تبریز ویکی لینکلر

 
روز جهانی زبان مادری و غربت زبان ترکی در ایران
نظرات |

آذربایجان سر بی زبان ایران !


از بطن وجود مادر زبان مادری هم در وجود همه ما است.
بارها تاکید شده تُرک بودن و ایرانی بودن افتخار و هویت ماست، چیزی که هزاران سال هم بگذرد همان است و چه بهتر که آنرا دریابیم نه برانیم!

سه اتفاق مهم برای هویت ما ترکهای آذربایجانی ایران در چند ماه اخیر افتاد:
- تشکیل فراکسیون تُرک زبانان ایران در مجلس
- تاسیس بنیاد ادب و زبان آذربایجان
- قرار دادن واحد درسی ادبیات ترکی در برخی دانشگاهها

تورکم

تورک

که هر سه این مورد فقط جنبه تشریفاتی و غیر ریشه ای داشت!
+ فراکسیون ترک زبانان که البته وجود آن لازم است، آیا حرکتی مفید و شایسته برای ترک زبانان (اعم از آذربایجانی ها، قشقایی ها، ترکمن ها، ایلهای ترک بخیتاری، ترکهای خراسانی و...) و هویت و حمایت حقوق اولیه آنان در کشور صورت داده است؟ خیر!

+ پس از تشکیل بنیاد ادب آذربایجان که وعده و قرار بود فرهنگستان زبان ترکی باشد اما نشد، آیا شما حتی حرکتی کوچک و قابل محسوس مشاهده کردید بجز اشغال خانه تاریخی پروین اعتصامی در تبریز؟!  خیر!

+ بعد از آنکه در دانشگاه تبریز و چند شهر دیگر واحد ادبیات ترکی قرار داده شد، آیا این دانشجویان بجز مسئله علاقه، بدرد دیگری میخورند و آیا بهتر نبود ریشه ای از مدارس تدریس زبان مادری را آغاز کرد و در آخر در دانشگاه رشته ای برای ترکی تعریف کرد تا مسیری درست و هدفدار طی شود؟!

بنیاد ادب ترکی
دانشجو

فراکسیون ترکها


در نهایت میبینیم که هیچکدام از این حرکتها چندان ثمره ای برای زبان و هویت ما نداشته و باعث نگرانی نسل جدید و از بین رفتن تدریجی فرهنگ و اصالت است.  البته هر سه این حرکت ها جرقه ای مثبت در کشور ما برای ترک زبانان است و باید به فال نیک گرفت هرچند انتظار خیلی بیشتری میرود.
حالا همچنان سر ایران یعنی آذربایجان بی زبان مادری مانده و حتی نمیتواند بدرستی حرفش را بزند و حرفهایش را درک کنند و حتی  زبان خود را درست بنویسد و بخواند، و این یعنی اوج بی سوادی آذربایجان و ایران !
آذربایجانی ها را نمیشود از فرهنگ و هنر و اصالت غنی و دیرین خود دور کرد زیرا در خون آنها جاریست.

خلاصه!  روز جهانی زبان مادری که حتی حالا از آن استفاده نمیکنم چون هم برای خودم هم مخاطب ترک زبان سخت است زیرا نخوانده ایم و ننوشته ایم و محرومیم، را به شما و همه بشریت و احترام به همه زبانها و اقوام و نژادها تبریک میگوییم
.
آنا دیلی گؤنو، کوتلو اولسون
روز 21 فوریه سوم اسفند روز جهانی زبان مادری

آذری

هویت آذربایجان

شهریار

پسرم، اگر دیدی کسی با لهجه با تو حرف میزند، بدانکه یک زبان بیشتر از تو بلد است!
زبان

زبان آذربایجان

تحصیل زبان



سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد همانند سالهای پیش پوستر سالانه زبان مادری را منتشر کرد
سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو)همچنین شعار امسال روز جهانی زبان مادری را ” پیش به سوی آینده ای پایدار از طریق آموزش چندزبانه” اعلام کرده است.

ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو پیامی بدین منظور منتشر نموده است.

دبیر کل یونسکو نوشته است ” به مناسبت روز جهانی زبان مادری،‌ تقاضا می کنم که ظرفیت آموزش چندزبانه در نظام های اجرایی و آموزشی،‌ ترجمان فرهنگی و رسانه ها،‌ فضای مجازی و تجارت و در همه جا به رسمیت شناخته شود.”

وب سایت یونسکو می نویسد: یونسکو روز جهانی زبان مادری را در ۲۱ فوریه ۲۰۱۷ تحت عنوان ‘پیش به سوی آینده ای پایدار از طریق آموزش چندزبانه’ گرامی می دارد. برای میدان دادن به توسعه پایدار،‌ دانش آموزان بایستی به زبان مادری و سایر زبان ها آموزش ببینند. از طریق تسلط بر زبان اول یا زبان مادری است که فراگیری مهارت های اساسی من جمله خواندن، نوشتن و حساب میسر می شود. زبان های محلی به ویژه زبان های اقلیتی یا بومی دریچه انتقال فرهنگ ها،‌ ارزش ها و دانش سنتی محسوب می شوند. بنابراین، این زبان ها نقش مهمی را در پیشبرد آینده ای پایدار ایفا می کنند.‌

تاریخچه زبان مادری
تاریخچه پیدایش روز جهانی زبان مادری به حرکتهای دانشجویان دانشگاه‌های بنگلادش در سال ۱۹۵۲ برمی‌گردد. زمانی که تعداد زیادی از دانشجویان بنگالی در اعتراض به تحمیل زبان اردو به عنوان زبان رسمی‌و دیوانی در بنگلادش (پاکستان شرقی آن زمان) توسط دولت پاکستان در محوطه دانشگاه داکا توسط ماموران دولت پاکستان به رگبار بسته شدند. دانشجویان با هدف به رسمیت شناساندن زبان مادری مردم سرزمین‌شان یعنی زبان «بنگلا» یا «بنگالی» اقدام به تظاهرات وسیع کردند. زبان رسمی‌که در مدارس و دانشگاه‌های بنگلادش در آن زمان تدریس می‌شد زبان پاکستانی (اردو) بود. تظاهرات گسترده دانشجویان و اساتید دانشگاه داکا در روزهای ۲۱ و ۲۲ فوریه سال ۱۹۵۲ اتفاق افتاد و ماموران دولت پاکستان در تیراندازی به دانشجویان و اساتید دانشگاه تعدادی از آنان از جمله ابوالبرکت استاد دانشگاه داکا، رفیع الدین احمد دانشجو، شوفیر رحمان کارمند عالیرتبه دادگاه عالی بنگلادش را کشتند. اما ایستادگی و مقاومت دانشجویان، اساتید دانشگاهها و فعالان فرهنگی بنگلادش باعث شد که در سال ۱۹۵۶ مجدداً زبان بنگالی به رسمیت شناخته شد. تداوم مبارزات مردم و فعالان سیاسی و فرهنگی باعث شد که در سال ۱۹۷۱ بنگلادش از پاکستان جدا و استقلال پیدا کند.

پس از استقلال، مراسم روز ملی زبان مادری در بنگلادش همه ساله در ۲۱ فوریه با شکوه خاص برگزار می‌شد تا اینکه در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۹ سازمان آموزشی، علمی‌و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) پیشنهاد رسمی‌کشور بنگلادش برای اعلام ۲۱ فوریه به عنوان «روز جهانی زبان مادری» را پذیرفت و ۱۸۸ کشور عضو یونسکو از جمله جمهوری اسلامی‌ایران به آن رای داده و آنرا تائید کردند.

دانشگاه

زبان مادری

آنا دیل


نعمت چند زبانه بودن را بهره ببریم...

راهنمای نقشه :
بنفش : کشورهایی که چند زبان رسمی دارند
سبز : کشورهایی که یک زبانی رسمی ولی مردمی چند زبانه دارند (ایران)
آبی : کشورهای بدون زبان رسمی ولی با مردمی چند زبانه

Violet: Multiple official languages
Green: Single official language, functionally multilingual
Blue: No official language, functionally multilingual

چند زبانه


زبان مادری؛ زبان قلب و ذهن
عصرایران - محرم آقازاده / مدیر انجمن کانادایی نوآوری های آموزشی


 مروری بر آمارهای جمعیت دانش آموزی در کشورهای جهان تأیید می کند به طور تقریبی نزدیک به نیمی از کودکان و نوجوانان لازم التعلیم به مدرسه راه نیافته اند[1]. هر کودک (فرد 5-6 تا 17-18 سال) باید بتواند به حق آموزش خود برسد. از سوی دیگر، او باید به آموزش شایسته هم دسترسی داشته باشد. در واقع، در کنار برآورده شدن حق آموزش باید آموزش مناسب و متناسبی هم تدارک شود. یکی از راه های متناسب و مناسب سازی آموزش، آموزش به زبان مادری است. فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او فارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید نسبت به دانش آموزی که زبان او کردی، لری یا ترکمنی یا عربی یا ترکی و یا بلوچ است، فرصت یادگیری بیشتری به دست می­آورد.

آموزشی که به زبان مادری دانش آموز فراهم نمی آید، او را در معرض بسیاری از آسیب های تحصیلی و اجتماعی قرار می دهد.

از سوی دیگر، دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند. در واقع، غنی را غنی تر می سازند. تاکنون در ایران هیچ دولتی به رفع این نابرابری آموزشی توجه نشان نداده است.

تورک
ترکی
ترکی
ترکی
تورک
ترکی
ترکی
تورک


باری، عدم توجه به آموزش و یادگیری زبان مادری، به اندازه دست کم 12 سال کودکان را از تجربه و اندیشیدن به زبان مادری باز می دارد. کودکان با محروم ماندن از یادگیری زبان مادری، زبان دل و ذهن خود را از دست می دهند و درست پس از پایان تحصیلات مدرسه ای یا دانشگاهی که وارد تجربه واقعی زندگی اجتماعی می شوند با کاستی حاصل از زبان مادری روبرو می شوند.

هر زبانی در جهان بازنمایانندۀ فرهنگی خاص است. زبان به مثابه یک پدیده اجتماعی حامل فرهنگ، لحن، طرز تفکر و طرز نگرش به جهان است. برتر از همه، آنچه می ­توان تصور کرد، محتوای زبان مادری است. زبان مادری، یگانه زبانی است که آمیخته با احساس یادگرفته می شود، احساسی که بدیلی برای آن وجود ندارد.


زبان مادری؛زبان قلب و ذهن
اگر چه آموختن زبانی دیگر چونان پنجره جدیدی برای نگریستن و معنادادن به زندگی است، ولی در قیاس با زبانی دیگر، زبان مادری خودِ پنجره است. فروگذاشتن زبان مادری به بهانه یا به دلیل آموختن زبان رسمی(نه ملّی) یا زبان مدرسه ای به معنای دست انداختن به خس و خاشاکی برای نجات یافتن از غرق شدن است. شاهد چنین ادعایی سخن نلسون ماندلا است. ماندلا می­گوید: "اگر با شخصی به زبانی سخن بگویی که بفهمد، آن سخن به ذهن او می نشیند. اگر با او به زبان خودش سخن بگویی، آن سخن به دلش می نشیند[2]." تجربه نشان نداده است اشخاص از رسیدن به کسی که به زبان مادری ایشان سخن می گوید ناخرسند باشند. از این رو است که، هر کس در هر جایی که هست می­کوشد همزبانش را پیدا کند. کسانی که با توسل به سخن حضرت مولانا، ادعا می کنند همدلی از همزبانی بهتر است، بیراه و گزافه نمی گویند. با این همه، دانستن این نکته خالی از لطف نیست که نظر مولانا کاستن از ارزش زبان مادری نبوده است. بنا بر این، استناد به اهمیت همدلی، مقدمۀ خوبی برای به کنار نهادن کبرایی چون زبان مادری نیست.

در ادامه این نوشتار به چند دلیل تأکید بر آموختن زبان مادری پرداخته می شود.

ترکی
ترکی
ترکی
ترکی
تورکی
تورکی


زبان مادری پیش‌نیاز رشد هیجانی و ذهنی
زبان مادری و یادگیری زبان مادری توأمان آثار پرباری بر شکل گیری چگونگی هر شخص دارند. زبان شناسان، زیست شناسان و زیست روان شناسان بر این باور هستند که آهنگ، رنگ و زیبایی صدایی مادری از زمانی که کودک در رحم مادر هست به او انتقال می یابد. به دیگر سخن، بخشی از میراثی که نوزاد با خود به دنیا می آورد اندوخته هایی از زبان مادری است. بر این اساس است که، نوزاد به صدای مادر و پدر زودتر و بیش از هر کس دیگر واکنش نشان می دهد. توصیه عمومی و تخصصی به همه کسانی که از کودکان مراقبت می کنند آن است که برای ارتباط با کودکان به جای زبان آمرانه از زبان مادرانه استفاده کنند.

زبان کودک، زبان ساده و پیش پا افتاده نیست. زبان کودک آکنده از هیجان، احساسات، تصویرها و تخیلات است. بنا بر این، وقتی بیان می شود شایسته است با کودک به زبان کود سخن گفت، بدان معنا نیست که به ساده ترین شکل ممکن با او سخن گفته شود. زبان کودک همانا زبان مادر او است. رشد مغزی، عاطفی و هیجانی کودک در سال های اولیه زندگی، یعنی تا پایان دوره ابتدایی مرهون بهره مندی از زبان مادری است.

نخستین مفهوم سازی های کودک از خود و جهان اطرافش بر پایه زبان مادری اش شکل می گیرد. به همین ترتیب، کودک نخستین تجربه های عاطفی و شناختی خود از جهان را هم با زبان مادری ابراز می کند.

 از این رو، بر پایه دیدگاه های روان­شناسان رشدنگر، شناخت نگر و ساخت گرا، می توان گفت، بن مایه ها و ساخت های پایه ای ذهنِ هر شخص با مصالح زبانی مادر و در درجه دوم خانواده ای که کودک در آن قرار دارد ساخته می شود.

مردم دنیا از هر تیره و قبیله ای که باشند و به هر چند زبان سخن بگویند، زبان مادری برای آنان در درجه نخست اهمیت قرار دارد. کسانی که نمی توانند به زبان مادری صحبت کنند، بنویسند و ابراز عقیده کنند همیشه در حسرت بهره جستن از زبان مادری هستند. تجربه نیایشگری و برگزاری مراسم عبادی و آیینی در هر کجای مؤید آن است که مردم ترجیح می دهند عمیق ترین عواطف و احساسات و برداشت های خود را به زبان مادری خود شکل بدهند. بر این اساس، برای مردم، بهترین ترانه ها، لالایی ها، سوگ نامه ها و اندرزنامه ها آن هایی هستند که به زبان مادری ایشان فراهم آمده است.

آذری
زبان ترکی
تورک
آذربایجانی
تورکی


زبان مادری؛زبان قلب و ذهن

وقتی شخص به زبان مادری اش سخن می گوید ارتباط مستقیمی بین دل، مغز و زبان او برقرار می شود. سخن گفتن به زبان مادری به شخص جرأت می بخشد. مردم به آن مقدار که از بی سوادی می ترسند، از سخن گفتن به زبان دیگر هم می ترسند. در مطالعه ای به مترجمان همزمان(دیلماج) ایتالیایی زبان که به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشتند، دو دسته واژه نشان داده شد(انگلیسی و ایتالیایی) در هر بار سرعت شناخت واژگان و واکنش آنان به واژه به وسیله موج نگارهای مغزی ثبت شدند. مقایسه اطلاعات به دست آمده نشان داد، شرکت کنندگان پژوهش، در شناخت و واکنش به واژه های ایتالیایی نسبت به شناخت و واکنش به واژه های انگلیسی عملکرد بهتری داشته اند. پروفسور آلیس مادو پرووربیو[3]، استاد الکتروفیزیولوژی شناختی در دانشگاه Milano-Bicocca به دست آمدن چنین نتیجه ای را متأثر از آموخته های حاصل از زبان مادری می داند.


زبان مادری شاخصی برای هویت فرهنگی
کودک با استفاده از زبان مادری اش با والدین، خانواده، نزدیکان و منسوبان، فرهنگ، تاریخ، هویت و دین اش ارتباط برقرار می­ کند. زبان مادری، کودک را با فرهنگ جامعه ای که از آن برآمده است و هویت اش در آن شکل گرفته است پیوند می­ دهد. کودکی که زبان مادری اش را نداند از اثرگذارترین و کارآمدترین ابزاری که می تواند با استفاده از آن در دامان فرهنگ تربیت یابد، محروم می ماند.

زبان مادری ابزار سرآمدی برای انتقال فرهنگ و حفظ علقه های فرهنگی است. کودکی که از فرهنگ و تاریخ اش ناآگاه باشد در هر جای جهان باشد، در وطن یا در محل زندگی دیگر جرئت ورزانه زندگی نخواهد کرد. هر کسی با زبان و فرهنگ اش قد می کشد و احساس سرافرازی می کند. بریده ماندن کودک از زبان مادری اش به گلی می ماند که بدون ریشه در داخل گلدان آبی گذاشته شده است. زبان، انسان را نامیرا می سازد. عمر زبان ها بلندتر از عمر انسان ها هستند.

غفلت رسمی و غیررسمی، عمدی و غیرعمدی خانواده ها و دولت ها از ایجاد زمینه برای رشد کودک با زبان مادری اش، جفا در حق کودک، فرهنگ و جامعه است. نادیده گرفتن زبان مادری کودکان و تحمل یک زبان به مثابه زبان ملّی که به غایت نادرست است حاصلی جز سست کردن هویت فردی، قومی و ملی نخواهد داشت. زبان رسمی یا زبان مدرسه ای، زبان ملی نیست. زبان مادری هر کس زبان ملی او است. چون زبان متعلق به آب و خاکی است که کودک در آن زندگی می کند. زبان انگلیسی در هند و پاکستان زبان رسمی هست ولی زبان ملی نیست. در مقابل، زبان های هندی، سندی، پنجابی و اردو زبان های ملی هستند. این زبان ها زاییده هند و پاکستان هستند. به همین قیاس، زبان فارسی زبان رسمی و مدرسه ای ایران است و زبان ملّی نیست. هفتاد و پنج زبان و حتی بیشتر از آن که در ایران یافت می شود همگی زبان های ملی هستند. ملی بودن چیزی به معنای تعلق داشتن آن به همه آحاد جامعه است. مردم ایران در هر جای کشور که باشند زبان ترکمنی را متعلق به خود می دانند.

زبان های موجود در هر کشوری پرچمی برای نمایاندن فرهنگ آن کشورهستند.

آذری
ترکی
ترک
تورکی
ترکی

زبان مادری بنیانی برای یادگیری زبان های دیگر
جیم کامینز[4] بر این باور است که، "کودکانی که با پیشینه قویی از زبان مادری وارد مدرسه می شوند، غنای زبان مادری آنان سبب می شود مهارت های زبانی زبانِ مدرسه را بهتر و سریع تر بیاموزند. توصیه به آن نیست که کودکان پیش از ورود به مدرسه زبان مدرسه را بیاموزند، بلکه اصرار بر آن است والدین و نزدیکانِ کودک پیش از ورود او به مدرسه برای او داستان های به زبان مادری بگویند و بخوانند. از این رو، وجود منابع گوناگون چاپی به زبان مادری کودک حیاتی است. داستان خوانی و داستان گویی های پیش از مدرسه ضمن رشد دادن و عمق بخشیدن به ریشه های زبان مادری به ایجاد هویت فرهنگی و مانا نگه داشتن بخش اصیلی از فرهنگ یاری می کند. کودکانی که دارای پیشینه غنی ای از زبان مادری هستند پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایان خود نشان می دهند."

توانایی صحبت کردن به زبانی دیگر مدیون زبان مادری است. کودکی که با ظرافت های زبان مادری خود آشنا باشد، با مهارت های فراشناختی بالاتری برای یافتن راهی برای آموختن زبان دیگر می کوشد. چنین کوشش آگاهانه نتایج شایسته تری را برای یادگیرنده زبانی به جز زبان مادری به ارمغان می آورد. بر خلاف نظر کسانی که زبان مادری را مخل آموختن زبان مدرسه می دادند و اصرار دارند که کودک باید زبان مدرسه را پیش از مدرسه بیاموزد، مهارت های زبانی قابل انتقال هستند. این بدان معنا است که اگر یادگیرنده ای در زبان اول توانا باشد برای یادگیری زبان دوم از آموخته های زبان اول بهره خواهد جست. این پدیده درست مانند، مهارت های ظریف هنری یا غیره است. کسی که نخست ساز دوتار را آموخته است حتمن برای آموختن سه تار، تار و گیتار مهارت های پایه ای خود را به کار خواهد گرفت. بدین سبب نمی توان و نباید گفت، برای آموختن گیتار نباید کسی پیشتر هیچ سازی را بیاموزد.

تجربه و پژوهش کشورهای مهاجر پذیر اروپایی و امریکایی نشان می دهد که کودکان در آموختن زبان مدرسه، زبان عمومی و زبان درسی، دچار دشواری اساسی نمی شوند. در این کشورها تأکید بیش از آن به آموختن زبان مدرسه باشد تمرکز بر فراموش نشدن زبان مادری است. دلیل اساسی این است که آن­ها به تجربه دریافته اند کودکان از ناحیه یادگیری زبان مدرسه آسیب نمی بینند، بلکه آسیب جدی از سر گسسته شدن ارتباط زبانی کودک با فرهنگ خانوادگی و ملی خود است.

ترکی
ترکی
تورک دیلی
ترکی
ترکی

چه باید کرد؟
1. عمل به تعهدات قانونی و ملّی برای ایجاد فرصت یادگیری پایه ای زبان مادری پیش از مدرسه و در مدرسه. کسانی که از درک این ضرورت عاجز هستند از درک فرهنگ و اهمیت آن هم عاجز هستند یا دانسته از کنار موضوع می گذرند.

2. پرداخت هزینه عدم تأمین آموزش به زبان مادری یا پرداخت هزینه نابرابری آموزشی. هر سال، از بودجه ملی برای فراهم کردن آموزشی نابرابر هزینه کلانی می شود. بنا بر این، برای جبران، هزینه ای که از حساب دانش آموزانی که زبان اولشان زبان مدرسه نیست، شده است، دولت باید دست به اقدامات جبرانی بزند. بر اساس محاسباتی که صورت می گیرد، دولت باید هزینه یادگیری زبان مادری را به دانش آموزان محروم از آموزش به زبان مادری بپردازد.

3. حمایت مالی و نهادی از نویسندگان زبان های در معرض خطر. بخشی از جبران هزینه های نابرابری آموزشی، می تواند به صورت حمایت از نویسندگانی که به زبان های مادری تولید اثر می کنند صورت بگیرد. بند های شماره های 4 تا 8 هم می تواند تحت شمول توضیح بند شماره 3 باشند.

4. تخصیص یارانه حمایت از نشریه های ویژه زبان های ملّی.

5. ایجاد فرهنگ سراهای زبان مادری و حمایت مادی، مالی و معنوی از آن­ها.

6. حمایت از شبکه های اینترنتی، سازمان های مردم نهاد فعال در ترویج زبان های های ملّی/مادری.

7. راه اندازی و حمایت از شبکه های رادیویی به زبان های های ملّی.

8. ایجاد فرصت یادگیری بدیل برای یادگیری دروس مدرسه ای به زبان مادری.


لینک مجموعه پستهای تورک سئسه لینک

لینک مجموعه پستهای آموزش زبان ترکی آذربایجانی



مرتبط با : آذربایجان آموزش زبان ترکی آذربایجانی * تورک سئسه لینک
برچسب ها : روز جهانی زبان مادری-زبان ترکی-بنیاد ادب ترکی-واژه های ترکی-تورکی-آذربایجانی-تدریس زبان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1395
زمان : 12:01 ق.ظ
فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
نظرات |

سندرم تک فرزندی در آذربایجان
هویت را به کودکان آذربایجان برگردانیم


در این مطلب علاوه بر پرداختن به مسئله فرزندآوری ، تصاویری زیبا از کودکان معصوم روستایی - عشایری - سنتی آذربایجان داریم که با دیدن آنها امیدواریم تشویق به فرزندآوری بیشتر بین مردم و بخصوص نسل جوان آذربایجان شویم!
هرچند مسائل و مشکلات زیاد بخصوص اقتصادی و اجتماعی زمانه گریبانگیر خانواده ها شده است اما باز از قدیم گفته اند فرزند بیشتر برکت بیشتر...
نگران تامین مالی و هزینه ها نباشید، تا یارانه هست غمی نیست!  شوخی کردم، ولی بهتر است جدی بگیریم و ما و شما نسل جدید مسئول آذربایجان و نسل آینده آن هستیم امیدواریم مسئولان توجه کنند و انقدر به شعار دادن بسنده نکنند و بطور عملی از کودکان و تامین آینده آنها برنامه ریزی و حمایت کنند.
از نسل فعلی و آینده هم خواستار این هستیم که به هویت و اصالت کودکان توجه بیشتری کنند، آموزش زبان مادری آنها (ترکی) فراموش نشود مثل ما که فارسی را بهتر از ترکی بلدیم بخوانیم و بنویسیم هرچند فارسی خوب است اما زبان مادری از آن مهمتر است! 
به آنها از گذشته و لباس و رفتار منش آذربایجانی ایرانی، داستانها و شعرها و مشاهیر، آداب رسوم دیار و فرهنگ خود بیشتر بگوییم تا فرزندان ما بهتر و بیدارتر از خودمان باشند!  همه چیز مسائل مادی نیست!

بامزه

آذربایجان


معصومه درخشان - در حال حاضر یک سوم خانواده‌های آذربایجان‌شرقی فاقد فرزند و یا تک‌فرزند هستند. اگر وضع به همین منوال پیش برود جامعه‌ای خواهیم داشت با گروه جوانانی که برای اجتماعی شدن ساخته نشده‌اند؛ گروهی به بزرگی یک‌سوم جمعیت آینده کشور.

رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان سکاندار نظام اسلامی با رصد کردن مسائل مختلف کلان کشوری درصدد هستند با ابلاغ برنامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم مسئولان و آحاد مردم را نسبت به آن موضوع خاص حساس کرده و مسئولیت همگان را در این موضوعات گوشزد کرده و آن را یادآوری می‌کنند.

در همین راستا یکی از موضوعات مهمی که از نگاه‌های تیزبین ایشان دور نمانده است بحث کاهش جمعیت جوان و در حالت کلی هشدار نسبت به  کاهش رشد جمعیت و افزایش پیری  جمعیت ایران اسلامی در سال‌های اخیر است.

به گونه‌ای که رهبر معظم انقلاب  از چند سال گذشته و  در مناسب‌های مختلف نسبت به این موضوع هشدار داده و وظایفی را در این راستا نسبت به مسؤولان متذکر شده‌اند؛ از جمله این اینکه رهبر معظم انقلاب در سال 90 در دیدار مسؤولان نظام نسبت به کاهش جمعیت در کشور هشدار داده‌اند که بر همین اساس اصلاح لایحه قوانین تنظیم خانواده در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار می‌گیرد.
در سال 91 نیز بررسی طرح سیاست‌های  تشویقی افزایش جمعیت در مجلس شورای اسلامی آغاز می‌گردد و سرانجام در سال 93 نیز سیاست‌های کلی افزایش جمعیت کشور از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ می‌شود.

هنر کودک

بچه داری

در سیاست‌های کلی « افزایش جمعیت» ارتقای پویایی، بالندگی و جوانی جمعیت با افزایش نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی  مورد توجه قرار گرفته و در کنار آن بر رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده و افزایش فرزند، کاهش سن ازدواج و حمایت از زوج‌های جوان و توانمندسازی آنان در تأمین هزینه‌های زندگی و تربیت نسل صالح و کارآمد تاکید شده است.

اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران به‌ویژه در دوره بارداری و شیردهی و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های زایمان و درمان ناباروری مردان و زنان و تقویت نهادها و مؤسسات حمایتی ذی‌ربط یکی دیگر از بندهای سیاست های افزایش جمعیت را شامل می شود.

ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی ــ ایرانی و مقابله با ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی، ارتقای امید به زندگی، تأمین سلامت و تغذیه سالم جمعیت و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، به‌ویژه اعتیاد، سوانح، آلودگی‌های زیست محیطی و بیماری‌ها از جمله بندهای دیگر سیاست های ابلاغی رهبر معظم انقلاب است

فرهنگ‌سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده، توانمندسازی جمعیت در سن کار با فرهنگ سازی و اصلاح، تقویت و سازگار کردن نظامات تربیتی و آموزش‌های عمومی، کارآفرینی، فنی ــ حرفه‌ای و تخصصی با نیازهای جامعه و استعدادها و علایق آنان در جهت ایجاد اشتغال مؤثر و مولّد نکاتی هستند که رهبر معظم انقلاب بر ان تاکید کرده‌اند.

در حال حاضر یک سوم خانوارهای آذربایجان شرقی یا فاقد فرزند و یا تک فرزند هستند!
براساس اعلام مسئولان ثبت احوال آذربایجان‌شرقی، با وجود افزایش تعداد تولد در آذربایجان شرقی  هنوز با چشم انداز پیش‌بینی شده در این حوزه و رسیدن به دو برابر نرخ باروری در راستای دستیابی به جمعیت مناسب و با نشاط  بیش از چهاردهم درصد فاصله دارد.


 تولد

تراکتوری

چرایی کاهش فرزندآوری
روزی روزگاری هیاهو و سر و صدای فرزندان یک خانواده در حیاط خانه‌باغ‌های باصفا و دویدن آنان دور حوض‌ کوچک با قهقهه‌های بلند و از ته دل، خاله‌بازی دختر بچه‌های محله و گل کوچیک بازی کردن پسرها حال و هوای دیگری به خانه‌ها و خیابان‌هایمان داده بود.

‌هوا که رو به گرمی می‌رفت و فصل تابستان می‌شد، سر و صدای بچه‌ها کوچه را پر می‌کرد، اما امروزه کمتر خیابانی است که صدای بچه‌های کوچک در آن پیچیده باشد و کمتر خانه‌ای است که تعداد فرزندانش بالا باشد.

پدر و مادرهای امروزی همان فرزندان دیروز هستند، اما کمتر تمایل دارند مانند گذشته خود، تعداد فرزندانشان بالا باشد.

امروزه تمایل به فرزندآوری در بین زوجین جوان پایین آمده و کاهش فرزندآوری و سیر تحول جمعیت کشور به یکی از دغدغه‌های مسئولان نظام نیز تبدیل شده است.

کارشناسان می گویند: از سال 1345 تا سال 1390 سن ازدواج افزایش یافته است و به طور میانگین 6 سال اضافه شده است.

همچنین اگر نرخ باروری در کشوری به زیر  دو درصد برسد  تهدید سلامتی محسوب می‌شود این در حالی است که هم اکنون نرخ باروری در کشور ایران به 1.8 درصد رسیده است که نکته قابل تامل این که نرخ باروری در کل دنیا به 2.5 فرزند و در ایران به 1.78 فرزند رسیده  است.

کودک عشایری

قره داغی

قیز


افزایش سن ازدواج چالش مهم رشد جمعیت

سیده محبوبه موسوی، جامعه شناس فرهنگی در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبریز می‌گوید: با وجودی که خانواده‌ها از تبعات تک فرزندی در خانواده آگاه هستند اما با وجود شرایط نامطلوب اقتصادی نمی‌توان آنها را به داشتن فرزندان بیشتر تشویق کرد. وقتی در جامعه پدر و مادر هر دو شاغل هستند ولی دریافتی آنها کفاف خرج و مخارج زندگی را نمی‌کند در نتیجه آنها علاقه‌ای به افزایش فرزندان و تعداد اعضای خانواده خود ندارند.

وی افزود: در کنار این موضوع افزایش سن ازدواج جوانان نیز یکی دیگر از معضلاتی است که مسئله ازدیاد نسل را تهدید می‌کند. وقتی جوانان در سن بالا ازدواج می‌کنند آنها دیگر فرصتی زیادی برای داشتن تعداد زیاد فرزند ندارند چرا که نیروی جسمی و جوانی آنان تحلیل رفته و فیزیک بدنی آنان جوابگوی فرزندآوری و ازدیاد نسل نیست.

موسوی خاطرنشان کرد: البته باید گفت برخی از زوج‌های جوان نیز تک فرزندی را نوعی پرستیژ اجتماعی برای خود قلمداد می‌کنند در حالی که این نوع تفکر با هیچ منطقی سازگار نیست چرا که این فرزندان در نبود خواهر یا برادر اصلا بچگی نمی‌کنند و در واقع به یک فرد منزوی تبدیل می‌شوند.

این جامعه شناس فرهنگی اظهار داشت: مطالعات نشان می‌دهد هر چقدر میزان شهرنشینی، سطح رفاه، مصرف‌گرایی والدین، شکستن هنجارهای خانوادگی افزایش می یابد به مراتب تمایل به فرزند اوری کاهش می‌یابد.

بچه ترک

 اوشاق

کودکان آذری

حضور در صحنه‌های اجتماعی اولویت اول زنان برای دیده شدن است
موسوی تصریح کرد: مقایسه جامعه ایران طی دهه‌های گذشته نشان می‌دهد، در دهه‌های گذشته در جامعه ایرانی زنان و مردان به داشتن عائله زیاد در خانواده فخر می‌کردند و این موضوع نوعی ارزش اجتماعی محسوب می‌شد و دلبستگی والدین به تک‌تک فرزندان بیشتر بود و تنها سرگرمی زنان  مشغول شدن با بچه‌ها بود و زنان در کنار فرزندان بودن را بر تمام مناسبات و حرکات اجتماعی اولویت می‌دادند در حالی که زن امروز با تحصیلات و کار، اشتغال و درآمد هویت‌یابی کرده و حضور در صحنه‌های اجتماعی اولویت اول او برای دیده شدن است.

موسوی اظهار داشت: اگر می‌خواهید نرخ باروری در ایران رشد کند چاره‌ای نیست جز این که در گام اول شرایط ازدواج جوانان تسهیل شود.

وی تصریح کرد: مسؤولان مشوق‌های حمایتی از باروری را در قالب قوانین کارآمد و جامع اجرا کنند و از ظرفیت‌های تبلیغی و آموزشی رسانه‌ها، آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها بهره‌برداری شود.

فرزند

 فرزند

زنان جایگاه ویژه‌ای به تناسب اندام خود می‌دهند

این جامعه شناس فرهنگی ادامه داد: با پیشرفت وسائل ارتباط جمعی، ارتباط زنان با دنیای بیرون افزایش یافته و تاثیرپذیری زنان از شبکه‌های مختلف تلویزیونی  گسترش یافته در نتیجه زنان جایگاه ویژه‌ای به تناسب اندام خود قائل هستند و از سویی دیگر چون بخش عمده رنج و درد فرزندآوری را مادران متحمل می‌شوند بنابراین خود را در تصمیم‌گیری برای فرزندآوری بیشتر محق دانسته و چنین تصمیمی را نمی‌پذیرد.

موسوی خاطرنشان کرد: نباید در بررسی دلائل کاهش فرزندآوری نقش رسانه‌ها و از جمله مهم‌ترین آن یعنی رسانه ملی را نادیده گرفت. چرا که رسانه تصویر خوب و مطلوبی از خانواده‌هایی که تعداد فرزندان ان بیشتر است ارائه نمی‌دهند.

وی ادامه داد: تصویری که از یک خانواده پرجمعیت در ذهن‌ها نقش بسته است تصویر آقای گرفتار با چند تا بچه قد و نیم قد است که مشکلات و مصائب زیاد و تمام‌نشدنی را در ذهن‌ها ترسیم کرده است و همیشه در سریال‌های تلویزیونی و سینما خانواده‌ای آشفته مریض، دردمند و گرفتار از آنان معرفی کرده است در حالی که خانواده‌های کم جمعیت تک فرزند یا در نهایت دو فرزندی خانواده‌ای خوشبخت، در رفاه کامل و خانواده‌ای مصرفی است.

موسوی افزود: ما خانواده‌های پرجمعیت فراوانی را سراغ داریم که فرزندان این خانواده‌ها بسیار افراد موفق و مفید برای جامعه هستند.

این جامعه شناس فرهنگی در عین حال تصریح کرد :دلائل کاهش فرزندآوری از یک دیدگاه دیگر نیز قابل تحلیل است و آن مربوط به افزایش آسیب‌ها و فسادهای اجتماعی است؛ با این حساب باید گفت نگاه تربیتی والدین نیز در کاهش فرزندآوری موثر است چرا که با افزایش انواع ناهنجاری و آسیب‌های اجتماعی، فرزندان در چنین فضایی آسیب‌پذیر هستند از سویی دیگر والدین مهارت کافی برای رویارویی با پدیده‌های فاسد اجتماعی را ندارند.

 کودکی

لباس

بچه ها

کودک

ترک

رسانه‌های دیجیتال نقش والدین را در تربیت فرزندان به حاشیه کشانده است
وی ادامه داد: در بعد سوم نیز افزایش و گسترش روز افزون رسانه های دیجیتال  باعث ایجاد  شکاف نسلی بین فرزندان و والدین شده است؛ بنابراین والدین با در کنار هم گذاشتن این عوامل ترجیح می‎دهند  فرزندان کمتری داشته باشند  تا با ناهنجاری ها و دردسرهای کمتری مواجه باشند.

با وجود همه  مباحث مطرح شده اما شنیدن نقطه  نظرات  برخی از والدین تک فرزندی یا فرزندی و حتی شنیدن و خواندن نظرات خانم های شاغلی که در اثر بارداری ترس از دست دادن کارشان را دارند  نیز خالی از لطف نیست.

 
جوانان چه می گویند:
محمد حیدری یکی از شهروندان تبریزی است که 12 سال است ازدواج کرده و یک پسر 9 ساله به نام امیرعلی دارد وقتی می‌پرسم چرا تک فرزندی؟ با حالتی شبیه شوخی می‌گوید: خانم این بچه خودش به اندازه 10 تا بچه برای من و مادرش دردسر دارد. به قدری شلوغ است که تحمل سر و صدای او را نداریم که به فکر بچه دوم باشیم.

وی ادامه داد: در ثانی الان رسانه‌ها و مسئولان از افزایش فرزند آوری سخن می‌گویند در حالی که هیچ حمایتی در این راستا صورت نمی گیرد بهتر است قبل از این که تبلیغات کنند جلوی گرانی افسارگسیخته را گرفته و وضعیت اقتصادی کشور را اصلاح کنند  و الا هیچکس از داشتن تعداد 2 یا 3 فرزند بدش نمی‌آید که بچه‌ها همبازی همدیگر باشند. ولی با این شرایط بد اقتصادی من حتی فکرش را هم نمی‌کنم.

 کودک

ساز

دختر

بچه‌ها پرتوقع شده‌اند

خانم رضایی هم مادر دو فرزند در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبریز می‌گوید: باید قبول کرد داشتن فرزندان زیاد در شرایط کنونی جز مسوولیت و این که پدر و مادرها در مقابل خواسته‌های آنان کم می‌آورند چیز دیگری نیست؛ الان بچه‌ها پرتوقع شده‌اند و ما هر چقدر تلاش کرده و در مقابل خواسته‌های آنان مقاومت می‌کنیم بالاخره تسلیم می‌شویم.

وی معتقد است: دو بچه کافی است و اگر خواهر و برادر هم که باشند خیلی خوب است که پشتیبان هم می‌شوند.

بچه مانع پیشرفت است، تا تخصص نگیرم صاحب فرزند نمی‌شوم!

در ادامه با خانمی صحبت می‌کنم که دانشجوی پزشکی و متاهل است؛ از او در مورد عوامل کاهش فرزندآوری می‌پرسم و او به صراحت می‌گوید: بچه مانع پیشرفت من است، من تا تحصیلات خود را تمام نکرده و تخصص خود را نگیرم به فرزند آوری فکر نمی‌کنم.

تبریزی
بچه
 

یک مرد هیچ‌وقت درد زایمان یک زن را درک نمی‌کند
!
وی می گوید: اما همسرم به شدت با من مخالفت کرده و بچه می‌خواهد. او خیلی به داشتن فرزند اصرار می‌کند، اما مگر همسرم جای من است که 9 ماه بچه  را با خود حمل کند، درد بکشد و بعد از تولد بچه نیز کارهای او را انجام دهد، مردها هیچ‌وقت درد و زجری که یک زن برای زایمان یک بچه تحمل می‌کنند را نمی‌توانند بفهمند چون هیچ وقت این درد را تجربه نمی‌کنند، پس من نیز وقتی آمادگی بچه را ندارم دلم نمی‌خواهد بچه مانع پیشرفت من شود.

البته نباید فراموش کرد در کشور ما خیلی حمایت‌های لازم و شایسته‌ای از زنان برای افزایش زاد و ولد صورت نمی‌گیرد.

خانم‌های شاغل که مطمئنا  نصف روز یا بیشتر در خانه نیستند وقتی با تمام خستگی‌ها به خانه می‌آیند تازه باید به فکر تمیز کردن خانه و شام و نهار باشند، بنابراین به داشتن همان یک بچه یا در نهایت 2 بچه اکتفا می‌کنند.

تربیت کودک

ارسبارانی

ترکهای ایران

آذربایجان

کودک روستایی
 

خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای از دست ندادن فرصت شغلی خود  قید فرزندآوری را بزنند

بحث مرخصی زایمان هم که گاهی اوقات ورد زبان همه دولت مردان می‌شود و گاهی در گوشه مجلس خاک می‌خورد و معلوم نیست بالاخره قانون 9 ماه مرخصی زایمان به کجا رسیده است، البته خانم‌هایی که در بخش خصوصی شاغل هستند بسیاری از کارفرماها مخالف مرخصی زایمان کارمندان زن خود هستند و به محض باردار شدن کارمند مربوطه عذر او را خواسته و فرد دیگری را جایگزین او می‌کنند؛ بنابراین خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای از دست ندادن فرصت شغلی خود از قید فرزندآوری بگذرند تا شاید فرصتی دیگر برای این کار پیش بیاید.

ثریا زن متاهل 30 ساله‌ای است که در پاسخ به سووالم می‌گوید: چرا خانمی که باردار می‌شود به جای این که از این هدیه خدادادی شاد شود باید در طول دوران پر اهمیت بارداری با اضطراب از کار بیکار شدن دست و پنجه نرم کند؟

وی گفت: به نظر من چون حمایتی از زنان صورت نمی‌گیرد بنابراین خانم‌ها تمایلی به فرزندآوری ندارند چه خانم‌های شاغل در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، چون به محض این که فرد به مرخصی می‌رود وقتی باز می‌گردد می‌بیند یک نفر دیگر جایگزین وی نشسته است.

ثریا خانم گفت: من عطای مرخصی زایمان را به لقایش می‌بخشم تا کارم را از دست ندهم.

اوشاقلیق

ورزقان

آذری

کودک آذربایجانی

دوست ندارم ظاهرم به‌هم بخورد و زیبائی خود را از دست بدهم

در میان افرادی که با آنها همکلام شدم تا دلایل کاهش فرزندآوری را از آنان جویا شوم جواب یکی از خانم‌ها بسیار برایم تعجب‌آور بود. این خانم به قول خودش برای تیپ، اندام و شیک پوشی خود هزینه زیادی کرده بود تا خوش اندام شود برای همین اصلا راضی نبود تا در اثر بارداری تیپ ظاهری او بهم بخورد.

وی گفت: دوست ندارم ظاهرم بهم بخورد و مجبور شوم برای شیر دادن کودک بی‌خوابی بکشم، زیبائی و راحتی از هر چیزی برایم با ارزش است و من اصلا دوست ندارم  رفته رفته زیبائی خودم را از دست بدهم

روستایی آذربایجان

روستاهای آذربایجان


تلگرام فرصتی برای بچه بزرگ کردن نمی گذارد!
در پایان با خانم ساعدی هم‌صحبت می‌شوم که بانویی سالمند و صاحب 9 فرزند است که به گفته خودش همه آنها ازدواج کرده و سروسامان گرفته اند.

از او می‌پرسم حاج خانم چند تا نوه داری؟ می‌گوید: من 9 تا فرزند داشته و 9 تا نوه دارم؛ می‌گویم اگر هر کدام از فرزندان شما دو فرزند داشته باشند شما باید 18 تا نوه داشته باشید، با لبخندی که بر لب دارد در جوابم می گوید: زمانه عوض شده دیگر دخترها و پسرها حوصله بچه بزرگ کردن را ندارند از بس که توی تلگرام هستند وقتی برای رسیدگی به بچه را ندارند

وی افزود: خیلی به بچه‌هایم اصرار می‌کنم که تک فرزندی خیلی بد است لااقل یک هم‌بازی برای این بچه‌ها بیاورید قبول نمی‌کنند و گوش‌شان بدهکار نیست می‌گویند مادر جان از صبح تا شب می‌دویم در خرج همین یک بچه مانده‌ایم چه برسد به این که بچه‌های زیادی داشته باشیم.

از این بانوی سالمند که صاحب 4 پسر و 5 دختر است، می‌پرسم مادر پس چرا شما صاحب 9 فرزند هستید  مگر برای شما سخت نبود؟ می‌گوید: آن موقع ها همه ساکن روستا بودند همه خانواده‌ها بچه‌‌های زیادی داشتند تا کمک حال‌شان باشند اما الان همه در شهر زندگی می‌کنند و اکثر خانم‌ها شاغل هستند و وقتی خسته و کوفته به خانه می آیند دیگر حوصله بچه را ندارند.



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : کودکان آذربایجان-فرزند آذربایجان-آمار تولیدمثل تبریز-تک فرزندی-تبریزیها-جوانان آذربایجان-اصالت آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395
زمان : 11:59 ب.ظ
چله گئجسی در آذربایجان
نظرات |

«چیلله گئجه‌سی»
 خاطره‌ ماندگار قصه‌ هزار و یک‌شب آذربایجان



ایشیق - حسین واحدی :  به آخرین روزهای پاییز که نزدیک می‌شویم، کم‌کم صدای پای زمستان به گوش می‌رسد و مردم خود را برای به جا آوردن آداب و رسوم خاص شب آخر پاییز که در میان مردم آذربایجان به «چیلله ‌گئجه‌سی» معروف است آماده می‌کنند. خیابان‌های شهر هیاهوی خاصی به خود می‌گیرد و همه‌ی خانواده‌ها به فکر تهیه خوراک شب طولانی چیلله میافتند.
‌چیلله، در زبان ترکی به معنای نهایت کشیدگی و درازی می‌باشد و این شب به خاطر کشیدگی یعنی طولانی بودن آن بدین صورت نامگذاری شده است. همچنین در زبان سریانی به این شب «یلدا» گفته‌اند.

یلدا مبارک

در قدیم نگاه به «چیلله» بسیار متفاوت‌تر از امروز بوده است. چرا که قبل از رسیدن فصل سخت زمستان و آغاز چیلله‌ها، مردم می‌گفتند: «زمستان نزدیک است و خدا می‌داند چقدر مال و منال از دست خواهیم داد. چند نوزاد در قنداق از سرمای سخت، جان سالم به در خواهند برد؟ حیواناتمان سالم خواهند ماند؟ و…».
یعنی زمستان و چیلله عید و جشن محسوب نمی‌شد، بلکه همه به فکر بی‌ضرر گذراندن آن ایام سخت و طاقت‌فرسا بودند. در عین حال، با دعا و نذر و نیاز از پروردگار متعال تقاضا می‌کردند تا به زندگی‌شان برکت دهد و کمک کند تا به راحتی از پس این چیلله‌ها برآیند. حتی در برخی روستاها هنوز هم مردم قبل از چیلله، با حاضر کردن «بوغدا قووورغاسی» (گندم برشته)، آن را در چهار گوشه‌ی بیرون خانه (پشت بام) می‌ریزند و اعقاد دارند که این عمل را رمز برکت و روزی خود می‌دانند و باور دارند که سال بعد سالی پر برکت خواهد شد.


چیلله در تقویم مردمی آذربایجان
۴۰ روز «بؤیوک چیلله» (چیلله بزرگ)، که از اوّل دی شروع و در ۹ بهمن خاتمه می‌یابد.
۲۰ روز «کیچیک چیلله» (چیلله کوچک)، که از ۱۰ بهمن شروع و آخر بهمن نیز به اتمام می‌رسد.
۱۰ روز «قاری‌ننه چیلله‌سی» (چیلله مادر بزرگ)، که از اوّل اسفند آغاز شده و تا دهم اسفند ادامه دارد.
بنا بر باور مردم، بؤیوک چیلله و کیچیک چیلله با هم خواهر هستند. مؤنث بودن این سه نیروی شرّ (بؤیوک باجی-خواهر بزرگ-، کیچیک باجی-خواهر کوچک- و قاری‌ننه-مادربزرگ-) ثابت می‌کند که این اعتقادات از باورهای دوران «مادرشاهی» برایمان به یادگار مانده است.

حکایت بؤیوک چیلله، کیچیک چیلله و قاری‌ننه
در افسانه‌های کهن آذربایجان آمده است، در روزهای پایانی چیلله‌ی بزرگ، خواهر کوچکتر کە مغرور است، در زیر درخت بید مجنون، نزد خواهر بزرگتر می‌آید و می‌گوید: «در این مدت چه کرده‌ای؟». چیلله‌ی بزرگ می‌گوید: دستان همه را روی تنور انداختم، دستان دخترانی که با کوزه آب می‌آوردند را منجمد کردم و…». خواهر کوچک می‌گوید: «تو کە کاری نکرده‌ای! ببین من چه می‌کنم! کاری می‌کنم کە نوزادان در گهواره‌هایشان و دست تازه عروس‌ها در کنار چشمه آب یخ بزنند و پیرزنان و پیرمردها را مریض می‌کنم».
خواهر بزرگتر بە طعنه بە او می‌گوید: «عؤمرون آزدی، دالین یازدی!». (عمرت کوتاه است و بە دنبالت بهار می‌آید)
چیلله‌ی کوچک در طول فرمانروایی خود، سرما را در تمام سرزمین‌ها حکمفرما می‌کند و در یکی از همین روزها، در یکی از کوههای قلمرو خود بە دست برف اسیر می‌شود. خبر بە «قاری‌ننه» می‌رسد و او برای آزادی فرزندش از زندان برف، بە کوه رفته و با سیخی کە روی آتش داغ کرده و بە نبرد برف رفته و در نهایت، برفها را آب می کند. چیلله‌ی کوچک بعد از آزادی متوجه می‌شود کە در آن روز زمستان تمام شده و «بایرام آیی» یا همان اسفندماه آغاز شده است.
در طول عمر چیلله‌ها مراسمات و اعیاد مختلفی همچون؛ «خیدیرنبی بایرامی»، «کوسا گلین» و «سایاچی»، «بایاتی فالی» و… نیز برگزار می‌گردد که به اختصار هر یک از آنها آورده شده است.

چیلله

خانواده آذری

چله گئجه سی

مبارک

کوسا گلین

«کوسا گلین» دسته‌ی نمایش شادی آوری هستند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.
گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی ریش و زنی با لباس عروس (یا مردی با لباس زنانه) و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار داده و از مردم شادباش می‌گرفتند. کودکان نیز به دنبال آنها راه می افتادند و به شادی می پرداختند.
کوسا گلین پول ایستیر، آللاهادان روزا ایستیر (کوسا گلین پول می خواد، از خدا روزی می‌خواد)
نحوه اجرای این مراسم به این صورت بود که معمولاً چند هفته (حدود ۳۰ تا ۵۰ روز) مانده به عید نوروز (ایل بایرامی) چوپانان برخی از شهر ها و روستا ها دور هم گرد می‌آمدند و سپس پرتقال یا انار خریداری می‌کردند به آن در اصطلاح محلی «کوسا پایی» گفته می‌شد . بعد چند نفر از آنها مامور می‌شدند که این میوه‌ها را بین خانه‌ها توزیع کنند این میوه‌ها بشارتی بر آمدن کوسه و پارانش و فرا رسیدن فصل بهار و نوروز بود. دوسه روز پس از توزیع میوه‌ها زمان اجرای مراسم فرا می‌رسید و گروه کوسا از خارج روستا با رقص و پایکوبی وارد روستا می‌شوند . این گروه از چهار شخصیت و در برخی از مناطق، از پنج شخصیت اصلی تشکیل می‌شد که عبارت بودند از:
۱-‌ کوسا ۲- گلین ۳- قاوالچی ۴- تورباچی ۵- قارا کوسا
«قاراکوسا» که نماد سیاهی و تیرگی بود در تمام مناطق آذربایجان در میان گروه کوسا گلین دیده نمی‌شد و فقط در برخی مناطق در گروه شرکت داده می‌شد. بعضاً نیز در برابر شخصیت دیگری بنام « آغ کوسا» که نماد روشنایی و پویایی بود ایفای نقش می‌کرد .
برخی از اشعاری که در مراسم «کوسا گلین» خوانده می‌شود:
کوسا گلیر هاوادان
ساققالی یئل قووادان
کوسانین پایین گتیر
آی خانیم، ائوین آوادان
***
جانیم قاراباش قویون
قارلی داغلار آش قویون
اوچ گون، اوچ گئجه کئچر
کوسایا یولداش قویون
***
جانیم او قاتار کئچی
قایادا یاتار کئچی
قیش سویوغو گلنده
بالانی آتار کئچی
***
آی خالا خالا دور ایندی
یوک دیبینه سوز ایندی
چؤمچه‌نی دولدور ایندی
آللاه بالان ساخلاسین
دو بیزی یولا سال ایندی (انجوی شیرازی، ص ۹۵-۹۸)

شب چله

مراسم خیدیر نبی

این مراسم یکی از مهمترین مراسمات ایام چیلله از رایجترین جشنهای این روزها به شمار میرود. جوانان به ویژه در روستاها، به در منازل همسایهها میرفتند و از آنها حبوبات میخواستند. سپس همه حبوباتی را که جمعآوری کرده بودند، در ظرفی ریخته و میپختند و خشک میکردند. بعد از آن، این حبوبات خشک شده و پخته شده را در هاون ریخته و پودر میکردند. قبل از خواب، اندکی از پودر را زیر زبان خود گذاشته و دعا میکردند که همسر آینده خود را در خواب ببینند و یا خواستار دیدن رویای صادق در مورد آیندهشان بودند. صبح روز بعد، خواب خود را به بزرگترها میگفتند و تعبیر آن را میپرسیدند.
سایاچی‌لار
از قدیمی ترین و زیباترین مراسمی که در آستانه عید نوروز و با فرا رسیدن بهار طبیعت درمناطق مختلف آذربایجان صورت می‌گرفت و هنوز در برخی دهات اجرا می گردد مراسم «سایاچی‌لار» (سایاچی‌ها) است که شعر و ترانه هائی به نام «سایا» همراه با اجرای نمایش می‌خوانند.
در این آئین دیرینه، سایاچی ها، افراد هنرمند، شوخ طبع و بذله گوئی هستند که با نغمات، آواز و سخنان شوخ و شیرین خود مردم را دلشاد ساخته و طلیعه داران آغار بهار و جشن های مربوط به آن بوده اند. در فولکلور ترکی، سایاچی به معنی حرمت و حرمت کننده است و با توجه به اینکه سایاچی ها هنرمندان دوره گردی بودند که با لباس هائی برگرفته از رنگ طبیعت و گاه با لباس های چوپان های محلی از چند هفته مانده به نوروز، ده به ده، کوی به کوی و خانه به خانه و با دو چوب در دست می گشتند و با خواندن شعرهای مخصوص و زدن چوب های دستی به هم ریتم در آورده و شعر و آواز در وصف طبیعت می خواندند و برای مردم آرزوی روزهای خوش، خیروبرکت در سال نو از درگاه خداوند بخشنده طلب می‌کردند. در برخی مناطق آذربایجان سایاچی ها را «کوساکوسا» می‌نامند. با توجه به اینکه سایاچی‌ها از چند هفته مانده به عید، روزهای مانده به آغاز سال نو را شمارش می‌کردند، می‌توان احتمال داد ( نه به طور یقین) واژه سایا از مصدر ترکی «سایماق» به معنای شمردن گرفته شده است.‏
جوانان آذربایجان علاوه براینکه پیام آور شادی و بشارت دهنده آغاز سال نو و بهار طبیعت بوده اند، در اصل به نوعی راوی نقل‌های حماسی و راوی حکمت و پند و اندرزهای میهنی و مذهبی نیز بوده‌اند.‏
سایاچی‌ها و کوسا کوساها ترانه های ساده و زیبا به صورت بایاتی و دوبیتی می خواندند، و در اشعار آنها احترام به اهالی خانه و مخاطب و دعای خیر برای آنان و آرزوی خیر و برکت برای محصول کشاورزی و همچنین اظهار محبت به حیوانات مشهود بود و گاهی این احترام و دعای خیر در صورت به گرمی پذیرفته نشدن از طرف صاحبخانه از چهارچوب معمول خارج و به طنز و هجو می گرائید. به نمونه هائی از این ادبیات شفاهی و گنجینه‌ی غنی سایاها توجه کنیم:
‏اورتوموشدم سکی ده/ اوره‌ییم گؤزله‌مه ده/ اوچ قیزیل آلما گلدی/ بیر قیزیل نعلبکی ده/ (نشسته بودم روی سکو/ دلم در انتظار بود/ در یک نعلبکی طلا/ سه سیب در آمد.)‏
و:‏
‏ سایا، سایا، سایادان/ دامازلیقی مایادان/ بو سایا کیم دن/ آتا، بابادان قالیب.‏

رقص در سرمای آذربایجان
آذربایجان

رقص

آذربایجان

آذری

ساوالان

سبلان

تاپماجالار و بایاتی فالی
بزرگترها برای ایجاد فضای شادی و سرور، مسابقههای تاپماجا را دور کرسی راه میانداختند، به این صورت که یک «تاپماجا» (چیستان) میپرسیدند و کسی که پاسخ صحیح میداد، برنده بازی بود. همچنین بایاتی ها از اجزای ثابت هر یک از آیینها و رسوم مردم آذربایجان می باشد. در مراسم شب چیلله به دلیل طولانی بودن این شب و گذران وقت، بزرگترها بایاتی میخواندند. گاه نیز مشاعره با بایاتی انجام میشد و گاهی هم بزرگترها با بایاتی برای کوچکترها فال میگرفتند. بیشتر بایاتی های مرسوم در شب چلله از منظومه حیدربابای شهریار انتخاب میشد. بعنوان مثال:
چیلله چیخار بایراما بیر آی قالار
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار
گئدر باخار گودول ده یارماسینا
باخ فلکین گردش و غوغاسینا
و یا:
قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دئیه‌نـــده
کولک قالخیب قاپ باجانی دؤینده
من قــاییدیب بیرده اوشــاق اولایدیم
بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

چیلله یئمک‌لری

مردم برای پذیرایی در این شب بخصوص و همچنین در شبچرهها، از تخمه آفتابگردان خوی، پشمک، حلوای هویج و «جئویز حالواسی» (حلوایی که از مغز گردو و پسته تهیه میشد و مخصوص شهر اورمیه میباشد)، میلاق (انگوری که از دو-سه ماه قبل بوسیله نخهایی بصورت عمودی به هم بسته شده و در محل مناسبی که سرد هم باشد، از سقفهای چوبی آویزان میکنند) استفاده میشد. همچنین خشکباری نظیر برگه زردآلود، آلبالوی خشک شده، سنجد، بادام، گردو، میوههایی مثل سیب ارومیه، خربزههایی که بصورت ترشی نگهداری میشد و سایر خوراکی ها برای پذیرایی از مهمانان استفاده می شد. در این شب به خاطر طولانی بودنش، مردم با خوردن این خوراکی ها و گفتن بایاتی، سعی در گذراندن آن داشتند.

چیلله قارپیزی

هندوانه جزو لاینفک خوراکیهای «چیلله گئجهسی» به شمار میرود و به نوعی سمبل این شب در آذربایجان است. سابق بر این که امکاناتی نظیر سردخانههای نگهداری میوهها و همچنین حمل و نقل میوه از مناطق ییلاقی به قشلاقی وجود نداشت، هندوانه را در محل مخصوص نگهداری کاه و علوفه برای حیوانات که «سامانلیق» (کاهدان) مینامیدند، نگهداری میکردند. بدین ترتیب که چند هندوانه از آخرین برداشت جالیز را انتخاب و در محلهای مختلف کاهدان می گذاشتند و روی آن را به دقت میپوشاندند. در شب مذکور، هندوانه هایی که بهتر از بقیه مانده بود را برای خوردن انتخاب میکردند.
چیلله‌لیک
در بین برخی خانوا‌ده‌های آذربایجان رسم است، در چیلله گئجه‌سی، و بعضاً یک روز قبل آن، برای تازه عروس‌ها و نامزدها هدایایی از طرف خانوده‌ی عروس برده ‌می‌شود که به آن «چیلله‌لیک» می گویند. این هدایا علاوه بر خرید لوازم خانه، شامل؛ چیلله یئمک‌لری (خوردنی‌های مخصوص شب چیلله)، مثل، پشمک، قووورغا، انار، قورو یئمیشلر (خشکبار)، چیلله قارپیزی (هندوانه شب چیلله) و… می‌باشد. خانواده‌ها آوردن هدیه از طرف خانواده عروس رو نوعی سربلندی دخترشان در پیش خانواده داماد می‌دانند. همه این هدایا را روی خونچا (طبق بزرگ چوبی و امروزه با ماشین) گذاشته و به خانه‌عروس می‌برند.
گرچه از آن شب‌نشینی و چیلله‌های آخر سال این ایام، دیگر چیزی نمانده، اما همچنان برخی از مراسم و سنت‌های دوران در آذربایجان همچنان پا برجاست و در این شب تمام خانواده ها در کنار بزرگترها جمع شده و شب بلند سال را به خوشی و شادی می گذرانند.


آهنگ چیلله گئجه سی از ناصر خندانی
[http://www.aparat.com/v/SrI9z]


"چیله قارپیزی"

" ﻗﺎﺭ " ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ ﯾﻌﻨﯽ " ﺑﺮﻑ " ، "ﺑﻮﺯ " ﻓﻌﻞ ﺗﺮﮐﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ " ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ " ﯾﺎ " ﻧﺎﺑﻮﺩﮐﺮﺩﻥ ".  " ﻗﺎﺭﺑﻮﺯ " ﯾﺎ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ، ﭘﺲ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺑﺮﻑ .

قارپیز یئمه ک :
قارپیز " یئمه  ک! (هندوانه خوردن!) چرا در " چیلله گئجه  " قارپیز (هندوانه) خورده می  شود.

بررسی نام  های " هندوانه " دراغلب زبان  های این منطقه و اروپا نشان می  دهد که نام مورد استفاده در ترکی قابل استناد ترین واژه در بر رسی مفهومی نام این صیفی است. برای مثال در فارسی " هندوانه " (چیزی که " ره آوردی از هند " است)، در انگلیسی (water melon) (صیفیِ آبکی) گفته می شود. ملاحظه می  کنید که هر دو توضیحی هستند و معنای مستقیمی ندارند که رابطه ی اسطوره  ای این صیفی را با آن مورد بررسی قراردهیم. در روسی( арбуз arbuz) و در یونانی( ικαρπούξ karpozi) گفته می  شود و همانگونه که ملاحظه می  گردد از " قارپیز" ترکی مشتق شده اند.
این بررسی و مرور رابطه ی هندوانه را با " قار " (برف) محرز می  سازد. پس نگهداری " قارپیز " تا شروع زمستان (که از شب چلّه شروع می  شود) حلقه  ای از زنجیره  ی تفکر اسطوره  ای ماست و در این حین نام " قارپیز " کاملا با مسما است.
اسم خوردنی مورد نظر خود گویای کاربرد آن است. یعنی بایستی به فصل برف و یخ رسانده شود.

اما آیا واژه  ی " قارپیز " با " قار " صرفا دارای همین ارتباط است؟ در جواب این سوال باید گفته شود که مسأله کمی عمیق  تر از این ارتباط است. عیمق بودن مسأله به سیستمی برمی  گردد که واژگان اینچنینی را در بر می  گیرد :
قیش (زمستان) / قار (برف) / قاری (عجوزه) / قاریماق (پیر شدن) / قارتیماق (پیر شدگی بافت  های گیاهی که توأم با سفت شدگی آن  ها است.) / قارغیش (نفرین) / قارغی (پیکان، نوک تیر) / قارانات (شومی، نحوست) / قیرماق (کشتار کردن) /  قوْرخو (ترس) / قیشقیرماق (فریاد کشیدن شدید) / قیرو (برفی که به شکل گِرد بوده و سفت است) / قارپیز (هندوانه) / قوُتلو (مبارک، خوش یمن) / و ......

حالا معلوم می  شود که چرا این واژه  ها دارای ارتباط سیستماتیک با یکدیگر بوده و توجیه دقیق اسطوره ای دارند.


سرمای تبریز و چله
چله تبریز

ارگ تبریز

قارپیز

خرید یلدا

شب چله تبریز

ولیعصر تبریز

شب چله
 

ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ و قارپیز :
ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ ( ﺗﺮﮐﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ) ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺁﺧﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﯾﻤﻦ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺮ ﺑﺎﺯ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺗﺮﮎ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ دارد.


چیلله در ترکی به زه کمان گفته میشود
که برای شلیک باید تا انتها کشیده شود، منظور از چیلله گئجه سی نیز طولانی ترین و کشیده ترین شب سال است. همانطور در ترکی "یای چیلله سی" هم داریم که ۴۵ میگویند و گرمترین روزهای تابستان و وسط تابستان است. بنابراین چیلله بیانگر طولانیترین شب سال در اول زمستان و گرمترین روزها در تابستان است و ارتباطی به عدد ۴۰ ندارد.
اما کلمه قارپیز که مانند قیش، قار، قالاق و قیرو از رنگ و جنس برف و سرماست از چیلله تابستان نگه میدارند تا در چیلله زمستان برای یادآوری روزهای راحت و پر آسایش تابستان نوش جان کنند و به گذشت روزهای سخت و سرد زمستان امیدوار باشند که با عبور از چیلله بزرگ و کوچک (چیلله اگر با عدد چهل مرتبط بود که بزرگ و کوچک نداشت) باید برای آمدن قورد اوغلو آماده باشد.  قورد اوغلو همزمان با بایرام آیی به آذربایجان میاید و از آمدن نفس به زمین و آمدن عید خبر میدهد.


قارپیز، قارپوز، قاربوز، خاربوز، نهایتا بدلیل شباهت ظاهری خربزه(این صیفی هیچ ارتباطی به حیوانات خر و بز ندارد) ترجمه شده است، همانند قره چمن به سیاه چمن، آخما قیه به احمقیه و... 
یا ساوالان به کلمه بی معنی سبلان و آراز به ارس بی معنی ترجمه شده است.
در زبان ترکی بدلیل ارتباط کلمات با اصوات طبیعت که مقدم بر معنی کلمات است میتوان با پیگیری ریشه کلمات تا دوردستهای تاریخ رفت در حالیکه زبانهایی که ریشه تاریخی ندارند با پیگیری ریشه کلمات و معنی آنها شما را به درگاه زبانهای دیگر میرسانند مثلا کلمه آسمان در زبان فارسی نهایتا به آسما، آسماق و جای بلند و مرتفع در ترکی میرسد، یا برادر، مادر، پدر فارسی به معادله های انگلیسی میرسد، یا group در انگلیسی که به قورماق و قورولوش در ترکی میرسد.
پیشاپیش چیلله گئجه سی بر تمام هموطنان مبارک باشد.


لینک پست شب چله آذربایجان در 1393

لینک پست شب چله آذربایجان در 1394

لینک صفحه جانبی اصالت، آداب رسوم آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : چیلله گئجسی-شب یلدا-آداب و رسوم آذربایجان-آذربایجان-آذری-بلندترین شب سال-قارپیز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 30 آذر 1395
زمان : 07:30 ب.ظ
:: روز جهانی زبان مادری و غربت زبان ترکی در ایران
:: سالار ملی ، مجاهدت های باقرخان
:: غرفه تبریز در دهمین نمایشگاه بین المللی گردشگری تهران
:: کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
:: ثبت اصالت سفال آذربایجان در لیست اصالت یونسکو
:: دوربین تبریز لینک 67 (برف بهمن ماه 1395 در تبریز)
:: مدارس قدیمی در تبریز قطب علم پرور ایران
:: آشپزی و غذای خوشمزه آذربایجان
:: ثبت جهانی تابلو فرش سردرود تبریز
:: برج تاریخی آتش نشانی تبریز
:: طبیعت زیبای هوراند آذربایجان شرقی
:: گردش در دروازه آذربایجان شرقی ، شهرستان میانه
:: بیشترین مالیات کشور اذعان آذربایجانی ها
:: فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
:: روستای چراغیل و فرهنگ روستای قاضی جهان در آذرشهر
:: پروفسور محسن هشترودی و پروفسور لطفی زاده و پرفسور علی جوان
:: در آستانه سال نو میلادی و ارامنه تبریز
:: دوربین تبریز لینک 66 ( برف و زمستان در کندوان )
:: درباره تبریز و آذربایجان - پست ثابت About
:: چله گئجسی در آذربایجان
:: خیابان سنگفرش تربیت در تبریز
:: منطقه کیامکی و کمتال آذربایجان شرقی
:: باغ تاریخی فتح آباد تبریز
:: سه قهرمان تبریز عظیم قیچی ساز ، یونس موحد ، اکرم امانی
:: دیدنیهای اطراف مرند
:: بیماری ایدز را بیشتر بشناسیم
:: وداع باشکوه تبریز با مسافران بهشت
:: قطار و دهقان فداکار
:: موزه آذربایجان در تبریز
:: نگاهی به طرح توسعه میدان ساعت تبریز




( تعداد کل صفحات: 39 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ