین
جیران قاچار اولاقلارین
تورپاغلاری قاریشیقدیر
بابالارین تورپاغیلای

در حالیکه جلد اول داستانهای «ده ده قورقود» سازمین سوزو آن زمانها نشر و بعداً تجدید چاپ هم شد وحتی در ترکیه و باکو چاپ و منتشر گشت، اما جلد دوم آن یعنی ده ده مین کیتابی تا امروز هم رویی روشنائی ندیده شاعر در جلد دوم شش داستان از داستانهای ده ده قورقود را به نظم کشیده‌است و در پایان و شروع آنها نیز مقدمه و خاتمه‌ای آورده‌است و خصوصاً در پایان اثر در خاتمه آورده شده و سخن‌پردازی خود را به نمایش گذاشته‌است.

میدان با نام این شاعر در مراغه

میدان سهند مراغه

سهند، منظومه آراز را پس سقوط حکومت پیشه‌وری در شرایط سخت زندان و غربت مابین سالهای ۱۳۲۶ـ۱۳۳۰ به همراه منظومه خاطره سروده‌است.
او در این منظومه از مسائل قومی سخن گفته‌است. شاعر منظومه آراز را با این شعر شروع می‌کند:
من آراز آدیلان
چوخ زاماندیر تانیشام
ان کیچیک یاشلاریمدان
اونا روانلامیشام
قوجا بابام نه واقتی کن
بوغازیم آغرییاردی
آراز کئچمیشم دییه
بوغازیمی سیغاردی
سوروشاردیم آی بابا
آراز نه دیر کئچمیسن
نه کیمی شئیدیر او کی
سویوندان دا ایچمیسن؟
سوالمیدن بابامین
یاشلاردی گؤزلری
اؤزونین چیینلرینده
گیزله نه‌ردی کدری
اؤزومه مأیوس مأیوس
باخیب دئمه‌زدی بیر سؤز
گؤرردیم آنجاق اولوب
اونون توکلری بیز بیز
سونرا دا قارداشیمین
آدین قویدولار آراز
لاکین اؤندا دا منه
آیدینلاشماری بو راز
آنجاق آراز بئشیکده
یاتیب ییرغانان زامان
بؤ سؤزلری دینلردیم
آنامین لایلاسیندان
آراز'ی آییردیلار
قومویلن دویوردولار
من سندن آیریلمازدیم
ظولمولن آییردیلار.

آراز

شعرهایی از ایشان:

من دئمیرم اوستون نژاددانام من
دئمیرم ائللریم ائللردن باشدیر

منیم مسلكیمده ، منیم یولومدا
ملت لر هامیسی دوستدور قارداشدیر

چاپماق ایسته میرم من هئچ میللتی
نه دیلین، نه یوردون ،نه ده امگین

تحقیرائله میرم ،هدله میرم
كئچمیشین، ایندی سین ، یا گلجگین

 من آییرمیرام، آیری سالمیرام
قارداشی قارداشدان ، آروادی ـ اردن

آنانی بالادان، اتی دیرناقدان
اوره گی ـ اوره كدن، قانادی پردن

 پوزماق ایسته میرم من بیرلیكلری
انسانلیق بیرلیگی ایده آلیم دیر

قارداشلیق، یولداشلیق ، ادبی باریش
دونیادا ان بویوك آرزولاریمدیر

 آنجاق بیرسوزوم وار، من ده انسانام
دیلیم وار،خلقیم وار،یوردوم یووام وار

یئردن چیخمامیشام گوبه لك كیمی
آدامام،حقیم وار،ائلیم اوبام وار

 قول یارانمامیشام،یاراناندا من
هئچ كسه اولمارام ،نه قول،نه اسیر

قورتولوش عصریدیر انسانا بو عصر
اسیر اولانلاردا بوخوون كسیر

شعر ترکی

بوز چیچگی‌

 گلدی‌ چپیش‌ كیمی‌ شن‌، شیطان‌، ورهوو
 نازلانا- نازلانا اوزومه‌ باخدی‌.
 الده‌ نئچه‌ پوتا بوز چیچگی‌، او-
 گوللری‌ هوسلن‌ گولدانا تاخدی‌.

 «بونلاری‌ یادگار ساخلارسان‌ مندن‌»
 دییه‌-گؤیرچین‌ تك‌ پیرلادی‌، گئتدی‌.
 غمزه‌سی‌ اوخ‌ كیمی‌ دگدی‌ سینم دن‌،
 اوو ایكن‌ اووچوسون‌ اوولادی‌، گئتدی‌.
 
 گولداندا پوتالار قالدی‌ بیر زامان‌
 گوللری‌ قورودو، تؤكولدو بیر- بیر
 منیمسه‌ ایچیمی‌ دوغرادی‌ هجران‌:
 «بونازین‌، ادانین‌ معناسی‌ نه ‌دیر؟»

 منی بیر دفعه لیك آتیردی اگر ،
گئدنده گول نییه وئردی یادیگار ؟
بیلمیردی ، بیلمیردی ، بیلمیردی ، مگر ،
گول نه قدر عؤمر ائدر ، نه قدر یاشار !

 اونا سؤیلمدیم ، دئمدیم ندن :
دریلن چیچكدن یادیگاراولماز ،
یوزده گؤزتلسن ، یوزده سو وئرسن ،
كؤكوندن آیریلان سارالار قالماز !

نه بیلیم بلكه ده او آج مارالین ،
گومانی بو گوله گلیرمیش تكجه ،
بیر ده یارامازا نه یارجی – یارین ؟
صاباحین معناسین بیله ایدی نئجه ؟

صاباح سیز كئچمیشدی عؤمرو همیشه ،
كدرلر عؤمورلوك ، سئوینجلر بیر آن ،
صاباحدان نه اوموب كوسجكدی نه ،
سحری سیخینتی آخشامی حیرمان ،

او، سئللر اوزونده‌ اوزن‌ بیر كولون‌،
 پوتاسیندا آچان‌ گوله‌ بنزردی‌.
 هر آن‌ بو دهشتلی‌ طالعین‌، یولون‌،
 داشلی دالغالاری باغرین ازردی.

او، سرت‌ قایالارین‌ قوزو جیرانی‌،
 قورشونلو، پیچاقلی‌ شهرده‌ دوستاق‌.
 بیر قارین‌ منتلی‌ چؤرك‌ قربانی‌،
 هر گئجه‌ بیر قوردون‌ ائوینده‌ قوناق‌.

 یاردا- یاراشیقدا پریلر كیمین‌،
 پئشه‌سی‌ یاراماز دیولره‌ خدمت‌
 قوینو بخته‌ورلیك‌ اوجاغی‌ لاكن‌
 نصیبی‌ قارا گون‌، قسمتی‌ حسرت‌.

 عشقه‌، محبته‌ سوسوز اور‌گی‌،
 گاه‌ ایكییه‌ باغلی‌ گاه‌، اوچه‌ باغلی‌،
 امیدی‌، آرزیسی‌، عشقی‌، دیلگی‌،
 بیلمز نه‌یه‌ باغلی‌، لاپ‌ هئچه‌ باغلی‌.

  شنلیكلر، شادلیقلار، دئییش‌- گولوشلر،
 اونا بیر اؤتری‌ سازاق‌ كیمی‌ ایدی‌.
 ییخیق‌ اورگینده‌، سئوگی‌، سئویشلر،
 آنجاق‌ بیر گئجه‌لیك‌ قوناق‌ كیمی‌ ایدی‌.

نئجه كی ، قلبیندن چیخارتدی ، آتدی ،
بورانلی گئجه ده باش آلدی گئتدی ،
غوبارلی كونلوندن طوفان قوپارتدی
 دومانلار ایچینده ایتدی كی ، ایتدی ،

بیر زامان‌ دالینجا دولاندیم‌ خسته‌،
 یئره‌- گؤیه‌   زنجیر  سالدیم‌، تاپمادیم‌.
 آختاردیم‌، قویمادیم‌ داشی‌ داش‌ اوسته‌،
 هر یاندان‌ سوراغین‌ آلدیم‌، تاپمادیم‌.

 گون‌ كئچدی‌، آی‌ كئچدی‌، ایلده دولاندی‌،
 غمینی‌ كؤنلومدن‌ آتا بیلمه‌دیم‌.
 منیم‌ده‌ سارامی‌ سئللر آپاردی‌،
 ندنسه‌ الیندن‌ توتا بیلمه‌دیم‌.

 اؤزو ایتدی‌ باتدی‌، دوماندا، چنده‌،
 گولوده‌ قورودو، تؤكولدو-اولسون‌،
 غمینی‌ یادگار ساخلارام‌ من‌ده‌،
 غم‌ كی‌، چیچك‌ دگیل‌ سارالسین‌-سولسون‌.

اونودان‌ دگیلم‌ دردین‌، نیسگیلین‌،
 سهند طاقتی‌ وار منده‌ ده‌ قاللام‌.
 شرینین‌ اؤزوتك‌ غمی‌ده‌ شیرین‌
 گئدیبسه‌ مهریمی‌ غمینه‌ ساللام‌.

 دونن‌ قار یاغیردی‌، باخدیم‌، باغچا، باغ‌
 سون‌ یارپاقلارینی‌دا تؤكوب‌ ساچمیشدی‌.
 یالینجیق‌ پوتالار اسیردی‌ زاغ‌- زاغ‌،
 لاكن‌، بوز چیچگی‌ چیچگ‌ آچمیشدی‌.

 بیر آندا  ائله‌ بیل‌ عالم‌ دگیشدی‌،
 دومانلار دانیشدی‌، سس‌ گلدی‌ چندن‌.
 ایچیمه‌ سسلردن‌ ولوله‌ دوشدو،
 «بونلاری‌ یادگار ساخلارسان‌ مندن‌»

 یئنه‌ یوماقلانان‌ آرزیم‌، دیله‌گیم‌،
 آچیلدی‌ حسرته‌، غمه‌ دولاشدی‌.
 سازكیمی‌ چالیندی‌ یانان‌ اوره‌گیم‌،
 الهامیم‌ فیشقیردی‌، نغمه‌لر داشدی‌.

بوز چیچگی‌ منیم‌ سئوگی‌ چیچگیم‌،
 آلقیش‌ بو دؤزومه‌، ایلقارا آلقیش‌.
 شاختایا، بورانا كیم‌ دؤزرمیش‌، كیم‌؟
 سنده‌ گؤر نه‌ درین‌ معنا وارایمیش‌!

قیزین‌ اور‌گیمین‌ اودونا، قیزین‌،
 سن‌ منیم‌ عشقیمین‌ سون‌ باهاریسان‌.
 او گناهسیز قیزین‌، پناهسیز قیزین‌،
 خزاندا گول‌ آچان‌ یادگاریسان‌.

 سنی‌ اوره‌گیمه‌ اكیرم‌ باری‌،
 كؤكسومده‌ گؤك‌ سالیب‌ بوداق‌ آتاسان‌.
 یاغدیقجا باشیما زمانه‌ قاری‌،
 هی‌ چیچك‌ آچاسان‌، چیچك‌ آچاسان‌.

 تهران‌ ـ بهمن‌ 1350

شاعر ترکی

     گؤزلــــر

یئنه‌ كمان‌ كیمی‌ چكیب‌ قاشلارین‌،
 قولدور باخیشلاری‌ وای‌ منی‌ گؤزلر.
 داغیدیب‌ گؤنلومون‌ باغچاسین‌، بارین‌،
 یاخیب‌ یاندیرماغا خرمنی‌ گؤزلر.

 الیندن‌ كیم‌ قاچدی‌ جانین‌ قورتاردی‌،
 صنعان‌ دینین‌ آتدی‌، دونوز اوتاردی‌،
 هر زامان‌ یئنی‌ بیر فتنه‌ قوپاردی‌،
 او گورجی‌ باخیشلار، ارمنی‌ گؤزلر.

سوزگون‌ باخیشیندان‌ اوركلر شان‌ ـ شان‌،
 هر یاندا مین‌ یانان‌ ،  مین‌ ـ مین‌ آلیشان‌،
 داغیدیب‌ تئللرین‌ ائدیب‌ پریشان‌،
  قلب‌ ائوین‌ ییخماغا شانه‌نی‌ گؤزلر.

حسرتی‌ لاله‌نین‌ باغرین‌ داغلاییب‌،
 شوقوندان‌ گول‌ گولوب‌، بولود آغلاییب‌،
 ییغیب‌ دالیسیندا دسته‌ باغلاییب‌،
 سونبولی‌، نرگیزی‌، سوسنی‌ گؤزلر.

زلفلری‌ قاپ‌ ـ قارا، اوزو آی‌ پارا،
 ناز ـ غمزه‌سیندن‌ اوره‌كلر یارا،
 قدرتدن‌ چكیلیب‌ قاشلارا قارا،
 نئیله‌ییر ـ نئیله‌ییر سورمه‌نی‌ گؤزلر.

باخیشی‌، گولوشو، حیله‌سی‌، فندی‌،
 قاتیب‌ ـ قاتیشدیریب‌ پوسته‌نی‌ ـ قندی‌،
 بیلمیرم‌ ایلك‌ ازل‌ كیمدن‌ اؤیرندی‌،
 چمخمی‌، عشوه‌نی‌، غمزه‌نی‌ گؤزلر.

  سوردوم‌، شرمدندیر، بویا  نخوتدن‌،
 باشینی‌ قووزاییب‌ باخماز ابدا.
 دئدیلر، اؤزو ایله‌ دگیل‌، خلقتدن‌
 شیوادان‌ آلیب‌ بو شیوه‌نی‌ گؤزلر.

عشقی‌، اوره‌گیمده‌ تالان‌ قوپاردی‌،
 صبر و قراریمی‌ چاپدی‌ ـ آپاردی‌،
 وورغون‌ اولسایدی‌ نه‌یه‌ یازاردی‌
 سهند بو قوشمانی‌، نغمه‌نی‌، گؤزلر.


سهندیه نام منظومه‌ای به ترکی آذربایجانی از محمدحسین شهریار است.
شهریار این منظومه را به خاطر ارادتی که به بولود قاراچورلو شاعر اهل مراغه پیدا کرده بود و با الهام از کتاب سازمین سوزو او سرود و به افتخارش آنرا سهندیه نامید.
مطلع شعر سهندیه به ترکی آذربایجانی:
شاه داغیم، چال پاپاغیم، ائل دایاغیم، شان‌لی سهندیم
باشی توفانلی سهندیم
باشدا حئیدر بابا تک قارلا، قیروولا قاریشیب‌سان
سون ایپک تئل‌لی بولودلارلا اوفوق‌ده ساریشیب‌سان
ساواشارکن باریشیب‌سان

سهند

شعر سهند از قاراچورلو:
سهندی‌ دومان‌ آلیب‌،
یاشیل‌ دونو سارالیب‌.
بوردا بیر غریب اؤلوب‌،
اؤلوسو یئرده‌ قالیب‌.
من‌ یارانان‌ گوندن‌ دردلی‌ یاراندیم‌،
«وای‌ ننه‌» چاغیرار بیزده‌ دردلیلر.
آغلادیم‌، قیشقیردیم‌، باغیردیرم‌ ـ ساندیم‌،
آنا وطنیم‌ وار، قایغی‌ چكر.
سن‌ دئمه‌ ازلدن‌ یتیم‌میشم‌ من‌،
آنا یورددان‌، آنا وطندن‌ ساری‌.
بونو گیزله‌میشدی‌ هامیلار مندن‌،
حاق‌ قارقیسین‌ اینسان‌ آلدادانلاری‌.
ائله‌ده‌ قایغیسیز، السیز، آیاقسیز،
توللاندیم‌ حیاتین‌ بورقانلارینا
بالتاسیز، ناجاقسیز، دایاناجاقسیز،
آتیلدیم‌ طالعین‌ عومّانلارینا.
ایلیشه‌ ـ ایلیشه‌ ایلیشیملره‌،
سیریمسه‌دیم‌، بویا ـ باشا یئتیشدیم‌.
یانغینلارا آتیلسام‌ دا مین‌ كره‌،
یانیب‌ كول‌ اولمادیم‌، قاینادیم‌ ـ پیشدیم‌.
آز ـ ماز گؤز ـ قولاغیم‌ آچیلان‌ زامان‌،
گؤردوم‌ هامیلارین‌ آدی‌ ـ سانی‌ وار.
بیر منیم‌ آدیما دئییرلر جیرتدان‌،
هر كسین‌ ائل‌ ـ گونو، دودمانی‌ وار.
بو دردن‌، بو غمدن‌ یاندیم‌، آلیشدیم‌،
حسرتیم‌ داغلاری‌ ـ داشی‌ یاندیردی‌.
كول‌ ـ اولوبان‌ تورپاقلارا قاریشدیم‌،
آلووم‌ قورونو، یاشی‌ یاندیردی‌.
من‌ ده‌ مجنون‌ كیمی‌ دوشدوم‌ چؤللره‌،
لئیلام‌ ایسه‌ یوردوم‌، وطنیم‌ اولدو.
چوخ‌ دولاندیم‌، باش‌ اوزاتدیم‌، هر یئره‌،
آیاقلاریم‌ قابار چالدی‌، یورولدو.
سحر ـ آخشام‌ یوللار اوسته‌ دایاندیم‌،
گلندن‌ ـ گئدندن‌ خبر سوروشدوم‌،
سوراق‌ آلانمادیم‌، آنجاق‌، بوشاندیم‌،
گئت‌ ـ گئده‌ حسرته‌، غمه‌ یاندیم‌.
بیر گون‌ بیر قوجایا توش‌ گلدیم‌، سوردوم‌،
گؤردوم‌ گیزلی‌ ـ گیزلی‌ منه‌ گؤز ووردو.
واردیم‌، خلوت‌ یئره‌، یولوندا دوردوم‌،
الیمه‌ كؤهنه‌ بیر كیتاب‌ قیسدیردی‌.
اوخودوم‌، دیرچلدیم‌، آیاغا قالخدیم‌،
شیمشك‌ اولوب‌ چاخدیم‌، وولكانا دؤندوم‌.
بولود تك‌ كیشنه‌دیم‌، سئل‌ اولوب‌ آخدیم‌،
كؤكسو داغ‌دالغالی‌ عومّانا دؤندوم‌.
وارلیغیمی‌ دانان‌ قلبه‌زنلرله‌،
یامان‌ یاخالاشدیم‌، یامان‌ ووروشدوم‌.
یالان‌ ـ پالانلارین‌ تاپشیردیم‌ یئله‌،
حاقسیزلیغا قارشی‌ یامان‌ ووروشدوم‌.
اورك‌ سؤزلریمی‌، حاق‌ سؤزلریمی‌،
قایا كیمی‌ دوشمان‌ كؤكسونه‌ ووردوم‌.
غصبكارا جومرد بابالار كیمی‌،
گاه‌ قان‌ قوسدوروبان‌، گاه‌ قان‌ اوتدوردوم‌
الیمدن‌ زینهارا، زارا گلنلر،
كؤپك‌ كوشگورتدولر، ایت‌ بوراخدیلار.
حاق‌ سؤزومه‌ جاواب‌ وئره‌نمیه‌نلر،
قددره‌ قوللانیب‌، قمه‌ تاخدیلار.
گوجوم‌ گوجلرینه‌ چاتانمادیقدا،
هر طرفدن‌ منی‌ دؤوره‌له‌دیلر.
سونگونو بؤیرومه‌ سانجیب‌ آدیما
وطنسیز دئدیلر، نه‌لر دئدیلر!...
یئنه‌ داغلار كیمی‌ دوردوم‌، دایاندیم‌،
نه‌ چكیندیم‌، نه‌ ده‌ سؤزومو چاشدیم‌.
محكمه‌لرینی‌ اگلنجه‌ ساندیم‌،
دنیز كیمی‌ جوشدوم‌، كوكره‌دیم‌، داشدیم‌.
آیاغی‌ كونده‌لی‌، قوللاری‌ باغلی‌،
سسیمی‌ اوجالتدیم‌، آچدیم‌ دیلیمی‌.
اورگی‌ غوبارلی‌، سینه‌سی‌ داغلی‌،
دئدیم‌، هر دردیمی‌، هر نیسگیلیمی‌.
ائی‌ عیرق‌ افسانه‌سینی‌ اوزه‌ چكنلر،
روحونوزو شئیطان‌ چوشلاییب‌ بوتون‌.
قارداش‌ قیرغینی‌نا توخوم‌ اكنلر،
اكدیگینیزه‌ پئشمان‌ اولارسیز بیر گون‌.
بیر پارا سؤزو چوخ‌ اوزه‌ چكمه‌یین‌،
بوش‌ سانمایین‌ بئله‌ چوخدا مئیدانی‌،
قیپچینین‌، بو قدر سوخمایین‌ گؤزه‌،
آنانیزدان‌ قالان‌ كیرلی‌ تومانی‌.
كاش‌ بو «تمیز نژاد»، «پاك‌ قان‌»لاریزلا،
هیتلرین‌ دیرناغی‌ اولابیلئیدیز.
خام‌ خیاللار، گولونج‌ یالانلاریزلا،
قوبلزلردن‌ عیبرت‌ آلا بیلئیدیز!
گئدئیدیز برلینه‌ یادا لوندونا،
اوستون‌ نژادلارین‌ گؤرئیدیز حالین‌.
بلكه‌ سیغینایدیز اینسان‌ قوینونا
سونون‌ دوشونئیدیز بوش‌ خیاللارین‌.
گؤرئیدیز مئیدانا چوخ‌ گئج‌ گلیبسیز،
معركه‌ ییغیشیب‌، اویون‌ قورتولوب‌
بوش‌ یئره‌ چاپیبان‌ آت‌ چرله‌دیبسیز
گلین‌ اركك‌ چیخیب‌، توی‌ باطیل‌ اولوب‌.
گؤرئیدیز خالقلار قالخیب‌ آیاغا،
وارلیغین‌، منلیگین‌ آختاریر سین‌ ـ سین‌.
كیمسه‌ نه‌ نؤكردیر، نه‌ ده‌ كی‌، آقا،
نه‌ ایستر ازیلسین‌، نه‌ ده‌ كی‌، ازسین‌.
تاریخ‌ كدرلنمز گوزگویه‌ بنزر،
اوندا گؤرمك‌ اولار، اگرینی‌ ـ دوزو.
بیر مصلحتیم‌ وار، دینله‌سز اگر،
بو آینادا گؤرون‌ اؤز اؤزونوزو.
ظن‌ ائتمه‌یین‌ یئنه‌ قلم‌ سیزده‌دیر،
سیزلره‌ مخصوصدور كیتابخانالار.
آغی‌ ـ قارا یازماق‌ الینیزده‌دیر،
یوخ‌!... بو گون‌ میلیونلار باشا دوشن‌ وار.
دیرشه‌ بیلسه‌ده‌ كیم‌ حقیقتله‌،
خالقی‌ آلدادانمیر، اؤزو آلدانیر.
دیزه‌ چوكدورولسه‌ میلیون‌ قالیله‌،
یئنه‌ یئر دولانیر، یئنه‌ فیرلانیر.
چوخ‌ یاخشی‌ بیلیرسیز فیریلداقچیلار،
من‌ نه‌ وطنسیزم‌، نه‌ ده‌ گؤبه‌لك‌.
دوغما دیاریم‌ وار، بؤیوك‌ ائلیم‌ وار،
منیمدیر هم‌ كئچمیش‌، هم‌ ده‌ گله‌جك‌.
منه‌ نه‌ عیرق‌، نه‌ ده‌ بابا یونتایین‌،
اؤزوم‌، اؤز كؤكومو یاخشی‌ تانیرام‌.
گئدین‌ اؤزونوزه‌ «بابا» آرایین‌،
سیزین‌ یئرینیزه‌ من‌ اوتانیرام‌.
قاطیرینیز چوخدا باش‌ آپارماسین‌،
قودورمایین‌ بئش‌ گون‌ یایان‌ اولموشام‌.
منی‌ چوخ‌ دا بئله‌ حقیر سانمایین‌،
ایگنه‌می‌ یئینه‌ قیییق‌ قوسدورام‌.
خاما باغلامیشام‌ قیر آتی‌ هله‌،
بیر گون‌ بوتون‌ مینیب‌ اویناداجاغام‌.
ائل‌ ـ اولوسونوزا سالیب‌ ولوله‌،
سیزه‌ قان‌ قوسدوروب‌، قان‌ آلاجاغام‌.
بئش‌ گونلوك‌ بگلیگی‌ بگلیك‌ سانمایین‌،
ایشین‌ دالیسینی‌ دوشونون‌، دویون‌.
بوش‌ یئره‌ اؤیونوب‌ خوروزلانمایین‌،
دالی‌ گونونوزه‌ بیر كؤرپو قویون‌.
بیر آن‌ زنجیرلری‌ آچین‌ دیلیمدن‌،
بو دیل‌ میلیونلارین‌ آنا دیلیدیر.
قورخون‌ غضبیمدن‌، قورخون‌ كینیمدن‌،
ساغالمایان‌ یارام‌ دیل‌ نیسكیلیدیر.
مین‌ ایل‌ قاباق‌ بابام‌ قازان‌ دئمیشكن‌:
بوتون‌ سیزین‌ اولسون‌ تورپاغیم‌، داشیم‌.
تالادیقلارینیزی‌ آلمیرام‌ سیزدن‌،
قویون‌ آنام‌ ایله‌ بیر قوجاقلاشیم‌.
یانیلمایین‌ اگر یالواردیم‌ سیزه‌،
آنام‌ آیاق‌ آلتدا قالماماق‌ اوچون‌.
آنا، موقّدسدیر ازلدن‌ بیزه‌،
قییماریق‌ آیاقلار آلتینا دوشسون‌.
نامردلر زینهارا گلدی‌ الیمدن‌،
چارمیخا چكدیلر منی‌ هر یاندان‌.
قنّارایا آسلادیلار دیلیمدن‌،
یاتاغیم‌ قورو یئر، اوتاغیم‌ زیندان‌.
ایچیمده‌ بوغولان‌ قیشقیریق‌ سسیم‌،
دمیر مییله‌لری‌ تیترتدی‌ یالنیز.
تك‌ باشیما آرتیق‌ نه‌ جوشوب‌، داشیم‌،
اولدوزسوز یارانیب‌ زاواللی‌ یالقیز.
نه‌ قدر باغیردیم‌، هارای‌ قوپاردیم‌،
بوشلوقلاردا ایتدی‌ آنجاق‌ هاراییم‌.
دمیر زنجیرلری‌ چئینه‌دیم‌، دارتدیم‌،
دادیما چاتمادی‌ هاوادارلاریم‌.
كیریدیم‌، آغاردی‌ ساققالیم‌، ساچیم‌
قاپینی‌ آچدیلار، دئدیلر، ایتیل‌!
بیلمه‌دیم‌ هایانا اوز قویوب‌ قاچیم‌،
اومودسوز، آرزی‌سیز، یئر ـ یوردسوز، سفیل‌.
یئنه‌ده‌ اوز قویدوم‌ داغلارا ساری‌،
بلكه‌ دالداناجاق‌ آرایا بیلم‌.
بلكه‌ تاپا بیلم‌ آنام‌ دیاری‌،
قوینونا سیغینیب‌ بیر آز دینجلم‌.
یورولدوم‌ ـ خورد دوشدوم‌، گئتدیم‌ اویقویا،
دربه‌در گزمكدن‌ آخیر اوساندیم‌.
اپریمیش‌ بیر قاری‌ گلدی‌ یوخوما،
دیسكیندیم‌، خوفلاندیم‌، ایسكلت‌ ساندیم‌.
باشیما ال‌ چكدی‌ قورخوم‌ تؤكولدو،
خوش‌ باخیشلاریندان‌ گؤردوم‌ تانیشدی‌.
مهریبان‌ ـ مهریبان‌ اوزومه‌ گولدو،
دؤندو دیله‌ گلدی‌، منله‌ دانیشدی‌:
قورخما، عزیز بالام‌! گزدیگین‌ منم‌،
اپریمیش‌ اولسام‌ دا، گل‌، قوجاقلاشاق‌.
هامان‌ آختاردیغین‌ آنا وطنم‌،
آنا اؤلوسوندن‌ چكینمز اوشاق‌.
بیلیرم‌ دردیوی‌، هر نیسگیلیوی‌،
دولانیم‌ باشووا، دؤنوم‌ گؤزووه‌.
دانیش‌، قوی‌، دینله‌ییم‌ دردلی‌ دیلیوی‌
جانیم‌ قوربان‌ اولسون‌ شیرین‌ سؤزووه‌!
سؤیله‌دیم‌، یوخ‌ آنا! سن‌ دانیش‌گیلن‌،
سؤیله‌، نه‌ اولوب‌ بو گونه‌ دوشوبسن‌؟
دانیش‌ طالعیندن‌، دانیش‌ گونوندن‌
دانیش‌ یازیق‌ آنا، زاواللی‌ وطن‌.
قورو كلّه‌ده‌كی‌ گؤز یئرلریندن‌،
باخدیم‌، داملا ـ داملا یاش‌ دامجیلادی‌.
لاكین‌ كلمه‌ وئریب‌ آلمادی‌ اصلا،
ایچیم‌ آلوو چكدی‌، اورگیم‌ یاندی‌.
اتگین‌ آختاردیم‌ اله‌ گلمه‌دی‌،
یالواردیم‌، آسلاندیم‌ سوموكلریندن‌.
آنا اورگی‌ ایدی‌، دؤزه‌ بیلمه‌دی‌،
آخیر دیله‌ گلدی‌، دانیشدی‌ منلن‌.
دینله‌، دردلی‌ بالام‌، دردیمی‌ دینله‌،
درد اهلی‌ آرتیق‌ درد چكمگه‌ نه‌ وار؟
گل‌، بیر ـ بیر تانیش‌ اول‌ كدرلریمله‌،
دردین‌ دولو گرك‌، دئمیش‌ آتالار.
گوناهكار توتورسان‌ گئت‌ توت‌ هر كسی‌،
آنجاق‌، او گوندن‌ كی‌، اسیر توتولدوم‌،
بویوندوروق‌ آلتدا قارا مال‌ كیمی‌،
یئر شوملادیم‌، هولالارا قوشولدوم‌.
یارالی‌ چیگنیمله‌ چمنلر سؤكدوم‌
تارلالار بیتیردیم‌ چاییرلیقلاردان‌.
گئجه‌لر آج‌ قالدیم‌، گونوز تر تؤكدوم‌،
دیزیمین‌ طاقتی‌ توكنن‌ زامان‌.
دؤندولر اتلیگه‌ كسدیلر منی‌
قوشا چاتما قوروب‌ تونقال‌ یاپدیلار.
چاغیردیلار بوتون‌ یولدان‌ اؤته‌نی‌
دریمی‌ سویدولار، شیشه‌ تاخدیلار.
دؤوره‌لندیم‌، شولن‌ بوریانی‌ تكین‌،
هر كاباب‌ ایگینه‌ ییغیشیب‌ گلن‌،
پیچاغین‌ چیخاریب‌، چكدی‌ قمه‌سین‌،
بیر پارچا سییریب‌ كسدی‌ اتیمدن‌.
یاراماز اوغوللار یاریماسینالار،
چوخ‌ قافاسیز چیخدی‌ سون‌ بابالارین‌.
یورد وئریب‌ قوللوغو ساتین‌ آلدیلار،
الدن‌ گئتدی‌ بوتون‌ وارلیغیم‌، واریم‌.
دؤنرگه‌ دولاندی‌، اوجاغیم‌ سؤندو،
دوغما یوردوم‌ دوغراق‌ دوغراق‌ دوغراندی‌.
قارقالار قارتالا، لاچینا دؤندو،
قارتال‌ قوزغون‌ اولدو، قوش‌ قارقالاندی‌.
اتیم‌ یئییلسه‌ده‌، نئیلك‌، یئییلسین‌،
چالیش‌ خاطیره‌می‌ عزیزله‌، ساخلا.
قویما باری‌ مزاریم‌ اولا ایتگین‌،
ییغ‌ سوموكلریمی‌، بیر یئر تاپ‌، قویلا.
بیزده‌ آنا حقّی‌ تانری‌ حقّیدیر
مگر وصیتین‌ اونوتماق‌ اولار؟
آنا تاپشیریغین‌ یئرینه‌ یئتیر،
مرد ایگیت‌ بورج‌ اوسته‌ جانینی‌ قویار.
آنانین‌ هر سؤزون‌، هر وصیتین‌،
حلال‌ سود امنلر اونودا بیلمز.
یورومك‌ نه‌ قدر اولسا دا چتین‌،
مرد ایگیت‌ یولوندان‌ اوز دؤندرنمز.
او قورخونج‌ رؤیادان‌ آییلان‌ گوندن‌،
نه‌ گئجه‌م‌ قالیبدیر، نه‌ده‌ گوندوزوم‌.
یالنیز بیر سئودانین‌ دالینجایام‌ من‌،
قورو سوموك‌ گزیر هر یئرده‌ گؤزوم‌.
جان‌ آتیب‌، آختاریب‌ یورددان‌، یووادان‌
آنجاق‌ بیر تورباجیق‌ سوموك‌ ییغمیشام‌.
گزیب‌ دولانیرام‌، سفیل‌، سرگردان‌،
هارادا قویلایام‌، هاردا باسدیرام‌.
بو گئنیش‌ دونیادا ارلر، یارانلار،
هر یئر باشدان‌ ـ باشا قاپسانمیش‌ بوتون‌.
ای‌ وطن‌ داشینی‌ دؤشه‌ وورانلار،
مزاردا تاپیلمیر وطنیم‌ اوچون‌.
من‌ كی‌ بیر وطنسیز، یوردسوز شاعیرم‌،
بیر عؤموردور سیتقاییب‌ اینله‌ییرم‌.
كیمسه‌دن‌ نه‌ قان‌، نه‌ دییه‌ت‌ ایسترم‌
بیر مزار بویوندا یئر دیله‌ییرم‌.
یوردومو ـ یووامی‌ باسیب‌ آلانلار،
فقط‌ نئچه‌ قاریش‌ یئر وئرین‌ منه‌.
بوتون‌ سیزین‌ اولسون‌ بو اؤلكه‌ ـ دیار
بیر مزار قاییریم‌ آنام‌ وطنه‌.


شعر ساوالان - سبلان
ساوالان باخ هاوالان،دردین آلان چوخدو منیم تك
سئویرم داغ دره وی،بت بره وی، جانلا تنیم تك
قارا آغلی،قاراداغلی،قاراباغلی،وطنیم تك
آی بوتون وارلیغی گویچك
ده لی وورغونلارا باش چك

ساوالان

بولود قاراچورلودان، داغلارلا ایلگیلی شعیریندن پارچالار تقدیم:

ای باشی دومانلی قوجامان داغلار (ای کوههای سر به فلک کشیده برف گیر)
سیزلرده نه معنا، نه سیر وار مگر؟ ( چه اسراری در شما نهانست)
گونشدن قوپان ایلك آلتین شعالار ( شعاع طلایی جدا شده از خورشید در تو)
سحر ـ سحر سیزین آلنیزی اؤپر ( هر صبح بر پیشانی تو بوسه می زنند)
سیز سؤنن اودلارین مناره‌سی‌سیز ( شما مناره آتش های خاموشید)
سیزلره یاراشیر عظمت، ویقار ( بلندی و عظمت برازندۀ شماست)
اوجالیق، علویّت نشانه‌سی‌سیز (شما نشانۀ بلندی هستید)
سیزده تؤیشون آلیر اسن روزگار (بادهای وزان در تو می آرمند)
دئییرلر باغرینیز قایادیر، داشدیر (به دلهای سنگی و صخره ای شما می نازند)
یوخ یالنیش فیكیر‌دیر، اوره‌ك داش اولماز ( نه نه این فکر نادرست است قلب شما سنگی نیست)
سیزین‌ده ایچینیـز آلیشیـر، یانیـر ( دل شما آتشین و سوزان است)
اوره‌ك یانمایینجا، گؤزده، یاش اولماز ( اشک های شما نشانۀ دلسوزی شما کوههاست)
سیزی تانیمیشام، سیزی آنمیشام (شما را شناخته ام شما را در خاطراتم سیر کرده ام)
بولاغلاردان آخان گؤز یاشینیزدان (از چشمه های جاری شما )
نه‌لر دوشونموشم، نه‌لر قانمیشام (چه حرفها اندیشیده ام چه چیزها فهمیده ام)

دئمک بوتون یارانمیشلار طبیعتدن الهام الاراق؛  یاشیل دویغو، یاشیل دوشونجه، یاشیل باخیش و یاشیل یاشاییشا مالک اولمالی‌دیرلار.
demək bütün yaranmışlar təbiətdən ilham əlaraq ;  yaşıl düyğü , yaşıl düşüncə , yaşıl baxış və yaşıl yaşayışa malik olmalıdırlar
(گفتنی است تمام آفریده ها با الهام از طبیعت باید احساس، فکر، نگاه و زندگی سبز و با طراوت داشته باشند)

لینک مجموعه پستهای مشاهیر و بزرگان آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * مشاهیر آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : بولوت قاراچورلو-شعر ترکی-شاعر آذربایجان-بلود قره چورلی-سازمین سوزو-تورکی-شاعر-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395
زمان : 11:45 ب.ظ
آپارات تبریز لینک 67
نظرات |


سوئیتهای منطقه جنگلهای مکیدی (ارسباران)
[http://www.aparat.com/v/n1x9O]

اولین اردوى حرفه اى اینلاین هاكى در سایمان تبریز
[http://www.aparat.com/v/Q2NXe]

فیروزه جهان اسلام(مسجد کبود)گروه هنری هیرا
[http://www.aparat.com/v/NDyUP]

تفاوت فرهنگ عابر در باکو آذربایجان با تهران
[http://www.aparat.com/v/fzFJb]

فرزاد سمیعی اهل ارومیه - مسابقه RİSİNG STAR TÜRKİYE
[http://www.aparat.com/v/38r7n]

اجرای زیبای سرود ترکی آذربایجانی در طارم زنجان
[http://www.aparat.com/v/38Vrb]

مناطق دیدنی اردبیل
[http://www.aparat.com/v/3aASI]

ترکی صحبت کردن خیابانی و آواز ترکی جناب خان

[http://www.aparat.com/v/G14uU]

قشقایی تویو - عروسی ترکهای قشقایی
[http://www.aparat.com/v/olR4I]

فیلم تورکمنی
[http://www.aparat.com/v/o5d72]

موسیقی شاد آذربایجانی همدان
[http://www.aparat.com/v/3uGpq]



آپارات های ویدیویی تبریز ویکی لینکلر را دنبال کنید...

شبکه سهند


سهند موزیک


سهند کارتون


آشپزی آذربایجان


مرتبط با : آپارات تبریز لینک
برچسب ها : قشقایی-ترکمن-زنجانی-ترکی-آذربایجانی-آپارات-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395
زمان : 09:00 ب.ظ
:: تاریخچه تجارت و اقتصاد تبریز
:: شاعر بولود قاراچورلو
:: آپارات تبریز لینک 67
:: میراثی از تبریز قدیم برای نسل جدید
:: مراغه باغشهری زیبا و باستانی در دل سهند
:: مروری بر زندگی و زمانه کارآفرینان تبریزی
:: سیستم های جدید و مدرن آبیاری
:: غذاهای آذربایجانی ، محلی استان اردبیل
:: صنعت آذربایجان در ورطه رکود و ورشکستگی
:: جشنواره سفره ایرانی منطقه آذربایجان
:: روسری که پرچم زنان تبریز شد
:: شهروند لینک آذربایجانی 62 (سفر قلعه بابک)
:: ترکهای بیجار و قروه استان کردستان
:: دوربین تبریز لینک 60 ( طبیعت گون بر آذربایجان شرقی )
:: شهروند لینک آذربایجانی 61 (شهر باکو)
:: تب سرد تبریز 2018
:: درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
:: شاه اسماعیل صفوی و جنگ چالدران
:: محله قدیمی قراملک تبریز
:: طبیعت زیبای زنجان ، خلخال و ماکو
:: سفر رئیس سازمان میراث فرهنگی به تبریز
:: وضعیت باغ گلستان تبریز در عصر جدید!
:: رقص آذربایجانی کنار دریاچه ارومیه
:: رمضان در آذربایجان
:: اشعار ترکی صائب تبریزی
:: میوه های شبیه اعضای بدن
:: دوربین تبریز لینک 59 (فصل بهار 95 در تبریز )
:: رونق صنعت مس زنجان بعد از افول
:: تندیس ها در تبریز
:: آپارات تبریز لینک 66




( تعداد کل صفحات: 318 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ