تبریز ویکی لینکلر

 
سه قهرمان تبریز عظیم قیچی ساز ، یونس موحد ، اکرم امانی
نظرات |

تسخیر طبیعت با طعم غیرت آذربایجانی ها


با سه نفر تبریزی که با غیرت زیاد برای خود و مردم و ایران افتخار آفرینی میکنند، آشنا میشویم.


عظیم قیچی‌ساز فاتح 13 قله بالای هشت هزارمتر دنیا
ایستادن روی قله اورست و از آن بالا دنیا را دیدن؛ 65 سال قبل این ایده صرفا یک خیال بود تا اینکه توسط ادموند هیلاری یا شاید قبل از او، جورج مالوری، به واقعیت  تبدیل شد. پس از آن، شاهد تلاش‌های فراوان برای صعود به این قله و البته قلل دیگر بالای هشت هزارمتر بوده‌ایم. همگی این قله‌ها در آسیا واقع هستند. برای من که صعود به دماوند همچنان یک حسرت است، ملاقات با کسی که 13 قله بالای هشت هزارمتری را فتح کرده است طبعا اتفاق جذابی است. به همین دلیل چند روز، مدام، با او تلفنی تماس گرفتم تا بالاخره جواب داد.

کوهنورد ایران

عظیم قیچی‌ساز، متولد تبریز تنها هیمالیانورد ایرانی است که بدون اکسیژن به 13 قله بالای هشت هزار متر این رشته كوه صعود کرده است. اگر او سال آینده به لوتسه صعود کند پانزدهمین کوهنوردی است که در دنیا این رکورد را ثبت کرده است.  وقتی گفت و گو را شروع کردم منتظربودم پس از طرح سوالات اولیه به سوالی برسم که به نظرم از جوابش جذاب‌تر است؛ حس ایستادن روی اورست چه رنگی است؟ چه شکلی است؟ قیچی‌ساز 30 اردیبهشت امسال به قله اورست رسید تا فاصله‌اش برای عضویت در باشگاه فاتحان بدون اکسیژنِ 14 قله هشت هزارمتری دنیا، صرفا صعود به یک قله دیگر باشد.

عین خود زندگی(ناقص)

فکر کنم با اورست شروع کنیم. موافقید؟

بله. من سال 84 برای اولین بار به همراه یک تیم اورست را فتح کردم که در واقع اولین صعود هشت هزار متری من بود.

چه شد که امسال دوباره به اورست رفتی؟

صعود سال 84 با اکسیژن بود و امسال تصمیم داشتم مانند صعود به دوازده 8 هشت هزار متری دیگری که انجام داده بودم اورست را هم بدون اکسیژن فتح کنم.

یک قله هشت هزار متری دیگر مانده فقط. همین‌طور است؟

بله. تاکنون 13 قله بالای هشت هزار متر دنیا را بدون اکسیژن صعود کرده‌ام و فقط لوتسه مانده است. البته برای صعود به اورست و لوتسه سال گذشته اقدام کردم و به رغم اینکه در کمپ اصلی مستقر شده بودیم، اما زلزله نپال مانع از ادامه فعالیت و صعود شد تا امسال صعود به اورست محقق شود و لوتسه برای سال آینده بماند.

پارسال تصمیم داشتی هر دو قله را با هم صعود کنی؟

بله. این دو قله در کنار هم قرار دارند و تا کمپ چهار مسیرشان مشترک است. بعد از صعود اورست تصمیم داشتیم لوتسه را نیز فتح کنیم، اما متاسفانه برای یکی از شِرپا‌ها مشکلی پیش آمد که عملا ادامه کار منتفی شد.

شرپا همان باربرها هستند؟

بله. شرپا گروهی از افراد بومی نپال هستند که در مدت 500 سال به تدریج از تبت در شرق نپال به این سرزمین مهاجرت کرده‌اند. به همین علت به آنها شرپا یا مردم شرقی می‌گویند. این کلمه از دو واژه شار به معنی شرق و پا به معنی مردم درست شده است.

البته امروزه در اصطلاح کوهنوردی شرپا به افرادی گفته می‌شودکه در ازای مبلغی در حمل بار کوهنوردان مشارکت می‌کنند.

بعضی شرپاها به دلیل تجربیات فراوانی که در صعود به قلل بلند منطقه داشته‌اند، مشاوران خوبی برای کوهنوردان حرفه‌ای هستند.

چه شد که تصمیم گرفتی بدون اکسیژن...

خب همه رشته‌های ورزشی برای خودشان رکوردهای خاص دارند. مثل وزنه‌برداری یا پرتاب دیسک و...در رشته کوهنوردی صعود به اورست یا صعود به کی دو و دیگر قلل بالای هشت هزار متر رکورد محسوب می‌شود. اما مهم‌ترین رکورد در این رشته صعود به تمام 14 قله‌ بالای هشت هزار متر است که در رشته کوه‌های هیمالیا وقراقروم درقاره آسیا قرار دارند. ماجرا وقتی متفاوت و خاص می‌شود که همه این قلل را بدون کمک شرپا و بدون استفاده از اکسیژن صعود کنی.

چقدر وحشتناک و سخت!

دقیقا و همین موضوع باعث می‌شود ارزش صعود بالاتر برود.

 اما ریسک صعود هم بسیار بالا می‌رود. شاید به قیمت از دست رفتن زندگی!

این ریسک تقریبا در همه رشته‌های ورزشی وجود دارد. اینجا به نظر بیشتر است و با مدل بدون اکسیژن به حد بالایی می‌رسد.

حد بالاتری هم دارد این ریسک؟

بله، صعودهای زمستانی.

عین خود زندگی(ناقص)

فتح قله

برای اینکه گفته شود من این کار را کردم؟

خب ببینید هر ورزشکاری دائما تلاش می‌کند یک قدم در رشته خودش بالاتر برود و از توانایی جدیدش بگوید. البته من هیچ وقت در هیچ کدام از صعودهایم نگفته‌ام من این کار را کردم.

تاکنون چند نفر به این 14 قله صعود کرده‌اند؟

تا‌کنون 14 نفر بدون اکسیژن این کار را کرده‌اند. ایتالیا با پنج کوهنورد، شمار بیشترین صعود به تمامی هشت‌هزار متری‌ها را دارد و پس از آن کره جنوبی با چهار کوهنورد و قزاقستان، لهستان و اسپانیا با سه کوهنورد قرارگرفته‌اند. 33 یا 34 نفر هم با اکسیژن به این قله‌ها صعود کرده‌اند.

و شما پانزدهمین خواهید بود؟

بله. اگر سال آینده به لوتسه صعود کنم.

بعد از شما در ایران چه رکوردی وجود دارد؟

فکر می‌کنم شش یا هفت صعود باشد.

اگر موافق باشید به سال‌ها قبل بازگردیم. اصولا چه شد که پای‌تان به کوه و کوهنوردی باز شد؟

صعود به قله سبلان در 15 سالگی اولین تجربه جدی من در کوهنوردی بود و به نوعی نقطه عطفی در زندگی من شد. پیش از صعود به سبلان کاملا تفریحی به کوه‌های اطراف تبریز می‌رفتم. شاید آن اتفاق و دیدن روابط جذاب و دوست‌داشتنی بین کوهنوردهای حرفه‌ای باعث شد جذب این رشته شوم.

یعنی بعد از سبلان تصمیم گرفتید کوهنورد شوید؟

هنوز نه. در 17، 18 سالگی خیلی جدی به دوچرخه‌سواری می‌پرداختم. بعضی از دوستانی که با هم تمرین می‌کردیم حالا جزو بهترین‌های ایران و آسیا هستند؛ قادر میزبانی، احد کاظمی و ...

دوچرخه‌سواری را ادامه ندادی؟

خیر. البته همچنان دوچرخه‌سواری می‌کنم. اما جذب کوه و کوهنوردی شدم. خاصه اینکه وقتی در اردوهای کوهنوردی شرکت کردم و در اولین برنامه برون‌مرزی حضور یافتم متوجه شدم برای این رشته خیلی آماده هستم.

عظیم قیچی ساز

چرا دوچرخه‌سواری نه و کوه؟

دیدن محیط‌ها و آدم‌های جدید و شکل‌گیری ارتباطات جدید در کوه برایم جذاب است. کوهنوردی عین خود زندگی است. به نظرم کوهنوردی و سفرهایش اتفاق مشابهی ندارد.

پیش از اینکه وارد این رشته بشوی،‌ دوران نوجوانی به چه شغلی فکر می‌کردی؟ آیا هیچ فکر می‌کردی روزی کوهنورد شوی؟

خیر. من پیش پدرم شغل قیچی‌سازی داشتم و قاعدتا به همین شغل فکر می‌کردم.

چه جالب! پس قیچی‌سازی شغل موروثی شماست؟

بله. در تبریز این موضوع خیلی رایج است. برای مردم، نام خانوادگی براساس شغل انتخاب می‌شد. ظاهرا زمانی که شناسنامه می‌دادند از پدربزرگم شغلش را می‌پرسند و او می‌گوید قیچی‌ساز.

عین خود زندگی(ناقص)

اما شما قیچی‌ساز نماندید.

بله...کوه و کوهنوردی اجازه نداد. فقط دوران نوجوانی پیش پدرم کار کردم. شاید اگر سراغ کوه نمی‌رفتم من هم یک قیچی‌ساز واقعی می‌شدم.

برگردیم به کوه و کوهنوردی. بعد از سبلان سراغ کدام قله‌ها رفتید؟

دیگر جایی نماند که نرفته باشم. هر جایی که به فکرتان برسد را تا سال 1380 پیاده یا اینکه با دوچرخه صعود کردم. آن سال بر اساس فراخوان وارد اردوها شدم.

همه قله‌های ایران را صعود کردی و بعد هم 13 قله مرتفع دنیا که فقط یک قله دیگر مانده است. آن قله را هم صعود کنی زندگی برایت ترسناک نمی‌شود؟ شاید که به پایان رسیده باشی...

نه. من اینطور فکر نمی‌کنم. گرچه این موضوع رایج است که قهرمانان ورزشی بعد از دوران اوج، دچار افسردگی می‌شوند. اما من هیچ وقت نخواستم زندگی‌ام به واسطه کوه و کوهنوردی تک‌بعدی شود. کوه هیچ وقت تمام زندگی من نبوده و نیست.

این بدان معناست اگر به لوتسه هم صعود کنی ممکن است کوهنوردی را کنار بگذاری؟

کوه را که نمی‌شود کنار گذاشت، اما حتما دیگر سراغ هشت هزارمتری‌ها نخواهم رفت و موضوعات و رکوردهای دیگری را تعریف خواهم کرد. مثلا درباره هفت قله مرتفع هفت قاره که به هفت قله (seven summits) معروف هستند فکر خواهم کرد. البته اورست در آسیا را رفته‌ام و می‌ماند کلیمانجارو در آفریقا، البروس در اروپا، دنالی در آمریکای شمالی و...

آیا کسی در ایران به این هفت قله صعود کرده است؟

هنوز خیر. امیدوارم این افتخار را هم من برای ایران کسب کنم.

آماده شدن برای صعود به یک قله چقدر شبیه شب‌های امتحان است اگر مقایسه درستی کرده باشم؟

اوه! اصلا شبیه امتحان نیست. شاید بتوان گفت شبیه رفتن به جنگ است. ممکن است برنگردی. واقعا از روزهای پیش رو مطمئن نیستی، با همه چیز خداحافظی می‌کنی قبل از راه افتادن.

کوهنورد تبریزی

صعود عظیم قیچی ساز

واقعا با این نگاه؟

بله. خیلی از اتفاقات زمان کوهنوردی و صعود قابل پیش‌بینی نیستند. از زلزله و بهمن گرفته تا مشکلات فیزیکی فرد یا تغییرات آب و هوایی و خیلی موارد دیگر ممکن است به از دست رفتن جان کوهنورد منجر شود. جالب است بدانید در سال 2016 با بسته شدن پرونده صعودهای اورست از مسیر جنوبی، وزارت گردشگری نپال آمار 456 صعود به همراه پنج کشته از این جبهه را اعلام کرد.

456  کوهنورد از جمله 199 خارجی از 29 کشور جهان، از بین 746  کوهنورد حاضر در کمپ اصلی اورست موفق شدند در طول دو ماه آوریل و مه 2016 از مسیر جنوبی نپال به بام دنیا صعود کنند. این افراد توسط 257 کوهنورد و شرپای نپالی خدماتی نظیر حمل بار و نصب کمپ و طناب ثابت دریافت کردند. در این فصل وزارت توریست نپال 289 مجوز برای 34 تیم و 457 خدمه و شرپا صادر کرده بود.

دو کوهنورد هندی 18 و 19ساله جوان‌ترین دختر و پسر صعود کننده در این فصل بودند. همچنین مردی از کره جنوبی با 60سال سن و یک زن 55ساله از زلاندنو مسن‌ترین مرد و زن صعود کننده به قله اورست لقب گرفتند.  قطعا این پنج نفری که جان خود را از دست دادند از بهترین‌های کوهنورد‌های دنیا بودند. ما سال گذشته خیلی خوش شانس بودیم که زیر بهمن نماندیم. اتفاقی که منجر به مرگ 20 نفر شد.

عین خود زندگی(ناقص)

چطور خداحافظی می‌کنی؟

خیلی عادی. اما می‌دانم در حال وارد شدن به چه ماجرای پر‌خطری هستم. قاعدتا این احساس را به اطرافیان انتقال نمی‌دهم تا بیش از حد نگران نشوند و خیالشان از برگشتنم راحت باشد، هر چند که ماجرا برای خود من 50، 50است.

هیچ شده بگویند دیگر نرو،‌ یا مادر گریه کند؟

خب، همیشه و در هر سفر این اتفاقات تکرار می‌شود و همه نگران می‌شوند. اما در هر صورت راهی است که من انتخاب کرده‌ام و از سوی دیگر با وجود اطلاعی که از ماجراهای کوهنوردی دارند، علاقه‌مند به پیشرفت من نیز هستند.

هیچ شده در برنامه‌های صعود بترسی؟

نه. در واقع یک کوهنورد حرفه‌ای اجازه ندارد بترسد. اگر بترسد که دیگر کوهنورد نیست. در کوهنوردی حرفه‌ای، ترس که هیچ حتی فرصت ریسک کردن هم نداری. هیچ وقت نشده بترسم. زیر بهمن مانده‌ام اما پس از رهایی، صعودم را ادامه داده‌ام. شاید برای‌تان جالب باشد بدانید تا کنون صعود ناموفق نداشته‌ام که این نیز برای خودش یک رکورد است.

به نظر خیلی خوش شانس هستی؟ 13 صعود موفق بدون اکسیژن و شرپا...فرار از زلزله و بهمن...

اتفاقا برخی دوستان هم همین را می‌گویند. خود من هم فکر می‌کنم خوش‌شانس هستم، اما شانس یک‌بار، دوبار، پنج بار نه 13بار.

این یعنی چه؟

یعنی این که هیچ وقت احساساتی عمل نکرده‌ام. چون هیمالیا جای احساساتی شدن نیست. باید کاملا مسلط باشی، فقط و فقط روی توانایی‌های خودت حساب کنی و اعتماد به نفس کاذب هم نداشته باشی. تجربه خیلی مهم است.

 آدم‌هایی که زیر بهمن ماندند، قطعا همه آنها بی‌تجربه نبودند؟

بله. اینجا دیگر بدشانسی سراغ آنها آمده است. گفتم که ظاهرا آدم خوش‌شانسی بوده‌ام. نمی‌دانم.

عین خود زندگی(ناقص)
مجسمه عظیم قیچی ساز

لحظه‌ای که به قله می‌رسی، خصوصا هشت ‌هزار متری‌ها،‌ احساسش شبیه چه لحظه‌ای است؟

پاسخ به این سوال خیلی سخت است، چرا‌که حسی شبیه به آن وجود ندارد و واقعا نمی‌شود توصیفش کرد. یعنی كلمه به بیان چنین احساسی کمک نمی‌کند. اما خواه‌ناخواه به نتیجه رسیدن زحمات چندین سال است.

خوشحالی می‌کنی آن لحظه؟

خوشحال می‌شوم، اما نکته‌ مهمی که باعث می‌شود احساساتم بر عقلم غلبه نکند این است که به خودم می‌گویم صعود هنوز تمام نشده است. صعود وقتی تمام می‌شود که به خانه برسم. حتی با رسیدن به پای کوه نیز صعود هنوز تمام نشده است. خوشحالی را می‌گذارم برای بعد.

 لحظه رسیدن به قله چه می‌کنید؟

عکس می‌گیریم که صعود را به ثبت برسانیم و اگر تلفن شارژ داشت با ایران تماس می‌گیریم. همین.

واقعا همین؟

بله. مگر باید کار دیگری کرد؟

نمی‌دانم. رسیدن به قله اورست خیلی هیجان‌انگیز است. حدس می‌زدم کمی شادی،‌ کمی جیغ و هورا! شاید هم گریه!

ببینید ارتفاع هشت هزار متر جای بسیار خطرناکی است. هر لحظه ممکن است آب و هوا تغییر کند. کمبود اکسیژن آسیب می‌رساند. بدن خسته است. با توجه به این شرایط، بدون فوت وقت باید به سمت پایین برگشت.

چند دقیقه روی اورست ماندید؟

حدود 20 دقیقه که بعد از عکس انداختن و تماس تلفنی این فرصت را به خودم دادم یک متن کوتاه بنویسم:

در این ارتفاع واقعا میشه مرز میان مرگ وزندگی رو به‌وضوح لمس کرد، هرکسی رو که خارج از چادرش می‌بینی منگ و تلوتلو خوران به دنبال زندگی‌ است.

 بیرون از چادر اکثر شرپاها اکسیژن بر دهن هستند. یا به دنبال کپسول اکسیژن مشتری‌هاشون یا فیکس کردن چادر یا کاری که «زندگی» رو ضمانت کنه!! همانند این است که بر روی کره خاکی دیگری پا نهاده‌ای و هیچ‌کس را نمی‌شناسی، چون سروصورت همه پوشانده شده تا بتوانند نفس بکشند و به خواسته‌شان برسند.

شرپاها نقش خیلی مهمی در رسیدن به هدف دارند و بدون هیچ ادعایی منتظرهستند. حتی به منی که هیچ تعهدی ندارند، ازهیچ کمکی دریغ نمی‌کنند. یكی از تاثیرهای کمبود اکسیژن برمغز در ارتفاع هشت هزار متر این است که در چادر تنها نشسته‌ای و تصمیم به انجام کاری داری، مثلا آب ‌کردن برف، ولی نمی‌دانی چرا حدودا یک ساعت هست که نمی‌توانی تصمیم‌ات را عملی کنی! تصمیم گرفته‌ای ولی مغز دستور انجام کار را فراموش کرده به عضلات بدهد!

حال در این گیرودار از این مغزی که نمی‌تواند دستور آب كردن برف را بدهد، چگونه می‌شود انتظار داشت که به عضلات خسته از چندین روز فعالیت، دستور بدهد ۱۲ساعت برای صعود به اورست ازگردنه جنوبی، آن‌هم بدون اکسیژن راه برود؟!

ولی چیزهایی هستند که باعث می‌شوند برهمه اینها غلبه کنی و به خواسته‌ات جامه عمل بپوشانی.»

عین خود زندگی(ناقص)

چه روندی طی شد تا به قله اورست رسیدی؟

بامداد 21 فروردین 1395 ایران را به مقصد نپال ترک کردیم. 24 فروردین به روستای «لوکلا» عزیمت کردیم و در ادامه راهپیمایی خود را به سمت کمپ اصلی اورست و لوتسه آغاز کردیم. بعد از عبور از چندین روستا و پارک ملی «ساگارماتا»، منطقه‌ای حفاظت شده در هیمالیای شرق نپال 31 فروردین به کمپ اصلی اورست رسیدیم و عملا از چهارم اردیبهشت عملیات صعود آغازشد. تا 26 اردیبهشت بین کمپ سه و کمپ اصلی در رفت و آمد و حمل بار و لوازم بودیم. 29 اردیبهشت به کمپ چهار و در ارتفاع 7960 متر رسیدم، جایی که کوهنوردان آماده می‌شوند به سمت قله حرکت کنند.

ساعت 10 شب 30 اردیبهشت در هوایی بسیار سرد حرکت را آغازكردم و پس از عبورازمسیرشلوغ و پر ترافیك «بالکنی»، «قله جنوبی» و «قدمگاه هیلاری» حدود ساعت 12 ظهر به وقت محلی به قله رسیدم و پرچم غرور‌آفرین کشورعزیزمان ایران بر فراز بام دنیا به اهتزازدرآمد.
وقتی به قله رسیدید کسان دیگری هم بودند؟

بله. گروه‌های مختلفی حضور داشتند. امسال صعودها طی سه روز مختلف با توجه به فراهم بودن شرایط آب و هوایی انجام شد که از بین حدود 200 نفر فقط من بدون اکسیژن صعود کردم.

كوهنوردی حرفه‌ای ورزش گرانی است؟

بله. خیلی. چون تجهیزاتش متنوع و زیاد است. یک سفر اورست حدود 40 هزار دلار تمام می‌شود.

روزهایی که کوهنوردی نمی‌کنی به چه مشغولی؟

زندگی. مشخصا تمرین می‌کنم و با دوستانم وقت می‌گذرانم و البته مشغول کار. شغل آزاد دارم.

آیا ممکن است به دلیلی کوه و کوهنوردی را کنار بگذارید؟

خیر، هیچ وقت! جنسی از وابستگی شده است. وابستگی مفید که زندگی من را ساخته است. کوه حال من را خوب می‌کند.

عظیم قیچیساز

ازدواج کرده‌اید؟

نه هنوز.

 اگر ازدواج کنید و کسی که خیلی دوستش دارید،‌ خیلی دوست‌تان خواهد داشت بگوید دیگر کوه نرو؟

به نظرم اگر من را خیلی دوست داشته باشد هیچ وقت نخواهد گفت. قطعا من هم به خواسته‌های او احترام خواهم گذاشت. او حتما می‌داند من از کوه چقدر و چگونه لذت می‌برم.

کوه اولویت دارد یا ازدواج؟

فکر می‌کنم باید پیش بیاید. باید اتفاق بیفتد. چه بسا همین روزها اتفاق بیفتد. فکر می‌کنم ماجرای ازدواج این‌طور باشد.

از جایی که در زندگی ایستاده‌ای راضی هستی؟ احساس خوشبختی می‌کنی؟

بله، خیلی!‌ من از زندگی رضایت دارم. کارهایی را انجام داده‌ام که دوست داشتم انجام بدهم. البته که برای آنها بسیار زحمت کشیده‌ام. خانواده خوب و سالمی دارم،‌ دوستان خوب،‌ خوشبختی همین‌ها نیست مگر؟

عین خود زندگی(ناقص)

چه جوابی برای کسانی که می‌گویند «صعود به اورست؟... که چه بشود؟» داری؟

جواب چنین كسی را نمی‌دهم،‌ چون فکر می‌کنم اطلاعاتی ندارد. البته به او قاعدتا خواهم گفت كوهنوردی حال من را خوب می‌کند،‌ نه تنها حال خودم را بلکه حال خیلی‌های دیگر را هم. به آن فرد می‌گویم تو چطور می‌توانی حال خودت و دیگران را خوب کنی؟ چند روز پیش در مراسمی از کوهنوردی حرف زدم. پایان مراسم همه مشتاق کوهنوردی شده بودند و کلی سوال داشتند، چطور وارد کوهنوردی شوند و.... این اتفاق ارزشمندی است. به اندازه خودم تاثیر‌گذار بودم.

 ایستادن در ارتفاع بیش از هشت هزار متر و نگاه به دنیا از آن بالا!‌ چه توصیفی برایش داری؟

من خیلی خوش شانس بوده‌ام که توانسته‌ام این اتفاق را تجربه کنم و فکر کنم دنیا چقدر کوچک است. در این دنیای خیلی کوچک چرا نباید بتوانیم کنار هم خوب و با آرامش زندگی کنیم؟ می‌دانید این احساس و نگاه وقتی پررنگ می‌شود که مرگ سایه به سایه کوهنورد او را دنبال می‌کند.

گرچه این موضوع رایج است که قهرمانان ورزشی بعد از دوران اوج، دچار افسردگی می‌شوند. اما من هیچ وقت نخواستم زندگی‌ام به واسطه کوه و کوهنوردی تک‌بعدی شود. کوه هیچ وقت تمام زندگی من نبوده و نیست.در این دنیای خیلی کوچک چرا نباید بتوانیم کنار هم خوب و با آرامش زندگی کنیم؟ می‌دانید این احساس و نگاه وقتی پررنگ می‌شود که مرگ سایه به سایه کوهنورد، او را دنبال می‌کند.صعود وقتی تمام می‌شود که به خانه برسم. حتی با رسیدن به پای کوه نیز صعود هنوز تمام نشده است.

قیچی ساز

عظیم قیچی‌ساز متولد 1360 و اهل تبریز و عضو تیم ملی کوهنوردی ایران و همچنین عضو سازمانGHM فرانسه است. او پیش از این صعود‌های بسیاری داشته است که در ادامه صعودهای برون مرزی او را که همه‌ی این صعودها بدون استفاده از کپسول اکسیژن بوده است را ملاحظه می‌کنید:

1381- ماربل وال (6400 متر) - تیان شان قزاقستان
1382- گاشربروم 1 (صعود تا 7800 متر) - کاراکروم پاکستان
1383- دیران پیک (7266 متر) - صعود تا 5500 متر - کاراکروم پاکستان
1383- اسپانتیک (7027 متر) - کاراکروم پاکستان
1384- اورست (8848 متر) - هیمالیا نپال
1384- آرارات (5137 متر) - ترکیه، صعود زمستانی
1385- نوشاخ (7492 متر) - هندوکش افغانستان
1387- برودپیک (8051 متر) - کاراکروم پاکستان
1388- پوبدا (7439 متر) - تیان شان قزاقستان، سرپرست تیم آذربایجان شرقی
1389- دائولاگیری (8167 متر) - هیمالیا نپال - اولین ایرانیان صعود کننده
1389- نانگاپاربات (8126 متر) - کاراکروم پاکستان
1390- کانچن جونگا (8586 متر) - هیمالیا نپال - اولین ایرانی صعود کننده
1390- گاشربروم 2 (8034 متر) - کاراکروم پاکستان
1390- گاشربروم 1 (8080 متر) - کاراکروم پاکستان
1391- آناپورنا 1 (8091 متر) - هیمالیا نپال - اولین ایرانی صعود کننده
1391- کی 2 (8611 متر) - کاراکروم پاکستان
1391- ماناسلو (8163 متر)- هیمالیا نپال
 1392- ماکالو  (8463 متر) - هیمالیا نپال
1392- چوایو (8201 متر) - تبت چین
1393- شیشاپانگما (8027 متر) - تبت چین

صعودهای داخلی:
1378- سبلان (4811متر) - زمستانی
1378- دماوند (5671متر) - زمستان
1379- علم کوه (4850متر) - زمستانی - گرده آلمانها
1380- دماوند (5671متر) - زمستانی
1381- سبلان (4811متر) - صعود زمستانی یخچال شمالی سبلان

قیچی ساز کوهنورد



یونس موحد کویرنورد، هیمالیا نورد، قطب نورد ایران و جهان
در مورد تعریف کویرنوردی اظهار داشت: پیمایش پای پیاده و انفرادی در وسعت 200 کیلومتر به بالا در دو شاخه سرعتی و مسافت بلند در سطح کویری که نقطه آغاز و پایان را شامل می‌شود در کویرهای داخلی و خارجی را کویرنوردی می‌نامند.     

وی که رکورد‌دار کویر‌نوردی در ایران است متولد 1360 تبریز محله ارک  بوده و در مورد ورودش به این رشته می‌گوید: بنا به سفارش سردار شهید تهرانی مقدم پدر موشکی ایران که قبل از شهادت‌شان دوستی با ایشان داشتم، وارد رشته کویرنوردی، قطب‌نوردی و آتشفشان‌نوردی شدم.

یونس موحد

موحد گفت: در چهار پدیده‌ای جدیدی که در ایران وجود نداشت تمرکز کرده‌ام که پیمایش کویرهای ایران و جهان، صعود سرعتی به قله‌های ارتفاع بالای 7 هزار متر و بازکردن مسیر جدید در فصل زمستان، صعود سرعتی به قله‌های هیمالیای نپال و پاکستان 4 پدیده‌ای است که روی آنها فعالیت می‌کنم.

وی تصریح کرد: ما قبلا در ایران کویر‌نورد نداشته چه در مسافت بلند و چه در سرعتی و من اولین نفری هستم که در این رشته فعالیت دارم.

کویرنورد و آتشفشان نورد تبریز گفت: در حال حاضر سه رکورد دارم که در ایران 450 کیلومتر مسیر نرمال را در مدت زمان 5 و نیم روز از شهرستان کاشان به آران بیدگل، طی کردن چند کاروانسرا و پارک ملی کویر تا پاسگاه سپیداب، کاروانسرای قصر بهرام و برگشت این مسیر در 5  و نیم روز رکورد ایران بود.

کویر‌نورد آذربایجانی گفت: دومین رکوردم جهانی بوده و طولانی‌ترین مسافت سطح جهان برای اولین بار در فصل زمستان با پای پیاده و به تنهایی از ‌نقطه چهار طاقی در 37  کیلومتری شهرستان کاشان پیمایش شبانه آغاز گردید که در فصل زمستان 414 کیلومتر در مدت 8 زمان روز و 18 ساعت که بزرگترین سطح مسافت جهان محسوب می‌شود که بسیار چالش‌زا بود و تا حالا کسی به تنهایی آن را در فصل زمستان تجربه نکرده بود.

کویرنورد تبریزی

صحرانوردی

موحد خاطرنشان ساخت: باید بگویم رکورد آقای رینهو ایتالیا اولین نفر باشگاه 8000 تایی جی ام اس یا صعود‌های بلند فرانسه است که هیمالیانورد، کویر‌نورد و قطب‌نورد است که رکوردهای وی را به صورت ناگهانی تغییر دادم.

وی تصریح کرد: در این سه سالی که وارد عرصه شدم مسؤول امداد و نجات کویرهای مرکزی ایران، تنها مربی سازمان امداد و نجات، مسئول کار گروه کویر‌نوردی هیات کوهنوردی تبریز، داوطلب هلال‌‌احمر، عضو امداد و نجات کوهستان تبریز، عضو انجمن یوز پلنگ ایرانی، دیده‌بان حقوقی حیوانات، عضو فدراسیون کوهنوردی، 14 مدرک کوهنوردی دارم و مسئول کار گروه کویر‌نوردی و کوهنوردی کل بسیج ادارات و وزارتخانه‌ها هستم و همکاری تنگاتنگ با هیات کوهنوردی سپاه دارم.

موحد در مورد وضعیت این رشته در ایران گفت: 13 استان کویری داریم اما قبلا هیچ کویرنوردی نداشتیم اما شدیدا استقبال شده است من تنها مربی تنها مربی کویری سازمان امداد و نجات هستم که 250 نفر در سمنان و 450 نفر در کویر شهداد کرمان آموزش داده‌ام و خیلی مشتاق هستم برای علاقمندان دانش و تجربه خو‌د را در اختیار آنان قرار دهم.

وی افزود: کلیه پروژه‌های کویرنوردی که اجرای می‌شود اهداف ملی و غرور ملی است و جهت احیای کوهنوردی ایران بوده و اهدافی در نظر گرفته می‌شود که تا کنون کسی کار نکرده است و تنها ورزشکاری حرفه‌ای هستم که بدون عقبه کوهنوردی کارم را شروع کردم و شعاری دارم که اهداف ملی و غرور ملی و داستانی است که از خط مقدم آغاز شده است. من یک فرد انقلابی هستم که روی اهداف ملی  و غرور ملی فعالیت می‌کنم.

رکورد یونس موحد

هیمالیا نورد

موحد

پروژه ریگ جن

هیمالیانورد تبریزی گفت: پروژه سوم من ریگ جن به مسافت 237 کیلومتر سرعتی‌ترین مسافت بلند جهان بود که من در 4 روز و دو و نیم ساعت پیمایش کردم که در کتاب گینس صفحه 237 ثبت شد و من تنها بازمانده منطقه خطرناک ریگ جن هستم.

به گفته وی ریگن جن محدود جغرافیایی 3800 کیلومتر مربع است در استان سمنان که در 100 سال اخیر 13 کشته داشته است و تنها منطقه کویری دنیا است که بزرگترین باتلاق نرم جهان قرار گرفته و هیچ گونه آبی در این کویر وجود ندارد و حتی دو کویرنورد معروف به نام‌های سون هیدن و آلفونزو وارد این منطقه نشده و خود نیز اعلام کردند که این منطقه بسیار خطرناک است.

موحد گفت: برنامه آتی من طولانی‌ترین مسافت بلند سطح جهان است که 1250 کیلومتر پیمایش در دل کویر ایران که بزرگترین کویرنوردی در سطح جهان با پای پیاده در سطح جهان برای اولین بار در فصل زمستان است که دو سوم عرض ایران است که قبلا یک قسمت را طی کردم که با روش خطرناک که پیمایش آزاد سرعتی کویر بدون تیم پشتیبان بوده و با پشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازمان امداد و نجات خواهد بود.

کویرنورد جهانی گلایه‌هایی هم داشت که در این مورد گفت: تا به امروز ریالی از هزینه‌های من تامین نشده است و سفارش به تامین   مالی از طرف فرمانداری و استانداری و سپاه پاسداران و سازمان ورزش هنوز نشده است.

وی ادامه داد: در جریان پروژه ریگ جن با وجود کمک ایرانسل و شهرداری تبریز و شورای اسلامی شهر تبریز، 25 میلیون تومان پول هزینه دندانم را بابت ثبت رکورد در گینس گذاشتم و قلب من برای مردم و آرمان‌های انقلاب تپش داشته و تلاش کردم نام ایران را در این کتاب ثبت کنم.

موحد تاکید کرد: در دو ماه مانده به پروژه جدیدم به حمایت‌ سپاه انقلاب اسلامی، شهرداری تبریز، شورای اسلامی، سازمان ورزش، فرمانداری و استانداری نیاز دارم تا یک رکورد دیگر برای ایران ثبت کنم.

رکورد شکنی کویرنورد تبریزی یونس موحد سریعی در ریگ جن
[http://www.aparat.com/v/6yHj3]




اکرم امانی بانوی غارنورد تبریزی که دستی در انواع ورزش‌ها دارد
در بالای کوه به خدا نزدیک‌ترم در زیرزمین به عظمت و زیبایی خدا نزدیک‌تر/ بانوی تبریزی در دالان‌های اعماق زمین

اکرم امانی یک بانوی ورزشکار تبریزی است که از 14 سالگی ورزش را آغاز کرده و با وجودی که در اکثریت رشته‌های ورزشی حرفی برای گفتن دارد حالا به ورزش صخره نوردی و سنگ نوردی و غارنوردی می‌پردازد.

پیش از این فکر می‌کردم ورزش‌هایی مثل فوتبال، کوهنوردی، صخره نوردی و غارنوردی  فقط مختص مردان بوده و زنان نمی‌توانند چنین ورزش‌هایی را انجام دهند. ولی طی سال‌های اخیر و با توجه به تغییر نگرش‌هایی که در مورد زنان و توانمندی‌های آنان صورت گرفته است زنان نیز همپای مردان در خیلی از رشته‌های ورزشی حضور داشته و گاهی اوقات نیز حضور پرشوری نسبت به مردان دارند. صحت ادعای ما نیز خانم اکرم امانی است که در بسیاری از رشته‌های ورزشی سر رشته دارد.

اکرم امانی

بانوی غارنورد تبریزی

خانم امانی ورزش را با کاراته آغاز کرده است زمانی که تنها 14 بهار از عمرش سپری شده بود، شور و نشاط دوران مدرسه او را در مقطع دبیرستان به دنبال والیبال کشاند و در کنار والیبال در شطرنج نیز سه سال دبیرستان مقام اول ناحیه را به خود اختصاص داده بود. او در کنار ورزش در سال 86 وارد هلال‌احمر شده و در کلاس‌های آموزش امداد و نجات شرکت کرده است. او در حال حاضر پزشک‌یار آسیب‌های ورزشی و دانشجوی رشته حقوق است.

با او هم‌کلام و هم صحبت شدیم نه به بهانه ورزش کاراته، یا این که پا به توپ بوده و داوری درجه 3 فوتسال را کسب کرده است و نه به بهانه والیبال و شطرنج و این که دستی در ورزش بدن‌سازی نیز دارد. با او هم‌صحبت شده‌ایم. فقط به خاطر این که او جزو معدود زنان شهرمان است که همپای مردان به ورزش غارنوردی می‌پردازد و البته زیبایی‌های چند صد متری اعماق زمین او را چنان مجذوب و شیفته خود کرده است که فرزندانش نیز به صورت تخصصی غارنوردی و صخره‌نوردی را در کنار مادر و مربی خود تجربه می‌کنند.

با ما همراه باشید در همکلامی با بانوی غارنورد شهرمان.

*خانم امانی شما رشته‌های ورزشی زیادی را تجربه کردید چگونه شد که به غارنوردی علاقه‌مند شدید؟

سال 90 در کنار رشته‌های ورزشی که کار می‌کردم توسط یکی از دوستان با انجمن غار و غارشناسی آشنا شدم هدفم فقط این بود که یک بار داخل غار رفته و آن را پیمایش کنم فقط علاقه داشتم بدانم زیرزمین چگونه جایی هست و خیلی هیجان زده بودم.

*اولین تجربه غارنوردی چگونه رقم خورد؟

بعد از آشنایی با انجمن غارنوردی برای اولین بار به پیمایش غار هامپوئیل در مراغه رفتیم، اولین تجربه خیلی سخت بود چون خیلی ناشی بودم و از یک طرف دیگر غارنوردی رشته مشکلی است. در اثر ناشی‌گری و بی‌تجربگی در اولین پیمایش چند بار زمین خوردم و البته به صخره و سنگ‌ها نیز برخورد کرده بودم

خانم امانی

صخره نورد تبریز

*شما که تصمیم داشتید فقط یک بار داخل غار بروید اما الان 5 سال از آن روز می‌گذرد این تغییر عقیده چگونه رخ داد؟

بعد از پیمایش اولین غار صدها کیلومتر در اعماق زمین  آرامش خاصی به من دست داد، دیدن زیبایی‌ها و عظمت خداوند آن هم در عمق زمین اصلا باور کردنی نبود. در اولین پیمایش به قدری محو این زیبایی‌ها شده بودم که به طور کلی تمام دردهای زانو و بازوهایم از یادم رفته بود

در عرض این پنج سالی که به غارنوردی مشغول هستم هر بار که داخل غار می‌شوم انگار همان دفعه اول است شور و هیجان و علاقه مرحله اول را دارم، بعد از اولین پیمایش وارد انجمن شده و در کلاس‌های آموزشی که بیشتر در کوه عون بن علی انجام می‌گیرد شرکت کردم.

تصور من از پیمایش غار دیدن عظمت خدا و زیبایی‌هایی که پنهان است در دل تاریکی‌ها، دیدن این شاهکار خداوند به من آرامش می‌دهد.

بالای کوه حس می‌کنم به خود خدا نزدیک‌ترم و زیرزمین حس می‌کنم به عظمت و زیبایی خدا نزدیک‌ترم

*احساس شما وقتی بالای کوه هستید چه فرقی می‌کند با احساسی که در عمق صدها کیلومتری زمین هستید؟

غارنوردی را خیلی زیاد دوست دارم و علتش این که زیبایی‌هایی در غارها وجود دارد که افراد کمتری می‌توانند ببینند. وقتی صدها متر داخل زمین می‌روم شاید آن لحظه اولین خانمی باشم که زیبایی‌های زیر زمین را به چشم می‌بیند.

من در کنار غارنوردی ورزش کوهنوردی را نیز دوست دارم و امسال دو بار برای صعود به سبلان رفته‌ام و هر دو زیبا هستند. بالای کوه حس می‌کنم به خود خدا نزدیک‌ترم و زیرزمین حس می‌کنم به عظمت و زیبایی خدا نزدیک‌ترم.

* تاکنون کدام یک از غارها را پیمایش کرده‌اید؟

غار هامپوئیل اولین غاری بود که پیمایش کردم بعد از آن غار قلایچی، دوکچی، کتله خور، یخ مراد، دویی جان، حمزه زندان و غار قلعه کرد را پیمایش کرده‌ام و همراه تیم انجمن غارنوردی استان در اکتشاف سه غار استان آذربایجان‌شرقی شرکت کردم. غار امین در هشترود، غار عیوض علی در عجب‌شیر، غار چپر در مراغه، سه غار اکتشاف شده هستند.

*آیا فرزندان  شما نیز به رشته‌‌های ورزشی و مخصوصا غارنوردی علاقه‌مند هستند؟

بله، هر دو فرزندم از بچگی در رشته‌های ورزشی فعال بوده و در رشته غارنوردی نیز خیلی همراه و کمک حال من هستند. پسرم سهیل در رشته فوتبال و شنا و دخترم کوثر نیز اسکیت، شنا و بسکتبال بازی می‌کند و البته هر دو فرزندم غارنوردی و سنگ نوردی نیز کار می‌کنند و در برنامه‌هایی که در حد توانایی‌های خودشان باشد شرکت می‌کنند و همراه من غار هامپوییل، قلعه‌کرد، کتله خور و غار چپر را هم پیمایش کرده‌اند.

اکرم امانی

* آیا شما برای پیمایش غار به خارج از کشور نیز رفته‌اید؟

نه متاسفانه، برای پیمایش غار در خارج از کشور به دلیل مشکلات مالی و هزینه زیادی که در بر دارد تاکنون نتوانستم اقدام کنم البته در تمام زمینه‌ها نسبت به خانم‌ها کم لطفی‌هایی صورت می‌گیرد و در بسیاری از مواقع خیلی از افراد به جای کمک کردن مشکل‌تراشی می‌کنند و رشته غارنوردی بانوان نیز از این امر مستثنی نیست و حمایت‌های خوبی در این زمینه نسبت به بانوان صورت نمی‌گیرد چرا که در صورت حمایت در بانوان نیز ظرفیت‌ها و قابلیت‌های بسیاری برای پیمایش غارهای داخلی و خارجی وجود دارد که می‌توانند دامنه فعالیت‌های خود را گسترش دهند.

*آیا ورزش غارنوردی را به سایر بانوان به عنوان یک ورزش پیشنهاد می‌کنید؟

غارنوردی رشته ورزشی مشکل و سختی است مخصوصا برای خانم‌ها که روحیه ظریفی دارند ولی این حرف به معنای آن نیست که خانم‌ها نمی‌توانند غارنوردی کنند، من خودم به عنوان یک زن این ورزش را به سایر بانوان پیشنهاد می‌کنم چون جذابیت‌ها و زیبایی‌های خاص زیادی دارد.



مرتبط با : تبریز * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : کوهنورد تبریزی-صخره نورد-غارنورد-عظیم قیچی ساز-یونس موحد-اکرم امانی-شکستن رکورد-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395
زمان : 11:58 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
:: طبیعت زیبای هوراند آذربایجان شرقی
:: گردش در دروازه آذربایجان شرقی ، شهرستان میانه
:: بیشترین مالیات کشور اذعان آذربایجانی ها
:: فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
:: روستای چراغیل و فرهنگ روستای قاضی جهان در آذرشهر
:: پروفسور محسن هشترودی و پروفسور لطفی زاده و پرفسور علی جوان
:: در آستانه سال نو میلادی و ارامنه تبریز
:: دوربین تبریز لینک 66 ( برف و زمستان در کندوان )
:: چله گئجسی در آذربایجان
:: خیابان سنگفرش تربیت در تبریز
:: منطقه کیامکی و کمتال آذربایجان شرقی
:: باغ تاریخی فتح آباد تبریز
:: سه قهرمان تبریز عظیم قیچی ساز ، یونس موحد ، اکرم امانی
:: دیدنیهای اطراف مرند
:: بیماری ایدز را بیشتر بشناسیم
:: وداع باشکوه تبریز با مسافران بهشت
:: قطار و دهقان فداکار
:: موزه آذربایجان در تبریز
:: نگاهی به طرح توسعه میدان ساعت تبریز
:: درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
:: آپارات تبریز لینک 68
:: شیرینی و سوغات خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: نفس های ارگ تبریز
:: از دانشسرای عالی تا دانشگاه تبریز
:: دروازه های تاریخی تبریز
:: خانه تاریخی پروین اعتصامی
:: دوربین تبریز لینک 65 ( پاییز متنق در سهند )
:: شهروند لینک آذربایجانی 65 ( تصاویر شهری از باکو Baku )
:: بستان آباد گردی
:: عکسهای جشنواره فیروزه تبریز - بخش 2


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ