تبریز ویکی لینکلر

 
هنرمند تبریزی
نظرات |

فرار مغز یا فرار قلب..!

هنرمند

چرا هنرها و استعدادها و نخبگان میروند؟!
آیا راه حلی برای جلوگیری از فرار مغزها وجود دارد.

در این پست از غلامحسین ساعدی جادوگر هنر، و همچنین از آثار هنرمند آیدا ارغوانیان و هادی قاسمی
در ترکیه اشاره خواهیم داشت.

هنر تبریز

اما ابتدا سوال اینجاست که چرا حمایت از این هنرمندان و قشر فرهیخته حداقل در شهر ما تبریز کمتر حمایت میشود و چرا امکانات بسیار اندک است؟!!

در حالیکه تبریز اینهمه نخبه و هنرمند دارد و میتوان با صراحت ادعا کرد که تبریز مهد و مرکز پرورش نخبگان و هنرمندان بسیار زیادی در کشور است، براحتی این گنج ها و نیروهای انسانی را بدلیل بی توجهی و کمبود امکانات ازدست میدهیم!

هنرمند تبریزی

ابتدا به این گزارش از مهر توجه کنید:

آذربایجان شرقی رکورددار مهاجرت در کشور/ مهاجرت با انگیزه دستیابی به رفاه بیشتر

  • آذربایجان شرقی؛ در صدر استانهای  مهاجر فرست
  • نابرابری امکانات تهران با دیگر استانها
  • جلوگیری از واردات بی رویه محصولات و تولید آن در استان باعث کاهش آمار مهاجرت می شود
  • درگیری افراد با مسایل سیاسی باعث مهاجرت آنها از آذربایجان شرقی بود
  • عدم حمایت از هنرمندان باعث مهاجرت آنها به کشورهای خارجی است
  • تفاوت های شغلی و درآمدهای بیشتر در پایتخت
  • کم توجهی مسئولان به بخش کشاورزی باعث مهاجرت روستانشینان


تخلیه موزه شهر تبریز، کاری غیرفرهنگی!

تخلیه موزه شهر تبریز


یا این گزارش از فارس:

برترین مخترع جوان جهان در سال 2012 شهردار ورزقان شد


نخبه ورزقان

و میتوان آنقدر از تبریز و آذربایجان نخبه و هنرمند معرفی کرد که وبلاگم منفجر شود!!
ولی عاقبت اینها چه میشوند ؟!
چرا این سرمایه های انسانی ما اکثرا مهاجرت به خارج میکنند یا حداقل تهران میروند؟!
چرا خودمان در تبریز و آذربایجان میزبان این گنج ها نباشیم و خود بهره ببریم؟!!

حتی یکی از بستگان خودمان (میلاد عدل: گیتار برقی) که در گروه خواننده رضا یزدانی فعالیت دارد پرسش شد که آیا به تبریز باز خواهی گشت؟! جواب داد خیر چون کار و امکانات برایش در تهران است!


میلاد


رضا یزدانی

خب راست میگه در تبریز توجهی در بخش موسیقی،سینما،تئاتر و دیگر هنرها نشده است با اینکه پتانسیل و هنرها از آذربایجان فوران میکند!

یا شهاب عباسی کارگردان خنده بازار که تبریزی است ولی از برگشتن به شهر خود با وجود علاقه شخصی ناامید است!


شهاب عباسی

حتی بیشترین نخبگان دانش آموزی مسابقات UCmas از تبریز اعزام میشوند.
 
با کمی اندیشه در این موارد خواهیم دید همه نخبگان و هنرمندان ما قلبشان در تبریز و آذربایجان است ولی مغزشان رفته و ما فرصت مهمی را از دست دادیم.
تعصب هر قدر هم باشد دیگر توان مقابله با کم توجهی و کمبود امکانات را نخواهد داشت. تعصب به تبریز و آذربایجان تنها کافی نیست بلکه باید هنرمندان و نخبگان را با آغوش باز گرفت و اجازه رفتن مغزشان را نداد.


«محقق برتر» به سیامک طلعت اهری استادیار جوان تبریزی تعلق گرفت

سیامک طلعت اهری

از مسئولان استان و شهر بخصوص استاندار محترم و نمایندگان مجلس و شهرداری و فعالان فرهنگی،علمی، هنری استان آذربایجان شرقی و تبریز خواستاریم امکانات و حمایتها را از این گنجینه ها و سرمایه های بومی بیشتر کنند چون قلبها نرفته اند بلکه مغزها رفته اند و میتوان آنها را برگرداند البته نه در حرف بلکه در عمل...




برخی از اثار آیدا ارغوانیان، هنرمند تبریزی و برنده رتبه اول مسابقه جهانی نقاشی آیسن کاراتکه- ترکیه


درخشش آیدا ارغوانیان و هادی قاسمی، هنرمندان نقاشی آذربایجانی در ترکیه


خانم آیدا ارغوانیان هنرمند نقاش تبریزی و آقای هادی قاسمی هنرمند نقاش اورمیه ای، توانسته اند در دومین مسابقات بین المللی نقاشی "آیسن کاراتکه" رتبه های اول و دوم را به خود اختصاص دهند.

این مسابقه نقاشی با شرکت نقاشانی از ۱٦ کشور در سیتی هتل آنکارا برگزار گردید.

در این مسابقه خانم آیدا ارغوانیان و اقای هادی قاسمی توانستند در یک رقابت سخت و تنگاتنگ رتبه های اول و دوم را به خود اختصاص دهند.

این مسابقه یکی از مسابقات مهم نقاشی در ترکیه می باشد.

لازم به ذکر است که خانم ارغوانیان دانشجوی دوره دکترا و اقای هادی قاسمی نیز دانشجوی مرحله تز در مقطه فوق لیسانس هستند.

1

0


a


b


c


d

e

f

g




غلامحسین ساعدی: جادوگری که تاثیر جادویش همچنان ادامه دارد

دیروز روز درگذشت کسی است که در هر روز زندگی اش، جانش را برای زنده ماندن انسان، اندیشه، آزادی، هنر، ادب و زبان مادری تقدیم کرد

غلامحسین ساعدی

غلامحسین ساعدی روز سه شنبه ۲٤ دی ماه ۱۳۱٤ از پدری علی اصغر نام و مادر طیبه نام در تبریز به دنیا آمد.

پدربزرگ مادری او از مشروطه خواهان تبریز بود و خانواده ی پدری-اش در دستگاه ولیعهد مظفرالدین شاه، شغل و مقامی داشتند.

ساعدی در زمان کودکی اشغال آذربایجان توسط قوای نظامی روسیه و همچنین حکومت یک ساله فرقه دمکرات به رهبری سید جعفر پیشه وری را تجربه کرده است.


کودکی ساعدی


هنگامیکه حزب دموکرات آذربایجان قدرت را در تبریز به مدت یک سال به دست گرفت، ساعدی دانش آموز دبستان بود و بعدها از آن یک سالی که کتاب های درسی در اذربایجان به زبان ترکی بودند بارها با حسرت بسیار یاد کرده است که این حال و هوایی ساعدی در نوشته ای استاد فقید محمد علی فرزانه نیز مورد تاکید قرار گرفته است.


ساعدی


می گویند ساعدی در دوران در این دوران با کتاب و مطالعه آشنا شد و شروع کرد به خواندن ادبیات و نیز نشریات مختلف.
وی در سال ۱۳۳۰ همزمان با نهضت ملی فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. طی سال های بعد مسوولیت انتشار روزنامه های فریاد، صعود و جوانان آذربایجان را برعهده گرفت و مقالات و داستان هایی در این سه روزنامه و همچنین " دانش آموز" چاپ تهران منتشر کرد.


تبریزی


بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به مدت دو ماه مخفی شد و در شهریور ماه این سال دستگیر و چند ماهی در زندان به سر برد.
در سال ۱۳۳٤ وارد دانشکده پزشکی تبریز شد و سال بعد همکاری خود با مجله سخن آغاز کرد. در این سال داستان مرغ انجیر و پیگمالیون، داستان و نمایشنامه را در تبریز منتشر ساخت.

از سوی دیگر او به خاطر سانسورچیان تنگ نظر و روان پریش تحت امر حکومت پهلوی که به نوشته‌ها و کارهایش سخت ظنین شده بودند نام مستعار گوهرمراد را برای خود برگزید.


خدمت ساعدی


در سال ۱۳۳٦ داستان خانه های شهرری را در تبریز و نمایشنامه لیلاج ها را در مجله سخن منتشر کرد. در سال بعد و پس از آشنایی با صمد بهرنگی ، بهروز دهقانی ، مفتون امینی ، کاظم سعادتی و مناف ملکی، جنبش های دانشجویی و اعتصابات دانشگاه تبریز را رهبری نمود. در این سال داستان کوتاه شکایت و نمایشنامه غیوران شب را نوشت.


زندگینامه


طی سال های بعد تا زمان فارغ التحصیلی در سال ۱۳٤۰ نمایشنامه های سایه های شبانه ، کاربافک ها در سنگر و سفر مرد خسته را نوشت و منتشر ساخت.
در سال ۱۳٤۱ راهی تهران شد تا خدمت سربازی اش را صورت سرباز صفر آغاز کند. در این زمان چند داستان کوتاه درباره زندگی سربازی نوشت. در همین سال به همراه برادرش دکتر علی اکبر یک مطب شبانه روزی افتتاح کرد و با کتاب هفته و مجله آرش همکاری نمود. آشنایی و دوستی با احمد شاملو، جلال آل احمد، پرویز ناتل خانلری، رضا براهنی، محمود آزاد تهرانی، سیروس طاهباز، رضا سیدحسینی، بهمن فرسی، به آذین، اسماعیلی شاهرودی و جمال میرصادقی حاصل این دوره بود.


دکتر غلامحسین ساعدی


وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می کرد.

در سال های بعد تک نگاری ایلخچی ، خیاو یا مشکین شهر، هشت داستان پیوسته عزاداران بیل، نمایشنامه های چوب بدست های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، داستان بلند مقتل، پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت، مجموعه داستان واهمه های بی نام و نشان، نمایشنامه آی بی کلاه، آی باکلاه را منتشر ساخت.

هنرمند تبریز


ساعدی در سال ۱۳٤٦ به همراه جلال آل احمد، رضا براهنی و سیروس طاهباز برای رفع سانسور از اهل قلم و مطبوعات با دولت وقت به مذاکره نشست. در همین سال وبه دنبال این اقدام هسته اصلی کانون نویسندگان شکل گرفت.
انتشار داستان ترس و لرز، تک نگاری قراداغ، رمان توپ، نمایشنامه پرواربندان، جانشین، فیلمنامه گاو در سال های بین ۱۳٤٦ تا ۱۳٥۳ صورت گرفت.
در سال ۱۳٥۳ با همکاری نویسندگان صاحب نام آن زمان، مجله الفباء را منتشر کرد. در همین سال در حین تهیه تک نگاری شهرک های نوبنیاد توسط ساواک دستگیر و به زندان قزل قلعه و بعد اوین منتقل شد و یک سال در سلول انفرادی شکنجه شد.


ساعدی تبریز


وی سخت ترین شکنجه ها را در زندان شاه تحمل کرد و یکی از کسانی شد که رکورد زندان انفرادی ایران ان روز را شکست.
پس از آزادی از زندان سه داستان گورو گهواره، فیلمنامه عافیتگاه ، داستان کلاته نان، را نوشت و در سال ۱۳٥۷ به دعوت انجمن قلم امریکا روانه این کشور شد که سخنرانی های متعددی در این کشور انجام داد. در اوایل زمستان سال این سال به ایران بازگشت.
در اواخر سال ۱۳٦۰ راهی پاریس شد و همچنین در این سال با خانم بدری لنکرانی ازدواج کرد.
طی سال های ٦۱ – ۱۳٦٤ در پاریس اقدام به انتشار مجله الفبا کرد و چند نمایشنامه و فیلمنامه و داستان نیز نوشت.


پاریس


وی نمایشنامه اتللو در سرزمین عجایب را در غربت نوشت.

دکتر غلامحسین سلعدی سرانجام در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز به امانت سپرده‌شد.

کسی چه می داند شاید روزی ارامگاه وی به تبریز منتقل شود و در آغوش و سینه اذربایجان جای گیرد!

شاید بتوان گفت که این غلامحسین ساعدی است که در اصل مبتکر سبک ادبیات جادویی در جهان است. اگرچه بعدها گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی توانست نام این خود را بعد از تالیف کتاب صد سال تنهایی مطرح کرده و موفق به کسب جایزه نوبل شود.


فرار ساعدی


ساعدی در تبعید و غربت گفته است: از دو چیز می‌ترسم: یکی از خوابیدن و دیگری از بیدار شدن. سعی می‌کنم تمام شب بیدار بمانم و نزدیک صبح بخوابم؛ و در فاصله‌ی چند ساعت خواب، مدام کابوس‌های رنگی می‌بینم. مدام به فکر وطنم هستم. مواقع تنهایی، نام کوچه پس‌کوچه‌های شهرهای ایران را با صدای بلند تکرار می‌کنم که فراموش نکرده باشم. حس مالکیت را به‌طور کامل از دست داده‌ام. نه جلوی مغازه‌ای می‌ایستم، نه خرید می‌کنم؛ پشت‌ و رو شده‌ام. در عرض این مدت یک بار هم خواب پاریس ندیده‌ام. تمام وقت خواب وطنم را می‌بینم. چند بار تصمیم گرفته بودم از هر راهی شده برگردم داخل کشور؛ حتی اگر به قیمت اعدامم تمام شود. دوستانم مانعم شده‌اند.


سرگذشت هنرمند


این جملات اخرین جملات منسوب به ساعدی است که در پاریس بر زبان اورده است:
«در پاریس هستم، شهر خودکشی و ملال. شهر بد کاره‌ها، ف اح ش ه‌ ها و دلال‌ها. مطلقاً جایی نمی‌روم و ابداً حوصله ندارم. از همه‌چیز نگرانم. میزان گریه‌هایی که در کوچه‌های تاریک و زیر درخت‌ها کرده‌ام اندازه ندارد. روزهای اول ورود تمام حضرات به سراغم آمدند از بختیار بگیر تا گروه‌های عجیب و غریب.
دوری از وطن و بی‌خانمانی تا حدود زیادی کارهای اخیرم را تیزتر کرده است. من نویسنده‌ی متوسطی هستم و هیچ‌وقت کار خوب ننوشته‌ام. ممکن است بعضی‌ها با من هم‌عقیده نباشند ولی مدام، هرشب و روز صدها سوژه‌ی ناب مغز مرا پر می‌کند. فعلاً شبیه چاه آرتزینی هستم که هنوز به منبع اصلی نرسیده، امیدوارم یک مرتبه موادی بیرون بریزد...



مجموعه داستان‌ها

۱۳۳۴ - خانه‏های شهر ری.

۱۳۳۹ - شب نشینی باشکوه .

۱۳۴۳ - عزاداران بیل ۸ داستان پیوسته.

۱۳۴۵ - دندیل ۴ داستان.

۱۳۴۵ - گور و گهواره - ۳ داستان کوتاه

۱۳۴۶ - واهمه‏های بی‏نام و نشان- ۶ داستان کوتاه

۱۳۴۷ - ترس و لرز - ۶ داستان کوتاه پیوسته

۱۳۷۷ - آشفته حالان بیدار بخت - ‏۱۰ داستان کوتاه


رمان ها

۱۳۴۴ - مقتل

۱۳۴۸ - توپ

۱۳۵۳ - تاتار خندان

۱۳۵۵ - غریبه در شهر

جای پنجه در هوا (ناتمام)

نمایش‌نامه ها

۱۳۳۹ - کار بافک‏ها در سنگر

۱۳۴۰ - کلاته گل ‏

۱۳۴۲ - ده لال بازی ۱۰ نمایش نامه پانتونیم

۱۳۴۴ - چوب به دست‏های ورزیل

۱۳۴۴ - بهترین بابای دنیا

۱۳۴۵ - پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت

۱۳۴۶ - آی با کلاه، آی بی کلاه

۱۳۴۶ - خانه روشنی ۵ نمایشنامه

۱۳۴۷ - دیکته و زاویه ۲ نمایشنامه

۱۳۴۸ - پرواز بندان

۱۳۴۹ - وای بر مغلوب

۱۳۴۹ - ما نمی‏شنویم ۳ نمایشنامه

۱۳۴۹ - جانشین

۱۳۵۰ - چشم در برابر چشم

۱۳۵۲ - مار در معبد

۱۳۵۲ - قوردلار

۱۳۵۴ - عاقبت قلم فرسایی ۲ نمایشنامه

۱۳۵۴ - هنگامه آرایان

۱۳۵۵ - ضحاک

۱۳۵۷ - ماه عسل


فیلمنامه ها

۱۳۴۸ - فصل گستاخی

۱۳۵۰ - گاو

۱۳۵۷ - عافیتگاه

۱۳۶۱ - مولوس کورپوس

تک‏نگاری‏ها

۱۳۴۲ - ایلخچی

۱۳۴۳ - خیاو یا مشکین شهر

۱۳۴۵ - اهل هوا


ترجمه ها

۱۳۴۲ - شناخت خویش از آرتور جرسیلد، با محمد نقی براهنی

۱۳۴۲ - قلب، بیماری‏های قلبی و فشار خون نوشته ه. بله کسلی، با محمد علی نقشینه

۱۳۴۳ - آمریکا آمریکا نوشته الیاکازان، با محمد نقی براهنی

نمایش‌نامه‌های اجرا شده

۱۳۴۲ - پانتومیم "فقیر" با بازی جعفر والی در تلویزیون

۱۳۴۴ - نمایش "چوب بدستهای ورزیل" به کارگردانی جعفر والی و نمایش "بهترین بابای دنیا" به کارگردانی انتظامی در تئاتر سنگلج

۱۳۴۵ - نمایش " بامها و زیر بامها " و "از پا نیفتاده ها" به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون، "ننه انسی" به کارگردانی جعفر والی در تئاتر سنگلج، نمایش "گرگها" و "گاو" به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون

۱۳۴۶ - نمایش "آی با کلاه، آی بی کلاه" به کارگردانی جعفر والی درتئاتر سنگلج، نمایشنامه‌های "خانه روشنی" به کارگردانی علی نصیریان و نمایشنامه "دعوت" به کارگردانی جعفر والی در تئاترسنگلج، نمایشنامه "دست بالای دست" به کارگردانی جعفر والی و "خوشا به حال بردباران" به کارگردانی داوود رشیدی در تلویزیون

۱۳۴۷ - نمایش " دیکته و زاویه" به کارگردانی داوود رشیدی درتئاتر سنگلج

۱۳۴۸ - نمایش "پروار بندان" به کارگردانی محمدعلی جعفری در تهران و شهرستانها

۱۳۴۹ - نمایش "وای بر مغلوب" به کارگردانی داوود رشیدی در تئاترسنگلج

۱۳۵۱ - نمایش "چشم در برابر چشم" به کارگردانی هرمز هدایت در سالن دانشجویی

۱۳۶۳ - نمایش "اتللو در سرزمین عجایب" به کارگردانی ناصر رحمانی نژاد در فرانسه و چند شهردیگر اروپا


آرامگاه غلامحسین ساعدی در قطعهٔ ۸۵ گورستان پرلاشز، پاریس

قبر ساعدی


روزی برای دیدار برادر به محل کارش، بیمارستان روان‌پزشکی روزبه رفتم. در اتاقش نبود؛ از پرستاران سراغش را گرفتم که گوشه‌ای از حیاط بیمارستان را نشانم دادند و گفتند چند دقیقه قبل دکتر را دیدیم که به آن سمت می‌رفت. به آن سمت می‌رفتم که ناگهان صدای فردی را شنیدم که ادای گاز دادن با اتوموبیل درمی‌آورد.

کنجکاو شدم و آهسته به سمت صدا رفتم. بالای سرم بیماری را روی شاخه‌ی درخت دیدم که فرمان به دست گرفته و در حال رانندگی است. از آن عجیب‌تر غلامحسین را دیدم که پایین درخت نشسته و در حال آموزش رانندگی به بیمار است. «بزن دنده چهار...»؛ بیمار دنده چهار گذاشت و گاز اتوموبیل را گرفت. ناگهان دیدم غلامحسین با دهانش صدای بوق درمی‌آورد. از پشت صدایش زدم و گفتم: «غلامحسین! چه کار می‌کنی؟» به طرف من برگشت و گفت: «مگه نمی‌بینی با چه سرعتی رانندگی می‌کنه؟ می‌زنه یکی رو می‌کشه اگه بوق نزنم.»


دانلود کتابهای غلامحسین ساعدی




مرتبط با : تبریز آذربایجان * انتقاد،پیشنهاد لینک * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : هنرمند-غلامحسین ساعدی-آیدا ارغوانیان-فرار مغزها-هنرمند تبریزی-نخبگان آذربایجان-سیامک طلعت اهری-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 3 آذر 1392
زمان : 03:45 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نسرین شیرزاد دوشنبه 4 آذر 1392 11:16 ق.ظ
و اما در مورد فرار مغزها نظری ندارم چون احتمالا خودم یکی از همونا بشم...هیچ کاری از دست کسی برنمیاد .شاید هم چند دهه طول بکشه تا این وضعیت بهتر بشه
تبریز قارتال پاسخ داد:
: میییییییدونم مییییییییییدونم ما واقعا نخبه هستیم و قدر ما نیییییییمدونند!
اگر بمن امکانات و حمایت میشدم حتما شکوفا میشدم اما پژمرده شدم!
نسرین شیرزاد دوشنبه 4 آذر 1392 11:09 ق.ظ
سلام.مرسی واقعا از خوندن مطلب"غلامحسین ساعدی " هم لذت بردم و هم تاسف خوردم...تلاش برای حذف سانسور،حفظ زبان ترکی،داستان نویسی و...همه یک اراده و انگیزه قوی میخواد که ایشون داشتن.
تبریز قارتال پاسخ داد:
: سلام
ممنون...
حیف باید قدر این مغزها بدانیم بخصوص من!
دنیز دوشنبه 4 آذر 1392 09:06 ق.ظ
سلام قارتالی بی من عذرخواهی میکنم که بحث گسترده شد ولی برای شماهم شاید بد نباشه
تانیش بی راهنمائیلاریزدان چوخ تشکورائلیرم, سکه لازئمیمدادی یو سرمایه گذاریچین هش واقت سکه یه گیریشمرم آما قیزیلا چوخ بازام, توی بورس هم زیاد روی سهام های کوتاه مدت کار میکنم نه به صورت آماتوری قبل از خرید نوسان گیری میکنم و یه مدت رفت و برگشت رو زیر نظر میگرم اینطور میشه در کوتاه مدت سود بیشتری کرد ولی تمام وقت باید پای نت بود و در موقعیت مناسب کنار کشید یا خرید کرد , سهامهای ارزنده و بنیادی بلندمدت که کند ولی پیوسته هستند برای کسانی که مدام نمیتونم خرید و فروش کنن خوبه و میشه نگهداری کرد در هر صورت هم سیزدن هم قارتالی بی دن ممنونام
تبریز قارتال پاسخ داد:
: خواهیش ائلییرم...

منیم پولوم یوخده!
تانیش یکشنبه 3 آذر 1392 11:21 ب.ظ
قارتال بی شرمنده که مطلبم بی ربطه خواستی حذفش کن خواستم یکم دنیز خانئم در جریان باشه.

دنیز خانیم کف تاپماق چوخ چتیندی ولی گوزلریم اوسته اوراجانکی باشارسام خبر ورم.
و سکه نیه گوره آلیسان؟ لازیمیندی یا سرمایه گذاری ائلیسن؟

در ضمن موقع خرید سکه دقت کنید سکه ضرب 1386 باشه زیر این تاریخ نخرید چون اسپردش(مابه التفاوت در خرید و فروش) خیلی فرق میکنه.

دنیز عزیز سعی کن در ماههای آینده از بورس خارج شوی چون بالاییا بادش کردن و حباب داره البته حرفه ای باشی مشکلی نداری خودت تشخیص میدی ولی آماتور باشی خطریه!
قیمت طلا در ایران = انس جهانی + دلار آزاده

انس اصلا وضعیت خوبی نداره و بخاطر بهبود اقتصاد آمریکا پایین تر هم خواهد رفت در حالیکه پارسال انس 1930 دلار بود تا امروز نزدیک 700 دلار پایین اومده و شده 1244 دلار و حداقل تا 2014 هم روند نزولی داره

دلار هم روندش نزولیه و شاید تا 2500 پایین بیاد و دولت دلار رو تک نرخی کنه

با این اوضاع سکه 700 هزار تومنی دور از ذهن نیست و طلای گرمی 70 هزار تومن!

چون ریال بیش از اندازه ارزشش اومده پایین بخاطر همین باید یکم ریال نفس بگیره واسه همین امسال سال ریاله!
و سرمایه گذاری در مسکن-طلا و سکه-ارزهای خارجی-خودرو-و حتی بورس مناسب نیست.
البته اینها نظر منه شاید هم اشتباه باشه ولی خودم به اینا پایبندم.
تبریز قارتال پاسخ داد:
: تا 3 میشمارم حذفش میکنم قبل اینکه دنیز ببینه بره سکه بخره!
saeed یکشنبه 3 آذر 1392 09:20 ب.ظ
انسان بزرگی بودن.
متاسفانه آرامگاه بزرگای آذربایجان تو خود آذربایجان نیستن. از جمله ستارخان و ساعدی

اینجا هم بیاین
با علیرضا نوین، داستان یک شهر بالنده
shahrimtabriz.blogfa.com
تبریز قارتال پاسخ داد:
: سلام
آره مثل صائب، ساعدی، اعتصامی، ستارخان، خیابانی و...
خیبر باردل یکشنبه 3 آذر 1392 09:08 ب.ظ
چه کسانی رفتند و چه کسانی باقی مانده اند
وای به حال این کشور...
ممنون قارتال عزیز
تبریز قارتال پاسخ داد:
: همه رفتند من ماندم!
واقعا بله خیلی از بهترینها رفته اند...

ساغول...
شادی یکشنبه 3 آذر 1392 08:40 ب.ظ
سلاملار سیزه قارتال بی.
چوخ گوزل مطلب ئیدی. چوخلی بیزیم شاعر لر وهنرمندلر وارکی بو اولکه ده بیزلره ایکگین دیی..ساغول کی سنین مطلبلری اونلاری بیزه تانیدئیرر.
تبریز قارتال پاسخ داد:
: سلاملار
ساغولون البته قبلا آرشیوده بیراز بویوک شاعرلر و مشاهیردن معرفی ائلمیشم و گینده اولسا معرفی ائلییجاقام...
یاشا...
دنیز یکشنبه 3 آذر 1392 08:37 ب.ظ
تانیش بی من چوخداندی ائیسیرم بیردنه نیم سکه آلام گونده باخئرام قیمتی گلئر اشاقی سئزده خواهشن اگر ائحساس ائلدیز قیمتی لاپ کفئنه یتئشیپ خبر وئرین چوخ ممنون...
تبریز قارتال پاسخ داد:
: ساغوووول هامه پولانیپ ائله بیر من گالمشام ائلبیر!
تانیش یکشنبه 3 آذر 1392 07:55 ب.ظ
سلاملار

کارت درسته قارتال بی

دوردان کی چوخ زحمت چکیسن

من مع الاسف ساعدی بی تانیمیردیم بوگون تانیدیم.

بیزیم اگر اوزومیزین اولکه میز اولسا هیش کس قاشماز!

در ضمن دنیز خانئم من هم یکم در کار سکه و پشت سبزم.

طلا و سکه بخاطر انس جهانی و دلار داخل باز هم پایین تر خواهد رفت خرید الان جیزه
دلار الان 2900
سکه 830000
تبریز قارتال پاسخ داد:
: سلام
یاشا...
باید بیشتر آشنا شد و به همه معرفی کرد امیدوارم سکه بیشتر بخری مهریه کنی...
دنیز یکشنبه 3 آذر 1392 07:47 ب.ظ
یه پست میزنی ملت رو اینجا دستشون رو میذاری توی حنا ولی خودت جز مغزهای فراری میشی!!
اتفاقا من امروز یه لحظه دلم هوای اورمو گولی کرد رفتم وبلاگ معصومه ابتکار ولی متاسفانه بخش نظراتش مشکل داشت نتونستم حرفهامو بزنم ولی بیائیم به صورت متحد درقالب یه اعتراض بزرگ نظراتمون رو به گوششون برسونیم که بیخیال از کنارش نگذرن من دوباره باز میرم وبلاگش خواهشن بقیه هم همکاری کنن...
تبریز قارتال پاسخ داد:
: من اگر بتونم مهاجرت میکنم افغانستان!!
درایچه اورمو دیگه چیزی ازش نمانده دیگه نمیدونم میخوان چیکار کنند...
دنیز یکشنبه 3 آذر 1392 07:23 ب.ظ
آقا مذاکرات ژنو هم که به خیر و خوشی تموم شد و به توافق رسیدن مبارک باشه ایشالله اوضاع داخل کشور که خیلی وقت بود منتظر اینروز بود بهتر بشه من خودم یه کمی بورس بازم مطمئنا از فردا شاهد نتایج خوبی خواهیم بود و چه بسا موضوع اصلی این پست هم که به مشکل مهاجرت و فرار مغزها اختصاص داشت نتیجه سیاستهای خارجی باعث کمک به حل این مشکلات کنه...
تبریز قارتال پاسخ داد:
: مهم اینکه اشتون و ظریف جان خشنود باشند و من هم بعنوان نخبه فراری نشوم!

از شوخی گذشته حالا مونده مهمترین دغدغه دریاچه اورمو...
دنیز یکشنبه 3 آذر 1392 05:47 ب.ظ
سلام
من داستان های گاو و عزاداران بیل دکتر ساعدی رو خوندم قلمش شاهکاره انصافا مطلب به جا و خوبی بود که دغدغه خیلی هاست موقع ناامیدی و یاشاید از روی وسعت تفکرات ولی از اونجائی که آز آدمها چیزی فراتر از محدوده اطرافشونه به دنبال اون حتی مرزهای زمینی و فرازمینی رو میشکافند و میرن...
آما غوربتده اولماغ چوخ چتئندی
تشکورلر
تبریز قارتال پاسخ داد:
: سلام
واقعا ارزش داره کارهای ساعدی بیشتر بررسی کرد و هرچند اینجا زیاد اهمیت نمیدن متاسفانه...

باید بیشتر معرفی بشه... غربت چتینده کاشکی بوردا اولایدی...
ائلشن یکشنبه 3 آذر 1392 05:16 ب.ظ
سلاملار گوزلیم

اینان کی سوز سیز یازیسان

هر زامان گلیب باش چکیرم سنین چالیشماقوا اوره دان سئوینیرم

آلقیشلار قارداشیم
تبریز قارتال پاسخ داد:
: سلام عزیزیم...
تشکورلر منه لوطفوز وار و سیزده ایرادت وارمیز...
ساوغول چوخ یاشا...

http://azelshan.blogfa.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: برج تاریخی آتش نشانی تبریز
:: طبیعت زیبای هوراند آذربایجان شرقی
:: گردش در دروازه آذربایجان شرقی ، شهرستان میانه
:: بیشترین مالیات کشور اذعان آذربایجانی ها
:: فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
:: روستای چراغیل و فرهنگ روستای قاضی جهان در آذرشهر
:: پروفسور محسن هشترودی و پروفسور لطفی زاده و پرفسور علی جوان
:: در آستانه سال نو میلادی و ارامنه تبریز
:: دوربین تبریز لینک 66 ( برف و زمستان در کندوان )
:: چله گئجسی در آذربایجان
:: خیابان سنگفرش تربیت در تبریز
:: منطقه کیامکی و کمتال آذربایجان شرقی
:: باغ تاریخی فتح آباد تبریز
:: سه قهرمان تبریز عظیم قیچی ساز ، یونس موحد ، اکرم امانی
:: دیدنیهای اطراف مرند
:: بیماری ایدز را بیشتر بشناسیم
:: وداع باشکوه تبریز با مسافران بهشت
:: قطار و دهقان فداکار
:: موزه آذربایجان در تبریز
:: نگاهی به طرح توسعه میدان ساعت تبریز
:: درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
:: آپارات تبریز لینک 68
:: شیرینی و سوغات خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: نفس های ارگ تبریز
:: از دانشسرای عالی تا دانشگاه تبریز
:: دروازه های تاریخی تبریز
:: خانه تاریخی پروین اعتصامی
:: دوربین تبریز لینک 65 ( پاییز متنق در سهند )
:: شهروند لینک آذربایجانی 65 ( تصاویر شهری از باکو Baku )
:: بستان آباد گردی


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ