تبریز ویکی لینکلر

 
موزه فوتبال در تبریز
نظرات |


مؤسس موزه فوتبال آذربایجان شرقی گفت: موزه فوتبال تبریز نخستین موزه ایران و خاورمیانه است.



موزه فوتبال آذربایجان
اولین موزه فوتبال کشور است که به همت و ابتکار شهرداری منطقه 6 تبریز در پارک رضوان این منطقه در غرب کلانشهر تبریز راه اندازی شده است. این موزه در نوع خود بی نظیر و منحصربفرد بوده و پیش از این تنها در کشور ژاپن موزه فوتبال راه اندازی شده است.

توپ، اسناد ورزشی، عکس، بلیت، پیراهن و لباس ورزشی فوتبالیستهای نامی آذربایجان و... از جمله وسایل ورزشی و فوتبالی موجود در موزه فوتبال آذربایجان است.
از جمله وسایل نگهداری شده در این موزه وسایل مرحوم صدقیانی بنیانگذار تبریزی فوتبال در ایران است.
ایده راه اندازی این موزه توسط ایوب نیکنام لاله، محقق تاریخ آذربایجان مطرح شده با حمایت های دکتر صادق نجفی شهردار محترم کلانشهر تبریز در کمتر از یک ماه آماده و در 4 دی ماه سال 93 افتتاح شد.


تاریخچه فوتبال

فوتبال قدیم


زهرا ناصران؛ بعد از ۲۵ سال تحقیق درزمینهٔ تاریخ فوتبال، تبریز نخستین موزه فوتبال ایران و دومین موزه آسیا را تأسیس کرده و در حال حاضر این موزه در باغ رضوان شهرک امام تبریز قرارگرفته است.

با ایوب نیکنام لاله مؤسس موزه فوتبال آذربایجان شرقی گفتگویی ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌آید:


* در خصوص تاریخچه موزه فوتبال آذربایجان توضیح دهید؟

موزه فوتبال آذربایجان اولین موزه فوتبال ایران است، تأسیس موزه فوتبال آذربایجان، قسمتی از ماحصل تحقیق ۲۵ ساله بنده از تاریخ فوتبال تبریز است. این مجموعه بعد از ۱۸ ماه تلاش، با حمایت جمعی از مسئولان شهر، در چهارم دی‌ماه سال ۹۳ در تالار باغ رضوان شهرک حضرت امام(ره) تبریز افتتاح شد.

طبق اسناد موجود، ورزش فوتبال برای اولین بار در ایران به تبریز شهر اولین‌ها واردشده و هم‌اکنون این مجموعه اولین موزه فوتبال ایران و خاورمیانه محسوب می‌شود. با توجه به اهمیت این نوع موزه‌ها، لازم است به نحوه و چگونگی تأسیس آن پرداخته شود.

در تابستان ۱۳۸۸،  محمدرضا تقیّون (مدیر روابط عمومی هیأت فوتبال استان آذربایجان شرقی) در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که به‌زودی کتابی با عنوان «تاریخ فوتبال تبریز» منتشر و در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. با عنایت به اینکه این‌جانب از سال ۱۳۶۸ درباره فوتبال تبریز تحقیق کرده و نزدیک به ۲۰ سال با پیشکسوتان و بزرگان فوتبال در ارتباط بودم، لذا این خبر نه‌تنها باورنکردنی بلکه تألیف چنین کتابی بدون اطلاع اکثر پیشکسوتان و بزرگان ورزش، تقریباً غیرممکن بود.

فوتبال

موزه فوتبال تبریز

بعد از انتشار این خبر، در اولین فرصت با آقای تقیّون تماس گرفته و از صحت‌وسقم موضوع سؤال کردم.  آقای تقیون گفت که شخصی بنام آقای «جلال شمع سوزان» در حال تألیف کتاب هستند و بنده از وضعیت چاپ و نشر آن بی‌خبرم! آدرس آقای شمع سوزان را گرفته، نزد ایشان رفتم. وی ضمن تائید خبر گفتند که نزدیک به شش ماه است با همکاری جمعی از دوستان با تعدادی از پیشکسوتان فوتبال مصاحبه کرده‌ایم.

با توجه به اظهارات آقای شمع سوزان، بنده قسمتی از تحقیقات مکتوب خود را در مورد فوتبال تبریز با تعدادی اسناد و مدارک به ایشان نشان دادم. وی ضمن تحسین، گفت؛ چون شما در مرحله تکمیل کتاب هستید، لذا اگر ما نیز این روند را ادامه دهیم، موازی کاری خواهد شد. هرچند بنده اصرار داشتم آن‌ها نیز تحقیقشان را ادامه دهند، ولی او قبول نکرد.

دو سه سال بعدازاین ماجرا، آقای شمع سوزان پیشنهاد دادند با استفاده از اسناد و مدارک جمع‌آوری‌شده توسط بنده موزه تخصصی فوتبال تأسیس شود. بنده با علم به اینکه؛ چه گنجینه‌ای عظیم و باارزشی از آثار ورزش و به‌خصوص از فوتبال کهن شهر تبریز موجود است. بدون تأمل، پیشنهاد این عزیز را قبول کرده و از فردای همان روز به نیّت تأسیس اولین موزه فوتبال ایران اقدام کردیم.

بعدازاین پیشنهاد، آقای شمع سوزان بنده را به محمدرضا عیوضی (مدیر محترم وقت گردشگری اماکن تاریخی و موزه‌های شهرداری تبریز) معرفی کرد. او در ملاقات اول، به علت آگاهی از اهمیت موضوع، بنده را بسیار تشویق و سپس با حجت‌الاسلام حمیدی (معاون فرهنگی شهرداری تبریز) و همچنین بعد از مدتی با آقایان سردار محمدحسین جعفری و حاج جواد ششگلانی از اعضای ورزشی شورای اسلامی کلان‌شهر تبریز جلسه‌ای برگزار کرد. این مسئولان ضمن استقبال و اعلام آمادگی برای اجرای طرح، قول مساعد دادند، ولی متأسفانه در این دوره پیشرفت عملی برای تأسیس موزه حاصل نشد.

بعدازاین قرار و ملاقات و عدم حصول نتیجه لازم، با راهنمایی کمال سلامی (مربی و پیشکسوت فوتبال تبریز) به حضور دبیری (رئیس شورای اسلامی کلان‌شهر تبریز) رسیدیم و طرح تأسیس موزه فوتبال را به‌صورت مکتوب عرضه کردیم. خوشبختانه آقای دبیری با تشویق و تمجید، درخواست این‌جانب را به نجفی شهردار ارائه و آقای شهردار نیز ضمن استقبال از طرح مذکور، این درخواست را به آقای سهرابی مدیرعامل سازمان ورزش شهرداری تبریز ارجاع و دستور اقدام لازم صادر کردند.

صدقیانی

موزه

پارک رضوان تبریز

آقای سهرابی طرح موزه را که در۳۰ صفحه به‌صورت مجلد توسط بنده تهیه‌شده بود در جلسه اعضای شورای ورزش شهرداری تبریز مطرح و آن را به تصویب رساندند. خوشبختانه بعد از تصویب طرح، بر اساس دستور شهردار کلان‌شهر تبریز  محلی به این امر اختصاص داده شود. بعدازاین دستور، سهرابی برای تعیین محل موزه خیلی تلاش کردند، اما با تأسف دیگر، این کار نیز عملاً تحقق نیافت.

در این گیرودار، برحسب اتفاق روزی که قرار بود شهردار تبریز از سازمان اسناد ملی شمال غرب بازدید کنند، عزیز الله جوانپور (ریاست وقت سازمان اسناد ملی شمال غرب) و استاد حسن اسودی (کارشناس ارشد و محقق ارجمند سازمان اسناد ملی) موضوع بازدید آقای شهردار را بنده اطلاع داده و از بنده خواستند در زمان بازدید، این بزرگواران را همراهی کنم.

آقای جوانپور در حین بازدید، مسئله موزه را به آقای شهردار یادآوری کرده و از وی خواستند به این موضوع توجه ویژه‌ای داشته باشند. بنده هم از فرصت استفاده کرده و با شناختی که از آقای حاجی‌زاده داشتم موضوع را با ایشان مطرح و از وی به‌عنوان عضو ورزشی شورای کلان‌شهر تبریز تقاضا کردم طرح موزه فوتبال را با جدوجهد پیگیری کنند. این اتفاق سرآغاز آشنایی بنده با آقای حاجی‌زاده شد و از فردای همان روزبه دفتر ایشان مراجعه کردم.

با اعلام خبر تأسیس قریب‌الوقوع اولین موزه فوتبال در پایتخت توسط فدراسیون فوتبال ایران و همچنین اصرار ما بر تأسیس این موزه در تبریز (شهر اولین‌ها) قبل از سایر شهرهای ایران، مجدداً از دبیری و سعید حاجی‌زاده تقاضا کردم هرچه در توان دارند مضایقه نکرده تا موزه در مدت کوتاهی تأسیس شود. آن‌ها و جمعی از مسئولان دلسوز و بلندپایه شهر پیگیر موضوع شدند که درنهایت دکتر نجفی از طریق آن‌ها پیغام دادند؛ چنانچه بنده محلی برای موزه سراغ داشته باشم اطلاع داده تا موردبررسی قرار بگیرد.


توضیحات موزه فوتبال تبریز
[http://www.aparat.com/v/S9c3v]

*در خصوص تأسیس موزه فوتبال آذربایجان چه اقداماتی انجام شد؟

بعد از پیام شهردار تبریز، طرح موزه را با شهردار منطقه ۶ تبریز(فرهاد روشنی) در جریان گذاشته و شهردار تبریز ضمن استقبال از طرح، به‌صورت تلویحی از تأسیس موزه در محدوده شهرداری منطقه شش استقبال کردند.

روشنی بعد از توضیحات بنده به علت درک اهمیت موضوع و علاقه خاص به تاریخ پرافتخار شهر تبریز، در همان جلسه از طرح مذکور استقبال و برای اجرای آن اقدامات اولیه را انجام دادند. برای بنده این برخورد خیلی عجیب و در نوع خود جالب بود، چراکه تا آن موقع اکثر مسئولان از این طرح حمایت کرده و قول همکاری و پیگیری را می‌دادند ولی عملاً کارها پیشرفت محسوسی در پی نداشت، اما آقای دکتر روشنی در عرض ۱۵ دقیقه تصمیم نهایی را گرفتند! و از همان‌جا استارت تأسیس اولین موزه فوتبال ایران در محدوده شهرداری منطقه شش تبریز زده شد.

با تلاش فرهاد روشنی (شهردار منطقه ۶ تبریز) و با حمایت صادق نجفی و پیگیری‌های مستمر سعید حاجی‌زاده و با راهنمایی و سفارش شهرام دبیری و همچنین با کمک شبانه‌روزی همسر و فرزندان این‌جانب، بعد از دو ماه تلاش، موزه فوتبال آذربایجان (اولین موزه فوتبال ایران و خاورمیانه) در شهر اولین‌ها که حق قانونی تبریز و برازنده قامت پرافتخار این شهر بود، با حضور جمع کثیری از مسئولان و پیشکسوتان ورزش فوتبال تبریز در تاریخ چهارم تیرماه افتتاح و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

ناگفته نماند، از روزی که طرح موزه مطرح شد تا زمان افتتاح آن‌که بیش از یک و نیم سال طول کشید، در این مدت از هرکسی که ممکن بود کمک و یاری خواستم. از مسئولین ارشد استان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و همچنین از اعضای شورای اسلامی کلان‌شهر تبریز و متولیان ورزش، اگر اغراق نباشد باید بگویم برای تأسیس این مجموعه، بیش از ۱۸ ماه به اکثر ادارات و نهادهای مربوطه مراجعه کردم.


*لطفا در خصوص بخشهای مختلف موزه فوتبال آذربایجان توضیح دهید؟

موزه فوتبال آذربایجان برمبنای طرح پیشنهادی مکتوب، به پنج فاز تقسیم‌شده که فاز اول این مجموعه در دی‌ماه سال ۹۳ افتتاح شد. در این فاز آثار ورزش فوتبال تبریز در چهار بخش مختلف مجسمه، اسناد، تصاویر و لوازم ورزش فوتبال در معرض نمایش قرارگرفته که در زیر به‌صورت خلاصه به این بخش‌ها پرداخته می‌شود.

موزه فوتبال آذربایجان برمبنای طرح پیشنهادی مکتوب، به پنج فاز تقسیم شده که فاز اول این مجموعه در دی ماه سال ۹۳ افتتاح شد.

بخش مجسمه (تندیس): در فاز نخست موزه، تنها از تندیس زنده‌یاد حسین صدقیانی (ملقب به پدر فوتبال ایران) رونمایی شد که به نظر بنده یکی از کارهای ماندگار و ارزشمند این طرح بود. با نصب این تندیس، از زحمات کسی که سال‌ها عمر خود را وقف ورزش ایران کرده بود تقدیر شد و از این طریق به نسل‌های آینده نشان داده شد؛ پدر فوتبال ایران، اولین سرمربی تیم ملی و اولین لژیونر «زنده‌یاد حسین صدقیانی تبریزی» است.

موزه فوتبال

تاریخ فوتبال ایران

در فازهای بعدی، پیش‌بینی‌شده در صورت حمایت مسئولان، مجسمه سایر بزرگان و پیشکسوتان صاحب‌نام فوتبال تبریز و همچنین تندیس کامل بازیکنان و بزرگان تیم منتخب یک قرن پیش تبریز تهیه و در این موزه نصب شود.

ساخت و نصب تندیس زنده‌یاد حسین صدقیانی بزرگ‌ترین آرزوی من بود که برآورده شد. این تندیس در پاگرد ورودی تالار اصلی موزه نصب‌شده است.

بخش اسناد: قسمتی از اسناد تاریخ فوتبال تبریز که در ویترین‌های افقی این مجموعه قرارگرفته، شامل انواع مکاتبات بین باشگاه‌ها، انواع حکم‌های ورزش فوتبال، مجوز بازیکنان برای شرکت در رقابت‌های قهرمانی کشور، انواع کارت شناسایی بازیکنان و نمونه‌ای از کارت‌های عضویت باشگاه‌ها، انواع مدارک و گواهی داوران و سایر اسناد تاریخی از سال۱۳۰۰ تاکنون در معرض نمایش قرار داده‌شده  است.

همچنین، از مهم‌ترین اسناد این بخش که شاید در ایران بی‌نظیر باشد، می‌توان به برنامه مسابقات باشگاه‌های تبریز در دهه ۲۰، انواع دعوت‌نامه‌ها برای تشکیل جلسات و شرکت در انتخابات فدراسیون (هیأت) فوتبال آذربایجان و همچنین به یک نمونه از سند انتقال بازیکن قرضی بین دو تیم اشاره کرد. در این بخش دو عدد از ویترین‌های افقی برای وسایل و لوازم استاد کاظم علیزاده نوبری (عکاس ورزشی پیشکسوت) و استاد حبیب چرندابی (روزنامه‌نگار ورزشی پیشکسوت) اختصاص داده‌شده تا قسمتی از وسایل و آثار این بزرگان در معرض دید عموم قرار بگیرد.

چرندابی در کنار فعالیت مطبوعاتی، بیش از۱۰ سال در روزنامه مهد آزادی (از سال ۶۲ تا ۷۱) به همراه سایر نشریات قلم می‌زد. همچنین، وی نشریه اوحدی (کاملاً ورزشی) را در سال ۷۰ به مدت ۲ سال منتشر نموده است. چرندابی هم‌اکنون یکی از پیشکسوتان روزنامه‌نگاری در بخش ورزش آذربایجان است که قسمتی از مجلات و نشریات تاریخی خود را به موزه فوتبال آذربایجان اهدا کرده تا آثار ایشان در یکی از ویترین‌های افقی، در معرض نمایش قرار بگیرد.

تصاویر تاریخی مربوط به فوتبال تبریز در ادوار مختلف بصورت منظم برمبنای قدمت و تاریخ موضوع تصویر، بر دیوارهای پاگرد راه پله و تالار اصلی موزه در معرض نمایش قرار داده شده

بخش تصاویر(تاریخ فوتبال تبریز به روایت تصویر): تصاویر تاریخی مربوط به فوتبال تبریز در ادوار مختلف به‌صورت منظم برمبنای قدمت و تاریخ موضوع تصویر، بر دیوارهای پاگرد راه‌پله و تالار اصلی موزه در معرض نمایش قرار داده‌شده که قسمتی از آن به‌طور خلاصه در زیر توضیح داده می شود.

تصاویر مربوط به زنده‌یاد حسین صدقیانی و مدرسه مموریال: این تصاویر شامل تعدادی عکس از مدرسه مموریال تبریز و همچنین تصاویری از زندگی فوتبالی مرحوم صدقیانی برحسب قدمت تاریخی بر دیوار پاگرد تالار اصلی موزه نصب‌شده است.

تصاویری از تیم‌های  قدیمی و باشگاه‌های فعلی: در این بخش، عکس‌هایی از تیم‌های فوتبال روئین‌تن، نظام، سیمرغ، آذر، راه‌آهن، شهاب، شاهین، آذرآب و ... همچنین تصاویری از اولین تیم‌های تراکتورسازی، ماشین‌سازی، شهرداری(آتش‌نشانی سابق) و گسترش فولاد بر مبنای تاریخ تأسیس باشگاه بر دیوار تالار اصلی موزه نصب‌شده است.

تصاویر مختلف: در این بخش، نمونه‌ای از تصاویر مربوط به اولین مدرسه فوتبال ایران، انواع آگهی بازی‌های مهم فوتبال و عکس‌هایی از داوران پیشکسوت و همچنین تصاویری از رویدادهای تاریخ فوتبال تبریز در ادوار مختلف در معرض نمایش قرارگرفته است.

تصاویر تیم منتخب تبریز از سال ۱۳۴۶-۱۳۱۸: همچنان که در بخش ششم مربوط به تصاویر تیم منتخب تبریز توضیح داده خواهد شد، اولین مسابقات رسمی قهرمانی ورزش فوتبال در ایران، از سال ۱۳۱۸ با شرکت شش تیم از شهرهای مختلف ایران، شامل تبریز، اصفهان، تهران، مشهد، اهواز و کرمان در زمین فوتبال دانشگاه تهران برگزارشده بود. این مسابقات تا سال۱۳۴۶، در مناطق مختلف ایران برگزار می‌شد. لذا در این بخش، تصاویر مربوط به تیم فوتبال تبریز، در طول سال‌های(۱۳۴۶-۱۳۱۸)، به‌صورت منظم و به ترتیب سال در قسمتی از موزه نصب و در معرض نمایش قرار داده شده است.


افتتاح اولین موزه فوتبال ایران در شهر تبریز
[http://www.aparat.com/v/lszSr]


بخش وسایل و لوازم ورزش فوتبال: در این بخش، لوازم و وسایل ورزشی شامل انواع لباس، توپ‌های قدیمی، جام (کاپ) مسابقات و همچنین مدال‌های مختلف تاریخ فوتبال تبریز و اولین بلیت‌های فوتبال ایران و وسایلی چون کاپ قهرمانی مسابقات رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا در جبهه‌های جنگ در دو ویترین مستقل به نمایش گذاشته‌شده است که در زیر به‌طور خلاصه به بخشی از این وسایل اشاره می‌گردد:

 ویترین توپ‌های فوتبال (مربوط به ادوار و اشخاص مختلف): در دو ویترین جداگانه، انواع توپ‌های قدیمی فوتبال که مهم‌ترین آن‌ها توپ زنده‌یاد حسین صدقیانی (مربوط به دهه۲۰) و توپ امضاءشده توسط مربیان حاضر در کلاس مربیگری دیتمار کرامر آلمانی و تعدادی توپ بسیار قدیمی در معرض نمایش قرارگرفته است.

ویترین مدال‌ها، نشان‌ها و انواع بلیت‌های تاریخ فوتبال تبریز: در این ویترین انواع مدال‌های قهرمانی و نایب‌قهرمانی تیم منتخب تبریز در دهه۴۰ و همچنین انواع نشانه‌ای بازیکنان فوتبال، اولین بلیت موجود از تاریخ فوتبال تبریز و اولین بلیت الکترونیکی استفاده‌شده در مسابقات فوتبال ایران در معرض نمایش قرارگرفته است.

ویترین وسایل داوری: در این ویترین انواع سوت‌های قدیمی کوچک و بزرگ و کارت‌های زرد و قرمز و همچنین انواع وسایل قدیمی برای سنجش قطر، فشار هوا و وزن توپ در معرض نمایش قرارگرفته است. همچنین، در این ویترین، اولین کتاب قانون داوری ایران (نوشته زنده‌یاد دکتر عباس اکرامی) زینت‌بخش موزه است.

ویترین مخصوص تیم فوتبال تراکتورسازی: در این ویترین تعدادی جام قدیمی باشگاه تراکتور به همراه آثار منحصربه‌فرد از این تیم، مانند پرچم، انواع تمبر و ... در معرض نمایش قرار داده‌شده است.

ویترین مخصوص تیم فوتبال شهرداری تبریز: در این ویترین، تعدادی جام قدیمی تیم فوتبال شهرداری تبریز به همراه پرچم رسمی باشگاه در معرض دید عموم قرارگرفته است.

ویترین‌های لباس ورزشی فوتبال: در این ویترین‌ها، اولین لباس بدون آرم تیم تراکتورسازی شامل(پیراهن، زنگال، گرم‌کن و ...) و همچنین یک عدد کت با یکدست گرم‌کن ورزشی مربوط به بازیکنان تیم ملی ایران در سال ۱۳۳۷ و پیراهن تیم ملی ایران و منتخب تبریز مربوط به دهه۵۰ در معرض نمایش قرارگرفته است.

ویترین جام(کاپ) تیم‌های محلات تبریز: در این ویترین، انواع کاپ تیم‌های مختلف محلات تبریز ازجمله جام‌های مختلف تیم عقاب باغمیشه و ... در معرض نمایش گذاشته‌شده است.

ویترین شهدای فوتبال تبریز: در این ویترین‌ها که تعداد آن‌ها دو عدد هستند، تعدادی مدال و تصاویر تیم‌های فوتبال رزمندگان در جبهه‌های جنگ، تصاویر جمعی از شهدای فوتبالیست و همچنین جام (کاپ) دست‌ساز قهرمانی از جنس پوکه توپ جنگی مربوط به گردان امام حسین علیه‌السلام (قهرمان مسابقات دوره‌ای رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا در جبهه‌های جنگ) در معرض نمایش قرار داده‌شده -است، که باارزش‌ترین بخش موزه به‌حساب می‌آید.


*سخن پایانی؟

مسئولان فدراسیون فوتبال ایران از چندین سال پیش، در ادوار مختلف بارها تصمیم به تأسیس موزه تخصصی فوتبال داشتند، اما متأسفانه تاکنون موفق به این کار نشده‌اند. در سال گذشته، زمانی که طرح موزه فوتبال آذربایجان رسانه‌ای شد، یکی از اساتید قلم شهر تهران که درزمینهٔ تاریخ  با این‌جانب مراوده و ارتباط تنگاتنگ دارند، هنگام حضور در منزل بنده، با مشاهده اسناد و آثار مربوط به ورزش فوتبال تبریز، بعد از مدتی با بنده تماس گرفت و اطلاع دادند؛ اگر مایل باشید طبق هماهنگی انجام‌شده با مسئولان ذی‌ربط، اسناد و وسایل مربوطه از شما خریداری و جهت تأسیس موزه فوتبال به تهران منتقل شود.

بنده در قبال درخواست این فرد گفتم؛ هرچند آثار ورزش فوتبال با هزینه شخصی تهیه‌شده، ولی این اسناد و لوازم ورزشی هویت تاریخی مردم سرزمین من است و این مجموعه به مردم آذربایجان تعلق دارد. لذا انتقال هویت و تاریخ یک ملت به سایر نقاط، حتی در مقابل پول هنگفت، تقریباً با منطق و وجدان همخوانی ندارد.

این مجموعه نه‌تنها  اولین موزه فوتبال ایران بلکه تا جایی که اطلاع داریم بعد از ژاپن، دومین موزه تخصصی فوتبال در قاره آسیاست.

کاپ قهرمانی

فوتبالی


لوازم و اسنادی از ورزش فوتبال تبریز که در طول تألیف کتاب «تاریخ فوتبال تبریز» جمع‌آوری و قسمتی از آن به شهرداری تبریز اهداء شده، تقریباً  یک‌پنجم وسایل موجود بوده لذا در صورت توسعه این مجموعه و یا انتقال محل موزه به مکانی بزرگ‌تر از تالار رضوان، مابقی آثار به این موزه انتقال داده خواهد شد.

از طرفی، خوشحالی غیرقابل وصفی که در روز افتتاح موزه در تک‌تک چهره‌های بزرگان و پیشکسوتان ورزش فوتبال مشاهده می‌شد و همچنین اظهار رضایت قلبی این بزرگان و اتفاقات همان روز،  یک دستاورد باارزش برای این‌جانب و یک رؤیا و خاطره تکرار نشدنی است.

همچنان که گفته شد، در طرح پیشنهادی موزه فوتبال، محل تأسیس موزه، ساختمان تاریخی مدرسه مموریال (پیشگام ورزش فوتبال ایران) پیشنهادشده بود، ولی وجود بعضی مشکلات، مانع از تأسیس موزه در مدرسه مموریال شد. لذا از روی ناچاری، موزه را در تالار پارک رضوان، در محدوده شهرداری منطقه ۶ تبریز افتتاح کردیم. خوشبختانه بیشتر از چهار ماه از افتتاح موزه نگذشته بود که سعید حاجی‌زاده در مراسم افتتاح خانه پیشکسوتان فوتبال تبریز، در جمع بزرگان و پیشکسوتان حاضر، خبر خوش «تصویب طرح تملک ساختمان تاریخی مدرسه مموریال تبریز در کمسیون فرهنگی شورای شهر تبریز» را  اعلام کردند.

ما نیز به‌نوبه خود، ضمن تشکر از تک‌تک اعضای شورای اسلامی کلان‌شهر تبریز، امیدواریم این اعضای پرتلاش و به‌ویژه اعضای ورزشی شورا، در مدت‌زمان کوتاهی، جهت تملک مدرسه تاریخی مموریال و انتقال موزه فوتبال آذربایجان به این مکان، اقدام لازم را انجام دهند تا بزرگ‌ترین موزه فوتبال خاورمیانه در مهد فوتبال ایران (شهر تبریز) و در محل جدید تأسیس و برقرار شود.

درحالی‌که تنها ۳ ماه از آغاز فعالیت این موزه می‌گذشت. در مراسمی که برای معرفی موزه‌های برتر کشور در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، موزه فوتبال آذربایجان در سه شاخص (پژوهش، معرفی و خلاقیت و نوآوری) موردتقدیر قرار گرفت.

همچنین، در راستای توسعه موزه فوتبال آذربایجان و باهدف معرفی این موزه به مردم اقصی نقاط ایران و جهان، سایت «تور بازدید مجازی» این مجموعه به آدرس www.footballmuseum.ir توسط شهرداری منطقه۶ تبریز در خردادماه سال ۹۴ راه‌اندازی شد.

انتظار داریم در شورای پنجم باهمت شهرداری این موزه به مدرسه مموریال منتقل و فازهای بعدی موزه تکمیل شود، چون اسناد و اشیاء زیادی داریم.


لینک پست موزه سنجش تبریز
لینک پست موزه شهرداری تبریز
لینک پست موزه آذربایجان
لینک پست موزه کاریکاتور
لینک پست باغ موزه قاجار



مرتبط با : تبریز ورزش آذربایجان
برچسب ها : موزه فوتبال-تاریخچه فوتبال-موزه فوتبال آذربایجان-فوتبال تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396
زمان : 11:59 ب.ظ
دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
نظرات |


باز هم در سال جدید 1396 به گجیل میرویم جایی که هویت قدیمیش را در تبریز نسبتا حفظ کرده و حس قدیمها را وقتی میرویم داریم.
شاید پروژه عظیم آیسان که در نزدیکی این منطقه با روند بسیار کندی انجام میشود اشتباه محض است زیرا روزهای قدیم خود را با دست خود به فراموشی خواهیم سپرد!
من بعنوان نسلی نسبتا جدید وقتی در گجیل و اطراف آن قدم میزنم انگار که در تبریز واقعی قدم گذاشته ام و حس خوبی همواره داشتم، نمیدانم آیا مسئولان تبریز قدمی گذاشته اند و خاطراتی در تبریز دارند!



گجیل در روزگاری قدیم
گجیل قدیم

از باغ گلستانی تاریخی میگذریم که سالهای قبل هم در وبلاگ باهم رفتیم ...
از کنار یادمان شمس تبریزی آن میگذریم که میتوانست بسیار زیباتر طراحی و ساخته شود. شاید اگر شیشه ای و نوردهی داشت خیلی جالب تر بود.
اما همین که یادی از مرد بزرگ عشق و عرفان در موطن خود هست جای شکر است!

کاش مولانا باغ گلستان و گجیل را میدید، معشوقه و یارش به آسمانهای تبریز عروج کرده و رقص سماع میکند.
همه دنیا ارزش مولانا و شمس را دانسته جز خود ایران!  دو گوهر شمس و مولوی برای ما رسم زندگی و مهرورزی و خداشناسی را با هنر و عشق آموخته اند ولی از این گنج غافلیم...

باشد که آن شاه حرون زان لطف از حدها برون
منسوخ گرداند کنون آن رسم استغفار را

جانی که رو این سو کند با بایزید او خو کند
یا در سنایی رو کند یا بو دهد عطار را

مخدوم جان کز جام او سرمست شد ایام او
گاهی که گویی نام او لازم شمر تکرار را

عالی خداوند شمس دین تبریز از او جان زمین
پرنور چون عرش مکین کو رشک شد انوار را

ای صد هزاران آفرین بر ساعت فرخترین
کان ناطق روح الامین بگشاید آن اسرار را

در پاکی بی‌مهر و کین در بزم عشق او نشین
در پرده منکر ببین آن پرده صدمسمار را


یادمان شمس تبریزی

شمس

مقبرةالعرفا (گورستان گجیل) یکی از گورستان‌های تاریخی شهر تبریز است. این گورستان مدفن ده‌ها تن از ادیبان و عارفان ایران از جمله شمس تبریزی را در خود جای داده‌است. مقبرةالعرفا در دورهٔ پهلوی تخریب شده و در محل آن، باغ گلستان احداث گردید.

در منابع متعدد تاریخی نظیر «بلدیهٔ سلطان بلد»، «رسالهٔ سپه‌سالار»، «مجمل فصیح» و «مناقب ولایت‌نامه» آرامگاه شمس تبریزی در تبریز و در گورستان گجیل (مقبرةالعرفا) ذکر شده‌است. هم‌چنین در لغت‌نامهٔ دهخدا و کتاب‌های منتشرشده توسط شهرداری تبریز نیز به دفن این عارف در این شهر اشاره شده‌است.

بنای مقبرةالعرفا به زبیده خاتون –همسر هارون‌الرشید- نسبت داده می‌شود. او پس از این‌که در تبریز درمان شد، در محل فعلی گورستان گجیل، اقدام به ایجاد باغی کرد. زبیده خاتون یک شب در خواب دید که از درختان باغ‌اش، سر انسان‌ها به صورت میوه حاصل شده و معبران این‌گونه تعبیر کردند که این باغ تبدیل به گورستان خواهد شد. او نیز در این امر پیش‌دستی کرده و دستور داد تمام درختان باغ قطع شده و در محل آن، گورستانی جدید ایجاد شود.


خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
باده گردان چیست آخر داردارت ساقیا

ساقی گلرخ ز می این عقل ما را خار نه
تا بگردد جمله گل این خارخارت ساقیا

جام چون طاووس پران کن به گرد باغ بزم
تا چو طاووسی شود این زهر و مارت ساقیا

کار را بگذار می را بار کن بر اسب جام
تا ز کیوان بگذرد این کار و بارت ساقیا

تا تو باشی در عزیزی‌ها به بند خود دری
می‌کند ای سخت جان خاکی خوارت ساقیا

چشمه رواق می را نحل بگشا سوی عیش
تا ز چشمه می‌شود هر چشم و چارت ساقیا

عقل نامحرم برون ران تو ز خلوت زان شراب
تا نماید آن صنم رخسار نارت ساقیا

بیخودی از می بگیر و از خودی رو بر کنار
تا بگیرد در کنار خویش یارت ساقیا

تو شوی از دست بینی عیش خود را بر کنار
چون بگیرد در بر سیمین کنارت ساقیا

گاه تو گیری به بر در یار را از بیخودی
چونک بیخودتر شدی گیرد کنارت ساقیا

از می تبریز گردان کن پیاپی رطل‌ها
تا ببرد تارهای چنگ عارت ساقیا


شمس تبریز

المان شمس


بنای یادمان شمس تبریزی در باغ گلستان و در محل گورستان تاریخی مقبرةالعرفای تبریز ساخته خواهد شد. پس از احداث این بنا، بنیاد پژوهشی، علمی و فرهنگی شمس‌شناسی نیز در همین مکان تأسیس خواهد گردید. مجری ساخت این بنا، یکی از سرمایه‌گذاران تبریزی مقیم ترکیه به نام «علی پولاد» است.

طرح احداث بنای یادمان شمس تبریزی در سال ۱۳۸۷ خورشیدی توسط شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر تبریز مطرح شد. پس از این تاریخ، مسابقه‌ای جهت برگزیدن بهترین طراحی این بنای یادمان برگزار شده و سرانجام طرح برگزیده انتخاب گردید.

بنای یادمان شمس تبریزی برطبق برخی پیش‌بینی‌ها تا سال ۱۳۹۱ خورشیدی به بهره‌برداری خواهد رسید. با توجه به تقدس عدد ۸ در اسلام و نیز درب‌های هشت‌گانهٔ بهشت، این بنا از ۸ منارهٔ ۴۰ متری تشکیل یافته‌است.


باغ گلستان امروز در عصر حاضر که گورستانی بسیار مهم و تاریخی در زیر آن وجود دارد
باغ گلستان

تبریز

باغ گلستان تبریز

پروژه آیسان دوباره جان گرفته است!
میارمیار

گلستان تبریز

گولوستان باغی


حالا برویم گجیل قدیم بزنیم...
از مرد و زن 90 ساله گرفته تا یک نوجوان اینجا بیاید همه خاطراتش در ذهنش مرور خواهن شد.
مدیران محترم هویت اینجا را از بین نبرید..!


گجیل یکی از محله‌های تاریخی و کهن شهر تبریز است. این محله در بین چهار محلهٔ راسته‌کوچه، کوچه‌باغ، میارمیار و ویجویه واقع شده‌است. گورستان تاریخی گجیل که به «گورستان عرفا» معروف بود، در دوران پهلوی تخریب شد و در محل آن، باغ گلستان (نخستین پارک شهر تبریز) احداث گردید. این گورستان به همراه گورستان‌های سرخاب (شعرا) و چرنداب (وزرا) از جملهٔ مشهورترین گورستان‌های شهر تبریز بوده‌است.

گجیل در لغت به معنای محل پرازدحام و شلوغ است. این محله از قدیم به‌عنوان استراحت‌گاه کاروانیان و محل فروش میوه و محصولات کشاورزی شهرها و روستاهای پیرامون تبریز شناخته می‌شده‌است. درب تاریخی گجیل که برج‌ها و تاق‌های بلندی داشته و یکی از درب‌های نه‌گانهٔ تاریخی شهر تبریز محسوب می‌شده، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی و در جریان احداث خیابان فلسطین (ملل متحد) توسط شهرداری وقت تخریب گردید

در دوران پهلوی، شهربانی براساس طرحی سعی در متمرکزکردن مشاغل ناهنجار اجتماعی و به تبع آن اراذل و اوباش در این محله برآمد و نتیجهٔ آن تبدیل گجیل به یک منطقهٔ نامطلوب و ناخوشایند شهری شد. در سال ۱۳۴۵ خورشیدی، پایانهٔ مسافربری شهر تبریز در ضلع شرقی این محله احداث گردید و همین امر باعث شلوغی و رفت و آمد مسافران در این منطقه گردید.
کمال خجندی در وصف این محله می‌گوید:
تبریز مرا راحت جان خواهد بود         پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرنداب و گجیل         سرخاب ز چشم من روان خواهد بود



گجیل و روزهای آشنای قدیم...
تبریزلی

درب تاریخی گجیل که سلفی انداختن با آن واقعا بهترین عکس است
درب گجیل

خروز و سال خروس 1396 ، دیگر از خانه های و باغهای قدیمی تبریز با صدای خروس خبری نیست!
خروس

گجیل اندک جای باقی مانده که صداهای قدیمی آشنا و صدای پرندگان میاید نه صدای دیرل و ماشین و ...!
قوش باز

جوجه های رنگارنگ گجیل را دید و یاد کودکی و قوش بازلیخ کرد...!
جوجه

ماهی

نعمت هم در گجیل فراوان است هم زرد و قرمز ، ساری و قیرمیز قارپیز
قارپیز


شاه نعمت الله ولی:
همه عالم تن است و او جان است
شاه تبریز و میر او جان است
جام گیتی نماش می خوانند
به حقیقت بدان که او آنست


بازارچه گجیل

در شهرم قدم میزنم ولی جیزبیز که دیدم ایستاده و مینگرم و لذت میبرم حتی از پشت شیشه!
تبریز را باید در جاهای قدیمی جستجو کرد با این بوهای قدیمی آشنا لذت برد
از درون از تبریز لذت ببرید...
جیزبیز

شیرین کام شدم در گجیل تاریخی چیزی که هرگز در ولیعصر و لاله پارک و اطلس و رشدیه و آبرسان و غیره آن شیرین کامی را تجربه نمیشود کرد...
قنادی

این بچه هم خسته شده است مثل من که چند سال است همچنان پیاده در شهر میرود و میاید البته پاها خسته میشوند ولی دل و ذهنم از تبریز سیراب نمیشود...
خسته


شیخ بهائی:
روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز
نشکفته گلی همچو تو در گلشن تبریز
شد هوش دلم غارت آن غمزهٔ خونریز
این بود مرا فایده از دیدن تبریز





مرتبط با : تبریز دوربین تبریز لینک
برچسب ها : گجیل تبریز-گولوستان باغی-پرنده فورشی-محلات قدیمی تبریز-گجیل-تبریز-یادمان شمس-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
زمان : 07:48 ب.ظ
یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
نظرات |



نخبگان و ورزشکاران و هنرمندان خود را بیشتر دریابیم.
اگر به آنها بی توجه شویم ابتدا از محل بومی خود یعنی تبریز و آذربایجان مهاجرت خواهند کرد و سپس فرار مغزها از کشور خواهند شد.
مراکز علمی و مسئولان استانی باید توجه بیشتری به این عزیزان داشته باشند. آنقدر که به چند فوتبالیست ارزش میدهیم هرگز به این مفاخر و مشاهیر ارج و توجه نداریم که بهمین دلیل جهان سوم شده ایم!

حال با گزارش خبرگزاری مهر دو تن از نمونه افرادی که باید بیشتر حمایت و توجه شوند را همراه میشویم.

لینک مجموعه پستهای مشاهیر و بزرگان آذربایجان



یوسف رفیعی بیرامی نخبه تبریزی که موفق به اختراع دستگاه رباتیک رگ گیری شده، معتقد است توجه و پذیرش مخترعان و تسهیل روند صنعتی شدن اختراعات از مهمترین نیازهای این قشر است.

ایشان که موفق به اختراع دستگاه رباتیک رگ گیری شده و طرح وی در جشنواره اختراعات بین المللی آنکارا ۲۰۱۷ مورد ارزیابی قرار گرفته و موفق به کسب مقام اول جهان دررده پزشکی، دو مدال طلا، تندیس ویژه جشنواره، کاپ برترین اختراع جشنواره و برترین محقق این جشنواره شناخته  شده است.

اختراع وی به عنوان شصت و پنجمین اختراع سطح جهانی معرفی شده و از مراجع معتبر نظیر وزارت بهداشت تاییدیه گرفته و به کشور های صنعتی جهانی از جمله آلمان، آمریکا، سوئیس، تایوان، کرواسی، کویت، لندن و چین عرضه شده است اما با این حال این اختراع جهانی در ایران به مرحله تجاری سازی نرسیده و وی علاقه مند است اختراعاتش در کشور خودش استفاده شود  و منحصر به آن باشد و در داخل کشور به مرحله تجاری سازی برسد. همین موضوع بهانه ای شد تا خبرنگار مهر در این خصوص گفت و گویی با این نخبه جوان تبریزی انجام دهد که در ادامه می خوانید.

رفیعی بیرامی

* از مزایای این دستگاه رباتیک بگوئید

دستگاه رگ گیری خط  مقدم درمان است، یکی از معظلات بیمارستان ها برقراری خط رگ گیری بیمار است و  بیماران اورژانسی باتوجه به اوج زمانی محدود  جهت ارائه خدمات درمانی برای بیماران اورژانسی مشکلاتی را در پی دارند این دستگاه بر روی بیماران اورژانسی در جهت پیشگیری از عفونت ها و مرگ مغزی، نقش بسزایی را ایفا می کند.

در افراد چاق به خصوص زنان و هم چنین افرادی که دچار سکته قلبی و یا مغزی شده اند دسترسی به رگ در بافت های بدن این بیماران سخت و یا غیرممکن است، این دستگاه می تواند در عرض ۳۰ تا ۳۰۰ ثانیه، تمام رگ های سطحی و عمقی را از اندام های بدن پیدا کرده و برای مایع درمانی آماده کند.

یکی دیگر از کاربردهای این دستگاه، آموزش رگ گیری برای دانشجویان علوم پزشکی است به طوری که این ربات بازو، با سیستم بینایی خود تصاویر داخل فضای عملکردی دستگاه  از طریق دوربین دریافت و پس از انجام پردازش فرامین لازم را برای جابه جایی سرنگ یا برانول به عروق مورد نیاز اندام ارسال می نماید بر این اساس، دخالت پرسنل های درمانی در این فرآیند  را حذف می کند


* هدف شما از اختراع این دستگاه چیست؟

هدف از طراحی این دستگاه،  ثبت اختراع یا  بایگانی اختراعاتم  نیست بلکه رساندن اختراع به جامعه مصرف کنندگان بوده و حدود پنج سالی است که این طرح ثبت اختراع شده ولی تاکنون وارد مرحله تجاری سازی نشده است.

* با اینکه طرح شما در کشور های مختلف جوایزی را کسب کرده چرا عملا کاری برای تجاری سازی آن در کشور صورت نگرفته است؟

عدم امکان اجرایی شدن طرح ها، اختراعات و ابداعات نخبگان ایرانی مهمترین معضل این قشر جامعه است، در حالی که از کشور های خارجی برای صنعتی کردن طرح های این چنینی دعوت می کنند.

بر اساس سیاستی که در کشور های خارجی مطرح است، حضور ذهن خلاق برای تجاری سازی و فراهم نمودن امکانات برای نخبه الزامی است و طرح های حمایتی از نخبگان در کشور های خارجی به سویی سوق داده می شود که نخبه از کشور خود خارج نشود.

بنده باوجود پیشنهاد های وسوسه انگیز تلاش می کنم تا اختراعاتم در داخل کشور به مرحله تجاری سازی برسند و در داخل کشورم استفاده شود ولی واقعیت این است که حمایت ها برای نخبگان در کشور ما کافی نیست.

ربات رگ گیری

* آیا بنیاد علمی نخبگان کشور از طرح شما حمایت کرده است؟

متاسفانه در کشور ما  بنیاد علمی مخترع را نمی شناسند، تنها محصول ارائه شده وی را شناخته و حامیان مالی برای صنعتی کردن اختراع محققان نیستند.

اصلی ترین انتظار محققان صنعتی کردن اختراعاتشان است بنده در تمامی جشنواره داخل کشور شرکت کرده ام  متاسفانه در ایران تجلیل از نخبگان فقط در حد تکریم و قدردانی است و طرح نخبگان برگزیده می شود اما وارد مرحله تجاری سازی نمی شود.

* چه انتظاری از بنیاد علمی نخبگان کشور برای حمایت از نخبگان دارید؟

نخبه پروری یک وظیفه ملی است و باید حمایت از نخبگان به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود و در متن زندگی مردم در فرهنگ و در اقتصاد جامعه قرار گیرد و بر همین اساس ایجاد نهادی ضروری است که متولی طرح محقق باشد و صیانت از مخترعین را برعهده بگیرد تا مختراعان بتوانند به سهولت و در آرامش طرح خود را عرضه کنند و یک پل ارتباطی بین بخش خصوصی و نخبگان تشکیل دهند تا محققان کشور فارغ از دغدغه های اداری اختراعات و خلاقیت های خود را به مرحله عمل برسانند

* به عنوان یک مبتکر وضیعت تولید علم و اندیشه را در کشور در چه جایگاهی ارزیابی می کنید؟

کشور ما سرشار از ایده های ناب با تفکرات بدیع است و در کشور فکر های ناب و طلایی افرادی که منجر به تولید علم می شود در حد تولید علم باقی مانده و منجر به تولید فناوری، صنعتی سازی و تجاری سازی نمی شود.

نخبگان جوانی نیازمند توجه جامعه در پذیرش آن ها و شکوفایی استعدادهایشان در سطوح مختلف جامعه است و استفاده از فکر نخبگان، و فراهم نمودن فرصت کمترین مطالبه استعداد های ناب مخترعین ایرانی است.

در ایران چرخه تولید برای صنعتگران نابسامان است، چه برسد به اینکه  ایده پردازان صنعتگر کالاهای مورد مصرف جامعه را به مرحله صنعتی سازی برسانند
در ایران چرخه تولید برای صنعتگران نابسامان است، چه برسد به اینکه  ایده پردازان صنعتگر کالاهای مورد مصرف جامعه را به مرحله صنعتی سازی برسانند در حالی که در اقتصاد مقاومتی این مبحث بسیار ملموس بوده و در این زمینه صاحبان ایده و شرکت های نوپا و دانش بنیان  برای تبدیل ایده خود به ثروت علمی با پیج و خم های بسیاری مواجه هستند.

عدم امکان اجرایی شدن طرح ها و اختراعات نخبگان یکی از مهمترین موانع سرراه این قشر جامعه ایرانی است و بسیاری به دلیل نبود حامیان برای صنعتی کردن ابداعاتشان، پیشنهاد وسوسه انگیز کشور های خارجی را بر خلاف میل باطنی خود پذیرفته و کشور را ترک می کنند تا اختراعاتشان وارد چرخه اقتصادی شود.

چرخه تولید فناوری در ایران بسیار دشوار است و بنده در ۱۰ سال با اصرار و پافشاری خودم برای توجیه و ارائه اکران اختراعم در سطح کشور باتوجه به اولویت بالای پژوهشی از ۲۰۰ شرکت طلب یاری کردم اما متاسفانه نیم درصد هم شانس موفقیت در این خصوص  نداشته ام.

دولت وامی را در اختیار شرکت های دانش بنیان قرار می دهد و امروزه شرکت های کلان محصولات خود را با اندکی تغییرات، به عنوان محصول نوپا و دانش بنیان مطرح می کنند تا بتوانند از تسهیلات دولتی استفاده کنند با این حال مخترعانی که توانسته اند اختراعاتش را ثبت کنند، درگیر بروکراسی هستند و یک یک از تولید و تجارت طرح خود منصرف می شوند.

مخترع

* آیا خودتان پیشنهاد و طرحی برای حمایت مسئولان از نخبگان دارید؟

کمیته علم و فناوری مجلس باید قانون گذاری و دولت نیز قوانینی را اجرا و اعمال کنند که حمایت از مخترعین را کانالیزه کنند و تسهیلات را به سهولت و در اسرع وقت در اختیار مخترعین قرار دهد و شرکت ها و بخش صنعتی را به استفاده از طرح های فناورانه مخترعین مجاز کند، موانع وبوروکراسی را از سر راه  مخترعین بردارند تا سرمایه گذاران هیچ گونه  ابهامی از عدم نتیجه طرح مخترعین  نداشته باشند.

امروزه بحث سرقت علمی در ایران بسیار شایع شده و صیانت از حقوق مخترعین و ایجاد امنیت برای طرح های پژوهشی مخترعین بر عهده قوه قضائیه است تا مخترعین بتواند در آرامش به حل مسائل و مشکلات کشور پرداخته  و طرح های فناورانه کارساز را برای مملکت به ارمغان آورند.

گزارش از آیتک اسماعیل زاده





آیناز حاجی سهل‌آباد، قهرمان کوچک کاراته با آرزوی های بزرگ است که آرزوی قهرمانی در المپیک را در سر می‌پروراند.

آیناز فعالیت ورزشی خود را در سه‌سالگی در رشته ورزش رزمی کاراته آغاز کرده و تاکنون ۳۲ مدال رنگارنگ استانی، هشت مدال کشوری در رشته‌ی کاراته کسب کرده. آرزویش را قهرمانی در المپیک و برافراشتن پرچم ایران می‌داند.

او علاوه بر فعالیت در رشته ورزش رزمی کاراته در دیگر رشته‌های ورزشی ازجمله شنا، کوهنوردی، اسب‌سواری و شطرنج فعالیت می‌کند. به‌منظور کسب مدال‌های رنگارنگ آیناز حاجی سهل‌آباد گفتگویی با وی و خانواده‌اش ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌آید:

آیناز سهل آبادی

تنها هدف من قهرمانی در المپیک است
کوچک‌ترین عضو کاراته ایران در گفتگو با خبرنگار مهر بابیان اینکه پیروزی صرفاً به معنای برد یا باخت نیست، می‌گوید: پیروزی با تلاش کردن تعریف می‌شود، اگر تو واقعاً از تمام توانایی‌ات استفاده کردی و هر کاری را که از دستت برمی‌آید را انجام دادی تو برنده‌ای، در حال حاضر تنها هدف من قهرمانی در المپیک است و تاکنون ۳۲ مدال رنگارنگ استانی و ۸ مدال کشوری به همراه پنج مدال طلای افتخاری از سه سبک متفاوت کیوکوشین و قوی‌ترین مردان را کسب کردم و در حال حاضر کمربند مشکی دان یک هستم، من در شش‌سالگی مدال طلای کشوری خود را در مسابقات استان البرز کسب کردم و به علت تقارن مسابقات قهرمانی استانی با قهرمانی کشوری که از اخذ دو مدال دیگر در استانی جا ماندم.

 از دوسالگی به همراه پدرم آموزش شنا در استخر سهند را شروع کردم و از سه‌سالگی نیز به همراه پدرم در اطراف کوه‌های تبریز و پیام کوهنوردی کردیم. آشنایی با اصول اولیه و حرکات مهره‌های شطرنج را هم از چهارسالگی شروع کردم و همچنین در پنج‌سالگی ورزش موردعلاقه خودم که اسب‌سواری است را شروع کردم و علاقه وافری به یادگیری سوره‌های قرآنی و داستان‌های ائمه دارم و به نظر خودم مستعد یادگیری مجری‌گری و اجرای نمایش نیز هستم.

آیناز حاجی سهل‌آباد همچنین در ادامه اصلی‌ترین حامیان خود را والدینش می‌داند و اضافه می‌کند: من از پدر و مادرم خیلی تشکر می‌کنم که حامی اصلی من هستند، تنها آرزوی من این است که با قهرمانی در المپیک و برافراشتن پرچم ایران سعی کنم جواب تمام زحمت‌ها آن‌ها را به‌خوبی بدهم.

وی از مربی دلسوز خود تشکر می‌کند و ادامه می‌دهد: من از مربی‌ام خانم ولی زاده کمال تشکر رادارم و نیکوخصلت تنها الگوی ورزشی من در کاراته هستند.

کارانه کار

مشوق اصلی من برای حضور در المپیک محمدحسین رمادی است

این کاراته‌کار کوچک تبریزی مشوق اصلی خود برای حضور در المپیک را رمادی رئیس انجمن سبک شو توکان jks  تبریز می‌داند و می‌گوید: او با جمله‌ای که گفت (آیناز مسابقات استانی و کشوری درواقع سعود از یک تپه است و جام جهانی و المپیک سعود به قله) بیشتر مرا تشویق کرد تا بخواهم  رکورددار المپیک بشوم و برای خودم هدف تعیین کنم و تنها الگوی ورزش و اجتماعی من سعید دباغ نیکوخصلت هستند، او قهرمان بین‌الملل سابق و رئیس دانشگاه تربیت‌بدنی فعلی تبریز است که هم در ورزش و هم در تحصیل موفق هستند، آرزوی من هم این است روزی در دانشگاه کنار استادم باشم.

حاجی سهل‌آباد همچنین در ادامه با اشاره به اقدامات خود در طول شبانه‌روز، خاطرنشان می‌کند: صبح ساعت ۷.۱۵ از خواب بیدار می‌شوم و بعد از شستن دست و صورتم، یک لیوان شیر عسلی که مادرم درست کرده را می‌خورم و لباس مدرسه  می‌پوشم و مادرم هم کیف ام را آماده می‌کند، ساعت را تا ۷.۴۵ پیش می‌برم و بعد از سه بار بوسیدن مادرم، سرویس مدرسه‌ام را که پدرم بر عهده‌دارند مرا تا دم در مدرسه می‌رساند و تا ساعت ۱۲.۱۵ مدرسه هستم و ساعت یک از مدرسه برمی‌گردم.

وی ادامه می‌دهد: هرروز بعدازاینکه از مدرسه برگشتم مادرم که در را باز می‌کند حتماً باید او را سه بار ببوسم، اول لباس‌هایم را درمیاورم، مادرم زود سفره نهار را باز می‌کند و چون من خیلی گرسنه می‌شوم باهم نهار می‌خوریم و باهم جمع می‌کنیم. مادرم درباره اتفاقات مدرسه از من سؤال می‌کند.

بعد من و خواهر کوچکم و مادرم راهی باشگاه می‌شویم و بعد از اتمام باشگاه که به خانه می‌رسیم من کمی استراحت می‌کنم تا وقتی بیدار می‌شوم حتماً باید شیر عسل و یک موز بخورم تا سرحال بشوم، من تمامی درس‌هایم را مرور می‌کنم. نقاشی روی سنگ یا کاغذ خیلی روحیه مرا خوب می‌کند هرروز ساعت شش عصر تا هفت و نیم با مادرم تمرین کاراته در پارکینگ خانه انجام می‌دهیم و بعد از پایان تمرین طناب می‌زنیم. وقتی برمی‌گردیم خانه مادرم شام درست می‌کند و من با خواهر کوچکم خاله‌بازی می‌کنیم، ساعت هشت شب که پدرم از سرکار می‌آید او را می‌بوسم بعد پاکت‌های دستش که برای ما بستنی خریده را می‌گیریم و در یخچال می‌گذارم. مادرم سفره شام  را آماده می‌کند و شام می‌خوریم.

کاراته تبریز

این کاراته‌کار تبریزی اضافه می‌کند: ساعت ۹ و نیم دسته‌جمعی میوه می‌خوریم و هرکدام روزمان را چطور گذراندیم صحبت می‌کنیم و می‌خندیم. ۱۰ شب با پدرم شطرنج‌بازی می‌کنیم و ۱۰ و نیم وقت خواب منه بعد از مسواک زدن و بوسیدن پدر و مادر و خواهرم می‌خوابم، اما هر شب پدرم برایم قصه تعریف می‌کند و من وقتی چشم‌هایم را باز می‌کنم صبح شده است. 

حاجی سهل‌آباد می‌گوید: من روزهای زوج ساعت دو تا چهار باشگاه می‌روم و در روزهای فرد این ساعت با مادرم که مهندس کامپیوتر است، او به من آموزش کامپیوتر می‌دهد.

وی ادامه می‌دهد: البته در روزهای فرد ساعت چهارتا پنج و نیم کلاس شنا دارم. پنجشنبه‌ها به علت اینکه مدارس تعطیل است بیشتر وقت صبح را حتماً کتاب می‌خوانم و بعد کارتون نگاه می‌کنم تمرین کاراته و عصر هر هفته خانه دوستم هستم چون باهم تمرین می‌کنیم تا هفت عصر که پدرم دنبالم می‌آید و به خانه برمی‌گردیم. روزهای جمعه هر هفته بدون استثنا پدرم از ساعت چهارتا ۷ صبح کوهنوردی می‌کنیم و ساعت هشت به خانه برمی‌گردیم و صبحانه را در خانه میل می‌کنیم تا عصر هم استراحت و مطالعه و در کنار مادرم که هنرجوی فرش هست می‌نشینم و سعی می‌کنم قالیبافی را یاد بگیرم. عصر جمعه‌ها یک هفته در میان اسب‌سواری و دوچرخه‌سواری می‌کنم و شب وقتی‌که خیلی خسته هستم و می‌خواهم بخوابم باوجوداینکه نواختن گیتار را بلد نیستم، اما ادای نواختن گیتار را درمی‌آورم که پس‌ازآن به خواب می‌روم.


من از همان ماه‌های اول تولد نسبت به توانایی‌های جسمی و ذهنی آیناز اطمینان داشتم

پدر آیناز در گفتگو نیز با اشاره توانایی‌های جسمی دختر ورزشکار خود، می‌گوید: من از همان ماه‌های اول تولد نسبت به توانایی‌های جسمی و ذهنی آیناز اطمینان کردم و اقدام به پرورش و شکوفایی استعدادهای او کردم.

رحیم حاجی سهل‌آباد ادامه می‌دهد: بنده چون بیشتر ساعات در سرکار هستم، بیشتر کارهای مربوط به ورزش آیناز را همسرم به دوش دارد و من صرفاً برنامه‌های مربوط به همایش‌ها و مسابقات آیناز را بر عهده‌دارم.

مدال

علاقه بی‌نهایت آیناز به کاراته موردتوجه اساتید کشوری شده است

مادر آیناز حاجی سهل‌آباد در خصوص دختر ورزشکار خود می‌گوید: دختر من با تلاش‌هایی که می‌کند و علاقه زیادی که به ورزش کاراته دارد موردتوجه تمامی اساتید کشور شده و تمام اساتید با دعوت کردن از آیناز در باشگاه خود برای هنرنمایی باعث می‌شوند که آیناز بیشتر علاقه‌مند این رشته رزمی بشود.

ثریا حقیر انتظار با اشاره به تنها الگوی دختر ورزشکارش، اظهار می‌کند: علاقه بیش‌ازحد آیناز به  استاد نیکوخصلت (تنها الگوی ورزشی و اجتماعی) باعث شده آیناز باهدف بزرگی به پیشرفت‌های خود ادامه دهد. 

وی همچنین در ادامه می‌گوید: آیناز سعی می‌کند نه از درس‌هایش عقب بماند و نه از تمامی رشته‌های ورزشی‌اش که تمرین می‌کند.

مادر کوچک‌ترین کاراته‌کار ایران اضافه می‌کند: آیناز هرروز یک تا دو ساعت در خانه تمرین می‌کند و در روزهای نزدیک به مسابقات تمرینات خود را افزایش می‌دهد.

انتظار خاطرنشان می‌کند: آیناز بیشتر تکالیف خود را در مدرسه انجام داده و مابقی را در منزل به اتمام می‌رساند.

وی همچنین در ادامه می‌گوید: آیناز سعی می‌کند حرکات اولیه کاراته را به خواهر کوچک خود پریناز یاد بدهد.

مادر آیناز اضافه می‌کند: آیناز تقدیرنامه از همایش مربی‌گری بین‌المللی نیز دریافت کرده که توسط اسطوره جهان استاد جمال‌الدین نکوفر برگزار شد و آیناز تنها شرکت‌کننده زیر ۱۰ سال بود.

گزارش از زهرا ناصران



مرتبط با : تبریز * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : مخترع جوان-نخبه تبریزی-دختر کاراته باز-ورزشکار کودک تبریزی-نخبگان آذربایجان-ورزش رزمی تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت 1396
زمان : 09:30 ب.ظ
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province




( تعداد کل صفحات: 118 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ