تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب خرداد 1395
 

تبریز ویکی لینکلر

 
آپارات تبریز لینک 66
نظرات | ادامه مطلب


کانال های ویدیویی آپارات تبریز ویکی لینکلر

آپارات شبکه سهند
http://www.aparat.com/sahandtv
آپارات سهند موزیک
http://www.aparat.com/sahandmusic

دوربین شما - گزارشی زیبا از آرامگاه شهریار
[http://www.aparat.com/v/kHn4i]

دوربین شما - روایتی جذاب و زیبا از تبریز
[http://www.aparat.com/v/51TNJ]



بقیه در ادامه مطلب...



مرتبط با : آپارات تبریز لینک
برچسب ها : آذربایجان-ترکی-من ترکم-قشقایی-تورکمن-تایم لپس-کلیپ-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 31 خرداد 1395
زمان : 10:58 ق.ظ
کوی های تبریز در اواخر قاجار
نظرات |

کوی های قدیمی تبریز در 150 سال قبل


تصاویر ارتباطی با نام کوی ها نداشته و فقط اشاره به تبریز قدیم دارند. البته ترجمه و جملات مقاله بخاطر قدیمی بودن کمی مشکل میباشد!

فی طول التبریز وعرضها
به زعم بوسعید طول این شهر هفتادوسه درجه و سندس یك درجه، و عرض آن سی   و هفت درجه ونصف است . نواب معتمد الدوله فرهاد میرزا در ‹‹ جام جم ›› طول تبریز را چهل و شش درجه و بیست وپنج دقیقه و عرض آن سی   و هشت درجه و دو دقیقه ا عتبار فرموده از رصد خانة لندن جهت طول را مشرق و عرض را شمالی   نوشته . مولف ‹‹ مرآت البلدان ناصری   ›› طول این شهر را چهل و چهار درجه و دوازده دقیقة مشرقی   وعرض آن را سی   و هشت درجه و پنج دقیقة شمالی   نوشته است .  

تبریز قدیم
 

فی  اسماء محالها و مایتعلق بها
آبادانی   شهر تبریز از جانب شرق متصل است به قریة بارنج .آن روستا را نیز با قصر خلعت پوشان فاصله ای   نیست وآن جای   به روستای   كرگج .6 وآن به ده نعمت آباد و كندرود.7 و این دو به روستای   فهوسفنج. وآن به دیزجلیلی   خوانی.8 وآن به قریة بیرق .وآن به هروی.وآن به لقوان چسبیده كه تا به شهرهبند شش فرسنگ به راه راست مسافت است. واین شهرباستانین واشجارمحلّا‎‏ت خود فروگرفته یك فضایی9 بزرگ راكه درمیان دو كوه در منتهای   صحرای   وسیع  كه به  سوی   غرب كشیده است. عرض این آبادی   از شمال به جنوب به یك فرسنگ واز شرق تا غرب تبریز را دو طول است، نخست از آخر باغات بارنج تا پلِِ رودآجی دو فرسنگ. دویم از اول خیابان تا به اول آبادی   روستای   قراملك دو فرسنگ و نیم است. و پر كرده است این فضا رادر هر دو ساحل مهر انرود از اشجار وبساتین و عمارات.چون بنگری همه این سواد یك قطعه باغی است سبز و خرم و این شهر را كوی ‏(هایی) است كه یك یك برشمارم.

باغات تبریز

خیابان
در مشرق شهر است . كویی   است بزرگ ونامدار، هر كه از عراق وخراسان آید نخست وارد شود به خیابانی طولانی و عریض كه سه ربع فرسنگ طول وشصت ذرع عرض آن است.10  در آن سال كه من به تبریز آمدم این خیابان از دو سوی   نهری   روان داشت وبه كنار آن نهرها درختهای   ناژو سراسرسایه افكن وهمة آنبیدها به یك خط نشانده بودند، وآن راه را نگاهبانان بودند با اجری   از دیوان خلافت . درختهاكهنسال بود . یك یك ببریدند وبه جای   آن نهال غرس ننمودند تا یكسره از آن خالی   شد .
وآن بزرگ غازهای   بود شهررا،تا به سال یك هزارو دویست ونود كه شاهنشاه ما به فرنگستان سفر فرمود و بدین شهر گذار كرد . پیش از این (از این ) به حكم ولیعهد ایران با پیشكاری   وكفایت خواجة بزرگ صاحبدیوان میرزا فتعلی   خان شیرازی   به تازه جویها عمارت كردند، نهال نارون و بید و صنوبر بر نشاندند، نگاهبانان بگماشتند . اكنون اندك صفایی   یافته . گرچه به پایة اولین نرسید، چه، دیوان ما را بدین كار مبالاتی   نیست .این كوی   را برزنهااست كه نام بردن همه نه براندازة نامه است . كد خدای   این كوی   امروز كریم خان است. او جوانی   است با هوش واین كاراز نیا (یش) بدو مانده كه نام او نیزكریم خان بوده ، به روزگار نایب السلطنه عباس میرزا مردی   شناخته (شده) وكار گزاری   نیك بود. خانة او هرگز ازمیهمان خالی   نبود، تا به اول پادشاه (ی) محمدشاه وزیر بزرگ حاجی   میرزا آقاسی   ایروانی   ‎‏. كه كینهای   از آن مرد به دل داشت ؛ چه، روزی   به طیبت در سفره دست او گرفته بود. او را تهمتی   بربست وبرانداخت . وروزگاری   آواره وموقوف بود، تا جهان بدرود كرد، فسبحان الذی   لا یموت
 
خیابان قدیمی

مرالان (مارا لان)
این خود كویی   است . به جنوب شهر ومایل به مشرق هوایی نیك وآبی فراوان وبساتین خوب داردو جزء خیابان شمرده اند .
 
باغمیشه
كویی   بزرگ ونزه است . آن در مشرق به ساحل رود در تنگنایی   مطول است ودرآب و هوا ممتاز است ویكسره با اشجار میوه دار ودیگر درختها مستور. ودر همان كوی   روستایی   است مشهور به بیلانكوه كه اكنون به دیوان آذرآبادگان به لهجان وبه نامه های   قدیم ‹ ویلان كوه› نویسند . آن جا خیار كارند ومقثایه بسیار بود. این گونه خیار بالنگ به هیچ جای   جهان نیست به طعم ومزیدن و نازكی   و بوی   ورنگ و استقا مت . این آنگاه بدست آید كه خیارها از دیگر جای   تبریز بر آرند، كمتر باشد، زیرا كه آن جای   سردتر است. بهی   در باغمیشه بس نیكو شود ودیگر میوه ها ، مگر انگور كه نیك و شیرین نشود.

ارک

قدیم تبریز
 
پل سنگین
كویی   كوچك پر از اشجار وبساتین و سرایهای   عالی  به حساب باغمیشه است .

ششگلان
كویی   است كوچك . بیشتر مردم آن جای   اعیان و بزرگان بود واز برزنهای باغمیشه است . پل سنگین رابه دفتر ‹ درب ا علی   › وششگلان را ‹ درب ری   › نویسند.

سرخاب
كوی و بستانی  بزرگ است. به نام آن كوه (ی) خوانده اندكه كوی به سفح آن است.این كوی  مرتفع ومشرف برهمة شهر است. هوای   این نیك وبه اعتدال است . روز ها به تابستان گرمتر بود كه خورشید براین كوه خشك تابد . چون پاسی از شب بگذرد سنگهارا گرمی   برود وهوا نیك شود.خاك این كوی   سخت و با ریگ مخلوط است. چون دیوارها نهندسخت تر گردد و به زمین آن رطوبت نبود. بساتین این كوه كمتر است. توت بیدانه وبادام وفندق و امرود آن نیكوست. كد خدای   آن ا مروز میرزا جواد خان فرزند حاجی   میرزا علی   وكیل دیوانخانه وازخاندان بزرگ است كه بدین نامه بیاید. بقعة مباركة سید حمزه در این كوی   است كه زیارتگاه تمامی   مردم شهر است واین بقعه در وسط این كوه است.

کوی های قدیم تبریز

شهر قدیم

سید حمزه
صاحب تاریخ حشری13 شرح بزرگ از حسب ونسب آن نبشته من آن كتاب سراسربخوانده ام؛ چون نپسندیدم و بیشتر فسانه دانستم ، اعتماد را نشاید . ندانم از كجا این گفتارها فراهم آورده. از این سید چیزی   كه به تو اتر رسیده می نگارم14. سید حمزه ، رضی   الله عنه ، را در حضرت محمود غازان جاهی   عریض بوده. گویند ندیم (او) بود . همانا مقدمان مغول را قرب آن بزرگ.اربه حضرت ایلخان گران آمد. گاهی   به پادشاه از سرداران نیك نگفتی   . شبی   بیگاه تراز درگاه سوار همی   آمد، بدینجای رسید كه لشكرگاه بود . سهمی  غریب بدو رسید و بر جای مرد. همان جا گورش كردند.
این بقعه را میرزا ابوطالب وزیر آذربایجان عمارت كرده. همین اسم بدان كتابه است از رخام كه در دست راست درب مسجدی   كه پهلوی   قبر بود بگشاده است نقر كرده اند به خطّی   نیك . من آن را بخوانده ام تاریخ15... از حجرت است . این بقعه را گنبدی   است در جنوب صحنی   كه به اطراف حجره هاست .آن جا مدرسه ای   بود، اكنون آن جاكالبدهابه امانت نهند. این بنا اكنون به خرابی   روی   آورده . دیوارها شكسته وفرو ریخته . بیشتر این بقعه پناگاه مجرمان بود؛ كه هر كه بدان جای   خزیدی، اگر چه كشتنی   بودی   ، كسی   را زهره نبود كه بدو نگرد. اكنون از این سخن هیچ نیست ، مگر كسی   ظلامة خود را بدان جای   نشیند متولی   نبشتة دادخواهی او برد بی تواّنی  به درگاه، تا به داد رسند . گویند این سید موسوی   است .

ولیعهدی
 
دوه چی یا شتربان
بزرگترین كویهای تبریز است و هیچ باغ وبستان در نفس این محلّه نبود. جمعیت این كوی   بسیار و با ثروت باشند.این كوی   بیشتر در اراضی   منخفضه است به ریشه كوه سرخاب . این كوی   تا به نزدیك رود آجی ممتد است ؛ بدان جای   چند قطعه باغ جزو این كوی   است ومزارعی   چند پر قیمت كه مبطخه كنند وخربوزه و گرمك بدان مزارع نیك شود. آب نهند ودیگر كهریزها بدان اراضی   نشیند. گندم آن نیز نیكو باشد.
آب نهند به نام دهی   است كه این آب از آن روستا آید . به روزگار پیشین این آب را چون كهریزی   از نهند آورده اند. چون به رود آجی   رسیده نقبی از زیر حفره كرده با سنگهای   بزرگ و آهك و آجر پخته آن راه چنان محكم ساخته اند كه آب آجی  را از فراز هیچ گونه رخنه نیست و به هر سو چون شتر گلویی   كرده آب جاری   و بدین سوی   رود آمده.
 بدین سالها ی   نزدیك این آب به دامنه های   كوه سرخاب نیز جاری   بود . اكنون رخنه ای   بدان نقب شده و آب به صعوبت گذرد. ملاّك این مجری را پروای عمارت نیست . شنیدم تنگدستان اند . روزگاری   آن روستا وآب از آن اسمعیل خان صاحب شرطة پادشاه ما ضی   را بود. مكنتی  بی قیاس داشت . این آب چون رودی   بود. پس از آن مرد، فرزند او آب رابفروخت . ضیعت به جای   است. اكنون پسرزاده او محمد علی خان است. كد خدای   این كوی   بزرگ حاجی   میرزاموسی   نام دارد. این شخصیت او را به وراثت رسیده . مردی   آسوده وبا خوی   نرم است. نیای او آقارضابیگ كدخداباشی   لقب داشت . مردی   با نام بود. من آن مرد به جوانی   دیده بودم .

صاحب الامر
 
كوی نوبر
كویی  بس بزرگ و آباد است و به جنوب شهر افتاده. مردمی بسیار وبیشتر با ثروت و اهل تجارت اند. به همةسراها عمارات عالیه وبناهای با شكوه نهاده اند . صحن این ابنیه پر از اشجار مثمره وصنوبرهاست . فوا كةآن كوی   ممتاز باشد. از آثار قدیمه در این كوی   چیزی   نباشد . این كوی  نیز در قدیم نا می   نداشت . كدخدای   این محلّه میرزالطفعلی   خان جوانی   است باهوش. این كدخدایی   از پدر بدو رسیده این جوان نیز به لقب پدر سرافراز است و كد خداباشی   گویندش. این كدخدا نیز از دودمان بزرگ و وكیل دیوانخانة عم اوست . امروزحكومت مالیات وباج شهر ونواحی   نیز او دارد به حكم دیوان .

قاجاری

 
مهادمین
این كوی   را پیشینیان این روزگار مهادمین، باستانیان میار میان واكنون بومیان تبریز میارمیار گویند و به دفتر همان مهادمین16 نویسند. محلّه ای   آباد ونامدار است . محلّة آباد و بزرگ است، مگر آنكه دراین كوی روضات وبساتین كمتر باشند . این كوی   را برزنها است. یك قسمت از آن ارمنستان است. تبریز را رعیت مسیحی   خانوار است ، بیشتر با ثروت و مكنت. زرگری، جواهر سازی و خیاطت بس نیك كنند . تجارو پیله ورهای   عیسویان بس مالدار و معتبر باسند. سفرای  دول فرنگ وعثمانی در این كوی   باشند و به هرسفارتخانه بیرق افرازند ؛ به عیدی   های ما و خود و به روزهای نامی چون ولا دت پادشاه خود وما. دولت عثمانی   به هر آدینه جامةبیرق گشاید، كه عید مسلمانان است. اكنون در این شهر چهار دارالسفاره است. اول از دولت قویشوكت عثمانی   كه مدیر آن را به زبان خود ‹ باش شهبندر › گویند، وآن امروز علی   بهجت نام دارد. مردی   وقور ونیك است. خوشروی   وبه تن سخت فربه است.دولت مارا دوست ( است )، وشخص او در تبریز محترم وهمه او را دوست دارند، كه مردی سلیم و صفا دوست ، و مرادوست رایگان . او خود رابدین گونه شناسانیده ومن همان تعرفه به همان الفاظ بنگاشتم : اسمم علی، تخلّصم بهجت، وشهرتم دخترزاده مصطفی بهجت افندی.

نظمیه
 
چرنداب
بدین كوی    نیز چندین خانوار عیسوی است. معبدی   نیز عمارت كرده اند. مسلم نیز انبوه است كد خدایی   عیسویان حاجی   امیرخان كند ، واز آن مسلمانان را حبیب الله خان. واین هر دو كوی بساتین نزه دارند و هردو به جانب جنوب اند . و اهراب22   هم بر زنی از چرنداب است.
 
امیر خیز
كویی بزرگ است به مغرب شمالی شهر . آن جا را اندك است ، بدین روی   باغ نیز اندك باشد. طایفه ای از تجار تبریز كه به ‹ شالچی   › معروف اند بدین كوی   خانه دارند . كد خدای   آن كوی   امروز محمد خان فرزند آقا فتحعلی   است كه از دیر باز پدر بر پدر این كوی   دارند . او خود جوانی آراسته و مرد مدار است . مردم كوی او را دوست دارند .

مظفرالدین شاه
 
ویجویه 23
كویی بزرگ به مغرب شهر است.بدین محلّت نیز بستان كمتر باشند. سكان این كوی‹ كوی   › بیشتراهل معرفت و معامله اند. كدخدای   این كوی   میرزا عبدالله خان است. جوانی   است رعنا خلق و خلق او حسن وبی   آهو است. خطّی   نیك نویسد وپارسی   نیك داند. این جوان فرزند آقا صادق است كه برادر كوچك كریم خان خیابانی است. من آن مرد را ‹ را › دیده، بودم كاردان وبه دها مشهور بود.
این جوان مرد را دو برادر است: نخست میرزا جواد خان كه زبان فرانسه نیك داند وكنون به سفارت ایران در دربار عثمانی به فرمان دولت جنرال قونسول است. میرزا محمدعلیخان نام دارد كه امروز رییس همه اسكدار ایران است به دارالخلا فه.امروز كه یوم دوشنبه هشتم رمضان المبارك سنة هزاروسیصدو دو هجری است. مرا نخست تجدید نظر افتاد. میرزا جواد خان اكنون نایب دوم است به دربار سلطان عثمانی، ومیرزا محمدعلیخان به جوانی جهان بدرود كرده. ‹‹ آن كه نمرده است ونمیرد خداست ›› .
 
چهار منار
كویی   كوچك است در نفس شهر وقرب بازار. اهل این محلّت همه بزرگان وعلما و تجار با نام است . اواسط الناس در آن كمتر باشد. كدخدای آن میرزا عباس مردی است آسوده وكم سخن .این كار به وراثت دارد .

راسته کوچه
                                      
قره آقاج
كویی   است به مغرب شهر . سكان آن اهل حرفت و صنا عت ‹ اند ›. بساتین آن جا نیز اندك است. كد خدای   این كوی   آقاصادق مردی   است كاردان ودر این كار كد خدایی   بصیر ، و به وراثتاز خال این شغل بدو رسیده. در خوی   آن مرد تندی   وجلادت باشد. بیشتر سخن از حرب وآلات آن كند.

چست دوزان
این كوی   به مغرب تبریز است؛ پر باغ وبستان ، جایی مصّفا است. خاندان ستاره شمر مشهور تبریز آقا محمد جعفر بدین كوی   است كه همه در یك برزن سرایها دارند؛ بس بانزهت. فرزندان منجم میرزا علی   منجم باشی   حضرت برجای   است. مردی   با فضل وستاره شمری   استاد است. به تازی   وپارسی   شعرهای   نیكو گوید. دیگری   از آن خاندان میرزا یحیی   است، حفید آقا محمد جعفر. از دیوان خلا فت‹‹ نجم الملك ›› لقب دارد؛ از پدر به وراثت. دیگر میرزا عبدالعلی   است، فرزند میرزا علی.ستاره شمری   او استــــاد است.24

تبریز قدیم

سنجران
كویی   قدیم است و آباد. هیچ بستان بدین كوی   نبود.آن بسنته به كوی چهار منار است.كدخدای این دو كوی  همان آقاصادق است. این سه كوی را چون بنگریم بس جایی   بزرگ وعریض و طویل است كه بیشتر از نیم فرسنگ درازی   او باشد.

حكم آباد
این كویی   ( است ) بزرگ و نامدار وبه همه جای   مشهور. هر گوشة آن نمونه (ای ) از بهشت . در بهاران مردم این شهر را جای   تفرج وجشن است. چون شكوفة بادام بشكند چونان جایی   به جهان كمتر باشد . چون بدان كوی   روی   پهنه ای   بین سبز و خرم كه هرچه سبزیهای   بستانی   است در آن زمین روییده با هر چه طراوت و گرد. همة درخت (ان) بادام به یك نظم سر به فلك كشیده. شكوفه چون درمهای   سیم بر زیر سبه ها فرو ریخته . مرغان از هر شاخ آواز بر كشیده. جویها پر از آب صافی   چون سلسبیل همی   غلطند و به هر كنجی   مردم را مجلسی   شاهوار، و هر جمعی   به میل خواطر و آسودگی   به عیش و نوش و سرود و ترانه روزگار گذارند. مردم این محلّت همه با نیرو و كشاورزند. كار آنها همه كشت سبزیای   بستانی   است كه تمامی   شهر تبریز را كفایت كند. كد خدای   این كوی   حاجی   میرزا نصیرخان، مردی   است بزرگوار و جواد از نسل سیدما پیغا مبر ، علیه السلام . این آزاده مرد برادر ، اعیانی   حضرت وكالت پناهی   حاجی   میرزا كاظم وكیل الرعایای   آذر آبادگان است.

تبریزی

 حاجی   میرزا كاظم مردی   است بزرگ و بزگمنش ، از دود مان ستودة آل طبا طبا25 این بزرگ حقاً در جهان بی نظیر است. یزدان كیهان نیكیها و محاسن در او نهاده . در فضایل و انسانیت آیتی   است . در فنون و ادب در زبان عرب بر همگان مزیتی   ظاهر دارد واز بیشتر علوم اسلا می   بهره مند است . در فتوت اول مرد است . نیكدل و افتاده . گویی   خداوند هیچ عجب و پندار در او نیافریده با آنكه جاهی   منیع دارد و در ملك وجیه است .این بزرگ ، كتابی   در انساب آل رسول تألیف نموده كه بدان شرح وبسط تا كنون در این علم شریف تصنیفی   نكرده اند افسوس كه هنوز آن كتاب از نسخه به بیاض نبرده. خاندان این راد مردبدین شهر به شها مت و منا عت ممتازند . من اكنون نسب این عزیز تا به عبد مناف بالا برم تا دانسته آید در جهان او راست بزرگی.
حاجی   میرزا كاظم وكیل الرعایا 26 این میرزا عبدلوهاب الشهیر به میرزا پاشای   وكیل الرعایا ابن حاجی   میرزا جعفر وكیل الرعایا این میرزا عبدلوهاب وكیل مالیات ابن حاجی   میرزا محمد علی   وكیل مالیات ـ این مرد را نجفقلی   خان دنیلی   27  حاكم تبریز به خانة خود دعوت نموده بی   جرمی   نا بینا كرد ـ ابن میرزا صدرالدین محمد وكیل مالیات ابنمیرزا محمد علی   قاضی    ـ كه در استیلا ی   رومیه شهید شد ـ ابن میرزا صدرای   قاضی   ابن میرزا یوسف نقیب الاشراف  ابن میرزا صدرالدین ابن میرزا مجدالدین ابن سید اسمعیل ابن میر علی   اكبر ابن میر عبدالوهاب ابن میر عبدالغفار ابن سید عمادالدین امیر حاج ابن سید فخرالدین حسن ابن سید كمال الدین محمد ابن سید حسین ابن شهاب الدین علی   ابن عمادالدین علی   ابن سید احمد ابن سید عماد ابن عمادالدین علی   ابن محمد بن سید احمد بن محمدا لا صغری   ابن سید احمد بن سید ابراهیم طبا طبا ابن سید اسمعیل دیباج ابن سید ابراهیم عمر ابن الحسن المثنی   ابن الحسن المجتبی   ، علیهم السلام .

اسکناس
این پدران كه به این شجره یاد كردم بیشتر مردمان بزرگ بودند و به كار اندرند ، چون القاب این روزگار كه همه نام و افتخار را باشد. آنگاه هركه را منصب وكالت رعیت بود از مصالح ملك و رعایا سخن گفتی   ورأی   زدی   و گفتار و نصیحت او در كار رعایا حجت بود و آنكه وكالت خراج داشت چنان بود كه اگر خراجی   به شهریار روستایی   بخواستندی   نهاد و این وكیل باشی   رأی   دهد و آیتی   گذارد كه در شمار مردم و خانه و مواشی   و انعام و پیمودن اراضی   و مزارع و میزان خراج و مقاسمه و عشور حبوبات بر مردم حیف و ظلم نرود و به انجام او به سر خط خاتم زدی   و مجری   بود .
چون قلم بدین جا رسید ، بر جای   بماند من پس از این او را بستایم . كدام مدیحه توانم آورد كه بالا تر از این نسب بود ؟  همان به كه آن بزرگان كه در این سلسلة نام آور بودند و به ما رسیده ( اند ) ، بسختی   كوتاه یاد كنم و راه و رسم هر یك بنماییم ، تا آن نیز مدحی   باشد از این بزرگوار كه همه اجداد اویند .اكنون سخن كویها، به انجام بریم . پس ندان كار دست یازیم.

کلاه فرنگی

درب سرد
كویی   كوچك است به غربی  شهر ، نیك آباد . بدین كوی   همه اهل ثروت و تجار و اعیان باشند و هیچ بستان نباشد .
 
كوچه باغ
محلّتی   بزرگ و طولانی   است به مغرب جنوبی   شهر افتاده نزدیك به فرسنگی   درازای   این كوی   است . برزنها دارد همه آباد . این كوی   سراسر بساتین رز و دیگر فوا كه است . كدخدای   این كوی   نیز حاجی   میرزا نصیرخان است .
 
مدرسه رشدیه

در وصف شنب غازان 65
مردمان گذشته را در نام این عمارت سخنهایی است همه بیهوده، سخت به حیرتم که فضل الله وصاف66  گوید : در سال ششصد و نود و هفت غازان[خان] بنای شام تبریز نهاد و در آخر هفتصد و دو از هجرت به انجام رسید . سپس هر جای نام این بنا آمد به نظم یا نثر شنب غازان گوید .
حمدالله گوید : غازان به موضع شام تبریز بنایی بنیاد نهاد . برخی نوشته اند چون ایلخان از شام تا برگشت ، به تبریز شهری طرح انداخت چون دمشق . و از اموال شام خرجی گزاف کرد و شام نام نهاد . من زیاده بر این ندانم که این جا را شام گفتندی، ایلخان شهری بساخت و شام غازان نام نهاده اکنون سواحل رود ناحیه مشکین را برنج و دیگر حبوبات زرع کنند شام گویند .
سخن کوتاه باید، که ما را قصد دیگر است . نبشته اند که آهن و روی بسیار به بنیان این عمارت به کار بردند، چون با زمین مساوی شد . دیوار کسر عرض آن جدار به سی و سه عدد آجر به یکدیگر چسبیده مقرر کرد که پانزده ذرع بود و هر آجری ده من به وزن تبریز بود . در هر دوری چهارده هزار و چهارصد خشت انداز به کار بود . بالای قبه معبد منبع یک صد و سی ذرع، طول جدار آن هشتاد ذرع . ده گز گنبد و چهل گز مساحت قبه بود . یعنی آن خط که در دایره آن فرض کنند مساحت کل دایره گنبد پانصد و سی گز بود آن جا بود . خانقاهها، مدارس این مسجد، خانقاه و مدرسه را روستاها و ناحیه ها موقوفه . غربا را نیز ضیافت کردندی . سلطان برای گنبد خود این جا دخمه ای عالی بنا نهاده بود . بساتین و اشجار مثمره این جا بیشمار بود .

انجمن

این بنا باقی بود تا به سال [1019]67 از هجرت پادشاه اسلام پناه [شاه عباس] صفوی به سبب رصانت سور شنب غازان وهم کرد؛ تواند بود وقتی لشکر عثمانی آن جا را مأمن و محکمه کنند، حکم به انهدام فرمود . اطراف حصار به لشکر ایرانی تقسیم شد . به چهار روز بنیاد آن حصار استوار را برافکندند که مسجد و مدرسه خالی نماند . آن نیز به زلازل خراب شد .
من به سال یک هزار و دویست و پنجاه و هشت به دیدن آن آثار شدم . بعضی از جوار و حجره ها بمانده بود .خاراکنان تبریز آجرها و سنگها همی کندند. سودها کرده بودند از آجر و نیمه و چهاریکه و سنگ به درازگوشها حمل همی کردند . آجرها کونه ها بود کوچکتر سه چهار یک ذرع به قطر پنج انگشت فرو بسته به سختی چون سنگ . من درست محققانه پدید کردم . خاک این تراب نه از این تراب است که اکنون به تبریز آجر سازند . پس چنان نتیجه بردند که آرد گندم پزند به پرویزن والا . آنگاه واضح بود که گل آن چنان مالش داده بودند که من دیدم ظرف چین [ی] اعلی همگی یکسان شده بود . چون شکست، چنان بود که بلور شکسته بود . در شکسته آن فرجه ندیدم که به اندازه نوک ابره یا خاری بود، آن گچ که برای شد و وصل دو آجر به کار برده بودند . درست امعان نظر کردم، بر یک بنایی بود به ضخامت درهمی چنان سخت بود که با صعوبت تمام از آجر جدا شدی . چون بشکستی چون شکستن ظرف صدایی داشت .
اکنون از آن بنا تلی بر جای است همه از شکسته های آجر و کاشی . اراضی شنب غازان اکنون صنعتی گرانبهاست . ارکان و مشتریان شهر بدان جای باغهای نیکو و مزارع دلگشا دارند و قیمت آن اراضی غالی است . هر یک من به ریسمان دویست دینار یک تومان قیمت دارد . حاصل آن در هر سال یک من گندم و یک من کاه به وزن یک هزار مثقال است . انتهی .

مستند قدیمی آنسوی ارس ۱۹۴۷ بخش 1 و 2
[http://www.aparat.com/v/E6X8D]

[http://www.aparat.com/v/BmNzR]


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
6)در تلفظ عامیانة مردم تبریز كر گه مصطلح است ، دهی   است از دهستان مهر انرود شهرستان بستان آباد ،كه امروزبه دلیل توسعة شهر تبریز جزو محدودة شهر تبریز شده است .
7 )كند رود دهی   است از دهستان سیس بخش شبستر ، واقع در 14كیلومتری   شبستر و(فرهنگ جغرافیایی).
8 )این ده نیز جزء دهستان مهر انرود شهرستان بستان آباد است واقع در 20كیلومتری   جنوب خاوری    تبریز .(پیشین).
9 )چ ،فزایی   .
10) خیابان از محلّات شرقی   وقدیمی   تبریز است . مركز آن‌ ‹ قوت میدانی   › بود كه درنامه هابه غلط‹ میدان قطب نوشته می   شد. باقر خان سالار ملّی   پرورش یافتة این محلّه بوده است. امروز خیابان امام خمینی   این محلّه رابه بلوار29 بهمن ودروازه تهران وصل می   كند .
13)  مراد روضة اطهار است تآلیف ملا حشری   .
14) نادر میرزا در صفحات آتی   پتاب باز هم در بارة همین بقعه صحبت خواهد پرد .
15) چ : جای   یك كلمه سقط شده است ؛ م : ‹ تاریخ از هجرت است › .
16 ) از دو لفظ  ‹ مهاد ›  به معنی   بستر و ‹ مهن › به معنی   خدمت و صنعت تشكیل یافته است. احتمال دارد به خاطر قرارگرفتن سفارتخانه های   دول خارجی   ویا مراكز دیگر دولتی   وصنعتی   در این كوی، به این صورت تلفظ شده است
 22 ) از محلاّت جنوبی   شهر تبریز است. مر كز آن سگك پزخانه نام داشت كه در خیابان خیام كنونی   واقع است. قبرستان قدیم گجیل نیز در این محلّه قرار داشت كه امروز به صورت باغ گلستان در آمده است .بعد از پیروزی   انقلاب اسلامی   این گردشگاه ‹‹ باغ فجر ›› نامیده شده است .
23 ) امروزه در تلفظ عامیانه ‹‹ ورجی   ›› مصطلح است ›› .
24 ) س: + ‹ چون بعضی   از پیشه وران محلّه به دوختن نوعی   كفش ساده به نام ‹‹ چوبد ست ›› می   پرداختند،
 ازاین رومردم این محلّه را به تركی   ‹‹ چوسدوزلار ›› خوانده اند › .
25 )  نادر میرزا در فصل مستقلی   در خصوص ترجمة احوال بعضی   از افراد این خانواده بطور مشروح صحبت خواهد كرد .
26 )  مشوّق میرزاست در تألیف كتاب حاضر .
27 )  وی   پدر عبدالرزاق بیگ دنیلی   ، مولف  ‹‹  ماثرسلطانیه  ››  در تاریخ قاجار ، و عموی   احمد خان حاكم معروف خوی   است . نجفقلی   خان بنا به نوشتة‌ پسرش در  ‹‹  نگارستان دارا  ›› بعد از استخلا ص آذربایجان از چنگ عثمانیها ( 1143 ه ) به ركاب نادر پیوست .
66)شنب:درخصوص این وازه رجوع فرمایید به مقالهء ارزنده دکترمنوچهر مرتضوی با عنوان (تبری در روزگار خواجه رشیدالدین) مندرج در (مجموعهء خطابه های تحقیقی درباره رشیدالدین فضل الله همدانی) از انتشارات دانشکاه تهران سال 1350 ش. ص224 به بعد
66)تاریخ وصاف.ج 3ص 382 به بعد.
67)جای یک کلمه سفید مانده. به قیاس منابع دوره صفوی علم آرای عباسی(ج 2. ص 826)اضافه شد

برگرفته از: تاریخ وجغرافیای دارالسلطنهء تبریز
نوشته نادر میرزا
گردآوری تبریز ویکی لینکلر


لینک پست شنب غازان
لینک پست دوه چی
لینک پست تبریز دارالسلطنه
لینک پست تبریز کل جهان
لینک پست شهناز
لینک پست امیرخیز
لینک پست تبریز مادرشهر 2
لینک پست کاخهای نابود شده تبریز


مرتبط با : تبریز * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : تبریز قدیم-کوی قدیمی-خیابانهای قدیمی تبریز-تبریز زمان قاجار-کوی و برزن-محلات قدیمی تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395
زمان : 11:59 ب.ظ
آبنماهای خاموش و خالی تبریز
نظرات |

تبریز شهر آبنماهای خوابنما !


میشود گفت تبریز و منطقه آذربایجان در ایران یکی از افسرده ترین روحیات را در کشور دارند.
دلایل زیادی دارد از آب و هوا گرفته تا موقعیت جغرافیایی ، مقید بودن مردم، توجه نکردن به خواسته های اولیه آذربایجانیها و عوامل رفتاری و طبیعی دیگر...

اما یک جنبه مهم دیگر هم به این روحیه شکننده مردم آذربایجان را دامن زده و آن مدیران خواب نما شهری بزرگ و مهم مثل تبریز است که رقم زده است!


در این تصاویر فقط چند نمونه محدود آبنمای تبریز را میبینید که معمولا بسته هستند و روحیه مردم و زیبایی شهر مورد توجه قرار نمیگیرد!
اگر کل شهر را نشان دهیم تقریبا 90 درصد آبنماها و حوض ها خالی و خاموشند!

آبنمای ولیعصر تبریز

حوض خالی
اگر این آبنما روشن بود اینگونه زیبا بود..!
آبنما خاموش


فراهم نکردن امکانات و توزیع نامناسب فضاهای تفریحی ، ورزشی ، سلامتی برای عموم و همه اقشار جامعه و از طرفی فشار آوردن روحی و قانونی که در دیگر شهرهای ایران الخصوص پایتخت تهران که شاهد آن نیستیم!
منظور بنده از فشار گیر دادن به حجاب نیست هرچند هرکس باید خود مراقب این رفتار باشد ولی اشاره در کلیت است که حتی از برگزاری خیلی جشنها و مراسم و کنسرتها و پخش موسیقی اصیل آذربایجان و اجراهای فرهنگی هنری یا تفریحی بخصوص برای جوانان شهر است.

ایام عید نوروز و خاموش و خالی بودن اکثر حوض ها و آبنماهای اماکن دیدنی!

آبنماهای تبریز
حتی ائل گلی !
فواره ائل گلی

 فروغی و همافر که بعنوان خیابان زیبای نمونه تبریز انتخاب شدند نیز آب ندارند !
سازمان زیباسازی تبریز

حوض فروغی تبریز

از همه اینها که بگذریم حتی یک نمونه بسیار کوچک از عوامل تاثیرگذار در روحیات مردم یعنی آبنماها هم در تبریز برای مردمش کم میگذارند. هر روز اگر در سطح شهر قدم بزنیم شاهد دهها آبنما و حوض خاموش و خشک هستیم!

این نشان از شعارزدگی توخالی مسئولان امر در توجه به خواسته و روحیات مردم شهر تاریخی تبریز که بارها اعتراض شده ولی توجه نشده!
این مسئولان خوابنما که حتی در یک آبنما مشکل دارند چگونه میخواهند مطالبات مردم شهری را بدهند که حداقل 4هزار سال قدمت شهری و قرن ها پایتخت بزرگ ایران بوده را، در سال 2018 و سربلندی آنها بدهند؟

منطقه راهنمایی!
زیباسازی شهرداری تبریز

فلکه مصدق آبنمایی بسته برای تمام فصول!
فلکه مصدق

آبنمای موزیکال ولیعصر در بیشتر فصلها چه گرم و چه سرد بسته است !
پارک ولیعصر
اگر روشن باشد چنین زیباست..!
حوض ولیعصر تبریز

کسب عنوان های جهانی و منطقه ای پشت سرهم برای تبریز یک افتخار است اما مهمتر از آن خود مردم شهر (صاحبان شهر) و نیز شاد نگهداشتن آنها مهمتر است.

اول خودمان راضی باشیم سپس دیگران هم حتما راضی خواهند بود...

با صدا و دیدن آب و فواره ها نه کمبود آب جبران میشود و نه اعتقادات به خطر میفتد و نه حوضها و فوراه ها خراب میشود!
بهتر است برای روحیه افسرده مردم تبریز فکری شود والا هزینه ها بسیار بیشتری باید برای درمان و حل معضلات فرهنگی اجتماعی بپردازیم.

مسیر چایکنار که قرار بود بیشتر مسیل رودخانه آبنما تعبیه و زیباسازی شود ..!
چایکنار
ولی نه تنها تعداد محدود آبنماها خاموش بود بلکه فواره ها را حذف کردند!
آبنماهای مهرانرود

فواره

حیف میدان چای و باغشهر زیبا و تاریخی تبریز
پل تبریز

بهانه ها برای باز نکردن آبنماها بسیار است از سرما و گرما گرفته تا کمبود آب اما هیچکدام قانع کنند از سوی مدیران شهر برای مردم نیست!
انگار که تبریزیها در شهرشان غریبه و مسافر هستند و آبنماهای شهر برای مردمش باز نیست...!

لینک مجموعه پستهای انتقاد پیشنهاد تبریز لینک


مرتبط با : تبریز * انتقاد،پیشنهاد لینک
برچسب ها : آبنماهای تبریز-زیباسازی تبریز-شهرداری تبریز-حوضهای آب تبریز-فواره خاموش-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 26 خرداد 1395
زمان : 04:40 ب.ظ
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: پاییز هزار رنگ آذربایجان
:: کمر همت و زنگ خطر برای نابودی محیط زیست آذربایجان !
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی
:: توریسم و اهمیت آن برای اقتصاد شهر
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی




( تعداد کل صفحات: 5 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ