تبریز ویکی لینکلر

 
ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
نظرات |

ایرج ، فرشته نجات تبریز 2018 خواهد شد؟



ایرج شهین باهر جانم ، آمدی ولی حالا چرا؟!
حالا که تبریز از پا افتاده تا 2018 چرا؟!

تبریز 2018

تا کمتر از 100 روز به 2018 مانده و هیچ پروژه فاخر که به کنار هیچ اجرا و اقدام قابل تعریف گردشگری که قبلا هم وعده داده شده بود انجام نشده است!
ایرج جانم زودتر بیا که شهرسازی تبریز به گرداب دلالی و شهرفروشی رفته است!

حالاکه آمدی با لب خندان سبز بیا و شهر را سبز کن زیراکه تبریز شهر شهریار نه باغچه و باغ مانده نه درختی و شده شهر خاکستری سیمانی !

شهین باهر جان با وقار و منطق بیا، هویت و آثارتاریخی  تبریز همگی زیر بتن ها و خاکها و دیوارها و پاساژهای متروکه دست ساخت شهرداری و نادانی میراث فرهنگی و اوقاف ، خفه و محصور مانده اند !
کاری بکن که حالاکه تبریز از پا افتاده است برای 2018 آبرو  حفظ کن!

ما یعنی تبریزیها نیاز به یک شهردار با فکرهای بزرگ برای شهر بزرگ تبریز نیاز داریم.
تبریز همه چیز دارد بخصوص جوانان متعصب و تلاشگر که آماده خدمت رسانی به شهرشان هستند که دیگر شهرها چنین نیروی خفته قدرتمندی ندارند و باید از آن بهره برد.

آیا تا 2018 ایرج شهین باهر و دیگر ارگانها تبریز تنها را نجات و امیدوار خواهند کرد؟
تبریز ویکی لینکلر خوش بین است...


شهردار تبریز

شهین باهر


مهمترین چالش های شهردار جدید تبریز :
- حاشیه نشینان و بافت فرسوده تبریز
- تبریز 2018 و مسئله گردشگری و توریسم
- فضای سبز و پارکهای کم تعداد تبریز بخصوص در مرکز و غرب شهر
- محیط زیست و مسئله فاضلابها و پسماند
- مبارزه با فساد و مدیران نالایق در شهرداری
- حفظ هویت و اصالت شهر تاریخی تبریز در آذربایجان
- گسترش پیاده راه و حمل نقل عمومی بخصوص مترو
- تمرکز بر آموزش شهروندی و ایجاد فضای نشاط و سلامتی در تبریز
- تکمیل طرحهای نیمه تمام ، مثل مقبره الشعرا و میدان آذربایجان و میدان منصور و...


شهرداری تبریز

تبریز2018

بلدیه


ایرج شهین باهر (زادهٔ ۱۳۵۱ در تبریز)، فعال و سیاستمدار اهل تبریز است. وی در مهر ماه ۱۳۹۶ با رای اعضای شورای اسلامی شهر تبریز به مدت ۴ سال، به عنوان پنجاه و ششمین شهردار تبریز انتخاب شد.

مدارک تحصیلی و حرفه ای
*لیسانس عمران – عمران سال ۱۳۷۵
*فوق لیسانس شهرسازی سال ۱۳۸۱
*پروانه کارشناسی رسمی قوه قضائیه سال ۱۳۸۲
*پروانه اشتغال به کار مهندسی پایه یک عمران
*پروانه اشتغال به کار مهندسی پایه یک شهرسازی
*دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری

 
ایرج باهر

شهردار


سوابق اجرایی و مدیریتی رئیس سازمان تظام مهندسی استان آذربایجان شرقی دو دوره عضو شورای اسلامی کلانشهر تبریز

 *رئیس کمیسیون توسعه و عمران شهری شورای اسلامی کلانشهر تبریز

*عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی استان در دوره پنجم و ششم

*عضو هیئت مدیره کارشناسان رسمی قوه قضائیه استان

*رئیس کانون کارشناسان رسمی قوه قضائیه استان آذربایجان شرقی

*شهردار شهر باسمنج سال ۱۳۸۵-۱۳۸۹

 *شهردار نمونه سال ۱۳۸۹ شهرستان تبریز

*نماینده سازمان نظام مهندسی استان در کمیسیون ماده ۵ استان

*عضو شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی استان

*عضو کمیسیون حقوقی سازمان نظام مهندسی استان

*عضو کمیسیون انتشارات سازمان نظام مهندسی استان

*عضو گروه تخصصی شهرسازی سازمان نظام مهندسی استان

*عضو کمیته آموزش نظام مهندسی استان

*عضو دائم کمیته راهبردی و مناسب سازی محیط شهری تبریز

*رئیس هیأت مؤسس جامعه مهندسان شهرساز استان آذربایجان شرقی

*مدیرعامل شرکت خوش سازان تبریز

*مشاور شهرسازی شهرداری مرند سال ۱۳۸۲

*کارشناس و مشاور اعضای شورای اسلامی شهر تبریز در کمیسیون توافقات شهرداری تبریز سال ۱۳۸۳

*نایب رئیس اول شورای عالی کارشناسان رسمی قوه قضائیه کشور

*مشاور معاونت پیگیری از وقوع جرم دادگستری استان آذربایجان شرقی

*عضو کمیسیون تحقیق و نظارت شورای اسلامی کلانشهر تبریز

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در کمیته فنی شهرداری

*عضو کمیته تدوین برنامه ریزی بازسازی و کمیته نظارت و اجرای ستاد بازسازی مناطق زلزله زده

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در کمیسیون ماده صد شهرداری منطقه یک تبریز

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در کمیسیون بند ۲۰ ماده ۵۵ شهرداری منطقه یک تبریز

*دبیر کمیسیون شهرسازی شورای اسلامی کلانشهر تبریز

*نماینده شورای اسلامی کلانشهر تبریز در هیأت عالی سرمایه گذاری شهرداری تبریز

*عضو اصلی هیئت مدیره انجمن خیرین مسکن ساز استان آذربایجان شرقی

سوابق علمی و تحقیقی

*عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

*عضو کمیته بررسی پروژه های تحقیقاتی شورای اسلامی کلانشهر تیریز

*عضو کمیته سیاستگذاری اولین همایش ملی نگاهی نو به شهرسازی امنیت و پیشگیری از وقوع جرم در فضاهای شهری

*مدیر مسئول نشریه پیام ارک

*دبیر شورای سیاستگذاری کنفرانس بین المللی عمران و معماری و توسعه پایدار شهری پاییز ۹۲

*عضو هیأت علمی و داوری سمینار علمی و تخصصی جاذبه ها و دافعه های گردشگری آذربایجانشرقی

*ارائه مقاله تحول مسیر مدیریت شهری در ایران ناشر ، نشریه دانشگاه ۱۳۸۴

*ارائه مقاله خصوصی سازی خدمات شهری و چالشهای پیش رو ناشر ، سمینار علمی – تخصصی شهرها و مردم ۱۳۸۳

*ارائه مقاله تأثیرات حمل و نقل بر محیط و انسان ناشر ، سمینار علمی – تخصصی شهرها و مردم: ۱۳۸۳

*ارائه مقاله بررسی تاب آوری در مقابل زلزله ( نمونه موردی شهر وان ترکیه)، نشریه نظام مهندسی: ۱۳۸۳

*همکاری در مطالعات وضع موجود مرحله اول قطار شهری تبریز با شرکت سبزینه راه

*مطالعه نقش شوراهای اسلامی شهرها در مدیریت شهری ( نمونه موردی تبریز ) پایان نامه ارشد

*همکاری در تهیه تعدادی از طرح های هادی شهری و روستایی استان

*ارائه مقاله شوراهای محلی و پیشنهادی برای استقرار آنها: روزنامه مهد آزادی ۱۳۸۱

*ارائه مقاله حریم شهر، پتانسیل یا چالش برای توسعه آینده: روزنامه مهد آزادی ۱۳۸۴

*ارائه مقاله بررسی حکمروایی شهری در قالب روابط شورای اسلامی شهر با شهرداری براساس مدل وابستگی متغیرها (نمونه موردی منطقه ۱۸ شهرداری تهران) کنفرانس بین المللی عمران، معماری و توسعه پایدار شهری سال ۹۲

*ارائه مقاله بررسی و مکان یابی فضای سبز ( پارک محله ای) در راستای توسعه پایدار زیست محیطی با اصول GIS کنفرانس بین المللی عمران ، معماری و توسعه پایدار شهری سال ۹۲

*ارائه مقاله جایگاه سیاستهای کلی ابلاغی نظام در بخش پدافند غیرعامل توسط مقام معظم رهبری در میزان تاب آوری ساختار فضایی و کالبدی شهرها

*داور علمی فصلنامه پیام ارک سازمان نظام مهندسی ساختمان استان

*داور علمی پروژه های پژوهشی سازمان نظام مهندسی ساختمان استان

*عضو کمیته آموزش سازمان نظام مهندسی ساختمان استان


شهرداری تبریز

شهرداران تبریز

 فهرست اسامی شهرداران شهر اولینهای ایران و صاحب اولین بلدیه یعنی تبریز ، از بدو تأسیس شهرداری تاکنون می‌باشد.

    سردار همایون قاسم‌خان والی (۱۲۸۶)
    علی مسیو (۱۲۸۸)
    میرزا ابراهیم‌خان کلانتری باغمیشه‌ای (شرف الدوله)(۱۲۸۹)
    رفیع الدوله (۱۲۹۲–۱۲۹۰)
    حاج عبدالغفار ناظم العداله (عدل ضرابی) (۱۲۹۵–۱۲۹۳)
    یحیی ناظم الدوله دیبا (۱۲۹۶)
    دکتر رفیع خان امین (۱۲۹۶)
    حاجی سیف (۱۲۹۷–۱۲۹۶)
    حاج حسینقلی خان جلیلی (ارفع الملک) (۱۲۹۹–۱۲۹۷)
    حاج میرزا آقا بلوری (۱۲۹۹)
    حاج عبدالغفار ناظم العداله (عدل ضرابی) (۱۳۰۰)
    میرزا ابراهیم‌خان کلانتری باغمیشه‌ای (شرف الدوله) (۱۳۰۱)
    احمد مشایخی (مستشار السلطنه) (از آذر ۱۳۰۲ تا شهریور ۱۳۰۳)
    حاج میرزا آقا بلوری (از شهریور ۱۳۰۳ تا شهریور ۱۳۰۴)
    عبدالحسین طباطبایی شهامیر (سردار مفخم) (از شهریور ۱۳۰۴ تا خرداد ۱۳۰۵)
    احمد مشایخی (از خرداد ۱۳۰۵ تا مرداد ۱۳۰۵)
    حاج عبدالغفار ناظم العداله (عدل ضرابی) (از مرداد ۱۳۰۵ تا شهریور ۱۳۰۶)
    محمدعلی تربیت (از مهر ۱۳۰۶ تا فروردین ۱۳۰۹)
    حاج حسینقلی خان جلیلی (ارفع الملک) (از فروردین ۱۳۰۹ تا مرداد ۱۳۱۰)
    میر مصطفی علامیر (از مرداد مرداد ۱۳۱۰ تا فروردین ۱۳۱۱)
    سرهنگ محمود غفاری (از فروردین ۱۳۱۱ تا تیر ۱۳۱۲)
    میرزا جلال‌الدین خان کیهان (از تیر ۱۳۱۲ تا مرداد ۱۳۱۳)
    حاج حسینقلی خان جلیلی (ارفع الملک) (از مرداد ۱۳۱۳ تا بهمن ۱۳۱۶)
    مرتضی امین (از بهمن ۱۳۱۶ تا مهر ۱۳۱۷)
    ابوالقاسم جهانگیری (از مهر ۱۳۱۷ تا اردیبهشت ۱۳۱۹)
    عبدالحمید حکیمی (از اردیبهشت ۱۳۱۹ تا تیر ۱۳۱۹)
    مهدی هادی (از تیر ۱۳۱۹ تا آذر ۱۳۱۹)
    عبدالله سررشته‌دار (داریوش سررشته) (از آذر ۱۳۱۹ تا مهر ۱۳۲۰)
    حاج میرزا آقا بلوری (از مهر ۱۳۲۰ تا تیر ۱۳۲۲)
    علی اصغر اعتصام (از تیر ۱۳۲۲ تا مهر ۱۳۲۲)
    اسماعیل بهادر (از مهر ۱۳۲۲ تا فروردین ۱۳۲۳)
    غلامرضا الهامی (از فروردین ۱۳۲۳ تا مهر ۱۳۲۴)
    ابوالحسن خان اقبال آذر (کفیل) (از مهر ۱۳۲۴ تا دی ۱۳۲۴)
    آتش بیات ماکو (از دی ۱۳۲۴ تا مهر ۱۳۲۵)
    عبدالله رحیمی (از مهر ۱۳۲۵ تا آذر ۱۳۲۵)
    مهندس هدایت‌الله کلانتری (از دی ۱۳۲۵ تا مهر ۱۳۲۷)
    سعید سراج میر (از مهر ۱۳۲۷ تا شهریور ۱۳۲۸)
    مهندس فتح‌الله موثق (از شهریور ۱۳۲۸ تا شهریور ۱۳۲۹)
    سعید مجتهدی (از شهریور ۱۳۲۹ تا بهمن ۱۳۳۰)
    محمود روحانی (از بهمن ۱۳۳۰ تا اسفند ۱۳۳۰)
    عبدالحسین وجدانی (از فروردین ۱۳۳۱ تا آبان ۱۳۳۲)
    علی نقی مولوی (از آبان ۱۳۳۲ تا فروردین ۱۳۳۵)
    سید مهدی نبوی (از اردیبهشت ۱۳۳۵ تا آذر ۱۳۳۶)
    سرتیپ محسن فرزان (از فروردین ۱۳۳۷ تا مهر ۱۳۳۷)
    سعید مجتهدی (از مهر ۱۳۳۷ تا شهریور ۱۳۳۸)
    لطفعلی قوامی (از شهریور ۱۳۳۸ تا مرداد ۱۳۳۹)
    مجید نسرین پور (از مهر ۱۳۳۹ تا تیر ۱۳۴۰)
    سرهنگ حسین وخشوری (از تیر ۱۳۴۰ تا اردیبهشت ۱۳۴۳)
    سرتیپ حسینقلی وکیلی (از اردیبهشت ۱۳۴۳ تا مهر ۱۳۴۴)
    ابوالفضل ادیب (از مهر ۱۳۴۴ تا تیر ۱۳۴۵)
    سید علی پیشداد (از تیر ۱۳۴۵ تا مرداد ۱۳۴۶)
    دکتر مصطفی امیر پناهی (از آذر ۱۳۴۶ تا مهر ۱۳۴۷)
    دکتر محمد علی ظهیری (از آبان ۱۳۴۷ تا اسفند ۱۳۴۷)
    دکتر حمید وارسته (از اسفند ۱۳۴۷ تا آذر ۱۳۵۰)
    دکتر عبدالعلی شاهید (از آذر ۱۳۵۰ تا آذر ۱۳۵۲)
    سرتیپ جواد مصری (از آذر ۱۳۵۲ تا خرداد ۱۳۵۳)
    مهندس حسن اسکندری (از خرداد ۱۳۵۳ تا تیر ۱۳۵۴)
    دکتر حمید وارسته (از مرداد ۱۳۵۴ تا دی ۱۳۵۶)
    دکتر محمد باقر صدری (از دی ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸)
    مجید اقتصادخواه (۱۳۵۹–۱۳۵۸)
    محمد صادق پشمینه آذر (۱۳۶۱–۱۳۵۹)
    اسماعیل قدری (۱۳۶۲–۱۳۶۱)
    میر ولی موسوی [بعنوان سرپرست موقت در شهرداری] (۱۳۶۳–۱۳۶۲)
    محسن عزتی (۱۳۶۵–۱۳۶۳)
    میر طاهر موسوی (۱۳۷۲–۱۳۶۵)
    فریدون درویش‌زاده (۱۳۷۶–۱۳۷۲)
    محمد اشرفی نیا (۱۳۷۸–۱۳۷۶)
    عبادالله فتح‌اللهی (۱۳۸۲–۱۳۷۸)
    سید حسین فرهنگ‌پور (۱۳۸۲)
    احتشام حاجی‌پور (۱۳۸۴–۱۳۸۲)
    علی‌رضا نوین (۱۳۹۲–۱۳۸۴)
    صادق نجفی (شهریور ۱۳۹۶–۱۳۹۲)
    ایرج شهین باهر (تاکنون – مهر ۱۳۹۶)




مرتبط با : تبریز * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : شهردار تبریز-شهین باهر-شهرداری-برنامه های کلانشهر تبریز-شهرداران تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396
زمان : 11:58 ب.ظ
پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
نظرات |


دومین سالروز درگذشت دکتر مبین ، الگوی انسانیت در ششم مهر ماه است.


محمدحسین مبین

مرحوم مبین و همسرش نشاط وثوقی
در بیوگرافی‌ دست‌نوشته‌ی خانم نشاط وثوقی آمده، متولد ۱۳۱۰ مراغه است که در دوران تحصیلات متوسطه به تبریز آمده و در سال ۱۳۲۷ با دو سال تحصیل در رشته‌ی پزشکیاری و چهار سال تحصیل در رشته مامایی در سال ۱۳۳۳ فارغ‌التحصیل شده؛ در سال ۱۳۳۸ با دکتر مبین ازدواج کرده، در بیمارستان‌های خیریه، شهناز، شاپور کار کرده و … و بعد از ۲۰ سال خدمت، خودش را بازنشسته کرده است. چندین سال از این ۲۰ سال هم پابه‌پای پدرتان به بابا باغی رفته. آن‌ها هرچه از دستشان برمی‌آمده برای جذامیان و فرزندانشان انجام می‌داده‌اند.
دکتر مبین


دکتر سید محمد حسین مبیّن، شاعر، عالم و پزشک برجسته­ آذربایجان است که در سطح جهانی پزشکی حاذق و عالمی شناخته شده است. ایشاه با تخلص “شمشک” به زبان ترکی اشعار و آثار ماندگاری تقدیم بشریت کرده­اند. او، همراه با اشعاری مملو از آرمانها و احساسات پاک بشری، به عنوان طبیبی بزرگ نیز در خدمت انسانها بوده است که خدمات انسان دوستانه­ اش در زندگی بشرین تاثیرگذار بوده است.

مبین در سال ۱۳۰۶ در تبرز چشم به جهان گشود. دانشگاه را در رشته­ پزشکی به اتمام رساند. او، با همکاری پرستاران و پزشکان دیگر ملل و طی مدتها تلاش بیماران جذام سراسر ایران را در سال ۱۳۳۷، در یک مکان – بابا باغی- گردآورد و مرکزی پدید آورد تا این بیماری را از کل جامعه به طرق علمی حذف نماید. بابا باغی ابتکار و جسارت خاص او را می­طلبید و ایشان با این عمل، بشریت را نجات داد. خدمات او در این زمینه با معیارهای جهانی قابل بیان است. ایشان در سال ۱۳۴۱، از طرف جامعه­ بهداشتی جهانی به اروپا دعوت شد و به کشورهای اروپایی مانند: اسپانیا، پرتغال و کشورهای آفریقایی مانند: مالی، نیجریه و دیگر کشورها سفر کرد و تحقیقات و بررسی های علمی بی نظیری را پیش برد و با کسب تجارب فراوان علمی، به کشور خویش مراجعت نمود.

او در این کار سترگ آمادگی خود را برای مداوا و از بین بردن بیماری جذام از جامعه اعلام داشته و کار بزرگ خود را شروع کرد. اینک، این طبیب حاذق و انساندوست در معالجه و از بین بردن چنین بیماری خانمانسوز خدمات گرانقدری را به بشریت کرده است. جالبتر از همه اینکه،، این استاد بزرگوار همزمان با این مداواها، با خلق آثار ادبی تلاش کرده است همراه با کار مداوایش روح انسانها را نیز مداوا کند و با آفریدن شادی و امید در انسانها، دلها را به آینده امیدوار سازد. برای خلق روح بشردوستی دست به قلم برده و با روح ملی خویش توانسته است از هستی معنوی ملت خویش نیز مراقبت نماید.

 او، عشقی را که در مداوای بیمارانش به آنان هدیه می­دهد هدیه­ی روحی و معنوی دیگرش را با اشعار ظریف و زیبایش ممزوج می­نماید و محبت بی­بدیل و انسانی­اش را به کودکان بیمار با شعر و هنرش می­آمیزد. در واقع با آفرینش ادبی و اشعار بسیار زیبا و رقت انگیز خویش، در تربیت و عشق آنان گامهای بلندی برمی­دارد. او در این عرصه، آثار چندی خلق کرده است که عبارتند از:

۱)آچیل چتریم، آچیل

۲) گل بهاریم، گل

۳) قوش یوواسی

۴) لای لای مارالیم لای لای

۵) آغ گول، آغا گول، آیی گول

شمشک، از شاعران بزرگ دنیا به شمار می­آید که در زمینه ی ادبیات کودک با تمام عشق و محبت انسانیشان عمل کرده­اند. او، با خلق اثر”جوذاملی سارا” اثری چنان ماندگار آفریده است که عالمان جهان در ساختن چنین اثری عاجزند. او در این اثر زیبا، زیبایی روح آدمی را به تصویر کشیده است. زیبایی یک دختر مبتلا به جذام، بی توجه به بیماری لاعلاجش، جلو چشمان تمام انسانها حیرت آور است!،..این شعر را باید خواند و دانست که شاعر چه­ها که نکرده است!

شمشک، نویسنده و شاعری بزرگ است و به زبان مادری خویش عشقی بزرگ دارد. اثر”جوذاملی سارا” نه تنها در ادبیات آذربایجان، که در کل ادبیات جهان و دنیای بشریت اثری فناناپذیر است. البته شاعر بزرگ ما، آثار دیگری هم دارد که در ادبیات آذربایجان جایگاهی والا دارد.


جذامیان تبریز

مجسمه دکتر مبین

پدر جذامیان ایران


فعالیت های ادبی دکتر مبین
دکتر مبین، علاوه بر خدمات روزمره در امر جذام و حمایت از جذامیان به خاطر عشق و علاقه خاصی که به شعر و ادب ایران و آذربایجان دارد در وادی ادبیات نیز سهم وتلاش درخور و قابل تأمل دارد.
وی در شعر "شمشک" تخلص کرده و آثار بسیاری در زمینه های مختلف ادبی خصوصا" ادبیات آذربایجان و کودکان دارد که برخی از این آثار چاپ و برخی دیگر نیز در نشریات مختلف کشور منتشر شده است از قبیل :
1 – به یاد شهریار (سوگواره و سوگ نامه ها )
2 – سخنان عارفانه و نصایح حکیمانه نظامی گنجوی
3 – شیطان در شعر شهریار (گامی در راستای شهریار شناسی)
4 – غنچه های خونین (قانلی چیچکلر)
5 – عاشیقلار (مقدمه ای بر کتاب آذربایجان عاشیقلاری)
6 – قاپیمیز آچیلیرگونشه ساری (مقدمه ای بر کتاب شعر ذوالفقار کمالی)
7 – آچیل چتریم آچیل (اوشاقلار ادبیاتی"1")
8 – گل باهاریم گل (اوشاقلارادبیاتی "2")
9 – قوش یوواسی (اوشاقلار ادبیاتی "3")
10 – تبریز گنجه نهفته در بسته تاریخ و اشعار و قطعات منظوم دیگر از قبیل: حماسه خونین انقلاب اسلامی، سارای جذامی، آی بالام باغدا ناوار؟ ، رسامین قلمینده طبیعت جانلانیر و ...
استاد مبین بارها چه در مقام طب و طبابت و چه در عرصه علم و نیز ادبیات مورد تقدیر و قدردانی مسئولات امر و نیز دوستداران فرهنگ قرار گرفته است از آن جمله به انتخاب وی، به عنوان یکی از ده پزشک پیش کسوت کشور در شهریور ماه 1378 اشاره می شود.

- عمادالدین نسیمی شاعر طبیعت

- نظامی گنجوی

 و دیگر آثار…


مصاحبه ترکی مرحوم دکتر محمدحسین مبین پدر جذامیان ایران
[http://www.aparat.com/v/s4QvN]

تبریزین باباباغی آسایشگاهیندان قیسا گؤرونتو
[http://www.aparat.com/v/l57d8]


دکتر مبین، نخستین عالمی است که در ایران تندیس اورا در زمان حیاتش ساخته و امروز در تبریز نصب شده است. تا امروز از طرف مردم قدرشناس ما، کنگره­ها و نکوداشتهای مختلفی برای بزرگداشت این انسان وارسته و بزرگ برگزار کرده است. جالب اینست که دکتر مبین فرهنگسرایی ساخته و در آن امکانات لازم برای بازی و تفریح کودکان ایجاد کرده است. در این فرهنگسرا، سالنی مخصوص و مملو از عروسکها و اسباب بازیها برای کودکان فقیر درست شده است و محلی برای برگزاری شبهای شعر و موسیقی آذربایجانی در آن ایجاد شده است.


محبت تشنه‌سی       (یئتیم اوشاقلارا)

محبت، دریادیر،
اوج­سوز –  بوجاق­سیز،
محبت ایچینده،
من بوغولموشام.

كیم بیلیر،
بلكه ده بیرگون،
محبت گؤرمه‌میش،
من دوغولموشام.

آتاسیز، آناسیز،
سارماشیق كیمی،
ساریشیب حَیاتا،
یاپراق آچمیشام.

اؤلومون اَلینده‌ن،
گؤز- گؤز ائیله ییب،
اوزولوب، قیریلیب،
بوُرا قاچمیشام.


جذامیان

مبین

مشاهیر

باباباغی



قانلی چیچَك­لر

(این شعر بلند، به مناسبت زلزله­ی طارم و گیلان سروده شده است):

یام یاشیل باغ لاری بوُ گوللو داغی،
بورویوب چَن، اوزونو چیسگین آلیب.
قارا دهشت‌لی بوُلوت كؤلگه سالیب،
بیلمیره‌م، آی بوُ گئجه هاردا قالیب؟

ته‌كه توك اوُلدوز آخیر گؤیلرده،
یئل كوَشولدور، سئل آخیر.
ایلدیریم اوْد كیمی گؤیلرده شاخیر،
تكجه بایقوُش دو كی، داملاردا باخیر.

ده‌نیزین گؤی سوُلاری جوشه گلیب،
دالغالانمیش لَپه‌لر دالغالانیر.
باغدا یارپاق­دی كی یئل­ده تالانیر،
غَم، كَدر، غصّه، اَلَم­دیر قالانیر.

آت قیریب نوختاسینی، ایت‌ده هورور،
تیتره‌ییر  ننی كیمی یئر چابالیر.
داغیلان ائولره گؤز‌لر قارالیر،
بوُ نه دهشت­دیر آدام دان جان آلیر؟

یئر دئمه بیر ایری گؤز غربیل­دیر،
قوُم كیمی چالخالاییر انسانی.
قاتیب انسان­لا اَلیر حیوانی،
آتیری بیر طَرَفه خیردا قیزی – اوغلانی.

ییغیشیب بیر یئره قوشلار، قوچلار،
سان كی محشردی، قییامت قوپورو،
بیر حزین اوخشاما، كیمسه اوخورو،
یا كی خنجردی اوره‌ك ده سوُخور.

دام- دوُوار دیر تؤكولور هر یان دا،
آه و شیوَن سسی دیر عرشه چاتیر،
بالا وای ناله سی اَحوالی قاتیر،
ائو، ائو اوستونده ییخیر یا كی یاتیر.

ته‌رپه‌نیر  داغ، یوگورور شهره ساری،
توز بوغور سینه­ده خَلقین نَفَسین
باتیریر حَنجَره‌ده ناله سَسین،،
ساربان دا ایتیریب دیر ده‌وه‌سین.

آچیب آغزین یئر اوُتور اینسانی،
یئتددی باش اَژدهادیر نعره چكیر،
هارا باخ‌سان غَم اَلیر، غصّه اَلیر،
دیوِ وَحشت ائدیب انسانی اَسیر.

سوَ یئری قان باش آلیبدیر گئدیری،
قان ایچینده به‌له‌شیر آرواد، اوُشاق،
قوُرویوب دور هَمی دیل هم‌ده دوُداق،
سؤیله میر كیمسه‌ اوْتاق واردیر، اوْتاق.

آلاچیق لار اوْد آلیب شعله چه‌كیر،
بورویوب قان قوْخوسو بَند- به‌ره‌نی،
آیاق آلتیندا اَزیر قوچ برّه‌نی،
اوُنودوب دور نه‌نه‌جان گل نَوه‌نی.

قان اولوب تازه گلینین حَناسی،
توْی ائوی یاسه باتیب هَر یان‌دا،
كوره‌كه‌ن نَعشی قالیب ائیوان‌دا،
آنا بیر یان‌دا، آتا بیر یان‌دا.

قورخودان دیل توُتولوب، گؤز به‌ره‌لیب،
چوْخ لو ائو، داش- قایا آلتیندا قالیب،
گول كیمی نازلی جاوان قیز سارالیب،
بوُ گئنیش دونیا عَجَب پیس دارالیب.

یوخ اوْلوب بوُردا اوْلان گول‌لو حَیات،
اؤلو تورْپاغی اَله نمیش باشینا،
قارداشین چاتمیز اَلی قارداشینا،
هَره بیر یان‌دا قالیب اؤز باشینا.

بیر بئشیك‌ده مه‌له‌ییر كؤرپه بالا،
بیر طَرَف‌ده اوُزانیب خَسته آنا،
بیر ائوین اَهلی بوتون باتیب قانا،
اؤلولر حدده‌ن آشیب گلمیر سانا.

آرزی لار بوزكیمی دیل لرده دوُنوب،
آه و حَسرت یاغیری هَر یان‌دا،
دَرد و غَم حؤكم سورور دؤوران‌دا،
بئله بیر فاجعه كیم گؤرموش ایدی ایراندا؟

دایانیر بیر گئجه‌ده نَبضِ زامان،
وَحشته چوُلقالانیر شورِ حَیات،
داهی قالمیر دیریلیك‌ده‌ن بیر زاد،
بیرده آباد اوْلا گیلان هئیهات!

زلزله كَن فَیَكون ائتدی گیلان،
داغیلیب طاروم و مَنجیل، لوْوشان،
قالماییب روُدبارا نام و نیشان،
نه گیلان قالدی بیزه نه زنجان.

اَلاَمان دیر هامی ایمداده گلین،
قوْیمایین نازلی چیچه‌ك‌لر سارالا،
قویمایین بیر دیری توْرپاق‌دا قالا،
قوْیمایین چئهره‌یِ ویجدان قارالا.

گؤروره‌م بیر بالاجا اینجه قیزی،
خیردا كرپیج‌لری كوللوك‌‌ده‌ن اَلیر،
یئنی ده‌ن قوُش لارینا لانه سالیر،
یئنه گردونه‌یِ دؤوران دوْلانیر.

بئش گئجه آلتی یاشیندا بیر اوُشاق،
توْرپاق آلتیندا اؤلوم‌له ساواشیر،
دیری لیك عشقی اؤلوم له یاریشیر،
نامَ اینسان سنه اوْغلان یاراشیر.

ائل گوجو، سئل گوجودور دؤوران دا،
ییغیشین میلله‌ته ایمداد ائله‌یه‌ك،
ییغیشین اؤلكه‌نی آباد ائله‌یه‌ك،
بوُ سینیق قَلب‌لری شاد ائله‌یه‌ك.

اینسانین همتی سارسیلمازدیر،
سئل، طوُفان، زَلزله سیندیرماز اوْنو،
سانما شیمشك بوْ زامان‌دا آز اوْنو،
خلقی‌نین تاریخینه سن یاز اوْنو.

اَمینَم اؤلكه‌میز آباد اوْلاجاق،
خَلقیمیز غصّه‌دن آزاد اوْلاجاق،
یئنه بوُردا گول آچیب گول سوْلاجاق،
كؤنلوموز عشق و اوُمود لا دوْلاجاق.

زَلزَله خاطیره‌تك،
خاطیریمیزده قالاجاق.[۱]

 قایناق” م. کریمی، تاریخ ادبیات آذربایجان، ج ۱۰، نشر اختر، ۱۳۹۵٫
این شعر چون خاطره ای از زلزله ی اتفاق اتفاده در سال ۱۳۶۹ در منطقه ی طارم زنجان و گیلان سروده شده ایت. عنوان همین شعر در عین حال عنوان کتاب شعری است که استاد در همین رابطه گردآوری کرده است.

مبین تبریز

پرفسور مبین



سخن آخر اینکه وی علاوه بر اینکه پزشکی حاذق، عالمی دانشمند، شاعری ژرف نگر و نویسنده ای توانا هستند، انسانی متواضع و وارسته به شمار می روند به قول دکتر اکبر ترابی :"دکتر مبین علاوه بر وقف و صرف عمر و جوانی خود به معالجه و سرپرستی بیماران باباباغی و گذشته از سرمایه علمی و ادراک قوی، از عواطف لطیف و ژرف انسانی نیز کاملا" بهره مند است و همین دو ویژگی سبب شده تا وی هم چنان که پزشکی حاذق است، شاعری ژرف نگر و دردآشنا نیز باشد...."

قیزیل قلم
گردآوری تبریز ویکی لینک


لینک مجموعه پستهای مشاهیر و بزرگان آذربایجان و ترکان



مرتبط با : تبریز * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : دکتر مبین-جذامیان-مفاخر تبریز-نشاط وثوقی-باباباغی تبریز-شعر ترکی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 7 مهر 1396
زمان : 12:45 ب.ظ
سلام به شهریار
نظرات |

شهریاره سلاملار



باز هم 27 شهریور فرا رسید و روز شعر و ادب ایران در سالروز وفات شهریار ایران


سلام بر روح شهریار ...

شهریار


سلام شهریار...
خوشبختانه شهریار بیدار نیست که ببینند ، روز ملی شهریار" اصلا ملی نشده است!
این روز اگر به نام شخص دیگری بود در بزرگ‌ترین تالارهای کشور و در طراز مسئولان اول کشور برنامه‌ برگزار می‌شد!

سلام شهریار...
خوشبختانه شهریار بیدار نیست که ببییند،  نه اصالت و فرهنگ آذربایجان در دیار آذربایجان باقی مانده ، نه زبان غنی ترکی که شعر گفته !

سلام شهریار...
خوشبختانه شهریار بیدار نیست که ببییند، دریاچه اورمیه آذربایجان باقی مانده ، جوانان دیار خود را فراموش و مهاجر شده اند مثل دورناهای دریاچه اورمیه !

شهریار در خواب ابدی است و ما در خواب و بیدار !

كونلوم قوشو قاناد چالماز، سنسیز بیر آن آذربایجان
خوش گونلرین گئتمیر مودام خیالیمدان آذربایجان
سن دن اوزاق دوشسم ده من عشق اینله یاشاییرام
یارالانمیش قلبیم كیمی قلبی ویران آذربایجان
بوتون دونیا بیلیر قودرتینله دؤولتینله
آباد اولوب، آزاد اولوب، مولكو ایران، آذربایجان
بیسوتونی، اینقیلابدا شیرین وطن اوچون فرهاد
كولونگ وورموش اوز باشینا زامان – زامان آذربایجان
وطن عشقی مكتبینده جان وئرمه یی اؤیرنمیشیك
اوستادیمیز دئمیش هئچدیر وطنسیز جان آذربایجان
قورتارماق اوچون ظالیملرین الین دن ری شومشادینی
اؤز شومشادین باشدان – باشا اولوب آل قان آذربایجان
یا رب نه­ دیر بیر بو قدر اوركلری قان ائتمه یین
قولو باغلی قالاجاقدیر نه واختاجان آذربایجان
ایگیدلرین ایران اوچون شهید اولموش عوضینده
درد آلمیسان غم آلمیسان سن ایراندان آذربایجان
ائولادلارین نه واختاجان تّركی وطن اولاجاقدیر
ال – اله وئر عصیان ائله اویان اویان آذربایجان
یئتر فراق اودلاریندان اود الندی باشیمیزا
دور آیاغا یا آزاد اول یا تامام یان آذربایجان
شهرییارین اوره­ یی ده سنین كی تك یارالیبدیر
آزادلیقدیر سنه مرحم منه درمان آذربایجان!



در این روز برویم کنار شهریار ....


شهریار

تشیع شهریار

وفات



آذربایجان، سرزمینی پرآوازه در عرصه فرهنگ و ادب است که از شمس تا شهریار را به عنوان ستارگانی ماندگار در ادبیات در خود جای داده و جلوه‌گری می‌کند.

به روایت تاریخ آذربایجان محل پرورش شاعران نامی چون قطران، خاقانی، نظامی، شیخ محمود شبستری، استاد سید محمد حسین شهریار، پروین اعتصامی و یادآور جوشن اندیشه‌ای مولانا و شمس تبریزی و ظهور اسلام شناسان برجسته‌ای نظیر علامه امینی، علامه محمدحسین طباطبایی، علامه محمد تقی جعفری و چهره‌های برجسته سیاسی و فرهنگی و آزادیخواهانی مانند، ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی، شیخ محمد خیابانی و سرزمین شهدای محرابی چون آیت‌الله شهید مدنی است.

دانشمندان برجسته‌ای چون پروفسور هشترودی، پروفسور عدل و هنرمندانی مانند، اقبال آذر معروف به سلطان آواز ایران و غلامحسین بیگچه خانی، فرنام و پیشتازان تئاتر نوین ایران نیز از این دیار برخاسته‌اند.

استاد محمدحسین شهریار از جمله مشاهیر و مفاخر ارزشمند فرهنگ ادب ایران اسلامی است که در جایگاه برترین‌های شعر و ادب گهربار ایران جای دارد، بی‌تردید وی در قرن اخیر آئینه تمام‌نمای فرهنگ و هویت اصیل ایرانی است.

استاد شهریار که برخاسته از خاک پاک آذربایجان است از منظرهای گوناگون نماد و سمبل هویت اصیل ایرانی مردم این خطه است. آذربایجان که همواره مدافع هویت و اصالت ایرانی و ایرانیان بوده است بزرگان و فرزانگان آن پرچمدار این جبهه دفاع بوده‌اند. استاد شهریار در شعر و ادب معاصر آذربایجان از جمله این فرزانگان است که با شعر و ادب به مصاف نبرد با بیگانگان و بیگانه‌گرایان آمد.

شهریار نه تنها در شیوه کلاسیک و موسوم ادب فارسی حق سخنوری را ادا کرده بلکه در اسلوب شعر فارسی نیز اعجازی اعجاب انگیز نشان داده است. جهان بینی فلسفی، نگرش اجتماعی، جلوه‌های عاطفی، ذوقی و هنری اسلوب متین و استوار شاعری درعین حال لطافت و ظرافت‌ خاص او در آثاری چون:‌ هذیان دل، ای وای مادرم، نقاش، پیام انیشتین و... منتقدان شعر فارسی را دچار حیرت و سرگشتگی کرده است و به یقین بعضی از این آثار در صورت شرح و بسط، تبدیل به گنجینه‌ای جاودانه می‌شود.

‏جامعیت و تنوع در شعر شهریار و نیز انسانیت شهریار وی را به شاعری مردمی و محبوب تبدیل کرد و نامگذاری سالروز وفاتش به روز ملی شعر و ادب شاید کوچک‌ترین کار در حق این شاعر متعهد و مردی است.

شهریار شاعری عاشق بود که شعر او جلوه‌ای از پاکی وجود و تبلور حقیقی احساس بود. با آن دلی که غزال چابک دشت‌های غزل بود می‌خرامید و چشم زیبا دوست «شاعری» را به خود وا می‌داشت. آنجا که در دامـن دل‌انگیز «حیدر بابا» طنین می‌افکند دل هر عاشق وارسته‌ای به آن سو می‌شتافت. او در سیر پر دامنه خویش، در سلوک عاشقی تا بدان جا پیش رفت که سزاوار دریافت خرقه از دستان مرشد طریقت گشت اما فروتنی و خاکساری‌اش او را به عالم شاعری فرا خواند. روح پر تلاطم و پر تکاپوی نغز پرور او را می‌ستاییم.

استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی، شاعر پرآوازه معاصر ایران است که در شعر خود به «شهریار» تخلص می‌کرده و با چیرگی تمام به زبان‌های «فارسی» و «ترکی» شعر می‌سروده است. نفوذ معنوی کلام شیرین این شاعر از یک سو در همه جای سرزمین پهناور ایران بر سراچه دل کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان نشسته و هر ایرانی غزلی، قطعه‌ای و یا لااقل بیتی از «شهریار» بر لوح خاطر خویش سپرده است و از سوی دیگر آوازه شهرت این عاشق دلسوخته از فراسوی مرزهای ایران به سرزمین‌های دیگر و به ویژه کشورهای ترک زبان رسیده و سخنان دلنشینش روشنی بخش دل شیفتگان گشته و هر ترک زبانی که منظومه «حیدربابای» او را شنیده منقلب گشته و بر روح لطیف و دل با صفا و هنری همتای او آفرین گفته است.



نماهنگ حیدربابا شهریار از ودود مؤذن زاده
[https://www.aparat.com/v/nfyaY]
نماهنگ با شعرهای فارسی استاد شهریار ، بنان و محسن چاوشی
[https://www.aparat.com/v/metNA]


به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی

استاد شاعرى که سال‌ها با یکه‌تازى در میدان توحید و وادى عرفان ثمره اشعارش هم اکنون زینت‌بخش محافل خاص و عام ماست. رند پیر عالم‌سوزى که هبه شهریاریش را از کف عطاى خواجه شیراز برگرفته بود و همچون مراد خود زمزمه غزل‌هایش عشق را در رگ‌ها به جوش مى‌آورد گرانقدرى که غزل «على اى هماى رحمتش» او را فارغ از زمان و مکان نمود و در ابتداى ابد و انتهاى ازل جایش داد.

امروزه در پهن دشت سرزمین ایران کمتر جایی را می‌توان یافت که نام و نشانی از سروده‌های شهریار در آن نباشد و شمار اندکی از مردم با سواد را می‌توان دید که بیتی، قطعه‌ای و غزلی از شهریار را بر لوح خاطر نسپرده باشند و این نشانه‌ای است از نفوذ معنوی کلام شاعر بر سراچه دل آشنا و بیگانه.

نام «شهریار» فرزند نامدار تبریز سال‌ها است که از مرزهای ایران گذشته و در چهار گوشه گیتی هر جا که از ادب فارسی و زبان حافظ، سعدی و فردوسی سخن می‌رود از لاهور و کشمیر و پیشاور و کراچی تا مدرسه السنه شرقیه پاریس و مکتب شرقی و‌ آفریقایی، از فرانکفورت و...تا راهروهای دانشگاه‌ «هاروارد» زبانزد پارسی شناسان است و دیر زمانی است که نام شهریار با حدیث ادب معاصر ایران عنای بر عنای می‌رود و شعر فارسی با دیوان و‌ آثار شهریار پیوند استوار و ناگسستنی دارد.

امروز به جرأت می‌توان گفت «شهریار»از برجسته‌ترین مظاهر جهان شعر و پر فروغ‌ترین ستارگان آسمان ادب ایران به شمار می‌رود و آنان که ادبیات شیرین فارسی را نیک می‌شناسند وی را نظامی، سعدی و حافظ امروز می‌خوانند و آثار وی را از نظر رعایت نکات اخلاقی، عرفانی و برانگیختن غرور ملی،حسن میهن پرستی و نوعدوستی گل سرسبد ادبیات معاصر می‌دانند.

ولیکن آنچه در این میانه گفتنی است، این است که «شهریار» نیز به مانند هر انسان اندیشه‌ورز در راستای آفرینش‌های هنری خود با افت و خیزهایی روبرو بوده و در گذرگاه حیات خویش فراز و نشیب‌های بسیاری را دیده و از پیچ و خم‌های دور و درازی گذشته تا راه خود را در جهت حرکت استکمالی و خلق آثار و سروده‌هایی جاودانه و ماندگار یافته است.

استاد ملک الشعرای بهار او را بداعت شاعری نه تنها افتخار ایران بلکه افتخار عالم شرق می‌داند.

منظومه ترکی «حیدر بابایه سلام» اثر بی‌نظیر این شاعر بزرگ به عنوان یک شاهکار ادبی مورد توجه ادب دوستان قرار گرفته و تاکنون به بیش از 90 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.


مقبرةالشعرا قبلا با نام‌های حظیرةالشعرا ، حظیرة‌القضاه، قبرستان سرخاب معروف و مشهور بوده است اما متاسفانه گذشت روزگاران و مهم‌تر از آن حوادث طبیعی چون سیل و زلزله، شکل ظاهری آن را از بین برده و آثاری از مقابر این بزرگان بر جای نمانده است.

چنانچه طباطبایی صاحب کتاب اولاد اطهار که در سال 1294 هجری قمری تالیف شده، نوشته است که به علت زلزله‌های بسیار مخصوصاً زلزله سال 1193 و بعد از آن در سال 1194 آثاری از آن به جای نمانده است. محقق بزرگوارجناب آقای عزیز دولت آبادی در مقاله زلزله‌های تبریز درباره مزارات مقبرةالشعرا نوشته‌اند: (با کمال تاسف از مزارات شهریاران شعر و ادب فارسی مثل خاقانی شروانی، اسدی طوسی، ظهیر فاریابی، مجیرالدین بیلقانی، حکیم قطران تبریزی، شاهپور بن محمد اشهری سبزواری، خواجه همام تبریزی و ..... کوچک‌ترین نشانه و اثری نمی‌یابی.

 *بنای یادبود

عظمت و تقدس خاک سرخاب به جهت عارفان و شاعرانی که در آن مدفون هستند و نام ظاهری مقبرةالشعرا که اثری از وجود خارجی آن نبود، جرقه‌ایی بود برای ساخت بنای یاد بود این شاعران و عارفان سترگ، از این رو در شهریور ماه 1350 هجری شمسی آگهی دعوت به مسابقه طرح یاد بود مقبرةالشعرا به روزنامه‌های کیهان و اطلاعات و مجله یغما فرستاده شد و پس از طی مراحل اداری بالاخره طرح پیشنهادی آقای مهندس غلامرضا فرزانمهر انتخاب و عملیات عمرانی آن آغاز گردید.

اکنون تحت لوای جمهوری اسلامی ایران و به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان‌شرقی این مجموعه فرهنگی پذیرای میهمانان و گردشگران از داخل و خارج کشور می باشد.

به تبریز ار شوی ساکن زهی دولت زهی رفعت

به سرخاب ار شوی مدفون زهی روحا زهی راحت

*مقبرة‌الشعرای تبریز از نگاهی دیگر

مقبرةالشعرای تبریز به گمان بسیاری، عزت و برکت خاصی داشته است که حتی در کتاب روضه الاطهار آمده است که وقتی مردمی از تبریز به روم به خدمت مولانا جلال‌الدین مشرف می‌شدند بنا به خواسته مولانا از خاک سرخاب به عنوان تحفه به او می‌بردند و مولانا به عزت، تمام خاک را نگه می داشت.

تدفین شاعران مشهوری چون خاقانی شروانی، قطران تبریزی، ظهیر فاریابی، همام تبریزی، اسدی طوسی، مانی شیرازی، اشهر سبزواری و محمد‌حسین بهجت تبریزی (استاد شهریار) و غیره سبب به وجود آمدن مقبره‌ای عظیم از مردان نامی در کنار یکدیگر شده است.

البته بر اثر مرور زمان و عوامل طبیعی مانند زلزله‌های پیاپی و گاه بسیار شدید تبریز این مقبره‌ها ویران و به طور کامل از بین رفته‌اند، اما هم اکنون قسمتی از این محل که همان مقبرة‌الشعرا نامیده می‌شود، تجدید و احیای بنا شده است.

متأسفانه با وجود ارزش فرهنگی و تاریخی این مکان، پروژه بازسازی آن که از سال 1349 آغاز شده از سرعت مطلوب برخوردار نبوده است، به طوریکه این مقبره عظیم به جای اینکه در قالب یک مجموعه فرهنگی به یاد خانه تبدیل شود، فرسودگی لابه‌لای دیوارهایشان رسوخ کرده و به فراموش‌خانه‌ای تبدیل شده که در گرداب تصمیم ‌گیری‌های مقطعی مدیران، سرگردانی می‌کشد.

با این اوصاف مقبرةالشعرای تبریز، بالقوه دارای جذابیت‌های ویژه برای جذب مخاطب و توریست از اقصی نقاط دنیاست و اکنون نباید برنامه‌ریزی در این حوزه با پراکندگی ادامه یابد. بلکه باید چنین مکانی با برنامه‌ریزی منسجم در قالب یک مجموعه فرهنگی احیاء شود و روح زندگی در آنها به جریان افتد و به یاد آوردن تدریجی خود را به نسل‌های آینده منتقل کند و این تجربه می‌تواند علاوه بر بودجه مستقل با به کارگیری توانایی بخش خصوصی، شرایط مطلوب‌تری را برای پویایی این مجموعه و موزه ایجاد کند.

حقیقتاً باید از مسؤولان و مدیران شهری سوال کرد که برنامه آنها برای ایجاد پایگاه‌های دائمی فرهنگ و توسعه آن در تبریز چیست؟آیا باز هم تجربه موفق و ناموفق مدیران پیشین در حوزه فرهنگ به یک عادتی اجتناب‌ناپذیر مبدل شده و تکرار خواهد شد؟ یا اینکه به جای زنده کردن نماد به یادآوردن تدریجی خود، همه با هم در آغوش شهریار به گریه خواهیم نشست.

 *و اما یک تأمل

سرزمین ایران در تمام اعصار، مهد پرورش و بالندگی شاعران و عارفان بسیاری بوده است. به جرات می‌توان گفت که این سرزمین، موعود و قبله‌گاه بیشتر عارفان و سالکان در قرن‌های گذشته بوده و تاثیرش را بر شاعران و عارفان سرزمین‌های دور و نزدیک نیز گذارده است. در هر گوشه از این مرز و بوم، بقعه یا مزاری از عارف یا شاعری نامدار می‌توان جست که بوی عبیر و عنبر، بر خاکش پراکنده و عشق و معرفت را در کالبد مردمانش دمیده است.

بدون شک تبریز به دلیل جای دادن به عارفان و شاعران بی‌شمار از این حیث بسیار غنی و پربارتر است و امروزه در دشت سرزمین ایران کمتر جایی را می‌توان یافت که نام و نشانی از سروده‌های شهریار در آن نباشد و شمار اندکی از مردم را می‌توان دید که بیتی، قطعه‌ای یا غزلی از این شاعر معاصر پرآوازه را بر لوح خاطر نسپرده باشد و این نشانه‌ای است از نفوذ معنوی کلام شاعر بر سراچه دل آشنا و بیگانه.

پس شهریار و در کل مقبرةالشعرا، تنها متعلق به تبریز و ایران نیست بلکه مقبرةالشعرا و شهریار متعلق به کل جهان است و این اهمیت و جایگاه ملی مقبرة‌الشعرا به عنوان یک مکان تاریخی و فرهنگی، توجه مضاعفی را از سوی دولتمردان می‌طلبد.

و اکنون که آذربایجان از پایگاه شایسته و پیشینه درخشان خود فاصله گرفته بر تمامی مسؤولان دلسوز، اندیشمندان، نمایندگان مجلس و علاقمندان به این خطه، فرض است تا با همفکری و تلاش و مجاهدتی مضاعف، مسیر گمشده توسعه فرهنگی استان را بازیافته و آن را در مسیر احیای مجد و عظمت گذشته خود یاری دهند.

به هر حال همچنان‌که وحید و ام‌البنین حسین زاده در کتاب مقبرةالشعرای تبریز آورده‌اند: اینکه شاعران مدفون در مقبرةالشعراء، خفتن در جوار شهریار را بیشتر برای خود مایه مباهات‌ می‌دانند یا شهریار برای آرام گرفتن در معروف‌ترین مقبرةالشعرای ایران بر خود می‌بالد دقیقاً نمی‌توان گفت، اما در هر صورت تبریز برای داشتن این همه گوهر گرانبها در خاک عنبرینش می‌بالد و افتخار می‌کند.

 در خاتمه باید گفت که شهریار ملک دل در آخرین لحظات حیات این دو بیت از اشعار خود را زمزمه کرد و جان سپرد:

ای مظهر جمال و جلال خدا

علی یا مظهر العجایب و یا مـرتضی عـلی

از شهـریار پیر زمینگیر دست گیر

ای دستگیر مردم بی‌دست و پا علی

شهریار


ترسا

خان ننه

خانه شهریار

آرامگاه

مقبره الشعرا

مجسمه شهریار

لباس شهریار

روستای خشکناب و خانه باغ پدری شهریار
خشکناب




 قطعه شعر زیبایی از استاد محمّد حسین بهجت تبریزی "شهریار" در رثای همسر مرحومه اش عزیزه خانم که در سنین جوانی بر اثر سکته ی قلبی در تهران دار فانی را وداع گفت و در گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

نه ظریف بیر گلین عزیزه سنی
منه لایق تاری یاراتمیشدی !

بیر ظریف روحه بیر ظریف جسمی
ازدواج قدرتیله قاتمیشدی !!!

عشقیمین بولبولی سنی دوتموش
هرنه دونیاده گول وار ، آتمیشدی

سانکی دوستاق ایکن من آزاددیم
ائله عشقون منی یاهاتمیشدی !

سؤیدوگیم سانکی هم نفس اولالی
قفسیمدن منی چیخارتمیشدی

جنّت ائتمیش منیم جهنّمی می
یانماسین یاخماسین آزاتمیشدی

قاراگون قارقاسی قونـاندا منیم
آغ گونوم وارسادا قاراتمیشدی

آدی باتمیش اجل گلنده بیزه
من آییم چیخدی گونده باتمیشدی

سارالیب گون شافاخدا قان چناغین
قورخودان تیتره ییب جالاتمیشدی

قارا بایگوش چـالاندا آغ قوشومی
زعفران تک منی ساراتمیشدی

کور قضا ئوز یولون گئدن وقته
چاره نین یوللارین داراتمیشدی

نه قدر اوغدوم آچمادین گؤزیوی
گؤز سکوت ابدله یاتمیشدی

او آلا گؤز اویانمادی کی منیم
بختیمی مین کره اویاتمیشدی

داها کیپریکلرون اولـــوب نشتر
یارامین کؤزمه سین قاناتمیشدی

سن نه یاخشی ائشیتمدون بالالار
آنا وای ناله سین اوجاتمیشدی

سنی وئردیم بهشت زهرایه
منه مولا الین اوزاتمیشدی

اورگی دوغرانان آنـان مه له دی
دونیا زهرین اونا یالاتمیشدی

سن باهار ائتدیگون چمنده خزان
هرنه گول غونچه وار سوزاتمیشدی

نه یامان یئرده کؤچدی کروانیمیز ؟
نه یئیین یوک یاپین دا چاتمیشدی

قیرخا سن یئتمه دون جاوان گئتدون
من گئدیدیم کی یئتدیم آتمیشدی

قوجا وقتیمده بو قـــــارا بختیـــم
منی قول تک بلایه ساتمیشدی !!!

عزیزه جان

ترجمه:
(عزیزه ! خداوند تو را یک عروس ظریف که لایق من بود خلق کرده بود ! و ازدواج یک روح ظریف را با قدرت به یک جسم ظریف پیوند داده بود !!!)
(بلبل عشقم هر چه گل در دنیا بود را رها کرده بود و تنها تو را انتخاب کرده بود ! عشقت بقدری مرا بیخود کرده بود که گویا من از زندان در حال رها شدن بودم !) (گویا آنکه او را دوست داشتم با من هم نفس شده و از قفسم خارج کرده بود ! و دوزخ مرا مبدّل به بهشت نموده و آتش و سوزاندنش را کاسته بود !)
(کلاغ سیاه بختی من وقتی به پرواز درآمد ، اگر روز سپیدی هم داشتم آنرا سیاه کرده بود ! مرگ که اسمش محو شود وقتی به منزل ما پا گذارد ، ماه من درآمده و خورشید هم غروب کرده بود !!!) (خورسید زرگون شده و آتشدان خونینش در شفق از ترس افتاده و پخش شده بود ! و جغد سیاه زمانیکه پرنده ی سپید مرا شکار کرده بود ، مرا بسان زعفران زردگون کرده بود !!!)
(سرنوشت نابینا زمانیکه راه خود را طی میکرد ، راههای چاره و تدبیر را تنگ کرده بود ! و هر اندازه نوازشت کردم ، چشمهایت را باز نکردی و چشمهایت در سکوت ابدیّت خفته بودند !!!)
(آن نگار زیبا چشم که بخت مرا هزاران بار بیدار کرده بود ، از خواب برنخواست ! و دیگر مژه هایت هم برایم نیشتر شده بود و بثوره ی جراحتم را به خونریزی انداخته بود !!!)
(تو چه خوب شد نشنیدی که فرزندانت فریاد وای مادر بلند کرده بودند ! تو را به بهشت زهرا دادم و مولایم دستش را به سویم دراز کرده بود تا تو را از من بگیرد !!!)
(مادر دلسوخته و داغدارت بسیار شیون کرد چرا که روزگار زهر خود را به او چشانده بود ! و چمنی را که تو بهار کرده بودی ، پاییز آمد و هرچه گل و غنچه در آن بود را پژمرده کرد !!!) (قافله ی ما به چه جای بدی کوچید ؟ و چه زود هم بار و بنه اش را به مقصد رسانید ! تو به سن چهل سالگی نرسیدی و جوانمرگ شدی ! کاش من میرفتم که شصت و هفت سال دارم !)


شاعر

شمع و پروانه

برق اولمادی ” قیزیم گئجه یاندیردی لاله نی
پروانه نین ” اودم ده باخیر دیم اداسینه

گؤردوم طواف کعبه ده یاندیقجا یالواریر
سؤیلور : دؤزوم نه قدر بو عشقین جفاسینه ؟

یا بو حجاب شیشه نی قالدیرکی صاورولوم
یا سوندوروب بو فتنه نی ” باتما عزاسینه !

باخدیم کی شمع سؤیله دی : ای عشقه مدعی !
عاشق هاچان اولوب یئته اؤز مدعا سینه ؟

بیر یار مه لقادی بیزی بئیله یاندیران
صبر ائیله یاندیران دا چاتار اؤز جزاسینه “

اما بو عشقی آتشی عرشیدی ” جاندادیر
قوی یاندیریب خودینی یئتیرسین خداسینه

شمع و پروانه

این شعر در سطح بالای عرفانی است.
فقط به بیت آخرش اشاره میکنیم که میگوید: آتش عشق عرشیست و در جان آدم است، بگذار خودی را سوزانده و تو را به خدا برساند؛
این دقیقا راهیست که شهریار در عرفان طی کرد. با عشقی زمینی جانگداز اما عرشی شروع شد سیر و سلوکش، اما این فقط واسطه ای بود که خودش سوخته به خدا برسد
بقول مولانا:
غازی به دست پور خود، شمشیر چوبین می دهد
تا او در آن استا شود، شمشیر گیرد در غزا
عشقی که بر انسان بود، شمشیر چوبین آن بود
آن عشق با رحمان شود، چون آخر آید ابتلا




مرتبط با : تبریز آذربایجان * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : شعر ترکی-شهریار-شاعر ایران-شعر-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1396
زمان : 11:15 ب.ظ
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی
:: توریسم و اهمیت آن برای اقتصاد شهر
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی
:: پیاده محوری لازمه شهر تاریخی توریستی تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی




( تعداد کل صفحات: 38 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ