تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال جمعه 16 اسفند 1398, 12:01 ق.ظ

آذربایجان
تبریز پایتخت ایران قدیم و پنجمین شهر بزرگ جهان در 1500 میلادی با بیش از 4000 سال قدمت شهری
 شهر اولین‌ ها
، تبریز دارالملک ایران، تبریز دارالسلطنه ایران، تبریز بدون گدا،
فیروزه جهان اسلام، باغ شهر قدیم ایران ، تبریز دارنده بزرگترین بازار مسقف جهان، دارنده بزرگترین مقبره شعرا و عرفای جهان، دارنده بلندترین طاق آجری جهان ارک علیشاه، تبریز امن‌ترین شهر ایران، تبریز مهد سرمایه‌گذاری ایران، آذربایجان دومین منطقه مسافرپذیر ایران، تبریز دومین شهر صنعتی ایران، تبریز دومین شهر دانشگاهی ایران، دومین شهر بلندمرتبه‌ساز ایران، تبریز قطب خودروسازی و قطعه‌سازی و تولید موتور دیزل خاورمیانه، آذربایجان قطب شکلات سازی ایران، آذربایجان قطب فرش ایران و تبریز قطب کیف و کفش و چرم و آجیل ایران مطرح است
Tabriz with 4000years Antiquity and 400years Capital of Iran is known as، City of Firsts، City without the beggars، Turquoise Islamic World، Garden City, Old Iran، The world's largest covered market، The safest city in Iran، The most beautiful city in Iran، Developed in Iran، Cradle of Persia investment، Iran's second city hospitable، The second industrial city of Iran، The second university town Iran , Automotive and diesel engine parts manufacturing and production hub of the Middle East Iranian carpet pole، Chocolate Pole Iran ,...
azerbaijan

ورزش 3 یاهو Yahoo  بینگ Bing



پس از حدود هشت سال فعالیت از سال 1391 ، در آغاز سال 1399 مجموعه تبریز ویکی لینکلر ، همه بخشها و کانالهای خود را متوقف و به پایان رسید و فقط  این سه بخش فعال خواهند بود:
  تلگرام  https://t.me/tabrizlinks
فیسبوک  Facebook.com/tabrizlinks
آپارات شبکه سهند Aparat.com/sahandtv 


تبریزلینک




دسته بندی : تبریز , ایران , آذربایجان , متفرقه , ورزش آذربایجان , * تورک سئسه لینک ,
برچسب ها : تبریز , آذربایجان , ایران , tabriz , ترکی , اخبار ,


نویسنده : تبریز قارتال شنبه 30 آذر 1398, 06:34 ب.ظ

چیلله لیق تحفه ای برای نو عروسان ، رسوم قدیمی مردم آذربایجان در شب چله

در حالی به استقبال شب چله 1398 میرویم که از آلودگی هوا دو سه روز در کلانشهرهای بزرگ ازجمله تبریز مدارس تعطیل شده اند و از برف خبری نیست!
همچنین وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم در شرایط سختی است!
اما با این حال سعی میکنم کنار هم این شب را خوش باشیم تا شاید شب ها و روزهای بهتری بیایند...


یلدایی


طولانی‌ترین شب سال نیز با یک چشم بر هم زدن از راه رسید؛ امشب آخرین شب رقص برگ‌های خزان فصل پاییز است. شبی که یک دقیقه بیشتر، بهانه‌ای می‌شود تا همه در منزل ریش سفید فامیل، جمع شده و این شب را به خاطره‌ها پیوند زنند.

شبی که سرخی دانه‌های انار و عطر دل انگیز آن در فضا می‌پیچد و یاد و خاطره گذشتگان، نقل محافل می‌شود. تمام مردم به خصوص مردم آذربایجان از دیرباز، دورهمی در این شب را به فال نیک گرفته و آداب و رسوم آن را نیز به جای می‌آورند.

اکثر مردم آذربایجان در این شب، چیلله قارپیزی می‌خورند و معتقدند که با خوردن هندوانه، سوز و سرما بر آنها تأثیری نداشته و سرمای زمستان را حس نمی‌کنند؛ البته در گذشته‌های دور، هندوانه و خربزه را در تور می‌گذاشتند و از سقف خانه آویزان می‌کردند تا در هوای آزاد خراب نشود و یا اینکه در کاه قرار می‌دادند.

در شب چله علاوه بر دورهمی در منزل ریش سفید فامیل، برخی از آداب و رسوم نیز در خطه آذربایجان وجود دارد که توسط خانواده‌ها انجام می‌گیرد؛ یکی از همین آداب و رسوم‌ها، فرستادن خوانچه توسط خانواده‌های عروس و داماد می‌باشد. در این خوانچه، علاوه بر هندوانه، پوشاک، کفش، پارچه‌های گران قیمت، میوه‌، آجیل مخصوص شب چله و شیرینی نیز فرستاده می‌شود.

مردم آذربایجان در این شب بعد از صرف شام، به خوردن آجیل، تنقلات، شیرینی و میوه مشغول می‌شوند که در این میان، هندوانه، مهم‌تر از بقیه محسوب می‌شود؛ «نقل است که مردم آذربایجان با بریدن هندوانه، این جمله را تکرار می‌کنند که قادا بلامیزی بو گئجه کسدوخ».


چله


چیلله بزرگ، کوچک و چیلله بئچه در فرهنگ آذربایجان

دکترای ادبیات عرب و کارشناس فولکلور آذربایجان می‌گوید: در آذربایجان، دو چله وجود دارد که چله بزرگ از اول دی ماه، شروع و تا دهم بهمن ماه به مدت ۴۰ روز طول می‌کشد و اما چله کوچک نیز از دهم بهمن ماه، شروع و تا آخر این ماه ادامه می‌یابد و بعد از گذشت این ایام که روزها بلند و شب‌ها نیز کوتاه می‌شود، ۱۰ روز به عنوان چیلله بئچه نیز در نظر گرفته می‌شود.


نقل حکایت و تاپماجا در شب چله

علی اصغر عزیزپور ادامه می‌دهد: در گذشته‌ها که افراد، دور کرسی جمع می‌شدند ریش سفید فامیل شروع به گفتن حکایت و تاپماجا می‌کرد؛ تاپماجا مطرح کردن سؤالاتی بود که با هدف تقویت هوش جوانان در دوران گذشته از آنها پرسیده می‌شد و در بین برخی از خانواده‌ها نیز، کسی که پاسخ تاپماجا را می‌گفت، هدایایی نظیر تخم مرغ به آن داده می‌شد.

وی بیان می‌کند: به طور مثال یکی از تاپماجالاری که در آن زمان مطرح می‌شد این بود که حاجیلار حاجا گئدر، جهد ایلر گئجه گئدر، بیر ییمیرتا ایچینده، مین بیر جوجه گئدر که جواب این تاپماجا، انار است.

عزیزپور می‌گوید: در گذشته‌ها افراد شیرین صحبتی وجود داشتند و دلیل آن نیز نبود تلویزیون، رادیو، روزنامه و مجله بود که در این دوران، مردم هر چیزی را از زبان خود نقل می‌کردند و به این دلیل که با همدیگر بیشتر صحبت می‌کردند بیان آنها تقویت می‌شد.

سازهایی که در گذشته در شب چله نواخته می‌شد

او توضیح می‌دهد: افرادی که در شب چله به نقل حکایت و تاپماجا می‌پرداختند، سازهای مخصوصی نیز داشتند که در این شب می‌نواختند.

شب چله


فرستادن چیلله لیق به نوعروس و داماد در شب چله

عزیزپور ادامه می‌دهد: در گذشته‌ها در شب چله، برای نوعروس و داماد، خوانچه یا چیلله لیق فرستاده می‌شد که اکنون نیز این رسم پابرجاست؛ آنچه در این تحفه به خانواده‌های عروس و داماد ارسال می‌شود، چادری، لباس، پارچه، هندوانه، پشمک، آجیل و شیرینی می‌باشد که البته در صورت تمکن مالی خانواده‌ها، طلا نیز فرستاده می‌شود.

وی در پایان بیان می‌کند: تحفه‌ای که با عنوان چیلله لیق در گذشته‌ها به خانواده عروس فرستاده می‌شد شامل انار، انگور و هندوانه بود که بعدها لباس و پشمک نیز به آنها اضافه شده است.

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ قشنگ، از کف دنیا برود

امشب، پاییز با تمام زیبایی خاص خود پای شتاب دارد تا لحظه‌ها را به فصل سپیدی پیوند بزند؛ شبی است که همه، میهمان یک دورهمی می‌شوند و تا پاسی از شب، تک تک ثانیه‌ها را با خوبی و خوشی کنار هم می‌گذرانند.

شب چله در خطه آذربایجان، رنگ و لعاب بیشتری به خود می‌گیرد و در این شب، تحفه‌ای به نوعروس و داماد از طرف خانواده‌ها فرستاده می‌شود.


بازار شب یلدا در تبریز


ادبیات و شعر، مهمان دورهم نشینی ها در آذربایجان
حضور و رنگ بوی شعر خوانی در چله نشینی آذربایجانی ها یکی از شیرینی های مجالس است که صفا و مهر خاصی را در میان کوچک و بزرگ قسمت می کند.

بزرگترها و ریش سفیدان اشعار منظومه «حیدربابایه سلام» استاد شهریار را خوانده و یاد ایام جوانی و شور و عشق روزهای گذشته را می کنند؛ جوانان هم در شیدایی پدران و گذشتگان سهیم می شوند.

قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دینـــده  (پیره زن وقتی که شب می گوید داستان)
کولک قالخوب قاپ باجانی دوینده   (کولاک وقتی بر در و دیوار می کوبد)
من قــاییدوب بیرده اوشــاق اولیدیم  (کاش می شد برمی گشتم کودکی)
بیر گول آچوب اوندان سورا سولیدیم  (غنچه می دادم و بعد آن می پژمردم)

در میان عامه مردم نیز «بایاتی»ها (دو بیتی ترکی آذربایجانی) و اشعار منظوم متنوعی رواج دارد که از جمله آنها می‌توان به این «بایاتی» اشاره کرد:

چیله چیخار بایراما بیر آی قالار (چله می ره یک ماه به عید می مونه)
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار   (زن بدلسلیقه «قورما» را تمام می کنه)
گئدر باخار گودول ده یارماسینا   (می ره نگاه می کنه به باقیمانده بلغور)
باخ فلکین گردش و غوغاسینا   (تو نظاره کن بازی سرنوشت را )


هندوانه شب یلدا



 گرمی شب چله زیر تیغ تجملات و چشم و هم‌چشمی‌ها

صحبتی در میز چله ای، با «رها»
این جوان خوش‌ذوق، چند سالی هست که به ساخت زیورآلات کوچک می‌پردازد و رفته رفته آنقدر کارش گرفته که از الان برای چند ماه آینده وقت خالی ندارد. می‌گوید بعد از گذراندن یک دوره آموزشی کوتاه مدت، ابزار و وسایل محدودی تهیه کردم و گردنبند و گوشواره‌های مختلف را در صفحه شخصی‌ام به نمایش گذاشتم. رفته رفته تعداد افرادی که در مورد کارهایم می‌پرسیدند و سفارش داشتند زیاد شد، مجبور شدم هم وسایل بیشتری بگیرم و هم صفحه‌ای خاص این دست‌ساخته‌ها باز کنم.

می‌گوید از دو ماه قبل فراخوان سفارشهای شب چله را داده و شبهای منتهی به شب حتی دو سه ساعت هم خواب نداشته تا سفارشهای جدید را هم آماده کند. گردنبندهایی با شکل انار، یا بخشی از آن، دانه‌های انار و طرح خورشید پر طرفدار ترین‌ها هستند که قیمت‌شان از ۳۰۰ هزار تومان برای کار روی مس آغاز می‌شود و بسته به سلیقه مشتری اگر با نقره یا طلا ساخته شود، قیمت روز این فلزات نیز به سفارش کلی اضافه شده و پیش از انجام کار دریافت می‌شود.

به گفته رها، با تعداد مخاطبانی که دارد و سابقه‌ خوبش در خوش قولی و تعهد زمانی و حتی امکان استرداد، مشتری های ثابت بسیاری دارد و با این روند رو به رشد سفارش‌ها باید به فکر دستیار هم باشد.

تیم کار آنها اما با ابتکار خودشان، به سراغ دست‌ساخته‌های منحصر به فردی رفته‌اند. آنها تصویر منتخب مشتری را روی تابلو، لباس، گردنبند نقاشی و گلدوزی می‌کنند تا هدیه‌ای کاملا شخصی و به‌یاد ماندنی را برای شبهای خاص افراد آماده کنند.


چیلله


مدیر این تیم نه خیلی بزرگ، گلدوزی را از جمله علایق قدیمی‌اش معرفی می‌کند و می‌گوید حیف بود این هنرها از زندگی مردم دور شود و البته به شکل قدیم هم قابل ارائه نبود. ما تابلوهای متنوعی با حضور چهره افراد و انواع نمادهای مورد علاقه‌شان به شکل نیمه برجسته آماده می‌کنیم که تلفیق سنت و تحول است و یک یادگاری کاملا منحصر به فرد.

این یادگاری منحصر به فرد روی تابلوی کوچک حدود ۵۰۰ هزار تومان و روی تابلوهای بزرگ تا ۳ میلیون تومان برایتان آب می‌خورد و البته تا بعد از نوروز هم باید صف انتظار سفارش باشید!

مادام مزه (!) را در صفحه‌اش ملاقات کردیم؛ گویا سرش شلوغ بود که در ابتدا پرسید سفارش چله ای دارید یا مشاوره، عزیزم! اندکی دیر اما با خوشرویی پاسخ می‌داد و انتهای هر جمله‌اش «عزیزمی» لبخند می‌زد! سینی های ژله خوش آب رنگش قیمتی از پایه ۳۰۰ هزار تومان دارند و کوکی‌هایش عددی محاسبه می شوند؛ دانه ای حدود ۸ هزار تومان؛ هزینه ارسال برای تبریز هم هدیه یلدایی است عزیزم! انواع پیش غذای سرد و فینگر فود هم همچنین، از حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان و کیک بسته به نوع انتخابی مشتری، کیلویی ۴۰ تومان و بالاتر.

می‌گوید تیم مجربی از خانوم های خوش سلیقه تبریزی سفارش‌ها را آماده می‌کنند و البته اگر تا یک ساعت سفارش و پرداخت را قطعی نکنم، به یلدا نمی‌رسم، عزیزم!


پاساژ خیام را تقریبا تمام تبریزی ها می‌شناسند؛ پاساژ قدیمی و کوچکی در دل پیاده‌راه تربیت که این روزها، ساعات بسیار شلوغی را تجربه کرده. احمد که در حال سامان دادن وسایل دم در مغازه است، کلافه از ازدحام می‌گوید یلدا یکی از چند مناسبتی در طول سال است که شکل و شمایل پاساژ را اینچنین می‌کند.

همزمان به سوال خانمی در مورد نمد هندوانه‌ای پاسخ می‌دهد می‌افزاید این روزها فروش سبدهای حصیری،کالسکه چوبی، قفس های فلزی، شمع و نمد روند تصاعدی داشته و البته تزئینات دیگری مانند روبان و ریسه و گل‌های کاغذی هم که جای خود را دارند.

به گفته این مغازه دار خسته، حداقل هزینه‌ای که مشتری‌ها برای خرید لوازم اولیه پرداخت می‌کنند از ۳۰۰ هزار تومان آغاز می‌شود و انتخابش با جیب مشتری است!


چله


سمیه را جلوی همین مغازه می‌بینیم؛ با دستانی مملو از پاکت‌های خرید، منتظر مروایدهای طلایی و رنگ‌های پودری است که سفارش داده. سه سال است وارد دنیای تزئینات شده تا روزگار خودش را سامان دهد. می‌گوید نزدیک یلدا و چهارشنبه‌سوری و نوروز، شب و روز ندارد برای آماده کردن سفارش‌هایی که در ابتدا سرگرمی کوچکی بود برای فراموشی سختی زندگی با کودکی که از دنیا چیزی نمی‌دانست. حالا اما کسب و کاری جذاب و البته پر دردسر شده که چرخ زندگی‌اش را می‌گرداند.

سفارش سمیه می‌رسد و عزم رفتن می‌کند؛ قبلش می‌گوید در این چند سال هیچ سالی به اندازه امسال استرس نداشتم؛ می‌ترسیدم اگر قطعی اینترنت طولانی‌تر شود، نتوانم سفارش بگیرم یا هماهنگب سفارش‌های قبلی را به سرانجام برسانم و این یعنی یک مشکل خیلی بزرگ وسط مشکلات دیگر زندگی‌ام. آدرس صفحه‌اش را می‌دهد و با دستهایی که معلوم نیست زیر بار وسایل خم شده‌اند یا زیر بار زندگی، دور می‌شود.

قصه‌ی ما و یلدا البته همه‌اش این نیست؛ همه‌اش به هندوانه‌ی تزیین شده و کوکی انار و گیفت‌های متنوع ختم نمی‌شود؛ اما همین‌ها روزگار بسیاری را شکل داده‌اند. این کسب و کارهای ریز و درشت خانگی به مدد فضای مجازی فضای کار برای بسیاری را فراهم آورده‌اند و خلاقیت و تنوع را هم به نهایت رسانده‌اند.

این روزها و در میانه گرانی و سرما و آلودگی هوا و مشکلات هم‌استانی‌های زلزله زده مان، چیلله‌گئجه‌سی بهانه ایست برای اثبات زیبایی زندگی؛ برای اینکه یادمان بماند همه این تلاطم برای ماندگار شدن روزهایی است که می خواهیم خاطره‌اش را زندگی کنیم.


شب پاییز


هر چه بر سالهای عمرمان افزوده می شود، تعداد دورهمی های فامیلی کمتر و کمتر می شود؛ و گاه علت این کمرنگ شدن دیدارها، زرق و برقی است که به آن افزوده شده. زیبایی شب چله و نوروز و مانند این پشت این چهره ی برق افتاده و شیک، برای استمرار زندگی دست و پا می زند، تا دستش را بگیریم و همراهش باشیم. هر چند نوآوریهای معقول و همسو با فرهنگ هم یاری رسان حفظ و استمرار سنت ها هستند.

با این وجود چله بهانه‌ای شده برای تولد راههای جدید شغلی و درآمدی برای افراد بسیاری که بیشترشان، جوانان خوش ذوق و مشتاق خلاقیت هستند. یلدا اگر همین بار را از روی دوش آدمها برندارد که یلدا نیست...

یلدا بهانه‌ای شده برای تولد راههای جدید شغلی و درآمدی برای افراد بسیاری که بیشترشان، جوانان خوش ذوق و مشتاق خلاقیت هستند. یلدا اگر همین بار را از روی دوش آدمها برندارد که چله نیست...


لینک پستهای آداب و رسوم و فرهنگ آذربایجان



دسته بندی : آذربایجان ,
برچسب ها : شب یلدا , طولانی ترین شب سال , دورهمی , آداب و رسوم آذبایجان , آذربایجانی ها , چیلله , آخرین شب پاییز ,


نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 20 آذر 1398, 10:34 ب.ظ

گفتگو با خالق کاراکتر محبوب این روزهای تُرکهای کشور


چند صباحی است که یک کاراکتر طنز به نام «خلیل بحران» در مناطق شمال غرب و به‌ویژه در میان ترک‌زبانان کشور اسم‌ و رسمی برای خودش دست‌وپا کرده است.

شوخی‌های بامزه این کاراکتر با رویدادها و اشخاص مختلف در شبکه‌های اجتماعی به حالت ویروسی دست‌به‌دست می‌شود و خنده و تامل را بر لب و ذهن مخاطبان خودش روان می‌کند. خلیل بحران کمی منتقد است و به قول خالق آن کمی بلاهت و رندی هم در چنته دارد اما با همه این‌ها دوست‌داشتنی و باوجود عمر کم بسیار محبوب است و همین نشان می‌دهد که در جای درستی قرارگرفته است.

محمد پورعبدالله فرشبافی خالق خلیل بحران است. وی سابقه مجری‌گری و تهیه‌کنندگی در صداوسیما، فیلم‌نامه‌نویسی و همچنین مدیریت روابط عمومی در نهادهای رسمی را یدک می‌کشد اما به قول خودش روزی تصمیم گرفته «بزش را بکشد» و از همین‌جا بود که خلیل بحران آهسته آهسته به ذهنش خزید و در نهایت در یک شب زلزله زده زاده شد.

خلیل بحران



* مخاطبان ما می‌خواهند طراح و گوینده کاراکتر خلیل بحران را بشناسند. از خودتان بگویید.
- من محمدپورعبدالله فرشبافی هستم و متولد 1361. در دبیرستان به اشتباه رشته ریاضی فیزیک خواندم و این اشتباه سبب شد تا یک‌بار در رشته مکانیک سیالات در دانشگاه قبول شوم اما به دانشگاه نروم و یک سال پشت کنکور بمانم.

بار دوم در مهندسی نرم‌افزار قبول شدم و به دانشگاه رفتم اما این بار این رشته را نیمه‌کاره رها کردم و درنهایت در کلاس‌های انجمن سینمای جوان دوره کامل فیلم‌سازی مشتمل بر رشته‌های عکاسی، تصویربرداری، مبانی سواد بصری، تدوین کارگردانی و.. را بگذارنم و به‌واسطه این دوره ابتدا وارد فضای فیلم کوتاه و سپس وارد فضای حرفه‌ای فیلم و رسانه شوم. بعدها در رشته مدیریت فرهنگی به تحصیلم ادامه دادم.

فعالیت حرفه‌ایم را در صدا سیما با عناوینی مثل دستیار تولید و مدیر تولید و بازیگری چند نقش کوچک و سپس مجری‌گری کارم را شروع کردم و بعدها به‌عنوان مدیر روابط عمومی حوزه هنری مشغول شدم و کمی بعدتر با حفظ سمت به‌عنوان مسئول بخش هنرهای تصویری حوزه هنری مشغول شدم. 10 سال در حوزه هنری بودم و همزمان چند جایزه فیلم‌نامه و داستان‌نویسی هم گرفتم؛ 2-3 تا فیلم کوتاه ساختم و در دو فیلم بلند هم مدیر تولید و ناظر کیفی بودم تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم بز خودم را بکشم!


* یعنی چه‌کار کردید؟
- می‌گویند روزگاری خانواده فقیری بودند که تنها یک بز داشتند. ازقضا پدر و پسری میهمان آن‌ها می‌شوند. موقع رفتن پسر از پدر می‌پرسد ما چه کمکی می‌توانیم به این خانواده انجام دهیم؟ پدر می‌گوید که می‌توانیم بز آن‌ها را بکشیم! پسر می‌گوید این چه‌کاری است پدر جان؟! این خانواده از دار دنیا همین یک بز را دارد. پدر هم می‌گوید اتفاقاً چون این خانواده همین یک بز را دارد؛ اگر همین را هم بکشیم، این خانواده پیشرفت می‌کند.

من احساس کردم که در حوزه هنری در حال هرز رفتن هستم و هدر می‌روم. خب یک مقدار آن به خاطر سیاست‌های اشتباه جاری بود و یک مقدار هم به خاطر نبود پول و بودجه ما یک سال به‌عنوان یک کارشناس و مسئول پشت میز می‌نشستیم و 20 تا 25 میلیون حقوق می‌گرفتیم تا درنهایت 12 میلیون تومان بودجه داشته باشیم و یک فیلم کوتاه تولید کنیم که اصلاً منطقی نیست.

بنابراین احساس کردم که باید بز خودم را بکشم یعنی حوزه هنری و صداوسیمای تبریز را کنار بگذارم. چند ماهی در شبکه سحر به‌عنوان مجری و نویسنده فعال بودم و حین همین کار بود که کاراکتر "خلیل بحران" به ثمر نشست.

طنز تبریز



* کاراکتر خلیل بحران چگونه و بر اثر چه تجربه‌هایی شکل گرفت؟ آیا اتفاق یا جرقه خاصی هم در تولد آن تأثیرگذار بود؟
- قطعاً جرقه و اتفاق خاص در شکل‌گیری این کاراکتر نقش داشت اما همه داستان این نیست. کاراکتر خلیل بحران به شکل ناخودآگاه در من پرورش یافت و از طرفی محصول حضور من در اجتماع و به‌ویژه میان مسئولان رده میانی بود که خیلی الکی امیدوار یا خوش‌بین غیرمنطقی بودند و خیلی سهل می‌گرفتند مسائل را و مثلاً در جلسات، خیلی ساده‌انگارانه به مسائل می‌پرداختند و افکار عمومی را ساده فرض می‌کردند.

خب من به‌واسطه حضورم در صداوسیما و حوزه هنری و اینکه مجری برخی همایش‌ها بودم در این جلسات شرکت می‌کردم و به‌نوعی همه این مسئولان را می‌دیدم و به‌عنوان تجربه در من رسوب می‌کرد. نوشتن آیتم طنز در شبکه سحر هم باعث بیدار شدن بخش طنزپرداز وجود من شد.

البته من پیش از آن در بین دوستان به آدم طنزپردازی معروف بودم اما در مجامع رسمی یا جلوی تلویزیون خیلی کنترل‌شده رفتار می‌کردم و حتی اگر طنزی هم بود خیلی کمرنگ و با گزندگی کوچکی همراه بود اما طنز نوشتن در شبکه سحر آن جنبه طنزپرداز را در من بیدار کرد و آن کاراکتری که درون من بود و گاهی در جمع‌های خصوصی بروز می‌کرد خودش را به شکل دیگری نشان داد.

یک روز که من تهران بودم و خوابم نمی‌برد و تنها بودم؛ در شبکه‌های اجتماعی خبری منتشر شد که در اطراف تبریز زلزله آمده است. با خودم فکر کردم من بیدار هستم اما اگر همین‌الان برای مصاحبه به مسئول مدیریت بحران شهر زنگ بزنند؛ احتمالاً در داخل شهر یک آپارتمان مطمئنی دارد و در آن خواب بوده و چندان هم متوجه زلزله نشده است.

با خودم فکر کردم اگر همین‌الان با این مسئول برای مصاحبه تماس بگیرند چه جواب‌هایی خواهد داد؟ بعد خودم را جای آن مسئول گذاشتم و به سؤال‌های فرضی پاسخ بدهم و آن‌ها را ضبط کنم. با توجه به تجربه حضورم در نشست‌های خبری به جلد آن مقام مسئول رفتم؛ یکسری آمار ارائه کردم که غیرواقعی می‌نمود؛ یکسری امیدهای واهی دادم که مردم نگران نباشد و... به‌هرحال پاسخ‌های این مسئول را با یک لحن طنز و کمی بلاهت مطرح کردم و برای بعضی از دوستان فرستادم و در نهایت خوابیدم.

فردا صبح که بیدار شدم متوجه شدم کلی تماس ناموفق داشته‌ام. گویا دوستان این صدای ضبط‌شده را در بعضی از کانال‌های پرطرفدار فرستاده بودند و کلی هم سروصدا کرده بود و مورد استقبال واقع‌شده بود. خیلی ها با ادمین کانال‌ها تماس می‌گرفتند و برای مثال می‌گفتند که این کاراکتر جدید الخلقه درباره فلان موضوع هم صحبت کند و اینگونه بود که شخصیت خلیل بحران متولد شد.


گفتگوی طنز خلیل بحران با ترامپ به زبان تركی

[http://www.aparat.com/v/4lVt1]



* اسم این کاراکتر از کجا آمده؟ عروسک بحران که یک پیرمرد مو سپید است بر پایه چه ایده‌ها و تجربه‌های طراحی‌شده؟ فکر می‌کنم بحران عمداً با یک‌صدای زیر و آهسته صحبت می‌کند. اگر تصور من درست است دلیل انتخاب این صدا چیست؟
- زمانی که برای اولین بار این کاراکتر خلق شد، قصد داشتم هر بار از زبان یک مسئول و مقامی و با لحن‌های مختلف صحبت کنم اما اولین لحنی که انتخاب کردم؛ لهجه‌ای مربوط به گذشته تبریز بود و تبریزی‌های قدیمی و اصیل این لهجه را داشتند. این لهجه درعین‌حال که بانمک است؛ جوان‌ترها کمتر با آن آشنایی دارند.

به همین دلیل به این نقطه رسیدم که خلیل بحران باید حدود 55 تا 60 سال سن داشته باشد و به همین دلیل به عروسک ساز سفارش دادم که عروسکی با این سن و سال را طراحی کند. قرار هم نبود از ابتدا اسم آن خلیل بحران باشد. دریکی از برنامه‌های خلیل بحران گفتم اسم من خلیل و اسم برادرم جلیل است و می‌خواستم به همین شکل ادامه بدهم که خود مخاطبان وارد شدند و این اسم و لحن را برایش انتخاب کردند.

این صدای زیر هم که شما اشاره کردید به‌طور عمدی انتخاب‌شده تا هم سن کاراکتر را نشان دهد؛ هم بانمک باشد و هم لهجه آن طوری باشد که به کسی برنخورد. خود من یکی از ایرادهایی که به طنزهای رایج قبلی داشتم این بود که چرا در هر شهری روی لهجه یک شهرستان کوچک‌تر کار طنز انجام می‌دهند و به‌نوعی آن را به سخره می‌گیرند و در خلیل بحران سعی کردم با انتخاب این لهجه به هیچ عنوان این اتفاق نیفتاد.

بنابراین تصمیم گرفتم که اگر مبدأ این کار تبریز است کاراکتر خلیل بحران هم تبریزی باشد.
خلیل بحران از آن بدمن (Bad Man) هایی باشد که همه دوستش دارند. البته خلیل بحران خیلی هم شخصیت بدی ندارد اما وقتی می‌خواهد چیزهایی را بپوشاند یا ماست‌مالی کند؛ کارهای بدی انجام می‌دهد و درنهایت مثل بدمن های خیلی از کارهای دراماتیک تا حدی محبوب است.


خلیل بحران از زبان خلیل بحران

[http://www.aparat.com/v/2Cl6W]



* چرا این کاراکتر مورد اقبال مردم ترک‌زبان واقع شد و چه عناصری در آن وجود دارد که می‌تواند این ارتباط را با آنها برقرار کند؟
- سؤال خوبی است. ببینید تبریز و به‌طورکلی ترک‌زبانان در حوزه طنز مسبوق به ساقه هستند و چهره‌های زیادی در حوزه شعر، فکاهی و همین لطیفه‌های طنز بین مردم ظهور کرده‌اند. به‌هرحال اگر خنداندن ایرانی‌ها سخت است؛ خنداندن ترک‌ها به دلیل همین سابقه بسیار سخت‌تر است. در دوره معاصر یعنی در میان دوستانی که در قید حیات هستند و کار طنز انجام می‌دهند؛ چند نمونه موفق طنز داریم؛ مثلاً در حوزه طنز از کار استاد کریم مراغه‌ای استقبال شده است؛ در حوزه نمایش طنز هم دوستانی هستند که توانسته‌اند در دل مردم برای خودشان جایی باز کنند. سؤالی هم که مدام از من پرسیده می‌شود این است که چگونه کاراکتر خلیل بحران توانسته در مدت کوتاهی جای خودش را در میان مردم باز کند.

اول‌ از همه باید به نقش شبکه‌های اجتماعی اشاره‌کنم. ببینید ابزاری که حامل داده‌های طنز این کاراکتر بود، ابزاری ارزان و در دسترس هم برای مردم و هم برای تولیدکننده اثر بود. خلیل بحران توانست در دوران اوج تلگرام یعنی پیش از دوران فیلتر وارد گوشی‌های هوشمند مخاطبان شود و خیلی سریع ویرال شد. ما پادکست‌هایی از خلیل بحران داریم که بیش از یک‌میلیون بار شنیده‌شده‌اند که این رقم مخاطب بسیار قابل‌توجه است. از طرف دیگر ادبیات و طنز شخصیت بحران خلیل بسیار نزدیک به مردم بود.

اگر در صداوسیما نمونه‌های طنز موفقی از سوی مهران مدیری، مهران غفوریان و رضا عطاران در مقیاس ملی داشتیم اما یک بخش عظیمی از مخاطبان غیر فارس زبان و غیر تهرانی عملاً از دست این طنازان در می‌روند.

ببینید بسیاری از چیزهای که مخاطبان تهرانی یا بالاشهری به آن می‌خندند ممکن است مردم سایر شهرها و پایین‌شهری‌ها نخندند و بالعکس. ظرافت‌های طنز در زبان‌های مختلف متفاوت است.

چیزی که در زبان ترکی خنده‌دار است؛ ممکن است در زبان فارسی این ویژگی طنز را نداشته باشد. به‌هرحال چون زبان خلیل بحران ترکی بود ما توانستیم مخاطب ترک‌زبان را در استان‌های شمال غرب و حتی ترک‌زبان‌های تهران و البرز را جذب کنیم. علت بعدی موفقیت خلیل بحران این است که به‌ نقد قدرت می‌پردازد و این از معدود بارهایی است که در طنز آذربایجان نقد قدرت انجام می‌شود.

در طنزهای قبلی در خوش‌بینانه‌ترین حالت یا فقر نقد می‌شد و به آن خندیده می‌شد که اولین نماد این رویکرد همین لباس‌های مندرس بازیگران طنز ماست که دستاویزی برای خندیدن به فقر هم شده است. از مسائل جنسیتی یعنی از تفاوت خانم‌ها و آقایان هم برای ایجاد طنز بازی گرفته می‌شد. اشاره به مسائل جنسی هم با توجه به اینکه در جامعه تابو و خط قرمز است می‌تواند خنده‌دار باشد. اما خلیل بحران نقد قدرت را در دستور کار قرار داد.


طنز خرید ملک توسط خلیل بحران در ترکیه

[http://www.aparat.com/v/XePpC]


* خلیل بحران به چه مسائلی بیشتر ورود می‌کند یا این‌طوری بپرسم چه مسائلی برای او جذاب‌تر هستند یا برایش ارزش‌دارند که برای آن‌ها وارد میدان می‌شود و نقش‌آفرینی می‌کند؟
- مسائلی که برای مردم مهم باشد قطعاً برای خلیل بحران ارزش مضاعف پیدا می‌کند. شما اگر این موضوع را در رسانه‌های طنز گذشته مانند گل‌آقا دنبال کنید متوجه می‌شوید علی‌رغم اینکه کاریکاتورها دستی کشیده می‌شد و پروسه چاپ و انتشار مجله هم به‌طور طبیعی زمان‌برتر از مثلاً انتشار محتوا در شبکه‌های اجتماعی در امروز بود اما موضوعی که برای طنز انتخاب می‌شد همچنان پس از گذشت 5-6 روز از وقوع رویداد مرتبط با آن برای مردم اهمیت داشت.

قطعاً خلیل بحران هم به مسائلی ورود می‌کند که برای مردم مهم است و اتفاق‌های محلی، کشوری، منطقه‌ای و جهانی که حول‌وحوش زندگی مردم می‌افتد از همین جهت برای او اهمیت دارد. شاید یک زلزله کوچک اهمیتی برای مردم منطقه داشته باشد که یک رویداد کشوری نداشته باشد اما تقریباً همه اتفاق‌ها را از طریق خبرگزاری‌های مهم رصد می‌کنم و از میان آن‌ها دست به‌گزینش می‌زنم. حالا ممکن است این خبر مربوط به حادثه ناگوار کشتی سانچی باشد یا سخنرانی ترامپ. یا یک تصادف زنجیره‌ای در اتوبانی در تبریز یا فلان اتفاق در یک مدرسه در شهرک غرب تهران. به‌هرحال هر چیزی که اهمیت اجتماعی و قابلیت طنز داشته باشد موردتوجه و انتخاب خلیل بحران است.


حضور پررنگ در شبکه‌های اجتماعی با توجه به سوابق کاری شما طبیعی است. این موضوع در پیدایش خلیل بحران چه تأثیری داشته؟ ظاهراً بحران راه خودش را از طریق همین شبکه‌های اجتماعی به‌سوی مخاطبانش بازکرده است.
- بله من قطعاً اهل شبکه‌های اجتماعی هستم و شاید روزانه به شکل مفید 8 ساعت با شبکه‌های اجتماعی کارکنم. به نظر من شبکه‌های اجتماعی فرصت بسیار مغتنمی هستند و همیشه به این موضوع فکر می‌کنم که اگر شبکه‌های اجتماعی کمی زودتر و مثلاً 10 سال پیش متولد می‌شدند شاید مسیر خیلی‌ها عوض می‌شد و حتی شاید خودم من برای ارتباط با مخاطبان تلویزیون را انتخاب نمی‌کردم یا برای تولید فیلم کوتاه یا به‌اصطلاح برودکست فیلم کوتاه که در حال حاضر در ایران فقط جشنواره‌ها هستند؛ من می‌توانستم به‌راحتی مخاطب خودم را در همین شبکه‌ها بیابم و نیازی به دویدن دنبال جشنواره‌ها نداشتیم.

به نظرم پس از تولد اینترنت می‌توان تولد شبکه‌های اجتماعی را دومین اتفاق و تحول مهم حوزه فنّاوری اطلاعات به لحاظ گردش آزاد، سریع و بی‌واسطه اطلاعات دانست. در واقع پیدایش خلیل بحران باوجود شبکه‌های اجتماعی ممکن شد.


* دوست دارید خلیل بحران یک کاراکتر تلویزیونی هم باشد؛ یک چیزی مثل جناب خان یا امثالهم؟
- به‌طورقطع تلویزیون یک رسانه فراگیر است و قبل ازا آنکه بگوییم تعداد مخاطبان آن بیشتر یا کمتر از شبکه‌های اجتماعی است باید اعتراف کرد رسمیتی که تلویزیونها در همه جهان دارند؛ هنوز شبکه‌های اجتماعی پیدا نکرده است.

قطعاً وقتی کاراکتری مثل خلیل بحران در تلویزیون حضور پیدا کند رسمیت بیشتری هم می‌یابد و بنابراین موافق حضور آن در این رسانه هم هستم. اما به شرطها و شروطها؛ برای مثال می‌دانم که در شبکه‌های استانی متأسفانه فضای این حضور نیست اما در شبکه‌های ملی این اتفاق امکان‌پذیر است و به قول‌معروف مدیران ملی ‌ سعه‌صدر لازم را برای تریبون دادن به امثال خلیل بحران بیشتر دارند؛ البته به‌شرط عبور از هفت‌خوان رستم جهت ورود به این شبکه‌ها. به‌هرحال معتقدم خلیل بحران در صورت ورود به شبکه‌های استانی به یکی از همین کاراکترهای بی‌خاصیت تبدیل می‌شود اما اگر فضایی باشد که مخاطب وسیع تلویزیون با خلیل بحران آشنا شود و فرصتی برای رسمیت دادن به این کاراکتر باشد با آن حتماً موافقم.


فرشباف


* چرا فکر می‌کنید خلیل بحران که از دل شبکه‌های اجتماعی برآمده برای رسیمت یافتن به رسانه‌ای مانند تلویزیون نیاز دارد؟ من تصور می‌کنم که اقبال به شبکه‌های اجتماعی تا حدی ناشی از همین گریز از رسانه‌های رسمی مونولوگ محور بوده و اگر خلیل بحران وارد فضایی غیر از این شود آسیب خواهد دید یا دست‌کم نمی‌تواند نقد قدرت را به معنای سابق داشته باشد.
- همان‌طور که عرض کردم با توجه به تجربه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی داشتم همین بهتر که خلیل بحران در شبکه‌های اجتماعی بماند و دچار ممیزی‌های غیر کارشناسی این رسانه‌ها نشود اما به نظرم در شبکه‌های سراسری و به‌ویژه در دوره حاضر یک مقدار سعه‌صدر بیشتر است و شاید بشود کارهایی کرد. فکر می‌کنم دوره حاضر جزو دوره‌هایی است که انتقاد به‌مراتب آزادانه‌تر صورت می‌گیرد و البته این هم مختص همه رسانه‌هاست. شما ببینید تولیداتی مانند هیولای مهران مدیری که در شبکه خانگی پخش می‌شود یا بعضی کارهای تلویزیونی در 6-7 سال پیش هرگز مجوز پخش نمی‌گرفتند.

البته کاراکتر خلیل بحران درجایی که فقط یک پادکست صوتی آن‌یک میلیون بار شنیده‌شده حتماً رسمیت خودش را پیداکرده است اما به‌هرحال ما چه بخواهیم و چه نخواهیم مردم ما نگاهی رسمی‌تر به رسانه‌های به‌اصطلاح حاکمیتی دارند که مثلاً اگر اتفاق خاصی بیافتد می گویند آخرین خبر را از تلویزیون شنیده‌اند و آن را به‌عنوان سند معرفی می‌کنند یا مثلاً میگویند خبر درست است چون در روزنامه خواندم. بنابراین تلویزیون می‌تواند نشان دهد این کاراکتر مورد تأیید مجامع رسمی است.

درعین‌حال با توجه به اینکه خلیل بحران یک کاراکتر ترک‌زبان است ما شبکه‌های سراسری را برای معرفی آن از دست خواهیم داد و از آن‌طرف به استانی‌ها هم اصلاً فکر نمی‌کنم چون PH آن‌ها به‌شدت خنثی است و از سر رفع تکلیف تولید برنامه می‌کنند و خیلی به چالش و نقد و مخاطب محوری توجه ندارند فلذا خلیل بحران عجالتا نیازی به رسمیت ندارد. به‌ هر حال در جامعه ما وقتی چیزی از تنها رسانه رسمی فراگیر منتشر می‌شود مردم نگاهشان به آن متفاوت می‌شود.


* پرسش آخر؛ خط قرمزهای خلیل بحران چیست و چه باید و نبایدهایی دارد؟ به‌عبارت‌دیگر خلیل بحران بر سر چه چیزهایی حاضر به معامله نیست؟
- خط قرمزهای خلیل بحران دو دسته است. اول خط قرمزهایی است که من محمد فرشباف برای این کاراکتر قائلم و به‌هیچ‌عنوان بر سر آن‌ها معامله نمی‌کنم و دسته دوم خط قرمزهایی که جامعه و مسئولان فضای تبادل اطلاعات در کشور ترسیم می‌کنند.

خط قرمز اصلی من برای خلیل بحران دروغ گفتن است, یعنی هر پادکست و سوژه‌ای که منجر به انتقال اطلاعات غیرواقعی یا ایجاد کج‌فهمی در مخاطب شود خط قرمز من است. به‌ هیچ‌ وجه حاضر به‌دروغ گفتن به مخاطبم نیستم. حتی وقتی کارفرمایی از من کار تبلیغاتی می‌خواهد که چیزی را به‌دروغ بگویم؛ قطعاً این کار را نخواهم کرد.

ورود به تبلیغات کاندیداهای انتخابات مختلف خط قرمز دیگر خلیل بحران است. ببینید در بسیاری از جاهای دنیا می‌شود با هر چیزی شوخی کرد؛ یعنی شوخی خیلی جدی گرفته نمی‌شود و به همین دلیل برای آن خط قرمزی متصور نیستند اما جامعه و مسئولان تبادل اطلاعات در ایران از ما رعایت خط قرمزهایی را می‌خواهند ازجمله مذهب و شخصیت‌های مذهبی و آیین‌های مربوط به آن، اقوام، منافع ملی، جنسیت، کودکان و زبان‌ها، گویش‌ها و لهجه‌های مختلف و شوخی‌های جنسی عیان که ما پذیرفته‌ایم که نباید با آنها شوخی کرد. اما درباره شخصیت‌های سیاسی ما تا حد رئیس‌جمهور پیش رفتیم و قوانین کشور هم این اجازه را می‌دهد.


دو نمونه از صحبتهای طنز خلیل بحران :

مکالمه خلیل بحران و ولادیمیر پوتین

مکالمه خلیل بحران با حاج حسن روحانی





دسته بندی : تبریز , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : طنز پرداز , خنده دار , شخصیت طنز , خلیل بحران و ترامپ , طنزپرداز سیاسی , تماس تلفنی , شخصیت منتقد تبریز ,


نویسنده : تبریز قارتال شنبه 9 آذر 1398, 11:58 ب.ظ

شکی (به ترکی آذربایجانی Şəki) شهرستانی (رایون) در شمال مرکزی جمهوری آذربایجان است. این شهرستان از طرف شمال و غرب با شهرستان قاخ، از طرف جنوب با شهرستان یولاخ، از طرف شرق با کشور فدراتیو روسیه همسایه است.

فاصله تا پایتخت باکو: سیصد و پنج کیلومتر می باشد.

جمعیت: 63000 نفر

شهر شکی در سال 1930 تاسیس شده است و دارای یک شهر و شصت و هشت روستا می باشد.


هتل


این شهر دارای 243 هزار کیلومتر اراضی می باشد.

وسایل رفتن به شهر شکی از طریق اتوبوس، خوردو شخصی، قطار می باشد.

شکی یکی از کهن ترین شهرستانهای آذربایجان است. و دارای آثار تاریخی و باستانی زیادی می باشد.

از آثار تاریخی و باستانی شهر شکی می توان گورستان قدیمی، کاروانسرای، مسجد قدیمی، دره سلمان، دهنه برج روستا و تپه های باستانی و کاخ شکی خان سرای را نام برد.

می توانید با قدم زدن در کوچه پس کوچه های شکی، از بودن در آنجا و استشمام هوای تازه و کوهستانی شکی لذت ببرید و در مسیر از حلوای مشهور شکی بچشید و به عنوان سوغاتی بخرید.

به شما پیشنهاد می کنیم شب را در شهر شکی و در هتل سنتی کاروانسرا اقامت کنید. و لحظات به یاد ماندنی را تجربه کنید.


شکی

آذربایجان

شکی آذربایجان


مردم شکی روز یک آوریل را روز طنز می نامند و جشن باشکوهی برگزار می کنند.

شهر شکی یکی از شهرهای سرسبز و زیبای آذربایجان است که مهم ترین شهر سرسبز و طبیعت گردی آذربایجان محسوب می شود. میدان اصلی شهر را یک پارک بسیار بزرگ، پر از خانه‌های درختی تشکیل می‌دهد. این قسمت از شهر تقریباً جدید است و در دوره‌ی معاصر شکل گرفته. در شکی قلعه‌ی حاجی چلبی از اهمیت بسیاری برخوردار است، حاجی به نوعی یک قهرمان ملی و پدر معنوی این شهر محسوب می‌شود و مورد احترام مردم است. کاروان‌سرای خان‌سرایی با درخت‌های خرمای معروفش و قندیل‌های تالارش یکی دیگر از دیدنی‌های مهم در شکی هستند. اتاق‌های این کاروان‌سرا داری در و پنجره‌های مشبک‌کاری بسیار زیبایی هستند، اصولاً مشبک یکی از سوغات شکی است. داخل اتاق‌ها علاوه بر این مشبک‌ها نقاشی‌هایی از جنگیدن حاجی چلبی نیز می‌بینیم، که خبر از دلاوری‌های وی در میادین جنگ می‌دهد.


حال که صحبت از حاجی چلبی به میان است بد نیست بگوییم او کیست و چه کرده که در همه‌ جای شهر اسمش را بر در و دیوار و روی مکان‌های مهم می‌بینید. داستان از ١٧١٦ میلادی آغاز می‌شود، سالی که شهر توسط سیل ویران شد. البته حاجی در آن زمان کار خاصی نکرده، اما شهر حسابی از رونق افتاده بود، در ١٧٤٠ است که حاجی چلبی تصمیم می‌گیرد شهر را بازسازی کند. او در نوخا - که اسم قدیمی شکی است- یک قلعه می‌سازد. و همچنین در مبارزاتی بنیان‌گذار خوانین مستقل در آذربایجان می‌شود. البته این قلعه نجات‌دهنده‌ی شکی نیست چرا که باز هم سیلاب شهر را با خاک یا بهتر است بگوییم، گِل- یکسان می‌کند، اما این بار چون شهر مهم است دوباره قد علم می‌کند. شکی ، مشخصاً به خاطر ابریشمش معروف است و هنوز که هنوز است در بازارهای این شهر روسری‌های ابریشمیِ درجه یک را پیدا می‌کنید


شهر شکی

هتل

آذری

سفر آذربایجان

پارک شکی


شکی نه فقط سرسبز که از حیث فرهنگی هم غنی است. موزه‌ رشید بی افندی یک موزه‌ی مختص به قوم‌شناسی است که اشیای باستانی و صنایع دستی قابل توجهی، عموماً مربوط به شکی را در خود گردآوری کرده است. از دیگر دیدنی‌های شکی یک کلیسای روسی با معماری خاص و به شکل استوانه است و البته کاربری آن امروزه از کلیسا به موزه عوض شده و مجموعه‌ای از اشیای هنری تولید شده در شکی مثل فلزکاری، قلاب‌دوزی و سفال‌گری را شامل می‌شود.


ارزش این اشیا تا حدی است که غیر قابل قیمت‌گذاری تشخیص داده شده‌اند. اما جالب‌ترین موزه در شکی موزه‌ی مشبک است. چنان که گفته شد شکی شهر مشبک‌ها است. مشبک‌سازی در واقع هنری است قدیمی که در ایران هم رواج دارد. در هنر مشبک، چسب، میخ، پیچ و شی خارجی نقشی ندارد، در واقع قطعات چوب مثل پازل در هم چفت می‌شوند و یک کلِ بزرگ‌تر مثل در پنجره یا پاراوان را شکل می‌دهند.

رستوران‌های شکی بسیار ارزانند و در هر خیابان معروف شکی لا‌اقل یک رستوران خوب را پیدا خواهید کرد. آش و پیتی از غذاهای معروف در شکی‌اند. پیتی غذایی است که شبیه به آبگوشت خودمان است، حتی طرز خوردن آن همراه با تلیت کردن نان و جدا خوردن گوشت است. همچنین شکی برای شیرینی‌هایش معروف است، حکم حلوایِ شکی در آذربایجان، مثل کلوچه‌ی شمال ایران می‌ماند.


شهر «شکی» آذربایجان پایتخت فرهنگی

[http://www.aparat.com/v/z51vN]


صنایع دستی شهرستان شکی

اگر مهمان این شهر شدید حتما بعنوان یادگاری ازین شهر چیزی به سوغات ببرید تا گوشه ای از صندوقچه خاطراتتان را پر کند. معروف ترین سوغاتی شهر شکی روسری های ابریشمی بلند، شیشه های رنگی بنام شبکه ایه و حلوای معروف شهر شکی ست.

روسری های ابریشمی

پارچه ای که از ابریشم یا ابریشم پخته (جوشانده) و رنگ زده و بافته میشود. پارچه هایی ابریشمی چهارگوش که بافت قواره ای دارند و طرح های مخصوص به خود دارند و به عنوان روسری زنانه و لباسی مورد استفاده قرارمیگیرند و شهرت جهانی دارند و هم اکنون نیز به شیوه سنتی درکارگاه های چاپ باتیک تهیه میشود.

ویژگی خاص آن عبارتنداز ظرافت، سبکی، طرحهای بته جقه ای و نقوش گلهای محلی منطقه قابل توجه میباشد.این روسری تنها اثر باستانی است که تاکنون نیز مورد استفاده قرارمیگیرد، ولی متاسفانه اخیرا به نام روسری چینی دربازار رایج شده  است و به جهت منافع مادی خارجی ها این روسری طوری کوچک شده است که گردن و نیمی از موی خانمهای ایرانی بیرون میماند در صورتیکه این روسری بزرگترین روسری آذربایجانی، قشقایی، ترکمنی است و حداقل اندازه هر ضلع آن یک متر و نیم میباشد.


شکی

شکی باکو

باکو



حلوای شکی

بخور و ببر!

از قدیم در شهر شکی رسم بر این بوده که قبل از خرید حلوا از خریدار میخواهند که مقداری از آن را بخورد و بعد به مقدار دلخواه بخرد. با قدیمی ترین سوغاتی جمهوری آذربایجان آشنا شوید.

حلوا از قدیم در شهرهای آذربایجان مثل: گنجه، شکی و‌ نخجوان مرسوم بوده و عده ای هم به حلواپزی و فروش آن مشغول بودند. این حلوای خوشمزه تنوع بسیار زیادی دارد از حلوای گردو، حلوای تخم آفتابگردان، حلوای زولبیا گرفته تا حلوای بامیه، سمنو و تره. از بین شهرهای آذربایجان حلوا شهر شکی مشهور میباشد که با بادام پوست کنده درست میشود.


حلوا


یکی از حلواهایی که پختن آن سخت تر است حلوای سمنو میباشد که به آن حلوای سوهانی نیز میگویند که این حلوا در زمانی که کمتر وقتی برای رسیدن فصل زمستان مانده باشد درست میکنند و با آن به استقبال زمستان میروند البته در زمان های قدیم رواج داشته که زنان حلوا را به هفت خانه پخش میکردند و شعر سمنو را میخواندند.



» لینک پست های جمهوری آذربایجان Azərbaycan Republic (14)





دسته بندی : آذربایجان , * جمهوری آذربایجان Azərbaycan Republic ,
برچسب ها : آذربایجان گردی , سفر , گردشگری , شهر شکی , shaki , باکو ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات