تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب اسفند 1393
 

تبریز ویکی لینکلر

 
عید باستانی نوروز
نظرات |

عید پیشاپیش مبارک ...

در ابتدا باید این عید بزرگ باستانی به همه شما دوستان ، همه ایرانیان و همه کسانی که این تغییر بزرگ طبیعت را حس میکنند تبریک بگوییم.
امیدواریم ما انسانها نیز بهمراه طبیعت تغییرات خوبی داشته و بقول معروف Refresh شویم و دلها را مانند آب صاف، مانند گل زیبا و با طراوت و مانند نان زندگی پر برکتی داشته باشیم. همچنین رفتگان خود را فراموش نکرده و بیاد آنها با این تحول عظیم خلقت باشیم که چگونه دوباره طبیعت بخواب رفته دوباره بیدار و به تکاپو میفتد. و به این بیاندیشیم که در مدت یکسالی که بر ما گذشت چه انجام دادیم و یا انجام ندادیم و اعمال و رفتار خود را در یک ترازو بسنجیم.

 Azərbayjan , Iran Novruz bayramı
بایرام

آذربایجانیها هم مثل بقیه مردم در بیشتر نقاط ایران و آسیا مراسم بسیاری را برای این جشن بزرگ طبیعت برگزار میکنند که بسیار جالب توجه و زیبا میباشد و مردمان آذربایجان برای همه بخصوص هموطنان ایرانی و حتی دنیا آرزوی سال جدید خوب و خوش و موفقیت دارد و به همه آنها یاشاسین اولسون...
البته باید تاکید کنم حیف که آداب و رسوم سنتی در سراسر ایران و اقوام مختلف ازبین رفته و چهارشنبه سوری نمونه بارز آن هست که بجای فرهنگهای غنی خودمان، ترقه بازیهای وحشتناک و پر تلفات جایگزین شد!
بهرحال امیدواریم مردم از اصالت های زیبایشان فاصله نگیرند و به رسوم زیبای سنتی بیشتر اهمیت دهند مثل جمهوری آذربایجان که این فیلم کوتاه را خودم در آپارات آپلود کردم را ببنید...


Novruz Adetleri
[http://www.aparat.com/v/7xVza]

عید سال نو در ترکان-عید ارگنه قون ۴۶۴۹ و عید اوغوز (نوروز)
ارسالی دوستمان تبریزلی
[http://www.aparat.com/v/2r9k5]


عید باستانی ایغوزی نوروز:

پرویز شاهمرسی - منبع مفاخر آذربایجان

مقدمه:

عید نوروز یا عید فرارسیدن فصل بهار یکی از اعیاد باستانی است که مردم آذربایجان نیز آن را به صورتهای مختلف جشن می گیرند. با توجه اینکه عید نوروز تجلی زیبای همانندی و هماهنگی احساسات انسانی با زنده شدن طبیعت است، این عید می تواند به خوبی آینة تمام نمای باورهای طبیعت گرایانه و آرزوهای انسانهای این مرز وبوم باشد. ارتباط انسانها با طبیعت، ارواح مردگان و نیروهای طبیعی همه و همه در مراسم مختلف نوروز تجلی یافته و بر جذابیت این جشن بزرگ می افزایند. مقالة حاضر می کوشد تا با بررسی ابعاد فرهنگی و بویژه واژه شناسی نوروز و نه بیان تکراری آداب مخصوص نوروز، نظرگاه جدیدی را پیش روی خوانندگان قرار دهد.

سال

جشن طبیعت

واژة «بایرام» برابر نهاد واژة «عید» در زبان مردم آذربایجان است. این واژه از مصدر ترکی «بایراماق» یعنی جشن گرفتن گرفته شده است. این واژه به صورت بهرام و پدرام وارد زبان فارسی و به صورت «بیرام» وارد لهجة سوری زبان عربی و به صورت Bairam وارد زبان انگلیسی شده است. واژه های دیگر مرتبط با این واژه عبارتند از : بایراما (جشن، شادی)، بایراشما (جشن دسته جمعی)، بایراشماق(باهم جشن گرفتن)، بایرامچی (کسی که برای عید دیدنی بیاید)، بایرامچیلیق (هدیة نوروزی دختر نامزد)، بایرام سیری (روزهای مهم)، بایرامجالیق (هدایایی که در عید به کودکان بدهد)، بایرام قاری (برف نوروزی).
در آذربایجان برف نوروزی خوش یمن است و آن را رمز فراوانی و برکت می دانند)، بایرام گون (جمعه)، بایراملاشما (عیددیدنی)، بایراملاشماق (دید و بازدید  کردن در ایام عید. عید دیدنی کردن. به هم تبریک گفتن)، بایراملیق (عیدی. هدیة عید. مخصوص عید. عیدانه. مالیاتی که در گذشته به مناسبت عید نوروز و عید قربان به نفع خان اخذ می‌شد. آرایش. زینت)، بایرام یئمیشی (چرز. آجیل)، بایرام اولدوزو (ستارة کریسمس. از نظر ظاهری شبیه حسن یوسف است)، بایرام آیی (ماه اسفند)، بایرام آغاجی (درخت عید. کسی که دیر به دیر به دیدار دوستان برود)، بایرام باسدی (ناراحتی معده بر اثر پرخوری عید)، بایرام بیگی (کسی که بر اثر پرخوری در روز عید، دچار ناراحتی شده و با هر بار آروغ زدن، بوی بدی از دهانش بیرون آید) و ...

اوغوز بایرامی

نوروز


برای معادل واژة «عید نوروز» در زبان مردم آذربایجان، واژه هایی چون «دوموز بایرامی» و «اوغوز بایرامی» در قدیم الایام و «ایل بایرامی» یا «یاز بایرامی» وجود دارند. مسلماً تعیین زمانی برای پیدایش یک آئین کار بسیار دشواری است. اینکه از چه زمانی مردم آذربایجان روز اول بهار را جشن می گیرند، نیازمند نگاه کلی تری به تاریخ اقوام ساکن در اینجاست. ترکیب نژادی و قومی مردم آذربایجان با توجه به آداب و رسوم و تاریخ تشکل ارتباط ناگسستنی با خاندانهای حکومتگر آغ قویونلو و قارا قویونلو دارد. بسیاری از صاحبنظران مانند فاروق سومر و ابراهیم قفس اوغلو و احمد ذکی ولیدی طوغان براین نکته تأکید کرده و مدارکی انکارناپذیر در این باره ارائه می کنند.

اگر این ارتباط تاریخی به عنوان مقدمة لازم جهت ادامة بحث پذیرفته شود، در قدم دیگر باید به این نکتة تاریخی نیز اشاره کرد که سلجوقیان در تاریخ ایران، نقش انتقال آداب و رسوم از آسیای مرکزی به داخل ایران و از آنجا به سوی غرب یعنی آسیای صغیر و اروپا را برعهده داشتند. بسیاری از مفاهیم دینی، آیینی، اقتصادی و سیاسی توسط آنان این راه طولانی را پشت سر گذاشته است. نکتة روشن آن است که سلجوقیان به عنوان یکی از خاندانهای منسوب به گروه نژادی اوغوز، آداب و آیینهای قدیمی را در زیر پوسته ای از اسلام تداوم می دادند. بدین ترتیب آن آدابی که با نصّ صریح تعالیم اسلام همراهی داشت مانند اعتقاد به خداوند یگانه با نامهای جدید اسلامی ادامه یافت، آدابی که با اسلام مخالفت نداشتند مانند جشن اول بهار ادامه یافتند و در عوض برخی رسوم مانند مدفون کردن اسب شخص به همراه او کاملاً از میان رفتند.

novruz

این هم رقص آذری نلبکی در کاخ سفید آمریکا بمناسبت عید نوروز

آذری

پس از ذکر این مقدمة تاریخی باید به این نکته نیز اشاره کرد که فهم آداب مربوط به نوروز در آذربایجان بدون توجه به مفاهیم پیرامون زمستان ناکافی خواهد بود. آنچه که موجب عظمت و زیبایی عید نوروز در آذربایجان می شود، شکوه مفهوم زمستان و طرز مواجهه با آن است. به تعبیر دیگر آمادگی برای عید نوروز بیشتر از خود این جشن اهمیت و تنوع دارد. این نکته را نیز باید درنظر گرفت که عید نوروز بیشتر یک آیین دینی و اساطیری بوده و به مرور زمان به یک رسم فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است.


تکم چی آذربایجان
[http://www.aparat.com/v/LPKFw]

آواز فصل بهار عاشیق های آذربایجان
[http://www.aparat.com/v/XcUrK]


طبق بیان کتاب «بندهش» از کتب مقدس زرتشتیان، سال به دو فصل تابستان (7 ماهه) و زمستان (55 ماهه) تقسیم می شود. صرفنظر از اینکه در این تقویم فصلی به نام بهار وجود ندارد، این نکته حائز اهمیت است که زمستان از آنچه که امروزه طول آن سه ماه دانسته می شود، بیشتر و مؤثرتر بوده است. از آنجاکه آذربایجان در منطقة معتدل شمالی واقع شده و به مراتب فصل زمستان در آن طولانی تر است، باورهای مردم نیز این نکته تأیید می کنند.

در زبان مردم آذربایجان به زمستان «قیش» گفته می شود. فصل زمستان در آذربایجان در معنای اخصّ دو ماه است که به این دو ماه «چیلله» گفته می شود. چیلله در آذربایجان از صبح بعد از «چیلله گئجه سی» یا «شب یلدا» آغاز می شود. چیلله در زبان ترکی از فعل «چیلمک» یا «چیلماق» به معنای کشیده شدن، دیوانه شدن می باشد. این موسم به دو قسمت «کیچیک چیلله» (چلّة کوچک. از اول دی تا دهم بهمن) و «بؤیوک چیلله» (چلّة بزرگ. از یازدهم بهمن با سی بهمن) تقسیم می شود. در باور مردم آذربایجان آب و هوا و دمای هوا و نوع سرما در هر دو چیلله متفاوت بوده و تعابیر بسیار زیبایی در فرهنگ این مردم وجود دارد.


باغات عجبشیر
عجبشیر

سال جدید

معمولاً پایان چیلله در مناطق مختلف با مراسم و آیینهای مختلف همراه است. یکی از این مراسم «چیلله قاچدی» (چلّه گریخت) است که در آن شب آخر بهمن ماه آتشی روشن کرده و از روی آن می پرند و می خوانند: «چیلله قاچدی ها چیلله قاچدی. گؤتو یوخ ایدی قویدو قاچدی». (چلّه گریخت آی گریخت. دل نداشت و آی گریخت) در جاهای دیگر ایران نیز همچون میان قشقاییان این مراسم به نام «چیلله بِدَر» انجام می شود. پس از پایان دو چلة بزرگ و کوچک، ماه اسفند یا آخرین ماه زمستان انجام می شود که در آذربایجان به آن نامهای «بایرام آیی»، «آلاچیلله»، «بوز آی» (Boz ay) و «بوغای» (Boğay)، «آلاچاپو» می گویند. در گویشهای دیگر زبان ترکی نیز این ماه با نامهایی چون «بیردین»، «سیغین»، «قیش قیران»و «قیشقی قوران» نامیده می شود.

مهمترین روز در این ماه روزهای چهارشنبه هستند. چهارشنبه در لهجه های مختلف زبان ترکی با نامهای «ائشمه بازار»، «اگیرمه» (Әyirmə)، «ایشیقلی»، «باراس»، «تاباق بازاری»، «گؤبکلی» (Göbəkli) و «چرشنبه» نامیده می شود. هر کدام از 4 چهارشنبة ماه اسفند بدلیل تقدس چهار عنصر آب، آتش، خاک، باد و به نامهای مختلف «سو چرشنبه سی» (چهارشنبة آب. بمناسبت ذوب شدن یخها و جاری شدن آب)، «اود چرشنبه سی»(Od çərşənbəsi) (چهارشنبة آتش. بمناسبت دمیده شدن گرما بر خاک و رویش)، «یئل چرشنبه سی» (چهارشنبة باد. بمناسبت وزش باد ملایم بهاری) و «توپراق چرشنبه سی» (چهارشنبة خاک.تقدس به برکت دادن زمین) نامیده می شود. چهارشنبة آخر سال را «قارا چرشنبه» (چهارشنبة سیاه») نیز می نامند چرا که در این روز به سر مزار مردگان می روند. «قارا» در این تعبیر به جهان زیرین اشاره دارد.


آهنگ آذربایجانی نه گوزلدی گوزل باهار

[http://www.aparat.com/v/ElUMe]

آهنگ شاد نوروز بایرام عجم ترکی و فارسی
[http://www.aparat.com/v/hobE9]


در زمان سابق هر کدام از این چهارشنبه ها به یاد همان عنصر مقدس که نام همراه چهارشنبه است، مقدس شمرده می شد. در هریک از این چهارشنبه ها آتش بزرگی می افروختند، تمامی مردم بر گرد آن جمع می شدند و به نیایش خدا می پردازند. چهارشنبه آخر سال بسیار مهمتر است چرا به باور و اعتقاد نیاکان ما، آب، آتش و باد به مهمانی خاک رفته و در معبد او جمع می شوند و روزهای سخت، زمستانی را که توام با قحطی و فلاکت و سختی بوده،بر او عرضه می‌دارند و الهة خاک را به بیداری دعوت می‌کنند. این چهار الهه دست در دست همدیگر این شعر را می خوانند که :

سو گلدی ها، اود گلدی ها، یئل گلدی
(آب آمد، آتش آمد، باد آمد)
تزه عؤمور - تزهتاخیل ایل گلدی
(عمر تازه، روییدنی و سال تازه آمد)


آنها به این ترتیب دنیای روشنایی ها را به مردم به ارمغان می آورند و مردم نیز با دیدن این وضعیت بهجشن و پایکوبی در طبیعت می پردازند. در صبح روز چهارشنبة آخر سال مردم از روی آب می پرند و برای روزهای خوب آرزو می کنند. در مراسم پریدن از روی آتش نیز که بیشتر پس از غروب آفتاب انجام می شود، هنگام پریدن از آتش می گویند:

آتیل ماتیل چرشنبه     بختیم آچیل چرشنبه
(بپر بپر چهارشنبه. بختم باز شو چهارشنبه)

چهارشنبه سوری

عید باستانی

از دیگر آیینهایی که پیش از فرارسیدن نوروز در آذربایجان برگزار می شود می توان به مارال اویونو، قودو قودو، کندیرباز، کوسا کوسا  یا تَکه تَکه اشاره کرد. همة این آیینها به صورت نمایشی بوده و پیش از پایان زمستان انجام می شود. نمایش کوسا کوسا یا تَکه تَکه در واقع این رقص نمایشی و این دوره گردانی که همانند رقص عمونوروز است، به نوعی بیانگر آمادگی برای فرارسیدن نوروز می باشد. در واقع مجری این نمایش که آن را در آذربایجان با نامهای «سایاچی»، «تکمچی» و یا «تکه چی» می شناسند، عروسکی به شکل بُز درست کرده و آن را در روستاها گردانده و نغمه های نوروزی سر می دهد. شخصیت بُز در این نمایش بازماندة شخصیت قدیمی «اؤکوز» (گاو نر) است که نماد تولید و برکت در کشاورزی است. در واقع عید نوروز به نوعی بزرگداشت این حیوان بوده است که به مرور زمان جای خود را به بُز داده و احتمالاً این تغییر پیش از اسلام و در زمان ساسانیان رخ داده است. از سوی دیگر نمایش «کوسا کوسا» پرده ای دیگر از ستیز خیر و شر است.

برخی آیینهای مردم آذربایجان به نوعی بیانگر بخت آزمایی پیش از پایان سال می باشد که از میان آنها می توان به «قولاق فالی» یعنی فال گوش ایستادن و «شال ساللاما» یعنی آویختن شال اشاره کرد. در اولی دختران بویژه دختران دم بخت پشت در گوش می دهند و از سخنان رهگذران سرنوشت خودرا در سال جدید حدس می زنند. در دومی نیز که در شب چهارشنبة آخر سال برگزار می شود، جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهایی به رنگ قرمز را از سوراخهای پشت بامها به داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و ... به آن می بندد.

شعر عید

بایاتی

رسم سمنو پختن نیز یکی یگر از آیینهای دیرین مردم آذربایجان است. این رسم که در آن معنای زنده شدن با توجه به ویژگی گندم نهفته، همراه با نغمه های خاص انجام شده و در آن آرزوهای نیک تداعی می یابند. همچنین یکی از رسومات باستانی مردم آذربایجان که به صورت سفرة هفت سین وارد فرهنگ مناطق دیگر شده، رسم «باجا قاباغی دوزمک» (آراستن پیش روزن) می باشد. در زبان ترکی به پنجره یا روزن دیوار «باجا» نیز گفته می‌شود. ترکان قدیم بر این اعتقاد بودند كه در عید نوروز، روح اجدادشان به خانة خود سركشی می‌كنند و از طریق باجا وارد خانه می‌شوند. از این رو برای خشنودی روج اجداشان، این سفره را در مقابل همان باجا پهن می‌كردند.

با توجه به تقدّس عدد هفت در میان مردم آذربایجان، هفت عنصر از عناصر مقدس در این سفره چیده می شود. آنان انواع خوراكیها را كه هر یك نماد وسنبلی از موضوعات مرتبط با زندگی است در آنجا قرار می دادند تا روح اجدادشان بادیدن آنها راضی و خشنود گردد. اجزاء این سفره عبارتند از:  سو (آب. رمز بقا). سمنی (سمنو. نماد سبزی شدن و تجدید حیات). ساریمساق (سیر. رمز سلامت). سوجوق (شیرینی. نماد شیرینی). سونبول (سنبل. نماد برکت زندگی). سوماق (سماق. نماد طعم زندگی). سیرکه (سرکه. نماد رفع مزاج بد در انسان).


سال جدید 1394 سال قویون ( گوسفند ) است ....
تبریز ویکی لینکلر برایتان سال موفقیت و پر برکتی آرزو میکند

قویون

سرانجام چون روز اول بهار فرارسید، نوبت به پوشیدن لباس نو، دید و بازدید، ترنّم موسیقی، رقصهای آیینی، کشتی گرفتن و زورآزمایی جوانان، تخم مرغ شکستن و آغاز دوره ای تازه از زندگی همراه با دوره ای جدید از حیات طبیعت فرا می رسد. همة این آداب و رسوم که در طول زمان برخی از آنها مانند صحنه های جالب نمایش «مارال» از میان رفته و برخی دیگر مانند نمایش «کوسا کوسا» به شکلی تغییر یافته اند، حکایت از دورانی دارد که زندگی انسان بیشتر از آنکه امروزه دیده می شود با طبیعت، اساطیر و نیروهای معنوی پیوند داشته است. سرانجام نظر غالب بر این است که نوروز در باور مردم آذربایجان یک مفهوم دینی نداشته بلکه یک آیین برای بزرگداشت بهار و در ارتباط با تولید، کشاورزی، باروری و برکت بوده است.



مرتبط با : ایران آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : تاریخچه عید نوروز-ایل بایرامی-nowruz-جشن طبیعت-هفت سین-چهارشنبه آخر سال-سال جدید-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393
زمان : 08:20 ب.ظ
مسیر زنجان تا میانه و هشترود
نظرات |

مسیری برای سفر از زنجان تا هشترود

نقشه راه

فرقی نمیکنه شاید مسیرتان از تبریز به سمت زنجان باشه یا از تهران به زنجان و سپس بسمت تبریز باشه، یک مسیر گردشگری زیبا براتون معرفی میکنم که شاید کمتر شناخته شده هست البته این مسیر خارج از مسیر اتوبان تبریز - زنجان و از مسیر قدیم محسوب میشه اگر طالب سفر به مناطق جدید هستید میتونه تازگی داشته باشد...

زنجان

زنجان که معرف حضورتان هست با کلی دیدنی شگفت انگیز و دروازه آذربایجان ...
میشه به طارم هندوستان آن یا غار کتله خور بسیار جالب یا مردان نمکی، چپلی اوغلی، سلطانیه و خدابنده و ابهر تاریخی و... اشاره کرد.
گاوازنگ تاریخی را هم در زنجان از دست ندید...

گاوازنگ

ولی هدف ما شهر خاصی نیست یک مسیر هست، یکی از جاهای بسیار شگفت انگیز ایران و جهان همین قلعه بهستان و دودکش جن در منطقه ماهنشان هست که بین راه در این مسیر میتونید ببینید...
قدمت این منطقه حدود چهار هزار سال است و عجایبی خواهید دید که یکیش اینطوری هست...
به قلعه بهستان در ترکی قیزلار قلعه سی میگویند و متفاوت با دودکش جن است.

دودکش جن

سفرتان به سمت جاده زنجان - میانه آذربایجان شرقی پی بگیرید که به عجایب دیگری از طبیعت خدواند میرسید...
آلا داغلار یا کوههای رنگی که بمانند اینست که مریخ است..!
چنین مناظر کوههای در جاده اهر و خواجه آذربایجان شرقی نیز وجود دارد و شما را شگفت زده خواهد کرد ...


کوههای رنگی

در نزدیکی این کوهها چندین روستا قرار دارد که در بین کوههای رنگی قرار گرفته اند، خاک به کار رفته در کاهگلی که برای ساختن خانه استفاده می‌شود قرمز رنگ است.
این مناظر آنقدر  عجیب اند که گاهی با دیدن آن گویی سیاره دیگری را مینگریم. وجود رنگهایی همچون قرمز، زرد، سفید و نارنجی چشم‌های انسان را خیره می‌کند.
بسیاری از گردشگران ایرانی خارجی از وجود این چنین طبیعت زیبا و عجیب و دیدنی آگاهی ندارند.

آلاداغلار

این کوه‌ها به دلیل رنگی بودنشان به ویژه رنگ مسی و زرد در شرایط نور مناسب و هوای گرم سوژه مناسبی برای عکاسی طبیعت به شمار می‌رود.
در دنیا شاید چندین کوه به این صورت وجود دارد، امیدواریم از این منظقه نادر و دیدنی حفاظت شود، به امید روزی که تمام انسانها از آسیب‌های جدی به طبیعت خوداری کنند و در حفظ و نگهداری آثار طبیعی و باستانی در تمام نقاط جهان و ایران کوشا باشند.


AlaDaghlar in East Azerbaijan - Zanjan

شگفت انگیز

مسیر عجیب غریب به سمت میانه و پل دختر " قیز کورپوسی " تاریخی میانه روی رودخانه قزل اوزن میرسیم. تاریخ این پل هنوز برای بستان شناسان دقیقا مشخص نیست!  با این تکنولوژی خیلی جالبه که هنوز نمیدانند ولی عده ای آنرا به دوره ساسانی و عده ای دیگر به قرن هشتم هجری میدانند که بعدا توسط شاه بیگیم مرمت شده...
اما نظریه دیگر میگوید: عده ای عقید ه بر این دارند که چون سازنده آن دختری از شاهزادگان بوده به آن علت اسم دختر بر آن نهاده شده است که هر کدام بحث و داستان شیرین بخود دارد .
نظر اکثر باستان شناسان این است که ایزدبانوی ناهید، خدای آب و باران و فراوانی یکی از فرشتگان آئین زرتشت بوده و بخاطر آنکه این پل‌ها که اهمیت ویژه‌ای در زندگی و اقتصاد مردم داشته و از سیل آبها و خطرات جوی و طبیعی در امان باشد اسم دختر را برای آن می‌نهادند که این فرشته از آنها نگهداری و پاسداری نماید.
این بنا  در سال 1310 خورشیدی با شماره 87 در مجموعه آثار ملی و تاریخی قرار گرفته است.
جالبه نه؟!


پل دختر میانه

نزدیک پل دختر، قلعه دختر " قیز قالاسی " اسن که قلعه دختر به یکی از سرداران معروف بابک خرم دین به نام ساسان متعلق بود و روزگاری به نام قلعه ساسان معروف بوده است.

بعضی از مورخین ساختمان بنا را به اردشیر درازدست(پسرخشایارشاه هخامنشی) نسبت می‌دهند، درحالی که درتابلویی که اخیرآ ازطرف سازمان میراث فرهنگی درابتدای ورودی نصب شده ، تاریخ بنای قلعه ، قرن هفتم هجری ، نوشته شده است که بعلت سرقت یا از بین رفتن کتبیه آن که درسردر ورودی اصلی قلعه نصب بوده وهنوزهم جای آن پیداست، تاریخ دقیق آن مشخص نیست ودراین رابطه افسانه‌های پیرامون قلعه وپل دختر ، که احتمالآ این نوع نگرش ریشه درفرهنگ مردم این خطه ازمیهنمان دارد، حقیقت و واقعیت تاریخی آن را پوشش داده است.
در سیاحتنامه شاردن چنین نقل شده است: «قلعه دختر که اردشیر آن را بنا نموده در قله کوهستان قلعه مخروبه ای است که ایرانیان آنرا قلعه دختر می‌نامند و حکایت می‌کنند که اردشیر این دژ را برای بازداشت شاهزاده خانم اصیل و عالی تباری بنا کرده است.»


قلعه دختر

بعدش در این منطقه مناطق حفاظت شده میانه و سراب و بزقوش و نیز کاغذکنان و ترکمنچای و چاراویماق را میتونید با طی مسیرهایی بسیار وسیع و مرتفع بیابید...  انواع روستاها و شهرهای دور افتاده با مناظری شگفت انگیز...
منطقه حفاظت شده کاغذکنان با مساحت 50624 هکتار در بخش کاغذکنان، در جنوب شهرستان میانه قرار دشته و در سال 1390 از وضعیت شکار ممنوع به منطقه حفاظت شده ارتقاء یافته است. انواع حیوانات از خرس و عقاب گرفته تا آهو هست اما شکار ممنوع...


کاغذکنان

شهرستان میانه خودش هم تاریخی و زیباست و فوق العاده مردم ورزشی و هنرپرور مثل خوانندگان قدیمی ایران بوووووق... و ورزشکار مثل مرحوم روح الله داداشی و بهنام محمودی و مردی مثل دهقان فداکار....

شهرستان میانه

توریستی‌ترین روستای میانه روستای سیدلر است که در 48 کیلومتری شهر میانه قرار دارد. این روستای زیبا به عنوان یکی مناطق هم مرز با استان اردبیل می‌باشد.
همسایگان همجوار این روستا توشمانلو و آرموداق هستند.


آبشار میانه

یادآور میشوم کوههای رنگی آلاداغلار تا هشترود امتداد دارد. در هشترود تالاب یانیق و بقعه بایزید بسطامی هم هست.

در پایان مسیر به سمت اطراف هشترود اینطوری نگاهی بیاندازید...

Hashtrud Nature
آذربایجان شرقی

پایان سفر در هشترود با قلعه ضحاک یکی از مهمترین آثار تاریخی ایران از دوره ساسانی و اشکانی است.
قلعه ضحاک (آژدهاک) یا داش قلعه در شهرستان هشترود، بخش مرکزی، دهستان علی آباد، ۵ کیلومتری جنوب روستای عربلو قراردارد.
این دژ تاریخی، از دوران اشکانیان، یا معبدی زردشتی و یا محلی برای پادگان نظامی محلی بوده‌است.  مهمترین نگاره‌ها موجود در این قلعه، شاهینی است که پنجه بر پشت گاو زده و بسیار شبیه به میترا در آیین مهر است. قدمت قلعه ضحاک [از ضحاک تا آناهیتا] به اقوام اشکانی (پارت) ـ ساسانی باز می‌گردد و در تاریخ نام‌های متعددی از جمله؛ ضحاک ،اژدهاک، قیز قلعه سی، داش قلعه سی، باروآس، رویی دژ و قلعه گویی نامیده شده است.
قلعه ضحاک اولین بار در سال 1971توسط یک هیئت باستانشناسی آلمانی مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت.


قلعه ضحاک
Zahhak Castle
zahhak castle
سفر مجازی کردیم اما آذربایجان بهشت عدن را از دست ندهید حتی خود ما آذربایجانیها از بسیاری دیدنیهای طبیعی و تاریخی این خطه زیبای ایران غافل هستیم و چقدر مکانهای دیدنی در اردبیل و آذربایجانهای غربی و شرقی تا امتداد آستارا و قزوین زنجان و همدان هست که نمیشود به همه آنها اینجا پرداخت...


مرتبط با : آذربایجان * شهرستان لینک * آرتاویل،اورمو،زنگان
برچسب ها : پل دختر-قلعه ضحاک-کاغذکنان-کوههای رنگی-ماهنشان-سفر-گردشگری-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393
زمان : 01:00 ق.ظ
بزرگداشت و خانه پروین اعتصامی
نظرات |

25 اسفند چشم تبریز و ایران روشن شد

پروین اعتصامی در تاریخ ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ خورشیدی در خانه‌ای در محله ششگلان تبریز و در کوچه‌ای به همین نام، متولد شد و تا سن ۶ سالگی که به همراه خانواده به تهران مهاجرت نمود، در این خانه پرورش یافت.
رخشنده یا پروین دختر یوسف اعتصامی الملك آشتیانی، نوه میرزا ابراهیم خان آشتیانی است كه در اواخر دوره قاجاریه با لقب استیفای آذربایجان یا پیشكار دارایی از آشتیان به تبریز رفت.

بزرگداشت


خانه پروین اعتصامی

آنچه می خوانید از زبان علی هاشمی است كه تهیه و تنظیم شده و تقدیم می شود.
پدرش كه در سال ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی در تهران درگذشت، دانشمندی مؤلف، محقق، مترجم، نویسنده، روزنامه نگار و كتابشناس بود. او دومین كسی است كه بعد از عباس میرزا دستگاه چاپ حروفی را از پس انداز خود به تبریز وارد كرد. یوسف اعتصام برای اولین بار اثر بزرگ ویكتورهوگو را با نام تیره بختان ترجمه كرد كه بعدها حسینقلی مستعان آن را با نام بینوایان به ترجمه رساند و همین طور عشق و خدعه اثر شیللر شاعر آلمانی و كتابها و مقالات بسیاری را از عربی و فرانسه و انگلیسی به فارسی ترجمه كرد. پروین غالباً در سفرها همراه پدر بود و به او احترام و علاقه خاصی داشت و در مرگش (۱۳۱۶) قطعه زیبا و محكمی سرود.
مادر پروین، اختر فتوحی تبریزی در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۲ بعد از ۳۲ سال جدایی در كنار فرزند و شوهر نامدارش در آرامگاه خانوادگی شان در صحن جدید قم آرام گرفت.

خانه ایشان در محله ششگلان تبریز منتظر شماست

شاعر ایران

خانه پروین اعتصامی

بر تابلوی برنجی سردر آرامگاه خانوادگی نوشته شده آخرین منزل هستی كه از شعر خود پروین كه در سال ۱۳۱۴ سروده شده، گرفته شده است.
در حدود ۱۱-۱۰ سالگی با غالب آثار حافظ، سعدی، نظامی، مولوی، فردوسی، انوری، ناصرخسرو، سنایی و منوچهری آشنا بود و بسیاری از این آثار را حفظ بوده كه همین موجب خردگرایی او شد. از كودكی گاه شعرهایی می سرود كه باعث تعجب و انكار دیگران می شد. بسیاری از بزرگان علم و ادب آن روزگار به خانه پدرش رفت و آمد داشتند و او را تحسین می كردند. شاید كسی نداند كه در خانه آنها فقط زبان تركی جاری بود.

پروین بعد از ورود به تهران در كالج البرز درس خواند و همان جا در سال ۱۳۰۳ فارغ التحصیل شد و خطابه زن و تاریخ را در مراسم پایان درس قرائت كرد كه بسیار مورد توجه واقع شد.
در ۱۸ سالگی در همان مدرسه به تدریس زبان انگلیسی مشغول شد. در ۱۳۱۵ از طرف وزارت فرهنگ زمان نشان درجه ۳ علمی برای او فرستادند كه دریافت نكرد و در جواب گفت: شایسته تر از من بسیارند.

آهنگ شعر پروین اعتصامی بانوی شاعر تبریز
[http://www.aparat.com/v/k0vVT]

در ۱۳۱۸ مدت كوتاهی كتابدار دانشسرای عالی بود و در همان مدت با دانشجویی به نام سیمین دانشور دیداری پر از احترام و صفا داشته كه مثل خاطره ای تا همیشه در ذهن سیمین دانشور باقی ماند.
مرحوم ابوالفتح خان اعتصامی تنها برادری بود كه با تنها خواهر خود خیلی دوست بود و برای چاپ آثارش از ۱۳۱۴ به بعد خیلی زحمت كشید و آن را با زیبایی تمام در ۶۵۰۰ بیت به چاپ رساند.
در این ۷۰ ساله بیش از دو میلیون نسخه آثار پروین بدون هیچ حساب و كتابی به چاپ رسیده و شعر و نامش در كتابهای مدارس، دایره المعارف ها و تذكره ها به كرات آمده و درباره اش بزرگان بسیاری قلمفرسایی كرده اند كه اولین آنها ملك الشعراء بهار بود.
از غم انگیزترین بخش های زندگی پروین، ماجرای ازدواجش با نوه عموی خود تیمسار فضل الله آرتا رئیس شهربانی كرمانشاه بود. او بعد از ۴ ماه به خانه شوهر رفت و پس از دو ماه و نیم تحمل اوضاع نامساعد به خانه پدری بازگشت و در ۱۱ مرداد ۱۳۱۴ با صرفنظر كردن از مهریه خود جدا شد. از این حادثه تلخ هرگز سخنی به میان نیاورد و در غم و اندوه خاص خود فرو رفت. تنها ۳ بیت در این زمینه سرود.

ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟
جز سرزنش و بد سری خار چه دیدی؟
ای لعل دل افروز تو با آن همه پرتو
جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟
رفتی به چمن لیك قفس گشت نصیبت
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟

قبلا بنده رفتم داخل خانه ایشان بسته بود امیدواریم ایام عید آماده باشد

parvin etesami

زیر زمین خانه پروین
ششگلان تبریز

پروین به جز ابوالفتح خان كه عضو سابق اتاق بازرگانی، كارمند مستعفی وزارت دارایی و فروشنده یراق آلات در خیابان سپه بود سه برادر دیگر داشت. ابوالقاسم اعتصامی عضو وزارت خارجه سابق، نصرالله اعتصامی استاد دانشكده هنرهای زیبا و سعید اعتصامی استاد و رئیس دانشكده داروسازی بود.
ابوالفتح خان می گوید: پروین در سوم فروردین ۱۳۲۰ دچار بیماری شد و آقای دكتر علی معین الحكما آن را حصبه تشخیص داد و بعد از معالجه اندك، در حالت بحرانی نه خودش بر سر مریض حاضر شد و نه اجازه داد طبیب دیگری حاضر شود.
در نیمه اول فروردین ،۱۳۲۰ به خاطر مریضی او و بزرگی مادر در میان اقوام، وابستگان و دوستان به دیدار پروین می آمدند یك بار مادرش به تركی به پروین گفت:
پروین جان، ان شاءالله زودتر خوب می شوی و به بازدیدشان می رویم. پروین هم به تركی گفت:
سن یازده قوی قوی كناره
گر فلك نلر یازاره

فرش جهیزیه پروین اعتصامی در موزه شهر تبریز
فرش جهیزیه


این شعر یادتان هست؟

اشک یتیم

یعنی تو قلمت را كنار بگذار و ننویس، ببین فلك چه می نویسد. وقتی آقای دكتر ارسطو علاج، بعد از نیامدن دكتر عبدالله احمدیه با محبت فراوان، خودش را بر سر بالین پروین رساند، دیگر كار از كار گذشته بود و پروین بعد از ۱۳ روز تب و درد از رنج تن خلاصی یافت و در ۳۴ سالگی به سرای باقی شتافت.
اما تأثیر شگرف شعرهایش در عرصه ادبیات فارسی بخصوص در قصیده غیرقابل انكار است. شعر اشك یتیم كتابهای فارسی دبستان! خاطرتان هست؟

داخل خانه ایشان در تبریز
خانه تبریز

خانه پروین اعتصامی
پروین اعتصامی این قطعه را برای سنگ مزار خود سروده بود.

این کــــه خاک سیه اش بالین است  اختــــــر چـــــــــرخ ادب پــروین است
گـــر چه جــــــز تلخی ز ایام ندیــــد   هرچه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آن همـــه گفتـــــار، امــــروز   ســـائـــــــل فاتحــــه و یاسین است
دوستــــان بــــه کــه ز وی یاد کنید   دل بــــی‌دوست دلــی غمگین است
خـاک در دیده بسی جانفرساست   سنگ بــر سینه بسی سنگین است
بینـــــد این بستر و عبـــرت گیـــــرد   هـــر کـــه را چشم حقیقت‌بین است
هــر کـه باشی و ز هـــرجــا برسی   آخــــرین منــــــزل هستی این است
آدمــــی هـــــرچـــه توانگـــــر باشد   چون بدین نقطه رسد، مسکین است
اندر آنجـــا کـــه قضا حملـــه کنـــــد   چــاره، تسلیــJـم و ادب، تمکین است
زادن و کشتـــــن و پنهــــان‌کــــردن   دهــــــر را رســـم و ره دیــــرین است
خـــــرّم آن کس که در این محنتگاه   خاطــــــری را سبب تسکیــن است



مرتبط با : تبریز * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : رخشنده اعتصامی الملك آشتیانی-پروین اعتصامی-زن شاعر-ششگلان تبریز-خانه پروین-شعر-اشک یتیم-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
زمان : 10:03 ق.ظ
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها
:: روز جهانی زبان مادری و غربت زبان ترکی در ایران
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: سالار ملی ، مجاهدت های باقرخان
:: غرفه تبریز در دهمین نمایشگاه بین المللی گردشگری تهران
:: کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
:: ثبت اصالت سفال آذربایجان در لیست اصالت یونسکو
:: دوربین تبریز لینک 67 (برف بهمن ماه 1395 در تبریز)
:: مدارس قدیمی در تبریز قطب علم پرور ایران
:: آشپزی و غذای خوشمزه آذربایجان
:: ثبت جهانی تابلو فرش سردرود تبریز
:: برج تاریخی آتش نشانی تبریز
:: طبیعت زیبای هوراند آذربایجان شرقی
:: گردش در دروازه آذربایجان شرقی ، شهرستان میانه




( تعداد کل صفحات: 6 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ