تبریز ویکی لینکلر

 
نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
نظرات |

نادرشاه ناپلئون تُرک ایران


ناپلئون بناپارت فرانسه:  عظمت انسان ها از دو عامل نشات می گیرد: جسارت مردان و نجابت زنان. در كنار این دو عامل عنصر دیگری است كه انسان را به عظمت واقعی می رساند و آن عشق به وطن و عدم تردید در فدا نمودن جان در راه وطن می باشد. ترك ها دارای تمامی این عناصر بوده و به همین دلیل است كه شما می توانید یك تُرک را بكشید ولی هرگز نمی توانید وی را شكست دهید.

نادرشاه


افشارها به (به ترکی آذربایجانی: avşarlar یا afşar) طایفه‌ای از ترک‌های اُغوز هستند که در ایران، ترکیه و افغانستان پراکنده‌اند. مراکز اصلی سکونت آنان در ایران استانهای، آذربایجان غربی و زنجان و کرمانشهرستان بافت و خراسان است؛ اما تیره‌هایی از آنان را در استانهای آذربایجان، ، قزوین، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و همدان و خوزستان (رامهرمز)، مرکزی و البرز (ساوجبلاغ) و می‌توان یافت

اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های ترکمان جزء گروه قومی ترک‌های آذربایجانی هستند. که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های دودمان صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبهٔ بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادرشاه افشار از شعبهٔ اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و درهٔ گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمن‌ها مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند


اوشر یا اوشار را یکی از ۴ فرزند یولدوزخان پسر سوم آغوز و به معنی چالاک آورده‌اند. قوم افشار ظاهر نام خود را از نام سر دودمان قومی خود اوشر گرفته است.


کوچ ایل افشار به اورمیه و اراک
در پی خاتمه نبرد دیمدیم در دوره شاه عباس صفوی و تبعید کرمانجها به خراسان ایل افشار به ارومیه کوچانده شدند. گروهی دیگر از این قوم به استان مرکزی تبعید شدند.

افشارها در صحنهٔ تاریخ
افشارها تحت ادارهٔ آق‌سنقرْ اتابکان موصل را تشکیل دادند و اینها در فتح آناتولی نقش مهمی ایفا نمودند. از طرف ملکشاه، آق‌سنقرْ «قاسم‌الدوله» لقب گرفت و ولایت حلب یافت. عمادالدین زنگی حکومت اتابکان موصل را تشکیل داد (۱۱۴۶–۱۱۲۸) و از طرف خلیفه لقب «فاتح» گرفت و در جنگهای صلیبی شرکت کرد. پسر و جانشین نورالدین محمود به علم و ادبیات علاقه داشت. شیرکوه (ابوحارث اسدالدین) و صلاح‌الدین ایوبی تحت لوای او بودند و به کمک او در ۱۱۷۱ حکومت فاطمی را برانداختند. بعد از صلاح‌الدین، فرزندش نتوانست قدرت پدر را پیدا کند و در قرن سیزده میلادی تابع مغولها شدند. در نتیجه، افشارها به جنوب آناتولی کوچ کردند و به کمک دیگر ترکمنان حکومت خانی قره‌مان را تشکیل دادند.

افشارهای آناتولی بیشتر از احفاد سه خانواده‌اند که از حلب آمده‌اند و عبارتند از: قوت بیگلی اوغوللاری، گؤندؤز اوغوللاری، کویک اوغوللاری.


بزرگترین شهر افشار نشین ایران و جهان شهر ارومیه است چنانچه لرد کرزن در قرن بیستم هنگام ورود به شهر ارومیه می‌نویسد: «این شهر که در ارتفاع ۴۴۰۰ پا از سطح دریاست بین ۳۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ نفر سکنه دارد که بیشتر آنها طایفهٔ ترک افشار هستند، ولی مقدار زیادی هم خانواده‌های نسطوری و کلیمی و ارمنی در آنجاست .» ‏

افشارهای ایران عبارتند از:قره گزلی، قره حسنلو، قره گوزلو، گندزلو، بکیشلو، سعیدلو، قرالرلو، بدیرلو، عربلو، غفرانی، طرزیلو، شاملو، اصانلو، قاسملو، ایناللو، ارشلو، گؤندؤزلو، تکشلو، کهگیلولو، قرخلو، تکه‌لو و ایمیرلوو … این طایفه‌ها از قبیله‌های گؤندؤتخزلو و کؤپک‌لو و افشارهایی که از آسیای میانه آمده‌اند، تشکیل یافته‌است.[۲۰] تیره شول هم جز تیره‌های ایل ترک افشار می‌باشند که در کرمان و داراب فارس زندگی می‌کنند و اصالتشان به منطقه شولستان فارس برمیگردد. تیره بیگدلی در خوزستان شهرستان رامهرمز در روستاهای رستم‌آباد و دره دان (دره دون) و پتک بیگدلی و … زندگی می‌کنند. تیره قرخلو در استان مرکزی و اراک زندگی می‌کنند.

افشاریان

سلسه افشار


کتیبه ترکی نادر شاه در کلات نادری

این سنگ نوشته تركى معروف به كتیبه نادرى در مدخل در بند ارغون شاه  در كلات نادرى ٬ ملك پدرى نادر (دره گز خراسان)٬ پیش از آبادی دربند قرار دارد. اشعار به خط تركى – عربى به سال ١١٥٥-١١٥٧ بر روى صخره بزرگى حك شده است. ارتفاع كتیبه از سطح رودخانه ١٥ متر بوده دارای ٢٤ بیت شعر تركی (٤ مصراع عربی) است. اشعار متعلق به “گلبن افشار” از شاعران دربار نادر شاه افشار است. در باره وى معلومات گسترده اى وجود ندارد. شعر در ستایش ثنای نادر پسر شمشیر است و با حمد خدا شروع می شود و همچون دیگر آثارش با مرگ او ناتمام مانده است. حكاك این كتیبه كم نظیر در تاریخ اسلامى و تركى دانسته نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم و هو الاعلی
ایبتیدا حمد-ى خودا-یى احد-و فرد-ى قدیم
قادیر-ى لم یزل-و عالیم-و دانا-و حكیم
او كی بو كون-و مكانی یارادیب قودرتدن
او كی بو بحر-و بری خلق ائدیب شؤوكتدن
ایكی عالمده اودور بنده لره یاور-و یار
حیكمتیندن گؤرونور بنده لره هر آثار
خلق-ى عالم هامى مؤحتاجدیر او درگاهه

کتیبه نادرشاه



تپه باستانی نادری از آثار باستانی و تاریخی شهرستان پارس آباد در بخش اصلاندوز شهر اردبیل است.

این اثر تاریخی در جنوب غربی شهر اصلاندوز در ملتقای رود ارس و دره رود قرار داشته و بلندی این تپه ۳۰ متر و محیط اطراف آن حدود هزار و ۵۰۰ متر و طول آن ۱۲۰ متر و عرض آن حدود ۱۰۰ متر است.
برخی اعتقاد دارند که تپه نادر به دلیل اهمیت و موقعیت استراتژیکی و نظامی آن از قدیمی‌ترین قلاع منطقه بشمار می‌رفته و قدمت آن تا هزاره سوم و چهارم قبل از میلاد تخمین می‌زنند.
تپه نادری از نظر تاریخ

این تپه از نظر تاریخی قابل توجه است، چرا که در این تپه نادرشاه جهت خلع شاه طهماسب دوم صفوی انجمن بزرگی تشکیل داد و سران کشور و بزرگان را به دشت مغان فرا خواند که منجر به خلع طهاسب میرزا و رسیدن وی به تخت سلطنت شد.
همچنین گفته شده که نادرشاه افشار در زمان تاجگذاری خود در دشت مغان دستور داده است که هرکدام از سربازانش دامن لباس خود را پر از خاک کرده و روی هم ریخته بودند تا تپه‌ای ایجاد شود تا نادرشاه در روی آن برای لشگریانش و مهمانانش سخنرانی کند و بعد از آن تپه نادری به ارتفاع ۹ متر ایجاد شد.
بیشتر سفالهای به دست آمده از تپه نادری بدون لعاب، ساده و متعلق به دوران اسلامی می‌باشد. کنار تپه نادری بقایای یک کارگاه آهک پزی وجود دارد.

به عقیده کار‌شناسان کشف اشیایی مثل سفال خشت پخته دوران پارتی، سفالهای منقوش دوره اسلامی و تعداد زیادی سنگ اپسیدین به حالت تیغه و سنگ خام نشان می‌دهد این محل در سدههایی واحد مسکونی بزرگی را تشکیل می‌داده و از هزاره اول پیش از میلاد تا اواخر سده یازدهم هجری قمری مسکونی بوده است

تپه نادری در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۴۷ با شمارهٔ ثبت ۷۹۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تپه نادری



افشاریان یکی از سلسله های ترک تبار می باشد که از سال 1736 میلادی توسط نادر شاه تاسیس و به مدت 60 سال حکم راندند
نادر شاه از ۱۱۱۴ خورشیدی تا ۳۰ خرداد۱۱۲۶ خورشیدی، پادشاه ایران بود او در سال ۱۰۶۷ در ایل افشار در «درگز» خراسان به دنیا آمد اَفشار یا «اوشار» یکی از ایلهای بزرگ ترکان اغوز است
این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‏شد: یکی «قاسملو» و دیگری «ارخلو یا قرخلو»؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی «ابیورد» و «درگز» و «باخرز» تا حدود «مرو» مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند.
او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است و بسیاری از مورخین او راقدرتمندترین پادشاه ایرانی بعد اسلام می دانند که سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت.در اروپا به او لقب «آخرین جهانگشای شرق»، «ناپلئون ایران» و «اسکندر دوم» نیز دادهاند


دوران پادشاهی شاهان افشار


نادرشاه افشار (از سال ۱۱۱۵ تا سال ۱۱۲۶ خورشیدی)
رضاقلی میرزا افشار (از سال ۱۱۱۵ تا سال ۱۱۱۹ خورشیدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.
نصرالله میرزا افشار (از سال ۱۱۱۹ تا سال ۱۱۲۶ خورشیدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.
عادل‌شاه افشار (از سال ۱۱۲۶ تا سال ۱۱۲۷ خورشیدی)
ابراهیم‌شاه افشار (ازسال ۱۱۲۷ تا سال ۱۱۲۸ خورشیدی)
شاهرخ‌شاه افشار (ازسال ۱۱۲۸ تا سال ۱۱۲۹ خورشیدی) دوره دوم (از سال ۱۱۳۰ تا ۱۱۷۵ خورشدی) حاکم مشهد،
نصرالله میرزا دوم (از سال ۱۱۴۷ تا سال ۱۱۶۰ خورشدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.
نادر میرزا افشار (از سال ۱۱۶۰ تا سال ۱۱۷۵ خورشدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.


ویژگیهای مهم حکومت افشاریه:

    نظام اداری و حکومتی ایران
    نظام اجتماعی ایران
    نظام اقتصادی ایران
    مناسبات خارجی ایران

نادر شاه

نادرشاه افشار

نگاره نادرشاه و محمد شاه گورکانی ترُک
نادر

ایران در دورهٔ نادرشاه

نادرشاه افشار در سال ۱۰۶۶ خورشیدی در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و درگز و باخرز تا حدود مرو جای داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایل‌ها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.

نادرشاه افشار را می توان مشهورترین پادشاه ایران دوره اسلامی دانست. سرکوب افغان ها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از سرحدات کشور و تجدید استقلال ایران و چیرگی و جنگ های پیروزمندانه در حواشی کشور و مهم تر از همه فتح هندوستان باعث شهرت نادرشاه در تاریخ سیاسی دوره میانه ایران شده است. اما قابل توجه ترین اقدامات نادرشاه تلاش در جهت دست یافتن به وحدت سرزمینی در فلات ایران و وحدت شیعه و سنی در عالم اسلام است. دو کاری که نادرشاه به مثابه آخرین پادشاه فلات بزرگ ایران توانست انجام دهد و نام پرشکوهی از خود در صفحات تاریخ به یادگار بگذارد.

در زمانی که صفویان با شورش افغانها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود، عثمانیها ازغرب و روسها از شمال و اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق به تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بودند، نادر وضعیت حاکمیت ایران را سامان داد
در عهد نادر دشمنان و متجاوزان به کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشته خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیافت. ترکمانان وازبکان به ماوراءالنهر عقبنشینی کردند.
بناهایی که به دستور نادر در خراسان بنا شدهاند، نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.
در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه میشد. نادر اقوام ایرانی را متحد و منسجم کرد و ایران قدرتمندترین کشور آسیا گشت. شهرها یا ولایات ایران در دوره نادر به شرح زیر بودند: آذربایجان، افغانستان، بلوچستان (پاکستان)، ترکمنستان، گرجستان، داغستان، بحرین، قطر، کشمیر و غیره

از دیگر اقدامات وی تدابیر مختلفى است كه  براى حفظ و ارتقاء موقعیت رسمیت و دولتى بودن زبان تركى٬ كاربرد در عرصه دیپلماسى و تثبیت آن به عنوان زبانى نوشتارى انجام داده است.

اصل و نسب نادر از ایل افشار است که شاخه ای از ترکان غز به جای مانده از کوچ سلاجقه به ایران بوده اند. شایان ذکر است که نادر از نژاد ترک است. ایل افشار از ایلات شاهسون هم پیمان با شاه اسماعیل و صفویان بوده و نکته جالب سنی بودن همه ایل افشار است. هر چند که تاریخ پاسخ روشنی به نوع مذهب نادر ندارد. ارادات او به حضرت علی (ع) و ابوحنیفه یکسان بوده است و چنان که مرقد و بارگاه امامان شیعه در سامرا و کاظمین را بازسازی کرده است همانطور هم مرقد ابوحنیفه در بغداد را تکریم و بازسازی کرده است. دیدگاه نادر درخصوص علت سقوط صفویان بسیار تیزبینانه بوده است.


فرزندان نادرشاه
دوره افشاریه

شمشیر نادرشاه
افشاریه

افشاریان


فتوحات نادر

نادرشاه افشار بیشتر عمر خود را در جنگ و فتح گذراند. او ابتدا به شاه تهماسب دوم پیوست و در 1139 ق سردار سپاه او شد. سپس خراسان را به تصرف خود درآورد. مالک بزرگ، ملک محمود سیستانی تا حدی مانع قدرت گیری نادر شد، ولی نادر در سال 1137 ق، پشتیبانی شاه تهماسب دوم صفوی و فتحعلی خان قاجار را جلب کرد و توانست ملک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان برپا کند.
شاه تهماسب نیز، نادرقلی را والی خود در خراسان اعلام کرد و پس از آن نادر نام خود را به «تهماسب قلی» تغییر داد. سال بعد، او پس از سرکوب چند متخاصم، به حکمرانی کامل خراسان رسید. ولی پس از آن برای به قدرت رساندن شاه تهماسب با افغان ها وارد جنگ شد.

در 1142 رییس افغان ها یعنی اشرف افغان را در مهماندوست در نزدیکی دامغان (طی نبرد دامغان) و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد. او سپس در تعقیب اشرف، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داد و قبایل این دیار را مطیع خود کرد.

بدین ترتیب پس از هفت سال شورش افغان ها در 1142 ق به پایان می رسد. اما افغان های مخالف نادرشاه پس از فتح قندهار به دست نادر، به دهلی گریخته بودند. نادرشاه سه بار به پادشاه هند، محمدشاه گورکانی، اخطار دارد تا نظامیان اشرف افغان را به ایران تحویل دهد. در پی عدم تحویل آنها، سپاه ایران از رود سند گذشت و در جنگ کرنال هندی ها را شکست داد و دهلی را تصرف کرد.

آنها سپس 800 افغان را در بازار دهلی دار زدند. نادر به رغم کمی سپاهیانش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی، توانست با به کارگیری تاکتیک های نوین جنگی پیروز شود. در جنگ کرنال در طی یک روز، بین بیست تا سی هزار شهروند هندی کشته شدند.


نبرد کرنال
جنگ کرنال

نادر شاه ناپلئون ایران

جنگ ترکها

افشار

توپ جنگی مربوط به دوران صفویه و افشاریه در آرامگاه نادرشاه افشار

توپ جنگی


سرنوشت نادر
نادرشاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. سپس از کار خود پشیمان شد و برخی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر می دانست، کشت. نادر برای تامین هزینه جنگ های خود مجبور بود تا مالیات های گزافی از مردم بگیرد، به همین دلیل شورش هایی در جای جای کشور روی می داد. زمانی که نادر برای رفع یکی از این شورش ها به خراسان رفته بود، جمعی از سردارانش به رهبری علی قلی خان شبانه به چادر ولی حمله کردند و او را به قتل رساندند.

گفته لارنس لاکهارت مورخ انگلیسی ماجرا از این قرار بوده: «نادر در ماه های پایانی عمر در اوج خشونت حکومت می کرد و به دلایلی چند به تمامی سردارانش سوءظن داشت. نادر شبی رییس آنها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم حکم می کنم فردا صبح همه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگر کسی مقاومت کند ابقا نکنید. حیات من در خطر است و برای حفظ جان فقط به شما اعتماد دارم.

جسد نادرشاه

قبر



نوکری گرجی این موضوع را به اطلاع سرداران نادر رساند و ایشان مصمم شدند تا دیر نشده، نادر را از میان بردارند. تا پاسی از شب رفت، مواضعین به خیمه چوکی، دختر محمدحسن خان قاجار، که نادر آن شب را در سراپرده او بود، رو آوردند.
 
ترس به آنان چنان غلبه کرد که اکثرشان جرات ورود به خیمه را نکردند. فقط محمدخان قاجار، صالح خان و یک شخص متهور دیگر وارد شدند و چوکی تا متوجه آنها شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش در ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. تا خواست برخیزد، صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او را قطع کرد. سپس محمد خان قاجار سر نادرشاه را از تن جدا ساخت.


لینک پست شاه اسماعیل ختایی





مرتبط با : ایران * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : نادرشاه افشار-حکومت ترکان-ترکهای ایران-سلسه افشاریه-تاریخ ایران-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 9 بهمن 1396
زمان : 11:45 ب.ظ
محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
نظرات |


من ائولسم باخ بو اوراقه
تحسرله منی یاد ائت
توپور چرخ جفاكاره
معذّب روحومی شادائت


شاعر آذربایجان


بسله نیر قلبیمده سونسوز حورمت، آذربایجانا
ایسته رم دونیاده من حوریت آذربایجانا
سانمایین اوز یوردومون اسرارینا بیگانه یم
من اونون سودای عشقیندن بوجور دیوانه یم
شمعه بنزر، دوره سینده فیرلانان پروانه یم
قویمارام اصلا قویولسون منت آذربایجانا
شاعیرم بیر بولبولم من، آشیانه مدیر وطن
سئیرگاهیم دیر افقلر، خوابگاهیم دیر چمن
چولده بیتمیش لاله لر، داغلاردا آچمیش یاسمن
هر بیری وئرمیش یئنه بیر زینت آذربایجانا
بیر گوزلدیر سئودیگیم كی، حسنونون حیرانیام
من اونا تعریف یازان شاعیرلرین قوربانییام
بیلمیرم صوفی پرستم، عارفم، روحانییام
قائلم معناده من، بیر قیمت آذربایجانا
من خیانت ائتمه دیم مرحوم اولان اجدادیما
ارث تك وئردیم بو یوردو، قهرمان اولادیما
حفظ ائدیب بو اولكه نی، باش اگمه سین جلادیما
اونلارین آوازی وئرسین، شهرت آذربایجانا
پایدار اولسون گوروم اودلو آلاولار تورپاغی
دالغالانسین شانلی بورجوندا عدالت بایراغی
قصردن خوشدور منه هر داخماسی، هر چارداغی
بسله نیر قلبیمده سونسوز حرمت آذربایجانا



محمد بی ریا شاعر ایرانی در آذربایجان بود. او در سال 1293 خورشیدی در تبریز به دنیا آمد و سالهای جوانی اش با مهاجرت به شهرهای مختلف ایران و اتحاد جماهیر شوروی و با اشتغال در برخی ادارات دولتی ایران سپری شد.
ورود ارتش شوروی به ایران و تصرف آذربایجان توسط ارتش سرخ , سرآغاز فعالیت های سازمانی محمد بی ریا بود. او در ابتدا تقریبا باهمه تشکیلات کارگری ایجاد شده در آذربایجان ارتباط بر قرار کرد , پس از مدتی با تشکیل «حزب توده ایران» به این حزب پیوست و در نهایت با تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان به این فرقه ملحق شد.
پس از اعلام خودمختاری فرقه به سمت «وزیر معارف» منصوب شد. در واپسین روزهای فرقه دموکرات و در پی با فرار پیشه وری به رهبری فرقه انتخاب شد ولی این رهبری کمتر از 3 روز به طول انجامید.
در تمام سالهای فعالیت سیاسی اشعار زیادی سرود که تعداد زیادی از آنها در بسیاری از نشریات محلی و همسو با فعالیت های کمونیستی وی به چاپ رسید.
خروج بی ریا از ایران آغاز تحول اساسی در محمد بی ریا بود. تنها چند ماه پس از سکونت در باکو با مراجعه به کنسولگری ایران خواهان بازگشت به کشورش شد اما همین درخواست سبب شد تا دستگاه امنیتی شوروی او را دستگیر و به زندان محکوم کند.
تلاشهای وی برای بازگشت به ایران پس از سپری کردن دوره 10 ساله زندان بلافاصله آغاز شد و به علت همین تلاشها بارها بازداشت و تبعید و شکنجه شد. سرانجام با وقوع انقلاب اسلامی در ایران زمینه برای ورود به ایران فراهم گشت و وی پس از 33 سال دوری از وطن به خواسته دیرینه اش رسید و به ایران بازگشت. بی ریا پس از چند سال زندگی در ایران در تاریخ 1 اسفند 1363 در تبریز درگذشت.


محمد بی ریا

ای اؤلکه می ظلم ایله قویدون دهرده ویران
محکوم اولا بیلمز سنه بوندان سورا اینسان
اینسان ازلیندن یارانیب اشرف خیلقت
لاییق دئییل اصلا اونا زنجیر اسارت
قوی بیزده بیر اینسان تک اولاق ناییله آمال
گل ائتمه بیزیم حاققیمیزی قهر ایله پامال

گل ای عجل! عالمده بوگوندن منه یار اول
آرتیق داها قویما یانام اودلاردا سبب سیز
ای طالعیمین غونچاسی قوپ سنده یئتر سول!
مومکون دئییل هر آلچاغا دونیاده چوکم دیز
****
ای وارلیقیمین شمعی خموش اول، ابدی سون
جیسمیمده کی آتش ، قوی اومیدیم کیمی سؤنسون
دؤن سنده وجودیم!قاراداش پارچاسینا دؤن!
قوی مسلکیم، آمالیم، عقیدم کوله دؤنسون
***
یوخ…!یوخ…!من اولرسمده اگر مسلکیم اولمز
اود پارلایاجاق داییم اوفقلرده گونش تک
بیر نور حقیقت دی کی ،کورلار اونو گورمز
حقسیزلیگه هر نوقطه ده غالیب دیر او مسلک

     تولد و جوانی
 محمد باقرزاده نوحی , معروف به محمد بی ریا در سال 1293 در تبریز متولد شد. پدرش «حاجی غلام باقرزاده نوحی» نجار بود.
در هشت سالگی به همراه خانواده ابتدا به باکو و از آنجا به خراسان مهاجرت کردند و محمد تحصیلات ابتدایی خود را در آنجا آغاز نمود. اما به علت بیماری و ناسازگاری مزاج مادرش با آب و هوای آن دیار و به توصیه پزشکان , این مهاجرت دوام چندانی نداشت و خانواده بار دیگر به باکو بازگشت.
محمد در سال 1303 و در سن 10 سالگی تحصیلات خود در مدارس باکو را آغاز کرد. پس از سپری کردن دوره 7 ساله در مدرسه , وارد نفت ماکینالاری قورولوشو تئخنیکو موندا شد و همزمان به ادبیات و شاعری گرایش پیدا کرد و اشعاری سرود که تعدادی از آنها نیز در نشریه «دیوار» چاپ باکو منتشر گردید.
درگذشت ناگهانی عمو و مادر , خانواده او را تحت تاثیر قرار داد و تغییرات اساسی در زندگی شاعر جوان به وجود آورد و محمد به همراه پدر , برادر و دو خواهرش (محبوبه و حسنیه) در تاریخ 21 دی 1311 بار دیگر به ایران مهاجرت کردند. از سال  1313 تا سال 1317 در استخدام اداره بلدیه شهر تبریز بود و در این مدت در باغ ملی تبریز آواز می خواند و تنبک می زد و  مسئول تعدادی از گردونه ها و چرخ و فلک ها بود.
در سال 1317 خدمت سربازی اش را در لشگر تبریز سپری کرد و به استخدام اداره راه آهن تبریز در آمد و تا ورود قوای متفقین به ایران و اشغال تبریز توسط ارتش شوروی (در شهریور ۱۳۲۰) این كار را ادامه داد.


 ویدیویی از بی ریا در قدیم تبریز
[http://www.aparat.com/v/o8rJO]


قم(غم) چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
آج لوت قالا داییم،چکه مین ذلت آییلماز
مشروطه اوچون تؤکدوله بو شهریده قانلار
قانون- ائ اساسی دییه جان وئردی جاوانلار
آخیردا یئنه حؤکموران اولدو بیزه خانلار
کئچدی باشینا توربا داحی اوممت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
هر عصریده توش اولدو بلایه بلایه یازیغ ایران
اولموشدو سیپر جؤوو-او-جفایه یازیغ ایران
سون گونده اسیر اولدو ریزایه یازیغ ایران
چکدی نقدر رنج-او-سیتم مئحنت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
ایرانلی اسیردیر اونو قول خاق ائدیب الله
حاقین طلب ائتسه اولاجاغ عرضیده گومراه
لازیم دئییل ایرانلی هر ایشدن اولا آگاه
جوخ برک یاتیب اولسا نقدر صحبت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
عصرافیل ایر سووری چیخیب ارشیده چالسا
هئچ دورمایاجاغدیر نقدر بو دالی قالسا
گر مخلوقون احوالینی مندن خبر آلسا
هر کس دییرم دورما چاتیب فورصت آتیلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
ایرانلی گرک اولماسین آفاقیده آزاد
قان آغلاییب ائتسین گرک او ناله- وو- فریاد
همسایهلری ائتسه ایر لوطفیله ایمداد
دوشمز باشا ائتمز ابه دن هیممت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
بئش یورقانین آلتیندا بو تمبل نئجه یاتمیش!
چیخمیر نفهسی فیس- فیسئ دیر قان تره باتمیش
توپ گوله لری عالم-ای ایمکانی اویاتمیش
واه…واه! اونو قویماز دورا بو قیفلت آییماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
بیر گون گلجک من گؤرورم دیک دوراجاقسان
اطرافه باخیب باشه جوتللی ووراجاقسان
هر یئرده گئدیب بوینونو موتلق بوراجاقسان
وئر اوندا رییاسیز سؤزومه قییمت آییلماز
غم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز


       فعالیت های سیاسی
در پی اشغال آذربایجان توسط ارتش شوروی , گروه ها و تشکلهای سیاسی یکی پس از دیگری با گرایشات کمونیستی اعلام موجودیت کردند که از جمله آنها می توان به جمعیت آذربایجان (آذربایجان جمعیتی) و اتحادیه زحمتكشان آذربایجان (آذربایجان زحمتكشلری تشكیلاتی) اشاره کرد. همزمان در مهر 1320 در تهران حزب توده ایران اعلام موجودیت کرد و 7 ماه بعد در فروردین 1321 شعبه محلی این حزب در تبریز با نام «کمیته ایالتی آذربایجان» آغاز به کار نمود و محمد بی ریا و بسیاری دیگر از نقش آفرینان در قائله فرقه دموکرات به آن پیوستند.
در آن دوران بی ریا به خانه فرهنگ شوروی در تبریز بسیار نزدیک شد و با بسیاری از نظامیان و ماموران اطلاعاتی روسیه ارتباط برقرار کرد و مورد اعتماد و اقبال آنان قرار گرفت.
محمد بی ریا در سال 1322 نشریه «ادبیات صحیفه سی» (صفحه ادبیات) را منتشر نمود. این نشریه در دو صفحه (یک برگ) به آدرس «خیابان تربیت , کانون ضد فاشیستی» و تا پایان کار فرقه در سال 1325 منتشر می شد و محتوای آن بیشتر نقد نظام سرمایه داره و مبارزه با آلمان نازی و تبلیغ کمونیسم بود. از این نشریه تنها شماره 15 آن باقی مانده که امروز در کتابخانه ملی تبریز نگهداری میشود.


شاگرد:
ایسته ییرسن کی،معلّم،بیز اورک دن باریشاق
آغزیمیــزدا دیلیمیــز وار،قوی او دیلــده دانیشاق
مــدنیّت بورومـــوش علـــم ایلـــه دونیـــا اوزونــو
داها تنبل لییی آت گل گئجه_ گوندوز چالیشاق
معلّم
اشـتباه ائیلمــه یین وار هر ایشین قاعـده سی
او شیرین یئرلــی دیلـین مرکزه یوخ فایـده سی
امر ائدیبلر کی،سوخام آغزیوا جبـره ن بو دیلـی
دونیادا فارس دیلیدیر جوملـه دیلین والیده سی
شاگرد
آی معلّـــم اونـــو اؤیــــرنمه یه یــــوخ طـــاقتیمیز
آنا دیلـــده دانیشیب گولــمک اولـوب عـــادتیمیز
چـوخ بؤیوکـدور او غریب دیل جیراجاق آغزیمیزی
بیـــز تصــــوّر ائله دیکــــجه دییشـــیر حـــالتیمیز
معلّم
سیز اوشاق سیز نه بیلیرسیز ای اوغول یاخشی_یامان
خوراساندا بو دیله حرمــت ائـــدیر پیر و جــــوان
اونلارین خاطیرینــه سیزده گـــرک اؤیــرنــه سیز
سؤزومو رد ائله سـیز دولـت ائدر باشقا گومــان
شاگرد
آی معلّــم بیــر اوتـان،ری لــی،گیلانی دئییلیک
ائلیمیــز یوردومــــوز آیـــری گـــاوالانلی دئییلیک
آزریســـتاندی بیــــزیم ملّتیمیـــز تاریخـــه بـــاخ
معده دن سؤیله میریک فیکری دومانلی دئیلیک
معلّم
منــه تــاریخ اوخومــاق اینــدی یاراشـماز بیلیرم
دوزو لاپ زور_زوراکـی حــاققیزی اینکــار ائــدیرم
دیلیزی ترک ائله ییب ایندی گرک فارسلاشاسیز
آدی زی تـــــــاریخین اوّل واراقینــــدان ســـیلیرم



محمد بی ریا در سال 1324 همزمان با اعلام موجودیت فرقه دموکرات آذربایجان به فرقه پیوست و کمی بعد با اعلام خودمختاری فرقه دموکرات به پیشنهاد میرزا ابراهیم اف ,که با او در خانه فرهنگ شوروی آشنا شده بود, به عنوان وزیر فرهنگ فرقه دموکرات آذربایجان منصوب شد و همزمان با تاسیس «اتحادیه کارگران آذربایجان» به ریاست آن تشکیلات انتخاب شد. این سالها اوج قدرت و اعتبار محمد بی ریا بود و اشعارش در نشریه «وطن یولوندا» (نشریه تبلیغاتی ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی) و همچنین روزنامه «آذربایجان» (ارگان فرقه دموکرات آذربایجان) و نشریات «رهبر» , «ظفر» , «دماوند» , «خاور نو» و بسیاری دیگر از نشریات محلی منتشر شد , کتاب های شعر او به چاپ رسید و تعدادی از آنها نیز به زبان روسی ترجمه شد و در شوروی منتشر گردید. محمد بی ریا در سال 1324 و به دعوت سندیکاهای کارگری سرخ به کنفرانسی در پاریس دعوت شد. اودراین کنفرانس ضمن بر شمردن مشکلات کارگران ایرانی و بیان مشکلات آنان , خواستارهمبستگی با کارگران سرتاسر ایران شد.
پس از خروج ارتش شوروی از آذربایجان و به نتیجه نرسیدن مذاکرات دولت با رهبران فرقه دموکرات , و در پی حرکت ارتش به سمت تبریز , سید جعفر پیشه وری در تاریخ 19 آذر 1325 و قبل از خروج از تبریز رهبری فرقه را به محمد بی ریا تحویل می دهد و او تا 21 آذر در مقام رهبر فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز باقی می ماند. در مدت کوتاه ریاست بی ریا در فرقه دموکرات و پیش از رسیدن ارتش شاهنشاهی به تبریز، هنگامی که در خیابان پهلوی از اتومبیل پیاده می شد که به ساختمان کمیته مرکزی فرقه برود، مورد هجوم مردم تبریز قرار گرفت و به بیمارستان شوروی که در همان نزدیکی بود گریخت و از همان جا به کمک روس ها به صورت پنهانی از ایران خارج شده و به دیگر سران فرقه دموکرات در باکو پیوست.

 
شاعر بی ریا

تك بیر سنه اوره ك دولوسو باغلاییب امید
دائم الین له حس ائله ییردیم نجاتیمی
آزادلیقین یولوندا سنی ائتدیلر شهید
بی رحملر زهرله دیلرشن حیاتیمی
قلبیم اینانمیرام دوزه بو سون مصیبته
باعث لرین دوچار اولا نفرین ولعنته!

هر زحمته تحمل ائده ن, بی نوا آنان
مین ذوق آلیردی نازینی چكدیكده صبح وشام
ایندی روادیر ای گوزومون نورو, ناگهان
من اوز بویوم برابری اوغلومدان آیریلام؟
یوخ – یوخ! جهانی ترك ائله ییب ئولمك ایستره م
هجرینده قویمارام اوره گیم باغلاسین ورم

آلدی قراروصبریمی, دهشتلی ماتمین
اولدوم بلای فرقت وحسرتله روبرو
سنسیز نه حظی وار, داها معناسیز عالمین؟
چوخ گوردو بیر سنی منه بو چرخ كینه جو
حقیمده روزگار ائله دی ظولمونو تمام
یولداشلازین گرك آلا ظالمدن انتقام
 

       زندگی در شوروی
دوران تبعید در باکو , دوران تحول محمد بی ریا بود. محمد بی ریا که در زمان حکومت فرقه دموکرات از معدود سران ضد ایرانی فرقه به حساب میآمد , پس از خروج از ایران مانند بسیاری دیگر از همفکرانش خیلی زود تغییر عقیده داده و گرایش زیادی نسبت به ایران پیدا کرد و پس از پناهندگی به شوروی و سکونت در باکو , خیلی زود خواهان بازگشت به ایران شد. او که در دوره حکومت فرقه در تبریز به شدت بر علیه ایران سیاه نمایی می کرد و جهت پیشبرد اهداف فرقه سعی در تفرقه افکنی قومی میان ایرانیان داشت و حتی علنا به تخریب زبان فارسی می پرداخت , در شوروی عقایدش عوض شد و علاقه زیادی به ایران پیدا کرد و تلاش های زیادی برای بازگشت به کشورش انجام داد که هر بار پاسخ او را با دستگیری و شکنجه و تبعید دادند.


در سال 1326(1947میلادی) ابتدا او را به 9 سال حبس محکوم کردند. خودش در این مورد می گوید :
«مرا به سه اتهام گناهكار كردند و نه سال برایم زندان بریدند. یكی این كه در اوایل سال 1942 در باكو بدون اجازه پلیس تقاضای صدور گذرنامه كرده ام ؛ دیگر اینكه درسال 1946 در تبریز با كنسول آمریكا ملاقات و گفت و گو كرده بودم ؛ سوم این كه در سال 1947 بدون اجازه پلیس برای بازگشت به ایران در مسكو با سفارت ایران تماس گرفته ام. در هر سه مورد به آنها توضیح دادم كه من تبعه ایران هستم و چنین حقی را داشته ام و گزارش ملاقات با كنسول امریكا را به پیشه وری دادم پس می خواستید به چه كسی بدهم؟ شما حق ندارید به هیچ موردی مرا بازخواست كنید.»


بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

یوردوموزو یاشاداجاق آدیمیزلا ، سانیمیز
هندوستانین داغلارینان محکم دیر ایمانیمیز
تاریخلرین زینتی دیر شوهره تیمیز شانیمیز
بونا شاهید بدن ده کی ایلیگیمیز، قانیمیز

بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

بیز بیر ائلیک بیلسین هامی آندیمیزدیر،سوزوموز
خایینلره مرحمتله باخا بیلمز گوزوموز
خلقیمیزی حیفظ ائتمیشیک ایللر بویو ، اوزوموز
تیکیلمه میش یئره بیزیم آلنی آچیق اوزوموز
بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

بیر یولوموز واردی اودا،حوریتین یولودور
باشدان-باشا اورگیمیز صداقتله دولودور
آذربایجان ائلی،حقیقتین بوکولمه ین قولودور
بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

سود وئریبدیر بیزه آنا ،ایشیغیندا اولکه لرین
بسلنمیشیک قوجاغیندا آل گونشلی سحرین
هر یئرینی بوروموشوک قافلانکنی نین-خزرین
آلیر بیزدن بوتون ائللر سوراغینی ظفرین
بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک



در سالهای پایانی محکومیت , در تاریخ 14 فروردین 1333 (3 آپریل 1954) محمد بی ریا طی نامه ای به مالنکوف (نخست وزیر شوروی) ضمن بیان مختصری از زندگی شخصی به شرح فعالیت های سیاسی خود پرداخته و در آن به برخی حقایق پشت پرده فرقه دموکرات آذربایجان و مرگ پیشه وری اشاره نموده است. این نامه از اسناد مهم مرتبط به فرقه دموکرات آذربایجان به حساب می آید.
پس از سپری شدن دوران محکومیت و آزادی از زندان بلافاصله تلاشهای خود برای بازگشت به ایران را از سر گرفت و به انتقاد از شرایط شوروی پرداخت و در سال 1335 مسجد نشین شد. یک سال پس از آزادی در سال 1336 بار دیگر او را به پای میز محاکمه کشاندند و اینبار او را به 10 سال حبس محکوم و به زندان مولداوی منقل کردند.
محمد بی ریا اینبار پلیس را تحقیر کرد و برای بار سوم در دادگاه به جرم توهین به پلیس به دو سال زندان محکوم شد. پس از گذراندن سالها زندان و تبعید و شکنجه به باكو آمد اما این بار به او خانه ندادند و حقوق بازنشستگی اش را هم قطع كرده بودند. افراد خیرخواه به او کمک می كردند تا از گرسنگی نمیرد.

 
بی ریا


اوغلان بو نه سس دیر؟

اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟
گئت سویله اوتانسین بو جماعت داها بسدیر!

((قافلانتی)) نی كئچدی یئنه مشروطه صداسی
باشلاندی بو تبریزلیلرین كوهنه اداسی
ییرتیلدی عجب مستبدین قانلی رداسی
مین لرله رعیت بو یولون اولدو فداسی

كور گوزلری گوردو، سونی بیهوده، عبث دیر
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

البت كئچه جكدیر الیمه بیر كره فرصت
اوندا وئره رم منده، بو مخلوقه اذیت
بیر- بیر گئده جك حبسه، بو اعضای جمعیت
پولدور منه هر شئی، نه یه لازیمدی حمیت

باش توتموری حیله م- كلكیم، ایل اوزو نس دیر!
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

بوش- بوش دانیشیب، یورسا اوزون ملت نادان
آغلار قالاجاق، اولمیاجاق ارضده خندان
دونیاده گرك اولمیا بیر صاحب وجدان
ترتیب اولونوبدیر اولارین جرمینه زندان

ظاهیرده آدی اولكه دی، باطینده قفس دیر
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

سن ائیله خیال ائیله مه منده دالی قاللام
آخیر اولارین كوتله سینه، زلزله ساللام
عزرائیل اولوب، قدرتیله جانلارین آللام
بیر- بیر توتارام باشلارینا قدداره چاللام

باخ دوره نه، ماموردی، نگهبان دیر، عسس دیر
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

بو خاكده، حكم ائیله یه جك دائم اسارت
بیر گون ائله رم ائولریزی ظلمله غارت
وار منده قوشون، قهر و غضب، كین و مهارت
ائتمیشدی اگر بعضی لری خیلی جسارت

اولكوتدوم، اولار سسلرینی گور نئجه كسدی؟
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

ارثآ یئتیشیبدیر منه، بو دولت و ملت
حاكمدی بوتون میللته، هر نقطه ده دولت
تقسیم اولوناندا یئتیشیبدیر سیزه ذلت
رد ائیله مه گوزدن نه دی مقصد، نه دیر علت؟

عالمده ضرر ائیله دی، هر كس كی تلسدی
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟
 


       بازگشت به ایران و پایان زندگی
محمد بی ریا پس از حدود 33 سال تحمل زندان و تبعید و شکنجه و آوارگی در اتحاد جماهیر شوروی با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 به ایران بازگشت. وی که در زمان قدرت فرقه در تبریز در محافل عمومی همیشه توسط دو سرباز روس اسکورت می شد با گمنامی و با حالی پریشان بار دیگر به تبریز بازگشت اما اینبار هیچ کس حتی پیر مردهای شهر نیز او را به یاد نمیاوردند و حتی از جانب خانواده نیز ترد شده بود. سالهای پایانی عمر او در بازگشت به ایران با تنهایی و بی کسی گذشت و بیشتر مشغول پرسه زدن در کوچه های شهر بود و با کمک برخی مردم گذران زندگی می کرد.
محمد بی ریا در تاریخ 1 اسفند 1363 (در سن 70 سالگی) درگذشت و در گورستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.


اشعار بی ریا



 (۱)اربابلارین دیلیندن کارگرلره خیطاب

آی کیشی دال با دال وورور قلبیمه یارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

ایندی قدیمکیلر کیمی‌سؤزلریمه اینانماییر
دیک اوزومه دورور هله، ذره قدر اوتانماییر
خاصیتی اولوب عوض، بئینی دؤنوبدو قانماییر
اؤز جیزیغیندان آتلاییب، چیخدی کنارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

یومروغونو دویونله‌ییب، قاشلارینی چاتیر منه
حیزبده عوضو اولوب گئده، گونده فاسون ساتیر منه
ایسته‌ییرم میریلدایام، فوری تپیک آتیر منه
چیخمایاسان گؤروم سنی بیرده باهارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

دوغروسو من زمانه‌ده انگله دوشموشم عجب
هئچ گؤرونوبدو کارگر حقینی ائیله‌سین طلب؟
یوخ هونریم کی، سالدیرام، بونلاری حبسه بی‌سبب
غوصه‌دن ائتمیشم داها بؤرکومو پارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

آی بالا، کارگر ندیر، دوکتور ایله داوا ندیر؟
درس اوخوماق، ساواد ندیر؟ علمیله تئخنیکا ندیر؟
کور اولا کارگر گرک، بیلمه‌یه کی، ضییا ندیر!
سن هله گئت چؤرک قازان، شامو- ناهارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

کارگرین نه حقی وار مونکیر اولا ریاسته؟
یا، بیله ایقتیصاد ندیر، ال آپارا سیاسته!
سئچگیده ایشتیراک ائدیر، گل قولاق آس حکایته
سن نه اود اولموسام مگر؟ ائی اوزو قارا کارگر؟
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

چیخدی الیمدن ائی فلک، شانیله شؤهرتیم منیم
گئتدی همیشه‌لیک بوتون، فخرله عزتیم منیم
یوخدو ازلکیلر کیمی، ایندیلیک حؤرمتین منیم
آز قالیر ائتسین ایشلری ایندی ایداره کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر
تبریز ۱۳۲۲

(۲)گؤز آچ آی کارگر!

گؤز آچ آی کارگر بسدیر، آییل بو خابی غفلتدن
جاهاندا مرحمت اومما، بو قانوندان، بو دؤولتدن
سارالدین، گول کیمی‌سولدون، ازیلدین، پایمال اولدون
بوکولدو قامتین غمدن، قوجالدین درد و محنتدن
همیشه گؤزلرین گیریان، سویوقدا آج، سوسوز، عوریان
داش اولسا دیلله‌نر اینسان، گلر جانا بو ذیلتدن
الین بوش، ائوده ائولادین – عیالین هر شئیه حسرت
سنی دیندیرسه‌لر دینمه، قیزار شرم خجالتدن
دگیلسن کیمسه‌دن اسکیک، دئمک اولماز بونا دیریلیک
سنی آزاد ائدر «بیرلیک» بو زنجیر و اسارتدن
قولوندا قودرتین واردیر، اورکده جوراتین واردیر
سنین اؤز حؤرمتین واردیر، ال اوز ارباب ظولمتدن
سنین سایه‌نده ظالیملر، توتوب کاشانه‌ده مسکن
آلیر اؤز کامینی هر گون ملک منظر بیر آفتدن
آماندیر فؤوت اولور فورصت، چالیش اول حقیوه صاحیب
خیانتکاره توت دیوان، قصاص آل بی‌مورووتدن




لینک مجموعه پستهای مشاهیر و بزرگان آذربایجان




مرتبط با : آذربایجان * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : بی ریا-شاعر آذربایجان-ادبیات ترکی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1396
زمان : 11:57 ب.ظ
ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
نظرات |

ایرج ، فرشته نجات تبریز 2018 خواهد شد؟



ایرج شهین باهر جانم ، آمدی ولی حالا چرا؟!
حالا که تبریز از پا افتاده تا 2018 چرا؟!

تبریز 2018

تا کمتر از 100 روز به 2018 مانده و هیچ پروژه فاخر که به کنار هیچ اجرا و اقدام قابل تعریف گردشگری که قبلا هم وعده داده شده بود انجام نشده است!
ایرج جانم زودتر بیا که شهرسازی تبریز به گرداب دلالی و شهرفروشی رفته است!

حالاکه آمدی با لب خندان سبز بیا و شهر را سبز کن زیراکه تبریز شهر شهریار نه باغچه و باغ مانده نه درختی و شده شهر خاکستری سیمانی !

شهین باهر جان با وقار و منطق بیا، هویت و آثارتاریخی  تبریز همگی زیر بتن ها و خاکها و دیوارها و پاساژهای متروکه دست ساخت شهرداری و نادانی میراث فرهنگی و اوقاف ، خفه و محصور مانده اند !
کاری بکن که حالاکه تبریز از پا افتاده است برای 2018 آبرو  حفظ کن!

ما یعنی تبریزیها نیاز به یک شهردار با فکرهای بزرگ برای شهر بزرگ تبریز نیاز داریم.
تبریز همه چیز دارد بخصوص جوانان متعصب و تلاشگر که آماده خدمت رسانی به شهرشان هستند که دیگر شهرها چنین نیروی خفته قدرتمندی ندارند و باید از آن بهره برد.

آیا تا 2018 ایرج شهین باهر و دیگر ارگانها تبریز تنها را نجات و امیدوار خواهند کرد؟
تبریز ویکی لینکلر خوش بین است...


شهردار تبریز

شهین باهر


مهمترین چالش های شهردار جدید تبریز :
- حاشیه نشینان و بافت فرسوده تبریز
- تبریز 2018 و مسئله گردشگری و توریسم
- فضای سبز و پارکهای کم تعداد تبریز بخصوص در مرکز و غرب شهر
- محیط زیست و مسئله فاضلابها و پسماند
- مبارزه با فساد و مدیران نالایق در شهرداری
- حفظ هویت و اصالت شهر تاریخی تبریز در آذربایجان
- گسترش پیاده راه و حمل نقل عمومی بخصوص مترو
- تمرکز بر آموزش شهروندی و ایجاد فضای نشاط و سلامتی در تبریز
- تکمیل طرحهای نیمه تمام ، مثل مقبره الشعرا و میدان آذربایجان و میدان منصور و...


شهرداری تبریز

تبریز2018

بلدیه


ایرج شهین باهر (زادهٔ ۱۳۵۱ در تبریز)، فعال و سیاستمدار اهل تبریز است. وی در مهر ماه ۱۳۹۶ با رای اعضای شورای اسلامی شهر تبریز به مدت ۴ سال، به عنوان پنجاه و ششمین شهردار تبریز انتخاب شد.

مدارک تحصیلی و حرفه ای
*لیسانس عمران – عمران سال ۱۳۷۵
*فوق لیسانس شهرسازی سال ۱۳۸۱
*پروانه کارشناسی رسمی قوه قضائیه سال ۱۳۸۲
*پروانه اشتغال به کار مهندسی پایه یک عمران
*پروانه اشتغال به کار مهندسی پایه یک شهرسازی
*دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری

 
ایرج باهر

شهردار


سوابق اجرایی و مدیریتی رئیس سازمان تظام مهندسی استان آذربایجان شرقی دو دوره عضو شورای اسلامی کلانشهر تبریز

 *رئیس کمیسیون توسعه و عمران شهری شورای اسلامی کلانشهر تبریز

*عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی استان در دوره پنجم و ششم

*عضو هیئت مدیره کارشناسان رسمی قوه قضائیه استان

*رئیس کانون کارشناسان رسمی قوه قضائیه استان آذربایجان شرقی

*شهردار شهر باسمنج سال ۱۳۸۵-۱۳۸۹

 *شهردار نمونه سال ۱۳۸۹ شهرستان تبریز

*نماینده سازمان نظام مهندسی استان در کمیسیون ماده ۵ استان

*عضو شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی استان

*عضو کمیسیون حقوقی سازمان نظام مهندسی استان

*عضو کمیسیون انتشارات سازمان نظام مهندسی استان

*عضو گروه تخصصی شهرسازی سازمان نظام مهندسی استان

*عضو کمیته آموزش نظام مهندسی استان

*عضو دائم کمیته راهبردی و مناسب سازی محیط شهری تبریز

*رئیس هیأت مؤسس جامعه مهندسان شهرساز استان آذربایجان شرقی

*مدیرعامل شرکت خوش سازان تبریز

*مشاور شهرسازی شهرداری مرند سال ۱۳۸۲

*کارشناس و مشاور اعضای شورای اسلامی شهر تبریز در کمیسیون توافقات شهرداری تبریز سال ۱۳۸۳

*نایب رئیس اول شورای عالی کارشناسان رسمی قوه قضائیه کشور

*مشاور معاونت پیگیری از وقوع جرم دادگستری استان آذربایجان شرقی

*عضو کمیسیون تحقیق و نظارت شورای اسلامی کلانشهر تبریز

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در کمیته فنی شهرداری

*عضو کمیته تدوین برنامه ریزی بازسازی و کمیته نظارت و اجرای ستاد بازسازی مناطق زلزله زده

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در کمیسیون ماده صد شهرداری منطقه یک تبریز

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در کمیسیون بند ۲۰ ماده ۵۵ شهرداری منطقه یک تبریز

*دبیر کمیسیون شهرسازی شورای اسلامی کلانشهر تبریز

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در هیأت عالی سرمایه گذاری شهرداری تبریز

*عضو اصلی هیئت مدیره انجمن خیرین مسکن ساز استان آذربایجان شرقی

سوابق علمی و تحقیقی

*عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

*عضو کمیته بررسی پروژه های تحقیقاتی شورای اسلامی کلانشهر تیریز

*عضو کمیته سیاستگذاری اولین همایش ملی نگاهی نو به شهرسازی امنیت و پیشگیری از وقوع جرم در فضاهای شهری

*مدیر مسئول نشریه پیام ارک

*دبیر شورای سیاستگذاری کنفرانس بین المللی عمران و معماری و توسعه پایدار شهری پاییز ۹۲

*عضو هیأت علمی و داوری سمینار علمی و تخصصی جاذبه ها و دافعه های گردشگری آذربایجانشرقی

*ارائه مقاله تحول مسیر مدیریت شهری در ایران ناشر ، نشریه دانشگاه ۱۳۸۴

*ارائه مقاله خصوصی سازی خدمات شهری و چالشهای پیش رو ناشر ، سمینار علمی – تخصصی شهرها و مردم ۱۳۸۳

*ارائه مقاله تأثیرات حمل و نقل بر محیط و انسان ناشر ، سمینار علمی – تخصصی شهرها و مردم: ۱۳۸۳

*ارائه مقاله بررسی تاب آوری در مقابل زلزله ( نمونه موردی شهر وان ترکیه)، نشریه نظام مهندسی: ۱۳۸۳

*همکاری در مطالعات وضع موجود مرحله اول قطار شهری تبریز با شرکت سبزینه راه

*مطالعه نقش شوراهای اسلامی شهرها در مدیریت شهری ( نمونه موردی تبریز ) پایان نامه ارشد

*همکاری در تهیه تعدادی از طرح های هادی شهری و روستایی استان

*ارائه مقاله شوراهای محلی و پیشنهادی برای استقرار آنها: روزنامه مهد آزادی ۱۳۸۱

*ارائه مقاله حریم شهر، پتانسیل یا چالش برای توسعه آینده: روزنامه مهد آزادی ۱۳۸۴

*ارائه مقاله بررسی حکمروایی شهری در قالب روابط شورای اسلامی شهر با شهرداری براساس مدل وابستگی متغیرها (نمونه موردی منطقه ۱۸ شهرداری تهران) کنفرانس بین المللی عمران، معماری و توسعه پایدار شهری سال ۹۲

*ارائه مقاله بررسی و مکان یابی فضای سبز ( پارک محله ای) در راستای توسعه پایدار زیست محیطی با اصول GIS کنفرانس بین المللی عمران ، معماری و توسعه پایدار شهری سال ۹۲

*ارائه مقاله جایگاه سیاستهای کلی ابلاغی نظام در بخش پدافند غیرعامل توسط مقام معظم رهبری در میزان تاب آوری ساختار فضایی و کالبدی شهرها

*داور علمی فصلنامه پیام ارک سازمان نظام مهندسی ساختمان استان

*داور علمی پروژه های پژوهشی سازمان نظام مهندسی ساختمان استان

*عضو کمیته آموزش سازمان نظام مهندسی ساختمان استان


شهرداری تبریز

شهرداران تبریز

 فهرست اسامی شهرداران شهر اولینهای ایران و صاحب اولین بلدیه یعنی تبریز ، از بدو تأسیس شهرداری تاکنون می‌باشد.

    سردار همایون قاسم‌خان والی (۱۲۸۶)
    علی مسیو (۱۲۸۸)
    میرزا ابراهیم‌خان کلانتری باغمیشه‌ای (شرف الدوله)(۱۲۸۹)
    رفیع الدوله (۱۲۹۲–۱۲۹۰)
    حاج عبدالغفار ناظم العداله (عدل ضرابی) (۱۲۹۵–۱۲۹۳)
    یحیی ناظم الدوله دیبا (۱۲۹۶)
    دکتر رفیع خان امین (۱۲۹۶)
    حاجی سیف (۱۲۹۷–۱۲۹۶)
    حاج حسینقلی خان جلیلی (ارفع الملک) (۱۲۹۹–۱۲۹۷)
    حاج میرزا آقا بلوری (۱۲۹۹)
    حاج عبدالغفار ناظم العداله (عدل ضرابی) (۱۳۰۰)
    میرزا ابراهیم‌خان کلانتری باغمیشه‌ای (شرف الدوله) (۱۳۰۱)
    احمد مشایخی (مستشار السلطنه) (از آذر ۱۳۰۲ تا شهریور ۱۳۰۳)
    حاج میرزا آقا بلوری (از شهریور ۱۳۰۳ تا شهریور ۱۳۰۴)
    عبدالحسین طباطبایی شهامیر (سردار مفخم) (از شهریور ۱۳۰۴ تا خرداد ۱۳۰۵)
    احمد مشایخی (از خرداد ۱۳۰۵ تا مرداد ۱۳۰۵)
    حاج عبدالغفار ناظم العداله (عدل ضرابی) (از مرداد ۱۳۰۵ تا شهریور ۱۳۰۶)
    محمدعلی تربیت (از مهر ۱۳۰۶ تا فروردین ۱۳۰۹)
    حاج حسینقلی خان جلیلی (ارفع الملک) (از فروردین ۱۳۰۹ تا مرداد ۱۳۱۰)
    میر مصطفی علامیر (از مرداد مرداد ۱۳۱۰ تا فروردین ۱۳۱۱)
    سرهنگ محمود غفاری (از فروردین ۱۳۱۱ تا تیر ۱۳۱۲)
    میرزا جلال‌الدین خان کیهان (از تیر ۱۳۱۲ تا مرداد ۱۳۱۳)
    حاج حسینقلی خان جلیلی (ارفع الملک) (از مرداد ۱۳۱۳ تا بهمن ۱۳۱۶)
    مرتضی امین (از بهمن ۱۳۱۶ تا مهر ۱۳۱۷)
    ابوالقاسم جهانگیری (از مهر ۱۳۱۷ تا اردیبهشت ۱۳۱۹)
    عبدالحمید حکیمی (از اردیبهشت ۱۳۱۹ تا تیر ۱۳۱۹)
    مهدی هادی (از تیر ۱۳۱۹ تا آذر ۱۳۱۹)
    عبدالله سررشته‌دار (داریوش سررشته) (از آذر ۱۳۱۹ تا مهر ۱۳۲۰)
    حاج میرزا آقا بلوری (از مهر ۱۳۲۰ تا تیر ۱۳۲۲)
    علی اصغر اعتصام (از تیر ۱۳۲۲ تا مهر ۱۳۲۲)
    اسماعیل بهادر (از مهر ۱۳۲۲ تا فروردین ۱۳۲۳)
    غلامرضا الهامی (از فروردین ۱۳۲۳ تا مهر ۱۳۲۴)
    ابوالحسن خان اقبال آذر (کفیل) (از مهر ۱۳۲۴ تا دی ۱۳۲۴)
    آتش بیات ماکو (از دی ۱۳۲۴ تا مهر ۱۳۲۵)
    عبدالله رحیمی (از مهر ۱۳۲۵ تا آذر ۱۳۲۵)
    مهندس هدایت‌الله کلانتری (از دی ۱۳۲۵ تا مهر ۱۳۲۷)
    سعید سراج میر (از مهر ۱۳۲۷ تا شهریور ۱۳۲۸)
    مهندس فتح‌الله موثق (از شهریور ۱۳۲۸ تا شهریور ۱۳۲۹)
    سعید مجتهدی (از شهریور ۱۳۲۹ تا بهمن ۱۳۳۰)
    محمود روحانی (از بهمن ۱۳۳۰ تا اسفند ۱۳۳۰)
    عبدالحسین وجدانی (از فروردین ۱۳۳۱ تا آبان ۱۳۳۲)
    علی نقی مولوی (از آبان ۱۳۳۲ تا فروردین ۱۳۳۵)
    سید مهدی نبوی (از اردیبهشت ۱۳۳۵ تا آذر ۱۳۳۶)
    سرتیپ محسن فرزان (از فروردین ۱۳۳۷ تا مهر ۱۳۳۷)
    سعید مجتهدی (از مهر ۱۳۳۷ تا شهریور ۱۳۳۸)
    لطفعلی قوامی (از شهریور ۱۳۳۸ تا مرداد ۱۳۳۹)
    مجید نسرین پور (از مهر ۱۳۳۹ تا تیر ۱۳۴۰)
    سرهنگ حسین وخشوری (از تیر ۱۳۴۰ تا اردیبهشت ۱۳۴۳)
    سرتیپ حسینقلی وکیلی (از اردیبهشت ۱۳۴۳ تا مهر ۱۳۴۴)
    ابوالفضل ادیب (از مهر ۱۳۴۴ تا تیر ۱۳۴۵)
    سید علی پیشداد (از تیر ۱۳۴۵ تا مرداد ۱۳۴۶)
    دکتر مصطفی امیر پناهی (از آذر ۱۳۴۶ تا مهر ۱۳۴۷)
    دکتر محمد علی ظهیری (از آبان ۱۳۴۷ تا اسفند ۱۳۴۷)
    دکتر حمید وارسته (از اسفند ۱۳۴۷ تا آذر ۱۳۵۰)
    دکتر عبدالعلی شاهید (از آذر ۱۳۵۰ تا آذر ۱۳۵۲)
    سرتیپ جواد مصری (از آذر ۱۳۵۲ تا خرداد ۱۳۵۳)
    مهندس حسن اسکندری (از خرداد ۱۳۵۳ تا تیر ۱۳۵۴)
    دکتر حمید وارسته (از مرداد ۱۳۵۴ تا دی ۱۳۵۶)
    دکتر محمد باقر صدری (از دی ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸)
    مجید اقتصادخواه (۱۳۵۹–۱۳۵۸)
    محمد صادق پشمینه آذر (۱۳۶۱–۱۳۵۹)
    اسماعیل قدری (۱۳۶۲–۱۳۶۱)
    میر ولی موسوی [بعنوان سرپرست موقت در شهرداری] (۱۳۶۳–۱۳۶۲)
    محسن عزتی (۱۳۶۵–۱۳۶۳)
    میر طاهر موسوی (۱۳۷۲–۱۳۶۵)
    فریدون درویش‌زاده (۱۳۷۶–۱۳۷۲)
    محمد اشرفی نیا (۱۳۷۸–۱۳۷۶)
    عبادالله فتح‌اللهی (۱۳۸۲–۱۳۷۸)
    سید حسین فرهنگ‌پور (۱۳۸۲)
    احتشام حاجی‌پور (۱۳۸۴–۱۳۸۲)
    علی‌رضا نوین (۱۳۹۲–۱۳۸۴)
    صادق نجفی (شهریور ۱۳۹۶–۱۳۹۲)
    ایرج شهین باهر (تاکنون – مهر ۱۳۹۶)




مرتبط با : تبریز * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : شهردار تبریز-شهین باهر-شهرداری-برنامه های کلانشهر تبریز-شهرداران تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
زمان : 11:58 ب.ظ
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
:: شهروند لینک آذربایجانی 71 (عکاس فرشید فرج الهی)
:: نگاهی بر تبریز پایتخت فرش دستبافت جهان
:: کمبود پارکینگ در کلانشهر تبریز
:: دریاچه اورمیه از مرگ تا زنده شدن دوباره
:: قلعه جوشین ورزقان آذربایجان شرقی
:: تصاویر کمیاب از تبریز شهر نوستالژیک قدیم ایران
:: شب چله 1396 به ترکی
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز
:: آغاز دراماتیک پیش روی تبریز 2018
:: امکانات منطقه گردشگری و پیست اسکی شاهداغ آذربایجان
:: محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: پاییز هزار رنگ آذربایجان
:: کمر همت و زنگ خطر برای نابودی محیط زیست آذربایجان !
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان




( تعداد کل صفحات: 39 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ