تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب * تورک سئسه لینک
 

تبریز ویکی لینکلر

 
قدرتمندی زبان ترکی
نظرات |

ترکی بیاموزید و سخن بگویید زیرا هنر است


آیا زبان ترکی تک هجایی است؟!

آیا زبان ترکی زبانی تک هجایی است؟ یعنی تمام افعال و اسما و اعدادش با یک هجا تلفظ می شوند و ریشه تمام کلمات چندهجایی به یک هجا منتهی می شود؟!

هنوز زبانشناسان به این سئوال نتوانسته اند پاسخ دهند لیکن بسیار محتمل هست که با کشف کُنه لغات، به این ادعا برسند.

هنر

درصد بسیار پایینی از لغات زبان ترکی 2 هجایی و تجزیه ناپذیرند ولی اگر روی اتیمولوژی این لغات تلاش شود می توان آن 2 هجایی ها را هم تجزیه کرد و به تک هجا رسید.

زبان ترکی از این نظر زبانی بسیار توانمند و خارق العاده است طوری که 2400 فعل دوهجایی و 600 فعل تک هجایی و هزاران فعل ترکیبی دارد. شما این 600 فعل تک هجایی را با کمتر از تمامی 100 فعل اصلی فارسی مقایسه کنید (1 و 2 و 3 هجایی). بیایید این افعال تک هجایی را به فارسی ترجمه کنیم و تعداد هجاها را بشماریم:

چیخ (بالا برو = 4) ، یئن (پایین برو = 4) ، آش (بلندی را رد کن = 6)، قالخ (بپا خیز = 3) ، ایت (گم شو =2).

در نگاه اول به لغات ترکی تعداد زیادی از آنها 2 هجایی هستند (3 هجایی نداریم) ولی با شناخت لغات کهن ترکی و فقه اللغه یا اتیمولوژی می توان آنها را تجزیه کرد و به تک هجا رسید. زبان ترکی این امتیاز را دارد که لغات آن غالبا دارای ریشه است و لغت با ریشه اش ، ارتباط تنگاتنگ معنایی دارد. لذا به راحتی می توان مالکیت زبانی را کشف کرد درحالیکه در زبان فارسی غالبا چنین نیست. چرا پنجره فارسی است؟ این لغت از کجا آمده؟ بین کلمه و معنایش چه ارتباطی وجود دارد؟ درب چطور؟ بشکه یعنی چه؟ امید از کجا آمده؟ همه این سئوالات بی پاسخ است. درحالیکه در زبان ترکی واژه ای بی دلیل و بی ارتباط و بی معنا وجود ندارد. مثلا پنجره در ترکی “آچیشقا” است که ظاهرا 3 هجایی است ولی با حذف پسوند قا به ریشه آچیش و با حذف پسوند مشارکتی “یش” به فعل تک هجایی “آچ” یعنی باز کردن می رسیم که اولا آچیشقا را به ریشه تک هجایی می برد ثانیا بین پنجره و باز کردن یک ارتباط مستقیم معنایی وجود دارد.

امید در فارسی بی ریشه است ولی در زبان ترکی یک ریشه تک هجایی فعلی با معنای مستقیم دارد. اومماق در ترکی یعنی چشم به راه ماندن و پسوند اسم ساز ترکی داریم بصورت “ید/ود” که کلماتی مانند اومود ، قورود، سؤیود، ایگید را خلق می کند.

واژگان فامیلی آغاز، آغیز، آغوز در ترکی همگی از فعل تک هجایی آغماق به معنای “شروع شدن، گسیل شدن” خلق شده اند و همگی با این مفهوم ارتباط معنایی مستقیم دارند.

کلید در فارسی از کجا آمده؟ معلوم نیست ولی معادل آن “آچار” در ترکی از فعل تک هجایی آچماق به معنای باز کردن و پسوند فاعلی دائمی “ار” ایجاد شده است و بین کلمه و معنای فعلی اش ارتباط تنگاتنگ است.

در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا معنا و مفهمومی در زبان فارسی ندارند. لیکن در ترکی این لغات دانه های یک تسبیحند. فرزندان یک خانواده هستند که پدرشان “آست” است. آست در ترکی یعنی “پایین” (اکنون ترکان همدان این لغت را استفاده می کنند و ما آلت می گوییم). آست+یان (سمت پایین)، آست+یئن (پایین رو)، آست+ان (مربوط به فرودست)، آست+ان+ا (مربوط به فرودست)، آست+ار (زیرین)، آست+ا (آستا یا آهسته! آرام و پایین و کم).

از مصدر قالماق (ماندن و پابرجا بودن) می توان فرزندانش به نام قالا (که قلعه به عربی رفته ولی قلع معنایی در عربی ندارد!)، قالاق ، قالاما (قلمه) را جمع کرد و تک هجایی بودنشان را اثبات کرد.

با یافتن لغت کهن “پال” به معنای پوشش می توان این خانواده را از زبانهای دیگر صدا کرد بصورت : پالتار ، پالتو ، پالاز (پلاس)، پالان.

لغت ترکی “پرداخت” (به معنای جلا دادن و برّاق کردن) در فارسی معنایی ندارد و ارتباطی به “پرداختن” (ادا کردن) ندارد. ولی در ترکی از ریشه “پار” به معنای شفافیت و براقیت هست که فامیلهایش نیز کماکان در ترکی در قید حیاتند. مانند: پارلاق ، پار پار ایشیلداماق ، پاریلداماق، پاریلتی.

نظر بزرگان درباره ترکها و زبان ترکی
ترکها


از مصدر تک هجایی بوغماق (گلو گرفتن) می توان به بغض در عربی یا بوغاز و بوغاناق در ترکی رسید.

البته اتیمولوژی مانند ورزش، سیاست را نمی پذیرد و یافتن کنه و ریشه لغات به معنای اسائه ادب به زبانی دیگر نیست چنانکه بخاطر همین اتیمولوژی قدرتمند ترکی می توان لغات دخیل را در این زبان شناسایی کرد هرچند مانند موشتولوق و اوروج بسیار متداول باشد. موشتولوق در اصل مژدولوق یا مژده لیق از مژده فارسی استخراج شده و اوروج در اصل اوروز یا همان روزه است که ترکان “ابتدا به راء” را اجتناب می کنند و می گویند: ایرضا (رضا)، ایرحم ائله اوره گیمه (رحم)، اوروز (روز یا روزه).

ملاحظه می فرمایید که با شناختن افعال و اسما و پسوندهای ترکی می توان به راحتی لغات ترکی را در هر زبانی استخراج کرد. بسیار محتمل است که هیچ لغت 2 هجایی در ترکی وجود ندارد و زبان ترکی زبانی تک هجایی است اما هنوز به این ادعا نرسیده ایم.

حال فکر کنید آیا این 10 لغت تجزیه پذیرند؟ اگر تجزیه پذیرند ریشه اند چیست؟

    قاووق (بادکنک)
    اؤردک (اردک)
    آینا (آئینه)
    اوتاق (اتاق)
    بوشقا (بشکه)
    سوراغ (سراغ)
    گوجه (گوجه)
    اوتو (اطو)
    میانا (میانه)
    گؤیرچین (کبوتر)


مکعب اسرارآمیز آوایی و راز هارمونیک بودن زبان ترکی

در سلسله مباحث آموزش زبان ترکی در این جلسه به معرفی راز هارمونیک بودن و خوش آوایی زبان ترکی می پردازیم. لابد شما هم بارها در مواجه با فارسی زبان ها با لبخند آنها مواجه شده اید که با اشتیاق به صحبتهای ترکی یا حتی صحبت فارسی شما گوش می دهند؟ چرا؟ بخاطر اینکه شما ناخودآگاه هارمونیک و ملودیک صحبت می کنید که شنونده از شنیدن آن لذت می برد. این موضوع را حافظ شیرازی به این تعبیر می کند که مصاحبه با ترکها، باعث طولانی شدن عمر می شود (بخاطر خوش گذشتن زمان):

“ترکان پارسی گوی بخشندگان عمرند”

راز خوش آوایی زبان ترکی در داخل مکعب اسرارآمیز آوا نهفته است:

مکعب

این مکعب را توضیح می دهم تا آنرا درک کنیم. کافیست اندکی حوصله به خرج دهید و وسط توضیح، از کشف این راز منصرف نشوید!

این مکعب اسرار آمیز دارای 3 محور مختصات مانند مختصات دکارتی XYZ می باشد که تمامی 9 حرف صدادار ترکی در گوشه های این مکعب گنجانده شده اند. باید بدانیم که زبان ترکی کاملترین آواهای بشری را دارد که عبارتند از مصوتهای 9 گانه:

آ (آی)، ا (من)، ائـ (بئش)، ی (قیز)، ی(بیز)، اوْ (قوچ)، اوُ (قوش)، اؤ (گؤز)، او (اوچ)

در زبان ترکی این صداها از 3 منظر مختلف تقسیم بندی می شود:


    صداهای ثقیل (آ ـ اوْ ـ اوُ ـ ای) که تلفظ ثقیلی دارند و صداهای ظریف (ا ـ ائـ ـ ای ـ اؤ ـ او) که تلفظ ظریفی دارند.
    مصوتهای غنچه ای «اوْ، اوُ، اؤ، او» كه هنگام تلفظ آنها لبها بصورت غنچه­ای بسته می­شوند، و مصوتهای و غیرغنچه­ای «آ، ای، ای، ائـ ، اَ» که هنگام ادای آنها ، دهان باز میشود.
     مصوتهای باز “آ ، اَ ، ائـ ، اوْ ، اؤ” که در ادای آنها فك پائین دهان به سمت پائین رفته و دهان كاملاً باز می­شود. و مصوتهای بسته «ای ، ای ، اوُ ، او» که هنگام ادای آنها آرواره بسته­تر شده، دهان با حجم نیمه­ باز آنها را تلفظ می­كند.

 خب! حالا با توجه به سه نوع تقسیم بندی می توان سه محور تعریف کرد و با توجه به 2 گروه در هر تقسیم بندی هر کدام از صداها را در یک سمت قرار داد. نه خودآگاه به مکعب آوایی ترکی می رسیم که هر صدا دارای 3 خصوصیت است. مثلاً صدای “آ” هم ثقیل است هم غیرغنچه ای و هم باز.

اما این مکعب غیر از یک رابطه ریاضی و پازل چه چیزی در دل دارد؟ قوانین آوایی را براساس این تقسیم بندی تعریف می کنیم:

قانون هماهنگی مصوتها:

همه مصوتهای یک کلمه از نظر ثقیل و ظریف بودن تابع مصوت هجای اول هستند. یعنی اگر مصوت هجای اول ، ثقیل بود ، تمام مصوتهای دیگر آن کلمه یا پیوندهای آن ، ثقیل خواهند بود و اگر مصوت هجای اول ، ظریف باشد ، دیگر مصوتها نیز ظریف خواهند بود. برای نمونه در ترکی یارا (زخم) درست است نه یاره. و در ادامه: یارالان، یارالاندی، یارالاندیردی، یارالاندیردیلار. یا برای مصوت ظریف مانند «ائـ»: ائشیک، ائشیکده ، ائشیکده­کی ، ائشیکده­کیلر ، ائشیکده­کیلرین ، ائشیکده­کیلرینکی، ائشیکده­کیلرینکیدی و … .

در مورد کلمات دخیل سعی می­کنیم آنها را ترکیزه کنیم. مانند: باهار (بهار) ، هاوا (هوا) ، ناماز(نماز).

قانون هماهنگی لبها:

نه تنها مصوتهای یک کلمه (اعم از ریشه و مصوتها)از لحاظ تقسیم بندی ­ثقیل و ظریف نمی توانند همزمان با هم بیآیند ، از لحاظ نوع غنچه ای یا غیرغنچه ای نیز دارای ضوابط و نظم خاصی هستند که از آن ضوابط هم باید تبعیت نمایند. این قوانین چنین هستند:

الف­ ـ اگر مصوت اول غیرغنچه­ ای باشد ، مصوتهای دیگر نیز غیرغنچه­ ای خواهند بود. مانند: قاپی ـ قاپیدا ـ قاپیداكی ـ قاپیداكیندا ـ قاپیداكیندادیر

ب­ ـ ولی اگر مصوت اول غنچه­ ای باشد، اگر یكی از مصوتهای­ آن از نوع باز باشد‏، مصوتهای بعد از خود را تابع خود خواهدكرد. مانند: قوزوـ قوزوچو ـ قوزوچونون ـ فوزوچونوندور

کلمات دخیل نیز در قالب این ساختار درمی آیند. مانند: لوطو (لوطی) ، اباالفضل(ابوالفضل) ، نوخوش (ناخوش)

قانون عمومی هماهنگی مصوتها:

تمام پیوندها نیز از لحاظ داشتن مصوتهای ثقیل و ظریف یا غنچه­ ای و غیرغنچه­ ای از مصوت هجای نخست تبعیت می­کنند.

قانون توالی مصوتها:

در کنار تمام محدودیتها و قوانین حاکم بر مصوتهای ترکی ، این مصوتها اجازه ندارند در هرجائی از کلمه که خواستند، ظاهر شوند. مثلاً مصوت «ای» با شرایط خاصی حق دارد در ابتدای کلمه بیآید. از طرفی مصوت «اؤ» فقط در ابتدای کلمه نقش بازی می کند و نمی­تواند در داخل کلمه بیاید. جدول زیر هم موقعیت مصوتها و هم تبعیت مصوتهای بعدی از مصوت اول را نشان می دهد:


جدول قانون توالی مصوتها در زبان ترکی

توالی

نكاتی دیگر در آواشناسی تركی

تعمیم خصوصیت کوتاهی صائتهای زبان ترکی به کلمات دخیل

گفتیم که زبان ترکی زبانی کوتاه صائت با بیانی سریع و تند است و هیچ کشیدگی و مدّ دادن در آن وجود ندارد مگر به ندرت آنهم برای کلمات بیگانه. یعنی اگر فارس زبان هم «بادام» می گوید ، ترک زبان هم «بادام» می گوید ، سرعت آنها یکی نیست. فارس زبان کشیده تر و بصورت ممدود آنرا ادا می کند ولی ترک زبان بسیار سریع و تند تلفظ می کند. همین خصوصیت زبان ترکی باعث می­شود، کلمات دخیل از زبانهای دیگر از یک فیلتر دیگر عبور کنند ، سپس وارد زبان ترکی شوند. لذا اگر در فارسی می­گوئیم: «یارم آمد»، در ترکی همین «یارم» را بسیار سریعتر تلفظ خواهیم کرد: «یاریم گلدی». به همین ترتیب: بادام ، شیرین ، ناشی ، گیج ، داغ ، چای ، امامزادا ، خارابا و … .

لهجه ترکها در فارسی از همین جا ناشی می شود که میزان کشیدگی صداها یا مثل ترکی کوتاه است یا به اندازه فارسی نیست.

التقاء ساکنین در ترکی

در ترکی دو حرف مجاور نمی­توانند ساکن باشند. زبان ترکی بسیار روان و جاری است و تحمل التقای ساکنین را ندارد و برخلاف زبان عربی نمی­تواند کلماتی مانند: قبض، وقف، اکل، خبط، حکم و …را تحمل کند. حتی کلمات فارسی و عربی هم که وارد ترکی می شوند باید خود را در این قالب سازگارکرده و ساکن اول را متحرک کنند. این هم یکی دیگر از فیلترهای زبان­ترکی برای ورود کلمات است. لذا در ترکی می­گوئیم: قبیر(قبر)، نذیر آشی(نذر آشی) ، قدیر گئجه­سی(شب قدر)، صبیر گلدی(صبر آمد)، عؤمور کئچدی(عمر رفت)، ظولوم(ظلم)، حوکوم(حکم)، طبیل(طبل) و … .


اشاره ای به قوانین حاکم بر صامتها
در زبان ترکی دیدیم که صائتها مطابق قوانینی پیچیده اما منظم با هم در تعامل هستند که باعث خلق زبانی ملودیک و هارمونیک با نام زبان ترکی می شوند. هارمونی بودن این زبان تنها بخاطر قوانین حاکم بر صائتها نیست بلکه قوانین حاکم بر صامتها نیز این نقش را ایفا می کنند. همانطور که در ترکی امکان ندارد در یک کلمه هم صائت «آ» بیاید و هم «اؤ»، مشابه این نیز قوانینی وجود دارد که اجازه نمی­دهد حروف کلمات ترکی بصورت اتفاقی و ناهمگون در کنار بیایند.

چون این بحث طولانی بوده و در حوصله این مجال نیست، تنها گریزی کوتاه می زنیم که صامتها یا حروف بی­صدا در ترکی مانند صائتها از نقطه نظرهای مختلف تقسیم بندی می شوند و هر صامت در هر کدام از تقسیم بندی ها به یک طرف رفته و دسته بندی می شود. از یک منظر به «کوتاه ـ بلند» تقسیم می شوند ، از منظری دیگر در تقسیم بندی «آوادار ـ بی­آوا» به دو دسته دیگر تقسیم می شود.

از دیگر قوانین آوایی این است که اگر در کلمه ای یکی از حروف “ق ـ خ ـ غ” بیآید، مصوت های آن کلمه ثقیل خواهند بود.

باز در بحثی دیگر از نظر مخرج ادا به دسته های «لبی ، دندانی ، حلقی و سقفی» بخش بندی می شوند. تقسیم دیگری نیز از نظر «ناقص و کامل» بودن داریم. لذا هر صامت در هر تقسیم بندی موضع خود را مشخص کرده و در یک گروه بندی قرار می گیرد. مانند بحث صامتها ، قوانینی بر هر کدام از دسته بندی حاکم و مجموع دسته بندی ها حاکم است که اجازه نمی­دهد هر صامتی در هرکلمه که خواست، ظاهر شود. برای نمونه قانونی داریم که می­گوید: «اگر دو صامت کامل در یک کلمه همسایه شوند ، آندو باید از نظر آوادار یا بی­آوا بودن باید همجنس باشند». مطابق این قانون در ساختن صفت از «دوز» ، از بین دوزگون و دوزکون باید دوزگون را انتخاب کنیم چون صامتهای«ز» و «گ» هر دو آوادار بوده و همجنس هستند اما از میان کوسگون و کوسکون ، کوسکون درست است چون «س» و «ک» هر دو بی­آوا هستند.

اعجازی به نام فعل


زبان ترکی آنچنان در فعل غنی است که بعضی زبانشناسان قدرت واقعی ترکی را در فعل می پندارند. قابل تصور نیست که زبانی هزاران فعل اصلی داشته باشد و غیرقابل باورتر آن است که 600 فعل تک هجایی داشته باشد. افعال تک هجایی که در زبانهای دیگر باید برای معادلسازی آن از افعال کمکی یا جملات توضیحی استمداد جوییم.

برای نمونه به 20 فعل تک هجایی زیر توجه کنید:

سئو(دوست داشته باش) ، سیلک (با تکان دادن تمیز کن)، مین (سوار شو)، چیخ (بالا برو)، اوم (چشم انتظار بمان)، سپ (پخش کن)، اوو(ماساژ بده) ، سؤگ (فحش بده)، پوز(متلاشی کن) ، قیس (فشار بده) ، آش (مانع را رد کن)، قوو(دور کن) ، یور(خسته کن) ، بیچ(درو کن)، سر(پهن کن) ، یئن (پایین برو)، آخ (جاری شو)، ییخ(به زمین بزن) ، تپ (فرو کن)، چاپ(با شتاب بدو)

البته بدیهی است متکلمین دیگر زبانها در مقابل بیان این مفاهیم ساکت نمی مانند ولی آنرا با افعال ترکیبی یا جملات توضیحی بیان می کنند.

غنای فعل در ترکی را از زاویه ای دیگر ببینیم. فعل در ترکی چنان گسترده است که برای بیان یک اتفاق ، طیف گسترده ای از افعال را در گنجینه دارد که هر یک با دیگری متفاوت است ولی در ترجمه همه را یکی می دانیم. برای نمونه در ترکی برای کتک زدن انواع افعال : وورماق ، ازمک ، دؤیمک ، تاپداماق و چندی دیگر را داریم که ترک زبان می داند که وورماق درجه ضعیفتری دارد و ازمک درجه بالاتر و دؤیمک شدت بیشتری.

و یا افعال بُرشی : کسمک ، گزمک ، بیچمک ، چاقماق ، بؤلمک ، دیلمک ، یارماق و غیره را بُریدن می نامیم ولی هر یک دارای شدت و ضعف خاص و کاربرد خاص هستند.

علاوه بر 600 فعل تک هجایی در زبان ترکی در حدود 2500 فعل دو یا سه هجایی وجود دارد که آنها نیز در اصل یک ریشه تک هجایی دارند لیکن آنرا به عنوان یک فعل مشتقی همتراز با فعل های تک هجایی می پذیریم. مانند باشارماق (بلد بودن) که ریشه در باش (سر) دارد یا بوشاماق (طلاق دادن) که ریشه در بوش (خالی) دارد یا اله مک (غربال کردن) که ریشه در ال (دست) دارد.

افعال مشتقی ترکی همگی دارای قوانین پسوندی بوده و اتفاقی یا بدون قاعده به وجود نیآمده اند. مثلا از ترکیب اسم با حرف “ا” می توان به افعالی مانند “یاشا ، بوشا ، اله” رسید و از ترکیب اسم با “ات” می توان افعالی مانند “گؤزت ، قارات ” ساخت.

افعال مشتقی ترکی، اعجازی عجیب و جذاب دارند. مثلا می توان هزاران فعل صدایی از ترکیب “صوت” و پسوند “ییلدا / تیلدا” ساخت. مانند : تاقّیلدا ماق (تق تق کردن)، شاقّیلداماق (غرش ابر)، هؤکّولده مک (هق هق گریستن)، جوکّولده مک (جیک جیک کردن)، ونگیلده مک (وق وق کودک).

می توان با اضافه کردن “ین” به فعل، فعل خودانجامی ساخت. یعنی فعل که مربوط به خود شخص است. مانند:

یوماق (شستن) و یویونماق (استحمام ـ خود را شستن)

گئیمک (پوشیدن) و گئیینمک (لباسهای خود را پوشیدن)

سویماق (پوست کندن) و سویونماق (لباس خود را درآوردن)

دئمک (گفتن) و دئیینمک (با خود نق زدن)

سورمک (رفتن) و سورونمک (یک پا ـ دو پا کردن)

اریمک (ذوب شدن) و ارینمک (تنبلی کردن)

ترکی

گستردگی و تنوع زمان در ترکی

در زبان ترکی برای بیان زمان انجام فعل طیف بسیار گسترده ای وجود دارد که در ترجمه آنها به زبانهای دیگر باید از جمله استفاده کرد. اگر مطرح ترین زبانهای دنیا 10 تا 15 زمان دارند در زبان ترکی 46 نوع زمان وقوع فعل وجود دارد که تصورش هم محال است.

بیان تمامی این ازمنه در حوصله این مجال نیست لیکن به اختصار به تعدادی از آنها اشاره می کنیم. از توضیح درباره زمانهای ماضی، حال و آینده که در هر زبانی موجود است پرهیز می کنیم:

    در ترکی زمان دائم وجود دارد که دامنه زمانی اش از گذشته ی دور تا آینده دور است و از اضافه شدن “ار” به فعل امر ساخته می شود. مانند: چیخار، گلر، ایتر ، باتار. مثلا می گوییم: “گون چیخار” ترجمه فارسی اش می شود: “آفتاب طلوع می کند” درحالیکه در ترجمه زمان حال “گون چیخیر” نیز می گوییم: “آفتاب طلوع می کند”! ترک زبان می داند که این دو در ترکی متفاوتند. فعل دائم انجام یک فعل بصورت قطعی و مبرهن در تمامی ازمنه است و اگر می گوییم: “گون چیخار” ، در ترجمه اش باید گفت: “قطعا آفتاب باید طلوع کند”.
    در ترکی زمان های “گذشته در آینده” و “آینده در گذشته” داریم. مثلا برای آینده در گذشته می گوییم: “آلاجاغیمیشام” یعنی “بایستی در گذشته آنرا می گرفته ام”.
    در ترکی ماضی استمراری دائم داریم. در ترکی برای آلماق (گرفتن) در زمان ماضی می گوییم: آلدیم (گرفتم) و برای ماضی استمراری می گوییم: آلیردیم (می گرفتم) و برای ماضی استمراری دائمی داریم: آلاردیم (همواره می گرفتم). این زمان تا حال ادامه داشته است. در فارسی هر دو زمان ماضی استمراری موقت و دائم یکی هستند.

حال بدون تعریف و اشاره به زمان ها مصدر آلماق را به چند زمان منتقل می کنیم تا تنوع و جذابیت زمان در ترکی را بیشتر احساس کنیم:

    آلیم (بگیرم)
    آلام (باید بگیرم)
    آلدیم (گرفتم)
    آلاجام (خواهم گرفت)
    آلمیشام (گرفته ام)
    آلمیشدیم (گرفته بودم)
    آلمالییام (حتما باید در آینده گرفته باشم)
    آلاجاغیمشیام (بایستی در گذشته می گرفته ام)
    آلاجاغیدیم (اشتباه کردم نگرفتم باید می گرفتم)
    آلیردیم (می گرفتم)
    آلاردیم (همواره تا امروز می گرفته ام)
    آلارمیشام (نمی دانستم که همواره می گرفته ام)
    آلایدیم (ای کاش می گرفته ام)
    آلیناجاق (گرفته خواهد شد)
    آلیناجاغیمیش (بایستی گرفته می شده است)
    آلسایدیم (اگر قبلا می گرفته ام)
    آلمالیمیشام (بایستی قطعا قبلا می گرفته ام ولی نگرفتم)
    آلمیشیمیش (نگو که قبلا گرفته بوده است)
    آلدیغیم (آنچه را که گرفته ام)
    آلدیردیم (با واسطه آنرا گرفتم)
    آلدیرتدیم (با واسطه مجبور کردم که بگیرند)


عجایب اسم و صفت در ترکی

اسم در ترکی

به ندرت می توان اسمی در ترکی یافت که بدون ریشه باشد و به تک هجا مختوم نشود. اگر اسم در فارسی مانند “پنجره ، زمین ، کمد ، دماغ ، کمر ، پتو و …” چند سیلابی و بی ریشه است در ترکی یا مثل ” بئل ، یئر ، گون ” تک ریشه اند و یا مثل “یاغیش ، الک ، داماغ ، بورون” دارای ریشه تک هجایی و معنادار هستند. درصد بسیار اندکی از لغات ترکی دو هجایی اند که هنوز ریشه معنی دارشان اثبات نشده است. مثلا آیا بولود از ریشه بول (یافتن) است یا بول (برکت و وفور)؟ هنوز نمی دانیم.

اسم چند هجایی در ترکی دارای یک ریشه معنادار و متناسب و یک پسوند مشخص و تعریف شده است. پسوندها در ترکی بسیار گسترده و قانونمند هستند و هر یک وظیفه خاصی دارند.

مثلا پسوند “چین” پسوندی پرنده ساز است مانند: گؤیرچین ، بالایقچین ، لاچین ، زیغیرچین ، بیلدیرچین.

یا پسوند “لان” وحوش ساز است مانند: ایلان ، قاپلان ، جئیلان (جئیران)، آسلان.

یا پسوند “ار” فاعلساز است مانند: آچار ، یانار ، دونار ، گولر

یا پسوند شغلی چی و جی مانند: قیزیلچی ، آلیجی ، گوموشچو

یا پسوند همراهی “داش” مانند: قارداش ، قاداش ، آداش ، یولداش ، آرخاداش

یا پسوند شباهت و مبالغه “مان” مانند: قهرمان ، آیمان ، تورکمن ، قره چمن

تمامی پسوندهای ترکی هر یک وظیفه خاص دارند و محدودند به اینکه یا به اسم بچسبند (مانند قیزیلچی) یا به فعل (مانند آچار).

طبق همین قانونمندی پسوندها و داشتن ریشه تک هجایی است که لغات ترکی در زبانهای دیگر استخراج می شوند و ممکن نیست لغت ترکی بی صاحب باشد یا زبانی دیگر آنرا به تملک خود درآورد حتی اگر مانند مأوا یا قلعه به عربی رفته باشد.

صفت در ترکی

و اما در مورد صفت در ترکی، صفت نیز مانند اسم بصورت ذاتی و تک هجایی صفت هستند مانند یاش ، آغ ، پیس.

و یا چند هجایی بوده ولی طبق پسوندهای خاص از روی فعل یا اسم ساخته شده اند مانند: گؤزل ، قیسسا ، یاشیل ، دورغون ، دوزلو.

رده بندی صفات در ترکی بسیار متنوع و دارای طیف گسترده است که قابل ترجمه به فارسی نیستند. اگر در فارسی یا عربی و انگلیسی سه سطح صفتی “عادی ـ برتر ـ برترین” داریم در ترکی بدین ترتیب می باشد:

    صفت عادی : ذاتا صفت هستند و مقایسه ای نمی کنیم. مانند: یاخشی ، پیس ، گؤزل ، گوده
    صفت برتر یا قیاسی : با پسوند “راق” و یا “لی” صفتی را بین دو چیز قیاس می کنیم. مانند: یاخشیراق ، گوده رک ، اوجاراق ، چوخلو ، خئیلی ، آزلی
    صفت تفضیلی یا برترین: با پیشوند “ان” و یا “لاپ” برترین چیز را انتخاب می کنیم. مانند: لاپ گؤزل ، ان گؤزل ، لاپ آغیر ، ان آغیر
    صفت مطلق: این صفت در فارسی وجود ندارد. نیاز به این صفت زمانی است که در یک جمع کوتاه قد به فرد 150 سانتی بگوییم: بلندترین! یا در میان بدگل ها یکی را زیباترین بنامیم. یا در یک جمع تنبل، دانش آموز نمره 13 را بالاترین و زرنگترین بنامیم! در ترکی این مشکل با آوردن صفت مطلق و بدون قیاس حل می شود طوری که به ابتدای هجای نخست آن صفت یکی از حروف “م” یا “پ” را بیآوریم (البته اختیاری نیست و قاعده دارد) و آنرا در ابتدای صفت بگنجانیم. مثلا برای صفات “قارا ، یاشیل ، سرین ، بوش، زیرک” می گوییم: قاپ قارا (سیاه مطلق)، یام یاشیل (سبز مطلق)، سپ سرین (خنکی مطلق)، بوم بوش (خالی مطلق)، زیپ زیرک (زرنگ واقعی).
    صفت خفیف: در ترکی برای درجات کمرنگ و ناچیز از یک صفت، پسوندهای متعددی وجود دارد که قلّت و خفّت آن صفت را نشان دهند. مانند:

پسوند ایمتیل: قارامتیل (کمی سیاهی)، ساریمتیل (متمایل به زردی)

پسوند شین: قاراشین (گندمی)، آغشین (متمایل به سفیدی)

پسوند سوو : دلی سوو (متمایل به دیوانگی)، اوزون سوو (متمایل به قد بلند)

پسوند جا : گؤیجه (متمایل به سبز، گوجه) ، آغجا (متمایل به سفیدی، سکه نقره ای)


قواعدی در گویش محاوره ای آذربایجان


زبان ترکی با توجه به قدمت چندین هزار ساله و گستردگی جغرافیای متکلمین آن از شرق آسیا تا بطن اروپا ، یک خانواده بزرگ از زبان های ترکی است که نزدیک به 40 زبان با بیش از 350 میلیون متکلم را شامل می شود که هر یک از آنها به تنهایی از بسیاری از زبانهای معروف پرمتکلمتر و گسترده تر است. مانند ترکی قرقیزی، قزاقی ، چینی ، ترکمنی ، بلغاری، آلبانی، آذربایجانی ، استانبولی.

ترکی آذربایجانی دارای زیرشاخه های ترکمنی، قشقایی ، خلجی، افشاری، ترکی خراسانی، ترکی شاهسونی و … است. این زبان مانند بسیاری از زبانها و گویش های رسمی دارای زبان محاوره ای و شفاهی نیز هست که بر آن شدیم نگاهی به این محاورات بیاندازیم و میزان نزدیکی و انحراف آن از زبان استاندارد را ملاحظه کنیم. البته این زبان محاوره ای بیشتر در بین ترکان ایران است که با توجه به عدم آموزش و ناآشنایی با زبان نوشتاری، در طول زمان حروف صامت جای خود را به مصوت داده و گاهی هم دلنشین نیست و زیبایی ترکی را خدشه دار می کند.

البته زبان محاوره ای علیرغم محاوره ای و شفاهی بودن دارای قواعد و قوانینی است که حتی گاهی به زبان نوشتاری نیز راه یافته است. به چند مورد اشاره می کنیم:

قاعده ابدال: در قاعده ابدال یا تبدیل یک حرف به حرفی دیگر تبدیل می شود. تنها به چند مورد اشاره می کنیم:

گ ـ ی : اگر “گ” بین دو صدا قرار بگیرد به “ی” تبدیل می شود: چؤره گیم ـ چؤره ییم ، گئتمه گیم ـ گئتمه ییم

غ ـ و: اگر “غ” بین دو صدا قرار گیرد به “و” تبدیل می شود: اوووز (اوغوز)، دوووز (دوغوز)، اووما آش (اوغما آش)

ک ـ ج ، ک ـ چ : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

چ ـ ش : قیچ ـ قیش ، اوچ ـ اوش

ب ـ و : وفات ـ بفات ، وفاسیزدی ـ بفاسیزدی

د ـ ج ، د ـ چ : دؤنمک ـ چؤنمک ، دیغال ـ جیغال

ب ـ پ : بیشیرمک ـ پیشیرمک ، پؤهروز ـ بهروز ، پیچاق ـ بیچاق

ب ـ م : بونو ـ مونو ، بونا ـ مینا ، بن ـ من

ب ـ ف : میکروب ـ میکروف ، طناب ـ طناف ، خواب فرش، خاف ، مطرب ـ موطوروف

تل ـ تد: آتلی ـ آتدی ، رحمتلیک ـ رحمتدیک

ک ـ هـ : دوکتور ـ دوهتور ، اکبر ـ اهبر

ق ـ خ : اقتصاد ـ اختصاد ، آلماق ـ آلماخ

دن ـ نن : مندن ـ منن ، ایراندان ـ ایراننان

پم ـ پب : اؤپمک ـ اؤپبک ، قاپماق ـ قاپباق

نل ـ نن : آنلاق ـ آنناق ، ایرانلی ـ ایراننی

نم ـ مم : قانماز ـ قامماز ، یانماق ـ یامماق

قاعده ادخال :

در این قاعده حرفی به کلمه اضافه می شود که متداولترین آنها “الف”ی هست که به اول کلمات مبتدی به “ر” یا “ش” اضافه می شود مانند: ایرضا ، ایرحم ، اوروس ، ایشنبه

همچنین حرف “هـ” در سر کلمات مبتدی به “الف” ظاهر می شود مانند: هاچار ، هاچا ، هؤرمک ، هاچاچی

قاعده اسقاط:


در این قاعده حرف اصلی از بدنه کلمه حذف می شود. مثلا با توجه به عدم وجود التقای ساکنین در ترکی، اگر بتوانند سکون اول را متحرک می کنند و اگر نتوانند آنرا حذف می کنند مانند: دسمال (دستمال)، نفچی (نفتچی)، دوس (دوست)، جفر (جعفر)

همچنین بخاطر فرار یا تنفر! ترکها از حرف “ر” گاهی شاهد حذف آن از بطن کلمات هستیم. مانند: گئدیسن (گئدیرسن)، گؤتو (گؤتور)، گلئی (گلیر)


برای اینکه ترکی را درست صحبت کنیم این 10 نکته را رعایت کنیم

ما نباید چنین برداشت اشتباهی بکنیم که هرچه در میانه و مراغه و تبریز صحبت بکنیم زبان ترکی آذربایجانی است. زبان ترکی آذربایجانی یک زبان رسمی و استاندارد و دارای قانون است لیکن آنچه ما صحبت می کنیم ترکی محاوره ای و محلی است که در بسیاری موارد منطبق بر زبان استاندارد نیست. همچنین این برداشت اشتباه را نکنیم که انتظار این هست که باید عین زبان رسمی صحبت بکنیم! مگر زبانی در دنیا هست که متکلمین آن عینا منطبق بر زبان استاندارد صحبت کنند؟ نخیر! وجود ندارد.

و اما منظور از اینکه ترکی را درست صحبت کنیم چیست؟

غرض این است که کلمات را کامل و صحیح ادا کنیم. گرته برداری اشتباه از فارسی نکنیم. ابدال نامناسب نکنیم.

بیایید همین 10 توصیه ذیل الذکر را رعایت کنیم تا ببینید چقدر ترکی را زیبا صحبت می کنید و شنونده (حتی شنونده ترک) مجذوب شما می شود:

1 ـ قانون هماهنگی آوایی را رعایت کنیم و بجای پسوندهای دوگانه (چی/لی/ین/…) از پسوندهای چهارگانه (چی ـ چو/لی ـ لو/…) استفاده کنیم. یعنی نگوییم: قوشچی! بگوییم: قوشچو. نگوییم: گوموشچی! بگوییم: گوموشچو.

2 ـ ترکی سرشار از فعل است آنهم افعال تک هجایی و دو هجایی زیبا. چرا باید افعال فارسی را ترجمه کرده و یک فعل مرکب را جایگزین فعل اصیل ترکی کنیم. پس نگوییم: منتظر اول (گؤزت)، مواظب اول (گؤزله)، صبر ائله (دؤز)، هواپیمادان پیاده اولدوم (یئندیم)، سنی فرماندارا سفارش ائله دیم (تاپیشیردیم)، هواپیما پرواز ائله دی (اوچدو ـ قالخدی).

3 ـ از بکارگیری “تکراری” حروف ربطی و شرطی و اضافی فارسی در ترکی پرهیز کنید چراکه دو بار این کار را می کنید. مثلا: اگر گؤرسم (س در گؤرسم همان اگر هست!)، میانادان تا تهرانا (الف در انتهای تهران همان معنای تا هست!)، آقایی کی گلیر (گلن آقا)، کاش بو اوستادینان درس گؤتورمییئیدیم (یئی در داخل فعل معنای کاش دارد!).

4 ـ از آوردن عدد فارسی در جمله ترکی پرهیز کنید مگر آنکه عدد فارسی به اسم فارسی بچسبد مانند سه راه و چهارراه ولی نگوییم:  سه طبقه ائو سالیب (اوچ طبقه)، اتاق چهار (اتاق دؤرد یا دؤردونجو اوتاق)، استاد، شیمی معدنی ده منه پنج و نیم وئردی ( بئش یاریم وئردی)، هفتاد درصد دانشگاه نماینده نین آدامی دی (یوزه یئتمیش).

5 ـ ترکیب وصفی و اضافی ترکی برعکس فارسی است و باید از بکارگیری آن تا حد متعارف پرهیز کرد. مانند: کارکنان دانشگاه حقوق آلانماییبلار (دانشگاهین کارکنانی، دانشگاهین کارمندلری)، به سفارش نماینده 23 نفر شرکت فولادا گیریب (نماینده نین تاپیشیرماغینان 23 نفر فولادا گیریب)، فرمانداری شهرستان میانه نین (میانانین فرمانداری سینین).

6 ـ از بریدن سر و ته کلمات و ادغامهای مشمئز کننده به شدت بپرهیزید و زیبا و شیوا صحبت کنید. مانند: گئشّت (کئچ گئت)، گئیدک (گل گئدک)، اویئده (آی گدا! آی آقا، آی قارداش)، گّ (گل)، گؤتی (گؤتور)، قاشّه بورا(قاچ گل بورا)، قیشلاریم (قیچلاریم)، اوش دنه (اوچ دنه)، چؤرح (چؤرک)، اوزریح (اوزرلیک)، دؤهتور (دوکتور)، آللام (آلارام).

7 ـ در محاوره میانه نگوییم: سوز! بگوییم: سیز. نگوییم: سوزونکی! بگوییم: سیزینکی. نگوییم: آلدوز!  بگوییم: آلدیز. نگوییم: آچون! بگوییم: آچین.

8 ـ در ترکی ماق یا اق برای حروف ثقیل و مک یا اک برای حروف ظریف بکار می رود ولی ما به اشتباه آنرا ماخ و مخ می گوییم. هرچند در عمل ادای ماخ اجتناب ناپذیر است لیکن بجای مخ از مک و بجای خ از ک استفاده کنیم و نگوییم: گئدخ! بگوییم: گئدک. نگوییم: وئرمخ! بگوییم: وئرمک.

9 ـ کلمات فراوانی از ترکی به فارسی رفته و ما دوباره به اشتباه به لهجه یا ترکیب فارسی به ترکی آورده ایم که خطای بزرگی است. مثلا “دوقلو” در اصل “دوغولو” به معنای باهم زاده شده (دوغماق) از ترکی به فارسی رفته و در آنجا به اشتباه به سه قلو و چهارقلو! تبدیل شده و دوباره به ترکی برگشته و در یک ابتکار عجیب می گوییم: اوچ قلو اولوب!! یا قوورما سبزی به فارسی رفته و ما آنرا قورمه سبزی می گوییم. یا خاو یا هاو (پرز فرش) بصورت خواب به فارسی رفته و با آنرا بصورت خاف! به ترکی برمی گردانیم.

10 ـ از ابدال های مشمئز کننده زیر که زیبایی های ترکی را فرو می پاشد و برای شنونده عذاب آور می شود بسیار اجتناب کنید:

ک ـ ج : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

ک ـ هـ : دؤهتور (دوکتور)، اهبر (اکبر)، چؤره (چؤرک)

رل ـ رر : کورراماق (کورلاماق)، گوررو سو گلیر (گورلو)

لر ـ لل : گللم (گله رم)، آللام (آلارام)

ترکی در فارسی


کلمه تک هجایی به نام “گؤز” و مشتقات آن:

گؤز در ترکی به معنای چشم، در حدود 100 مشتق دارد که دارای مفاهیم بسیار متنوع و گسترده می باشد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

1 ـ گؤز : خود واژه گؤز بیش از 10 معنا دارد مانند: چشم ، قنات ، سوراخ ، دهانه پل ، حسرت ، انتظار ، دهانه ، سر نخ.

2 ـ گؤزه: چشمه ای با اطراف سرسبز

3 ـ گؤزت : مواظب باش ، چشمت به آنجا باشد.

4 ـ گؤزله : منتظر باش ، چشم انتظار باش (ما به اشتباه بجای گؤزت (مواظب باش) می گوییم: گؤزله!)

5 ـ گؤزل : زیبا ، چشم نواز

6 ـ گؤزلوک : عینک

7 ـ گوزگو: آئینه (در اصل گؤزگو یعنی وسیله دیدن)

8 ـ گؤستر : نشان بده (در اصل گؤزتر)

9 ـ گؤزه نک : سوراخ های ریز بدن یا گیاهان

10 ـ گؤزندیریک : نقاب صورت حیوانات برای جلوگیری از آزار حشرات

11 ـ گؤزه مه : رفو (سوراخ ها یا چشمها را بهم دوختن)

12 ـ گؤز اول: حواست باشد ، چشمت به این باشد

13 ـ گؤز ائوی: حدقه چشم

14 ـ گؤزآچیق : هوشیار

15 ـ کور گؤز یا شور گؤز : چشم هیز

16 ـ گؤز اودو : خشم (گؤز اودون آلماق یعنی ترساندن)

17 ـ گؤزجو : نگهبان

18 ـ گؤز قارال : غروب ، سیاهی رفتن چشم

19 ـ گؤزتمن : ناظم

20 ـ گؤزه تیم : نظارت

21 ـ گؤزلم : مراقب

22 ـ گؤزلش : احتیاط کن

23 ـ گؤزونک : از ابزار خیمه و چادر

24 ـ کؤسته بک : موش کور

25 ـ گئجه گؤزو : نیمه شب


پسوند “مه” و نفوذ آن در زبان فارسی

از زیبایی ها و توانمندی های زبان ترکی به یک پسوند مهم به نام “مه” یا “ما” اشاره می کنیم. با اضافه شدن این پسوند به انتهای فعل امر ترکی، اسم مصدر یا اسم آلتی تولید می شود که در ترکی گستره بسیار زیادی در کاربرد دارد.

گستره این پسوند آنچنان زیاد است که دهها واژه اصیل ترکی را با خود به زبان فارسی برده است. آیا باورتان می شود که کرشمه یا تسمه نیز ترکی باشند؟

برای توضیح بیشتر این پسوند، بهتر است برویم سراغ این خانواده در زبان فارسی و آنها را ریشه یابی کنیم. به 30 مورد از این واژگان اصیل زبان ترکی دخیل در زبان فارسی اشاره می کنم:

    چکمه : از مصدر چکمک (کشیدن) به معنای وسیله ی کشیدنی
    سُرمه : از مصدر سورمک (نوعی کشیدن) به معنای وسیله کشیدن در چشم
    سورتمه : از مصدر سورتمک (روی سطحی کشیدن) به معنای وسیله ای که روی زمین بکشند.
    دلمه : از مصدر دولماق (پر شدن) به معنای چیزی که مغزش را پر کنند.
    قورمه : از مصدر قوورماق (تَف دادن ، برشته کردن) به معنای غذایی که سبزی اش را تف دهند.
    یغما : از مصدر ییغماق (جمع کردن ، برداشتن) به معنای غارت
    کرشمه : از مصدر کیریشمک یا قیریشماق (قر دادن، ناز کردن) به معنای ناز و عشوه
    سُخمه : از مصدر سوخماف (فرو بردن) اصطلاحی نظامی به معنای فرو کردن در شکم
    بَسمه : از مصدر باسماق (فرو کردن) به معنای چاپخانه و طلای منقش و مُهر
    باغلاما : از مصدر باغلاماق (بستن) به معنای نوعی ساز موسیقی
    تکمه : از مصدر تیکمک (دوختن) به معنای دوخته شده
    چاتمه : از مصدر چاتماق (بهم رسیدن، بهم وصل شدن) اصطلاحی نظامی که سه اسلحه را سرپایی بصورت هرم به یکدیگر تکیه دهند.
    دیشلمه : از مصدر دیشله مک (گاز گرفتن، با دندان شکستن) به معنای قند کنار چای
    قمه : از مصدر قامماق (زدن به قصد کشت) به معنای وسیله قتّاله
    دُگمه : از مصدر دوگمک (بستن) به معنای وسیله بستن
    دَلمه : از مصدر (دلمک یا تلمک به معنای بریدن) به معنای پنیر تر یا شیر مایه
    ساچمه : از مصدر ساچماق (ریختن) به معنای باروت یا گلوله ای که در تفنگهای قدیمی می ریختند.
    تَپمه : از مصدر تپمک (چپاندن ، تپاندن) اصطلاحی نظامی
    کسمه : از مصدر کسمک (بریدن) به معنای زلف کج ، موهای شکسته به یک سمت
    قابلمه : از مصدر قابلاماق (چیزی را در داخل چیزی قرار دادن) به معنای وسیله و ظرف
    گزمه : از مصدر گزمک (بریدن) به معنای نوعی وسیله بریدن
    کرتمه : از مصدر کیرتمک (چوب کندن) به معنای کلبه چوبی که حتی اتصالاتش هم چوبی باشد.
    تسمه : از مصدر تاسماق (زدن ، مضطرب کردن) به معنای چرمی محکم و ضخیم. از همین ریشه تسکی یعنی سیلی، تاسلاق یعنی ضخیم و ناقواره
    یورتمه : از مصدر یورتمک (راه رفتن مخصوص اسب) به معنای راه رفتن نه تند و نه آرام اسب
    قلمه : از مصدر قالاماق (روی هم چیدن و بالا رفتن) به معنای درختی بلند
    خامه : از مصدر قایماق یا خایماق (روی چیزی سوار شدن) به معنای ترکیبی از لبنیات. قایماق نیز به همین معناست. قایق روی آب نیز از همین ریشه است.
    یارمه : از مصدر یارماق (شقّه کردن) به معنای گندم نیم کوفته
    شلمه : از مصدر شالماق (بستن پارچه به سر یا کمر) به معنای پارچه ای که به سر یا کمر بندند. خود شال نیز از همین ریشه است.
    قاتمه : از مصدر قاتماق (قاطی کردن) به معنای هر چیزی مرکّب خصوصا طنابی که از ترکیب موی دم و یال اسب درست کنند.

سُقُلمه : از مصدر سوخولماق (فرو رفتن) به معنای نوعی مشتی که انگشت شست از بین دو انگشت بیرون آید. آنرا سقرمه و سغرمه هم می گویند


منبع مقاله از اهرری - آقای محمد صادق نائبی


لینک مجموعه پستهای آموزش ترکی
لینک مجموعه پستهای تورک سئسی لینک




مرتبط با : آذربایجان آموزش زبان ترکی آذربایجانی * تورک سئسه لینک
برچسب ها : زبان ترکی-ترکی آذری-عجایب ترکی-ترکها-زبان مادری-فدرت زبان-تورک-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396
زمان : 11:13 ب.ظ
دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
نظرات |


پیشاپیش روز 13بدر و روز طبیعت در نوروز 1396 را تبریک میگوییم.
این پست را زودتر منتشر شد چون هم روز سیزده کسی معمولا خانه نیست و هم اینکه شاید نکات فرهنگی محیط زیست را قبل از فاجعه روز طبیعت بگوش همه برسانیم.

سیزده بدر

روز طبیعت

13 بدر

بوگون طبیعت گونودور
گزمگه فرصت گونوندور

چؤللر هامی اوزه گولور
بیر باخ داغا- دوزه گولور

«پیش­پیشا»لار توم­توم آچیب
هر طرفه عطیر ساچیب

آغاجلار نه اویانیبلار!
الوان گوله بویانیبلار

ائللر چیخیب داغا-باغا
حتی یاغیش یاغایاغا

«اورمیه»نین بو چاغیندا
آخار چایلار قیراغیندا

چمنلرین فرشی اوسته
ائللریمیز دسته دسته

سئوینج­ایله شنلیک ائدیر
چالیر، اوینور، جالمان گئدیر

نه گؤزل­دیر داغ- دره­لر
سیخ مئشه­لر، منظره­لر

گؤزل قیزلار، اودور گلیر
چیچک دریر، گول دسته­لیر

تا اؤزونه تاپسین اری
دوگونله­ییر بیتگی­لری!

بعضی­لری توپ اویناییر
باغدا «گیزلن پوپ» اویناییر

بعضی­لری «کیفلان» گئدیر
گؤرنلری حیران ائدیر

ساچلارینی وئریر یئله
باخان دویمور اینجه بئله

اوشاقلار دا چمن اوسته
اویناییرلار «پیلله دسته»

«رسام» گلیر فیرچا الده
دولانیر یام­یاشیل چؤلده

شکیل چکیر داغ-دره­دن
هر بیر گؤزل منظره­دن

ای طبیعت وورغونلاری
گلین بیزیم یوردا ساری

باخین سولار اؤلکه­سینه
قولاق آسین قوش سسینه

نئجه گؤزل اوخویورلار
یووالارین توخویورلار!

محشر ائدیر بهار بوردا
نه یاپیشیر ناهار بوردا!

داغدان گلیر گور شلاله
شعله چکیب یانیر لاله

سولار آخیر شاققیلداییر
سماورلر پاققیلداییر

قیز-­گلینلر بیتیردیگی
ائولریندن گتیردیگی

«گؤی»لرینی سویا آتیر
حکمتی وار اونا خاطیر:

«کؤوشن» اولار جنت تکین
آدام بویدا چیخار اکین


*******


یاواش- یاواش قاش قارالیر
آخشام گلیر گون دارالیر

سس-سمیرلر هامی باتیر
گئتمگین ده وقتی چاتیر

آیریلیق اولور چوخ چتین
قوینوندان بو طبیعتین

یئردن دورور آنا قادین
سسلر ارین هم اؤولادین

زورلا ییغیر اؤز باشینا
تپیلیرلر بیر ماشینا

دوشوب یولون اثرینه
قاییدیرلار ائولرینه

*********

ایندی قیزلار اولوب یامان
گلیب ائوه چاتان زمان

تک نیتی بودور دیلده:
اره گئتسین یئنی ایلده

یادا سالیر ایگیت یارین
چیخاریر اؤز باشماقلارین

باخ ایشینه دقت ائله
آستانادا قویور بئله:

ائوه طرف دابانلاری
بورنو دؤنور چؤله ساری

دئییب­لر کیم بئله ائدر
ائودن چیخیب گلین گئدر...

یاشاسین بو دب­لری میز
اونوتماریق اونلاری بیز

بئله­لیک­له ایل بایرامی
ائل بایرامی، گول بایرامی

«اورمیه» ده چاتیر باشا
ای طبیعت گونو یاشا!


*********

اما منه معمادی
نییه شوم­دور «اون اوچ» آدی؟!

خورباخاندا عوام سنه
یامان آجیق گلیر منه

اینجی­سه ده اگر هامی
سئوده­جکدیر سنی «شامی»

سندن الهام آلاجاقدیر
جوشوب قلم چالاجاقدیر

او اینانماز خرافاتا
جهالتدن دوغار خطا.


- سالانه 40 هزار هکتار از جنگل‌ های ایران نابود می‌ شود. در 40 سال گذشته 60 میلیون هکتار از جنگل های ایران نابود شده است.
بدین‌ گونه تا 30 سال آینده تمام جنگل‌ های ایران ناپدید خواهند شد!

- دانشمندان در حال تربیت حیواناتی هستند که پلاستیکهای ریخته شده در طبیعت را خورده و هضم کنند،چون از تربیت انسانهایی که پلاستیک را در طبیعت نریزند تقریبا ناامید شده اند!


باورم نمیشه آن روز از این منطقه زیبا در کانال تلگرامی عکس زدم و حالا تصویر جدید از زباله های رها شده در طبیعت نیارق اردبیل که هنوز 13 بدر نشده است! عکس:علی راستگو
نئینیاق پس؟!  خط غلط، املا غلط، انشا غلط..!


روز طبیعت

طبیعت

محیط زیست



وقتی شهریار معشوقه اش را روز سیزده به در دید

داستان زیر، داستان عشق شهریار که عشقی جان‌گداز و سوزناک است را روایت می‌کند که بسیار زیبا و عاشقانه است و زمانی که خیال شهریار در آسمان جوانی‌هایش بال می‌گشاید و می‌گوید:

وقتی كه در كشاكش میدان عشق مغلوب شدم و اطرافیان نامرد معشوقه‌ام را به نامردی ربودند و حسن و جوانی و آزادگی و عشق و هنرم همه در برابر قدرت زر و سیم تسلیم شدند در خویشتن شكستم، گویی كه لاشه خشکیده‌ام را بر شانه‌های منجمدم انداخته و به هر سو می‌کشاندم. بهارم در لگدکوب خزان، تاراج طوفان ناكامی شده بود و نیشخند دشمنانم، چونان خنجر زهرآلود دلم را پاره‌پاره می‌کرد. روزگار طاقت سوزی داشتم، آواره شهرها شده بودم، از ادامه تحصیل در دانشگاه طب وا‌مانده بودم و از عشق شورآفرینم هیچ خبری نداشتم، ازدواج كرده بود نمی‌دانستم خوشبخت است یا نه؟ تقریباً سه سال پس از این شكست سنگین به تهران سفر كرده بودم، روز سیزده بدر دوستان مرا برای گردش به باغی واقع در كرج بردند تا باهم انبساط خاطری شود. در حلقه دوستان بودم اما اضطرابی جانكاه مرا می‌فرسود، تشویشی بنیان كن به سینه‌ام چنگ انداخته و قلبم را می‌فشرد، از یاران فاصله گرفتم، رفتم در كنج خلوتی زیر درختی، تنها نشستم و به یاد گذشته‌های شورآفرین تهران اشك ریختم، پر از اشتیاق سرودن بودم، ناگهان توپ پلاستیكی صورتی رنگی به پهلویم خورد و رشته افكارم را پاره كرد، دختركی بسیار زیبا و شیرین با لباس‌های رنگین در برابرم ایستاده بود و با تردید به من و توپ می‌نگریست، نمی‌توانست جلو بیاید و توپش را بردارد، شاید از ظاهر ژولیده‌ام می‌ترسید، توپ را برداشتم و با مهربانی صدایش كردم، لبخند شیرینی زد، جلو آمد دستی به موهایش كشیدم، توپ را از من گرفت و به سرعت دوید. با نگاه تعقیبش كردم تا به نزدیك پدر و مادرش رسید و خود را سراسیمه در آغوش مادر انداخت. وای... ناگهان سرم گیج رفت، احساس كردم بین زمین و آسمان دیگر فاصله‌ای نیست... او بود... عشق از دست رفته من... همراه با شوهر و فرزندش...! آری... او بود... كسی كه سنگ عشق بر بركه احساسم افكند و امواج حسرت آلود ناكامیش، مرزهای شكیباییم را ویران ساخت و این غزل را در آن روز در باغ سرودم:

سیزده

شهریار

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین‌جگرم

خون دل می‌خورم و چشم نظر جام

جرمم این است که صاحب دل و صاحب‌نظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی‌سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ی خود می‌گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والاگهرم


استاد گاریچی‌ای داشته كه شهریار را این طرف و آن طرف می برده، بعد از مرگ شهریار گاریچی خاطره جان‌سوزی را تعریف می‌کند: داستان از این قرار بوده كه شهریار همیشه سر یک کوچه‌ای به گاریچی می‌گفته اینجا توقف كن تا من بروم توی كوچه و بیایم. یک روز گاریچی شك می‌کند كه استاد توی كوچه پشتی چه كار می‌کند؟ یک روز بدون این كه استاد بفهمد وقتی سر همان كوچه نگه می‌دارد دنبال استاد می‌رود و می‌بیند كه استاد در كوچه قدمی می زند، كف كوچه رو می‌بوسد و بازمی‌گردد! همان جا شهریار متوجه گاریچی می‌شود و ظاهراً از او درخواست می‌کند این داستان را بازگو نکند. وقتی گاریچی از استاد سبب کار را می‌پرسد استاد پاسخ می‌دهد: «این كوچه معشوقه من بوده كه بارها باهم از آنجا عبور كردیم»


و این هم روایت دیگری از همان داستان به زبان هوشنگ طیار

وقتی شهریار معشوقه‌اش را در سیزده به در دید

هوشنگ طیار شاعر، شاگرد و دوست و همشهری شهریار از عشقی كه نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است، سخن می گوید.

زمانی‌كه شهریار برای خواندن درس پزشكی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو كوچه مروی یك اتاق اجاره می‌كند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه می‌شود. صحبتی بین مادران آن‌ها مطرح می‌شود و یك حالت نامزدی بوجود می‌آید. قرار می‌شود كه شهریار بعد از ‌اینكه دوره انترنی را گذراند و دكترای پزشكی را گرفت با دختر عروسی كند.

این شاعر و دوست شهریار تصریح كرد: شهریار رفته بود خارج از تهران تا دوره را بگذراند و وقتی برگشت متوجه شد، پدر دختر او را به یك سرهنگ داده است و آنها با هم ازدواج كرده‌اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می‌شود و حتی مدتی هم بستری می‌شود و در این دوران غزل‌های خوب شهریار سروده می‌شوند.

شهریار

طیار با بیان اینكه آن دختر بر خلاف شایعات فامیل شهریار نبوده و «عزیزه خانم» همسر شهریار فامیل او بوده است، اظهار داشت: بهجت آباد سابق بر این تفرج‌گاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود كه بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش آنجا می‌رفت. بعد از‌اینكه دختر ازدواج می‌كند، شهریار یك روز سیزده بدر برای زنده كردن خاطرات آنجا می‌رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می‌شود و این غزل را آنجا می‌سراید:

یار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

این شعر زیبا را محسن چاووشی در آلبومی به همین نام منتشر کرد.


لینک پست سیزده بدر در سکوت شهر تبریز سال 94



مرتبط با : آذربایجان * مشاهیر آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : 13 بدر-عشق شهریار-سیزده به در-روز طبیعت-آغلارگولر آی-سیزدهم نوروز 96-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 12 فروردین 1396
زمان : 12:12 ب.ظ
عید نوروز یا ارگنه قون 1396
نظرات |

اوغوز بایرامنیز موبارک اولسون


شهریار:
بایرامیدی گئجه قوشی اوخوردی       
آداخلی قیز بیک جورابین توخوردی
هر کس شالین بیر باجادان سوخوردی
             آی نه گؤزل قایدادی شال ساللاماق
             بیک شالینا بایراملغین باغلاماق

شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم    
بیر شال آلیب تئز بئلیمه باغلادیم
غلام گیله قاشدیم شالی ساللادیم
            فاطما خالا منه جوراب باغلادی
            خان ننه می یادا سالیب آغلادی

بایرام اولوب قیزیل پالچیق ازللر        
ناقیش ووروب اتاقلاری بزللر
طاخجالارا دوزمه لری دوزللر
            قیز-گلینین فندقچاسی حناسی
            هوسلنر آناسی قایناناسی

یومورتانی گؤیچک گلّی بویاردیق     
جاقّیشدریب سینانلارین سویاردیق
اویناماقدان بیرجه مگر دویاردیق
            علی منه یاشیل آشیق وئرردی
            ارضا منه نوروز گلی درردی



یا مُقلّبَ القلوبِ و الأبصار
یا مُدبِّرَ اللیلِ و النَّهار
یا مُحوِّلَ الحَولِ و الأحوال 
حوِّل حالَنا إلى أحسنِ الحال

یئنی ایل

بایرام


بهار، دختر عزیز طبیعت، دامن کشان قدم بر زمین نهاده و طبیعت خفته را به حیات دوباره و سرسبزی فرا می‌خواند و مردم نیز با سرزندگی و الهام از طبیعت، با انجام سنت‌ها و آیین‌های خاص و بومی منطقه‌ی خود به استقبال بهار می‌روند.

بهار، پختن دلمه یکی از غذاهای محلی تبریز، در لحظه ی تحویل سال از جمله سنت‌های دیرینه ایست که مردم تبریز از دیرباز تا کنون و نسل به نسل آن را حفظ کرده‌اند و لحظه‌ی تحویل سال، با بار گذاشتن دلمه‌ی برگ مو، سال را تحویل می‌کنند.

به اعتقاد تبریزی‌ها، پیچیدن بوی دلمه در خانه و در لحظه‌ی تحویل سال بسیار خوش یمن و ارمغان آور سالی پربرکت برای آنان است و در نتیجه در اولین روزهای عید که تنها چند روز از عمر بهار می‌گذرد، می‌توان در خانه‌ی هر تبریزی این غذای لذیذ را پیدا کرد.

از سنت‌های دیگر این شهر، جوشاندن شیر در لحظه‌ی تحویل سال است که اهل خانه تا سر ریز شدن شیر صبر می‌کنند و برخی نیز چند سکه‌ی تازه را داخل شیر می‌جوشانند و صدای به هم خوردن سکه‌ها داخل شیر در خانه طنین انداز می‌شود و این سنت نیز به یمن داشتن سالی پربرکت انجام می‌شود.

پس از تحویل سال نیز دید و بازدید از خانواده‌های عزادار که عزیز از دست داده و در زبان آذری (یاسلی) و یا (قره بایرام) خوانده می شود، آغاز می شود.


سال خروس

bayram

عید نوروز - اورمیه

ارومیه

عید نوروز در دامان ساوالان - مشگین شهر

مشگین شهر

عید نوروز - اردبیل
اردبیل

نوروز در زنجان
یکی از رسم‌های پیشواز نوروز در آذربایجان تکم گردانی است، تکه بمعنی بُز نَر بالغ كه پیشرو رمه گوسفندان است. تکم‌چی ها درشهرها و روستاها با رقصاندن تکه شعرهایی در استقبال از بهار می‌خواند
تکم گردانی

عید نوروز - جمهوری آذربایجان
آذریها

سال نو


علی اصغر وطن پرست، گوینده‌ی رادیو و کارشناس آیین‌های سنتی آذربایجان، در گفت‌و‌گو با ایسنا، منطقه آذربایجان‌شرقی، در این باره اظهار کرد: در  زمان‌های گذشته که هوا در بهار نیز سرد بود، اهل فامیل در خانه‌ی بزرگ خاندان که غالباً خانه‌ی مادربزرگ‌ها بود، دور کرسی جمع می‌شدند و همین دور همی‌ها سبب نزدیکی دل‌ها به هم می شد.

وی افزود: به همین ترتیب نیز، ریش سفیدان فامیل، با میانجی‌گری، کسانی که با هم کدورتی داشتند را آشتی می‌دادند و احترام به بزرگ ترها به معنای واقعی کلمه در این مجالس به چشم می‌خورد.

وی عنوان کرد: خانه‌ی بزرگتران فامیل از رونق خاصی برخوردار بود و عیدی گرفتن از سوی بزرگ‌ترها لذت خاص خود را داشت و فال حافظ نیز زینت بخش محافل بود.

وطن پرست گفت: صندوقچه ها که در گویش آذری (یاخدان) نامیده می‌شوند، گنجینه‌ی اسرار مادربزرگ‌ها بود و بچه‌ها برای گرفتن عیدی دور آن جمع می‌شدند و نگاه کنجکاوانه‌شان را به دستان مادربزرگ می‌دوختند.

وی با اشاره به اینکه عادت‌های غذایی در گذشته تفاوت‌های خاصی با امروز داشت، بیان کرد: پلو از جمله غذاهای مختص عید بود که مادران سالی یکبار و به یمن فرا رسیدن عید با ظرافت و حساسیت خاصی دم می‌کردند و اهل خانه از این که شام پلو خواهند خورد، در پوست خود نمی‌گنجیدند.

وی خاطرنشان کرد: عید تنها به معنای نو شدن لباس‌ها نبوده و بلکه باید تحول را از درون خود شروع کنیم تا با دلی پاک به پیشواز سالی جدید برویم، چرا که نیاز انسان، حرکت به سمت تکامل است.

امید است تا با نو کردن افکار و روحیات خود، رخت سبز بهار را بر تن کنیم و با تداوم این راه پایان سال را نیز جشن بگیریم.
به هنگام تحویل سال از تمامی برکت های زندگی نمونه ای را در سفره تحویل سال می گذارند تا این برکت ها از سال کهنه به سال نو منتقل شود و به این ترتیب جریان زندگی ادامه یابد ...

تقویم ترکی سال 1396
عکس را با کیفیت بزرگتر ذخیره و دانلود کنید

تقویم

انشالله سال جدید همه چیز یاخجی اولار...
سال 95 حوادث تلخ مرگ در ایران، محیط زیست نالان، میراث و تاریخ ویران، معیشت و اقتصاد و بیکاری و فساد شایان و..!
سال 1396
در هرحال تبریک نوروز به همه هموطنان ایران و جمهوری آذربایجان و همه ملل دیگری که نوروز را جشن میگیرند
نوروز بایرامی


برکت لردن یئددی سین قویماق

از آنهایی که برکت به حساب می آیند هفت تایش را گذاشتن.

در بحث از اصطلاح ((هفت سین)) لازم است که پسوند ((- سین)) در ترکی توضیح داده شود.همانگونه که همه زبانشناسان می دانند در پاره ای از زبانها از جمله لاتین، زبان یونانی، زبان روسی، زبان ترکی...اسم و صفت صرف می شود که به declension  موسوم است.
در ترکی هنگامی که اسم یا صفت در وضعیت ((رائی)) (accusative) باشد و در صورتی که به مصوّت ختم شود پسوند ((سین)) خواهد گرفت، مثل: ((آتاسین گوردوم=پدرش را دیدم)) چون واژه آتا(پدر) به مصوّت ختم می شود پس در وضعیت ((رائی)) پسوند ((- سین)) گرفته است. از این رو است که این نمونه از واژه ها که در پی می آید نیز در همان وضعیت پسوند ((_ سین)) خواهند گرفت: آتا، دده سین، باجی سین، اوجاسین، کولگه سین...

درمورد عددها نیز همینگونه است. عددهای ایکی(۲)، آلتی(۶) نیز در وضعیت ((رائی)) پسوند ((- سین)) خواهد گرفت، مثل: ایکی سین ۲سین (۲تایش را)، آلتی سین ۶سین (۶تایش را)، یئددی سین ۷سین(۷تایش را)، اون ایکی-سین ۱۲سین، ییرمی سین ۲۰سین(۲۰تایش را )، اللی سین ۵۰سین(۵۰تایش را)...


معمای سفره تحویل سال
به هنگام تحویل سال از تمامی برکت های زندگی نمونه ای را در سفره تحویل سال می گذارند تا این برکت ها از سال کهنه به سال نو منتقل شود و به این ترتیب جریان زندگی ادامه یابد.

این برکت ها عبارتند از:

۱.گؤی برکتی و آیدین لیق (برکت آسمان و روشنایی)

۲.سو برکتی (برکت آب)

۳.یئر برکتی (برکت زمین)

۴. حیوان برکتی (برکت حیوانی)

۵.آغاج برکتی (برکت درخت)

۶.آل وئر برکتی (برکت دادو ستد)

۷. گؤیه رمک برکتی (برکت رویش از سال کهنه به سال نو)

همانطور که ملاحظه می شود از ((گؤی)) (آسمان) شروع شده و به ((گؤیه رمک)) (روئیدن) ( گؤی {آسمان}، ار{دارای حرکت}، مک{علامت مصدر} به سوی آسمان حرکت کردن ختم می گردد.

    قرآن و آینا (آینه) به عنوان برکت آسمانی و روشنایی ( که آن هم از آسمان است).وازه های ((آینا)) و ((آیدینلیق)) با ((آی))= (ماه) مرتبطند و نام دیگر آینه یعنی ((گوزگو)) با مجموعه وازگانی ((گون)) (خورشید) مرتبط است.(قبل از اسباب کشی به خانه ی جدید نیز اول قرآن و آینه برده می شود.)
    سو (آب) به عنوان برکت آب ، علاوه بر خود آب در حایی است که ماهی هست با گذاشتن ماهی (قرمز که رنگ مبارک است) به عنوان برکت آب، حالا هم که خوردن ماهی در شب عبد همه گیر شده (بهره مندی از برکت آب)
    قووورغا (گندم و عدس برشته، قرمز گون به نشانه ی مبارکی و رد نحوست زمستان ) به عنوان برکت خاک و زمین، در جاهایی نیز سمنو.
    بویانمیش یومورتا (تخم مرغ رنگ شده با پوست پیاز، رنگ قرمز، رنگ مبارک به نشانه ی رد نحوست زمستان) به عنوان برکت حیوانی.
    آلما، اییده...(سیب، سنجد....به رنگ قرمز، رنگ مبارک و به نشانه ی رد نحوست زمستان)
    سیککه (سکّه)، به عنوان برکت دادو ستد.
    گؤیه رتی (روییدنی) ، سبزی رویانده شده به عنوان سمبل انتقال زایش و رویش از سال کهنه به سال نو. اکنون ببینیم با این هفت مورد چکار می کنند . در آغاز سال باید تک تک افراد از همه این موارد استفاده کنند تا برکت به وجودشان منتقل گردد.برکت آب است که البته در قدیم همه جا امکان پذیر نبود.گندم، عدس و... را برشته می کنند . پس از تحویل سال می خورند. در چاهایی که سمنو رسم باشد نیز با خوردن از سمنو، درواقع، برکت خاک را به وجود خود منتقل می کنند.

باقرار دادن تخم مرغ پخته در سفره و خوردن آن پس از تحویل سال در واقع از برکت حیوانی بهره منمد شده برکت آن را به خود منتقل می سازند.

قرار دادن میوه هایی از قبیل سیب و سنجد و..(آن هایی که تا آن زمان شادابی خود را حفظ می کنند) با خوردن آنها در واقع از برکت درخت بهره مند می شوند.

با قرار دادن سکّه، در سفره و سپس حفظ آن در طول سال (شاید هم درجیب) در واقع برکت دادو ستد را به خود منتقل می کنند.

رویاندن و سبز کردن سبزه، گذاشتن آن درسفره و در نهایت انداختن آن به صحرا سمبلی است از انتقال و استمرار رویش از سال کهنه به سال جدید.

به این ترتیب برکت از سال کهنه به سال نو منتقل شده و در نتیجه تداوم می یابد. واین تفکر اسطوره ای است که در ضمن منطق عینی، واقعی و رئالیستی خود را نیز در خود دارد، من یکی که منطق ((سرکه)) و ((سماق)) و... را نفهمیدم که جز سر از تفکر خرافه ای در آوردن چیز دیگری نیست آن هم به کمک برخی از اساتید دانشگاه.


هفت سین یا یئدی برکت در مسجد کبود
عید نوروز

باغ موزه قاجار

عید

مرکز خرید اطلس تبریز
هفت سین

مرکز خرید اطلس

سفره هفت سین

میلاد نور ولیعصر
نوروز 96

لاله پارک
لاله پارک




بولبول اوخی كی كئچدی زمستان باهار گلیر
یاز بیر اتك گوزل چیچك  الده  خومار گلیر
بیرده  طبیعت اگیننه الوان لباس گییب
قار بوز دولاندی اولدی سو چایلار آخار گلیر
جیبلر ده اولسا بوش گولوشور  دیل دوداق هله
بیر یول نفس باتاندا تازاشدان ناچار گلیر
بو روزگاریده قوناقی نیلوری كاسیب
همسایه لر نظامیله مثل قاطار گلیر
یاتندان چیخیب نه رنگیدی موز نیلیك هله
سر كوچه ده مغازیه الما خیار گلیر
ایستور اوشاخ باباسینی بیر دیندیره ولی
شیرین سوزی مذاقینه چون زهر مار گلیر
امكانی یوخدی باشدا كی بوركون عوضلیه
باش گوز شیشب دی بوركوده باشینه دار گلیر
بایرام گلیر ولی آپارور هر نه ایوده وار
بیر یول قوناق گئدنده  مصیبت هزار گلیر
كونلوم داریخما  اچ جیبوون اغزین هله
اول منتظر بهار گلیر نازلی یار گلیر
یارادانی :هوشمند


بایرام گلیر ائلیمه ائلیمیزه
نغمه دوشور دیلیمه دیلیمیزه
کونول گولور ائلیم گولور . گولور گوزل دیاریم
چالیر تارین چالیر سازین . گولور ائللر گولور


آذربایجان

دریای خزر
دریای خزر

آلاداغلار
هنر

رقص آذری

azerbaijan

عید نوروز

بهار

azeri


شیروانلی عماد الدین سید علی نسیمی:
باهار اولدو گل ای بولبول تماشا قیل بو گولزاره
بوراخدی غنچه لر پرده بشارت وئردی بو زاره
شقایق پرده دن چیخدی بویاندی باغ ایله بوستان
ایریشدی گولشنین حوسنو بویاندی رنگ ازهاره

شبسترلی میرزه علی معجز:
بایرام گونو دوشابی توکنده پیاله یه
قورخوم بودور کی شیربینینجی اوشاقلار یارالی یه

میر مهدی سید زاده:
بیر قوش اوچدو بیزیم باغا
سحر – سحر اوخوماغا
قوندو یاشیل بیر بوداغا
دئدی گوزل بایرام گلیر

رحمتلی کوندورولو عاشیق قشم جعفری :
سیاه تئللر چولقانیبدیر شالا بایرام گونلری
عاشیق اولان مجنون کیمی ایسته دیگین آختارار
قیزلار توکر هوروکلرین دالا بایرام گونلری
باخ گوزل لر گئیینیب لر آلا بایرام گونلری

اوستاد حاج موسی هریسی نژاد :
بایران دی اصل آدی سوران اولسا کنهونی
قازلام شاه عصری صادر اولوب بو آدا جاواز

حاج علی عطائیه ( نجار اوغلو ) :
یوخسول اوز حقینه چاتسا اونا بایرام اولاجاق
زحمت ایله قازانان پوللاری جیبده قالاجاق
توتاجاق بایرامی چرشنبه ده چیلتیک چالاجاق
نجار اوغلو گوره جک اولکه ده بایرام اولورو
دئییری شنلیک ایله یوخسولا بایرام گلیری

بایاتلی محمد فضولی :
انتظار مئی گلرنک ایله بایرام آیینا
باخا – باخا ائنه جک دیر گوزوموزه قاره سو


لینک صفحه جانبی اصالت و آداب رسوم آذربایجان



مرتبط با : تبریز آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : آغاز سال جدید-نوروز 1396-بایرام-سفره هفت سین-عید در تبریز-novruz-رقص آذری-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 1 فروردین 1396
زمان : 12:37 ق.ظ
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها




( تعداد کل صفحات: 41 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ