تبریز ویکی لینکلر

 
تبریز مادر شهر بخش 1
نظرات |

آنچه که دیگران از «تبریز» دارند
(نقش تبریزیها در عمران و آبادانی سایر شهرها)

خلاصه ای از کتاب تبریز مادر شهر (آنچه که دیگران از تبریز دارند) از آقای رسول داغسر و نیز تصاویر و نقشه هایی قدیمی را از کتابچه های مختلف مانند آقای خاماچی و نقاشیهای شاردن و دیگر تصاویر را انتخاب نمودیم.

بخش یک

تالیف: رسول داغسر- مترجم و مدرس

«تبریز، شهر اولینها». این عبارتی است که امروز برای تمام گوشها آشناست. سوای مصادیق عینی آن، عبارت مذکور مخصوصاً با نامگذاری بر اثر نغز تاریخ‎پژوه شادروان صمد سرداری‎نیا تثبیت گردید و حق آن از سوی تمامی وجدانهای آگاه و شریف در سراسر کشور ادا می‎شود.

تبریز

در جایی «نزدیکتر بودن این شهر به اروپا (با توجه به موقعیت آن در جغرافیای کنونی ایران)» را به عنوان علت تظاهر هر اولینی در تبریز خوانده بودم. اما آیا این ویژگی می‎تواند به عنوان علت اصلی یا حداقل مهمترین علت بوده باشد؟ در حالیکه شهرهایی مثل بازرگان، خوی یا اورمیه با این مورد سنخیت بیشتری داشته و دارند.
ژان یونیر در کتاب خود «دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری» می‎نویسد: «تبریز در آنزمان ... از حیث وسعت و کثرت جمعیت اولین شهر ایران محسوب می‎شد و سفرای دول اروپایی در تبریز به سر می‎بردند در صورتیکه تهران پایتخت کشور بود... تبریز نسبت به تهران یک شهر متجدد بشمار می‎آمد و مردم تبریز از ازمنه قدیم با اروپائیان محشور بودند... دکتر بارنز انگلیسی که در سال 1833 میلادی و پنج سال بعد از انعقاد عهدنامه ترکمانچای در ایران سیاحت کرد نوشته که جمعیت شهر تهران بیست و پنج هزار نفر است ولی تبریز بنا بر نوشته همان جهانگرد انگلیسی چهارصدهزار نفر جمعیت داشته است.»(1)

نقاشی شاردن از تبریز و شیراز
شیراز

این نویسنده فرانسوی در فصل آخر کتاب خود که بصورت مجزا به علل ارجح داشته شدن تبریز از سوی اروپائیان برای اقامت پرداخته، همچنین می‎نویسد:  «(از علل دیگر اقامت اروپائیان در تبریز این بود) که تبریز از حیث آب و هوا به اروپا شباهت داشت بدون اینکه رطوبت کشورهای ساحلی اروپا را داشته باشد... (در حالی که) تهران، حتی بین خود ایرانیان شهرت نداشت و قریه‎ای بود نزدیک خرابه شهر قدیمی (ری) که بعضی از جغرافیانویسان اسلامی اسمی از آن در کتاب خود برده بودند»(2)

لرد کرزن فرستاده ویژه دربار انگلیس به ایران در سالهای پایانی قرن نوزدهم که نظرات و گزارشاتش در شکل‎دهی آینده این کشور از سوی استعمار انگلیس تاثیر بسزائی داشته، در کتاب خود تحت عنوان «ایران و قضیه ایران» (لندن، 1892) آنجا که به آمار برآوردی شهرهای ایران پرداخته، جمعیت تخمینی تهران پایتخت را 350 هزار، تبریز 300 هزار، اصفهان 80 هزار، مشهد 70 هزار و ... نوشته است.(3)

بنابراین دلیل کسب عنوان «شهر اولینها» از سوی تبریز بیشتر از هر علت دیگری، بزرگی و رونق آن و همچنین مساعدتر بودن زمینه فرهنگی این شهر بوده است.
لیکن موضوعی که من در اینجا بدان خواهم پرداخت، همانگونه که از نام آن نیز پیداست «نقش اهل هنر و تخصص تبریزی در عمران و آبادی شهرهای دیگر» است.
اساس ایده، هنگام تحقیق در خصوص جنگ چالدران و تبعات آن شکل گرفت.

جاده ابریشم

تبریزیها در استانبول و سایر شهرهای عثمانی
پیروزی سلطان سلیم در چالدران در مقابل شاه اسماعیل در سال 1514 میلادی، اشغال پایتخت دولت صفوی و بردن 3000 نفر از هنرمندان، صنعتگران و تجار متبحّر این شهر به استانبول(4) موضوعی است که همه خوانده و شاید در برخی موارد کنجکاویمان را برانگیخته است. چرا که مهاجرت تنها هزار نفر استاد حِرَف، امروز نیز رقم بزرگ و قابل توجهی است. این مساله موقعی کنجکاوی بیشتر مرا برانگیخت که خسارات گسترده وارده به ابنیه استانبول در زلزله 1509 یعنی پنج سال پیش از جنگ چالدران را خواندم. این زلزله که در زمان خود به عنوان «قیامت صغری» نامیده شد، باعث نابودی کامل 11 هزار خانه و برخی از تاسیسات دولتی و عمومی گردید «و بر اساس گزارشهای تاریخی 13 هزار تن کشته شدند».(5) اینجا بود که فکر کردم صنعتگران برده شده از تبریز باید دارای ارزش و اهمیت خاصی برای سلطان سلیم و پایتختش استانبول داشته باشد و گمان می‎کنم از همین نقطه بود که وارد موضوع مجزّای «نقش تبریزیها در آبادانی برخی از شهرهای بزرگ دیگر» شدم و با توجه به تجلّی‎گاه ایده، از استانبول شروع کردم.

برای درک بهتر این موضوع لازم است که به وضعیت شهر استانبول در آن سالها نگاهی بیاندازیم:
می‎دانیم که استانبول یا کنستانتینوپولیس قبل از فتح از سوی ترکان مسلمان، پایتخت امپراتوری روم شرقی بوده است. این شهر قبل از فتح دارای حداقل چهارصدهزار نفر جمعیت بوده است.(6) لیکن با بروز اشارتهایی مبنی بر حمله قریب‎الوقوع ترکان، اکثر مردم شهر آن را ترک کرده بودند.(7) سلطان جوان عثمانی، محمد دوم شهر را در روز 29 ماه می 1453 بعد از حدود دو ماه محاصره فتح کرد و «یکی از دغدغه‎های خود را بر بازگرداندن جمعیت و سرزندگی به شهر قرار داد».(8)

یانیق تپه و عصرآهن تبریز گواه تمدن هزاران ساله
تمدن

اینالجیق می‎نویسد: «مطمئناً موثرترین اقدام برای جلب دوباره جمعیت به شهر، سورگون یعنی کوچانیدن اجباری مردم از نواحی مختلف مملکت به این شهر بود. محمد دوم، قبل از ترک استانبول، فرمانهایی مبنی بر اعزام خانوارهای مسلمان، مسیحی و یهودی از روم‎ائلی و آنادولو صادر کرد.» وی علاوه می‎کند: «سندی که یورگا منتشر کرده است دلالت بر 4000 خانوار از آنادولو و 4000 از روم ائلی دارد.»(9) ولی استانبول برای خیلی از آنها جاذبه یا شرایط زندگی متناسب با عادات معاش آنها را دارا نبود و از اینرو در اولین فرصت شهر را ترک می‎کردند.(10)  «بعدها عناصر مفید شهرهای نوگشوده یعنی نجبا، پیشه‎وران و سوداگران آنها به استانبول انتقال داده شدند».(11) و البته در این میان بیشترین تعداد صنعتگر و خبرگان حِرَف مهاجرت داده شده از شهرهای نوگشوده به پایتخت یا شهرهای دیگر عثمانی تحقیقاً متعلق به تبریز بوده است.(12) در واقع بسیاری از ثروتمندان، دانشمندان و اهل تخصص رومی شهر قبل از فتح شهر، آن را به مقصد شهرهای دیگر اروپا و در رأس آنها رُم ترک کرده بودند(13) و در اینجا با عنایت به اینکه خیل مهاجران اجباری نیز از رعایای عوام تشکیل می‎یافتند و زلزله سال 1509 نیز مزید بر علت گردید، اهمیت صنعتگران و اهل فن و هنر تبریزی که متعاقب اشغال تبریز و تنها 5 سال بعد از زلزله به تعداد قابل توجه به استانبول کوچانده شدند، روشنتر می‎شود.

چیره دستی معماران تبریز در شهرهای جهان اسلام
ترکیه

سازه های شنب غازان الگوی فلورانس ایتالیا
معماران تبریز

پروفسور سیدآقا عون‎الهی در اثر ارزشمند خود «اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی» (تاریخ شهر تبریز در قرون میانی) با جمع‎بندی داده‎های متعدد و برآوردهای سیّاحان اروپایی چنین نتیجه می‎گیرد که جمعیت تبریز در اوایل قرن شانزدهم بین 200 الی 300 هزار نفر بوده است و این رقم تا اواسط همان قرن به 300 الی 350 هزار نفر رسیده است.(14) در حالیکه در منابع موجود، جمعیت شهر استانبول حدود 150 هزار نفر در اوایل قرن شانزدهم عنوان شده است.(15)
به عبارت دیگر در مقطع زمانی یاد شده (اواسط قرن پانزدهم تا نیمه نخست قرن شانزدهم) ماهیت شهری تبریز بر اساس مولفه‎های آنروز حتی بدون در نظر گرفتن میزان جمعیت بیشتر آن، در جایگاه بهتری نسبت به استانبول بوده است.
اینالجیق می‎نویسد: «سلطان سلیم بعد از پیروزی در چالدران و هنگام بازگشت از تبریز، 1700 صنعتگر تبریزی را همراه با خانواده‎هایشان به استانبول انتقال داد. در میان این اساتید؛ بنا، معمار، خطاط، حکاک، کاشیکار، بندگیر و سنگتراشان ماهر وجود داشتند».(16) «علی تبریزی» نامی که در دولت صفوی «ناظر استادان» بود، بعد از انتقال به استانبول در سال 1519 از سوی سلطان سلیم نائل به عنوان «سرمعمار خاصه»(17)  گردیده و بناهای زیادی به سبک معماری تبریزی در آسیای صغیر انشاء نمود. وی که در عثمانی با عنوان «اسیر علی» یا «عجم علی» نامیده می‎شد، سبک معماری تبریز را در آن سامان رواج داد.

صفوی
مشهد

بسیاری از تاریخ‎پژوهان منصف به نقش معمار علی تبریزی به عنوان بنیانگذار پایه معماری ترکیه معترف بوده و حداقل نظر بر این است که وی در تکوین معماری عثمانی نقش بسیار مهمی بازی کرده است.(18) علی تبریزی در سال 1537 وفات نموده و در مسجد «معمار عجم» واقع در محله «شهر امینی»(19) استانبول که توسط خود وی انشاء گردیده بود دفن گردیده است. حتی معمار سینان مشهور که بعد از وی به عنوان سرمعماران خاصه منصوب گردید، سبک و اسلوب وی را توسعه داده و به نوعی راه او را ادامه است.(20)  در صفحات 663- 648 دفتر ثبت (list of the representation book) که از سوی سررشته‎دار «قلمی» (chief accountant Kalemi) در تاریخ 12 آوریل 1515 تالیف گردیده و امروز در بخش عثمانی بایگانی دفتر نخست‎وزیری ترکیه تحت شماره 36806 نگهداری می‎شود، اسامی تعدادی از این مهاجران تبریزی آورده شده است. در این سند از عجم علی با عنوان «ناظر استادان، پیرعلی خوجا» نامبرده شده است.(21)
مساجد غازی سیف‎الدین(22) در صوفیه بلغارستان، سلطان در مانسیا، خاتونیه در ترابزون، سلطان سلیم در قونیه، سلیمانیه در چورلو، آیاس پاشا در بخش سارای وابسته به تکیرداغ، بالی پاشا در محله فاتح استانبول، جزری قاسم در محله ایوب استانبول، پیری محمدپاشا در محله سوتلوجه و شهرستان سیلیوری استانبول، مجموعه خسروپاشا در سارایوو بوسنی و باب‎السلام در کاخ توپ‎قاپی از آثار استاد معمارباشی علی تبریزی است.(23)

تبریز دوران صفوی
صفویه

عون‎الهی در کتاب خود به نقل از اولیا چلبی به نقش مکتب نقاشی تبریز در شکل‎دهی مکاتب دیگر اشاره می‎کند و می‎نویسد: «در سال 1525،  3 نفر (شاه قلی، ملک احمد و حاجی بَی) از 29 نقاشی که در دربار عثمانی کار می‎کردند تبریزی بودند. در سال 1545 دو گروه نقاش تحت عنوان «روملو» و «عجم» در دربار عثمانی فعالیت می‎کردند. در مدت 17 سالی که تبریز در اشغال عثمانی بود اکثر نقاشان تبریزی به استانبول برده شدند. در همین زمان در کارگاه نقاشی دربار بیش از سی نقاش تبریزی مشغول بوده‎اند. نقش نقاشان تبریزی بالاخص شاه‎قلی و ولی‎جان در مکتب نقاشی عثمانی مورد تایید شرقشناسانی مثل آ. س. یئتگین و ع. سهیلی نیز قرار گرفته است. آنها نوشته‎اند: بعد از اینکه شاه‎قلی ریاست این کار را بر عهده گرفت مکتب نقاشی ما برای مدتی تحت تاثیر هنرهای زیبای تبریز قرار گرفت».(24)  «تصادفی نیست که مربی کمال‎الدین بهزاد نقاشی که نامش در تمام جهان اشتهار دارد سیداحمد تبریزی بوده است».(25)
«هنر نقاشان تبریزی تنها در تصویرگری برای دست‎نوشته‎ها محدود نگردیده و ایشان دیوارهای کاخهای واقع در تبریز، قزوین، اصفهان و سایر شهرها را نیز تزیین نموده‎اند.(26) موقع اشغال تبریز از سوی سپاهیان عثمانی نیز عناصر ادبی- فرهنگی نیز علاوه بر اساتید حِرَف به اطراف و اکناف دوردست پراکنده می‎شدند. شعرای زیادی از تبریز در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم به هندوستان سفر کرده و رحل اقامت افکنده به خلق آثار ادامه دادند. یکی از این شعرا رحمتی تبریزی است که پیشه اصلی‎اش بافندگی بوده، دیوانی مشتمل بر 8-7 هزار بیت دارد. وی قبل از ترک تبریز، اشعار زیادی به زبان ترکی سروده است.(27)

نقاشی شاردن فرانسوی از تبریز دوره صفوی

شاردن

ضمناً باید خاطرنشان ساخت که نقش نخبگان و خبرگان تبریزی محدود به قرن شانزدهم و یا تنها شهر استانبول نیست. «مقبره تورکان اکه و کار حکاکی مقبره تومان اکه در سمرقند، کار تزیینات دکور مسجد مرجانیه در بغداد و مسجد شاه مشهد از جمله آثاری است که توسط اساتید فن تبریزی در برهه‎های گوناگون کار شده است».(28)  به این آثار مجموعه امیرچخماق و بازار حاجی‎قنبر تبریزی در یزد را نیز باید افزود. «صنعتگران تبریزی آنقدر شهره شده بودند که اغلب اوقات توسط فرمانروایان و حکام سایر شهرها و ممالک در جاهای دیگر مورد استفاده قرار می‎گرفتند. مثلاً سلطان محمد اولجایتو (1316- 1304) بعد از تاسیس سلطانیه تعداد زیادی صنعتگر تبریزی را به آنجا انتقال داد. تیمور نیز موقع تسخیر تبریز بخشی از زبده‎ترین صنعتگران این شهر را به همراه خانواده‎هایشان به سمرقند کوچ داد.»(29) «نقش نقاشان تبریزی در خلق و توسعه مکتب هندوستان کم نبوده است. میرسیدعلی به مدت بیش از بیست سال در دربار مغول کار کرده است».(30)
اینالجیق، آنجا که به مهاجرتهای صورت گرفته به استانبول بعد از فتح اشاره دارد می‎نویسد: «در بین مهاجران مسلمان، صنعتگران (خیاط، آهنگر و غیره) و بسیاری از روحانیان از جمله پیروان طریقت صوفیه بودند».(31) این مهاجرتها ضمن اینکه مربوط به نیمه دوم قرن پانزدهم یعنی قبل از جنگ چالدران می‎باشند، حتی در جمعیت استانبول قابل ملاحظه بوده‎اند. «جمعیت استانبول در نیمه اول قرن شانزدهم اساساً به علل اقتصادی افزایش قابل ملاحظه‎ای یافت.
به گواهی وقفنامه‎ها، بسیاری از سوداگران و پیشه وران از ادرنه، بورسا، آنقره، قونیه، حلب، دمشق، قاهره و حتی (اگرچه اندک) از ایران مهاجرت کردند.»(32) هرچند به نظر می رسسد که بخشی از مهاجرتهای مربوط به ایران از مناطق غرب آذربایجان صورت گرفته باشد لیکن کوچ افراد نخبه، علما و اهل تخصص در علم و صنعت مخصوصاً متعاقب اعلام مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور از سوی شاه اسماعیل در تبریز امری مستند است.(33)

مجموعه میدان عظیم صاحب آباد تبریز بزرگترین میدان تاریخی حکومتی جهان

صاحب آباد

با این همه، به غیر از مقاله بلند و البته قابل تحسین و استفاده دکتر دانشیار «مصطفی بیازیت» تحت عنوان «ردپای گروههای کاردان تبریزی را در دوره‎های نخست عثمانی چگونه باید پی گرفت؟»(34) و نیز مقاله بلند «سیر استادان کاشیکار تبریزی در آنادولو در چهارچوب روابط سیاسی- فرهنگی»(35)، می‎توان ادعا کرد که به نقش اهل فن تبریزی در مخصوصاً معماری عثمانی آنگونه که باید پرداخته نشده و از این نقش تنها به صورت گذرا یاد شده است. ذکی سؤنمز(36)، ییلدیز دمیریز(37)، نورحان آتاسوی-  ژولیان رابی(38) و گول‎رو نجیب‎اوغلو(39) از افرادی هستند که به نقش تبریزیها در آثار خود اشاره کرده‎اند(40) ضمن اینکه اغلب این موارد تنها به قرن پانزدهم پرداخته‎اند.
مصطفی بیازیت نوشته خود را با پرداختن به موضوع ارسال پیشه‎وران عثمانی به سمرقند از سوی تیمور بعد از کسب پیروزی در نبرد آنکارا بر علیه عثمانی و سپس آمدن تعدادی از صنعتگران و هنرمندان تبریزی به بورسا در سالهای تجدید حیات عثمانی بعد از سیزده سال دوره انفعال و کشمکشهای داخلی به نقل از منابع متعدد آغاز می‎کند. بیازیت می‎نویسد: «دولت عثمانی بعد از نبرد آنکارا مدت یازده سال با جنگهای داخلی مشغول بود. بعد از این دوره، عثمانی از هر لحاظ دوباره زندگی خود را بازیافت و عملیات ساخت مجموعه یئشیل با هدف دفع آثار روانی وقایع مذکور، نشان دادن قدرت سلطان به دوست و دشمن و نیز نشان دادن اینکه دولت توانایی خودنمایی در عرصه آثار هنری را نیز داراست، آغاز گردید. اساتید هنر ممالک رقیب نیز برای استفاده در کار ساخت مجموعه، زیر نظر حاجی ایواز پاشا و با توجهات وی به مملکت عثمانی آورده شدند...

حسن پادشاه

جایگاه استادان تبریزی در میان استادان آمده از ممالک خارجی قابل توجه است. به نظر می‎رسد مجموعه یئشیل اولین سازه‎ای است که این گروه در ساخت آن نقش داشته است»(41) و نباید از نظر دور داشت که «این مهاجرتها که گفته می‎شود نخستین گروه استاد تبریزی در عثمانی بوده است»،(42) مربوط به سال 1414 یعنی یکصد سال قبل از واقعه چالدران بوده است. کار ساخت مجموعه یئشیل که متشکل از مسجد، مدرسه، حمام، عمارت حکومتی و آرامگاه است به دستور سلطان محمد چلبی در سال 1419 آغاز شد، مسئولیت ساخت با معمار حاجی ایواز پاشا بوده و استاد محمد مجنون و استاد حاجی احمد بن علی تبریزی(43) به عنوان رئیس گروههای کاردان نقش اصلی را در امور انشاء بر عهده داشته‎اند.
سرامیک‎کارهای تبریزی در امور تزیین مجموعه هنر خود را به نمایش گذاشتند و عبارت «عمل استادان تبریزی» منقش بر روی محراب، امروز نیز به وضوح روز نخست قابل مشاهده است.(44) تبریزیها همچنین تکنیک کاشیکاری معرّق را برای نخستین بار به قلمرو عثمانی وارد کرده‎اند... آنها علاوه بر این سبک در فن زیرلعابی نیز مهارت ویژه‎ای داشتند.»(45)
«از دیگر بناهایی که تبریزیها در ساخت آن نقش داشته‎اند می‎توان به مجموعه مرادیه بورسا (1426- 1425) و مسجد شاه‎ملک ادرنه (1429) اشاره کرد.»(46) بیازیت احتمال وجود ابنیه‎ای که در طول زمان تخریب شده‎اند را نیز خاطرنشان می‎سازد و نتیجه می‎گیرد که استادان تبریزی در بناهای بسیاری نقش داشته‎اند.(47)

ارک

در میان انبوه دست نوشته های موجود در کتابخانه‎های استانبول، بورسا، آنکارا، تهران، آستان‎قدس‎رضوی و ... می‎توان به اطلاعات ارزشمندتری دست یافت. مخصوصاً در خصوص چگونگی ارتباط این اساتید با صاحب‎منصبان عثمانی یا هنرمندان و اساتیدحرف در این امپراتوری، عاقبت ایشان و اینکه امروز رد بازماندگان این خبرگان را چگونه می‎توان در کشورهای جدا شده از عثمانی و مخصوصاً میراثدار آن، ترکیه پی گرفت؟
ما امروز می‎دانیم که در قاپالی‎چارشی استانبول، کمرآلتی ازمیر و نیز سایر شهرهای مهم ترکیه و عثمانی سابق نسلهای همان تجار، علما و صنعتگران تبریزی وجود دارند و حتی برخی از آنها به اصلیت تبریزی خود واقف و به آن اذعان دارند.
مصطفی کسگین چاغان عقیده دارد «گروه استادکار تبریزی همراه علی نقاش به بورسا آمده، در بین سالهای 1424- 1419 در مجموعه یئشیل و عمارت اورخان بیگ، بین سالهای 1426- 1425 در مجموعه مرادیه، در سال 1427 مولویخانه مرادیه، در سال 1429 در مسجد شاه‎ملک در ادرنه کار کرده و بعد از ادرنه به کوتاهیه رفته در سال 1429 در مقبره یعقوب بیگ دوم گرمیان‎اوغلو کار کرده و در سال 1433 به دعوت ابراهیم بیگ قارامان‎اوغلو به لارنده رفته و بعد از آفریدن آخرین آثار خود به سمرقند بازگشته‎اند.»(48)

نقاشی تبریز

دکتر مصطفی بیازیت، نظر کسگین مبنی بر بازگشت این گروه در سال 1433 را رد می‎کند و این نظر خود را بر نقش استادان تبریزی در معماری مسجد اوچ‎شرفه‎لی ادرنه استوار می‎سازد چرا که این مسجد بعد از تاریخ مذکور انشاء گردیده است.(1447- 1438)(49)
«یکی از مواردی که در خصوص استادان تبریزی از نظر دور می‎ماند، ارتباط میان انها با حاجی ایواز پاشا است. بر ما معلوم نیست که این اساتید در کجا و چگونه با ایواز پاشا آشنا شده‎اند. در تاریخ آشیق پاشازاده از ایواز پاشا به عنوان اولین شخصی که از اساتید ممالک خارجی برای آمدن به عثمانی دعوت به عمل آورده یاد شده و حمایت آنها را برعهده داشته است».(50) این موضوع با توجه به ناتمام ماندن آخرین ظرافت‎کاریهای مجموعه یئشیل بعد از به حاشیه رانده شدن ایواز پاشا در رقابتهای سیاسی داخلی در سال 1424 بروز می‎نماید. آخرین کتیبه نوشته شده در مجموعه با تاریخ عزل ایواز پاشا مصادف است و اساتیدی که در این مجموعه نام خود را نیز در کتیبه‎ها درج کرده بودند در بناهای دیگر این نام‎نویسی را ادامه ندادند.
و بالاخره اینکه عاقبت این گروه تبریزی چه شد؟ گول‎رو نجیب‎اوغلو معتقد است که «آنها متعاقب فتح استانبول به این شهر رفته و در کار ساخت مسجد فاتح ایفای نقش نموده اند.»(51) بیازیت این نظر را با این استدلال که این امر با تواناییها و قبلیتهای معمول یک گروه متخصص غیرممکن به نظر می‎رسد رد می‎کند: «در اینجا باید به اهمیت خاص قصر ادرنه که به تاریخ پیوسته است اشاره کنیم. ما می‎دانیم که ساخت قصر ادرنه در زمان مراد دوم در میان دو شاخه رودخانه تونجا شروع شد. بنابراین این باید عرصه دیگری برای فعالیت گروه صنعتگر مزبور بوده باشد. همچنین احتمال اینکه گروه متخصص مزبور فقط در کار تزئینات کاشی آثار معماری نبوده‎اند را نیز نباید از نظر دور داشت.»(52)
«متخصصین هنری و فکری، علما و خبرگان و نخبگان با بروز انحطاط و تزلزل در نظام سیاسی و با از دست دادن حامیان خود دست به تغییر مکان می‎دهند. به همین دلیل آنها، بعد از مرگ تیمور فقط به عثمانی نیامدند. به آثار سرامیک مشابه کارهای سمرقند علاوه بر آنادولو در مقبره خلیل‎التبریزی در دمشق (1423)، مسجد جامع (1430) و مسجد حاما کیلانی (قرن پانزدهم) دمشق، مقبره سیده نفیسه در قاهره (قرن پانزدهم) و مقبره سلطان قانسو در قاهره (قرن شانزدهم) برمی‎خوریم. در آثار مملوکی نیز از تکنیک کاشیکاری معرق و استادی به نام غائبی‎التبریزی سخن می‎رود که حاکی از پخش شدن استادان تبریزی در سایر ممالک دارد. به همین دلیل نمی‎توان ادعا کرد که به آنادولو نیز تنها یک گروه کاربلد آمده بوده است.»(53)

زلزله تبریز

پی‎نوشتها:
1-    دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری، ژان یونیر، صص: 682- 681

2-    همان، صص: 683- 682
3-    نگاه کنید به ایران و قضیه ایران، ص 200 به بعد. سیروس سعدوندیان با استناد به دفاتر حکومتی جمعیت تخمینی تهران را در همین سالها حدود 280 هزار نفر نوشته است. از این داده‎ها ضمناً نوسان شدید جمعیت در مدت کمی بیش از نیم قرن (1890- 1833 میلادی) به ضرر تبریز مشهود است که یکی از علل اصلی آن همان تبعات قراردادهای گلستان و ترکمنانچای می باشد. سعدوندیان، آمار سال 1301 شمسی (1922 میلادی) یعنی حدود 30 سال بعد را به صورت دقیقتر و 196255 نفر آورده است. (عدد ابنیه، شمار نفوس از دارالخلاف تا تهران 1311- 1231 خورشیدی، سیروس سعدوندیان، ص 260) دکتر محمدقلی مجد، علت این امر را به قحطی بزرگ آن سالها نسبت می‎دهد. این قحطی که از سوی انگلیسیها به آن دامن زده شد و احتمالاً بخشی از نقشه تغییر رژیم در ایران بود موجبات مرگ میلیونها ایرانی را فراهم آورد و این در حالی اتفاق افتاد که هندوستان مستعمره انگلیس و حتی بین‎النهرین تحت اشغال انگیس مملو از مواد غذایی بود ولی انگلیس با خروج روسیه از صحنه ایران بدنبال انقلاب اکتبر 1917 به سرعت شروع به جایگزینی مهره‎های ماسونی خود در نقاط حساس این کشور نموده و از انتقال مواد غذایی به آن ممانعت به عمل می‎آورد. نگاه کنید به: قحطی بزرگ، دکتر محمدقلی مجد
4-    پروفسور سیدآقا عون‎الهی به نقل از شهاب‎الدین تکین‎داغ (Yavuz'un İran seferi) تعداد این صنعتگران را 1700 نفر آورده است. اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی؛ پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 138
امّا خیلی از تاریخ‎پژوهان از جمله بلال دده‎یف، توفیق نجفلی و رمضان اوسلو این رقم را بصورت 3000 نفر آورده‎اند.
Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire, Bilal Dedeyev- Tofiq Necefli ve Ramazan Uslu, p. 329- 340
ضمناً در برخی از مأخذ به پخش شدن تعدادی از این مهاجران در اقصی نقاط امپراتوری عثمانی اشاره شده است. به عنوان مثال روبرت مانتران از برده شدن 700 خانواده از سفالینه‎کاران تبریزی به ازنیک خبر می‎دهد. نگاه کنید به «تاریخ معماری عثمانی، گادفری گوریون، ص 332
5-    تاریخ معماری عثمانی، گادفری گوریون، ص: 266
6-    جمعیت استانبول قبل از فتح و در برهه‎های مختلف از صدها هزار نفر تا حدود یک میلیون تخمین زده شده است. لیکن تاریخ‎پژوه مشهور ترک، پروفسور خلیل اینالجیق، ضمن اشاره به منابع مختلف و برآوردهای تخمینی آنها به نقل از jacoby in byzantion می‎نویسد: « در عهد روم شرقی جمعیت استانبول و گالاتا با هم هیچگاه از 400 هزار درنگذشته است». استانبول و فتح آن، خلیل اینالجیق و م. طیب گؤک بیلگین، صفحه 114
7-    پروفسور خلیل اینالجیق به نقل از فرانتز می نویسد: «قبل از شروع محاصره، بسیاری از اهالی شهر از آنجا گریخته بودند و دیگران در مدت غارت، خود را پنهان ساخته یا به گالاتا فرار کرده بودند. افراد اخیر و زندانیان فدیه‎پرداز نخستین جمعیت یونانی شهر را تشکیل دادند که آمار (تحریر) سال 1455 عده آنان را اندک نشان می‎دهد. استانبول و فتح آن: صفحه 8
8-    همان، ص 83
9-    همان: صص 8 و 9
10-    «مطابق آمار 1455، بسیاری از مهاجران مسلمانی که از قوجا‎ائلی، ساروخان، آیدین، بالی‎کسیر و غیره کوچانده شده بودند به طور دسته‎جمعی فرار کردند و به جای آنان مهاجرانی از تکیرداغ و چورلو نشانده شدند.... به گزارش آشیق پاشازاده، یکی از دلایل فرار یا بازگشت مهاجران اجباری نیز، علاوه بر مشکلات عمومی زندگی در شهر ویران شده، محققاً سعی سلطان در برقراری «مقاطعه» بر خانه‎های ایشان بوده است».  همان: صص 84 و 83
11-    همان، ص 83
12-    دومین شهری که در این مورد جلب نظر می‎کند قاهره است که سلطان سلیم تعداد 600 خانوار (به عقیده پاشازاده 800 خانوار) از این جرگه را با خود به استانبول برد ولی آنها در زمان جلوس سلطان سلیمان قانونی بر تخت با اجازه وی به مملکتشان بازگشتند. نگاه کنید به «تاریخ معماری عثمانی»، گادفری گوریون، ص 332
13-    اینها نیز به نوبه خود نقش مهمی در پیدایش رنسانس و پیشرفتهای علمی اروپا ایفا نمودند. نگارنده
14-    نگاه کنید به؛ اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، صص89 و 203
15-    «استانبول (آمار مربوط به سال 1477): تعداد خانوار مسلمان 8951، غیرمسلمانان: 1852 خانوار. گالاتا: مسلمان: 535 خانوار و غیرمسلمان: 986 خانوار. این جمع سربازان، طلاب مدرسه و بردگان را دربرندارد. بارکان این عده را یک پنجم تخمین می زند و خانوار را پنج نفر فرض می کند و جمعیت را (در سال 1477) حدود 100000 می داند.» استانبول و فتح آن، خلیل اینالجیق، صص 88 و 89. در جای دیگری ضمن پرداختن به زلزله سال 1509 استانبول، جمعیت شهر قبل از زلزله 160000 نفر عنوان شده است. منبع: اینترنت
16-    استانبول و فتح آن: صفحه 90
17-    «خاصه» در لیتراتور عثمانی، مترادف با واژه royal فرنگی و در مفهوم سلطنتی و شهنشاهی بکار می رفت. مثل Has oda و sermimaran-ı hassa و ...  - نگارنده
18-    نگاه کنید به: اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 251 و Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire، ص 333
19-    شهرامینی مقامی در عثمانی بود که تعمیر و نگهداری ابنیه دولتی و کاخهای استانبول و خرید برای انها را بر عهده داشته است. منبع: اینترنت
20-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 251 و Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire، ص 333
نام کامل او علاالدین علی عجم بوده و در مقاله Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire به آن به صورت نسبتاً مفصلی پرداخته شده است.
21-    “Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire” ص: 330.
حسین ارسلان سند مذکور را به ترکی جدید ترجمه و در کتاب خود به نام “XVI yüzyılda Osmanlı toplumunda yönetim, nüfus, iskan, göç ve sürgün” مورد استفاده قرار داده است.
22-    تاریخ معماری عثمانی، به نقل از اونسال (معماری ترکی- اسلامی، ص: 96) از این مسجد با عنوان شفاءالدین نامبرده شده است. تاریخ معماری عثمانی، ص: 240
23-    Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire ص: 334
24-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 260. شاید در اینجا یادآوری این نکته بجا باشد که تصاویر و مینیاتورهای نقاشی شده از سوی کمال‎الدین بهزاد استاد بزرگ و نامی نقاشی در مدت بیست سال حضور او در تبریز به دستور شاه اسماعیل و به عنوان رئیس کتابخانه دربار، در سال 973 ه. ق (1566- 1565) به همراه هدایای دیگری از سوی شاه طهماسب و به واسطه شاه قلی استاجلو به استانبول برده شده و به سلطان عثمانی تقدیم شده است. (همان، ص 255) بخش بزرگی از این اثر امروز در موزه متروپولیتن نیویورک می‎ باشد. نگارنده
25-    همان،  ص259
26-    همان، ص 258
27-    همان، صص 244- 243
28-    همان، ص 251
29-    همان، ص 61 به نقل از تاریخ اولجایتو، ص 47- 46، «میرخوند، از آن دسته از صنعتگران تبریزی که توسط تیمور به سمرقند انتقال داده شدند به عنوان «صنّا» و «محترفه»، شرف الدین یزدی «اصناف ... پیشه‎وران»، خوندمیر «محترفات»، میرخوند «اهل حرفه» نام برده است».( همان، ص 61 به نقل از ظفرنامه: ص 290، روضه الصفا، جلد 4: ص 566 و ...) «علیرغم زیادی تعداد صنعتگران، احتیاج مبرمی به نیروی ماهر احساس می‎شد».( همان، ص 62)
30-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص: 259
31-    استانبول و فتح آن، ص 84
32-    همان، ص 91
33-    نگاه کنید به «تحولات ایران در عصر صفوی، محمد کریم یوسف جمالی، ص: 512
34-    Erken Osmanlı Devrinde Tebrizli Usta Gruplarının İzi Nasıl Sürülmeli?”, Yrd. Doç. Dr. Mustafa Beyazıt, Pamukkale Üniversitesi- Denizli, Journal of History Studies, Volume 6, Issue 3, April 2014
35-    “Siyasi- Kültürel İlişkiler Çerçevesinde Tebrizli Çini Ustaların Anadolu Yolculuğu (1419- 1433), Mustafa Çağan Keskin, Belleten, 279, Türk Tarih Kurumu, Ankara, 2013
36-    Zeki Sönmez, “Başlangıcından 16. Yüzyıla kadar Anadolu Türk- İslam Mimarisinde Sanatçılar, Türk Tarih Kurumu, ankara, 1989, s. 423- 451
37-    Yıldız Demiriz, “Osmanlı Mimarisinde Süsleme I Erken Devir (1300- 1453), Kültür Bakanlığı, Ankara, 1979, s. 330 vd.
38-    Nurhan Atasoy- Julian Raby, “İznik Seramikleri”, Alexandria Press, Singapur ve Londra 1989, s. 83
39-    Gülru Necipoğlu, “From International Timurid To Ottoman, A Change of Taste In Sixteenth Century Ceramic Tiles” Muqarnas, Volume 7, Leiden- E.J.Brill 1990, s. 136- 170 (136- 137)
40-    «ردپای گروههای کاردان تبریزی را در دوره‎های نخست عثمانی چگونه باید پی گرفت؟»، دکتر مصطفی بیازیت، مجله مطالعات تاریخی (فوق‎الذکر)، ص 47
41-    همان، صفحه 48
42-    همان، صفحه 48، نگاه کنید به «تاریخ آشیق پاشا زاده»، به کوشش: آتسیز، انتشارات وزارت آموزش ملی، استانبول، 1992، ص 168
43-    «مجموعه یئشیل -1424- 1419- که با هدف سازه پرستیژ دولت عثمانی ساخته شد، بدلیل وجود کتیبه‎های بانی –سلطان محمد چلبی-، معمار –حاجی ایواز پاشا-، استادان کاشیکار –محمد مجنون-، خطاطی –الیاس علی/علی نقاش- و چوبکار –حاجی علی بن احمد تبریزی- صاحب جایگاه ویژه‎ای در هنر عثمانی است. این اساتید با ساخت مجموعه یئشیل، هم هنر و هم نام خود را ماندگار ساختند.» ردپای گروههای کاردان تبریزی را در دوره‎های نخست عثمانی چگونه باید پی گرفت؟، دکتر مصطفی بیازیت، صفحه 46
44-    همان، صص 48 و 49 ، کتیبه‎های مربوط به تزئین‎کاران کاشی در مجموعه موجود است. اولین اینها نیز کتیبه‎ای با الفبای عربی است که داخل قاب مستطیل شکل زرد رنگ واقع در سرستونهای گوشه‎های محراب قرار گرفته و روی آن عبارت «عمل استادان تبریز» منقش است. در طرف متقارن کتیبه نیز، بیت شعری است که احتمالا ناظر بر مذلت حمله تیمور است.
45-    همان، ص 49
46-    «ردپای گروههای کاردان تبریزی ...؟» (فوق‎الذکر)، ص 50
47-    همان، ص 52
48-    همان ص 52 به نقل از:s. 459- 460  Keskin, a. g. M
49-    همان، ص 53
50-    همان، ص 54
51-    همان، ص 55 به نقل از: Necipoğlu, a. g. m., s. 137
52-    همان، ص 54
53-    همان، ص 54

منابع:
1-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی (تاریخ شهر تبریز در قرون میانی)؛ پروفسور سیدآقا عون‎الهی، برگردان به ترکی آذربایجانی: پ. همت‎جو محمودآبادی، انتشارات یاران، تبریز، 1385
2-    استانبول و فتح آن، خلیل اینالجیق و م. طیب گؤک بیلگین، ترجمه علی کاتبی، بنیاد دائره‎المعارف اسلامی، تهران، 1373
3-    دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری، ژان یونیر، مترجم ذبیح‎ا... منصوری، ناشر: کتابفروشی ایرانیان، تهران، چاپ مروری، 1363
4-    قحطی بزرگ، دکتر محمدقلی مجد، ترجمه محمد کریمی، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1386
5-    ایران و قضیه ایران، لرد جرج ناتانیل کرزن، مترجم: ع. وحید مازندرانی، تهران، نشر علمی و فرهنگی، 1362
6-    تاریخ معماری عثمانی، گادفری گوریون، ترجمه اردشیر اشراقی، نشر آثار هنری متن، تهران، 1388
7-    500 سال فرسایش زمان در چالدران، رسول داغسر (نگارنده مقاله)، نشر نباتی، تبریز، 1392
8-    مراد بارداکچی، حریت، 17/10/2004 میلادی

لینک پست شنب غازان تبریز
لینک پست تبریز کل جهان
لینک پست یانیق تپه تبریز
لینک پست عصرآهن تبریز
لینک پست حسن پادشاه را دریابیم


مرتبط با : تبریز * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : تاریخ تبریز-گسترش شهرهای ایران-ژان شاردن-نقشه قدیمی-معماران تبریز-تاثیر آذربایجان-شهر اولینها-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 10 شهریور 1394
زمان : 10:25 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پریسا جمعه 13 شهریور 1394 01:14 ق.ظ
وای که اون عکس بچه چقدر داغون کنندس.
تبریز قارتال پاسخ داد:
بله واقعا غمناک هست
پریسا پنجشنبه 12 شهریور 1394 03:08 ب.ظ
کاملا قانع شدم انصافا،از این بعد نگاه نکرده بودم!!ولی خوب فعالیت بدون حمایت هم انگیزه رو از بین میبره.با اینکه کار با وبلاگ زحمتش بیشتر از شبکه های اجتماعی هستش...شما واقعا کارتون قابل تقدیره.
یاشا قارداش
تبریز قارتال پاسخ داد:
بله دقیقا منم مبنا برای خدمت به جامعه و شهرهای آذربایجان و تبریز گذاشتم چون اگر منتظر حمایت کسی بودم بقول شما اینهمه زحمت مفد نمیکشیدم که حتی مشکلاتی هم برای من داشته باید دید تا کی میتونم ادامه بدم و خسته میشم!

یاشا باجی
پریسا پنجشنبه 12 شهریور 1394 02:47 ب.ظ
بله از همش قوی تره!!
میگم دقت مینموید! ک دیگه وبلاگا به تاریخ پیوستند!!همه تو شبکه های اجتماعی فعالیت میکنن.دیگه کسی حوصله کار با کامپیوترم نداره.فقط گوشی..خدا میدونه این ره به کجا می رود!!
تبریز قارتال پاسخ داد:
بله وبلاگها ضعیف شدند اما محیط حرفه ای برای فعالیت هست چون جستجوگرها معمولا وب ها را دنبال میکنند در ضمن شما همین مطلبی که من الان زدم در کدام شبکه اجتماعی میتونید گردآوری و توصیف کنید؟! نمیشه پس پیج هایی که برای فرض مثال وب من هست برای تبلیغات هست
پریسا پنجشنبه 12 شهریور 1394 01:05 ب.ظ
سلام بر شما...والا یه هفتس تبریز بودم.از بین اونهمه غذایی که گذاشتید فقط یرالما یومورتاش نصیب ما شد...
تبریز قارتال پاسخ داد:
سلام
خب میامدین خانه ما و مادر بنده برایتان همش میپزید...
عیب نداره یئرالما یومورتا از همش قوی تر هست!! خخخ متاسفانه غذاهای بومی آذربایجان کمتر جایی درست میشه فقط برخی رستورانهای سنتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها
:: روز جهانی زبان مادری و غربت زبان ترکی در ایران
:: درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
:: سالار ملی ، مجاهدت های باقرخان
:: غرفه تبریز در دهمین نمایشگاه بین المللی گردشگری تهران
:: کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
:: ثبت اصالت سفال آذربایجان در لیست اصالت یونسکو
:: دوربین تبریز لینک 67 (برف بهمن ماه 1395 در تبریز)
:: مدارس قدیمی در تبریز قطب علم پرور ایران
:: آشپزی و غذای خوشمزه آذربایجان
:: ثبت جهانی تابلو فرش سردرود تبریز
:: برج تاریخی آتش نشانی تبریز
:: طبیعت زیبای هوراند آذربایجان شرقی
:: گردش در دروازه آذربایجان شرقی ، شهرستان میانه
:: بیشترین مالیات کشور اذعان آذربایجانی ها
:: فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
:: روستای چراغیل و فرهنگ روستای قاضی جهان در آذرشهر
:: پروفسور محسن هشترودی و پروفسور لطفی زاده و پرفسور علی جوان
:: در آستانه سال نو میلادی و ارامنه تبریز
:: دوربین تبریز لینک 66 ( برف و زمستان در کندوان )
:: چله گئجسی در آذربایجان
:: خیابان سنگفرش تربیت در تبریز


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ