تبریز ویکی لینکلر

 
چله گئجسی در آذربایجان
نظرات |

«چیلله گئجه‌سی»
 خاطره‌ ماندگار قصه‌ هزار و یک‌شب آذربایجان



ایشیق - حسین واحدی :  به آخرین روزهای پاییز که نزدیک می‌شویم، کم‌کم صدای پای زمستان به گوش می‌رسد و مردم خود را برای به جا آوردن آداب و رسوم خاص شب آخر پاییز که در میان مردم آذربایجان به «چیلله ‌گئجه‌سی» معروف است آماده می‌کنند. خیابان‌های شهر هیاهوی خاصی به خود می‌گیرد و همه‌ی خانواده‌ها به فکر تهیه خوراک شب طولانی چیلله میافتند.
‌چیلله، در زبان ترکی به معنای نهایت کشیدگی و درازی می‌باشد و این شب به خاطر کشیدگی یعنی طولانی بودن آن بدین صورت نامگذاری شده است. همچنین در زبان سریانی به این شب «یلدا» گفته‌اند.

یلدا مبارک

در قدیم نگاه به «چیلله» بسیار متفاوت‌تر از امروز بوده است. چرا که قبل از رسیدن فصل سخت زمستان و آغاز چیلله‌ها، مردم می‌گفتند: «زمستان نزدیک است و خدا می‌داند چقدر مال و منال از دست خواهیم داد. چند نوزاد در قنداق از سرمای سخت، جان سالم به در خواهند برد؟ حیواناتمان سالم خواهند ماند؟ و…».
یعنی زمستان و چیلله عید و جشن محسوب نمی‌شد، بلکه همه به فکر بی‌ضرر گذراندن آن ایام سخت و طاقت‌فرسا بودند. در عین حال، با دعا و نذر و نیاز از پروردگار متعال تقاضا می‌کردند تا به زندگی‌شان برکت دهد و کمک کند تا به راحتی از پس این چیلله‌ها برآیند. حتی در برخی روستاها هنوز هم مردم قبل از چیلله، با حاضر کردن «بوغدا قووورغاسی» (گندم برشته)، آن را در چهار گوشه‌ی بیرون خانه (پشت بام) می‌ریزند و اعقاد دارند که این عمل را رمز برکت و روزی خود می‌دانند و باور دارند که سال بعد سالی پر برکت خواهد شد.


چیلله در تقویم مردمی آذربایجان
۴۰ روز «بؤیوک چیلله» (چیلله بزرگ)، که از اوّل دی شروع و در ۹ بهمن خاتمه می‌یابد.
۲۰ روز «کیچیک چیلله» (چیلله کوچک)، که از ۱۰ بهمن شروع و آخر بهمن نیز به اتمام می‌رسد.
۱۰ روز «قاری‌ننه چیلله‌سی» (چیلله مادر بزرگ)، که از اوّل اسفند آغاز شده و تا دهم اسفند ادامه دارد.
بنا بر باور مردم، بؤیوک چیلله و کیچیک چیلله با هم خواهر هستند. مؤنث بودن این سه نیروی شرّ (بؤیوک باجی-خواهر بزرگ-، کیچیک باجی-خواهر کوچک- و قاری‌ننه-مادربزرگ-) ثابت می‌کند که این اعتقادات از باورهای دوران «مادرشاهی» برایمان به یادگار مانده است.

حکایت بؤیوک چیلله، کیچیک چیلله و قاری‌ننه
در افسانه‌های کهن آذربایجان آمده است، در روزهای پایانی چیلله‌ی بزرگ، خواهر کوچکتر کە مغرور است، در زیر درخت بید مجنون، نزد خواهر بزرگتر می‌آید و می‌گوید: «در این مدت چه کرده‌ای؟». چیلله‌ی بزرگ می‌گوید: دستان همه را روی تنور انداختم، دستان دخترانی که با کوزه آب می‌آوردند را منجمد کردم و…». خواهر کوچک می‌گوید: «تو کە کاری نکرده‌ای! ببین من چه می‌کنم! کاری می‌کنم کە نوزادان در گهواره‌هایشان و دست تازه عروس‌ها در کنار چشمه آب یخ بزنند و پیرزنان و پیرمردها را مریض می‌کنم».
خواهر بزرگتر بە طعنه بە او می‌گوید: «عؤمرون آزدی، دالین یازدی!». (عمرت کوتاه است و بە دنبالت بهار می‌آید)
چیلله‌ی کوچک در طول فرمانروایی خود، سرما را در تمام سرزمین‌ها حکمفرما می‌کند و در یکی از همین روزها، در یکی از کوههای قلمرو خود بە دست برف اسیر می‌شود. خبر بە «قاری‌ننه» می‌رسد و او برای آزادی فرزندش از زندان برف، بە کوه رفته و با سیخی کە روی آتش داغ کرده و بە نبرد برف رفته و در نهایت، برفها را آب می کند. چیلله‌ی کوچک بعد از آزادی متوجه می‌شود کە در آن روز زمستان تمام شده و «بایرام آیی» یا همان اسفندماه آغاز شده است.
در طول عمر چیلله‌ها مراسمات و اعیاد مختلفی همچون؛ «خیدیرنبی بایرامی»، «کوسا گلین» و «سایاچی»، «بایاتی فالی» و… نیز برگزار می‌گردد که به اختصار هر یک از آنها آورده شده است.

چیلله

خانواده آذری

چله گئجه سی

مبارک

کوسا گلین

«کوسا گلین» دسته‌ی نمایش شادی آوری هستند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.
گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی ریش و زنی با لباس عروس (یا مردی با لباس زنانه) و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار داده و از مردم شادباش می‌گرفتند. کودکان نیز به دنبال آنها راه می افتادند و به شادی می پرداختند.
کوسا گلین پول ایستیر، آللاهادان روزا ایستیر (کوسا گلین پول می خواد، از خدا روزی می‌خواد)
نحوه اجرای این مراسم به این صورت بود که معمولاً چند هفته (حدود ۳۰ تا ۵۰ روز) مانده به عید نوروز (ایل بایرامی) چوپانان برخی از شهر ها و روستا ها دور هم گرد می‌آمدند و سپس پرتقال یا انار خریداری می‌کردند به آن در اصطلاح محلی «کوسا پایی» گفته می‌شد . بعد چند نفر از آنها مامور می‌شدند که این میوه‌ها را بین خانه‌ها توزیع کنند این میوه‌ها بشارتی بر آمدن کوسه و پارانش و فرا رسیدن فصل بهار و نوروز بود. دوسه روز پس از توزیع میوه‌ها زمان اجرای مراسم فرا می‌رسید و گروه کوسا از خارج روستا با رقص و پایکوبی وارد روستا می‌شوند . این گروه از چهار شخصیت و در برخی از مناطق، از پنج شخصیت اصلی تشکیل می‌شد که عبارت بودند از:
۱-‌ کوسا ۲- گلین ۳- قاوالچی ۴- تورباچی ۵- قارا کوسا
«قاراکوسا» که نماد سیاهی و تیرگی بود در تمام مناطق آذربایجان در میان گروه کوسا گلین دیده نمی‌شد و فقط در برخی مناطق در گروه شرکت داده می‌شد. بعضاً نیز در برابر شخصیت دیگری بنام « آغ کوسا» که نماد روشنایی و پویایی بود ایفای نقش می‌کرد .
برخی از اشعاری که در مراسم «کوسا گلین» خوانده می‌شود:
کوسا گلیر هاوادان
ساققالی یئل قووادان
کوسانین پایین گتیر
آی خانیم، ائوین آوادان
***
جانیم قاراباش قویون
قارلی داغلار آش قویون
اوچ گون، اوچ گئجه کئچر
کوسایا یولداش قویون
***
جانیم او قاتار کئچی
قایادا یاتار کئچی
قیش سویوغو گلنده
بالانی آتار کئچی
***
آی خالا خالا دور ایندی
یوک دیبینه سوز ایندی
چؤمچه‌نی دولدور ایندی
آللاه بالان ساخلاسین
دو بیزی یولا سال ایندی (انجوی شیرازی، ص ۹۵-۹۸)

شب چله

مراسم خیدیر نبی

این مراسم یکی از مهمترین مراسمات ایام چیلله از رایجترین جشنهای این روزها به شمار میرود. جوانان به ویژه در روستاها، به در منازل همسایهها میرفتند و از آنها حبوبات میخواستند. سپس همه حبوباتی را که جمعآوری کرده بودند، در ظرفی ریخته و میپختند و خشک میکردند. بعد از آن، این حبوبات خشک شده و پخته شده را در هاون ریخته و پودر میکردند. قبل از خواب، اندکی از پودر را زیر زبان خود گذاشته و دعا میکردند که همسر آینده خود را در خواب ببینند و یا خواستار دیدن رویای صادق در مورد آیندهشان بودند. صبح روز بعد، خواب خود را به بزرگترها میگفتند و تعبیر آن را میپرسیدند.
سایاچی‌لار
از قدیمی ترین و زیباترین مراسمی که در آستانه عید نوروز و با فرا رسیدن بهار طبیعت درمناطق مختلف آذربایجان صورت می‌گرفت و هنوز در برخی دهات اجرا می گردد مراسم «سایاچی‌لار» (سایاچی‌ها) است که شعر و ترانه هائی به نام «سایا» همراه با اجرای نمایش می‌خوانند.
در این آئین دیرینه، سایاچی ها، افراد هنرمند، شوخ طبع و بذله گوئی هستند که با نغمات، آواز و سخنان شوخ و شیرین خود مردم را دلشاد ساخته و طلیعه داران آغار بهار و جشن های مربوط به آن بوده اند. در فولکلور ترکی، سایاچی به معنی حرمت و حرمت کننده است و با توجه به اینکه سایاچی ها هنرمندان دوره گردی بودند که با لباس هائی برگرفته از رنگ طبیعت و گاه با لباس های چوپان های محلی از چند هفته مانده به نوروز، ده به ده، کوی به کوی و خانه به خانه و با دو چوب در دست می گشتند و با خواندن شعرهای مخصوص و زدن چوب های دستی به هم ریتم در آورده و شعر و آواز در وصف طبیعت می خواندند و برای مردم آرزوی روزهای خوش، خیروبرکت در سال نو از درگاه خداوند بخشنده طلب می‌کردند. در برخی مناطق آذربایجان سایاچی ها را «کوساکوسا» می‌نامند. با توجه به اینکه سایاچی‌ها از چند هفته مانده به عید، روزهای مانده به آغاز سال نو را شمارش می‌کردند، می‌توان احتمال داد ( نه به طور یقین) واژه سایا از مصدر ترکی «سایماق» به معنای شمردن گرفته شده است.‏
جوانان آذربایجان علاوه براینکه پیام آور شادی و بشارت دهنده آغاز سال نو و بهار طبیعت بوده اند، در اصل به نوعی راوی نقل‌های حماسی و راوی حکمت و پند و اندرزهای میهنی و مذهبی نیز بوده‌اند.‏
سایاچی‌ها و کوسا کوساها ترانه های ساده و زیبا به صورت بایاتی و دوبیتی می خواندند، و در اشعار آنها احترام به اهالی خانه و مخاطب و دعای خیر برای آنان و آرزوی خیر و برکت برای محصول کشاورزی و همچنین اظهار محبت به حیوانات مشهود بود و گاهی این احترام و دعای خیر در صورت به گرمی پذیرفته نشدن از طرف صاحبخانه از چهارچوب معمول خارج و به طنز و هجو می گرائید. به نمونه هائی از این ادبیات شفاهی و گنجینه‌ی غنی سایاها توجه کنیم:
‏اورتوموشدم سکی ده/ اوره‌ییم گؤزله‌مه ده/ اوچ قیزیل آلما گلدی/ بیر قیزیل نعلبکی ده/ (نشسته بودم روی سکو/ دلم در انتظار بود/ در یک نعلبکی طلا/ سه سیب در آمد.)‏
و:‏
‏ سایا، سایا، سایادان/ دامازلیقی مایادان/ بو سایا کیم دن/ آتا، بابادان قالیب.‏

رقص در سرمای آذربایجان
آذربایجان

رقص

آذربایجان

آذری

ساوالان

سبلان

تاپماجالار و بایاتی فالی
بزرگترها برای ایجاد فضای شادی و سرور، مسابقههای تاپماجا را دور کرسی راه میانداختند، به این صورت که یک «تاپماجا» (چیستان) میپرسیدند و کسی که پاسخ صحیح میداد، برنده بازی بود. همچنین بایاتی ها از اجزای ثابت هر یک از آیینها و رسوم مردم آذربایجان می باشد. در مراسم شب چیلله به دلیل طولانی بودن این شب و گذران وقت، بزرگترها بایاتی میخواندند. گاه نیز مشاعره با بایاتی انجام میشد و گاهی هم بزرگترها با بایاتی برای کوچکترها فال میگرفتند. بیشتر بایاتی های مرسوم در شب چلله از منظومه حیدربابای شهریار انتخاب میشد. بعنوان مثال:
چیلله چیخار بایراما بیر آی قالار
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار
گئدر باخار گودول ده یارماسینا
باخ فلکین گردش و غوغاسینا
و یا:
قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دئیه‌نـــده
کولک قالخیب قاپ باجانی دؤینده
من قــاییدیب بیرده اوشــاق اولایدیم
بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

چیلله یئمک‌لری

مردم برای پذیرایی در این شب بخصوص و همچنین در شبچرهها، از تخمه آفتابگردان خوی، پشمک، حلوای هویج و «جئویز حالواسی» (حلوایی که از مغز گردو و پسته تهیه میشد و مخصوص شهر اورمیه میباشد)، میلاق (انگوری که از دو-سه ماه قبل بوسیله نخهایی بصورت عمودی به هم بسته شده و در محل مناسبی که سرد هم باشد، از سقفهای چوبی آویزان میکنند) استفاده میشد. همچنین خشکباری نظیر برگه زردآلود، آلبالوی خشک شده، سنجد، بادام، گردو، میوههایی مثل سیب ارومیه، خربزههایی که بصورت ترشی نگهداری میشد و سایر خوراکی ها برای پذیرایی از مهمانان استفاده می شد. در این شب به خاطر طولانی بودنش، مردم با خوردن این خوراکی ها و گفتن بایاتی، سعی در گذراندن آن داشتند.

چیلله قارپیزی

هندوانه جزو لاینفک خوراکیهای «چیلله گئجهسی» به شمار میرود و به نوعی سمبل این شب در آذربایجان است. سابق بر این که امکاناتی نظیر سردخانههای نگهداری میوهها و همچنین حمل و نقل میوه از مناطق ییلاقی به قشلاقی وجود نداشت، هندوانه را در محل مخصوص نگهداری کاه و علوفه برای حیوانات که «سامانلیق» (کاهدان) مینامیدند، نگهداری میکردند. بدین ترتیب که چند هندوانه از آخرین برداشت جالیز را انتخاب و در محلهای مختلف کاهدان می گذاشتند و روی آن را به دقت میپوشاندند. در شب مذکور، هندوانه هایی که بهتر از بقیه مانده بود را برای خوردن انتخاب میکردند.
چیلله‌لیک
در بین برخی خانوا‌ده‌های آذربایجان رسم است، در چیلله گئجه‌سی، و بعضاً یک روز قبل آن، برای تازه عروس‌ها و نامزدها هدایایی از طرف خانوده‌ی عروس برده ‌می‌شود که به آن «چیلله‌لیک» می گویند. این هدایا علاوه بر خرید لوازم خانه، شامل؛ چیلله یئمک‌لری (خوردنی‌های مخصوص شب چیلله)، مثل، پشمک، قووورغا، انار، قورو یئمیشلر (خشکبار)، چیلله قارپیزی (هندوانه شب چیلله) و… می‌باشد. خانواده‌ها آوردن هدیه از طرف خانواده عروس رو نوعی سربلندی دخترشان در پیش خانواده داماد می‌دانند. همه این هدایا را روی خونچا (طبق بزرگ چوبی و امروزه با ماشین) گذاشته و به خانه‌عروس می‌برند.
گرچه از آن شب‌نشینی و چیلله‌های آخر سال این ایام، دیگر چیزی نمانده، اما همچنان برخی از مراسم و سنت‌های دوران در آذربایجان همچنان پا برجاست و در این شب تمام خانواده ها در کنار بزرگترها جمع شده و شب بلند سال را به خوشی و شادی می گذرانند.


آهنگ چیلله گئجه سی از ناصر خندانی
[http://www.aparat.com/v/SrI9z]


"چیله قارپیزی"

" ﻗﺎﺭ " ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ ﯾﻌﻨﯽ " ﺑﺮﻑ " ، "ﺑﻮﺯ " ﻓﻌﻞ ﺗﺮﮐﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ " ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ " ﯾﺎ " ﻧﺎﺑﻮﺩﮐﺮﺩﻥ ".  " ﻗﺎﺭﺑﻮﺯ " ﯾﺎ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ، ﭘﺲ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺑﺮﻑ .

قارپیز یئمه ک :
قارپیز " یئمه  ک! (هندوانه خوردن!) چرا در " چیلله گئجه  " قارپیز (هندوانه) خورده می  شود.

بررسی نام  های " هندوانه " دراغلب زبان  های این منطقه و اروپا نشان می  دهد که نام مورد استفاده در ترکی قابل استناد ترین واژه در بر رسی مفهومی نام این صیفی است. برای مثال در فارسی " هندوانه " (چیزی که " ره آوردی از هند " است)، در انگلیسی (water melon) (صیفیِ آبکی) گفته می شود. ملاحظه می  کنید که هر دو توضیحی هستند و معنای مستقیمی ندارند که رابطه ی اسطوره  ای این صیفی را با آن مورد بررسی قراردهیم. در روسی( арбуз arbuz) و در یونانی( ικαρπούξ karpozi) گفته می  شود و همانگونه که ملاحظه می  گردد از " قارپیز" ترکی مشتق شده اند.
این بررسی و مرور رابطه ی هندوانه را با " قار " (برف) محرز می  سازد. پس نگهداری " قارپیز " تا شروع زمستان (که از شب چلّه شروع می  شود) حلقه  ای از زنجیره  ی تفکر اسطوره  ای ماست و در این حین نام " قارپیز " کاملا با مسما است.
اسم خوردنی مورد نظر خود گویای کاربرد آن است. یعنی بایستی به فصل برف و یخ رسانده شود.

اما آیا واژه  ی " قارپیز " با " قار " صرفا دارای همین ارتباط است؟ در جواب این سوال باید گفته شود که مسأله کمی عمیق  تر از این ارتباط است. عیمق بودن مسأله به سیستمی برمی  گردد که واژگان اینچنینی را در بر می  گیرد :
قیش (زمستان) / قار (برف) / قاری (عجوزه) / قاریماق (پیر شدن) / قارتیماق (پیر شدگی بافت  های گیاهی که توأم با سفت شدگی آن  ها است.) / قارغیش (نفرین) / قارغی (پیکان، نوک تیر) / قارانات (شومی، نحوست) / قیرماق (کشتار کردن) /  قوْرخو (ترس) / قیشقیرماق (فریاد کشیدن شدید) / قیرو (برفی که به شکل گِرد بوده و سفت است) / قارپیز (هندوانه) / قوُتلو (مبارک، خوش یمن) / و ......

حالا معلوم می  شود که چرا این واژه  ها دارای ارتباط سیستماتیک با یکدیگر بوده و توجیه دقیق اسطوره ای دارند.


سرمای تبریز و چله
چله تبریز

ارگ تبریز

قارپیز

خرید یلدا

شب چله تبریز

ولیعصر تبریز

شب چله
 

ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ و قارپیز :
ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ ( ﺗﺮﮐﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ) ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺁﺧﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﯾﻤﻦ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺮ ﺑﺎﺯ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺗﺮﮎ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ دارد.


چیلله در ترکی به زه کمان گفته میشود
که برای شلیک باید تا انتها کشیده شود، منظور از چیلله گئجه سی نیز طولانی ترین و کشیده ترین شب سال است. همانطور در ترکی "یای چیلله سی" هم داریم که ۴۵ میگویند و گرمترین روزهای تابستان و وسط تابستان است. بنابراین چیلله بیانگر طولانیترین شب سال در اول زمستان و گرمترین روزها در تابستان است و ارتباطی به عدد ۴۰ ندارد.
اما کلمه قارپیز که مانند قیش، قار، قالاق و قیرو از رنگ و جنس برف و سرماست از چیلله تابستان نگه میدارند تا در چیلله زمستان برای یادآوری روزهای راحت و پر آسایش تابستان نوش جان کنند و به گذشت روزهای سخت و سرد زمستان امیدوار باشند که با عبور از چیلله بزرگ و کوچک (چیلله اگر با عدد چهل مرتبط بود که بزرگ و کوچک نداشت) باید برای آمدن قورد اوغلو آماده باشد.  قورد اوغلو همزمان با بایرام آیی به آذربایجان میاید و از آمدن نفس به زمین و آمدن عید خبر میدهد.


قارپیز، قارپوز، قاربوز، خاربوز، نهایتا بدلیل شباهت ظاهری خربزه(این صیفی هیچ ارتباطی به حیوانات خر و بز ندارد) ترجمه شده است، همانند قره چمن به سیاه چمن، آخما قیه به احمقیه و... 
یا ساوالان به کلمه بی معنی سبلان و آراز به ارس بی معنی ترجمه شده است.
در زبان ترکی بدلیل ارتباط کلمات با اصوات طبیعت که مقدم بر معنی کلمات است میتوان با پیگیری ریشه کلمات تا دوردستهای تاریخ رفت در حالیکه زبانهایی که ریشه تاریخی ندارند با پیگیری ریشه کلمات و معنی آنها شما را به درگاه زبانهای دیگر میرسانند مثلا کلمه آسمان در زبان فارسی نهایتا به آسما، آسماق و جای بلند و مرتفع در ترکی میرسد، یا برادر، مادر، پدر فارسی به معادله های انگلیسی میرسد، یا group در انگلیسی که به قورماق و قورولوش در ترکی میرسد.
پیشاپیش چیلله گئجه سی بر تمام هموطنان مبارک باشد.


لینک پست شب چله آذربایجان در 1393

لینک پست شب چله آذربایجان در 1394

لینک صفحه جانبی اصالت، آداب رسوم آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : چیلله گئجسی-شب یلدا-آداب و رسوم آذربایجان-آذربایجان-آذری-بلندترین شب سال-قارپیز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 30 آذر 1395
زمان : 07:30 ب.ظ
خیابان سنگفرش تربیت در تبریز
نظرات |

الگوی پیاده راه زیبا و اصولی در عین حال قدیمی در ایران


خیابان تربیت (به ترکی آذربایجانی: تربیت خیاوانی)، یکی از خیابان‌های قدیمی و مشهور تبریز است که در مرکز این شهر واقع شده است. این خیابان از خیابان امام خمینی به طرف خیابان فردوسی و محوطهٔ بازار تبریز به طور شمالی جنوبی امتداد داشته و امروزه از طرف شهرداری تبریز به پیاده‌راه تبدیل شده است.

این خیابان در سال ۱۳۰۸ شمسی زمانی که محمدعلی خان تربیت شهردار تبریز بود، همزمان با خیابان فردوسی، خاقانی، منجم، منصور و گلستان باغی ساخته شده و به نام وی نامگذاری شده است.
قبل از اینکه خیابان تربیت در سال ۱۳۰۸ احداث شود، این گذر، شاخه‌ای از جادهٔ ابریشم یا Silk Road یا ایپک یولی بود و از شهرت خاصی برخوردار بود.

Tarbiyat Bazaar in Tabriz - Iran
تربیت


درب تاریخی نوبر و ورودی جنوبی سنگفرش تربیت

درب نوبر

بازار مولانا تبریز

شهر تبریز

تبریز

گردش

سنگفرش زیبا

شهر زیبا

خیابان یکی از اصلی‌ترین اجزای عناصر شهری جدید به شمار می‌رود که به مثابه پدیده‌ای غیربومی وارد ساختار شهرهای سنتی ایرانی شده است. شهر تبریز نیز به واسطه موقعیت جغرافیایی و تاریخی خاص خود، یکی از نخستین شهرهای ایران است که این پدیده در آن استقرار یافته و خیابان تربیت یکی از نمونه‌های بارز این فضای شهری است

خیابان تربیت یکی از خیابان قدیمی و مشهور شهر تبریز است که در ناحیه مرکزی شهر قرار دارد. این خیابان در دو بخش تربیت غربی و شرقی به سمت خیابان‌های امام خمینی، فردوسی و محوطه بازار بزرگ تبریز به صورت شمالی و جنوبی امتداد دارد.


تندیس ها و مجمسه های مشاغل قدیمی در سنگفرش تربیت
عکاس

سفر

مجسمه

تبریز

تاجر

کفاش

کفاشی

صندلی

باربر

تاریخچه
در ابتدای سده چهاردهم هجری شمسی، شهر تبریز نیز همگام با سایر شهرهای کشور دستخوش تحول شده و تعییراتی اساسی برای تبدیل آن از شهری سنتی به شهری امروزی انجام گرفته است. یکی از این اقدامات احداث خیابان‌های عریض و مستقیم جهت تردد خودرو بود که به مثابه نماد پیشرفت بسیار مورد قبول و پسند مردم در آن دوران واقع شد.

در این راستا، در فاصله سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۵ نخستین خیابان تبریز به دستور عبدالله‌خان طهماسبی، فرمانده لشکر آذربایجان، احداث شد که امروزه به خیابان امام خمینی شهرت دارد. پس از آن در سال ۱۳۰۶، به منظور گسترش خیابان‌ مذکور، پروژه احداث خیابان‌های منتهی به آن تکمیل شد که به خیابان‌های فردوسی، منجم، خاقانی و منصور شهرت یافتند. در همین دوران حد‌فاصل دروازه نوبر و دیک‌باشی نیز تعریض شده و به نام شهردار وقت «محمدعلی تربیت» نام‌گذاری شد. این گذر به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم (ایپک یولی) از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.

تربیت قدیم

خیابان تربیت


ویژگی‌ها و موقعیت کنونی معبر
کلیه خیابان‌های قدیمی احداث شده در آن دوران از الگویی ساده، ولی هدفمند پیروی می‌کنند. به این ترتیب که محور خیابان‌ها با دو الگوی استفاده از مسیر گذرهای موجود تعیین و همچنین دسترسی به مراکز مختلف شهری تأمین شده است. این ویژگی‌ها در مورد خیابان تربیت نیز کاملا مشهود است؛ به عبارت دیگر، این خیابان ضمن تطابق کامل با مسیر گذر موجود، دو مکان بسیار مهم شهر، عمارت شهرداری و دیک‌باشی را به هم وصل می‌کند.
در واقع این خیابان در گذشته، محل عبور و مرور مردم تبریز از محله‌های نوبر، مقصودیه و چرنداب بوده و به صورت راه «الله‌بیگ» تا «دوره دربندی» به سمت «بازارچه خیابان» و مقر «عالی‌قاپو» مورد استفاده قرار می‌گرفت. گفتنی است از سال‌ها قبل تردد خودرو به خیابان تربیت از طرف شهرداری ممنوع و این خیابان به عابر گذر تبدیل شده است.

خیابان تربیت به دلیل قدمت تاریخی خود میزبان مکان‌ها و بناهای قدیمی بسیاری است که از جمله آن‌ها می‌توان به «بازارچه شیشه‌گرخانه» اشاره کرد. همچنین مسجد قدیمی شعبان در ابتدای خیابان تربیت قرار دارد که اهمیت آن به دلیل اقامه نماز توسط آیت‌الله قاضی طباطبائی در این مسجد است. از جمله سایر بناهای تاریخی واقع در خیابان تربیت «خانه شاهزاده ضیاءالدوله امان‌الله میرزا» است که در جریان اشغال تبریز توسط ارتش روس در سال ۱۲۹۰ هجری خورشیدی، کشتار روس‌ها را تاب نیاورده و در محل کنسولگری انگلستان دست به خودکشی زد. محوطه و عمارت این بنا بعدها به پاساژ شیخ صفی تبدیل شد. از جمله سایر مکان‌های تاریخی خیابان تربیت که دستخوش تغییر شده محل سرای حاج رسول است که از جانب شهرداری به بازار و پارک مولانا تبدیل شده است.

شبهای تربیت
سنگفرش تبریز

بازار تبریز

تربیت تبریز

شبهای تبریز

شهر شب

tabriz


خیابان تربیت دارای کوچه‌های قدیمی و بنام بسیاری است که منازل و بناهای قدیمی و بزرگ آن‌ها یادگارهایی ارزشمند از دوران گذشته بوده و برخی از آن‌ها به دلیل وسعت زیاد به خیابان‌های اطراف مانند خیابان ارتش شمالی، میدان شهدا و بازارچه کره‌نی‌خانه دسترسی دارند. از جمله این کوچه‌ها می‌توان به کوچه انجمن، کوچه پناهی و کوچه کرباسی اشاره کرد.

به تازگی، سازمان زیباسازی شهرداری تبریز، در راستای احیای مشاغل سنتی مسیر تربیت، اقدام به ساخت و نصب آثار حجمی مانند مرد فرش‌ فروش، بستنی فروش، پینه‌چی (کفاش)، سلمانی و عکاس در این مسیر کرده است که زیبایی این خیابان قدیمی را دوچندان کرده‌ است.

خرید مردم در بازار و تربیت تبریز در آستانه عید نوروز 1395
[http://www.aparat.com/v/1CWLf]



گزارش خبرآنلاین - طرحی که در تبریز موفق شد
فخر تربیت تبریز بر ۱۷ شهریور تهران!

پس از ۵ سال از اجرای طرح پیاده‌راه ۱۷ شهریور و بی توجهی ۵ ساله به مخالفت‌های کسبه و اهالی این منطقه با ‍‍‍پیاده‌راه شدن خیابان، بالاخره این خیابان با فشار‌های اعضای شورای شهر تهران باز شد.

در تبریز پیاده راه تربیت یکی از پیاده راه‌هایی بود که در ابتدا مخالفت‌هایی با اجرای این پروژه می شد اما اجرای صحیح شهرداری تبریز، باعث شد علاوه بر اینکه رضایت مردم حاصل شود، زمینه ساز رشد چشم گیر میزان کسب و کار کسبه پیاده راه نیز شود.

نتایج یک تحقیق دانشگاهی تحت عنوان«نقش محور های پیاده در توسعه پایدار شهرها» نشان می‌دهد پیاده راه تربیت تبریز ، به عنوان یك محور تجاری - تفریحی تأثیر چشمگیری بر میزان كسب و كار مالكان داشته است و۶۸ درصد کاسبان بر تاثیر چشم گیر این پیاده راه بر کسب و کارشان اذعان کرده اند. در پیاده راه تربیت تبریز، اغلب كالاهای تجاری-محور شامل ، كیف و كفش ، مانتو ، پوشاك ، پارچه فروشی و ... می شوند و پر فروش ترین فصل این محور مربوط به تابستان است .

سنگفرش تربیت تبریز
تربیت

تبریزی

سنگفرش تبریز

سنگ فرش تربیت


براساس نتایج این پژوهش، برخی از دلایل مالكان ، مبنی بر مطلوبیت پیاده راه شدن محور و تأثیر آن بر افزایش رونق اقتصادی پیاده راه عبارتند از :

۱- سهولت رفت و آمد مشتریان وافزایش میزان خرید

۲- كاهش شلوغی و بی نظمی و نیز افزایش آرامش و راحتی ناشی از عدم وجود وسائل نقلیه موتوری

۳- افزایش امنیت وایمنی كاربران فضا ۴- همخوانی بیشتر با ماهیت تجاری فضا 


این دلایل نشان می‌دهد اجرای پیاده راه سازی تا حد زیادی به ابعاد اجتماعی مناطق نیز بستگی دارد و مخالفت‌های مردم منطقه خیابان ۱۷ شهریور بی دلیل نبود.



لینک پست تربیت در سکوت
لینک پست حمام و رستوران نوبر در تربیت
لینک پست کوی های قدیمی تبریز
لینک پست بازارگردی در تبریز
لینک پست خیابان شهناز
لینک پست پاساژ میلاد نور سنگفرش ولیعصر





مرتبط با : تبریز
برچسب ها : تبریز-سنگفرش تربیت-بازار تربیت تبریز-mustseeiran-تبریز گردی-گردشگری-خیابان قدیمی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 28 آذر 1395
زمان : 01:10 ب.ظ
منطقه کیامکی و کمتال آذربایجان شرقی
نظرات |

کنتال و زیبایی ارس


در ابتدا با تاکید این مسئله که رفتن و صعود به بخشهایی از این منطقه مشکل بوده و باید تحت نظر راهنمایان حرفه ای صورت گیرد.

پارک ملی کمتال با وسعت 7000 هکتار در شمال استان آذربایجان شرقی و مرز بین المللی و در جوار شهرستان جلفا واقع شده است، این منطقه جز بخش شمال شرقی پناهگاه حیات وحش کیامکی محسوب می‌گردد.
پناهگاه حیات کیامکی ازسال1352به عنوان منطقه حفاظت شده کیامکی توسط شورای عالی حفاظت محیط زیست به تصویب رسیده و ازسال1354به پناهگاه حیات وحش ارتقا یافته است که درسال1390منطقه کنتال به عنوان منطقه پارک ملی تصویب شد.


Kiamaki and Kamtal protected Area in East Azerbaijan province , Iran

کیامکی

ارس

این منطقه با توجه به پتانسیل‌های موجود در آینده نزدیک به یک منطقه مهم گردشگری استان آذربایجان شرقی تبدیل می‌شود، در حال حاضر پارک ملی کنتال جز مناطق حفاظت شده اداره محیط زیست استان اذربایجان شرقی است که در جهت حفاظت از منابع طبیعی و حیوانی این منطقه تدابیرخاصی در نظر گرفته شده است و آینده نزدیک با توجه به برنامه ریزها و طرح‌های تفصیلی مناطق گردشگری متمرکز و گسترده محدودهای مشخصی از این منطقه در اختیار گردشگران قرار خواهد گرفت.
پارک ملی کنتال در شمال استان آذربایجان شرقی،بخش سیه رود شهرستان جلفا و مرز بین المللی با جمهوری ارمنستان قرار گرفته است، این محدوده امن از جنوب شرقی به بخش خارونای شهرستان ورزقان چسبیده است واین منطقه بخش شمال شرقی پناهگاه زیبا و گسترده حیات وحش کیامکی محسوب می‌گردد.
کنتال از زیباترین مناطق طبیعی استان آذربایجان شرقی می‌باشد، این منطقه درحاشیه جنوبی رودخانه ارس یکی از زیباترین مناطق طبیعی استان آذربایجان شرقی است که رودخانه‌های دائمی،صخره‌های زیبا،دره‌های ژرف مناطق بدیع و همچنین تنوع زیستی بالابر اهمیت این منطقه افزوده است.

عبور رودخانه ارس از این منطقه که از چندین کشور سر چشمه گرفته ودارای تنوع زیستی بالایی می‌باشداهمیت این منطقه رادوچندان نموده است، همچنین موقعیت جغرافیایی ویژه منطقه ازجمله شرایط توپوگرافیکی، وضعیت اقلیمی پراکنش گونه‌های گیاهی وجانوری و آب کافی جهت نیازهای این منطقه بکر را از جایگاه ممتازی برخوردار کرده است.

کمتال

استان آذربایجان شرقی

کیامکی

کمچی

چشم اندازهای بی نظیر پارک ملی کنتال که بخشی از منطقه کیامکی است، پارک ملی کنتال یکی از مناطق امن پناهگاه حیات وحش کیامکی است که دارای  صخره‌ها و دیواره‌های ستبر و بلند می‌باشد که در نوع خود بی نظیر بوده و از نظر زیباشناسی دارای ویژگیهای منحصر به فردی در کشور است که می‌توان آن را بعنوان یک منطقه ای دارای خصوصیات ژئوپارکی به حساب آورد.
این صخره‌های صعب العبور یکی از بهترین زیستگاههای کل و بز در منطقه بشمار میروند و براحتی می‌توان گله‌های کوچک و بزرگ را در نقاط مختلف آن مشاهده کرد.علاوه بر جلوه‌های کم نظیر ژئوپارکی، بقایای سنگهای آسیابهای آبی قدیمی و قلاع دورانهای گذشته بر قابلیتهای فرهنگی و گردشگری آن افزوده است.

پوشش گیاهی و گونه‌های شاخص گیاهی پارک ملی کنتال را جزو گونه‌های پوشش گیاهی ویژه باید برشمرد. 

تنوع گونه‌های گیاهی  بیش از 450 باگونه‌های شاخص مثل ارس، پده، افرا ، داغداغان، بنه،گلابی وحشی، سنجد ، گز، زرشک و نسترن است که از ویژگیهای ویژه منطقه محسوب می‌شود.
پارک ملی کنتال فاقد هر گونه سکونتگاه انسانی بوده و تعارضات مانند اراضی یا مستثنیات درآن حداقل بوده و هیچ گونه فعالیت معدنی یا صنعتی در آن وجود ندارد، نزدیکی به رودخانه ارس و جاده نوار مرزی مرزبندی طبیعی و انسان ساختی را برای ضلع شمالی این منطقه بوجود آورده است،این منطقه صخره ای و غیر قابل نفوذ  و دارای شیب بالا است.


طبیعت جلفا

لاله ها

حیات وحش آذربایجان شرقی

حیات وحش و گونه‌های جانوری  این منطقه را شاخص است .شاخص تنوع گونه‌های جانوری حدود 350 گونه با گونه ای شاخص جانوری کل و بز وحشی، گوسفند وحشی ،گراز، خرس قهوه ای ، سیاه گوش، گربه وحشی ، گربه جنگلی ، پلنگ ،روباه ،شغال و گرگ، و از پرندگان، کبک دری،کبک ،کبوتر، عقاب طلایی، کرکس ،هما و عقاب ماهی گیر ، بالابان، و از از خزندگان و دوزیستان گرزه مار، افعی البرزی ،کفچه مار، آگامای قفقازی ، مار آتشی ،قورباغه معمولی ، وزغ  سبز،قورباغه درختی و وزغ پابیلچه ای  و از ماهیان سیم، سوف، کپور معمولی، سیاه ماهی، ماهی کولی، سس ماهی، زرد پر و …  از ویژگیهای خاص حیات وحش  منطقه محسوب می‌شود.
پارک ملی کنتال از مناطق مهم طبیعی  استان آذربایجان شرقی  است،این با ویژگیهای خاص طبیعی از جمله پوشش گیاهی منحصر به فرد و وجود حیات وحش با گونه‌های زیباد جانوری و همچنین واقع شدن در کنار رودخانه ارس و منطقه گسترده کیامکی در آینده نزدیک با محدوده مشخص در آینده نزدیک میزبان گردشگران بسیاری خواهد شد.
پارک ملی کنتال با توجه به پتانسیل‌های بی نظیر به عنوان بالاترین سطح پارک ملی محیط زیست استان آذربایجان شرقی ثبت شده است.

آراز

علی بی قالاسی یا قلعه علی بیگ یکی از 55 قلعه و استحکامات بابک خرم دین  دلاور آذربایجان  بوده  است که  در نبرد خود  با  اعراب  و سربازان خلفای  ستمگر عباسی از این قلعه و استحکامات آن ,استفاده نظامی کرده و و یکی از پادگان های مهم بابک محسوب میشد .

بعدها علی بیگ رهبری مبارزات مردم قسمتی از قفقاز را بر علیه دولت تزاری روس و ظلم و ستم امپراطوران آن زمان بعهده داشته است .

سبک بنا و نوع معماری قلعه علی بیگ تا حدودی شبیه قلعه بابک و قلعه قهقهه و آوارسین است.

علی بیگ
قلعه علی بیگ - از سهند توپراقی
قلعه علی بیگ

علی بی قالاسی


کوه کمتال
در آذربایجان شرقی در 50 کیلومتری شهرستان جلفا و هادیشهر175 کیلومتری تبریز نزدیکی نوار مرزی رودخانه ارس قرار دارد. ارتفاع کمتال (کامتال) 2123 متر است.
این کوه از جنوب شرقی به شمال غربی امتداد داشته و مختصات جغرافیائی قلّه‌ی آن بطول َ13/46 و عرض آن 48َ/38 میباشد.

کمتال دارای دره‌های فراوان است که بدون راهنما و تجهیزات حرفه ای کوهنوردی، حرکت و صعود این کوه بسیار سخت است.
دره هایی مانند(جهنم دره سی) با صخره‌های خوفناک و صیقلی و غیر قابل صعود، دره (انجیرلیخ) با درختان انجیر و بادام،دره‌ی جنگلی (شف) با درختان شف و دره‌ی (فرخ) با جنگلها و شن‌های روان و صخره‌ها و طبیعت رویایی، دره‌ی (چال بورنی)، دره‌ی تخته بولاخ (مسیر صعود عمومی کوهنوردان)، پری دره سی و صدها دره‌ی فرعی دیگر که پای انسان به آنجا نرسیده است!همچنین در فصول بارندگی وجود آبشارهای زیبای با ارتفاع 20 تا 50 متری جلوه ویژه‌ای به منطقه می‌دهد.
در کنار این طبیعت زیبا، جانوران مختلفی از قبیل پلنگ نژاد ارسباران، گرگ، خرس، آهو، خوک، روباه و دهها جانور دیگر در این منطقه زندگی می‌کنند.

کمتال داغی از سمت شرق متشکل از سه دره بزرگ معروف با نامهای ساققیزدی ُ تیکانلی و کوللی می‌باشد .
منطقه زیبای کمتال داغی منطقه بی‌همتای حیوانات وحشی و گیاهان گرانبهای کوهستانی نیز هست، بهترین مکان برای محافظت قوچ کوهی و بز کوهی می‌تواند باشد.

کوه کنتال
آسیاب خرابه
آسیاب خرابه

کیامکی

وجود این دو نوع شکار معروف، گونه‌های حیوانات درنده را به آن منطقه سرازیر ساخته است، از جمله گرگ و پلنگ و گویا اخیراً یک قلاده ببر در آنجا دیده شده است.
وقتی حضور حیوانات وحشی سرآمد در آن زیستگاه پرخیر و برکت به عین است، آن وقت حتماً که حضور چند گونه خرس در آن خزانه زیست نیز بی‌تردید خواهد بود.‏
یک نوع درخت ارزشمند به صورت پراکنده فضای عمومی آن کوه را پوشانیده است، اگر چه شبیه به کاج است، اما نام، محلی آن "آردیج" می‌باشد و چوب پردوام و محکمی دارد.‏
همچنین در کمتال داغی نوعی لاله وحشی به فراوانی وجود دارد که همانند طلای سرخ، اما هزار افسوس که مسافران کوه پیازک آن لاله کمیاب را از سینه زخمی زمین خارج ساخته و خزانه خاک را به یغما می‌برند.‏
سیستم طبیعی آن کوه به اژدهای خشم کهکشان‌ها شباهت دارد که میلیون‌ها سال با آتش‌هایی که از دهانش فوران داشته به سوی آسمان در جا خشکیده و به صورت فسیل درآمده که پس از سالیان سال ساختمان فعلی خویش را نمایان ساخته است.‏


کنتال

کمتال داغی
امامزاده سیدممد
امامزاده جلفا

ضلع شمالی و غربی کمتال داغی از این قائده طبیعی سهم بسزایی برده که دیواره‌های مخروطی آن در دو ضلع به صورت طبقه‌ای در ارتفاع 3000 متری هر بیننده را گیج و مبهوت ساخته و چشم‌ها را خیره می‌گرداند، در ضلع شمالی و غربی آن کوه صخره‌نوردی فنی به توان بشری برای دستیابی به ناممکن‌ها شرف می‌بخشد، در ضلع جنوبی و جنوب غربی نیز پستی و بلندی‌ها و ناهمواری‌ها قسمت وسیع جغرافیای طبیعت را در برگرفته است.‏
در دامنه شرقی کمتال امامزاده سیدممد نمایان است که از همان سمت مسیر صعود با دو ایستگاه اصلی (ایستگاه چشمه و قلّه) در پیش روست. از لبه جاده آسفالت تا چشمه آب مسیر؛ شیب ملایم اما با فاصله زیاد کشیده شده است، امّا بعد از چشمه آب مسیر صعود در هر صد قدم تندتر و شیب‌تر می‌شود که هر چه به قله نزدیکتر می‌شویم شیبی مسیر دشوارتر می‌شود که کاهاً به 25 درجه می‌رسد و حالت دیوار خمیده را دارا می‌شود که فشار مضاعف به زانوها و قلب انسان وارد می‌کند و برای همین منظور کمتال داغی جزو کوه‌های سنگین آذربایجان برای صعود ارتفاع شناخته می‌شود.‏
کمتال داغی هر چند که تابع شرایط آب و هوایی کوهستانی است اما تابستان‌های گرم بر آن حکمفرماست و تاکنون برف زمستانی در پایان فروردین ماه بر فراز آن باقی نمانده است.‏
زمان- مسیر:‏
همانطوری که گفتم این کوه عظیم کشور زیستگاه حیوانات وحشی به حساب می‌آید به همین خاطر برای رفتن به آنجا باید پاسپورت تهیه کرد، یعنی یا از هیئت کوهنوردی محل و یا اینکه از سایر نهادهای ذیربط جواز ورود به آن منطقه را دریافت نمود و در زمان مشخص باید به آنجا عزیمت نمود، که از اواخر فروردین ماه تا نیمه اردیبهشت ماه می‌توانید جواز ورود به آنجا را بدست آورید و با هماهنگی محیط‌بانان قدم به آن کوه بگذارید، البته زمانی نیز در فصل پاییز مشخص است.

کوهنوردی

هادیشهر

برای رفتن به کمتال در صورت امکان یک روز و نیم زمان در برنامه خود بگنجانید و شب را در مسافرخانه‌های امامزاده ممد سحر کنید.  اگر مبدأ شهر تبریز باشد از دو راه می‌توان به آنجا رفت:
‏1- مسیر جلفا که با رسیدن به شهر جلفا در امتداد رود ارس به طرف منطقه کلیبر حدوداً 68 کیلومتر حرکت نموده و پس از رسیدن به مرز "نوردوز" (مرز ارمنستان و ایران) به طرف امامزاده  سیدمحمد- که در سمت راست است- پیچیده و جاده را به طرف شهرستان ورزقان در حدود سه الی چهار کیلومتر بپیمایید تا اینکه اردوگاه فصلی کوهنوردان را در پای دامنه کوه پیدا نمود.‏

2- از تبریز به شهرستان ورزقان و با گذشتن از بخش خاروانا به سوی مرز نوردوز و ساحل رود ارس سرازیر شوید، البته این مسیر چندان از امنیت جاده‌ای برخوردار نیست.‏
قبل از حرکت به قله به وسایل مهم کوهنوردی اعم از کفش کوهنوردی- زانوبند- چوبدستی کوهنوردی و کوله‌پشتی و ... تجهیز شده و بصورت تیمی حرکت کنید. وسایل اضافی با خود حمل نکنید تا وزن بارتان سبکتر شود.
از لب جاده آسفالت به سمت غرب شکاف ژرف سینه کوه را هدف گرفته و از درون همان شکاف به طرف ایستگاه اولی (چشمه آب) حرکت کنید، در ابتدای مسیر بوته‌های تیغ‌دار مزاحمت بوجود می‌آورند. مسیر هم چندان شیب نیست، وقتی وارد شکاف کوه می‌شوید درخت‌های جنگلی دو سوی مسیر را احاطه کرده‌اند، حدوداً دو ساعت و نیم زمان می‌برد تا اینکه به چشمه آب برسید و بعلت نبود وزش باد با هوای نفس‌گیر مواجه خواهید شد. وقتی به چشمه آب رسیدید بهتر است در آنجا استراحت کنید و آب مورد نیاز خود را برای ادامه مسیر تهیه فرمایید وهر چه آب اضافی همراه ببرید بدانید که ثواب کرده‌اید، وقتی از ایستگاه چشمه به سمت قله حرکت می‌کنید در هر صد قدم مسیر شما شیب‌تر و تندتر خواهد شد و سرعت شما کمتر و آهسته‌تر، به همین منظور فریب کوتاهی مسیر را نخورید، زیرا که بیش از دو ساعت زمان خواهد برد تا اینکه شما به قله برسید و صعود را با موفقیت انجام دهید.‏برای برگشتن همان مسیر رفت را انتخاب کنید و اگر مجموع زمان رفت را تقسیم بر دو بکنید حاصل زمان برگشت بدست خواهد آمد.‏

امنیت:‏
برای رفتن به آن کوه امنیت از اهمیت بالایی برخوردار است، اول اینکه باید از محیط‌ زیست همانند دو چشم خود مواظبت نماییم و راه همزیستی با آنان را یاد بگیریم.
دوم اینکه برای امنیت جان خود و همنوعانمان برنامه اتخاذ کنیم؛ به کسانی که دچار بیماری‌های تنفسی، قلبی، دیابتی و فشارخون هستند بگوییم که بیشتر از دامنه کوه یا حداقل تا بعد از ایستگاه اولی (چشمه آب) کوه‌روی نکنند.‏
به غیر از مسیر مشخص از دیگر جاها حرکت نکنیم، در آن صورت اسیر وحشت صخره‌های لال خواهیم شد. چون تا ایستگاه اولی دو طرف مسیر با شاخ و برگ مزاحم و تیغ‌دار پوشیده است مواظب باشیم وقتی آنها به وسایل و لباس ما گیر کردند بناگهانی رها نکنیم چون احتمال دارد چشم نفر عقبی را هدف قرار دهد. مجهز به کمک‌های اولیه باشیم، برای صعود به قله آب اضافی همراه ببریم، چون قسمت بالایی کوه از شیب تند برخوردار است و تغییرات فشار آب و هوایی در آنجا حاکم است، به همین منظور احتمال مختل شدن فشار خون خود را جدی بگیریم.‏   

مسیر کوهپیمایی

اجرای ترانه پنجره در كمتال
[http://www.aparat.com/v/aOgnE]

حیات وحش منطقه حفاظت شده کیامکی جلفا
[http://www.aparat.com/v/N5L4e]


ماهاران نام آبشار زیبایی است که در کناره رود ارس و در نزدیکی روستای قشلاق در دامنه قلنج در منطقه حفاظت شده کیامکی (کمچی) در دامنه شمالی کیامکی داغ و در جنوب شرقی روستای لیوارجان واقع شده است. برای دیدن این آبشار باید از روستای ارسی به سمت ماهاران پیاده حرکت کنید و یا اینکه از خود ماهاران در مسیر آب پایین بیایید.
این آبشار که بیش از ۱۵ متر ارتفاع دارد، در دره ماهاران واقع شده است.
وجود دره ماهاران و آبشار زیبای آن موجب شده است همه ساله بسیاری از علاقمندان طبیعت، گردشگران و کوهنوردان به دیدار آبشارها، علفزارهای وحشی و مناطق ییلاقی این ناحیه بیایند. در این منطقه به علت وجود اختلاف ارتفاع بسیار در یک محدوده و تفاوت‌های اقلیمی متفاوت، فصول رویش گیاهان متنوع است. در حالیکه در اواخر زمستان و اوایل بهار در کناره‌های رودخانه ارس درختان به شکوفه نشسته و گل و گیاه حال و هوای بهاری در منطقه به وجود آورده است، ارتفاعات جنوبی به ویژه ارتفاعات کیامکی داغ، پوشیده از برف است و اوج رویش‌های آن در اواخر بهار و اوایل تابستان اتفاق می‌افتد. وجود این تنوع اقلیمی بر جاذبه‌های توریستی منطقه افزوده است و علیرغم ناشناخته ماندن این جاذبه‌های طبیعی، باز هم تعداد کثیری از علاقمندان به طبیعت در فصول مختلف سال از زیبایی‌های این منطقه دیدن می‌کنند.
در ابتدای بهار، رویش لاله‌های رنگارنگ در دامنه‌های کوهستانی کنتال و قلعه علی بیگ، منظره بسیار بدیع و زیبایی را به وجود می‌آورد و تعداد زیادی از دوست داران طبیعت را به این منطقه می‌کشاند.

ماهاران

آبشار ماهاران

جلفا

در این منطقه چشمه‌های کوچک و بزرگی از دامنه کوه‌ها به دره سرازیر می‌شود، که آب این چشمه‌ها و آب حاصل از ذوب برف کوه‌های اطراف این منطقه در بهار و اوایل تابستان آبشارهای متعددی را در مسیر خود به وجود می‌آورد، که بسیار جالب و دیدنی می‌باشد. درخت‌های میوه دار و درختچه‌‌های زرشک و گیاهان طبی و معمولی و انواع گل ها، زیبایی این منطقه را دو چندان کرده است.
چشمه آبی زلال از آن محل جاری است که در حول و حوش آن منظره‌های سرسبزی وجود دارد، آب چشمه‌های این منطقه بدون املاح و آهک بوده و از بهترین آب‌های منطقه می‌باشد. با توجه به موقعیت کوهستانی که این منطقه دارد آب و هوایش معتدل است و همه ساله در فصل بهار و تابستان مردم بسیار زیادی از نقاط مختلف شهرستان و سایر نقاط آذربایجان جهت تفریح و استفاده از آب و هوای معتدل به این منطقه عزیمت می‌کنند. همچنین وجود دره ماهاران در نزدیکی روستای قشلاق در دامنه شمالی کیامکی داغ و ییلاق “قره چی” در ناحیه جنوبی منطقه کیامکی موجب شده، سیل علاقمندان طبیعت، گردشگران و کوهنوردان فزونی یابد.


آبشار ماهاران هادی شهر جلفا
[http://www.aparat.com/v/1UOo7]


منبع استفاده شده:
سهند توپراقی
گروه کوهنوردان کمتال سردرود
ویکی پدیا
دشتهای ایران
تیشینه

لینک پست صعود به سهند
لینک پست آبشار آسیاب خرابه




مرتبط با : آذربایجان * پارکها و محیط زیست * شهرستان لینک
برچسب ها : کمتال-کیامکی-منطقه حفاظت شده-آذربایجان شرقی-جلفا-ماهاران-mustseeiran-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 24 آذر 1395
زمان : 11:55 ق.ظ
:: طبیعت زیبای هوراند آذربایجان شرقی
:: گردش در دروازه آذربایجان شرقی ، شهرستان میانه
:: بیشترین مالیات کشور اذعان آذربایجانی ها
:: فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
:: روستای چراغیل و فرهنگ روستای قاضی جهان در آذرشهر
:: پروفسور محسن هشترودی و پروفسور لطفی زاده و پرفسور علی جوان
:: در آستانه سال نو میلادی و ارامنه تبریز
:: دوربین تبریز لینک 66 ( برف و زمستان در کندوان )
:: چله گئجسی در آذربایجان
:: خیابان سنگفرش تربیت در تبریز
:: منطقه کیامکی و کمتال آذربایجان شرقی
:: باغ تاریخی فتح آباد تبریز
:: سه قهرمان تبریز عظیم قیچی ساز ، یونس موحد ، اکرم امانی
:: دیدنیهای اطراف مرند
:: بیماری ایدز را بیشتر بشناسیم
:: وداع باشکوه تبریز با مسافران بهشت
:: قطار و دهقان فداکار
:: موزه آذربایجان در تبریز
:: نگاهی به طرح توسعه میدان ساعت تبریز
:: درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
:: آپارات تبریز لینک 68
:: شیرینی و سوغات خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: نفس های ارگ تبریز
:: از دانشسرای عالی تا دانشگاه تبریز
:: دروازه های تاریخی تبریز
:: خانه تاریخی پروین اعتصامی
:: دوربین تبریز لینک 65 ( پاییز متنق در سهند )
:: شهروند لینک آذربایجانی 65 ( تصاویر شهری از باکو Baku )
:: بستان آباد گردی
:: عکسهای جشنواره فیروزه تبریز - بخش 2




( تعداد کل صفحات: 4 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ