تبریز ویکی لینکلر

 
شهروند لینک آذربایجانی42 ( بازیهای محلی آذربایجان )
نظرات |

ارسال کننده: دنیز قارتال
بازی های سنتی و محلی آذربایجان

دلم چقدر بازی های قدیمی میخواد کاش بچه بودم و دوران خوش ما...
دلم برای بچه های امروزی میسوزه همش بازیهای مصنوعی و کامپیوتری و بی تحرک..!
اما دوران ما و والدینمان خیلی عالی بود تو کوچه و حیاط و داخل خانه بازیهای زیبایی داشتیم...  آخیییی یادش بخیر...

ال اله دومه دئله
ال ال دومه دله

این بازیها تایید شده از سوی میراث فرهنگی هستن و بازیهای محلی آذربایجان هم از اصالت و ارزش معنوی بسیاری برخوردارند. توصیه میکنم حتما اینها بیاد سپرده و انشالله برای فرزندانتان یاد دهید تا لذت ببرند البته اگر زاد و ولد کنید. این بازیها مثل لباس و رقص و موسیقی و مراسم های سنتی آذربایجان ارزش خاصی دارند.

خوخان

شادی و عروسی

بازی‏های سنتی و محلی هر منطقه درجهان ریشه در فرهنگ و نگرش جامعه شناسی و مردم شناختی مردمان آن منطقه دارد. به عبارت دیگر بخشی از اندوخته های فرهنگی در منطقه از بازی‏های محلی و سنتی آن منطقه ریشه می‏گیرند.

بازی های سنتی رایج در استان آذربایجان با اسامی دیگر در نواحی مختلف ایران با تغیرات اندك مشاهده می شود و نیز نوع مشابه بازی های سنتی در كشورهای مختلف جهان قابل مشاهده هستند زیرا در كلیه جوامع بشری نیازهای انسانی ایجاب می نماید تا برای رشد و تعالی از بازی ها در انواع و اقسام آن استفاده شود.

چوگان بازی و ورزش باستانی ایرانی و آذربایجانی
چوگان

در آذربایجان بازی‏های محلی و سنتی انواع و اقسام متعددی را داشته و دارد كه در آن بخش به اختصار به شرح برخی از آنها كه دارای عمومیت نسبی در بیشتر مناطق استان واز جمله شهر تبریز است اشاره می‏شود.

سوتلو سوموک

سوتلو سوموک

نام بازی: استخوان شیری نام محلی: سوتلو سوموک / شرح بازی: این بازی، مخصوص شبهای مهتابی است که روشنایی نسبی بر محیط حاکم باشد، بچه های علاقمند به بازی، فراخور حال، مقداری نان و پنیر و میوه و شیرینی با خود می آورند و در کناری می گذارند، سپس یکی را به عنوان رئیس انتخاب می کنند. بنا به دستور او تمامی بچه ها چشم های خود را می بندند. حال او وظیفه دارد استخوان بازی (یا قطعه چوب) را که برای همه مشخص است، با قدرت زیاد پرتاب کند به طوری که از برخورد آن با زمین صدایی برخیزد، باز بنا به دستور، چشمها را باز می کنند و به دنبال استخوان یا چوب گمشده می گردند، در اینجا آنهایی که تمرکز حواس داشته اند با درک سمت صدا، به طرف آن خواهند رفت.هرکس که آن را پیدا کند برداشته و به طرف رئیس خواهد شتافت تا امتیاز کسب کند، ولی بقیه بچه ها نیز سعی در گرفتن آن از دست یابنده دارند تا خود به پیش رئیس ببرند و امتیاز بگیرند، بعد از آنکه استخوان به دست رئیس رسید باز مرحله ی فوق اجرا می شود.هرکدام از بچه ها بتواند، زودتر از سایرین، 5 امتیاز کسب کند برنده ی بازی است و رئیس، همه ی خوردنی ها و نوشیدنی ها را به عنوان جایزه، به او خواهد داد.

چیلمک آغاج

چیلمک آغاج

نام بازی: الک دولک نام محلی: پیل دسته (چیلمک آغاج) / شرح بازی:بازیکنان به دو گروه تقسیم و به قید قرعه، یکی از گروهها، بازی را شروع می کند یعنی: چوب کوچک (پیل) را روی یک چاله ی کوچک یا وسط دو عدد آجر قرار داده و با سر چوب بزرگ (دسته) که در زیر آن قرار داده، با قدرت به طرف نفرات گروه حریف که در محوطه هستند پرتاب می کند. اگر پیل در هوا گرفته شود، پرتاب کننده اخراج می شود، وگرنه بایستی آن را از روی زمین بردارند و به طرف چاله (یا آجرها) بیندازند. و بازیکن دسته به دست، با تمرکز حواس، آن را در دست می گرداند تا پیلی را که به طرف چاله اش می آید با ضربه دورش سازد، اگر نتواند و فاصله ی پیل با چاله کمتر از قد دسته باشد باز سوخته است و اگر توانسته باشد که با ضربه دورش سازد، فاصله را، از چاله با طول دسته می شمارند. یک، دو، سه،... دوباره ارسال پیل و دریافت پیل و شمارش فاصله با دسته تا به حدّ نصاب برسند وگرنه، همه آنها این کار را به نوبت انجام می دهند تا برسند، بدیهی است چنانچه اگر نتوانسته باشند، بازی را به گروه حریف واگذار می کنند.اگر به حدّ نصاب (مثلاً 50) رسیدند، یکی یکی پیل را با سر دسته به مشابه توپ پینگ پنگ و راکت ضربه های کوچک و یکنواخت (چله) می زنند و می شمارند. بعد هر کدام، به تعداد چله، پیل را با ضربه ی سنگین دسته، به طرف جلو می زند و هر پیلی که در هوا گرفته شود، گیرنده آن را به طرف مبدأ پرتاب می کند، تا اینکه تمامی نفرات گروه دسته به دست به تعداد چله هایش بر پیل نواخته باشند.طول مسیر (آخرین محلی که پیل می افتد تا محل چاله)، توسط نفرات گروه حریف یک پس از دیگری، به عنوان جریمه با دویدن طی می شود. به طوری که با عبارت (آنا، داشقا، زنبیل، سونبول، او... ) شروع شده باشد و صدای (او...) به صورت کشیده تا لحظه ی نفس کشیدن ادامه یابد. (یعنی هرکجا صدای بازیکنی قطع شد، یکی از دوستان دنباله ی مسیر را با صدای (او...) می دود اگر در انجام این موارد موفق شدند،در دور بعدی کنترل بازی را در دست می گیرند و با دسته کار می کنند و اگر نتوانند، باز در وسط محوطه بازی کرده، پیل را تعقیب می کنند.

قوندوم ، گئشدیم

قوندوم ، گئشدیم

نام بازی: دوز نام محلی: قُوندوم، گِشدیم / شرح بازی: ابتدا در روی یک برگ مقوایی شکل مربوط به بازی را با قلم (یا روی زمین با گچ) رسم می کنیم.

dooz2

هر دو بازیکن دارای 3 مهره ی مشابه با رنگهای متفاوت دارند. به قید قرعه، یکی از آنها با قرار دادن یکی از مهره هایش در نقطه ی مرکزی مربع (اگر با تجربه باشد) که برتمامی خطوط تسلط دارد، بازی را شروع می کند و نفر دوم مهره ای را در یکی از گوشه ها (اگر با تجربه باشد) که از لحاظ موقعیت مکانی در درجه دوم است می گذارد و دوباره نفر اول در یکی دیگر و از گوشه ها و ...
این بازی به همین نحو ادامه می یابد، تا هر دو، 3 مهره ی خود را در محل های تلاقی خطوط کاشته باشند و پس از آن، هر کدام در نوبت خود، با جابجا کردن همان مهره ها، سعی می کند که هر 3 مهره ی خود را در یک خط مستقیم ردیف کند یا بچیند و همچنین با قرار دادن مهره خود به عنوان مانع بروی نقطه ای که حریف را از تکمیل ردیف رو به اتمام ناتوان کند.
در این بازی هر کدام با تکمیل نمودن هر ردیف، یک امتیاز می گیرد و در پایان، بازیکنی که تعداد امتیازاتش را به حدی که تعیین کرده اند برساند برنده ی بازی است.
نوع دیگر این بازی که قدری پیچیده است، روی این شکل اجرا می شود، هر کدام 11 مهره ی مشابه با رنگهای متفاوت دارند که به ترتیب هر کدام مهره را در نقطه ای می کارد و ... و هر کدام بتواند ردیف 3 تایی را تکمیل کند حق دارد یکی از مهره های حریف را از روی نقاط صفحه ی بازی برداشته و کنار گذارد.

dooz3

بازی ادامه می یابد و هرگاه یکی از آنها تعداد مهره هایش به 7 برسد برای اینکه از جذابیت بازی کاسته نشود ادامه ی بازی و حرکت مهره با او خواهد بود. این حرکت محدود به یک پله نیست و حتی می تواند، ردیف ناقصی را تکمیل نماید. در خاتمه بازیکنی که فقط 2 تا از مهره هایش باقی مانده باشد، بازی را باخته است.
لازم به ذکر است وقتی که مهره ها مرحله ی گذاشتن (قوندوم) را سپری کردند بایستی با جابجایی آنها (گشدیم) بازی را انجام و ادامه داد که فقط یک پله یا مقطع امکان پذیر است.

گیزلن پاچ

گیزلن پاچ

نام بازی: قایم موشک نام محلی: گیزلَن پاچ / شرح بازی:بچه های داوطلب بازی، ترجیحاً در تاریکی عصر، در محوطه ای که دارای کمینگاه و درخت و کنج و غیره جهت قایم شدن باشد، دور هم جمع شده و به قید قرعه مانند پشک انداختن و یا شیر و خط، یکی را به عنوان گرگ انتخاب می کنند.گرگ در محلی موسوم به (هوا) که می تواند تیرچه، درخت یا دیوار باشد پشت به بچه ها ایستاده و چشمهایش را می بندد و با کف دست روی آنها را می گیرد تا جایی را نبیند و بنابر قرار داد، از 1 تا 20 یا ...، 40 می شمارد تا سایر بازیکنان در این فرصت برای خود مخفیگاهی پیدا کنند.بعد می گوید: قایم شدین؟ بیام یا نه؟ چنانچه اگر جوابی نشنید، به این مفهوم است که همه قایم شده اند و شروع به جستجوی آنها می کند و هر کدام را که پیدا کند و یا از دور ببیند، اعلام کرده، سریعاً به محل (هوا) برمی گردد و دستش را بر آن می زند و لفظ سُک سُک را بر زبان می آورد.لازم به ذکر است، موقعی که گرگ، به جستجوی سایرین مشغول است، بازیکنی که سُک سُک شده و یا سک سک کرده، می تواند دوستانش را با رمز و ایما از موقعیت مکانی گرگ باخبر کند. بدین صورت که می گوید: سیب گفتم بیا، بِه گفتم نیا (آلما دِسم گل، هِیوا دسم گَلمَه). بعد بر حسب موقعیت می گوید: آلما آلما آلما ... و یا هیوا ...در خاتمه آنان که برنده شده اند، هیچ! و اما بازنده ها، پنهانی اسم مستعاری مانند انواع میوه ها و حیوانات و غیره مانند کبوتر، گنجشک، قناری برای خود می گزینند تا گرگ یکی را انتخاب کند مثلاً کبوتر، که گرگ دور بعدی بازی، اوست.و چنانچه اگر هیچ بازنده ای نباشد و به قولی نتوانسته باشد کسی را سک سک کند باز خود گرگ بوده و چشم خود را با کف دست پوشانده، بازی از نو شروع خواهد شد.

بنفشه
بنفشه

نام بازی : بنفشه نام محلی : بنفشه / شرح بازی:برای انجام این بازی ، ابتدا بچه ها به دو قسمت مساوی تقسیم می شوند. بازیکنان هر دو گروه در حالی که زنجیروار دست های یکدیگر را محکم گرفته اند ، در دو سوی حیاط می ایستند.
گروه اول به طور همصدا : بنفشه !                        (بنفشه !)
گروه دوم به طور همصدا : بَندَه دوشَر .                    ( به بند می افتد.)
گروه اول به طور همصدا : بیزدَن سیزَه کیم لَر دوشَر؟   (از ما به شما کی ها می افتند؟)
بازیکنان گروه دوم مثلاً بعد از صلاحدید و مشورت بطور همصدا : لیلا دوشر ( لیلا می افتد ). در این اثنا او ( و یا هر فردی که نامش را ببرند ) از گروه خود جدا شده و به طرف گروه مقابل می دَوَد و به محض رسیدن برای گسستن زنجیر دست ها ، تلاش می کند تا یکی از آنها را از گروه جدا کرده و دَوان دَوان به گروه خود بیاورد و بر تعداد بازیکنان گروهش بیفزاید.چنانچه اگر نتواند ... خود به گروه آنها می پیوندد !در روند بازی ، این بار نوبت گروه دوم است که با ذکر بنفشه ... بازی را تداوم بخشد.در پایان وقت مقرّره ، گروهی که تعدادشان بیشتر باشد برنده ی بازی است.

دوشان اؤیونی

دوشان اویونی

نام بازی: خرگوش و شکارچی (خرگوش بی لانه) نام محلی: یُوواتُوتدی (دُوشان اُیونی) / شرح بازی:مربی یا معلم ورزش، بچه های داوطلب را در محوطه، گرد هم آورده و در نزدیکی گوشه های محوطه دوایری را رسم می کند. سپس آنها را در دسته های 3 و یا 4 نفری که از هر دسته یکی به عنوان خرگوش در وسط دایره ها می نشینند و بقیه ی نفرات دسته ها با دست به دست هم دادن و حلقه زدن روی محیط دایره، لانه ای درست کرده و خرگوش را در وسط می گیرند.تقسیمات توسط مربی طوری انجام می گیرد که دو نفر هم با عنوان های شکارچی و خرگوش بی لانه، در وسط محوطه به فاصله ی دو متری هم گوش به فرمان مربی بایستند.به محض اشاره ی مربی، شکارچی خرگوش بی لانه را دنبال می کند تا او را با دست لمس کند و خرگوش بی لانه نیز با فرار سعی می کند خود را به یکی از لانه ها برساند، تا از دست شکارچی در امان باشد و چون در هر لانه، فقط یک خرگوش می تواند پناه بگیرد، ناگزیر خرگوش قبلی، بایستی لانه را ترک کند که مورد تعقیب شکارچی قرار می گیرد.هرگاه شکارچی بتواند خرگوشی را لمس کند موقعیت و نقش ها عوض می شود، یعنی خرگوش شکارچی می شود و شکارچی خرگوش.بازی به همین روال ادامه دارد و به خاطر اینکه بازی برای افراد روی محیط دایره یا لانه، کسل کننده نباشد، به ترتیب و نوبت در نقش شکارچی و خرگوش ها ظاهر می شوند.در این بازی، اگر خرگوش لانه با آمدن خرگوش دیگر، ترک لانه نکند، در داخل لانه نیز از دست شکارچی در امان نیست و همچنین چنانچه اگر خرگوشی بدون دلیل لانه ای را ترک کند، شکارچی می تواند آن لانه را اشغال کند که در این صورت خرگوش خطا کار، نقش شکارچی را بازی خواهد کرد.

جیزیق

جیزیق

نام بازی: خط و خونه (اِکر دوکِر) نام محلی: جیزیق / شرح بازی:برای سهولت در امر آموزش بازی ابتدا مقررات و شرایط آن را برای مربیان و کودکان بازگو می کنیم ( اشتباه در هر یک ، موجب سوختن است. ) :

1- کاشی و یا پای بازیکن هرگز نباید روی خطوط قرار گیرد.
2- در هر خانه ، حداکثر تا 3 بار لی لی کردن مجاز است.
3- اگر بازیکن در هدف گیری و انداختن قطعه کاشی (یا سفال) به خانه ای که مورد نظر است اشتباه کند.
4- قطعه کاشی یا سفال بازی برای رسیدن به خانه ها از روی خط ها سُر می خورد و می توان آن را از روی خانه ای نیز سُر داد.
5- بازیکنی می تواند خانه ها را پی در پی کند که اشتباه نکرده باشد.
1- خط و خونه ی ساده که در زبان محلی به ( اَیاق جیزیقی ) مشهور است. روی زمین صاف و مسطحی ، مطابق شکل ، رسم می کنیم.

khat-va-khoneh2

 به قید قرعه ، ترتیب بازی نفرات ، مشخص و نفر اول برای شروع بازی ، روبروی خانه ی شماره 1 می ایستد و قطعه سفال را به طرف داخل خانه ی شماره 1 پرت می کند و لی لی کنان آن را با ضربات پای زمینی از خانه های 2 و 3 و4 و 5 می گذراند و در خانه ی 5 کمی استراحت کرده و بازی را ادامه می دهد و از خانه ی 8 ، به بیرون می زند.اگر موفق بود این بار در خانه ی 2 می اندازد و ... بازی را برای 8 خانه تکرار می کند. سپس پشت به خانه ها ایستاده و می گوید : خونه یا بیرون ( اِو یا اِشیک ) و کاشی را از بالای سرش به پشت رها می سازد، هرجا که افتاد ، خانه ی اوست و با علامت × و نوشتن نامش آن را تصاحب می کند که در دورهای بعدی بازی می تواند در آن استراحت کند و در مقابل ، سایر بازیکنان با مشکل مواجه خواهند شد و بایستی آن خانه را پَرِش کنند و پای در آن ننهند ، مگر اینکه صاحب خانه باریکه ای از خانه را برای عبور در اختیارشان بگذارد که به اصطلاح محلی ( پیشیک یُولی ) گفته می شود.در خاتمه ، هر که خانه ی بسیار دارد ، برنده ی بازی است.
2- خط و خونه ی ارمنی ( ارمنی جیزیقی ) :ابتدا روی زمین صاف و مسطحی خانه هایی را مطابق شکل ( برای 2 نفر ) رسم می کنیم (7 خانه برای 2 نفر ، 8 خانه برای 3 نفر ، 9 خانه برای 4 نفر )

khat-va-khoneh3

 بازیکن اول سفال را به خانه 1 پرتاب و خود از روی آن پریده و با یک پا در خانه 2 و بعد 3 قرار می گیرد و با دو پا در خانه های 3 ، 4 و یک پایی در خانه ی 5 و سپس با یک پرش دوپایی در خانه های 6 و 7 و یک حرکت دورانی 180 درجه ، به طوری که پای راست در خانه ی 7 و پای چپ در خانه ی 6 قرار بگیرد زده و مسیر را بر می گردد و سفال را وقتی به خانه ی شماره ی 2 می رسد از خانه ی شماره 1 برداشته و از همانجا با یک پا بیرون می پرد...و وقتی نوبت به خانه ی 2 می رسد همان کار را تکرار می کند این بار وقتی در خانه ی شماره ی 3 است ، سفال را از خانه ی شماره 2 برمی دارد و از خانه ی 3 به خانه ی 1 می پرد و از آنجا بیرون ؛ وقتی بازی با 7 خانه انجام گرفت ، هدف پرتاب کاشی ، حوالی و خارج جهنم است که نباید بیشتر از 3 پا باشد و چنانچه اگر در داخل جهنم قرار بگیرد بازیکن در هر مقطعی که باشد سوخته و بایستی از اول شروع کند و وقتی به خانه های 6 و 7 برسد جفت پا بیرون بپرد و کاشی یا سفال را برداشته و به همان روال برگردد.سفال روی سر و نگاه سربالا ، خانه ها را طی می کند و اگر موفق شد ، مرحله ی بعدی را که به نام آلیس خسته مشهور است ، بدین ترتیب که آن را روی پای راست گذاشته و با چشمان بسته و با تمرکز حواس و تجسم فاصله ها ابعاد ، روی پاشنه راه می رود و با هر قدم می گوید : آلیس! و اگر خطایی نداشته باشد همبازیش می گوید : آلیس. و اگر خطا کرد ، اعلام می کند.پس از آن نوبت خانه گرفتن است و ... برنده ی بازی معلوم .
3- خط و خونه ی خانه چین (خبله چین):ابتدا جدول بازی مطابق شکل رسم می گردد.

 khat-va-khoneh4

کودک بازی را مانند خط و خونه ی ساده انجام می دهد و وقتی 6 خانه را با توفیق همراه بود باز لی لی کنان از خانه ی 1 به گوشه ی خارجی خانه ی شماره ی 3 می رود و رو به خانه ی 6 قرار می گیرد سفال را به طرف آن رها می کند، از خانه های 4 و 5 گذشته و بدون توقف در خانه 6، کاشی یا سفال موجود در آن را با پا به بیرون هدایت می کند.سپس با چشمهای بسته و پاهای بسته و پاهای باز در مقابل خانه های 1 و 6 می ایستد و ردیفها را یکی یکی تا آخرین آنها یعنی ردیف 3 و 4 با پریدن طی می کند. بعد 180 درجه برگشته و باز می گردد و بقیه بازی، مانند بازی خط و خونه ی ارمنی است.

دستمال سالدی
دستمال سالدی

نام بازی: دستمال انداختن نام محلی: دستمال سالدی / شرح بازی:در محوطه ای باز مانند حیاط مدرسه، بچه ها دست در دست هم داده و یک دایره ی بزرگی را درست می کنند. بعد از هم فاصله گرفته و دستها را باز می کنند و بر زمین می نشینند به طوری که فاصله ی آنها از یکدیگر به یک اندازه باشد.یکی از بازیکنان که قبلاً انتخاب شده است، در حالی که دستمالی را در دست پنهان کرده تا معلوم نشود، به دور سایرین می گردد.در یک لحظه دستمال را به نرمی در پشت سر یکی از بچه ها روی زمین می اندازد و همچنان به دویدن ادامه می دهد حواس بچه ها بایستی به قدری جمع باشد که متوجه آنچه در پشت سرشان می گذرد بشوند. حال اگر بازیکنی که دستمال را برداشته و او را تعقیب کند و درست از جاهایی که او عبور می کند بگذرد و الّا سوخته و از دور بازی خارج می شود. (مثلاً چنانچه اگر او بچه ها را دور می زند او نیز باید دور بزند و اگر از لابلای آنها عبور می کند او نیز باید از همان مسیر بگذرد.) حال اگر توانست او را با دست لمس کند برنده ی بازی است و به عنوان جایزه و امتیاز دستمال را به گردش در آورده و پشت سر یکی از بازیکنان خواهد انداخت.اما اگر بازیکنی که دستمال در پشت سرش افتاده است، متوجه نشود او نیز سوخته و از دور بازی اخراج می گردد و همچنین اگر متوجه شود ولی در مرحله ی تعقیب موفقیتی به دست نیاورد بایستی در محل قبلی خود بنشیند و الّا باز اخراج خواهد شد.

دستمال قاپدی

دستمال قاپدی

نام بازی: دستمال بازی نام محلی: دستمال قاپدی / شرح بازی:برای شروع بازی بایستی میدان را برای بازی آماده نمود، بدین صورت که در دو انتهای میدان خطی به مازات هم رسم می کینم و در وسط میدان نیز یک دایره می کشیم و دستمالی را در محدوده ی آن قرار می دهیم.بازیکنان را به دو گروه مساوی تقسیم می کنیم. سپس نمایندگان گروهها، به قید قرعه طرف میدان خود را انتخاب و در پشت خط آن قرار می گیرند. حال از هر گروه یک نفر به طور انتخابی در کنار دستمال می ایستند و نهایتاً هدف هر کدام این است که دستمال را بردارد و به طرف گروه خویش دویده و از خط آن بگذرد و برای گروه خود امتیازی کسب نماید.مسلم است که رقیب او را تعقیب خواهد کرد تا او را از پشت بزند. اگر قبل از رسیدن به خط او را لمس کرد برنده ی آن قسمت از بازی است و اگر نتوانست بازیکن حامل دستمال برنده است و یک امتیاز کسب می کند.سپس دو نفر دیگر انتخاب می شوند تا بدین صورت بازی را ادامه دهند و نفرات سوم به هیمن ترتیب...چنانچه اگر دو بازیکن با هم به دستمال برسند، به هیچکدام امتیاز تعلق نمی گیرد.در خاتمه گروهی که امتیازات بیشتری را کسب کرده اند، برنده ی بازی بوده و هر کدام از بازیکنانش به عنوان جایزه روی کول بازیکنان گروه بازنده سوار شده و به اندازه ی مسافت دور میدان سواری می گیرند.

تولکی تودّی

تولکی تودی

نام بازی: شکار روباه نام محلی: تُولکی تُودّی / شرح بازی:مربی در محدوده ی حیاط، کادری به ابعاد 25 × 20 متر خط کشی کرده و بازیکنان وارد آن می شوند. به رأی آنها، یکی را به عنوان چوپان که باید در وسط محدوده و دو نفر دیگر با عنوانهای کدخدا و روباه که بایستی در خارج از محدوده ی بازی در خانه و لانه ی خود مستقر شوند، انتخاب می کنند و بقیه هم به عنوان غاز در وسط محوطه ی بازی پراکنده می شوند.مربی شروع بازی را اعلام می کند. روباه دُم دراز بایستی از لانه خارج شده و به غازها حمله کند و به محض ورود به داخل محوطه خط کشی شده، چوپان دستور فرار را می دهد.روباه یکی از غازها را که در حال فرار هستند، تعقیب و با دست لمس می کند و به منزله ی طعمه به لانه ی خود می برد. در این موقع چوپان بیکار نمی نشیند و دو عدد توپ کوچکی را که در اختیار دارد، به طرف روباه پرتاب می کند و سعی می کند که او را شکار کند. اگر موفق شد، غاز آزاد شده و رباه دم خود را به چوپان داده و غاز می گردد و در محدوده ی بازی قرار می گیرند و چوپان دم را به خود بسته و در نقش روباه بازی را شروع خواهد کرد.ولی چنانچه اگر بتواند غاز را در لانه ی خود زندانی کند و به شکار دیگری خواهد پرداخت و در لحظه ای که توانسته باشد ¼ از کل غازها را شکار کند، کدخدا به عنوان جریمه ی چوپان و جایزه ی روباه، چوپان را مجبور به سواری دادن روباه روی کولش خواهد کرد. سپس روباه تا خالی شدن محوطه از وجود غازها بازی را ادامه خواهد داد.

ایپ چکدی

ایپ چکدی

نام بازی: طناب کشی نام محلی: ایپ چکدی / شرح بازی:در این بازی کودکان هم سن و سال، به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و به صورت دو گروه ستونی روبروی هم قرار می گیرند (بهتر است نفرات اول قدری قوی تر باشند)خط وسط به وسیله ی گچ مشخص می شود.دو گروه از طناب می گیرند و با سوت مربی یا معلم ورزش شروع به کشیدن طناب به طرف خود می کنند.در این بازی گروهی برنده می باشد که طناب را آنقدر کشیده باشند که نفر اول گروه مقابل، از خط وسط گذشته باشد.

تک قشلی

تک قیشلی

نام بازی: لی لی (گانیه) نام محلی: بابالاری گلدی شیطان (تک قشلی) / شرح بازی:ابتدا دو بازیکن به عنوان سرگروه تعیین می شوند و سایر بازیکنان را به طور مساوی تقسیم می کنند. بعد به قید قرعه (مانند شیر و خط) گروهی داخل زمین بازی قرار می گیرند و گروه دیگر در بیرون زمین به عنوان مهاجم.بازی بدین ترتیب آغاز می شود که به پیشنهاد سرگروه مهاجم، یکی از یاران با یک پا وارد زمین بازی می شود و به صورت لی لی به طرف بازیکنان داخل زمین حمله کرده و با دست آنها را لمس می کند که موجب سوختن و خارج شدن آنها از داخل زمین بازی می شود.البته در این میان فردی که لی لی می رود سعی دارد با سرعت بیشتر و حفظ تعادل، وضیفه اش را انجام دهد و بازیکنان داخل زمین نیز سعی بر این دارند که با فرار کردن، از دسترس حریف مهاجم دور بمانند.حال چنانچه اگر بازیکن مهاجم خسته شده و پای دیگرش را نیز روی زمین بگذارد خواهد سوخت. و بایستی نفر دیگری بنا به پیشنهاد سرگروه داخل زمین بیاید و رَوَند بازی را حفظ کند. این بازی تا لی لی رفتن آخرین نفر از گروه مهاجم ادامه می یابد چنانچه اگر توانسته باشند تمام بازیکنان داخل زمین را لمس کنند، در دور بعدی جای دو گروه عوض می شود و آنها داخل زمین قرار می گیرند و گرنه در دور بعدی نیز به عنوان گروه مهاجم بازی خواهند کرد.هر برد یک امتیاز دارد و در آخر بازی، هر کدام از گروه ها بتواند امتیازات خود را به حد نصاب براسند برنده بازی اعلام می گردد.

شئی گیزلتدی

شئی گیزلتدی

نام بازی: مخفی کردن اشیا . نام محلی: شِی گیزلَتدی / شرح بازی:ابتدا مربی یا معلم به عنوان داور، چیزی مانند پاک کن و یا چیزی را که بتوان پنهانش کرد، بچه ها نشان می دهد تا همه ببینند. سپس یکی از شاگردان، به عنوان جوینده انتخاب و به بیرون از کلاس می رود تا آن را مخفی کنند.آنگاه وارد کلاس شده و اقدام به جستجو می کند. در این حال، داور ضمن نگاه کردن به ساعت با ایجاد صدای تق تق تق، با مداد (یا خودکار) روی میز، جوینده را به طرفش هدایت می کند بدین صورت که با نزدیک شدنش به پاک کن (یا شیء مخفی شده)، صدای تق تق شدیدتر شنیده می شود و هرچه از آن فاصله می گیرد، صدای آن آرام و آرام تر می شود. چنانچه اگر تا پایان وقت مقرره (مثلاً: 5 دقیقه) جوینده بتواند آن را پیدا کند از سوی همکلاسی ها تشویق و در دور بعدی، نقش داور را بازی خواهد کرد و بدین ترتیب همه دانش آموزان، به نوبت بازی را انجام خواهند داد.بدیهی است در لحظات جستجو، سایر همکلاسی ها نبایستی با اشاره، جوینده را ارهنمایی کنند وگرنه خود او و نفر جستجوگر، از اجرای بازی محروم خواهند شد.

سیچان پیشیک

سیچان پیشیک

نام بازی: موش و گربه نام محلی: سیچان پیشیک / شرح بازی: اجرای این بازی به این شکل است که تمامی کودکان باید غیر از دو نفرشان، دست در دست هم، به روی محیط یک دایره ی بزرگ (به قطر 4 الی 5 متر)، حلقه واحدی را تشکیل می دهند. از آن دو بازیکن، یکی در نقش گربه، آن دیگری را که در نقش موش می باشد، تعقیب می کند تا او را از پشت، با دست لمس کند و وقتی موفق شد جای و نقش خود را با هم عوض کرده و بازی را دوباره تکرار کرده و ...سپس دو کودک دیگر، به عنوان موش و گربه، حلقه را ترک می کنند و جایشان را به دو نفر قبلی واگذار می کنند و بازی ادامه می یابد. به خاطر بسپاریم که مسیر تعقیب همان مسیری است که موش طی می کند و چنانچه از میان دستهای بازیکنان شماره 8 و 9 می گذرد گربه نیز باید از همان جا عبور کند. 

یئددی داش

یئددی داش

نام بازی: هفت سنگ نام محلی: یتدی داش / شرح بازی:افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده و هر کدام یکی از بازیکنان خود را به عنوان سردسته و رهبر برمی گزینند. یک گروه در فاصله ی معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده اند قرار می گیرند تا به نوبت با توپ تنیس سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند.گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و آرایش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج می شود.و همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می روند تا انها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازی اخراج شد، دیگری کار را به اتمام می رساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای و نقش گروه ها عوض می شود.در پایان، گروهی که زودتر 7 امتیز را کسب نماید برنده است.


تولادیدی

تولادیدی

نام بازی: گرزان (گرز بازی) نام محلی: تولادیدی / شرح بازی:بازیکنان در محوطه بازی حاضر شده و یک دایره به شعاع 1 الی 2 متر (بستگی به تعداد بازیکن دارد) رسم می شود. یکی از آنها با شیر و خط به عنوان استاد انتخاب و گرزی را که با نخ و پارچه طناب درست شده است در دست گرفته و بیرون دایره می ایستد و بقیه بازیکنان در داخل دایره مستقر می شوند.شروع بازی توسط مربی یا یکی از بازیکنان اعلام می گردد، بازیکنی که گرز به دست دارد بایستی از کنار و بیرون دایره به سایرین حمله و آنها را بزند و آنها نیز ضمن سعی در دفاع و گریز از ضربات گرز استاد، حق زدن او را با پا دارند، هر کدام موفق به ضرب استاد شود، گرز را تحویل گرفته و جایش را با او عوض می کند و بازی را به همان طریق و شرایط از نو آغز می کند.مقررات بازی:- کسی که در داخل دایره است و استاد را می خواهد با پا بزند نباید از دایره خارج شود.- استاد هنگام حمله با گرز، بایستی از ناحیه پایین تنه ی بچه ها بزند.

یالان پالان
یالان پالان


نام بازی: چیستان (قلندر آی قلندر) نام محلی: یالان پالان / شرح بازی:بچه های علاقمند، دور هم جمع شده و با مشاوره یکی را به عنوان قلندر که آشنا به طرح چیستان و عبارت و پلنتومیم می باشد، انتخاب می کنند.قلندر همه را به ترتیب قرعه به صف می کند و شلاق را به نفر اول تحویل می دهد، سپس چیستانی را همراه با حرکت دستها و چشم و صورت و غیره، مطرح می کند و بعد از پایان هر جمله ی آن بچه ها با هم می گویند: قلندر آی قلندر.و اگر چیستان به زبان محلی باشد بچه ها خواهند گفت: لیِ گله های، لی گله.خلاصه وقتی چیستان به آخر رسید و به فرض جواب آن عقاب باشد ولی نفر اول بخ فرض بگوید: کلاغ، قلندر می گوید کمر را بده به کلاغ اگر او بگوید ... کمر را بده به ... و همین طور دست به دست می گردد، تا اینکه بالاخره یکی خواهد توانست که جواب را پیدا کند و نام عقاب را ذکر کند که بنا به دستور قلندر (چال چادّاسین)، به پراکندن و شلاق زدن بچه ها از ناحیه ی پایین تنه می پردازد و آنها نیز سعی در فرار و گریز دارند تا شلاق نخورند.قلندر می تواند در لحظه های شیرین بازی، بگوید: یالاندور (دروغ است)، که یابنده بایستی فوراً خود را به محضر قلندر برساند و سلام علیکم بگوید که اگر موفق شود باز با فرمانی تازه با شلاق به جان آنها خواهد افتاد و اما آنها با شنیدن لفظ دروغ است (یالاندور) بیکار نشسته و با سعی در دستگیری و بستن چشمهایش و ... پیش قلندر می آورند.قلندر می پرسد: کمربند را چه کرده ای؟ چه کسی چشمانت را بست؟ چه کسی تو را پیش می آورد؟اگر جواب 2 تا 3 سؤال صحیح بود، چشمانش را باز می کنند والّا بعد از خوردن شلاق از ناحیه ی پا، چشمانش را باز خواهند کرد، سپس تشکیل صف داده، چیستانی دیگر مطرح می شود:
بیر قوشوم وار بوخرتنه                  دیمدیگی وار بوخرتنه
قانادلاری بوخرتنه                               گوزلری واربوخرتنه
گویدن با خار، هر شیئی گورَر    دوشانی گوروب، انیب یییَر
جواب: عقاب
بیر قوشوم وار بوخرتنه        دیمدیگی وار بوخرتنه
سینه سی وار، ساری ساری        سَن دِ گیننَ، نَدور آدی!
جواب: بلبل

ننه منی قوردا وئرمه
ننه منی قوردا وئرمه

نام بازی: گرگ و گله (گرگ و بره) نام محلی: نَنَه مَنی قوردا وِئرمَه /شرح بازی:در این بازی، یک بازیکن به عنوان مادر بره ها و سایر بازیکنان به عنوان بره های گله معرفی می شوند و پس از قرعه کشی یکی از آنها به عنوان گرگ انتخاب می گردد.گرگ، در گوشه ای می ایستد و مادر برای هر کدام از بچه هایش، اسمی را پیشنهاد می کند که در این مورد می تواند از اسامی میوه ها استفاده نماید.در این حال، شروع بازی از سوی مربی یا معلم ورزش اعلام می شود. گرگ جلو آمده و دستش را به منزله ی زدن درب خانه ای به حرکت در می آورد (تق تق تق).مادر بره ها: کیه؟ چه می خواهی؟ (کیم سَن؟ نَه ایستیسن؟)گرگ: خوردنی! (یِمَه لی!)مادر بره ها: چه خوردنی؟! (نه یمه لی سی؟!)گرگ: گلابی...بدین ترتیب گرگ، نام میوه ای را می گوید و بازیکنی که به همان نام است، پیش آمده، دست گرگ را می زند و فرار می کند و گرگ به دنبال او ...اگر گرگ بره را بگیرد، آن بره یکی از اسیران گرگ محسوب خواهد شد و در نتیجه در کنار محوطه بازی خواهد ایستاد و گرنه به جای خود برمی گردد.بازی با ذکر نام تمامی بره ها ادامه می یابد و وقتی به پایان رسید، مادر با بره هایش پشت سر هم ایستاده، لباس همدیگر را می گیرند.گرگ نیز با بره های اسیر همین کار را انجام می دهند.مادر به کمک بره هایش سعی در نجات بره های اسیر دارند و بره های اسیر همصدا می خوانند: مادر مرا به گرگ نده! (ننه منی قوردا وئرمه!).مادر: نترس بچه نمی دهم (قوخما بالام وئرمَرَم).با تکرار عبارت بالا، مادر با بره های همراهش، به این سوی و آن سوی می روند تا بره های اسیر را یکی بعد از دیگری نجات دهند یعنی از دست گرگ پس بگیرند.در اینجا گرگ نه تنها مقاومت می کند بلکه در صدد شکار بره های دیگر است.بازی بدین ترتیب ادامه می یابد تا بره ها به یکی از آنها (گرگ یا مادر بره ها) نصیب شوند ... و بازی خاتمه پیدا می کند.

قورد گلدی
قورد گلدی
نام بازی: گرگم به هوا (برادر کمکم کن) نام محلی: قورد قورد (قورد گَلدی) / شرح بازی:ابتدا بازیکنان در محل بازی جمع می شوند و یکی از آنها به قید قرعه با عنوان گرگ معرفی می شود. او تلاش می کند سایر بازیکنان را که در محوطه بازی پراکنده هستند تعقیب و از پشت با دست لمس کند. البته بچه ها موقعی از دست گرگ در امان هستند که:- در جای بلندتری نسبت به گرگ بایستند (گرگم به هوا)- و یا دو نفری، دست یکدیگر را گرفته باشند، یعنی هنگامی که یکی از آنها تحت تعقیب گرگ قرار گرفته و در گوشه ای از زمین به خطر افتاده، یکی از دوستانش می تواند با استقبال خطر به سویش برود و به او کمک کند (برادر کمکم کن).پس چنانچه فردی توسط گرگ لمس و یا از خط محدوده خارج شد بنابر نظر مربی یا معلم ورزش یا برکنار می گردد و یا به جای گرگ انجام وظیفه می نماید و اگر دو بازیکن همواره در کنار هم باشند از سوی مربی اخطار می گیرند.

بوجاق توتدی

بوجاق توتدی

نام بازی: گوشه گوشه ( تسخیر سنگر ) نام محلی: بوجاق توتدی / شرح بازی:مربع 4 × 4 متر که رسم شد دایره ای به شعاع نیم متر در وسط مربع می کشیم. سپس حریم گوشه ها را تعیین می کنیم. بدین صورت که از هر گوشه ی مربع بهاندازه ی نیم متر از هر دو ضلع را مشخص کرده و با گچ به هم وصل می کنیم.بهتر است که خود بازیکنان در خط کشی زمین بازی همکاری کنند.با شمارش دهدهی بازیکنان (10 الی 100) عدد صد به هر بازیکنی نصیب شود در مرکز دایره ی وسط مستقر خواهد شد و سایرین در حریم گوشه ها.با شروع بازی ، آنهایی که در گوشه ها قرار دارند سعی می کنند با حرکات سریع و فریبنده و همکاری یکدیگر ، حواس بازیکن وسطی را بهم زده و در فرصتی مناسب با جهش و سرعت ، گوشه های خود را عوض کنند.چون در چهار سو هستند، بازیکن، بازیکن وسط بایستی با دقت و هوشیاری تمام جوانب را نیز نظر گرفته و در موقع تعویض گوشه ها از سوی آنها، یکی را تسخیر کند.در این حال، بازیکن سنگر باخته، به وسط زمین می آید و بازی را ادامه می دهد تا شاید یکی دیگر را تسخیر کند. و الی آخر...

تبیان: برخی بازیهای بومی محلی استان های آذربایجان شرقی و غربی



مرتبط با : آذربایجان شهروند لینک آذربایجانی * تورک سئسه لینک
برچسب ها : بازیهای محلی-بازی سنتی آذربایجان-دوز دوز-گیزلن پاچ-هفت سنگ-بازیهای قدیمی-بازی کودکان آذری-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 2 شهریور 1393
زمان : 03:01 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عبدالله واشقانی جمعه 15 اسفند 1393 01:15 ق.ظ
سلام
خسته نباشید
من دنبال معنی ( دئله ] می گشتم که آدرس شما را مشاهده کردم و خوشم آمد.
به وبلاگ ما www.kahalaj1.rozblg.com سری بزن خالی از لطف نیست.
تشکر
تبریز قارتال پاسخ داد:
سلام مرسی یاشا...
ممنون حتما...
علی شنبه 25 بهمن 1393 02:47 ب.ظ
چوخ گوزلیدی. واقعا حیف بو اوینارا که یادان چیخب . گدیم اوشاخلیق ایامینااااا
تبریز قارتال پاسخ داد:
ساغولون بلی قدیم گؤزلیدیر ایندی فقط موبایل و کامپیوتر اولوپ!!!
یاشا...
شیرزاد سه شنبه 4 شهریور 1393 03:43 ب.ظ
بلاخره باید یه جوری اصالت شیرزاد بودنم حفظ بشه
تبریز قارتال پاسخ داد:
بلی
تورک سه شنبه 4 شهریور 1393 11:47 ق.ظ
قارداش چوخ گوزل یاشا
تبریز قارتال پاسخ داد:
تشکور مرسیلر...
شیرزاد سه شنبه 4 شهریور 1393 09:54 ق.ظ
دنیز جان شاید باور نشه ،درسته که الان اتاقم پر عروسکه اما اون موقع هیچ علاقه ای به این چیزا نداشتم .چون دائما با داداشم تو خونه فوتبال بازی میکردیم و میزدیم همه چیز رو هم داغون میکردیم.به همین زیبایی
تبریز قارتال پاسخ داد:
شما شیر زن آذربایجانی هستین...!
دنیز سه شنبه 4 شهریور 1393 08:35 ق.ظ
چوخ یاشائین دوستلار تک به تک
من هم همه نوع بازی ها رو تجربه کردم اعم از دخترانه و پسرانه . یاشا خانم شیرزاد ولی محاله دختری قوناق باجی بازی نکرده باشه همون خاله خاله بازیه دیگه . من واسه اون بازی کلا یه جهاز وسایل داشتم
البته چون داداشم دیگه برادر نداشت با اون هم همیشه مجبور بودم همبازی بشم به خصوص فوتبال دستی...
این هم یکی از یادگاری های بچگیمه . ما میگیم شونقال . فارسیشو نمیدونم

http://s5.picofile.com/file/8137121500/IMG_1276.JPG

http://s5.picofile.com/file/8137121742/IMG_1281.JPG

تبریز قارتال پاسخ داد:
تشکور...
اسم فارسی این بازی منم یادم نیست اما ما میگفتیم مازالاق!
البته از این قدیمیترش هم هست که با نخ کشیده میشه و میچرخه...

مرسی...
شیرزاد سه شنبه 4 شهریور 1393 07:40 ق.ظ
Deniz yaşa
تبریز قارتال پاسخ داد:
شیرزاد سه شنبه 4 شهریور 1393 07:39 ق.ظ
گاهی اوقات دلم به حال بچه های امروزی میسوزه...بیچاره ها.
تبریز قارتال، درسته که قوناخ باجی دخترونه ست اما من تا حالا بازی نکردم چون همیشه با پسرا تو کوچه یا مشغول درست کردن دوچرخه ام بودم یا کارت بازی میکردم(از اینا که باید مشخصات ماشین و موتور رو میگفتیم).
تبریز قارتال پاسخ داد:
منم دلم بحال بچه های امروزی میسوزه حتی فضا ندارن بازی کنند ولی ماها تو کوچه و حیاط و باغ بازی میکردیم و چه هیجانی اما حالا واخ واخ...!

ایییییول دخترا پسرانه بازی میکردند و پسرا هم دخترانه!
اما من زیاد قوناق باجی بازی میکردم آخه فامیلون هم دختر هم پسر زیاد بود زور دخترا همیشه به ما پسرا میچربید و مجبوری قوناق باجی بازی میکردیم البته اگر حیاطی در دسترس نبود! خخخ
شادی دوشنبه 3 شهریور 1393 09:14 ب.ظ
سلام.قارتال عزیز.
ممنون از دنیز عزیزکه باپست زیبا وجذاب یاد وخاطره بازی های کودکی هامونو زنده کرده.چوخ یاشا عزیزیم.
راستی یه بازی پسرونه بوده بنام تیله بازی (ماضی اویونو) وعاشیق آتما که با تکه های استخون مخصوص بازی میکردن پسرا.حیف اون زمونا.
تبریز قارتال پاسخ داد:
سلاملار
ممنونم بلی دنیز خیلی زحمت کشیدین با اینکه کار زیاد داشتن کلا آذرقارتال و دنیزقارتال منو سرپا نگهداشتن در این وب والا تنهایی دیگه اصلا تواناییش نداشتم...

بازی فقط قوناق باجی دخترها، من عاشق این بازیم!

تشکور سیزدن..
محمدتقی _اسپیران دوشنبه 3 شهریور 1393 01:08 ب.ظ
البته قوناخ باجی یادتان رفته خانم ها ناراحت میشن هاها خخخخخ
تبریز قارتال پاسخ داد:
این مطلب دنیز فرستادن ظاهرا ایشان این بازی انجام نمیدادن! خخخ
محمدتقی _اسپیران دوشنبه 3 شهریور 1393 01:02 ب.ظ
سلام
ممنون از زحمات دنیز ومثل همیشه قارتال فداکار
عالی بود البته بازی های محلی آذربایجان زیاده ولی بازهای معروف را به خوبی به یادمان انداختید الان کم مونده در روستاها این بازی ها منقرض بشه ولی آفرین به شما که درست همیشه بامطالب ارزنده تان میزننین وسط خال
بازی های اکشن کامپیتوتری شد بازی نه تحرکی نه ورزشی
انشالله درپستهای آینده بمعرفی بازیهای محلی دیگر
بازیهای محلی مثل ایاخ جیزیخ &چیله چیله &هفت سنگ*شوبه شوبه &تفنگ تفنگ&و..........احتمالا من پستی دراین مورد وبازیهای محلی دیگر دروبلاگم درهفته های بعدی قرار بدم اگه پسند کردین شما هم درج کنید
یاشا عزیز قارداش
تبریز قارتال پاسخ داد:
سلام
ممنون
بازی هفت سنگ و جیزیخ هست ولی خب بچه های قدیم آذربایجان خیلی بازیها داشتن بقول شما که لینکش هم آخر پست از تبیان زدم اما مهم اینکه این بازیها و ارزشهاش حفظ کنیم و بچه های امروزی میشه با این بازیها آشنا و از افسردگی درآورد...
یاشا...
پریسا یکشنبه 2 شهریور 1393 10:25 ب.ظ
چون مال دختراس نباید اضافه کنید؟
تبریز قارتال پاسخ داد:
منم دوست دارم بازی کنم قوناق باجی! خخخخ
پریسا یکشنبه 2 شهریور 1393 04:39 ب.ظ
راستی مرسییییییییی از دنیز عزیز و جناب مدیر...
تبریز قارتال پاسخ داد:
ممنون از شما ... یاشا...
پریسا یکشنبه 2 شهریور 1393 04:21 ب.ظ
سلام...خیلی جالب بود..اکثر بازی هارو ما هم تودوران بچگی داشتیم.یاااااااااادش بخیر..
تبریز قارتال پاسخ داد:
سلام
آره چه خاطراتی حیف الان بازیها خشن و خشک!
قوناق باجی هم کاش اضافه میکردیم البته اون بیشتر مال دختراست.. خخخ
ساسان اس ام اس یکشنبه 2 شهریور 1393 03:31 ب.ظ
سلام
تبریز قارتال پاسخ داد:
علیک!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز
:: آغاز دراماتیک پیش روی تبریز 2018
:: امکانات منطقه گردشگری و پیست اسکی شاهداغ آذربایجان
:: محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: پاییز هزار رنگ آذربایجان
:: کمر همت و زنگ خطر برای نابودی محیط زیست آذربایجان !
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ