تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : دنیز قارتال سه شنبه 23 دی 1393, 06:05 ب.ظ

مهستی گنجوی

« بانوی ادیب آذربایجان »
« مَهسَتی گنجوی »

آذربایجان سرزمین کهنسالان است.

مهسَتی در سال 1096 میلادی در گنجه پا به دنیا نهاده است.

عمر مهستی در آثار ادبی و رباعیات همیشه جوانش ادامه دارد. مهسَتی در کنار سخنوران نام‌آور قرن دوازدهم آذربایجان نظیر نظامی گنجوی و خاقانی شیروانی چون ستاره‌ای می‌درخشد. اشعار وی طراوت نهصد سالهٔ خود را حفظ نموده، امروز نیز مورد استقبال قرار می‌گیرد و شیفتگان جدیدی به دست می‌آورد.

اطلاعات ما دربارهٔ سرگذشت شاعر کم است. در میان روایاتی که طی قرون دربارهٔ وی شایع شده بسیاری از خطوط حقیقی شرح حالش به دست فراموشی سپرده شده است.

مهستی گنجوی

علاوه بر طبع شعر موسیقی را خوب می‌دانست و شطرنجباز ماهری بود. وی در ادبیات شرق مانند خیّام یکی از بزرگترین استادان رباعی شناخته شده است. همسر مهسَتی «تاج‌الدین امیر احمد» نیز شاعر بود و با تخلص پورخطیب و ابن خطیب شعر می‌سرود. نظیره‌ای که سنایی بر یکی از غزلیات وی ساخته دلیل با ارزشی است بر شهرت پور خطیب در عالم شعر. یک رشته از اشعار مهسَتی به همین پور خطیب منحصر شده است.

ماجرای عشق آنان در کتاب مهستی و امیراحمد به قلم جوهری منعکس گردیده است. نسخه‌های خطی این کتاب در انستیتوی نسخ خطی باکو، موزهٔ بریتانیا و کتابخانهٔ جار الله ترکیه حفظ می‌گردند.

مهسَتی در یکی از رباعیهایش خطاب به امیراحمد شهرتی را که با زیبایی و استعدادش به دست آورده چنین بیان می‌کند:

من مَهسـَتی‌ام بر همه خوبان شده طاق

مشهور به حسن در خراسان و عراق

ای پورخطیب گنجه از بهر خدا

مگذار چنین بسوزم از درد فراق 

«« ادامه مطلب »»



مهستی گنجوی

می‌توان گفت که مهسَتی که تمام فعالیت ادبی‌اش با محیط گنجه بستگی داشته در موقع سفر به بلخ و مرو و شهرهای دیگر چنان شهرت به سزایی یافته بود که به عنوان مهمان به دربار سلطان سنجر نیز دعوت گردید. در این مورد در الهی‌نامهٔ فریدالدین عطار و تذکرةالشعرای دولتشاه سمرقندی اطلاعاتی موجود است.

از نویسندگان قرون وسطی شمس‌الدین قیس رازی، حمدالله قزوینی و امین احمد رازی از استعداد شاعری مهستی تعریفها نموده و او را رباعی‌سرای توانایی خوانده‌اند. از قرن هشتم تا قرن بیستم میلادی هر چند هزاران شاعر خاورزمین قلم خود را در رباعی آزموده‌اند ولی در در این میدان بزرگترین شهرت نصیب عمر خیام شاعر و دانشمند نیشابور و معاصر وی زیبارخ گنجه، مهسَتی گردیده است.


ganca


مهسَتی در اواخر سدهٔ دوازدهم میلادی وفات کرده و در گنجه مدفون است.


Gəncədə Məhsəti Gəncəvi Mərkəzi

مرکز فرهنگی مهسَتی گنجوی در شهر گنجه جمهوری آذربایجان

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

مرکز فرهنگی مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

Gəncədə Məhsəti Gəncəvi Mərkəzi Heydər Əliyev Fondunun dəstəyi ilə inşa edilib. 2014-cü il yanvarın 21-də Azərbaycan Respublikasının Prezidenti İlham Əliyev mərkəzin açılışında iştirak edib 

Mərkəzdə şairənin yaradıcılığına həsr olunmuş rəsm qalereyası, tədqiqatçılar üçün oxu zalı, musiqi studiyası, not kitabxanası, muğam, fortepiano şöbələri və iclas zalı var 

Oxu zalında Məhsəti Gəncəvinin həyat və yaradıcılığı, ədəbi irsi haqqında kitablar, Azərbaycan, rus və ingilis dillərində elektron formatda şairənin rübailəri, bununla yanaşı Azərbaycanın görkəmli şair və mütəfəkkirləri, Azərbaycan musiqisi və xalçaçılığı aid nəşrlər təqdim olunur 

Mərkəzdə Heydər Əliyev Fondunun təşkilatçılığı ilə 2013-cü ilin noyabr və dekabr aylarında Fransanın Reyms və Miluz şəhərlərində Məhsəti Gəncəvinin 900 illiyi münasibətilə keçirilmiş sərgi və konsertlərdən fotolar nümayiş olunur, milli musiqi alətləri sərgilənir 

Mərkəzin milli geyimlər sərgisində Məhsəti dövrü, xüsusilə də İntibah dönəminin xanımlarına xas milli geyim nümunələri sərgilənir. Rəsm qalereyasında Məhsəti Gəncəvi obrazı və rübailərinə həsr edilmiş müxtəlif tablolar, sənət nümunələri, monumental əsərlər nümayiş etdirilir. Məhsəti otağında şairənin heykəli ucaldılıb. Burada proyektor vasitəsilə miniatür və rəsm əsərləri təqdim edilir 

Mərkəzin ətrafında park yaradılıb


نمایشگاه مَهسَتی گنجوی در آذربایجان Mahsati Ganjavi

[http://www.aparat.com/v/LDck5]


مهسَتی در تاریخ ادبیات آذربایجان نخستین بانوی شاعر بوده، ولی متأسفانه تمام اشعار او که سراسر عمر خود را صرف سرودن آنها نموده است به دست ما نرسیده، فقط اکنون قسمت کوچکی از میراث ادبی او که بیش از سیصد رباعی و چند قطعه و غزل نمی‌باشد، توسط نوشته‌هایی که در صفحات نسخ خطی گوناگون تذکره‌ها و مجموعه‌های مختلف شعر قید شده است، به عالم دانش معلوم است.

با گذشت زمان رباعیات مهستی گاه با رباعیات خیام، خاقانی، سنایی، کمال‌الدین اسماعیل و شعرای دیگر در هم‌آمیخته و گاه رباعیات شعرای دیگر به نام مهستی قید گردیده است.


مهستی گنجوی

 تمبری که به مناسبت نُهصدمین سالگرد زادرود مهسَتی گنجه‌ای در جمهوری آذربایجان چاپ شده‌است. 


در رباعیات مهسَتی قلبی نازک و سرشار از عشق می‌زند. شاعر خوانندگان خود را به لذت گرفتن از زندگی و زیباییهای آن دعوت می‌نماید. شخص انسان، عشق، افکار، آرزوها و اعمال نیک وی در رباعیات شاعر مترنم است.

عدهٔ زیادی از قهرمانان مهسَتی که در شعر رستاخیزها گنجه می‌زیستند صاحبان صنعت و پیشه هستند. مهستی که کسب و کار این مردمان ساده را با علاقهٔ فراوان به رشتهٔ نظم کشیده در ادبیات خاور اولین بنیانگزار شعر نوین که «شهر آشوب» نامیده می‌شود به شمار می‌رود.

مهسَتی در ادبیات خاور از اولین مبشران آزادی فکر می‌باشد. وی در رباعیات خود مسائل اجتماعی را مطرح کرد، بی‌عدالتی و نارساییهای زمان را به باد انتقاد گرفته است.


مهستی گنجوی


مهسَتی در رباعیاتش از معانی گوناگون لغات با مهارت استفاده کرده و یک سلسله تجنیسی و چهار اندر چهار به وجود آورده است. شرح فلسفهٔ چهار عنصر در رباعیات مذهبی جای ویژه‌ای دارد. شاعر برای بیان آشکار مطالب مدام به مراعات‌النظیره رو می‌آورد. در رباعیات وی چهار شهر (مرو، بلخ، نیشابور، هرات)، چهار آلت موسیقی (چنگ، بربط، رباب، نی)، چهار پرنده (بلبل، فاخته، زاغ، قمری)، چهار سلاح (خود، زره، خنجر، سپر)، چهار گل (نرگس، بنفشه، سوسن، گل سرخ)، چهار روز (پریر، دی، امروز، فردا) و طبیعی است که آب، آتش، باد، خاک با مهارت حیرت انگیزی و ظرافت زرگران به دنبال هم چیده می‌شوند. انسان نمی‌تواند از حیرت در برابر توانایی شاعر خودداری کند.

مینیاتورسازان قرون وسطی گاهی تصویر مهسَتی را که شطرنجباز ماهری بود در پشت تختهٔ شطرنج رسم نموده‌اند. در اشعار وی اصطلاحات بازی شطرنج نیز زیاد دیده می‌شود که مهسَتی این اصطلاحات را فقط به خاطر زیبایی کلام به کار نبرده بلکه افکار شاعرانهٔ خود را به توسط این اصطلاحات به طور بارز شرح داده است.

شعرای آذربایجان دربارهٔ مهسَتی دهها شعر، داستان منظوم و نمایشنامه‌ها نوشته‌اند.

در گنجه خانهٔ مهسَتی به موزه تبدیل شده و به دانشسرای مقدماتی شهر نام وی اطلاق گردیده است. باشگاه شطرنجبازان باکو نیز نام مهسَتی بانوی شاعر آذربایجان را بر خود دارد. در آذربایجان اشعار مهسَتی با ترجمهٔ شاعرهٔ مرحومه نگار رفیعبگلی بارها چاپ و منتشر شده است. برخی از والدین به احترام شاعر بزرگ دختران خود را مهسَتی می‌نامند.


مهستی گنجوی

مهسَتی گنجوی از شاعران دوره ی سلجوقی، در قرن ششم هجری است.بعضی نام او را «منیژه »و تخلص او را «مهسَتی »می دانند، از زندگی اش، بخصوص ابتدای آن چندان اطلاعی در دست نیست.تذکره نویسان تنها چند سطری به او اختصاص داده اند و متأسفانه نویسندگان تاریخ ادبیات ما هم به او توجهی نکرده و بعضی حتی از آوردن نام او خودداری کرده اند.این بی توجهی ها به علت تهمت ها و سخنان ناروایی است که به مهسَتی نسبت داده شده، یا اشعار طنز و مطایبه آمیز خود مهسَتی است که باعث برداشت غلط بعضی ادیبان متعصب گشته است.البته این بدگمانی و تحقیر نسبت به زنان فاضل و شاعر همیشه وجود داشته است.خلاصه این که مهسَتی باید در خانواده ای بزرگ و ثروت مند، یا در خانواده ی اهل فضل به دنیا آمده باشد؛ چون در نوجوانی و جوانی هم علوم زمان خود را فراگرفته وهم هنر موسیقی و شاعری آموخته است.
او در میان شاعران نامداری چون ادیب صابر، سید حسن غزنوی، پور خطیب، رشید وطواط، عبدالواسع جبلی، انوری و ...

چون ستاره ای درخشید و جاودان ماند.با بعضی از این بزرگان هم سخن بود یا مکاتبه داشت.در این میان شعری از او به جا مانده که در این شعر جواب نامه ی ادیب صابر را داده و او را بسیار ستوده است.مهسَتی با این که در دربار پادشاهان گنجه و سلطان سنجر بوده، در مدح هیچ کس، شعری نگفته است.


مهستی گنجوی


مهسَتی شاعر شیرین گفتار و دارای قریحه ی عالی است.با گفتار ساده و روشن خود همراه با طنز و شوخی به زندگی افراد و مشاغل گوناگون خود مثل پسر قصاب، پسر کلاهدوز، خیاط ، نجار ، حمامی و ...پرداخته است.شعرهای او،هم از نظر لفظ و هم معنا جالب توجه است.بعضی از تصاویر و مضمون های شعر او کم نظیر و بسیار تازه است.به طور کلی شعرهای او از طراوت و تازگی خاصی برخوردار است؛ طوری که خواننده گمان می برد بعضی از سروده هایش از شاعران امروزی است.دیوان کوچک او به نام «مهسَتی نامه »که در این اواخر به کوشش فراوان آقای «فریدون نورزاد » گرد آوری شده، اولین و کامل ترین دیوان او در حال حاضر است.
این دیوان دارای 315 رباعی و 690 بیت دیگر شامل:غزل، قطعات، لغز، مطایبات و یک نامه منظوم است.
مهسَتی گنجوی عمری دراز داشته و در سن 88 سالگی در شهر گنجه درگذشت و در آرامگاه حکیم نظامی مدفون است.


اینک چند رباعی منتخب این بانوی نابغهٔ بزرگ آذربایجان



دل در ازل آمد آشیان غم تو
جان تا به ابد بود مکان غم تو
من جان و دل خویش از آن دارم دوست
کاین داغ تو دارد، آن نشان غم تو

totalgifs.com barrinhas gif gif 96.gif 
عشق است که شیر نر زبون آید از او
بحری است که طوفه ها برون آید از او
گه دوستی ای کند که روح افزاید
گه دشمنی ای که بوی خون آید از او


totalgifs.com barrinhas gif gif 96.gif
قصه چه کنم، که اشتیاق تو چه کرد
با من دل پر زرق و نفاق تو چه کرد
چون زلف دراز تو شبی می باید
تا با تو بگویم که: فراق تو چه کرد؟


totalgifs.com barrinhas gif gif 96.gif
در این زمانه عطا و کرم مخواه از کس
چرا که نقش کرم بی ثبات شد چون یخ
نشان جود چو سیمرغ و کیمیا گردید
به کشتزار سخاوت، کنون فتاده ملخ
اگر سراسر این ملک را بگردی نیست
نه از طعام نشانی، نه دود از مطبخ


totalgifs.com barrinhas gif gif 96.gif
صحبت بی خرد سخن دان را
هم به کردار گاوبد باشد
گر چه بسیار شیر دوشی از او
آخر کار او لگد باشد


totalgifs.com barrinhas gif gif 96.gif

در فغانم از دل دیر آشنای خویشتن
خو گرفتم همچو نی با ناله های خویشتن
جز غم و دردی که دارد، دوستی ها با دلم
یار دلسوزی ندیدم در سرای خویشتن
من کی ام؟ دیوانه ای کز جان خریدار غم اوست
راحتی را مرگ می داند برای خویشتن
شمع بزم دوستانم، زنده ام از سوختن
در ورای روشنی بینم فنای خویشتن
غنچه ی پژمرده ای هستم، که از کف داده ام
در بهار زندگی، عطر و صفای خویشتن
آرزوهای جوانی، همچو گل بر باد رفت
آرزوی مرگ دارم از خدای خویشتن
همدمی دلسوز نبود، مهستی را همچو شمع
خود بیابد اشک ریزد، در عزای خویشتن


totalgifs.com barrinhas gif gif 96.gif
آن خال عنبرین که نگارم به رو زده
دل می برد از آن که به وجه نکو زده
قصاب وار، مردم چشمم، به چابکی
مژگان قناره کرده و دل ها بر او زده
در کوزه آب، پیش لبش در چکی چکی است
ور نه ز دسته دست چرا در گلو زده
عشاق سر به سر همه دیوانه گشته اند
تا او گره به سلسله ی مشک بو زده



Məhsəti Gəncəvi - Rübailər

گل

Ömrüm, – dedim, – oldu daha puç, rəhm eylə
Dünya, – dedi,– korlandı həsəddən beylə
Bir busə verərsənmi, – dedim, – can versəm
Busəm, – dedi, – alçaldı haçandan, söylə

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Biçarə təbük qorxmasa səndən, canan
Hər bir yerinə mən kimi olmaz heyran
Səndən nə qədər təpik yeyir, heç bezmir
Tez-tez qayıdır, öpür ayaqlarından

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Arxında axan hər suya qurban ollam
Xasiyyətin od! Yolunda candan ollam
Hər tapdadığın torpağa ollam bir qul
Ətrinlə gələn yellərə heyran ollam

------------------

Həsrət yenə bağrımda mənim qövr eylər
Dövrəmdə gəzər qəmin, mənə cövr eylər
Can qurban edim eşqinə söylər könlüm
Beynimdə də ancaq bu xəyal dövr eylər

══════ஜ۩۞۩ஜ═════

Sevdaya gərəkdir canı qurban et sən
Şad olmaya könlün, onu viran et sən
Vəslindən onun zərrə qədər pay görmə
Dərd ilə atıb aləmi əfğan et sən

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Şəhla gözün, ey gözəl, baxsa məstanə
Sərxoş da gələr, mey də gələr əfğanə
Rəqs eyləsə saçların sənin bir ləhzə
Yüz fitnə qopar, könül gələr tüğyanə

--------------------

Sən hər nə qədər istəməsən qəmlər var
Sevgində də hicran dolu çox dəmlər var
Ayrılmağın əyyamı gəlib, bir dillən
Bir dəmdə, özün gör, necə aləmlər var

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Hərgah ki, gözümdən yaşım əlvan tökülər
Ağlar mənə göy, yaşı bir ümman tökülər
Səndən gözüm ayrıldığı gün qan tökdü
Ayrılsa bədəndən baş əgər, qan tökülər

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Didarına, ey gül, o vurulmuş gəldi
Könlündəki həsrət, o qor olmuş gəldi
İnsaf dəni səp, tazə qəfəs qur bir də
Bir də o qanadları qırılmış gəldi

---------------------

Zülmət gecə qəm çəkməyə nə həmdəmsən
Cismim kimi incəlməmisən, möhkəmsən
Aşiqlərə qiymət verə bilməzsən sən
Aşiq deyil, eşq əhlinə nə məhrəmsən

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Şehdən payız içmişdir ağaclar badə
Sərxoşca bir il çiçək tutur röyadə
Açsın deyə bağlarda çiçək lalələri
Min teşt kimi düzüb çəmən səhradə

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Dar köksümü qəmlərin seçibdir meydan
Güllər üzünü görüb qalarlar heyran
Daş qəlbinə təsir eləmir göz yaşım
Bir söylə, nə daşdır ürəyin, nə zindan

---------------------

Əvvəl sənə öz qəlbimi göstərməzdən
Asudə idim eşqə könül verməzdən
Allaha şükür, sənin qulundur qəlbim
Bağrım kimi bax yoxsa tökərdim gözdən

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Nəymiş görəsən dərdi, o ənbər saçlar
Çıxmış, de, başından bu sayaq, ey dildar
Dərdindən əgər tük kimi incəlsəm də
Barı belə çıxmaram başından, zinhar

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Gəldi gecə, zülmətdə yox oldu aləm
Gəldi mənə də qismət oyaqlıq həmdəm
Bildirdi günəş də aya: bezdim bəsdir
Sındırdı fikir çənbərini çərxin qəm

-----------------

Sənsiz nəfəsim köksümə peykan olsun
Sənsiz yaşasa, qəlb evi viran olsun
Könlümdə sevinc olsa qəmindən qeyri
Küllən bu vücudum ona zindan olsun

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Qan tökməsə gözlər yenə gözlərdim mən
Qəlbimdə sənin sirrini gizlərdim mən
Olmazsa bu solğun bənizim, fəryadım
Hər sirrini can-başla əzizlərdim mən

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Olsaydı əgər məndə deyək yüz min can
Qarşında mən onları verərdim qurban
Qəlbində bu hicrana dedin tab varmı
Qəlb olsa idi, qəlbimə neylər hicran

-----------------

Gülgündür üzün, bənzər ona tər güllər
Bənzər sənə qamətdə də sərv, ey dilbər
Bülbül soruşur səsində qəmlər güldən
Aləmdə gülə varmı görən tay, bənzər

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Eşqinlə sənin can oda yaxsan, azdır
Göz yaşı olub üz boyu axsan, azdır
Zülfündə daraqlar kimi gəzmək xoşdur
Saçlarda itib zülfünə baxsan, azdır

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Görsə üzünü huri xəcalətdə qalar
Göylər günəşi nuru üzündən pay alar
Hər dəm üzümüz gül üzünə həsrətdir
Ayrılsa üzündən üzümüz yaşla dolar

-----------------

Mişkindir üzün, saçınsa qandan əlvan
Amma ki bilirsənmi necə, ey canan
Üz mişkdir, amma ki hələ nafədədir
Çıxmışsa da nafədən, olub zülfün qan

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Səs saldı bütün aləmə bu qəm, möhnət
Tuş gəlmədi vəslin mənə, qaldım həsrət
Zülmündən olub qəmim mənim həddən çox
Dözdüm necə bu qəmlərə heyrət, heyrət

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Düşmüş bu gecə bəxtimə təklik, hicran
Könlümdə qalar sabah bu qəmdən tufan
Buymuş payın, ey gözüm, yetər qan ağla
Odlarda yan, ey könül, bu olmuş fərman

-------------------

Hiyləylə tutub əllərimi bağlarsan
Zülfünlə də bütpərəstə gün ağlarsan
Nərgizlərinə sübh buyursan hərgah
Hüşyarı tutub məst deyə saxlarsan

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Göydə ayı nur saçdı, üzün sındırdı
Sərvin belini sərv qamətin qırdı
Mən canımı almışdım ürək qanımla
Getdi sənə qurban, məni bu yandırdı

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Bilmir niyə könlüm necə dildar oldum
Könlüm nə çəkir, gör necə ağlar oldum
Qəh! Qəh! Nə yatırsan gecələr asudə
Bəh! Bəh! Gecəmə gör necə bidar oldum

----------------------

Dərdin o buluddur ki, tökər gözdən qan
Dərdin o zəhərdir ki, ona yox dərman
Hər ləhzədə min qəlbi yıxar dərd ilə
Dərdin nə ürək qoyar, nə də sağlam can

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Yaşlar axıdar qəmli üzümdən dərdin
Zülm etmədə qalmazdır özündən dərdin
Yansam da mən odlarda sənin dərdindən
Qəmdən yanaram, getsə gözümdən dərdin

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Yoxdursa bu qəmlərdə mənə bir yan ol
Ey göz, daha qan ağla, könül sən qan ol
Eşqin qəmini sən ki təzə çəkmirsən
Könlüm, nə deyim eşqə necə qurban ol

----------------------

Dərdin o buluddur gətirər qəm, həsrət
Dərdin o budaqdır bitirər yüz möhnət
Neylim bu zülmkar, bu inadkar bəxti
Dərdin mənə zülm ilə edibdir qismət

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Arxında suyun axmasa da bəndənlə
İnsanlığı tərk eyləmərəm mən sənlə
Sordun ki, nə etmişəm sənə, aç söylə
Artıq nə deyim, neyləmədin sən mənlə

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Baxma yerə, torpaq, su görər, ey dilbər
Baxma göyə, gün salar nəzər, ey dilbər
Görsə, ölərəm, inan ki, mən qeyrətdən
Bir kəs səni röyadə əgər, ey dilbər

-------------------

Könlüm hanı dərdimdən açım mən söhbət
Qəmdən deməyə canımda yoxdur taqət
Fikrimdən əgər keçsə də məktub yazmaq
Yoxdur buna qəlbimdə mənim güc, qüdrət

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Zülm ilə alıb qəlbimi yarım candan
Qaytarsa da, almaram qaçıb mən ondan
Məhşərdə ürəksizcə durub qoy yerdən
Olsun bu, bəhanə, yapışım canandan

══════ஜ۩۞۩ஜ══════

Mən ki bu qədər ağlaram aşkar-pünhan
Zənn eyləmə qorxutdu məni tək bir can
Gəldin, gözümə sudan lətif görsəndin
Ağlatdı bu halın məni nalan-nalan



مهسَتی شاعر نغزگوی آذربایجان دیروز نیز محبوب بود امروز هم محبوب است و این محبت به اندازهٔ عمر رباعیات مهسَتی باقی خواهد ماند.

گل

دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : مهستی گنجه ای , مهستی گنجوی , مفاخر آذربایجان , Məhsəti Gəncəvi , رباعی , رباعیات مهستی گنجوی , شعر ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic