تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال جمعه 25 بهمن 1398, 08:30 ب.ظ

کمال الملک نقاش تبریز

استاد علی اصغر پتگر در سال ۱۲۹۲ شمسی (مطابق شناسنامه ۱۲۹۷) در تبریز به دنیا آمد.

پدرش مشهدی حسن کلاهدوز، به کلاهدوزی و پوستین دوزی اشتغال داشت و با خانواده خود یک کارگاه قالی بافی را نیز اداره می کرد. در همان مکان علی اصغر و برادر کوچک ترش جعفر، بتدریج با طرح و رنگ آشنا شدند و تمایل و توانایی بسیار در نقاشی از خود نشان دادند.

وی تحصیلات ابتدائی را در تبریز گذراند و به همراه برادرش تحت تعلیم استاد میرمصوّر ارژنگی، از نقاشان سرآمد تبریز و دانش آموخته نقاشان روسی و نقاشی واقع گرا، به آموختن نقاشی پرداخت.


پتگر


سپس در ۱۴-۱۳۱۳ همراه برادر خود – جعفر- و به سفارش و توصیه میرمصوّر، تبریز را به بهانه آموزش نقاشی و کسب علم از محضر استادان مدرسه صنایع مستظرفه، با کالسکه به قصد تهران ترک کرد.

مدرسه صنایع مستظرفه (هنرهای زیبای کنونی) آن زمان که هنوز دانشگاه در ایران تأسیس نشده بود، حکم دانشگاه را داشت و نقاشانی مانند علی محمد حیدریان- حسین خان شیخ و اسماعیل آشتیانی، از اساتید آن روزگار بودند.


حضور او در تهران مقارن با اوج نقاشی کمال‌الملکی و شاگردان اوست. آموزش دیدگان این مدرسه که در شهرهای دیگر به تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه – از روی شکل مدرسه پایتخت – روی آوردند، از پی اندیشه کمال‌الملکی، رو به واقع گرایی و طبیعت نگاری آورد.

در حقیقت با نوعی نقاشی که بیش تر به معنابخشی و ارتباط همگانی نزدیک بود، عنوان نقاشان سبک کلاسیک «از نوع کمال الملکی» نام گرفتند؛ و این در شرایطی بود که با به پایان رسیدن قرن و شروع قرن جدید، هویت جهان سوم به دو شقه قبل (کلاسیک) و اکنون (نو – مترقی – جدید) تبدیل شده بود.


علی اصغر پتگر


در مدرسه نقاشی تبریز نیز میرمصوّر و دیگران تأکید داشتند که نقاشی به منزله تغییر چیزها یا از چهره انداختن چیزها نیست، بلکه مجازی کردن حقیقت بیرون از تابلو است، تا جایی که شخصیت درون تابلو- که غالباً نیز باید تهی‌دست و فقیر باشد- نفس کشیدنش به نظر آید و در حقیقت، اشیا آن چنان به جلوه گری درآیند که گویی قابل استفاده‌اند.

این نوع آموزه‌ها در نوجوانی، علی اصغر را خبره کپی‌کاری و به عینه کشیدن دنیای بیرون بر بوم کرد، آن چنان که در نخستین روزهای حضور در پایتخت توانست در نقاشخانه «جهان نما» مشغول به کار شود.

این نقاشخانه از اولین تابلوسازان سردر مغازه‌های لوکس تهران بود، و به واسطه رفیع حالتی نیز پرده‌های نمایش نامه‌های گراند هتل و چند محل نمایش دیگر را سفارش می‌گرفت.

علی اصغر علی رغم کار در نقاشخانه، به سرعت وارد جریانات هنر نقاشی در پایتخت می‌شود. حسین شیخ، که جوان‌ترین معلم مدرسه مستظرفه است، روزهایی از هفته را در کافه قنادی لاله زار با شاگردان و نقاشان جوان دیگر مجلس‌آرایی می‌کند.

با شناخت حسین شیخ، علی اصغر وارد هنرستان هنرهای مستظرفه می‌گردد و از همو -که عکاسی خبره و درجه یک نیز هست- عکاسی می‌آموزد.


زندگینامه پتگر

نقاش معروف

هنرمند تبریزی

ازدواج

پتگر نقاش


حضور پتگر با شاگردان دیگر در گروه گردی‌های حسین شیخ، از اتفاقات مهم هنر نقاشی در دهه دوم قرن جدید در تهران است. علی اصغر پس از گذران چندسال در مدرسه با کسب مدرک مراحل عالی آموزش، از آن جا فارغ‌التحصیل می‌شود.

او در عین حال که حرمت استادان را پاس می داشت، از نظام آموزشی و شیوه تدریس محافظه کارانه آن ها چندان خرسند نبود، لذا به محض دریافت مدرک لیسانس به اتفاق برادرش جعفر، اولین کلاس آزاد نقاشی در ایران را درخیابان نادری- کوچه نوبهار- در سال ۱۳۱۹ پایه‌گذاری کرد، که بعدها محل دیدار بسیاری از هنرمندان شد. از جمله:

اسماعیل آشتیانی، علی‌ اکبر صنعت زاده، حسین خان شیخ، صادق چوبک، منوچهر ویشکایی، وارطانیان، منوچهر شیبانی، جلیل ضیاپور، جعفر شریعتمداری (درویش)، صادق هدایت، نوشین، سیمین بهبهانی‌، سیمین دانشور، رهی‌ معیری، پروین اعتصامی، شین پرتو، شهریار، نیما، و بزرگ علوی شد.


به علت حضور او به عنوان معلم در هنرستان بانوان، دختران تهرانی به آموزشگاه آزاد او هجوم آوردند. کارگاه او را نیز اولین کلاس آزاد نقاشی بانوان در ایران می‌دانند؛ و با توجه به سال تأسیس (۱۳۱۹) او را باید از جمله اولین خدمت گزاران به فرهنگ بانوان در ایران جدید دانست.

فروغ فرخزاد، کلارا آبکار، شوکت شقاقی، بهجت صدر، منیژه مساعد، ژینوس هاشمی،‌ مهربانو زندشاهی و هنرمندان بسیار دیگری نیز در کلاس پتگر آموزش می‌دیدند.

کودکان مارالان تبریز

مارالان


۱۳۲۰-۲۵- تبریز، بازار صاحب الامر (رنگ و روغن ۱۸۰*۱۲۰)

تبریز قدیم


۱۳۲۲- خیابان سرچشمه (رنگ و روغن، ۱۱۰*۸۲)

یکی‌ از معروفترین آثار (ا- پتگر)، که با محله گازران و - بازار صاحب الامر ، ۳ اثریست که به روایتی مردم نگارانه قلمداد شده است.
در همان کارگاهی که اصغر و جعفر با هم در طبقه دوم خانه در سرچشمه اجاره کرده بودند و در زمانی‌ که اصغر در حال کار روی تابلوی سرچشمه بود،
جعفر در گوشه دیگری از اتاق پیرمردی را مدل کرده بودند و در حال ساخت تابلوی رفوگر بودند.

سرچشمه تبریز



۱۳۲۳- محله گازران – تبریز (رنگ و روغن، ۱۱۰*۸۲)

(ا- پتگر) پراکنده به مدت ۵ سال روی این تابلو کار کرده اند.
بین ۱۳۱۲-۱۴ تا ۱۳۱۸ که او در مدرسه صنایع مستظرفه تهران درس میخواند، هر سال تابستان همراه با جعفر برادرشان به تبریز و خانواده‌شان سر می‌زدند.
(تابلوی بازار صاحب الامر هم در طی‌ این سفر‌ها تحقیق و به تصویر کشیده شده است). ظاهراً (ا- پتگر) از حدود ۱۳۲۲-۲۳ دیگر به تبریز بازنگشتند، تا ۱۳۴۷
که با ایراندخت ستوده آخرین سفرشان به تبریز- و اولین سفر ایراندخت به آنجا- را انجام دادند.

گازران


در ۱۳۲۰، علی اصغر و جعفر نام فامیلی خود را از برادران اکبری به پتگر تغییر دادند و او تخلص (ا- پتگر) را برگزید. پیش تر در کلاس‌های تاریخ تمدن، «پتگر» این کلمه‌ فارسی پهلوی را از استادش کسروی شنیده بود، که به معنای تصویر و تصویرگر است.
در حقیقت کار حرفه‌ای او نیز از ابتدای دهه ۲۰ شروع شد. ا- پتگر از ۲۰-۱۳۱۹ تا ۱۳۲۴ آثاری با آبرنگ و رنگ روغن به شیوه کمال الملک و شاگردانش به وجود آورد.

در دهه ۲۰ نیز او را نقاشی کم‌کار می‌بینیم؛ (۵۸ تابلو درحال حاضر وجود دارد)، چون به موازات اداره نقاشخانه، سمت معلمی ‌در هنرستان بانوان را نیز دارد. این هنرستان، که پیش تر با نام «هنرستان نسوان» شناخته می‌شد، وابسته به مدرسه صنایع قدیمه بود و مهم‌ترین هنرمندان قرن جدید را از میان دختران تهرانی، به جامعه هنر شناساند.

سبک کار علی اصغر پتگر تا سال‌ها تحت تأثیر هنر کمال‌الملک و آشتیانی است. ولی درعین حال وی از نخستین کسانی بود که طرز قلم زدن شاگردان کمال الملک را رها کرد و به شیوه ای متفاوت با شیوه های گذشته روی آورد و از قلم های درشت تری استفاده کرد.

اصولا شیوه کارش بیش تر ریشه در تعلیمات میرمصورارژنگی داشت و از آن جا که میرمصور در روسیه تعلیمات هنری دیده بود، روش قلم زدن و رنگ آمیزی اش با مکتب شدیدا آکادمیک کمال‌الملک تفاوت‌های قابل توجهی‌ داشت.

بعدتر با تأکید جلیل ضیاءپور، به شناخت شاخه مهم‌تری از نقاشی کلاسیک دست می‌یابد و شیفته عالم رنگ در نزد رپین می‌شود.

رپین، که از نمایندگان برجسته نقاشی رئالیسم انتقادی روس است، تأثیری شدید بر پتگر می‌گذارد، آن چنان که تا سال‌های آخر عمر همچون رپین، رنگ‌های قهوه‌ای تیره استفاده می‌کرد و حتا همچون رپین، به دنبال نقاشی تک چهره (پرتره) از کسانی بود که همچون شخصیت‌های آثار داستایوفسکی، چهره‌هایی پر از درد و رنج و یأس داشتند.


کلاس نقاشی

استاد پتگر

هنر تبریز

نگارگر

نقاشی

جوانی پتگر

استاد علی اصغر پتگر در ایام هنرستان بانوان است که با دختر خلیل ستوده (مدیر مدرسه‌ آمریکایی‌ – ۱۳۱۲ – پدر منوچهر ستوده، محقق و ایران شناس) آشنا می‌شود، و در ۱۳۲۳ با ایراندخت ستوده ازدواج می‌کند. (دامادهای خلیل ستوده از عجیب‌ترین بستگان در آن زمان پایتخت به شمار می‌رفتند، چرا که دیرتر خواهر ایراندخت، با جلیل ضیاءپور، که دشمن مسلم نقاشی کمال‌الملکی شناخته می‌شد، ازدواج کرد.

زندگی در خانه ستوده و دیدارهای پی درپی و مجادلاتی که مابین این دو به وجود می‌آمد، علی رغم این که دلخوری‌ها و دعواهایی خانوادگی و ایدئولوژیک به وجود می‌آورد، هیچ گاه باعث نشد در ساختمان اندیشه تک روانه هر یک خللی به وجود آید).


نامی، نیما، میترا و مانی ، حاصل این ازدواج هستند. او، نامی و نیما را که هنرجویانی نوجوان بودند به دستیاری گرفت و تدریس و تعلیم نقاشی را به آنان آموخت. به حق پتگر، پرکارترین و پرشاگردترین مدرس زمان خود بود. بسیاری از اساتید نسل‌های بعدی، از شاگردان او هستند.

او در ۱۳۳۰ محل کلاس خود را (که در ۱۳۲۳ از خیابان نادری، کوچه نوبهار، به منوچهری منتقل شده بود) تغییر داد و مستقل از برادرش جعفر، در خیابان ولی‌ عصر، چهارراه جمهوری‌ (سه‌راه شاه، نبش کوچه سیمرغ‌ سابق) شروع به کار کرد.

در ابتدا به سبک کلاسیک گرایش داشت و همچون هر تازه‌ کاری در نقاشی به دقایق و ظرائف اثر می‌پرداخت و اصول آکادمیک و دانش اولیه طراحی و نقاشی را وفادارانه اجرا می‌کرد. البته در خلال این وفاداری به اصول، می‌توان به حضور خلاقانه و بدعت گذارانه او در کمپوزیسیون‌ها، نورها و تقسیمات صفحه و حسی که به کار می‌بخشید و آن را منحصر بفرد می‌کرد، اشاره کرد.


پتگر


پس از این به ناتورالیسم متمایل شد، ولی کارهای او از لحاظ سوژه، رئالیستی محسوب می‌شوند. سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۹ ــ بحبوحه ورود مکتب های جدید هنری به ایران ــ دوره طبع آزمایی های پتگر و آفرینش آثاری به سبک های امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم بود. آثاری که در آن زمان به نحو بارزی نوآوری به شمار می آمد، ولی پتگر به واقع گرایی بازگشت.

در آثار او شخصیت‌های اصلی‌، بیش تر مردم زحمت کش همچون کارگران، پیشه وران، دایه‌ها، پیش خدمتان و انسان‌های دوره‌گرد و بی‌‌خانمان هستند که از نظر هنرمند بار سنگین خدمات انسانی‌ و اجتماعی را به دوش می کشند و مظلومانه به حیات پر مشقت، ولی‌ پر از صفا و صمیمیت خود ادامه میدهند.

استاد علی اصغر پتگر هرگز حقارت و غبار فقر را در چهره‌ٔ آنان رقم نزد، بلکه همواره خرسندی و قناعت و سلامت و فقر توام با استغنای درونی آنان را در آثار خود تاکید می کرد و در این رابطه از رنگ آمیزی درخشان و شاداب و گرمای حیات بخش آفتاب تهران، برای رساندن منظور خود کمک می‌گرفت.

پتگر تا حدود زیادی از طوفان موج های نو و مدرن پرهیز می‌‌کرد. این پرهیز آگاهانه او از حرکت‌های مدرن، تا حدود زیادی ریشه در باورهای شخصی او نسبت به هنر و رسالت هنری او داشت و اساساً تکلیف دیگری، جز آنچه غرب به آن می‌اندیشید، برای هنر قائل بود.

در سال ۱۳۴۲ هشتاد اثر خود را که مربوط به دوره‌های متفاوت کار هنری اش بود، در آتلیهٔ خود به نمایش گذارد. این نمایش که هم زمان با دومین بینال ایران بود، در محافل فرهنگی‌ و ادبی‌ بحث برانگیز شد و باعث شد که تماشاگران و منتقدان آثار نقاشی، در قیاس بین آثار به نمایش گذاشته شده در بینال و آثار پتگر، مقالاتی نوشتند.


هنرمندی برادران پتگر

فرش تبریز

نقاشی استاد شهریار

آثار پتگر


در سال ۱۳۴۹ همسرش ایراندخت را از دست داد. دو فرزندش مهرزاد و شهرزاد، حاصل ازدواج دومش را در نیمه‌ دوم زندگی‌اش پرورید.

از سال ۱۳۵۵ کلاس‌هایش را که در چهار راه جمهوری بود، به نامی و نیما واگذار کرد و برخی از شاگردانش را در منزلش تعلیم داد. در این سال‌ها بیش تر به غزل سرائی پرداخت و کتاب اشعارش به نام «رنگین کمان» را در سال ۱۳۶۰ به چاپ رساند.

وی از سال ۱۳۶۷ از بیماری قلبی رنج می‌برد. در روز پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۱ در سن ۷۹ سالگی آخرین کلاس نقاشی‌اش را به علت بیماری تعطیل کرد و در عصر همان روز به علت سکته‌ قلبی درگذشت.



» لینک مطالب مشاهیر آذربایجان (127)

» لینک مطالب میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان (233)




دسته بندی : تبریز , * مشاهیر آذربایجان , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : پتگر , نقاشی , نگارگری تبریز , تبریز قدیم , هنرمند تبریزی , مشاهیر آذربایجان ,


نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 6 بهمن 1398, 06:51 ب.ظ

خانه ۲.۵ میلیون دلاری که به هتل بوتیک تبدیل می‌شود

در انتهای یکی از کوچه‌های خیابان بهارستان منطقه «شاه گولی» تبریز، عمارت زیبایی قد برافراشته است که معماری ترکیبی اش، جلوه‌گری می‌کند و مالکش می‌گوید قصد دارد این بنای ۲.۵ میلیون دلاری را که در اصل برای سکونت خود و خانواده‌اش ساخته بود، به هتل بوتیک تبدیل کند.

با آقای کلانتری، مالک بنا، در آتلیه عکاسی استاد محمدعلی جدیدالاسلام آشنا شدم؛ عصر یکی از روزهای برفی تبریز در آتلیه نشسته بودیم که جوانی وارد شد و استاد بعد از معرفی ایشان، درخواست کرد که در صورت امکان در معیت آقایان فانی و تهرانچی، بازدیدی از هتل بوتیک آقای کلانتری داشته باشیم و او نیز با گشاده رویی تمام اجابت کرد.

هتل جدید تبریز

در نهایت عصر روز بعد در معیت جمعی از دوستان راهی محل ملاقات شدیم؛ در طول راه با خودم فکر می کردم جایی که قرار است دیدن کنیم، چگونه جایی است؛ وقتی خودرو در انتهای یک کوچه بن بست در زیر نور کم فروغ تیر برق توقف کرد، مشاهده ساختمانی چهار طبقه با معماری ترکیبی هوش از سرم ربود. 

تماشای ساختمانی به شکل گلبرگ باز شده با پنجره اُرسی عظیم الجثه در طبقه اول آن به چالشی در ذهنم تبدیل شد که این چگونه ساختمانی است که نمای کلی آن نماینده معماری مدرن و اُرسی‌اش تداعی کننده معماری سنتی ایران است. 

وقتی میزبان در سرمای استخوان سوز شبانگاهی تبریز در را به رویمان باز کرد و از آستانه در عمارت وارد شدیم، دیدن ساختار حوضخانه‌ای شکل ورودی با طاق ضربی دارای قرنیزهای مزین به سنگ های تراش داده شده «ایسپاراخون» حس حضور در «تبریز قدیم» را در وجودمان بیدار کرد.

از پله ها که بالا رفتیم، وارد «طنبی» - سالن پذیرایی امروزی - مستطیلی شکل بزرگی شدیم که پنجره اُرسی بزرگ آن با شیشه های  هفت رنگش در ظلمات شب نیز زیبا می نمود. 

من از لحظه ای که وارد هتل بوتیک آقای کلانتری شدم، مبهوت ذوق و سلیقه و هزینه صرف شده برای خلق چنین اثری بودم و وقتی در اعماق ذهنم دنبال واژگانی برای توصیف این بنای خارق العاده می گشتم، «خلق اثر» بهترین عبارت انتخابی ام بود، زیرا با تمام وجودم حس می کردم که برای اینکه چنین عمارت زیبایی قدم به عرصه وجود بگذارد، چقدر اندیشه و تفکر صرف شده است.

مهدی کلانتری
مهدی کلانتری، مالک هتل بوتیک ۲.۵ میلیون دلاری تبریز



بازگشت به اصل خویش

مهدی کلانتری، مالک هتل بوتیک، متولد ۱۳۵۷ تبریز، دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت در مقطع کارشناسی است که کارشناسی ارشد را با بورسیه دانشگاه های فرانسه در این کشور به پایان برده و بورسیه دکتری را نیز در انگلیس به دلیل فعالیت حرفه ای در شرکت های نفتی چندملیتی از قبیل «شل اند برگر» ناتمام رها کرده است.

کلانتری می گوید: من مهندس توسعه میادین نفتی هستم. با هفت هشت شرکت نفتی بزرگ چندملیتی دنیا کار کرده ام. تیمی داریم که دارایی های نفتی را خریداری کرده، توسعه می دهد و می فروشد. 

او در پاسخ به این سوال که چرا ثروتش را صرف ساخت چنین بنایی کرده است، می گوید: من فلسفه ساده ای دارم مبنی بر اینکه شخصیت هر کس زاییده ذات و مسیر زندگی اش است؛ پدر بزرگ من نام خانوادگی اش «فنجانچی» و در پاستور ساکن، اما اهل محله چرنداب تبریز بود. 

وی ادامه می دهد: ما همه جای دنیا را گشتیم و بهترین فرصت ها را تجربه کردیم، اما پاسخ به این سوال که چه چیزی ما را خوشحال می کند، باعث شد تصمیم بگیریم به شهر و دیار خودمان برگردیم؛ به این نتیجه رسیدیم که شادی ما در عناصر (المان های) به ظاهر کوچکی است که در کودکی با آنها تجربه زیستی داشته ایم؛ حوض خانه پدر بزرگ، آجرهای خام خانه های محله، سنگ های ایسپاراخون، پنجره های اُرسی، فرش های خوشرنگی که تار و پودش در مغان به دست دختربچه ها به طور طبیعی رنگرزی شده بود.

کلانتری که هم اکنون در حال ساخت کارخانه ای برای جوانان این مرز و بوم هم است، تشریح می کند: ما در غرب درس خواندیم، کار کردیم و پست و مقام گرفتیم، اما در نهایت این ریشه هایمان بود که ما را بیشتر خوشحال می کرد؛ با این نگاه و فلسفه در اواخر سال ۱۳۹۱ با مراجعه به اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی اعلام کردم که می خواهم یک خانه قدیمی را در محله پدری خریداری و احیا کنم، اما به دلیل برخورد ناشایست مسوولان آنجا، تصمیم ام عوض شد و ساخت بنایی نوساز که مبتنی بر معماری سنتی و اصیل بومی باشد، برایم اولویت یافت.

وی در تشریح دشورای های زندگی در جامعه ای با فرهنگ و سنت های متفاوت می گوید: به عنوان مثال وقتی در آمریکا، دخترم دلش پدربزرگش را می خواست، امکان دسترسی برایش میسر نبود؛ به دلیل بعد مکانی، اصلاً او شناخت درست و حسابی از پدربزرگش ندارد و سالی حداکثر یک بار او را می بیند. اغلب ایرانیانی که در غرب زندگی می کنند، حتی در صورت موفقیت در زندگی شغلی و داشتن جایگاه اجتماعی بالا، آدم های شادی نیستند. 

هتل بوتیک
نمای بیرونی هتل بوتیک «اُرُسی»



مصالح سنتی بنا را از ۲۱ خانه تاریخی تخریب شده جمع آوری کردم

کلانتری می گوید: من عاشق خلاقیت در عین باور به ضرورت صیانت از ریشه ها هستم و با مطالعه ای که در معماری و بافت تاریخی تبریز کردم، به این نتیجه رسیدم که از قاجار به این سو، بنای شاخصی در تبریز نداشته ایم؛ حتی عمارت «میدان ساعت» که ما تبریزی ها این قدر به آن می نازیم، معماری آلمانی دارد؛ با این نگاه تصمیم گرفتم عمارت جدیدی توسط معماران و هنرمندان تبریزی و با استفاده از مصالحی که در کودکی در ساختمان های شهر دیده بودم، بنا کنم. 

وی اضافه می کند: البته من در عین اینکه می خواستم بنایی با ویژگی های معماری اصیل محلی بنا کنم، علاقه مند بودم بنای نوساز با الزامات عصر جدید نیز همخوانی داشته باشد، زیرا ما هر چقدر هم دلبسته و شیفته سنت ها و گذشته خویش باشیم، چرخ زمان باز نمی ایستد و با سیر طبیعی اش، بایسته های عصر نو را به ما تحمیل می کند و ما ناگزیریم فرزند زمان خویش باشیم. 

وی ادامه می دهد: برای تامین آجر به عنوان یکی از مصالح ساختمانی اصلی مورد نیاز در ساخت هتل بوتیک، آجرهای ۲۱ خانه قدیمی تبریز را که برای نوسازی تخریب شده بودند، جمع آوری کردم. ۱۲۰ هزار آجر از محلات تاریخی تبریز از قبیل «گرو»، «مقصودیه» و «ششگلان»جمع آوری شد؛ کار دشواری بود، اما انجام شد؛ روح تبریز در این ساختمان متجلی است.

این مهندس علاقه مند به معماری در تبیین دشواری های ساخت عمارتی با معماری ترکیبی می گوید: به عنوان مثال وقتی برای تامین سنگ «ایسپاراخون» به محل معدن در روستایی به همین نام رفتم، دیدم که سنگ معدن تمام شده است و مجبور شدم برای تامین این نوع سنگ، سراغ حوضخانه ها و سنگ قرنیزهای حیاط ساختمان های قدیمی تخریب شده برای ساخت و ساز بروم؛ البته بخش عمده ای از سنگ های «ایسپاراخون» هم شکسته بودند و ما ناگزیر بودیم آنها را دسته بندی، جدا و در نهایت مرمت کنیم؛ تنها تامین سنگ ها و آجرهای مورد نیاز ساختمان سه سال و نیم زمان برد. 

وی یادآوری می کند: برای معماری سنتی بنا نیز با چند تن از معماران همکار با اداره کل میراث فرهنگی استان گفت و گو کردم، اما در نهایت آقای محمد مولازاده را علاقه مند و عاشق به کار دیدم؛ من معمار نیستم، اما علاقه ذاتی به آن دارم و برای تماشای آثار معماری به ۷۰ کشور جهان سفر کرده ام و به عنوان مستمع آزاد در کلاس های درس یا کارگاه های آموزشی معماران بزرگ حضور یافته ام. 

کلانتری با اشاره به اینکه بارها پیش آمد که بخشی از بنا را چند بار ساختیم و به دلیل اینکه به دلم ننشست، خراب کردیم، توضیح می دهد: درختان گردوی مورد نیاز پنجره اروسی و سایر بخش های بنا را ۱۰ سال قبل از روستاهای واقع در ارتفاعات شمالی رشته های کوه «سهند» خریداری کرده، ۲ سال در پِهِن خواباندیم؛ همه عناصر به کار رفته در ساخت این بنا دست ساز هستند و حتی لولای درها و پنجره های چوبی نیز به شکل سفارشی ریخته گری شده اند؛ ۶ سال در این بنا کار نجاری انجام شده است و برای تراش سنگ های آن از یک نفر سنگراش دعوت به همکاری شده که ۶ نسل در این کار بوده اند.

تبریز
نمایی از سالن پذیرایی هتل بوتیک 


صرف ۵ سال زمان برای ساخت بنا 

کلانتری می گوید: به مدت ۲ سال متوالی طرح هایم را در شرکت های خارجی رها کرده و در قامت در یک کارگر در ساخت این بنا همکاری کرده ام؛ این بنا سانتی متر به سانتی متر بالا آمده است؛ در اصل این بنا را برای خودمان ساخته بودیم، اما چون خانواده کم جمعیتی هستیم، به این فکر افتادم که اینجا را به هتل بوتیک تبدیل کنم تا هم میهمانان با حضور در آن با معماری اصیل و به روز ایرانی آشنا شوند و هم نیازی به گشتن هتل برای اسکان مهمانان خارجی نداشته باشیم.

وی درباره همکاری نهادهای مسوول نیز یادآوری می کند: شهرداری هم سنگ تمام گذاشت و گرفتن پروانه و پایان کار حداقل ۲ سال زمان برد؛ یک نفر را فقط برای پیگیری کارهای شهرداری استخدام کرده بودم؛ بنا به گونه طراحی و ساخته شد که در عین رعایت اصول معماری اصیل در مقابل زمین لرزه هایی با هشت درجه ریشتر مقاوم باشد؛ تکمیل فیزیکی بنا ۵ سال زمان برد و در تزیینات آن یک قطعه پلاستیک نیز دیده نمی شود، زیرا پلاستیک یک فرآورده مصنوعی و من درآوردی است، ولی چوب و آجر با ما و از ماست.

وی در مورد نگهداری درخت چنار بلند واقع در حیاط بنا نیز می گوید: نگهداری این درخت برای من چند صد میلیون تومان آب خورده است، زیرا با وجود آن، استفاده از لودر بزرگ برای خاکبرداری و گودبرداری ممکن نبود و بکارگیری لودر کوچک نیز هزینه کار را چندین برابر افزایش داد. در این بنا تلاش کردیم نماد و نمود معماری اصیل محلی مان را به خوبی بازنمایی کنیم.

وی با اشاره به قالی های ۸۰ ساله پهن شده بر کف عمارت، فرشی با زمینه آبی کمرنگ را نشان می دهد و اضافه می کند: طرح این فرش، «فتانه» نام دارد و صمیمیت با آن برای ما تبریزی ها به یک خصوصیت رفتاری و حتی ژنتیکی تبدیل شده است. انسان هر چه سنش بالاتر می رود، بیشتر به اصل و ذاتش خود گرایش پیدا می کند و دلیل دلباختگی من به ساخت بنایی با خصوصیات معماری تماماً بومی و محلی نیز همین است. 

کلانتری تشریح می کند: پنجره های اتاق های گوشواره بنا، سفالی است و خانم مقدم، هنرمندی که چهره ماندگار کشور نیز شده است، به مدت ۱۸ ماه برای خلق آثار تصویر شده روی آنها تلاش کرده است؛ ۲ عدد پنجره اتاق های گوشواره در طبقه دوم از ۱۹۲ عدد کاشی سرامیک تشکیل شده اند که خانم مقدم ۶ ماه برای طراحی اولیه آنها زمان صرف کرده است؛ وقتی خانم مقدم در ابتدای کار این پنجره ها از من پرسید که چه میخواهی، من پاسخ دادم که بر روی این کاشی های سرامیک، فضای بهشتی ایران را برایم نقاشی کن؛ بر این اساس تصاویر نقش بسته بر روی کاشی های این ۲ پنجره تداعی کننده تصور ایرانی از بهشت است. الهه های آب و خاک، ماهی، انار، سرو ایرانی و دیگر عناصر تشکیل دهنده انگاره های ذهنی ایرانیان از بهشت در این نقاشی ها به چشم می خورند.


عکس ها را کلیک و باز کنید

هتل


هتل سنتی



نصب بزرگترین پنجره اُرسی ایران 

هتل بوتیک آقای کلانتری یک پنجره اروسی بسیار بزرگ و زیبایی نیز دارد که شناسنامه ساختمان از نگاه بیرونی محسوب می شود و به گفته کلانتری "این پنجره با ابعاد ۴.۴ متر در ۵.۴ متر و با وسعت حدود ۴۵ متر مربع بزرگ ترین پنجره اروسی نصب شده در بناهای ایرانی است" که شیشه های رنگی آن از اوکراین وارد شده و در روزهای آفتابی منظره بدیعی را در «طنبی» ایجاد می کند.

تنها برای ساخت این پنجره اُرسی ۲.۵ سال زمان صرف شده است و در وصف زیبایی اش، می توان آن را با پرهای طاووس به هنگام باز شدن مقایسه کرد؛ هر چند همه عناصر به کار رفته در این بنا به دلیل اصالت و دست ساز بودن شان، چشم نواز و دلفریب هستند، اما بدون شک هیچ یک از آنها شانه به شانه پنجره اُرسی ۴۵ متر مربعی نمی زنند.

در هتل بوتیک آقای کلانتری همچنین برشی از یک کبوتر خانه به چشم می خورد که در کنار نمایی از طاق بستان به طرز جذابی خودنمایی می کند؛ طرح سرمه دان جا خوش کرده در دیوار اتاق پذیرایی مستطیلی شکل و مرتفع بنا نیز از گنبد سرخ مراغه الهام گرفته شده است؛ طرح شمسه ای نیز بر دیوار پذیرایی جلوه گر است؛ هر چند شاید در نگاه نخست، این طرح ها ساده به نظر برسند، اما برای تامین مصالح و طراحی و ساخت هر کدام از آنها به طور متوسط حداقل ۶ ماه زمان و هزینه بالایی صرف شده است. 

ایوان های بنا نیز به دلیل استفاده از هزاران کاشی معرق مشابه کاشی های لاجوردی مسجد کبود در ستوان های آن، بسیار زیبا و استوار می نمایند، ضمن اینکه حکاکی روی ستون های ایوان نیز آنها را جذاب تر و تماشایی تر کرده است؛ در تبیین ظرافت و سلقه مالک بنا، اشاره به این نکته نیز خالی از لطف نیست که حتی وسایل روشنایی نیز قدیمی اند و آسانسور نیز برای اجتناب از بهم خوردن نمای سنتی بنا به گونه ای طراحی شده که در جلوی چشم نباشد. 

کلانتری می گوید: سه سال در این بنا آجر کاری کرده ایم؛ البته همه کارها به موازات هم پیش می رفت و الا اگر قرار بود بخش های مختلف به صورت مجزا ساخته شوند، به جای ۵ سال باید ۵۰ سال برای ساخت قطعات پازل مانند آن زمان صرف می شد. خوشبختانه همه کارهای این بنا از آغاز تا پایان مستندسازی شده است. 

وی تشریح می کند: حتی نرده های بنا نیز به شیوه سنتی ریخته گری با ماسه تهیه شده اند؛ همه دستگیره ها و یراق آلات سفارشی و دست ساز هستند؛ حمام بنا نیز با سنگ های مرمر معادن مناطق مختلف آذربایجان شرقی ساخته شده است. 

وی اضافه می کند: بنا برای انطباق با معماری اصیل ایرانی، علاوه بر گوشواره و شاه نشین اصلی، شاه نشین دوم نیز دارد که برای رفاه ساکنان و میهمانان در نظر گرفته شده است؛ بخش های طاقی شکل آن نیز به دلیل استفاده از سیمان به جای گچ - سیمان خیلی دیرتر از گچ خشک می شود -  ۶ ماه زمان برده است؛ زاویه طاق ها آجری این بنا بر خلاف معماری سنتی از نوع جناغی نیست و زاویه آنها بازتر و در نتیجه رسیدن دو طرف طاق به همدیگر بسیار دشوارتر و نیازمند محاسبات مهندسی دقیق بوده است.

هتل بوتیک تبریز
نمایی از داخل هتل بوتیک 


هتل بوتیک به محلی برای عرضه آثار هنرمندان تبدیل می شود

کلانتری می گوید: چون این هتل بوتیک در مجموع ۵ اتاق و امکان پذیرایی همزمان حداکثر ۱۰ نفر را دارد، ما می خواهیم از فضای موجود در آن برای عرضه آثار هنرمندان تبریز استفاده کنیم و به همین دلیل نیز با خانواده مرحوم محمدرضا ایرانی برای برپایی نمایشگاه آثار آن فقید در این محل گفت و گو کرده ایم.

وی اضافه می کند: نمی خواهم در این بنا را به عنوان یک خانه مسکونی ببندم و بعد از مرگم به روی عموم گشوده شود؛ علاقه مندم که در قبال هزینه بالای صرف شده برای ساخت بنا، استفاده عمومی خوبی نیز از آن بشود. 

وی ادامه می دهد: با ساخت این بنا به دنبال آن هستیم که بخشی از داشته های معماری اصیل و محلی را در وهله اول به میهمانان خارجی و در مرحله بعد به گردشگران داخلی عرضه کنیم. 

کلانتری توضیح می دهد: سالن پذیرایی و شاه نشین و گوشواره های بنا به گونه ای طراحی شده اند که امکان برگزاری کنسرتی با حضور حداقل ۱۵۰ میهمان در آن وجود دارد و این ویژگی، تالار تاریخی «شیر و خورشید» ارک تبریز را در ذهن تداعی می کند.

وی یادآوری می کند: این هتل بوتیک تنها ۵ اتاق دارد و سعی می کنیم کادر آن را نیز از میان هنرمندان انتخاب کنیم تا فضایی دنج و دلنشین با عناصر انسانی فرهیخته برای میهمانان مهیا کنیم.



» لینک پستهای میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان (232)




دسته بندی : تبریز , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : اقامت , گردشگری , هتل در تبریز , بومگردی , میراث فرهنگی آذربایجان شرقی ,


نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 19 دی 1398, 11:59 ب.ظ

تبریز و آذربایجان بالاخره در 18 دی ماه 1398  رنگ سپید برف و سرمای نسبتا خوب را چشید!

در این سال با کمبود بارش برف و بارندگی مواجهیم و امیدواریم در ادامه زمستان شاهد جبران کمبود و کاهش بارندگی باشیم.

در نهایت چند روزی است که برف بخصوص در شهرهای غربی و جنوبی منطقه آذربایجان خوب باریده است.

امسال استان زنجان ، جنوب استان اردبیل و آذربایجان و غرب استان آذربایجانغربی تا بدین جا بسیار خوب برف دیده اند.
از جمله شهرهای میتوان به زنجان ، ماهنشان، خلخال ، آستارا ، سولدوز یا نقده ، مهاباد ، پیرانشهر ، سردشت ، بناب ، ملکان ، چاراویماق و هشترود و چند شهر دیگر در آذربایجان که خوشحالتر از همیشه از سفیدی برف بودند.

همچنان منتظر برف بیشتر در فصل بارندگی خواهیم تا بقول ترکها چیلله بزرگ دی ماه را پر بار با قار بگذرانیم.



در ادامه تصاویری از چند روز برف دی ماه تبریز میبنیم...


بازار تربیت تبریز
تبریز برفی

آغارتین تورپاغین قار اوزونو
بیر دونیا گوزه للیک گوردوم سنده قار !
آمما بیر دفعه لیک دوشدون گوزومدن
قوردلار دولوشاندا، بیزیم کنده،قار
دئدین:من اولماسام، شانلی یاز اولماز
گوللرده یاشیل باش اوردک-غاز اولماز
سولار شاققیلدایب کور،آراز اولماز
بو سوزه ایناندیم نئیلیم منده قار
سن بو ایناملان یاغدین داغلارا
اوز گتدی قارقالار سولغون باغلارا
بئش گونلوک قارانی قوشدون آغلارا

زمستان تبریز

برف دیماه در تبریز ، ارک استوار
بارش تبریز

مهربانی مردم تبریز در سرما و برف
تبریزی


سرمای تبریز

میدان ساعت و ساعت برف
میدان ساعت


روزهای برفی تبریز قدیم ، دانشگاه تبریز
برف تبریز قدیم


در این سرمای زمستان ، حیوانات شهر و اطراف را فراموش نکنیم؛
انواع پرنده ها ، گربه ها و سگ ها و حتی بیرون از شهر برخی روباه و خرگوش و ...   نیاز به تامین غذای خود دارند
برف آذربایجان

شادی و برف بازی مردم
برف دی

برف زمستان


عینالی تبریز و برف زیبا
برف عینالی


الله قار یاغدیردتدی
قار

هوای تبریز


برف و سرما

برف تبریز

آدمی در همه احوال، چو دزدِ شب برف هر كجا پای گذارد، ردپایی دارد!
شهریار
کوچه های قدیمی تبریز


نقاط مختلف آذربایجان شاهد برف بود

ساری داش یا سردشت آذربایجان غربی
سردشت

منظره زمستانی شهر مراغه
برف مراغه

تفریح برفی مردم شهر ارومیه
برف ارومیه

جاده های لغزنده آذربایجان ، دیماه 1398
جاده اهر





دسته بندی : تبریز ,
برچسب ها : هواشناسی , برف آذربایجان , برف تبریز , زمستان تبریز , سرما و یخبندان , دیماه , بارندگی آذربایجان ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات