تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان مجموعه تبریز ویکی لینکلر Tabriz WikiLinks آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391 ******************* وبلاگ تبریز ویکی لینکلر Tabrizlinks.mihanblog.com وبلاگ تبریز دیجی لینکلر Tabrizdigilinks.mihanblog.com اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر Instagram.com/tabrizlinks فیس بوک تبریز ویکی لینکلر Facebook.com/tabrizlinks شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک Namasha.com/tabrizlinks آپارات ویدیویی شبکه سهند Aparat.com/sahandtv آپارات ویدیویی سهند موزیک Aparat.com/sahandmusic آپارات ویدیویی سهند کارتون Aparat.com/sahandcartoon آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان Aparat.com/sahandchef آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018 Aparat.com/tabriz_2018 کانال یوتیوب ویدیویی youtube.com/tabrizlinks گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر Lenzor.com/tabrizlinks تلگرام تبریز ویکی لینکلر https://t.me/tabrizlinks @tabrizlinks tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com 2019-09-17T01:06:31+01:00 mihanblog.com زووفان حیوانات تبریز 2019-09-16T19:28:13+01:00 2019-09-16T19:28:13+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1353 تبریز قارتال پارک zoo fun tabriz  محلی برای انس مردم و بخصوص کودکان با برخی حیوانات در تبریز و نوازش آنها از نزدیک است.آدرس :  تبریز - چهارراه لاله - روبروی فروشگاه رفاه . تلفن ۰۴۱۳۴۴۲۲۶۰۹  و همه روزه از ساعت ۱۱ صبح الی ١۰شبچنین مکانهایی در کلانشهر بزرگ و صنعتی مثل تبریز بسیار لازم و ضروری است زیرا مردم از طبیعت دور شده اند و کوداکن برای فرهنگ مهربانی با حیات وحش و حیوانات را بیاموزند و انس بگیرند.متاسفانه بعد از مدتها فعالیت پارک دلفین باغلارباغی تبریز حالا در شهریور ماه 1398 این

پارک zoo fun tabriz  محلی برای انس مردم و بخصوص کودکان با برخی حیوانات در تبریز و نوازش آنها از نزدیک است.

آدرس :  تبریز - چهارراه لاله - روبروی فروشگاه رفاه . تلفن ۰۴۱۳۴۴۲۲۶۰۹  و همه روزه از ساعت ۱۱ صبح الی ١۰شب

چنین مکانهایی در کلانشهر بزرگ و صنعتی مثل تبریز بسیار لازم و ضروری است زیرا مردم از طبیعت دور شده اند و کوداکن برای فرهنگ مهربانی با حیات وحش و حیوانات را بیاموزند و انس بگیرند.


زو فان تبریز

کودکی


متاسفانه بعد از مدتها فعالیت پارک دلفین باغلارباغی تبریز حالا در شهریور ماه 1398 این مرکز تفریحی هم تعطیل شد!
همچنین در باغ وحش باغلارباغی تبریز شیرهای آفریقایی آن دو توله بدنیا آورند که این نشان میدهد برای تبریز باغ وحش و مرکز نگهداری حیوانات بصورت توسعه یافته و استاندارد حتما لازم است.


گزارش صدا و سیما از تولد دو توله شیر در باغ وحش باغلارباغی تبریز
[http://www.aparat.com/v/Y413l]



حیوانات مختلفی در زوفان تبریز در معرض دسترس و دید عموم قرار گرفته اند که علاوه بر اُنس گرفتن کودکان با حیوانات،سرگرمی منحصربفردی میتواند برای خانواده ها در روزهای تعطیل قلمداد گردد

در زندگی آپارتمان‌نشینی امروزی، معمولا فضایی برای نگهداری از حیوانات نیست. با ایده آشنایی و ارتباط با حیوانات اهلی این مرکز شکل گرفته است. کودکان در این مرکز می‌توانند علاوه بر این که حیوانات را از نزدیک می‌بینند، در آغوش بگیرند یا نوازش کنند.
انواع پرنده‌های قفسی! خرگوش، یک قلاده میمون کوچک، خرگوش، مار، سگ و گربه در چندین نژاد، همستر، طاووس و ... نگهداری می‌شود.

همچنین خوب است بدانید تمام حیوانات این مجموعه واکسینه شده اند و این پارک زیر نظر سازمان های دامپزشکی و محیط زیست اداره می شود.


زووفان

مارمولک

یازیخ ایلان قورخوب
مار

بابک نهرین هم دوست مارمولک شده است
بابک نهرین

دوزلو بیر صحنه
سرزمین حیوانات

کودک تبریز


طوطی


زوج جوان تبریزی


قوجو و آغوش گرفتن حیوان ، پیشان چه نگاهی هم میکنه
آغوش

حیوان دوست

تبریزی

zoo fun


یازیخ دوشان بیراز قورخوب
animal tabriz


بالاجا کیشی و بالاجا گچی
باغ وحش


از هر سنی و هر انسانی میتوانند دوستدار حیوانات باشند
حاج آقا

آموزش و فرهنگسازی کودکان درباره حیوانات
آموزش کودکان تبریز

دامپزشک

کادر زووفان
حیوانات



  اورژانس حیوانات تبریز
 درصورت مشاهده حیوان مصدوم با شماره 137شهرداری یا با شماره تلفن 09141043147 تماس بگیرند.



لینک پستهای پارکها و محیط زیست (68)


]]>
تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز 2019-09-11T20:21:55+01:00 2019-09-11T20:21:55+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1352 تبریز قارتال آخرین ولیعهد قاجار در قاب عکس در تبریزتبریز یکی از طویل‌المدت‌ترین پایتخت‌های ایران بوده‌است؛ این شهر پایتخت سیاسی ایران در زمان اتابکان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قراقویونلوها، آق‌قویونلوها، صفویان و ولیعهدنشین ایران در دورهٔ قاجاریان بوده‌است.اوج شکوفایی تبریز مربوط به دورهٔ ایلخانان است که در این زمان، پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بود. این شهر در سال ۱۵۰۰ میلادی و در زمان پایتختی صفویان به‌عنوان پنجمین شهر پرجمعیت جهان شناخته می‌شد و جمعیتش با استانبول آخرین ولیعهد قاجار در قاب عکس در تبریز

تبریز یکی از طویل‌المدت‌ترین پایتخت‌های ایران بوده‌است؛ این شهر پایتخت سیاسی ایران در زمان اتابکان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قراقویونلوها، آق‌قویونلوها، صفویان و ولیعهدنشین ایران در دورهٔ قاجاریان بوده‌است.اوج شکوفایی تبریز مربوط به دورهٔ ایلخانان است که در این زمان، پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بود. این شهر در سال ۱۵۰۰ میلادی و در زمان پایتختی صفویان به‌عنوان پنجمین شهر پرجمعیت جهان شناخته می‌شد و جمعیتش با استانبول –پایتخت امپراتوری عثمانی– برابری می‌کرد.

تبریز مجدداً در دورهٔ قاجار به شکوفایی رسید؛ به‌طوری‌که در این دوره به‌عنوان مهم‌ترین و پیشروترین شهر ایران شناخته می‌شد
و پس از قاجار پایان دوران پر فروغ تبریز بود و رفته رفته منطقه آذربایجان در ایران رو به افول در ابعاد مختلف سیاسی ، تجاری و اقتصادی و فرهنگی و صنعتی گذاشت، بطوریکه حالا پس از حدود 200 سال و در سال 1398  تبریز دیگر آن شهر تاثیرگذار در عرصه های مختلف ایران نیست!



برای دیدن تصاویر در کیفیت و اندازه بزرگ ، روی تصاویر کلیک کنید


شمس العماره یا کاخ عالی قاپو تبریز
مراسم جشن عروسی محمدعلی میرزا ولیعهد در عمارت عالی قاپوی تبریز (استانداری کنونی)
عالی قاپو




احمدشاه قاجار به دلیل آنکه به گاهِ احراز سلطنت فرزندی نداشت، برادرش محمدحسن‌میرزا ولایتعهدی وی را بر عهده گرفت. شاه پس از چندی برادر و ولیعهد خود را به حکومت تبریز گماشت. تصاویری که در پی می‌آید مربوط به همان دوره است. به شهادت اسناد و خاطرات، ولیعهد به عکاسی از برنامه روزانه خویش بس علاقه نشان می‌داد و از آنها عکس‌های فراوانی تهیه می‌کرد. گفتنی است محمدحسن‌میرزا پس از مرگ برادرش احمدشاه قاجار در خارج از کشور، اعلام پادشاهی کرد.



مراسم سلام در حضور محمدحسن‌میرزا قاجار در دوره ولایتعهدی در دارالحکومه تبریز
حکومت

تبریز قدیم

باغ تبریز

ولیعهد

قجر

ایران قدیم

قاجاریه

شاه قاجار

تبریز قدیم

مراسم تشریفات تبریز



پس از رسیدن احمدشاه به سن قانونی و تاجگذاری، وی طی فرمانی محمدحسن میرزا را طبق سنت به فرمانروایی آذربایجان تعیین کرد اما وقوع جنگ جهانی اول و اشغال آذربایجان توسط نیروهای عثمانی و روسیه، مسافرت و اقامت ولیعهد در آذربایجان را به تأخیر انداخت. 

وی سرانجام در سال 1333.ق با توجه به حضور نیروهای روس در آذربایجان عازم تبریز شد اما ناتوانی وی در اداره امور باعث شد تا در سال 1338.ق در پی قیام شیخ محمدخیابانی از تبریز اخراج و روانه تهران شود. 
محمدحسن میرزا کسی بود که در بهمن ماه 1302.ش دوره پنجم مجلس شورای ملی با نطق او افتتاح شد؛ مجلسی که چندی بعد حکم سرنگونی سلطنت قاجار و تفویض سلطنت به پهلوی را صادر کرد.

نمایی از مراسم جشنی در دارالحکومه تبریز در دوران ولایتعهدی محمدحسن‌میرزا قاجار
قاجار

قاجاری

مراسم جشن

دوره قاجار

جشن در تبریز

قاجاریان

تاج گذاری


در آن تاریخ در حالی که احمدشاه در اروپا به سر می‌برد و رضاخان هر روز بر قدرت خود می افزود محمدحسن میرزا به عنوان ولیعهد زمام سلطنت را در دست داشت و سعی می‌کرد مانع وی شود.  نقل است که در 15 فروردین 1303 احمدشاه طی تلگرافی از اروپا خواستار عزل سردار سپه از ریاست الوزرائی شد ولی مجلس با رد این پیشنهاد بار دیگر به سردار سپه رأی اعتماد داد و محمدحسن میرزا را بیشتر تحت فشار گذاشت.

سرکوب شیخ خزعل توسط رضاخان و انتصاب به سمت فرماندهی کل قوا توسط مجلس، موقعیت سیاسی او را بیش از پیش تقویت کرد و آخرین امیدهای محمدحسن میرزا را به یاس بدل کرد.

در سال ۱۳۰۸ پس از فوت احمدشاه در پاریس اعلامیه‌ای صادر کرد و در آن خود را پادشاه قانونی ایران اعلام نمود (پیش از آن احمدشاه حاضر به استعفاء نشده بود). در حوادث شهریور ۱۳۲۰ و استعفای رضاشاه بار دیگر خواستار بازگشت به ایران گردید و سرانجام در سال ۱۳۲۱ در فقر و تنگدستی در پاریس  بدرود حیات گفت

محمدحسن میرزا

شاه قاجار


همسران و فرزندان

۱. مهین بانو ملک منصور دختر شاهزادهملک منصور میرزا شعاع‌السلطنه پسر مظفرالدین شاه:

شاهدخت گیتی فروز قاجار (پنجمین فرزند محمدحسن میرزا)


۲. محترم السلطنه رزاقی:

سلطان حمید میرزا (دومین فرزند محمدحسن میرزا)


۳. همایون سلطان قوانلوی قاجار، از نوادگان حسینقلی خان قاجار برادر فتحعلیشاه قاجار:

سلطان حسین میرزا قاجار (اولین فرزند محمدحسن میرزا)


۴. شمس الملوک دختر مشاورالوزراء:

رکن الدین میرزا (سومین فرزند محمدحسن میرزا)


۵. عزیز اقدس:

شاهدخت شمس اقدس قاجار (چهارمین فرزند محمدحسن میرزا)



لینک پست شمس العماره یا عالی قاپو تبریز قدیم

لینک پست دارالسلطنه تبریز و دودمان پهلوی

لینک پست کوی های تبریز در اواخر قاجار


]]>
دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید 2019-09-02T19:28:48+01:00 2019-09-02T19:28:48+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1351 تبریز قارتال سیروس فلاح کسی که سوختن قره داغ را نتابیداو را در تصویری که توسط «سعید قاسمی، عکاس» به ثبت رسیده باید شناخت، فلاح همان دلیرمردی است که با دست خالی اما دلی پرامید با آتش و دود به جدال برمی‌خیزد، تا تن سوخته درختان ارسباران را از آتش برهاند، اما مگر آتش مجال می‌دهد؟ با این حال او پای در میان دود و آتش می‌گذارد تا غیرت و عشق را در تاریخ این سرزمین به یادگار بگذارد.     قره داغ یا «ارسباران» در جریان آتش‌سوزی‌های خود دل‌های بسیاری را سوزاند و همپای خود خاکستر کرد،
سیروس فلاح کسی که سوختن قره داغ را نتابید

او را در تصویری که توسط «سعید قاسمی، عکاس» به ثبت رسیده باید شناخت، فلاح همان دلیرمردی است که با دست خالی اما دلی پرامید با آتش و دود به جدال برمی‌خیزد، تا تن سوخته درختان ارسباران را از آتش برهاند، اما مگر آتش مجال می‌دهد؟ با این حال او پای در میان دود و آتش می‌گذارد تا غیرت و عشق را در تاریخ این سرزمین به یادگار بگذارد. 
  
قره داغ یا «ارسباران» در جریان آتش‌سوزی‌های خود دل‌های بسیاری را سوزاند و همپای خود خاکستر کرد، دل‌هایی که تحمل جگرسوخته‌شان را داشتند، اما سوختن جنگل‌های ارسباران را نه! سیروس فلاح یکی از روستاییانی است که داغ جنگل‌های ارسباران را بر دل نشانده و همپای ارسباران، دل سوزاند. 
  
در تصویری که منتشر شده، فلاح پیراهن خود را درآورده و با همان تکه پارچه مشغول خاموش کردن شعله‌های آتش است، او با دستان خالی و با هرآنچه در توان دارد میان دود و آتش در «ایستی دره» می‌جنگد. این عکس، پیوند دیرین ریشه‌های «ارسباران» به حیات روستاییان آن منطقه را به تصویر می‌کشد.


فلاح فداکار جنگل‌های ارسباران، جوان 29 ساله‌ای است که ساکن روستای ابراهیم بیگلو(کریم خانلو) خداآفرین بوده و به دامپروری مشغول است. 

سیروس فلاح

محیط بان


فلاح می‌گفت: اینجا غیرت و ناموس من است 

سعید قاسمی، عکاسی که تصویر را به ثبت رسانده در شرح عکس می‌گوید: فلاح، جوان ساکن روستای ابراهیم بیگلو خداآفرین است، در جریان آتش‌سوزی مناطقی از جنگل‌های ارسباران در اطراف روستای ابراهیم بیگلو برای گروه امدادی آب و... آورده بود، بی تاب بود و بی قراری می‌کرد، گویی که چیزی گم کرده باشد. نمی‌توانست منتظر بالگرد بماند، مدام می‌خواست به محل آتش‌سوزی برود. مسیر را هم می‌شناخت، زمانی که به او گفتم به محل آتش سوزی می‌روی؟ بی درنگ قبول کرد و راه افتادیم. 
  
قاسمی ادامه می‌دهد: بعد از حدود سه ساعت پیاده‌روی به محل آتش‌سوزی رسیدیم، یکی از درختان به کلی سوخته و شاخ و برگ‌هایش ریخته بود. آنجا چیزی برای خاموش کردن نبود، در این حال فلاح پیراهنش را درآورد و شروع به خاموش کردن آتش کرد، او میان دود غلیظ گم شده بود و من ناگاه متوجه این صحنه شده و تصویر را به ثبت رساندم. فلاح می‌گفت: «اینجا ناموس و غیرت من است، چگونه سوختنش را برتابم؟ اینجا محل رفت و آمد و چرای گوسفندان من است».
  

آتش در ارسباران


زندگی ما به ارسباران پیوند خورده است 

سیروس فلاح، جوان فداکار روستای کریم خانلو نیز در این خصوص می‌گوید: ما دامپروری می‌کنیم و طبیعت محل زندگی ماست، مگر می‌توانیم بی تفاوت باشیم؟ این جنگل‌ها سرمایه و حیات ما هستند. آتش‌سوزی هم در وهله اول طبیعتمان را می‌گیرد، باید هم با جان و دل می‌شتافتم. اینجا ناموس و شرف ماست. 
  
او به ماجرای رفتنش به محل آتش‌سوزی نیز اشاره می‌کند: با آقای قاسمی(عکاس) و یک نفر از روستاییان عازم شدیم و بعد از طی کردن دو الی سه ساعت مسیر در جنگل، به محل آتش‌سوزی رسیدیم. آتش را که دیدم گویا جگرم آتش گرفته باشد، ابزاری هم برای خاموش کردن نبود و نمی ‌توانستم این صحنه‌ها را تحمل کنم. پیراهنم را درآوردم و بر روی شعله‌های آتش کوبیدم. 
  
فلاح در خاتمه با بیان این‌که جنگل‌های ارسباران ارزش و اهمیت بسیاری برای ما دارد، خاطرنشان می‌کند: زندگی ما به این طبیعت زیبا پیوند خورده و "ارسباران" سرمایه ارزشمندی برای ماست، علاوه بر آن گردشگران بسیاری نیز از سایر نقاط کشور میهمان این طبیعت زیبا و بکر می‌شوند و در حقیقت اینجا یک منطقه گردشگری و ارزشمند برای ماست که باید مراقب آن باشیم.

و این ماجرا تنها گوشه‌ای از دلیرمردی‌هایی است که در جریان آتش‌سوزی‌های ارسباران خودنمایی می‌کرد.


مهری هاشم زاده / شهریور 98




آتش سوزی مراتع و جنگلهای قره داغ آذربایجان شرقی
اوایل شهریور ماه 1398 که در این خصوص 4 نفر نیز دستگیر شدند
حدود 640 هکتار در آتش سوخت و با کمترین امکانات آتش در نهایت در سه مرحله مهار شد
[http://www.aparat.com/v/f7RpC]




روایتی از دستان‌ تاول‌زده ای که آتش ارسباران را خاموش می‌کرد

«دست‌های تاول‌زده»، عنوان تصویری بود که بعد از آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران در فضای مجازی دست به دست شد، این دست‌های تاول‌زده متعلق به رئیس اداره محیط زیست خداآفرین بود همانی که تاول دستان سوخته‌اش حکایت از دلی سوخته‌تر داشت.
آری او «مرتضی نعمت‌پور» همان مدیری بود که از همان روز اول حادثه آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران پا به میدان گذاشت و با تمام توان و به همراه نیروهایش، کیلومترها راه را با پای پیاده پشت سرگذاشت تا داغ سوزان جنگل‌ها را خاموش کند. و این عکس، تصویرگر تلاش‌هایی شد که هیچ‌کس از آن باخبر نبود. 
  
در رابطه با این عکس مردم نیز نظرات بسیاری مطرح کردند و با بیان کلماتی چون «خداقوت پهلوان، یاشاسین، مرد باغیرت و...» به زحمات چنین مدیرانی در فضای مجازی پاسخ دادند.

مرتضی نعت پور


نعمت‌پور، محیط بان نمونه کشور در سال 94

نعمت‌پور به مدت 11 سال است که در بخش‌های مختلف محیط زیست مناطق ارسباران از جمله ورزقان، خداآفرین، هریس، جلفا، هوراند و همچنین کیامکی مسئولیت‌هایی را بر عهده گرفته و طی این سال‌ها نیز عملکرد خوبی از خود برجای گذاشته است؛ او در جریان زلزله ارسباران نیز در محیط زیست هریس مشغول فعالیت بود و در این رابطه نیز به جهت مساعدت‌ها و همچنین طراحی نوعی حفاظ موقت( به وسیله میله، تور و سایر مصالح) به عنوان "رییس نمونه" انتخاب شد. 
  
او در سال 88 نیز به عنوان محیط‌ بان نمونه استانی و در سال 94 نیز به عنوان محیط بان نمونه کشوری انتخاب شده و همچنین در خاروانا نیز به دلیل عملکرد خود به عنوان کارمند نمونه انتخاب شده بود. 
  
جنگل که می‌سوزد، قلب و جگر گوشه مان می‌سوزد

مرتضی نعمت‌پور در مورد فعالیت‌های خود می‌گوید: بنده به عنوان یک محیط بان همیشه به محیط زیست علاقه و حساسیت دارم، طبق اصل 50 قانون اساسی حفاظت و صیانت از محیط زیست یک وظیفه همگانی است، ما نیز نه تنها در این ماجرا، بلکه در جریان تمامی حوادث در منطقه حاضر شده و با تمام توان خود، همانند جان از محیط زیست حفاظت می‌کنیم.


آتش جنگل

  
او می‌گوید: در تابستان سال‌جاری حدود 25 مورد آتش سوزی در جنگل‌های ارسباران اتفاق افتاده بود که در جریان تمامی این حوادث در منطقه حاضر شده و در راستای اطفای آتش تلاش کرده و تا لحظه اطفا نیز منطقه را لحظه‌ای ترک نکردیم، چرا که تحمل سوختن جنگل را نداریم، وقتی گوشه‌ای از جنگل می‌سوزد، گویی که قلب و جگرگوشه‌مان سوخته باشد.

نعمت‌پور در تشریح ماجرای آتش‌سوزی اخیر ارسباران نیز می‌گوید: از همان روز اول حادثه در منطقه حاضر شده و مراتب نیز با مدیریت بحران و مافوق خود اطلاع دادیم، از روز دوم که آتش‌سوزی وضعیت بحرانی داشت همه نیروهای امدادای و اکیپ‌ها از نقاط مختلف استان آمده بودند و نیروهای سپاه، ارتش، بسیج و... همه و همه حضور داشتند و کمک می‌کردند. 
  
او ادامه می‌دهد: کمک رسانی دستگاه‌های استانی خوب بود همه در صحنه حضور داشتند اما به بالگرد بسکت‌دار نیاز داشتیم چرا که کانون‌ آتش‌سوزی در نقاط صعب‌البوری قرار داشت و نیاز به امداد هوایی بود، در حالی که طبق گفته مسئولان امر نیز چنین امکاناتی در استان وجود نداشت. 
  
نعمت‌پور با بیان این‌که فاصله بین دو کانون آتش‌سوزی دو کلیومتر بود که رسیدن به آنجا نیز بصورت هوایی ممکن بود، چراکه منطقه بسیار صعب‌العبور بود، می‌افزاید: زمانی که در دره‌ای آتش‌سوزی رخ می‌داد به علت صعب‌العبور بودن فقط از طریق دود آن می‌فهمیدیم که آتش‌سوزی شده است. 
  
او با تاکید بر این‌که همه گروه‌های امدادی استان با تمام تلاش در فکر مهار آتش‌سوزی و اطفای آن بودند، ادامه می‌دهد: در دومین روز آتش‌سوزی که ظرفیت‌های استان با تمام توان به منطقه آمده بود، به بسکت‌ نیاز داشتیم که آن ‌هم در استان وجود نداشت، در حالی که اگر بالگرد بسکت دار همان روزهای اول به منطقه اعزام می‌شد، می‌توانستیم آتش‌سوزی را زودتر اطفا کنیم. 

آتش ارسباران


سختی‌های مهار آتش از زبان رئیس اداره محیط زیست خداآفرین

نعمت‌پور می‌گوید: کانون‌های آتش‌سوزی نیز به حدی صعب العبور و طولانی بود که امکان حمل دستگاه‌های آتش‌ خاموش کن میسر نبود و خودمان با پای پیاده و در شرایط سخت می‌رفتیم تا هرآنچه که از دستمان برمی‌آید را برای مهار آتش انجام دهیم. در این رابطه تبرهای کوچکی را با خود حمل می کردیم و با زدن شاخ و برگ‌ها جلوی گسترش آتش را می‌گرفتیم. 
  
او می‌افزاید: در برخی نقاط نیز مسیر به حدی صعب العبور بود که نشسته سر می‌خوردیم و از صخره‌ها و دره‌ها، با مصیبت فراوان پایین می‎رفتیم. باید از نزدیک این مناطق را ملاحظه کرد تا به سختی مسیر و صعب‌العبوری آن پی برد. گاه تا 4 کیلومتر امکان تردد ماشین و .. نبود و باید با پای پیاده تردد می‌کردیم که در چنین شرایط حمل اشیای دیگر برایمان میسر نبود. پوشش گیاهی برخی مناطق نیز دارای خارهای چسبانی بود(قره تیکان) که پاهایمان را به طور کلی زخمی و خونی می‌کرد. 
  
او با اشاره به عکس منتشر شده از خودش تحت عنوان «دستان تاول‌زده»، می‌گوید: من یک محیط بان و محافظ محیط زیست هستم و همیشه صیانت از محیط زیست را وظیفه و تکلیفی برای خود می‌دانم در مورد آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران نیز هرچند تلاش و زحمت بسیاری را به کار بستیم، اما نمی‌خواستم رسانه‌ای شود و مشغول کار خود بودم، تا این‌که در جریان امداد رسانی‌ها یکی از عکاسان شهرستان اهر که در محل حادثه حضور داشت، ماجرا را جویا شد و من با تشریح ماجرا دستانم را نشانش دادم و این تصویر را از بنده گرفت. البته صرف دستانم نبود بلکه بخشی از موهای سر و پاهایم نیز زخمی و سوخته بود.



قره داغ

آتش جنگل آذربایجان


ضرورت ارائه آموزش و فرهنگ‌سازی در مورد صیانت از محیط زیست

او در ادامه می‌گوید: از مردم تقاضا داریم بیش از پیش به محیط زیست توجه کرده و مراقب آن باشند؛ در منطقه ارسباران نیز یک سری آموزش‌ها و فرهنگ‌سازی ها لازم است تا مردم به اهمیت جنگل‌ها و حیوانات واقف شده و در صیانت از آن همیار اداره محیط زیست باشند. 
 


]]>
حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ 2019-08-26T19:28:19+01:00 2019-08-26T19:28:19+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1350 تبریز قارتال به نقل از زنده یاد حمید ملازادهسپیده‌دم سوم شهریور ۱۳۲۰ که مردم تبریز در خواب بودند ناگهان به غرش هواپیماها در آسمان شهر هراسناک بیدار شدند و چشم به آسمان دوختند. هواپیماهای سیاه رنگ جنگی برای مردم تازگی داشتند زیرا تا آن زمان ما فقط هر چندگاهی پرواز یک فروند هواپیمای شکاری ملخ‌دار را در آسمان شهر دیده بودیم که سرهنگ شیبانی فرمانده نیروی هوایی تبریز با آن پرواز می‌کرد، مردم سراسیمه از خانه‌های خودشان بیرون ریخته بودند با کنجکاوی اوضاع شهر را که غیرعادی بود تماشاگر ب

به نقل از زنده یاد حمید ملازاده

سپیده‌دم سوم شهریور ۱۳۲۰ که مردم تبریز در خواب بودند ناگهان به غرش هواپیماها در آسمان شهر هراسناک بیدار شدند و چشم به آسمان دوختند. هواپیماهای سیاه رنگ جنگی برای مردم تازگی داشتند زیرا تا آن زمان ما فقط هر چندگاهی پرواز یک فروند هواپیمای شکاری ملخ‌دار را در آسمان شهر دیده بودیم که سرهنگ شیبانی فرمانده نیروی هوایی تبریز با آن پرواز می‌کرد، مردم سراسیمه از خانه‌های خودشان بیرون ریخته بودند با کنجکاوی اوضاع شهر را که غیرعادی بود تماشاگر بودند، سربازان و افسران شتاب‌زده این طرف و آن طرف می‌دویدند و در پاسخ به این و آن به گفتن این جمله کوتاه اکتفا می‌کردند (نترسید مانور می‌کنیم) ساعت‌ها بعد تبریزی‌ها به حقیقت موضوع پی بردند زیرا هواپیماهای مهاجم با فرو ریختن اعلامیه‌ای به زبان‌های فارسی و ترکی به مردم پیام دادند که می‌خواهند ملت ایران را از چنگ آلمان فاشیست نجات دهند، تبریزی‌ها دسته دسته به طرف پناه‌گاه‌های امن رفتند و جماعتی نیز به باغ‌های اطراف شهر سرازیر شدند.
اولین بمب در کوی پل‌سنگی بر روی جماعتی که جلو دکان نانوایی جمع شده بودند فرود آمد و لحظه‌ای بعد اجساد لت و پار شده ۳۶ نفر را از گوشه و کنار محل جمع کردند و هویت بدن‌های متلاشی شده را شناسایی می‌نمودند. بمب‌ها بعداً در گوشه و کنار شهر منفجر می‌شدند.


ویدیو اشغال تبریز به وسیله ی ارتش سرخ شوروی در سال 1320

[http://www.aparat.com/v/AwSMz]


اعلامیه شماره یک ستاد ارتش
ساعت ۴ صبح روز سوم شهریورماه ۱۳۲۰ ارتش شوروی در شمال و ارتش انگلیس در باختر و جنوب باختری مرزهای کشور را مورد تجاوز و تعرض قرار داده‌اند، شهرهای تبریز، اردبیل، ارومیه، خوی، اهر، میاندوآب، ماکو، مهاباد، بناب، رشت، حسن‌کیاده، میانه و بندرانزلی مورد بمباران هوایی واقع و تلفات وارده نسبت به مردم غیرنظامی زیاد و نسبت به نظامیان با وجودی که سربازخانه‌ها را بمباران می‌کنند معذالک تلفات نسبتا کم بوده است. یک هواپیمای مهاجم در ناحیه هراز در نتیجه تیراندازی توپخانه ضدهوایی سرنگون شده است، نیروهای موتوریزه و مکانیزه شوروی در محور جلفا، مرند، پلدشت، ماکو و قره‌ضیاءالدین و نیروهای موتوریزه و مکانیزه ارتش انگلیس در محور خانقین، قصرشیرین، نفت‌خانه، آبادان و بندرشاه‌پور به تعرض پرداخته‌اند.


اشغال آذربایجان و پیشروی قوای شوروی به استناد گزارش رسمی منشی ستاد لشگر تبریز، دوشنبه سوم شهریور سال ۱۳۲۰ (۲۵ اوت ۱۹۴۱)
ساعت ۵/۳۰ صبح تبریزی‌ها به صدای غرش هواپیماهایی که برفراز شهر پرواز می‌کردند از خواب بیدار شدند، ابتدا مردم به تصور اینکه هواپیماهای خودی هستند دوباره سر به بستر راحت گذاشته به خواب فرو رفتند.
قبلا در شهر شایع شده بود که هواپیماهای روسی جسته و گریخته در آسمان تبریز دیده شده‌اند و آنها از نقاط مختلف شهر عکسبرداری می‌کنند. ساعت ۶ صبح پنج فروند هواپیمای روسی در آسمان تبریز ظاهر شدند، دفاع ضدهوایی تبریز شروع به شلیک کرد که هیچیک از گلوله‌ها کارساز نبودند، لحظه‌ای بعد دو هواپیمای روسی بمب‌هایی در محلات ششگلان و پل سنگی رها کردند که گرد و خاکی از محل اصابت بمب‌ها برخاست سپس هواپیماها دامنه‌های کوه عون بن علی را بمباران کردند، مردم در بهت فرو رفته بودند هیچکس نمی‌دانست هواپیماها متعلق به چه کشوری است و برای چه منظوری شهر را بمباران می‌کنند؟
تبریزی‌ها که از خطرات بمباران‌های هوایی آگاه نبودند پشت بام‌ها رفته صحنه‌های بمباران هوایی را تماشا می‌کردند، افسران و سربازان با شتاب به طرف سربازخانه‌ها می‌رفتند تا هر چه زودتر خودشان را به پادگان‌های نظامی برسانند، توپخانه ضدهوایی مستقر در تبریز از چهار دستگاه تجاوز نمی‌کردند مرتب به سوی هواپیماهای مهاجم شلیک می‌کردند اما هیچیک از آنها به هدف اصابت نکردند، تا ساعت ۵/۸ صبح بمباران شهر و شلیک توپ‌های ضدهوایی و مسلسل‌ها ادامه داشت، مردم که بتدریج به ماهیت حملات هوایی پی برده بودند دسته دسته شهر را ترک و به سوی دهات و باغات اطراف شهر سرازیر گردیدند.
سربازان احتیاط و ذخیره که به خدمت فراخوانده شده بودند، گروه گروه خود را به نظام وظیفه عمومی معرفی می‌کردند.
قبلا از طرف ستاد ارتش به کلیه سربازانی که خدمت سربازی را تمام می‌کردند. پاکت سربسته‌ای داده بودند و به آنها تاکید شده بود که سر پاکت را فقط در لحظات حساس نظامی یعنی بسیج همگانی باز کنند.
در داخل این پاکت نامه‌ای بود به این مضمون (با برداشتن غذای یک روزه خودتان را به نزدیکترین حوزه نظام وظیفه عمومی معرفی کنید و نیز از همه دارندگان وسایط نقلیه خواسته بودند که این سربازان را در اسرع وقت به مناطق مشخص برسانند. ضمنا ستاد ارتش به شهربانی‌ها دستور داده بود که از خروج اتومبیل‌ها اعم از سواری، باری و یا مسافربری ممانعت به عمل آورند و تمام وسایط نقلیه را برای حمل سرباز و آذوقه به سربازخانه‌ها گسیل دارند.


اشغال تبریز


روس‌ها می‌آیند
ساعت دو بعد از ظهر یک فروند هواپیمای اکتشافی خودی در آسمان تبریز به پرواز درآمد که شیء لوله مانندی از هواپیما به محوطه هنگ ۲۷ پرتاب کرد آن را فوراً به ستاد لشگر تسلیم کردند داخل لوله پیام خلبان بود که اطلاع می‌داد روس‌ها می‌آیند.
ساعت ۳۰/۴ بعد از ظهر فرودگاه تبریز بمباران شد و پنج فروند هواپیماهای مستقر در فرودگاه آسیب دیدند که چهار فروند پس از تعمیر به سوی تهران پرواز کردند. تمام دکاکین و مغازه‌های شهر بسته بودند ولی ادارات دولتی باز و منتظر دستور بعدی از تهران بودند، تلفات اولین روز بمباران در حدود چهل نفر اعلام شد با این حال مردم تبریز از اولین روز بمباران شهر روحیه خودشان را نباخته بودند، بدین‌سان روز سوم شهریور سال ۱۳۲۰ تبریز چنین گذشت.
اعلامیه‌هایی که هواپیماهای روسی بر زمین می‌ریختند، به زبان‌های فارسی، آذربایجانی و ارمنی بودند در این اعلامیه‌ها چنین آمده بود، ایرانی‌ها شما باید حقیقت را بدانید که آلمان‌ها در کشور شما مشغول چه کارهایی هستند پارسال آنها برای برانداختن دولت ایران توطئه کرده بودند و برای این منظور پیش از سه میلیون ریال پول خرج کردند آیا پرسیده‌اید چرا آنها اینقدر پول زیاد برای توطئه خرج کردند؟ منظور آنها چه بود؟
البته جاسوسان هیتلری که در ایران تخم آشوب و اغتشاش می‌کاشتند در فکر سعادت و خوشبختی ایرانیان نبودند بلکه مزارع و کشتزارهای ایران را خون فرزندان ایران را، آلوده می‌کنند تا برای آنکه عذری داشته باشند از ایران باز هم بیشتر از سابق گندم، پنبه، برنج، پشم، پوست و میوه‌جات به آلمان صادر کنند و شماها را بی‌نان و بی‌لباس بگذارند، هیتلر خونخوار می‌خواهد ایران را به میدان جنگ برضد شوروی که کشور دوست ایران می‌باشد مبدل کند و سرحدات اتحاد شوروی را در معرض خطر و تهدید قرار دهد. در محل سفارت آلمان در تهران، انبارهای اسلحه ایجاد کرده و مواد محترقه تهیه و حاضر کرده‌اند، در کوه‌های اطراف تهران آلمانی‌ها به بهانه شکار مشغول تعلیمات نظامی هستند در باشگاه آلمانی‌ها در تهران دیپلمات‌های آلمانی برای تعلیم و یاد دادن جاسوسی و جنایت‌های راهزنانه دیگر به اتباع آلمانی جلساتی تشکیل می‌دهند.
در بسیاری از شهرهای ایران آلمان‌ها تشکیلات مخفی و سری نظامی ایجاد کرده‌اند، آلمانی‌ها خودشان را مهندس، تاجر، جهانگرد می‌نامند ولی در حقیقت تمام آنها جاسوس و دشمن ملت ایران و شوروی می‌باشند، کارکن سابق سفارت آلمان در تهران (ولف) در بندرانزلی رئیس جاسوس آلمان در شمال ایران می‌باشد.
(شونمان) رئیس جاسوسان و راهزنان آلمان در جنوب ایران بوده رئیس پلیس مخفی آلمان در تهران (گاتومای) با معاون خود (مانیر) نام کارکن اداره ایران اکسپرس برای برپا کردن انفجارها و آتش‌زدن‌ها در ایران در اتحاد شوروی از آلمان دستجاتی تشکیل داده و حالا درصدد آن هستند که در ایران کودتای فاشیستی ضدملی برپا کنند، غیر از آن، میکانیک رئیس املاک در بندر گز (تراپه) نماینده کارخانجات کروپ (آرتل) نماینده تجارتخانه سیمنس (فون راد انویچ) میکانیک در بندرانزلی (رکنگان) رئیس شعبه وزارت دارایی ایران، زن آلمانی (گلدانبرگ) مدیر تکنیکی مطبعه مجلس (اتوسوورز) و دیگران هم از جاسوسان بزرگ آلمان در ایران می‌باشند، تمام این متخصصین آلمان هیتلری که می‌خواهند در سرحدات ایران و شوروی، تحریکاتی برپا کنند اینطور هستند، این آلمانی‌ها می‌خواهند شما را دچار اغتشاشات، جنایت، گرسنگی و بندگی کنند آنها تدارکات کودتای فاشیستی را فراهم می‌آورند که از ایران به اتحاد شوروی حمله کنند، اشرار هیتلری به طور افتراآمیز خودستایی می‌کنند و لاف می‌زنند که گویا آنها در جنگ با اتحاد شوروی به پیروزی‌هایی نائل شده‌اند ولی در حقیقت امر بهترین لشگرهای آلمان فاشیستی در میدان‌های جنگ گور خود را یافته‌اند آلمان هیتلری درهم شکسته خواهد شد برضد آلمان فاشیستی جبهه متحد ملی از اتحاد شوروی و بریتانیای کبیر و تمام آن ملل اروپا که هیتلر آنها را به اسارت و تابعیت مبتلا کرده قرار گرفته است، ممالک متحده آمریکا در جنگ بر ضد ظلم و تعدی هیتلری به بریتانیای کبیر و اتحاد شوروی کمک جدی می‌نماید ایرانی‌ها، آیا ممکن است بیش از این در مقابل دسیسه‌ها و تحریکات هیتلر غاصب و تجاوزکار که برضد ملت ایران انجام می‌گیرند و در عین حال برعلیه اتحاد شوروی هم می‌باشند طاقت آورد؟ نه، نمی‌توان متحمل این تحریکات شد، ایرانی‌ها با اتحاد شوروی متفقا بر ضد دشمن عمومی یعنی آلمان هیتلری اقدام خواهند نمود.
به موجب قرارداد شوروی و ایران که در سال ۱۹۲۱ بسته شد به اتحاد شوروی حق داده شده که برای تأمین و مصون داشتن بی‌خطری و امنیت خود به خاک ایران نیروی خود را داخل نماید، در ماده شش قرارداد شوروی و ایران که در سال ۱۹۲۱ منعقد گردیده اینطور نوشته شده:
(دولتین معظمین متاهدتین قبول می‌نمایند که اگر دولت ثالثی قصد داشته باشد به وسیله مداخله نظامی سیاست غاصبانه و تجاوزکارانه را در ایران مجری سازد و خاک ایران را مرکز حملات لشگری خود بر ضد روسیه قرار دهد و در این صورت مخاطرات و تهدیدی متوجه سرحدات جمهوری متحده شوروی سوسیالیستی روسیه و دول متفق آن بشود و در صورتی که پس از اخطار دولت شوروی به دولت ایران، خود دولت ایران مقتدر برطرف ساختن مخاطرات فوق‌الذکر نباشد آن وقت دولت شوروی حق خواهد داشت ارتش خود را به خاک ایران وارد نماید تا به منظور دفاع از خود اقدامات نظامی لازمه را به عمل آورد، دولت شوروی متعهد می‌شود همین که مخاطره مزبور برطرف شد فوراً ارتش خود را از حدود ایران خارج نماید.
ملت ایران، ساعت خاتمه دادن به تمایلات تجاوزکارانه هیتلر در ایران که هم بر ضد ملت ایران و هم بر ضد ملل اتحاد شوروی می‌باشد در رسید، ارتش سرخ دوست ملت ایران بوده به موجب قرارداد سال ۱۹۲۱ موقتا به خاک ایران وارد می‌شوند، اتحاد شوروی و بریتانیای کبیر متفقا اقدام کرده و خطر تهدید فاشیستی را نسبت به ایران و اتحاد شوروی برطرف خواهند نمود، مرده باد جاسوسان هیتلری که مشغول تدارک دیدن کودتای فاشیستی در ایران می‌باشد، زنده باد دوستی اتحاد شوروی و ایران.)


نیروهای ارتش روسیه در تبریز

ارتش روسیه


فرار دولتمردان
از اولین روز هجوم ارتش شوروی به مرزهای آذربایجان، دولتمردان مقدمات فرار را فراهم کردند، از شهریور ۱۳۲۰ تا سال‌های بعد، در بیشتر حوادث و ماجراهای نظامی و سیاسی آذربایجان، فرار دولتمردان اعم از نظامی و غیرنظامی از مهلکه یک واقعیت تلخ در تاریخ این سرزمین ثبت شده است، تبریزی‌ها از فرار نظامیان در بحران، خاطرات فراوانی دارند که فرار دسته‌جمعی ژنرال‌ها و بعد سربازان در سال‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۲۴ و بحران‌های بعدی بیانگر این حقیقت تلخ است، آن روز هم در کاخ استانداری واقع در شمس‌العماره جنب و جوشی بود تمام رؤسای ادارات در استانداری جمع شده و منتظر کسب تکلیف بودند، امان‌ا… اردلان استاندار و سرلشگر ایرج مطبوعی فرمانده لشگر خانواده‌هایشان را از تبریز خارج کرده بودند و خود را نیز آماده فرار می‌کردند.


وضع نیروهای مستقر در آذربایجان در حادثه سوم شهریور ۱۳۲۰
لشگر ۳ تبریز، لشگر ۴ ارومیه، لشگر ۱۵ اردبیل، هنگ مستقل مهاباد، هنگ مستقل سردشت و هنگ مرند. لشگر تبریز شامل دو هنگ پیاده، یک هنگ توپخانه، یک هنگ سوار، یک گردان مستقل مهندسی و هنگ هوایی که فرماندهان وقت عبارت بودند از: سرلشگر ایرج مطبوعی، فرمانده لشگر، سرهنگ محمد نخجوان فرمانده تیپ، سرهنگ احمد جان پولاد فرمانده هنگ پیاده، سرهنگ حسین هاشمی فرمانده پیاده ۲۷، سرهنگ مقبلی فرمانده هنگ سوار، سرهنگ صفوی فرمانده هنگ توپخانه، سرهنگ محمدحسین امین رئیس ستاد لشگر و سرهنگ شیبانی فرمانده هنگ هوایی.


پل آهنی جلفا و سه شهید قهرمان آذربایجان در مقابل ارتش سرخ

پل آهنی جلفا


اشغال ایران


پیشروی ارتش سرخ به سوی تبریز
سه‌شنبه چهارم شهریور ۱۳۲۰ ساعت ۵/۷ صبح بود که هواپیماهای روسی در آسمان تبریز پدیدار گشتند این بار فرودگاه شهر بمباران شد، توپ‌های ضدهوایی خاموش بودند، سربازان در سربازخانه دنبال محل امنی می‌گشتند و از ستاد لشگر تنها چند صندلی خالی بجا مانده بود. گفته شد ستاد شبانه به سوی آذرشهر حرکت کرده است. مهمات موجود که مقداری از سلاح‌های باقی مانده از جنگ بین‌الملل اول بود قبلا در محله مارالان به محل امنی برده بودند، در همین موقع خبر رسید که زره‌پوش‌های روسی از صوفیان گذشته به سوی تبریز در حال پیشروی هستند صدای شلیک مسلسل‌ها از دروازه ورودی تبریز، مرند به گوش می‌رسید.
سرانجام حوالی ساعت یک بعد از ظهر پیش‌قراولان ارتش سرخ وارد دروازه شهر شدند. در نزدیکی‌های آجی‌چای سربازان مقاومت جزئی نشان داده بودند اما کمدی جنگ زره‌پوش‌ها با تفنگ به زودی پایان یافت. زره‌پوش‌های روسی پس از درهم شکستن مقاومت عده‌ای از سربازان در مدخل شهر از پل منجم گذشتند و مردم با مشاهده سربازان روسی پا به فرار گذاشتند، در این هنگام سالدات‌های روسی از زره‌پوش‌ها پیاده شدند به زبان آذربایجانی با مردم به گفت‌وگو پرداختند آنها سربازان فراری را پس از خلع سلاح دلجویی کرده و مرخص می‌نمودند.
روس‌ها به مردم می‌گفتند ما با شما سر جنگ نداریم شما برادران ما هستید، تبریزی‌ها این پیام‌های دوستانه را پذیرفته به تماشای سربازان روسی آمدند در حوالی باغ گلستان گروهی از ارامنه تبریز دسته گل‌هایی به سوی زره‌پوش‌ها پرتاب می‌کردند و هورا می‌کشیدند، روس‌ها به سرعت در نقاط مختلف شهر مستقر گردیدند و تبریز عملا به تصرف ارتش سرخ درآمد.
نیروهای روسی وقتی به مرکز شهر رسیدند زنگ ساعت شهرداری ساعت ۲ بعد از ظهر را اعلام داشت سربازی به طرف ساعت آتش گشود و زنگ خاموش شد گفتند یکی از زنگ‌های پرقدرت ساعت از آن به بعد دیگر کار نکرد، علیرغم سقوط شهر، زندان هنوز در کنترل پلیس بود زندانیان با برافراشتن پرچم سرخ و سر دادن شعارهای زنده باد استالین دست به تظاهرات زده بودند روس‌ها به تصور اینکه همه بازداشتی‌ها زندانیان سیاسی هستند درب‌های زندان را گشودند و همه زندانیان اعم از سیاسی و غیرسیاسی را آزاد کردند، با بیرون آمدن زندانیان عادی، جانی و شرور از زندان بیم و ترس از غارت خانه‌های مردم، شهر را فراگرفته بود، روس‌ها به منظور جلوگیری از هرگونه بی‌نظمی و هرج و مرج در شهر حکومت نظامی اعلام کردند و مقررات حکومت نظامی طی اعلامیه‌ای به امضای سروان پاولنسکی به اطلاع مردم رسید. گروهی از تبریزی‌ها که در سال‌های قبل از سوم شهریور ۲۰ از روسیه به ایران آمده بودند و در اصطلاح عامه مهاجر نامیده می‌شدند با بستن بازوبندهای قرمز و حمل تفنگ، نگهبانی از ادارات و سازمان‌های دولتی را برعهده گرفتند. در طول بیست سال سلطنت رضاشاه در مناسبات حکومتی دو رژیم ایران و شوروی بدگمانی شدیدی حاکم شده بود.
در رژیم ایران که هرگونه اظهارنظری درباره سیستم حکومتی شوروی به منزله ترویج مرام اشتراکی در قانون کیفری جرم تلقی می‌شد سبب گردیده بود که مردم در کشور همسایه از زندگی همدیگر کاملا بی‌اطلاع باشند به همین جهت شایعات نادرست از رفتار حکومت شوروی با ملت روسیه در ایران رواج یافته بود، تبریزی‌ها به غلط تصور می‌کردند به محض ورود شوروی‌ها به ایران بازارها غارت و ثروتمندان تیرباران خواهند شد، اما وقتی عملا خلاف اینگونه تبلیغات بی‌اساس ثابت گردید خیلی زود با سربازان روسی جوش خوردند. بچه‌ها را به زره‌پوش‌ها سوار می‌کردند و سربازان روسی به آنها قند می‌دادند، بدین‌ترتیب در اولین روز ورود ارتش سرخ به تبریز همه تصورات باطل و اوهام غلط به دوستی و محبت مبدل شد.
شب پنجم شهریور کارخانه برق تبریز که به تصرف روس‌ها درآمده بود کار نمی‌کرد و شهر در تاریکی کامل فرو رفت، صدای شلیک گلوله مسلسل‌ها از گوشه و کنار شهر به گوش می‌رسید، جماعتی از اهالی محله مارالان با استفاده از بی‌محافظ بودن سربازخانه آنجا ریختند اثاثیه سربازخانه از جمله سلاح‌ها و اسب و قاطرها را به غارت بردند.
چهارشنبه پنجم شهریور روزنامه‌ای به نام شعله در یک صفحه انتشار یافت و مجانی بین مردم توزیع گردید، بر سر کلیشه روزنامه این جمله چاپ شده بود: (زنده باد دوستی اتحاد شوروی و ایران) و نیز کاریکاتوری از هیتلر که در وسط نعش انسان‌ها و خرابی‌های ناشی از جنگ ایستاده بود جلب توجه می‌کرد و این اشعار از زبان هیتلر منعکس بود، من فاشیستم عادتم خونریزی و خون خوردن است، ایستادم روی نعش کله‌های بی‌شمار، عالم آباد را با جنگ ویران کردن است، غره آنم که این جنگ نقشه کار من است.


تبریز در جنگ جهانی


ششم شهریور ۱۳۲۰
کلیه دکاکین و مغازه‌های شهر بسته و خواربار در شهر کمیاب و گران بود، به علت تعطیلی طولانی مغازه‌های شهر طبقات کم درآمد بیکار شده بودند و گرانی و کمیابی مواد غذایی نیز مزید بر علت گردید. بلافاصله ارتش سرخ به کمک مردم کم درآمد و بی‌بضاعت تبریز شتافت، بدین معنی که روزانه از غذای سربازان شوروی بین این افراد توزیع می‌شد، بیوه‌زن‌ها، افراد علیل و بی‌چیز هر روز صبح زود تا ظهر کاسه بدست در محل توزیع غذا به انتظار می‌نشستند، با این حال مسئولان توزیع غذا آنچنان با مراجعین به مهربانی رفتار می‌کردند که این عمل آنها مردم تبریز را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود اینکه جماعت تبریزی در بحران‌های سیاسی و نظامی مملکت قبل از اتخاذ هر تصمیمی در مقابله با حوادث آذوقه جمع می‌کنند بی‌دلیل نیست زیرا، در طول تاریخ این سرزمین از قحطی و گرسنگی ناشی از قهر طبیعت، جنگ، آشوب و بلواها خاطرات تلخی دارند با احساس خطر ابتدا به فکر تهیه نان می‌افتند، خلاصه اینکه در تبریز همه چیز از نان شروع و به نان ختم می‌شود، برای مثال، اگر چنانچه نان در شهر کمیاب و دکان‌های نانوایی شلوغ باشند این حکایت از وضع غیرعادی می‌کند در آن صورت بروز بحران‌های سیاسی بیشتر محتمل است، عکس این قضیه در عادی بودن اوضاع هم صدق می‌کند، به همین جهت بیشتر دولتمردان در تبریز برای اینکه سر به بستر استراحت بگذارند قبل از هر اقدامی به فکر تامین نان مردم شهر هستند، در سال‌های اولیه اشغال کشور که صدای مردم گرسنه تبریز در شهر پیچید تدابیر موقت دولت اعم از جیره‌بندی نان، توزیع سیب‌زمینی به برطرف کردن بحران کمکی نکرد در چنین اوضاع و احوالی بود که کمبود قند نیز ظاهر شد و مردم به جای قند و شیرینی از کشمش و خرما استفاده کردند.


هفتم شهریور ۱۳۲۰
امروز دو آگهی از طرف کمیسیون امور شهر منتشر شد در یک آگهی آمده بود چون در عرض چند روز گذشته پاره‌ای اغتشاش و یغما و ناامنی از طرف اشخاص ناصالح رخ داده و آسایش اهالی شهر را بهم زده است به کلیه اهالی اخطار می‌شود که چنانچه از امروز به بعد از طرف هر کس تجاوز به جان و مال و خانه و دکاکین اهالی شهر بشود از طرف حکومت شهر فورا محاکمه و اعدام خواهد شد و نیز کسانی که به خانه‌ها، دکاکین و سایر جاها به نام قشون سرخ وارد شوند باید معرفی‌نامه و امریه مخصوص در ماموریت داشته باشند در غیر این صورت مرتکب شناخته و تنبیه خواهد شد.
اعلان شماره دو به اطلاع کلیه سرپاسبانان شهربانی تبریز می‌رساند که از امروز شهربانی تبریز در اداره شهرداری تاسیس می‌شود بنابراین لازم است عموما و به فوریت خودشان را در اداره شهرداری تبریز به آقای سربهر فتح‌اله قلاسکی کفیل فعلی شهربانی معرفی و برای حفاظت شهر با دستور مقامات مربوطه مشغول انجام وظیفه باشند، کمیسیون امور شهر.
روز دهم شهریور رادیو ترکیه اطلاع داد دولتین روس و انگلیس یادداشتی به دولت ایران داده و شرایط خود را نوشته‌اند و پس از اشغال تمام و کمال ایران شرایط انتشار خواهد یافت این رادیو افزود، ایدن وزیر امور خارجه انگلیس نطقی درباره ایران نموده و اظهار داشته دولت انگلیس به یک وجب خاک ایران چشم نداشته و درخواست‌های ما به تهران ابلاغ خواهد شد، یک روزنامه انگلیسی نوشته بود، باید دولت ایران اولا آلمان‌ها را تسلیم کند ثانیا شناسایی حق‌العبور راه‌آهن، ثالثا تامین لوله نفت و اگر این شرایط قبول واقع شد مسئله تخلیه صورت خواهد گرفت.
دهم شهریور اعلام شد کلیه افسرانی که دستگیر شده‌اند به شهر انتقال و در کماندانی شوروی بازداشت شده‌اند اداره کماندانی در انتهای خیابان فردوسی واقع شده بود، افسران را در طبقه دوم ساختمان جمع کرده و اقوام و خانواده‌هایشان برای دیدن آنها در جلوی کماندانی اجتماع کرده بودند، از همه فرماندهان فراری فقط سروان نهضتی فرمانده گردان توپ‌های ضدهوایی کشته شده بود بقیه هم خود را تسلیم کرده بودند.
فرماندار نظامی شوروی‌ها طی اعلامیه‌ای اعلام داشت مغازه‌داران دکاکین شهر را باید از روز دهم شهریور باز کنند والا تحت تعقیب قرار خواهند گرفت.
چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۲۰ شهر به حال عادی بازگشت. مغازه‌ها باز شدند و دادوستد از سر گرفته شد، سربازان روسی با ولع زیاد ساعت می‌خریدند به همین جهت پول روسی منات وارد بازار معاملات شد و هر منات روسی معادل ۳/۵ ریال پول ایرانی خرید و فروش داشت، در این روز طی اطلاعیه‌ای انتصاب سرهنگ محمد نخجوانی به کفالت لشگر ۳ به اطلاع عموم رسید، عصر پنجشنبه نیز ۱۲ نفر از افسران و فرماندهان بازداشتی آزاد شدند به دنبال آن سربازان فراری را برای بازگشت به سربازخانه‌ها فراخواندند اما این دستور اجرا نشد زیرا معلوم نگردید دستور از طرف چه مقامی صادر شده است افزون بر این سربازخانه‌ها در اشغال قوای روسی بود.
عصر، رادیو دهلی اطلاع داد که سربازان روسی و انگلیسی در قزوین به همدیگر رسیدند و روس‌ها به افتخار انگلیسی‌ها ضیافتی در قزوین ترتیب دادند و رادیو برلین متقابلا گفت: آلمان بالاخره پیروز خواهد شد و انتقام ایرانیان را خواهد گرفت پس با این شعارها برنامه فارسی رادیو برلین پایان یافت: (مرده باد انگلیس، مرده باد روس، زنده باد ایران، زنده باد آلمان).

۱۴ شهریور ۱۳۲۰ سپیده‌دم غرش هواپیماها باز مردم را از خواب بیدار کرد صدای شلیک توپ‌ها در شهر طنین‌انداز شد، تبریزی‌ها تصور می‌کردند که این بار هواپیماهای آلمانی در آسمان تبریز هستند، حتی شایع گردیده بود آلمانی‌ها پل ارتباطی جلفا بین ایران و شوروی را زده‌اند، سرانجام معلوم شد هواپیماها متعلق به انگلیسی‌ها بوده‌اند و روس‌ها به احترام ورود همزمان خود به تبریز با شلیک توپ از آنها استقبال کرده‌اند و به عبارت دیگر مقدم آنها را خوش‌آمد گفته‌اند.
۱۴ شهریور رادیو برلین در برنامه سخن‌پراکنی روزانه گفت: نقاطی که در ایران به تصرف روس‌ها درآمده بزودی مراسم بلشویکی در آن مناطق اجرا خواهد شد و سپس در گفتاری به نقل قول از یک روزنامه آلمانی افزود: مقصر اصلی بدبختی ایران، انگلیسی‌های طماع می‌باشند و انگلیس امروز آرزومند است که ایران بلشویک شود، این رادیو از پکن خبر داد ۱۵ میلیون مسلمان چینی در برگزاری نماز از خداوند خواستار شدند ایرانی‌ها را که گرفتار بلشویک‌ها شده‌اند مورد لطف و عنایات ذات پروردگار قرار دهد و همچنین نمایندگان سیصد میلیون مسلمان دنیا در پکن اجتماع کرده‌اند که برای مشکل ایرانیان که به دست روس‌ها و انگلیسی‌ها گرفتار شده‌اند چاره‌جوئی کنند.


حمله به ایران


دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۲۰ سهیلی وزیر امور خارجه ایران طی گزارشی که به مجلس داد گفت: پس از ترک مقاومت نیروهای ایران، شوروی و انگلیس یادداشتی تسلیم ایران کرده و پیشنهاداتی را پیش کشیدند که عبارتند از:
۱ – نیروهای ایران از مغرب از خانقین، کرمانشاه، دزفول تا بندر دیلم و خلیج‌فارس و از شمال اشنویه، حیدرآباد، میاندوآب، قزوین، زنجان، خرم‌آباد، بابل، سمنان، شاهرود و علی‌آباد عقب‌نشینی کنند.
۲ – دولت ایران در مدت یک هفته اتباع آلمانی به استثنای اعضای سفارت و چند تن متخصصین را از ایران اخراج نمایند.
۳ – دولت ایران باید متعهد شود مانع از حمل و نقل لوازم بین نیروهای انگلیسی و شوروی نشود، دولت انگلیس تعهد می‌کند:
الف-حقوق امتیاز نفت را بپردازد، ب-به وضع اقتصادی ایران کمک کند، ج-از پیشروی بیشتر در خاک ایران خودداری کند و به محض خاتمه جنگ قوای خود را از ایران بیرون ببرد.
۴ – دولت جماهیر شوروی تقاضا دارد دولت ایران به موسسات دولت مزبور در خوریان و شیلات کمک نماید، سهیلی متقابلا پیشنهاداتی را در تعدیل خواسته‌های متفقین مطرح نموده و در اصل، ایران همه پیشنهادات شوروی و انگلیس را پذیرفته بود.
تبریزی‌ها به حسن نیت شوروی‌ها بیش از پیش امیدوار شده بودند زیرا رفتار دوستانه قوای شوروی با مردم تبریز جز این چیز دیگری را ثابت نمی‌کرد، مردم تبریز معتقد بودند که روس‌ها قصد اشغال ایران را نداشتند فقط سختی‌های جنگ سبب شده است که موقتا وارد این کشور شوند و از خطوط مواصلاتی ما استفاده کرده و پس از خاتمه جنگ ایران را ترک کنند.
چهارشنبه ۱۹ شهریور، از طرف کمیسیون امور شهر تبریز اطلاعیه‌ای منتشر شد مبنی بر اینکه هیچکس حق دادوستد با (منات) واحد پول روسی ندارد و چنانکه کسی برخلاف این آگهی اقدام کند علاوه براینکه به ضرر خود تمام خواهد شد مورد تعقیب جزائی هم واقع گردیده و سخت تنبیه خواهد شد، پس از انتشار این آگهی ارزش منات که معادل ۳/۵ ریال پول ایران بود تنزل کرد و بانک ایران و روس نیز از تبدیل آن به پول ایران خودداری کرد که نتیجتا ارزش منات به سه ریال کاهش یافت.
جمعه ۲۱ شهریور، رادیو لندن به دنبال حملات شدید به رضاخان گفت: در این اواخر سیستم حکومتی ایران از رژیم مشروطیت به کلی منحرف شده و یک استبداد مطلقه جانشین آن گردیده بود، شاهنشاه ایران در مدت بیست سال اخیر تمدن غرب را در مملکت اشاعه و پیشرفت داد، در عوض مالیات هنگفتی تحمیل مردم ایران نمود چنانچه با مقایسه بودجه سال‌های ۱۳۰۲ و ۱۳۱۹ معلوم می‌شود که در مدت این ۱۷ سال مالیات از هفده برابر تجاوز نموده بعلاوه در رأس امور فردی قرار گرفته و یک استبداد مطلق در کشور حاکم شده است، به طوری که اشغال بعضی نواحی ایران توسط ارتش‌های روس و انگلیس هیجانی در مردم به وجود آورده و آنها امیدوارند که در وضع حکومت تغییری حاصل گردیده و اوضاع به همان دوران اولیه مشروطیت ایران اعاده گردد، رادیو تهران یادداشت دولت انگلیس را چنین پخش کرد:
بند اول. انگلیس نمی‌خواهد شهرهای متصرفی ایران را پس بدهد.
ب. در نواحی متصرفی لازم است مامورین دولتی، مشاغل خود را با موافقت مامورین نظامی انگلیس برعهده بگیرند.
ج. مامورین نظامی انگلیس میل ندارند از حیث آذوقه و مسکن به ایران تحمیل شوند.
د. هرگونه اقدام لازم به عمل خواهد آمد که از وقوع حادثه جلوگیری به عمل آید.
بند دوم. رویه‌ای که در باب آلمانی‌ها قبلا اتخاذ نموده‌ایم تغییر یافته و به استثنای اشخاصی که باید تسلیم شوند هیئت آلمانی‌ها غیر از مامورین سفارت باید تسلیم شوند.
بند سوم. دولت ایران باید موافقت کند که تحدید ورود آلمانی‌ها تا خاتمه جنگ خواهد بود.
بند چهارم. تسهیلات راجع به ترانزیت کالاها و آلات جنگی باید رعایت شود.
بند پنجم. دولت انگلیس با نظریه ایران راجع به سیاست اقتصادی موافق می‌باشد.
بند ششم. دولت انگلیس راجع به استرداد اسلحه مطالعه خواهد نمود و پس از ترک ایران راجع به غرامت نیز مطالعه خواهد کرد.
رادیوهای خارجی در برنامه‌های فارسی اطلاع دادند که دولت ایران دویست نفر آلمانی و ایتالیایی را تسلیم انگلیسی‌ها نمود که این عده به اهواز اعزام شدند که از آنجا به هند فرستاده خواهند شد و پنجاه نفر نیز به دولت روس تحویل دادند که این عده را به قزوین بردند.
دوشنبه ۲۲ شهریور رادیو تهران یادداشت مقامات شوروی را در ایران پخش کرد، این تذکاریه چنین بود؛ در این چند روز اخیر اوضاع ایران مخالف وضعیت هشتم شهریور پیش می‌رود و برای اینکه قضیه حل شود دولت شوروی از اشغال پایتخت ایران خودداری می‌کند ولی دول محور از این حسن نیت شوروی سوءاستفاده نموده و آن را به ضعف ما تعبیر و تفسیر نموده‌اند، نظر به این قضیه دولتین شوروی و انگلیس مجبور شدند بستن سفارت‌خانه آلمان را در ایران خواستار شوند، رادیو تهران سپس به تشریح نکات دیگر یادداشت دهم شهریور استنادی دولت شوروی پرداخت که چنین آمده است:
۱ -راجع به خط مرزی هیچگونه تغییری نمی‌تواند باشد.
۲ -در مناطق اشغال شده ایران امنیه و شهربانی وظایف خود را اجرا و اولیای نظامی شوروی حاضر خواهد بود به آنها مساعدت کند.
۳ -فرمانده شوروی برای رفع احتیاجات خود نمی‌خواهد سربار ایران شود.
۴ -اولیای نظامی شوروی سیستم مناسبی برای ارتش خود برقرار و اقدامات لازم خواهند کرد که آنها با مردم ارتباطی نداشته باشند ولی نمی‌توانند با مردم قطع رابطه کنند.
۵ -اتباع آلمانی باید تسلیم شوند.
۶ و ۷ و ۸ -در انعقاد قرارداد راجع به نفت خوریان اتخاذ سند می‌نمایند.
۹ -شوروی برای کمک اقتصادی در خرید اشیاء ایران موافقت دارد و درباره عبور کالاهای ایران همچنین.
۱۰ -شوروی حاضر خواهد بود هنگامی که ضرورت ترک ایران پیش آید راجع به اسلحه مطالعه کند.
اما درباره غرامت خرابی‌های ناشی از جنگ، چون در زمان جنگ اتفاق افتاده است موافقت نمی‌شود.


روسها در تبریز


جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۲۰ اطلاعیه‌هایی بر در و دیوار شهر نصب کرده بودند که خطاب به فارسی زبان‌ها بود نوشته بودند، تا به حال هر چه خورده‌اید و برده‌اید بس است ما را به حال خودمان باقی بگذارید و شهر ما را ترک کنید، این اعلانات امضای مشخصی نداشت ولی حکایت از زمزمه‌هایی می‌کرد که حوادثی در تبریز در شرف تکوین است.
از سوم شهریور ۱۳۲۰ به بعد، روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سرانجام سال‌های پیش روی، آذربایجان و تبریز مملو از حوادث و رویدادهای بی‌شمار است، کمتر روزی بود که در تبریز حادثه سیاسی روی ندهد، گرفتاری و ضعف قدرت دولت مرکزی از یک طرف و اثرات جنگ جهانی و اشغال کشور از سوی دیگر زمینه‌های پیدایش تحولات سیاسی را در آذربایجان فراهم کرده بود، با این حال رفتار صمیمانه و دوستانه ارتش سرخ با مردم آذربایجان تا حد زیادی اثرات ناهنجار بحران‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی را خنثی می‌کرد، رابطه روس‌ها با مردم تبریز نه تنها رفتار اشغالگرانه نبود بلکه آنها با اهدای کمک‌های انسانی از جمله موادغذایی، درمان پزشکی، فرهنگی و ارتباطات درصدد برآمده بودند تبلیغات ضدروسی را در مرزهای جنوبی شوروی بی‌اثر سازند، روس‌ها با چاپ پوستر، کتاب، روزنامه و مجله در آذربایجان شوروی و ارسال و پخش آنها در آذربایجان ایران فرهنگ و ایدئولوژی سوسیالیستی را در بین مردم ترویج و اشاعه می‌دادند، مبادله هنرمند، شاعر و نویسنده بین دو آذربایجان، فراهم نمودن تسهیلات آموزشی برای جوانان آذربایجان ایران، اعزام جوانان به باکو به منظور آموزش و تعلیمات نظامی، نمایش فیلم در نقاط مختلف شهر، واکسیناسیون مردم در برابر بیماری‌های خطرناک همه و همه تا حد زیادی به مردم تبریز فرصت می‌داد که آثار شوم جنگ را کمتر احساس کنند با این وصف قحطی و بیکاری که پدیده دهشتناک جنگ است زندگی را بر مردم تبریز سخت کرده بود افزون براین، پیدایش افکار و اندیشه‌های سیاسی گوناگون در صحنه سیاسی کشور، ره‌آورد این جنگ بود.
بعد از شهریور ۱۳۲۰ در تبریز افکار و اندیشه‌های متعدد ملهم از مکتب‌های سیاسی متفاوت ظهور کرد که این پدیده در سال‌های بعد، در تحولات سیاسی کشور در ابعاد گسترده‌تری ظاهر گردید.
اثرات تبلیغات هیتلری که در سال‌های قبل از جنگ جهانی دوم بر کشور رسوخ و نفوذ کرده بود در سال‌های پس از اشغال ایران نیز به سادگی از بین نرفت، در آن ایام طبقه ثروتمند و بازاری تبریز که از برکت معاملات تجاری با آلمان هیتلری به ثروت کلانی دست یافته بودند به هواداری از آلمان هیتلری برخاستند، متقابلا ندارها و گروه‌های مهاجر جانب سیاست‌های بلشویکی را گرفتند، ثروتمندان که لحظه به لحظه پی‌آمدهای جنگ را پیگیری می‌کردند و به پیروزی ارتش‌های محور آنچنان دل‌بسته بودند که با اعتماد به نفس، پیشرفت قوای هیتلری را سعادت و خوشبختی ایران می‌پنداشتند و بی‌صبرانه در انتظار شکست جبهه قفقاز روزشماری می‌نمودند، در این میان طرفداران ژاپن میلتاریستی نیز در صحنه سیاسی ظاهر شدند بی‌آنکه تبریزی‌ها با نژاد زرد پیوندی داشته باشند. سیاست‌بازی، محیط تبریز را آنچنان آلوده کرده بود که در هر محفل و مجلسی گروهی به طرفداری از این و جماعتی در حمایت از آن دیگری به سر و کله یکدیگر می‌پریدند و هر یک از آنها در دفاع از نکته‌نظرهای سیاسی خویش استدلال و منطق می‌تراشیدند.

شادروان میرزاباقر حاجی‌زاده با سخنان طنزآلود این درام سیاسی را در تعریف از سیاست‌بازان بازار تبریز چنین توصیف می‌کرد، بازاری‌های تبریز که دل در گرو آلمان هیتلری داشتند هر روز صبح وقتی مغازه‌های خودشان را باز می‌کردند با رمز و اشاره به یکدیگر، خبر رد و بدل می‌کردند برای مثال اگر رادیوهای خارجی از پیروزی آلمانی‌ها خبر خوش پخش می‌نمودند بازاری‌ها شاد و خوشحال به بازار می‌آمدند. یکی از دیگری می‌پرسید در جیب‌هایت آجیل داری؟ آن دیگری جواب می‌داد امروز با جیب‌های پر آمده‌ام.


به نقل از روزنامه مهد آزادی

]]>
شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) 2019-08-20T08:30:47+01:00 2019-08-20T08:30:47+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1349 تبریز قارتال تصاویری ساده و بدون دغدغه از مردم شهر تبریز ، عکاس آقای مهرینژاد میبنیم...قرار نیست که فقط از جاهای خاص و زیبا عکس باشه ، همین عکسهای معمولی روزمره وقتی دقیق میشویم میبینیم زیبایی خاص خودشون دارند...همین زندگی ساده در همین حاشیه های نازیبا هم شاید جالب هستند...مسجد جامع و کودکانهمیشه فکر میکنیم مسجد جای بزرگترهاست و باید اونجا بزرگها باشنپیک نیک مال همه هست و همه اقشار همه که باغ ندارن!رب میپزن ، رب لاله تبریز کودکان کوچه پس کوچه ها کمتر درگیر موبایل و فضای مجازی هستند و خودشان ک

تصاویری ساده و بدون دغدغه از مردم شهر تبریز ، عکاس آقای مهرینژاد میبنیم...

قرار نیست که فقط از جاهای خاص و زیبا عکس باشه ، همین عکسهای معمولی روزمره وقتی دقیق میشویم میبینیم زیبایی خاص خودشون دارند...
همین زندگی ساده در همین حاشیه های نازیبا هم شاید جالب هستند...



مسجد جامع و کودکان
همیشه فکر میکنیم مسجد جای بزرگترهاست و باید اونجا بزرگها باشن
مردم

مسجد

پیک نیک مال همه هست و همه اقشار
همه که باغ ندارن!
پیک نیک

رب میپزن ، رب لاله تبریز
بچه ها

کودکان کوچه پس کوچه ها کمتر درگیر موبایل و فضای مجازی هستند و خودشان کودکانه بازی و میخندن
زندگی

مشق نوشتن و قوناق باجی یکی از بازیهای شیرین قدیمی هست که هنوزم بین بچه های شهر در جریان است.
محلات تبریز

در برف تبریز و غذا دادن به سگهای اطراف شهر
سگها هم خوشحال بنظر میرسند!
سگهای تبریز

حاجی یه عمر تو بازار تبریز کار کرده و همچنان ساق و سلامت...
پیرمرد

این سنتها هنوز حفظ شده و شاید در آینده کوسه و تمساح بیارن برای عید خخخ
تلاش

قاری ننه هنوزم داره یؤن میزنه تا شبها بخوابن ولی الان مدلهای خانگی اومدن اینجور چیزها معنی نداره اما اگر تو این میخوابیدیم خوب میخوابیدیم و کابوس کمتر میدیدم!
پیرزن

قافله عمر و بازنشستگی و تجربه ...
قوجا

قلیان و چای هم دیگه افاقه نمیکنه برای دردهای امروز زمانه !
چایخانه



لینک شهروند لینک آذربایجانی (77)


]]>
سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر 2019-08-10T16:55:29+01:00 2019-08-10T16:55:29+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1348 تبریز قارتال شییع غریبانه‌ی خیّر تبریزیامام جمعه تبریز با حضور در مراسم تشییع جنازه‌ی مرحوم حاج علی مردانی آذر و اقامه نماز میّت، جور تمام مسئولان را کشیدتشییع جنازه و به خاکسپاری یکی از بزرگترین خیران مدرسه‌ساز ایران در تبریز، بدون حضور مسئولان ارشد سیاسی، شهری و شورای شهر برگزار شد از میان مدیران کل فقط مسئولان آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشکی حضور داشته‌اند.برادران مردانی آذر درحال ساخت بزرگترین بیمارستان کودکان کشور در تبریز هستند.مرداد ماه 1398چرا سرمایه‌های تبریز به یک حادثه بند است؟ خبر درگذشت
شییع غریبانه‌ی خیّر تبریزی
امام جمعه تبریز با حضور در مراسم تشییع جنازه‌ی مرحوم حاج علی مردانی آذر و اقامه نماز میّت، جور تمام مسئولان را کشید
تشییع جنازه و به خاکسپاری یکی از بزرگترین خیران مدرسه‌ساز ایران در تبریز، بدون حضور مسئولان ارشد سیاسی، شهری و شورای شهر برگزار شد
 از میان مدیران کل فقط مسئولان آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشکی حضور داشته‌اند.
برادران مردانی آذر درحال ساخت بزرگترین بیمارستان کودکان کشور در تبریز هستند.
مرداد ماه 1398

مردانی آذر


چرا سرمایه‌های تبریز به یک حادثه بند است؟
خبر درگذشت مردانی آذر خیر تبریزی لابه لای اخبار استانی منتشر شد و چند روز بعد هم فراموش خواهد شد.

همان طور که خبر درگذشت مقیمی ، دیگر خیر استانمان که سال گذشته در اثر سانحه درگذشت منتشر و چند روز بعد هم به فراموشی سپرده شد.

و همانگونه که خبر قتل غلامرضا مردانی آذر دیگر خیر استان فراموش شد.

واقعا تبریز را چه شده که سرمایه های اجتماعی خود را ساده و هرکدام را در حادثه‌های متفاوت از دست می دهد؟

البته این عادت تبریز است، بزرگان زیادی را  از دست داده است؛ از عالمان برجسته گرفته تا هنرمندانش که کوچ کرده اند. ظاهر دور افتاده روی خیّرینی که پشتوانه اجتماعی استان هستند و دست به خیر دارند و هرکدام را یکی پس از دیگری روی حادثه های سهل انگارانه از دستشان می دهیم.


خیرین مردانی آذر



گزارش ؛
برادر بزرگتر با توطئه‌ی منشی در دفتر کارش به قتل رسید، برادر کوچکتر از ساختمان نیمه‌کاره‌ی بیمارستانی که برای کودکان مبتلا به سرطان می‌ساخت سقوط کرد و جان باخت و برادر دیگر در هشتادوپنج‌سالگی هنوز در راهی که بیش از دو دهه پیش شروع کردند، قدم برمی‌دارد.

برادران «مردانی آذری»، ملقب به «امپراتوران مدرسه‌سازی» از خیران نامداری‌اند که در طول دودهه‌ی گذشته، حاصل سال‌ها تلاش خود را در راه خدمت به مردم بخصوص کودکان صرف کردند. آنان که کودکی را در تنگدستی گذراندند، با تلاش‌های خستگی‌ناپذیرشان به چنان ثروتی دست پیدا کردند که با صرف بخش اندکی از آن ده‌ها مدرسه ساختند؛ مدرسه ساختند تا انسان‌هایی دانا و توانمند و با اعتماد به نفس برای جامعه تربیت کنند.

در پایگاه اینترنتی «مجتمع آموزشی استثنایی مردانی آذری» نوشته شده که این سه برادر «فرزندان مرحوم مردانی آذری از تجار بزرگ تبریز و از همسنگران ستارخان و باقرخان در انقلاب مشروطیت هستند». اما گویا دوران اوج این تاجر بزرگ خیلی زود سپری شد. نوشته‌اند که او از روسیه‌ی تزاری قنـد و شـکر و چیـت روسـی و نفــت ســفید وارد می‌کـرد، و از ایـران برگـه‌ی هلـو، قیسـی، پسـته، خشـکبار بـه آنجا صادر می‌کرد. اما روزهای خوش خانواده با انقلاب روسیه و فروپاشی روسیه‌ی تزاری به پایان رسید.

سه برادر مردانی آذر کودکی را در فقر و نداری پدر و البته با صبوری و درایت مادر سر کردند و هر دوی اینها در شکل گیری شخصیت خودساخته‌ی آنان نقش بسزایی داشت. غلامرضا برادر بزرگتر درباره‌ی این خصویت مادر گفته «مــادرم بــار نــداری پــدر را بــر دوش می‌کشــید و هرگــز در برابــر نامالیمــات ســر فــرود نیــاورد و هیــچگاه از روزگار ننالیـد».

بین سه برادر، این غلامرضا برادر بزرگتر بود که در امر مدرسه‌سازی پیشگام شد. علی مردانی آذری درباره‌ی برادر بزرگش گفته «او هفت سال داشت که پدرمان فوت کرد و بار زندگی به دوش مادرمان افتاد. آن روزها امکانات کم بود و از دست دادن پدر هم باعث شده بود وضعیت اقتصادی ما بدتر شود. به یاد دارم که علی برگه ای برای نوشتن نداشت اما با عشق درس می خواند و نبود پدر و کمبود امکانات باعث نشد از درس و مدرسه دلسرد شود.»

غلامرضا مردانی آذری از سال ۱۳۷۶ و با نیت ساخت مدارس در مناطق روستایی قدم در این راه گذاشت اما مشورت با آقای بوربور، رئیس اسبق سازمان نوسازی مدارس کشور، تصمیمش عوض شد و با همراهی دو برادر کوچکترش مدرسه‌سازی در شهرها را در پیش گرفت. 


بیمارستان ۵۵۰ تخته‌خوابی خانواده مردانی آذری
بیمارستان مردانی آذر

بیمارستان خاوران تبریز


خانواده مردانی آذری زمانی که از تبریز به تهران کوچ کردند، در منطقه‌ی ۱۰ در خیابان قزوین ساکن شدند. تعلق خاطر به این محله باعث شد آنها مدرسه‌سازی را از این منطقه آغاز کنند. اما بزودی به زادگاهشان رجعت کردند و همین کار را در آنجا با قوت بیشتری پی گرفتند. آنان عهد کردند تمام مدارس پسرانه را به نام پدر «محمد مردانی» و  مدارس دخترانه را به نام مادر «زهرا مردانی» نامگذاری کنند. آنان چند سال بعد مؤسسه‌ی خیره‌ای نیز راه‌اندازی کردند و اسمش را گذاشتند «بنیاد خیریه‌ی مرحومان زهرا و محمد مردانی آذری» و به این ترتیب قدرشناسی خود از والدینشان را نیز نشان دادند.

پس از فوت پدر خانواده و ازدواج دوباره‌ی مادر، حالا پسرها باید روی پای خودشان می‌ایستادند و در کنار درس خواندن، مشغول به کار می‌شدند. به گفته علی مادر دلش می خواست پسرها روی پاهای خود بایستند. او می گوید: «خوب به یاد دارم که مادر به ما یاد داد یا علی بگوییم و دست روی زانو ها بگذاریم و بلند شویم». علی مردانی آذری همواره با افتخار از مادرش و درسهایی که از او گرفته بود یاد می‌کرد. «اگر امروز گذشت می کنیم و داشته‌های خود را فقط برای خودمان نمی‌خواهیم، مرهون درس‌های بزرگی هستیم که مادر به ما آموخت. ما با چشمان خود دیدیم مادر در بدترین شرایط اقتصادی داشته‌هایش را بین نیازمندان تقسیم  می‌کرد. به نظر من انجام این کار روح بزرگی می‌خواهد».

غلامرضا مردانی آذری که تمام عمرش را با کوششی خستگی‌ناپذیر عجین بود، به گفته‌ی برادر کوچکش بعد از تمام شدن دوران درس و مدرسه، از جانب مادر به یکی از تاجران بازار معرفی شد و در مغازه‌ی خواربار فروشی مشغول کار شد. او بسرعت راه و رسم تجارت را آموخت و به تاجر خوشنامی تبدیل شد.

برادران خیر
علی مردانی آذر نیز پس از کسب دیپلم، به کار نقاشی، عکاسی و رنگ‌کردن عکس‌های سیاه‌وسفید مشغول می‌شود و چنان درآمدی کسب می‌کند که گفته می‌شود در زمان خود از حقوق ماهانه نخست وزیر وقت یعنی دکتر مصدق فراتر می‌رود.

پس از مدتی هرسه بادر به خارج از کشور کوچ کردند و ضمن ادامه‌ی تجارتشان در آن سوی مرزها، تحصلات خود را نیز تا مقاطع عالی ادامه دادند. سه برادر که حالا تاجرانی ثروتمند بودند در دهه‌ی هفتاد دوباره به کشور بازگشتند اما سرمایه‌گذاری‌هایشان در آن سوی آبها سود سرشاری به دنبال داشت که بخشی از آن را در راه امور خیریه صرف می‌کردند.

غلامرضا مردانی آذری زمانی درباره‌ی میزان ثروت این خانواده گفته بود «کلید خزانه‌ی الهی در دستان ماست. تا روزی که این کلید را در اختیار داریم برای اجرای پروژه‌هایی در ارتباط با فرهنگ‌سازی آمادگی کامل خود را اعلام می‌کنیم. امکانات مالی ما در خارج از کشور غیرقابل تصور است. تلاش می‌کنیم این ثروت خدادادی را به جریان مدرسه‌سازی در ایران متصل کنیم».

مرحوم غلامرضا حافظی، پدر مدرسه‌سازی ایران که مدت زیادی نیز «رئیس جامعه خیرین مدرسه‌ساز کشور» بود درباره‌ی غلامرضا مردانی‌آذری گفته بود: «او منافعش در آمریکا در برج ۱۱ سپتامبر (برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی نیویورک) بود و تا قبل از آنکه این منافع در مخاطره قرار گیرد شش میلیارد تومان مدرسه‌سازی در تهران، تبریز و نقاط دیگر انجام داد و بعد از این اتفاق مدرسه‌سازی‌اش متوقف شد. او خیلی ناامید بود و به دنبال احیای منافعش نمی‌رفت؛ یک روز به او گفتم وکیلی بگیر و منافع خود را در آمریکا احیا کن؛ او برای خود وکیلی گرفت و اتفاقاً منافع خود را در آمریکا احیا کرد و به مدرسه‌سازی ادامه داد و تا زمان حیاتش ۳۶ میلیارد تومان مدرسه‌سازی کرد».

علی مردانی آذری درباره‌ی انگیزه‌ی این خانواده از ورود به مدرسه‌سازی می‌گوید: «ما بسختی درس خواندیم به همین دلیل وقتی کسب و کارمان خوب شد غلامرضا پیشنهاد مدرسه‌سازی داد. او می‌خواست کاری کند که دانش‌آموزان براحتی درس بخوانند». آنها علاوه بر ایجاد فضای تحصیل، بر کیفیت آموزش و ایجاد فضای آموزشی مطلوب و رسیدگی به نیازهای مادی و معنوی دانش‌آموزان نیز تأکید داشتند؛ تا جایی که گفته می‌شود در هرکدام از مدارسی که این برادران ساخته‌اند، اتاقی بخصوص به گفت‌وگوی رودرروی آنان با دانش‌آموزان اختصاص داده شده بود.

کریم مردانی آذری در این باره گفته: «هرجا مدرسه‌ای ساخته‌ایم، به فضاسازی آن نیز به نحوی مطلوب پرداخته‌ایم. بطوری که تقریباً مبلغی معادل نصف هزینه‌ی احداث بنا را صرف فضاسازی آن کرده‌ایم». غلامرضا مردانی آذری نیز درباره‌ی اشتیاق دانش‌آموزان به تحصیل در این مدارس گفته بود: مدارس ساخته‌شده به دست ما، بگونه‌ای است که دانش‌آموزانش با ا کراه آن را ترک می‌کنند و به خانه‌هایشان می‌روند. حتی خود من از زبان دو سه نفری از مدیران همین مدارس شنیده‌ام، پس از اتمام کار روزانه‌ی دانش‌آموزان، مربیان بزور و با دادن تذکرهای متعدد دانش‌آموزان را از مدرسه بیرون می‌کنند تا به خانه‌هایشان بروند»! علی مردانی آذری نیز درباره‌ی اهمیت کیفیت آموزش در دیدگاه این خانواده گفته بود: «گاهی با خودم می‌گویم ای‌کاش می‌شد عقربه‌ی زمان را به عقب برگرداند؛ جوان شد، نوجوان شد، و به کودکی رسید. فقط به یک شرط: دیدگاه تعلیم و تربیت نوین جایگزین دیدگاه تعلیم تربیت پیشین شود».

به گفته‌ی محمدرضا حافظی، رئیس جامعه‌ی خیرین مدرسه‌ساز کشور: «امروزه ۳۵ درصد مدارس کل کشور توسط خیرین ساخته می‌شود». یقیناً برادران مردانی آذری تنها خیران مدرسه ساز یا تنها ثرتمندان نوع دوست نبوده و نیستند. اما سرگذشت این سه برادر از فقر و تنگدستی تا ثروت بی‌حسابشان، از کار و تحصیل توأمان در کودکی تا اهمیت دادن به کیفیت تحصیل کودکان مناطق محروم، و در نهایت نوع مرگ دوبرادر بزرگتر و کوچکتر آنان را از بسیاری دیگر متمایز می‌کند.


ساخت بیش از ۴۰ مدرسه، پانسیون و خوابگاه با استانداردهای بالا در نقاط مختلف کشور که هرساله پذیرای هزاران دانش‌آموزند، یک مدرسه‌ی کودکان اثتثنایی در تبریز و یک بیمارستان ۵۵۰ تخت‌خوابی برای کودکان مبتلا به سرطان که به تنهایی هزینه‌ای بالغ بر ۱۱۰ میلیارد تومان داشته است، تنها گوشه‌ای از میراث ماندگار و به تعبیر قرآنی «باقیات صالحات» این سه برادر است. این درحالی است که علی نواداد، معاون استاندار آذربایجان‌شرقی در مراسم نکوداشتی که چند سال قبل برای کریم مردانی آذری برگزار شده بود به «احداث ۷۲ مدرسه به نام شهدای کربلا بصورت گمنام در نقاط مختلف کشور» توسط این سه برادر نیز اشاره کرده بود.

مردانی آذر

اما سرونشت دراماتیک مردانی‌آذری‌ها به همینجا ختم نمی‌شود. غلامرضا مردانی آذری، برادر بزرگتر خانواده که آغازگر این حرکات خیرخواهانه بود، اواسط سال ۱۳۸۵ و در سن هشتادسالگی با توطئه‌ی منشی شرکتش و به طمع «پول» - تنها چیزی که برای این پیر مرد بی‌اهمیت به نظر می‌رسید- به قتل رسید.

دو روز روز قبل نیز خبر رسید که برادر کوچکتر، علی مردانی آذری، که خارج از ایران اقاکت داشت و برای بازدید از بیمارستان ۵۵۰ تخت‌خوابی شهرک خواران تبریز به این مکان رفته بود، در حادثه‌ای که سقوط از ارتفاع گزارش شده است، در هشتادوچهارسالگی درگذشت و حالا کریم مردانی آذری در سن هشتادوپنج‌سالگی تنها بازمانده‌ی این خانواده‌ی خیر است. مردی که معتقد است «آنچه خداوند به ما داده است و آن را صرف مدرسه‌سازی می‌کنیم، کاهی است در مقابل کوه؛ پولی که ما در جهت مدرسه‌سازی هزینه می‌کنیم متعلق به خداست و ما تنها به عنوان واسطه عمل می‌کنیم».


»لینک پستهای مشاهیر آذربایجان (121)


]]>
ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز 2019-08-02T08:58:33+01:00 2019-08-02T08:58:33+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1347 تبریز قارتال بی مهری با هویت و تاریخ تبریز ادامه دارد...کوچه پاساژکنسولگری انگلیس، قدیمی‌ترین نمایندگی سیاسی خارجی در تبریز بود که در سال 1837 میلادی تأسیس شد و در محدوده بلوک امروزی 'پاساژ' (کوچه پستخانه قدیم)، در کوچه 'زرگرباشی' قرار داشت.پاساژ به معنای پیاده راه و  لغتی فرانسوی است . پاساژ بعد از کودتای 1299( هجری شمسی) رضاخان و زمانی که عبدالله خان طهماسبی امیر لشکر ,حاکم نظامی آذربایجان به احداث خیابان پهلوی سابق (امام خمینی) اقدام کردند این منطقه نیز به طرز معماری جالبی به سبک فرانسویها احدا
بی مهری با هویت و تاریخ تبریز ادامه دارد...

کوچه پاساژ
کنسولگری انگلیس، قدیمی‌ترین نمایندگی سیاسی خارجی در تبریز بود که در سال 1837 میلادی تأسیس شد و در محدوده بلوک امروزی 'پاساژ' (کوچه پستخانه قدیم)، در کوچه 'زرگرباشی' قرار داشت.

پاساژ به معنای پیاده راه و  لغتی فرانسوی است . پاساژ بعد از کودتای 1299( هجری شمسی) رضاخان و زمانی که عبدالله خان طهماسبی امیر لشکر ,حاکم نظامی آذربایجان به احداث خیابان پهلوی سابق (امام خمینی) اقدام کردند این منطقه نیز به طرز معماری جالبی به سبک فرانسویها احداث گردید که از یک طرف به کوچه پستخانه قدیم و آرامیان و ایچری ارمنستان راه ورودی داشت و از طرفی به محله میار میار و خیابان پهلوی راه ارتباطی بود . با الگو برداری از پاساژ قدیمی فرانسه گراند هتل نیز در این محل احداث گردیدو به علت کثرت اتباع خارجی در تبریز در آن دوره پاساژ بعنوان محلی برای قدم زدن و گپ و گفتگو برای آنهاشد.


کوچه پاساژ تبریز

عکس قدیمی تبریز


بعد ها با احداث خیابان شهناز شمالی معبر این پاساژ در پشت جبهه اصلی تردد قرار گرفت و باعث شد از رونق آن کاسته شده و رفته رفته تبدیل به محلی برای خوشگذرانی و عیاشی افراد معلوم الحال گردد. چندین رستوران به علاوه یک سینما بنام سینما سعدی (سینما میهن سابق) که در زیر زمین آن کارخانه لیموناد سازی , باشگاه بیلیارد , رستوران خورشید , یک کلیسا , قهوه خانه های پاتوق افراد معلوم الحال , دواخانه ,عینکسازی و تعدادی خوار و بار فروشی و غذاخوری ترکیب صنفی معبر مذکور در آخرین وضعیت در پیش از انقلاب بود که در قیام 29 بهمن 1356 تبریز برخی از این مراکز فساد و بدنام به آتش کشیده شد. کلیسای معروف مستقر در پاساژ کلیسای کاتولیک یا کلیسای عذرای توانا نام دارد و در سال 1910 میلادی به هزینه یک فرد ثروتمند فرانسوی بنام اوژن پوره به شیوه معماری گوتیک بنا گردید که مثل اغلب کلیساهای جهان طرح صلیبی دارند . کل بنا ازآجر ساحته شده و در سال 1923 میلادی آثار هنری داخل کلیسا توسط فرانس کوردون هنرمند فرانسوی تهیه شده است. چندین تابلوی گرانبها در اطراف محراب کلیسا وجود دارد که اغلب در فرانسه و در سالهای 1900 و 1926 میلادی ترسیم و به این کلیسا اهدا شد.

کوچه آرامیان یکی از کوچه های محله "ایچری ارمنستان" است که در بخش شرقی آن کوچه پستخانه قرار داشت و امروزه در ضلع غربی انتهای شریعتی شمالی واقع است و یکی از راههای ورود به کلیسای بزرگ و معروف مریم مقدس از کوچه آرامیان است. این کوچه به نام یکی از معروفترین و بزرگترین بازرگانان ارمنی نامگذاری شده است و اولین سالن نمایش و تاتر ایران در شهر تبریز در این محله ارمنی نشین بنام صحنه آرامیان افتتاح شد. ارامنه تبریز نمایشهایی در این محله به روی صحنه می بردند . در سال 1291 هجری شمسی چند تن از این هنرمندان با ذوق گرد هم آمدند و یک هیئت آکتورال بنام خیریه ترتیب دادند که نمایشنامه هایی را کارگردانی و اجرا میکردند . اکثر این نمایشنامه ها به زبان ترکی آذری برگردانده و اجرا می شد.


شهناز تبریز

بناهای تاریخی تبریز

کوچه پاساژ

شریعتی تبریز

کنسولگری


کوچه پاساژ تبریز، تاریخی که به حال خود رها شده است!

به گفته کارشناسان و تاریخ نگاران، این محله با نماهای منحصر بفرد و منظم خود ،اولین  پیاده راه در ایران است و هر آنچه در دوره های بعد و در کشورهای دیگری به وجود آمده برگرفته از این پیاده راه است. این کوچه بااینکه در قلب محله میارمیار جا خوش کرده است، اما تابه حال از بین نرفته و تخریب نشده است. کلیسای کاتولیک تنها کلیسای کاتولیک های تبریز است که در این کوچه واقع شده است، این کلیسا در تاریخ ۱۲۹۱ خورشیدی با نمایی آجری بناشده است و جزو آثار تاریخی در فهرست آثار تاریخی کشور به ثبت رسیده است.

سینما سولی، خورشیدی که معجزه عکس و فیلم را عمومی کرد
تنها پنج سال پس از اختراع جادوی سینما، در سال ۱۹۰۰ میلادی مطابق با ۱۲۷۹ شمسی در تبریز اولین سینمای ایران به شکل امروزی توسط کاتولیک ها به نام سینما سولی (خورشید) دایر شد. این سینما در پاساژ تبریز با گنجایش ۱۰۰ نفر هرروز یک نوبت فیلم نمایش می داد.سینما سولی در سالن نسبتاً بزرگی در طبقه دوم آموزشگاه کاتولیک فرانسوی در جنب کلیسای کاتولیک ها تأسیس شد. بعدها سینماهای دیگری در اطراف این سینما ساخته شده که حالا هم به فعالیت خود ادامه می دهند. بنایی که باوجود ثبت ملی شدن، در کمتر جایی از آن صحبت شده است، گواه تاریخی هنر هفتم در تبریز و کشورمان است. اما علیرغم اهمیتش هم اکنون در گوشه ای از کوچه پاساژ به حال خود رهاشده است.


پیشنهادات قابل اجرا در کوچه پاساژ :
۱- مرمت نماهای تاریخی موجود در  مسیر کوچه پاساژ
۲- مرمت و ساماندهی سینما سولی، گراند هتل ، ساختمان کنسولگری ها و کلسیای کاتولیک
۳- کف سازی منحصر بفرد این مسیر با سنگهای ترکیبی
۴- تغییر صنف مغازه های پیرامون به مشاغل مرتبط با صنف گردشگری از قبیل صنابع دستی و  رستوران و کافی شاپ  و…
۵- نصب سیستم های روشنایی و مبلمان شهری با طرح سنتی
۶- نصب تابلوی مغازه ها بصورت یکدست و با طرح سنتی و…



حیاتِ دوباره‌ گراند هتل تبریز در محله پاساژ

گراند هتل تبریز به دلیل شاخص های معماری همچون آجرکاری و نمای خاص مربوط به دوره پهلوی اول اخیراً توسط میراث فرهنگی آذربایجان شرقی به ثبت ملی رسید.
علاوه بر سینمای سولی و گراند هتل بخشی از دیواره گذرگاه پاساژ نیز به ثبت ملی رسیده است و علاوه بر همه این ها هفت کنسولگری در سال ۱۳۱۰ در محدوده این گذرگاه وجود داشته که از جمله آن‌ها می‌توان به کنسولگری انگلیس ،آمریکا، روسیه، فرانسه، آلمان، اتریش و عراق  اشاره کرد.  جالب است که دو ساختمان این کنسولگری ها هم اکنون سالم و پابرجاست.

همه این توضیحات گفته شد که به این نتیجه برسیم کوچه پاساژ نه تنها چند اثر تاریخی دارد، بلکه اهمیتش ازاین جهت است که جزو معدود بافت های تاریخی تبریز است که باوجود ناملایمات مدیریت شهری و میراث فرهنگی و البته سرما و گرما و رطوبت هوا توانسته سالم بماند و ازاین جهت است که اهمیت دارد.
نزدیکی این محله به بازار بزرگ تبریز و همچنین ارگ حکومتی، نزدیکی به باغ گلستان کنونی که زمانی به مقبره العرفا معروف بوده، ساختمان هنر کنونی که از عمارت های حکومتی آن دوران به حساب می آمد، اهمیت این کوچه را افزون تر می کند.
کاش این مسیر تاریخی با نماهای تاریخی بی نظیر از تردد خودرو و ساخت وسازهای بی رویه خالی شود و با کف سازی منحصر بفرد و احیاء اماکن تاریخی موجود تبدیل به منحصر بفردترین پیاده راه کشور گردد و به  محلی فرهنگی تبدیل شود.


تبریز

هتل گرند


بهره‌بردارِ گراند هتل تبریز می‌گوید: اگر سازمان میراث فرهنگی بازهم به وعده‌های خود عمل نکند، گراند هتل را از ثبت ملی خارج می‌کنیم. اگر قرار است این مکان فقط اسماً ثبتی باشد، بودن یا نبودنش در فهرست میراث ملی چه نفعی خواهد داشت؟ بهره‌بردارِ گراند هتل تبریز می‌گوید: اگر سازمان میراث فرهنگی بازهم به وعده‌های خود عمل نکند، گراند هتل را از ثبت ملی خارج می‌کنیم. اگر قرار است این مکان فقط اسماً ثبتی باشد، بودن یا نبودنش در فهرست میراث ملی چه نفعی خواهد داشت؟

گراند هتل تبریز به دلیل شاخص‌های معماری همچون آجرکاری و نمای خاص مربوط به دوره پهلوی اول در جلسه ۱۵ مهر ماه سال ۱۳۹۴ که توسط کمیته ثبت آثار ملی که در تهران برگزار شد، به همراهِ مسجد حاج علی‌النقی تبریز و قنات لوله چشمه میلان شهرستان اسکو در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید، اما جای گرفتن دوساله آن در فهرست آثارِ ثبت ملی کشور باعث نشد توجه‌ به این بنای ارزشمند بیشتر شود و هتل به سر و سامانی برسد.


تبریز قدیم

 

فرزین حق‌پرست (مدیرکل وقتِ سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی) در همان جلسه گفته بود: گراند هتل تبریز به دلیل شاخص‌های معماری همچون آجرکاری و نمای خاص مربوط به دوره پهلوی اول موفق به ثبت ملی شد.
گراند هتل تبریز اولین هتل مدرن تبریز محسوب می‌شود که در خروجی کوچه پاساژ به چهارراه شریعتی واقع شده است. کوچه‌ پاساژ را به کنسول‌گری‌های ۷ گانه‌اش، اولین هتل، اولین سینما و اولین پیاده‌روی ایران می‌شناختند.


معماری تبریز

ایلنا نوشت: آراز توفیق (از نوادگانِ صاحب اولیه گراند هتل) می‌گوید: بنای هتل در اواخر دوره‌ قاجاریه توسط شوروی‌ها و فرانسوی‌ها ساخته شده. از آن زمان تا جنگ ایران و عراق این هتل روبه‌راه بود و مشتری‌های زیادی داشت. اما در طول دوران جنگ به دلیلِ کم شدنِ توریست‌های خارجی، هتل هم از رونق افتاد.

محمد فتحی (سرپرست وقت معاونت میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی)نیز  می‌گوید: بنای گراند هتل تبریز به اولین هتل مدرن در ایران مشهور است. البته این مسئله نه قابل اثبات است و نه انکار؛ چون در دوره‌ای هم‌زمان ساخت هتل‌های مدرن در ایران شروع شد.
وی درخصوص اقدامات میراث فرهنگی جهتِ مرمت و بازسازی این هتل هم می‌گوید: از دو ماه پیش میراث فرهنگی تبریز گفت‌وگو با بهره‌برداران هتل (آقایان توفیق) را شروع کرد و تفاهم‌نامه‌ مشارکت را امضا کردیم تا به صورت مشترک این هتل مرمت شود.

سرپرست معاونت میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، درخصوص نیازِ بخشی از هتل به مرمتِ اضطراری توضیح داده و یادآور می‌شود: سقف‌ِ یکی از بالکن‌های هتل نیاز به مرمت اضطراری دارد. به همین خاطر از محل اعتبارات اضطراری‌مان مبلغی را درنظر گرفته‌ایم و قرار است که پیمانکار به زودی کارش را در این محل شروع کند. درواقع فعلاً قرار است سقف به اضافه یکی از بالکن‌ها مرمت کنیم. در حدودِ ۷۰ میلیون تومان هم برای مرمت اضطراریِ سقف هتل در نظر گرفته‌ایم.

وی در پاسخ به این سؤال که مرمت نهاییِ هتل از چه زمانی آغاز می‌شود، می‌گوید: از محل اعتبارات سال ۹۷، اعتباری از محل منابع ملی برای مرمتِ ساختمان گراند هتل درنظر خواهیم گرفت تا با مشارکت بهره‌بردار، این کار آغاز شود.
فتحی در توضیحِ مالکیت این بنا اظهار می‌کند: مالک این هتل بنیاد مستضعفان است ولی صاحب سرقفلی و بهره‌بردار آن اشخاص حقیقی (آقایان توفیق) هستند. ما به بهره‌برداران کمک می‌کنیم تا کاربری این بنا (هتل) به آن بازگردد و آنها نیز برای این کار آمادگی لازم را دارند و مشتاق هستند.
وی درخصوصِ بودجه‌ لازم برای این کار می‌گوید: مرمت این هتل کار بسیار بزرگی است. درواقع به نظر می‌رسد اعتباری بالغ بر سه میلیارد تومان لازم باشد تا این کار صورت بگیرد. ما مرمت این هتل را در یک پروسه ۵ ساله پیش‌بینی کرده‌ایم.

تبریز قدیمی

فتحی در پاسخ به این سؤال که شیوه تقسیمِ هزینه‌ها بینِ سازمان میراث فرهنگی، بخش خصوصی و بنیاد مستضعفان به چه صورت است، می‌گوید: مالکِ اصلی هتل، یعنی بنیاد مستضعفان، بخشی از نظام و سیستم دولتی است. بنابراین برای مرمت آن مشکلی با بنیاد نداریم ولی هنوز وارد رایزنی با این نهاد بابت جلب اعتبار آن‌ها برای مرمت هتل نشده‌ایم. چون بهره‌برداران (بخش خصوصی) مشتاق به انجام این کار هستند، بنابراین بیشترین رایزنی ما با بهره‌بردار بوده و با نسبتی که خودمان تعیین کرده‌ایم، قرار است که به تخصیص اعتبارات بپردازیم.
وی می‌افزاید: اصولاً این تقسیم هزینه به صورت ۵۰ به ۵۰ است اما براساس توانایی و توافق طرفین و جلب رضایت سازمان مرکزی این درصدها تا حدودی قابل تغییر است.

حسین توفیق (بهره‌بردارِ گراند هتل) نیز به خبرنگار ما می‌گوید: این هتل را پدر من ساخته است. سرقفلی کامل گراندهتل متعلق به ماست و صد سالی است که سرقفلی آن را در اختیار داریم. بنیاد مستضعفان به خاطر سینمایی که در کنار گراند هتل واقع شده بود هر دو را با هم در اوایل انقلاب مصادره کرد. در حال حاضر ما شکایت‌نامه‌ای تنظیم کرده‌ایم تا سهم خود را از یک پنجمِ کل هتل و سینما بگیریم. البته بنیاد سرقفلی هتل را مصادره نکرد. از همان ابتدا سرقفلی‌اش دست ما بود و یک پنجم هتل و سینما در مالکیت ما هست.
وی درباره‌ رابطه‌ بهره‌بردار (برادران توفیق) و مالک (بنیاد مستضعفان) اینگونه توضیح می‌دهد: همه‌ ‌کاره‌ی گراند هتل از لحاظ خرج و مخارجِ بازسازی و تام‌الاختیار واقعی ما هستیم. بنیاد هیچ نقشی ندارد. ما حق‌مان را می‌خواهیم بگیریم. قبل از انقلاب آنجا سینما هم بود. اما ما که ضدانقلاب و فراری نبودیم. پس چرا مصادره کردند؟ ما درخواست‌مان را به بنیاد بردیم. بنیاد هم گفت ما هم قصد داریم ملک را به شما پس بدهیم. فقط ما خودمان نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم. خود بنیاد مستضعفان به ما گفت که به دادگاه شکایت کنید تا یک پنجمِ سینما و گراند هتل به شما بازگردد.
وی درخصوصِ ایده‌ای که برای آینده‌ی این بنا دارند، این‌طور می‌گوید: ما می‌خواهیم اینجا را دوباره فعال کنیم. چند سال بود که اینجا تعطیل بود. میراث فرهنگی به ما گفته که شما اگر مثلاً ۵۰ میلیون خرج کنید، ما ۱۰۰ میلیون بلاعوضش انجام می‌دهیم.
توفیق درخصوص پیشینه‌ هتل می‌گوید: سن من آنقدر نمی‌رسد که تاریخ دقیقی از تأسیس آن را بگویم ولی خواهر من که ۸۵ سالش است، می‌گوید تا چشمش را بازکرده، گراند هتل را داشتیم. می‌شود حدس زد که تقریباً ‌۱۰۰ سال  قدمت دارد. من در دوره‌ جوانی‌ام به هندوستان رفته بودم. اما ۳۵ سال پیش از هند برگشتم و تقریباً ۱۸ سال خودم هتل را اداره می‌کردم. خیلی هم کارش خوب بود و رفت و آمدِ زیادی به آن می‌شد. ولی درحدودِ ۱۵ سال می‌شود که گراند هتل بسته شده است.
وی می‌گوید: هتل خرابی‌هایی دارد. حرف ما به میراث فرهنگی این است که شما اینجا را ثبت کرده‌اید. خیلی هم خوب. ولی فقط اسماً که نمی‌‌شود ثبت کنید. ثبت‌کننده موظف است برای حفظ بنای ثبتی کمک مالی هم بکند. میراث فرهنگی هم قول داده به ما کمک کند. زمانی که آقای حسن قریشی (معاون وقت میراث فرهنگی آذربایجان شرقی) بود، کم‌لطفی کردند و به گراند هتل اعتنایی نمی‌شد. ولی گویا آقای فتحی جدی‌تر از آقای قریشی است. حالا باید دید که آیا آن‌ها پای حرف‌ِ خود هستند یا نه؟ اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوب است.
وی در پاسخ به این سؤال که اگر میراث فرهنگی به وعده‌هایش عمل نکند، شما چه می‌کنید، می‌گوید: آن وقت ما هم گراند هتل را از ثبت ملی خارج می‌کنیم. چون اگر قرار است که فقط اسماً یک بنای ثبتی باشد ثبت بودن یا نبودنش چه نفعی خواهد داشت؟ ثبت کرده‌اند که چه شود؟ بنا را ثبت می‌کنند تا به حفظِ آن کمک کنند. میراث فرهنگی به هتل مروارید که ۵۰ سال قدمت دارد، کمک کرده‌، ولی چرا به هتل ما که ۱۰۰ ساله است، تا به حال هیچ کمکی نشده؟ میراث فرهنگی اگر کمک اولیه را بکند، بعداً که هتل مشغول به کار شد و خودش درآمد داشت، دیگر حتی شاید نیازی نباشد که میراث فرهنگی به آن کمک کند.‌

 

مغازه‌ها با برداشتنِ بعضی از پایه‌های آجری و نصب ستون‌های فلزی و اجرای نما با سنگ و سیمان منظر بنا را برهم زده‌اند

محله پاساژ تبریز

مغازه‌ها با برداشتنِ بعضی از پایه‌های آجری و نصب ستون‌های فلزی و اجرای نما با سنگ و سیمان منظر بنا را برهم زده‌اند

 

مخروبه محله پاساژ

میراث فرهنگی تبریز

داخل ساختمان متروکه است و اجرای پارتیشن و جداکننده‌های الحاقی، پلان معماری را تغییر داده


گراند هتل تبریز
جداره و نمای آجری در قسمت شمالی ترک برداشته 

 

هتل گراند تبریز

عکسی از زیرزمین هتل: بعضی از قسمت‌ها تخریب شده و طاق‌های آجری با طاق ضربی و تیرآهن بازسازی شده



لینک مجموعه پستهای میراث ، تاریخ ، صنایع دستی آذربایجان (225)


]]>
ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز 2019-07-22T19:28:52+01:00 2019-07-22T19:28:52+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1346 تبریز قارتال تبریزی‌ها مدت‌هاست که لقب شهر بدون گدا را یدک می‌کشد ولی هر از گاهی خیابان‌های این شهر زنان و مردانی به خود می‌بیند که گدایی را به عنوان شغل برخود گزیده‌اند. تعقیب و گریز ...ظهر یکی از روزهای تیرماه که آفتاب داغ ِ چلّه تابستان، حتی به آسفالت کف خیابان هم رحم نکرده است، زنی با چادر مشکی و رنگ پریده در گوشه‌ای از خیابان میدان ساعت تبریز، منتهی به سه راهی طالقانی روی زمین نشسته که توجهم را به خود جلب می‌کند.   خبرنگار و گدا، ساعت به وقت گدایی چادرش را به سر کشیده

تبریزی‌ها مدت‌هاست که لقب شهر بدون گدا را یدک می‌کشد ولی هر از گاهی خیابان‌های این شهر زنان و مردانی به خود می‌بیند که گدایی را به عنوان شغل برخود گزیده‌اند.

تعقیب و گریز ...
ظهر یکی از روزهای تیرماه که آفتاب داغ ِ چلّه تابستان، حتی به آسفالت کف خیابان هم رحم نکرده است، زنی با چادر مشکی و رنگ پریده در گوشه‌ای از خیابان میدان ساعت تبریز، منتهی به سه راهی طالقانی روی زمین نشسته که توجهم را به خود جلب می‌کند.
 

متکدی


خبرنگار و گدا، ساعت به وقت گدایی

چادرش را به سر کشیده و نمی‌توان چهره‌اش را دید، چند اسکناس به همراه چندین سکه مقابل پاهایش است. نزدیکش می‌شوم؛ اسمش را می‌پرسم، «می خواهم به تو کمک کنم، مشکلت چیست مادر؟».

به سوالم اعتنایی نمی‌کند، دوباره می‌پرسم، باز هم جواب نمی‌دهد، ظاهراً نمی‌شود از زیر زبانش حرف کشید، راه دیگری را امتحان می‌کنم؛ از کیفم اسکناس ۱۰ هزار تومانی در می‌آورم و به او می‌دهم تا بلکه زبانش باز شود!

می‌گوید: «سه فرزند معلول دارم و شوهرم هم با یک تزریق هوا جان خود را از دست داد؛ تازه اجاره‌نشین هم هستم و ماه‌هاست نمی‌توانم اجاره‌ام را پرداخت کنم». به همین چند جمله اکتفا می‌کند!

با اینکه اصرار زیادی کردم ولی نه اسمی، نه آدرسی و نه شماره‌ای تا موضوع را با مسوولان امر در میان بگذارم.

هفته سومی که با این خانم در همان محل مواجه می‌شوم، این بار بدون اینکه متوجه حضورم شود، در گوشه‌ای نشسته و نگاهش می‌کنم‌.
 


کاسبی بی‌دردسر در شهر «بدون گدا»

ساعت ۱۵ بعد از ظهر روز جمعه، ۱۴ تیرماه است؛ «خانم، آقا، جانِ بچه‌ات کمک کنید، من هم مادرم»، این‌ها را گفته و یک ۵ هزار تومانی دشت می‌کند.

کمی چادر را از روی خود کشیده و نگاهی به دور و بر خود می‌اندازد؛ از دور متوجه خانواده‌ای می‌شود؛ باز شروع به آه و ناله کردن می‌کند و یک ۲ هزار تومانی از آن خانواده می‌گیرد و حتی بعد رفتن آنها غُر زده و از پول کمی که داده‌اند، گلایه می‌کند.

زن‌ میان سالی با شنیدن جمله «جانِ بچه‌ات کمک کنید، من هم مادرم»، مکثی می‌کند و از داخل کیفش چند اسکناس هزار تومانی کف دستش می‌گذارد و آرام آرام دور می‌شود.

دو جوان از جلویش رد می‌شوند؛ یکی از آنها می‌گوید مگر تبریز شهر بدون گدا نیست؟ دیگری با پوزخندی پاسخ می‌دهد که بفرما! این هم گدا، در همین حال یک ۵ هزار تومانی به دست آن خانم می‌دهند.

زن و مرد میان سالی که ظاهرا گردشگر هستند چند لحظه با شنیدن آه و ناله زن متکدی کنارش می‌ایستند، به زبان فارسی با هم صحبت می‌کنند؛ در این حال مرد میانسال دستش را در جیبش برده و یک اسکناس ۵۰ هزار تومانی را از بین اسکناس‌ها درآورده، محترمانه و با طمأنینه می‌گوید: «بفرمایید خانم، دعایمان کنید».

۱۰ هزار تومانی، ۵ هزار تومانی، هزار تومانی، ۲ هزار تومانی، تعداد زیادی سکه و اسکناس ۵۰ هزار تومانی میزان پول‌های دشت شده این خانم در ۳ ساعت نشستن در آن پیاده‌رو بود؛ نه جایش را تغییر می‌داد و نه صحبت اضافی می‌کرد ولی با یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت که بیش از ۱۰۰ هزار تومان پول در مدت زمانی که من آنجا بودم، به دست آورد.

عقربه‌های ساعتم ۱۸:۳۰ را نشان می‌دهند؛ آفتاب از شدت سوزش خود اندکی کم کرده است، چادر را کمی عقب کشیده و صورتش کمی معلوم می‌شود، با نگاه به این طرف و آن طرف، بلند شده و خاک چادرش را می‌گیرد و سپس به گوشه‌ای حرکت می‌کند.
 


شهر بی گدا


  «گدایان بی‌نیاز» در شهر «بدون گدا»

او را تعقیب می‌کنم، مدام پشت سرش را نگاه می‌کند و بعد از گذشتن از میدان ساعت به طرف مقصودیه حرکت می‌کند؛ داخل کوچه، گوشی اندروید را از جیب مانتو‌‌اش در می‌آورد؛ با صدای نه چندان واضح با یک نفر پشت تلفن صحبت می‌کند؛ از خوب بودن کاسبی امروز برایش تعریف می‌کند و در آخر هم می‌گوید تا ۱۰ دقیقه دیگر خودم را می‌رسانم.

پشت سر او حرکت می‌کنم؛ به خیابان فردوسی می‌رسیم؛ چندین خودرو کنار خیابان نگه داشته‌اند؛ هنوز نگاهم به سمت اوست؛ به یک باره قدم‌هایش را تند می‌کند و داخل ۲۰۶ سفید رنگ می‌نشیند و از دیدگانم دور می‌شود.

تبریز را با برند «شهر بدون گدا» می‌شناسند، البته چند سالی است که با راه‌اندازی مرکز ماده  ۱۶( مرکز نگهداری و درمان معتادان )، تبریز با عنوان «شهر بدون معتاد متجاهر» نیز شناخته می‌شود. این عناوین باعث شده تبریز به عنوان الگویی برای سایر شهرها نیز مطرح شود.

چندی پیش، معاون استاندار بوشهر گفته بود: «الگوی ما تبریز است؛ باید با همکاری مردم ریشه تکدی‌گری در جامعه خشکانده شود».

بسیاری از مردم به کمک مستقیم و بدون واسطه علاقمندند و کمک به متکدیان را موجب اجر اُخروی می­‌دانند که این شیوه تفکر پدیده تکدی­‌گری را تقویت می‌کند. به نظر می‌رسد، این شیوه تفکر در تبریز ضعیف است و فرهنگ تکدی‌گری در این شهر مثل سایر شهرها نتوانسته رسوخ کند،گواه این امر میزان کمک‌های مردمی به نهادهایی چون کمیته امداد، بهزیستی و موسسات خیریه‌ای چون مستمندان است.
 


وقتی نیازمندان واقعی پشت نقاب «گدایان دروغین» گم می‌شوند

به گفته مدیرکل کمیته امداد آذربایجان‌شرقی، مردم نوع‌دوست این استان در سال ۹۷، مبلغ ۱۴ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان صدقه پرداخت کردند که بالاترین میزان صدقات پرداختی استان در طول ۴۰ ساله فعالیت امداد به ثبت رسید.

محمد کلامی معتقد است: لقب "شهر بدون گدا" برای تبریز افتخار است اما نباید به عنوان هدف نهایی در نظر گرفته‌ شود زیرا اگر هدف بنا بر بدون گدا بودن تبریز باشد عملاً هیچ کاری انجام نمی‌گیرد، چراکه ایجاد شهر بدون گدا کار سخت و دشواری نیست و با جمع‌‌آوری و انتقال متکدیان از مقابل چشم به راحتی میسر خواهد بود که این امر همان پنهان کردن معضل فقر محسوب می‌شود، از این‌رو هدف باید "شهر بدون فقر" بوده و همت‌مان به آن اندازه باشد.

اما طی سال‌های اخیر زنان و کودکانی در سطح شهر، سر چهارراه‌ها، پشت چراغ قرمزها و پمپ بنزین‌ها و اتوبوس‌ها مشاهده می‌شوند که عنوان «شهر بدون گدا» را زیر سوال برده‌اند. مسوولان می‌گویند این‌ها (متکدیان)، وارداتی هستند و از برخی کشورهای همسایه و استان‌های همجوار به تبریز آمده‌اند.


«گدایان دروغین»

البته در بین این متکدیان، افراد بومی هم مشاهده می‌شوند که از وضعیت مالی مناسبی برخوردارند اما این حرفه انگار با گوشت و پوست آنها عجین شده است.

برخی از این زنان متکدی درب منزل شهروندان را می‌زنند و درخواست کمک مالی می‌کنند، آنها حتی به قهوه‌خانه‌ها و رستوران‌های سنتی هم سرک می‌کشند.


تکدی گری



بازی با احساسات مردم توسط «بازیگران ِ زبردست ِ خیابانی»

گداهای معروف تبریز را تقریباً اغلب مردم این شهر می‌شناسند. مثلاً یکی از معروف‌ترینشان «ظریفه» است. زنی حدودا ۵۵ ساله که در خیابان‌های عباسی گدایی می‌کند. دیگری به «شبنم» معروف است که اغلب در خیابان ولیعصر پرسه می‌زند. از این قبیل گدایان کم نیستند، کافی است نگاهی تیز داشت و با اندکی تامل پی برد که برخی از این بازیگران زبردست خیابانی از سر نیاز گدایی نمی‌کنند بلکه از سر طمع و به عنوان شغل گدایی می‌کنند.

در آذربایجان‌شرقی بیش از ۳۰۰ سازمان غیر دولتی به ثبت رسیده است که ۸۰ درصد آنها به شهر تبریز تعلق دارد.

موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز از باسابقه‌­ترین و قدیمی‌ترین خیریه‌های کشور محسوب می‌­شود که با همت عده‌ای از خیران شهر تبریز و با انگیزه توانمندسازی متکدیان در سال ۱۳۵۲ در تبریز تاسیس شد.

با مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز به گفت‌وگو می‌نشینم.

محمدصادق نائبی می‌گوید: «جلوگیری از تکدی‌گری جزو اهداف اولیه تشکیلات است به طوریکه در سال گذشته، ۲۰۰ اتباع بیگانه با همکاری نیروی انتظامی جمع‌آوری شد که اغلب آنها پاکستانی بوده و به زبان فارسی صحبت می‌کردند».

او ادامه می‌دهد: «اتباع خارجی خانه‌ای در سیلاب قوشخانه اجاره کرده و خود را اهل مشهد معرفی کرده بودند و حتی در مراسم‌های اهالی آن منطقه شرکت می‌کردند به طوریکه وقتی آن خانه را پیدا کردیم با بوی نامطبوع و بهداشت ضعیف و وضعیت نامطلوب روبه رو شدیم».

وی اضافه می‌کند: «اگر زودتر وارد عمل نشده بودیم، همه شهر پُر از اتباع بیگانه بود چون احتمال اینکه وصلت‌هایی در تبریز انجام بگیرد، وجود داشت که این اقدام نیز منجر می‌شد تا آنها به هیچ وجه این شهر را ترک نکنند».

مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز با اشاره به اینکه الان تعداد کمی از این افراد در تبریز به چشم می‌خورند، می‌گوید: «تجهیزاتی از قبیل یک خودروی "ون" و سه خودروی نامحسوس همراه با ۶ نیروی فعال نیروی انتظامی در این راستا به ما کمک می‌کنند».


گدا


به تکدی‌‌گران کمک نکنید

او به خبرنگار فارس توضیح می‌دهد: «در صورت مشاهده و یا تماس با شماره‌های تعیین شده، اگر گدایی در خیابان دیده شود آنها را ساماندهی می‌کنیم؛ اغلب آنها یا از طریق افرادی اجیر شده‌اند و یا از شهرستان‌هایی به تبریز برای گدایی آمدند که بعد از تشکیل پرونده، بلیط برگشت آنها به شهرشان تهیه شده و  سوار ماشین می‌کنیم همچنین افرادی که برای خود تبریز هستند نیز در صورت تائید نیازمندی، تحت پوشش قرار می‌گیرند».

به باور مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز، گدایی یک پدیده اجتماعی است و نمی‌توان آن را به کل ریشه‌کن کرد ولی اگر به گدایان کمک نشود و آنها را به موسسه حمایت از مستمندان تبریز معرفی کنند، می‌توان مقابله جدی کرد.

 وی تصریح می‌کند: «ما به دنبال حل مشکل به صورت منطقی و علمی هستیم، چراکه معتقدیم با بگیر و ببند هیچ مشکلی حل نمی‌شود».

نیکوخصلت عضو شورای شهر تبریز نیز می‌گوید: «با برند "تبریز شهر بدون گدا" موافق نیستم زیرا وقتی می‌گوییم "بدون گدا" تمرکز همه بر روی گداها می‌شود و طبق قانون تاثیر تفکرات بر وقایع احتمال افزایش تعداد گداها وجود دارد».

یک جامعه شناس در این رابطه به خبرنگار فارس می‌گوید: «تبریز از سال‌ها پیش به عنوان شهر بدون گدا معروف است و این لقب را با زحمات زیادی به دست آورده است، البته باید از منظر دیگر نیز به این موضوع نگاه کرد که اگر تبریز شهر بدون گدا است این بدان معنا نیست که تبریز فقیر ندارد».


هدف مبارزه با فقر باشد نه فقیر!

سعید بیات اضافه می‌کند: «شعار جهانی بر مبنای مبارزه با فقر است نه فقیر، از این‌رو تبریز نیز باید با این دیدگاه پیش برود و اگر در رهگذری شاهد گدا و یا تکدی‌گرهایی هستی، این به همان معنا است».

این جامعه شناس می‌گوید: «البته اگر تکدی‌گران را از نظر ریشه‌ای مورد بررسی قرار بدهیم، اغلب آنها از شهرهای دیگری به شهرهای بزرگ می‌آیند ولی برخی از آنها نیز وجود دارند و از سوی مافیا اجیر شده‌اند».

او ادامه می‌دهد: «یکی از شگردهای گدایان خیابانی که به درب منازل می‌آیند، به خاطر بررسی خالی بودن یک منزل است و معمولاً اکثر دزدی‌ها از این طریق انجام می‌شود».

به گفته این جامعه‌شناس، نباید به گداها پولی پرداخت شود بلکه باید آنها را به موسسات خیریه و یا سازمان‌های مردم‌نهاد و یا اداره‌هایی از قبیل بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی(ره) معرفی کرد.

به باور بیات، وضعیت تبریز از لحاظ نبود تکدی‌گر در شرایط بسیار مطلوبی قرار دارد اما در شهرهای بزرگی از قبیل تهران و مشهد وضعیت بسیار اسفناک است.

او همچنین می‌گوید: «یکی از نابهنجاری‌های اجتماعی که نمایی از بحران در ساختار جامعه را نشان می‌دهد مسئله تکدی‌گری محسوب می‌شود، افزایش و کاهش این پدیده اجتماعی به معنای وضعیت پایدار و ناپایدار جامعه از نظر فرهنگی و اجتماعی است، به این معنا که موضوع تکدی‌گری تنها یک پدیده و معضل اقتصادی و مرتبط به بحران در این حوزه نیست، بلکه ارتباط تنگاتنگ و استواری با مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد».


قانون چه می‌گوید؟

از لحاظ قانونی مطابق ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامی «هر کس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار دهد و از این راه امرار معاش کند و یا ولگردی کند، به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد».


گدایی، شغل یا نیاز؟

فرق زیادی بین فقیر و گدا وجود دارد، فقیر کسی است که زیر خط فقر زندگی می‌کند و به ندرت دست نیاز و گدایی به سوی کسی دراز می‌کند، حال آنکه که گدا کسی است که ممکن است پولدار هم باشد ولی باز دست گدایی به طرف مردم دراز می‌کند، تکدی‌گری نه تنها منظره شهر را به هم می‌زند بلکه نقابی برای برانگیختن احساسات مردم نیز هست.


لکه زشت گدایی بر چهره شهر «بدون گدا»

 در کنار نهادهای دولتی و غیر دولتی، مردم نیز نقش اثرگذاری در مبارزه با گدایان دروغین دارند، حس نوع دوستی شهروندان باید به‌گونه‌ای باشد که نیازمندان واقعی که در هیاهوی این گدایان حرفه‌ای گم شده‌اند، طعم شیرین آن را بچشند نه متکدیانی که گدایی را به عنوان شغل انتخاب کرده‌اند! سهم شهروندان از کمک به متکدیان به هر میزان که باشد، تشویق و ترویج این معضل اجتماعی است.



کیمیای تبریز در دنیا
عجیب اما واقعی؛ از شهر بدون گدا تا نگهداری از ۷۰۰ سالمند ۶۵ تا ۱۰۲ سال در منزل

سالمندی دوره‌ای غیرقابل اجتناب در زندگی انسان‌هاست و نگهداری از آنان شرایط خودش را می‌طلبد، اما این امر جایگاهی ویژه در تفکر آذربایجانی‌ها دارد؛ به گونه‌ای که به اذعان موسسه خیریه مستمندان تبریز۷۰۰ نفر از افراد تحت پوشش این موسسه، در سن ۶۵ تا ۱۰۲ سال هستند که در خانه از آنها مراقبت می‌شود.

موسسه خیریه مستمندان تبریز مردمی‌ترین خیریه‌ای است که در این شهر وجود دارد و یکی از رمزهای موفقیت این موسسه، غیردولتی، غیرسیاسی و مردمی بودن آن است.

شاید اگر تبریز شهری کوچک و نه حتی کلان‌شهری که ما سراغ داریم در یک کشور نیمه پیشرفته بود، صف مسئولان برای رفتن به آنجا و آوردن تحفه‌ای برای گره‌گشایی از دردهای رایج کشورمان تمام نداشت!

تعارف را بگذاریم کنار؛ حتی آن دسته از مدیران رده بالای کشور که زادگاهشان تبریز است نیز‌ با دلایل شکل‌گیری این کیمیای کلان‌شهرهای کشور و حتی جهان غریبه‌اند که اگر نبودند، به دنبال تکرار این شاخصه‌های جادویی در دیگر نقاط می‌بودند.

موسسه خیریه مستمندان تبریز بیش از نیم قرن است که از دل بازاریان تبریز بیرون آمده و تنها موسسه خیریه با این خصوصیات در دنیاست که نمونه جهانی ندارد.

مستمندان تبریز


تبریز همچنان که در بسیاری از اختراعات و کشفیات شهر اولین های ایران بوده چنانچه اولین چاپخانه، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد، اولین پستخانه و اولین خط انتقال پست،  نخستین مدرسه نوین ایران، نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال‌های ایران، اولین ضرابخانه ماشینی، نخستین اتاق بازرگانی ایران، اولین نظمیه یا شهربانی ، شهرداری تبریز نخستین شهرداری، یا به اصطلاح آن روز بلدیه، اولین سالن تئاتر ایران و ....در آن ایجاد شده است خیرین دلسوز این شهر کوشیده اند، با جلوگیری منطقی از تکدی گری، لقب ارزشمند « تبریز شهر بی گدا» را به آن بخشیده و مساعدت های آبرومندانه را جایگزین تکدی گری و گدا پروری کنند و این افتخاری است که در میان شهرهای بزرگ ایران را به مدد افراد خیر و دلسوز نصیب شهر تبریز شده است.

کارهای ارزشمند این صندوق در دفاع از عزت محرومان واقعی و ریشه کنی تکدی گری از تبریز، جایگزین کردن مساعدت های آبرومندانه با اولویت‌های مربوط به خود، حذف تشریفات در آوردن دسته گل به مجالس ترحیم و جایگزین کردن تابلوهای تسلیت از جمله کارهای اساسی و ارزشمند است که این موسسه را از دیگر موسسات متمایز کرده و موجب جلب اعتماد مردم نسبت به آن شده است.

مسئولان این موسسه خیریه امیدوارند که مردم با پرهیز از کمک مالی مستقیم به گدایان حرفه ای و راهنمایی افراد محروم به این موسسه، آنها را در انجام بهتر وظایف یاری کنند، زیرا که کمک مستقیم به این عده افراد حرفه ای کار خیرین را چندین برابر مشکل می‌کند.

موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز بیش از ۵۵ سال است که در شهر تبریز تأسیس شده است و سابقه دیرینه دارد و با دو هدف جلوگیری از تکدی‌‌گری و کمک به خانواده‌های آبرومند و نیازمند تشکیل شده است.

بعد از ۵۵ سال از تاسیس آن، فعالیت حمایت از مستمندان تبریز بسیار گسترده شده است به طوریکه نزدیک به ۲ هزار خانواده تحت پوشش هستند که جمعیت ۴ هزار نفری را شامل می‌شود که به مسائل بهداشتی و درمانی و اقتصادی و رفاهی و تحصیلی آنها پرداخته می‌شود.


خیریه تبریز



کمک به بیماران مبتلا به سرطان از دیگر خدمات موسسه است که تقریبا ۶۶۰ پرونده در این خصوص وجود دارد و ۱۵۰ پرونده فعال است، چراکه این بیماران به صورت دوره‌ای شیمی درمانی می‌شوند و تا ۳۰ میلیون تومان برای هر بیمار هزینه شیمی درمانی پرداخت شده است.

با توجه به اینکه موضوع تهیه و تامین جهیزیه کمتر از موضوع کمک به نیازمندان نیست، از این‌ رو ما سالانه ۶۰۰ جهیزیه تهیه می‌کنیم و به عبارتی روزانه ۵ یا ۶ مورد جهیزیه از موسسه به خانه‌های زوجین با حفظ شأن آنها ارسال می‌شود.

در سال ۷۷ از هر یک‌هزار ازدواج ۸۰ مورد به طلاق منجر می‌شد ولی این رقم در سال ۹۷ از هر یک‌هزار ازدواج ۳۱۸ مورد به طلاق انجامیده است که رشد چهار برابری را نشان می‌دهد.

 سایر اقدامات موسسه حمایت از مستمندان تبریز را بفرمایید؟

 کارهایی نیز از قبیل کاریابی، پرداخت بدهی‌ها، همکاری با ستاد دیه جهت آزادسازی زندانیان مالی، اعطای سرمایه کار و توانمندسازی افراد نیازمند جامعه نیز شده است.

خط قرمز تمامی اعضای هیات امنا و موسسه حمایت از مستمندان تبریز عدم استفاده از کمک‌های دولتی است که این را در طول ۵۵ سال نشان داده‌ایم که یک ریال از دولت بهره‌مند نشده‌ایم.

]]>
شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) 2019-07-12T09:00:53+01:00 2019-07-12T09:00:53+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1345 تبریز قارتال عکسهای تبریز و آذربایجان از آقای آراز نویدی که برخی از عکسها با چاشنی رویا درهم آمیخته است.عربشاه کلیبرقره داغ - ارسبارانقلعه بابکغرور، غیرت و شرف یادلانیرسهند عروس کوه های ایران در آذربایجانکندوان باستانی در دل سهندغروب تبریزاجرای نمایش خیابانی در باغ گلستانائل گلی یا شاهگؤلیگؤی مچید یا مسجد کبود فیروزه جهان اسلامسید حمزهمقبره الشعرافرش دستبافت آذربایجان در بزرگترین بازار جهان ، تبریزساعت تبریزقاری کؤرپوسیباغ و موزه قاجارخیابان ارک قونقا باشی خانه نیکدل » لینک مجموعه پستهای شهروند لینک

عکسهای تبریز و آذربایجان از آقای آراز نویدی که برخی از عکسها با چاشنی رویا درهم آمیخته است.


عربشاه کلیبر

کلیبر


قره داغ - ارسباران
ارسباران

قلعه بابک
غرور، غیرت و شرف یادلانیر
بابک


سهند عروس کوه های ایران در آذربایجان
سهند

کندوان باستانی در دل سهند
کندوان

غروب تبریز
ستارخان

اجرای نمایش خیابانی در باغ گلستان
باغ گلستان

ائل گلی یا شاهگؤلی
ائل گلی

گؤی مچید یا مسجد کبود فیروزه جهان اسلام
مسجد کبود

مسجد تاریخی
سید حمزه
سید حمزه

مقبره الشعرا
مقبره الشعرا


فرش دستبافت آذربایجان در بزرگترین بازار جهان ، تبریز
بازار تبریز
ساعت تبریز
شهرداری

قاری کؤرپوسی
پل قاری

باغ و موزه قاجار
موزه قاجار

خیابان ارک
ارگ

قونقا باشی
قونقا باشی

خانه نیکدل
خانه نیکدل





» لینک مجموعه پستهای شهروند لینک آذربایجانی (76)

]]>
چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز 2019-07-04T19:27:46+01:00 2019-07-04T19:27:46+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1344 تبریز قارتال چهارمین نمایشگاه بین‎المللی خلاقیت و نوآوری تبریز در صنایع دستی و هنر‌های اسلامی از ۲۵ الی سی‌ام خرداد ماه در حال برگزاری بود و حدود ۶۰ هنرمند خارجی از ۳۰ کشور آفریقایی، آسیایی و اروپایی در این نمایشگاه حضور داشتند.از مدل‌سازی لامبورگینی تا تلاش برای احیای قارمان/ مروری بر کارهای فوق العاده دانشجویان تبریزیهمزمان با برگزاری چهارمین جشنواره بین‌المللی خلاقیت و نوآوری تبریز در هنرهای اسلامی و صنایع دستی، تعدادی از آثار و طرح‌های پژوهشی دانشجویان و اساتید دانشگاه هنر اسلامی تبریز

چهارمین نمایشگاه بین‎المللی خلاقیت و نوآوری تبریز در صنایع دستی و هنر‌های اسلامی از ۲۵ الی سی‌ام خرداد ماه در حال برگزاری بود و حدود ۶۰ هنرمند خارجی از ۳۰ کشور آفریقایی، آسیایی و اروپایی در این نمایشگاه حضور داشتند.


از مدل‌سازی لامبورگینی تا تلاش برای احیای قارمان/ مروری بر کارهای فوق العاده دانشجویان تبریزی

همزمان با برگزاری چهارمین جشنواره بین‌المللی خلاقیت و نوآوری تبریز در هنرهای اسلامی و صنایع دستی، تعدادی از آثار و طرح‌های پژوهشی دانشجویان و اساتید دانشگاه هنر اسلامی تبریز نیز به نمایش درآمده است. 
  
 چهارمین نمایشگاه بین‌المللی خلاقیت و نوآوری تبریز در صنایع دستی با حضور ۷۱ مهمان از ۳۰ کشور خارجی، بیست‌وسوم الی سی‌ام خرداد ماه در دانشگاه هنر اسلامی تبریز در حال برگزاری است.

تبریز

نمایشگاه هنری



  
غرفه دانشکده طراحی صنعتی از لامبورگینی تا پرینتر سه‌بعدی 
  
حمیدرضا عمارلو، عضو هیات علمی دانشکده طراحی اسلامی دانشگاه هنر اسلامی تبریز با ارایه توضیحاتی در خصوص مدل‌سازی گفت: مدل‌سازی یکی از مباحث درسی رشته طراحی صنعتی بوده و طراحی، توانمندی نهایی یک دانشجوی طراحی صنعتی است. 
  
وی ادامه داد: در طراحی دستگاه‌های ارایه شده در این نمایشگاه مانند پرینتر و دستگاه CNC چهار محور، به اصولی همچون مهندسی معکوس، بهینه‌سازی و کاهش قیمت تمام شده محصول توجه شده است. 
  
وی اضافه کرد: برخی طرح‌ها نیز در این نمایشگاه ارایه شده‌اند که صفر تا 100 آن توسط دانشجویان رشته طراحی صنعتی، طراحی شده است. 

  
تولیدکننده‌ها کپی‌برداری را به اعتماد به طراحان جوان ایرانی، ترجیح می‌دهند 

عمارلو متذکر شد: به دلیل تحریم و مشکلات اقتصادی نباید طوری برداشت شود که دانشجویان ما در حوزه طراحی، توانمند نیستند، اما متاسفانه این اتفاق افتاده است و بسیاری از تولیدکننده‌ها کپی‌برداری را به اعتماد به طراحان جوان ایرانی، ترجیح می‌دهند. 
  
وی خاطرنشان کرد: انتظار می‌رود صنعت‌گران با شرکت در چنین نمایشگاه‌هایی، طرح و پروتوتایپ‌های آماده دانشجویان را از نزدیک ببینند تا زمینه اعتماد به دانشجویان نیز فراهم شود. 
  
مدل‌سازی لامبورگینی توسط دانشجویان طراحی صنعتی 

محمدرضا مهدوی، طراح مدل لامبورگینی و دانشجوی ترم هشت طراحی در این خصوص اظهار کرد: این طرح با استفاده از مهندسی معکوس و از روی مدل واقعی لامبورگینی ساخته شده و فرم کلی آن با تهیه نقشه، شابلون‌ها با استفاده از ماتریال‌های گچ و یونولیت تهیه شده است. 
  
وی ادامه داد: جزئیاتی مانند اسپویلر، دیفیوزر، آینه، چرخ برچسب‌ها پس از پرداخت نهایی به این مدل اضافه شده است، می‌توان از این ایده برای طراحی سایر محصولات در سطح کشوری و بین‌المللی نیز بهره گرفت. 
    
مهدوی خاطرنشان داد: مدل‌سازی این لامبورگینی با مشارکت چهار نفر و در طول یک ماه انجام شده است، اگر این طرح با استفاده از گل clay ساخته می‌شد، کیفیت بهتری داشت، از مسئولان انتظار می‌رود که مواد و امکانات لازم را برای طراحی و مدل‌سازی فراهم کنند.

مدلسازی

ماشین باز
 

پرینتر 3 بعدی 

پیام حسینی، دانشجوی مقطع کارشناسی رشته طراحی صنعتی دانشگاه هنر اسلامی تبریز که صفر تا 100 طراحی کامل دستگاه پرینتر سه بعدی را به تنهایی انجام داده است، با ارایه توضیحاتی در این خصوص اظهار کرد: به تازگی طراحی فیلامنت‌ها را هم که ماده اصلی پرینت قطعات است هم خودم شروع کرده‌ام. 
  
وی ادامه داد: یکی از قابلیت‌های ویژه این پرینتر، امکان استفاده از آن با وجود تکان‌ خوردن است، در حالیکه نمونه‌های مشابه با ضربه‌‌ای کوچک، کار نمی‌کنند و همین باعث خراب شدن پروژه‌های چند میلیونی می‌شود. 
  
وی گفت: قیمت تمام شده این دستگاه نسبت به نمونه‌های مشابه بسیار پایین‌تر بوده و قبل از نوسانات ارزی سه میلیون تومان برای آن هزینه شده است، خوشحالم طراحی صنعتی در تبریز به جایی رسیده است که می‌توان کارهای بزرگی در این زمینه انجام داد. 
  
طرح شخصی‌سازی جواهرات 

محمد متین چراغیان، دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه هنر اسلامی تبریز در خصوص طرح شخصی‌سازی جواهرات اظهار کرد: پایه این انگشتر ثابت و قابل تغییر بوده و نیازی به تغییر رینگ انگشتر نیست، با توجه به متفاوت بودن سایز انگشت افراد می‌توان با تغییر قسمت جواهر مانند انگشتر تنوع ایجاد کرد، پایه این انگشتر چوبی رویه آن از جنس رزین با طرح آهنربا است. 
  
طرح کانسپت موتور از شرکت بوگاتی 

وی با ارایه توضیحاتی در خصوص طرح کاهش حجم موتور گفت: در این طرح با طراحی سیستم کنترل تعویض دنده و کاهش حجم موتور، شتاب و قدرت موتورهای سنگین‌تر حفظ شده، همچنین در این طرح تلاش شده است تا با طراحی سیستم کنترل باد خروجی موتور سیکلت، کنترل و فرمان پذیری آن بیشتر شود. 
  
وی اظهار کرد: دو ماه برای یاد گرفتن زبان طراحی موتور این شرکت زمان، صرف شده است، متاسفانه آن گونه که باید به صنعت کشور توجه نمی‌شود تا از طراحان صنعتی نیز در این زمینه استفاده شود. 
  


دستگاه فرز CNC چهار محور 

سجاد الغاثی، طراح پروژه دستگاه فلز CNC چهار محور در این خصوص بیان کرد: دستگاه فرز دامنه کاری زیادی داشته و در صنایع مختلف از صنایع پزشکی گرفته تا صنایع کادر کاربرد دارد که طرح من، مخصوص استفاده در رشته دندانپزشکی است. 
  
وی اضافه کرد: این دستگاه در کشورهم تولید می‌شود، اما هزینه تولید آن بسیار بالا بوده و کاهش قیمت تمام شده ساخت (صرف حدود 20 میلیون تومان) از جمله ویژگی‌های این طرح به شمار می‌آید. 
  
وی گفت: طراحی و مطالعاتم در این خصوص حدود دو سال به طول انجامیده است، انتظار می‌رود تولیدکنندگان حمایت بیشتری از طراحان داشته باشند. 
صنعتی

خلاقیت
  


تلاش برای احیا و حفظ ساز قارمان 

نسرین داداش‌زاده، کارشناس مرمت آثار تاریخی نیز با ارایه توضیحاتی در خصوص این رشته اظهار کرد: این رشته ترکیب هنر و علوم پایه بوده و آثار تاریخی را مطالعه و آسیب‌شناسی کرده و اقداماتی را برای افزایش طول عمر آثار تاریخی انجام و پیشنهادات لازم را برای نگهداری آثار می‌دهد. 
  
وی اضافه کرد: احیای هنرهای سنتی نیز از دیگر بخش‌های این رشته است که برای حفظ هنرها و صنایع دستی که با ورود مدرنتیه از بین می‌روند تلاش می‌کند، در این بخش، مرمت‌گر در ابتدا با روش کار و ابزار آلات این رشته آشنا شده و سپس با مستندسازی آن را به صورت مکتوب ثبت می‌کند.


هنری

خلاقیت


وی در ادامه ساز قارمان را یکی از هنرهای در خطر فراموشی دانست و گفت: استادکار این ساز در ایران دو نفر است و قدیمی‌ترین استاد آن نیز تبریزی بوده و ما شش سال برای احیای این ساز تلاش کرده و در این دانشگاه اجرا کرده‌ایم.

قارمان

  تا کنون هیچ دانش‌آموخته رشته مرمت در هیچ جایی استخدام نشده است 

داداش‌زاده اظهار کرد: تلاش دانشگاه هنر اسلامی تبریز برای ارتباط با موزه‌ها و لمس آثار تاریخی از ترم‌های آغازین بسیار خوب بوده و دانشگاه از هیچ تلاشی برای تامین امکانات برای دانشجویان دریغ نکرده است، اما تا کنون هیچ دانش‌آموخته رشته مرمت در هیچ جایی استخدام یا به کارگیری نشده است که این نیز به عملکرد میراث فرهنگی باز می‌گردد.
  
پیشروی دانشگاه هنر اسلامی در هنرهای صناعی اسلامی 

عباس کریمی، عضو هیات علمی دانشکده صناعی اسلامی و مسئول بخش ملی جشنواره بین‌المللی صنایع دستی نیز در ادامه با بیان اینکه اظهار کرد: دانشکده هنرهای صناعی اسلامی در پنج رشته چوب، فلز، سفال، شیشه و نگارگری در مقاطع کارشناسی و ارشد دانشجو می‌پذیرد، محدودیت مکان باعث محدود شدن آثار انتخابی غرفه دانشکده ما نیز شد و آثار موجود بهترین آثار هستندـ 
  
وی ادامه داد: این مجموعه ترکیبی از بهترین رساله‌ها و آثار دانش‌آموختگان نیز بوده و در خلق آثار از تکنیک‌های مختلفی استفاده شده است و خلق چنین آثار فاخری فقط در دانشگاه اتفاق می‌افتد. 
  


دانشگاه هنر اسلامی تبریز، پیشگام رشته شیشه در کشور 

وی تاکید کرد: این دانشگاه تنها دانشگاهی است که به صورت تخصصی شیشه‌گری فوتی، ریخته‌گری و هم‌جوشی شیشه را دنبال می‌کند، همچنین بهترین اساتید سفال، کم‌یاب‌ترین تکنیک‌ها را در دانشگاه ما تدریس می‌کنند. 
  
عضو هیات علمی دانشکده صناعی اسلامی دانشگاه هنر اسلامی تبریز گفت: رشته صنایع دستی نیز به طور کاملا تخصصی در این دانشگاه دنبال شده و نگاه تخصص‌گرایانه دانشجویان را تقویت می‌کند. 
  
وی تاکید کرد: هم اکنون چندین کارگاه کارآفرینی در این دانشگاه توسط دانشجویان دانشکده هنرهای صنایع اسلامی تشکیل شده است و این دانشکده نتایج بسیار خوبی را در طول 10 سال گذشته در حوزه صنایع دستی به دست آورده است. 
  
وی در پایان خاطرنشان کرد: دانشگاه هنر اسلامی تبریز تمام تلاشش را انجام داده است، اما امکان فعالیت در ارگان‌ها برای دانش‌آموختگان وجود ندارد و حمایت‌های سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی آن گونه که باید باشد، نیست.

هنر تبریز

دانشگاه هنر تبریز

  
شهاب احمدوند شاهوردی، دانش آموخته رشته فرش گرایش طراحی از دانشگاه هنر اسلامی تبریز نیز با ارایه توضیحاتی در زمینه توانمندی‌ها در زمینه فرش بیان کرد: طراحی، رنگ‌رزی و بافت، مرمت و نمایش نمونه‌های مختلف بافت از جمله بخش‌های مختلف این غرفه است که در این دانشگاه دنبال می‌شوند. 
  
وی ادامه داد: در رنگرزی اولویت با رنگ‌های طبیعی است، اما از رنگ‌های شیمیایی هم استفاده می‌شود، روناس، قرنز دانه و اسپرک به دلیل تجانس با فرش ایرانی و کمک به حل مسایل زیست محیطی از جمله رنگ‌های طبیعی مورد استفاده در رنگرزی هستند. 
  
وی خاطرنشان کرد: طرح‌ها به طور دستی طراحی و سپس توسط کامپیوتر اسکن و تبدیل به نقطه و رنگ می‌شوند و استفاده از کامپیوتر در اینجا نه تنها آسیب‌رسان نیست؛ بلکه به شناسایی دقیق رنگ‌ها و یکرنگ و یکنواخت شدن رنگ فرش کمک می‌کند. 
 

دانشگاه هنر تبریز


چهارمین نمایشگاه بین‌المللی خلاقیت و نوآوری تبریز در هنرهای اسلامی و صنایع دستی با حضور هنرمندانی از 30 کشور، دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه هنر اسلامی تبریز در دو بخش ملی و بین‌المللی 25 الی 30 خرداد ماه برگزار می‌شود.  

گزارش از نسرین سوار

]]>
آموزش برخی جملات و کلمه ترکی و معادل فارسی 2019-06-26T19:00:05+01:00 2019-06-26T19:00:05+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1343 تبریز قارتال مقدمه : زبان ترکی از طرف زبانشناسان به عنوان سومین زبان قانونمند وتوانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از زبان شناسان بنام زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است. ● زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد ● حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و…. ● چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است. مانند


مقدمه :
زبان ترکی از طرف زبانشناسان به عنوان سومین زبان قانونمند وتوانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از زبان شناسان بنام زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است.
● زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد
● حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و….
● چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است. مانند آقا ، خانم ، سراغ، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، اردک، آرزو، سنجاق، دگمه، تشک، سرمه، فشنگ ، توپ ، تپانچه، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشگه، بقچه، چروک،….



اینک از انسان شروع می کنیم:

دده: پدر بزرگ
ننه: مادر بزرگ
آتا و بابا: پدر (فادر انگلیسی)
آنا: مادر (مادر انگلیسی)
قایین: ( برادر زن و یا برادر شوهر)
بالدیز: ( خواهر زن)
باجاناق: ( این کلمه در فارسی معادل ندارد و به همین شکل استفاده می شود.)
گؤرومجه: ( خواهر شوهر)
قارداش: برادر (بطور مطلق)
آغا بَی: برادر بزرگ
اینی: برادر کوچک
آبلا: خواهر بزرگ
باجی: خواهر (بطور مطلق)
مانی: عمو (عمّ در عربی)
تی زه: خاله (خالة در عربی)
دایی: دایی ( این کلمه تركی در فارسی معادل ندارد و به همین شکل استفاده می شود.)

و اما در حیوانات

اینک: گاو ماده
سیغیر: گاو (مطلق)
اؤکوز: گاو نر (که به گاو آهن بسته می شود)
بوغا: گاو نری که آماده مبارزه و یا جفت گیری است.
گؤنگه: گاو نر گوشتی
دؤیه: گاو ماده جوان
توسون: گاو نر جوان
دانا: گوساله یک ساله
بوزاو: گوساله شیر خوار
دامیزلیق: گاو نر یا ماده ای که برای ازدیاد نسل نگهداری می شود.
قوُیون: گوسفند
قُوچ: قوچ ( که کلمه ترکی است)
بورولموش ارکک: (قوچی که آخته شده است)
توخلو: گوسفند نر یکساله
شیشک: گوسفند ماده یکساله
قویروق لو: گوسفندی که از جنس آسیایی است.
قیسا قویروق: گوسفندی که از جنس استرالیایی و یا مرینوس می باشد.
تاولی: برّه جوان گوشتی
قوزو: برّه
———-
اؤردک: مرغابی
سونا: مرغابی نر
یاشیل باش: مرغابی ماده
چؤرکه: مرغابی
جوللوخ: مرغابی نیزار
قارا باتاخ: مرغابی سیاه
قاش قالداخ: مرغابی سرخ
آلما باش: مرغابی که سر بزرگ دارد.
قاشیق قاقا: مرغابی که منقارش مثل قاشق* است.
گؤی قاناد: مرغابی آبی رنگ
دمیر قاناد: مرغابی که در هنگام پرواز دیر اوج می گیرد.
آلا تینجا: مرغابی که رنگ سیاه و سفید دارد.
باخچان: مرغابی که چشمان قشنگی دارد.
آنقوت: مرغابی قهوه ای رنگ که از هوش کمی برخوردار است و زود به دام می افتد.


” چند فعلی که در فارسی معادل ندارد:

سیپقارماق: نوشیدنی را بصورت مکیدن نوشیدن

تامسیماق: نوشیدنی را یک دفعه سر نکشیدن، بلکه جرعه
جرعه و با لذت خاصی نوشیدن.

آغلاماق چشیتلری: انواع گریه کردن:

آغلامسینماق: بغض کردن و چشم ها را تر ساختن.

اینلمک: یواش و بی صدا گریه کردن

سیزلاماق: گریه و زاری کردن

سیتقاماق: با حالت التماس گریه کردن

هیچقیرماق: با صدای گرفته که حاکی از زیاد گریه کردن است،
گریه کردن

هؤنگورلمک: زار زار گریه کردن

زیریلداماق: گریه ای که دیگران خوششان نیاید و یا گریه بچه
گانه و غیر منطقی

اینقالاماق: گریه بچه شیرخوار

فعل واجب الاداء در فارسی و عربی وجود ندارد و باید حتما از كلماتی همچون ” باید ” و ” المفروض ” و مانند آن استفاده کرد. به این فعل در ترکی ” گرکلیلیک کیپی ” گفته می شود:
یتیشملیییک: باید خودمان را برسانیم.

یمه لیسن: باید بخوری
فعل شرط در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. برعکس فعلهای شرط ترکی که از کاربردی ترین افعال است و ترك زبان را از استخدام حروف شرط بی نیاز می كند:
گلسه: اگر بیاید
ده سه: اگر بگوید
ایچسه: اگر بنوشد
فعل تمنی ( ای کاش …) در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. به این فعل در ترکی ” دیلک” ویا “ایستک  کیپی ” گفته می شود:

اولایدی: ای کاش می بود
قیزیل گول اولمایایدی: ای کاش گل سرخ نبود
سولمایایدی: ای کاش زرد نمی شد
قدرت مشتق سازی از خود کلمه در عربی و ترکی بی نظیر است درحالیكه در زبان فارسی بسیار كم و ضعیف دیده می شود:

ایتی: تیز
ایتیلتمک: تیز کردن
ایتیله شمک: تیز شدن
———–
دؤز: درست
دؤزه لمک: درست شدن
دؤزه لتمک: درست کردن
دؤزمک: به نظم درآوردن
دؤزولمک: به نظم کشیده شدن
———–

ساری: زرد

سارالماق: به رنگ زرد درآمدن

سارالتماق: به رنگ زرد درآوردن

———–

به زک: زینت
به زه مک: زینت کردن
به زنمک: مزین شدن

نکته مهم: در ترکی فعلی وجود دارد بنام فعل دو طرفه، یعنی
گوینده و فاعل فعل در آنِ واحد، مفعول آن فعل هم محسوب
می شود. به این فعل در ترکی ” دؤنوشلو ” فعل می گویند.
مثل مزیَّن شدن  در فارسی که اصل آن از کلمه زُیّن در عربی
گرفته شده است که معنای آن زینت شدن یك وسیله دیگری
است. در حالیکه معنای کلمه ” به زنمک” در ترکی زینت شدن
به وسیله خود شخص است.

الآن بعضی نمونه ها از این فعل بی معادل در فارسی:

اؤرتونمک: خود را پوشانیدن

یووونماق: خود را شستشو دادن

قوُ جونماق: از درد به خود پیچپدن

متعدی کردن فعل در بسیاری از افعال فارسی غیر ممکن است
و باید از راههای دیگری استفاده کرد. ولی در ترکی همه افعال
لازم را می توان از همان ریشه متعدی کرد:

کسمک —» کستیرمک: بُریدن —» بُراندن ( یعنی کس دیگری
را به بریدن وادار کردن)

آلماق—» آلدیرماق: خریدن—» خَراندن! ( یعنی کس دیگری را
به خریدن وادار کردن)

ساتماق—» ساتتیرماق: فروختن—» فروختاندن! ( یعنی کس
دیگری را به فروختن وادار کردن)

یریمک—» یریتمک: راهاندن  رفتن—»  رفتاندن! ( یعنی کس
دیگری را به راه رفتن وادار کردن)

فعل امر در فارسی تابع قاعده خاصی نیست و از ریشه فعل
درست نمی شود. به نظر زبان شناسان بی قاعده بودن هر
زبان نشانه ضعف و سستی آن زبان است.

پختن—» پز! (خ—» ز تبدیل شده است)

رفتن—» رو! (ر—» و تبدیل شده است)

کردن—» کن! (د—» ن تبدیل شده است)
دیدن—» ببین! ( که اصلا از مصدر دیدن فعل امر ندارد.)

درد دل: بدون هیچ تعصبی می گویم که اگر کسی در ایران متولد نشود و اینها را از این و آن نشنود و ازبر نکند، تا سالیان سال نمی تواند یاد بگیرد. این مشکل را دوستان خارجی مقیم ایران همگی اظهار می کنند و از بی قاعدگی فارسی شکایت دارند. در حالیکه فعل امر در ترکی از ریشه اصلی کلمه ساخته می شود و در این خصوص یک استثنا هم در ترکی یافت نمی شود.

بسیاری از ظرافت ها و فرق های ظریف در افعال ترکی وجود دارد که آنها را با زبان فارسی نمی توان بیان کرد. مثلا ” قوُوماق ” و ” قوُوالاماق ” هر دو در فارسی به معنای طرد کردن و دور کردن است. در حالیکه بین آنها فرق جزیی وجود دارد که ترکها در استعمال آن را لحاظ می کنند.

اسم آلت اصلا در فارسی معنا و مفهومی ندارد. اما در عربی و ترکی از قاعده خاصی تبعیت می کند:

بورماق: پیچاندن—» بورقو: پیچ

چالماق: نواختن—» چالقی: آلت نواختن مثل ساز و غیره

سیلمک: پاک کردن—» سیلگی: پاک کن

سَرمک: پهن کردن—» سَرگی: فرش و یا هر چیز دیگری که بر
زمین پهن شود.

گل گیت: رفت و آمد—» گلن گیدن ( در اسلحه. این کلمه معادل
فارسی ندارد)

قاپاماق: درپوش گذاشتن—» قالپاق (در ماشین که به همین
شکل در فارسی استعمال میشود.)

یاتماق: خوابیدن—» یاتاغان (در ماشین که به همین شکل در
فارسی استعمال میشود.)

اسم زمان و اسم مکان را در فارسی اصلا نباید حرفش را زد. فقط در بعضی مواقع با اضافه کردن پسوند “گاه” می توان  اسم مکان و یا زمان ساخت که آن هم از خود کلمه مشتق نمی شود:

یاتماق: خوابیدن—» یاتاق: محل خواب و یا رختخواب

بارینماق: پناه گرفتن—» باریناق: پناهگاه

قونماق: نزول کردن به مکانی—» قوناق: منزل، کاروانسرا

دورماق: ایستادن—» دوراق: محل وقوف، ایست گاه
قوروماق: محافظت کردن—» قوُروق: منطقه محافظت شده یا قورق که در فارسی هم استعمال می شود.

اسم مصدر در ترکی دقیقا از ریشه کلمه ساخته می شود. ولی در فارسی یا از ریشه دیگری ساخته می شود و یا اصلا ساخته نمی شود. نگاه کنید:

قاچیرماق: ربودن—»  قاچاق: در فارسی هم مجبورا لفظ ترکی آن استعمال می شود.
چالیشماق: باهم کارکردن، درگیر مسأله ای بودن—»  چالیش و چلیشکی: چالِش ( در فارسی مجبورا ترکی آن را بکار می برند)
یاساماق: قانون گذاری—»  یاساق: غیر قانونی ( در فارسی مجبورا عربی آن را بکار گرفته اند)
برای تقویت رنگها در فارسی فقط می توان از پیشوند ” بسیار ” و مانند آن استفاده کرد.


در ترکی هر رنگی صفت خاصی دارد که در نوع خود بی نظیر است:

قاپ قارا: بسیار سیاه

آپ آغ: بسیار سفید، سفید خالص

یام یاشیل: سبز سبز

ساپ ساری: زردِ زرد

( ملاحظه می کنید که در فارسی احیانا با تکرار اسم رنگ این کار صورت می پذیرد که قابل مقایسه با زبان ترکی نیست.)

برای مصغر کردن در فارسی مجبورا باید کلمه کوچک یا پسوند “چه‎”‎ و حرف كاف ( در مواردی كمیاب و غیر قابل استعمال‎(‎ را به کلمه مورد نظر اضافه کرد، مثلا بخاری کوچک، جمله کوچک و یا کوتاه، مرد کوچک ( البته مردک که در فارسی بصورت مصغر بکار می رود صرفا برای توهین و حقارت بکار می رود و معنای مطلوب را نمی رساند و پسوند “چه‎”‎ هم استعمالهای نادری دارد‏) اما نمونه های  تصغیر در ترکی:

قالاچیق: قلعه کوچک
تپه جیک: تپّه کوچک
دره جیک: درّه کوچک
محمود جوق: محمود کوچک


صیغه ترحم در فارسی وجود ندارد و در عربی به اشکال مختلف می توان آنرا بیان کرد. اما در ترکی بسیار ساده و قاعده مند است:

قیزجاغیز: دخترک بیچاره
قادین جاغیز: زن بینوا

صفت تقویه در فارسی وجود ندارد. مثلا اگر بخواهی مقدار دایره ای بودن شکلی را با تأکید بگویی، باید از کلمه بسیار دایره وار و امثال آن استفاده کنی. اما در ترکی هر صفتی را با لفظ خاصی می توان تأکید کرد:

یوس یووارلاق: بسیار دایره وار
ترتمیز: بسیار تمیز
زیر دلی: صد در صد دیوانه
قاپ قارانلیق: تاریکی محض
ایپ ایستی: خیلی گرم
دارما داغین: بسیار ریخت و پاش، خیلی بی نظم

برای بزرگ نمایی و یا کوچک نمایی فعل انجام شده در فارسی باید از پسوند و پیشوندهای بسیار متعددی استفاده کرد. در حالیکه این امر در عربی و ترکی از خود فعل درست می شود. ( بحث پسوند و پیشوند به قدری در عربی کم استعمال می شود که حتی اگر از بیشتر عرب زبانان معنای کلمه پسوند و یا پیشوند را بپرسید متوجه نمی شوند! چرا که زبانشان احتیاجی به این مخلفات و حشویات ندارد. در حالیکه این بحث نسبت به فارس زبانان از اهمیت بالایی برخوردار است.)

گؤزل جه: به شکل بسیار زیبایی
یاواش جا: خیلی آهسته
قالین جا: بصورت خیلی کلفت
برک جه: بطور بسیار محکم

تعابیری همچون: ” قرار است که…” و یا ” لازم است که…” در ترکی از خود فعل مشتق می شود که جدا قدرت نمایی این زبان را می رساند:

چیخماق: بالا رفتن—»  چیحیلاجاق داغ بوراسی: کوهی که قرار است از آن بالا برویم، همین جاست!
ایچمک: نوشیدن—» ایچیله جک سو بودور: آبی که قرار است نوشیده شود همین است.
یازماق: نوشتن—» یازیلاجاق اؤدَولری یازدیم: مشق هایی را که باید می نوشتم، نوشتم.
چؤزمک: حل کردن—» چؤزوله جک تاپماجالاری چؤزدوم: معماهایی را که قرار بود حل کنم، حل کردم.*

متأسفانه بعضی از ترکها تحت تأثیر ادبیات فارسی جمله بسیار شیوای بالایی را چنین بیان می کنند، که دقیقا ترجمه فارسی آن است:

اوُ معمالاری کی قراردی حل ایلیم، حل ایلدیم!

تیکیله جک کؤینک لری گتیردی: پیراهن هایی را که قرار است دوخته بشود آورد.

الان ترجمه آن به ترکی مندرس و بی محتوا : اُو کؤینک لری کی قراردی تیکیلسین، گتیردی!

تعابیری همچون ” به حساب آورد” و یا ” مهم شمرد ” در ترکی مانند باب استفعال در عربی  از خود فعل مشتق می شود. که این هم در فارسی نیست:
اؤنم سه مک: مهم شمردن، مهم به حساب آوردنپ
قریب سه مک: غیر طبیعی و غیر عادی به حساب آوردن
آزیمساماق: کم شمردن
چوغومساماق: زیاد به حساب آوردن

بسیاری از تعابیر در فارسی مثبت و یا منفی ندارد. مثلا: ” عین خیالش نیست” که مثبت آن ” عین خیالش است” می باشد که عملا کاربرد ندارد. چونکه یک ترکیب چند کلمه ای است که از فعلی مشتق نشده است که منفی و مثبت داشته باشد. الان معادل ترکی آن را به سادگی خواهید دید:
اومورساماق: در عین خیالش بودن
اومورساماماق: در عین خیالش نبودن*


نکته مهم: تمامی قواعد و مثالهای ذکر شده در حال حاضر در ترکی استعمال می شود. و اگر بعضی از آنها در ایران به فراموشی سپرده شده و جای آنرا کلمات فارسی گرفته است، این نتیجه فرهنگی دیگر زبانهاست. چرا که در ایران فرهنگستان و نظام خاصی برای یادگیری قواعد دستوری ترکی وجود ندارد. پس ترکی به نفسه اشکالی ندارد و اشکال در ماست.

از نمونه کلمات اصیل ترکی که در هیچ زبانی معادل ندارد، کلمه ” یاکامُوز” است. این کلمه در ترکی به معنای انعکاس نور ماه در روی آب دریاست، که شب ها در روی آب مانند چشمک زنی می درخشد. این کلمه از طرف هییت زبان شناسی آلمان به عنوان کلمه سال برگزیده شد. خوشبختانه رسانه های ایران هم این نکته را در تلویزیون و مطبوعات به خوبی نشان دادند. زبان غنی و اصیل ترکی منبع این چنین ظرافت هاست که روح انسان را نوازش می دهد.

تبدیل شدن چیزی به چیز دیگر، مثل تبدیل شدن قلب انسان به سنگ در ترکی، از دیگر مزیات این زبان در مشتق سازی است:
داش: سنگ—» داشلاشماق: تبدیل به سنگ شدن
کؤمور: زغال—» کؤمورلشمک: تبدیل به زغال شدن ( این با زغال شدن و یا سنگ شدن فرق دارد. به این حالت در عربی استحاله می گویند. و معادل ترکی آن: ” داش اولدو” می باشد.)

ساختن فعل از ریشه اسم، همچون عربی اوج قدرت و شاهکار ادبی ترکی به حساب می آید:
یومورتا: تخم مرغ—» یومورتلاماق: تخم گذاشتن
گؤنش: آفتاب—» گؤنش لنمک: حمام آفتاب گرفتن
داش: سنگ—» داش لاماق: سنگ پرتاب کردن
ال: دست—» اللمک: با دست ور رفتن، دست کاری کردن
آیاق: پا—» آیاقلاماق: پایمال کردن—» آیاق لانماق: به پا خواستن، قیام کردن

اصوات حیوانات و یا اشیاء مثل صدای افتادن قطرات و چکه کردن، خشمگین شدن سگ و گرگ به هنگام دیدن انسان، که صدای مخصوصی در می آورند و صدای دیگر جانوران در ترکی مانند عربی بسیار متنوع است. این صداها در فارسی غیر قابل بیان و یا خیلی سحت است. اما ترکی مثل عربی در این زمینه هم غنی است:
بؤیورمک: صدای غرش گاو نر
کؤکره مک: صدای غرش شیر
شاخماق: صدای غرش رعد و برق*
گؤرولده مک: صدای صاعقه آسمانی
هاولاماق: پارس کردن سگ
اولاماق: زوزه کشیدن گرگ
میریلداماق: صدای تهدید آمیز سگ و گرگ
قیزغیرماق: صدای سوت مانند مار افعی
شاکیماق: چهچهه زدن قناری
اؤتمک: صدای چهچهه بلبل و غیره

* نکته: در فارسی کلمه رعد و برق و صدای آن که صاعقه
نامیده می شود، همگی برگرفته از عربی است




آموختن زبان شیرین تركی خیلی آسان است

زبان تركی یكی از زبانهایی است كه علاوه بر ایران در چندین كشور دنیا از جمله تركیه, جمهوری آذربایجان, بیشتر جمهوری های قفقاز و حتی در چندین كشور اروپایی مانند آلمان, فرانسه و ... به عنوان یكی از زبانهای مطرح كاربرد دارد زیرا در آن كشورها تعداد زیادی ترك به عنوان اقلیت قابل توجه زندگی می كنند كه دارای حق و حقوق فرهنگی خود می باشند. علاوه بر آن با توجه به اینكه تمامی افعال زبان تركی از یك قاعده واحد تبعیت می كنند و دارای ریشه هستند بنابراین هم یاد گرفتن آن آسان است و از سوی دیگر با یادگرفتن یك لهجه از زیان تركی قادر خواهید بود با افرادی كه به لهجه های مختلف تركی صحبت می كنند ارتباط برقرار كنید. بنابر این در این سایت آنچه كه برای یك شخص برای برقراری ارتباط و انجام امور روزمره به زبان تركی لازم است, در قالب درس های مختلف آورده خواهد شد. امید كه در این زمینه موفقیت هایی حاصل گردد.


درس 1 (اعداد)

اعداد در تركی از یك قاعده خاصی پیروی می كند كه یادگیری آن را آسان می كند. شما ابتدا اعداد زیر را به خاطر بسپارید:

1= بیر 2= ایكی 3= اوچ 4= دؤرد 5= بئش 6= آلتی 7= یئددی 8= سگگیز 9= دوققوز

10= اون 20= ایییرمی 30= اوتوز 40= قیرخ 50= اَللی 60= آتمیش 70= یئتمیش 80= هشتاد 90= دوخسان 100= یوز 200= ایكی یوز 300= اوچ یوز 400=دؤرد یوز و الی آخر 1000= مین 1000000= میلیون 1000000000= میلیارد

حالا كه این اعداد را به خاطر سپردید (سطر اول اعداد از 1 تا 9 و سطر دوم اعداد ده تا میلیارد)

اكنون شما می توانید با اضافه كردن اعداد به همدیگر, عدد مورد نظر خود را بسازید به عنوان مثال برای ساختن عدد 11 شما فقط عدد 10 و 1 را یكجا می آورید. به مثالهای بیشتر توجه كنید:

21= ایییرمی بیر 32= اوتوز ایكی 105= یوز بئش 1002= مین ایكی 2004= ایكی مین دؤرد

اكنون شما شیوه شمارش در تركی را یاد گرفتید. این مهم را به شما تبریك می گویم. ساغ اول

منتظر درس بعدی باشید كه در مورد تعارفات روزمره خواهد بود.


درس دوم (احوال پرسی)

امیدوارم كه اعداد را یاد گرفته باشید. در درس امروز به دنبال یادگرفتن تعارفات روزمره و احوال پرسی به زبان تركی هستیم. لطفا جملات زیر را به خاطر بسپارید:

نئجه سن = حال شما چطوره

ساغ اول سیز نئجه سیز = زنده باد شما چطورین

سحریز خیر اولسون = صبح شما به خیر

گله جه گیز خیر = عاقبت شما به خیر

اوشاقلار نئجه دیر= بچه ها چطورن

سلام لاری وار سیزین كی لر نئجه دیر = سلام دارن بچه های شما چطورن

بویورون = بفرمایید

خوش گؤرموشوخ = چشم مان روشن

خوش گلیبسیز = خوش آمدین

آدین نه دیر = اسم تان چیه

منیم آدیم محمد دیر = اسم من محمده

نه گؤزل آد = چه اسم خوبی

چوخ ایستیردیم سیزی گؤرم = خیلی دلم می خواست شما را ببینم

در زبان تركی از این تعارفات زیاد است. در قالب بحث های بعدی به آنها خواهیم پرداخت. اما چندین واژه را كه امروز در مكالمه بالا به كار بردیم دوباره مرور می كنیم.

سیز = شما , اولسون =باشد , اوشاق = بچه, اوشاقلار= بچه ها, گؤرمك = دیدن , گؤرمیشوخ= دیده ایم, گؤزل= زیبا, چوخ= خیلی, ایسته مك= خواستن , ایستیردیم= می خواستم, آد= اسم

امید كه از امروز بتوانید با دوستان ترك زبان خود حداقل چند كلمه به تركی خوش و بش كنید. درس بعدی به گفتگو در مورد آب و هوا خواهد پرداخت. ساع اولون شاد قالین / سلامت باشید شاد بمانید


درس سوم ( آب و هوا)

با سلام دوباره نئجه سیز؟ حالیز یاخجی دی. به به شما دارین تركی رو یاد می گیرین. امروز می خوام در مورد آب و هوا با شما صحبت كنم. ابتدا كلمات زیر را را خاطر بسپارین.

هاوا= هوا

بوگوٍِِن (bugün)= امروز

صاباح= فردا

دونن (dünan)= دیروز

ایستی= گرم

سُیوخ (soyukh)= سرد

سرین= خنك

شاخدا= بسیار سرد سوزان

سازاخ= باد سرد

قار= برف

یاغیش= باران

دومان= مه برای واژه مه در زبان تركی بیش از 12 معادل وجود دارد كه انواع مختلف مه می باشد

بولوت= ابر

گون (gün)= آفتاب - خورشید - روز

آی= ماه

اولدوز= ستاره

اكنون برای شما تازه كاران یك قاعده ای را خواهم گفت كه با استفاده از آن به راحتی وضعیت هوا را به دوستان خود تعریف كنید. به جمله زیر توجه كنید:

هاوا نئجه دی= هوا چطوره

هاوا بولوت دی= هوا ابری است

شما می توانید تا زمانی كه تركی را خوب یاد گرفته اید صرفا یك فعل دی (di) را به وضعیت مورد نظر خود بعد از هاوا اضافه كنید و دوست خود را در جریان وضعیت هوا قرار دهید.

مانند : محمد! بوگون هاوا ایستی دی = محمد! امروز هوا گرم است

یا : تهرانین هاواسی چوخ ایستی دی= هوای تهران خیلی گرم است

امیدوارم كه درس امروز را یاد گرفته باشید. ساغ اول/ شاد یاشا

درس بعدی در مورد قرار ملاقات خواهد بود


درس چهارم (قرار ملاقات)


سلام, امیدوارم كه حالتون خوب باشه. امروز می خواهیم با شما به زبان تركی قرار بگذاریم. و شما بتوانید با دوستان خود قرار بگذارید.ابتدا به مكالمه زیر توجه كنید:

- سلام

-سنی گؤرمك ایستیرم / می خواهم شما را ببینم

-منده ایستیردیم سنی گؤرم/ من هم می خواستم شما را ببینم

- هاچان گؤره بیله ره م / كی می توانم ببینم

- صاباح آخشام / فردا عصر

- بو گون ساعات اون ایكی ده اولماز؟ / امروز ساعت دوازده نمی شه؟

اولسون بوگون گله ره م / باشه امروز می آیم

شما با استفاده از این مكالمه می توانید انواع قرار ها را نمونه سازی كنید در صحبت با دوستان ترك زبان خود استفاده نمایید. در قرار ملاقات چندین واژه اساسی است. توجه كنید:

هاچان = كی مثال: هاچان گله جكسن= كی می آیی؟

هارا= كجا مثال: هارا گَلیم= كجا بیایم

آخشام= عصر مثال: آخشام اولدو= عصر شد

گئجه= شب مثال= دونن گئجه سنه زنگ ووردوم= دیشب به تو زنگ زدم

ائو (ev)= خانه مثال= سنی ائوه چاغیریرام= تو را به خانه دعوت می كنم

ائشیگ (eshig)= بیرون مثال=ائشیگ ایستی دی= بیرون گرم است

امید وارم كه امروز هم توانسته باشیم چیزهایی را به شما یاد بدهیم. هله لیك= فعلا

جلسه بعد در مورد خوردنی ها با شما صحبت خواهیم كرد


درس پنجم (میوه ها)

در پایین اسم چند میوه به تركی آروده می شود:

سیب: آلما

نار: انار

هیوا: به

قارپوز: هندوانه

قوون: خربزه

گیله نار: آلبالو

مثالها:

من آلما ایستیرم: من سیب می خواهم

آلما یئمه لی دیر: سیب خوردنی است

دونن یولداشیم منه گیله نار وئردی: دیروز دوستم به من آلبالو داد

ایستیرسن سنه نه آلیم؟: می خواهی برات چی بگیرم؟

من آلما سویو سویرم: من آب سیب دوست دارم

اولسون: باشد

داها نه ایستیرسن: دیگه چی می خواهی

ساغ اول بیر زاد ایسته میرم: زنده باد چیز دیگری نمی خواهم

نار سئوه رسن؟: آیا انار دوست داری؟

نار سویو اولسا یاخچی اولار: آگر آب انار باشد بهتر است

اولسون بویورون: باشد بفرمایید


درس ششم (تعریف و تعارف)

افراد برای اینكه میزان علاقه مندی خود را به دوست خود نشان بدهد از الفاظ مختلفی استفاده می كند ببینید:

من سنی چوخ ایستیرم: من خیلی تو را دوست دارم

آوخ! ساغ اول من سنی چوخ راخ:‌ اوه زنده باد من تو را بیستر

اكنون برخی واژگان مربوطه را ملاحظه فرمایید:

ساغ اول:‌زنده باد

گؤزل: زیبا ،‌ خوش تیپ

گؤیچك: خوشگل

سن نه گؤزل سن: تو چقدر زیبایی

بیر داناسان: یكدانه ای

تایسیز: بی نظیر

سن اولماسان منده اولامام: تو نباشی من هم نمی توانم باشم

سن منیم هر زادیم سان: توهمه چیز من هستی

سنی سئویرم: عاشق تو هستم

منده سنی چوخ سئویرم: من هم تو را خیلی دوست دارم

سنسیز داریخیرام: بدون تو دلم می گیرد

داریخیرام: دلم می گیرد

بویور: بفرما

سنین تاین یوخدی: تونظیری نداری


درس هفتم (خوابیدن و بیدار شدن)

در این درس اصطلاحات مربوط به خوابیدن و بیدار شدن به شما خواهم نوشت. چنانچه مایل هستین ابتدا این واژه ها را به خاطر بسپارید:

اویاغ: بیدار یوخو: خواب یوخولو(yuxuloo): خواب آلود تئز (Tez): زود گئجه: شب گونش (günash): آفتاب گوندوز (gündüz):‌ روز

اویات : بیدار كن یوخلا: بخواب

من یورولموشام: من خسته ام یوخوم گلیر: خوابم می آید بو گئجه تئز یاتاجاغام: امشب زود خواهم خوابید صاباح گرك تئز اویانام: فردا بایستی زود بیدار شوم

گوندوز چوخ ایشله میشم: روز زیاد كار كرده ام سن اویاخسان؟: تو بیداری؟ یوخ منده ایستیرم یوخلیام: نه من هم می خواهم بخوابم گئجه ز خیر: شب تان به خیر

نیه دانیشمیسان: چرا حرف نمی زنی یوخولویام: خواب آلو هستم گئجه یاخجی یاتا بیلدین؟: آیا شب تونستی خوب بخوابی یوخو گؤردوم: خواب دیدم

در زبان تركی حالت های مختلف خواب و بیداری دارای اصطلاحات مخصوصی است. به اصطلاحات زیر توجه كنید:

یوخلامیشام: خوابیده ام یاتمیشام: دراز كشیده ام به قصد خواب اوزانمیشام: دراز كشیده ام به قصد استراحت نه خواب مورگولورم (mürgülüram): چرت می زنم

اویانمیشام: كاملا بیدارشده ام آییلمیشام: از خواب بیدار شده ام ولی هنوز دراز كشیده ام (یوخودان) دورموشام: (از خواب) بیدار شده و سرپا هستم

درس هشتم ( صحبت در مورد عید نوروز)

در این درس با صحبت كردن در مورد عید نوروز یا هر عید دیگری آشنا خواهید شد. ابتدا این واژه ها را به خاطر بسپارید.

بایرام: عید ایل: سال یِنی (yeni): تازه آی: ماه گون (gün): روز گؤروش: دیدار شَنلیك: شادی آتا: پدر آنا: مادر باجی:خواهر داداش یا قارداش: برادر گؤیَرتی : سرسبزی چؤل: صحرا داغ: كوه گؤرمه لی: دیدنی

بایرامیز مبارك اولسون: عیدتان مبارك باد

بایرمدا هارا گئدمیشدین: عید به كجا رفته بودین

گئددیم آتا - آنامی گؤردوم: رفتم پدر- مادرم را دیدم

داها هاردان گؤروش ائتدین: دیگر از كجا دیدن كردی

داغا گئتدیم. داداشیم نان چؤله گئتدوخ: به كوه رفتم. با برادرم به صحرا رفتیم

چؤل بوتون گؤیرتی دی: صحرا تمام سرسبزی بود

هانسی گون ائوه قاییتدین: چه روزی به خانه برگشتی

آیین آلتی سی: در ششم ماه هانسی آیین: كدام ماه فروردین!

بو گون آیین نئچه سیدی: امروز چندم ماه است اون دؤردی: چهاردهم ایندی هارداسان: الان كجایی من ایشلیرم: من كار می كنم



لینک مجموعه پستهای آموزش زبان ترکی آذربایجانی (18)


]]>
غبار فراموشی بر کوچه‌های آشتی‌کنان تبریز 2019-06-14T05:43:44+01:00 2019-06-14T05:43:44+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1342 تبریز قارتال کوچه‌های باریک و تنگ تبریز به مانند آن است كه سوار بر ماشین زمان در فاصله‌ای كوتاه، از خیابان‌های پُر از خودرو در مركز شهر شده و به دنیایی وارد می‌شوید كه تفاوت زیادی با زندگی ماشینی دارد. بافت‌های تاریخی و قدیمی هر شهر، شناسنامه و هویت تاریخی آن شهرها قلمداد می‌شوند به طوریکه کهن شهر تبریز دومین شهر کشور از نظر تعداد محلات تاریخی و قدیمی است. از میان ساختمان‌های سر به فلک کشیده تبریز تا محلات قدیمی و تاریخی‌اش راه چندانی نیست؛ محلاتی که در ایام نه چندان دور زندگی در آنها


کوچه‌های باریک و تنگ تبریز به مانند آن است كه سوار بر ماشین زمان در فاصله‌ای كوتاه، از خیابان‌های پُر از خودرو در مركز شهر شده و به دنیایی وارد می‌شوید كه تفاوت زیادی با زندگی ماشینی دارد.

بافت‌های تاریخی و قدیمی هر شهر، شناسنامه و هویت تاریخی آن شهرها قلمداد می‌شوند به طوریکه کهن شهر تبریز دومین شهر کشور از نظر تعداد محلات تاریخی و قدیمی است. از میان ساختمان‌های سر به فلک کشیده تبریز تا محلات قدیمی و تاریخی‌اش راه چندانی نیست؛ محلاتی که در ایام نه چندان دور زندگی در آنها جور دیگری در جریان بود اما این روزها در انزوا فرو رفته و فقط خاطرات خاک خورده‌ای از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را دل خود جای داده‌اند.


کوچه قدیمی


Küçələrə su səpmişəm
Yar gələndə toz olmasın
Elə gəlsin, elə getsin
Aramızda söz olmasın
Simavara od salmışam
İstəkana qənd salmışam
Yarım gedib, tək qalmışam
Nə əzizdir yarın canı
Nə şirindir yarın canı

کوچه را آب و جارو کرده‌ام
تا وقتی یارم می‌آید گرد و خاکی بلند نشود
طوری بیاید و برود
که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند
سماور را آتش کرده‌ام
قند در استکان انداخته‌ام
یارم رفته و من تنها مانده‌ام
چه قدر خاطر یار عزیز است
چه قدر خاطر یار شیرین است
کوچه را آب و جارو کرده‌ام
تا وقتی یارم می‌آید گرد و خاکی بلند نشود
طوری بیاید و برود
که هیچ بگو مگو یی میان ما در نگیرد



گذری به قلب تاریخ؛ در کوچه پس کوچه‌های قدیمی تبریز 

گذر از محلات قدیمی، گذر از قلب تاریخ است. کافیست از یک محله قدیمی شهر گذر کنی و به سکوت خاموش گذشتگان گوش فرا دهی؛ سکوتی که خود یک تاریخ مصور است و تو را به قعر خودش فرا می‌خواند.

کوچه‌های باریک و تنگی در دل این محلات وجود دارند که قدم زدن در این کوچه‌ها تو را به سال‌های دور پرت می‌کند، به هر گوشه‌ای که می‌نگری انگار تاریخ با تو حرف می‌زند، زمان برایت متوقف می‌شود و برای مدتی در دل تاریخ ماندگار می‌شوی، بوی خاک نمناک خانه‌های کاهگلی و دیوارهای خشتی‌اش در پس کوچه‌های باریک که به مشامت می‌رسد، دلت می‏‌خواهد جسمت را در عطر بویناک خاک شست‌وشو دهی و نفسی تازه کنی، گویی به دنیای دیگر وارد شده‌ای.

هر چند در سال‌های اخیر ضرب آهنگ تخریب بناهای تاریخی به بهانه‌های مختلف شدت گرفته است و تنها صدایی که در آنها شنیده می‌شود، صدای ساخت و ساز، تیرآهن و بتن است!  اما در این بین بافت برخی از این محلات هنوز زنده است و تعداد اندک شماری از آنها از گزند مدرنیته در امان مانده‌اند و هنوز هم بوی گذشته را می‌دهند.

در دل تعدادی از این محلات کوچه‌های تنگ و باریکی با عرض کمتر از ۲ متر وجود دارد. همان کوچه‌هایی که برای نزدیکتر شدن آدم‌ها ساخته شده‌اند، حتی در یک گذر اتفاقی!

محله


صدای تپش‌های تاریخ در کوچه‌های قدیمی

البته این کوچه‌ها در دیگر شهرها نیز وجود دارند و اغلب به نام کوچه «آشتی‌کنان» شهرت دارند که روایت‌های متفاوتی در مورد آنها وجود دارند.

در فرهنگ عامه این کوچه را از آن روی «آشتی‌کنان» می‌نامند که به علت پهنای کم آن عابرانی که از روبه‌رو می‌آمدند لاجرم با یکدیگر برخورد کرده و سبب رفع کدورت‌ها می‌شده است.

برخی نیز معتقدند که این کوچه‌ها در واقع برای جلوگیری از پیشروی سواران دشمن این‌گونه ساخته شده‌اند.

 

حال آیا واقعا این کوچه ها برای آشتی‌کنان طراحی شده یا مقابله با هجوم دشمن؟ یا علت دیگری در آن نهفته است؟

برای پاسخ به این سوالات به ورودی یکی از بافت‌های تاریخی شهر تبریز می‌روم و پای در کوچه پس کوچه‌های باریک آن محله می‌گذارم.


محله تبریز

تبریز


جستجو در خاطرات گذشته؛ سفر به قلب تاریخ تبریز

هنوز هم بسیاری از پیرمردان و پیرزنان قدیمی که گذر عمر کمر آنان را خم کرده و مویی سپید کرده‌اند در کوچه پس کوچه‌های باریک خیابان طالقانی، شمس تبریزی و عباسی خاطرات شیرین آن روزها را به خوبی به یاد دارند.

آقای ملک‌پور  یکی از ساکنان کوچه‌های باریک تبریز است که بنگاه معاملات املاک دارد. موهای سفیدش از سن و سال بالای او حکایت می‌کنند.

به گفته او کوچه‌های تنگ محلات قدیمی تبریز دست‌خوش تغییرات مدرنیته شده‌اند و شهرداری اکثر این کوچه‌ها را عریض‌تر کرده است.


از لابه لای صحبت‌های آقای ملک‌پور می‌توان به عمق علاقه‌اش به محلات قدیمی پی برد؛ او می‌گوید: «طالقانی، شمس تبریزی، عباسی، ارتش، شریعتی، بهشتی از جمله محله‌های قدیمی تبریز هستند که تا حدودی هویت قدیمی خود را حفظ کرده‌اند ولی به هر حال جوانان امروزی علاقه‌ای به چنین محلاتی ندارند و تمایل به تغییرات دارند و این منجر می‌شود تا خانواده‌ها یا خانه خود را بفروشند و آپارتمان‌نشین شوند و یا از نو ساخته و قوانین و اصول شهرداری مبنی بر عقب‌‌نشینی را رعایت کنند».

آقای ملک‌پور علت باریکی کوچه‌های قدیمی تبریز را ریشه در پایتخت تشیع بودن این شهر می‌داند: «به نظر من یکی از دلائل ساخت کوچه‌های باریک در این شهر، مسائل اعتقادی و تاکید دین بر دوستی، صمیمیت و پرهیز از قهر است، چراکه من سراغ ندارم در این محله همسایه از همسایه دلگیر باشد و اگر کدورتی نیز پیش می‌آمد فقط کافی بود در کوچه رو در رو شوند و سپس آشتی‌کنان می‌شد».

محلات تبریز


رفع کدورت‌ها در کوچه‌های «آشتی‌کنان»

عمو تقی نیز از قدیمی‌های محله طالقانی و ساکن یکی از این کوچه‌های باریک است،  او می‌گوید: «اگر دو نفر با هم قهر می‌کردند توسط ریش سفیدان محله از این کوچه‌های باریک عبور داده می‌شدند و با هم آشتی می‌کردند».

او ‌با لبخند شیرینی از روز‌های عاشقی خود در این کوچه‌ها نیز تعریف می‌کند: «عاشق دختر همسایه بودم و ساعت‌ها سر کوچه منتظر می‌ماندم تا از آن کوچه عبور کرده و برای نماز مغرب به مسجد کوچک سر کوچه بیاید و الان ۶۰ سال است که عاشقانه با هم زندگی می‌کنیم».

یک تاریخ‌شناس تبریزی در مورد چرایی وجود این کوچه‌های باریک به خبرنگار فارس در تبریز می‌گوید: «اینکه ریشه اصلی کوچه‌های باریک تبریزی را در دوستی و دوری از قهر و کدورت دانست، درست نیست و این می‌تواند بخشی از اهداف باشد».

شهباز جلالی ادامه می‌دهد: «با توجه به موقعیت جغرافیایی آذربایجان‌شرقی و مخصوصاً شهر تبریز می‌توان گفت که این منطقه مورد تاخت و تاز دشمنان زیادی در طول تاریخ قرار گرفته است که همه آنها مشکلات زیادی برای تبریزی‌ها ایجاد کرده است».

بافت قدیم تبریز

به گفته این تاریخ‌شناس، در سال ۱۲۹۰ تبریز به دست قوای روس اشغال شد و افراد زیادی نیز کشته شدند ولی تبریزی‌ها با همدلی و مقاومت اجازه نفوذ به مهاجمان را ندادند و طبق روایات تاریخی این کوچه‌ها نیز به همین دلیل ساخته شده است.

جلالی در این مورد بیشتر توضیح می‌دهد: «معمولاً سربازان روسی با اسب وارد شهر شده و به مردم حمله می‌کردند، از این‌رو کوچه‌ها را بسیار باریک ساخته بودند تا وقتی یکی وارد محله شد، دیگر سرباز روسی نتواند به آن کوچه وارد شود، چراکه اگر اسبی وارد کوچه می‌شد دیگر جایی برای دور زدن نداشت و به خاطر همین وارد کوچه‌ها نمی‌شدند».

او اضافه می‌کند: «همه خانه‌های این کوچه‌های باریک به هم راه داشت و فقط کافی بود تا یک مهاجم وارد کوچه شود و بلافاصله همسایه‌ها از بالای پشت‌بام‌های خود به آن فرد سنگ پرت می‌کردند و او را از پا در می‌آوردند»


عضو هیات علمی دانشکده تاریخ تبریز می‌گوید: «حتی زمانی سر کوچه‌ها یک دالان با یک درب وجود داشت و همه فکر می‌کردند که این یک خانه است در حالیکه وقتی وارد خانه می‌شدند یک کوچه باریکی پدیدار می‌شد که حدود ۵۰ همسایه را در خود جای کرده بود».

جلالی، دالان «میرزا رضا» در دانشسرا و «پای چراغ » در اول عباسی را از جمله این دالان‌هایی که همچنان پابرجا هستند، معرفی می‌کند.

به گفته این استاد دانشگاه رشته تاریخ در حال حاضر باریک‌ترین کوچه جهان به عرض ۵۰ سانتی‌متر در جمهوری چک قرار دارد که برای عبور از این کوچه چراغ راهنمایی رانندگی نصب شده و از آن به عنوان مکان گردشگری استفاده می‌شود.


مردم تبریز

محلات تنگ و باریک


آشتی در دل کوچه‌های «باریک»

او تاکید می‌کند: «شهرهای شیراز، یزد و کاشان کوچه‌های باریک کمتری نسبت به تبریز دارند و اسامی از قبیل کوچه قهر و آشتی یا کوچه آشتی‌کنان برای آنها گذاشته‌اند و حتی تور لیدرها این کوچه‌ها را جزو برنامه‌های تورگردی خود برای گردشگران معرفی می‌کنند ولی من ندیده‌ام که چنین کاری در تبریز هم انجام گیرد در حالی که بیشترین کوچه‌های باریک و تنگ از آنِ این شهر است».

به اعتقاد این استاد دانشگاه، این کوچه‌ها جلوه‌گر تمدن، تاریخ شفاهی و تصویری تبریز هستند و نباید دستخوش تغییرات شوند.

تبریز قدیمی

شهر قدیم



فزایش عَرض کوچه‌ها و عَریض شدن فاصله آدم‌ها

به هر روی، این کوچه‌ها چه برای آشتی‌کنان و چه برای مقابل با هجوم دشمن ساخته شده باشند، روایتگر فرهنگ و رسوم گذشتگان هستند. روایتی از همدلی در مقابله با هجوم دشمن و از بین بردن کدورت و کینه در بین اهالی محله.

ای کاش زیاد شدن عَرض کوچه‌ها منجر به عَریض شدن فاصله بین انسان‌ها نشود و بازگشت به رسوم کهن این خلاء و دورافتادگی را پر کند تا صدای تپش‌های تاریخ در شهر اولین‌ها بیشتر به گوش برسد.

آشتی‌های دیروز با قهرهای امروز فرقی از جنس گذشته دارند که باید آنها را در خاطرات گذشتگان جستجو کرد.


کوچه پس کوچه


سهراب سپهری چه خوب گفته است: 
کوچه فرو رفته به بی‌سویی، بی‌هایی، بی‌هویی.
 شهر تونی، شهر تونی،
در وزش خاموشی، سیماها در دود فراموشی.
شهر ترا نام دگر، خسته نه‌ای ، گام دگر.
 آمده‌ام، آمده‌ام، درها رهگذر باد عدم.

گزارش از کتایون حمیدی




لینک مجموعه پستهای میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان (223)

]]>
رهایی پلنگ ایرانی از چنگال انقراض در آذربایجان 2019-06-09T17:58:05+01:00 2019-06-09T17:58:05+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1341 تبریز قارتال پلنگ ایرانی از جمله گونه های در معرض انقراض و «فهرست قرمز» سازمان ملل محسوب می شود که خوشبختانه با اقدامات حفاظتی انجام شده در سال های اخیر، جمعیت آن در آذربایجان تثبیت شده است. آذربایجان شرقی به ویژه ارتفاعات سر به فلک کشیده منطقه حفاظت شده «کیامکی» (کامتال) در جنوب رودخانه مرزی ارس، از جمله زیستگاه‌های «پلنگ ایرانی» به شمار می‌رود که در سایه تشدید اقدامات حفاظتی، فضای آرام و امنی برای زندگی این گونه جانوری مورد توجه نهادهای بین المللی در آنجا ایجاد شده است. در تبیین اهمی

پلنگ ایرانی از جمله گونه های در معرض انقراض و «فهرست قرمز» سازمان ملل محسوب می شود که خوشبختانه با اقدامات حفاظتی انجام شده در سال های اخیر، جمعیت آن در آذربایجان تثبیت شده است.


آذربایجان شرقی به ویژه ارتفاعات سر به فلک کشیده منطقه حفاظت شده «کیامکی» (کامتال) در جنوب رودخانه مرزی ارس، از جمله زیستگاه‌های «پلنگ ایرانی» به شمار می‌رود که در سایه تشدید اقدامات حفاظتی، فضای آرام و امنی برای زندگی این گونه جانوری مورد توجه نهادهای بین المللی در آنجا ایجاد شده است.

پلنگ

در تبیین اهمیت زیستگاه‌های پلنگ در آذربایجان شرقی، اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که تعداد این گونه جانوری در این خطه از کشورمان، از رقم آن در جمهوری‌های قفقاز و ترکیه بیشتر بوده و همین امر اهمیت تلاش برنامه ریزی شده برای صیانت از آن را دو چندان می‌کند.

مدیرکل حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقی در این باره گفت: عمده مساله مهم در حفاظت پلنگ ایرانی، حراست از کانون‌ها و طعمه‌های این گونه گربه سان است که در استان انجام می‌شود.

حمید قاسمی با بیان اینکه بر اثر حفاظت از کانون‌های زیست پلنگ ایرانی در آذربایجان شرقی که از مهمترین زیستگاه‌های این گونه جانوری در دنیا است، زیستگاه‌های این گربه سان بزرگ تثبیت شده است، گفت: انتخاب کانون‌ها و زیستگاه‌های حیات وحش و حفاظت از آنها در قالب مدیریت‌های چهار گانه تحت مدیریت حفاظت از محیط زیست شامل پارک ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاه‌های حیات وحش و مناطق حفاظت شده انجام می‌شود و در خصوص پلنگ ایرانی هم از زیستگاه، طعمه‌ها و محل زادآوری حفاظت می‌شود و بر این اساس این گونه جانوری تثبیت شده است.

معاون محیط طبیعی مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز در این خصوص گفت: بالاترین حد حفاظت از پلنگ ایرانی در استان ما انجام می‌شود؛ منطقه کیامکی که از محل‌های اصلی زیست پلنگ ایرانی است از سال ۱۳۹۰ به بالاترین حد مناطق حفاظت شده تحت مدیریت، یعنی پارک ملی، ارتقا یافته و بر این اساس کریدورهای حرکت این گونه جزو مناطق شکار ممنوع شناخته شده و به تبع آن جمعیت و زیستگاه این گربه سان تثبیت شده است.


مشاهده پلنگ در اطراف دریاچه اورمیه ، بهار 98

نژاد پلنگ

میرمحسن حسینی قمی اظهار کرد: منطقه شکار ممنوع کاغذکنان، منطقه حفاظت شده سهند و پناهگاه منطقه حفاظت شده علمدار داغی، دیگر زیستگاه‌های پلنگ ایرانی و طعمه‌های مورد علاقه این شکارچی در آذربایجان شرقی محسوب می‌شوند که تحت مدیریت حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌اند.

وی افزود: کل، بز و گراز از شکارهای مورد علاقه پلنگ است که در مناطق یاد شده تحت حفاظت قرار گرفته‌اند و از سال ۱۳۸۸ تاکنون نیز برای حفظ تعادل اکولوژیکی محیط و موازنه اکولوژیکی، پروانه شکار خرگوش صادر نشده است.

حسینی قمی با اشاره به رشد آگاهی‌های مردمی از ضرورت صیانت از گونه‌های جانوری در آذربایجان شرقی، گفت: تاکنون گزارش شکار پلنگ در استان نداشته‌ایم و از آنجایی که زیستگاه‌های پلنگ ظرفیت خوبی برای شکار و سلامت پلنگ ایرانی داشته، گزارش سانحه یا بیماری این گونه برای مداوا نیز وجود نداشته است.

وی ادامه داد: البته در سال‌های اخیر ۲ مورد حمله پلنگ به گله و انسان در استان گزارش شده که علت آن تغییر آب و هوایی و اقلیمی و ناآگاهی مردم از چگونگی مواجهه با این گونه جانوری بوده که خوشبختانه خسارت جانی و مالی نداشته و تنها موجب تلف شدن سگ‌های چوپان شده است.

وی همچنین با اشاره به اینکه پلنگ ایرانی در فهرست لیست قرمز و گونه‌های در معرض خطر انقراض سازمان ملل متحد قرار دارد، گفت: تحت برنامه اکولوژیون قفقاز، نشست بین المللی صیانت از نسل پلنگ در تفلیس گرجستان برگزار شد که نماینده اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز در آن حضور داشت.

معاون محیط طبیعی حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقی ادامه داد: چون زیستگاه‌های پلنگ در آذربایجان شرقی بهترین زیستگاه این گونه در جهان و ایران محسوب می‌شود، از اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز برای شرکت در نشست بین المللی تفلیس دعوت شده و در آنجا نشست‌های هماهنگی خوبی برای حفاظت از گونه پلنگ بین کشورهای جمهوری آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و نمایندگان ادارات کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و گیلان برگزار و تبادل اطلاعات فنی خوبی صورت گرفت.

وی همچنین با اشاره به اینکه تغییرات آب و هوایی در زیستگاه‌ها گریزناپذیر است، اظهار کرد: به خاطر این تغییرات، حضور پیش بینی نشده پلنگ ایرانی در مناطق مختلف اتفاق می‌افتد که مواجهه درست با آن همکاری‌های مردمی را می‌طلبد.

وی از مردم خواست در صورت مشاهده پلنگ با شماره تلفن ۱۵۴۰ تماس بگیرند تا اطلاعات آنان ضبط یا به کارشناسان محیط زیست آذربایجان شرقی و به صورت همزمان به سازمان مرکزی حفاظت محیط زیست کشور منتقل شود.


مشاهده پلنگ در منطقه حفاظت شده کیامکی

پلنگ

حیات وحش آذربایجان


رئیس اداره محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز گفت: جمعیت اصلی پلنگ در منطقه قفقاز در شمال ارس و نیز جنوب این رودخانه در کشورمان حضور دارد و پلنگ از گونه‌های جانوری شاخص مناطق پیرامونی ارس در سمت ایران است.

داود غنی پور با بیان اینکه به منظور کاهش روند تخریب طبیعت و نابودی گونه‌های جانوری، انجام مطالعات زیستگاهی و بوم‌شناسی آنها ضروری است، افزود: انقراض سریع تعدادی از جمعیت‌های جانوری در سال‌های اخیر، توجه محققان و حفاظت‌گرایان گربه‌سانان را در دنیا به خود جلب کرده است.

وی تشریح کرد: ناحیه زیستی قفقاز با وسعت ۵۸۰ هزار کیلومتر مربع، زیستگاهی بین المللی است که نواحی وسیعی از شمال‌غرب ایران، جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، شمال شرق ترکیه، گرجستان و ناحیه قفقاز شمالی جمهوری فدراتیو روسیه را در بر می‌گیرد و یکی از نواحی غنی زیستی در دنیا به شمار می‌رود که به عنوان یکی از ۲۵ نقطه داغ زیستی (Hot Spot) دنیا پذیرفته شده است.

وی ادامه داد: پلنگ به عنوان یک گونه‌چتر با توجه به اینکه در رأس هرم غذایی قرار گرفته است، در صورت برنامه ریزی برای حفاظت، می‌تواند مجموعه‌ای از گونه‌ها را به عنوان طعمه و نیز شرایط زیستگاهی را در زیرمجموعه خود محافظت کند.

غنی پور گفت: زیرگونه پلنگ ایرانی در کوهستان‌های کشورهای ایران، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ارمنستان زیست می‌کند؛ جمعیت این زیرگونه در دنیا از ۱۳۰۰ قلاده تجاوز نمی‌کند و ایران بزرگترین جمعیت آن را با ۵۵۰ تا ۸۵۰ قلاده در خود جای داده است.

وی یادآوری کرد: آذربایجان شرقی در حال حاضر حدود ۲۰ قلاده پلنگ را میزبانی می‌کند که البته ظرفیت زیستگاه‌های آن بیش از این تعداد بوده و عواملی نظیر تخریب زیستگاه‌ها، از بین رفتن طعمه‌ها، شکار، توسعه جوامع انسانی و زیرساخت‌ها موجب کاهش شدید این گوشتخوار باابهت و عظیم الجثه شده است.

رئیس اداره محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی بیان کرد: عوامل تهدید مختلفی در زیستگاه‌های پلنگ وجود دارد که متأسفانه در اثر اجرای طرح‌های مختلف توسعه، این عوامل اثرات خود را بیش از پیش نشان خواهند داد.

غنی پور گفت: زیستگاه‌های پلنگ در ایران از طریق باندی به پهنای بیش از ۴۰ کیلومتر با مناطق شمالی ارتباط دارند و آثار زیانکاری پلنگ در این مناطق قابل توجه نمی‌باشد؛ لذا ضرورت دارد با توجه به اهمیت بین‌المللی گونه و زیستگاه آن در منطقه، ارزیابی زیستگاهی گونه در این منطقه صورت پذیرد.

وی افزود: نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل مؤثر بر حضور یا عدم حضور پلنگ به وجود طعمه‌هایش، به‌ویژه پازن، بستگی دارد.

وی ادامه داد: مهمترین راه حفظ این‌گونه جانوری در معرض انقراض، ایجاد بستری مناسب برای بهبود کیفیت زیستی گونه‌های طعمه آن است و بر این اساس در پناهگاه حیات‌وحش کیامکی با استفاده از نیروی انسانی مورد نیاز به حفاظت هرچه بیشتر از طعمه‌های این‌گونه اهتمام می‌شود.

غنی پور گفت: به عنوان مثال جلوگیری از ورود شکارچیان یا دام‌های اهلی به عنوان رقیب اکولوژیکی طعمه‌های پلنگ از قبیل قوچ و میش و کل و بز و نیز عامل احتمالی انتقال بیماری‌های مشترک، برای صیانت از گونه پلنگ در زیستگان آن یک ضرورت است.


مشاهده یک قلاده پلنگ ایرانی در جزیره اشک دریاچه ارومیه

[http://www.aparat.com/v/0Lx13]


رئیس اداره پایش حیات وحش اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی گفت: پلنگ در شمال و جنوب آذربایجان شرقی شناسایی شده که حمایت‌های مختلف محیط زیستی را با شیوه‌های مختلف به دنبال دارد.
احمد حاجی زاده با اشاره به اینکه سرشماری زمستانه به صورت سالانه انجام می‌شود و آمار پستانداران شاخص استان در مناطق حفاظت شده متفاوت است، گفت: تمام گونه‌های جانوری و گیاهی در زنجیره غذایی حیاتی قرار می‌گیرند و حمایت از آنان در واقع داخل این زنجیره غذایی بوده و به هم وابسته هستند.
وی ادامه داد: حفاظت از تنوع زیستی، امنیت غذایی و امنیت زیستی برای انسان ایجاد می‌کند و هر چه قدر تنوع زیستی در منطقه بیشتر باشد، امنیت برای ساکنان آن نیز از جمله پلنگ افزایش می‌یابد.
حاجی زاده اضافه کرد: به طور مثال اگر کل و بز به عنوان گونه «پرچم»، کاهش یا از تنوع زیستی حذف شوند، در زنجیره و هرم غذایی مشکل جدی ایجاد و تنوع ژنتیکی حیوانات اهلی مثل گوسفند و نیز تأمین طعمه و غذای جانورانی مثل پلنگ دچار اختلال می‌شود.
وی گفت: این مشکل در زندگی انسان نیز تأثیر خود را نشان می‌دهد و امنیت در جوامع انسانی نزدیک زیستگاه‌های جانوری با خطر روبرو می‌شود.
حاجی زاده افزود: جانوران گوشتخوار مثل خرس و پلنگ با کاهش طعمه طبیعی، به گوسفندان و حیوانات اهلی و حتی انسان حمله ور می‌شوند و امنیت جوامع انسانی با برهم خوردن تنوع زیستی برهم می‌خورد.

پلنگ ایرانی (Panthera pardus saxicolor ) بزرگترین یا یکی از بزرگترین زیرگونه‌های پلنگ و بومی غرب آسیا است و در فهرست جانوران «در معرض خطر انقراض» قرار دارد.

اندازه‌ها و رنگ پوشش بدن در مناطق مختلف در گستره پراکنش پلنگ در ایران، تفاوت قابل توجهی با یکدیگر دارند؛ به‌طور کلی طول بدن پلنگ‌های بالغ به ۱۶۰ و گاهی تا ۱۸۰ سانتی‌متر می‌رسد و طول دم آن‌ها ۱۱۰ سانتی‌متر است؛ وزن این پلنگ برخی مواقع ۷۰ کیلوگرم و ارتفاع آن تا شانه به ۷۵ سانتی‌متر می‌رسد.

شمار پلنگ ایرانی بالغ در سراسر کشورهای محل زیست آن کمتر از ۸۷۱ تا ۱۲۹۰ قلاده برآورد می‌شود که به تفکیک کشورهای منطقه به شرح زیر است؛ ۵۵۰ تا ۸۵۰ قلاده در ایران (بر اساس تخمین سال ۲۰۰۲)، ۲۰۰ تا ۳۰۰ قلاده در افغانستان، ۷۸ تا ۹۰ قلاده در ترکمنستان، ۱۰ تا ۱۳ قلاده در ارمنستان و همین تعداد در آذربایجان، ۳ تا ۴ قلاده در قراباغ، حداکثر ۵ قلاده در گرجستان، حداکثر ۱۰ در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه و حداکثر ۵ قلاده در ترکیه.

ایران مهمترین زیستگاه پلنگ در خاورمیانه است و جمعیت مناسب پلنگ در این کشور امکان بقای گروه‌های کوچک این حیوان در قفقاز، شرق ترکیه و احتمالاً ترکمنستان را از راه مهاجرت‌های بین‌مرزی افزایش می‌دهد؛ با این حال تراکم جمعیتی پلنگ در ایران بسیار پایین است و تعداد آن شش صدم درصد تا یک درصد در هر ۱۰۰ کیلومترمربع برآورد می‌شود.


کیامکی


تعداد پلنگ های موجود در آذربایجان شرقی حدود 50 قلاده تخمین زده می شود

در تاریخ آذربایجان ‌حیواناتی چون گرگ، عقاب، خرس، مارال و ... همواره از جایگاه ویژه ای در فرهنگ عامه مردم برخوردار بودند اما در مورد « پلنگ » این موضوع مصداق پیدا نمی کند.

با این شرایط و به دنبال افزایش تعداد پلنگ‌ها در شمالغرب کشور به نظر می رسد، این زیبای درنده به عنوان یکی از حیوانات بومی منطقه، رفته رفته در تمثیل‌ها و ادبیات فولکولور مردم آذربایجان جایی برای خود باز کند.


گرفتاری پلنگ در اطراف مراغه

گربه سان


پلنگ، درنده ای نجیب و قانع !

یکی از زیباترین ویژگی های این درنده زیبا، ‌نحوه شکار و یافتن غذای خود و اعضای خانواده است.

حسینی قمی معاون محیط طبیعی اداره کل محیط زیست آذربایجان شرقی اظهار داشت: پلنگ‌ها شبانه شکار کرده و در طول هفته یک شکار بزرگ و یک شکار کوچک دارد.

به گفته وی، این حیوان برخلاف برخی از درندگان هرگز بیش از نیاز خود شکار نکرده و به دیگر حیوانات یک گله آسیب نمی زند.

قمی همچنین با بیان اینکه پلنگ غذاهای خوشمزه را ترجیح می دهد، گفت: قوچ و میش بیشترین غذاهای پلنگ را تشکیل می دهد گرچه در مقاطعی شاید گراز هم نصیب این صیاد ماهر گردد.



لینک مجموعه پستهای پارکها و محیط زیست (66)

]]>
کاغذ سنگی شاید سپر بلای قطع درختان آذربایجان 2019-06-02T19:28:20+01:00 2019-06-02T19:28:20+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1340 تبریز قارتال سنگ‌ها به جنگ اره‌ها می روند! کاغذ سنگی، تحولی شگرف در تولید کاغذ از طریق فناوری دانش‌بنیان در عصر جدید است که به کمک درختان و محیط زیست آمده است. نسل جدیدی از کاغذ که دیگر برای تولیدش هیچ درختی قطع نمی‌شود، قطره آبی هدر نمی‌رود، و کاغذ تولیدی هم کاملا بازگشت‌پذیر به طبیعت است. این روزها با تصاویر تلخ قطع و حمل گسترده درختان در آذربایجان روبروییم که باید سریعا راهکاری برای جلوگیری از این فاجعه یافت. شا

سنگ‌ها به جنگ اره‌ها می روند!

کاغذ سنگی، تحولی شگرف در تولید کاغذ از طریق فناوری دانش‌بنیان در عصر جدید است که به کمک درختان و محیط زیست آمده است. نسل جدیدی از کاغذ که دیگر برای تولیدش هیچ درختی قطع نمی‌شود، قطره آبی هدر نمی‌رود، و کاغذ تولیدی هم کاملا بازگشت‌پذیر به طبیعت است.

این روزها با تصاویر تلخ قطع و حمل گسترده درختان در آذربایجان روبروییم که باید سریعا راهکاری برای جلوگیری از این فاجعه یافت. شاید کاغد سنگی یکی از بهترین راهکارها برای نجات جنگلها و درختان باشد.


قطع درختان آذربایجان

کاغذ سنگی



کتایون حمیدی/ این روزها قطع درختان جنگل‌های قره‌داغ سوژه داغ رسانه‌ها شده است. موضوعی که هنوز هم با وجود توضیحات مسوولان ذی‌ربط همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. تصاویر و فیلم‌هایی از قطع درختان در مناطق حفاظت شده منتشر و بلافاصله توسط مسوولان و متولیان تکذیب می‌شود.

علاوه بر آن بحران کمبود کاغذ، نفس روزنامه‌ها را به شمارش انداخته است. پس از آنکه دو روزنامه ایران و همشهری به علت بحران کاغذ تعداد صفحات خود را تا هشت صفحه کاهش دادند، روزنامه‌ اطلاعات نیز به علت کمبود کاغذ چهار صفحه از صفحات خود را کم کرد و از این به بعد در ۱۲ صفحه منتشر می‌شود. روزنامه‌های بخش دولتی تلاش می‌کنند با  کاهش تعداد صفحات و عرضه روزنامه با قیمت ارزان‌تر خوانندگان خود حفظ کنند. روزنامه‌های بخش خصوصی نیز تلاش دارند با افزایش قیمت روزنامه با این بحران مقابله کنند.

کاغذ ماده اصلی بسیاری از اقلام فرهنگی مانند کتاب‌ها،‌ روزنامه‌ها و نشریات است؛ در ایران سالانه به ۲ میلیون تن کاغذ نیاز هست؛ همه ساله درختان زیادی برای تولید این رقم از پای می‌افتند؛ طبق گفته کارشناسان، برای تولید هر تُن کاغذ باید ۱۸ اصله درخت را قطع کرد؛ به عبارتی قطع سالانه ۲۵ میلیون و ۵۰۰ هزار اصله درخت. علاوه بر این در فرآیند تولید آن نیز حدود ۴۰۰ هزار لیتر آب و ۴ هزار کیلووات برق مصرف می‌شود.

«ساندِی» نشریه وابسته به روزنامه «نیویورک تایمز» به تازگی گزارشی در مورد میزان درخت‌های قطع شده برای چاپ خود منتشر کرده است. این روزنامه می‌گوید هر هفته برای چاپ روزنامه «ساندی» باید ۵۰۰ هزار درخت قطع شود. بر این اساس بازیافت همه نسخه‌های مربوط به یک روز «ساندی نیویورک تایمز» می‌تواند از قطع ۷۵ هزار درخت جلوگیری کند.

قلع و قمع درختان برای تولید کاغذ علاوه بر نابودی منبع اصلی تولید اکسیژن، موجب بر هم خوردن تعادل زیست محیطی یک منطقه می‌شود.


 مجوز قطع درخت


حمل درختان آذربایجان



کاغذ سنگی، تحولی شگرف در تولید کاغذ از طریق فناوری دانش بنیان در عصر جدید است که به کمک درختان و محیط زیست آمده است. نسل جدیدی از کاغذ که دیگر برای تولیدش هیچ درختی قطع نمی‌شود، قطره آبی هدر نمی‌رود و کاغذ تولیدی هم کاملا بازگشت‌پذیر به طبیعت است.

فرآیند ساخت کاغذ سنگ، ابتدا توسط شرکت تایوانی Lung Meng Tech Co در دهه ۱۹۹۰ میلادی توسعه یافت و سپس کشورهایی نظیر چین، کانادا و ایران به تولید آن پرداختند. 

کاغذ سنگ (که با اسم‌های دیگری همچون کاغذ معدنی، کاغذ سنگ مرمر، کاغذ معدنی غنی شده نیز شناخته می‌شود) محصولی شبیه کاغذ است که ماده اصلی تشکیل دهنده آن کربنات کلسیم در امتزاج با پلی اتیلن پرچگال HDPE می‌باشد. این محصول در نوشتار و لوازم و التحریر، یادداشت، پوستر، کتاب، مجله، ساک دستی و بسیاری از کاربردهای دیگر استفاده می‌گردد.

ضد آب بودن و مقاومت در برابر پارگی از خصوصیات بارز این مدل کاغذ به شمار می‌آید. همچنین این کاغذ بار الکتریسیته ساکن را به خود نگرفته و بدون اسید است، به این معنا که PH آن خنثی است. در برابر روغن و حشرات نیز مقاوم است.به دلیل بافت شبیه لاتکس، در برابر پارگی مقاوم است. بافت کاغذ سنگ دانه‌دار نیست.

 کاغذ سنگ از پودر سنگ تولید می‌شود. در تولید کاغذهای سنگی هیچ درختی بریده نمی‌شود و قطره آبی هدر نمی‌رود. پودر سنگ، از ضایعات کارخانه‌های سنگ و از معادن سنگی تامین می‌گردد که دارای فراوانی بسیار بوده و محصول نهایی در پایان مسیر بقاء خود نیز بازگشت پذیر به طبیعت است.

این کاغذ علاوه‌ بر مزایای زیست محیطی دارای یکسری ویژگی‌های منحصر به‌فرد دیگر هم هست. کاغذ سنگ، کاملاً ضد آب است و حتی کار چاپی انجام شده روی آن نیز هیچ تاثیری از مجاور بودن و یا غوطه‌ور شدن درون آب نخواهد گرفت.

همچنین این کاغذ در برابر پاره شدن مقاومت می‌‌کند، البته نه اینکه پاره نشود، چرا که اساساً این نوع کاغذ از همان ابتدا هم با هدف بازگشت به چرخه بازیافت، تولید شده است. با این وجود کاغذ سنگ در برابر پارگی بسیار مقاومت نشان می‌دهد و از این لحاظ به نظر می‌رسد می‌تواند در بعضی از کاربردها، جایگزین کاغذهای پلاستیکی باشد.

کاغذ سنگ همانطور ضد جویده شدن توسط جوندگان نیز هست. سازگاری کامل با کلیه ماشین‌های چاپ افست، هماهنگ با کلیه مرکب‌ها و حلال‌های قابل استفاده در ماشین‌های چاپ افست، قابلیت خشک شدن مرکب بر روی کاغذ بلافاصله پس از خارج شدن از ماشین چاپ و بدون نیاز به امکانات اضافی جهت تحقق این موضوع، عدم تاثیرپذیری از دمای محیط که یکی از مشکلات اصلی در جهت ایجاد چاپ با کیفیت است و مقاومت در برابر آتش‌سوزی، از دیگر ویژگی‌های کاغذ سنگ است.


کاغذ سنگ

محیط زیست آذربایجان



اولین کارخانه تولید کاغذ از سنگ در ایران نیز سال ۹۳ به ثبت رسید و اردیبهشت سال ۹۶ در شهر شندآباد از توابع شهرستان شبستر[آذربایجان‌شرقی] به بهره‌برداری رسید. ظرفیت تولید این کارخانه در فاز اول، ۳ هزار تن در سال و ظرفیت نهایی آن، ۷ ‌هزار تُن در سال برآورد شد.
كارخانه تولید كاغذ از سنگ، اولین كارخانه ایران و خاورمیانه در تولید كاغذ از ماده معدنی در ضخامت گرید تحریر در آذربایجان‌شرقی و شبستر بوده و جزو چهار کشور صاحب این تکنولوژی است. آسیب پذیر نبودن در برابر آب و روغن، مقاوم بودن در برابر آب و رطوبت، بسیار نرم و لطیف بوده و در امور چاپی و تبلیغی لوکس بسیار مناسب می باشد، از جمله مزایای کاغذ سنگی است. کاغذ سنگ (Stone Paper) ابداعی است که در سال ۱۹۹۰ روی داد. کاغذ سنگ از پودر سنگ تولید می‌شود.


سرمایه‌گذار و مدیرعامل شرکت تعاونی «کاغذ سبز آذربایجان» می‌گوید: «دانش فنی این طرح تنها در اختیار چهار کشور است و ما توانسته‌ایم این دانش فنی را به آذربایجان‌شرقی منتقل و ۷۰ درصد دستگاه‌های لازم برای تولید این نوع کاغذ را هم از نظر دانش فنی و فرمولاسیون بومی‌سازی کنیم».


حمیدرضا ایلخانی


کارخانه کاغذ سبز آذربایجان



  سنگ‌ها به کمک درختان و روزنامه‌ها می‌آیند

حمیدرضا ایلخانی با اعلام اینکه هیچ یک از کشورهای منطقه و خاورمیانه تکنولوژی تولید کاغذ سنگی را ندارند و در منطقه منحصر به‌فرد است، می‌گوید: «فرمول این طرح بومی بوده و ٦٣ نوع کاغذ تولید شده است و هم اکنون در توسعه این طرح، یک واحد در البرز و خراسان رضوی و صوفیان را در دستور کار داریم».

به گفته ایلخانی، قیمت این کاغذ حدود ٣٠ درصد ارزان‌تر از کاغذ معمولی است.

او می‌گوید: «دولت به جای اینکه حداقل ۵ میلیون دلار ارز دولتی برای واردات ۵ هزار تُن کاغذ اختصاص دهد، ۲.۵ میلیون دلار ارز دولتی بدهد، یعنی نصف آن را ما ۵ هزار تُن به ظرفیت کاغذ کشور اضافه کنیم».

سرمایه‌گذار و مدیرعامل شرکت تعاونی«کاغذ سبز آذربایجان» ادامه می‌دهد: «دولت ارز را به ما ندهد بلکه مستقیم به تامین‌کننده تجهیزات خارجی بدهد، ما ضمانت‌نامه بانکی به هر میزان بخواهند ارائه می‌کنیم، اگر کاغذی که دولت و وزارت صمت خواست تولید نشد، ضمانت را ضبط کنند، ارز را بر می‌گردانیم، آیا ۲.۵ میلیون دلار ارز برای با ضمانت‌نامه و مازاد آن کار سختی است؟».

او با انتقاد از نبود حمایت دولتی اضافه می‌کند: «دلمان خون می‌شود وقتی واردات و خروج ارز برای کاغذی را می‌بینیم که خودمان قادر به تولید آن هستیم، پیشنهاد ما را وزارت صمت جدی بگیرد».
 

کارخانه کاغذ آذربایجان

شرکت کاغذ سبز


ایلخانی ادامه می‌دهد: «در آذربایجان‌شرقی یک معدن آهک با نظارت در اختیار ما قرار دهند با هزینه خودمان تجهیز می‌کنیم؛ قادر به تولید نسل جدیدی از کاغذ هستیم که توانایی رقابت با نمونه‌های مشابه خارجی را داراست، ارز را دولت تامین کند به همین روش کاغذ روزنامه را هم تولید کنیم و تحویل دهیم»‌.

با وجود اینکه برای تولید یک تن کاغذ به روش معمولی حدود ۱۸ اصله درخت قطع و ۷ هزار کالن آب مصرف می‌شود اما به گفته ایلخانی در تولید این نوع کاغذ نه درختی قطع می‌شود و نه قطره‌ای آب مصرف می‌شود.

او همچنین از کاربردهای دیگر کاغذ سنگی می‌گوید: «خروجی این نوع کاغذ را می‌توان در صنایع چاپ و بسته‌بندی، کاغذ دیواری، پاکت هواپیما، کیف دستی، پاکت فود کانتکت و جایگزین مواد پلاستیکی و کاغذ سلولزی استفاده کرد».

ایلخانی ادامه می‌دهد: «دیگر نمی‌دانیم چطور برای تامین داخل کاغذ کشور که بحرانی بوده و نیاز به درخت ندارد و در راستای اهداف دولت و فرمایشات رهبری است گلو پاره کنیم!».

او می‌گوید: «زمانی که گفتیم می‌خواهیم از سنگ، کاغذ درست کنیم مدیری خندید؛ فکر می‌کرد سرمان به جایی خورده است؛ روز افتتاح کارخانه حلالیت می‌خواست!».

به گفته سرمایه‌گذار این شرکت تعاونی، ۸۰ درصد منبع اصلی برای تولید این کاغذ کربنات کلسیم یا سنگ آهک است، آذربایجان‌شرقی نیز مملو از سنگ‌هایی است که پایه آهکی دارند؛ ۲۰ درصد مابقی مواد تشکیل‌دهنده این کاغذ از مواد پلی‌پروپیلن و پلی‌اتیلن بوده که به راحتی در بازار پیدا می‌شود. بنابراین تامین ماده اولیه مشکلی نخواهد داشت.
 

 نجات درختان تبریز



سنگ جای درختان می‌نشیند

تولید انبوه سنگ کاغذ در آذربایجان‌شرقی علاوه بر اینکه مانع از واردات بی‌رویه و خروج ارز برای تهیه کاغذ می‌شود؛ از قطع درختان بی‌شمار نیز برای تهیه کاغذ جلوگیری می‌‌کند.



لینک مجموعه پستهای پارکها و محیط زیست (65)


]]>
دوربین تبریز لینک 79 ( مساجد تاریخی بازار تبریز ) 2019-05-24T07:07:25+01:00 2019-05-24T07:07:25+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1339 تبریز قارتال در بازار تبریز که بزرگترین بازار مسقف تاریخی جهان است ، مذهب و عبادت نیز از دوره جاده ابریشم حائز اهمیت بوده است. بازار تبریز تنها یک تجارتگاه نیست بلکه مجموعه ای مادیات و معنویات و اخلاقیات از زندگی یک انسان در قالب تجارت را در بر میگیرد. در بازار تاریخی چندین مسجد از دوره های سلجوقی و ایلخانی داریم تا صفوی و قاجار که بسیار زیبا هستند.شاید مهمترین و قدیمی ترین آنها مسجد جامع ، چهارمنار و حجت الاسلام و همچنین میتوان به مسجد موزه تاریخی صاحب الامر از دوره صفوی و نیز حسن پاشا دوه چی


در بازار تبریز که بزرگترین بازار مسقف تاریخی جهان است ، مذهب و عبادت نیز از دوره جاده ابریشم حائز اهمیت بوده است. بازار تبریز تنها یک تجارتگاه نیست بلکه مجموعه ای مادیات و معنویات و اخلاقیات از زندگی یک انسان در قالب تجارت را در بر میگیرد.
در بازار تاریخی چندین مسجد از دوره های سلجوقی و ایلخانی داریم تا صفوی و قاجار که بسیار زیبا هستند.
شاید مهمترین و قدیمی ترین آنها مسجد جامع ، چهارمنار و حجت الاسلام و همچنین میتوان به مسجد موزه تاریخی صاحب الامر از دوره صفوی و نیز حسن پاشا دوه چی از دوره آق قویونلو در جوار بازار تاریخی اشاره داشت که بسیار مهم و تاریخی هستند.

در ایام ماه مبارک رمضان سال 98 هستیم و با دوربین اختصاصی تبریز لینک به دیدن چند مورد از این مساجد تاریخی و زیبا میرویم...

بازار تبریز

مسجد تبریز

کاروانسرا



مدارس و مساجد بازار تبریز

در بازار تبریز حدود ۱۲ باب مدرسه علوم دینی و اسلامی چون مدرسه طالبیه، صادقیه، جعفریه، اکبریه، حاج صفرعلی و … وجود دارد و حدود ۳۰ باب مسجد تاریخی که با گنبدهای ضربی، مقرنس و ستون‌های سنگی مزین شده‌اند که می‌توان از مسجد جامع (جمعه مسجد)، مسجد حجت‌الاسلام، مسجد خاله اوغلی، مسجد دینوری، مسجد مفیدآقا، مسجد قیزللی (میرزا یوسف آقا)، مسجد مقبره، مسجد مجتهد، مسجد هفتاد ستون، مسجد آیت‌الله شهیدی، مسجد مولانا، مسجد دباغ خانه، مسجد حاج صفرعلی، مسجد بادکوبه‌ای، مسجد اشراقی، مسجد صادقیه و… نام برد.


مساجد مهم بازار تبریز
  • جامع
  • میرزا صادق آقا
  • حجت الاسلام
  • اسماعیل خاله اوغلی
  • جامع حسن پادشاه
  • امام جمعه
  • حاج صفر علی
  • ۶۳ستون (مجتهد)
  • آیت الله خسروشاهی
  • سیدالمحققین (مولانا)
  • مسجد مقبره
  • میرزا مهدی قاری
  • بادکوبه ای
  • کاظمیه
  • صاحب الامر



مسجد دؤرد قبیرلر یا چهارمنار از دوره سلجوقی و روادی
بقعه متبرکه که محل بزرگان سلجوقی
به آرامی در حال مرمت است و وضعیت خوبی ندارد ، متاسفانه هیچ معرفی نشده و کنج حصارها مانده است
زیارتگاه امامزاده علی بن مجاهدین زید در نزدیک کوی چهارمنار است.
این مسجد قدیمی در محله ای به همان نام یعنی چهار منار قرار دارد که یکی از محلات بیست و چهار گانه تبریز قدیم است.  نام محله چار منار یا چهارمنار کمتر به گوش مردم شهر رسیده است، زیرا کوی و برزن این محله در حاشیه و محدوده قسمت شمالی بازار بزرگ تبریز قرار دارد و در ساعات غیر بازار، چندان رونقی ندارد. چهارمنار نیز یکی از بناهای تاریخی این محله بوده که مقبره پادشاهان روادی تبریز و گنبد امیر مولا را در خود جای داده است. . قدمت این مسجد 800 ساله به زمان سلجوقیان می رسد و یکی از قدیمی ترین مساجد تبریز است.
این مسجد زیبا در نزدیکی کاروانسرای میرزا ابوالحسن واقع شده است و به همین دلیل از رفت و آمد زیادی برخوردار بوده و تلاش های زیادی برای حفط و احیای آن صورت گرفته است.
چهار منار

چهارمنار




مسجد 63 ستون
در جانب‌ غربی‌ بازار مسجد جامع‌ روبروی‌ بازار نجاران‌ یکی‌ از بزرگترین‌ و جالب‌ترین‌ مساجد تبریز واقع‌ شده‌ است‌ که‌ به مسجد مجتهد (۶۳ ستون) معروف است. این مسجد متعلق‌ به‌ دوره‌ قاجاریه‌ بوده‌ و بنای‌ آن‌ شامل‌ گنبد و شبستانی‌ بزرگ‌ می‌باشد. این‌ مسجد شصت‌ و سه‌ ستون‌ دارد که‌ ستون ها و سر ستون ها همه‌ سنگی‌ است‌. سقف‌ مسجد با هشتاد گنبد ضربی‌ آجری‌ پوشیده‌ شده‌ و پنجره‌های‌ مسجد به‌ شمال‌ و غرب‌ باز می‌شوند. نادر میرزا درباره این‌ مسجد می‌نویسد: «… این‌ معبد را حاج‌ میرزا باقر مجتهد عمارت‌ کرده‌ و مخارج‌ آن‌ را متمولان‌ تبریز تحمل‌ کرده‌اند …»
مسجد مجتهد

مساجد تبریز

63 ستون





مسجد ایپکچیلر یا اهری
مسجد آیت‌الله اهری (ایپکچیلر) مربوط به دوره پهلوی است و در تبریز، نرسیده به بازار کلاهدوزان، جنب دباغخانه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۰۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
مسجد اهری تبریز

مسجد ایپکچیلر

مسجد بازار تبریز




مسجد و مدرسه حاج صفرعلی
در ضلع جنوب غربی بلوار چای‌کنار، تقاطع خیابان دارایی در شهر تبریز واقع است. این مسجد در ضلع شمالی حیاط مدرسه حاج صفر علی، در یمنی دوز بازار، واقع شده‌است.
اریخ ساخت این مسجد به زمان صفویه بر می‌گردد؛ و در زمان نایب‌السلطنه، عباس میرزا به صورت فعلی بازسازی شده‌است.
این مسجد دارای گنبدی بلند با مناره‌ای منقش به کاشی‌های آبی رنگ، که کلاهک و قسمتی از بالای آن فرو ریخته‌است. ساختمان این مسجد در حد اعلای تقارن و استحکام بناء شده‌است. با وجود اینکه در سیل معروف سال ۱۲۸۸ ه. ق تا بیشتر از نصف فضای مسجد را پر کرده بود ولی خوشبختانه آسیبی به آن نرسید.
حاج صفرعلی

بازار تبریز

مسجد حاج صفر علی




مسجد مولانا بازار تبریز
مسجد تاریخی و زیبای سیدالمحققین معروف به ' مولانا ' از جمله 30 مسجد بازار تاریخی و مسقف تبریز است که یادگاری از سنت حسنه وقف در این شهر عالم پرور با مردمانی متدین به شمار می رود.
این مسجد جزو یکصد مسجد ثبت شده تبریز در فهرست آثار ملی است که قدمت آن به اواخر دوره قاجاریه و اوائل پهلوی بر می گردد و بر اساس برخی منابع تاریخ ساخت آن مربوط به سال 1322 هجری قمری است.
بانی این مسجد سیدمحمد موسوی تبریزی مشهور به 'مولانا' یا 'حاجی مولانا' از خاندان معظم مولانا، فقیه دانشور و از عالمانی است که فقاهت را با جهاد و شجاعت در هم آمیخت و نام نامی خویش را در ردیف فقیهان شیعه جاوید ساخت، نیک مردی که با تألیف کتب مختلف در زمینه های مختلف و تربیت و پرورش ده ها شاگرد ممتاز در حوزه درسی و تربیت فرزندان فقیه، خدمت بزرگی به جامعه ایرانی و فقه تشیع نمود.
مسجد مولانا تبریز

مسجد مولانا

مسجد




مسجد جمعه از مجموعه مسجد جامع تبریز
مسجد جمعه از جامع تبریز یکی از بناهای تاریخی شهر تبریز است. این مسجد که در کتاب‌های تاریخی از آن به‌عنوان «جامع کبیری نیز نام برده شده، از ابتدای تأسیس مسجد جامع شهر تبریز بوده و بازار تبریز، گرداگرد آن شکل گرفته‌است.
مسجد جامع تبریز مربوط به دوره سلجوقیان تا دوره قاجار است و در تبریز، خیابان شهید مطهری واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۷۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
قدیمی‌ترین بخش آن شبستان وسیعی است از تاق و گنبدهایی برفراز ستون‌های هشت‌گوش آجری که زینت‌بخش آن گچ‌بری‌های ظریف و هنرمندانهٔ دورهٔ روادیان (مقارن سلجوقیان) است. مسجد جامع در دورهٔ ایلخانان مغول موردتوجه و تعمیر بوده و بخش‌هایی به آن افزوده شده‌است. محراب رفیع گچ‌بری شده، یادگار آن دوره می‌باشد.  در دورهٔ حکومت آق‌قویونلویان در آذربایجان گنبدی رفیع مزین به انواع کاشیکاری‌های معرق به وسیلهٔ «سلجوق‌شاه بیگم» زن اوزون حسن در بخش شمالی آن احداث شده که هنوز هم پایه‌ها و گوشه‌هایی از کاشی‌کاری‌های آن باقی‌مانده است.  در زمین‌لرزهٔ سال ۱۱۹۳ هجری که بسیاری از بناهای تبریز آسیب دید، این مسجد نیز از خرابی در مصون نماند. مسجد فعلی با پایه‌های متین و پوشش تاق و چشمه بعد از زلزله در اوایل حکومت قاجار و توسط «حسینقلی‌خان دنبلی» حاکم وقت بنا شده‌است و از آثار مهم دورهٔ قاجاریه می‌باشد.
مسجد جامع تبریز

مسجد جمعه تبریز

تبریز





]]>
بازگشت آرتمیا دریاچه اورمیه 2019-05-15T17:13:00+01:00 2019-05-15T17:13:00+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1338 تبریز قارتال بازگشتِ گمشدهِ دریاچه اورمیهخدا را شکر که بار دیگر قسمت شد تا در اردیبهشت 1398  دوباره دریاچه زیبایمان در آذربایجان یعنی اورمو گؤلو را زنده ببینیم.هرچند خیلی فاصله با احیا دارد، اما به مدد و موهبت الهی بارش های خوب باعث شد دوباره به ما ثابت شود که اگر خدا بخواهد، میشود و دریاچه زنده میشود هرچند انسانها کم لطف بودند.خیلی خوشحالیم که حدود 5 میلیارد مترمکعب از آب دریاچه اورمیه بازگشت، البته تراز اکولوژیک و واقعی دریاچه 15 میلیارد است ولی در کویر بی توجهی ما آدمها، یک لنگ کفش هم غنیمتی شده اس


بازگشتِ گمشدهِ دریاچه اورمیه


خدا را شکر که بار دیگر قسمت شد تا در اردیبهشت 1398  دوباره دریاچه زیبایمان در آذربایجان یعنی اورمو گؤلو را زنده ببینیم.
هرچند خیلی فاصله با احیا دارد، اما به مدد و موهبت الهی بارش های خوب باعث شد دوباره به ما ثابت شود که اگر خدا بخواهد، میشود و دریاچه زنده میشود هرچند انسانها کم لطف بودند.

خیلی خوشحالیم که حدود 5 میلیارد مترمکعب از آب دریاچه اورمیه بازگشت، البته تراز اکولوژیک و واقعی دریاچه 15 میلیارد است ولی در کویر بی توجهی ما آدمها، یک لنگ کفش هم غنیمتی شده است!  آب که خوب آمد جاندار ریز آن یعنی آرتمیا ارزشمند آن هم بازگشت و زنده شد.

تصاویری از آرتمیا زنده دریاچه و سفر اردیبهشت ماه بنده به اورمیه را میبینیم...



اورمیه

دریاچه اورمیه

اواخر خرداد پارسال بود که کارشناسان اعلام کردند دیگر آرتمیای زنده ای در دریاچه ارومیه وجود ندارد و آن موقع هیچکس هم فکرش را نمی کرد یک سال بعد حجم عظیمی از آتمیا دوباره در دریاچه شناور شود.


آرتمیا سخت پوست کوچکی است که در آب های لب شور و آبهای خیلی شور زندگی می کند، حضور این آبزی با ارزش در پنج قاره جهان به اثبات رسیده است و از نظر رده بندی جزء زیرشاخه سخت پوستان و از رده آبشش پایان است.
حداکثر اندازه آرتمیا 20 میلی متر بوده و طول عمر آن حدود 60 روز است و در این مدت هر ماده، 11 تا 12 بار تخم ریزی می کند و لاروها با 12 بار پوست اندازی به بلوغ می رسند.
 آرتمیا غذای اصلی میگو، ماهیان دریایی، ماهی‌های زینتی و ماهیان خاویاری در مرحله اولیه رشد است و در مرحله لارو یا همان نوزاد، این موجودات برای رشد به آرتمیا نیاز دارند به نحوی که اگر امروز آرتمیا از سیستم تغذیه آبزیان حذف شود، صنعت آبزی‌پروری با مشکل مواجه و از بین خواهد رفت.
آرتمیای دریاچه ارومیه یکی از هفت گونه شناخته شده آرتمیا در جهان و دارای ۵۲درصد پروتئین و چهاردرصد چربی است.
خشکسالی های دهه اخیر در منطقه و تبخیر آب دریاچه ارومیه و تغییر وضعیت اکولوژیکی آن سبب شد که غلظت نمک به بالاترین حد رسیده و شرایط مطلوب برای تداوم حیات تنها موجود زنده دریاچه ارومیه از بین رود.
حیات آرتمیا که در سالهای اخیر با بحرانی شدن وضعیت آبی دریاچه ارومیه درمعرض خطر جدی قرار گرفته بود، امسال با نزول رحمت الهی و افزایش آب حوضه آبریز دریاچه دوباره احیا و به چرخه اکوسیستم دریاچه بازگشت.
حالا به دریاچه ارومیه می رویم و از نزدیک نظاره گرِ روزهای خوش آن می شویم، محال است دست در آب فرو ببری و چند آرتمیای قرمز رنگ و زیبا روی دستت نشیند.

کشتی دریاچه ارومیه

کشتی سواری

اورمو

دریاچه آذربایجان

کشتی آرتمیا

دریاچه ارومیه



افزایش تراز آبی دریاچه ارومیه
تراز آبی دریاچه ارومیه براساس آخرین پایش ستاد احیای 83/1271 متر از سطح آبهای آزاد و حجم آب آن به 5 میلیارد و 30 میلیون مترمکعب یعنی حدود 2برابر نسبت به مدت زمان مشابه پارسال افزایش یافته است.
به گفته کارشناسان، برای تثبیت وضعیت دریاچه ارومیه حجم آب باید به پنج میلیارد متر مکعب برسد و این درحالی است که دریاچه ارومیه باید در ترازاکولوژیک  13میلیارد و 333 میلیون مترمکعب آب داشته باشد و امروز بیش از 8 میلیارد مترمکعب تا رسیدن به تراز اکولوژیک فاصله وجود دارد.


دریاچه ارومیه



رشد و تکثیر مجدد آرتمیا در دریاچه ارومیه
اواخر خرداد پارسال بود که کارشناسان مرکز تحقیقات آرتمیای کشور اعلام کردند، آرتمیای زنده ای در دریاچه ارومیه وجود ندارد و تنها «سیست» یا همان تخم آرتمیا به میزان کمتر از یک درصد در بخش‌هایی از دریاچه ارومیه یافت می شود.
تخم آرتمیا قادر است تا یکصد سال در میان نمک ها زنده بماند و با مهیا شدن اکوسیستم دوباره به حیات طبیعی خود بازگردد.
حالا دریاچه ارومیه جان تازه ای گرفته و حجم عظیمی از آرتمیا در آن مشاهد می شود، میزان شوری آب دریاچه هم، 150گرم در لیتر است و همین میزان برای حیات آرتمیا ضروری است و این درحالیست که میزان شوری آب در مدت مشابه پارسال 345 تا 400 گرم در هرلیتر آب بود.
چرخه حیات آرتیما به طور کامل در دریاچه قابل مشاهده است و اکنون آرتمیای نوزاد، جوان و بالغ در آن به وضوح رویت می شود.
رییس مرکز تحقیقات آرتمیای کشور می گوید: براساس آخرین ارزیابی ها در هر مترمربع آب دریاچه ارومیه، 400 آرتمیای نوزاد، 100 آرتمیای جوان و 200 آرتمیای بالغ مشاهده شده است.
نکویی فرد می افزاید: در سالهای اخیر پایش ذخایر آرتمیای در چهار ایستگاه منتهی به جنوب دریاچه انجام میشد و امسال مقرر شده تا در 10 نقطه از دریاچه پایش انجام شود و این مسئله مستلزم تأمین اعتبار است.
او تصریح می کند: منبع تغذیه آرتمیا ذرات کمتر از ۵۰ میکرون است و درحال حاضر میزان فیتوپلانکتونهای جلبکی که منبعی برای تغذیه آرتمیاست، 8 میلیون سلول و در برخی مناطق نیز 24 میلیون سلول در هر لیتر آب است در حالی که این رقم پارسال 2 هزار و 450 سلول در هر لیتر آب بود.


سختپوست دریاچه

آرتمیا


تامین آرتمیای کشور از واردات
پیش از بحران کم آبی دریاچه ارومیه، سالیانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ تن توده آرتمیا و حدود ۲۰ تا ۳۰ تن تخم آرتمیا در دریاچه ارومیه تولید و برداشت میشد.

کارشناسان می گویند، آمریکا سالیانه 2 هزار تن آرتمیا از دریاچه نمک برداشت می کند و بزرگترین و مهمترین تولیدکننده سیست یا تخم آرتمیا در جهان است. در چند سال اخیر نیز کشورهای مالزی، تایلند، ویتنام و قزاقستان از طریق پرورش آرتمیا در استخرهای خاکی اقدام به تولید تخم آرتمیا کرده اند.
پارسال در نخستین کنفرانس ملی و کارگاه بین المللی غذای زنده آبزیان در دانشگاه ارومیه، امیری عضو هیئت موسسان انجمن آبزی پروری ایران در مصاحبه با خبرگزاری صدا و سیما گفت: حدود 80 درصد آرتمیای موردنیاز کشور از واردات تامین می شود.
رییس مرکز تحقیقات آرتمیای کشور بااشاره به این که درحال حاضر سالیانه در کشور به بیش از 50 تن تخم آرتمیا نیاز داریم و این میزان تا پایان برنامه ششم توسعه به 260 تن افزایش خواهد یافت، تصریح می کند: این امکان وجود دارد که تمامی نیاز مان به آرتمیا در داخل کشور تولید و تامین شود.
نکویی فرد با معرفی دومحصول تولیدی در مرکز تحقیقات آرتمیای کشور مستقر در ارومیه می گوید: آرتمیا گارد و ناپلی گارد در تغذیه آبزیان مورد استفاده قرار می گیرد و عاری از بیماری و ماندگاری بالا دارند.
او می افزاید: روغن آرتمیا، خمیر آرتمیا برای ماهیان زینتی و سیست و تخم عاری از بیماری سه طرحی است که امسال در مرکز تحقیقات آرتمیای کشور در مرحله آزمایش و تولیداند.

آرتمیا

پرورش آرتمیا



پرورش آرتمیا و تاسیس بانک ژن برای جلوگیری از نابودی آن
فصیح مدیر شیلات و آبزیان آذربایجان غربی با بیان این که مطالعه و اجرای برنامه حفاظت اکولوژیک از اقدامات این مرکز در راستای برنامه های ستاد احیای دریاچه ارومیه است، می گوید: بازسازی و احیای ذخایر آرتمیا، جلبک ها و میکرو ارگانیسمهای دریاچه ارومیه، تولید و پرورش آرتمیا در محیط بسته، ایجاد خزانه ژنتیکی، فرآوری و پرورش "جلبکهای دونالیلا و کلرلا" و تولید پودر خشک از آنها و اجرای طرح پایلوت پرورش آرتمیا در استخرهای خاکی فسندورز میاندوآب از جمله طرحهای در دست اقدام برای احیا و پرورش این آبزی ارزشمند است.
به گفته آق معاون پژوهشکده مطالعات دریاچه ارومیه، در سه منطقه از آذربایجان نیز شامل 55  هکتار در عجب شیر آذربایجان شرقی، 40 هکتار در منطقه شرفخانه و 200 هکتار در منطقه فسندوز ارومیه مزارع پرورش آرتمیا راه اندازی و یا در دست تکمیل و بروزرسانی است.

دومین بانک ژن و سیست آرتمیا جهان نیز بعد از دانشگاه گنت بلژیک در ارومیه قرار دارد و در آن از 17 نقطه کشور و 42 منطقه در جهان سیست و ژن آرتمیا گردآوری و شناسنامه دار شده و هم اکنون منبع ارزشمندی از اطلاعات علمی را داراست.
کارشناسان می گویند، به طور میانگین ارزش هر کیلو آرتمیا برابر با 200بشکه نفت است که صادر می شود.
از نظر اقتصادی، ارزش آرتمیا در بازار جهانی رو به افزایش است به طوری که قسمت سیست آرتمیا در ایالت یوتا در آمریکا، خلیج سانفرانسیسکو در سال 2008 با بسته بندی قوطی هر کیلوگرم 56/47-27/65 دلار به بازار عرضه میشد.



بهزاد قانونی


تخم آرتمیا با توجه به کیفیت آن باقیمت 80 تا 130 دلار به فروش می رسد.
تولید تجاری سیست آرتمیا از آرژانتین، برزیل، كلمبیا، چین، تایلند وارد بازار جهانی می شود و قیمت سیست آرتمیا به مرغوب بودن سیتها به لحاظ دارابودن اسید های چرب غیر اشباع آلی و اندازه آنها بستگی دارد.
حالا با بازگشت مجدد حیات به اکوسیستم دریاچه ارومیه حجم عظیمی از آرتمیا در دریاچه مشاهده می شود و از آنجائیکه یک آرتمیا روزانه 54 نوزاد و در طول چرخه حیات خود، 4 هزار عدد تخم آزاد می کند شرایط مساعدی برای پرورش و تولید مجدد آرتمیا در دومین دریاچه نمکی دنیا فراهم شده است، از این رو توسعه مراکز تکثیر و پرورش آرتیما و بهره برداری اصولی از منابع طبیعی در می تواند زمینه صادرات و ارزآوری این "کوچکِ مفید" باشد.

    نویسنده: سجاد فرجی
    گزارشگر: زیبا محمدی




لینک مجموعه پستهای دریاچه همیشه اورمیه Urmia Lake



]]>
پیرمرد تعمیرکار تبریزی میزبانی خوب گردشگران خارجی 2019-05-09T19:28:19+01:00 2019-05-09T19:28:19+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1337 تبریز قارتال میزبانی از ۸ هزار گردشگر خارجی توسط پیرمرد تعمیرکار تبریزی در مغازه 7 متریامروز به سراغ یکی از شهروندان تبریزی رفته‌ایم که در میان غوغا و شلوغی شهر چندین سال است که خود سازمان مردمی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تک نفره‌‌ای را داخل مغازه نُقلی تاسیس کرده و تا به امروز میزبان چند هزار گردشگر خارجی بوده است. تبریز در سال ۲۰۱۸ پایتخت گردشگری جهان اسلام بود. این شهر به دلیل اینکه از دیرباز یکی از نقاط مهم گردشگری ایران به حساب می‌آمده است از ظرفیت لازم برای میزبانی این رویداد


میزبانی از ۸ هزار گردشگر خارجی توسط پیرمرد تعمیرکار تبریزی در مغازه 7 متری


امروز به سراغ یکی از شهروندان تبریزی رفته‌ایم که در میان غوغا و شلوغی شهر چندین سال است که خود سازمان مردمی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تک نفره‌‌ای را داخل مغازه نُقلی تاسیس کرده و تا به امروز میزبان چند هزار گردشگر خارجی بوده است.

خیاطی


تبریز در سال ۲۰۱۸ پایتخت گردشگری جهان اسلام بود. این شهر به دلیل اینکه از دیرباز یکی از نقاط مهم گردشگری ایران به حساب می‌آمده است از ظرفیت لازم برای میزبانی این رویداد بین‌المللی برخوردار بود اما فرصت‌سوزی مسوولان باعث شد از تبریز ۲۰۱۸ اِلمانش بر جای بماند و وعده‌هایی قشنگی که مسوولان دادند.

این روزها دیگر کسی از گردشگری و تبریز ۲۰۱۸ حرفی نمی‌زند و هیچ برنامه و ستادی برای این رویداد وجود ندارد. مگر نه اینکه مسوولان گفته بودند تبریز ۲۰۱۸ آغازی است برای یک رویداد؟ البته رویدادی که آغاز نشده پایان یافت!

غفلت از نقش مردم و تشکل‌های مردمی در رویداد تبریز ۲۰۱۸ نیز بسیار مشهود بود، مردم تبریز نه تنها نقش فعالی در این رویداد نداشتند بلکه اطلاع دقیقی از ظرفیت‌ها و کارکردهای آن نیز متصور نبودند.

حال آنکه مردم به عنوان پایه و اساس هر حرکت اجتماعی بارها نشان داده‌اند که قادرند بدون تکیه بر امکانات دولتی و ملی، خود به تنهایی کارهای بزرگی را به ثمر نشانند.


 تعمیرکار


چرخش چرخ گردشگرپذیری با چرخ خیاطی!

امروز به سراغ یکی از شهروندان تبریزی رفته‌ایم که در میان غوغا و شلوغی شهر چندین سال است که خود سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تک نفره‌‌ای را داخل مغازه نُقلی[تعمیر چرخ خیاطی]  تاسیس کرده و تا به امروز میزبان چند هزار گردشگر خارجی بوده است.

چرخ‌های خیاطی عشق این مغازه‌دار هستند. آشنایی با یک توریست باعث شد مغازه‌اش با چاپ کارت پستال و یک استکان چایی و شکلات، میزبان گردشگران خارجی شود.

او اکنون ۱۵ سررسید دارد که روی آنها تا به امروز ۸ هزار توریست امضا و یادداشت‌هایی از روزهای خوشی که در این مغازه سپری کرده‌اند، نوشته‌اند.

این مغازه قدیمی تعمیر چرخ خیاطی در نزدیکی اتاق بازرگانی تبریز قرار دارد. آدرس‌اش برای گردشگران خارجی سر راست‌تر از شهروندان تبریزی و گردشگران ایرانی است!

از داخل کوچه، ۶ پله به سمت پایین که می‌روی وارد مغازه قدیمی می‌شوی، مغازه کوچکی که پر از قفسه، تجهیزات تعمیر و چرخ خیاطی‌های قدیمی است. سررسیدها نیز بخشی از دکور این مغازه قدیمی است.

 نامش «علی یوسفی اصل» است، ۶۵ سال دارد و از ۱۰ سالگی به سماورسازی، کلاه‌دوزی، رانندگی و در نهایت تعمیر چرخ خیاطی مشعول است. بسیاری او را به نام «علی خیاط» می‌شناسند.

 

یوسفی

جذب توریست



از مدرک ششم ابتدایی تا تسلط به زبان انگلیسی مرد تعمیرکار

خودش که می‌گوید نه اهل مطالعه بوده و نه حساب بانکی داشته است تا نیاز به خواندن را احساس کند. وقتی هم برای درس خواندن نداشته هر چند او در ۱۷ سالگی مدرک ششم ابتدایی‌اش را گرفته بود.

می‌گوید: «به قدری از خواندن و نوشتن دور بودم که شاید هفت سال پیش اگر کسی می‌گفت تا اسمم را بنویسم این توانایی را نداشتم، در کل یک فرد بی‌سواد ولی با اطلاعات عمومی کمی بالا بودم».

آقای یوسفی ماجرای یادگیری زبان انگلیسی را اینگونه تعریف می‌کند: «در یکی از روزهای سال ۹۰ یک سالنامه به دستم رسید و تصمیم گرفتم تا هر چیزی که روی چرخ خیاطی‌ها نوشته است را روی آن دفتر بکشم. برای مثال نمی‌دانستم که روی چرخ خیاطی کلمه مارشال، یا کاچیران یا ژانومه نوشته شده است ولی عین مارک را روی کاغذ کپی می‌کردم».

او ادامه می‌دهد: «تا جایی حروفات لاتین چرخ خیاطی را نوشتم که دیگر وقتی سفارش می‌پذیرفتم با اسم چرخ خیاطی آن را تحویل می‌گرفتم و بعدها نحوه خواندن حروفات را نیز تمرین کردم».

به گفته خودش، بعد از یاد گرفتن حروف لاتین تصمیم‌ می‌گیرد تا شعر، یادداشت، حادثه و هر چیزی را که دوست دارد به حروف لاتین در دفترش بنویسد و این مقدمه شروع یادگیری یک زبان دیگر یا همان به اصطلاح امروزی "فینگلیش" نوشتن برای او می‌شود.

انگلیسی برای سفر، مکالمات روزمره انگلیسی و دیکشنری از جمله کتاب‌هایی است که آقای یوسفی برای یادگیری زبان انگلیسی خریداری کرده و هر روز آنها را مطالعه می‌کند.

از نکات جالب نحوه یادگیری زبان این تعمیرکار ۶۵ ساله، نوشتن مکالمات و کلمه‌های انگلیسی روی اعلامیه‌ها و کاغذ باطله‌ها توسط تور لیدرها است.

 

یادگار

سفرنامه

توریست




یادگاری‌های گردشگران خارجی بر سررسیدهای پیرمرد تبریزی

از تعمیرکار قدیمی راز ۱۵ سالنامه روی قفسه را می‌پرسم که می‌گوید: «روزی یک توریست اهل اندونزی به نام «دارمه» جلوی مغازه آمد و از من عکس گرفت و من هم او را به مغازه دعوت کردم در حالیکه زبان همدیگر را نمی‌فهمیدیم ولی چند ساعتی را با هم به گفت‌وگو پرداخته و او را به صبحانه دعوت کردم».

او می‌افراید: «‌آشنایی با این توریست باعث شروع یک اتفاق شد و آن هم نوشتن سالنامه‌ها توسط توریست‌هایی بود که میهمان من در مغازه بودند و به نظرم بیش از ۸ هزار نفر تاکنون این دفتر را امضا کرده و یادگاری برایم نوشته‌اند».

آقای یوسفی که تمام دفترها را روی میز گذاشته تا نگاهی به آنها بیاندازم، ادامه می‌دهد: «فقط ۲۰ درصد توریست‌ها خودشان به مغازه می‌آیند و مابقی را خودم به مغازه دعوت می‌کنم».


اهل تبریز

گردشگر

یادگار



وقتی پیرمرد تبریزی گردشگران خارجی را به مغازه‌اش می‌کشاند

آن‌طور که این تعمیر کار قدیمی تعریف می‌کند: «روزی دو توریست هلندی که یک مترجم جوان تبریزی به نام «عرفان عاطفی» همراه آنها بوده، جلوی مغازه‌اش ایستاده بودند، آقای یوسفی از آنها برای نوشیدن چایی دعوت می‌کند و این مقدمه‌ ارتباط گسترده بین تعمیرکار پیر و مترجم جوان می‌شود.

«عرفان» که ۱۸ ساله است نقش زیادی در یادگیری زبان آقای یوسفی داشته است.

هم‌اکنون آقای یوسفی در حد مکالمه توانایی صحبت با توریست‌های خارجی را دارد و حتی عکس‌هایی از تبریز به هر توریست میهمان مغازه‌اش می‌دهد و در مقابل تعدادی از توریست‌ها نیز یادگارهایی مثل پیکسل، جاکلید، جای توتون، دستبند، ساعت، توپ، سوت به او داده‌اند

او می‌گوید: «دفترم را از مسوول تا جوان و ورزشکار و سیاستمدار امضا کرده و دست نوشته‌ای به زبان خود برایم نوشته‌اند ولی هیچ کدام از آنها برای من فرق ندارد».

آقای یوسفی ادامه می‌دهد:  من به زبان انگلیسی به همه آنها می‌گویم که «شما لطف کردید و نوشته‌ای در دفتر برای من به یادگار گذاشتید و مغازه و دفترم نورانی شد چراکه شما آمدید و چیزی نوشتید».

او تعریف می‌کند: «روزی نیست که میزبان یک توریست در مغازه‌ نباشم و از سیبری، آفریقا، مراکش، کلمبیا، مصر، کویت، ترکیه، جمهوری آذربایجان، فرانسه، آلمان، بلژیک، هلند، استرالیا، ایتالیا، آرژانتین و غیره میهمان داشته‌ام».

او ادامه می‌دهد: «من یک تعمیرکار هستم و وقت‌های زیادی با دست‌های روغنی میزبانی کرده‌ام و حتی یکبار توریست اسلواکی به مغازه آمد و حین نوشتن دفتر، چند قطره‌ای از چایی روی دفتر ریخت که بلافاصله با آستین خود آن را پاک کرد و خطاب به من گفت که علی باید مراقب این دفترها باشی، اینها ثروت با ارزشی هستند».

وقتی از او در مورد چگونگی ایجا ایده هدیه دادن به توریست‌ها پرسیدم، این‌چنین توضیح داد: «روزی یک زوج اهل سیبری به مغازه آمدند، مدتی با هم گپ زدیم موقع خداحافظی یکی از آنها خواست تا نامه‌ای برای پدرش بنویسم و این باعث شد تا کارت پستال‌هایی تهیه کنم و با خط خود نوشته‌ای برای میهمان‌ها بنویسم».

به آقای یوسفی می‌گویم که آیا برنامه‌ای برای این دفترها دارد که می‌گوید: «هیچ فکری برایشان نکرده‌ام و نمی‌دانم که آخرش چه خواهد شد ولی دوست دارم که مدت‌ها توریست‌ها بنویسند و من با نگاه کردن به تک تک برگه‌ها، آنها را به یاد بیاورم».

او از اولین کلمه انگلیسی که یاد گرفته است برایم می‌گوید: «اولین کلمه from  بود و بعد به ترتیب کلمات زیادی مخصوصا سلام و احوالپرسی را یاد گرفتم، شاید اوایل پس و پیش می‌گفتم ولی روز به روز سعی می‌کنم تا بهتر شود».

تعمیرکار قدیمی معتقد است: «اگر کلاس زبان می‌رفتم شاید اجبار می‌شد و نمی‌توانستم خوب یاد بگیرم ولی الان با عشق یاد می‌گیرم و با دل با همه میهمان‌هایم حرف می‌زنم و این رمز اصلی برقراری ارتباط من است».

او ادامه می‌دهد: «از تیم حفاظت رئیس جمهور کلمبیا تا مدیرکل سفارت انگلیس و مدیرعامل شرکت‌های معتبر اروپایی در این دفترها یادگاری گذاشته‌اند».

آقای یوسفی همچنین به این موضوع که توریست‌ها با اهداف مختلفی به ایران می‌آیند و هر کدام به یک جنبه از کشور توجه دارند، اشاره می کند و می‌گوید: «برای مثال اکثر آنها مطالعاتی روی کشور داشتند و ما را میهمان‌نواز می‌دانند ولی وقتی بیشتر ارتباط برقرار می‌کنند خودشان اذعان دارند که ایران کشوری وصف‌ناپذیر است».
 
تیم ملی والیبال هند و تیم دوچرخه سواری فرانسه از جمله میهمان‌های ورزشکار آقای یوسفی هستند که یادگاری‌های ورزشی به او هدیه داده‌اند.

در این میان «عرفان» سر صحبت را باز کرده و با لحنی آمیخته به شوخی می‌گوید: «اکثر توریست‌ها از نحوه رانندگی ایرانی‌ها گله دارند! ولی به تنوع غذایی، زیبایی شهر، محبت مردم غبطه می‌خورند».

او ادامه می‌دهد: «در همه کار ترجمه به توریست‌ها گفته‌ام که برای دیدن ایران یک عمر لازم است که باید یک عمر دیگر هم قرض گرفت و ایران را شناخت».


علی یوسفی

خاطره



کام شیرین گردشگران خارجی در تبریز/استقبال با چای و شکلات

این مترجم ۱۸ ساله تبریزی می‌گوید: «آقای یوسفی نمونه بارز فردی است که با عشق و جان برای صنعت توریسم تلاش می‌کند در حالیکه هیچ منفعتی برای او ندارد از این‌رو من هم هر توریستی که به تبریز بیاید را حتماً به مغازه او می‌آورم و به توریست‌ها می‌گویم که الان جایی خواهیم رفت که یک چایی و شکلات رایگان دارد و دفتری برای نوشتن یادگاری».

در پایان گفت‌وگوی صمیمی دو ساعته از آقای یوسفی می‌خواهم تا حرف دلش را به مخاطبان بگوید: «من صاحب یک پسر و دختر هستم و آنها به اتفاق همسرم با این کار من مخالف هستند و معتقدند نباید زمان خود را برای توریست‌ها تلف کنم ولی من با هر کدام از این توریست‌ها به دنیای جدیدی وارد شده‌ام و چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام هر چند شاید هیچ مسوول در بخش گردشگری از کار من خبردار نباشد».

او ادامه می‌دهد:«وقتی توریست استرالیایی برای بار دوم به خاطر من به تبریز می‌آید یعنی من دلگرمی برای آنها بودم و این برای من با ارزش است».


گفت‌وگو از وحید زینالی، کتایون حمیدی

]]>
درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News 2019-05-05T18:31:42+01:00 2019-05-05T18:31:42+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/2 تبریز قارتال
آذربایجان
تبریز پایتخت ایران قدیم و پنجمین شهر بزرگ جهان در 1500 میلادی با بیش از 4000 سال قدمت شهری
 شهر اولین‌ ها
، تبریز دارالملک ایران، تبریز دارالسلطنه ایران، تبریز بدون گدا،
فیروزه جهان اسلام، باغ شهر قدیم ایران ، تبریز دارنده بزرگترین بازار مسقف جهان، دارنده بزرگترین مقبره شعرا و عرفای جهان، دارنده بلندترین طاق آجری جهان ارک علیشاه، تبریز امن‌ترین شهر ایران، تبریز مهد سرمایه‌گذاری ایران، آذربایجان دومین منطقه مسافرپذیر ایران، تبریز دومین شهر صنعتی ایران، تبریز دومین شهر دانشگاهی ایران، دومین شهر بلندمرتبه‌ساز ایران، تبریز قطب خودروسازی و قطعه‌سازی و تولید موتور دیزل خاورمیانه، آذربایجان قطب شکلات سازی ایران، آذربایجان قطب فرش ایران و تبریز قطب کیف و کفش و چرم و آجیل ایران مطرح است
Tabriz with 4000years Antiquity and 400years Capital of Iran is known as، City of Firsts، City without the beggars، Turquoise Islamic World، Garden City, Old Iran، The world's largest covered market، The safest city in Iran، The most beautiful city in Iran، Developed in Iran، Cradle of Persia investment، Iran's second city hospitable، The second industrial city of Iran، The second university town Iran , Automotive and diesel engine parts manufacturing and production hub of the Middle East Iranian carpet pole، Chocolate Pole Iran ,...
azerbaijan

ورزش 3 یاهو Yahoo  بینگ Bing



تصاویر طرح مقبره‌الشعرا، مهم‌ترین پروژه فرهنگی مدیریت‌شهری
گزارش - رونمایی از خانه ایرانی در تبریز
نگاهی به حیوان‌دوستی تبریزی‌ها؛ اینجا گربه‌ها محترم هستند
ارائه مستندات ۸۰۰ ساله برای ثبت جهانی چوگان به نام تبریز در یونسکو


منطقه طبیعی فسیلی مراغه به مساحت ۱۰۲۶ هکتار، بخشی از محدوده بزرگ فسیل‌دار کوهستانی سهند است که به لحاظ داشتن مناسب‌ترین فسیل‌های هفت تا ۱۲ میلیون ساله به عنوان بهشت فسیل شناسان شهرت جهانی دارد. وسعت این منطقه حدود ۴۰ هزار هکتار بوده و فسیل‌های مکشوفه در این منطقه شامل گونه‌هایی از جوندگان، اسب‌سانان، گاوسانان، گوشتخواران مانند ببر دندان شمشیری، کفتار، گرگ و خرس، خانواده گوزن‌ها، زرافه‌ها، کرگدن‌ها، فیل ها و آنتولوپ هاست. عکس از سجاد عبدی
فسیل

معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی از تولد دو توله شیر در مرکز نگهداری باغلارباغی تبریز خبر داد.
شیر
]]>
حکایتی از مهر و محبت یک مادر در تبریز 2019-05-05T16:28:33+01:00 2019-05-05T16:28:33+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1336 تبریز قارتال «م» مثل مادر «ع»مثل عشق/ دکه‌ای برای کسب و کار حلال نداریم حکایتی دیگر از عشقی که پروانه وار سوزاند و چون شمع گداخت؛ این بار مادری که جوانی شکوفاتر از بهار خود را به پای نهال تن فرزند معلولش ریخت.  مهیار فاضل: «مادر»، کلمه‌ای آشنا که بوی عشق می‌دهد؛ واژه‌ای به وسعت تمام قلب‌های عاشق که کوله بار کودکی فرزندش را سنگ صبور خویش می‌سازد، و پرنورترین ستاره در سوسوی بی خواب

«م» مثل مادر «ع»مثل عشق/ دکه‌ای برای کسب و کار حلال نداریم



«م» مثل مادر «ع»مثل عشق/ دکه‌ای برای کسب و کار حلال نداریم

حکایتی دیگر از عشقی که پروانه وار سوزاند و چون شمع گداخت؛ این بار مادری که جوانی شکوفاتر از بهار خود را به پای نهال تن فرزند معلولش ریخت.

 مهیار فاضل: «مادر»، کلمه‌ای آشنا که بوی عشق می‌دهد؛ واژه‌ای به وسعت تمام قلب‌های عاشق که کوله بار کودکی فرزندش را سنگ صبور خویش می‌سازد، و پرنورترین ستاره در سوسوی بی خوابی می‌شود. پروانه‌ای از دشت صبر که فداکاری گلبرگ‌های وجودش، ستاره‌ها نمایی از نگاهش، مهتاب پرتویی از عطوفتش و سپیده نمایی از صداقتش است.
شعر نا سروده عشق و غزل لطیفی از روزگار که جام بلای فرزندانش را جانانه سر می‌کشد و لباس رنج و محنتشان را به تن می‌کند.
رفیع‌ترین داستان زندگانی هر فرد که لطافت نسیم، سپیدی سپیده، نستوهی کوه و صداقت آئینه را در دل می‌پروراند.
آری، مادر کتابی همیشه گشوده‌ای از ایثار است، که داستان پرفراز و نشیب اولین تجربه عشق، اولین نوازش و اولین آغوش را در گوش فرزند زمزمه می‌کند.

مادر



حکایتی به شوری اشک، به شیرینی عشق
باد و بوران همچون حیوانی گریزان از ذبح از دالان‌ها و پس کوچه‌ها می‌گذرد. خیابان حافظ درست مثل همیشه شلوغ است، اما انگار هادی ۳۶ ساله و مادر پیرش از کانون توجه مردمان این شهر، فرسخ ها فاصله دارند و درست در حاشیه اذهان عمومی جا خوش کرده‌اند. پیرزن صندلی شکسته پلاستیکی اش را کنار ویلچر درب و داغون فرزند معلولش گذاشته و در سکوتی معنی دار به گذر عابران چشم دوخته است، این کار هر روزش است؛ چشم دوختن به گذر عابران و تحمل بی اعتمایی شأن.

صدای پایی به گوش می‌رسد، و امید بار دیگر در دل پیرزن جوانه می‌زند، چند بسته دستمال کاغذی با یک لنگ برمی دارد و چشم به راه از راه رسیدن صاحب صدا می‌نشیند، ساعت از ۱۲ ظهر گذشته و هنوز دشتی نکرده است، داستان پرفراز و نشیبش را بار دیگر از جلوی چشم می‌گذراند.

از ۳۶ سال پیش شروع شد، آن روز را خوب به یاد دارد، همان روزی که قرار بود یک بار دیگر طعم شیرین مادر شدن را بچشد، اما به یکباره همه چیز خراب و کام خانواده تلخ شد، هادی کوچک، با معلولیت جسمی پا به دنیای بی رحم انسان‌ها گذاشت.
از آن روز سالیان دور و درازی می‌گذرد، اما کنایه‌ها و نگاه‌های ترحم آمیز مردم هنوز هم ادامه دارد، هنوز هم جگرگوشه خانواده انگشت نمای در و همسایه است.

مامان


پیرزن نگاهش را به آن سوی خیابان می دوزد، کوچه و پس کوچه‌های این محله را خوب می‌شناسد، قریب به ۴۰ سال است، که از محله «غیاث» آمده، و در «ارمنی دونن» خانه خریده‌اند، با آجر به آجر این خانه‌ها خاطره دارد، درست از همان روزی که پدر هادی ترکشان کرده؛ او زیاد نتوانست معلولیت هادی را تحمل کند، ۲۰ سال پیش، مادر و هادی را با کوله باری از تنهایی، تنها گذاشت و حالا هم این راننده بازنشسته تریلی با خانواده‌ای مجزا در شهرک باغمیشه به سر می‌برد و خبری هم از هادی، مادر و خواهرش نمی‌گیرد.


۲۰ تابستان داغ و ۲۰ زمستان سوزناک است که کار هادی و مادر پیرش، شده دستفروشی دستمال کاغذی و لنگ، پیرزن از زخم زبان‌ها خسته شده، از اینکه کار کردنش نقل مجالس باشد، چند وقتی می‌شود با همسایه‌ها هم رفت و آمدی ندارد، چرا که تجسم حرف‌هایی که هر روز پشت سرشان زده می‌شود، مانند پتکی آهنین بر سر پیرزن فرود می‌آید: آن زن دستمال کاغذی می‌فروشد، آن زن لنگ فروش است….


مادر


نگاهی به هادی جوان می‌اندازد و او را از بالا به پایین برانداز می‌کند، کفش‌ها و لباس‌هایش زهوار دررفته است، کهنگی ویلچرش این روزها بیش از پیش خودنمایی می‌کند. آخرین باری که یک ویلچر درست و حسابی داشته، زمانی بود که یک خیر، هادی را با خرج خود به سفر کربلا معلی برده، و با دیدن وضعیت اسفناک ویلچر قبلی، جدیدش را برایش خریده است.

سه سالی می‌شود برای گرفتن ویلچر از بهزیستی روز و شب تلاش می‌کند، اما در هر مراجعه از اتاقی به اتاق دیگر دست به سر می‌شود، و هر بار دست خالی‌تر از قبل بر می‌گردد.

مشکلات خانواده پیرزن به ویلچر محدود نمی‌شود، مستمری ۵۰ هزار تومانی بهزیستی کفاف خرج یک جوان ۳۶ ساله آن هم از نوع معلولش را نمی‌دهد، پیرزن یارانه و مستمری را که کنار هم می‌گذارد، خرج دو هفته هادی هم در نمی‌آید، به همین خاطر نیز از ۱۰ صبح تا پنج عصر دست فروشی می‌کند.

کمک

دلیل اصلی دستفروشی اما امتناع ورزیدن هادی جوان از خانه نشینی است، چرا که «خانه نشینی یک معلول را ذره ذره به کام مرگ می‌کشاند.» این را پزشک معالج هادی می‌گوید.

نسیم اوایل بهار صورت پیرزن را نوازش می‌دهد، چند روزی از عید می‌گذرد، اما آنها همه تعطیلات را مشغول کار بوده‌اند، گرانی‌های اخیر کمر خانواده پیرزن را خم کرده و آنها را از دسترسی به میوه شب عید محروم ساخته است؛ می‌گوید: هر روزی که یک بسته دستمال کاغذی اضافه بفروشم، عید است.

مشکلات خانواده پیرزن به اینجا هم ختم نمی‌شود، معلولیت هادی جوان هر روز مادر پیر را با چالش جدیدتری مواجه می‌کند.

او این روزها آن قدر سنگین شده که قامت مادر و دست‌های زمختش، توان بلند کردن او را ندارد، هر روز صبح بعد صبحانه‌ای مختصر پیرزن او را با بالابری که بر سر در خانه وصل کرده روی ویلچر می‌نشاند، و او را از مسیر ناهموار به خیابان حافظ می‌رساند، مسیری که بیشتر شبیه به موج سواری است؛ می‌گوید: در این شهر جایی برای هادی من و همتایانش نیست، انگار تبریز این روزها هادی‌ها را در شهر خودشان خانه نشین کرده است.

نیازمند تبریزی


مادر پیر از شرایط نگهداری هادی هم می‌گوید: هادی هر صبح کشان کشان طول خانه را می‌پیماید تا به زیر بالابر سر در خانه برسد و بر ویلچرش سوار شود.

او می‌افزاید: بخاطر وزن زیاد هادی، برای استحمام او مجبوریم آشپزخانه را بشوریم، تا هادی در کف لیز آن سر بخورد و کشان کشان خود را به حمام برساند.

خواسته مادر پیر این روزها از مسئولان امر، یک دکه است برای کسب و کار حلال؛ می‌گوید: یکی دو متر باشد هم کافی است، هادی داخل بنشیند، من به بیرون راضی ام.

آنا



یک دکه به من بدهید، می‌خواهم زندگی ام را بچرخانم

هادی چند دقیقه‌ای می‌شود به مادر زل زده، اشک‌های او که آرام روی گونه اش سر می‌خورد، توجه فرزند جوان را جلب می‌کند، آهی از ته دل می‌کشد و به فکر فرو می‌رود، راستی او از زندگی چه می‌خواهد، خیلی زود جواب سوالش را زیر لب زمزمه می‌کند: فقط کربلا….

کمی که بیشتر می‌اندیشد یاد کانکس میوه فروشی می‌افتد، می‌گوید: اگر یک دکه برای میوه فروشی داشتم آن وقت خرج خانواده ام را در می‌آوردم و نیاز نبود در سرما و گرما جان بکنیم.
هادی خطاب به مسئولان می‌گوید: اگر پول دارید، بدهید یک کانکس بخریم و میوه و سبزیجات بفروشیم.

صدای پا نزدیک تر می‌شود و رشته افکار پیرزن از هم می گسلد، پیرزن به صاحب صدا چشم می دوزد، زن جوان نگاهی از سر ترحم به پیرزن و پسر جوانش می‌اندازد و بی تفاوت رد می‌شود؛ پیرزن اما هنوز هم امیدوار است.

عکس از: مینا نوعی / خبرگزاری مهر



]]>
اقتصاد با طعم شیرین در تبریز 2019-04-30T19:13:45+01:00 2019-04-30T19:13:45+01:00 tag:http://tabrizlinks.mihanblog.com/post/1335 تبریز قارتال آذربایجان علاوه بر کفش و چرم ، فرش و قالی ، آجیل و خشکبار ، انواع صنایع دستی و سوغات ، شکلاتهای شیرین نیز دارد.لینک پست شیرینی و شکلات تبریز اقتصاد شیرین 15 سال است ایران به جمع صادرکنندگان شیرینی و شکلات پیوسته و در این میان آذربایجان شرقی، جایگاه ویژه ای برای خود باز کرده است. صنعتی که از 100 واحد تولیدی در آذربایجان شرقی، 15 واحدِ آن، برند جهانی شده و محصولاتشان در همه قاره ها به فروش می رسد.البته صادرات آن، دست کم 25 درصد بیشتر از


آذربایجان علاوه بر کفش و چرم ، فرش و قالی ، آجیل و خشکبار ، انواع صنایع دستی و سوغات ، شکلاتهای شیرین نیز دارد.


لینک پست شیرینی و شکلات تبریز



اقتصاد شیرین

15 سال است ایران به جمع صادرکنندگان شیرینی و شکلات پیوسته و در این میان آذربایجان شرقی، جایگاه ویژه ای برای خود باز کرده است. صنعتی که از 100 واحد تولیدی در آذربایجان شرقی، 15 واحدِ آن، برند جهانی شده و محصولاتشان در همه قاره ها به فروش می رسد.
البته صادرات آن، دست کم 25 درصد بیشتر از فرش دستبافت است، و به حق باید صنعت شیرینی هم باشد ...


شیرینی


تبریز، پایتخت شیرینی و شکلات ایران
تولید دستی و سنتی شیرینی در آذربایجان شرقی و تبریز، قدمت 500 ساله دارد و به علت نزدیکی تبریز به اروپا، آسیای میانه و قفقاز در کنار مراودات تجاری، تهیه و عرضه انواع شیرینی سنتی آمیخته با فن و هنر و اصول تغذیه در این کهن شهر، مورد توجه خاصی قرار گرفته است.

صنایع شیرینی و شکلات در آذربایجان شرقی از دهه 70 روند رو به رشدی به خود گرفت تا جایی که امروزه نزدیک به 50 درصد تولیدات ایرانی و 54 درصد محصولات صادراتی، به این استان تعلق دارد.


نام و نشان های شکلات تبریز
کمتر کسی است که نام شیرین عسل به گوشش نخورده باشد.
یک گروه صنعتی موفق که حالا محصولاتش در 60 کشور جهان نمایندگی فروش دارد.
مدیرعامل این گروه صنعتی می گوید: هم اکنون 840 نوع محصول در شرکت شیرین عسل تولید و بسته بندی می شود و علاوه بر عرضه در داخل کشور به کشورهای مختلف جهان در 5 قاره صادر می‌شود.
به گفته ژائله، ارزش صادرات سالانه شرکت شیرین عسل بیش از ۱۲۰ میلیون دلار است و پیش‌ بینی می‌ شود این رقم سال آینده به ۲۰۰ میلیون دلار برسد.
شرکت شیرین عسل با ۱۵ شرکت تولیدی در زمینه های مختلف با بیش از ۱۶ هزار نیروی کار، فعالیت و در رونق اقتصادی کشور نقش بسزایی ایفا می کند.
آیدین، آی سودا، داداش برادر، حام، طغرا، چیچک و بیگی برای همه مصرف کنندگان نام های آشنایی هستند.
این واحدها بیش از هزار نوع محصول (شکلات ، کیک ، کلوچه ، بیسکویت ، ویفر ، تافی ) به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می کنند.


کارخانه شکلات

کاکائو



تولید و اشتغال شیرین و شکلاتی
عباس پور، با نام تجاری آدرین یکی دیگر از واحدهای با سابقه تبریز است.
واحدی که از دهه 40 با تولید آب نبات، کار خود را آغاز کرده و حالا روزانه 70 تن انواع محصولات آردی و شکری، روانه بازارهای داخلی و خارجی می کند.
به گفته عباسپور؛ مدیرعامل گروه صنعتی آدرین، این شرکت بزرگ ترین تولید کننده آب نبات ایرانی است و 20 درصد تولیداتش را به کشورهای همسایه صادر می کند.
فرهمند آذر، مدیر کارخانه آدرین هم می گوید: 600 نفربه صورت مستقیم و 1500 نفر به صورت غیر مستقیم در این مجموعه فعالیت دارند.
معاون امور صنایع سازمان صمت آذربایجان شرقی می گوید: در 100 واحد تولید شیرینی و شکلات استان، 300 هزار تن انواع محصول تولید می شود و 13 هزار نفر به صورت مستقیم مشغول کارند.
عین اله زاده ادامه می دهد: پارسال بیش از 200 میلیون دلار انواع شیرینی و شکلات از استان صادر شده است.
این در حالیست که صادرات فرش دستبافت آذربایجان شرقی که سهم 30 درصدی کشور را دارد، حدود 130 میلیون دلار است.
یعنی خوراکی های شیرین و متنوع آذربایجان شرقی قادر است با فرش های نفیس و اصیل تبریزی در صادرات رقابت کرده و حتی از آن سبقت بگیرد.


شیرین عسل


یک گام شیرین تر در صنعت شکلات
با وجود توسعه و پیشرفت روزافزون آذربایجان شرقی در تولید و صادرات شیرینی و شکلات، مدیر کیفیت صنایع شیرینی و شکلات و هم تیمی هایش، در حال طراحی محصولات دارویی و رژیمی هستند.
اسلامیان توضیح می دهد: گام جدید ما در این صنعت، تولید شکلات های حاوی مواد ضد سرطان، ضد چاقی و همچنین محصولات ویژه بیماران دیابتی است، ضمن این که با پشتیبانی متخصصان دانشگاهی در واحد تحقیق و توسعه، قرار است انواع و اقسام شیرینی و شکلات دارای خواص گیاهی و درمانی ارائه کنیم.


تولید صادرات محور؛ الگوی واحدهای صنعتی
واحد صنعتی شیرین وطن، یکی از تازه واردهاست اما به گفته چهری؛ مدیر کارخانه، 65 درصد تولیدات کارخانه صادر می شود.
به گفته وی، کشورهای آسیای میانه، آفریقایی و عربی مشتریان ما هستند، مشتریانی که هر کدام ذائقه و سلیقه خاص خود را دارند، به همین علت با بازاریابیِ علمی و طراحی تولید بر اساس ثبت سفارش، تلاش می کنیم فروش محصولات را تضمین کنیم و بر این اساس، ثبات برند خود را محقق خواهیم کرد.


شکلات

شیرین


کیفیت و تبلیغات؛ عوامل اصلی رونق
شکی نیست حفظ استاندارد و ثبات کیفیت محصولات، از جمله عوامل اصلی تداوم فعالیت هر واحد تولیدی است.
در کنار آن، تبلیغات موثر و مستمر والبته افزایش تنوع می تواند به بقای صنعت شیرینی و شکلات بینجامد.
به بیان دیگر هر مصرف کننده یک مبلغ محسوب می شود و در صورت رضایت از یک محصول، قادر است به فروش آن محصول، کمک شایانی بکند.
موضوعی که الگوی موفق آن در کشور ترکیه وجود دارد.
صادرات 2 میلیارد دلاری محصولات شیرینی و شکلات که حدود 2 درصد از صادرات ترکیه را شامل می شود، گواه این مدعاست.


رونق کسب و کار در گرو اراده ملی
رئیس انجمن صنایع غذایی آذربایجان شرقی معتقد است: عوامل مختلفی، صنایع غذایی را در دست انداز مشکلات انداخته است که مهمترین آنها تامین مواد اولیه و ماشین آلات و افزایش قیمت هاست، طوری که هم اکنون نقدینگی واحدها، به یک سوم کاهش یافته است.
جعفری می گوید: پایه و اساس تولید شیرینی و شکلات، کاکائو، روغن کره، آرد گندم، شیر، شکر، ذرت و نشاسته است، محصولاتی که بیش از نیمی از آنها وارداتی است و نوسانات قیمت ارز، صدمات زیادی بر پیکره تولید وارد می کند.
عباسپور؛ مدیرعامل گروه صنعتی آدرین می گوید: مواد اولیه، مناسب با قیمت عادلانه برای تولید کننده باید در دسترس باشد، چرا که واردات کار ما نیست، از این رو دولت باید تمهیداتی اتخاذ کند که مواد اولیه داخلی یا خارجی به موقع در اختیار تولید کننده قرا رگیرد.
مدیر عامل آناتا هم اذعان دارد: یکی از مشکلات عمده ما، پیمان‌ سپاری ارزی است، چون به‌ صورت مستقیم نمی‌توانیم صادر کنیم و تولیدات خود را از طریق واسطه ‌ها به بازارهای جهانی می‌رسانیم.
نجاتی با بیان این که در زمینه برگشت ارز حاصل از صادرات هم مشکلاتی وجود دارد، می گوید: محدودیت ارزی، ادامه فعالیت ما را به چالش کشیده و با مشکل مواجه می‌کند.


شکلاتی

بسته بندی


بومی سازی فناوری، نیاز مهم صنایع شیرینی و شکلات
تقریبا همه ماشین آلات تولید، فرآوری و بسته بندی صنعت شیرینی و شکلات، وارداتی است، از این رو به راحتی تحت تاثیر تحریم ها قرار می گیرد.
فرسودگی خطوط تولید و نداشتن امکانات به روز رسانی در بلند مدت می تواند در ابتدا صادرات و سپس جایگاه تولید در میان مصرف کنندگان داخلی را هم تحت تاثیر منفی قرار دهد.
جعفری؛ رئیس انجمن صنایع غذایی آذربایجان شرقی می گوید: از آن جایی که هر صنعتگری قادر نیست به تنهایی همه نیازهای خود را برطرف کند، باید سرمایه گذاران را به حضور در این حوزه تشویق کرد و حتی لازم است ماشین سازان داخلی هم وارد این عرصه شوند، چون بومی سازی ماشین آلات صنعتی که بازارهای آن تضمین شده است، نه تنها قادر است نیاز ما را برطرف کند، بلکه سبب ایجاد اشتغال برای دیگر نیروهای کار می شود.


شکلاتها


تقویت اقتصاد با کسب و کار شیرین
گردش مالی صنایع شکلات در کشور، 18 هزار میلیارد تومان است.
استان آذربایجان شرقی با محوریت تبریز آن هم به همت بخش خصوصی، به تنهایی نیمی از این رقم را مدیریت می کند.
با تجمیع واحدهای تولید شیرینی و شکلات استان در شهرک های تخصصی صنعتی و توانمندسازی آنها برای راه اندازی مزارع و کارخانه های تولید مواد اولیه، می توان چشم انداز این صنعت را روشن تر کرد، ضمن اینکه دولت هم می تواند با ارائه مشوق های مالیاتی و اعطای تسهیلات کم بهره، زمینه را برای رشد واحدها فراهم کند تا هم کام مصرف کنندگان شیرین بماند و هم تولید کنندگان.


گزارش از مهین انتظار


]]>