تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال جمعه 11 مرداد 1398, 01:28 ب.ظ

بی مهری با هویت و تاریخ تبریز ادامه دارد...

کوچه پاساژ
کنسولگری انگلیس، قدیمی‌ترین نمایندگی سیاسی خارجی در تبریز بود که در سال 1837 میلادی تأسیس شد و در محدوده بلوک امروزی 'پاساژ' (کوچه پستخانه قدیم)، در کوچه 'زرگرباشی' قرار داشت.

پاساژ به معنای پیاده راه و  لغتی فرانسوی است . پاساژ بعد از کودتای 1299( هجری شمسی) رضاخان و زمانی که عبدالله خان طهماسبی امیر لشکر ,حاکم نظامی آذربایجان به احداث خیابان پهلوی سابق (امام خمینی) اقدام کردند این منطقه نیز به طرز معماری جالبی به سبک فرانسویها احداث گردید که از یک طرف به کوچه پستخانه قدیم و آرامیان و ایچری ارمنستان راه ورودی داشت و از طرفی به محله میار میار و خیابان پهلوی راه ارتباطی بود . با الگو برداری از پاساژ قدیمی فرانسه گراند هتل نیز در این محل احداث گردیدو به علت کثرت اتباع خارجی در تبریز در آن دوره پاساژ بعنوان محلی برای قدم زدن و گپ و گفتگو برای آنهاشد.


کوچه پاساژ تبریز

عکس قدیمی تبریز


بعد ها با احداث خیابان شهناز شمالی معبر این پاساژ در پشت جبهه اصلی تردد قرار گرفت و باعث شد از رونق آن کاسته شده و رفته رفته تبدیل به محلی برای خوشگذرانی و عیاشی افراد معلوم الحال گردد. چندین رستوران به علاوه یک سینما بنام سینما سعدی (سینما میهن سابق) که در زیر زمین آن کارخانه لیموناد سازی , باشگاه بیلیارد , رستوران خورشید , یک کلیسا , قهوه خانه های پاتوق افراد معلوم الحال , دواخانه ,عینکسازی و تعدادی خوار و بار فروشی و غذاخوری ترکیب صنفی معبر مذکور در آخرین وضعیت در پیش از انقلاب بود که در قیام 29 بهمن 1356 تبریز برخی از این مراکز فساد و بدنام به آتش کشیده شد. کلیسای معروف مستقر در پاساژ کلیسای کاتولیک یا کلیسای عذرای توانا نام دارد و در سال 1910 میلادی به هزینه یک فرد ثروتمند فرانسوی بنام اوژن پوره به شیوه معماری گوتیک بنا گردید که مثل اغلب کلیساهای جهان طرح صلیبی دارند . کل بنا ازآجر ساحته شده و در سال 1923 میلادی آثار هنری داخل کلیسا توسط فرانس کوردون هنرمند فرانسوی تهیه شده است. چندین تابلوی گرانبها در اطراف محراب کلیسا وجود دارد که اغلب در فرانسه و در سالهای 1900 و 1926 میلادی ترسیم و به این کلیسا اهدا شد.

کوچه آرامیان یکی از کوچه های محله "ایچری ارمنستان" است که در بخش شرقی آن کوچه پستخانه قرار داشت و امروزه در ضلع غربی انتهای شریعتی شمالی واقع است و یکی از راههای ورود به کلیسای بزرگ و معروف مریم مقدس از کوچه آرامیان است. این کوچه به نام یکی از معروفترین و بزرگترین بازرگانان ارمنی نامگذاری شده است و اولین سالن نمایش و تاتر ایران در شهر تبریز در این محله ارمنی نشین بنام صحنه آرامیان افتتاح شد. ارامنه تبریز نمایشهایی در این محله به روی صحنه می بردند . در سال 1291 هجری شمسی چند تن از این هنرمندان با ذوق گرد هم آمدند و یک هیئت آکتورال بنام خیریه ترتیب دادند که نمایشنامه هایی را کارگردانی و اجرا میکردند . اکثر این نمایشنامه ها به زبان ترکی آذری برگردانده و اجرا می شد.


شهناز تبریز

بناهای تاریخی تبریز

کوچه پاساژ

شریعتی تبریز

کنسولگری


کوچه پاساژ تبریز، تاریخی که به حال خود رها شده است!

به گفته کارشناسان و تاریخ نگاران، این محله با نماهای منحصر بفرد و منظم خود ،اولین  پیاده راه در ایران است و هر آنچه در دوره های بعد و در کشورهای دیگری به وجود آمده برگرفته از این پیاده راه است. این کوچه بااینکه در قلب محله میارمیار جا خوش کرده است، اما تابه حال از بین نرفته و تخریب نشده است. کلیسای کاتولیک تنها کلیسای کاتولیک های تبریز است که در این کوچه واقع شده است، این کلیسا در تاریخ ۱۲۹۱ خورشیدی با نمایی آجری بناشده است و جزو آثار تاریخی در فهرست آثار تاریخی کشور به ثبت رسیده است.

سینما سولی، خورشیدی که معجزه عکس و فیلم را عمومی کرد
تنها پنج سال پس از اختراع جادوی سینما، در سال ۱۹۰۰ میلادی مطابق با ۱۲۷۹ شمسی در تبریز اولین سینمای ایران به شکل امروزی توسط کاتولیک ها به نام سینما سولی (خورشید) دایر شد. این سینما در پاساژ تبریز با گنجایش ۱۰۰ نفر هرروز یک نوبت فیلم نمایش می داد.سینما سولی در سالن نسبتاً بزرگی در طبقه دوم آموزشگاه کاتولیک فرانسوی در جنب کلیسای کاتولیک ها تأسیس شد. بعدها سینماهای دیگری در اطراف این سینما ساخته شده که حالا هم به فعالیت خود ادامه می دهند. بنایی که باوجود ثبت ملی شدن، در کمتر جایی از آن صحبت شده است، گواه تاریخی هنر هفتم در تبریز و کشورمان است. اما علیرغم اهمیتش هم اکنون در گوشه ای از کوچه پاساژ به حال خود رهاشده است.


پیشنهادات قابل اجرا در کوچه پاساژ :
۱- مرمت نماهای تاریخی موجود در  مسیر کوچه پاساژ
۲- مرمت و ساماندهی سینما سولی، گراند هتل ، ساختمان کنسولگری ها و کلسیای کاتولیک
۳- کف سازی منحصر بفرد این مسیر با سنگهای ترکیبی
۴- تغییر صنف مغازه های پیرامون به مشاغل مرتبط با صنف گردشگری از قبیل صنابع دستی و  رستوران و کافی شاپ  و…
۵- نصب سیستم های روشنایی و مبلمان شهری با طرح سنتی
۶- نصب تابلوی مغازه ها بصورت یکدست و با طرح سنتی و…



حیاتِ دوباره‌ گراند هتل تبریز در محله پاساژ

گراند هتل تبریز به دلیل شاخص های معماری همچون آجرکاری و نمای خاص مربوط به دوره پهلوی اول اخیراً توسط میراث فرهنگی آذربایجان شرقی به ثبت ملی رسید.
علاوه بر سینمای سولی و گراند هتل بخشی از دیواره گذرگاه پاساژ نیز به ثبت ملی رسیده است و علاوه بر همه این ها هفت کنسولگری در سال ۱۳۱۰ در محدوده این گذرگاه وجود داشته که از جمله آن‌ها می‌توان به کنسولگری انگلیس ،آمریکا، روسیه، فرانسه، آلمان، اتریش و عراق  اشاره کرد.  جالب است که دو ساختمان این کنسولگری ها هم اکنون سالم و پابرجاست.

همه این توضیحات گفته شد که به این نتیجه برسیم کوچه پاساژ نه تنها چند اثر تاریخی دارد، بلکه اهمیتش ازاین جهت است که جزو معدود بافت های تاریخی تبریز است که باوجود ناملایمات مدیریت شهری و میراث فرهنگی و البته سرما و گرما و رطوبت هوا توانسته سالم بماند و ازاین جهت است که اهمیت دارد.
نزدیکی این محله به بازار بزرگ تبریز و همچنین ارگ حکومتی، نزدیکی به باغ گلستان کنونی که زمانی به مقبره العرفا معروف بوده، ساختمان هنر کنونی که از عمارت های حکومتی آن دوران به حساب می آمد، اهمیت این کوچه را افزون تر می کند.
کاش این مسیر تاریخی با نماهای تاریخی بی نظیر از تردد خودرو و ساخت وسازهای بی رویه خالی شود و با کف سازی منحصر بفرد و احیاء اماکن تاریخی موجود تبدیل به منحصر بفردترین پیاده راه کشور گردد و به  محلی فرهنگی تبدیل شود.


تبریز

هتل گرند


بهره‌بردارِ گراند هتل تبریز می‌گوید: اگر سازمان میراث فرهنگی بازهم به وعده‌های خود عمل نکند، گراند هتل را از ثبت ملی خارج می‌کنیم. اگر قرار است این مکان فقط اسماً ثبتی باشد، بودن یا نبودنش در فهرست میراث ملی چه نفعی خواهد داشت؟ بهره‌بردارِ گراند هتل تبریز می‌گوید: اگر سازمان میراث فرهنگی بازهم به وعده‌های خود عمل نکند، گراند هتل را از ثبت ملی خارج می‌کنیم. اگر قرار است این مکان فقط اسماً ثبتی باشد، بودن یا نبودنش در فهرست میراث ملی چه نفعی خواهد داشت؟

گراند هتل تبریز به دلیل شاخص‌های معماری همچون آجرکاری و نمای خاص مربوط به دوره پهلوی اول در جلسه ۱۵ مهر ماه سال ۱۳۹۴ که توسط کمیته ثبت آثار ملی که در تهران برگزار شد، به همراهِ مسجد حاج علی‌النقی تبریز و قنات لوله چشمه میلان شهرستان اسکو در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید، اما جای گرفتن دوساله آن در فهرست آثارِ ثبت ملی کشور باعث نشد توجه‌ به این بنای ارزشمند بیشتر شود و هتل به سر و سامانی برسد.


تبریز قدیم

 

فرزین حق‌پرست (مدیرکل وقتِ سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی) در همان جلسه گفته بود: گراند هتل تبریز به دلیل شاخص‌های معماری همچون آجرکاری و نمای خاص مربوط به دوره پهلوی اول موفق به ثبت ملی شد.
گراند هتل تبریز اولین هتل مدرن تبریز محسوب می‌شود که در خروجی کوچه پاساژ به چهارراه شریعتی واقع شده است. کوچه‌ پاساژ را به کنسول‌گری‌های ۷ گانه‌اش، اولین هتل، اولین سینما و اولین پیاده‌روی ایران می‌شناختند.


معماری تبریز

ایلنا نوشت: آراز توفیق (از نوادگانِ صاحب اولیه گراند هتل) می‌گوید: بنای هتل در اواخر دوره‌ قاجاریه توسط شوروی‌ها و فرانسوی‌ها ساخته شده. از آن زمان تا جنگ ایران و عراق این هتل روبه‌راه بود و مشتری‌های زیادی داشت. اما در طول دوران جنگ به دلیلِ کم شدنِ توریست‌های خارجی، هتل هم از رونق افتاد.

محمد فتحی (سرپرست وقت معاونت میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی)نیز  می‌گوید: بنای گراند هتل تبریز به اولین هتل مدرن در ایران مشهور است. البته این مسئله نه قابل اثبات است و نه انکار؛ چون در دوره‌ای هم‌زمان ساخت هتل‌های مدرن در ایران شروع شد.
وی درخصوص اقدامات میراث فرهنگی جهتِ مرمت و بازسازی این هتل هم می‌گوید: از دو ماه پیش میراث فرهنگی تبریز گفت‌وگو با بهره‌برداران هتل (آقایان توفیق) را شروع کرد و تفاهم‌نامه‌ مشارکت را امضا کردیم تا به صورت مشترک این هتل مرمت شود.

سرپرست معاونت میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، درخصوص نیازِ بخشی از هتل به مرمتِ اضطراری توضیح داده و یادآور می‌شود: سقف‌ِ یکی از بالکن‌های هتل نیاز به مرمت اضطراری دارد. به همین خاطر از محل اعتبارات اضطراری‌مان مبلغی را درنظر گرفته‌ایم و قرار است که پیمانکار به زودی کارش را در این محل شروع کند. درواقع فعلاً قرار است سقف به اضافه یکی از بالکن‌ها مرمت کنیم. در حدودِ ۷۰ میلیون تومان هم برای مرمت اضطراریِ سقف هتل در نظر گرفته‌ایم.

وی در پاسخ به این سؤال که مرمت نهاییِ هتل از چه زمانی آغاز می‌شود، می‌گوید: از محل اعتبارات سال ۹۷، اعتباری از محل منابع ملی برای مرمتِ ساختمان گراند هتل درنظر خواهیم گرفت تا با مشارکت بهره‌بردار، این کار آغاز شود.
فتحی در توضیحِ مالکیت این بنا اظهار می‌کند: مالک این هتل بنیاد مستضعفان است ولی صاحب سرقفلی و بهره‌بردار آن اشخاص حقیقی (آقایان توفیق) هستند. ما به بهره‌برداران کمک می‌کنیم تا کاربری این بنا (هتل) به آن بازگردد و آنها نیز برای این کار آمادگی لازم را دارند و مشتاق هستند.
وی درخصوصِ بودجه‌ لازم برای این کار می‌گوید: مرمت این هتل کار بسیار بزرگی است. درواقع به نظر می‌رسد اعتباری بالغ بر سه میلیارد تومان لازم باشد تا این کار صورت بگیرد. ما مرمت این هتل را در یک پروسه ۵ ساله پیش‌بینی کرده‌ایم.

تبریز قدیمی

فتحی در پاسخ به این سؤال که شیوه تقسیمِ هزینه‌ها بینِ سازمان میراث فرهنگی، بخش خصوصی و بنیاد مستضعفان به چه صورت است، می‌گوید: مالکِ اصلی هتل، یعنی بنیاد مستضعفان، بخشی از نظام و سیستم دولتی است. بنابراین برای مرمت آن مشکلی با بنیاد نداریم ولی هنوز وارد رایزنی با این نهاد بابت جلب اعتبار آن‌ها برای مرمت هتل نشده‌ایم. چون بهره‌برداران (بخش خصوصی) مشتاق به انجام این کار هستند، بنابراین بیشترین رایزنی ما با بهره‌بردار بوده و با نسبتی که خودمان تعیین کرده‌ایم، قرار است که به تخصیص اعتبارات بپردازیم.
وی می‌افزاید: اصولاً این تقسیم هزینه به صورت ۵۰ به ۵۰ است اما براساس توانایی و توافق طرفین و جلب رضایت سازمان مرکزی این درصدها تا حدودی قابل تغییر است.

حسین توفیق (بهره‌بردارِ گراند هتل) نیز به خبرنگار ما می‌گوید: این هتل را پدر من ساخته است. سرقفلی کامل گراندهتل متعلق به ماست و صد سالی است که سرقفلی آن را در اختیار داریم. بنیاد مستضعفان به خاطر سینمایی که در کنار گراند هتل واقع شده بود هر دو را با هم در اوایل انقلاب مصادره کرد. در حال حاضر ما شکایت‌نامه‌ای تنظیم کرده‌ایم تا سهم خود را از یک پنجمِ کل هتل و سینما بگیریم. البته بنیاد سرقفلی هتل را مصادره نکرد. از همان ابتدا سرقفلی‌اش دست ما بود و یک پنجم هتل و سینما در مالکیت ما هست.
وی درباره‌ رابطه‌ بهره‌بردار (برادران توفیق) و مالک (بنیاد مستضعفان) اینگونه توضیح می‌دهد: همه‌ ‌کاره‌ی گراند هتل از لحاظ خرج و مخارجِ بازسازی و تام‌الاختیار واقعی ما هستیم. بنیاد هیچ نقشی ندارد. ما حق‌مان را می‌خواهیم بگیریم. قبل از انقلاب آنجا سینما هم بود. اما ما که ضدانقلاب و فراری نبودیم. پس چرا مصادره کردند؟ ما درخواست‌مان را به بنیاد بردیم. بنیاد هم گفت ما هم قصد داریم ملک را به شما پس بدهیم. فقط ما خودمان نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم. خود بنیاد مستضعفان به ما گفت که به دادگاه شکایت کنید تا یک پنجمِ سینما و گراند هتل به شما بازگردد.
وی درخصوصِ ایده‌ای که برای آینده‌ی این بنا دارند، این‌طور می‌گوید: ما می‌خواهیم اینجا را دوباره فعال کنیم. چند سال بود که اینجا تعطیل بود. میراث فرهنگی به ما گفته که شما اگر مثلاً ۵۰ میلیون خرج کنید، ما ۱۰۰ میلیون بلاعوضش انجام می‌دهیم.
توفیق درخصوص پیشینه‌ هتل می‌گوید: سن من آنقدر نمی‌رسد که تاریخ دقیقی از تأسیس آن را بگویم ولی خواهر من که ۸۵ سالش است، می‌گوید تا چشمش را بازکرده، گراند هتل را داشتیم. می‌شود حدس زد که تقریباً ‌۱۰۰ سال  قدمت دارد. من در دوره‌ جوانی‌ام به هندوستان رفته بودم. اما ۳۵ سال پیش از هند برگشتم و تقریباً ۱۸ سال خودم هتل را اداره می‌کردم. خیلی هم کارش خوب بود و رفت و آمدِ زیادی به آن می‌شد. ولی درحدودِ ۱۵ سال می‌شود که گراند هتل بسته شده است.
وی می‌گوید: هتل خرابی‌هایی دارد. حرف ما به میراث فرهنگی این است که شما اینجا را ثبت کرده‌اید. خیلی هم خوب. ولی فقط اسماً که نمی‌‌شود ثبت کنید. ثبت‌کننده موظف است برای حفظ بنای ثبتی کمک مالی هم بکند. میراث فرهنگی هم قول داده به ما کمک کند. زمانی که آقای حسن قریشی (معاون وقت میراث فرهنگی آذربایجان شرقی) بود، کم‌لطفی کردند و به گراند هتل اعتنایی نمی‌شد. ولی گویا آقای فتحی جدی‌تر از آقای قریشی است. حالا باید دید که آیا آن‌ها پای حرف‌ِ خود هستند یا نه؟ اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوب است.
وی در پاسخ به این سؤال که اگر میراث فرهنگی به وعده‌هایش عمل نکند، شما چه می‌کنید، می‌گوید: آن وقت ما هم گراند هتل را از ثبت ملی خارج می‌کنیم. چون اگر قرار است که فقط اسماً یک بنای ثبتی باشد ثبت بودن یا نبودنش چه نفعی خواهد داشت؟ ثبت کرده‌اند که چه شود؟ بنا را ثبت می‌کنند تا به حفظِ آن کمک کنند. میراث فرهنگی به هتل مروارید که ۵۰ سال قدمت دارد، کمک کرده‌، ولی چرا به هتل ما که ۱۰۰ ساله است، تا به حال هیچ کمکی نشده؟ میراث فرهنگی اگر کمک اولیه را بکند، بعداً که هتل مشغول به کار شد و خودش درآمد داشت، دیگر حتی شاید نیازی نباشد که میراث فرهنگی به آن کمک کند.‌

 

مغازه‌ها با برداشتنِ بعضی از پایه‌های آجری و نصب ستون‌های فلزی و اجرای نما با سنگ و سیمان منظر بنا را برهم زده‌اند

محله پاساژ تبریز

مغازه‌ها با برداشتنِ بعضی از پایه‌های آجری و نصب ستون‌های فلزی و اجرای نما با سنگ و سیمان منظر بنا را برهم زده‌اند

 

مخروبه محله پاساژ

میراث فرهنگی تبریز

داخل ساختمان متروکه است و اجرای پارتیشن و جداکننده‌های الحاقی، پلان معماری را تغییر داده


گراند هتل تبریز
جداره و نمای آجری در قسمت شمالی ترک برداشته 

 

هتل گراند تبریز

عکسی از زیرزمین هتل: بعضی از قسمت‌ها تخریب شده و طاق‌های آجری با طاق ضربی و تیرآهن بازسازی شده



لینک مجموعه پستهای میراث ، تاریخ ، صنایع دستی آذربایجان (225)




دسته بندی : تبریز , * انتقاد،پیشنهاد لینک , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : محله پاساژ تبریز , میارمیار , تبریز قدیم , هتل گراند تبریز , میراث فرهنگی آذربایجان شرقی , شهرداری تبریز ,


نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 31 تیر 1398, 11:58 ب.ظ

تبریزی‌ها مدت‌هاست که لقب شهر بدون گدا را یدک می‌کشد ولی هر از گاهی خیابان‌های این شهر زنان و مردانی به خود می‌بیند که گدایی را به عنوان شغل برخود گزیده‌اند.

تعقیب و گریز ...
ظهر یکی از روزهای تیرماه که آفتاب داغ ِ چلّه تابستان، حتی به آسفالت کف خیابان هم رحم نکرده است، زنی با چادر مشکی و رنگ پریده در گوشه‌ای از خیابان میدان ساعت تبریز، منتهی به سه راهی طالقانی روی زمین نشسته که توجهم را به خود جلب می‌کند.
 

متکدی


خبرنگار و گدا، ساعت به وقت گدایی

چادرش را به سر کشیده و نمی‌توان چهره‌اش را دید، چند اسکناس به همراه چندین سکه مقابل پاهایش است. نزدیکش می‌شوم؛ اسمش را می‌پرسم، «می خواهم به تو کمک کنم، مشکلت چیست مادر؟».

به سوالم اعتنایی نمی‌کند، دوباره می‌پرسم، باز هم جواب نمی‌دهد، ظاهراً نمی‌شود از زیر زبانش حرف کشید، راه دیگری را امتحان می‌کنم؛ از کیفم اسکناس ۱۰ هزار تومانی در می‌آورم و به او می‌دهم تا بلکه زبانش باز شود!

می‌گوید: «سه فرزند معلول دارم و شوهرم هم با یک تزریق هوا جان خود را از دست داد؛ تازه اجاره‌نشین هم هستم و ماه‌هاست نمی‌توانم اجاره‌ام را پرداخت کنم». به همین چند جمله اکتفا می‌کند!

با اینکه اصرار زیادی کردم ولی نه اسمی، نه آدرسی و نه شماره‌ای تا موضوع را با مسوولان امر در میان بگذارم.

هفته سومی که با این خانم در همان محل مواجه می‌شوم، این بار بدون اینکه متوجه حضورم شود، در گوشه‌ای نشسته و نگاهش می‌کنم‌.
 


کاسبی بی‌دردسر در شهر «بدون گدا»

ساعت ۱۵ بعد از ظهر روز جمعه، ۱۴ تیرماه است؛ «خانم، آقا، جانِ بچه‌ات کمک کنید، من هم مادرم»، این‌ها را گفته و یک ۵ هزار تومانی دشت می‌کند.

کمی چادر را از روی خود کشیده و نگاهی به دور و بر خود می‌اندازد؛ از دور متوجه خانواده‌ای می‌شود؛ باز شروع به آه و ناله کردن می‌کند و یک ۲ هزار تومانی از آن خانواده می‌گیرد و حتی بعد رفتن آنها غُر زده و از پول کمی که داده‌اند، گلایه می‌کند.

زن‌ میان سالی با شنیدن جمله «جانِ بچه‌ات کمک کنید، من هم مادرم»، مکثی می‌کند و از داخل کیفش چند اسکناس هزار تومانی کف دستش می‌گذارد و آرام آرام دور می‌شود.

دو جوان از جلویش رد می‌شوند؛ یکی از آنها می‌گوید مگر تبریز شهر بدون گدا نیست؟ دیگری با پوزخندی پاسخ می‌دهد که بفرما! این هم گدا، در همین حال یک ۵ هزار تومانی به دست آن خانم می‌دهند.

زن و مرد میان سالی که ظاهرا گردشگر هستند چند لحظه با شنیدن آه و ناله زن متکدی کنارش می‌ایستند، به زبان فارسی با هم صحبت می‌کنند؛ در این حال مرد میانسال دستش را در جیبش برده و یک اسکناس ۵۰ هزار تومانی را از بین اسکناس‌ها درآورده، محترمانه و با طمأنینه می‌گوید: «بفرمایید خانم، دعایمان کنید».

۱۰ هزار تومانی، ۵ هزار تومانی، هزار تومانی، ۲ هزار تومانی، تعداد زیادی سکه و اسکناس ۵۰ هزار تومانی میزان پول‌های دشت شده این خانم در ۳ ساعت نشستن در آن پیاده‌رو بود؛ نه جایش را تغییر می‌داد و نه صحبت اضافی می‌کرد ولی با یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت که بیش از ۱۰۰ هزار تومان پول در مدت زمانی که من آنجا بودم، به دست آورد.

عقربه‌های ساعتم ۱۸:۳۰ را نشان می‌دهند؛ آفتاب از شدت سوزش خود اندکی کم کرده است، چادر را کمی عقب کشیده و صورتش کمی معلوم می‌شود، با نگاه به این طرف و آن طرف، بلند شده و خاک چادرش را می‌گیرد و سپس به گوشه‌ای حرکت می‌کند.
 


شهر بی گدا


  «گدایان بی‌نیاز» در شهر «بدون گدا»

او را تعقیب می‌کنم، مدام پشت سرش را نگاه می‌کند و بعد از گذشتن از میدان ساعت به طرف مقصودیه حرکت می‌کند؛ داخل کوچه، گوشی اندروید را از جیب مانتو‌‌اش در می‌آورد؛ با صدای نه چندان واضح با یک نفر پشت تلفن صحبت می‌کند؛ از خوب بودن کاسبی امروز برایش تعریف می‌کند و در آخر هم می‌گوید تا ۱۰ دقیقه دیگر خودم را می‌رسانم.

پشت سر او حرکت می‌کنم؛ به خیابان فردوسی می‌رسیم؛ چندین خودرو کنار خیابان نگه داشته‌اند؛ هنوز نگاهم به سمت اوست؛ به یک باره قدم‌هایش را تند می‌کند و داخل ۲۰۶ سفید رنگ می‌نشیند و از دیدگانم دور می‌شود.

تبریز را با برند «شهر بدون گدا» می‌شناسند، البته چند سالی است که با راه‌اندازی مرکز ماده  ۱۶( مرکز نگهداری و درمان معتادان )، تبریز با عنوان «شهر بدون معتاد متجاهر» نیز شناخته می‌شود. این عناوین باعث شده تبریز به عنوان الگویی برای سایر شهرها نیز مطرح شود.

چندی پیش، معاون استاندار بوشهر گفته بود: «الگوی ما تبریز است؛ باید با همکاری مردم ریشه تکدی‌گری در جامعه خشکانده شود».

بسیاری از مردم به کمک مستقیم و بدون واسطه علاقمندند و کمک به متکدیان را موجب اجر اُخروی می­‌دانند که این شیوه تفکر پدیده تکدی­‌گری را تقویت می‌کند. به نظر می‌رسد، این شیوه تفکر در تبریز ضعیف است و فرهنگ تکدی‌گری در این شهر مثل سایر شهرها نتوانسته رسوخ کند،گواه این امر میزان کمک‌های مردمی به نهادهایی چون کمیته امداد، بهزیستی و موسسات خیریه‌ای چون مستمندان است.
 


وقتی نیازمندان واقعی پشت نقاب «گدایان دروغین» گم می‌شوند

به گفته مدیرکل کمیته امداد آذربایجان‌شرقی، مردم نوع‌دوست این استان در سال ۹۷، مبلغ ۱۴ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان صدقه پرداخت کردند که بالاترین میزان صدقات پرداختی استان در طول ۴۰ ساله فعالیت امداد به ثبت رسید.

محمد کلامی معتقد است: لقب "شهر بدون گدا" برای تبریز افتخار است اما نباید به عنوان هدف نهایی در نظر گرفته‌ شود زیرا اگر هدف بنا بر بدون گدا بودن تبریز باشد عملاً هیچ کاری انجام نمی‌گیرد، چراکه ایجاد شهر بدون گدا کار سخت و دشواری نیست و با جمع‌‌آوری و انتقال متکدیان از مقابل چشم به راحتی میسر خواهد بود که این امر همان پنهان کردن معضل فقر محسوب می‌شود، از این‌رو هدف باید "شهر بدون فقر" بوده و همت‌مان به آن اندازه باشد.

اما طی سال‌های اخیر زنان و کودکانی در سطح شهر، سر چهارراه‌ها، پشت چراغ قرمزها و پمپ بنزین‌ها و اتوبوس‌ها مشاهده می‌شوند که عنوان «شهر بدون گدا» را زیر سوال برده‌اند. مسوولان می‌گویند این‌ها (متکدیان)، وارداتی هستند و از برخی کشورهای همسایه و استان‌های همجوار به تبریز آمده‌اند.


«گدایان دروغین»

البته در بین این متکدیان، افراد بومی هم مشاهده می‌شوند که از وضعیت مالی مناسبی برخوردارند اما این حرفه انگار با گوشت و پوست آنها عجین شده است.

برخی از این زنان متکدی درب منزل شهروندان را می‌زنند و درخواست کمک مالی می‌کنند، آنها حتی به قهوه‌خانه‌ها و رستوران‌های سنتی هم سرک می‌کشند.


تکدی گری



بازی با احساسات مردم توسط «بازیگران ِ زبردست ِ خیابانی»

گداهای معروف تبریز را تقریباً اغلب مردم این شهر می‌شناسند. مثلاً یکی از معروف‌ترینشان «ظریفه» است. زنی حدودا ۵۵ ساله که در خیابان‌های عباسی گدایی می‌کند. دیگری به «شبنم» معروف است که اغلب در خیابان ولیعصر پرسه می‌زند. از این قبیل گدایان کم نیستند، کافی است نگاهی تیز داشت و با اندکی تامل پی برد که برخی از این بازیگران زبردست خیابانی از سر نیاز گدایی نمی‌کنند بلکه از سر طمع و به عنوان شغل گدایی می‌کنند.

در آذربایجان‌شرقی بیش از ۳۰۰ سازمان غیر دولتی به ثبت رسیده است که ۸۰ درصد آنها به شهر تبریز تعلق دارد.

موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز از باسابقه‌­ترین و قدیمی‌ترین خیریه‌های کشور محسوب می‌­شود که با همت عده‌ای از خیران شهر تبریز و با انگیزه توانمندسازی متکدیان در سال ۱۳۵۲ در تبریز تاسیس شد.

با مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز به گفت‌وگو می‌نشینم.

محمدصادق نائبی می‌گوید: «جلوگیری از تکدی‌گری جزو اهداف اولیه تشکیلات است به طوریکه در سال گذشته، ۲۰۰ اتباع بیگانه با همکاری نیروی انتظامی جمع‌آوری شد که اغلب آنها پاکستانی بوده و به زبان فارسی صحبت می‌کردند».

او ادامه می‌دهد: «اتباع خارجی خانه‌ای در سیلاب قوشخانه اجاره کرده و خود را اهل مشهد معرفی کرده بودند و حتی در مراسم‌های اهالی آن منطقه شرکت می‌کردند به طوریکه وقتی آن خانه را پیدا کردیم با بوی نامطبوع و بهداشت ضعیف و وضعیت نامطلوب روبه رو شدیم».

وی اضافه می‌کند: «اگر زودتر وارد عمل نشده بودیم، همه شهر پُر از اتباع بیگانه بود چون احتمال اینکه وصلت‌هایی در تبریز انجام بگیرد، وجود داشت که این اقدام نیز منجر می‌شد تا آنها به هیچ وجه این شهر را ترک نکنند».

مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز با اشاره به اینکه الان تعداد کمی از این افراد در تبریز به چشم می‌خورند، می‌گوید: «تجهیزاتی از قبیل یک خودروی "ون" و سه خودروی نامحسوس همراه با ۶ نیروی فعال نیروی انتظامی در این راستا به ما کمک می‌کنند».


گدا


به تکدی‌‌گران کمک نکنید

او به خبرنگار فارس توضیح می‌دهد: «در صورت مشاهده و یا تماس با شماره‌های تعیین شده، اگر گدایی در خیابان دیده شود آنها را ساماندهی می‌کنیم؛ اغلب آنها یا از طریق افرادی اجیر شده‌اند و یا از شهرستان‌هایی به تبریز برای گدایی آمدند که بعد از تشکیل پرونده، بلیط برگشت آنها به شهرشان تهیه شده و  سوار ماشین می‌کنیم همچنین افرادی که برای خود تبریز هستند نیز در صورت تائید نیازمندی، تحت پوشش قرار می‌گیرند».

به باور مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز، گدایی یک پدیده اجتماعی است و نمی‌توان آن را به کل ریشه‌کن کرد ولی اگر به گدایان کمک نشود و آنها را به موسسه حمایت از مستمندان تبریز معرفی کنند، می‌توان مقابله جدی کرد.

 وی تصریح می‌کند: «ما به دنبال حل مشکل به صورت منطقی و علمی هستیم، چراکه معتقدیم با بگیر و ببند هیچ مشکلی حل نمی‌شود».

نیکوخصلت عضو شورای شهر تبریز نیز می‌گوید: «با برند "تبریز شهر بدون گدا" موافق نیستم زیرا وقتی می‌گوییم "بدون گدا" تمرکز همه بر روی گداها می‌شود و طبق قانون تاثیر تفکرات بر وقایع احتمال افزایش تعداد گداها وجود دارد».

یک جامعه شناس در این رابطه به خبرنگار فارس می‌گوید: «تبریز از سال‌ها پیش به عنوان شهر بدون گدا معروف است و این لقب را با زحمات زیادی به دست آورده است، البته باید از منظر دیگر نیز به این موضوع نگاه کرد که اگر تبریز شهر بدون گدا است این بدان معنا نیست که تبریز فقیر ندارد».


هدف مبارزه با فقر باشد نه فقیر!

سعید بیات اضافه می‌کند: «شعار جهانی بر مبنای مبارزه با فقر است نه فقیر، از این‌رو تبریز نیز باید با این دیدگاه پیش برود و اگر در رهگذری شاهد گدا و یا تکدی‌گرهایی هستی، این به همان معنا است».

این جامعه شناس می‌گوید: «البته اگر تکدی‌گران را از نظر ریشه‌ای مورد بررسی قرار بدهیم، اغلب آنها از شهرهای دیگری به شهرهای بزرگ می‌آیند ولی برخی از آنها نیز وجود دارند و از سوی مافیا اجیر شده‌اند».

او ادامه می‌دهد: «یکی از شگردهای گدایان خیابانی که به درب منازل می‌آیند، به خاطر بررسی خالی بودن یک منزل است و معمولاً اکثر دزدی‌ها از این طریق انجام می‌شود».

به گفته این جامعه‌شناس، نباید به گداها پولی پرداخت شود بلکه باید آنها را به موسسات خیریه و یا سازمان‌های مردم‌نهاد و یا اداره‌هایی از قبیل بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی(ره) معرفی کرد.

به باور بیات، وضعیت تبریز از لحاظ نبود تکدی‌گر در شرایط بسیار مطلوبی قرار دارد اما در شهرهای بزرگی از قبیل تهران و مشهد وضعیت بسیار اسفناک است.

او همچنین می‌گوید: «یکی از نابهنجاری‌های اجتماعی که نمایی از بحران در ساختار جامعه را نشان می‌دهد مسئله تکدی‌گری محسوب می‌شود، افزایش و کاهش این پدیده اجتماعی به معنای وضعیت پایدار و ناپایدار جامعه از نظر فرهنگی و اجتماعی است، به این معنا که موضوع تکدی‌گری تنها یک پدیده و معضل اقتصادی و مرتبط به بحران در این حوزه نیست، بلکه ارتباط تنگاتنگ و استواری با مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد».


قانون چه می‌گوید؟

از لحاظ قانونی مطابق ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامی «هر کس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار دهد و از این راه امرار معاش کند و یا ولگردی کند، به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد».


گدایی، شغل یا نیاز؟

فرق زیادی بین فقیر و گدا وجود دارد، فقیر کسی است که زیر خط فقر زندگی می‌کند و به ندرت دست نیاز و گدایی به سوی کسی دراز می‌کند، حال آنکه که گدا کسی است که ممکن است پولدار هم باشد ولی باز دست گدایی به طرف مردم دراز می‌کند، تکدی‌گری نه تنها منظره شهر را به هم می‌زند بلکه نقابی برای برانگیختن احساسات مردم نیز هست.


لکه زشت گدایی بر چهره شهر «بدون گدا»

 در کنار نهادهای دولتی و غیر دولتی، مردم نیز نقش اثرگذاری در مبارزه با گدایان دروغین دارند، حس نوع دوستی شهروندان باید به‌گونه‌ای باشد که نیازمندان واقعی که در هیاهوی این گدایان حرفه‌ای گم شده‌اند، طعم شیرین آن را بچشند نه متکدیانی که گدایی را به عنوان شغل انتخاب کرده‌اند! سهم شهروندان از کمک به متکدیان به هر میزان که باشد، تشویق و ترویج این معضل اجتماعی است.



کیمیای تبریز در دنیا
عجیب اما واقعی؛ از شهر بدون گدا تا نگهداری از ۷۰۰ سالمند ۶۵ تا ۱۰۲ سال در منزل

سالمندی دوره‌ای غیرقابل اجتناب در زندگی انسان‌هاست و نگهداری از آنان شرایط خودش را می‌طلبد، اما این امر جایگاهی ویژه در تفکر آذربایجانی‌ها دارد؛ به گونه‌ای که به اذعان موسسه خیریه مستمندان تبریز۷۰۰ نفر از افراد تحت پوشش این موسسه، در سن ۶۵ تا ۱۰۲ سال هستند که در خانه از آنها مراقبت می‌شود.

موسسه خیریه مستمندان تبریز مردمی‌ترین خیریه‌ای است که در این شهر وجود دارد و یکی از رمزهای موفقیت این موسسه، غیردولتی، غیرسیاسی و مردمی بودن آن است.

شاید اگر تبریز شهری کوچک و نه حتی کلان‌شهری که ما سراغ داریم در یک کشور نیمه پیشرفته بود، صف مسئولان برای رفتن به آنجا و آوردن تحفه‌ای برای گره‌گشایی از دردهای رایج کشورمان تمام نداشت!

تعارف را بگذاریم کنار؛ حتی آن دسته از مدیران رده بالای کشور که زادگاهشان تبریز است نیز‌ با دلایل شکل‌گیری این کیمیای کلان‌شهرهای کشور و حتی جهان غریبه‌اند که اگر نبودند، به دنبال تکرار این شاخصه‌های جادویی در دیگر نقاط می‌بودند.

موسسه خیریه مستمندان تبریز بیش از نیم قرن است که از دل بازاریان تبریز بیرون آمده و تنها موسسه خیریه با این خصوصیات در دنیاست که نمونه جهانی ندارد.

مستمندان تبریز


تبریز همچنان که در بسیاری از اختراعات و کشفیات شهر اولین های ایران بوده چنانچه اولین چاپخانه، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد، اولین پستخانه و اولین خط انتقال پست،  نخستین مدرسه نوین ایران، نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال‌های ایران، اولین ضرابخانه ماشینی، نخستین اتاق بازرگانی ایران، اولین نظمیه یا شهربانی ، شهرداری تبریز نخستین شهرداری، یا به اصطلاح آن روز بلدیه، اولین سالن تئاتر ایران و ....در آن ایجاد شده است خیرین دلسوز این شهر کوشیده اند، با جلوگیری منطقی از تکدی گری، لقب ارزشمند « تبریز شهر بی گدا» را به آن بخشیده و مساعدت های آبرومندانه را جایگزین تکدی گری و گدا پروری کنند و این افتخاری است که در میان شهرهای بزرگ ایران را به مدد افراد خیر و دلسوز نصیب شهر تبریز شده است.

کارهای ارزشمند این صندوق در دفاع از عزت محرومان واقعی و ریشه کنی تکدی گری از تبریز، جایگزین کردن مساعدت های آبرومندانه با اولویت‌های مربوط به خود، حذف تشریفات در آوردن دسته گل به مجالس ترحیم و جایگزین کردن تابلوهای تسلیت از جمله کارهای اساسی و ارزشمند است که این موسسه را از دیگر موسسات متمایز کرده و موجب جلب اعتماد مردم نسبت به آن شده است.

مسئولان این موسسه خیریه امیدوارند که مردم با پرهیز از کمک مالی مستقیم به گدایان حرفه ای و راهنمایی افراد محروم به این موسسه، آنها را در انجام بهتر وظایف یاری کنند، زیرا که کمک مستقیم به این عده افراد حرفه ای کار خیرین را چندین برابر مشکل می‌کند.

موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز بیش از ۵۵ سال است که در شهر تبریز تأسیس شده است و سابقه دیرینه دارد و با دو هدف جلوگیری از تکدی‌‌گری و کمک به خانواده‌های آبرومند و نیازمند تشکیل شده است.

بعد از ۵۵ سال از تاسیس آن، فعالیت حمایت از مستمندان تبریز بسیار گسترده شده است به طوریکه نزدیک به ۲ هزار خانواده تحت پوشش هستند که جمعیت ۴ هزار نفری را شامل می‌شود که به مسائل بهداشتی و درمانی و اقتصادی و رفاهی و تحصیلی آنها پرداخته می‌شود.


خیریه تبریز



کمک به بیماران مبتلا به سرطان از دیگر خدمات موسسه است که تقریبا ۶۶۰ پرونده در این خصوص وجود دارد و ۱۵۰ پرونده فعال است، چراکه این بیماران به صورت دوره‌ای شیمی درمانی می‌شوند و تا ۳۰ میلیون تومان برای هر بیمار هزینه شیمی درمانی پرداخت شده است.

با توجه به اینکه موضوع تهیه و تامین جهیزیه کمتر از موضوع کمک به نیازمندان نیست، از این‌ رو ما سالانه ۶۰۰ جهیزیه تهیه می‌کنیم و به عبارتی روزانه ۵ یا ۶ مورد جهیزیه از موسسه به خانه‌های زوجین با حفظ شأن آنها ارسال می‌شود.

در سال ۷۷ از هر یک‌هزار ازدواج ۸۰ مورد به طلاق منجر می‌شد ولی این رقم در سال ۹۷ از هر یک‌هزار ازدواج ۳۱۸ مورد به طلاق انجامیده است که رشد چهار برابری را نشان می‌دهد.

 سایر اقدامات موسسه حمایت از مستمندان تبریز را بفرمایید؟

 کارهایی نیز از قبیل کاریابی، پرداخت بدهی‌ها، همکاری با ستاد دیه جهت آزادسازی زندانیان مالی، اعطای سرمایه کار و توانمندسازی افراد نیازمند جامعه نیز شده است.

خط قرمز تمامی اعضای هیات امنا و موسسه حمایت از مستمندان تبریز عدم استفاده از کمک‌های دولتی است که این را در طول ۵۵ سال نشان داده‌ایم که یک ریال از دولت بهره‌مند نشده‌ایم.



دسته بندی : تبریز , * انتقاد،پیشنهاد لینک ,
برچسب ها : گدا پروری , تبریز بدون گدا , متکدیان تبریز , مستمندان تبریز , خیریه تبریز ,


نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 12 خرداد 1398, 11:58 ب.ظ

سنگ‌ها به جنگ اره‌ها می روند!

کاغذ سنگی، تحولی شگرف در تولید کاغذ از طریق فناوری دانش‌بنیان در عصر جدید است که به کمک درختان و محیط زیست آمده است. نسل جدیدی از کاغذ که دیگر برای تولیدش هیچ درختی قطع نمی‌شود، قطره آبی هدر نمی‌رود، و کاغذ تولیدی هم کاملا بازگشت‌پذیر به طبیعت است.

این روزها با تصاویر تلخ قطع و حمل گسترده درختان در آذربایجان روبروییم که باید سریعا راهکاری برای جلوگیری از این فاجعه یافت. شاید کاغد سنگی یکی از بهترین راهکارها برای نجات جنگلها و درختان باشد.


قطع درختان آذربایجان

کاغذ سنگی



کتایون حمیدی/ این روزها قطع درختان جنگل‌های قره‌داغ سوژه داغ رسانه‌ها شده است. موضوعی که هنوز هم با وجود توضیحات مسوولان ذی‌ربط همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. تصاویر و فیلم‌هایی از قطع درختان در مناطق حفاظت شده منتشر و بلافاصله توسط مسوولان و متولیان تکذیب می‌شود.

علاوه بر آن بحران کمبود کاغذ، نفس روزنامه‌ها را به شمارش انداخته است. پس از آنکه دو روزنامه ایران و همشهری به علت بحران کاغذ تعداد صفحات خود را تا هشت صفحه کاهش دادند، روزنامه‌ اطلاعات نیز به علت کمبود کاغذ چهار صفحه از صفحات خود را کم کرد و از این به بعد در ۱۲ صفحه منتشر می‌شود. روزنامه‌های بخش دولتی تلاش می‌کنند با  کاهش تعداد صفحات و عرضه روزنامه با قیمت ارزان‌تر خوانندگان خود حفظ کنند. روزنامه‌های بخش خصوصی نیز تلاش دارند با افزایش قیمت روزنامه با این بحران مقابله کنند.

کاغذ ماده اصلی بسیاری از اقلام فرهنگی مانند کتاب‌ها،‌ روزنامه‌ها و نشریات است؛ در ایران سالانه به ۲ میلیون تن کاغذ نیاز هست؛ همه ساله درختان زیادی برای تولید این رقم از پای می‌افتند؛ طبق گفته کارشناسان، برای تولید هر تُن کاغذ باید ۱۸ اصله درخت را قطع کرد؛ به عبارتی قطع سالانه ۲۵ میلیون و ۵۰۰ هزار اصله درخت. علاوه بر این در فرآیند تولید آن نیز حدود ۴۰۰ هزار لیتر آب و ۴ هزار کیلووات برق مصرف می‌شود.

«ساندِی» نشریه وابسته به روزنامه «نیویورک تایمز» به تازگی گزارشی در مورد میزان درخت‌های قطع شده برای چاپ خود منتشر کرده است. این روزنامه می‌گوید هر هفته برای چاپ روزنامه «ساندی» باید ۵۰۰ هزار درخت قطع شود. بر این اساس بازیافت همه نسخه‌های مربوط به یک روز «ساندی نیویورک تایمز» می‌تواند از قطع ۷۵ هزار درخت جلوگیری کند.

قلع و قمع درختان برای تولید کاغذ علاوه بر نابودی منبع اصلی تولید اکسیژن، موجب بر هم خوردن تعادل زیست محیطی یک منطقه می‌شود.


 مجوز قطع درخت


حمل درختان آذربایجان



کاغذ سنگی، تحولی شگرف در تولید کاغذ از طریق فناوری دانش بنیان در عصر جدید است که به کمک درختان و محیط زیست آمده است. نسل جدیدی از کاغذ که دیگر برای تولیدش هیچ درختی قطع نمی‌شود، قطره آبی هدر نمی‌رود و کاغذ تولیدی هم کاملا بازگشت‌پذیر به طبیعت است.

فرآیند ساخت کاغذ سنگ، ابتدا توسط شرکت تایوانی Lung Meng Tech Co در دهه ۱۹۹۰ میلادی توسعه یافت و سپس کشورهایی نظیر چین، کانادا و ایران به تولید آن پرداختند. 

کاغذ سنگ (که با اسم‌های دیگری همچون کاغذ معدنی، کاغذ سنگ مرمر، کاغذ معدنی غنی شده نیز شناخته می‌شود) محصولی شبیه کاغذ است که ماده اصلی تشکیل دهنده آن کربنات کلسیم در امتزاج با پلی اتیلن پرچگال HDPE می‌باشد. این محصول در نوشتار و لوازم و التحریر، یادداشت، پوستر، کتاب، مجله، ساک دستی و بسیاری از کاربردهای دیگر استفاده می‌گردد.

ضد آب بودن و مقاومت در برابر پارگی از خصوصیات بارز این مدل کاغذ به شمار می‌آید. همچنین این کاغذ بار الکتریسیته ساکن را به خود نگرفته و بدون اسید است، به این معنا که PH آن خنثی است. در برابر روغن و حشرات نیز مقاوم است.به دلیل بافت شبیه لاتکس، در برابر پارگی مقاوم است. بافت کاغذ سنگ دانه‌دار نیست.

 کاغذ سنگ از پودر سنگ تولید می‌شود. در تولید کاغذهای سنگی هیچ درختی بریده نمی‌شود و قطره آبی هدر نمی‌رود. پودر سنگ، از ضایعات کارخانه‌های سنگ و از معادن سنگی تامین می‌گردد که دارای فراوانی بسیار بوده و محصول نهایی در پایان مسیر بقاء خود نیز بازگشت پذیر به طبیعت است.

این کاغذ علاوه‌ بر مزایای زیست محیطی دارای یکسری ویژگی‌های منحصر به‌فرد دیگر هم هست. کاغذ سنگ، کاملاً ضد آب است و حتی کار چاپی انجام شده روی آن نیز هیچ تاثیری از مجاور بودن و یا غوطه‌ور شدن درون آب نخواهد گرفت.

همچنین این کاغذ در برابر پاره شدن مقاومت می‌‌کند، البته نه اینکه پاره نشود، چرا که اساساً این نوع کاغذ از همان ابتدا هم با هدف بازگشت به چرخه بازیافت، تولید شده است. با این وجود کاغذ سنگ در برابر پارگی بسیار مقاومت نشان می‌دهد و از این لحاظ به نظر می‌رسد می‌تواند در بعضی از کاربردها، جایگزین کاغذهای پلاستیکی باشد.

کاغذ سنگ همانطور ضد جویده شدن توسط جوندگان نیز هست. سازگاری کامل با کلیه ماشین‌های چاپ افست، هماهنگ با کلیه مرکب‌ها و حلال‌های قابل استفاده در ماشین‌های چاپ افست، قابلیت خشک شدن مرکب بر روی کاغذ بلافاصله پس از خارج شدن از ماشین چاپ و بدون نیاز به امکانات اضافی جهت تحقق این موضوع، عدم تاثیرپذیری از دمای محیط که یکی از مشکلات اصلی در جهت ایجاد چاپ با کیفیت است و مقاومت در برابر آتش‌سوزی، از دیگر ویژگی‌های کاغذ سنگ است.


کاغذ سنگ

محیط زیست آذربایجان



اولین کارخانه تولید کاغذ از سنگ در ایران نیز سال ۹۳ به ثبت رسید و اردیبهشت سال ۹۶ در شهر شندآباد از توابع شهرستان شبستر[آذربایجان‌شرقی] به بهره‌برداری رسید. ظرفیت تولید این کارخانه در فاز اول، ۳ هزار تن در سال و ظرفیت نهایی آن، ۷ ‌هزار تُن در سال برآورد شد.
كارخانه تولید كاغذ از سنگ، اولین كارخانه ایران و خاورمیانه در تولید كاغذ از ماده معدنی در ضخامت گرید تحریر در آذربایجان‌شرقی و شبستر بوده و جزو چهار کشور صاحب این تکنولوژی است. آسیب پذیر نبودن در برابر آب و روغن، مقاوم بودن در برابر آب و رطوبت، بسیار نرم و لطیف بوده و در امور چاپی و تبلیغی لوکس بسیار مناسب می باشد، از جمله مزایای کاغذ سنگی است. کاغذ سنگ (Stone Paper) ابداعی است که در سال ۱۹۹۰ روی داد. کاغذ سنگ از پودر سنگ تولید می‌شود.


سرمایه‌گذار و مدیرعامل شرکت تعاونی «کاغذ سبز آذربایجان» می‌گوید: «دانش فنی این طرح تنها در اختیار چهار کشور است و ما توانسته‌ایم این دانش فنی را به آذربایجان‌شرقی منتقل و ۷۰ درصد دستگاه‌های لازم برای تولید این نوع کاغذ را هم از نظر دانش فنی و فرمولاسیون بومی‌سازی کنیم».


حمیدرضا ایلخانی


کارخانه کاغذ سبز آذربایجان



  سنگ‌ها به کمک درختان و روزنامه‌ها می‌آیند

حمیدرضا ایلخانی با اعلام اینکه هیچ یک از کشورهای منطقه و خاورمیانه تکنولوژی تولید کاغذ سنگی را ندارند و در منطقه منحصر به‌فرد است، می‌گوید: «فرمول این طرح بومی بوده و ٦٣ نوع کاغذ تولید شده است و هم اکنون در توسعه این طرح، یک واحد در البرز و خراسان رضوی و صوفیان را در دستور کار داریم».

به گفته ایلخانی، قیمت این کاغذ حدود ٣٠ درصد ارزان‌تر از کاغذ معمولی است.

او می‌گوید: «دولت به جای اینکه حداقل ۵ میلیون دلار ارز دولتی برای واردات ۵ هزار تُن کاغذ اختصاص دهد، ۲.۵ میلیون دلار ارز دولتی بدهد، یعنی نصف آن را ما ۵ هزار تُن به ظرفیت کاغذ کشور اضافه کنیم».

سرمایه‌گذار و مدیرعامل شرکت تعاونی«کاغذ سبز آذربایجان» ادامه می‌دهد: «دولت ارز را به ما ندهد بلکه مستقیم به تامین‌کننده تجهیزات خارجی بدهد، ما ضمانت‌نامه بانکی به هر میزان بخواهند ارائه می‌کنیم، اگر کاغذی که دولت و وزارت صمت خواست تولید نشد، ضمانت را ضبط کنند، ارز را بر می‌گردانیم، آیا ۲.۵ میلیون دلار ارز برای با ضمانت‌نامه و مازاد آن کار سختی است؟».

او با انتقاد از نبود حمایت دولتی اضافه می‌کند: «دلمان خون می‌شود وقتی واردات و خروج ارز برای کاغذی را می‌بینیم که خودمان قادر به تولید آن هستیم، پیشنهاد ما را وزارت صمت جدی بگیرد».
 

کارخانه کاغذ آذربایجان

شرکت کاغذ سبز


ایلخانی ادامه می‌دهد: «در آذربایجان‌شرقی یک معدن آهک با نظارت در اختیار ما قرار دهند با هزینه خودمان تجهیز می‌کنیم؛ قادر به تولید نسل جدیدی از کاغذ هستیم که توانایی رقابت با نمونه‌های مشابه خارجی را داراست، ارز را دولت تامین کند به همین روش کاغذ روزنامه را هم تولید کنیم و تحویل دهیم»‌.

با وجود اینکه برای تولید یک تن کاغذ به روش معمولی حدود ۱۸ اصله درخت قطع و ۷ هزار کالن آب مصرف می‌شود اما به گفته ایلخانی در تولید این نوع کاغذ نه درختی قطع می‌شود و نه قطره‌ای آب مصرف می‌شود.

او همچنین از کاربردهای دیگر کاغذ سنگی می‌گوید: «خروجی این نوع کاغذ را می‌توان در صنایع چاپ و بسته‌بندی، کاغذ دیواری، پاکت هواپیما، کیف دستی، پاکت فود کانتکت و جایگزین مواد پلاستیکی و کاغذ سلولزی استفاده کرد».

ایلخانی ادامه می‌دهد: «دیگر نمی‌دانیم چطور برای تامین داخل کاغذ کشور که بحرانی بوده و نیاز به درخت ندارد و در راستای اهداف دولت و فرمایشات رهبری است گلو پاره کنیم!».

او می‌گوید: «زمانی که گفتیم می‌خواهیم از سنگ، کاغذ درست کنیم مدیری خندید؛ فکر می‌کرد سرمان به جایی خورده است؛ روز افتتاح کارخانه حلالیت می‌خواست!».

به گفته سرمایه‌گذار این شرکت تعاونی، ۸۰ درصد منبع اصلی برای تولید این کاغذ کربنات کلسیم یا سنگ آهک است، آذربایجان‌شرقی نیز مملو از سنگ‌هایی است که پایه آهکی دارند؛ ۲۰ درصد مابقی مواد تشکیل‌دهنده این کاغذ از مواد پلی‌پروپیلن و پلی‌اتیلن بوده که به راحتی در بازار پیدا می‌شود. بنابراین تامین ماده اولیه مشکلی نخواهد داشت.
 

 نجات درختان تبریز



سنگ جای درختان می‌نشیند

تولید انبوه سنگ کاغذ در آذربایجان‌شرقی علاوه بر اینکه مانع از واردات بی‌رویه و خروج ارز برای تهیه کاغذ می‌شود؛ از قطع درختان بی‌شمار نیز برای تهیه کاغذ جلوگیری می‌‌کند.



لینک مجموعه پستهای پارکها و محیط زیست (65)




دسته بندی : متفرقه , * پارکها و محیط زیست , * انتقاد،پیشنهاد لینک ,
برچسب ها : درختان آذربایجان , سنگ کاغذی , قطع درختان , کارخانه کاغذسازی تبریز , کاغذ سبز آذربایجان ,



» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
» آموزش برخی جملات و کلمه ترکی و معادل فارسی ( چهارشنبه 5 تیر 1398 )
» غبار فراموشی بر کوچه‌های آشتی‌کنان تبریز ( جمعه 24 خرداد 1398 )
» رهایی پلنگ ایرانی از چنگال انقراض در آذربایجان ( یکشنبه 19 خرداد 1398 )
» کاغذ سنگی شاید سپر بلای قطع درختان آذربایجان ( یکشنبه 12 خرداد 1398 )
» دوربین تبریز لینک 79 ( مساجد تاریخی بازار تبریز ) ( جمعه 3 خرداد 1398 )
» بازگشت آرتمیا دریاچه اورمیه ( چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 )
» پیرمرد تعمیرکار تبریزی میزبانی خوب گردشگران خارجی ( پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 )
» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 )
» حکایتی از مهر و محبت یک مادر در تبریز ( یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 )
» اقتصاد با طعم شیرین در تبریز ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 )
» بیماری سرطان در منطقه آذربایجان ( سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 )
» مارمیشو و سیلوانه و جزیره اشک آذربایجان غربی ( سه شنبه 27 فروردین 1398 )
» ماکتهای مجموعه ربع رشیدی تبریز ( سه شنبه 20 فروردین 1398 )
» مسافران در نوروز 1398 شهر تاریخی تبریز ( سه شنبه 13 فروردین 1398 )
» سیل در تبریز قدیم ( چهارشنبه 7 فروردین 1398 )
» آیین های سنتی آذربایجان در نوروز 98 ( چهارشنبه 29 اسفند 1397 )
» غذاهای خوشمزه خیابانی تبریز ( شنبه 25 اسفند 1397 )
» تیم فوتسال مس سونگون ورزقان آذربایجان شرقی ( یکشنبه 19 اسفند 1397 )
» ایده‌های طراحی شهری که کاش در تبریز هم ببینیم ( سه شنبه 14 اسفند 1397 )
» شهروند لینک آذربایجانی 76 ( پریا بهسام) ( چهارشنبه 8 اسفند 1397 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» عکاسی تبریز و ایران
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» قیزیل قلم
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» شهرمن تبریز (یاشار)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی