تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - عاشیق و آذربایجان
 

تبریز ویکی لینکلر

 
عاشیق و آذربایجان
نظرات |

آشیقلار چالسین سازلاری
رقص ائلسین ائل قیزلاری ائل قیزلاری
آشیقی

مگر آذربایجان بدون عاشیق ها ممکن است؟!
مگر در دیار کوهستان های سر بفلک کشیده آذربایجان بدون نغمه تار و قوپوز عاشیق میشود خوش بود؟!
پس عاشیق ها بنوازند مردم آن برقصند ...


چقدر زیبا و دلنشین است اصالت ما...

رقص و آواز

آذربایجان

آشیقلار

باید در مکانهای تاریخی و فرهنگی و گردشگری شهر عاشیق ها دعوت و برای مردم بنوازند مثلا در همین ایام نوروز در پارک تاریخی ائل گلی تبریز عاشیق ها و تکم چی برنامه مفرح اجرا و مردم لذت بردند، چنین اقدامات عملی فرهنگی علاوه بر جلوگیری از تهاجم فرهنگی باعث رشد فرهنگ غنی و اصالت و شادی مردم شهرهای آذربایجان اعم از عاشیقهای ارسباران، اورمیه، تبریز، اردبیل، زنجان، بخشهایی از همدان و دیگر نقاط کشور خواهد شد.
کاری نکنیم که نسل بعدی حتی اسم آشیق را ندانند، جای عاشیق ها قهوه خانه ها و کنج طبیعت و خاطرات کتاب نیست این هنر باید احیا و به عرصه فرهنگ عمومی جامعه برگردد. مثلا اجرای برنامه عاشیقی در کاروانسراهای بازار تبریز یا خانه های تاریخی و...
کم کم برخی درک میکنند که چه بلایی سر موسیقی و اصالت ما آمده است هرچند دیر اما امید و تدبیر ..!


ایسنا / عضو شورای شهر تبریز:
تندیس "عاشیق" در یکی از پارک های تبریز نصب شود / ضرورت ایجاد خانه عاشیقلار در تبریز


نصر/ در سومین گردهمایی پژوهشی شعر و موسیقی ادبیات عاشیقلار عنوان شد:
 
باید از موسیقی اصیل آذربایجان حمایت کنیم

شهریار / سولار آزالیر بو دونیادا؛ باغلار دونور شورازارا

موسیقی عاشیقی به یاری آموزشهای شهروندی می آید


ارسالی دنیز زنجان / لینک دانلود کتابچه pdf درباره عاشیق های آذربایجان

تندیس عاشیق در زنجان
زنجان
پارک ائل گلی تبریز در نوروز
موسیقی سنتی

توکندیم توکندیم برخانه گوزل
سن باشلا قاز منه بیر خانه گوزل
دورد بیر بویوبیر یانه گوزل
زیندان اولدو منه بو دونیا گوزل

یار کوچدو اولدو ویرانه گوزل
اورگ سینیب اولوب ویرانه گوزل
منیم احوالیما دا یانیب گوزل
اوخور آغلیر گوزل نه گوزل

آشیق اوغلو چالیر او سازی گوزل
هیجیران هاواسینا باخ نه گوزل
تو کندیر احوالینا دوندریر نه گوزل
آیرلیق یاندیر حالیم گوزل


باید کودکان و جوانان با هنرهای اصیل آذربایجان مانوس و میراث دار فرهنگ ما شوند...
دختر عاشق

پسر عاشق

جوان آذری

عاشیق، عاشق یا آشیق (Azerbaijani: Aşıq, Turkish: Aşık‎, Armenian: Աշուղ, Georgian: აშუღი, English: ashugh , Greek: ασίκης) عارف و نغمه سرای سیاری است که ساز می‌نوازد و آواز می‌خواند. قبل از جا افتادن لغت عاشیق این صنف با کلمه ترکی اوزان (ozan) شناخته می‌شد. عاشیقها اغلب در بداهه خوانی مهارت دارند و شعر و آهنگ تصنیف‌های خودشان را هم گاهی خود می‌سازند. نظائر عاشق‌های آذربایجان در میان دیگر ترک زبانان، با نام‌های «عاشوق»، «عاشیق»، «بامسی»، «باکسی» بخشی و … مشهور بوده‌اند و برخی اقوام و ملل غیر ترک نیز عاشق را با همین مشخصات و گاه با همین نام و گاه با نام‌های دیگر دارند. بخشیها و بخشوهای جنوب ایران و دیگر مناطق و نواحی ایران از آن جمله‌اند در طول تاریخ اقوام ترک، فرمانروایان همواره در سفرهای جنگی اوزانها را به همراه می‌بردند تا با بیان اشعار حماسی لشگریان را تشجیع کنند.

کوچکترین مرد موسیقی عاشیق آذربایجان Ashig
[http://www.aparat.com/v/CqItV]


سنت عاشقی در فرهنگ ترکی آناتولی، آذربایجان و ایران در عقاید شمنی ترکان باستانی ریشه دارد.عاشق‌های قدیم با لغاتی مانند بخشی، دده (روحانی) و اوزان نامیده شده‌اند. انتقال شفاهی فرهنگ، ترویج ارزش‌ها و سننن فرهنگی از جمله وظایف این صنف بود. ٔبر اساس حماسه نامه دده قورقود ریشه عاشقها حد اقل به قرن هفتم میلادی می‌رسد. کتاب دده قورقود شامل ۱۲ داستان راجع به دوران مهاجرت اوغوزها، قبیله‌ای صحرا گرد از ترکان، از آسیای میانه به ترکیه و آذربایجان است.موسیقی عاشیقی به تدریج در طی این مهاجرت بزرگ و چالش‌های منتجه با ساکنین اصلی مناطق تکامل یافت. یکی از مولفه‌های این تکامل پذیرش ارادی اسلام توسط ترک‌ها بود. دراویش ترک، در تلاش برای گسترش دین بین همزبانان کوچ نشین خود، زبان توده‌ها و موسیقی توده‌ای را مؤثر یافتند. بدین‌ترتیب، موسیقی عاشیقی پا به پای ادبیات عرفانی رشد کرده و صیقل یافت. آغاز این همزیستی به زمان خواجه احمد یساوی می‌رسد.

هنر عاشیق آذربایجان در یونسکو Art of Azerbaijani Ashiq
[http://www.aparat.com/v/ShGB8]


برجسته ترین حادثه در تاریخ موسیقی عاشقیٔ بر تخت نشستن شاه اسماعیل صفوی (۱۴۸۷-۱۵۲۴) بود. شاه اسماعیل پادشاهی شاعر بود که با تخلص ختایی یک دیوان مثنوی در وصف حضرت علی سروده بود. این پادشاه خود را یک عاشیق به حساب می‌آورد، و چنان به این هنر وابسته بود که در شعری همراه داشتن ساز را جز ارکان اربعه انسانیت شمرده است:
Bu gün ələ almaz oldum mən sazım         امروز سازم را به دست می‌گیرم،
Ərşə dirək-dirək çıxar avazım         تا آوازم در افلاک طنین اندازد.
Dörd şey vardır hər qarındaşa lazım         فریاد سر می‌دهم که آدمیت بر چهار رکن است:
Bir elm, bir kəlam, bir nəfəs, bir saz         علم، کلام، نفس و ساز.

شاه اسماعیل ختایی کبیر - شاهی هنرمند و شاعر و عاشیق
شاه اسماعیل

شعری آشیقی در زلزله آذربایجان از آشیق قوربان پورولی علیار- اورمو

طبیعت یئنه ده شیلتاقلیق ائتدی
اهره هئریزه ورزیغانا گل
زلزله باتیردی ائلی اوبانی
طبیعتین الی باتدی قانا گل
اهره هئریزه ورزیغانا گل
***
سهندله ساوالان گئیسین قارانی
چونکو یاسا باتیب داغی آرانی
آللاه کیم ساریسین بئله یارانی؟
طبیعتین الی باتدی قانا گل
اهره هئریزه ورزیغانا گل
***
هارایا امدادا چاتانیم گلسین
ییخیلان قولوندان توتانیم گلسین
وارینا گومانی یئتنیم گلسین
طبیعتین الی باتدی قانا گل
اهره هئریزه ورزیغانا گل
***
اوغلو الدن گئدن آنا آغلاییر
آناسین ایتیرمیش بالا آغلاییر
آشیق قوربان چکیر نالا آغلاییر
طبیعتین الی باتدی قانا گل
اهره هئریزه ورزیغانا گل

آذربایجانی

در ادامه مطلب با آشیق ها همراه باشید..

بنا بر نظر فوأد کپرولو در زمان شاه اسماعیل لغت عاشیق جایگزین اوزان شد. در واقع می‌توان گفت که در آذربایجان فرهنگ عاشیقی، در فرم کنونی، یادگار شاه اسماعیل صفوی است

با زوال سلسله صفوی فرهنگ ترکی در میان طبقه حاکمه ایران کمرنگ‌تر شّد. در عوض، هنر عاشقی در فرم داستانهای منظوم عامیانه در متن جامعه به بقای خود ادامه داد. در دوران سلسله پهلوی فرهنگ آذربایجان دچار رکود شد. با این‌حال، علی‌رغم ممنوعیت ضمنی نوشتن به زبان ترکی، موسیقی عاشقی تحمل می‌شد. عاشیقها در قهوه‌خانه‌های تبریز و ارومیه و شهرهای دیگر برنامه اجرا می‌کردند. در تبریز ساز عاشیق با بالابان و قاوال همراهی می‌شد ولی در ارومیه اجرای تکساز رایج بود. در دوره ده ساله بعد از انقلاب اسلامی موسیقی عاشقی، همانند دیگر موسیقیها، تا حدی ممنوع شّد. در سال‌های میانی دهه شصت، عاشیق رسول قربانی، که به سختی با پارچه فروشی زندگی می‌کرد، خوندن آوازهایی با مضامین مذهبی و انقلابی را آغاز کرد. دولت ایران بزودی به اهمیت تبلیغی این ژانر موسیقی پی برده و موسیقی عاشقی را ترویج کرد. در حال حاضر موسیقی عاشقی در اوج شکوفایی است.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جمهوریهای تازه استقلال یافته در قفقاز و آسیای میانه بخشی از هویت فرهنگی خود را در سنت عاشقی جستجو کردند؛ اتفاقی که موقعییت اجتماعی عاشق‌ها را بالا برد. در نتیجه موسیقی عاشقی، با تجربه کردن نوع آوریها، با اجراهای حرفه‌ای مناسب برای محیطهای شهری سازگار شد. برای نمونه، در مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۱۲، در بخشی از اجرای تیم جمهوری آذربایجان آلات عاشیقی نواخته شدند. بعلاوه، در نتیجه تلاش‌های دولت جمهوری آذربایجان، سپتامبر ۲۰۰۹، هنر عاشقی آذربایجان در لیست معارف فرهنگی یونسکو قرار گرفت.

عاشیق

ضرورت‌های موسیقی عاشیقی
استادی در هنر عاشیقی مستلزم توانایی همزمان در سخن (شامل شاعری و به یاد داشتن داستانهای عاشیقی) و نواختن ساز است. بر این اساس است که عاشیقها در توصیف هنر خویش جفت لغات ساز و سوز (söz) را با هم بکار می‌برند. صمد ورغون، سراینده معروف آوازهای عاشیقی، در این باره می‌گوید،
Binələri çadir çadir         قله‌های بیشمار مانند چادرها بر افراشته شده‌اند،
Çox gəzmişəm özüm dağlar         من اغلب این کوهها را گشته‌ام.
Ilhamini səndən ali         از شما کوهساران است که الهام می‌گیرد،
ءMənim sazim, sözim dağlar         هم ساز من هم سخنم.

موسیقی اصیل

آلات موسیقی عاشیقی
عاشیق‌ها در اجرای موسیقی خود از ۳ آلت موسیقی (ساز، بالابان و قاوال) بهره می‌جویند.

ساز عاشیقی، که عموماً با تک لغت ساز شناخته می‌شود، با قوپوز و چگور همخانواده است و از جهات زیادی به باغلاما شباهت دارد. ساز کاسه‌ای حجیم و نیمه گلابی، از چوب درخت توت، و دسته‌ای از چوب درخت گردو و یا زردآلو است که روی آن سیم و پرده‌ها را برای نواختن آهنگ‌های گوناگون نهانده‌اند. ساز عاشیقی با مضراب نواخته می‌شود. روی بسیاری از سازهای عاشیقی تزییناتی از جنس صدف، استخوان یا پلاستیک‌های رنگی دیده می‌شود.ساز دارای ۲۰ پرده می‌باشد و از ۹ سیم تشکیل می‌گردد. در این آلت موسیقی هفت پرده اصلی و پنج نیم پرده وجود دارد. اولین پرده سیم اول ساز بر اساس اوکتاو «do» تنظیم می‌شود. پرده‌های این ساز بر اساس اوکتاو، به قرار زیر است:
    باش پرده/ اوکتاو/ اول صدای «Re»
    آورتا پرده / اوکتاو/ اول صدای «Mi be mal»
    شاه پرده / اوکتاو/ اول صدای «fa»
    ایاق دیوانی پرده/ اوکتاو/ اول صدای «sol»
    بایاق پرده/ اوکتاو/ اول صدای «La be mol»
    آیاق شاه پرده/ اوکتاو / اول صدای «si be mol»
    بئچه پرده / اوکتاو / اول صدای «do»

بالابان سازهای بادی با طول ۲۸۰ الی ۳۲۰ میلی‌متر است. این ساز ۹ سوراخ – یک سوراخ در قسمت زیرین ساز و هشت سوراخ در قسمت بالای ساز – دارد. وسعت صدای ساز از «sol» اوکتاو تا «do» اوکتاو دوم است. قاوال که از سازهای ضربی است از کشیدن پوست ماهی/ بز/ تلق بر روی دایره چوبی تشکیل می‌شود.

ساز

شایع‌ترین قالبهای شعری عاشیقها عبارتند از گرایلی، قوشما و تجنیس.

گرایلی (Gəraylı)
گرایلی از سه تا پنج بند تشکیل شده است. هر بند چهار مصراع دارد، و هر مصراع دارای هشت هجا است. سه مصراع هر بند با هم و مصراع آخر تمام بندها با همدیگر هم قافیه‌اند (... abcb, dddb, eeeb). در بند آخر، که مهربند نام دارد، سراینده تخلص خود را عنوان می‌کند. موضوع اشعار سروده شده در قالب گرایلی وصف زیبایها، طبیعت، و عشق است. نمونه:
Sallandı, yana yeridi         Bir gözəl keçdi qarşıdan
Od saldı cana, yeridi         Kiprik çaxdı, oğrun baxdı
...         ...

عاشیقی

قوشما (Qoşma)
قوشما از سه، پنج، یا هفت بند تشکیل شده است. هر بند چهار مصراع دارد، و هر مصراع دارای یازده هجا است. سه مصراع هر بند با هم و مصراع آخر تمام بندها با همدیگر هم قافیه‌اند (... abcb, dddb, eeeb). در بند آخر، که مهربند نام دارد، سراینده تخلص خود را عنوان می‌کند. قوشما، بسته به محتوی کلامی، انواع مختلف دارد که معروفترین آنها عبارتند از، استادنامه، وجودنامه، گزللمه (Gözəlləmə)، و قفل بند (Qıfılbənd). نمونه:
Doğru sözün, düz ilqarın görmədim         Bivəfanın, müxənnəsin, nakəsin
Namusun, qeyrətin, arın görmədim         Namərdin dünyada çox çəkdim bəhsin
...         ...

ashig

تجنیس (Təcnis)
تجنیس بر مبنای هم قافیه کردن کلمات جناس (لفظاً یکی ومعناً مختلف) بنا شده است. تجنیس سه نوع است: دداق دیمز (Dodaqdəyməz)، ایاقلی (Ayaqlı)، و جیغالی (Cığalı). نمونه:
Ya divani, ya da təcnis çal, a çal!         Aşıq, götür doqquz telli sazını
Əsirgəmə, kəlləsindən, çal, a çal!         Düşmən üçün seç qılıncın sazını
Qəmli aşıq qəlbin neçin döyünü?         Yaxşı aşbaz tanır yaxşı düyünü
Bir ilmək yox, üçün möhkəm çal, a çal!         Möhkəm bağla, açılmasın düyünü
Faydasızdır zər-qızıllar, axçalar         Nə vaxtacan fələk mənə ax çalar?
Deyərlər ki, qoca aşıq, çal, a çal!         Cavan Hüseyn, qara xəttin ağ çalar

ashik

بایاتی (Bayatı)
بایاتی از انواع سروده‌های عاشیقی است که رواجش در بین عامه مردم، بیش از سایر انواع ادبی است. هر بایاتی چهار مصراع دارد وهر مصراع از ۷ هجا تشکیل می‌شود. مصراعهای اول، دوم و چهارم هم قافیه بوده و مصراع سوم آن آزاد است. دو مصراع نخست تمهیدی برای گفتن جان کلام در مصراعهای سوم و چهارم به کار گرفته شود. بایاتی شباهت بسیاری با دوبیتی دارد. بایاتی برگرفته از نام قومی قدیمی از اقوام» اوغوز «(ترک) یعنی» بایات «(بیات) بوده است. بایاتیهای ساری عاشیق معروف هستند.نمونه:
Aşıq tərsinə quyon         عاشیق را در خلاف جهت خاک کنید
Yüyün tərsinə quyon         غسل داده بعد در خلاف جهت خاک کنید
Yaxşi nin qibləsinə         رو به قبله یاخشی
Məni tərsinə quyon         مرا خلاف جهت خاک کنید

چنگیز مهدی پور

مشاعره (دئیشمه)
مشاعره در زبان ترکی دئیشمه (deyişmə) نامیده می‌شود، و در عمل نوعی مبارزه و دیالوگ دو آشیق به صورت پرسش و پاسخ است. به این نوع مبارزه در برخی نواحی ایران همچون ساوه و همدان، آچوب باغلَمه (açub bağleme) گفته می‌شود. در گذشته رسم بر این بود که در پایان این مبارزه عاشیق مغلوب سازش را به رقیبش تسلیم می‌کرد.[۲۹] نوع ساده‌تر و رایجتر دئیشمه مشاعره حروفی یا سوزلر دیشمه سی می‌باشد این نوع از مشاعره همانند مشاعره فارسی انجام می‌شود با این تفاوت که با ابیات ترکی انجام می‌شود نوع دیگری از دییشمه سچمه دیشمه (مشاعره گزینشی) نامیده می‌شود آشیق اول بیتی را خوانده و یک کلمه از بیت را مشخص می‌کند و خطاب به آشیق دوم می‌گوید سن دنه ... دن یعنی تو بگو از کلمه ... و آشئق دوم باید بیت را کامل کند. نوع سخت تر مشاعره یاریم یرپاق نامیده می‌شود و در آن آشیق مصرعی (یارپاق) از یک شعر را گفته و آشیق دوم باید مصرع (یارپاق) دوم همان شعر را همراه با ساز زدن بگوید. در تیر ماه ۱۳۹۰ شهرداری تبریز نخستین جشنواره عاشیقلار دئیشمه سی را برگزار کرده و به نفرات برتر جایزه‌ای به نام جایزه عاشیق عباس توفارقانلی را تقدیم نمود.

ashiq

در اینجا، بعنوان مثال، یک نمونه از مشاعره خسته قاسم و لزگی احمد را می‌آوریم.

خسته قاسم:
او ندیریکی، اوتوزوندا، جواندیر         آن چیست که در سی جوان است
اون بئشینده قوجالانان اولودور         ولی پانزده اش پیر می‌نماید و فرتوت
اوندریکی دیلی آیری، سؤزو بیری         آن چیست که زبانش مجزا ولی حرفش یکی است
اوهانسی دریادیر ایچی دولودور؟         آن کدام دریاست که پر و انباشته است؟

لزگی احمد:
او، آی دیرکی، اوتوزوندا جواندیر         آن ماه است که در سی جوان است
او نبئشینده قوجالانی اولودور         و در ۱۵ اش پیر است و فرتوت
او قلم دیر، دیلی آیری، سؤزو ییر         آنقلم است که زبانش جدا ولی حرفش معلوم است
علم دریاسی هر دریادان دولودر         و ان دریای دانش است از هر بحری پرتر است

موسیقی عاشقی

رفتار اجتماعی عاشیق
موسیقی عاشقی در طی تکامل خود اصولی را تدوین کرده که انتظار می‌رود توسط عاشقها رعایت شود. این اصول در یکی از ساخته‌های عاشق علعسگر عاشق علعسگر خلاصه شده است.
Aşıq olub diyar-diyar gezenin         آنکه در لباس آشیقی جهانگرد شود،
Ezel başdan pürkamalı gerekdi         همان اول پر کمالی بایدش
Oturub durmaqda edebin bile         در نشست و برخاست آداب داند
Me'rifet elminde dolu gerekti         در علم معرفت باید کامل باشد
Halqa heqiqetden metleb qandıra         به خلق از معرفت چیزی آموزد
Şeytanı öldüre, nefsin yandıra         با اغماض از نفسش شیطان سوزاند
El içinde pak otura, pak dura         در بین خلق چشم پاک باشد،
Dalısınca xoş sedalı gerekdi         طوری که در پشتش حرفی گفته نشود
Danışdığı sözün qiymetin bile         موجز حرف زده قیمت کلمه را بداند
Kermesinden lel'i-gövher toküle         جوری که از حرفش گوهر ببارد،
Mecazi danışa, mecazi güle         در لفافه حرف زده و در لفافه بخندد
Tamam sözü müemmalı gerekdi         گفتارش رمز گونه باشد
Arif ola, eyham ile söz qana         همانند عارفان معنی ایهام بداند
Namehremden şerm eyleye, utana         از نامحرم شرم کند
Saat kimi meyli Haqq'a dolana         بسان عقربه‌ای دور حقٔ بچرخد
Doğru qelbi, doğru yolu gerekdi         قلبی صاف و نیتی صاف داشته باشد
Elesger haqq sözün isbatın vere         علسگر حاضر است حرف حقٔ را اثبات کند
Emelin melekler yaza deftere         در حالی که ملائک اعمالش را ثبت می‌کنند
Her yanı istese baxanda göre         و در حالی که هر عملش زیر نظر است
Teriqetde bu sevdalı gerekdi         چرا که و در طریقت عشق قدم نهاده است.

موزیک

آوازهای عاشیقی به مثابه زبان گویای اجتماع

در فرهنگ کهن ترکها، قوشما به هر نوع شعری اطلاق می‌شد. با گذشت زمان مفهوم این کلمه به اشعاری محدود شد که عاشقها در آوازهایشان استفاده می‌کنند و مهارت در سرودن قوشما یکی از ارکان حرفه عاشیقی شد. برخی از قوشماها مورد پسند عامه قرار گرفته و به نسل‌های بعدی منتقل می‌شوند. در نتیجه، با بررسی قوشماهایی که تا عصر ما حفظ شده‌اند می‌توان امیال غالب توده‌ها را در اعصار گذشته مشخص کرد. بدین‌ترتیب، عاشیقها را می‌توان زبان گویای توده‌های مردم به حساب آورد. این مفهوم را علیرضانابدل (اوختای) در شعری جاودانه ساخته است.
چال عاشیق سازینی، آوره گیم دولوب         عاشیق سازت را بزن قلبم پر شده است
بعضاً اینسان ایچون درمان بو اولور         گاهی این درمانی برای دردهای انسانست،
سازین نغمه لری آخسین کونلومه         بگذار نغمه‌های سازت در روحم جاری شود
یوخسا چیچکلریم عطش دن سولور         و گرنه شکوفه‌هایم از غم پلاسیده خواهد شد
چال عاشیق سازینی، بلکه سازیندا         عاشیق سازت را بزن شاید در نغمه هایت
اومودسوز حیاتا بیر اومید تاپیم         برای ناامیدیهای زندگی امیدی بیابم
گل عاشیق سازیندا صبردن دانیش         عاشیق بیا و در سازت از صبر بگو
بلکه دؤزمک درسین آغزیندان قاپیم...         بلکه درس صبوری را از دهانت بقاپم ....
اینسان دردلرینی گل سازیندا چال         دردهای انسان را در سازت بنواز
دوزوملی عاشیق لاردان حکایت ائت         از عاشیق‌های خوب حکایت کن
گل، بیزه آی عاشیق عشق درسی وئر         بیا ای عاشیق بما درس عشق بده
اومیدسیز ساعاتدا دردیمیزه یئت         در ساعات نا امیدی به دردمان برس.

آهنگ

شاید در تلاش برای آرامبخشی ناملایمت‌های اجتماعی، عنصر رئالیسم با تاکید بر عشق زمینی در آثار متاخر برجسته تر است. مثالی از عاشق مشهور قرن بیستم، عاشیق حسین جوان (با ترجمه شهربانو قایاقیزی):
چکیلیب قدرتدن قاشلارین گؤزل         از طرف خدا ابروهایت زیبا نقش شده
کیمین اولاجاقسان یاری، بخته ور؟         خوشا آن‌کس که معشوقش تو باشی،
تؤکولوب گردنه ایپک ساچلارین         گیسوی ابریشمی ات بر گردن ریخته
کیم هؤروپدو او ساچلاری بخته ور؟         خوشا آن‌کس که آن گیسو را تنیده
ته زه جه غنچه دن چیخیب یاناغین         تازه از غنچه بیرون آمده گونه‌ات
شوق سالیب گردنه بلور بوخاغین         غبغب بلورت بر گردنت نورافشانی کرده
نه شیرین دیر دیلین، قایماق دوداغین         چه شیرین زبانت، خامه لبانت
شان چکیبدی یقین آری بخته ور ...         حتماً زنبور آنجا شانی تنیده! .....

آلات موسیقی

داستان‌های عاشیقی
ایلهان باشگوز (İlhan Başgöz) کسی بود که داستان عاشیقی را تحت عنوان حکایه (Hikaye) در زبان انگلیسی جا انداخت. بر مبنای نوشته او، علی‌رغم آنکه حکایه عمدتاً منثور است ولی تعدد قطعات شعری در میانه متن ویژگی اساسی این سبک ادبی عامیانه می‌باشد. تعداد این قطعات ممکن است در برخی حکایت از صد تا فراتر برود.[۳۷] از آنجا که هنر عاشقی در اساس شفاهی است، تعداد داستان‌های عاشیقی باید از تعداد عاشق‌ها بیشتر باشد. با این‌حال، بعضی از داستان‌ها در طی زمان بر جسته تر شده و بصورت مکتوب در آمده‌اند. موضوع اصلی داستان‌های عاشیقی عشق زمینی، جنگ‌های حماسی، و یا ترکیبی از هر دو تاست. در روایت داستان‌های عاشیقی، علی‌رغم محیط اسلامی وقایع، قهرمانان زن ساز بدست گرفته و در نظر عمومی آواز می‌خوانند.

در ایران، قهوه‌خانه‌هایی که به اجرای داستان عاشیقی اختصاص داشته باشند به بنام قهوه‌خانه عاشیقلار شناخته می‌شوند. معروفترین این نوع مکان‌ها قهوه‌خانه حسین تیرانداز در مقابل باغ گلستان تبریز بود. فعالین چپ در دهه پنجاه پای عاشیق عبدالعلی نوری و عاشیق حسن اسکندری را به این قهوه‌خانه باز کرده و آنجا را به محفل روشنفکری تبریز تبدیل کردند. قهوه‌خانه که سابقاً اغلب محل مراجعهٔ روستاییان بود به تدریج پر از دانشجویان و جوانان می‌شد. حتی برخی از مسافرینی که به تبریز می‌آمدند سراغقهوه‌خانه عاشیقلار را می‌گرفتند. قهوه‌خانه همیشه مملو از جمعیت بود. عاشیقها یکی پس از دیگری ساز بدست می‌گرفتند و در میان جمعیت جوان حاضر در قهوه‌خانه می‌گشتند و آوازهای مورد تقاضای آنان را می‌خواندند.

هنر آذربایجان

در زیر برخی از داستان‌های عاشیقی معروف لیست شده‌اند:

شاه اسماعیل، مؤسس سلسله صفوی، قهرمان یکی از مهمترین داستان‌های عاشیقی است. شاه اسماعیل داستانی فرد عاشق‌پیشه‌ای است که ساز را جایگزین شمشیر کرده است. داستان عمدتاً بر پانزده سالگی شاه اسماعیل متمرکز می‌شود. در طی روایت، شاه اسماعیل عاشق یک دختر ایلاتی، به نام گلزار، می‌شود و هنگام جستجوی او دو معشوق دیگر به نامهای گلپری و عرب زنگی را نیز به دست می‌آورد.

کوراوغلو در مقام قهرمان یکی از مهمترین داستان‌های عاشیقی، خود یک عاشیق بود، چرا که در اکثر آوازهای این داستان، عاشیق راوی با گفتن آدیم کور اوغلو دی خود را به جای کوراوغلو می‌نشاند. . این داستان از آناتولی به کشورهای آسیای میانه پخش شده است و در طی این فر آیند به نحوی محتوای آن تغییر کرده است.در این داستان عشق رومانتیک با رفتاری رابین‌هود گونه آمیخته می‌شود. . یکی از نسخ این داستان، که بعنوان نسخه پاریس شناخته می‌شود، در باکو چاپ شده است.آهنگ ساز بزرگ آذربایجان، عزیر حاجی‌بیگف، اپرای معروفی بر مبنای داستان کوراوغلو ساخته است.
  
اصلی و کرم (Kerem ile Aslı). داستان یک شاهزاده ترک است که عاشق دختری ارمنی می‌شود. اقوام دختر در مخالفت با این عشق فرامذهبی مهاجرت می‌کنند. کرم ۱۱ سال به دنبال اصلی می‌گردد. دست آخر، هنگامی که دو عاشق به هم می‌رساند، کرم تحت تأثیر طلسم پدر اصلی آتش می‌گیرد. آواز یانیخ کرم که فلبداهه توسط اصلی خوانده می‌شود یکی از ارکان هنر عاشقی است.

عاشیق واله داستان مشاعره عاشق واله (۱۷۲۹-۱۸۲۲) با عاشق زرنگار است. بنا به روایت حکایت، در شهر دربند، عاشیقی به نام زرنگار زندگی می‌کرد که بسیار حاضرجواب و باسواد بود. هر عاشیق استاد که به دربند می‌آمد و با او مناظره می‌کرد، مغلوب می‌شد و به مجازات سختی گرفتار می‌آمد. واله از استاد خود عاشیق صمد اجازه گرفت و به مناظرهٔ زرنگار رفت و بر او پیروز شد و او را به زادگاه خود آورد. در پایان داستان واله با زرنگار ازدواج می‌کند.

تاریخچه موسیقی عاشیقی

عاشیق‌های معروف قرن بیست و یکم:
چنگیز مهدی پور، متولد سال ۱۳۴۰ در روستای شیخ حسینلو، نشان درجه یک هنری کشور را کسب کرده است. چنگیز دو کتاب در زمینه موسیقی عاشیقی تالیف کرده است؛ آشیق هاوالاری و مکتب قوپوز.
       
پریسا ارسلانی سال ۱۹۷۸ درارومیه متولد شد. مدتها قبل از اینکه به خوانندگی حرفه‌ای بپردازد، نوازنده ساز شده بود. وی در چندین جشنواره ملی موسیقی ایران به عنوان نفر اول و پدیده جشنواره‌ها شناخته شد و به دریافت جوایز متعددی نایل شد. او در رشته آواز از کنسرواتوار ملی آذربایجان فارغ‌التحصیل شده است.

عاشیق حسین ساعی، متولد ۱۳۴۵، با سالها فعالیت در جایگاه پژوهشگر داستان‌ها و حکایت‌های قدیمی آذربایجان و عاشیق‌ها، ۵۵ عنوان کتاب در این زمینه را به چاپ رسانده است.

سمیرا علیوا، متولد ۱۹۸۱ در باکو، یک عاشیق حرفه‌ای است و در دانشگاه دولت آذربایجان تدریس می‌کند. سمیرا به حفظ فرم سنتی موسیقی عاشقی پایبند است.

زولفیه عبادوا (Zülfiyyə Ibadova) در سال ۱۹۷۶ به دنیا آمد. او عاشقی پویا است و سبک منحصر به فرد خود را دارد. زولفیه آهنگهای زیادی ساخته از و علاقه‌مند به نوع آوری در زمینه ترکیب ساز با آلات دیگر است.

فضائل مسکینلی، متولد ۱۹۷۲، استاد مسلم ساز است. او در دانشگاه دولتی آذربایجان تدریس می‌کند.
       
کوثر علی شهبازی (سلجوق) در سال ۱۳۴۱ شمسی در روستای آغچه‌قشلاق (میانه) به دنیا آمد و در سنین نوجوانی همزمان با نقل مکان کردن به استان تهران شروع به یادگیری موسیقی عاشیقی کرد. به درخواست و پیگیری‌های عاشیق شهبازی برای نخستین‌بار بعد از انقلاب موسیقی عاشیق به رسمیت شناخته شد و در صدا و سیما پخش شد.

عاشیق محرم سلمانی در سال ۱۳۲۰ در روستای قاسم‌آباد ساوه متولد شد. وی از طرف مادری به شاهسون‌های مقیم منطقه و از طرف پدری به قفقاز منتسب است. از آخرین و چیره‌دست ترین نوازندگان و سازندگان چگور منطقه مرکزی ایران بود و در گروهی با نام عاشیق حوزونی فعالیت می‌کرد. از وی تنها یک کتاب در مقام ساز محبوبش به نگاره درآمد و دو کتاب شعر به فارسی و ترکی که هیچکدام در زمان حیاتش اجازه انتشار نیافتند. وی در بهار ۱۳۸۱ از دنیا رفت. وی از چهره‌های میراث فرهنگی استان مرکزی و ایران است.
  
رقص آذری

عاشیقلار

قرن بیستم:

       
عاشیق گلاب داودی دارای لقب " دده" و از عاشیق‌های برجسته ایران و آذربایجان در ساخت ساز و قصه گویی تبحر خاصی دارد.
       
مخلص آخار سؤ , عدالت , حسین بزالقانلی , حسین ساراچلی , امراه , عاشیق ایمران حیدری
       

عاشیق محزونی شریف (۱۷ نوامبر ۱۴۴۰-- ۱۷ می ۲۰۰۲)، عاشیق، آهنگساز، شعر و نویسنده ترکیه‌ای بود. او در جا انداختن موسیقی عاشیقی در محافل روشنفکری نقشی عمده داشت. نمونه‌ای از سروده‌های محزونی:
Kader böyle imiş böyle yazılmış         تقدیر چنین بود چنین نوشته،
Gidiyorum kara gözlüm ağlama         می‌روم، چشم سیاهم گریه نکن
Mezarımız gurbet ele kazılmış         مزارمان بر دیار غربت کنده شده
Gidiyorum dudu dilim ağlama         می‌روم طوطی زبانم گریه نکن...

فرهنگ تبریز

عاشیق حسین جوان یکی از سرشناسترین عاشیقهای قرن بیستم متولد آتی‌کندی قره‌داغ است. حسین جوان در سال ۱۹۱۶ چشم به جهان گشود. پدرش را در کودکی از دست داد و او را به قفقاز برد. حسین در ۷ سالگی به مزدوری پرداخته و احشام دیگران را می‌چراند. در ۱۹۲۷ شاگرد عاشیق موسی (برادرزاده عاشق علعسگر) شد. عاشیق موسی رموز عاشیقی و ادبیات شفاهی مردمی آذربایجان را به حسین آموخت. . عاشیق حسین در ۱۹۳۸ به تبریز آمد. چون در سال ۱۹۴۶ تئاتر ملی در تبریز تشکیل شد، او معاون مدیر این تئاتر بوده و نغمه‌های انقلابی را نیز اجرا می‌کرد. او در دهه هنر و ادبیات آذربایجان در مسکو، رهبر دسته عاشیقها بود و در ۱۹۵۸ درگذشت.
       
کماندار افندو متولد ۲۲ اکتبر ۱۹۳۲ در شهر مارنئولی گرجستان می‌باشد. او از سنین پایین ساز زدن را شروع کرده و در سال ۱۹۵۹ نماینده عاشیق‌های آذربایجان شد. کماندار، در میان دوست دارن موسیقی عاشقی، بخاطر اجرای هنرمندانه داستان عاشق غریب معروف است.

عاشیق رسول قربانی که اکنون با عنوان "دده" در بین عاشق‌ها شناخته می‌شود، در سال ۱۳۱۲ در روستای عباس‌آباد قره داغ به دنیا آمد. وی فعالیت در عرصه موسیقی عاشیقی را از سال ۱۳۳۰ آغاز کرد و از سال ۱۳۴۳ در رادیو به اجرای موسیقی پرداخت. رسول از سال ۱۳۶۴ در جشنواره‌های مختلف موسیقی محلی داخلی حضور یافته و همچنین در فستیوال‌های خارجی در بیش از ۱۵ کشور جهان روی صحنه رفته است. عاشیق رسول نشان هنری تبریز را دریافت کرده است. قرار است جشن بزرگدشت هشتاد سالگی رسول در فرهنگسری نیاوران برگزار شود.

فرهنگ آذربایجان

عاشیق درویش وهابزاده در سال ۱۳۰۲ در روستای کردلر (ارومیه) دیده به جهان گشود. او پای ثابت برنامه‌های موسیقی در رادیو ارومیه بود. عاشیق درویش در نهم مردادماه سال ۱۳۷۲ شمسی دار فانی را وداع گفت و در روستای زادگاهش به خاک سپرده شد. به عقیده کارشناسان، حیات امروزی موسیقی عاشیقی در بخش غربی آذربایجان مدیون فعالیتهای برجسته هنری این استاد است.
       
عاشیق محمد حسین دهقان در سال ۱۳۱۳ در روستای ایگدیر (ارومیه) به دنیا آمده، از۸ سالگی انگشتانش ساز عاشیقی را لمس کرده (در دست گرفته) و از۱۵ سالگی در مجالس و جشن‌های مردمی حضور یافته است.
       
عاشیق عبدالعلی نوری در سال ۱۳۱۸ در روستای جانانلو به دنیا آمد و در خرداد ۱۳۸۲ دار فانی را وداع گفت. عاشیق عبدالعلی، شاگرد عاشیق خیرالله بوده و در اکثر زمینه‌های شعر هجایی آذربایجانی از جمله بایاتی، قوشما، گرایلی و تابان آثاری از خود به یادگار گذاشته است. او بیش از ۵۰ سال فعالیت هنری در زمینه موسیقی عاشیقی داشت و به خاطر داشتن صدای دل‌انگیز دارای شهرت فراوانی بود. عاشیق عبدالعلی بعد از انقلاب توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بسیاری از فستیوال‌های داخلی و خارجی شرکت کرده و مقام‌های قابل توجهی به‌دست‌آورد.

عاشیق حسن اسکندری در سال ۱۳۲۴ در روستای اوزوم‌کاللا به دنیا آمد. از سال ۱۳۳۵ در تبریز به فرشباف مشغول شّد و از سال ۱۳۴۳ در تهران به نانوائی پرداخت. در سال ۱۳۴۸ به تبریز بازگشته و هنر عاسیقی را پیشه کرد. از سال ۱۳۵۵ کنسرت‌های عاشیق حسن در دانشگاههای ایران پا می‌گیرد و تاکنون هم ادامه دارد. گروه عاشیق حسن در جشنواره موسیقی آوینیون فرانسه در ۱۳۷۰ به عنوان گروه برگزیده شناخته شد. او در ۱۳۷۵ به عنوان بهترین تنظیم کننده برنامه‌های موسیقی رادیو و تلویزیون و در ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ به عنوان بهترین خواننده و تنظیم کننده برای تولیدات رادیو و تلویزیون انتخاب شد.عاشیق حسن به همراه عاشیق رسول نشان تبریز را دریافت کرده است.


 برنامه کندیمیز ، سفر روستاهای آذربایجان شرقی - عاشیق
[http://www.aparat.com/v/OVs1U]

آشیق- آذربایجان ماهنی سی
[http://www.aparat.com/v/thYH8]

کنسرت دالغا با عاشیق چنگیز مهدی پور و ودود موذن
[http://www.aparat.com/v/WQAqD]


قرن نوزدهم:
عاشیق علی‌عسگر از مشهورترین عاشیقهای همه ادوار است و شاید درست باشد که او را به تنهایی بتوان یک مکتب در صنعت عاشیقی نامید. در سال ۱۸۲۱ در روستای آق‌کلیسا در استان گغارکونیک سرزمین خانات ایروان متولد شد. سبک عاشق علعسگر احتمالاً در تکوین موسیقی عاشقی به فرم امروزی بیشترین سهم را داشته است. علعسگر در عین حال که برای آموزنده بودن ساخته‌هایش تلاش می‌کند، هرگز از توصیف زیباییهای دنیوی غافل نمی‌شود. او در معنای واقعی کلمه، خنیاگر زیباییهاست. در سرتاسر آفرینش ادبی و موسیقایی وی، نمی‌توان آهنگی و سروده‌ای یافت که در آن از دلبر و دلبری و زیبایی سخن نگفته باشد. در اینجا یکی از محبوبترین ساخته‌های علعسگر را می‌آوریم:
جیلوه لنیب نه کارشیمدا دورموسان         چه آراسته روبرویم ایستادی
اولوم سنه قوربان آی ساری کؤینک         الهی که قربانت شوم ای پیراهن طلایی،
دویماق اولمور عشوه سیندن نازیندان         از عشوه و نازت سیر نمی‌شوم
فره کهکلیک کیمی خوش آوازیندان         از آواز خوش کبک مانندت
یئل ووروب روبندی آچیب اوزوندن         باد نقاب را از چهراه ات کنار زد
ائله بیلدیم دوغدی گون آی اوزوندن         فکر کردم که مهتاب و آفتاب از چهره ات تابید
اگر قدم قویوب بیر بیزه گلسن         اگر قدم رنجه کنی و به خانه‌مان بیائی
یئرین وار گؤز اوسته آی ساری کؤینک ...         روی تخم چشممان جا داری پیراهن طلایی ....

موسیقی محلی

قرن هیجدهم: سایات نوا

عاشیق واله (Aşıq Valeh) در سال ۱۷۲۹ در روستای گلابلو، در شهرستان آقدام، بدنیا آمد. او در سال ۱۸۲۲ در روستای زادگاه خود درگذشت و در کنار همسرش، زرنگار، دفن شد. بر پایهٔ سروده‌های واله، منظومه‌ای نیز به نام «واله و زرنگار» ساخته شده است. این منظومه چاپ شده است. در منظومه، برخی حادثه‌های زندگی عاشیق واله به صورت حکایات ضمنی ترنم می‌شود.

مجسمه عاشیق
   
قرن هفدهم: کاراجااوغلان

خسته قاسم (Xəstə Qasım) شاعر، عارف و فیلسوف قرن دوره افشاریه، (۱۷۶۰-۱۶۸۴ میلادی)، متولد و در گذشته تیکمه‌داش می‌باشد. او یکی از ستونهای استواری موسیقی عاشیقی است.[۷۵] موضوع اساسی شعر «خسته قاسیم»، غم، درد، حسرت و شکایت از ستم دوران است. انتخاب تخلص «خسته» نیز ظاهراً از همین‌جا ناشی است. خسته قاسیم، علاوه بر استادی در سرودن انواع قالبهای شعری کلاسیک همانند قصیده و غزل، قالبهای جدیدی را در ادبیات عاشقی وارد کرد. یکی از استادانه‌ترین تجنیسهای مستزاد (müstəzad) او، که در طی آن از معانی متضاد لغت یاسین (مشتق از نام سوره یس) استفاده می‌کند، بقرار زیر است:
İgid olan ixlas bağlar Yasinə         Oxudum Quranı çıxdım Yasinə
Namərd boynu ya sına         Aşıq deyər ya sına
Ya inciyə, ya sına         Nanəcibə söz demə
Eşidənlər deyər, ay hayıf, hayıf         Qasım ölər, ellər gələr yasına

azerbaijan

ساری عاشیق ، (Sarı Aşıq)، که در اواخردورهٔ صفویّه زندگی می‌کرد، به «غریب عاشیق»، «ساری عاشیق» و «حق عاشیقی» معروف بود. بنظر می‌آید که وی در یکی از دهات شهرستان اهر به دنیا آمده، دوران جوانی خود را در قاراداغ به سر آورده و سپس به ایالت «زنگه زور» شمال کوچ کرده و در دهی به نام «قاراداغلی» ساکن شده است. عاشیقهای بعدی دربارهٔ زندگی او منظومهای با نام «یاخشی و ساری» آفریده‌اند. بایاتیهای ساری عاشیق معروف هستند.

عاشیق عباس توفارقانلی یا تفارقانلی، Aşıq Abbas Tufarqanlı، در آذرشهر، که با نام تاریخی تفارقان شناخته می‌شد، بدنیا آمد و همعصر با شاه عباس صفوی است. داستان عاشیقی "عباس و گلگز" (Abbas və Gülgəz), با موضوع ماجراهای عاشقانه عاشیق عباس توفارقانلی، بسیار معروف است. در آوازهای این داستان عباس معشوق خود را با اشعار لطیفی توصیف می‌کند. از معروف ترین آوازهای عباس "بینمز" با مطلع زیر است:
Ay ağalar , bir zamana gəlibdir         ای آقایان شما را گویم از زمانه‌ای که،
Ala qarğa şux tərlanı bəyənməz         کلاغ سیاه بلبل زیبا را نمی‌پسندد
Oğullar atanı, qızlar ananı         پسران پدر را، و دختران مادر را
Gəlinlər də qaynananı bəyənməz         و عروسان مادر شوهر را نمی‌پسندند.

ساز محلی

قرن شانزدهم:
پیر سلطان ابدال (۸۷۹ - ۹۴۹ خورشیدی) چکامه‌سرای بنام علوی بود. نمونه‌ای از سروده‌های او بدین قرار است:
Dostun en güzeli bahçesine bir hoyrat girmiş         رقیبی بدکردار به گلزار محبوبم آمد،
Korudur hey benli dilber korudur         دلبرم، بوته‌ها خشکیدند، خشکیدند.
Gülünü dererken dalını kırmış         به قصد چیدن گلی ساقه‌ها بر افکند
Kurudur hey benli dilber kurudur         دلبرم، بوته‌ها خشکیدند، خشکیدند...

عاشیق قربانی، متولد روستای دریلو، همدوره شاه اسماعیل و در مرحله آغازین نهضت ادبی شاه ختایی قرار دارد. آوازة ماجراهای عاشیق قربانی با افسانه‌ها در آمیخته و منشاء داستانی گردیده بنام «عاشیق قربانی وپری» که زبانزد عاشیقان است. عاشیق قربانی می‌توانسته است ظریفترین و طبیعیترین احساسهای انسانی را بامهارتی استادانه به ساز و سخن وصف کند. شعر مشهورش که ردیف «بنفشه» دارد، از این نظر حائز اهمیت است:
تانری سنی خوش جمالا یئتیرمیش         خداوند ترا زیبا آفرید
سنی گؤرن عاشیق، عاغلین ایتیرمیش         دلباختگان خرد از دست فروهشتند،
ملکلرمی درمیش، گؤیدن گتیرمیش         گویی ملائک تو را از آسمان چیده و آورده‌اند.
حاییف که دریبلر آز بنفشه نی.         حیف که عرضه کم بود و بنفشه‌ها را چیدند!

عاشق غریب (Aşıq Qərib) :از جزئیات زندگی این عاشیق اطلاعات زیادی در دست نیست. ظاهراً فرزند تاجری تبریزی بوده که بعد از مرگ پدر ثروت او را از دست داده و به تنگدستی افتاده است.

جشنواره عاشیقی

قرن چهاردهم:
       
قایگوسوز ابدال، (۱۳۴۱-۱۴۴۴)، سراینده آوازهای عامیانه بود. عنوان یکی از سروده‌های جالب او از وقتی عاشق شدم ریشم را تراشیده‌ام است.
   
قرن سیزدهم:
یونس امره، (۱۳۲۱-۱۲۴۰ میلادی)، شاعر و عارف ترک یکی از نخستین افرادی بوده است که، به جای زبان فارسی یا عربی، به زبان مادری خود شعر نوشته است. تأثیر یونس امره در تکوین ادبیات عاشقی تا عصر حاضر ادامه داشته است. به این دلیل او را می‌توان یکی از آشیقهای قدیم به حساب آورد

QALDI
Janım jida düşdü, gedir vǝtǝndǝn
Mǝkanım, mǝskǝnim virana qaldı
Sanki ayrılıbdı güldǝn, çǝmǝndǝn
Bülbülün ǝlajı fǝğana qaldı
Yeni gül ǝkmişdim mǝn baxtı qara
Bulunmaz dǝrdimǝ kim eylǝr çara
Xoryat ǝli dǝydi heyvaya, nara
Sinǝmdǝ dağlarım nişana qaldı
Alı aşiq olmuş bir ǝhli-dilǝ
Tǝbibim mövladı, dǝrdimi bilǝ
Bir tǝrǝhhüm eylǝ sǝrdǝ aqilǝ
Çünki sǝrdǝn getdi divana qaldı

عاشیق آذربایجان


مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : آشیقلار-آشیق-عاشیقها-موسیقی آذربایجان-اصالت-موسیقی سنتی-موسیقی محلی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 31 تیر 1394
زمان : 05:20 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سه شنبه 6 مرداد 1394 09:06 ق.ظ
رقص آذربایجانی در شیراز. موسیقی و رقص سنتی آذربایجانی گروه آلتای از تبریز در جشنواره موسیقی
http://www.aparat.com/v/qTMfg
http://www.aparat.com/v/8RV90
تبریز قارتال پاسخ داد:
عزیزم اینها که من زدم شبکه سهند !
مرسی
قربانی-اسپیران پنجشنبه 1 مرداد 1394 12:55 ب.ظ
سلام
به به کیف کردم به خصوص کوچکترین مرد عاشیق ...جرائت ونگاه البته علاقه خیلی حسابه
ازشما دوست عزیز هم برای تهیه این پست زیبا متشکرم
تبریز قارتال پاسخ داد:
سلام
تشکر بلی موسیقی عاشیق و هنرش واقعا زیباست باید ارزش بدهیم و حفظ کنیم...
یاشا
پریسا پنجشنبه 1 مرداد 1394 10:12 ق.ظ
سلام اسم یکی از مهم ترین هنرمندان این عرصه از قلم افتاده..عاشیق محبوب
تبریز قارتال پاسخ داد:
سلام خب خیلی ها جا افتادن مثل اهلیمان یا محبوب نمیشه که همش نوشت مختصری بود...
تشکر سعی میکنم اضافه کنم
آزیتا چهارشنبه 31 تیر 1394 11:45 ب.ظ
چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دو روز نبودم این همه پست؟ الله یورماسین
تبریز قارتال پاسخ داد:
وقتی حوصله ندارم پست زیاد میزنم اما وقتی شادم کم مطلب میزنم میرم دنبال خوشی!

ساغولون یاشا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها
:: روز جهانی زبان مادری و غربت زبان ترکی در ایران
:: سالار ملی ، مجاهدت های باقرخان
:: غرفه تبریز در دهمین نمایشگاه بین المللی گردشگری تهران
:: کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
:: ثبت اصالت سفال آذربایجان در لیست اصالت یونسکو
:: دوربین تبریز لینک 67 (برف بهمن ماه 1395 در تبریز)


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ