تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب * مشاهیر آذربایجان
 

تبریز ویکی لینکلر

 
دکتر جواد هیئت
نظرات |

مرحوم پروفسور هیئت
پزشک و محقق که در تبریز بدنیا آمد و در باکو خوابید!



دکتر جواد هیئت ، فرزند علی هیئت مجتهد و رئیس سابق دیوان کشور، در سال ۱۳۰۴ در تبریز به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دوسال اول رشته پزشکی را در ایران گذرانده و به استانبول رفت و پس از اخذ دکترای پزشکی ، دوره تخصصی جراحی را در استانبول و پاریس به پایان رساند و در سال ۱۳۳۱ به ایران بازگشت .

در مدت ۴۸ سال طبابت و جراحی در تهران ، به تدریس و تألیف کتاب ها و مقالات جراحی پرداخت و در فاصله سال های ۵۵ ـ ۱۳۴۳ ، مجله دانش پزشکی را منتشر نمود . ( در این مجله بیش از پنجاه مقاله علمی به قلم او چاپ شده است ) . در کنار جراحی عمومی ، جراحی قلب را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۱ برای اولین بار در ایران موفق به انجام جراحی قلب باز شد .

جواد هیئت


 در سال ۱۳۴۷ اولین عمل پیوند کلیه را در تهران و اولین پیوند قلب سگ ها را در ایران با موفقیت انجام داد . ( دکتر ابتدا روی سگ ها که تا آن زمان در کشور ما بی سابقه بود ماشین قلب و ریه مصنوعی را به کار گرفت و بعد از عمل جراحی روی ۲۵ سگ در بیمارستان شهربانی ماشین فوق الذکر را در جراحی قلب انسان با موفقیت به کار برد . )
از سال ۱۳۴۲ به نمایندگی ایران در « انجمن بین المللی جراحی » و از سال ۱۳۶۲ به عضویت « آکادمی جراحی پاریس » انتخاب شد. تاکنون بیش از ۲۵ مقاله و سخنرانی از او در کنگره های بین المللی جراحی به زبان های فرانسه ، انگلیسی در مجلات معتبر پزشکی خارجی چاپ شده است .

دکتر هئیت به موازات مطالعات و تألیفات پزشکی در تورکولوژی و فلسفه و اسلام شناسی نیز صاحب مطالعه و اهل نظر است و بعد از انقلاب اسلامی با همکاری چند نفر از دوستان صاحب قلم خود ، مجله وارلیق را به زبان های ترکی و فارسی منتشر نموده و در زمینه تورکولوژی شخصأ بیش از صد مقاله در این مجله نوشته است .


تاکنون دهها مقاله و سخنرانی از او در کنگره‌های بین‌المللی جراحی به زبان‌های ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی، فرانسوی و انگلیسی، در مجلات معتبر پزشکی جهان چاپ شده‌است.
پروفسور دکتر جواد هیئت علاوه بر جراحی در زمینه زبان و فرهنگ ترک در آذربایجان و ایران فعالیت داشت.


پرفسور جواد هیئت


علاوه بر اثر حاضر ( سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی ) و آنچه یاد شد ، تألیفات او از این قرار است :

* ترومبوز و قلبیت و درمان آن ( ۱۳۳۵ )
* نگاهی به تاریخ ادبیات آذربایجان ( دوجلد )
* مقایسه اللغتین ( مقایسه فارسی و ترکی ۱۳۶۲ )
* زبان وادبیات ترکی آذربایجان در قرن بیستم ( گزارش به ترکی استانبولی در چهارمین کنگره بین المللی تورکولوژی ـ استانبول ۱۳۶۴ )
* نگاهی به تاریخ و فرهنگ ترکان ( ۱۳۶۵ )
* آذربایجان شفاهی خلق ادبیاتی ( ۱۳۶۷ )
* ادبیات شناسـلیق ( ۱۳۷۴ )
*خلاصه تاریخ فلسفه غرب ( آماده چاپ )

از هفت جلد کتاب درباره تورکولوژی پنج جلد آن در باکو و یک جلد ( نگاهی به تارخ و فرهنگ ترکان ) در آنکارا ازطرف وزارت فرهنگ به ترکی استانبولی به چاپ رسیده است . علاوه بر این دکتر هئیت ، مقالات علمی از تحقیقات خود را درباره تورکولوژی ، ترکی سنقر، ترکی خلج و ترکی خراسانی تهیه و در کنگره های جهانی تورکولوژی ارائه نموده و به عضویت فرهنگستان زبان ترکیه انتخاب شده است .

دکتر هئیت از طرف دانشگاههای استانبول ، باکو و نخجوان عناوین دکترای افتخاری و پروفسـوری دریافت نموده و سالهاست به عنوان یکی از مراجع ترک شناسی در جهان شناخته شده است . دکتر هئیت هنوز هم به فعالیت جراحی و فرهنگی ادامه می دهد . ایشان متأهل و دارای پنج دختر می باشند که دو دخترش پزشک شده اند


جوانی پروفسور جواد هئیت و بولود قراچورلو  شاعر
جواد هیئت


دكتر هئیت به موازات مطالعات و تألیفات پزشكی در تورک شناسی و فلسفه و اسلام شناسی نیز صاحب مطالعه و اهل نظر است و بعد از انقلاب اسلامی با همكاری چند نفر از دوستان صاحب قلم خود، مجله وارلیق را به زبان های تركی و فارسی منتشر نموده و در زمینه تورك شناسی شخصأ بیش از صد مقاله معروف در رابطه با زبان ترکی در این مجله نوشته است.
یکی از تلاش گران مجله « وارلیق » در راه اندازی و انتشار آن، بولود قره چورلو « سهند » بود که مدت کوتاهی پیش از انتشار اولین شماره آن درگذشت. به همین جهت مدت ها دوستان مجله وارلیق در نظر داشتند که نام مجله را « سهند » بگذارند ولی با پیشنهاد حمید نطقی به وارلیق تبدیل شد. استاد شهریار در پیامی که به مجله فرستاد آن را « آزادلیق قوشو وارلیق » ( وارلیق پرنده آزادی ) خواند.
اولین شماره وارلیق به سردبیری حمید نطقی و به مدیر مسئولیتی استاد جواد هیئت در اردیبهشت ۱٣۵٨ انتشار یافت، در همان شماره، خود را ارگان رسمی انجمن آذربایجان نامید، هرچند مقالاتی هم به زبان فارسی منتشر می کرد ولی بیشتر نوشته ها به زبان ترکی آذری و اغلب پژوهشی و علمی بودند. استاد هیئت همواره به دوستان و یا مقامات دولتی یادآور می شد که من یک آذربایجانی ترک و  ترک زبان هستم.

هئیت

وارلیق


 صاحب امتیاز و مدیر مسئول جواد هیئت با همکاری جمعی از روشنفکران و پژوهشگران ترک از جمله حمید نطقی، محمدعلی فرزانه، حسن مجیدزاده ساوالان، کریم مشروطه چی سؤنمز، منظوری خامنه، صمد سرداری نیا، غلامحسین بیگدلی و… اقدام به انتشار مجله وارلیق نمود. پس از درگذشت پروفسور دکتر جواد هیئت در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) بر اساس وصیت ایشان محمدرضا هیئت که سالها رداکتور و دبیر نشریه بود، امتیاز و مدیریت مجله وارلیق را بر عهده گرفت. تمرکز اصلی این فصلنامه بر زبان و لهجه‌های ترکی در جهان، ایران و آذربایجان؛ بررسی تاریخ، ادبیات و فرهنگ ترکی؛ تنظیم سیاست زبانی و تقویت زبان معیار ترکی در ایران می‌باشد. دوره جدید مجله وارلیق به مدیر مسئولی محمدرضا هیئت به همان ترتیب، زبان و الفبا در آنکارا منتشر می‌شود.

زبان مردم آذربایجان ترکی است و آذربایجان نام سرزمینی آنان است. هرچند استاد هیئت یکی از شخصیت های برجسته و چند وجهی جامعه آذربایجان و متخصص در علوم پزشگی است ولی سخن گفتن پیرامون ایشان بدون پرداختن به مجله وارلیق امکان پذیر نیست زیرا انتشار این مجله در طول این سال ها همواره مهر و نشان استاد هیئت را با خود داشته است. بنابرین نام و نشان استاد با مجله وارلیق یکی شده، جدایی آن دو قابل تصور نیست.



خاطره ای از پرفسور جواد هئیت
[http://www.aparat.com/v/GkHS9]



ﻭﺻﯿﺖ دکتر ﺟﻮﺍﺩ ﻫﯿﺌﺖ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ

ﻭﻗﺘﯽ‏( ﺩﮐﺘﺮ‏)ﺣﻤﯿﺪ ﻧﻄﻘﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ آﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ می کشید ﻣﻦ ﺑﺎﻻی ﺳﺮﺵ ﺑﻮﺩﻡ. ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ 
ﺣﻤﯿﺪ ﻧﻄﻘﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ﻣﺴﺄﻟﻪٔ ﻣﻠﯽ ﻭ ﻫﻮﯾﺖ ﺁﺯﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻧﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﻮﺩ .
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﮑﺸﻢ . ﻣﻦﺭﻭﯼ ﻗﻮﻟﻢﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ . ﺍﻣﺎ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽﺍﺯ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻫﻮﯾﺘﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ . ﺷﮑﺮ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺗﺮﮎ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ ﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ .

ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻤﯿﺪﻧﻄﻘﯽ ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ . ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﯾﮏ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﻮ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺳﺎﻧﯽ .

ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﺎ ﺗﺮﮐﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺧﻂ ﻣﻘﺪﻡ ﺟﺒﻬﻪ ﺷﻤﺸﯿﺮﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻮﺍ ﭼﺮﺧﺎﻧﺪﯾﻢ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻬﺎ ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﯼﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﻧﺸﺎﻧﺪﯾﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﺎﻣﯿﺪﯾﻢ .
آﺭﯼ ﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻧﻨﻮﺷﺘﯿﻢ . ﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﺎﺯ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ آﻧﻬﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﻮﯾﺲ …!!!

ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺟﺒﻬﻪ، ﺗﺎﺭﯾﺦﻧﻮﯾﺲ ﻓﺎﺭﺱ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﻮﺷﺖ . ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻨﻮﺷﺘﯿﻢ . ﺍﺣﺘﯿﺎﺟﯽﻧﻤﯿﺪﯾﺪﯾﻢ . آﺭﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﻮﯾﺲ ﻓﺎﺭﺱ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻏﻼﻣﺎﻥ ﺗُﺮﮎ کرد ﻭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﺮﻭﺭﺍﻥ ﻭ ﻭﺯﯾﺮﺍﻥ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ !
ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻋﺒﺎﺳﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ . ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﮏ ﺧﺮﻣﺪﯾﻦ ۲۳ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﮐﺮﺩ . آﺭﯼ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺏ ﺑﻨﮕﺮﯾﻢ ﻭﺭﻭﺩ ﺗﺮﮐﻬﺎ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﺍﻧﺤﻼﻝ ﻭ ﺿﻌﻒ ﻭ ﺍﻧﻘﺮﺍﺽ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻓﺎﺳﺪ ﻭ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﯼ ﻋﺒﺎﺳﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺍﻟﯽ ﻣﯿﻨﺎﻣﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ آﻣﺪﻧﺸﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﻋﺮﺏ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦﻣﯿﻨﺸﺖ . ﻭ ﺍﮔﺮ ﻋﺮﺏ ﻣﯿﻨﺸﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ . ﺗﺮﮐﻬﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺳﻠﺴﻠﻪﻋﺒﺎﺳﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺟﻨﮓ ﺁﻭﺭﯼ ﻭ ﺩﻻﻭﺭﯾﺸﺎﻥ ﻭ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺷﺎﻥ ﺯﻭﺩ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺶ ﺟﺬﺏ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻠﻔﺎﯼﻋﺒﺎﺳﯽ، ﮐﻮﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺧﻠﻔﺎﯼ ﻓﺎﺳﺪ ﻭ ﺑﺴﺘﻦ ﺧﻠﻔﺎﯼ ﻓﺎﺳﺪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺍﺳﺐ ﻭ ﻧﺼﻒﮐﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻓﺎﺳﺪ ﻭ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯ .


ترکی


تراکتوری


ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﻮﯾﺲ ﻓﺎﺭﺱ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏﺗﺎﺭﯾﺨﺶ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ ﺗﺮﮐﻬﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮔﺴﺘﺎﺥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺧﻠﻔﺎﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﻮﺩﺭﺍ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺩﯾﮑﺘﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﻋﺒﺎﺳﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﺮﮎ .

ﺍﻣﺎ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﻭﺭﻭﺩ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺎﺭﺱ ﺑﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺧﻼﻓﺖ ﻋﺒﺎﺳﯽ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺗﺮ ﻭ ﺑﯽﺭﺣﻢ ﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯ ﻭ ﻓﺎﺳﺪ ﻭ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭ . ﺟﻌﻔﺮ ﺑﺮﻣﮑﯽ ﻭ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﻓﻀﻞ .ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺧﺎﺋﻦ ﺭﺍ ﺗﺎﺭﯾﺦﻧﻮﯾﺲ ﻓﺎﺭﺱ ﻭﺯﺭﺍﯼ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯿﻨﺎﻣﺪ . ﮐﺠﺎﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥﺍﺳﺖ؟
ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻪ ﻣﻠﺖ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺧﻮﯾﺶ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ آﺧﺮ ﻫﻢ ﺟﻌﻔﺮﺑﺮ ﻣﮑﯽ ﺩﺭﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ ﻭ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﻓﻀﻞ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ .
ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ آﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﻫﯿﭻﺟﻨﺎﯾﺘﯽ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﻫﻢﻭﻃﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﻓﺮﻭ ﮔﺬﺍﺭ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻧﻮﯾﺲ ﻓﺎﺭﺱﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﺑﺎ ﺗﺮﮐﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺣﺲ ﻣﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﺧﻮﯾﺶ ﻗﺎﯾﻞﻧﯿﺴﺖ، ﺩﻻﻭﺭ ﺗﺮﮎ ﺭﺍ ﻏﻼﻡ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ ﻭ ﺧﺎئن ﻓﺎﺭﺱ ﺭﺍ ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ . ﮐﺠﺎﯼﺍﯾﻨﻬﺎ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﮑﺸﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ آﺧﺮ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺯﺑﻮﻧﯽ ﻭ ﺧﻮﺍﺭﯼ ﻣﺮﺩﻧﺪ .

ﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺁذﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻧﯽ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﮎﻣﺎﺩﺭﯾﻤﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﯼ ﺑﮕﻮ ﺟﻮﺍﺩ ﻫﯿﺌﺖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ . ﻧﺘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﮔﺮ ﺿﻌﯿﻒ ﻫﻢﻧﻮﺷﺘﯿﺪ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎﺭﯾﺦﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﻮﺩ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﻢ . ﻭ ﺍﻻ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺤﺮﯾﻒ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﻭﺧﺎﺋﻨﯿﻦ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﺭﺩﺍﻥ ﻭ ﺩﻻﻭﺭﺍﻥ ﺗﺮﮎ ﺭﺍ ﻏﻼﻡ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ.

ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ . ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﺴﻞ ﮐﻨﻮﻧﯽ ﻭ ﺍﮔﺎﻩﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ .




لینک مجموعه پستهای مشاهیر و بزرگان آذربایجان




مرتبط با : آذربایجان * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : ترک شناس-مجله وارلیق-پروفسو جواد هیئت-محقق و پزشک تبریزی-افتخار آذربایجان-جراح قلب-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1396
زمان : 11:58 ب.ظ
نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
نظرات |

نادرشاه ناپلئون تُرک ایران


ناپلئون بناپارت فرانسه:  عظمت انسان ها از دو عامل نشات می گیرد: جسارت مردان و نجابت زنان. در كنار این دو عامل عنصر دیگری است كه انسان را به عظمت واقعی می رساند و آن عشق به وطن و عدم تردید در فدا نمودن جان در راه وطن می باشد. ترك ها دارای تمامی این عناصر بوده و به همین دلیل است كه شما می توانید یك تُرک را بكشید ولی هرگز نمی توانید وی را شكست دهید.

نادرشاه


افشارها به (به ترکی آذربایجانی: avşarlar یا afşar) طایفه‌ای از ترک‌های اُغوز هستند که در ایران، ترکیه و افغانستان پراکنده‌اند. مراکز اصلی سکونت آنان در ایران استانهای، آذربایجان غربی و زنجان و کرمانشهرستان بافت و خراسان است؛ اما تیره‌هایی از آنان را در استانهای آذربایجان، ، قزوین، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و همدان و خوزستان (رامهرمز)، مرکزی و البرز (ساوجبلاغ) و می‌توان یافت

اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های ترکمان جزء گروه قومی ترک‌های آذربایجانی هستند. که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های دودمان صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبهٔ بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادرشاه افشار از شعبهٔ اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و درهٔ گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمن‌ها مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند


اوشر یا اوشار را یکی از ۴ فرزند یولدوزخان پسر سوم آغوز و به معنی چالاک آورده‌اند. قوم افشار ظاهر نام خود را از نام سر دودمان قومی خود اوشر گرفته است.


کوچ ایل افشار به اورمیه و اراک
در پی خاتمه نبرد دیمدیم در دوره شاه عباس صفوی و تبعید کرمانجها به خراسان ایل افشار به ارومیه کوچانده شدند. گروهی دیگر از این قوم به استان مرکزی تبعید شدند.

افشارها در صحنهٔ تاریخ
افشارها تحت ادارهٔ آق‌سنقرْ اتابکان موصل را تشکیل دادند و اینها در فتح آناتولی نقش مهمی ایفا نمودند. از طرف ملکشاه، آق‌سنقرْ «قاسم‌الدوله» لقب گرفت و ولایت حلب یافت. عمادالدین زنگی حکومت اتابکان موصل را تشکیل داد (۱۱۴۶–۱۱۲۸) و از طرف خلیفه لقب «فاتح» گرفت و در جنگهای صلیبی شرکت کرد. پسر و جانشین نورالدین محمود به علم و ادبیات علاقه داشت. شیرکوه (ابوحارث اسدالدین) و صلاح‌الدین ایوبی تحت لوای او بودند و به کمک او در ۱۱۷۱ حکومت فاطمی را برانداختند. بعد از صلاح‌الدین، فرزندش نتوانست قدرت پدر را پیدا کند و در قرن سیزده میلادی تابع مغولها شدند. در نتیجه، افشارها به جنوب آناتولی کوچ کردند و به کمک دیگر ترکمنان حکومت خانی قره‌مان را تشکیل دادند.

افشارهای آناتولی بیشتر از احفاد سه خانواده‌اند که از حلب آمده‌اند و عبارتند از: قوت بیگلی اوغوللاری، گؤندؤز اوغوللاری، کویک اوغوللاری.


بزرگترین شهر افشار نشین ایران و جهان شهر ارومیه است چنانچه لرد کرزن در قرن بیستم هنگام ورود به شهر ارومیه می‌نویسد: «این شهر که در ارتفاع ۴۴۰۰ پا از سطح دریاست بین ۳۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ نفر سکنه دارد که بیشتر آنها طایفهٔ ترک افشار هستند، ولی مقدار زیادی هم خانواده‌های نسطوری و کلیمی و ارمنی در آنجاست .» ‏

افشارهای ایران عبارتند از:قره گزلی، قره حسنلو، قره گوزلو، گندزلو، بکیشلو، سعیدلو، قرالرلو، بدیرلو، عربلو، غفرانی، طرزیلو، شاملو، اصانلو، قاسملو، ایناللو، ارشلو، گؤندؤزلو، تکشلو، کهگیلولو، قرخلو، تکه‌لو و ایمیرلوو … این طایفه‌ها از قبیله‌های گؤندؤتخزلو و کؤپک‌لو و افشارهایی که از آسیای میانه آمده‌اند، تشکیل یافته‌است.[۲۰] تیره شول هم جز تیره‌های ایل ترک افشار می‌باشند که در کرمان و داراب فارس زندگی می‌کنند و اصالتشان به منطقه شولستان فارس برمیگردد. تیره بیگدلی در خوزستان شهرستان رامهرمز در روستاهای رستم‌آباد و دره دان (دره دون) و پتک بیگدلی و … زندگی می‌کنند. تیره قرخلو در استان مرکزی و اراک زندگی می‌کنند.

افشاریان

سلسه افشار


کتیبه ترکی نادر شاه در کلات نادری

این سنگ نوشته تركى معروف به كتیبه نادرى در مدخل در بند ارغون شاه  در كلات نادرى ٬ ملك پدرى نادر (دره گز خراسان)٬ پیش از آبادی دربند قرار دارد. اشعار به خط تركى – عربى به سال ١١٥٥-١١٥٧ بر روى صخره بزرگى حك شده است. ارتفاع كتیبه از سطح رودخانه ١٥ متر بوده دارای ٢٤ بیت شعر تركی (٤ مصراع عربی) است. اشعار متعلق به “گلبن افشار” از شاعران دربار نادر شاه افشار است. در باره وى معلومات گسترده اى وجود ندارد. شعر در ستایش ثنای نادر پسر شمشیر است و با حمد خدا شروع می شود و همچون دیگر آثارش با مرگ او ناتمام مانده است. حكاك این كتیبه كم نظیر در تاریخ اسلامى و تركى دانسته نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم و هو الاعلی
ایبتیدا حمد-ى خودا-یى احد-و فرد-ى قدیم
قادیر-ى لم یزل-و عالیم-و دانا-و حكیم
او كی بو كون-و مكانی یارادیب قودرتدن
او كی بو بحر-و بری خلق ائدیب شؤوكتدن
ایكی عالمده اودور بنده لره یاور-و یار
حیكمتیندن گؤرونور بنده لره هر آثار
خلق-ى عالم هامى مؤحتاجدیر او درگاهه

کتیبه نادرشاه



تپه باستانی نادری از آثار باستانی و تاریخی شهرستان پارس آباد در بخش اصلاندوز شهر اردبیل است.

این اثر تاریخی در جنوب غربی شهر اصلاندوز در ملتقای رود ارس و دره رود قرار داشته و بلندی این تپه ۳۰ متر و محیط اطراف آن حدود هزار و ۵۰۰ متر و طول آن ۱۲۰ متر و عرض آن حدود ۱۰۰ متر است.
برخی اعتقاد دارند که تپه نادر به دلیل اهمیت و موقعیت استراتژیکی و نظامی آن از قدیمی‌ترین قلاع منطقه بشمار می‌رفته و قدمت آن تا هزاره سوم و چهارم قبل از میلاد تخمین می‌زنند.
تپه نادری از نظر تاریخ

این تپه از نظر تاریخی قابل توجه است، چرا که در این تپه نادرشاه جهت خلع شاه طهماسب دوم صفوی انجمن بزرگی تشکیل داد و سران کشور و بزرگان را به دشت مغان فرا خواند که منجر به خلع طهاسب میرزا و رسیدن وی به تخت سلطنت شد.
همچنین گفته شده که نادرشاه افشار در زمان تاجگذاری خود در دشت مغان دستور داده است که هرکدام از سربازانش دامن لباس خود را پر از خاک کرده و روی هم ریخته بودند تا تپه‌ای ایجاد شود تا نادرشاه در روی آن برای لشگریانش و مهمانانش سخنرانی کند و بعد از آن تپه نادری به ارتفاع ۹ متر ایجاد شد.
بیشتر سفالهای به دست آمده از تپه نادری بدون لعاب، ساده و متعلق به دوران اسلامی می‌باشد. کنار تپه نادری بقایای یک کارگاه آهک پزی وجود دارد.

به عقیده کار‌شناسان کشف اشیایی مثل سفال خشت پخته دوران پارتی، سفالهای منقوش دوره اسلامی و تعداد زیادی سنگ اپسیدین به حالت تیغه و سنگ خام نشان می‌دهد این محل در سدههایی واحد مسکونی بزرگی را تشکیل می‌داده و از هزاره اول پیش از میلاد تا اواخر سده یازدهم هجری قمری مسکونی بوده است

تپه نادری در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۴۷ با شمارهٔ ثبت ۷۹۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تپه نادری



افشاریان یکی از سلسله های ترک تبار می باشد که از سال 1736 میلادی توسط نادر شاه تاسیس و به مدت 60 سال حکم راندند
نادر شاه از ۱۱۱۴ خورشیدی تا ۳۰ خرداد۱۱۲۶ خورشیدی، پادشاه ایران بود او در سال ۱۰۶۷ در ایل افشار در «درگز» خراسان به دنیا آمد اَفشار یا «اوشار» یکی از ایلهای بزرگ ترکان اغوز است
این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‏شد: یکی «قاسملو» و دیگری «ارخلو یا قرخلو»؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی «ابیورد» و «درگز» و «باخرز» تا حدود «مرو» مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند.
او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است و بسیاری از مورخین او راقدرتمندترین پادشاه ایرانی بعد اسلام می دانند که سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت.در اروپا به او لقب «آخرین جهانگشای شرق»، «ناپلئون ایران» و «اسکندر دوم» نیز دادهاند


دوران پادشاهی شاهان افشار


نادرشاه افشار (از سال ۱۱۱۵ تا سال ۱۱۲۶ خورشیدی)
رضاقلی میرزا افشار (از سال ۱۱۱۵ تا سال ۱۱۱۹ خورشیدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.
نصرالله میرزا افشار (از سال ۱۱۱۹ تا سال ۱۱۲۶ خورشیدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.
عادل‌شاه افشار (از سال ۱۱۲۶ تا سال ۱۱۲۷ خورشیدی)
ابراهیم‌شاه افشار (ازسال ۱۱۲۷ تا سال ۱۱۲۸ خورشیدی)
شاهرخ‌شاه افشار (ازسال ۱۱۲۸ تا سال ۱۱۲۹ خورشیدی) دوره دوم (از سال ۱۱۳۰ تا ۱۱۷۵ خورشدی) حاکم مشهد،
نصرالله میرزا دوم (از سال ۱۱۴۷ تا سال ۱۱۶۰ خورشدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.
نادر میرزا افشار (از سال ۱۱۶۰ تا سال ۱۱۷۵ خورشدی) به‌عنوان نایب‌السلطنه حکم پادشاهی داشت.


ویژگیهای مهم حکومت افشاریه:

    نظام اداری و حکومتی ایران
    نظام اجتماعی ایران
    نظام اقتصادی ایران
    مناسبات خارجی ایران

نادر شاه

نادرشاه افشار

نگاره نادرشاه و محمد شاه گورکانی ترُک
نادر

ایران در دورهٔ نادرشاه

نادرشاه افشار در سال ۱۰۶۶ خورشیدی در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و درگز و باخرز تا حدود مرو جای داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایل‌ها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.

نادرشاه افشار را می توان مشهورترین پادشاه ایران دوره اسلامی دانست. سرکوب افغان ها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از سرحدات کشور و تجدید استقلال ایران و چیرگی و جنگ های پیروزمندانه در حواشی کشور و مهم تر از همه فتح هندوستان باعث شهرت نادرشاه در تاریخ سیاسی دوره میانه ایران شده است. اما قابل توجه ترین اقدامات نادرشاه تلاش در جهت دست یافتن به وحدت سرزمینی در فلات ایران و وحدت شیعه و سنی در عالم اسلام است. دو کاری که نادرشاه به مثابه آخرین پادشاه فلات بزرگ ایران توانست انجام دهد و نام پرشکوهی از خود در صفحات تاریخ به یادگار بگذارد.

در زمانی که صفویان با شورش افغانها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود، عثمانیها ازغرب و روسها از شمال و اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق به تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بودند، نادر وضعیت حاکمیت ایران را سامان داد
در عهد نادر دشمنان و متجاوزان به کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشته خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیافت. ترکمانان وازبکان به ماوراءالنهر عقبنشینی کردند.
بناهایی که به دستور نادر در خراسان بنا شدهاند، نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.
در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه میشد. نادر اقوام ایرانی را متحد و منسجم کرد و ایران قدرتمندترین کشور آسیا گشت. شهرها یا ولایات ایران در دوره نادر به شرح زیر بودند: آذربایجان، افغانستان، بلوچستان (پاکستان)، ترکمنستان، گرجستان، داغستان، بحرین، قطر، کشمیر و غیره

از دیگر اقدامات وی تدابیر مختلفى است كه  براى حفظ و ارتقاء موقعیت رسمیت و دولتى بودن زبان تركى٬ كاربرد در عرصه دیپلماسى و تثبیت آن به عنوان زبانى نوشتارى انجام داده است.

اصل و نسب نادر از ایل افشار است که شاخه ای از ترکان غز به جای مانده از کوچ سلاجقه به ایران بوده اند. شایان ذکر است که نادر از نژاد ترک است. ایل افشار از ایلات شاهسون هم پیمان با شاه اسماعیل و صفویان بوده و نکته جالب سنی بودن همه ایل افشار است. هر چند که تاریخ پاسخ روشنی به نوع مذهب نادر ندارد. ارادات او به حضرت علی (ع) و ابوحنیفه یکسان بوده است و چنان که مرقد و بارگاه امامان شیعه در سامرا و کاظمین را بازسازی کرده است همانطور هم مرقد ابوحنیفه در بغداد را تکریم و بازسازی کرده است. دیدگاه نادر درخصوص علت سقوط صفویان بسیار تیزبینانه بوده است.


فرزندان نادرشاه
دوره افشاریه

شمشیر نادرشاه
افشاریه

افشاریان


فتوحات نادر

نادرشاه افشار بیشتر عمر خود را در جنگ و فتح گذراند. او ابتدا به شاه تهماسب دوم پیوست و در 1139 ق سردار سپاه او شد. سپس خراسان را به تصرف خود درآورد. مالک بزرگ، ملک محمود سیستانی تا حدی مانع قدرت گیری نادر شد، ولی نادر در سال 1137 ق، پشتیبانی شاه تهماسب دوم صفوی و فتحعلی خان قاجار را جلب کرد و توانست ملک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان برپا کند.
شاه تهماسب نیز، نادرقلی را والی خود در خراسان اعلام کرد و پس از آن نادر نام خود را به «تهماسب قلی» تغییر داد. سال بعد، او پس از سرکوب چند متخاصم، به حکمرانی کامل خراسان رسید. ولی پس از آن برای به قدرت رساندن شاه تهماسب با افغان ها وارد جنگ شد.

در 1142 رییس افغان ها یعنی اشرف افغان را در مهماندوست در نزدیکی دامغان (طی نبرد دامغان) و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد. او سپس در تعقیب اشرف، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داد و قبایل این دیار را مطیع خود کرد.

بدین ترتیب پس از هفت سال شورش افغان ها در 1142 ق به پایان می رسد. اما افغان های مخالف نادرشاه پس از فتح قندهار به دست نادر، به دهلی گریخته بودند. نادرشاه سه بار به پادشاه هند، محمدشاه گورکانی، اخطار دارد تا نظامیان اشرف افغان را به ایران تحویل دهد. در پی عدم تحویل آنها، سپاه ایران از رود سند گذشت و در جنگ کرنال هندی ها را شکست داد و دهلی را تصرف کرد.

آنها سپس 800 افغان را در بازار دهلی دار زدند. نادر به رغم کمی سپاهیانش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی، توانست با به کارگیری تاکتیک های نوین جنگی پیروز شود. در جنگ کرنال در طی یک روز، بین بیست تا سی هزار شهروند هندی کشته شدند.


نبرد کرنال
جنگ کرنال

نادر شاه ناپلئون ایران

جنگ ترکها

افشار

توپ جنگی مربوط به دوران صفویه و افشاریه در آرامگاه نادرشاه افشار

توپ جنگی


سرنوشت نادر
نادرشاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. سپس از کار خود پشیمان شد و برخی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر می دانست، کشت. نادر برای تامین هزینه جنگ های خود مجبور بود تا مالیات های گزافی از مردم بگیرد، به همین دلیل شورش هایی در جای جای کشور روی می داد. زمانی که نادر برای رفع یکی از این شورش ها به خراسان رفته بود، جمعی از سردارانش به رهبری علی قلی خان شبانه به چادر ولی حمله کردند و او را به قتل رساندند.

گفته لارنس لاکهارت مورخ انگلیسی ماجرا از این قرار بوده: «نادر در ماه های پایانی عمر در اوج خشونت حکومت می کرد و به دلایلی چند به تمامی سردارانش سوءظن داشت. نادر شبی رییس آنها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم حکم می کنم فردا صبح همه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگر کسی مقاومت کند ابقا نکنید. حیات من در خطر است و برای حفظ جان فقط به شما اعتماد دارم.

جسد نادرشاه

قبر



نوکری گرجی این موضوع را به اطلاع سرداران نادر رساند و ایشان مصمم شدند تا دیر نشده، نادر را از میان بردارند. تا پاسی از شب رفت، مواضعین به خیمه چوکی، دختر محمدحسن خان قاجار، که نادر آن شب را در سراپرده او بود، رو آوردند.
 
ترس به آنان چنان غلبه کرد که اکثرشان جرات ورود به خیمه را نکردند. فقط محمدخان قاجار، صالح خان و یک شخص متهور دیگر وارد شدند و چوکی تا متوجه آنها شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش در ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. تا خواست برخیزد، صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او را قطع کرد. سپس محمد خان قاجار سر نادرشاه را از تن جدا ساخت.


لینک پست شاه اسماعیل ختایی





مرتبط با : ایران * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : نادرشاه افشار-حکومت ترکان-ترکهای ایران-سلسه افشاریه-تاریخ ایران-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 9 بهمن 1396
زمان : 11:45 ب.ظ
محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
نظرات |


من ائولسم باخ بو اوراقه
تحسرله منی یاد ائت
توپور چرخ جفاكاره
معذّب روحومی شادائت


شاعر آذربایجان


بسله نیر قلبیمده سونسوز حورمت، آذربایجانا
ایسته رم دونیاده من حوریت آذربایجانا
سانمایین اوز یوردومون اسرارینا بیگانه یم
من اونون سودای عشقیندن بوجور دیوانه یم
شمعه بنزر، دوره سینده فیرلانان پروانه یم
قویمارام اصلا قویولسون منت آذربایجانا
شاعیرم بیر بولبولم من، آشیانه مدیر وطن
سئیرگاهیم دیر افقلر، خوابگاهیم دیر چمن
چولده بیتمیش لاله لر، داغلاردا آچمیش یاسمن
هر بیری وئرمیش یئنه بیر زینت آذربایجانا
بیر گوزلدیر سئودیگیم كی، حسنونون حیرانیام
من اونا تعریف یازان شاعیرلرین قوربانییام
بیلمیرم صوفی پرستم، عارفم، روحانییام
قائلم معناده من، بیر قیمت آذربایجانا
من خیانت ائتمه دیم مرحوم اولان اجدادیما
ارث تك وئردیم بو یوردو، قهرمان اولادیما
حفظ ائدیب بو اولكه نی، باش اگمه سین جلادیما
اونلارین آوازی وئرسین، شهرت آذربایجانا
پایدار اولسون گوروم اودلو آلاولار تورپاغی
دالغالانسین شانلی بورجوندا عدالت بایراغی
قصردن خوشدور منه هر داخماسی، هر چارداغی
بسله نیر قلبیمده سونسوز حرمت آذربایجانا



محمد بی ریا شاعر ایرانی در آذربایجان بود. او در سال 1293 خورشیدی در تبریز به دنیا آمد و سالهای جوانی اش با مهاجرت به شهرهای مختلف ایران و اتحاد جماهیر شوروی و با اشتغال در برخی ادارات دولتی ایران سپری شد.
ورود ارتش شوروی به ایران و تصرف آذربایجان توسط ارتش سرخ , سرآغاز فعالیت های سازمانی محمد بی ریا بود. او در ابتدا تقریبا باهمه تشکیلات کارگری ایجاد شده در آذربایجان ارتباط بر قرار کرد , پس از مدتی با تشکیل «حزب توده ایران» به این حزب پیوست و در نهایت با تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان به این فرقه ملحق شد.
پس از اعلام خودمختاری فرقه به سمت «وزیر معارف» منصوب شد. در واپسین روزهای فرقه دموکرات و در پی با فرار پیشه وری به رهبری فرقه انتخاب شد ولی این رهبری کمتر از 3 روز به طول انجامید.
در تمام سالهای فعالیت سیاسی اشعار زیادی سرود که تعداد زیادی از آنها در بسیاری از نشریات محلی و همسو با فعالیت های کمونیستی وی به چاپ رسید.
خروج بی ریا از ایران آغاز تحول اساسی در محمد بی ریا بود. تنها چند ماه پس از سکونت در باکو با مراجعه به کنسولگری ایران خواهان بازگشت به کشورش شد اما همین درخواست سبب شد تا دستگاه امنیتی شوروی او را دستگیر و به زندان محکوم کند.
تلاشهای وی برای بازگشت به ایران پس از سپری کردن دوره 10 ساله زندان بلافاصله آغاز شد و به علت همین تلاشها بارها بازداشت و تبعید و شکنجه شد. سرانجام با وقوع انقلاب اسلامی در ایران زمینه برای ورود به ایران فراهم گشت و وی پس از 33 سال دوری از وطن به خواسته دیرینه اش رسید و به ایران بازگشت. بی ریا پس از چند سال زندگی در ایران در تاریخ 1 اسفند 1363 در تبریز درگذشت.


محمد بی ریا

ای اؤلکه می ظلم ایله قویدون دهرده ویران
محکوم اولا بیلمز سنه بوندان سورا اینسان
اینسان ازلیندن یارانیب اشرف خیلقت
لاییق دئییل اصلا اونا زنجیر اسارت
قوی بیزده بیر اینسان تک اولاق ناییله آمال
گل ائتمه بیزیم حاققیمیزی قهر ایله پامال

گل ای عجل! عالمده بوگوندن منه یار اول
آرتیق داها قویما یانام اودلاردا سبب سیز
ای طالعیمین غونچاسی قوپ سنده یئتر سول!
مومکون دئییل هر آلچاغا دونیاده چوکم دیز
****
ای وارلیقیمین شمعی خموش اول، ابدی سون
جیسمیمده کی آتش ، قوی اومیدیم کیمی سؤنسون
دؤن سنده وجودیم!قاراداش پارچاسینا دؤن!
قوی مسلکیم، آمالیم، عقیدم کوله دؤنسون
***
یوخ…!یوخ…!من اولرسمده اگر مسلکیم اولمز
اود پارلایاجاق داییم اوفقلرده گونش تک
بیر نور حقیقت دی کی ،کورلار اونو گورمز
حقسیزلیگه هر نوقطه ده غالیب دیر او مسلک

     تولد و جوانی
 محمد باقرزاده نوحی , معروف به محمد بی ریا در سال 1293 در تبریز متولد شد. پدرش «حاجی غلام باقرزاده نوحی» نجار بود.
در هشت سالگی به همراه خانواده ابتدا به باکو و از آنجا به خراسان مهاجرت کردند و محمد تحصیلات ابتدایی خود را در آنجا آغاز نمود. اما به علت بیماری و ناسازگاری مزاج مادرش با آب و هوای آن دیار و به توصیه پزشکان , این مهاجرت دوام چندانی نداشت و خانواده بار دیگر به باکو بازگشت.
محمد در سال 1303 و در سن 10 سالگی تحصیلات خود در مدارس باکو را آغاز کرد. پس از سپری کردن دوره 7 ساله در مدرسه , وارد نفت ماکینالاری قورولوشو تئخنیکو موندا شد و همزمان به ادبیات و شاعری گرایش پیدا کرد و اشعاری سرود که تعدادی از آنها نیز در نشریه «دیوار» چاپ باکو منتشر گردید.
درگذشت ناگهانی عمو و مادر , خانواده او را تحت تاثیر قرار داد و تغییرات اساسی در زندگی شاعر جوان به وجود آورد و محمد به همراه پدر , برادر و دو خواهرش (محبوبه و حسنیه) در تاریخ 21 دی 1311 بار دیگر به ایران مهاجرت کردند. از سال  1313 تا سال 1317 در استخدام اداره بلدیه شهر تبریز بود و در این مدت در باغ ملی تبریز آواز می خواند و تنبک می زد و  مسئول تعدادی از گردونه ها و چرخ و فلک ها بود.
در سال 1317 خدمت سربازی اش را در لشگر تبریز سپری کرد و به استخدام اداره راه آهن تبریز در آمد و تا ورود قوای متفقین به ایران و اشغال تبریز توسط ارتش شوروی (در شهریور ۱۳۲۰) این كار را ادامه داد.


 ویدیویی از بی ریا در قدیم تبریز
[http://www.aparat.com/v/o8rJO]


قم(غم) چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
آج لوت قالا داییم،چکه مین ذلت آییلماز
مشروطه اوچون تؤکدوله بو شهریده قانلار
قانون- ائ اساسی دییه جان وئردی جاوانلار
آخیردا یئنه حؤکموران اولدو بیزه خانلار
کئچدی باشینا توربا داحی اوممت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
هر عصریده توش اولدو بلایه بلایه یازیغ ایران
اولموشدو سیپر جؤوو-او-جفایه یازیغ ایران
سون گونده اسیر اولدو ریزایه یازیغ ایران
چکدی نقدر رنج-او-سیتم مئحنت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
ایرانلی اسیردیر اونو قول خاق ائدیب الله
حاقین طلب ائتسه اولاجاغ عرضیده گومراه
لازیم دئییل ایرانلی هر ایشدن اولا آگاه
جوخ برک یاتیب اولسا نقدر صحبت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
عصرافیل ایر سووری چیخیب ارشیده چالسا
هئچ دورمایاجاغدیر نقدر بو دالی قالسا
گر مخلوقون احوالینی مندن خبر آلسا
هر کس دییرم دورما چاتیب فورصت آتیلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
ایرانلی گرک اولماسین آفاقیده آزاد
قان آغلاییب ائتسین گرک او ناله- وو- فریاد
همسایهلری ائتسه ایر لوطفیله ایمداد
دوشمز باشا ائتمز ابه دن هیممت آییلماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
بئش یورقانین آلتیندا بو تمبل نئجه یاتمیش!
چیخمیر نفهسی فیس- فیسئ دیر قان تره باتمیش
توپ گوله لری عالم-ای ایمکانی اویاتمیش
واه…واه! اونو قویماز دورا بو قیفلت آییماز
قم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز
بیر گون گلجک من گؤرورم دیک دوراجاقسان
اطرافه باخیب باشه جوتللی ووراجاقسان
هر یئرده گئدیب بوینونو موتلق بوراجاقسان
وئر اوندا رییاسیز سؤزومه قییمت آییلماز
غم چکمه عموغلو هله بو میللت آییلماز


       فعالیت های سیاسی
در پی اشغال آذربایجان توسط ارتش شوروی , گروه ها و تشکلهای سیاسی یکی پس از دیگری با گرایشات کمونیستی اعلام موجودیت کردند که از جمله آنها می توان به جمعیت آذربایجان (آذربایجان جمعیتی) و اتحادیه زحمتكشان آذربایجان (آذربایجان زحمتكشلری تشكیلاتی) اشاره کرد. همزمان در مهر 1320 در تهران حزب توده ایران اعلام موجودیت کرد و 7 ماه بعد در فروردین 1321 شعبه محلی این حزب در تبریز با نام «کمیته ایالتی آذربایجان» آغاز به کار نمود و محمد بی ریا و بسیاری دیگر از نقش آفرینان در قائله فرقه دموکرات به آن پیوستند.
در آن دوران بی ریا به خانه فرهنگ شوروی در تبریز بسیار نزدیک شد و با بسیاری از نظامیان و ماموران اطلاعاتی روسیه ارتباط برقرار کرد و مورد اعتماد و اقبال آنان قرار گرفت.
محمد بی ریا در سال 1322 نشریه «ادبیات صحیفه سی» (صفحه ادبیات) را منتشر نمود. این نشریه در دو صفحه (یک برگ) به آدرس «خیابان تربیت , کانون ضد فاشیستی» و تا پایان کار فرقه در سال 1325 منتشر می شد و محتوای آن بیشتر نقد نظام سرمایه داره و مبارزه با آلمان نازی و تبلیغ کمونیسم بود. از این نشریه تنها شماره 15 آن باقی مانده که امروز در کتابخانه ملی تبریز نگهداری میشود.


شاگرد:
ایسته ییرسن کی،معلّم،بیز اورک دن باریشاق
آغزیمیــزدا دیلیمیــز وار،قوی او دیلــده دانیشاق
مــدنیّت بورومـــوش علـــم ایلـــه دونیـــا اوزونــو
داها تنبل لییی آت گل گئجه_ گوندوز چالیشاق
معلّم
اشـتباه ائیلمــه یین وار هر ایشین قاعـده سی
او شیرین یئرلــی دیلـین مرکزه یوخ فایـده سی
امر ائدیبلر کی،سوخام آغزیوا جبـره ن بو دیلـی
دونیادا فارس دیلیدیر جوملـه دیلین والیده سی
شاگرد
آی معلّـــم اونـــو اؤیــــرنمه یه یــــوخ طـــاقتیمیز
آنا دیلـــده دانیشیب گولــمک اولـوب عـــادتیمیز
چـوخ بؤیوکـدور او غریب دیل جیراجاق آغزیمیزی
بیـــز تصــــوّر ائله دیکــــجه دییشـــیر حـــالتیمیز
معلّم
سیز اوشاق سیز نه بیلیرسیز ای اوغول یاخشی_یامان
خوراساندا بو دیله حرمــت ائـــدیر پیر و جــــوان
اونلارین خاطیرینــه سیزده گـــرک اؤیــرنــه سیز
سؤزومو رد ائله سـیز دولـت ائدر باشقا گومــان
شاگرد
آی معلّــم بیــر اوتـان،ری لــی،گیلانی دئییلیک
ائلیمیــز یوردومــــوز آیـــری گـــاوالانلی دئییلیک
آزریســـتاندی بیــــزیم ملّتیمیـــز تاریخـــه بـــاخ
معده دن سؤیله میریک فیکری دومانلی دئیلیک
معلّم
منــه تــاریخ اوخومــاق اینــدی یاراشـماز بیلیرم
دوزو لاپ زور_زوراکـی حــاققیزی اینکــار ائــدیرم
دیلیزی ترک ائله ییب ایندی گرک فارسلاشاسیز
آدی زی تـــــــاریخین اوّل واراقینــــدان ســـیلیرم



محمد بی ریا در سال 1324 همزمان با اعلام موجودیت فرقه دموکرات آذربایجان به فرقه پیوست و کمی بعد با اعلام خودمختاری فرقه دموکرات به پیشنهاد میرزا ابراهیم اف ,که با او در خانه فرهنگ شوروی آشنا شده بود, به عنوان وزیر فرهنگ فرقه دموکرات آذربایجان منصوب شد و همزمان با تاسیس «اتحادیه کارگران آذربایجان» به ریاست آن تشکیلات انتخاب شد. این سالها اوج قدرت و اعتبار محمد بی ریا بود و اشعارش در نشریه «وطن یولوندا» (نشریه تبلیغاتی ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی) و همچنین روزنامه «آذربایجان» (ارگان فرقه دموکرات آذربایجان) و نشریات «رهبر» , «ظفر» , «دماوند» , «خاور نو» و بسیاری دیگر از نشریات محلی منتشر شد , کتاب های شعر او به چاپ رسید و تعدادی از آنها نیز به زبان روسی ترجمه شد و در شوروی منتشر گردید. محمد بی ریا در سال 1324 و به دعوت سندیکاهای کارگری سرخ به کنفرانسی در پاریس دعوت شد. اودراین کنفرانس ضمن بر شمردن مشکلات کارگران ایرانی و بیان مشکلات آنان , خواستارهمبستگی با کارگران سرتاسر ایران شد.
پس از خروج ارتش شوروی از آذربایجان و به نتیجه نرسیدن مذاکرات دولت با رهبران فرقه دموکرات , و در پی حرکت ارتش به سمت تبریز , سید جعفر پیشه وری در تاریخ 19 آذر 1325 و قبل از خروج از تبریز رهبری فرقه را به محمد بی ریا تحویل می دهد و او تا 21 آذر در مقام رهبر فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز باقی می ماند. در مدت کوتاه ریاست بی ریا در فرقه دموکرات و پیش از رسیدن ارتش شاهنشاهی به تبریز، هنگامی که در خیابان پهلوی از اتومبیل پیاده می شد که به ساختمان کمیته مرکزی فرقه برود، مورد هجوم مردم تبریز قرار گرفت و به بیمارستان شوروی که در همان نزدیکی بود گریخت و از همان جا به کمک روس ها به صورت پنهانی از ایران خارج شده و به دیگر سران فرقه دموکرات در باکو پیوست.

 
شاعر بی ریا

تك بیر سنه اوره ك دولوسو باغلاییب امید
دائم الین له حس ائله ییردیم نجاتیمی
آزادلیقین یولوندا سنی ائتدیلر شهید
بی رحملر زهرله دیلرشن حیاتیمی
قلبیم اینانمیرام دوزه بو سون مصیبته
باعث لرین دوچار اولا نفرین ولعنته!

هر زحمته تحمل ائده ن, بی نوا آنان
مین ذوق آلیردی نازینی چكدیكده صبح وشام
ایندی روادیر ای گوزومون نورو, ناگهان
من اوز بویوم برابری اوغلومدان آیریلام؟
یوخ – یوخ! جهانی ترك ائله ییب ئولمك ایستره م
هجرینده قویمارام اوره گیم باغلاسین ورم

آلدی قراروصبریمی, دهشتلی ماتمین
اولدوم بلای فرقت وحسرتله روبرو
سنسیز نه حظی وار, داها معناسیز عالمین؟
چوخ گوردو بیر سنی منه بو چرخ كینه جو
حقیمده روزگار ائله دی ظولمونو تمام
یولداشلازین گرك آلا ظالمدن انتقام
 

       زندگی در شوروی
دوران تبعید در باکو , دوران تحول محمد بی ریا بود. محمد بی ریا که در زمان حکومت فرقه دموکرات از معدود سران ضد ایرانی فرقه به حساب میآمد , پس از خروج از ایران مانند بسیاری دیگر از همفکرانش خیلی زود تغییر عقیده داده و گرایش زیادی نسبت به ایران پیدا کرد و پس از پناهندگی به شوروی و سکونت در باکو , خیلی زود خواهان بازگشت به ایران شد. او که در دوره حکومت فرقه در تبریز به شدت بر علیه ایران سیاه نمایی می کرد و جهت پیشبرد اهداف فرقه سعی در تفرقه افکنی قومی میان ایرانیان داشت و حتی علنا به تخریب زبان فارسی می پرداخت , در شوروی عقایدش عوض شد و علاقه زیادی به ایران پیدا کرد و تلاش های زیادی برای بازگشت به کشورش انجام داد که هر بار پاسخ او را با دستگیری و شکنجه و تبعید دادند.


در سال 1326(1947میلادی) ابتدا او را به 9 سال حبس محکوم کردند. خودش در این مورد می گوید :
«مرا به سه اتهام گناهكار كردند و نه سال برایم زندان بریدند. یكی این كه در اوایل سال 1942 در باكو بدون اجازه پلیس تقاضای صدور گذرنامه كرده ام ؛ دیگر اینكه درسال 1946 در تبریز با كنسول آمریكا ملاقات و گفت و گو كرده بودم ؛ سوم این كه در سال 1947 بدون اجازه پلیس برای بازگشت به ایران در مسكو با سفارت ایران تماس گرفته ام. در هر سه مورد به آنها توضیح دادم كه من تبعه ایران هستم و چنین حقی را داشته ام و گزارش ملاقات با كنسول امریكا را به پیشه وری دادم پس می خواستید به چه كسی بدهم؟ شما حق ندارید به هیچ موردی مرا بازخواست كنید.»


بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

یوردوموزو یاشاداجاق آدیمیزلا ، سانیمیز
هندوستانین داغلارینان محکم دیر ایمانیمیز
تاریخلرین زینتی دیر شوهره تیمیز شانیمیز
بونا شاهید بدن ده کی ایلیگیمیز، قانیمیز

بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

بیز بیر ائلیک بیلسین هامی آندیمیزدیر،سوزوموز
خایینلره مرحمتله باخا بیلمز گوزوموز
خلقیمیزی حیفظ ائتمیشیک ایللر بویو ، اوزوموز
تیکیلمه میش یئره بیزیم آلنی آچیق اوزوموز
بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

بیر یولوموز واردی اودا،حوریتین یولودور
باشدان-باشا اورگیمیز صداقتله دولودور
آذربایجان ائلی،حقیقتین بوکولمه ین قولودور
بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک

سود وئریبدیر بیزه آنا ،ایشیغیندا اولکه لرین
بسلنمیشیک قوجاغیندا آل گونشلی سحرین
هر یئرینی بوروموشوک قافلانکنی نین-خزرین
آلیر بیزدن بوتون ائللر سوراغینی ظفرین
بیز دونیانین قورخو بیلمز بیر قهرمان ائلی ییک
آلاولاردان یارانیلمیش آذربایجان ائلی ییک



در سالهای پایانی محکومیت , در تاریخ 14 فروردین 1333 (3 آپریل 1954) محمد بی ریا طی نامه ای به مالنکوف (نخست وزیر شوروی) ضمن بیان مختصری از زندگی شخصی به شرح فعالیت های سیاسی خود پرداخته و در آن به برخی حقایق پشت پرده فرقه دموکرات آذربایجان و مرگ پیشه وری اشاره نموده است. این نامه از اسناد مهم مرتبط به فرقه دموکرات آذربایجان به حساب می آید.
پس از سپری شدن دوران محکومیت و آزادی از زندان بلافاصله تلاشهای خود برای بازگشت به ایران را از سر گرفت و به انتقاد از شرایط شوروی پرداخت و در سال 1335 مسجد نشین شد. یک سال پس از آزادی در سال 1336 بار دیگر او را به پای میز محاکمه کشاندند و اینبار او را به 10 سال حبس محکوم و به زندان مولداوی منقل کردند.
محمد بی ریا اینبار پلیس را تحقیر کرد و برای بار سوم در دادگاه به جرم توهین به پلیس به دو سال زندان محکوم شد. پس از گذراندن سالها زندان و تبعید و شکنجه به باكو آمد اما این بار به او خانه ندادند و حقوق بازنشستگی اش را هم قطع كرده بودند. افراد خیرخواه به او کمک می كردند تا از گرسنگی نمیرد.

 
بی ریا


اوغلان بو نه سس دیر؟

اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟
گئت سویله اوتانسین بو جماعت داها بسدیر!

((قافلانتی)) نی كئچدی یئنه مشروطه صداسی
باشلاندی بو تبریزلیلرین كوهنه اداسی
ییرتیلدی عجب مستبدین قانلی رداسی
مین لرله رعیت بو یولون اولدو فداسی

كور گوزلری گوردو، سونی بیهوده، عبث دیر
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

البت كئچه جكدیر الیمه بیر كره فرصت
اوندا وئره رم منده، بو مخلوقه اذیت
بیر- بیر گئده جك حبسه، بو اعضای جمعیت
پولدور منه هر شئی، نه یه لازیمدی حمیت

باش توتموری حیله م- كلكیم، ایل اوزو نس دیر!
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

بوش- بوش دانیشیب، یورسا اوزون ملت نادان
آغلار قالاجاق، اولمیاجاق ارضده خندان
دونیاده گرك اولمیا بیر صاحب وجدان
ترتیب اولونوبدیر اولارین جرمینه زندان

ظاهیرده آدی اولكه دی، باطینده قفس دیر
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

سن ائیله خیال ائیله مه منده دالی قاللام
آخیر اولارین كوتله سینه، زلزله ساللام
عزرائیل اولوب، قدرتیله جانلارین آللام
بیر- بیر توتارام باشلارینا قدداره چاللام

باخ دوره نه، ماموردی، نگهبان دیر، عسس دیر
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

بو خاكده، حكم ائیله یه جك دائم اسارت
بیر گون ائله رم ائولریزی ظلمله غارت
وار منده قوشون، قهر و غضب، كین و مهارت
ائتمیشدی اگر بعضی لری خیلی جسارت

اولكوتدوم، اولار سسلرینی گور نئجه كسدی؟
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟

ارثآ یئتیشیبدیر منه، بو دولت و ملت
حاكمدی بوتون میللته، هر نقطه ده دولت
تقسیم اولوناندا یئتیشیبدیر سیزه ذلت
رد ائیله مه گوزدن نه دی مقصد، نه دیر علت؟

عالمده ضرر ائیله دی، هر كس كی تلسدی
اوغلان! قاپینی باغلا، نه هایدیر بو، نه سس دیر؟
 


       بازگشت به ایران و پایان زندگی
محمد بی ریا پس از حدود 33 سال تحمل زندان و تبعید و شکنجه و آوارگی در اتحاد جماهیر شوروی با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 به ایران بازگشت. وی که در زمان قدرت فرقه در تبریز در محافل عمومی همیشه توسط دو سرباز روس اسکورت می شد با گمنامی و با حالی پریشان بار دیگر به تبریز بازگشت اما اینبار هیچ کس حتی پیر مردهای شهر نیز او را به یاد نمیاوردند و حتی از جانب خانواده نیز ترد شده بود. سالهای پایانی عمر او در بازگشت به ایران با تنهایی و بی کسی گذشت و بیشتر مشغول پرسه زدن در کوچه های شهر بود و با کمک برخی مردم گذران زندگی می کرد.
محمد بی ریا در تاریخ 1 اسفند 1363 (در سن 70 سالگی) درگذشت و در گورستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.


اشعار بی ریا



 (۱)اربابلارین دیلیندن کارگرلره خیطاب

آی کیشی دال با دال وورور قلبیمه یارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

ایندی قدیمکیلر کیمی‌سؤزلریمه اینانماییر
دیک اوزومه دورور هله، ذره قدر اوتانماییر
خاصیتی اولوب عوض، بئینی دؤنوبدو قانماییر
اؤز جیزیغیندان آتلاییب، چیخدی کنارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

یومروغونو دویونله‌ییب، قاشلارینی چاتیر منه
حیزبده عوضو اولوب گئده، گونده فاسون ساتیر منه
ایسته‌ییرم میریلدایام، فوری تپیک آتیر منه
چیخمایاسان گؤروم سنی بیرده باهارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

دوغروسو من زمانه‌ده انگله دوشموشم عجب
هئچ گؤرونوبدو کارگر حقینی ائیله‌سین طلب؟
یوخ هونریم کی، سالدیرام، بونلاری حبسه بی‌سبب
غوصه‌دن ائتمیشم داها بؤرکومو پارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

آی بالا، کارگر ندیر، دوکتور ایله داوا ندیر؟
درس اوخوماق، ساواد ندیر؟ علمیله تئخنیکا ندیر؟
کور اولا کارگر گرک، بیلمه‌یه کی، ضییا ندیر!
سن هله گئت چؤرک قازان، شامو- ناهارا کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

کارگرین نه حقی وار مونکیر اولا ریاسته؟
یا، بیله ایقتیصاد ندیر، ال آپارا سیاسته!
سئچگیده ایشتیراک ائدیر، گل قولاق آس حکایته
سن نه اود اولموسام مگر؟ ائی اوزو قارا کارگر؟
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر

چیخدی الیمدن ائی فلک، شانیله شؤهرتیم منیم
گئتدی همیشه‌لیک بوتون، فخرله عزتیم منیم
یوخدو ازلکیلر کیمی، ایندیلیک حؤرمتین منیم
آز قالیر ائتسین ایشلری ایندی ایداره کارگر
دینجه‌لی، چورلادیب منی، سوخسا مزاره کارگر
تبریز ۱۳۲۲

(۲)گؤز آچ آی کارگر!

گؤز آچ آی کارگر بسدیر، آییل بو خابی غفلتدن
جاهاندا مرحمت اومما، بو قانوندان، بو دؤولتدن
سارالدین، گول کیمی‌سولدون، ازیلدین، پایمال اولدون
بوکولدو قامتین غمدن، قوجالدین درد و محنتدن
همیشه گؤزلرین گیریان، سویوقدا آج، سوسوز، عوریان
داش اولسا دیلله‌نر اینسان، گلر جانا بو ذیلتدن
الین بوش، ائوده ائولادین – عیالین هر شئیه حسرت
سنی دیندیرسه‌لر دینمه، قیزار شرم خجالتدن
دگیلسن کیمسه‌دن اسکیک، دئمک اولماز بونا دیریلیک
سنی آزاد ائدر «بیرلیک» بو زنجیر و اسارتدن
قولوندا قودرتین واردیر، اورکده جوراتین واردیر
سنین اؤز حؤرمتین واردیر، ال اوز ارباب ظولمتدن
سنین سایه‌نده ظالیملر، توتوب کاشانه‌ده مسکن
آلیر اؤز کامینی هر گون ملک منظر بیر آفتدن
آماندیر فؤوت اولور فورصت، چالیش اول حقیوه صاحیب
خیانتکاره توت دیوان، قصاص آل بی‌مورووتدن




لینک مجموعه پستهای مشاهیر و بزرگان آذربایجان




مرتبط با : آذربایجان * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : بی ریا-شاعر آذربایجان-ادبیات ترکی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1396
زمان : 11:57 ب.ظ
:: باغشمال تبریز
:: بهار طبیعت آذربایجان شرقی
:: زخم نمکی بر پیکره دریاچه همیشه اورمیه
:: سیزده بدر و تبریزگردی مسافران نوروزی 97
:: سوغاتی های خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: ایل بایرامیز موبارک ، نوروز سال 1397
:: جاهای ندیدنی تبریز در آستانه نوروز !
:: کاروانسراهای یام مرند و خواجه نظر جلفا در آذربایجان شرقی
:: آب، آتش، باد، خاک ؛ چهارشنبه های رنگی آذربایجان
:: روستاهای زینجناب و خلجان در بخش تبریز
:: دکتر جواد هیئت
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
:: شهروند لینک آذربایجانی 71 (عکاس فرشید فرج الهی)
:: نگاهی بر تبریز پایتخت فرش دستبافت جهان
:: کمبود پارکینگ در کلانشهر تبریز
:: دریاچه اورمیه از مرگ تا زنده شدن دوباره
:: قلعه جوشین ورزقان آذربایجان شرقی
:: تصاویر کمیاب از تبریز شهر نوستالژیک قدیم ایران
:: شب چله 1396 به ترکی
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز
:: آغاز دراماتیک پیش روی تبریز 2018
:: امکانات منطقه گردشگری و پیست اسکی شاهداغ آذربایجان
:: محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )




( تعداد کل صفحات: 39 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ