تبریز ویکی لینکلر

 
لحظات خوش4
نظرات |

کدام لحظات خوشی همش شده لحظات پخی  آآآآآآه

حداقل بذار دختر خانمها سرکار بذاریم!!


دختران اگر سربازی میرفتن...

صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)

کجان؟

معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...

سلام سارا جان

سلام نازنین، صبحت بخیر

عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر

سلام نرگس

سلام معصومه جان

ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

...

صبحانه:

وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفخ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

yes sir...
سربازی

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید

وا نه، لباسامون خاکی میشه ...

آره، تازه پاره هم میشه ...

وای وای خاک میره تو دهنمون ...

من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

...

ناهار

این چیه؟ شوره

تازه، ادویه هم کم داره

فکر کنم سبزی اش نپخته باشه

من که نمی خورم، دل درد میگیرم

من هم همینطور چون جوش میزنم

فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!

بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟

برو خودت غذا درست کن

والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

معادله دختر
معادله

بعد از ناهار

فرمانده: کجان اینا؟

معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...

هوووو....بی شعور

مگه خودت خواهر مادر نداری...

بی آبرو ******** بیرون...

وای نامحرم...

کثافت حمال...

(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

دخترها

بعد از ظهر

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟

یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟

جوجه بدون برنج

رژیمی عزیزم؟

آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

مرد

شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟

فرمانده: بله بسیار زیاد!

خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:

وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو

راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟

واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.

آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.

سرباز: آخه گناه داره، طفلکی

مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا


بشقاب های عتیقه از موزه تبریز به سرقت رفت

اون بشقاب ها دست من بود البته نمیدونستم خیلی با ارزش  هستن و نهار بردم پیک نیک با دوستام کوفته تبریزی خوردم بعدش دیدم سنگین وزنشون انداختم آشغالدونی!


از تیم تراختور قلعه و سردار jefri و عمو toni و همه رفتن...

 موند فقط نام تراختور با میلیونها طرفدارش و مخصوصا من!
اول و آخرش من هستم!

ناعادل فردوسی پور

فردوسی پور

راستی من نامزد انتخابات هم شدم....

ایده من اینکه ملت بهم یک دوره 4ساله اجازه بدهند تا میتونم بخورم و رشوه و فساد و پول و همه کار بکنم و وقتی سیر شدم دوره بعدی شکم شماها هم سیر کنم، موافقید؟!
درضمن فقر هم ریشه کن میکنم و از نظر من خط فقر عبارتست از زمانیکه یک پراید کنار یک ماشین ارس پلاک می ایستد و دهن راننده پراید با ت.. راننده ارس پلاک در یک خط قرار میگیرند! من اینو اصلاح میکنم...
حالا  بمن رای میدهید؟!


ایوای قودوغا باخ ائلبیر پامبیخده...


بچه
قدیم حاج تقی و ساریقلی خان بود بچه ها از این غلطها نمیکردن چندروز پیش اتوبوس بودم یه نوجوان بی ادب اومد همینجوری پشتش کرد به یه پیر مرد و نشست بغلش...
دیدم پیرمرد میگه قدیم نیست که  بچه ها از بزرگترها میترسیدند که ببرندشون گولوستان باغی ادب بشند تا دیگه یاد بگیرن پشتشون به بزرگترها نکنند!

جاستین


من خدمت همه دوستان ارادت دارم...
توپور من بوغولوم!!! 

من خدمت همه دوستان محبت دارم...
آغزووااااااااااا....  اسسسسسسسترالیادان دیش گئتیریم؟! 
ارادت


قدیم چه شعرهای مدرسه ای باحالی داشتیم...
یك، یئكه دانیشما
دو، دومبالاغ آشما
سه، سفه دانشما
چهار، چادرامه آشما
پنج، پنجرنه آشما
شش، شیشمه سنالله
هفت، هفته بیجارسان
هشت، هشته بیجارسان
نه، نخودوما دئیمه
ده، دئمپایئمه گئیمه


مشغولیت صبح جمعه ما تبریزیها:
صبح زود پاشیم بریم ائل گلی و انگار کل شهر هیچ جای دیگه ای نیست و بریم دور استخر ائل گلی 7دور طواف کنیم شاید یه چیزی پیدا کنیم آخرش از شدت خستگی یه جایی خراب بشیم و اتفاقا همون موقع یه چیزی پیدا میشه!
میگم اسم استخر ائل گلی بذارند استخر خدا چون خانه اش در مکه هست و استخرش ائل گلی!!



مشغولیت عصرهای عادی ما تبریزیها:

چند دور فلکه حالا هرجای شهر فلکه داشت، با ماشین البته اگر ماشین بالای خط فقر بود در غیر اینصورت پیاده و غیبت کردن و فحش دادن به زمین و زمان و سپس آرامش روحی موقت و چند تا هم رد و بدل شدن شماره ها و شارژها و آخرش شب خانه و فریاد والدین برسر و سپس دپرس شدن دوباره!


جوکستان

داشتم برنامه هاى مهم آینده م رو مرور میکردم،از شما چه پنهون به جز مسواکى که تا دقایقى دیگه میزنم، باقیش دور از دسترسه!

سیفون

به بعضیا باید گفت :
شما سیرابی گاوم نیستی چه برسه به جیگر ما !!



دانشجوی عزیز

وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم

چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !

دوستدار تو استاد


رنگ

یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : "یه برگه از کیفتون بیارید بیرون

چاق




دعوا و کتک کاری در انجام مصاحبه با صدا و سیما

[http://www.aparat.com/v/uhgUk]

دعوای پیرمرد با پسر جوان

[http://www.aparat.com/v/ZjeoG]

برره جنگ با دشمن فرضی

[http://www.aparat.com/v/esb7C]

لینک پست لحظات خوش3



مرتبط با : متفرقه
برچسب ها : خط فقر-سربازی خانمها-دختر-دعوا-برره-خنده دار-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 28 اردیبهشت 1392
زمان : 06:00 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شایان جمعه 22 خرداد 1394 03:44 ب.ظ
من9 سالمه
تبریز قارتال پاسخ داد:
شایان شنبه 16 خرداد 1394 02:18 ب.ظ

حالا فهمیدى من چند سالمه
تبریز قارتال پاسخ داد:
والله اگر از 30 عدد 21 کم کنم میشه 9 !
اما بنظر چنین نمیرسه شاید 21 ساله هستی حالا فرقی نمیکنه دلت جوون باشه
شایان شنبه 16 خرداد 1394 02:05 ب.ظ
تو21سال از من بزرگ ترى!!!!
تبریز قارتال پاسخ داد:
آره پس به حرفام گوش کن پسر جان!
شایان شنبه 16 خرداد 1394 01:41 ب.ظ
ببخشید میتونم سنتو بدونم
تبریز قارتال پاسخ داد:
30
شیدا شنبه 16 خرداد 1394 11:02 ق.ظ
حالا نیازى نیست كه سر بازى رفتن ما دخترا رو مسخره
كنید، تازه اینم شمایید كه خو د تونو بكشید ساعت 2بعد از ظهر پا میشید
تبریز قارتال پاسخ داد:
خخخ
من رفتم خدمت خیلی هم خوب بود. قسمت شما هم بشه
نیلوفر چهارشنبه 1 خرداد 1392 09:25 ب.ظ
سلام
می خواستم در مورد اون كوالا كه مات و مبهوت مونده داره برگ درخت می خوره بگم كه وقتی پسرا توی كوچه یا خیابون یه دختر خوشگل می بینند دقیقا قیافشون اون شكلی میشه.
تبریز قارتال پاسخ داد:
: سلام
دقیقا همینطوره...
فرزاد :::(اخبار اردبیل) یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 10:37 ب.ظ


خیخخخخخخ خیلی با نمک بود این پستت فرزین جان
دختر و سربازییییییییی وای خدای من
تبریز قارتال پاسخ داد:
: هههههه
آره سربازی سر سرسره بازی سر خانمی را شکست!
خیلی باحال میشد نه همه هی سعی میکردن اضافه بخورند!! خیخیخیخ
saied TBZ یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 01:40 ق.ظ
:|
.
.
.

تبریز قارتال پاسخ داد:
: ;-)
.
.
:-))))
tk شنبه 28 اردیبهشت 1392 11:12 ب.ظ
مردم عزیز و محترم تبریز آگاه باشید:
آذربایجان فقط تبریز نیست.همه ی شهرها و روستاها آذربایجان را می سازند.با توجه بیشتر به تبریز شهرها و روستاهای دیگر را از یاد نبرید.
فکر نمی کنید که تبریز با شهرستان ها همان کار را نمی کند که تهران با بقیه ی شهرها؟
چرا تبریزی های عزیز اگر بدانند که فردی از شهرهای دیگر آذربایجان است او را به چشم دهاتی می بینند؟
آگاه باشید که تبریزی ها در خواب یک خود بزرگ بینی بیش از حد به سر می برند که آخر آن این خواهد بود که :
1-شهرستان های بزرگی مثل اهر و سراب پیشرفت بسیار اندکی داشته باشند.
2- روزی خواهد رسید که بیشتر مناطق آذربایجان مخصوصاً قسمت غربی آن در دست کردها خواهد افتاد.
3- روزی خواهد رسید که بیشتر روستاهای آذربایجان خالی از سکنه خواهد بود.
4- دشمنی عمیقی بین شهرهای مثل تبریز،اردبیل، ارومیه و غیره خواهد افتاد.
5- ...
سخن آخر :این سخن درست است که آذربایجان سر ایران است و تبریز سر آذربایجان است.ولی باید این موضوع را نیز بدانیم که تمام بدن فقط سر نیست و باید به بقیه ی اعضا نیز رسیدگی شود.
به مناطق دیگر آذربایجان نیز توجه کنید.اصلی ترین حربه ی دشمن ،دشمن کردن شهرهای آذربایجان با یکدیگر است.
برای مقابله با این موضوع به همه ی شهرها احترام بگذاریم.
همچنین برای آبادی آذربایجان از تمامی آشنایان خود بخواهید که در شهر و روستای خود سرمایه گذاری کنند حتی با ساختن یک خانه ی ویلایی برای گذران تعطیلات.
بدانیم که اگر آذربایجانیها سرمایه ی خود را از مناطق دیگر کشور به آذربایجان بیاورند دیگر هیچ نیازی به حمایت دولت و حکومت نداریم.
با نگاهی به زندگی کردها می بینید که:
1- کردها در تهران یا جاهای دیگر سرمایه گذاری نمی کنند.
2- کردها شهر و روستای خود را رها نمیکنند.
3- کردها زمینهای خود را به غیر کرد نمی فروشند.
4- کردها روز به روز زمین های منطق دیگر مخصوصاً تورک ها را می خرند.
5- کردها روز به روز جمعیت خود را افزایش می دهند به طوری که حدود 65 درصد جمعیت کردها زیر 25 سال سن دارند.

دوستان برای آگاهی ملتمان کوشا باشیم تا فردا پشیمان نشویم.
تبریز قارتال پاسخ داد:
: كردها باید به حق خودشون قانع باشند ما مشكلی باهاشون نداریم ولی باید به خواسته های ما احترام بذارند و آذربایجان متحد است...
بخصوص دختران ما باید مراقب باشند كه یهو عشقولانه مردان عجم و غیرخودی نشوند!
همچنین در خرید و فروش اموال و ملك باید هوشیار باشیم...
هادی شنبه 28 اردیبهشت 1392 10:23 ب.ظ
کوچکتم فرزین جان
تبریز قارتال پاسخ داد:
: عزیزم شما بزرگواری...
هادی شنبه 28 اردیبهشت 1392 10:03 ب.ظ
قارتال واقعا اولماخدان قیریلدیم

ولی واقعا خیلی میچسبید با دخترا به سربازی میرفتیم خیلی حال می داد

تبریز قارتال پاسخ داد:
: خیخیخیخ...
آره اونوقت همه داوطلبانه خودشون میرفتند خدمت و با دخترها جنگ فرضی میکردن! هاهاهاهاها
دنیز شنبه 28 اردیبهشت 1392 08:31 ب.ظ

تبریز قارتال پاسخ داد:
: یاشا... شوخی بود!
دنیز شنبه 28 اردیبهشت 1392 08:18 ب.ظ
قارتال جان دلبندم نفغ نه نفخ
آره واقعا اگه خانمها نبودن شما آقایون هیچ لحظه ی خوشی نداشتین مگر اینکه تو توهماتتون ببینید که دخترا برن سربازی
تبریز قارتال پاسخ داد:
: هههههه اصلاح کردم!
واقعا همینطوره کلا دو موجود هم واسه هم مشغولیت هستن! خیخیخیخ
کاش اجباری میکردن به دخترها اونوقت آی میخندیدیم آی میخندیدم فکر کن دخترهای حامله 9 ماه مرخصی میرفتن! هههههه
تورک شنبه 28 اردیبهشت 1392 07:29 ب.ظ
سلام قارداش قارداششششششششششششششششششششش
به من یاد بدهد ابزار رای گیری
کمک کن چکار کنم ابد نیست ؟
تبریز قارتال پاسخ داد:
: خیخیخخخخخخخخ!
خداییش منظورت نمیفهمم خب گذاشتی دیگه رای گیری!!
تورک شنبه 28 اردیبهشت 1392 06:30 ب.ظ
یاشاقارداش مطالب جالبی داری
به ما هم سربزن قارداش
تبریز قارتال پاسخ داد:
: خیخیخیخ
یاشا....
http://anayourdumazarbaijan.mihanblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: برج تاریخی آتش نشانی تبریز
:: طبیعت زیبای هوراند آذربایجان شرقی
:: گردش در دروازه آذربایجان شرقی ، شهرستان میانه
:: بیشترین مالیات کشور اذعان آذربایجانی ها
:: فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
:: روستای چراغیل و فرهنگ روستای قاضی جهان در آذرشهر
:: پروفسور محسن هشترودی و پروفسور لطفی زاده و پرفسور علی جوان
:: در آستانه سال نو میلادی و ارامنه تبریز
:: دوربین تبریز لینک 66 ( برف و زمستان در کندوان )
:: چله گئجسی در آذربایجان
:: خیابان سنگفرش تربیت در تبریز
:: منطقه کیامکی و کمتال آذربایجان شرقی
:: باغ تاریخی فتح آباد تبریز
:: سه قهرمان تبریز عظیم قیچی ساز ، یونس موحد ، اکرم امانی
:: دیدنیهای اطراف مرند
:: بیماری ایدز را بیشتر بشناسیم
:: وداع باشکوه تبریز با مسافران بهشت
:: قطار و دهقان فداکار
:: موزه آذربایجان در تبریز
:: نگاهی به طرح توسعه میدان ساعت تبریز
:: درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
:: آپارات تبریز لینک 68
:: شیرینی و سوغات خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: نفس های ارگ تبریز
:: از دانشسرای عالی تا دانشگاه تبریز
:: دروازه های تاریخی تبریز
:: خانه تاریخی پروین اعتصامی
:: دوربین تبریز لینک 65 ( پاییز متنق در سهند )
:: شهروند لینک آذربایجانی 65 ( تصاویر شهری از باکو Baku )
:: بستان آباد گردی


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ