تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب تبریز قارتال
 

تبریز ویکی لینکلر

 
هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
نظرات |


تبریز یکی از مهم‌ترین شهرهای ایران در حوزه‌های مختلف صنعتی، اقتصادی، فرهنگی هنری و گردشگری است و مسافران بسیاری به این شهر سفر می‌کنند. بنابراین، در ادامه به معرفی هتل‌های میان رده و اقتصادی تبریز خواهیم پرداخت.

بسیاری از گردشگران اعم از ایرانی یا خارجی با هدف دیدار و آشنایی با مکان‌ها و فرهنگ‌های جدید به اقصی نقاط جهان سفر می‌کنند و از اینرو، اقامت ارزان و اقتصادی یکی از مهمترین نکته ها در این دسته از سفرها محسوب می‌شود.

تبریز

هتل کایا لاله تبریز
هتل کایا

اغلب هتل‌ها و اقامتگاه‌های ارزان و اقتصادی تبریز در جوار مرکز تجاری شهر و نیز در نزدیکی پایانه‌های حمل و نقل شهری قرار دارند که این مسئله موجبات سهولت تردد مسافران را در سطح شهر فراهم کرده است. از طرفی، قرارگیری اغلب جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی در ناحیه مرکزی شهر مانند مسجد کبود، بازار تاریخی و بازار تربیت، کاخ موزه شهرداری، خانه‌های تاریخی (نظیر مشروطه و بهنام و قاجار و ...)، موزه‌ها (از قبیل موزه آذربایجان، موزه عصرآهن، موزه سنجش و ...)، مقبره الشعرا، تفرجگاه ائل گلی، خانه استاد شهریار، حمام نوبر، ارگ تبریز و بسیاری از آثار (تاریخی) دیگر این هتل‌ها را به گزینه مناسبی برای اقامت مسافران تبدیل کرده است.


تبریز هتل های خوب و سطح اول پنج ستاره مانند: هتل کایا لاله - هتل شهریار - هتل پارس ائل گلی - هتل لاله صخره ای کندوان 
و
هتلهای چهار ستاره مانند: گسترش تبریز - بین المللی تبریز - هتل اقامتی پتروشیمی تبریز - هتل آپارتمان بهبود است.

لینک هتل یار تبریز
لینک پست راهنمای هتلهای تبریز (بالای سه ستاره)



گزارش خانم سعیده خلیلی صفا - در این مقاله به معرفی برخی هتل‌های دو و سه ستاره تبریز خواهیم پرداخت.

هتل اهراب

هتل اهراب یکی از جدیدترین هتل‌های تبریز است که به لحاظ چیدمان و امکانات رفاهی در حد قابل قبول بوده و تقریبا در مرکز شهر و در نزدیکی جاذبه‌هایی مانند بازار بزرگ تبریز، خانه مشروطه و ... قرار دارد.

اهراب

هتلهای تبریز

  • آدرس: خیابان فلسطین جنوبی، فلکه اهراب
  • این هتل دارای ۳ ستاره و ۴۸ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، آسانسور، کافی‌شاپ، نمازخانه، تاکسی سرویس، لاندری، اعلام حریق، سرویس بهداشتی ایرانی، اینترنت، امکان تماشای تلویزیون در لابی، رستوران، پارکینگ، اینترنت در لابی و اتاق‌ها


هتل آذربایجان

هتل آذربایجان یکی از قدیمی‌ترین هتل‌های تبریز است که در مرکز تجاری شهر و در نزدیکی پارک باغ گلستان قرار دارد. همچنین، با توجه به نزدیکی این هتل به پایانه محققی می‌توان به راحتی به نقاط مختلف شهر دسترسی پیدا کرد.


هتل آذربایجان تبریز

هتلهای ارزان تبریز

  • آدرس: خیابان شریعتی شمالی، جنب سینما ۲۹ بهمن
  • این هتل دارای ۳ ستاره و ۴۷ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، آسانسور، کافی‌شاپ، صندوق امانات، نمازخانه، تاکسی سرویس، سیستم اعلام حریق، کافی‌نت، فروشگاه، سرویس بهداشتی ایرانی، اینترنت، تماشای گروهی تلویزیون در لابی، رستوران


هتل آپارتمان استقبال

این هتل جدید در یکی از محله‌‌های قدیمی تبریز – ششگلان – و در مجاورت مجموعه تاریخی و فرهنگی مقبره ‌الشعرا و نیز جاذبه‌های ارزشمندی مانند موزه قاجار، موزه سفال و بازار تاریخی تبریز قرار دارد.

هتل خوب

هتل استقبال تبریز

  • آدرس: ششگلان، جنب مجموعه تاریخی و فرهنگی مقبره الشعرا
  • این هتل دارای ۳ ستاره و ۴۲ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، آسانسور، چایخانه سنتی، کافی شاپ، صندوق امانات، نمازخانه، سالن کنفرانس، سالن اجتماعات، تاکسی سرویس، لاندری، اعلام حریق، فضای سبز، سرویس بهداشتی ایرانی، اینترنت، آژانس مسافرتی، تماشای تلویزیون در لابی، سرویس اتاق، رستوران، پارکینگ


هتل دریا

هتل دریا یکی از باسابقه‌ترین هتل‌های تبریز است که در نزدیکی ایستگاه راه‌آهن تبریز قرار دارد و همچنین، وجود پایانه اتوبوس‌های شهری در نزدیکی هتل رفت و آمد را برای مسافران در این تسهیل کرده است.

هتل دریا

هتلهای دریا

  • آدرس: خیابان ۲۲ بهمن، نرسیده به میدان راه آهن، روبه‌روی بیمارستان بابک
  • این هتل دارای ۳ ستاره و ۱۰۴ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، آسانسور، کافی شاپ، صندوق امانات، نمازخانه، تاکسی سرویس، استخر، سونا و جکوزی، اعلام حریق، استخر، کافی نت، سرویس بهداشتی ایرانی، اینترنت، سونا خشک، روزنامه، سرویس اتاق، رستوران، پارکینگ


هتل آپارتمان ارس

هتل آپارتمان ارس یکی از جدیدترین هتل‌های تبریز است که در موقعیتی مناسب و در نزدیکی مراکز تفریحی و تاریخی قرار داشته و با برخورداری از امکانات رفاهی مناسب آماده پذیرایی از گردشگران و مسافران است.

هتل ارس تبریز

هتلهای تبریز

  • آدرس: تقاطع پاستور جدید و طالقانی
  • این هتل دارای ۲ ستاره و ۲۶ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، آسانسور، صندوق امانات، تاکسی سرویس، لاندری، اعلام حریق، سرویس بهداشتی ایرانی، اینترنت، خدمات تور، امکان شارژ لوازم الکترونیک، سرویس اتاق، پارکینگ


هتل کاسپین

این هتل در یکی از بهترین نقاط تبریز و در نزدیکی مراکز تفریحی مانند باغلارباغی و مراکز خرید قرار دارد. هتل کاسپین گزینه‌‌ای بسیار مناسب برای افرادی است که می‌خواهند با پرداخت هزینه‌ای کمتر اقامتی راحت را تجربه کنند.

هتل در تبریز

هتلهای ارزان تبریز

  • آدرس: چهارراه آبرسان، بالاتر قنادی ایوبی، جنب زیرگذر فارابی
  • این هتل دارای ۲ ستاره و ۱۵ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، کافی شاپ، تاکسی سرویس، لاندری، اعلام حریق، سرویس بهداشتی ایرانی، اینترنت رایگان، تماشای تلویزیون در لابی، سرویس اتاق، رستوران، پارکینگ

هتل سینا

هتل سینا یکی از هتل آپارتمان‌های قدیمی تبریز است که دارای خدماتی مناسب در برابر قیمتی ارزان است. این هتل در اصلی‌ترین و قدیمی‌ترین خیابان شهر به نام خیابان امام خمینی (ره) قرار دارد و از اینرو، دسترسی به مراکز مختلف شهری از طریق آن بسیار آسان است.

هتل سینا تبریز

هتلهای ارزان تبریز

  • آدرس: خیابان امام خمینی، فلکه باغ گلستان
  • این هتل دارای ۲ ستاره و ۵۶ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، آسانسور، صندوق امانات، نمازخانه، تاکسی سرویس، لاندری، اینترنت، رستوران، پارکینگ


هتل پارک

هتل پارک یکی از قدیمی‌ترین هتل‌های تبریز است که در مرکز تجاری شهر قرار دارد و به راحتی می‌توان به جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی مانند بازار بزرگ تبریز، موزه آذربایجان و مسجد کبود حتی به صورت پیاده تردد کرد.

هتل تبریز

هتلهای ارزان تبریز

  • آدرس: خیابان امام، مابین چهارراه شریعتی و فلکه باغ گلستان
  • این هتل دارای ۲ ستاره است.
  • امکانات هتل: لابی، کافی شاپ، صندوق امانات، تاکسی سرویس، اینترنت در لابی، تماشای گروهی تلویزیون در لابی، سرویس اتاق، رستوران


هتل سهند

هتل سهند به لحاظ موقعیت جغرافیایی در مجاورت مرکز تجاری شهر – محدوده بازار تبریز – قرار دارد و به راحتی می‌توان به جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی واقع در این محدوده مانند موزه آذربایجان، مسجد کبود، خانه مشروطه و ارگ تبریز تردد کرد.

هتل سهند

هتلهای ارزان تبریز

  • آدرس: خیابان امام خمینی، مابین سه راه فردوسی و سه راه طالقانی، روبروی درب اصلی مصلی
  • این هتل دارای ۲ ستاره و ۲۸ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، آسانسور، کافی شاپ، نمازخانه، لاندری، فروشگاه، اینترنت، سرویس اتاق، رستوران، پارکینگ


هتل کوثر

هتل کوثر در یکی از مراکز پرتردد و در مجاورت مرکز تجاری شهر قرار دارد و علاوه بر برخورداری از امکانات رفاهی مانند سیستم تهویه مطبوع و رستوران، دسترسی و تردد به مراکز خرید و جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی برای مسافران آسان است.

هتلهای تبریز

هتل ارزان

  • آدرس: خیابان امام خمینی، نرسیده به چهارراه شریعتی، روبروی سینما فرهنگیان
  • این هتل دارای ۲ ستاره است.
  • امکانات هتل: لابی، کافی شاپ، لاندری، فروشگاه، سرویس بهداشتی ایرانی، اینترنت، رستوران


هتل قدس

هتل ارزان تبریز

اقامت

هتل قدس یکی از قدیمی‌ترین هتل‌های تبریز است که در مرکز شهر و در نزدیکی جاذبه‌های گردشگری این منطقه قرار دارد. همچنین، به دلیل نزدیکی به پایانه محققی دسترسی به سیستم حمل و نقل شهری نیز بسیار آسان است.

  • آدرس: خیابان امین، میدان ترمینال قدیم
  • این هتل دارای ۲ ستاره و ۳۵ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، سرویس بهداشتی ایرانی، پارکینگ، اینترنت در لابی


هتل ایران

هتل ایران نیز همانند همسایه خود هتل دریا از جمله هتل‌های قدیمی و باسابقه تبریز است که در نزدیکی میدان راه آهن و پایانه اتوبوس‌هاس شهری قرار دارد.

هتل

هتلهای ارزان تبریز

  • آدرس: خیابان راه آهن، جنبب هتل دریا
  • این هتل دارای ۲ ستاره و ۵۶ اتاق است.
  • امکانات هتل: لابی، صندوق امانات، تاکسی سرویس، لاندری، سرویس اتاق، رستوران، پارکینگ، اینترنت در اتاق و لابی


البته در پایان ذکر این نکته لازم به نظر می‌رسد که مراکز اقامتی دیگری نیز به غیر از موارد ذکر شده در این لیست در تبریز پذیرای مسافران و گردشگران هستند.




مرتبط با : تبریز
برچسب ها : هتلهای تبریز-اقامت در تبریز-رزرو هتل-قیمت هتل در تبریز-سفر به تبریز-hotel-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 17 خرداد 1396
زمان : 09:30 ب.ظ
سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
نظرات |

سوغات در غرب آذربایجان


تنوع محصولات و هنر آذربایجان باعث شده تا سوغاتی های زیادی برای هر مسافری در آذربایجان غربی و ارومیه بهمراه داشته باشد.
غذاهای بسیار خوش طعم آذری از آش های مختلف گرفته تا دلمه برگ و قیقاناق حتما تجربه کرد.

حمیده کریمی -  سوغات استان آذربایجان غربی بسیار متنوع است و شامل انواع خوراکی‌ها از جمله تخمه آفتابگردان و کدو، عسل و شیرینی‌های محلی و انواع صنایع دستی مانند فرش و آثار منبت‌کاری است.

استان آذربایجان غربی، از استان‌های سردسیر و کوهستانی است که در شمال غربی کشور قرار دارد و مرکز آن شهر ارومیه است. این استان با کشورهای جمهوری آذربایجان، ترکیه و عراق، مرز مشترک دارد و گذرگاه مرزی بازرگان، تنها مرز بین‌المللی ایران و ترکیه و یکی از مهم‌ترین نقاط گمرکی کشور در این استان قرار دارد.

استان آذربایجان غربی، سیزدهمین استان پهناور و هشتمین استان پرجمعیت کشور است که اکثریت ترک‌های آذربایجانی، و اقلیت کرد و آشوری و ارمنی، جمعیت استان را تشکیل می‌دهند.

دوغ آش

دلمه آذربایجان

اورمیه

قیقاناق


نقل
معروف‌ترین سوغات استان، به ویژه شهر ارومیه، نقل است که تولید آن در استان، سابقه‌ای دیرینه دارد. نقل نوعی شیرینی مغزدار است که روکش بیرونی آن از شیره‌ی شکر که با جوشاندن شکر در آب به دست می‌آید، تهیه می‌شود. نقل‌ها بر اساس مغز به کار رفته در آنها و همچنین طعم‌دهنده‌ی روکش بیرونی، انواع گوناگونی دارند. مشهورترین نقل ارومیه، نقل بیدمشکی یا ابریشمی است. در این نوع نقل، مغز داخلی خلال‌های بادامی است که با گل‌های بیدمشک معطر شده است و طعم‌دهنده‌ی روکش آن نیز عرق بیدمشک است. یکی دیگر از نقل‌های مشهور ارومیه، نقل زعفرانی است که مغز داخلی آن، گردوی خردشده است. امروزه مراکز تولید و عرضه‌ی نقل در ارومیه برای تامین سلیقه‌ی مشتریان، نقل‌های بسیار متنوعی تولید می‌کنند. در این نقل‌ها از طعم‌دهنده‌های طبیعی متفاوتی مانند دارچین، هل، گل محمدی، بذرهای گیاهی مانند زیره و تخم گشنیز و مغزهای گوناگون مانند پسته، بادام زمینی و فندق استفاده می‌شود.

نقل


حلوای هویج و گردو
این حلوا از قدیمی‌ترین حلواهای محلی استان است که تهیه‌ی آن برای مراسم شب یلدا، بسیار رواج دارد و علاوه بر پخت آن در منازل در کارگاه‌های حلواپزی نیز به صورت عمده تولید می‌شود. این نوع حلوا بدون استفاده از آرد و با هویج و گردو پخته شده و با شیره‌ی انگور شیرین می‌شود و طعم‌دهنده‌ی آن، پودر هل و گلاب است.

حلوا

باستخ (لوزانک)
پخت این شیرینی سنتی و ساده برای پذیرایی از مهمانان در ایام نوروز در مناطق مختلف استان مرسوم است. این شیرینی را با استفاده از نشاسته، شیره‌ی انگور، هل و گلاب می‌پزند و بعد از برش به قطعات دلخواه، با گردوی خردشده تزیین می‌کنند.


تنور‌شیرینی‌سی
نوعی نان محلی شیرین است که در تهیه‌ی خمیر آن به جای آب از ماست استفاده می‌کنند و برای زرد شدن روی آن، زرده‌ی تخم‌مرغ  می‌مالند.

اورمیه

انگور آذربایجان
همه ساله در شهر ارومیه فستیوال شانادر برای انگور برگزار میشود. آذربایجان غربی قطب تولید انواع انگور در کشور است.

انگور

ارومیه

عسل
شهرستان خوی با داشتن بیش از ۳۶۰ هزار کندو و تولید ۲۰ درصد از عسل کشور، قطب تولید این محصول است. استقرار کندوها در دل طبیعت غنی منطقه، یکی از دلایل مرغوبیت عسل خوی است.

بال

زیمیشقا یا تخمه
شهرستان خوی، بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکننده‌ی تخمه‌های آفتابگردان و کدو در کشور است و ۷۰ درصد اراضی آبی این شهرستان، به کشت این محصولات اختصاص دارد. بازار تخمه و خشکبار آذربایجان غربی یکی از معروف‌ترین بازارهای اقتصادی ایران است و به عنوان بزرگ‌ترین بازار این محصولات در خاورمیانه، شناخته می‌شود. مشاغل مرتبط با تولید و فروش تخمه‌های آجیلی، منبع درآمد تعداد زیادی از اهالی شهرستان خوی است. در این شهرستان، انواع تخمه آفتابگردان مانند شمشیری و دورسفید و انواع تخمه کدو مانند قلمی و گوشتی تولید می‌شود.

تخمه

فرش دستباف
هم‌جواری با استان آذربایجان شرقی که از مهم‌ترین مراکز تولید فرش دستباف ایران است، باعث شده تا بافت قالی در مناطق مختلف استان رواج داشته باشد. در میان بافته‌های استان، فرش ریزماهی خوی به دلیل ظرافت بافت و قالی تُرک افشار تکاب که به فرش آهنین مشهور است، به دلیل استحکام و دوام، شهرت جهانی دارند و از جایگاه ویژه‌ای در صادرات فرش دستباف ایران برخوردار هستند.
ظرافت و دوام در این فرش‌ها، مربوط به روش بافت آنها است که به گره ترکی معروف است. ظرافت از مزایای بافت با قلاب است و دوام، نتیجه‌ی استفاده از گره‌های متقارن.

فرش

منبت‌کاری
منبت‌کاری چوب، یکی از صنایع دستی قدیمی استان و به ویژه شهر ارومیه است که با توجه به آثار به‌جامانده، قدمتی بیش از یک قرن دارد. منبت‌کاران استان، اغلب از چوب گردو برای تولیدات خود استفاده می‌کنند. رنگ مطلوب و جنس مرغوبی دارد، هنرمندان استان، چوب‌های مورد نیاز خود را در زمان برش درختان (پاییز و زمستان) از سنندج خریداری می‌کنند. از طرح‌های مشهور منبت ارومیه، می‌توان به گل و بوته، گل و مرغ و ختایی اشاره کرد. حاصل تلاش این هنرمندان، انواع تابلوهای تزیینی، جعبه‌ها و ظروف چوبی است که مورد استقبال مسافران قرار می‌گیرد. البته در سال‌های اخیر، برخی دیگر از هنرهای چوبی مانند معرق‌کاری، قلم‌زنی و پیکرتراشی نیز در ارومیه رونق گرفته است.



مرتبط با : آذربایجان * آرتاویل،اورمو،زنگان
برچسب ها : ارومیه-سوغاتی-صنایعع دستی آذربایجان-خوردنی های ارومیه-خوی-غذاهای اورمیه-urmia-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 14 خرداد 1396
زمان : 01:32 ق.ظ
جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
نظرات |

سماورساز تبریزی که سازی عجیب می‌زند

جلیل مثنی که در مسگری المثنی ندارد



جلیل مثنی ۴۰سال است که مسگری می‌کند و اکنون ادعا دارد سماورهای دست‌سازی می‌سازد که هیج‌کس در دنیا نمی‌تواند همتایشان را درست کند.

سماور


گزارش بهنام عبداللهی: از یک جشنواره صنایع دستی که چندماه پیش در تبریز برگزار شده بود او را می‌شناختم. آن‌موقع به مناسبت تقدیرشدنش در جشنواره، گفت و گویی تلفنی و کوتاه داشتیم و اصلا برایم مهم نبود که او چکار کرده که مورد تقدیر قرار گرفته است، فقط می‌خواستم یک گزارش خبری از جشنواره کار کرده باشم.

در همان گفتگوی کوتاه اول بود که با صدای بلندی از پشت گوشی ادعا کرد که بهترین سماورهای دنیا را ساخته است. مدعی شد که هیچ‌کس در دنیا نمی‌تواند سماورهای دست‌ساخته او را تکرار کند و وجه تمایز کارهایش با دیگران این است که هیچ­کس از پس ساختن آن‌ها برنمی‌آید.

این ادعاها شاید برای دیگران فقط حرف باشد و نهایتا منجر به تحسین شود اما برای خبرنگارجماعت، یک مسیر تازه است برای نفس کشیدن، برای زندگی کردن و ادامه دادن. ادعاهای آن موقع آقای «جلیل مثنی»، سماورساز عجیب قصه، باعث شد که من هم با خودم ادعا کنم که بهترین سوژه دنیا را برای گزارشم پیدا کرده‌ام!

فاصله گفتگوی اول با گفتگوی مفصل دوم، حدود ۳ ماه شد و بالاخره هفته پیش پس از چندبار هماهنگی تلفنی با جلیل خان مثنی قرار دیدار گذاشتم، آن هم در کارگاهش. قبلا گفته بود که سماورهای عجیب و غریبش را بخاطر دور ماندن از چشم سارقان و... در خانه‌اش نگه‌داری می‌کند ولی با این حال من تمایل داشتم که گفتگویمان در همان کارگاهش اتفاق بیفتد.

آدرسی که گفته بود قرار بود مرا به کارگاهی در منطقه «یکه دکان» تبریز که یکی از محله‌های قدیمی شهر است هدایت کند. البته بعید می‌دانستم به راحتی بتوانم کارگاه را پیدا کنم ولی با دیدن مغازه‌های زیاد مسگری و سماورسازی و... در حوالی منطقه، مطمئن شدم که آدرس را درست آمده‌ام.

شاید برای ماها که با بوق ماشینی از خواب می‌پریم نه، ولی برای مسگران، آنجا گوشه‌ای دنج به شمار می‌آید. هرکس به تنهایی یا با گروه صمیمی و جمع و جوری که دارد در کارگاهش مشغول تافتن و کوبیدن بود. بیش‌تر مغازه‌داران و کارگاه‌دارها مردهای مسنی بودند که بر خلاف ظاهر خسته‌شان هنوز می‌توانستند کارهای فوق العاده بکنند که در دنیا همتا نداشته باشد.

جلیل مثنی


مصاحبه‌ای به سختی «فیل هوا کردن»
همانطور که به آدرس نزدیک‌تر می‌شدم، یک‌باره در یکی از کارگاه‌ها، مرد سالخورده‌ای را دیدم که تنها مشغول کوبیدن ظروف مسی بود. نزدیک‌تر که شدم بیش‌تر متوجه موهای سفیدش شدم و چند قدم که پیش‌تر رفتم فهمیدم که سماورساز عجیب و غریبی را که فقط عکسش را دیده بودم، پیدا کرده‌ام.

کارگاهی پر از دیگ‌های بزرگ که می‌شد با آن‌ها کار شکم ده‌ها نفر را راه انداخت جلوی در نقش بسته بود. داخل کارگاه صدای بعضی دستگاه‌های تخصصی که من اسم‌شان را نمی‌دانستم زیادی بلند بود و جای تعجب داشت که در چنین فضایی یک نفر بتواند عجیب‌ترین سماورهای دنیا را بسازد. ولی هیچ بعید نبود که در آن فضا صدای ادعاهایش به گوش مردم نرسد!

انتظار داشتم از من که می‌خواهم او را به مردم معرفی کنم استقبال گرمی بکند و برایم کلی قربان صدقه برود ولی از این خبرها نبود. سلامی ساده‌تر از لباس‌هایش داد و بدون هیچ حرف اضافه‌ای گفت: «شما هرسوالی دارید بپرسید من جواب می‌دهم.» این جمله را گفت و به کارش ادامه داد و کوفت و تافت ... کمی مبهوت ماندم و کمی ترسیدم که این از همان آدم‌هایی است که مصاحبه کردنش، شبیه چیزی مثل فیل هوا کردن است.

بالاخره با اصرار فراوان من راضی شد که روی یکی از سازه‌هایی که شبیه صندلی بود بنشینیم و گفتگویمان را نشسته انجام بدهیم. کمتر کسی تا بحال پیش آمده بود که با دیدن ضبط صوت و دوربین، تغییری در صدا و ظاهر خود ندهد ولی از آنجایی که او عجیب‌ترین چیزها را ساخته بود، انتظار داشتم عجیب‌ترین رفتارها را هم داشته باشد.

سوال خاصی آماده نکرده بودم و دوست داشتم فقط  یک گفتگوی ساده و صمیمی داشته باشیم. برعکس تمام مصاحبه‌های رنگین، دوست داشتم یک گفگتوی سنگین داشته باشیم. درباره خودش پرسیدم. به شناسنامه‌ای‌ترین شکل ممکن خود را توصیف کرد: «جلیل مثنی هستم؛ متولد سال ۱۳۲۸ در تبریز.»

مسگری

دهان تمام سماورسازهای شهر را باز گذاشته‌ام
مکث کردم و خوشبختانه مکث من جواب داد: «تقریبا از ۹ سالگی شروع کرده‌ام به کار مسگری که کار پدری‌ام بوده. این روزها چون مس بازاری ندارد آلومینیوم کار می‌کنم. بیش‌تر دیگ می‌سازم ولی دیگ هم ایام معمولی خریداری ندارد و شاید ایام محرم بتوانیم چیزی بفروشیم.»

بدون شک کسی که بتواند سماورهایی عجیب و غریب بسازد، از هوش بالایی برخوردار است. می‌گفت تا سوم ابتدایی درس خوانده‌ام؛ یعنی همان سواد خواندن و نوشتن را دارد ولی مطمئنم اگر درس می‌خواند بسیار موفق‌تر می‌شد.

چشمانش از پشیمانی موج می‌زد ولی انگار دستانش خوشحال بودند که درس خواندن یا نخواندنش دست آن‌ها نبوده. گفتم بچه‌های امروز علاقه‌ای به این‌جور کارها ندارند. گفت: «این یک مسئله دیگر است ولی اگر کودکی از ۱۰ سالگی علاقه داشته باشد وارد این کار شود حداقل باید ۳۰ سال کار بکند تا بتواند به نتیجه برسد.»

۳۰ سال! یعنی چیزی حدود صدسال برای بچه‌هایی که امروزه دوست دارند یک‌شبه به نتیجه برسند.

اگر جوانی امروز وارد این کار شود از بس دغدغه کار و زندگی و ازدواج دارد که یک ساعت هم نمی‌تواند روی آموختن این کار متمرکز شود.
ولی آن زمان من در دوازده سالگی دیگ می‌ساختممعتقد بود کارش به درد جوان‌ها نمی‌خورد: «اگر جوانی امروز وارد این کار شود از بس دغدغه کار و زندگی و ازدواج دارد که یک ساعت هم نمی‌تواند روی آموختن این کار متمرکز شود. ولی آن زمان من در دوازده سالگی دیگ می‌ساختم.»

او دلش پر بود. با اینکه آدم پرحرفی به نظر نمی‌رسید ولی کافی بود یک حرفی بزنم که دردهایش را یادش بیندازد. ولی می‌خواستم بیش‌تر از خودش بگوید. برای همین پرسیدم که این کارگاه مال خودش است یا نه؟ جواب داد که اجاره هست و قبلا بازار مسگرها کار می­ کرده و الان ۶ سال است که اینجاست.

کار من دیگ‌سازی است و فقط بخاطر دل خودم و علاقه‌ام سماور می‌سازم. حدود ۵ سال است که سماور می‌سازم و ساخته‌هایم را وقتی تمام سماورسازهای ماهر تبریز می‌بینند دهانشان باز می‌ماند که چگونه می‌شود با دست چنین چیزی ساخت.»

بعضی از عکس‌های سماورهایش را چاپ کرده بود و به دیوار کارگاهش چسبانده بود. وقتی دیدم خودش هم مایل است برویم سر اصل مطلب، از زمان شروع سماورسازی‌اش پرسیدم. گفت: «کار من دیگ‌سازی است و فقط بخاطر دل خودم و علاقه‌ام سماور می‌سازم. حدود ۵ سال است که سماور می‌سازم و ساخته‌هایم را وقتی تمام سماورسازهای ماهر تبریز می‌بینند دهانشان باز می‌ماند که چگونه می‌شود با دست چنین چیزی ساخت.»

سماور سازی

۵۰میلیون تومان، قیمت هر سماور
پرسیدم چرا و با تعجیب پرسید: «چی چرا؟» گفتم چرا کارهای شما طرح‌های عجیب و غریبی دارد؟ عجیب‌تر از هر سماوری که تابحال دیده‌ایم؟ نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: «خوب من شب‌ها با فکر و خیال می‌خوابم. در فکرم انواع و اقسام طرح‌ها می‌سازم و بعد آن‌ها را با مس پیاده می‌کنم.»

البته من عکس سماورها را قبلا دیده بودم. همه‌شان خیالی نبودند. گفتم همه‌شان خیالی هستند؟ بدون اینکه جوابی بدهد بلند شد و از جیب شلوار کارش موبایلش را درآورد. فکر کردم چیزی گفته‌ام که ناراحت شده یا... ولی چند دقیقه بعد گوشی‌اش را گرفت سمتم. فهمیدم که عکس سماورها را می‌خواهد نشانم بدهد.

عکس سماورها یکی یکی می‌آمد. یکی ارک علیشاه بود. یکی شبیه ساختمان‌های چینی. یکی شبیه برج مراقبت هواپیما بود و بقیه واقعا مخلوق ذهن او.
گوشی را لمس می‌کرد و عکس سماورها یکی یکی می‌آمد. یکی ارک علیشاه بود. یکی شبیه ساختمان‌های چینی. یکی شبیه برج مراقبت هواپیما بود و بقیه واقعا مخلوق ذهن او. ممکن نیست کسی این‌ها را ببیند و فکر نکند که این سازه‌ها صرفا دکوری نیستند. راجع به همین موضوع پرسیدم و گفت: «عینا مثل یک سماور زغالی معمولی کار می‌کنند.» با لحنی کنایه‌آمیز ادامه داد: «چرا کار نکنند؟ همه‌چیز با پول ممکن می‌شود.»

وقتی حرف پول را به میان آورد فهمیدم این سماورها زیاد آب خورده‌اند. برای هرکدام ۱۰ میلیون سرمایه گذاشته بود. پرسیدم وقتی کسی نمی‌خرد چرا باز می‌سازید؟ گفت: «چون عشقم است. البته که به مشتری‌اش می‌فروشم مثلا هرکدام را به قیمت ۵۰ میلیون تومان. ولی بعید می‌دانم در تبریز شخصی چنین پولی را به چنین چیزهایی خرج کند.»

اندکی لحنی انتقادی به سخنانش افزود و ادامه داد: «چنین چیزهایی به درد ادارات دولتی و شرکت‌ها می‌خورند. پوزخندی زد و گفت: «البته الان هم به دردشان می‌خورد ولی آن‌ها به درد من نمی‌خورند.»

سماورهای من آبروی مسئولان تبریز را می‌خرد. هرکجا که نمایشگاهی برپا می‌شود یا هرکجا قرار است مهمان خارجی بیاید به من زنگ می‌زنند که بیا و سماورهایت را بیاور. دریغ از اینکه پولی یا چیزی بدهند.

پرسیدم یعنی چه؟ گفت: «یعنی سماورهای من آبروی مسئولان تبریز را می‌خرد. هرکجا که نمایشگاهی برپا می‌شود یا هرکجا قرار است مهمان خارجی بیاید به من زنگ می‌زنند که بیا و سماورهایت را بیاور، دریغ از اینکه پولی یا چیزی بدهند.»

این را گفت و بلافاصله چشمانش را به زمین دوخت. طوری که فارغ از حضور من بخواهد دقایقی به حال خودش رها شود. ولی برای من عجیب بود که وقتی حمایت نمی‌شود چرا هنوز به دعوت‌ها جواب مثبت می‌دهد؟ این سوال راهی بین دل و ذهن من پیمود ولی جلیل خان گویی که فکر من را خوانده باشد سر خود را بلند کرد و با صدایی بلند گفت: «چند مدت پیش از اصفهان یک کار سفارش دادند و گفتند اسم خودت را روی آن بنویس اما تبریز را نه. قبول نکردم. چون من هرکاری می‌کنم باید به اسم تبریز تمام شود.»

نگاه متعجبم او را به ادامه واداشت: «الان هروقت زنگ می‌زنند می‌گویم مریضم و دیگر کار نمی‌کنم. چون راضی نیستم با کارهای من اصفهانی‌ها برای خود افتخار کسب کنند.»


صنایع دستی

شکل بده، سماور تحویل بگیر

می‌دانستم حمایت نمی‌شود. یعنی تقریبا با هر صنعتگری که مصاحبه کرده بودم از حمایت‌نشدن‌ها گلایه داشتند. ولی باز این بحث را
کدام حمایت؟ فقط ۴ سال بیمه داشتم از سازمان صنایع دستی. اگر تمدید نکنند دیگر من هم برایشان کاری نخواهم کرد. مفتی که نمی‌شود. به تمام هتل‌ها که مهمان‌های خارجی می‌آیند مرا برده‌اند. می‌گویند بیا تدریس کن ولی زندگی خرج دارد.
نمی‌شود که همه‌اش بخاطر علاقه جلو رفت.هم مطرح کردم. نه گذاشت و نه برداشت: «کدام حمایت؟ فقط ۴ سال بیمه داشتم از سازمان صنایع دستی. اگر تمدید نکنند دیگر من هم برایشان کاری نخواهم کرد. مفتی که نمی‌شود. به تمام هتل‌ها که مهمان‌های خارجی می‌آیند مرا برده‌اند. می‌گویند بیا تدریس کن ولی زندگی خرج دارد. نمی‌شود که همه‌اش بخاطر علاقه جلو رفت.»

دقایقی باهم سکوت کردیم. او دوباره عکس‌های توی گوشی‌اش را این‌ور و آن‌ور کرد و من هم دنبال سوال بودم. چشمم به عکس‌ها افتاد و با لحن صادقانه‌تری پرسیدم حالا واقعا چطور شما می‌توانید این شکل‌های عجیب و غریب را روی مس پیدا کنید و سماور بسازید؟ شرح داد: « ۴۰ سال است که در این کارم. حالا هم مس زبان مرا می‌فهمد و هم من زبان آن را. وقتی چکش به دست می‌گیرم با یک نگاه می‌توانم بفهمم کجای کار می‌لنگد. عین یک دکتر که می‌تواند با دیدن صورت بیمارش از درد او آگاه شود.»

دیگر چیزی نپرسیدم. خودش گفت یکی از سماورهایی که ساخته الان در یکی از برج‌های دبی است. یکی هم توسط نفری ثالث فروخته شده به رییس جمهور آذربایجان. این‌ها بود که گویی دلخوشش می‌کردند برای ادامه. این‌ها بود که چکش را به دست او می‌دادند و می‌گفتند بکوب همچنان. البته این امیدواری‌ها متعلق به سال‌ها پیش بود و دلخوشی جدیدش ساختن کره‌ای رو به روی بیمارستان بین‌المللی تبریز بود. کره‌ای که مهندسان نتوانسته بودند بسازند و نهایت به جلیل مثنی قصه ما روی آورده بودند!

او احتیاج داشت. احتیاج داشت که از خودش بگوید. دو گوش شنوا می‌خواست که توانایی‌های او را در یابند. شاید هم دو دست توانا. می‌خواست از خودش بگوید که سال‌ها برای رسیدن به اوج یک هنر و صنعت جان کنده بود و حالا زندگی داشت به طرز پیش‌بینی نشده‌ای بی‌لطفی می‌کرد.

گفت: «هرچیزی که به فکرتان بیاید می‌توانم بسازم. وقتی یک قطعه از ماشین ناقص است کافی است شکل آن را به من بدهید تا عین آن قطعه را با دستم بسازدم و بگذارم سرجایش.»

نتیجه این زندگی پول است. من تا کی می‌توانم سماور بسازم؟ تا زمانی که پول داشته باشم تا مصالح کارم را بخرم. پس ...
یک­باره به دهانم آمد که چه تضمینی است که بچه‌ها بعد از ۳۰ سال بتوانند نتیجه‌ای را که شما از این حرفه گرفته‌اید بگیرند؟ چهره‌اش پر شد از علامت سوال‌های غمگین و گفت: «کدام نتیجه؟» گفتم بالاخره همین‌هایی که می‌سازید نتیجه هستند. آهی کشید و پاسخ داد: «پسرجان نتیجه این زندگی پول است. من تا کی می‌توانم سماور بسازم؟ تا زمانی که پول داشته باشم تا مصالح کارم را بخرم. پس ...»

من گفتم دقیقا چگونه و چه کسانی می‌توانند از شما حمایت کنند؟ جوری که به غرورش برخورده باشد گفت: «حالا حمایت نکنند هم نکرده‌اند. همین که من این سماورها را می‌گذارم خانه‌ام؛ تماشایشان می‌کنم و لذت می‌برم برای من کافی است ولی خدایی اگر بگوییم مردم توانایی خریدن این سماورهای گران را ندارند حداقل جایی مثل صدا و سیما که درآمد یک تبلغ چندثانیه‌اش میلیون‌ها تومان است می‌تواند در دکور برنامه‌اش به جای مجسمه‌های سفالی از این سماورها استفاده کند تا تماشاگران هم بدانند که تبریز چه صنعت سنگین و رنگینی دارد.»

هنر تبریز

باز من سکوت کردم و او ادامه داد: «بعد از ۱۰ ها سال زحمت، در جشنواره‌ای یک لوح تقدیر دادند با ۲۰۰ هزار تومان کارت هدیه. نباید انتظار داشته باشیم وقتی پسر من اوضاع من را می‌بیند دلش بخواهد بیاید سراغ این صنعت.»

طوری که انگار از من سیر شده باشد. از حرف‌هایم، از حرف‌هایش و از «حرف‌ها» سیر شده باشد، بدون کلمه‌ای بلند شد و چکشش را برداشت. شاید دوست داشتم این گفتگو کمی طولانی‌تر باشد ولی ناگزیر باید خداحافظی می‌کردم و ادامه داستان جلیل مثنی را در ذهنم می‌بافتم.

وقتی از کارگاه بیرون می‌رفتم دیگر من هم زیاد سر و صداها را نمی‌شنیدم. در خودم فرو رفته بودم و حرف‌هایش داشت همچون چکشی مرا صیقل می‌داد. من اگر جای او بودم چکار می‌کردم؟ به همین روال ادامه می‌دادم یا می‌رفتم جایی که قدرم را بدانند؟ باز هم به بودن اسم تبریز روی هنرم تعصب داشتم؟ کاش کسی بود که جواب می‌داد؛ جواب دستانی را که «المثنی» نخواهند داشت.

عکس‌ها از: بهنام عبداللهی


لینک مجموعه پستهای تاریخ ، میراث آذربایجان



مرتبط با : تبریز * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : صنایع دستی-هنر تبریز-سماورسازی-مسگری-هنرمند-صنایع دستی آذربایجان شرقی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1396
زمان : 07:33 ب.ظ
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها




( تعداد کل صفحات: 333 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ