تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال جمعه 16 اسفند 1398, 12:01 ق.ظ

آذربایجان
تبریز پایتخت ایران قدیم و پنجمین شهر بزرگ جهان در 1500 میلادی با بیش از 4000 سال قدمت شهری
 شهر اولین‌ ها
، تبریز دارالملک ایران، تبریز دارالسلطنه ایران، تبریز بدون گدا،
فیروزه جهان اسلام، باغ شهر قدیم ایران ، تبریز دارنده بزرگترین بازار مسقف جهان، دارنده بزرگترین مقبره شعرا و عرفای جهان، دارنده بلندترین طاق آجری جهان ارک علیشاه، تبریز امن‌ترین شهر ایران، تبریز مهد سرمایه‌گذاری ایران، آذربایجان دومین منطقه مسافرپذیر ایران، تبریز دومین شهر صنعتی ایران، تبریز دومین شهر دانشگاهی ایران، دومین شهر بلندمرتبه‌ساز ایران، تبریز قطب خودروسازی و قطعه‌سازی و تولید موتور دیزل خاورمیانه، آذربایجان قطب شکلات سازی ایران، آذربایجان قطب فرش ایران و تبریز قطب کیف و کفش و چرم و آجیل ایران مطرح است
Tabriz with 4000years Antiquity and 400years Capital of Iran is known as، City of Firsts، City without the beggars، Turquoise Islamic World، Garden City, Old Iran، The world's largest covered market، The safest city in Iran، The most beautiful city in Iran، Developed in Iran، Cradle of Persia investment، Iran's second city hospitable، The second industrial city of Iran، The second university town Iran , Automotive and diesel engine parts manufacturing and production hub of the Middle East Iranian carpet pole، Chocolate Pole Iran ,...
azerbaijan

ورزش 3 یاهو Yahoo  بینگ Bing



پس از حدود هشت سال فعالیت از سال 1391 ، در آغاز سال 1399 مجموعه تبریز ویکی لینکلر ، همه بخشها و کانالهای خود را متوقف و به پایان رسید و فقط  این سه بخش فعال خواهند بود:
  تلگرام  https://t.me/tabrizlinks
فیسبوک  Facebook.com/tabrizlinks
آپارات شبکه سهند Aparat.com/sahandtv 


تبریزلینک




دسته بندی : تبریز , ایران , آذربایجان , متفرقه , ورزش آذربایجان , * تورک سئسه لینک ,
برچسب ها : تبریز , آذربایجان , ایران , tabriz , ترکی , اخبار ,


نویسنده : تبریز قارتال جمعه 18 بهمن 1398, 12:12 ب.ظ
رابین هود ایرانی، یک زن تبریزی بود


زنان تبریز، فراتر از زنان دربار شاهانه بودند و با آنچه که ناصرالدین شاه تعریف و توصیف کرده خیلی فرق داشتند، آن‌ها بیشتر از پخت و پز و انجام کارهای روتین خانه، بلد بودند، مثلا یکی از آن‌ها رابین هود ایرانی بود و از غنی می‌گرفت و به فقیر می‌داد.

او در یک خانواده روستایی و فقیر و در محله‌ای به دنیا آمد که جنبش زنان در دوره ناصری از آن جا به پا خاست، حاج اسماعیل امیرخیزی در مورد محله «عمو زین‌الدین تبریز» نوشته است که اهالی این محله به دلیل نزدیکی به محله امیرخیز و سنگر ستارخان،کمک‌های زیادی به مشروطه‌چی‌ها کردند.

«زینب پاشا» هم یکی از هزاران زن آذربایجان است که نامشان در تاریخ مذکر ما گم شده و یا آنگونه که شایسته فداکاری‌ها و اثرگذاری‌های آن‌ها است، معرفی نشده‌اند.


رابین هود


مجید رضازاد عمو زین‌الدینی در کتاب «زینب پاشا» در وصف دلاوری‌ها و فداکاری‌های زینب، معروف به «بی بی شاه زینب»، «زینب باجی»، «ده‌باشی زینب» و «زینب پاشا» اینگونه توصیف می‌کند:

زینب در یک خانواده روستایی به دنیا آمده و پدرش شیخ سلیمان، دهقان بی‌چیزی بود که مانند دیگر روستاییان به سختی روزگار می‌گذراند و زینب هم در چنین رنج و محنتی صاحب اراده قوی و آهنین شد، او زنی تنومند و قوی هیکل بود که دو گوشه چادر خود را به کمرش می‌بست، در آن زمان که در تبریز بیشتر خانم‌ها رو بندی به صورت خود می‌زدند، این خانم با صورت باز و بدون روبند رفت و آمد می‌کرده است.

قبل از مشروطیت و در دوران استبداد در ایران نظم و امنیتی وجود نداشت، بنابراین محتکران در تابستان، غله سالانه مردم را به قیمت ارزان خریده و در انبارها نگه می‌داشتند و در فصل زمستان قحطی مصنوعی به وجود آورده و کالای احتکار شده خود را به چندین برابر قیمت به مردم فقیر و مظلوم می‌فروختند.

همزمان با سال ۱۳۱۳ هجری قمری و در دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه این قحطی مصنوعی که توسط عده‌ای محتکر به وجود آمده بود، به اوج خود رسید و افراد فقیر شهر در تنگنای بزرگ گرفتار شدند، تا جایی که قیمت یک من نان از ۱۲ شاهی به ۱۵ شاهی رسید، در چنین شرایط سخت اجتماعی، زینب پاشا چماق خود را که پوشیده از میخ و فلز بود به دست گرفته و عده‌ای زنان را به دور خود جمع کرده و بر علیه محتکران با سلاح سرد قیام کرد.

 زینب پاشا رشادت‌هایی از خود نشان داد که رشادت‌های او به ضرب‌المثل در میان مردم تبریز تبدیل شد، به طوریکه وقتی دو نفر با یکدیگر دعوا می‌کنند و یکی بر دیگری غالب می‌آید و به اصطلاح او را "ده باشی زینب" می‌نامند، در آن روزهای سیاه و گرسنگی این زن فداکار زردآلوهای شیرینی خریده و آن‌ها را در میان بچه‌های فقیر تقسیم می‌کرد و به آنها می‌گفت، هسته‌های آن‌ها هم شیرین است، آن‌ها را هم بشکنید و بخورید.

زینب پاشا غیر از بستن بازار و حمله به مقر حکومت و سنگباران کردن آن، عده‌ای از بقال‌های محتکر و نانوایان گران فروش را نیز به زیر چماق کلفت خود انداخته بود، برای مثال مشهدی حسن نانوا در نوبر قاپیسی و بقال محتکر و نانوای کوچه سقاخانه از جمله افرادی بودند که با چماق معروف زینب پاشا پذیرایی شده بودند.


زنان قاجار

زینب پاشا


 روایت مرسوم در میان مردم که همواره زنان شجاع را در رشادت به زینب پاشا تشبیه می‌کنند و اشعار سروده شده در وصف او بیانگر این نکته است که در روزگار مبارزه با ستم و ظلم اجتماعی در آن دوره، زنان تبریز بیش از مردان این شهر از خود صراحت و شجاعت نشان داده‌اند.

زینب پاشا پیشتاز بیداری زن ستم دیده آذربایجانی و ایرانی است که یک قرن و اندی پیش، مهر سکوت تاریخ را از لب برداشته و برای اولین بار در تاریخ ایران با ۴۰ نفر از شیر زنان تبریز علیه ستم پیشگان و به موازات آن علیه نابرابری‌های جنسی که نظام فئودالی و دیدگاه‌های سنتی بر زنان تحمیل کرده بود به جنگ مسلحانه و پارتیزانی دست می‌زند و همه را در برابر دلاوری‌های شگفت انگیز خود به حیرت وا می‌دارد.

در عرصه اجتماعی و سیاسی این دوره همچنین مشکلات و مسائل مهمی مانند بحران نان و امتیاز تنباکو نیز مطرح شد که این دو عامل نیز از جمله مهم‌ترین عواملی بود که جنبش زنانه تبریز به رهبری زینب پاشا را موجب شد.



زینب پاشا ، تنها نبود

در جنبش زنانه علاوه بر زینب پاشا دَه‌ها زن بی نام و نشان بودند که در مواقع حساس با ندای زینب جمع شده و دسته‌ی بزرگی تشکیل می‌دادند، میرزا فرخ و قهرمان خطیبی، شاعرانی هستند که کارهای زینب را به شعر کشیده‌اند در سروده‌های این شاعران و در اطلاعات موجود، نام حداقل هشت تن از یاران نزدیک او معلوم است که عبارتند از «یوزباشی خاور»، «نایب کلثوم»، «آتلی شاه به‌ییم»، «فاطمه نساء»، «سلطان بیگم»، «جانی بیگم»، «خیرالنساء» و «ماه بیگم»، دریغا که نه تنها از چند و چون زینب، بلکه از سرگذشت یاران او هم خبری در دست نیست.


زن تبریزی


 «رضا همراز»، پژوهشگر، در مقاله‌ای که در نشریه شمس ‌تبریز به چاپ رسیده است، درخصوص «آتلی شاه به‎ییم» می‌گوید که او یکی از زنان نیرومند و با غیرت و هم دوره زینب پاشا و ساکن محله امیرخیز بوده و نفوذ زیادی داشت و به تبع از زینب پاشا در زمان قحطی، انبارهای افراد ثروتمند و محتکر را در آن محل بیرون ‌ریخته و آن را بین افراد فقیر و گرسنه تقسیم می‌کرد، گفته می‌شود که او وجوه دولتی را که از تبریز به مرند و جلفا برده می‌شد، از دست عمال دولتی خارج کرده و آن را به تبریز آورده و در بین نیازمندان این شهر تقسیم کرد.

 اعطای امتیاز تنباکو در دوره ناصرالدین شاه به بیگانگان و همچنین لغو آن و نقش مردم تبریز در پیروزی نهضت ضد استعماری یکی از پر افتخارترین حماسه‌ آفرینی‎های مردمی محسوب می‌شود، به گفته منابع، زینب پاشا و یاران او از جمله معترضانی بودند که در این قیام به پا خاستند و حتی گفته می‌شود که نام و نشان زینب پاشا بعد از این نهضت بر سر زبان‌ها افتاد.


زنان تبریز


در تبریز زنان به رهبری زنی به نام زینب و در اعتراض به قراردادها دوشادوش مردان به پا خاستند، همچنین بازار این شهر به علامت اعتراض بسته شد و متجاوز از ۲۰ هزار نفر مسلح به شاه تلگراف کردند که به هیچ وجه زیر بار این قرارداد نخواهند رفت، با گذشت چند روز از بسته شدن بازار، ماموران دولتی به زور ارعاب و تهدید و وعده و وعید بازاریان را مجبور به باز کردن مغازه‌هایشان کردند، اما چند ساعتی از باز شدن بازار نگذشته بود که دسته‌های زنان به زور اسلحه بازار را بسته و به سرعت صحنه را ترک کردند و رهبری همین اقدامات برعهده زینب بوده است.

 سرانجام بر اثر مخالفت شدید مردم، ناصرالدین‌شاه مجبور به عقب نشینی شده و امتیاز تنباکو را لغو کرد، اما مبارزه زنان تبریز و زینب پاشا کماکان بدون وقفه ادامه یافت، او هر ازگاهی به همراه دیگر زنان رزمجو در کوچه و بازار و محل ازدحام مردم ناگهان ظاهر شده و مردم را به مبارزه و کندن ریشه ظلم تشکیل و تشویق می‌کرد.او می‌گفت: «اگر شما مردان جرات ندارید جزای ستم پیشگان را کف دستشان بگذارید، اگر می‌ترسید که دست دزدان و غارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنید، چادر ما زنان را سرتان کنید و در کنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی نزنید، ما جای شما با ستمکاران می‌جنگیم.»

 این آخرین اقدام زینب پاشا نبود و او هنگام وقوع بحران نان در تبریز هم قیام کرد:

 انبار کردن مایحتاج مردم و گران فروختن آن در زمان کمیابی و ایجاد قحطی مصنوعی از جمله اقدامات اعیان‌ و بازرگانان در دوران قبل از مشروطه بود، در نتیجه این کار، نان همیشه کمیاب و جلوی نانوایی‌ها پر از انبوه زن و مرد بود که فریاد و هیاهویی آنان از دور شنیده می‌شد، این مسئله به یکی از گرفتاری‌های اصلی مردم تبدیل شد و چندین بار آشوب‌هایی پدید آورده بود که یکی از آن‌ها آشوب خونین سال ۱۳۱۶ هجری قمری و تاراج خانه‌های نظام‌العلما و علاءالملک دیگران بود.

 زنان در اعتراض به وضعیت بحرانی نان پیش قدم شدند و به طرق مختلف به ابراز نارضایتی پرداخته و از به کارگیری خشونت نیز خودداری نکردند، در تبریز هم زینب پاشا و یارانش در چنین مواقعی در کار کشف انبارهای غلات مالکان و گشودن آن‌ها و تقسیم گندم و جو احتکار شده بین خانواده‎های تنگدست فعال بودند، از این جهت، محتکران و گران فروشان تبریز خاطره خوشی از زینب پاشا و یارانش ندارند.

 شاید این برای اولین بار در تاریخ جهان بود که حدود سه هزار زن چوب به دست در بازارها به راه افتاده و کسبه را به بستن دکان و پیوستن به راهپیمایان مجبور کردند.

تبریز دوره مشروطه


«سیسیل وود»، سرکنسول انگلیس در تبریز که در واقع شاهد عینی رویدادها در این شهر بود در گزارشی به سفیر انگلیس در تهران پس از اشاره به بی توجهی و بی علاقه‌گی مقامات محلی آذربایجان که مردم را به حال خود گذاشته و در زمینه تامین آذوقه و رفاه آن‌ها اقداماتی نکرده‌اند، نوشت «تبریزی‌ها که گرسنه و گرفتار قحطی شده‌اند در روز ورود ولیعهد به تبریز در بازگشت از تهران که برای معالجه به آن‌جا رفته بود، دست به تظاهرات کوچکی در بازار تبریز زدند، اما وقتی قائم مقام (پیشکار حکومت آذربایجان) از طرف ولیعهد (مظفرالدین میرزا) به آنان وعده بهبود اوضاع را داد، آرام شدند.»


سرکنسول انگلیس در پایان این گزارش از وزیر مختار انگلیس در تهران خواست که ناصرالدین شاه برای جلوگیری از آشوب‌های احتمالی که می‌ترسد برای خارجی‌ها نتایج ناگواری داشته باشد، پادرمیانی کند؛ چرا که ولیعهد مظفرالدین میرزا به علت سستی، اعتماد و حسن نیت مردم آن را از دست داده و اندک نیروی نظامی هم که در اختیار او است به زودی به شورشیان می‌پیوندند.

 زنان در طول این مدت در اعتراض به قطحی و فساد حاکمان شورش کرده و بازاریان را مجبور به بستن دکان‌هایشان کردند، اما هر بار ولیعهد با دادن وعده وعید با آن‌ها و قول مساعدت و پرداختن خون بهای کشته‌شدگان در شورش‌ها آن‌ها را از سر وا کرده بود.

سسیسل وود در گزارش دیگری نوشت: روز هفدهم اوت ۱۸۹۵ برابر با بیست و پنجم صفر ۱۳۱۳ هجری قمری گروهی از زنان در بازار در اعتراض به پرداخت نشدن خون بهای کشته‌شدگان به راه افتاده اند ، «در نتیجه ولیعهد ناچار شد دستور دهد ۷۵۰ تومان از این بابت پرداخت شود، اما از آن جایی که ۱۲ نفر در جریان شورش کشته شده‌اند، هنوز ۲۲۵۰ تومان کم است.»


زن ایرانی


یکی دیگر از عملیات‌های مردمی زینب اشا و یارانش حمله به خانه‌ی نظام‌العلمای دیبا از رجال منتفذ دوره قاجاری است، با مطالعه و بررسی شرح حال خاندان نظام‌العلمای‌ دیبا دیده می‌شود که این خاندان پرنفوذ هم در دوره قاجاریه در راس برخی از امور مهم این دوره بوده و هم در دوره بعدی یعنی در دربار پهلوی برای خود جاه و مقامی داشتند.

 گفته می‌شود که نظام‌العلما از شاه اجازه داشت تا غله خود را هر وقت که دلش خواست، بفروشد، زینب پاشا پس از شناسایی محل انبار، نقشه حمله را از پیش آماده کرده و هنگام حمله، چادر خود را از سر برداشته و از آن علم ساخته و پیشاپیش مردم حرکت کرد، خانه و انبار انباشته از گندم نظام‌العلما را گرفته و به مردم گرسنه داد.


 گفته می‌شود که این اقدام آخرین اقدام و صحنه حضور زینب باجی در شهر تبریز بوده است و بنابر روایتی آخرین حادثه قابل ذکر زندگی زینب پاشا را باید درگیری او با سربازهای عثمانی در جریان مسافرتش به عتبات که در اواخر عمرش رویداد، می‌دانند و بعد از آن دیگر اطلاعی درباره زندگی او در دسترس نیست.

بر اساس این گزارش، اکثر منابع معتقد هستند که بعد از این واقعه خبری از زینب پاشا به دست نیامده است و به نظر می‌رسد که او در آخرین سفر خود به مقصد کربلا، در گذشته و پیکرش نیز هیچگاه به شهر تبریز و زادگاهش «عمو زین‌الدین» بازنگشته و در کربلا دفن شده است.


منبع: کتاب زینب پاشا  تالیف مجید رضازاد عموزین الدینی


» لینک پستهای مشاهیر آذربایجان (126)




دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : زینب پاشا , نهضت تنباکو , انقلاب مشروطه , بانوی تبریزی , زنان قهرمان آذربایجان , دوره قاجار , مبارزات انقلابی ,


نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 6 بهمن 1398, 06:51 ب.ظ

خانه ۲.۵ میلیون دلاری که به هتل بوتیک تبدیل می‌شود

در انتهای یکی از کوچه‌های خیابان بهارستان منطقه «شاه گولی» تبریز، عمارت زیبایی قد برافراشته است که معماری ترکیبی اش، جلوه‌گری می‌کند و مالکش می‌گوید قصد دارد این بنای ۲.۵ میلیون دلاری را که در اصل برای سکونت خود و خانواده‌اش ساخته بود، به هتل بوتیک تبدیل کند.

با آقای کلانتری، مالک بنا، در آتلیه عکاسی استاد محمدعلی جدیدالاسلام آشنا شدم؛ عصر یکی از روزهای برفی تبریز در آتلیه نشسته بودیم که جوانی وارد شد و استاد بعد از معرفی ایشان، درخواست کرد که در صورت امکان در معیت آقایان فانی و تهرانچی، بازدیدی از هتل بوتیک آقای کلانتری داشته باشیم و او نیز با گشاده رویی تمام اجابت کرد.

هتل جدید تبریز

در نهایت عصر روز بعد در معیت جمعی از دوستان راهی محل ملاقات شدیم؛ در طول راه با خودم فکر می کردم جایی که قرار است دیدن کنیم، چگونه جایی است؛ وقتی خودرو در انتهای یک کوچه بن بست در زیر نور کم فروغ تیر برق توقف کرد، مشاهده ساختمانی چهار طبقه با معماری ترکیبی هوش از سرم ربود. 

تماشای ساختمانی به شکل گلبرگ باز شده با پنجره اُرسی عظیم الجثه در طبقه اول آن به چالشی در ذهنم تبدیل شد که این چگونه ساختمانی است که نمای کلی آن نماینده معماری مدرن و اُرسی‌اش تداعی کننده معماری سنتی ایران است. 

وقتی میزبان در سرمای استخوان سوز شبانگاهی تبریز در را به رویمان باز کرد و از آستانه در عمارت وارد شدیم، دیدن ساختار حوضخانه‌ای شکل ورودی با طاق ضربی دارای قرنیزهای مزین به سنگ های تراش داده شده «ایسپاراخون» حس حضور در «تبریز قدیم» را در وجودمان بیدار کرد.

از پله ها که بالا رفتیم، وارد «طنبی» - سالن پذیرایی امروزی - مستطیلی شکل بزرگی شدیم که پنجره اُرسی بزرگ آن با شیشه های  هفت رنگش در ظلمات شب نیز زیبا می نمود. 

من از لحظه ای که وارد هتل بوتیک آقای کلانتری شدم، مبهوت ذوق و سلیقه و هزینه صرف شده برای خلق چنین اثری بودم و وقتی در اعماق ذهنم دنبال واژگانی برای توصیف این بنای خارق العاده می گشتم، «خلق اثر» بهترین عبارت انتخابی ام بود، زیرا با تمام وجودم حس می کردم که برای اینکه چنین عمارت زیبایی قدم به عرصه وجود بگذارد، چقدر اندیشه و تفکر صرف شده است.

مهدی کلانتری
مهدی کلانتری، مالک هتل بوتیک ۲.۵ میلیون دلاری تبریز



بازگشت به اصل خویش

مهدی کلانتری، مالک هتل بوتیک، متولد ۱۳۵۷ تبریز، دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت در مقطع کارشناسی است که کارشناسی ارشد را با بورسیه دانشگاه های فرانسه در این کشور به پایان برده و بورسیه دکتری را نیز در انگلیس به دلیل فعالیت حرفه ای در شرکت های نفتی چندملیتی از قبیل «شل اند برگر» ناتمام رها کرده است.

کلانتری می گوید: من مهندس توسعه میادین نفتی هستم. با هفت هشت شرکت نفتی بزرگ چندملیتی دنیا کار کرده ام. تیمی داریم که دارایی های نفتی را خریداری کرده، توسعه می دهد و می فروشد. 

او در پاسخ به این سوال که چرا ثروتش را صرف ساخت چنین بنایی کرده است، می گوید: من فلسفه ساده ای دارم مبنی بر اینکه شخصیت هر کس زاییده ذات و مسیر زندگی اش است؛ پدر بزرگ من نام خانوادگی اش «فنجانچی» و در پاستور ساکن، اما اهل محله چرنداب تبریز بود. 

وی ادامه می دهد: ما همه جای دنیا را گشتیم و بهترین فرصت ها را تجربه کردیم، اما پاسخ به این سوال که چه چیزی ما را خوشحال می کند، باعث شد تصمیم بگیریم به شهر و دیار خودمان برگردیم؛ به این نتیجه رسیدیم که شادی ما در عناصر (المان های) به ظاهر کوچکی است که در کودکی با آنها تجربه زیستی داشته ایم؛ حوض خانه پدر بزرگ، آجرهای خام خانه های محله، سنگ های ایسپاراخون، پنجره های اُرسی، فرش های خوشرنگی که تار و پودش در مغان به دست دختربچه ها به طور طبیعی رنگرزی شده بود.

کلانتری که هم اکنون در حال ساخت کارخانه ای برای جوانان این مرز و بوم هم است، تشریح می کند: ما در غرب درس خواندیم، کار کردیم و پست و مقام گرفتیم، اما در نهایت این ریشه هایمان بود که ما را بیشتر خوشحال می کرد؛ با این نگاه و فلسفه در اواخر سال ۱۳۹۱ با مراجعه به اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی اعلام کردم که می خواهم یک خانه قدیمی را در محله پدری خریداری و احیا کنم، اما به دلیل برخورد ناشایست مسوولان آنجا، تصمیم ام عوض شد و ساخت بنایی نوساز که مبتنی بر معماری سنتی و اصیل بومی باشد، برایم اولویت یافت.

وی در تشریح دشورای های زندگی در جامعه ای با فرهنگ و سنت های متفاوت می گوید: به عنوان مثال وقتی در آمریکا، دخترم دلش پدربزرگش را می خواست، امکان دسترسی برایش میسر نبود؛ به دلیل بعد مکانی، اصلاً او شناخت درست و حسابی از پدربزرگش ندارد و سالی حداکثر یک بار او را می بیند. اغلب ایرانیانی که در غرب زندگی می کنند، حتی در صورت موفقیت در زندگی شغلی و داشتن جایگاه اجتماعی بالا، آدم های شادی نیستند. 

هتل بوتیک
نمای بیرونی هتل بوتیک «اُرُسی»



مصالح سنتی بنا را از ۲۱ خانه تاریخی تخریب شده جمع آوری کردم

کلانتری می گوید: من عاشق خلاقیت در عین باور به ضرورت صیانت از ریشه ها هستم و با مطالعه ای که در معماری و بافت تاریخی تبریز کردم، به این نتیجه رسیدم که از قاجار به این سو، بنای شاخصی در تبریز نداشته ایم؛ حتی عمارت «میدان ساعت» که ما تبریزی ها این قدر به آن می نازیم، معماری آلمانی دارد؛ با این نگاه تصمیم گرفتم عمارت جدیدی توسط معماران و هنرمندان تبریزی و با استفاده از مصالحی که در کودکی در ساختمان های شهر دیده بودم، بنا کنم. 

وی اضافه می کند: البته من در عین اینکه می خواستم بنایی با ویژگی های معماری اصیل محلی بنا کنم، علاقه مند بودم بنای نوساز با الزامات عصر جدید نیز همخوانی داشته باشد، زیرا ما هر چقدر هم دلبسته و شیفته سنت ها و گذشته خویش باشیم، چرخ زمان باز نمی ایستد و با سیر طبیعی اش، بایسته های عصر نو را به ما تحمیل می کند و ما ناگزیریم فرزند زمان خویش باشیم. 

وی ادامه می دهد: برای تامین آجر به عنوان یکی از مصالح ساختمانی اصلی مورد نیاز در ساخت هتل بوتیک، آجرهای ۲۱ خانه قدیمی تبریز را که برای نوسازی تخریب شده بودند، جمع آوری کردم. ۱۲۰ هزار آجر از محلات تاریخی تبریز از قبیل «گرو»، «مقصودیه» و «ششگلان»جمع آوری شد؛ کار دشواری بود، اما انجام شد؛ روح تبریز در این ساختمان متجلی است.

این مهندس علاقه مند به معماری در تبیین دشواری های ساخت عمارتی با معماری ترکیبی می گوید: به عنوان مثال وقتی برای تامین سنگ «ایسپاراخون» به محل معدن در روستایی به همین نام رفتم، دیدم که سنگ معدن تمام شده است و مجبور شدم برای تامین این نوع سنگ، سراغ حوضخانه ها و سنگ قرنیزهای حیاط ساختمان های قدیمی تخریب شده برای ساخت و ساز بروم؛ البته بخش عمده ای از سنگ های «ایسپاراخون» هم شکسته بودند و ما ناگزیر بودیم آنها را دسته بندی، جدا و در نهایت مرمت کنیم؛ تنها تامین سنگ ها و آجرهای مورد نیاز ساختمان سه سال و نیم زمان برد. 

وی یادآوری می کند: برای معماری سنتی بنا نیز با چند تن از معماران همکار با اداره کل میراث فرهنگی استان گفت و گو کردم، اما در نهایت آقای محمد مولازاده را علاقه مند و عاشق به کار دیدم؛ من معمار نیستم، اما علاقه ذاتی به آن دارم و برای تماشای آثار معماری به ۷۰ کشور جهان سفر کرده ام و به عنوان مستمع آزاد در کلاس های درس یا کارگاه های آموزشی معماران بزرگ حضور یافته ام. 

کلانتری با اشاره به اینکه بارها پیش آمد که بخشی از بنا را چند بار ساختیم و به دلیل اینکه به دلم ننشست، خراب کردیم، توضیح می دهد: درختان گردوی مورد نیاز پنجره اروسی و سایر بخش های بنا را ۱۰ سال قبل از روستاهای واقع در ارتفاعات شمالی رشته های کوه «سهند» خریداری کرده، ۲ سال در پِهِن خواباندیم؛ همه عناصر به کار رفته در ساخت این بنا دست ساز هستند و حتی لولای درها و پنجره های چوبی نیز به شکل سفارشی ریخته گری شده اند؛ ۶ سال در این بنا کار نجاری انجام شده است و برای تراش سنگ های آن از یک نفر سنگراش دعوت به همکاری شده که ۶ نسل در این کار بوده اند.

تبریز
نمایی از سالن پذیرایی هتل بوتیک 


صرف ۵ سال زمان برای ساخت بنا 

کلانتری می گوید: به مدت ۲ سال متوالی طرح هایم را در شرکت های خارجی رها کرده و در قامت در یک کارگر در ساخت این بنا همکاری کرده ام؛ این بنا سانتی متر به سانتی متر بالا آمده است؛ در اصل این بنا را برای خودمان ساخته بودیم، اما چون خانواده کم جمعیتی هستیم، به این فکر افتادم که اینجا را به هتل بوتیک تبدیل کنم تا هم میهمانان با حضور در آن با معماری اصیل و به روز ایرانی آشنا شوند و هم نیازی به گشتن هتل برای اسکان مهمانان خارجی نداشته باشیم.

وی درباره همکاری نهادهای مسوول نیز یادآوری می کند: شهرداری هم سنگ تمام گذاشت و گرفتن پروانه و پایان کار حداقل ۲ سال زمان برد؛ یک نفر را فقط برای پیگیری کارهای شهرداری استخدام کرده بودم؛ بنا به گونه طراحی و ساخته شد که در عین رعایت اصول معماری اصیل در مقابل زمین لرزه هایی با هشت درجه ریشتر مقاوم باشد؛ تکمیل فیزیکی بنا ۵ سال زمان برد و در تزیینات آن یک قطعه پلاستیک نیز دیده نمی شود، زیرا پلاستیک یک فرآورده مصنوعی و من درآوردی است، ولی چوب و آجر با ما و از ماست.

وی در مورد نگهداری درخت چنار بلند واقع در حیاط بنا نیز می گوید: نگهداری این درخت برای من چند صد میلیون تومان آب خورده است، زیرا با وجود آن، استفاده از لودر بزرگ برای خاکبرداری و گودبرداری ممکن نبود و بکارگیری لودر کوچک نیز هزینه کار را چندین برابر افزایش داد. در این بنا تلاش کردیم نماد و نمود معماری اصیل محلی مان را به خوبی بازنمایی کنیم.

وی با اشاره به قالی های ۸۰ ساله پهن شده بر کف عمارت، فرشی با زمینه آبی کمرنگ را نشان می دهد و اضافه می کند: طرح این فرش، «فتانه» نام دارد و صمیمیت با آن برای ما تبریزی ها به یک خصوصیت رفتاری و حتی ژنتیکی تبدیل شده است. انسان هر چه سنش بالاتر می رود، بیشتر به اصل و ذاتش خود گرایش پیدا می کند و دلیل دلباختگی من به ساخت بنایی با خصوصیات معماری تماماً بومی و محلی نیز همین است. 

کلانتری تشریح می کند: پنجره های اتاق های گوشواره بنا، سفالی است و خانم مقدم، هنرمندی که چهره ماندگار کشور نیز شده است، به مدت ۱۸ ماه برای خلق آثار تصویر شده روی آنها تلاش کرده است؛ ۲ عدد پنجره اتاق های گوشواره در طبقه دوم از ۱۹۲ عدد کاشی سرامیک تشکیل شده اند که خانم مقدم ۶ ماه برای طراحی اولیه آنها زمان صرف کرده است؛ وقتی خانم مقدم در ابتدای کار این پنجره ها از من پرسید که چه میخواهی، من پاسخ دادم که بر روی این کاشی های سرامیک، فضای بهشتی ایران را برایم نقاشی کن؛ بر این اساس تصاویر نقش بسته بر روی کاشی های این ۲ پنجره تداعی کننده تصور ایرانی از بهشت است. الهه های آب و خاک، ماهی، انار، سرو ایرانی و دیگر عناصر تشکیل دهنده انگاره های ذهنی ایرانیان از بهشت در این نقاشی ها به چشم می خورند.


عکس ها را کلیک و باز کنید

هتل


هتل سنتی



نصب بزرگترین پنجره اُرسی ایران 

هتل بوتیک آقای کلانتری یک پنجره اروسی بسیار بزرگ و زیبایی نیز دارد که شناسنامه ساختمان از نگاه بیرونی محسوب می شود و به گفته کلانتری "این پنجره با ابعاد ۴.۴ متر در ۵.۴ متر و با وسعت حدود ۴۵ متر مربع بزرگ ترین پنجره اروسی نصب شده در بناهای ایرانی است" که شیشه های رنگی آن از اوکراین وارد شده و در روزهای آفتابی منظره بدیعی را در «طنبی» ایجاد می کند.

تنها برای ساخت این پنجره اُرسی ۲.۵ سال زمان صرف شده است و در وصف زیبایی اش، می توان آن را با پرهای طاووس به هنگام باز شدن مقایسه کرد؛ هر چند همه عناصر به کار رفته در این بنا به دلیل اصالت و دست ساز بودن شان، چشم نواز و دلفریب هستند، اما بدون شک هیچ یک از آنها شانه به شانه پنجره اُرسی ۴۵ متر مربعی نمی زنند.

در هتل بوتیک آقای کلانتری همچنین برشی از یک کبوتر خانه به چشم می خورد که در کنار نمایی از طاق بستان به طرز جذابی خودنمایی می کند؛ طرح سرمه دان جا خوش کرده در دیوار اتاق پذیرایی مستطیلی شکل و مرتفع بنا نیز از گنبد سرخ مراغه الهام گرفته شده است؛ طرح شمسه ای نیز بر دیوار پذیرایی جلوه گر است؛ هر چند شاید در نگاه نخست، این طرح ها ساده به نظر برسند، اما برای تامین مصالح و طراحی و ساخت هر کدام از آنها به طور متوسط حداقل ۶ ماه زمان و هزینه بالایی صرف شده است. 

ایوان های بنا نیز به دلیل استفاده از هزاران کاشی معرق مشابه کاشی های لاجوردی مسجد کبود در ستوان های آن، بسیار زیبا و استوار می نمایند، ضمن اینکه حکاکی روی ستون های ایوان نیز آنها را جذاب تر و تماشایی تر کرده است؛ در تبیین ظرافت و سلقه مالک بنا، اشاره به این نکته نیز خالی از لطف نیست که حتی وسایل روشنایی نیز قدیمی اند و آسانسور نیز برای اجتناب از بهم خوردن نمای سنتی بنا به گونه ای طراحی شده که در جلوی چشم نباشد. 

کلانتری می گوید: سه سال در این بنا آجر کاری کرده ایم؛ البته همه کارها به موازات هم پیش می رفت و الا اگر قرار بود بخش های مختلف به صورت مجزا ساخته شوند، به جای ۵ سال باید ۵۰ سال برای ساخت قطعات پازل مانند آن زمان صرف می شد. خوشبختانه همه کارهای این بنا از آغاز تا پایان مستندسازی شده است. 

وی تشریح می کند: حتی نرده های بنا نیز به شیوه سنتی ریخته گری با ماسه تهیه شده اند؛ همه دستگیره ها و یراق آلات سفارشی و دست ساز هستند؛ حمام بنا نیز با سنگ های مرمر معادن مناطق مختلف آذربایجان شرقی ساخته شده است. 

وی اضافه می کند: بنا برای انطباق با معماری اصیل ایرانی، علاوه بر گوشواره و شاه نشین اصلی، شاه نشین دوم نیز دارد که برای رفاه ساکنان و میهمانان در نظر گرفته شده است؛ بخش های طاقی شکل آن نیز به دلیل استفاده از سیمان به جای گچ - سیمان خیلی دیرتر از گچ خشک می شود -  ۶ ماه زمان برده است؛ زاویه طاق ها آجری این بنا بر خلاف معماری سنتی از نوع جناغی نیست و زاویه آنها بازتر و در نتیجه رسیدن دو طرف طاق به همدیگر بسیار دشوارتر و نیازمند محاسبات مهندسی دقیق بوده است.

هتل بوتیک تبریز
نمایی از داخل هتل بوتیک 


هتل بوتیک به محلی برای عرضه آثار هنرمندان تبدیل می شود

کلانتری می گوید: چون این هتل بوتیک در مجموع ۵ اتاق و امکان پذیرایی همزمان حداکثر ۱۰ نفر را دارد، ما می خواهیم از فضای موجود در آن برای عرضه آثار هنرمندان تبریز استفاده کنیم و به همین دلیل نیز با خانواده مرحوم محمدرضا ایرانی برای برپایی نمایشگاه آثار آن فقید در این محل گفت و گو کرده ایم.

وی اضافه می کند: نمی خواهم در این بنا را به عنوان یک خانه مسکونی ببندم و بعد از مرگم به روی عموم گشوده شود؛ علاقه مندم که در قبال هزینه بالای صرف شده برای ساخت بنا، استفاده عمومی خوبی نیز از آن بشود. 

وی ادامه می دهد: با ساخت این بنا به دنبال آن هستیم که بخشی از داشته های معماری اصیل و محلی را در وهله اول به میهمانان خارجی و در مرحله بعد به گردشگران داخلی عرضه کنیم. 

کلانتری توضیح می دهد: سالن پذیرایی و شاه نشین و گوشواره های بنا به گونه ای طراحی شده اند که امکان برگزاری کنسرتی با حضور حداقل ۱۵۰ میهمان در آن وجود دارد و این ویژگی، تالار تاریخی «شیر و خورشید» ارک تبریز را در ذهن تداعی می کند.

وی یادآوری می کند: این هتل بوتیک تنها ۵ اتاق دارد و سعی می کنیم کادر آن را نیز از میان هنرمندان انتخاب کنیم تا فضایی دنج و دلنشین با عناصر انسانی فرهیخته برای میهمانان مهیا کنیم.



» لینک پستهای میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان (232)




دسته بندی : تبریز , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : اقامت , گردشگری , هتل در تبریز , بومگردی , میراث فرهنگی آذربایجان شرقی ,


نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 25 دی 1398, 10:52 ب.ظ

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم..!
بنیس باید الگوی همه ما باشد...

روستای بنیس، شهری اروپایی در دل آذربایجان‌ است؛ روستایی که با قدمت تاریخی کهن، دارای مدارس و دانشگاه است.


«روستای اولین‌ها» یا «روستای لاکچری» نامی است که به روستای «بنیس» در آذربایجان‌شرقی نهاده‌اند؛ روستایی که در ۶۰ کیلومتری شمال‌غرب تبریز و ۳ کیلومتری شمال شهرستان شبستر قرار دارد.

این روستا یکی از منحصر به‌فردترین و زیباترین روستاهای کشور است که در دامنه جنوبی کوه‌های میشو قرار گرفته و به وسیله باغ‌هایی سرسبز و زیبا که با آب قنات و آبشارهایی از کوهساران سیراب می‌شوند، محاصره شده  و سال 1375  به عنوان روستای سالم جهانی از طرف سازمان جهانی یونیسف معرفی شده است.


بنیس شبستر

 

بنیس روستای اولین‌ها / تنها روستای دارای دانشگاه در کشور 

«بنیس» نه بی‌سواد دارد و نه بیکار؛ تنها دانشگاه روستایی کشور در این روستا با مشارکت خود اهالی احداث و تجهیز شده است و یک واحد تولیدی (کارخانه) راه‌اندازی شده که اکثر اهالی روستا در آنجا مشغول به کار هستند.

 روستای «بنیس» در طول هشت سال دفاع مقدس ۳۸ شهید و تعدادی جانباز و آزاده تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.

وارد «بنیس» که می‌شوی کوچه‌ها و خیابان‌های روستا به تصاویر شهید حاج قاسم سلیمانی مزین شده است، حتی تعدادی از اهالی روستا در سوگ سردار دل‌ها سیاه پوش شده‌اند.

 آسفالت جدید و ویلاهای زیبا در داخل روستا جلوه‌گری می‌کند و تقریبا تمام امکانات شهری در اینجا وجود دارد.

بوی خوش کیک، کلوچه و شکلات محلی، از واحدهای تولیدی روستا به مشام می‌رسد، سه کارخانه تولید کیک و کلوچه در یک روستا که تولیداتش با برند بنیس صادر می‌شوند، در نوع خود جالب به‌نظر می‌رسد.
«بنیس» نمود عینی از تبیین شعار اقتصاد مقاومتی و خوداتکایی روستایی است.


بنیسی

 

خیّر درخشانی به نام درخشانی

«بنیس» را روستای خیران می‌نامند، زیرا بنیسی‌های خیر ِ زیادی در سطح کشور و حتی دنیا وجود دارند که هیچ‌گاه روستایشان را فراموش نمی‌کنند. این‌ را دهیار روستا می‌گوید.

احمد عادل تعریف می‌کند: تاریخچه روستای بنیس به چندین هزار سال پیش برمی‌گردد، وجود آثار تاریخی در این روستا گواه این امر است که البته برای معنای اسم بنیس نیز روایت‌های زیادی وجود دارد که قابل قبول‌ترین روایت مربوط به زمان آشوری‌هاست، زیرا بنیس نام یکی از الهه‌های آشوری‌ها بود.

به گفته دهیار بنیس، شغل اکثر بنیسی‌ها تجارت است که این شغل از دیرباز در بین آنها رواج دارد به‌طوریکه وجود تجار مختلف بنیسی و سفر آنها به دور دنیا منجر به توسعه این روستا در حد یک کلان‌شهر شده است.

روحیه مشارکت و خیرخواهی اهالی روستا باعث شده بنیس تنها روستایی باشد که از کودکستان تا دانشگاه را داراست.

آقای عادل به وجود کودکستان، دبستان، دبیرستان و هنرستان مجهز در این روستا اشاره کرده و می‌گوید: مرحوم حاج مصیب درخشانی در سال ۱۲۶۴ هجری شمسی در روستای بنیس دیده به جهان گشود؛ او در سال ۱۳۱۴ اقدام به تاسیس اولین کارخانه تولیدی صنعتی مواد غذایی با عنوان کارخانه حلواشکری شاهین کرد.

او ادامه می‌دهد: حاج آقا درخشانی به کمک برادرش، حاج سیف‌الله اقدامات بزرگی در جهت مدرسه‌سازی و گسترش علم و فرهنگ در منطقه شبستر انجام داده است به‌طوریکه در سال ۱۳۲۰ اولین مدرسه پسرانه و در سال ۱۳۲۸ اولین مدرسه دخترانه و در سال ۱۳۳۲ اولین دبیرستان را تاسیس کرد که الان دکتر و مهندسان حاذق زیادی از این مدارس فارغ‌التحصیل شده‌اند.


شهر بنیس


بی‌سواد زیر ۸۰ سال نداریم

آقای عادل اضافه می‌کند: به عبارت دیگر هیچ بی‌سواد زیر ۸۰ سال در روستای بنیس وجود ندارد.

دهیار بنیس، به اقدامات دیگر مرحوم درخشانی اشاره کرده و می‌گوید: مرحوم درخشانی با اینکه سواد نداشت ولی تاجر بزرگی بود که با یک زن اهل گرجستان ازدواج کرد، او در مدت کوتاهی توانست به چندین زبان مسلط شود و به تجارت در سراسر دنیا بپردازد.

او ادامه می‌دهد: این‌ها باعث شد، مرحوم درخشانی به خلاء آموزش در زادگاهش پی ببرد، از این‌رو تمام تلاشش را به کار برد تا هم‌روستائی‌هایش با سواد شوند، او حتی برای تشویق دانش‌آموزان غیربومی جهت تحصیل در بنیس تعداد ۱۵ باب منزل ساخت و برای معلمان نیز حقوق فوق‌العاده پرداخت کرد.

دهیار جوان روستای بنیس خاطره‌ای از مرحوم درخشانی تعریف می‌کند: روزی یکی از اهالی شبستر دچار بیماری می‌شود و هر جا که مراجعه می‌کند، جوابی نمی‌گیرد، در نهایت به او می‌گویند که پزشکی در لندن وجود دارد که می‌تواند درمانش کند، از این‌رو او به لندن جهت مداوا می‌رود، بعد از اتمام درمان وقتی به اتاق پزشکش می‌رود، روی میز عکس مرحوم درخشانی را می‌بیند؛ وقتی از پزشک سوال می‌کند که چرا عکس آقای درخشانی روی میز شماست، پزشک مدعی می‌شود که او پدرش است در حالیکه آقای درخشانی اصلا پسری نداشته!.


با سوادی


ماجرای پزشک لندنی و مرحوم درخشانی

آقای عادل ادامه می‌دهد: بعدها متوجه می‌شوند که آن پزشک از اهالی ورزقان بوده که در مدرسه آقای درخشانی  تحصیل می‌کرده ولی بعد از مدتی پدرش به او اجازه تحصیل نداده و گفته بود که باید در روستا بمانی و کار دام و طیور را انجام بدهی!.

آن‌طور که دهیار روستا تعریف می‌کند، مرحوم درخشانی برای راضی کردن پدر آن پزشک به روستای آنها می‌رود و سه روز طول می‌کشد تا او را راضی به تحصیل پسرش کند و در نهایت پول کارگر را به پدر پزشک داده و او را با خود به بنیس می‌آورد؛ حال او یک پزشک حاذق در لندن است.


خیرین



جمعیت خیریه بنیس با قدمت ۸۰ ساله

آقای دهیار از وجود یک جمعیت خیریه به نام بنیس هم خبر داده و در این خصوص می‌گوید: این جمعیت در سال ۱۳۲۰ به نام بنیس در تهران تاسیس شده است که اکثر بنیسی‌ها در آن عضو هستند و به عبارتی خانه دوم همه ما بنیسی‌هاست.

او می‌افزاید: همه مسائل، تصمیم‌ها برای بنیس در این جمعیت خیریه گرفته می‌شود به‌طوریکه اگر یک شب، آشغال‌ها را سر موقع از جلوی خانه‌ها بر نداریم از تهران به ما زنگ زده و تذکر می‌‌دهند.

آقای عادل به اقدامات دیگر از جمله تشکیل ‌NGO ( سازمان مردم‌نهاد) عمرانی توسط خیر دیگری به نام حاج بیوک رسولوی جهت توسعه عمرانی روستا اشاره کرد و می‌افزاید: این روستا دارای اولین‌های زیادی است  که تشکیل چنین سازمان مردم نهادی برای کارهای عمرانی جزو اولین‌هاست.

او ادامه می‌دهد: حاج بیوک رسولوی صاحب کارخانه‌های بزرگ کیک، کلوچه و شکلات در ایران است که الان یکی از برندهای جدید کیک و شکلات را در بنیس راه‌اندازی کرده است به‌طوریکه نه تنها جوانان خود منطقه بلکه از سایر مناطق نیز برای کار به این کارخانه می‌آیند.

دهیار روستای بنیس با تاکید بر اینکه نگهداری یک روستا علاوه‌بر پول به فکر، خلاقیت نیاز دارد، می‌افزاید: همدلی، وحدت، یکدستگی در بین مردم بنیس منجر شده است تا به یک روستا در سطح روستاهای اروپایی و یا حتی یک شهر تبدیل شویم.

 

روستای بنیس در شبستر آذربایجان شرقی

[http://www.aparat.com/v/2TlZs]



۹۰۰ کنتور در بنیس

او یادآور می‌شود: جمعیت بنیس متغیر است زیرا در فصل پاییز و زمستان جمعیت کمتر ولی در فصل بهار و تابستان جمعیت زیادی داریم ولی در مجموع در حال حاضر ۹۰۰ کنتور کاربری در این روستا وجود دارد.

آقای عادل می‌افزاید: هنرستان و دبیرستان بنیس در سطح یک کالج اروپایی است و دانش‌آموزان زیادی از شهرهای بزرگ برای تحصیل به این روستا می‌آیند و حتی دختران فارغ‌التحصیل از هنرستان این روستا الان به طراحان بزرگ لباس در دنیا تبدیل شده‌اند.

او ادامه می‌دهد: هزینه سرویس برای دانش‌آموزان غیربومی توسط جمعیت خیریه بنیس تامین می‌شود به‌طوریکه دانش‌آموزان با معدل بالای ۱۸ می‌‌توانند از این شرایط استفاده کنند.

به باور دهیار روستای بنیس، ساخت مدرسه، کارخانه و ایجاد شرایط مناسب در روستا منجر شده است تا مهاجرت معکوس در روستا شکل بگیرد و حتی اقدامات زیادی برای بازگرداندن بنیسی‌ها در حال انجام است، ولی کمبود مسکن یکی از مشکلات موجود در بنیس بوده که باید هرچه سریع‌تر نسبت به حل آن اقدام شود.

 

برای بنیسی‌ها اُفت دارد که هم‌روستایی‌اش مستضعف باشد

در روستای بنیس، بی‌سواد، گدا، فقیر و بی‌کار وجود ندارد. دهیار روستا در این خصوص می‌گوید: تعصب در بین بنیسی‌ها اجازه نمی‌‌دهد تا یک بنیسی عضو کمیته امداد و یا بهزیستی شود بلکه از طریق همان جمعیت خیریه دستش را گرفته و احیا می‌کنیم.

آقای دهیار به امکانات روستا هم اشاره کرده و ادامه می‌دهد: دو کارخانه بزرگ و یک کارخانه در حال احداث، ورزشگاه، هنرستان بیاضیان، گلخانه شیشه‌ای، مرمت اولین و قدیمی‌ترین حمام بهداشتی بنیس ظرفیت‌های بزرگ این روستاست که باعث شده بنیس به روستای اولین‌ها مشهور شود.

به مدرسه معروف این روستا می‌رویم؛ عکس‌های مرحوم درخشانی در جای جای مدرسه جلوه‌گری می‌کند.

 بنیس آذربایجان شرقی



۲۵۰۰ فارغ‌التحصیل از مدرسه بنیس

آقای هاشم‌پور، مدیر سابق مدرسه درخشانی می‌گوید: این مدرسه هویت بنیسی‌هاست، چند سال پیش قرار بود تا این مدرسه بسته شود، ولی بزرگان بنیسی مقابل آموزش و پرورش استان تجمع کردند و مشکلات مدرسه حل شد.

او ادامه می‌دهد: تاکنون پرونده ۲ هزار و ۵۰۰ نفر در این مدرسه ساماندهی شده به‌طوریکه در اینجا کارنامه اجداد دانش‌آموزان نیز موجود است.

آقای هاشم‌پور اضافه می‌کند: خیران با حمایت‌هایشان این مدارس را جهانی و آرزوی مرحوم درخشانی برای توسعه علم در این روستا را برآورده کرده‌اند.


 تحصیل


مدرسه عجایب‌ها

او اضافه می‌کند: در این مدرسه ۲۲ معلم و ۱۰۰ دانش‌آموز در حال تحصیل هستند، ساختمان کناری این مدرسه محلی بی‌نظیر است که از انواع حیوانات تاکسیدرمی شده تا جنین حیوانات مختلف از جمله آهو و کتاب‌های قدیمی و گران‌بها در آنجا وجود دارد، حتی در تلاش برای ایجاد موزه آموزش و پرورش در سطح استان هستیم که نمونه ندارد.

آقای هاشم‌پور، خرس تاکسیدرمی شده گوشه سالن را نشانم داده و می‌گوید: این خرس داستان عجیبی دارد، حتی بین شبستری‌ها یک ضرب‌المثل داریم که می‌گویند "چه کار می‌کنید، خرس را خواهید رقصاند" که ریشه‌اش به این خرس برمی‌گردد.

او اضافه می‌کند: این خرس قبلا با یک دوره‌گردی همراه بود و خرس‌گردانی می‌شد ولی چندین رفتار تهاجمی از خود نشان داده و به کودکان حمله‌ور شده بود، به همین جهت خرس را کشته و برای خشکاندن به این مدرسه آوردند.

در میدان اصلی روستای بنیس ایستاده و به بنرهای مزین شده به تصویر سردار سلیمانی نگاه می‌کنم؛ آقای طهبازی از کارآفرینان و ریش‌سفیدان روستای بنیس می‌گوید: بنیس یک روستای مذهبی بوده و تقدیم ۳۸ شهید، چندین جانباز و آزاده گواه این امر است.


او به وجود ۱۵ مسجد در روستای بنیس اشاره کرده و می‌گوید: «هر کسی از این خاک باشد، تعصب به روستایش خواهد داشت و اجازه نمی‌‌دهند تا کسی در این روستا در فقر و نداری باشد بلکه با رعایت عزت و حفظ آبروی افراد، دست نیازمندان را می‌گیرد.

طهبازی که خود از جانبازان هشت سال دفاع مقدس و برادر شهید است، دوران کودکی‌اش در کشور ترکیه سپری شده، حال کارخانه‌ای در شهرک‌های صنعتی تبریز دارد. او زندگی در بنیس را با هیچ چیز دیگر عوض نمی‌کند.

آقای طهبازی اضافه می‌کند: بنیسی‌ها معتقدند که کمرم بشکند بهتر از آن است که کمر ایل‌ام بشکند.

جای به جای این روستا پر از حرف است؛ به قول یکی از اهالی روستا باید دولتمردان برای کارآموزی به این روستا بیایند تا بلکه مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند.

 

بنیس


بنیس تنها روستای دارای دانشگاه در کشور است و دانشجویان زیادی برای تحصیل از سراسر استان و حتی سایر استان‌ها به این روستا می‌آیند.

معراج آقازاده، رئیس دانشگاه پیام نور واحد بنیس و عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور نیز می‌گوید: دانشگاه بنیس از سال ۸۲ ایجاد شده و در حال حاضر در ۲۲ رشته مشغول به تحصیل هستند و یک هزار و 500 دانشجو از این دانشگاه فارغ التحصیل شده اند.

به گفته دکتر آقازاده، این دانشگاه دارای آزمایشگاه تخصصی در فیزیک، شیمی و کشاورزی است و به دلیل تخصصی و مجهز بودن این آزمایشگاه‌ها دانشجویان دانشگاه پیام نور شبستر نیز از این آزمایشگاه استفاده می‌کنند.

در ادامه به کارخانه کیک و کلوچه و شیرینی معروف این روستا می‌رویم؛ کارخانه‌ای که صاحب آن، حاج بیوک رسولوی از کارآفرینان نمونه کشوری است.


 شبستر


رسولوی، کارآفرین بنیسی

آقای رسولوی، رئیس شورای روستایی بنیس است؛ او عِرق ملی زیادی به محل تولدش دارد، از این‌رو برای جلوگیری از بیکاری همچنین مهاجرت معکوس به روستا، در سال ۱۳۸۳ کارخانه کیک و شکلات را در بنیس راه‌اندازی کرد که الان ۹۰۰ نفر از این کارخانه روزی بر سر سفره‌هایشان می‌برند.


اشتغال بیش از ۳ هزار نفر در کارخانه‌های یک بنیسی

البته آقای رسولوی کارخانه‌های دیگری دارد که برای ۲ هزار و ۵۰۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرده است.

آقای رسولوی برای انجام یک‌سری از کارهای خود در تهران بود، از این‌رو امکان مصاحبه با او وجود نداشت ولی برای کسب اطلاع از میزان تولیدات کارخانه و قبول ریسک احداث یک کارخانه در شرایط اقتصادی فعلی با جعفر هاشم‌زاده، مدیر کارخانه گفت‌وگوی کوتاهی انجام دادیم.

او می‌گوید: حاج بیوک رسولوی از جمله کارآفرینان بزرگ کشور است که قبلا کارخانه زیادی ایجاد کرده ولی طبق نیاز و علاقه به زادگاهش، جدیدترین برند خود را در این روستا احداث کرد که منجر شد تا نه تنها ساکنین بومی بلکه جوانان شهرستان‌‌های اطراف نیز برای کار به این کارخانه بیایند به‌طوریکه ۳۰ اتوبوس برای جابه‌جایی کارگران از شهر و روستاهای دیگر به این کارخانه ارائه سرویس می‌‌کنند».


تولید


کارخانه بنیس تحریم را قورت می‌دهد

هاشم‌زاده ادامه می‌دهد: «شاید یک‌سال اخیر سخت‌ترین سال از لحاظ اقتصادی برای کشور بود ولی با این اوضاع ما در کارخانه هم توسعه خط تولید و هم جذب نیرو داشتیم.

او با بیان اینکه محصولات تولیدی واحد بنیس به کشورهای مختلفی صادر می‌شود، می‌افزاید: سالانه بیش از ۵۰ میلیارد تومان صادرات در این کارخانه داریم.

به اعتقاد آقای هاشم‌زاده، این کارخانه و روستای بنیس نمونه بارز لبیک به تاکیدات رهبری در رابطه با اقتصاد مقاومتی است.

مدیر کارخانه ناربن بنیس اضافه می‌کند: شرایط اقتصادی سخت برای همه ملموس بود ولی ما در این کارخانه نه ذره‌ای از کیفیت و نه از کمیت کاستیم بلکه کارخانه به صورت شبانه‌روزی در دو شیفت ۱۲ ساعته فعالیت می‌کند و حقوق کارگران نیز در سطح بسیار خوب و سر موقع پرداخت می‌شود.


کارخانه بنیس



بنیس تولیدکننده ۴ درصدی بیسکویت و شکلات کشور

آن‌طور که او می‌گوید، چهار درصد بیسکویت و شکلات ایران در این کارخانه و در بنیس تولید می شود.


گزارش از کتایون حمیدی



» لینک مجموعه پستهای شهرستان لینک (133)




دسته بندی : آذربایجان , * شهرستان لینک ,
برچسب ها : شبستر , آذربایجان شرقی , بنیس , روستای با فرهنگ , مردم کتابخوان , با سوادی روستایی ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات