تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب تبریز
 

تبریز ویکی لینکلر

 
چطور تبریز بدون گدا شد
نظرات |

یولچولارا پول وئرمیین!



اگر ایستیسیز تبریزیم گؤزل آدینان قالسین و یولچوسوز شهری آدی تانینسین ، یوچولارا پول وئرمیین.
اینانین کی چوخ یولچولار بیزیم شهرده آیری یئر و شهرلردن گئلیرلر و میلتمیز گرح پول وئرمیئلر!
بیزیم ائلیمیز و شهریمیز گؤزل یاشاییش اولسون...


تبریز شهر زندگی
تبریز



کسی پشت خط تلفن می‌گوید جلوی میدان ساعت، یک گدای خیابانی دیده. مامور، ماشین را می‌اندازد توی خط تندرو و خودش را می‌رساند به میدان ساعت تا معلوم شود آدمی که پیدا شده، مستمند واقعی است، گدای حرفه‌ای است یا متکدی وارداتی. تلفن مامور جمع‌آوری متکدی‌ها روزی ١٢-١٠بار به صدا درمی‌آید؛ ١٠ تایش برای گزارش حضور دستفروش‌هاست و شاید دو تا از آنها برای گزارش حضور یک گدا در شهری که نباید گدا داشته باشد.

هنوز هم سخت می‌شود گدایی سر گذرهای تبریز پیدا کرد؛ سال‌هاست که به این‌جا می‌گویند شهر بی‌گدا، به عکس دیگر شهرهای شلوغ مثل تهران و مشهد یا سیستان‌وبلوچستان. مسئولان پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان تبریز، در شهر می‌چرخند و چشم‌های‌شان میان خلوتی و شلوغی شهر دنبال مستمندانی می‌گردد که دست‌شان را بلند کرده و کمک می‌خواهند.


چگونه تبریز با تکدی‌گری خداحافظی‌کرد؟
چرا تبریز گدا ندارد؟

دلیل کم بودن تعداد متکدیان تبریز را شاید بشود گره زد به طرح‌های مختلف خیریه‌ها. مثل آنها که مردم را دعوت می‌کنند به تهیه مایحتاج نیازمندان و جهیزیه برای نوعروسان به جای فرستادن دسته‌گل برای مراسم سوگواری. این کار اتفاقا یکی از مواردی بود که میان فعالیت‌های مختلف خیریه‌های تبریز، خوب گل کرد و هنوز برجاست. گفت‌وگوها با مردم شهر تبریز اما معلوم می‌کنند، آنها کار را سپرده‌اند به خیریه‌ای مخصوص مستمندان. دلیل محکم‌تر را حتی می‌توان در این تابلوی قدیمی جست: «مسافران محترم، به شهر «بدون گدای تبریز» خوش آمدید. اگر ندرتا گدایی به چشم خورد، لطفا با تلفن‌های ٢٣٣٠٨٠٨ یا ١١٠ معرفی کنید.» زیر این تابلو نوشته «موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز».

در همه تحقیقاتی که به تکدی‌گری پرداخته‌اند، به بیکاری، اعتیاد، بزهکاری، فقر، مهاجرت، ضعف ارزش‌های دینی و فرهنگی، نبود نگاه منفی به تکدی‌گری در جامعه و رواج فرهنگ صدقه به‌عنوان دلایل گدایی اشاره شده، اما در پژوهشی با عنوان «تبریز، شهر بدون گدا» که به مطالعه جامعه‌شناختی مواجهه شهروندان با پدیده تکدی‌گری پرداخته، پای طرح موضوعات ملموس‌تری به میان آمده است؛ مثل فرهنگ کمک‌رسانی میان مردم، ارزش کار در جامعه و فعال‌بودن چرخه اقتصادی، نگرش منفی به گدایان و البته وجود نظام‌های حمایتی مردم‌نهاد و اعتماد مردم به آنها.

این پژوهش که در شماره اول نشریه مسائل اجتماعی ایران در بهار و تابستان ١٣٩٦ منتشر شده، در مصاحبه با مردم، بستر مناسب اقتصادی با توجه به فعال‌بودن چرخه اقتصادی در شهر تبریز، اهمیت شأن اجتماعی در میان مردم، روحیه قومگرایانه و حس مسئولیت‌پذیری را در بی‌گدا بودن این شهر موثر دانسته است. علاوه‌بر این گفته شده که مردم تبریز کنشی مقابله‌ای در مواجهه با گدایان دارند. آنها اغلب به گداها کمک نمی‌کنند، چراکه معتقدند کمک مستقیم چاره‌ساز نیست و تنها باعث می‌شود آنها به این کار خو بگیرند و تعدادشان هر روز بیشتر شود.

شماره خیریه


متکدیان چطور ساماندهی می‌شوند؟

سازمان‌های رسمی متولی پوشش‌دهی نیازمندان در جلب اعتماد مردم موفق نبوده‌اند، این را می‌شود لابه‌لای حرف‌های مردم جست. بسیاری از آنها در گفت‌وگو با «شهروند» از یکی از خیریه‌های معروف شهر می‌گویند و ترجیح می‌دهند کمک‌های‌شان را به این نهاد برسانند که نزدیک به ٥٠ سالی است در این شهر فعالیت می‌کند.

مؤسسه حمایت از مستمندان تبریز نزدیک به ٥٠‌سال است که دست گذاشته روی این هدف: ایستاده مقابل تکدی‌گری و از خانوارهای نیازمند در سطح شهر حمایت آبرومندانه می‌کند. مردم هم معتقدند این خیریه نیازمندان واقعی را شناسایی می‌کند و دنبال چاره‌ای برای دردشان می‌گردد، پس دلیلی برای گدایی‌کردن و کمک‌کردن به متکدیان در گوشه‌وکنار شهر نیست.


یک شماره تلفن میان خبرها پخش شده و از قول مسئولان این موسسه نوشته که در صورت مشاهده متکدیان تماس بگیرید. مامور انتظامی که تلفن این خط را جواب می‌دهد درباره روند جمع‌آوری‌ها به «شهروند» می‌گوید: «مثلا اگر بگویند در خیابان آزادی، جلوی بانک گدایی دیده شده، ما که پیش‌ازظهر و بعدازظهر در سطح شهر گشتزنی داریم، از خط ویژه اگر در دسترس باشد، به محل می‌رویم و مورد را برمی‌داریم و بررسی می‌کنیم. اگر حرفه‌ای باشند، تحویل دادستان می‌دهیم و از او تعهد می‌گیرند و اگر نیازمند بودند در موسسه برای آنها پرونده تشکیل می‌دهیم.»


جمع آوری جمعی از زنان متکدی غیربومی اهل غرب کشور در تبریز!
متکدی


روزی چقدر تلفن‌تان زنگ می‌خورد؟

روزی ١٠ تا ١٢ تماس داریم که بیشتر موارد آن مربوط به دستفروشان است که آن هم به شهرداری مربوط است، نه به ما. درنهایت روزی دو تا سه متکدی در شهر پیدا می‌شود.

حمید اصمعی، مسئول امور پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان موسسه خیریه حمایت از مستمندان شهر تبریز به «شهروند» می‌گوید که پس از گذشت سال‌ها از شعار مدیران شهری تبریز، این شهر همچنان شهر بی‌گداست و این عنوان را باید مدیون فعالیت‌های این موسسه خیریه دانست: «ما علاوه بر گزارش‌های تلفنی مردم، خودروی گشتزنی داریم و همه روزه نزدیک به ١٠ تا ١٢ ساعت در شهر جست‌وجو می‌کنیم و گشت انتظامی هم داریم. همین که به ما اطلاع می‌دهند، کمتر از ١٠دقیقه طول می‌کشد تا ماموران به محل تکدی افراد برسند و آنها را جمع‌آوری کنند.

مردم غیور و زحمتکش تبریز
دستفروش

مردم تبریز

بدون گدا


چگونه تبریز با تکدی‌گری خداحافظی‌کرد؟

مردم تبریز در این کار دستگیر ما هستند و همکاری بیش از حد فرمانده نیروی انتظامی تبریز و دادستانی باعث شده ما برای چندمین ‌سال پیاپی طبق آمار وزارت کشور، شهر بدون گدا باشیم.»

خیریه تبلیغاتش را گسترده کرده؛ تلویزیون، بنرهای تبلیغاتی سطح شهر و تبلیغات مجازی و همه اینها باعث شده نزدیک به ٩٠‌درصد مردم تبریز شماره تلفن‌های جمع‌آوری متکدیان را داشته باشند. او می‌گوید فقط همین‌ها نیست: «خود مردم هم به متکدیان پول نمی‌دهند و باعث می‌شوند آنها از این کار دست بکشند.»

موسسه حمایت از مستمندان براساس قراردادی که با نیروی انتظامی دارد، نیروهایی را آماده به کار دارد.

متکدیانی که جمع‌آوری می‌کنند معمولا چند ساله‌اند؟

معمولا میانسال هستند و بالای ٤٥ و ٥٠ سال.

بعد از جمع‌آوری آنها چه می‌کنید؟

آنها که واقعا توانایی تامین مخارج‌شان را ندارند و به این کار دست زده‌اند، بلافاصله در بخش مددجویی پذیرش می‌شوند، به آنها مستمری و ارزاق می‌دهیم و دارو درمانی اگر نیاز داشته باشند. در عین‌حال برای عده‌ای که از اطراف استان و شهرهای دیگر به تبریز می‌آیند، بلافاصله بلیت می‌گیریم، خرج راه‌شان را می‌دهیم و از ترمینال به شهرشان می‌فرستیم. عده‌ای را هم که متکدی حرفه‌ای‌اند، پس از یک بار تعهد دادن به مراکز قضائی معرفی می‌کنیم تا با آنها برخورد قانونی کنند.

کمک


شغلی هم به افراد داده می‌شود؟

بله، بعضی از آنها شغل‌شان را از دست داده‌اند که به تکدی‌گری روی آورده‌اند. ما با آنها در حوزه تخصصی‌شان همکاری می‌کنیم یا آنها را به کارگاه‌هایی که به شغل‌شان وابسته است، معرفی و برای‌شان کاریابی می‌کنیم. عده‌ای هم هستند که مبلغ ناچیزی وام می‌خواهند، از طریق موسسه به آنها وام می‌دهیم و خودکفا می‌شوند.

این‌طور که مسئول امور پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان موسسه خیریه حمایت از مستمندان شهر تبریز می‌گوید جز خیریه حمایت از مستمندان، هیچ موسسه‌ای در جمع‌آوری متکدیان تبریز فعالیت نمی‌کند.

پاوه، دومین شهر بی‌گدا
اتفاقی که در تبریز افتاده درحال تکثیر است. شهریور‌ سال پیش عکسی از یک تابلو در پاوه منتشر شد که این شهر را به‌عنوان دومین شهر بدون متکدی معرفی می‌کرد. فعالیت‌های این خیریه در شهر تبریز باعث شده، خیریه‌های شهر پاوه هم به دنبال رفع مشکلات متکدیان شروع به فعالیت کنند. مسئول یکی از خیریه‌ها وقتی شنیده بود تبریزی‌ها از‌ سال ١٣٥٠ با اجرای چنین طرحی، تمام متکدیان را از سطح شهر جمع کرده‌اند، به تبریز سفر کرد و بعد از دو سه روز کسب تجربه، به پاوه بازگشت و از شهریور ‌سال ٩٣ اجرای طرح را با حمایت امام جمعه و اداراتی چون نیروی انتظامی و شهرداری آغاز کرد تا پاوه دومین شهر بدون مستمند خیابانی در ایران باشد.


گداهایی که آمار را بالا بردند، وارداتی بودند
آمارهای این موسسه نشان می‌دهد بیشترین تعداد متکدیانی که در سال‌های گذشته جمع‌آوری شده‌اند مربوط به سال‌های ٩٤ تا ٩٦ است؛ در مجموع ١٥٨ نفر از گداهای پاکستانی از سطح شهر تبریز جمع‌آوری و تحویل اداره اتباع بیگانه داده شدند. در گزارش دیگری از سوی این موسسه گفته شده بود که در ‌سال٩٤ بیش از ٤٥ نفر از این گداها پس از جمع‌آوری و فرستادن به ورامین تهران، دوباره به تبریز بازگشته بودند.

مسئول امور پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان شهر تبریز خبر می‌دهد که از آذرماه ‌سال پیش اصلا در شهر تبریز متکدی وارداتی وجود نداشته: «در ٧ ماه نخست ‌سال گذشته، ٦ طرح جمع‌آوری داشتیم که در طول آن تمامی متکدیان پاکستانی را جمع‌آوری کردیم و با حکم دادستانی تحویل پلیس اتباع بیگانه دادیم. آنها نزدیک به ٢٠٠ نفر بودند و گزارش‌ها نشان می‌داد که خودشان به صورت قاچاقی به تبریز آمده‌اند. عده‌ای در تبریز این افراد را راهنمایی می‌کردند و برای‌شان خانه می‌گرفتند که پلیس آنها را هم دستگیر کرد.»

٢٤ اردیبهشت‌ سال پیش مدیرکل امور اجتماعی استانداری آذربایجان‌شرقی خبر داده بود که ١٤متکدی تبعه خارجی در تبریز دستگیر شده‌اند. ١٦خرداد همان ‌سال معاون موسسه حمایت از مستمندان تبریز هم گفت که ۲۶بلوچ پاکستانی که به تکدی‌گری در سطح شهر تبریز مشغول بودند، به پلیس اتباع بیگانه تحویل داده شدند. اسفند سال گذشته مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز با اشاره به این‌که در طول ١١ماه، یک‌هزار و ٥٥٩ متکدی از سطح شهر تبریز جمع آوری شده است، گفت: «از این تعداد تنها ٦٠ نفر نیازمند واقعی بودند.»

به گفته اصمعی فروردین و اردیبهشت امسال در مقایسه با همین مدت در ‌سال ٩٦ حدود ٧٠ تا ٧٥‌درصد کاهش حضور متکدیان در شهر تبریز اتفاق افتاده است، به‌طوری که «یکی دو روز در میان، تنها یکی دو نفر متکدی در شهر پیدا می‌شود» و «روز جمعه‌ای که گذشت هیچ گزارشی درخصوص دیده‌شدن متکدی داده نشد، روز پنجشنبه به دو نفر در این مورد رسیدگی شد و روز چهارشنبه هم گزارشی دراین‌باره اتفاق نیفتاد.»


خیریه

اجتماعی


این شهر گدا ندارد، اما نیازمند چرا

متکدیان را شاید نشود در شلوغی شهر دید، اما کجاست که آدم نیازمند نداشته باشد؟ مثل چند نفری که پیش عریضه‌نویس‌های رو‌به‌روی دادگستری تبریز آمده‌اند و از سر نداری، به رئیس‌جمهوری نامه می‌نویسند و امیدوارند که صدای‌شان شنیده شود.

عریضه‌نویسی که پشت ماشین تایپش نشسته، دانه‌دانه روی حرف‌ها می‌کوبد و تکرار می‌کند: «پسری دارم به نام نوید، ٣٧ساله، فوق‌دیپلم شیمی می‌باشد، ازدواج کرده است و فعلا بیکار می‌باشد...» او ٤٠‌سال است که به این کار مشغول است و حالا به «شهروند» می‌گوید که این روزها، مردم تبریز مشکلات مشترکی دارند: «آنها بیشتر مشکلات مالی دارند و کار می‌خواهند و وام.»

مردی توی صف عریضه‌نویسی ایستاده که پس از ٥٢‌سال قالیبافی، کارش را رها کرده، چون بیمه نشده است: «بعد از این همه کار، چهار‌سال بیمه‌ام کردند و گفتند سنت به بیمه‌کردن نمی‌خورد، برو پی کارت. یعنی بروم پی گدایی؟» دستان زمختش را می‌برد توی جیب کتش و رونوشت نامه‌های دیگری که فرستاده را نشان می‌دهد: «به استانداری، فرمانداری، امام‌جمعه و کمیته امداد نامه نوشتم و هیچ‌کس جواب نداد. کاری می‌کنند آدم جلوی همشهری‌هایش دست بلند کند به گدایی. این بار یک نامه تند نوشته‌ام به رئیس‌جمهوری و گفته‌ام که دو‌سال پیش پسر ٢٧ساله‌ام از ناامیدی خودکشی کرد و زنم خانه و زندگی را ترک کرد و رفت. پسرم از نداری این کار را کرد. رفته بود خط واحد برای مسافرکشی. یک روز آمد گریه و زاری کرد که این کار درآمد ندارد و وقتی برگشتم خانه دیدم خودش را دار زده.» حالا خودش مانده و خودش، دیگر حتی نمی‌تواند قالی‌بافی کند؛ آسم گرفته و دیسک کمر.

تلاش


گزارش سالانه خیریه مستمندان تبریز

در گزارش سالانه خیریه مستمندان تبریز آمده که در‌ سال ١٣٩٦ این موسسه درمجموع هزینه‌ای بالغ ١٢١ میلیارد و ٩٧‌میلیون ریال داشته است که از میان مشروح جزییاتی که در این‌باره داده شده «جمع‌آوری متکدیان و کمک به توانمندسازی و اشتغال آنان به تعداد ۱۲۰۲ نفر با هزینه‌ای بالغ بر ۱.۳۲۹.۱۷۵.۰۰۰ریال» هزینه داشته است» و «افراد ابن‌السبیل (در راه ماندگان) با هزینه‌ای بالغ بر ۶۲.۴۲۴.۰۰۰ ریال».



لینک پست فوران زندگی در تبریز



مرتبط با : تبریز * انتقاد،پیشنهاد لینک
برچسب ها : متکدی-تبریزیها-شهر بی گدا-گدا پروری-مستمندان تبریز-خیریه تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 1 خرداد 1397
زمان : 11:54 ب.ظ
ساختمان های تاریخی تبریز ؛ از خاک خوردن تا خاک شدن
نظرات |


بناهای سال خورده در پیکر تبریز، با آثار معماری زیبای سنتی ، اما ویران!


بناهای فراموش شده تبریز را در مسیر حرکت هر روزه مان می بینیم ؛ در واقع بیش از نصف جمعیتی که روز و شب در این کهن شهر تردد می کنند ، آنها را می بینند.
خانه های قدیمی ، طبقات فوقانی مغازه ها و چندین بنای تاریخی از محدوده باغ فجر تا میدان ساعت تبریز در هر دو طرف مسیر ، 10 ها سال است درشان قفل شده و خاک می خورند و در واقع دیگر چیزی به خاک شدنشان نمانده است.
داخل یکی از کوچه های نزدیک چهارراه شریعتی ، مرکز اصلی قرار گرفتن بناهایی با پنجره های مشبک ، آجرچینی های ظریف ، درب های چوبی بزرگ و اتاقهای تو در تو جا خوش کرده است.
آیینه کاری ها ، طاقهای زیبا ، گچ کاری و تزیینات منحصر به فرد ، سقفهای چوبی ، شیروانی های متصل به هم ، پله های مارپیچ ، نمای اصیلی از دسترنج معماران خبره تاریخ آذربایجان را نشان می دهد.


[http://www.aparat.com/v/9T5n1]


در سمت راست تابلوی یک هتل قدیمی با نام سهند و در سمت چپ تابلوی رنگ و رو رفته سینما 22 بهمن هنوز خودنمایی می کند.
مرد مغازه داری که چلوکبابی قدیمی را اداره می کند می گوید : این هتل 28 سال است تعطیل شده و در اصل همان گراند هتل معروف تبریز است که دومین هتل ایران بود اما بعدها یک مالک دیگر نامش را عوض کرد اما سالهاست کار نمی کند.
وی می افزاید : مالک این ساختمان در واقع صاحب سرقفلی بود که 20 سال پیش فوت شده و وارثان وی هر سال سازی جدید برای این بنا کوک می کنند !

همسایه مرد چلوکبابی اضافه می کند : سازمان میراث فرهنگی چند سال است پیگیر مرمت این بنا است اما توافق چندانی با وارثان این ساختمان به دست نیاورده است. هزینه ها بالاست و این افراد هم اینجا زندگی نمی کنند و اهمیتی برایشان ندارد که خرابی های بنا چقدر منطقه را زشت کرده است.
زواری رئیس اداره مرمت و حفظ بناهای تاریخی و قدیمی اداره کل میراث فرهنگی استان می گوید : اینجا محله پست خانه قدیم تبریز و مهمترین گذر برای کاربری های شهری در زمان خودش بود.
وی می افزاید : اینجا هتل ، سینما ، مدرسه ، کلیسای فرانسوی ها ، تجارت خانه و البته در دوران قبل از انقلاب برخی کلوپهای شبانه هم وجود داشته است که تمامی آنها امروز متروکه اند.

مرمت

آثار تبریز

زواری اضافه می کند : صاحبان سرقفلی ها تقریبا هر بلایی که دلشان خواسته بر سر بناها آورده اند.
به گفته وی طبقات پایینی را بدون توجه به اصول معماری اصلی تخریب و نوسازی کرده اند و انواع تابلوهای مدرن بر سر آن آویخته اند و ستونها و سردرها را نابود کرده اند در حالی که طبقات فوقانی که هزینه زیادتری برای مرمت لازم داشت و البته مجوز سازمان میراث فرهنگی را ، به امان خدا رها کرده اند.
زواری می گوید : این اقدامات منظره زشتی در بافت تاریخی شهر تبریز به وجود آورده که چشم هر بیننده ای را آزار می دهد.
وی توضیح می دهد که برخی بناها هم در اختیار دستگاهها نیست از جمله کلیسای فرانسوی ها که متعلق به پروتستانها بوده و این شهروندان دیگر در قید حیات نیستند و تکلیف کلیسا هم معلوم نیست.
داخل کلیسا راهی برای ورود ندارد و از پشت بام ساختمان های همجوار در و دیوار فروریخته آن مشخص است حتی روی دیوار بیرونی آن تابلو احتیاط زده اند : در حال ریزش ....

از زواری سوال می کنم این بناها در سایر شهرهای دنیا چگونه مدیریت می شود؟
وی می گوید : دولت آنها را تملک و تعیین تکلیف کرده و سپس به بخش خصوص واگذار می کند.
طبق قوانین سازمان میراث فرهنگی چه در ایران و چه در سایر نقاط دنیا ، کاربری که از آنها انتظار می رود ، گردشگری است. یعنی کسی حق ندارد در زیربنا و معماری آنها دست ببرد و باید مرمت ، نوسازی و مقاوم سازی شوند.
غالبا مشابه بناهای ما در کشور ترکیه هم وجود دارد. سالهاست تبدیل به مسافرخانه و رستوران و کافه فرهنگی و موزه و فروشگاه صنایع دستی شده اند و محوطه بیرونی آنها نیز سنگ فرش های تاریخی است. به طوری که از گشت و گذار و اقامت گردشگران هر روز درآمد کلانی به دست می آید.

میارمیار

میراث فرهنگی آذربایجان

رئیس اداره مرمت و حفظ بناهای تاریخی و قدیمی اداره کل میراث فرهنگی استان در خصوص مرمت گراند هتل تبریز هم صحبتهایی دارد.
او می گوید : پیمانکار در مرحله اول 80 میلیون تومان هزینه کرده و داخل بنا را آوار برداری و ساماندهی کرده است اما چون تکلیف صاحب بنا مشخص نیست ، وارثان بیش از این حاضر به مشارکت نیستند و اداره کل میراث فرهنگی استان هم چنین اعتباراتی ندارد که همه هزینه را تقبل کند.
سینمای مخروبه این کوچه هم متعلق به حوزه هنری استان است.وضع این بنای قدیمی از همه ناخوش تر است.
مرد میان سالی که 20 است خشک شویی روبروی سینما را اداره می کند می گوید : روزی نیست که تکه آجری یا شیشه ای از این ساختمان روی خودروهای پارک شده نریزد واقعا خطرناک است.
وی اضافه می کند : شهرداری تبریز و حوزه هنری استان برای ایمن سازی آن کاری نمی کنند و حتی حوزه هنری با اجازه خودش دیوار فروریخته طبقه دوم را با بدترین شکل ممکن تعمیر کرده است!
صاحب خشک شویی می گوید : طبقه اول این سینما را البته فقط از داخل ، سردستی تعمیر و رنگ کاری کرده اند که فعلا کلوپ بازی های رایانه ای شده است.

میراث

مقصودیه


در این میان تکلیف تجارت خانه های قدیمی و دفاتر فنی سابق و کلینیک های تعطیل شده هم معلوم نیست.
300 متر بالاتر از این منطقه ، در سه راهی فردوس تبریز ، یکی از کارکنان داروخانه قدیمی تبریز توضیح می دهد : ساختمان بزرگی که الان قفل کرده اند ، تا 20 سال پیش که آثار خرابی و ناپایداری در آن نمایان شود ، مطب پزشکان بود اما پزشکان یکی یکی فوت کردند و مالک فعلی بنا هم که قنادی همسایه است که سالهاست دنبال مجوز تخریب و احداث مجتمع تجاری است که کارش در سالهای اخیر در اداره میراث فرهنگی به بن بست رسیده است و به همین دلیل با حرکت اعتراضی بنا را به حال خود رها کرده اند.
در طرف دیگر این ساختمان هم سری بناهای متروکه بالای مغازه ها خودنمایی می کند. بعضی از آنها هنوز مورد استفاده قرار می گیرد و بعضی نیز خرابه است.

کسی اطلاع چندانی از صاحبان آنها ندارد.سرقفلی ها سال به سال دست به دست می شود.
یکی می گوید مالک اصلی در تهران ساکن است.یکی می گوید بعد ازانقلاب مصادره شده. دیگری از مالکیت ادارات دولتی حرف می زند . به هر حال بلاتکلیفی حرف اول قضیه است.
با مسئولان شهرداری تبریز تماس می گیرم. ظاهرا آمار دقیق این بناها در دست آنها هم نیست.
یکی از کارشناسان شهرداری تبریز می گوید : برای نوسازی ساختمانهای قدیمی تبریز برنامه داریم و در حال مذاکره با میراث فرهنگی هستیم تا نهایی شود.
می پرسم تا کنون هیچ برنامه ای برای اجرا در این حوزه نبوده؟ می گوید : جزئیات را از شهرداری تاریخی و فرهنگی شهر در منطقه 8 بپرسید.

مسئول دفتر او هم می گوید : وی به تازگی منصوب شده و آمادگی مصاحبه ندارد.
سراغ معاون فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان می روم.
فتحی همان ابتدا آب پاکی روی دست ما می ریزد و می گوید : تمامی قوانین میراث فرهنگی قبلا برای بناهای موجود بوده است. یعنی اگر این بنا از بین برود ، مالکان می توانند مجوز احداث هر ساختمان جدیدی با هر تراکم و تعداد طبقات از شهرداری دریافت کنند! به همین دلیل تقریبا تمامی صاحبان ملک ها عمدا در انتظار تخریب بنا هستند.
وی می افزاید : سالهای قبل برخی بناها به صورت طبیعی یا عمدی تخریب شده اند و امروز به جای آنها ساختمان 8 طبقه و پاساژ به چشم می خورد.

محلات قدیمی تبریز

محله میار میار

مورد بسیار جالب قضیه اینجاست که مالکان از مصوبه جدید خبر ندارند!
به گفته فتحی از سال 94 به دستور رهبر معظم انقلاب برای حفظ هویت و معماری ایرانی اسلامی ، تمامی بناهایی که ساخت آنها قبل از سال 1340 صورت گرفته و دارای ساختار تاریخی و اصیل و معماری سنتی است ، حتی در صورت ویرانی کامل هم تنها می توانند با همان ارتفاع و همان ساختار به صورت عین به عین بازسازی شوند و هیچ گونه مجوز بلند مرتبه سازی در بافت تاریخی صادر نمی شود.
معاون فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان اضافه می کند : بیشتر بناهایی که مدنظر گزارش ماست قدمتی بیش از 60 سال دارند و متعلق به دوره قاجار و پهلوی اول هستند. محل قرارگیری آنها هم غالبا در محدوده باروی نجف قلی خانی و اطراف بازار جهانی تبریز است که در شورای عالی شهرسازی و معماری کشور به وسعت 400 هکتار به عنوان بافت تاریخی و فرهنگی شهر تبریز مصوب شده است.

جداره سازی

بناهای تاریخی تبریز

مرد جوانی که در یکی از مغازه های این منطقه کار می کند می گوید : اینجا هتل و مسافرخانه های زیادی هست اما گردشگران داخلی و به خصوص خارجی ها که وارد محدوده می شوند ، از خرابی این بناها واهمه دارند و حتی وارد کوچه هم نمی شوند .
به هر حال سوداگری و سودجویی بلای جان بناهای تاریخی تبریز شده است، بناهایی که تک تک آنها ظرفیت مهمی برای جذب گردشگر به ویژه در سال جاری که تبریز به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی در سال 2018 معرفی شده است.

امروز کلاغ ها تنها ساکنان این ساختمانها هستند. همان بناهایی که مهر متروکه بر پیشانی دارند و قفلهایی بر درشان ، که ظاهرا با هیچ کلیدی باز شدنی نیستند تا اینکه خاک شوند.


گزارش از : مهین انتظار خبرنگار صدا و سیما



لینک مجموعه پستهای میراث، تاریخ آذربایجان



مرتبط با : تبریز * انتقاد،پیشنهاد لینک * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : میراث فرهنگی تبریز-بناهای تاریخی تبریز-تخریب آثار شهر-کوچه پاساژ تبریز-میارمیار تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397
زمان : 10:01 ب.ظ
باغشمال تبریز
نظرات |

گوشه ای از باغشمال احیا گردد
پارک گذشته های باغشمال

احیا تبریز


از باغشمال تبریز و کاخ ها و باغ های آن تقریبا هیچ چیز باقی نمانده است، اما میشود یاد آنرا کرد حتی با یک پارک و نمادهای آن البته اگر مدیران ما اراده ای داشته باشند...

همانطورکه میشود ربع رشیدی (اولین شهر دانشگاهی جهان)، و یا میدان عظیم صاحب الامر (بزرگترین میدان تاریخی حکوکتی جهان)، و یا احیا گورستانهای تاریخی تبریز مثل سرخاب - مقبره الشعرا (بزرگترین مقبره شعرا و عرفای جهان) و گورستان چرنداب و دهها قبرستان تاریخی دیگر، و یا احیا گوشه ای از پایتخت بزرگ ایران در تبریز یعنی (شبیه سازی شنب غازان و نمادهای آن)، و یا احیا تونلهای تاریخی و زیرزمینی شهر تبریز، و موارد دیگر را احیا کرد، میشود باغشمال را فقط با هزینه اندک حداقل (یاد) کرد!


زمینهای متروکه سفارت روسیه در تبریز که ایکاش میشد تملک و تبدیل به پارکی بزرگ کرد
سفارت روسیه

طرحی برای احیا صاحب الامر
صاحب الامر


شهردار محترم کلانشهر تبریز و سازمان میراث فرهنگی و سایر عزیزان مسئولان، تبریز ویکی لینک و سایر فعالین خواستار آنست تا اگر اراضی پادگان ارتش که درحال تخلیه در مرکز شهر تبریز است، قسمتی از آنرا برای هویت تاریخی و بازنمایی آثار باغشمال که توسط پهلوی ها تخریب شدند، اختصاص دهید.

پارکی با موضوعیت و مدلسازی باغشمال قدیم در مرکز شهر بهترین گزینه است.
کوچکترین کار اینست که ماکتهای باغها و کاخهای آن ساخته و قرار داده شود و کار بزرگتر اینست که یکی دو مورد از آن عمارتهای زیبای باغشمال دوباره با همان مدل ساخته و پارکی زیبا ساخت.

این حداقل کاریست که میتوان برای باغمشال هویت نابود شده تبریز توسط پهلوی، انجام داد.

تبریز ویکی لینک پیشنهاد احداث پارک گذشته های باغشمال را در زمین پادگان ارتش تبریز را پس از تخلیه آن میدهد.



فرمانده قرارگاه لشکر 21 حمزه آذربایجان گفت: انتقال پادگان ارتش و بازگشایی امتداد خیابان ارتش و تبدیل آن به بزرگترین بوستان و فضای سبز در سطح محلات ، هدیه ای سبز برای شهروندان تبریزی است.

وی با اشاره به مسیرگشایی امتداد خیابان ارتش و ایجاد پارک در مکان فعلی پادگان ارتش افزود: مسیرگشایی امتداد ارتش و ایجاد پارک بزرگ در یکی از نقاط مرکزی شهر یادگاری از ارتش برای مردم تبریز خواهد بود.

امیر ظهیرمالکی افزود: در آینده ای نزدیک شاهد آماده سازی این مجموعه برای استفاده عموم شهروندان خواهیم بود.

زمین ارتش تبریز

پارک مدرن باید جایش را به پارکی هویت محور در منطقه مورد نظر بدهد
پارک باغشمال

منطقه باغشمال



باغْ‌شمُالْ یا باغ شازده (به ترکی آذربایجانی: شازدا باغی) یکی از باغ‌ها و محله‌های تاریخی و معروف شهر تبریز است که در جنوب شرق این شهر واقع شده‌است. این باغ به دستور یعقوب آق‌قویونلو بنا شده و در دوران صفوی و قاجار، شاهزادگان میهمانی‌های خود را در آن برگزار می‌کرده‌اند. عباس میرزا و دیگر شاهزادگان قاجار در دوران شاهزادگی خود با احداث ساختمان‌ها و کاخهای گوناگون در محوطهٔ باغ‌شمال، بیش‌ترین رونق و آبادانی را به آن بخشیدند؛ به گونه‌ای که این باغ پس از عباس میرزا به «باغ شاهزاده» مشهور گشت. در سال ۱۳۰۸ خورشیدی باغ‌شمال به تملک شهرداری درآمد و سرانجام به جهت عدم علاقه و رسیدگی حکومت پهلوی ویران شد؛ همچنین ورزشگاه تختی نیز در بخشی از این باغ بزرگ و تاریخی احداث گردید.

فرهاد میرزا در این رابطه می‌نویسد:

    طول باغ‌شمال تبریز یک هزار و پنجاه ذرع تبریز و عرض آن پانصد و بیست و چهار ذرع تبریز است.


باغشمال

تبریز قدیم

باغمشال قدیم

عمارتهای قدیم تبریز

باغشمال


«عمارت کلاه فرنگی باغشمال» و اقدام دور از انتظار محمدعلیخان تربیت

تبریز را که خوب بشناسی نامش را زیاد شنیده ای «خیابان باغشمال» یکی از قدیمی ترین خیابان های تبریز است. از نامش مشخص است که روزگاری در شمار سبزترین مناطق شهر به حساب می آمده. برای فهمیدن آنچه در این منطقه بوده باید به کتاب های تاریخ رجوع کرد. آن وقت است که به قول “اولیا چلبی” – سیاح معروف استانبولی که شبی میهمان محفلی در این باغ بوده – میهمان نشانه ای از روضه ی رضوان خواهی شد.

آنچه که از گشت و گذار در کتاب های تاریخی به دست می آید بیانگر این نکته است که باغ های منطقه ی باغشمال از قدیمی ترین باغ های شهر تبریز بوده است. این باغ بزرگ دارای چندین بنا بوده که پیشینه ی آن ها به قرن نهم هجری باز میگردد و در طول تاریخ بارها دستخوش تغییر شده است تا اینکه در عصر قاجار عمارت کلاه فرنگی بر بقایای آن ساخته شد.
فرهاد میرزا مورخ بزرگ این عصر در کتاب جام جم خود می نویسد: «در دولت قاجاریه آن شهر از قدوم میمنت مرحوم ولیعهد عباس میرزا چنان معمور گردید که رشک امصار و بلدان شد. عمارات نیکو و بساتین دلکش از آن شاهزاده در دارالسلطنه تبریز باقی است و بهترین آن باغشمال است و آن باغ محتوی بر پنجاه هزار خروار من است.»

اگر کسی بخواهد بداند که بناهای داخل باغشمال چگونه بوده، بهتر است سری به کتاب “تاریخ دارالسلطنه تبریز” از نادر میرزا شاهزاده ی مورخ قاجار بزند، نادر میرزا می گوید: «یک قطعه باغ بزرگ است که از دری که رو به شمال باشد بدان داخل شوند. دو خیابان از دو سوی کشیده همه جای آن عمارت از دو طرف درخت سیب و امرود باشد به نظم و ترتیب. چون نزدیک عمارت رسد آنجا با سه پله به سطحی رسد که آبگیری بزرگ در آن باشد. بس عمارتی عالی اینجا بنا نهادهاند که از راهرو و ایوان با پله ها از دو سوی بدان عروج کنند. آنجا تالاری باشد وسیع و بلند که یک روی آن سوی شمال شهر هفت پنجره دارد. و روی دیگر به باغ گلستان و کوه سهند و قلل بربرف آن…»
اما طرح توسعه و گسترش باغشمال تنها در عصر عباس میرزای ولیعهد باقی نماند. بلکه در عصر ولیعهدی مظفرالدین میرزا نیز این باغ های زیبای بهشتی توسعه یافته اند و به احتمال قوی ساختمان نهایی عمارت کلاه فرهنگی این باغ در عصر مظفری ساخته شد.



باغشمال تبریز

زمین پادگان ارتش تبریز

تاریخ تبریز

باغ شمال

تبریز

دونالد ویلبر بازرگانی اهل وین، در کتابی به نام “باغ های ایران و کوشک های آن” توصیف مفصلی از بناهای بعد از عصر مظفری می دهد: «در محل تقاطع طرح صلیبی چند حیاط و کوشک بزرگی احداث شده بود. کوشک، ساختمانی با یک طبقه و اتاق های متعدد بود که در اطراف تالار مخصوص پذیرایی ساخته شده بود. این کوشک از سنگ مرمر سفید بنا شده و دیوارهای آن با نقاشی دیواری تزیین گردیده بود. طالار مرکزی آن دارای گنبدی بوده که نمای خارجی اش را زر اندود کرده بودند. در استخرهای مجاور قایق هایی دیده می شد که آنها را بسیار استادانه ساخته بودند تا جنگ های دریایی را نشان دهند.»

این باغ تا اواخر دوره ی قاجار آباد بوده و در همان دوران تبدیل به تفرجگاهی عمومی شده. در برخی منابع تاریخی آمده است که روس ها در زمان خروج از آدربایجان با پتک و تبر به جان ستونهای زیبا و منقش آن افتادند. تا اینکه در سال ۱۳۰۸ زمانی که محمدعلی خان تربیت شهردار تبریز بود اراضی آن تکه تکه شد و به فروش رفت. علیرغم خدمات بسیار زیادی که از محمدعلی خان تربیت در تبریز باقی مانده، نمی توان از این واقعه به عنوان یک اقدام بعید و دور از انتظار در کارنامه روشن و مملو از خدمات او یاد نکرد. به این ترتیب قسمت هایی از باغ شمال تحت تملک دولت قرار گرفت و دیگر بخش های آن بعد از شهریور ۱۳۲۰ تبدیل به ورزشگاه شد. و به این ترتیب داستان قصر باشکوه دیگری در تبریز به افسانه ها پیوست.



در پایان انتظار داریم مدیران فعلی بفکر کاری افتخار آمیز و ماندگار برای تبریز باشند و حداقل بخشی مهم و زیبا از تاریخ تبریز را احیا و یاد آنرا زنده کنند.


لینک مجموعه پستهای میراث، تاریخ آذربایجان
لینک مجموعه پستهای انتقاد پیشنهاد لینک




مرتبط با : تبریز * پارکها و محیط زیست * انتقاد،پیشنهاد لینک * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : میراث فرهنگی تبریز-منطقه باغشمال-اراضی ارتش تبریز-پادگان ارتش تبریز-باغشمال-احداث پارک-تبریز قدیم-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 1 اردیبهشت 1397
زمان : 11:51 ب.ظ
:: چطور تبریز بدون گدا شد
:: ساختمان های تاریخی تبریز ؛ از خاک خوردن تا خاک شدن
:: Ben king in Tabriz
:: Flinflins and Tintin in Tabriz
:: هویت و اصالت و فرهنگ و هنر زیبای آذربایجانی ها
:: باغشمال تبریز
:: بهار طبیعت آذربایجان شرقی
:: زخم نمکی بر پیکره دریاچه همیشه اورمیه
:: سیزده بدر و تبریزگردی مسافران نوروزی 97
:: سوغاتی های خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: ایل بایرامیز موبارک ، نوروز سال 1397
:: جاهای ندیدنی تبریز در آستانه نوروز !
:: کاروانسراهای یام مرند و خواجه نظر جلفا در آذربایجان شرقی
:: آب، آتش، باد، خاک ؛ چهارشنبه های رنگی آذربایجان
:: روستاهای زینجناب و خلجان در بخش تبریز
:: دکتر جواد هیئت
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
:: شهروند لینک آذربایجانی 71 (عکاس فرشید فرج الهی)
:: نگاهی بر تبریز پایتخت فرش دستبافت جهان
:: کمبود پارکینگ در کلانشهر تبریز
:: دریاچه اورمیه از مرگ تا زنده شدن دوباره
:: قلعه جوشین ورزقان آذربایجان شرقی
:: تصاویر کمیاب از تبریز شهر نوستالژیک قدیم ایران
:: شب چله 1396 به ترکی
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز




( تعداد کل صفحات: 127 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ