تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 3 آذر 1398, 11:57 ب.ظ

پاکیزگی شهر تبریز ارمغان دست‌های پینه بسته و تن رنجور مردانی است که برای کسب لقمه‌ای نان حلال با طلوع آفتاب به خیابان می‌آیند و حتی دیرتر از غروب آفتاب به خانه‌هایشان می‌روند تا چهره شهر، در نگاه من و تو، زیبا جلوه کند

بچه که بودیم وقتی از ما می‌پرسیدند در آینده دوست دارید چه کاره شوید؟ اکثرا دوست داشتیم دکتر، مهندس، خلبان، معلم و یا خبرنگار شویم ولی کمتر کسی از ما می‌خواست پاکبان (رفتگر) شود! خُب چه می‌شود کرد، چرخش روزگار باعث می‌شود، برخی‌ها به آرزوها و رویاهای دوران کودکی‌شان نرسند.
 
اگر بگوییم همه مشاغل زنجیر وار به هم پیوسته و مکمل هم‌‌اند و هیچ شغلی در جامعه بی‌ارزش نیست، بیراهه نگفته‌ایم.


رفته گر


دستانی که پاکیزگی را هدیه می‌دهند

امروز می‌خواهیم در مورد افرادی صحبت کنیم که صبح‌ها پا به پای خورشید به خیابان می‌آیند اما دیرتر از خورشید می‌روند، با دست‌های پینه بسته‌شان، جاروی دسته بلند را بر سطح کوچه می‌کشند و گرد و غبار نگاه‌ها و قدم‌های خسته عابران را جارو می‌کنند، گاهی کنار جوی می‌ایستند و به جارویشان تکیه می‌دهند تا خستگی‌شان برطرف شود و گاهی داخل جوی و کانال می‌روند تا لجن و بویی، مردم را اذیت نکند.

خیلی از ما هر روز در خیابان‌های سرد و بی‌روح شهر از کنار همین پاکبانان بی‌تفاوت گذر می‌کنیم بدون اینکه حتی یک خسته نباشید، بگوییم!

پاکیزگی شهر ارمغان دست‌های پینه بسته و تن رنجور پاکبان‌های بی‌آزار، بی‌ادعا و شریفی است که برای کسب لقمه‌ای نان ِحلال با طلوع آفتاب به کوی و برزن می‌آیند و حتی دیرتر از غروب آفتاب به خانه‌هایشان می‌روند تا چهره شهر، در نگاه من و تو، زیبا جلوه کند.

می‌گویند، پاییز زیباترین و شاعرانه‌ترین فصل خداست، برگ ریزان پاییزی و بارش باران برای ما در این فصل، زیبایی خاصی دارد ولی این زیبایی برای پاکبانان مفهوم دیگری دارد، هر برگی که بر زمین می‌افتد و هر قطره بارانی که می‌بارد، نوید از یک روز پر کار برای آنهاست.


آقای معنوی



پ مثل پاک و پاکبان

درست در لحظه‌ای که ما زیر باران روی برگ‌های پاییزی عاشقانه قدم می‌زنیم، در این سوی خیابان، بوى لجن از گلو گرفتگى جوى آب بلند مى‌شود، پاکبان پیر با قامتی خمیده، دست‌هایش را در لجن فرو می‌کند و راه آب را باز می‌کند.

کمی آن‌طرف‌تر پاکبان دیگری با جارویی که صدای خِش خِش سائیده شدنش روی کف خیابان، سمفونی تک نفره ایجاد کرده، غبار از چهره شهر می‌زداید.

امروز به سراغ قهرمانان نارنجی‌پوشی می‌روم که قصه‌اشان با پاکبان‌های دیگر متفاوت است؛ قهرمان‌های امروز ما اندکی فداکارتر و گمنام‌تر هستند.

همین چند وقت پیش بود که تصاویری از دو پاکبان در فضای مجازی منتشر شد که در بین انبوهی از لجن و زباله در حال تمیز کردن جوی آب بودند.

برای یافتن این دو پاکبان شهرداری پرس‌و‌جو کردیم و در نهایت یکی از آنها را در شهرداری منطقه ۳ تبریز و دیگری را در شهرداری شهرستان هوراند یافتیم. 


نظافت شهر



روایت اول از مرد زیرزمینی تبریز

علی معنوی، ۵۱ سال دارد، او از سال ۸۰ به عنوان نیروی اگو (نیروی مختص گرفتگی پل‌ها و جوی آب) در شهرداری مشغول به کار است. همکارانش در مورد او می‌گویند که حاج علی آچار فرانسه منطقه ۳ است.

آقای معنوی دو فرزند دارد که یکی از آنها مجرد و دیگری ازدواج کرده است. او قبل از اینکه در شهرداری مشغول به کار شود به مدت ۲۵ سال قالیبافی می‌کرده ولی به علت کم سو شدن چشم‌هایش و نداشتن سرمایه کافی، این کار را رها می‌کند.

«وقتی می‌گوییم آشغال نریزید، می‌گویند وظیفه شماست که جمع کنید». این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «کار رفتگران سخت و طاقت‌فرساست تا از نزدیک نبینید، سختی کار را درک نمی‌کنید». 


پاکبان


حقوق می‌گیری پس وظیفته

او می‌گوید: «از شهروندان می‌خواهم زباله‌هایشان را به موقع بیرون بگذارند، ما به مردم می‌گوییم زباله‌ها را به موقع بیرون بگذارید اما توجه نمی‌کنند؛ می‌گوییم زباله را پرت نکنید، با لحنی نامناسب می‌گویند وظیفه شماست، شما باید جمع کنید، ما هم نمی‌توانیم چیزی بگوییم، اما خدا را خوش نمی‌آید به عمد آشغال بریزید تا ما آن را جمع کنیم با این توجیه که وظیفه ماست».

قهرمان نارنجی‌پوش ادامه می‌دهد: «خیلی‌ها از پوشیدن لباس نارنجی و انتخاب شغل رفتگری امتناع می‌کنند، ولی من هیچ‌وقت از کارم خجالت‌زده نشده‌ام، هر جا که شغلم را بپرسند، می‌گویم رفتگر هستم، فرزندانم نیز با افتخار می‌گویند که پدرمان رفتگر است، هیچ‌وقت از شغلم خجالت نکشیده‌اند، حتی اگر روزی به مرخصی بروم همسرم به من گوشزد می‌کند که امروز کار نکرده‌ای و پولی که سر ماه خواهی گرفت، حلال نخواهد بود».

از ماجرای آن عکس می‌پرسم، گوشی ساده در دست‌اش را نشان داده و می‌گوید:«من نمی‌دانم چه کسی آن عکس را گرفته و پخش کرد، ولی می‌گویند در اینترنت پخش شده است ولی وظیفه من بود تا زباله‌های جمع شده در داخل دریچه را باز کنم، من به علت سرریز شدن آب، به داخل لجن‌ها رفتم و با دست آنها را بیرون آوردم».

آن‌طور که آقای معنوی تعریف می‌کند، بارش به یکباره در تبریز شدت می‌گیرد و آب منطقه را فرا می‌گیرد، او بدون لباس و تجهیزات خاصی وارد دریچه منطقه جلالیه می‌شود و بعد از ساعت‌ها تلاش، کانال را باز می‌کند.
 
آقایان تنهایی، زلفی و نجفی نیز از همکاران مجموعه خدمات شهری منطقه ۳ هستند و هر از گاهی در گفت‌وگوی ما شرکت می‌کنند و خاطراتی از آقای معنوی و کارهای او تعریف می‌کنند.


شهرداری تبریز



اینجا رئیس و کارگر نداریم

بنابه گفته آقای زلفی در آن مجموعه رئیس، کارگر و کارمند هیچ فرقی ندارند و هر جا که لازم باشد، لباس بر تن کرده و به داخل جوی، کانال و آشغال می‌روند.

آقای تنهایی با خنده می‌گوید: «خدا این آقای معنوی را چند بار به ما بخشیده است زیرا چند باری داخل کانال رفته و ساعت‌ها از او خبر نداشتیم  و حتی یک بار به داخل کانال رفت ولی بعد از دقایقی شدت بارش زیاد شد و آب کل خیابان را فرا گرفت  و به دلمان لرزه افتاد که معنوی را آب برد ولی بعد از چند ساعت دیدیم که با حال وخیم برگشت.


آقای معنوی هم که تا سوالی از او نپرسی، چیزی نمی‌گوید و همه لحظات سرش را پایین انداخته است. به او می‌گویم، از بوی تعفن زباله‌ها حالتان بهم نمی‌خورد؟در پاسخ می‌گوید: «چرا بارها شده که حالت تهوع گرفته‌ام ولی این کار من است، اگر من انجام ندهم چه کسی باید انجام دهد، حتی یک بار لاشه یک گربه در داخل دریچه مانده بود که وقتی بیرون آوردم از شدت بوی بد نمی‌توانستم نفس بکشم».

سخت‌ترین جا برای باز کردن کانال و دریچه برای آقای معنوی منطقه راه‌آهن تبریز است، ولی به قول خودش، زیرِ زمین را عین کف دستش می‌شناسد و بارها از منطقه مارالان به داخل زمین رفته و از منطقه کبریت‌سازی بیرون آمده است.

روز کاری آقای معنوی از ۵ صبح آغاز می‌شود و تا ۱۳ بعد از ظهر به طول می‌انجامد، ولی در برخی مواقع اضطرار و در صورت نیاز کارش شبانه‌روزی می‌شود و تا دو روز هم به خانه نمی‌رود.


رفتگر



گم کردن مسیر در زیرِ زمین

آقای معنوی تعریف می‌کند: «روزی برای باز کردن دریچه شهرک رازی از دریچه منطقه جلالیه وارد شدم زیرا تعداد دریچه‌ها کم است و با خود گازوئیل و پارچه هم بردم و قرار بود تا یک ساعت کار را تمام کنم، ولی راه را گم کردم و ۳ ساعت داخل زمین گیر افتاده بودم، بالاخره بعد از ساعت‌ها یک نوری را دیدم و بیرون آمدم».
 


بدترین روز کاری‌

آن‌‌طور که خودش می‌گوید، بدترین خاطره‌اش برای روزی است که باران شدیدی باریده و دریچه‌ها پُر از شاخ و برگ، گل و لای و زباله شده بود.

حاج علی از آن روز تعریف می‌کند: «آب رفته رفته بالاتر از سر من می‌شد؛ برق دینامیکی وصل کرده بودند تا بتوانم ببینم ولی به یکباره حس کردم که آب من را با خودش می‌برد، به خاطر همین دستم را روی دینام گذاشتم و برق من را گرفت؛ آن لحظه به پسر سربازم فکر می‌کردم که قرار بود فردا او را تا پادگان برسانم».

ساعت به ۱۴:۳۰ رسیده است؛ می‌توان خستگی را از چشم‌های آقای معنوی دید، از او تشکر و خداحافظی می‌کنم. 


مشاغل سخت



روایت دوم: هم‌پای خورشید

قهرمان دیگرمان، جبرئیل مقتدر، ۵۵ سال دارد و صاحب چهار فرزند است. یکی از پسرانش کاشی‌کار و پسر دیگرش دیپلم گرفته و بیکار است. دو دخترش نیز ازدواج کرده‌اند.

تحصیلاتش ابتدایی و حدود ۱۹ سالی می‌شود که لباس نارنجی پوشان شهرداری هوراند را بر تن کرده است.

آقای مقتدر، هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شود و آن‌گونه که خودش می‌گوید روزانه ۱۱ تا ۱۲ تن زباله از سطح معابر و کوچه‌های شهر جمع‌آوری می‌کند.

از او در مورد فیلمی که برای بازکردن کانال فاضلاب به زیر یک پل رفته است، می‌پرسم که می‌گوید: «من آن فیلم را در گوشی یکی از آشنایان دیدم، موارد مشابهی زیادی بوده که برای باز کردن دریچه فاضلاب به جاهای تنگ و باریک  و پر از لجن رفته‌ام».


تقدیر ۵۰ هزار تومانی!

آنطور که آقای مقتدر تعریف می‌کند، فردای آن روز شهردار هوراند او را به دفترش دعوت می‌کند و با اهدای ۵۰ هزار تومان از او قدردانی می‌کند!

با این حال، این پاکبان زحمتکش از اقدام شهردار هوراند خشنود است و از او تشکر هم می‌کند.

آقا جبرئیل ادامه می‌دهد: «کسی جز من حاضر نمی‌شود برای جمع‌آوری زباله‌ها به داخل جوب‌ها برود. بوی تعفن زباله، برخی‌ها را اذیت می‌کند و دوست ندارند همچین کاری انجام دهند».

«من از زباله و بوی تعفنش حالم بهم نمی‌خورد»، این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «بعضی جاها هستند که به زور جا می‌شوم و با پاهایم زباله‌ها را به بیرون هدایت می‌کنم، بعضی وقت‌ها غرق در زباله و لجن می‌شوم ولی با این حال هدفم تمیز و پاکیزه نگه داشتن شهرمان است تا مردم راضی باشند».

می‌گوید کارش را دوست دارد و تنها از اینکه مرخصی‌ کمی دارند، گله‌مند است.

 از برخورد مردم نیز راضی است و می‌گوید: «در طول خدمتم هیچ بی‌احترامی از مردم ندیده‌ام، خانواده‌ام هم با شغلم مشکلی ندارند».


تمیزی تبریز



با افتخار می‌گویم که من رفتگرم

آقای مقتدر با اقتدار در مورد شغلش می‌گوید: «هرگز از شغلم خجالت نکشیده‌ام و هر جا که شغلم را پرسیده‌اند با افتخار گفته‌ام، من یک رفتگر هستم».

از حقوقش می‌پرسم، می‌گوید: « من یک کارگر هستم، حدود یک میلیون و ۶۰۰ تومان حقوق می‌گیرم و خدا را شاکر هستم که نان حلال بر سر سفره خانواده‌ام می‌برم».


آشپزی سیار

آقا جبرئیل علاوه بر پاکبانی، آشپزی هم می‌کند. او آشپزخانه ثابت ندارد ولی آشپز سیار است‌.به گفته خودش، در مراسم‌های مختلف از قبیل عروسی و عزا به عنوان آشپز فعالیت می‌کند.
«برخی رانندگان و مغازه‌داران نگاه تحقیرآمیزی به پاکبانان دارند!». این‌ را غلامعلی صفری، نماینده پاکبانان شهرداری تبریز می‌گوید.

او ادامه می‌دهد: وقتی زباله و آشغالی را به زمین و داخل جوب می‌ریزند موقع تذکر دادن به ما می‌گویند: «حقوق می‌گیرید که آشغال‌ها را جمع کنید، وظیفتونه!».

راست می‌گوید، هر کس وظیفه‌اى دارد، دیگر! یکی آشغال‌ها را در جوى آب رها می‌کند و دیگری برای بیرون کشیدن آن‌ها غرق در لجن می‌شود!

آقای صفری می‌گوید: «امنیت شغلی نداریم، قراردهای ما یکساله است، اکثر پاکبانان به دلیل شغلشان دچار بیماری‌های ریوی و عفونتی هستند».

یکی از مطالبات پارکبانان، تبدیل وضعیت و پرداخت سختی و زیان‌آور شغلی (حق ۴ درصدی) است. آقای صفری در این خصوص توضیح می‌دهد: «معوقات حق ۴ درصدی پاکبانان چندین سال است که پرداخت نشده، هرچند از سال ۹۸ به همت شهرداری و شورای شهر، این سختی تصویب و حساب جداگانه‌ای برای پاکبانان برای واریز آن ایجاد شد».


پاکبانی


۱۰۵ رفتگر لیسانس و فوق‌لیسانس تبریزی

به گفته او، ۱۷۵۰ نفر در مناطق ۱۰ گانه شهرداری به عنوان پاکبان فعالیت می‌کنند، اکثر پاکبان‌ها زیر دیپلم‌اند و ۱۰۵ نفر دارای لیسانس و فوق لیسانس و حدود ۵۰ نفر نیز دیپلم و فوق دیپلم هستند.

نماینده پاکبانان شهرداری تبریز معتقد است که قبلا مردم به پاکبان‌ها، «زیبیلچی» می‌گفتند و از آنها دوری می‌کردند ولی اخیرا این نگاه‌ها عوض شده و مردم به پاکبان احترام و ارزش قائل هستند.

باید آشغال نریختن در معابر و خیابان‌ها به آحاد جامعه آموزش داده شود، برای برداشتن هر آشغال از کف خیابان کمر یک نفر خم می‌شود و حتی حوادث تلخی برای پاکبان‌ها رخ می‌دهد.

نماینده پاکبان‌ها در این خصوص می‌گوید: «عاجزانه از شهروندان درخواست می‌کنیم که هوای پاکبان‌ها را داشته باشند چراکه هر سال تعدادی از پاکبانان موقع جمع‌آوری زباله‌هایی که از ماشین‌ها به زمین انداخته می‌شوند در اثر تصادف جان خود را از دست می‌دهند».



جای خالی روز پاکبان در تقویم

این روزها حقایق در پستوی حواشی گم می‌شود، حقیقت را انسان‌هایی چون این دو پاکبان که شرافت را معنی کرده‌اند و کمتر سوژه و تیتر رسانه‌ها شده‌اند.

جای روز پاکبان، روز نارنجی پوشانی که ایستاده زندگی می‌کنند در تقویم خالی است اما سوالی که در این میان پیش می‌آید این است که چرا باید نگاه جامعه به این حرفه شریف تحقیرآمیز باشد؟


کتایون حمیدی



دسته بندی : تبریز , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : رفتگر شهر , شهرداری تبریز , تمیزی شهر تبریز , پاکبان , زیبیلچی ,


نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 10 مهر 1398, 09:58 ب.ظ
«طراحی هواپیمای پهن پیکر» از رویا تا واقعیت توسط بانوی آذربایجانی



بانوان علاوه بر توانمندی در اداره خانواده و تربیت فرزند می‌توانند نقش بسیار مهمی در توسعه اقتصاد خانواده داشته باشند، امروز گفت‌وگویی با دختری از خطه آذربایجان انجام دادیم که جواب خوبی به سرزنش «دختر است دیگر!» داد.

بی‌شک پیدایش انقلاب اسلامی در ایران باعث ایجاد تحولی نوین در نوع نگاه به زن شد.

انقلاب اسلامی نه تنها باعث ایجاد تحول روحی و فکری در زنان شد بلکه فضای فرهنگی مناسبی برای حضور بیشتر زنان در جامعه فراهم ساخت، تا جایی که در حال حاضر علاوه بر رشد چشمگیر نرخ باسوادی بانوان ایرانی، شوق تحصیل و میزان موفقیت در آزمون‌های مختلف علمی در میان دختران افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است.

در کنار پیشرفت‌ها و اثربخشی‌هایی که بعد از انقلاب در حوزه زنان رخ داد، بروز و ظهور کاملا برجسته هویت و شخصیت مستقل زن ایرانی در عرصه‌ مجاهدت‌ها و ایثارگری‌ها از جمله در دفاع مقدّس و پس از آن تا امروز، بسیار غرورانگیز است.همسران، مادران و دختران شهدا و جانبازان و بازماندگان بزرگ‌مردانی که جانشان را در راه خدا دادند، با اراده‌ محکم، عزم راسخ و با صبر جمیل خود هر انسانی را در مقابل خودشان خاشع و خاضع کردند.

بانوان علاوه بر توانمندی در اداره خانواده و تربیت فرزند می‌توانند نقش بسیار مهمی در توسعه اقتصاد خانواده و حتی جامعه داشته باشند.

 اگر بگوییم ایران یکی از کشورهای نخبه‌خیز در جهان است که در عرصه‌های مختلف توانسته جوانانی با رتبه بالای علمی به کشور تقدیم کند که حتی در خارج از مرزهای کشور هم حرف‌های زیادی برای گفتن داشته و دارند، بیراهه نگفته‌ایم.

امروز گفت‌وگویی با یک دختری از خطه آذربایجان انجام دادیم که فعل من می‌توانم را صرف کرده است، او جواب خوبی به سرزنش،«دختر است دیگر!»، داد.


 مینا خلیل زاده


مینا خلیل‌زاده فتحی اهل شهرستان بناب آذربایجان شرقی است. ۲۳ سال بیشتر سن ندارد اما به مدد تلاش و کوشش توانسته آرزوهای دوران کودکی‌اش را برآورده سازد.

مینا از کودکی عاشق بادبادک بوده و دلش می‌خواست تا یک دنیا بادبادک رنگارنگ داشته باشد و همه آنها را از بالای پشت‌بام به آسمان و کنار ابرها بفرستد؛ او حالا طرحی برای ساخت هواپیماهای غول‌پیکر می‌دهد.

مینا از زبان خودش: من مینا خلیل‌زاده فتحی، متولد ۱۳۷۵ از شهرستان بناب هستم و در یک خانواده چهار نفری بزرگ شدم و یک برادر ۱۳ ساله دارم و اکنون نیز در مقطع کارشناسی رشته هوا و فضا در دانشگاه صنعتی شریف درس می‌خوانم.



  چرا رشته هوا و فضا را انتخاب کردید؟

همیشه از دوران کودکی به هواپیماهای بالای سرم که در آسمان در حال حرکت بودند، نگاه می‌کردم به قدری ذوق زده بودم که همیشه در رویاهایم هواپیماها را می‌دیدم و برایم بسیار عجیب بود که این هواپیماهای غول‌پیکر چگونه می‌توانند مسافران زیادی را برداشته و تا ارتفاعات بسیار زیادی بالا بروند.

بادبادک‌ها همیشه برای من یک معنا و مفهوم خاصی داشتند به طوریکه در دوران دبیرستان که به اتفاق همکلاسی‌هایم در مسابقه گلایدر دانشگاه صنعتی شریف شرکت کردم و متوجه دانشکده هوا و فضا در این دانشگاه بزرگ شدم، این باعث شد تا یک دل، نه صد دل عاشق رشته هوافضا شوم و بلافاصله یک کتاب در رابطه با آشنایی با انواع هواپیماها بخرم، شاید باور نکنید ولی بیش از ۱۰۰ بار صحنه‌های هوایی فیلم «تاپ‌گان» را نگاه کردم.


  آیا خانواده‌تان با رشته شما مخالفتی نداشتند؟

قبل از انتخاب رشته به من گفتند که رشته دیگری را انتخاب کنم و حتی افراد زیادی بودند که من را از انتخاب این رشته منع می‌کردند ولی من علاقه داشتم و تصمیم خود را گرفته بودم، می‌دانستم که هدفم چیست.

البته خیلی‌ها این رشته را پسرانه می‌نامند در حالی که من این موضوع را قبول ندارم و حتی قبل از اینکه رشته را انتخاب کنم به همه چیز از جمله بازار کار فکر کردم و با خود به این نتیجه رسیدم که اگر کاری در ایران پیدا نکردم، ناامید نشوم و به کمپانی‌های دیگر هواپیماسازی مراجعه کنم.


در حال حاضر درس‌های خود را به کجا رساندید؟

فعلاً در مقطع لیسانس در حال تحصیل هستم، چرا که چند واحد از درس‌های مدیریتی را برداشته و در حال گذراندن آنها می‌باشم ولی به احتمال زیاد برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به یکی از کشورهای خارجی بروم.


  چرا کشور ایران را به عنوان مقصدی برای ادامه تحصیل خود نمی‌بینید؟

 من هم دوست دارم تا در ایران درس خوانده و به اهداف خود برسم ولی قبول کنیم که در این رشته بستر مناسبی برای کار کردن در این زمینه مخصوصاً برای زنان وجود ندارد تا مادامی که این بسترها مناسب‌سازی نشود به عنوان یک دانشجو با اهداف بزرگ نمی‌توانم به آنها دست یابم.

البته وضعیت ایرلاین‌های ایران با وجود تحریم‌های زیاد در شرایط بسیار مناسبی است به طوریکه خط‌های هوایی همیشه در کل دنیا به عنوان تولید ثروت مدنظر قرار گرفته می‌شود در حالی که با وجود تحریم‌ها همه حجاج ایرانی توسط خطوط هوایی ایران انتقال و جابه‌جا شدند که عالی است. 


هوا و فضا

 

در رابطه با مقام اول مسابقه‌ای که به صورت انفرادی در آمریکا کسب کردید، توضیحاتی بفرمایید؟

من یک استاد به نام استاد ملائک دارم که دیدگاه او به‌گونه‌ای است که معتقدند دانشجویی در سطح بین‌الملل تربیت می‌کند، از این رو از 20 نمره امتحانی، ۱۰ نمره‌اش را درس عملی و پروژه گذاشته بود؛ سال پیش به اتفاق تیمی از دانشگاه در مسابقات ALAA شرکت کردیم که هیچ مقامی کسب نشد ولی این مسابقات دارای سه بخش است که می‌توان به صورت انفرادی نیز شرکت کرد.

از این رو با توجه به اینکه استاد ملائک به من گفت که شما استعداد لازم را داری، به صورت انفرادی در این مسابقات شرکت و گزارش لازم به این مسابقات را در اردیبهشت ماه سال‌جاری ارسال کردم که در نهایت بعد از داوری توسط مهندسان متخصص کمپانی‌های مهم جهان ایمیلی به من ارسال شد که در آن متوجه شدم رتبه اول را کسب کردم.


در رابطه با عدم دریافت جایزه این مسابقه توضیحی می‌دهید؟

وقتی ایمیل اول شدن در این مسابقات را دریافت کردم در انتهای آن ذکر شده بود که به علت تحریم‌ها نمی‌توانند جایزه را به من ارسال کنند که البته این جایزه نیز هزار دلاری بود و من از این بابت ناراحت بودم که البته اعلام کرده بودند که نفرات برتر انفرادی و تیمی می‌توانند برای توضیح گزارش خود با کمک هزینه به آمریکا سفر کنند ولی تاکنون چنین ایمیلی را دریافت نکردم.


  مزایای طرح ارائه شده شما در این مسابقات چه چیزی بود؟

 طرح درخواستی در این بخش طراحی یک سیستم هوایی بدون سرنشین برای بازرسی ۱۵۰ مایل خطوط انتقال برق در یک روز کاری بود، سیستم مورد نظر برای طراحی باید از هزینه‌های کمتر نسبت به روش‌های حال حاضر برای انجام بازرسی خطوط برق و امنیت بالاتر نسبت به سایر سیستم‌های هوایی بدون سرنشین برخوردار می‌بود.


  دوست دارید بعد از اتمام تحصیلات در چه زمینه‌ای فعالیت کنید؟

 دوست دارم به عنوان  مهندسی سیستم فعالیت کنم و اگر وقت کنم حتما دوره‌های خلبانی کوچک و سبک را بگذرانم، البته دوره کارآموزی را در یکی از ایرلاین‌های ایران گذراندم به‌قدری عاشق هواپیماها بودم که ابتدا دوست داشتم تا همه آنها را بغل کنم.


  وضعیت ایرلاین‌های ایرانی را چگونه می‌بینید؟

 درست است که تحریم مشکلات زیادی را برای ایرلاین‌های ایرانی ایجاد کرده است ولی همچنان ایرلاین‌ها همیشه سودآور هستند، شاید تحریم‌ها موجب نیامدن قطعه و آپگرید شدن هواپیماها می‌شود ولی همچنان متخصصان زیادی وجود دارد که ایرلاین‌ها را در شرایط مناسبی قرار می‌دهند و اینکه بگوییم، وضعیت ایرلاین‌های ایران مناسب نیست حرف اشتباهی است، چرا که از نظر ایمنی در شرایط مطلوبی قرار دارد.


خودتان کدام نوع هواپیماها را دوست دارید؟

علاقمندی من بیشتر هواپیماهای نظامی است ولی بین آنها بویینگ ۷۷۷ را خیلی دوست دارم.


  آیا شما در زمان دانش‌آموزی شاگرد زرنگی بودید و برای قبولی در این رشته از کلاس‌های کنکور استفاده کرده‌اید؟

شاگرد خوبی بودم ولی اینکه هر لحظه درس بخوانم نه اینطور نبود، دبیرستان را بدون اینکه درس زیادی بخوانم گذراندم ولی در دانشگاه صنعتی شریف مجبور شدم تا بیشتر درس بخوانم و از هیچ کلاس کنکوری استفاده نکردم به‌طوریکه فقط به علت ضعف در درس عربی چند جلسه‌ای کلاس خصوصی رفتم.


  با توجه به اینکه شما از یک شهر کوچکی هستید، قبولی یک دختر از یک محیط کوچک از یکی از دانشگاه‌های برتر کشور بسیار قابل توجه است، دلیل آن را چه چیزی می‌دانید؟

 در حال حاضر دانش‌آموزان شهرستان‌ها نتایج بسیار خوبی را کسب می‌کنند و وضعیت بناب نیز به همین شکل است، حتی قبل از من و حتی در زمان کنکور من افراد زیادی با رتبه‌های بسیار خوبی توانستند به دانشگاه‌های تهران راه یابند ولی من از ابتدا علاقه به دانشگاه صنعتی‌شریف داشتم و اگر سال اول در از شریف قبول نمی‌شدم حتما پشت کنکور می‌ماندم.


  برادر کوچکتر از خودتان نیز توصیه می‌کنید تا در این رشته شما تحصیل کند؟

این بستگی به علاقه و استعداد افراد دارد، چرا که برای مثال من شاید به شنا علاقه داشته باشم ولی به منزله این نیست که یک شناگر هستم حتی دوستان زیادی دارم که در رشته‌های مهندسی شیمی و یا پزشکی در حال تحصیل هستند و شیفته جذابیت رشته من شده و اطلاعات زیادی از هواپیماهای جنگی می‌گیرند ولی من یقین دارم که اگر آنها وارد این رشته می‌شدند، نمی‌توانستند آن‌گونه که می‌خواهند پیشرفت کنند، چرا که رشته‌ها به استعداد افراد بستگی دارد و برادر من نیز به احتمال زیاد در رشته‌های ادبیاتی بسیار قوی‌تر از این رشته‌ها خواهد بود.


بانوی آذربایجانی


  آیا پدر و مادرتان موافق ادامه تحصیلات شما در خارج از کشور هستند؟

البته باید آنها را نیز درک کرد که دوری از من برایشان سخت خواهد بود و شاید اوایل به صورت زبانی اعلام می‌کردند که می‌توانید در همین جا نیز درس بخوانم ولی بعد از مسابقه آمریکا و کسب نتیجه برتر به این نتیجه رسیدند که من جای پیشرفت زیادی دارم، از این رو قبول کردند تا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروم، چرا که می‌دانند اگر من در اینجا بمانم و بستر مناسبی برای رشد من فراهم نشود، علاوه بر خودم، آنها نیز ناراحت خواهند شد.


  وضعیت زبان انگلیسی و مدرک زبان‌تان چگونه است؟

زبان تخصصی را فراگرفته‌ام، حتی صفر تا ۱۰۰  گزارشی که برای مسابقه آمریکا فرستادم را خودم نوشتم و الان نیز در حال آمادگی برای آزمون تافل هستم.


  به عنوان اولین مهندس زن کشور که در مسابقات انفرادی به مقام اول دست یافته‌اید، چه توصیه‌ای به دختران دارید؟

 اصلی‌ترین نکته برای دختران این است که دست از رویاهای خود نکشند و به دنبال آنها بروند و به حرف‌هایی از قبیل اینکه این رشته پسران است و یا این کار برای دختران مناسب نیست گوش ندهند، چرا که دختران توانایی به مراتب بالاتری نیز دارند و حتی وقتی به من می‌گفتند که هوافضا رشته پسرانه است، خنده‌ام می‌گرفت.

حتی یکی از نیروهای ارتشی در  یکی از کلاس‌های آموزشی که من توضیحاتی در رابطه با یک هواپیما ارائه می‌کردم، خطاب به من گفت که اگر پسر بودی حتما تو را جذب می‌کردیم و من از این موضوع ناراحت شدم و بلافاصله گفتم که اگر من می‌خواستم خودم جذب می‌شدم.

البته یکی از استادهای من نیز سر کلاس به بقیه همکلاسی‌هایم گفت که این دختر هم هوشش از شما بیشتر است و هم زورش.


مشاهیر آذربایجان

 دانشجویان دانشکده‌ مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف در مسابقات بین‌المللی هوانوردی و فضانوردی آمریکا در بخش طراحی هواپیما (رده‌ graduate) موفق به کسب مقام نخست شدند.

تیم ShadX از دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف، پس از ۹ ماه تلاش موفق به کسب مقام اول در مسابقات بین المللی هوانوردی و فضانوردی آمریکا (AIAA) در بخش طراحی هواپیما در رده graduate شد.

همچنین مینا فتحی از دانشجویان دانشکده مهندسی هوافضا که به صورت انفرادی در این مسابقات شرکت کرده بود، موفق به کسب مقام اول در بخش مسابقات Undergraduate Individual Aircraft Design شد.


گزارش از کتایون حمیدی





دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : زن نخبه , مفاخر آذربایجان , استعداد درخشان تبریز , هوا فضا , ساخت هواپیما , پهباد , مخترع آذربایجانی ,


نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 11 شهریور 1398, 11:58 ب.ظ

سیروس فلاح کسی که سوختن قره داغ را نتابید

او را در تصویری که توسط «سعید قاسمی، عکاس» به ثبت رسیده باید شناخت، فلاح همان دلیرمردی است که با دست خالی اما دلی پرامید با آتش و دود به جدال برمی‌خیزد، تا تن سوخته درختان ارسباران را از آتش برهاند، اما مگر آتش مجال می‌دهد؟ با این حال او پای در میان دود و آتش می‌گذارد تا غیرت و عشق را در تاریخ این سرزمین به یادگار بگذارد. 
  
قره داغ یا «ارسباران» در جریان آتش‌سوزی‌های خود دل‌های بسیاری را سوزاند و همپای خود خاکستر کرد، دل‌هایی که تحمل جگرسوخته‌شان را داشتند، اما سوختن جنگل‌های ارسباران را نه! سیروس فلاح یکی از روستاییانی است که داغ جنگل‌های ارسباران را بر دل نشانده و همپای ارسباران، دل سوزاند. 
  
در تصویری که منتشر شده، فلاح پیراهن خود را درآورده و با همان تکه پارچه مشغول خاموش کردن شعله‌های آتش است، او با دستان خالی و با هرآنچه در توان دارد میان دود و آتش در «ایستی دره» می‌جنگد. این عکس، پیوند دیرین ریشه‌های «ارسباران» به حیات روستاییان آن منطقه را به تصویر می‌کشد.


فلاح فداکار جنگل‌های ارسباران، جوان 29 ساله‌ای است که ساکن روستای ابراهیم بیگلو(کریم خانلو) خداآفرین بوده و به دامپروری مشغول است. 

سیروس فلاح

محیط بان


فلاح می‌گفت: اینجا غیرت و ناموس من است 

سعید قاسمی، عکاسی که تصویر را به ثبت رسانده در شرح عکس می‌گوید: فلاح، جوان ساکن روستای ابراهیم بیگلو خداآفرین است، در جریان آتش‌سوزی مناطقی از جنگل‌های ارسباران در اطراف روستای ابراهیم بیگلو برای گروه امدادی آب و... آورده بود، بی تاب بود و بی قراری می‌کرد، گویی که چیزی گم کرده باشد. نمی‌توانست منتظر بالگرد بماند، مدام می‌خواست به محل آتش‌سوزی برود. مسیر را هم می‌شناخت، زمانی که به او گفتم به محل آتش سوزی می‌روی؟ بی درنگ قبول کرد و راه افتادیم. 
  
قاسمی ادامه می‌دهد: بعد از حدود سه ساعت پیاده‌روی به محل آتش‌سوزی رسیدیم، یکی از درختان به کلی سوخته و شاخ و برگ‌هایش ریخته بود. آنجا چیزی برای خاموش کردن نبود، در این حال فلاح پیراهنش را درآورد و شروع به خاموش کردن آتش کرد، او میان دود غلیظ گم شده بود و من ناگاه متوجه این صحنه شده و تصویر را به ثبت رساندم. فلاح می‌گفت: «اینجا ناموس و غیرت من است، چگونه سوختنش را برتابم؟ اینجا محل رفت و آمد و چرای گوسفندان من است».
  

آتش در ارسباران


زندگی ما به ارسباران پیوند خورده است 

سیروس فلاح، جوان فداکار روستای کریم خانلو نیز در این خصوص می‌گوید: ما دامپروری می‌کنیم و طبیعت محل زندگی ماست، مگر می‌توانیم بی تفاوت باشیم؟ این جنگل‌ها سرمایه و حیات ما هستند. آتش‌سوزی هم در وهله اول طبیعتمان را می‌گیرد، باید هم با جان و دل می‌شتافتم. اینجا ناموس و شرف ماست. 
  
او به ماجرای رفتنش به محل آتش‌سوزی نیز اشاره می‌کند: با آقای قاسمی(عکاس) و یک نفر از روستاییان عازم شدیم و بعد از طی کردن دو الی سه ساعت مسیر در جنگل، به محل آتش‌سوزی رسیدیم. آتش را که دیدم گویا جگرم آتش گرفته باشد، ابزاری هم برای خاموش کردن نبود و نمی ‌توانستم این صحنه‌ها را تحمل کنم. پیراهنم را درآوردم و بر روی شعله‌های آتش کوبیدم. 
  
فلاح در خاتمه با بیان این‌که جنگل‌های ارسباران ارزش و اهمیت بسیاری برای ما دارد، خاطرنشان می‌کند: زندگی ما به این طبیعت زیبا پیوند خورده و "ارسباران" سرمایه ارزشمندی برای ماست، علاوه بر آن گردشگران بسیاری نیز از سایر نقاط کشور میهمان این طبیعت زیبا و بکر می‌شوند و در حقیقت اینجا یک منطقه گردشگری و ارزشمند برای ماست که باید مراقب آن باشیم.

و این ماجرا تنها گوشه‌ای از دلیرمردی‌هایی است که در جریان آتش‌سوزی‌های ارسباران خودنمایی می‌کرد.


مهری هاشم زاده / شهریور 98




آتش سوزی مراتع و جنگلهای قره داغ آذربایجان شرقی
اوایل شهریور ماه 1398 که در این خصوص 4 نفر نیز دستگیر شدند
حدود 640 هکتار در آتش سوخت و با کمترین امکانات آتش در نهایت در سه مرحله مهار شد
[http://www.aparat.com/v/f7RpC]




روایتی از دستان‌ تاول‌زده ای که آتش ارسباران را خاموش می‌کرد

«دست‌های تاول‌زده»، عنوان تصویری بود که بعد از آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران در فضای مجازی دست به دست شد، این دست‌های تاول‌زده متعلق به رئیس اداره محیط زیست خداآفرین بود همانی که تاول دستان سوخته‌اش حکایت از دلی سوخته‌تر داشت.
آری او «مرتضی نعمت‌پور» همان مدیری بود که از همان روز اول حادثه آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران پا به میدان گذاشت و با تمام توان و به همراه نیروهایش، کیلومترها راه را با پای پیاده پشت سرگذاشت تا داغ سوزان جنگل‌ها را خاموش کند. و این عکس، تصویرگر تلاش‌هایی شد که هیچ‌کس از آن باخبر نبود. 
  
در رابطه با این عکس مردم نیز نظرات بسیاری مطرح کردند و با بیان کلماتی چون «خداقوت پهلوان، یاشاسین، مرد باغیرت و...» به زحمات چنین مدیرانی در فضای مجازی پاسخ دادند.

مرتضی نعت پور


نعمت‌پور، محیط بان نمونه کشور در سال 94

نعمت‌پور به مدت 11 سال است که در بخش‌های مختلف محیط زیست مناطق ارسباران از جمله ورزقان، خداآفرین، هریس، جلفا، هوراند و همچنین کیامکی مسئولیت‌هایی را بر عهده گرفته و طی این سال‌ها نیز عملکرد خوبی از خود برجای گذاشته است؛ او در جریان زلزله ارسباران نیز در محیط زیست هریس مشغول فعالیت بود و در این رابطه نیز به جهت مساعدت‌ها و همچنین طراحی نوعی حفاظ موقت( به وسیله میله، تور و سایر مصالح) به عنوان "رییس نمونه" انتخاب شد. 
  
او در سال 88 نیز به عنوان محیط‌ بان نمونه استانی و در سال 94 نیز به عنوان محیط بان نمونه کشوری انتخاب شده و همچنین در خاروانا نیز به دلیل عملکرد خود به عنوان کارمند نمونه انتخاب شده بود. 
  
جنگل که می‌سوزد، قلب و جگر گوشه مان می‌سوزد

مرتضی نعمت‌پور در مورد فعالیت‌های خود می‌گوید: بنده به عنوان یک محیط بان همیشه به محیط زیست علاقه و حساسیت دارم، طبق اصل 50 قانون اساسی حفاظت و صیانت از محیط زیست یک وظیفه همگانی است، ما نیز نه تنها در این ماجرا، بلکه در جریان تمامی حوادث در منطقه حاضر شده و با تمام توان خود، همانند جان از محیط زیست حفاظت می‌کنیم.


آتش جنگل

  
او می‌گوید: در تابستان سال‌جاری حدود 25 مورد آتش سوزی در جنگل‌های ارسباران اتفاق افتاده بود که در جریان تمامی این حوادث در منطقه حاضر شده و در راستای اطفای آتش تلاش کرده و تا لحظه اطفا نیز منطقه را لحظه‌ای ترک نکردیم، چرا که تحمل سوختن جنگل را نداریم، وقتی گوشه‌ای از جنگل می‌سوزد، گویی که قلب و جگرگوشه‌مان سوخته باشد.

نعمت‌پور در تشریح ماجرای آتش‌سوزی اخیر ارسباران نیز می‌گوید: از همان روز اول حادثه در منطقه حاضر شده و مراتب نیز با مدیریت بحران و مافوق خود اطلاع دادیم، از روز دوم که آتش‌سوزی وضعیت بحرانی داشت همه نیروهای امدادای و اکیپ‌ها از نقاط مختلف استان آمده بودند و نیروهای سپاه، ارتش، بسیج و... همه و همه حضور داشتند و کمک می‌کردند. 
  
او ادامه می‌دهد: کمک رسانی دستگاه‌های استانی خوب بود همه در صحنه حضور داشتند اما به بالگرد بسکت‌دار نیاز داشتیم چرا که کانون‌ آتش‌سوزی در نقاط صعب‌البوری قرار داشت و نیاز به امداد هوایی بود، در حالی که طبق گفته مسئولان امر نیز چنین امکاناتی در استان وجود نداشت. 
  
نعمت‌پور با بیان این‌که فاصله بین دو کانون آتش‌سوزی دو کلیومتر بود که رسیدن به آنجا نیز بصورت هوایی ممکن بود، چراکه منطقه بسیار صعب‌العبور بود، می‌افزاید: زمانی که در دره‌ای آتش‌سوزی رخ می‌داد به علت صعب‌العبور بودن فقط از طریق دود آن می‌فهمیدیم که آتش‌سوزی شده است. 
  
او با تاکید بر این‌که همه گروه‌های امدادی استان با تمام تلاش در فکر مهار آتش‌سوزی و اطفای آن بودند، ادامه می‌دهد: در دومین روز آتش‌سوزی که ظرفیت‌های استان با تمام توان به منطقه آمده بود، به بسکت‌ نیاز داشتیم که آن ‌هم در استان وجود نداشت، در حالی که اگر بالگرد بسکت دار همان روزهای اول به منطقه اعزام می‌شد، می‌توانستیم آتش‌سوزی را زودتر اطفا کنیم. 

آتش ارسباران


سختی‌های مهار آتش از زبان رئیس اداره محیط زیست خداآفرین

نعمت‌پور می‌گوید: کانون‌های آتش‌سوزی نیز به حدی صعب العبور و طولانی بود که امکان حمل دستگاه‌های آتش‌ خاموش کن میسر نبود و خودمان با پای پیاده و در شرایط سخت می‌رفتیم تا هرآنچه که از دستمان برمی‌آید را برای مهار آتش انجام دهیم. در این رابطه تبرهای کوچکی را با خود حمل می کردیم و با زدن شاخ و برگ‌ها جلوی گسترش آتش را می‌گرفتیم. 
  
او می‌افزاید: در برخی نقاط نیز مسیر به حدی صعب العبور بود که نشسته سر می‌خوردیم و از صخره‌ها و دره‌ها، با مصیبت فراوان پایین می‎رفتیم. باید از نزدیک این مناطق را ملاحظه کرد تا به سختی مسیر و صعب‌العبوری آن پی برد. گاه تا 4 کیلومتر امکان تردد ماشین و .. نبود و باید با پای پیاده تردد می‌کردیم که در چنین شرایط حمل اشیای دیگر برایمان میسر نبود. پوشش گیاهی برخی مناطق نیز دارای خارهای چسبانی بود(قره تیکان) که پاهایمان را به طور کلی زخمی و خونی می‌کرد. 
  
او با اشاره به عکس منتشر شده از خودش تحت عنوان «دستان تاول‌زده»، می‌گوید: من یک محیط بان و محافظ محیط زیست هستم و همیشه صیانت از محیط زیست را وظیفه و تکلیفی برای خود می‌دانم در مورد آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران نیز هرچند تلاش و زحمت بسیاری را به کار بستیم، اما نمی‌خواستم رسانه‌ای شود و مشغول کار خود بودم، تا این‌که در جریان امداد رسانی‌ها یکی از عکاسان شهرستان اهر که در محل حادثه حضور داشت، ماجرا را جویا شد و من با تشریح ماجرا دستانم را نشانش دادم و این تصویر را از بنده گرفت. البته صرف دستانم نبود بلکه بخشی از موهای سر و پاهایم نیز زخمی و سوخته بود.



قره داغ

آتش جنگل آذربایجان


ضرورت ارائه آموزش و فرهنگ‌سازی در مورد صیانت از محیط زیست

او در ادامه می‌گوید: از مردم تقاضا داریم بیش از پیش به محیط زیست توجه کرده و مراقب آن باشند؛ در منطقه ارسباران نیز یک سری آموزش‌ها و فرهنگ‌سازی ها لازم است تا مردم به اهمیت جنگل‌ها و حیوانات واقف شده و در صیانت از آن همیار اداره محیط زیست باشند. 
 




دسته بندی : آذربایجان , * پارکها و محیط زیست , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : آتش سوزی ارسباران , جنگلهای ارسباران , آتش در قره داغ , خاموشی آتشسوزی , جنگلهای قره داغ , جنگل آذربایجان ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات