تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 26 شهریور 1397, 11:58 ب.ظ

تبریز، که همیشه در شمار شهرهای بزرگ ایران جای داشته، در توصیف سفرنامه‌نویسان خارجی بازتاب‌های گوناگونی داشته است.

تبریز، که پایتختی ایران بزرگ را چندین قرن در کارنامه دارد، از سده‌های دور مسافران خارجی زیادی به خود دیده است. از میان سفرنامه‌ها، آنچه خوب و بد از اوایل دوران قاجار تا به امروز درباره‌ی تبریز و جاذبه‌های آن نوشته‌اند را از نظر می‌گذرانیم.


تبریز

نقاشی تبریز



آگوست بن‌تان، افسر فرانسوی، در سال ۱۱۸۶ شمسی (قاجار) خانه‌های تبریز را اینگونه توصیف کرده است:

«شهر تبریز و آذربایجان قسمتی از مملکت قدیم ایران است. تبریز از لحاظ وسعت و تجارت دومین شهر بزرگ ایران است و جمعیت آن امروزه بیش از صد هزار نفر نیست.

خانه‌های تبریز، مانند همه‌ی شهرهای ایران، از خشت خام ساخته شده است. معمولاً سقف خانه‌ها کوتاه و کوچه‌ها تنگ است. نصف خانه‌ها در زیر زمین قرار گرفته و نیم دیگر آن از زمین بیرون است. به غیر از در ورودی خانه‌ها، که به بیرون باز می‌شود، بقیه‌ی درها و روزنه‌ها رو به داخل عمارت گشوده می‌شوند. ظاهر خانه‌های ایرانی غم‌انگیز است».


نقاشی تبریز در عهد صفویه

تبریز صفوی


پیر آمده ژوبر فرانسوی حدود سال ۱۱۹۰ هجری شمسی به دستور ناپلئون به ایران سفر کرد. ژوبر در بخشی از سفرنامه‌ی خود از اهمیت تبریز نیز سخن گفته است:

«تبریز یکی از شهرهای بزرگ ایران است. ایرانیان هنوز گمان می‌کنند که تبریز مرکز جهان است؛ در حالی که با همه‌ی وسعت و اهمیت بازرگانی‌ای که دارد فقط دومین شهر ایران به شمار می‌رود. دروازه‌های تبریز با کاشی‌های رنگارنگ زینت یافته و دور شهر دیوارهایی بلند با برج و بارو دارد. می‌گویند دارای ۴۰ هزار نفر جمعیت است ولی آنچه من می‌دانم آن است که چندان عظمت ندارد.

«ایرانیان هنوز فکر می‌کنند تبریز مرکز جهان است»

کوچه‌های پیچ در پیچش سنگ‌فرش نشده، دیوارهای خاکی نامساوی‌اش هم کوتاه هستند. وقتی وارد این شهر می‌شوید، مانند آن است که در یک خاکبرداری برای ایجاد راه‌آهن قرار گرفته‌اید.

در تبریز، مسجد بسیار زیبایی وجود دارد که از کاشی‌های آبی پوشیده شده ولی این مسجد در حال ویرانی است. بازار شهر بزرگ و پرجنبش است. دکان‌ها و مغازه‌هایش بزرگ و زیبا است. ابتدا زیبایی مغازه‌ها به چشمم نیامد تنها پس از آنکه تهران را دیدم فهمیدم که چقدر فعالیت‌های بازرگانی در تبریز پویا است.

در آن زمان، قهرمان میرزا، نوه فتحعلی‌شاه، حاکم آذربایجان و تبریز هم حاکم‌نشین آن دیار بود. چون در اعماق وجودم به مقام و کشور او احساس احترام می‌کردم، لباس رسمی پوشیدم و هنگام ورود تعظیم کردم».  

«زیبایی مغازه‌های تبریز در مقایسه با تهران به چشم می‌آیند»



دروازه ورودی تبریز، نقاشی از اوژن فلاندن به سال ۱۸۴۱ میلادی
تاریخ تبریز


موریس کوتز بوئه‌ی روس در سال ۱۱۹۶ تبریز را توصیف کرده است:

«دورنمای شهر تبریز چیز فوق‌العاده‌ای ندارد. تمامی عبارت از درخت و دیوارهایی مرتفع است که خانه‌ها را در وسط خود پنهان داشته است. این شهر بینهایت کثیف است. بازار آن، که از بهترین جاهای ایران به شمار می‌رود، عبارت از دالان‌های تنگ و طویلی است که با حصیر پوشیده شده و طرفین آن دکان ساخته‌اند. در اطراف بازار تیمچه‌هایی دیده می‌شود که به مغازه‌های سنگی وسیعی منتهی می‌شوند. این بازارها پر است از آدم بیکار و پر است از اسب و حمال که همه به هم تنه می‌زنند».



نقشه تبریز قرن ۱۶ از نصوح مطراقچی

نقشه تبریز


اوژن فلاندن فرانسوی در سال ۱۲۱۹ از نقش تبریزیان در سرنوشت ایران گفته است:

«جمعیت تبریز در زمان شاردن (دوره صفویه) ۵۰۰ هزار نفر بود اما اکنون به ۱۵۰ هزار نفر کاهش یافته است. نقشی که تبریزیان در ایران بازی می‌کنند اهمیت ویژه‌ای در سرنوشت این کشور دارد».




ژان دیولافوا، باستان‌شناس فرانسوی، در سال ۱۲۶۰ از مشاهداتش هنگام ورود به تبریز نوشته:

«نقالی، در همان ورودی پل تبریز، عده‌ای از روستاییان را دور خود جمع کرده و برایشان نقالی می‌کرد. نقال تبرزین به دست داشت و با آن قیافه‌ی مهیب و حرکات و اشارات مخصوص به خود، جنگ‌ها و دلاوری‌های رستم معروف، پهلوان دلیر ایران، را برای آنها شرح می‌داد. نقال به قدری تند سخنرانی می‌کرد که من فقط صدای او را می‌شنیدم و حرکات و اشارات او را می‌دیدم».



دکتر فووریه فرانسوی در سال ۱۲۶۹ از وسعت و جمعیت تبریز نوشته است:

«تبریز شهر بزرگی است؛ ۱۵۰ هزار نفر جمعیت دارد اما بنا به روایت مردم، این شهر قبلاً خیلی بیشتر سکنه داشته است. به من گفتند برای پیمودن تبریز، از یک سر به سر دیگر آن، با پای پیاده سه ساعت وقت لازم است. به هر حال پیمودن پهنای آن در کمتر از دو ساعت ممکن نیست».



نقاشی ژان شاردن از دورنمای شهر تبریز، سال  ۱۶۷۳  ،  صفویه
صفویه


ابراهام جکسن آمریکایی در سال ۱۲۸۲ خورشیدی درباره‌ی تبریز نوشت:

«تبریز در ناحیه‌ای واقع شده که از نظر تاریخی با نام زرتشت سر و کار دارد. وقتی سرگرم گردش در شهر بودم، نکته‌هایی درباره‌ی آداب و معاشرت، که بسیار جذاب و جالب و آمیخته با تعارفات فراوان است، آموختم. پیدا است که ایرانیان مردمانی اجتماعی هستند. در معاشرت بی‌نهایت مؤدبند. قاموس آداب ایرانی سرشار است از عبارات مؤدبانه و اصطلاحاتی که در تعارفات و احوال‌پرسی به کار می‌برند.

«سلام» آنان عبارت از مقداری ثنا و درود است که به مهمان نثار می‌کنند و مقدمه‌ای دلکش است که پیش از گفتگو می‌گویند. در پذیرایی‌ها با بیانی گرم و پر از نکته‌سنجی گفتگو می‌کنند. اینها همان چیزهایی است که هرودوت درباره‌ی خلقیات ایرانیان عهد باستان نوشته است».



نقاشی اوژن فلاندن از مسجد صاحب‌الامر در سال ۱۸۴۱  میلادی

تبریز قدیم



سفر مسافران خارجی به تبریز در سال‌های اخیر روند افزایشی پیدا کرده است. در ادامه آخرین نظرات گردشگران درباره‌ی برخی از جاذبه‌های تبریز را با هم می‌خوانیم.


بازار تبریز

گردشگر چینی در فروردین ۹۵ بازار تبریز را به هزارتو تشبیه کرده است:

«درست مانند فیلم «دونده مارپیچ» (Maze Runner) یا حضور در بازی‌های کامپیوتری است. کوچه‌ها و دالان‌های شبیه به هم زیادی دارد. بازار تبریز به بخش‌های مختلفی تقسیم شده است: مغازه‌های کفش‌های چرمی، فرش، نقره‌جات، آجیل‌ها و میوه‌های خشک و .... اینجا بزرگ‌ترین بازار سرپوشیده‌ی جهان است که با آجر درست شده و بیش از ۲۰۰ سال قدمت دارد. واقعاً ارزشش را دارد که برای دیدنش به آنجا بروید».



مسافر نیوزلندی در مهر ۹۶ نوشته که تنها به خاطر دیدن این بازار به تبریز آمده:

«بازار تبریز بازاری تاریخی و شگفت‌انگیز است. حال که بازار حلب سوریه ویران شده‌، این بازار می‌بایست آخرین بازار تاریخی باشد که بر جای مانده است. بوی ادویه‌جات در فضا پیچیده و جاهای دیدنی زیادی دارد. پیشنهاد می‌کنم اینجا گم شوید و از گم شدن لذت ببرید».

«پس از ویرانی بازار حلب سوریه، حالا بازار تبریز آخرین بازار تاریخی جهانی است»



توریست ایتالیایی در مرداد ۹۷ از جو خوب بازار تبریز گفته است:

«نکته‌ی قابل توجه درباره‌ی بازار تبریز این است که کسی شما را برای خرید تحت فشار نمی‌گذارد. رفتار مردم دوستانه و ساختار بازار هم چشم‌نواز است. بازار تبریز از بازار تهران خیلی بهتر است، قیمت‌هایش هم در مقایسه با بازار اصفهان و شیراز هم منطقی‌تر به نظر می‌رسد؛ یکی از بزرگ‌ترین بازارهای جهان است که ۱۸ کاروانسرا، رستوران، مسجد و بانک دارد. من در اینجا چیزهای زیادی درباره‌ی تاریخ بازار و جنبه‌های مختلف فرهنگ ایرانی آموختم».


بازار

بازاری


کندوان

گردشگر سوئدی در فروردین ۹۵ از روستای کندوان تعریف کرده است:

«می‌توانم بگویم دیدار از این روستا جالب‌ترین لحظه‌ی سفرم به ایران بود. گویا قرار بوده اینجا را در فهرست میراث جهانی یونسکو جای دهند اما چون برخی همچنان می‌خواستند آنجا زندگی کنند این اتفاق نیفتاد. عسل‌های عالی‌ای دارد. چشم‌انداز زیبایی دارد مخصوصاً اگر برف آمده باشد. یادتان نرود که در کوچه پس کوچه‌هایش بگردید. مثل فیلم‌های علمی-تخیلی است. بعضی از خانه‌ها انگار از ۸۰۰ سال پیش محل اقامت بوده‌اند».

«کندوان مانند کاپادوکیه ترکیه است اما اینجا هنوز خیلی توریستی نشده»



مسافر سنگاپوری در مرداد ۹۷ درباره‌ی روستای غاری کندوان گفت:

«تقریباً تمام روستاییان در غارها زندگی می‌کنند. من شبیه این بافت را در کاپادوکیه‌ی ترکیه دیده‌ام اما اینجا هنوز خیلی توریستی نشده. همچنین کاپادوکیه دیگر کاملاً خالی از سکنه شده اما اینجا هنوز افرادی هستند که در دل کوه زندگی می‌کنند. از میان سه روستای کندوان، ابیانه و ماسوله، کندوان را زنده‌تر از آن دوی دیگر دیدم. تابستان‌های اینجا هم خنک است. بومیان کندوان ما را به خانه‌شان دعوت کردند. در آنجا مانند ژاپنی‌ها روی فرش نشستیم و غذای سنتی آبگوشت خوردیم».


کندوان

سفرنامه


مسجد کبود

مسافر یونانی در مهر ۱۳۹۲ مسجد کبود را یگانه جاذبه‌ی تبریز دانسته:

«قدیمی‌ترین مسجد تبریز در واقع پدر تمام بناهای اسلامی ایران و حتی آسیای میانه است. این مسجد که در سال ۱۴۶۵ ساخته شده حتی از مسجدهای سمرقند و اصفهان هم قدیمی‌تر است».



گردشگر استرالیایی در خرداد ۹۶ مسجد کبود را مسجدی جالب از عهد تیموریان دانسته است:

«ساخت مسجد کبود به زمان تیموریان برمی‌گردد. برای دیدن سیر معماری مسجد در ایران حتماً باید این مسجد را ببینید؛ کاملاً با مسجدهای دوره‌های بعد و مسجدهای جنوبی‌تر، شاید به خاطر اقلیم سردتر، فرق دارد. مسجد کبود مناره ندارد اما دو گنبد بر آن ساخته‌اند. مسجد درون حیاطی قرار گرفته که تنها دو ایوان دارد. آجرکاری‌های گسترده‌ای در ایوان انجام شده است.

با آنکه مسجد بر اثر زلزله صدمات زیادی دیده اما باز هم وقتی واردش می‌شوید می‌توانید آن حس دوران گذشته‌اش را دریابید. جوی که در آنجا حاکم است حتی از مسجدهای کاشان هم جذابیت بیشتری دارد».



توریست آلمانی در اسفند ۹۶ درباره‌ی مسجد کبود نوشته:

«مسجد کبود یا آبی بنایی شناخته شده در تبریز است. مسجد حدود سال ۱۴۶۵ ساخته شد اما زلزله‌ای در ۳۰۰ سال بعد آن را ویران کرد. ۲۰۰ سال طول کشید تا دوباره این مسجد بازسازی شود. توصیه می‌کنم به این مسجد بروید و از دیدن کاشی‌های زیبایش لذت ببرید. البته شاید گیرایی‌اش به اندازه‌ی مسجد یزد نباشد اما عکس‌های خوبی می‌شود اینجا گرفت. آجرکاری، کاشی‌های رنگارنگ و خطاطی‌هایی که روی آنها شده ترکیب خوبی را به وجود آورده که آن را متفاوت از سبک بناهای اصفهان و شیراز کرده است».


مسجد کبود

مسجد



موزه آذربایجان

مسافر ایتالیایی در تیرماه ۱۳۹۷ از آثار عجیبی که در موزه آذربایجان هست می‌گوید:

«طی سفرمان به غرب ایران موزه‌های کمی دیدیم اما این یکی را نمی‌شد از دست داد. موزه خیلی بزرگ نیست اما آثاری که در آن به نمایش درآمده شگفت‌انگیزند. از لحاظ تعداد، کیفیت و تنوع یافته‌های باستان‌شناسی موزه‌ی پرباری است شاید پس از موزه ایران باستان تهران پربارترین موزه‌ی ایران باشد. موزه‌ای سه طبقه‌ای است که در ورودی‌اش دو قوچ سنگی متعلق به دوران اورارتو (حدود ۸۰۰ قبل از میلاد مسیح) قرار گرفته.

«موزه آذربایجان، پس از موزه ملی، پربارترین موزه ایران است»

طبقه‌ی همکفش را بیشتر آثار باستانی کشف شده از سایت حسنلو، در جنوب غرب دریاچه ارومیه که تاریخش به هزاره‌ی پنجم قبل از میلاد می‌رسد، تشکیل داده‌اند.


موزه آذربایجان

از میان آثار موزه آنچه بیش از همه مرا شگفت‌زده کرد دو کیف پول سنگی خاکستری-سبز بود که با مهارت تمام ساخته و پرداخته شده بودند. بنا بر نوشته‌ی پای اثر، اینها نمادی از ثروت بودند، گرچه برخی منابع دیگر برایشان کاربرد وزنه را در نظر گرفته‌اند. بعدها فهمیدم که این کیف‌های سنگی متعلق به عصر مفرغ (اواخر هزاره سوم قبل از میلاد) هستند که در جیرفت، در جنوب شرق ایران، یافت شده‌اند.

دیگر اثر تأثیرگذار موزه مقبره‌ای متعلق به عصر آهن با دو اسکلت درون آن است که در همان نزدیکی مسجد کبود یا مسجد آبی کشف شد.

روی هم رفته، حتی اگر خیلی علاقه‌ای به آثار باستانی ندارید، این موزه را از دست ندهید».


گردآورنده:



دسته بندی : تبریز ,
برچسب ها : سفرنامه , گردش , تبریزگردی , توریست خارجی , تبریز در سفرنامه های خارجی , سفر تبریز ,


نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 22 شهریور 1397, 11:58 ب.ظ

سید ابوالقاسم  متخلص به نباتی و مشهور به مجنون شاه و خان چوپان فرزند میر یحیی ( ملقب به سید محترم اشتبینی ) به سال 1191 هجری تولد یافت ، دوران جوانی خودرا در قریه اشتبین كه یكی از قراء با صفای قره داغ اذربایجان  و قره چای است با حشم داری و باغبانی گذرانید ، زیبایی های طبیعت اورا به سرودن اشعار بر انگیخت ، رفته رفته به عرفان گرایید  بعدها به شهر اهر رفت و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری گوشه عزلت گزید و اواخر عمر باز به زادگاهش اشتبین برگشت


پارک نباتی


مرحوم عارف نباتی به كرات از آب رودخانه آراز می گذشته و اصلاً جایی از بدنش و یا لباس هایش خیس نمی شده و طوری ماهرانه و ظریفانــــه این عمل را انجام می داده كه همه را مات و مبهوت و حیرت زده مــــــی كرده است . شنیده شده است كه آن مرحوم آراز را گاهــی در روی آب به پشت خوابیده عبور میكرده است . و باز یكی از ملتزمین ركـــــابش در یكی از روزها در كنار آراز اظهار لعبه كرده و می خواهد از آب عبور كند و در باور خودش كرامتی نشان دهد ، ولی به محض اینــــــــكه وارد آب می شود نه تنها موفق نمی شود بلكه جسد نیمه جانش را دیگران نجـــــات می دهند . مرحوم این شعر را در حق وی سروده و اورا به ریاضـــــــت و تهذیب نفس و پخته شدن در كوره روزگار دعوت میكند :
گئت دولانگلن خام سن هنوز 
پخته اولماغا چوخ سفر گرك  
مرغ قاف ایله هم زبان اولوب  
زیروه قالخماقا بال و پر گرك

نباتی

حکیم نباتی

مقبره نباتی


دیوان اشعار:

جمع اشعار به‌جامانده از نباتی به پنج هزار بیت بالغ می‌گردد که تقریبا نصف آن فارسی و نصف دیگر ترکی است. اشعار نباتی در جمهوری آذربایجان و قفقاز و ترکیه و ایران طرفداران بسیاری دارد..
یكی از آثار جهانی نباتی تصنیف «گئدین دئین خان‌چوبانا» است كه در موسیقی آذربایجان به زیبایی می‌درخشد و شهره‌ی تمام ترك ‌زبانان دنیاست. نباتی با تخلص زیبای «خان‌چوبان» چنان اشعاری را برای ما به یادگار گذاشته كه هنوز قافله‌ی ادب او را چنانكه است، نمی‌شناسد
آنچه كه نباتی را در اوج دل مردم آذربایجان قرار داده است، اشعار تركی او است؛ اشعاری كه قبل از وجود صنعت چاپ، توسط عاشیق‌ها و خوانندگان موسیقی آذربایجان در طول 200 سال دل عشاق را به نوا آورده و تسخیر كرده است.


دیوان شعر


آرامگاه:
وی پس از حدود هفتاد سال عمر، در ۱۲۶۲ قمری درگذشت. در خصوص آرامگاه نباتی در یک بلندی مشرف به روستای اشتبین و رودخانه ارس از اظهارات اهالی روستا چنین بر می‌آید که نباتی همیشه در یک نقطه‌ای از بلندی کوه می‌نشسته و به روستا و زادگاه خود و رودخانه ارس و جاده‌ای که اهالی و دختران جوان در آن تردد داشتند نگاه می‌کرده و اکثر شعرهای خود را در آن نقطه آفریده و و با صدای دل نشین به آواز خواندن می‌پرداخته که بعد از درگذشت وی، اهالی بنا به علاقه وافر نباتی به آن محل خاص، وی را در همان نقطه دفن کرده‌اند.
در شهریور 1372 كنگره بزرگداشت این شاعر به مدت سه روز در كلیبر بر گزار شد و به همین مناسبت دیوانش به طرز مطلوبی در دو جـــــــلد به اهتمتم دكتر حسین محمد زاده صدیق انتشار یافت . جلد اول آن اشعار فارسی و جلد دوم اشعار تركی نباتی است .
چاپ تزیینی و نفیس دیگری هم از اشعار فارسی او با تشریك مساعی جمعی از خوشنویسان و هنرمندان ، بكوشش غریبی كلـــــیبر تهیه و به علاقمندان شعر نباتی اتحاف شد


   مرحوم فریدون كوچرلی ادبیات شناس مشهور در تحقیقات خــــود در مورد نباتی چنین می نویسد :
(( سید ابولقاسم نباتی برای آذربایجانی ها به منزله خواجه حافــــــــظ ، شمس تبریزی و حتی در بعضی اشعار و كلامش به منزله جلال الــــدین رومی (مولوی ) میباشد .))


علامه شهید مرحوم علی مدرس تبریزی در جلد چهارم كتاب ریحـــانه الادب می نویسد : ((سید ابوالقاسم میر مقدم اشتبینی قــــــره داغــی تبریزی از عرفای قرن سیزدهم هجرت كه درویش مسلك و صوفـــــــــــی مشرب بوده و اشعار و ذوقیات بسیاری به دوزبان تركی و فارسی گفته و به نباتی یا خان چوپانی یا مجنونشاه تخلص می كرده و دیوان او در تبریز چاپ شده است . ))


در كتاب دانشمندان  آذربایجان در مورد ابو القاسم نباتی چنین آمده است :
((خلف مرحوم سید محترم اشتبینی ، درویش مسلك و صوفی مشرب بوده ، گاهی مجنون شاه و خان چوپانی نیز تخلص كرده است . اوائل حال در قریه اشتبین كه كرسی محال دیزمار قراچه داغ است نشو و نما یافته و بعد ها به قصبه اهر مهاجرت نموده و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری مشغول ریاضت و مجاهده گردیده است .))

هنوز هم اهالی قره داغ نباتی را نه تنها شاعر بزرگ ، بلكه عارفی بسیار مقرب و صاحب كرامات می دانند و كرامات اورا در مجالس و محافل نقــــل می كنند. خود می گوید :
از خامه خان چوپانی مـــــــــــن
 عاجز شده كلك مانی من
خواهی كه شوی تو نیز موسی
  یك چند بكن شبانی من


روستای اوشتبین جلفا

اشتبین

اوشتبین


در اواخر عمر به مسقط الراس خود مراجعت كرده و در 1262 مرحوم شده است و مزار ش دربالای تپه ای در اشتبین است . در ضمن ایشــــــان در سال 1191 ه. ق. برابر با 1149 ه. ش. در اشتبین متـــــــولد شده است .
در كتاب مفاخر آذربایجان نیز نویسنده در مورد سید ابو القاســـــــم نباتی چنین می نویسد :
((مرحوم سید ابوالقاسم بن میر یحیی اشتبینی ، متخلـــص به ( مجنون شاه ) یا ( خان چوپانی) یكی از شاعران آذربایجان از منطقه قــــــره داغ می باشد .


او شاعری علی گو و علی جو بوده است و در مدح و توصیف مولا علـــی (ع) گوی سبقت را از همگان و خیل شاعران مداح اهل بیت عصمت (ع) ربوده است  او اشعار فراوانی در حق آن بزرگوار ســـــــروده است كه در دیوانش ثبت است . زادگاه او روستای اشتبین مركز دهستان دیـــــــزمار شرقی از توابع ارسباران ، بسال 1191 متولد گردیده و سیر معرفت را از همان زمان از تعالیم و ارشادات و بركات وجودی شیخ شهاب الدین اهری كسب نمود و در شعر و ادب به مرتبت والایی نائل آمد كه توانست حدود 5000 بیت شعر را از خود بیادگار بگذارد . او شاعری مسلمان و شیــــعه دوازده امامی و مخلص اهل بیت و رسالت (ع) بوده است . سروده های او در نواحی قفقاز ، تركیه ، آذرباجان و سراسر ایران طـــرفدارانی دارد .


[http://www.aparat.com/v/skWc5]

[http://www.aparat.com/v/ArzvO]



گؤره‌سن من نییه یارب بئله نالان اولدوم؟ 
غلط ائتدیم كی سنه واله و حئیران اولدوم.
اودا یاخدین من بیچاره‌نی پروانه كیمی،
آجیغین گلدی مگر عاشیق انسان اولدوم؟
سود و سرمایه‌می مجموع ألیمدن آلدین،
نییه كیم زاهید اولوب مسجده دربان اولدوم!
شیخ صنعان كیمی بوینوما سالدیم زونّار،
ایندی گل گؤر كی كلیسالارا رهبان اولدوم.
ائتدیم اول دلبر ترسایا بوگون بیر سجده،   
ایندی بیلدیم كی یقین من‌ده مسلمان اولدوم
لله الحمد! كی من كوفرده بولدوم ایمان،
كئچن ایّاما نه حاصیل كی پشیمان اولدوم!
گل! نباتی دولانیم باشینا، وه! وه! نه گؤزل،
جان وئریب یارا، وفا راهینا قوربان اولدوم.




جانا اود ووردوم اؤزوم، پروانه‌لردن كوسموشم،
تا كی مجنون اولموشام، دیوانه‌لردن كوسموشم.
بیر غلط سؤز دور كی دئرلر گنج اولور ویرانه‌ده،
گنج یوخ، ویرانه چوخ، ویرانه‌لردن كوسموشم.
حاصیلیم اولدو تجرّددن ندامت گوشه‌سی،
ایندی اول باش آغریدان افسانه‌لردن كوسموشم.
من ائشیتدیم: اول گولون مئیخانه‌لردیر منزلی،
اصلی یوخ گؤردوم، گلیب مئیخانه‌لردن كوسموشم.
خانیمانیمدان منی سالدی نباتی در به در،
عقله باخ،‌مجنون كیمی بیگانه‌لردن كوسموشم.




نه مدت دیر من بیچاره یارب یارسیز قالدیم،
پوزولدو رؤونقیم، داغیلدی ائو، پرگارسیز قالدیم؟
كیمه اظهار ائدیم دردیم؟ هانی‌بیر محرم اسرار؟       
غمیم چوخ، غم‌گوساریم یوخ، عجب‌غمخوارسیز قالدیم!
دریغا! بیلمه‌دیم قدرین من اول یار وفادارین،          
عجایب سخت جانام، یارسیز، من عارسیز قالدیم؟
غم هیجرانا یاندیردین منی، ای چرخ دون، بسدیر! 
رحیم اسمینه آللاهین دئییم، اقرار سیز قالدیم.
نباتی! تؤوبه قیل، ایمانا گل، افسانه دانیشما،
نولا بیر یول دئسن كی: یا علی! من یارسیز قالدیم.


نباتی


تیكمیشم گؤز راها بیر جلّادی گؤزلر گؤزلریم،
داما دوشموش صید تك، صیادی گؤزلر گؤزلریم.
یوخسا دئرسیز زاهیدم من، اولموشام مسجد نشین،
اول صنمدن اؤترو بو بربادی گؤزلر گؤزلریم.
بیستون داغین گئدیب گزمك دگیل منظوروموز،
 ششدر حئیرتده بیر نرّادی گؤزلر گؤزلریم.
بوق عشقین، آتش سوزاندی یاخمیش باغریمی،
یاش تؤكنده، دجله‌ی باغدادی گؤزلر گؤزلریم.
مكتب عشق ایچره تا ائتسین منی كامیل عیار،
اولموشام پابسته بیر اوستادی گؤزلر گؤزلریم.
قویماییم تا اوندان اؤزگه كیمسه بو ویرانه‌ده،
روز و شب بو خاطیر ناشادی گؤزلر گؤزلریم.
پرتو مئهر روخوندان تا كی بولسون بیر نیشان،
هر طرف سئیران ائدیب، هرزادی گؤزلر گؤزلریم.
جمله قرآن و كتابی ائیلمكدن الورق،
اؤزگه مطلب یوخ، همین بیر آدی گؤزلر گؤزلریم.
یاخشی سؤزلر چوخ دئمیشلر گرچی عاشیقلر، ولی،
هامیدان یئی، من بو خوش افرادی گؤزلر گؤزلریم.
محمل لیلی، نباتی! اولدو گؤزدن ناپدید،
من نه مجنونام كی بو اوتادی گؤزلر گؤزلریم.




گؤروم ای شوخ! سنی، خرم و خندان اولاسان،
غنچه گول تك آچیلیب، زیبِ گولوستان اولاسان.
گئیه‌سن أگنینه هر هفته‌ده بیر دست لباس،
برق اوروب عالمه بیر مئهر درخشان اولاسان.
تیرمه باشیندا، آیاغیندا فرنگی باشماق،
سونا كهلیك تكی هریانا خورامان اولاسان.
 وسمه قاشیندا، گؤزون سورمه‌ده، زولفون أوزده،
هر طرفدن تؤكوله، سونبول و ریحان اولاسان.
اولمایا شنگ و قشنگلیكده بیری تای سنه،
هامی دلبرلره ‌سن سرور خوبان اولاسان.
نه قده‌ر وارایسه عؤمرون، گزه‌سن مستانه،
بو جهان باغینا بیر سرو خورامان اولاسان.
حق تعالی سنی ای گول ائله‌سین بیرده جوان،
یئنه اون دؤردجه یاشیندا مه تابان اولاسان.
أوز گتیرسین سنه دؤولت بئله دریا- دریا،
هر نه دؤولتلی اولا، سن اولارا خان اولاسان.
قونشویا گئتمه‌یه‌سن حاجت ایچون بیرزادا،
سن اولاری گتیریب قاپینا، سولطان اولاسان.
 گنج قارون كیمی سن جمع ائده‌سن سیم و زری،
صاحب مملكتِ خسرو و خاقان اولاسان.
بیر دوعا قیلدی نباتی، اونو مولایا بوراخ،
تا اونون سینه‌ی سوزانینا درمان اولاسان.


سفر اوشتبین


از او بالغ بر5 هزار بیت شعر باقی مانده که نیمی از آن فارسی و نیمی دیگر ترکی است. شعر او در ترکی بسیار عاطفی و صمیمی و در زبان فارسی-به تاثیر از مریدان بزرگی چون حافظ و مولانا- اندیشمند و استوار است.

نباتی، نسبت به مولوی ارادت خاصی دارد و بیانش ملهم از نحوه‌ی بیان اوست و شاید به جرات توان گفت طنز مولوی در شعر نباتی قوی‌تر و سر راست‌تر نیز شده است. همان گونه که بیان زیبای عمادالدین نسیمی نیز در زبان نباتی زیباتر و عریان‌تر گشته است. از دیگر سو، نظامی به عنوان سراینده‌ی منظومه‌های عاشقانه‌ی خسرو شیرین و یا لیلی و مجنون به دفعات در دیوان نباتی مطرح گشته و اختلاف خود با او را به وضوح بیان کرده است. مولانا فضولی نیز در دیوان شعر نباتی، حتی در بیان و شعر نباتی تجسم واضح تری یافته است و زمینه را طوری فراهم کرده است که بسیاری از محققین و بررسی کنندگان دیوان نباتی، به دنباله روی نباتی از فضولی تاکید کرده‌اند و با این حال، او را مقلد ندانسته‌اند. در دیوان نباتی، شاعران بسیاری از آذربایجان نام برده شده و به احترام از آنان یاد شده است همچون صائب تبریزی، عمادالدین نسیمی، فضولی، نظامی و دیگران.


اشعار نباتی


این درد که من دارم، هر روز فزون بادا
این دل که به ما دادی، بگذار که خون بادا
با عشق نسازد عقل، از من بشنو این نَقل
امروز برآور قد، فردات چو نون بادا
هرکس شده عاشق‌وش از جام ازل سرخوش
دیگر چه سخن او را، باید که جنون بادا


و در یکی از رباعیاتش که از زیباترین رباعیات ادب فارسی است، اندیشه خیامی با طنزی زیبا در هم آمیخته است:
در درگه خلق بندگی مارا کشت
از بهر دو نان دوندگی ما را کشت
گه منّت روزگار و گه منّت خلق
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت

عمر چون همدم مرگ است چه هشتاد چه بیست
خوشدل آن کس که در این میکده آزاد بزیست
ای نباتی بنگر این گهر از مخزن کیست
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست




لینک مجموعه مشاهیر آذربایجان




دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : شاعر ترک , شاعر آذربایجان , اوشتبین , حکیم نباتی , شعر ترکی ,


نویسنده : تبریز قارتال جمعه 16 شهریور 1397, 03:15 ب.ظ
چای و قهوه و قلیان، و صحبت از عالم جهان !


اینکه امروزه جوانان بسیاری در شهر به قهوه خانه و قلیان خانه میروند، بخصوص زیر 25 سال ، کار درستی نیست زیرا ارزشی برای زندگی آنان ندارد و علاوه بر آن مضرات دود و قلیان و سیگار را متوجهیم!
البته همین چای و قهوه خوردن نیز یک جاذبه توریستی است کمااینکه در باکو و ترکیه نحوه خاص چای و قهوه خوردن خود کلی جذب توریست و درآمدزایی هم دارد، ولی ما اینجا چندان اهمیت نداده و بلد نیستیم چگونه تجاری سازی کنیم!

اما در تاریخ و قدیم این مراکز وجود داشتند و مردان (میانسال و بزرگتر)  در قهوه خانه ها جمع میشدند و اوقات بیکاری خود را در آن گذرانده و از عالم جهان و همه چیز بحث میکردند!
شاید حتی خیلی از جرقه های مسائل سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از همین قهوه خانه های قدیم رقم میخورد!  و همین چایخانه و قلیان سراهای قدیمی تبریز نقش اساسی در این موضوعات در شهر و کشور ایفا میکردند.

چای و قلیان

قهوه خانه سنتی



حال 3 نمونه از قهوه خانه های قدیمی شهر تبریز را بررسی میکنیم


قهوه‌خانه عاشیقلار
عاشیقلار قهوه‌خانه سی به قهوه‌خانه‌هایی گفته می‌شود که آشیق های موسیقی آذربایجان در آنجا داستانهای عاشیقی را اجرا می‌کنند.

اجرا در قهوه‌خانه همواره بعنوان یکی از ویژگی‌های موسیقی عاشیقی در نظر گرفته شده است.
البته قهوه‌خانه‌هایی که به اجرای عاشیقی اختصاص داشته، و در نتیجه به بنام قهوه‌خانه عاشیقلار شناخته شوند، کم هستند. برای مثال، در تبریز عاشیقلار قهوه سی مشخصا به قهوه‌خانه حسین تیرانداز در مقابل باغ گلستان اطلاق می‌شد. این قهوه‌خانه در آغاز پاتوق پهلوان‌ها و شعبده بازانی بود که در گجیل قاپوسی نمایش می‌دادند. تماشا گران بعد از اتمام نمایش به قهوه‌خانه رفته و در ضمن صرف چای به اجرای عاشیقها گوش می‌دادند. فعالین چپ در دهه پنجاه پای عاشیق عبدالعلی نوری و عاشیق حسن اسکندری را به این قهوه‌خانه باز کرده و آنجا را به محفل روشنفکری تبریز تبدیل کردند.
قهوه‌خانه که سابقاً اغلب محل مراجعهٔ روستاییان بود به تدریج پر از دانشجویان و جوانان می‌شد. حتی برخی از مسافرینی که به تبریز می‌آمدند (اعم از فارس یا ترک) سراغ قهوه‌خانهٔ عاشیقها را می‌گرفتند. قهوه‌خانه همیشه مملو از جمعیت بود. صاحب قهوه‌خانه، کنار در ورودی روی یخچال ویترینی می‌نشست و به هر کسی که وارد قهوه‌خانه می‌شد یک نوشابهٔ اجباری (به عنوان ورودیه) باز می‌کرد و به دستش می‌داد. عاشیقها یکی پس از دیگری ساز بدست می‌گرفتند و در میان جمعیت جوان حاضر در قهوه‌خانه می‌گشتند و آوازهای مورد تقاضای آنان را می‌خواندند.

[http://www.aparat.com/v/LEOwd]

ایلهان باشگوز (İlhan Başgöz) کسی بود که در اواخر دهه شصت میلادی با سفر به ایران گزارشی آکادمیک در مورد قهوه‌خانه عاشیقلار شهرهای تبریز، ارومیه و خوی منتشر کرد. این مقاله اجرای قهوه‌خانه‌ای را بعنوان بخشی از سنت موسیقی عاشیقی در محیط‌های آکادمیک جا انداخت.

استاد رضا سیدحسینی در خاطراتش از رفت‌وآمد روشنفکران اواخر دورهٔ پهلوی در قهوه‌خانه عاشیقلار تبریز سخن گفته است.

رضا علامه‌زاده به بسته بودن قهوه‌خانه عاشیقلار در سال ۱۳۵۹ اشاره کرده است.

در تبریز قهوه‌خانه عاشیق‌ها فعال است، اما در مورد تعداد آنها اطلاعات دقیق وجود ندارد. ظاهراً فعالیت اصلی این مکان، که سایت باشگاه خبرنگاران جوان کافه عاشیق می‌نامد، بر مشاعره (دیشمه) منحصر شده است.

در سال ۱۳۹۰، در ارومیه سه قهوه‌خانه عاشیقلار وجود داشت.

جعفر خضوعی، در وبلاگ یوخا، از قهوه‌خانه عاشیقلار در چایکنار شهر اهر یاد کرده است.
در شهر خوی عاشیقلار قهوه سی دوباره فعال شده است.

در زنجان تنها در معدود قهوه‌خانه‌هایی می‌توان شاهد هنرنمایی عاشیقها بود.

در یکی از کتاب‌های درسی دبیرستانی چنین نوشته شده است، در آذربایجان همیشه قهوه‌خانه‌هایی وجود دارند ــ معروف به قهوه‌خانه‌های عاشیقلارـ که در آنها عاشیق‌ها به اجرای موسیقی می‌پردازند.
از نظر چنگیز مهدی‌پور، امروزه برای عاشیق‌ها قهوه‌خانه جایی شده تا برای نواختن در مراسم‌هایی هم چون عروسی از آن طریق دعوت شوند.

آدرس: باغ گلستان، فلکه ترمینال قدیم، ۱۷۰ متر به سمت چهارراه گجیل.

قهوه خانه تبریز

عاشیقلار قهوه خاناسی

قهوه خانه

چایخانه



ائششک لر یا قهوه خانه خرها
قهوه‌خانه خران (به ترکی آذربایجانی: اِشَّک‌لَر قهوه‌سی) معروف به قهوه‌خانه حاج عباسعلی، قهوه‌خانه‌ای در سرای ایکی قاپی‌لی در راسته‌بازار تبریز بود که طنزگویان و بذله‌گویان تبریز در آن جمع شده و انواع طنز، جوک، بذله و شوخی‌ها را با موضوعات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و فلسفی در میان مشتریان قهوه‌خانه مطرح می‌کردند. این قهوه‌خانه نخست به نام دَبَه‌ْلر قهوه‌سی (Dabah’lar) قهوه‌خانه بی‌خیالان یا لوده‌ها شهرت داشت؛ ولی بعدها که نشریه طنز توفیق سوژه حزب خران را درست کرد، این قهوه‌خانه هم به نام اشک‌لر قهوه‌سی مشهور شد.

در سال ۱۳۵۵ کارت مخصوصی همراه با آرم مخصوص و عکس صاحب کارت، برای هر یک از اعضای قهوه‌خانه چاپ شد. «ماشاالله رزمی»، در مقاله‌ای که در آن به قهوه‌خانه‌های تبریز پرداخته، دربارهٔ این قهوه‌خانه چنین نوشته است: «این قهوه‌خانه، جای هر کسی نبود و رفتن به آنجا مستلزم آن بود که تحمل هر توهین و حتی تحقیری را داشته باشد.» این قهوه‌خانه تا چند سال پس از انقلاب ۱۳۵۷ دایر بود که در نهایت از ادامه فعالیت آن جلوگیری به عمل آمد. با این حال، بعدها در گوشه و کنار شهر، قهوه‌خانه‌هایی به این نام شکل گرفته و بعد از مدتی از بین رفت.

اسفندیار قره‌باغی، فرزند «قلی خان سالار» (مشهور به ساری قلی خان)، که از طنزپردازان این قهوه‌خانه بود، در مورد پدرش و این قهوه‌خانه چنین گفته است:

«پدر من و دوستانش تفکرات روشنفکری خود را از طریق جملات طنز در جامعه نزج و نسخ می‌دادند. با توجه به اینکه ارتباطات در آن دوره مثل دوره امروزی ما قوی و با سرعت انجام نمی‌گرفت. حتی آن‌ها در زمان اشغال آذربایجان توسط روس‌ها حتی قهوه‌خانه‌ای و محفلی تشکیل دادند در محله «ایکی قاپیلی» یا ایکی قالا به نام «ائششک‌لر قهوه‌سی» و خیلی‌ها هم فرض کرده بودند، کسانی که به این قهوه‌خانه می‌روند، افرادی بی‌شعور و لمپن هستند. در حالی که اقتضای زمان ایجاب کرده بود که آنها برای انتقال پیام خود به جامعه در کسوت چنین اسمی کار خود را انجام دهند. آنها سیاستمداران و افراد متفکری بودند که به دلیل اختناق حاکم در جامعه در این محفل از طریق طنز و ماجراهای طنز افکار و عقاید را در جامعه تبریز انتشار می‌دادند. حتی پس از اتمام دوره اشغال و عقب‌نشینی روس‌ها باز این کار ادامه یافت و در نشریه توفیق صفحه‌ای اختصاص داده شد به حزبی به همین نام حزب خران که فکر می‌کنم حتی عضوگیری هم کردند.»

در روزگاری که طنز و شوخی آذربایجان در ادبیات ایران جایی برای خود باز کرده بود، نویسندگانی چون جلال آل احمد، منوچهر هزارخانی، عمران صلاحی، صمد بهرنگی و غلامحسین ساعدی، گاهی به این قهوه‌خانه آمده با طنزگویان تبریز گپ می‌زدند و تبریزی‌های شوخ‌طبع نیز سر به سر آنها می‌گذاشتند.

بهروز دولت‌آبادی، در مورد سفر جلال آل احمد به تبریز در اردیبهشت ۱۳۴۶ و حضور وی در کافه خران، چنین نوشته است: «بچه‌ها پیشنهاد کردند که به «قهوه‌خانه میتچی‌لار» برویم. جلال بی‌درنگ قبول کرد. بین راه از اوضاع و احوال قهوه‌خانه کلی برایش تعریف کردیم. دراین قهوه‌خانه همه نوع آدم، کارگر و تاجر و روشنفکر و با هر طرز تفکر جمع می‌شدند و با طنز تلخ و گزنده و نیش‌دار هیچ تازه واردی را بی نصیب نمی‌گذاشتند. شاید طنز زهرآلود طنازان این قهوه‌خانه واکنشی بود به اعمال رژیم گذشته که خود را زیاد جدی گرفته بود. با وارد شدن ما به قهوه خانه، اینک ما برایشان شکار خوبی بودیم…»

غلامحسین ساعدی سخنان تبریزی‌ها را به آل احمد ترجمه می‌کرد و او نیز از شوخی آن‌ها خنده‌اش می‌گرفت. جلال بارها گفته بود «از کلام طنز و شوخی قهوه‌خانه لذت می‌برم.» او می‌گفت: «اگر عمری باشد، این قهوه‌خانه را در کتابی معرفی خواهم کرد.» بدین ترتیب این قهوه‌خانه بر سر زبان‌ها افتاد و از همه نقاط کشور که راهی تبریز می‌شدند سراغ قهوه‌خانه بذله‌گویان را می‌گرفتند.

از افراد سرشناس و طنزپرداز برخواسته از این قهوه‌خانه می‌توان به میرمحسن مستجاب‌الدعوه، اسماعیل حیدری و قلی‌خان سالار (ساری قلی خان) اشاره کرد.

اشکلر قهوه سی

کافه سنتی تبریز

تصویری کمتر دیده شده از ائششح لر قهوه سی
قهوه خانه اششکلر




کافه قلیان سرای قدیمی اسرافیل در دوه چی تبریز
این کافه که بیشتر به اسم صاحبش اسرافیل معروف است یکی از قدیمی ترین قهوه‌خانه‌های تبریز است که قدمت آن به صدسال پیش میرسد. اسرافیل قهوه خانه دوه‌چی (شتربان) را که در بازار دوه‌چی قرار دارد چندین سال است که اداره میکند و بدلیل مهمان‌نوازی‌اش بسیار مورد علاقه‌ی مردم تبریز و مسافران است.
این کافه هنوز هم پابرجاست.

اسرافیل

اسرافیل

قلیان خانه اسرافیل




گزارش  چای خانه های بازار تبریز،‌ جاذبه پنهان
یک استکان چای زیر سقف تاریخ تبریز


فرینوش اکبرزاده: از كنار بساط هركدامشان كه رد شوی، عطر چای و گرمای زغال می زند توی صورتت و دعوتت می كند به نشستن در كنار این سماورهای غول پیكر و نوشیدن یك استكان چای دیشلمه زیر سقفی كه صدها سال است میزبان مردمانی از دور و نزدیك جهان بوده است.

قهوه خانه رفتن، سنتی از سنت های جدا نشدنی بازاریان تبریزی است و فضای خاص قهوه خانه ها سالهاست توجه هر گردشگری را به خود جلب می كند.

آداب و رسوم خاص و جایگاه ویژه قهوه خانه ها در میان مردم، این مراكز را به نقاطی استراتژیك در تاریخ شهر تبدیل كرده است و بسیاری از قهوه خانه های بازار، گوشه هایی از این خاطرات را قاب گرفته و به دیوارهای قدیمی شان زده اند. خاطراتی مانند مشروطه...

برای خوردن چای در بازار تبریز، دو راه عمده پیش رو دارید. راه ساده تر مراجعه به چای خانه هایی است كه در كنار بیشتر تیمچه ها وجود دارند. و راه دیگر رفتن به قهوه خانه های تاریخی بازار تبریز است كه آداب و رسوم خود را دارد؛ یادتان باشد فرق چای خانه و قهوه خانه، در نحوه پذیرایی از شماست!

چای خانه ها توسط یك نفر اداره می شوند كه از صبح زغال زیر كتری را روشن می كند و روشن نگاه می دارد، آب كتری را كنترل می كند و برای شما چای می ریزد. این چای خانه ها سرپایی بوده و جایی برای نشستن ندارند.

شاید معروفترین چای خانه های بازار تبریز، دو چای خانه كنار درب های چوبی بزرگ تیمچه مظفریه، محل فروش قالی های منحصر به فرد تبریز باشند.

علاوه بر این دو چای خانه كه همیشه بخار سماورشان بلند است، چای خانه های سرای قند فروشان و راسته بازار جدید هم رفت و آمد زیاد و مشتریان فراوانی دارند.

شما با پرداخت مبلغی در حدود 500 تومان یا كمتر (بسته به مخلفاتی كه در كنار چای برایتان آماده می شود) می توانید چای منحصر به فردی را بخورید كه با حرارت زغال گداخته به جوش آمده است.

چای خانه آقا مهدی در مسیر سرای امیر به راسته های داخلی بازار از چای خانه های معروف بازار است.


چایخانه ها در بازار تبریز
بازار تبریز

بازاریان تبریز

چای خوری

قلیان در تبریز



در محوطه بازار، افرادی هم هستند كه سماورهای كوچك دستی به همراه استكان و قند در دست دارند. هرچند بیشتر این افراد برای بازارایان در حجره هایشان چای می برند، اما معمول است كه گردشگران هم برای تنوع چای آنها را امتحان كنند.

اما قهوه خانه های بازار از ارج و قرب و اهمیت ویژه ای میان مردم و بازاریان بهره مند هستند. قدیم ترها همین قهوه خانه ها محل تجمع مردم و رد و بدل كردن آخرین اخبار و اطلاعات مملكتی بوده  و به همین دلیل قهوه خانه داری و سرپانگاه داشتن و به اصطلاح بازاری، روشن نگاه داشتن قهوه خانه كار هركسی نبوده است.

قهوه خانه های متعدد بازار تبریز سالهاست میزبان مسافران و بازاریان و خریداران بوده و هرچند شكل آنها دچار تغییراتی شده، اما هنوز هم پر اهمیت و پر مشتری هستند.

داخل این قهوه خانه ها كه بازاریان به آن فقط «قهوه» می گویند و در طبقه همكف بازار یا زیر زمین برخی حجره ها تعبیه شده اند، پوشیده از میز و صندلی های نه چندان لوكس و جدیدی است كه در ابعاد مختلف برای نشستن گروههایی با تعداد مختلف پیش بینی شده است.

اما در بدو ورود به این قهوه خانه ها، اولین چیزی كه به شدت جلب توجه می كند، میز چوبی بزرگی است كه عموما روی آن با یك قالیچه كوچك فرش شده است، یك چرتكه چوبی و چند دفترچه روی آن قرار دارد، یك كلاه پشمی و پیرمردی با محاسن بسیار پشت آن نشسته و به كشیدن قلیان مشغول است.

این شخص صاحب قهوه خانه است و معمولا در مقابل مشتریان رفتار مشخصی دارد. در جواب سلام افراد ناشناس زیرلب جواب می دهد و سری تكان می دهد؛ و در مقابل افراد آشناتر و مشتریان دائمی لحظه ای كشیدن قلیان را قطع می كند و با گرمی جواب می دهد و تعارف می كند.

دیوار بیشتر قهوه خانه های بازار پوشیده از انواع عكس و تابلوهای جدید و قدیمی است كه به عنوان نوعی شناسنامه و سند تاریخی آن قهوه خانه به اطلاع مشتریان می رسد. همچنین در سالهای اخیر برخی از گردشگرانی كه برای چندمین بار به بازار آمده اند، عكسهای خود از قهوه خانه یا صاحب آن را به عنوان هدیه و یادگاری در آنجا به یادگار گذاشته اند و صاحبان قهوه خانه ها این عكسها را قاب گرفته و در نقاط مختلف قهوه خانه نصب كرده اند.


[http://www.aparat.com/v/EGXfi]

[http://www.aparat.com/v/EmLpo]


خوردن چای در این قهوه خانه ها آداب خاصی دارد. از جمله اینكه هیچ گاه با خوردن یك چای نباید از سر میز بلند شوید! حداقل تعداد چای در قهوه خانه های بازار، 2 استكان چای است كه شاگرد قهوه خانه یكی پس از دیگری برای شما می آورد.

اما اگر پس از چای دوم بخواهید به نشستن در قهوه خانه ادامه دهید، باید به شكل مستمر چای بخورید! برداشته شدن استكان چای از مقابل شما و عدم سفارش چای جدید به این معناست كه باید از سر میز بلند شده، حساب خود را پرداخت نموده و قهوه خانه را ترك كنید!

در برخی قهوه خانه ها هم روش دیگری برای پذیرایی وجود دارد. به این شكل كه برای شما یك قوری محتوی چای تازه دم به همراه یك استكان كمر باریك و ظرفی قند آورده می شود و شما از خودتان پذیرایی می كنید. معمولا هر قوری برای پركردن 4 استكان چای كافی است.

این سرویس قیمتی در حدود 2000 تومان دارد و بسته به مخلفات ارائه شده قیمت آن هم تفاوت می كند.

ممكن است شاگرد قهوه چی كمی عرق نعنا یا عرق شاهسپرن هم به چای شما اضافه كند كه در این صورت عموما پولی هم به عنوان شاگردانه به وی داده می شود.

همچنین در اعیاد مذهبی یا ایام محرم، قهوه خانه ها به جای قند با خرما از مشتریان خود پذیرایی می كنند.

در برخی از قهوه خانه ها، علاوه بر چای و قلیان، خوراكی های دیگری همچون تخم مرغ آب پز، نیمرو، عدسی و حتی جگر هم برای عرضه به مشتریان وجود دارد.

بهترین و مشهورترین این قهوه خانه ها كه از قدمت زیادی نیز برخورداند، در بازار شیشه گر خانه، بازار پنبه فروشان، بازار صادقیه، بازار دبه خانه، یمنی دوزان و یخچال صادقیه وجود دارند و عموما نامی جز «قهوه خانه» ندارند.


بازار، محیطی مردانه است؛ از گذشته های بسیار دور محل تردد آقایانی بوده كه یا فروشنده و حجره دار بوده اند یا خریدار اجناس. در سالهای اخیر اما رفت و آمد خانمها به بازار هم زیاد شده است. هرچند این مساله در قهوه خانه ها هنوز مرسوم نیست و بیشتر قهوه خانه ها فقط از آقایان پذیرایی می كنند.

هرچند گردشگران همواره با استقبال و همكاری مواجه می شوند و بعید نیست صاحب قهوه خانه با روی گشاده پذیرایی از شما بدون توجه به این اصول را برعهده بگیرد.

ساعت كار قهوه خانه های بازار همانند حجره ها و مغازه هاست و به جز راسته بازارها كه معمولا دیرتر از سایر بخشهای بازار تعطیل می شود، باقی آنها در روزهای هفته تا حوالی عصر و قبل از اذان و روزهای پنجشنبه تا ظهر و حوالی ساعت 3 باز هستند.

اگر در مدت تعطیلات نوروز گذرتان به تبریز،‌شهر اولینهای ایران رسید، دیدن بازار تاریخی تبریز كه شهرتش به دورترین نقاط جهان هم رسیده را از دست ندهید و در گوشه و كنار بزرگترین سازه به هم پیوسته آجری جهان، با یك استكان چای كمرباریك خستگی راه را از تن بیرون كنید.







دسته بندی : تبریز , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : قهوه خانه های تبریز , چایخانه معروف تبریز , قلیان سرای تاریخی تبریز , قهوه خانه قدیمی , چای خوردن در تبریز ,



» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
» آموزش برخی جملات و کلمه ترکی و معادل فارسی ( چهارشنبه 5 تیر 1398 )
» غبار فراموشی بر کوچه‌های آشتی‌کنان تبریز ( جمعه 24 خرداد 1398 )
» رهایی پلنگ ایرانی از چنگال انقراض در آذربایجان ( یکشنبه 19 خرداد 1398 )
» کاغذ سنگی شاید سپر بلای قطع درختان آذربایجان ( یکشنبه 12 خرداد 1398 )
» دوربین تبریز لینک 79 ( مساجد تاریخی بازار تبریز ) ( جمعه 3 خرداد 1398 )
» بازگشت آرتمیا دریاچه اورمیه ( چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 )
» پیرمرد تعمیرکار تبریزی میزبانی خوب گردشگران خارجی ( پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 )
» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 )
» حکایتی از مهر و محبت یک مادر در تبریز ( یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 )
» اقتصاد با طعم شیرین در تبریز ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 )
» بیماری سرطان در منطقه آذربایجان ( سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 )
» مارمیشو و سیلوانه و جزیره اشک آذربایجان غربی ( سه شنبه 27 فروردین 1398 )
» ماکتهای مجموعه ربع رشیدی تبریز ( سه شنبه 20 فروردین 1398 )
» مسافران در نوروز 1398 شهر تاریخی تبریز ( سه شنبه 13 فروردین 1398 )
» سیل در تبریز قدیم ( چهارشنبه 7 فروردین 1398 )
» آیین های سنتی آذربایجان در نوروز 98 ( چهارشنبه 29 اسفند 1397 )
» غذاهای خوشمزه خیابانی تبریز ( شنبه 25 اسفند 1397 )
» تیم فوتسال مس سونگون ورزقان آذربایجان شرقی ( یکشنبه 19 اسفند 1397 )
» ایده‌های طراحی شهری که کاش در تبریز هم ببینیم ( سه شنبه 14 اسفند 1397 )
» شهروند لینک آذربایجانی 76 ( پریا بهسام) ( چهارشنبه 8 اسفند 1397 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» عکاسی تبریز و ایران
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» قیزیل قلم
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» شهرمن تبریز (یاشار)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی