تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 6 آبان 1397, 11:55 ب.ظ

معرفی برخی از آذربایجانی های عمدتا تبریزی فعال در سیلیکون ولی رشته کامپیوتر آمریکا


نابغه ها و نخبگان و فعالین زیادی از تبریز و آذربایجان در کشورهای توسعه یافته جهان بخصوص آمریکا، شاغل و فعال هستند که شاید حتی نام آنها را نمیدانیم و شاید آنها هرگز اینجا را ندیده و ذهنیتی ندارند اما ما هرجا آنها را ببینیم و بشنویم ، به آنها که از رگهای خاک آذربایجان در خون آنها جاریست خشنود و حمایت و معرفی و افتخار خواهیم کرد.

آذربایجانی ها از فرش تا عرش را با دستان و مغز و فکر، توانمند و هنرمند خود در مینوردند.
ما بعنوان همزبان و هم ریشه برای آنها در هر نقطه از جهان آرزوی خوشبختی و موفیت داریم.

بارها به معرفی برخی از این نخبگان و مشاهیر پرداخته ایم و اینبار نیز به دارا خسروشاهی بهمراه فامیل نخبه اش، سینا تمدن، آرش فردوسی و... میپردازیم.


سیلیکون



دارا خسروشاهی اصالتا از خانواده آذربایجانی در خسروشاه تبریز ، مالک کسب و کار ایرانی آمریکایی و مدیر عامل اجرایی شرکت تکنولوژی‌های اوبر است. او پیشتر مدیرعامل اجرایی اکسپیدیا بود.

دارا خسروشاهی به دلیل انتقادهای صریحش از دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا هم شهرت دارد و از حامیان مالی هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا بود.

در ماه ژوئن ۲۰۱۳ شرکت حسابداری بریتانیایی ارنست اند یانگ دارا خسروشاهی را به عنوان برنده جایزه کارآفرین سال در شمال غربی اقیانوس آرام اعلام کرد. او در «فهرست ایرانیان برجسته آمریکایی» در فهرست وزارت امور خارجه ایالات متحده قرار دارد.

دارا


مدیرعاملی اوبر (Uber) و چالش‌های پیش رو

خبری که امروز در مورد شرکت اوبر منتشر شد، بسیاری از فعالان دنیای فناوری و صنعت حمل و نقل را شوکه کرد. هیئت مدیره‌ و سرمایه‌گذاران اوبر که به‌دنبال مدیرعاملی جدید برای جایگزینی تراویس کالانیک، موسس اوبر و مدیرعامل فعلی بودند، به‌یکباره خسروشاهی را که بین نامزدهای این پست قرار نداشت، معرفی کردند. ابته هنوز خبر پذیرفتن این پست از طرف خسروشاهی منتشر نشده؛ اما پیش‌بینی می‌شود او با وجود قراردادی که تا سال ۲۰۲۰ با اکسپدیا دارد، این شرکت را به مقصد بزرگترین تاکسی اینترنتی دنیا ترک کند.


اگر خسروشاهی پیشنهاد جدید را قبول کند، به عنوان رهبر یکی از باارزش‌ترین استارتاپ‌های دنیای فناوری شناخته خواهد شد. سرمایه‌گذاران اوبر ارزش این شرکت را حدود ۶۰ میلیارد دلار عنوان کرده‌اند. البته این موقعیت جذاب، مشکلات و چالش‌های زیادی را نیز برای خسروشاهی به همراه خواهد داشت. او باید فرمان این تاکسی اینترنتی را بار دیگر به‌دست گرفته و پس از ماه‌ها دعواهای حقوقی و مشکلات مدیریتی داخلی، آن را به جاده‌ی موفقیت قبلی برگرداند.

خسروشاهی که اکثر عمر کاری خود را در واشنگتن گذرانده، در سیلیکون ولی آنچنان شناخته شده نیست. اگرچه هردوی این مکان‌ها به عنوان قطب‌های فناوری آمریکا شناخته می‌شوند، اما رقابت‌هایی نیز میان آنها وجود دارد.

خسروشاهی پس از قبول سمت مدیرعاملی اوبر، با مشکلاتی همچون دعواهای مدیرعامل قبلی با سرمایه‌گذار اصلی یعنی Benchmark، مشکلات قانونی خودروهای خودران اوبر و چالش‌های مالی فراوان روبرو خواهد بود. به‌طور قطع او پس از شروع دوره‌ی کاری باید ابتدا فکری به حال وضعیت مالی نگران‌گننده‌ی اوبر بکند و یک مدیر مالی حرفه‌ای استخدام کند.

مدیرعامل سابق اکسپدیا، تجربه‌ی زیادی در صنعت حمل و نقل ندارد. البته گفته می‌شود او یکی از سرمایه‌گذاران Convoy است که نوعی اوبر برای خودروهای سنگین محسوب می‌شود. به هر حال شروع کار خسروشاهی در اوبر آسان نخواهد بود و او مدتی را باید برای آشنایی با فرهنگ این شرکت بگذراند و احتمالا اقداماتی را برای اصلاح آن انجام دهد.


فعالیت‌های دیگر

خسروشاهی در حال حاضر در هیئت میدیره‌ی نیویورک تایمز و Fanatics عضویت دارد. Fanatics استارتاپی در حوزه‌ی فروش محصولات ورزشی است.

فعالیت خسروشاهی در نیویورک تایمز، روحیه‌ای انتقادی همراه با فعالیت‌های سیاسی پراکنده به او داده است. او از منتقدان جدی سیاست‌های دونالد ترامپ است و در زمان ارائه‌ی لایحه‌ی محدودیت اتباع خارجی در آمریکا، اعتراضاتی جدی به آن داشت.


پسرعمه‌های خسروشاهی، هادی و علی پروتوی، بنیانگذاران وبسایت آموزشی code.org در سیلیکون ولی به‌خوبی شناخته‌شده هستند. آنها ازکودکی با خسروشاهی بزرگ شده‌اند.


دارا خسروشاهی



حسن خسروشاهی و نزهت خسروشاهی، پدر و مادر دارا خسروشاهی هستند. حسن خسروشاهی تاجر نامدار تبریزی و ایران است که بسیاری از کارخانه‌های بزرگ ایرانی با نام او و خاندان خسروشاهی تاسیس شده‌اند.
حسن خسروشاهی مدارک دانشگاهی خود را در رشته‌های اقتصاد و حقوق از دانشگاه تهران دریافت کرده است.

برندهای تولی‌پرس، تولیدارو، مینو، تی‌دی و غیره، تنها بخشی از کارخانجات و شرکت‌هایی هستند که حسن خسروشاهی در ایران تاسیس کرد. او در سال ۱۹۷۸ همراه با خانواده‌اش از ایران مهاجرت کرد. تا سال ۱۹۸۱ خبری از این خانواده در دست نبود تا این که ردپای خسروشاهی بزرگ، در سال ۱۹۸۱ در ونکور کانادا پیدا شد.

او پس از نقل مکان کامل به کانادا، اولین فعالیت‌های تجاری خود را با تاسیس شرکت Persis Holdings آغاز کرد و پس از مدتی، اولین شعبه‌های فروشگاه‌های معروف Future shop را در کانادا تاسیس کرد. این فروشگاه‌های زنجیره‌ای که به فروش تجهیزات الکترونیکی معروف هستند، در سال ۲۰۰۱ توسط best buy خریداری شدند. ثروت حسن خسروشاهی در سال ۲۰۱۲ حدود ۹۴۰ میلیون دلار برآورد شده است.

خسروشاهی



علی پروتوی (Ali Partovi) و هادی پرتوی (Hadi Partovi) دو برادر اصالتا اهل خسروشاه تبریز و خویشاوند دارا خسروشاهی مقیم ایالات متحده هستند که نامشان با بسیاری از استارتاپ‌های بزرگ سیلیکون ولی همچون دراپ باکس، فیسبوک و code.org گره خورده است

آنها نوه‌های تاجر مشهور ایرانی مجید خسروشاهی هستند.

در بنیان‌گذاری TellMe Networks نقش داشت. یک سرویس تشخیص صوت که در سال ۲۰۰۷ توسط مایکروسافت و به مبلغ ۸۰۰ میلیون دلار تصاحب شد. او هم‌چنین با برادرش iLike را هم‌بنیان‌گذاری کرد.

علی و هادی پرتوی در استارتاپ‌های متعدد و مشهور همچون Airbnb، Change، ClassPass، Convoy، دراپ‌باکس، فیسبوک، ایندی‌گوگو، اسپیس ایکس، ThriveMarket و Thumbtack نیز سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

پرتوی

فیسبوک




فرزاد یکی از پسرعموهای دارا خسروشاهی است که در کارگاه جدید گوگل برای محصولات آزمایشی کار می‌کند. از او به عنوان خالق Google Sheets یاد می‌کنند.

امیر خسروشاهی
امیر خسروشاهی

فرزاد خسروشاهی
فرزاد



آرش فردوسی هم‌بنیان‌گذار، مدیر ارشد تکنولوژی سابق

فردوسی کمک کرد تا دراپ‌باکس از یک استارت‌آپ متعلق به Y Combinator به یک شرکت عمومی با ارزش بیش از ۹ میلیارد دلار و سود سالیانه بیش از ۱ میلیارد دلار تبدیل شود.

فردوسی ۷ اکتبر ۱۹۸۵ در اورلند پارک کانزاس در یک خانواده مهاجر ایرانی متولد شد. پدر او غلام فردوسی متولد ۱۹۵۰ کارگزار وام مسکن و از اهالی تبریز و مادرش تهمینه فریدآذر متولد ۱۹۵۹ بود.

آذربایجانی ها نابغه و نخبه هایی هستند که از کشور و دیار خود کوچ کردند و رفتند در آمریکا جزو برترین های جامعه آنها شدند.


وقتی فردوسی به همراه هم‌کارش درو هیوستون (Drew Houston) دراپ‌باکس را برای جمعی از سرمایه‌گذاران احتمالی توضیح می‌داد، با پژمان نوزاد آشنا شد. نوزاد در استارتاپ‌هایی همچون Doordash وشرکت دراپ‌باکس سرمایه‌گذاری کرده است.


فردوسی می‌گوید: «به محض اینکه ارائه ما تمام شد، پژمان به سمت ما دوید و با من به فارسی شروع به صحبت کرد. او بسیار هیجان زده بود، هم برای ایده‌مان و هم برای اینکه من ایرانی بودم.» نوزاد قبلاً یک تاجر فرش و قالی بود که به یک سرمایه‌گذار در دایره فناوری ایرانی-آمریکایی‌ها مبدل شده بود. برای سالیان سال، نوزاد یک صبحانه ایرانی در روزهای جمعه و در پالو آلتو تدارک می‌دید

. برنامه صبحانه وی چنان محبوب شد که نسخه‌های مشابه آن هم‌اکنون در سان‌فرانسیسکو، منلو پارک، اورنج کانتی، ونکوور، بارسلونا و لندن برگزار می‌شود. او از سرمایه‌گذاران اولیه در تعدادی از شرکت‌های موفق فناوری با بنیان‌گذاران ایرانی-  آمریکایی مانند Aquantia، SoundHound و AppLovin است. بعد از ملاقات با فردوسی، وی در دراپ‌باکس سرمایه‌گذاری می‌کند.


آرش فردوسی




پریسا تبریز به عنوان «شاهزاده امنیت» شناخته می‌شود. او قبلاً عضو سرویس دیجیتال ایالات متحده بوده‌است.

لقب شاهزاده‌ی امنیت در جریان یک کنفرانس در توکیو ساخته شد. تبریز در این کنفرانس تصمیم گرفت تا به‌جای استفاده از عنوان شغلی خود یعنی «مهندس امنیت اطلاعات»، از عبارت شاهزاده‌ی امنیت استفاده کند. این لقب از آن روز به‌عنوان شناسه‌ی این متخصص امنیت استفاده شد. او درباره‌ی انتخاب این لقب می‌گوید:

من می‌دانستم که در این کنفرانس باید کارت ویزیت خود را به افراد مختلف بدهم. با خودم فکر کردم عنوان مهندس امنیت اطلاعات بسیار خشک و رسمی است. فعالان صنعت ما، عناوین را بسیار جدی در نظر می‌گیرند اما من تصمیم گرفتم با یک عبارت جدید، آنها را غافلگیر کنم.


از دیگر فعالیت‌های فوق برنامه‌ی تبریز در حوزه‌ی امنیت، شرکت در کنفرانس‌هایی برای نوجوانان علاقه‌مند به حوزه‌ی امنیت سایبری است. او به‌عنوان مربی در یکی از این کنفرانس‌های سالانه در لاس وگاس شرکت می‌کند. او در سال ۲۰۱۸ به کنفرانس امنیت RSA دعوت شد. در این کنفرانس از ۲۰ شرکت‌کننده و سخنران تنها یک نفر مرد نبود. تبریز در اعتراض به این حرکت، کنفرانسی مشابه با نام OURSA بنیان‌گذاری کرد که در طول پنج روز، ۱۴ سخنران زن را به خود جذب کرد.

یکی دیگر از کنفرانس‌های میزبان تبریز،  r00tz نام دارد که با تمرکز روی آموزش هک به کودکان برگزار می‌شود. این رویداد را می‌توان انشعابی از رویداد مشهور Def Con دانست. رویداد دف کان سالانه با هدف گردهم‌آیی هکرهای حرفه‌ای در ریو برگزار می‌شود. نکته‌ی جالب این است که رویداد روتز ابتدا برای فرزندان شرکت‌کنندگات در دف کان طراحی شد.


پریسا تبریز




سینا تمدن قائم مقام مدیر عامل بخش برنامه‌های کاربردی شرکت اپل بود. استیو جابز او را در سال ۱۹۹۷ به شرکت اپل آورد. او متولد سال ۱۳۳۵ در تبریز و تحصیل کرده در دانشگاه پردیو آمریکا می‌باشد

او در سال ۱۹۹۷ به شرکت اپل پیوست و از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ او معاون مدیرعامل در شرکت دیگر استیوجابز یعنی نکست  انگلیسی ‏ بود

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ مجله ”فورچون” با انتشار تصاویری از ۱۱ مدیر پایین تر از استیو جابز نوعی بازی گمانه زنی را برای انتخاب بهترین جانشین رئیس اپل آغاز کرده است. در میان این مدیران ارشد اپل یک ایرانی به نام "سینا تمدن” نیز حضور دارد. سینا تمدن مدیر ارشد بخش کاربردهای شرکت اپل ، ۵۰ ساله و یکی از کهنه کاران شرکت NeXT است که در سال ۱۹۹۷ همزمان با بازگشت استیو جابز به اپل آمد. اگرچه او دارای سمت های مهمی مانند: نایب رئیس اپل- مدیر روابط عمومی گروه Newton و گزارش دهنده ی مستقیم به استیو جابز می باشد ولی از دیگر مدیران ارشد اپل کمتر شناخته شده و تنها کسی است که در سایت رسمی شرکت اپل اطلاعاتی درمورد او گزارش نشده است

پروفایل سینا تمدن در سایت اپل
آنچنان که در مطبوعات نیز اشاره شده، پاسخ این سوال که ”سینا تمدن کجا به مدرسه رفت؟” نامشخص است البته در wikianswers دانشگاه Purdue در ایالت Indiana آمریکا بعنوان دانشگاه محل تحصیل او ذکر شده است، همچنین او مدرک PHD خود را در زمینه ی علوم کامپیوتر از دانشگاه Orsay در فرانسه دریافت کرده است..

همواره درباره مدیران ارشد اپل اطلاعات کمی وجود داشته،همچنین سینا‌ تمدن به نظر تمایلی به بازگو کردن زندگی شخصی خود ندارد بنابراین اطلاعاتی که ما از او داریم در حد همین چند خط است


سینا تمدن



گردآوری تبریز ویکی لینکلر




دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : نخبگان تبریزی , نخبه های رشته آی تی , نابغه تبریز , سینا تمدن , اپل , خسروشاهی , ایرانیان مقیم آمریکا ,


نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 22 شهریور 1397, 11:58 ب.ظ

سید ابوالقاسم  متخلص به نباتی و مشهور به مجنون شاه و خان چوپان فرزند میر یحیی ( ملقب به سید محترم اشتبینی ) به سال 1191 هجری تولد یافت ، دوران جوانی خودرا در قریه اشتبین كه یكی از قراء با صفای قره داغ اذربایجان  و قره چای است با حشم داری و باغبانی گذرانید ، زیبایی های طبیعت اورا به سرودن اشعار بر انگیخت ، رفته رفته به عرفان گرایید  بعدها به شهر اهر رفت و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری گوشه عزلت گزید و اواخر عمر باز به زادگاهش اشتبین برگشت


پارک نباتی


مرحوم عارف نباتی به كرات از آب رودخانه آراز می گذشته و اصلاً جایی از بدنش و یا لباس هایش خیس نمی شده و طوری ماهرانه و ظریفانــــه این عمل را انجام می داده كه همه را مات و مبهوت و حیرت زده مــــــی كرده است . شنیده شده است كه آن مرحوم آراز را گاهــی در روی آب به پشت خوابیده عبور میكرده است . و باز یكی از ملتزمین ركـــــابش در یكی از روزها در كنار آراز اظهار لعبه كرده و می خواهد از آب عبور كند و در باور خودش كرامتی نشان دهد ، ولی به محض اینــــــــكه وارد آب می شود نه تنها موفق نمی شود بلكه جسد نیمه جانش را دیگران نجـــــات می دهند . مرحوم این شعر را در حق وی سروده و اورا به ریاضـــــــت و تهذیب نفس و پخته شدن در كوره روزگار دعوت میكند :
گئت دولانگلن خام سن هنوز 
پخته اولماغا چوخ سفر گرك  
مرغ قاف ایله هم زبان اولوب  
زیروه قالخماقا بال و پر گرك

نباتی

حکیم نباتی

مقبره نباتی


دیوان اشعار:

جمع اشعار به‌جامانده از نباتی به پنج هزار بیت بالغ می‌گردد که تقریبا نصف آن فارسی و نصف دیگر ترکی است. اشعار نباتی در جمهوری آذربایجان و قفقاز و ترکیه و ایران طرفداران بسیاری دارد..
یكی از آثار جهانی نباتی تصنیف «گئدین دئین خان‌چوبانا» است كه در موسیقی آذربایجان به زیبایی می‌درخشد و شهره‌ی تمام ترك ‌زبانان دنیاست. نباتی با تخلص زیبای «خان‌چوبان» چنان اشعاری را برای ما به یادگار گذاشته كه هنوز قافله‌ی ادب او را چنانكه است، نمی‌شناسد
آنچه كه نباتی را در اوج دل مردم آذربایجان قرار داده است، اشعار تركی او است؛ اشعاری كه قبل از وجود صنعت چاپ، توسط عاشیق‌ها و خوانندگان موسیقی آذربایجان در طول 200 سال دل عشاق را به نوا آورده و تسخیر كرده است.


دیوان شعر


آرامگاه:
وی پس از حدود هفتاد سال عمر، در ۱۲۶۲ قمری درگذشت. در خصوص آرامگاه نباتی در یک بلندی مشرف به روستای اشتبین و رودخانه ارس از اظهارات اهالی روستا چنین بر می‌آید که نباتی همیشه در یک نقطه‌ای از بلندی کوه می‌نشسته و به روستا و زادگاه خود و رودخانه ارس و جاده‌ای که اهالی و دختران جوان در آن تردد داشتند نگاه می‌کرده و اکثر شعرهای خود را در آن نقطه آفریده و و با صدای دل نشین به آواز خواندن می‌پرداخته که بعد از درگذشت وی، اهالی بنا به علاقه وافر نباتی به آن محل خاص، وی را در همان نقطه دفن کرده‌اند.
در شهریور 1372 كنگره بزرگداشت این شاعر به مدت سه روز در كلیبر بر گزار شد و به همین مناسبت دیوانش به طرز مطلوبی در دو جـــــــلد به اهتمتم دكتر حسین محمد زاده صدیق انتشار یافت . جلد اول آن اشعار فارسی و جلد دوم اشعار تركی نباتی است .
چاپ تزیینی و نفیس دیگری هم از اشعار فارسی او با تشریك مساعی جمعی از خوشنویسان و هنرمندان ، بكوشش غریبی كلـــــیبر تهیه و به علاقمندان شعر نباتی اتحاف شد


   مرحوم فریدون كوچرلی ادبیات شناس مشهور در تحقیقات خــــود در مورد نباتی چنین می نویسد :
(( سید ابولقاسم نباتی برای آذربایجانی ها به منزله خواجه حافــــــــظ ، شمس تبریزی و حتی در بعضی اشعار و كلامش به منزله جلال الــــدین رومی (مولوی ) میباشد .))


علامه شهید مرحوم علی مدرس تبریزی در جلد چهارم كتاب ریحـــانه الادب می نویسد : ((سید ابوالقاسم میر مقدم اشتبینی قــــــره داغــی تبریزی از عرفای قرن سیزدهم هجرت كه درویش مسلك و صوفـــــــــــی مشرب بوده و اشعار و ذوقیات بسیاری به دوزبان تركی و فارسی گفته و به نباتی یا خان چوپانی یا مجنونشاه تخلص می كرده و دیوان او در تبریز چاپ شده است . ))


در كتاب دانشمندان  آذربایجان در مورد ابو القاسم نباتی چنین آمده است :
((خلف مرحوم سید محترم اشتبینی ، درویش مسلك و صوفی مشرب بوده ، گاهی مجنون شاه و خان چوپانی نیز تخلص كرده است . اوائل حال در قریه اشتبین كه كرسی محال دیزمار قراچه داغ است نشو و نما یافته و بعد ها به قصبه اهر مهاجرت نموده و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری مشغول ریاضت و مجاهده گردیده است .))

هنوز هم اهالی قره داغ نباتی را نه تنها شاعر بزرگ ، بلكه عارفی بسیار مقرب و صاحب كرامات می دانند و كرامات اورا در مجالس و محافل نقــــل می كنند. خود می گوید :
از خامه خان چوپانی مـــــــــــن
 عاجز شده كلك مانی من
خواهی كه شوی تو نیز موسی
  یك چند بكن شبانی من


روستای اوشتبین جلفا

اشتبین

اوشتبین


در اواخر عمر به مسقط الراس خود مراجعت كرده و در 1262 مرحوم شده است و مزار ش دربالای تپه ای در اشتبین است . در ضمن ایشــــــان در سال 1191 ه. ق. برابر با 1149 ه. ش. در اشتبین متـــــــولد شده است .
در كتاب مفاخر آذربایجان نیز نویسنده در مورد سید ابو القاســـــــم نباتی چنین می نویسد :
((مرحوم سید ابوالقاسم بن میر یحیی اشتبینی ، متخلـــص به ( مجنون شاه ) یا ( خان چوپانی) یكی از شاعران آذربایجان از منطقه قــــــره داغ می باشد .


او شاعری علی گو و علی جو بوده است و در مدح و توصیف مولا علـــی (ع) گوی سبقت را از همگان و خیل شاعران مداح اهل بیت عصمت (ع) ربوده است  او اشعار فراوانی در حق آن بزرگوار ســـــــروده است كه در دیوانش ثبت است . زادگاه او روستای اشتبین مركز دهستان دیـــــــزمار شرقی از توابع ارسباران ، بسال 1191 متولد گردیده و سیر معرفت را از همان زمان از تعالیم و ارشادات و بركات وجودی شیخ شهاب الدین اهری كسب نمود و در شعر و ادب به مرتبت والایی نائل آمد كه توانست حدود 5000 بیت شعر را از خود بیادگار بگذارد . او شاعری مسلمان و شیــــعه دوازده امامی و مخلص اهل بیت و رسالت (ع) بوده است . سروده های او در نواحی قفقاز ، تركیه ، آذرباجان و سراسر ایران طـــرفدارانی دارد .


[http://www.aparat.com/v/skWc5]

[http://www.aparat.com/v/ArzvO]



گؤره‌سن من نییه یارب بئله نالان اولدوم؟ 
غلط ائتدیم كی سنه واله و حئیران اولدوم.
اودا یاخدین من بیچاره‌نی پروانه كیمی،
آجیغین گلدی مگر عاشیق انسان اولدوم؟
سود و سرمایه‌می مجموع ألیمدن آلدین،
نییه كیم زاهید اولوب مسجده دربان اولدوم!
شیخ صنعان كیمی بوینوما سالدیم زونّار،
ایندی گل گؤر كی كلیسالارا رهبان اولدوم.
ائتدیم اول دلبر ترسایا بوگون بیر سجده،   
ایندی بیلدیم كی یقین من‌ده مسلمان اولدوم
لله الحمد! كی من كوفرده بولدوم ایمان،
كئچن ایّاما نه حاصیل كی پشیمان اولدوم!
گل! نباتی دولانیم باشینا، وه! وه! نه گؤزل،
جان وئریب یارا، وفا راهینا قوربان اولدوم.




جانا اود ووردوم اؤزوم، پروانه‌لردن كوسموشم،
تا كی مجنون اولموشام، دیوانه‌لردن كوسموشم.
بیر غلط سؤز دور كی دئرلر گنج اولور ویرانه‌ده،
گنج یوخ، ویرانه چوخ، ویرانه‌لردن كوسموشم.
حاصیلیم اولدو تجرّددن ندامت گوشه‌سی،
ایندی اول باش آغریدان افسانه‌لردن كوسموشم.
من ائشیتدیم: اول گولون مئیخانه‌لردیر منزلی،
اصلی یوخ گؤردوم، گلیب مئیخانه‌لردن كوسموشم.
خانیمانیمدان منی سالدی نباتی در به در،
عقله باخ،‌مجنون كیمی بیگانه‌لردن كوسموشم.




نه مدت دیر من بیچاره یارب یارسیز قالدیم،
پوزولدو رؤونقیم، داغیلدی ائو، پرگارسیز قالدیم؟
كیمه اظهار ائدیم دردیم؟ هانی‌بیر محرم اسرار؟       
غمیم چوخ، غم‌گوساریم یوخ، عجب‌غمخوارسیز قالدیم!
دریغا! بیلمه‌دیم قدرین من اول یار وفادارین،          
عجایب سخت جانام، یارسیز، من عارسیز قالدیم؟
غم هیجرانا یاندیردین منی، ای چرخ دون، بسدیر! 
رحیم اسمینه آللاهین دئییم، اقرار سیز قالدیم.
نباتی! تؤوبه قیل، ایمانا گل، افسانه دانیشما،
نولا بیر یول دئسن كی: یا علی! من یارسیز قالدیم.


نباتی


تیكمیشم گؤز راها بیر جلّادی گؤزلر گؤزلریم،
داما دوشموش صید تك، صیادی گؤزلر گؤزلریم.
یوخسا دئرسیز زاهیدم من، اولموشام مسجد نشین،
اول صنمدن اؤترو بو بربادی گؤزلر گؤزلریم.
بیستون داغین گئدیب گزمك دگیل منظوروموز،
 ششدر حئیرتده بیر نرّادی گؤزلر گؤزلریم.
بوق عشقین، آتش سوزاندی یاخمیش باغریمی،
یاش تؤكنده، دجله‌ی باغدادی گؤزلر گؤزلریم.
مكتب عشق ایچره تا ائتسین منی كامیل عیار،
اولموشام پابسته بیر اوستادی گؤزلر گؤزلریم.
قویماییم تا اوندان اؤزگه كیمسه بو ویرانه‌ده،
روز و شب بو خاطیر ناشادی گؤزلر گؤزلریم.
پرتو مئهر روخوندان تا كی بولسون بیر نیشان،
هر طرف سئیران ائدیب، هرزادی گؤزلر گؤزلریم.
جمله قرآن و كتابی ائیلمكدن الورق،
اؤزگه مطلب یوخ، همین بیر آدی گؤزلر گؤزلریم.
یاخشی سؤزلر چوخ دئمیشلر گرچی عاشیقلر، ولی،
هامیدان یئی، من بو خوش افرادی گؤزلر گؤزلریم.
محمل لیلی، نباتی! اولدو گؤزدن ناپدید،
من نه مجنونام كی بو اوتادی گؤزلر گؤزلریم.




گؤروم ای شوخ! سنی، خرم و خندان اولاسان،
غنچه گول تك آچیلیب، زیبِ گولوستان اولاسان.
گئیه‌سن أگنینه هر هفته‌ده بیر دست لباس،
برق اوروب عالمه بیر مئهر درخشان اولاسان.
تیرمه باشیندا، آیاغیندا فرنگی باشماق،
سونا كهلیك تكی هریانا خورامان اولاسان.
 وسمه قاشیندا، گؤزون سورمه‌ده، زولفون أوزده،
هر طرفدن تؤكوله، سونبول و ریحان اولاسان.
اولمایا شنگ و قشنگلیكده بیری تای سنه،
هامی دلبرلره ‌سن سرور خوبان اولاسان.
نه قده‌ر وارایسه عؤمرون، گزه‌سن مستانه،
بو جهان باغینا بیر سرو خورامان اولاسان.
حق تعالی سنی ای گول ائله‌سین بیرده جوان،
یئنه اون دؤردجه یاشیندا مه تابان اولاسان.
أوز گتیرسین سنه دؤولت بئله دریا- دریا،
هر نه دؤولتلی اولا، سن اولارا خان اولاسان.
قونشویا گئتمه‌یه‌سن حاجت ایچون بیرزادا،
سن اولاری گتیریب قاپینا، سولطان اولاسان.
 گنج قارون كیمی سن جمع ائده‌سن سیم و زری،
صاحب مملكتِ خسرو و خاقان اولاسان.
بیر دوعا قیلدی نباتی، اونو مولایا بوراخ،
تا اونون سینه‌ی سوزانینا درمان اولاسان.


سفر اوشتبین


از او بالغ بر5 هزار بیت شعر باقی مانده که نیمی از آن فارسی و نیمی دیگر ترکی است. شعر او در ترکی بسیار عاطفی و صمیمی و در زبان فارسی-به تاثیر از مریدان بزرگی چون حافظ و مولانا- اندیشمند و استوار است.

نباتی، نسبت به مولوی ارادت خاصی دارد و بیانش ملهم از نحوه‌ی بیان اوست و شاید به جرات توان گفت طنز مولوی در شعر نباتی قوی‌تر و سر راست‌تر نیز شده است. همان گونه که بیان زیبای عمادالدین نسیمی نیز در زبان نباتی زیباتر و عریان‌تر گشته است. از دیگر سو، نظامی به عنوان سراینده‌ی منظومه‌های عاشقانه‌ی خسرو شیرین و یا لیلی و مجنون به دفعات در دیوان نباتی مطرح گشته و اختلاف خود با او را به وضوح بیان کرده است. مولانا فضولی نیز در دیوان شعر نباتی، حتی در بیان و شعر نباتی تجسم واضح تری یافته است و زمینه را طوری فراهم کرده است که بسیاری از محققین و بررسی کنندگان دیوان نباتی، به دنباله روی نباتی از فضولی تاکید کرده‌اند و با این حال، او را مقلد ندانسته‌اند. در دیوان نباتی، شاعران بسیاری از آذربایجان نام برده شده و به احترام از آنان یاد شده است همچون صائب تبریزی، عمادالدین نسیمی، فضولی، نظامی و دیگران.


اشعار نباتی


این درد که من دارم، هر روز فزون بادا
این دل که به ما دادی، بگذار که خون بادا
با عشق نسازد عقل، از من بشنو این نَقل
امروز برآور قد، فردات چو نون بادا
هرکس شده عاشق‌وش از جام ازل سرخوش
دیگر چه سخن او را، باید که جنون بادا


و در یکی از رباعیاتش که از زیباترین رباعیات ادب فارسی است، اندیشه خیامی با طنزی زیبا در هم آمیخته است:
در درگه خلق بندگی مارا کشت
از بهر دو نان دوندگی ما را کشت
گه منّت روزگار و گه منّت خلق
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت

عمر چون همدم مرگ است چه هشتاد چه بیست
خوشدل آن کس که در این میکده آزاد بزیست
ای نباتی بنگر این گهر از مخزن کیست
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست




لینک مجموعه مشاهیر آذربایجان




دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : شاعر ترک , شاعر آذربایجان , اوشتبین , حکیم نباتی , شعر ترکی ,


نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 9 خرداد 1397, 10:30 ب.ظ

میرزا علی‌اکبر طاهرزاده (صابر)
در روز ٣٠ می سال ١٨۶٢ میلادی در شهر شماخی متولد شد. پدرش بقالی کوچکی داشت و به خاطر اعتقادات مذهبی، می‌خواست صابر را در قامت یک روحانی ببیند. به همین دلیل در هشت سالگی او را به مکتب فرستاد. صابر تا دوازده سالگی در مکتب بود تا اینکه بعدها در مدرسه دولتی باکو که توسط شاعر مشهور آن دوران، سیدعظیم شیروانی افتتاح شده بود شروع به تحصیل علوم جدید کرد. در این مدرسه بود که او به استعداد شاعری‌اش پی برد و با کمک سیدعظیم، به خواندن و ترجمه اشعار فارسی پرداخت. اما مدتی بعد پدرش او را از ادامه تحصیل منع کرده و وادار به کار در مغازه نمود. پدر صابر او را به خاطر علاقه ای که به درس و شاعری داشت سرزنش کرده و حتی یک بار دفتر اشعارش را پاره می کند.

لینک فایل PDF هوپ هوپ نامه صابر

 May 30 - Mirzə Ələkbər Sabirin doğum günüdür


شاعر صابر


ماه کنعانین باتیب، ای پیر کنعان، غم یئمه!
تا گلستانین اولوبدور بیت احزان، غم یئمه!
ای دل محنت زده، اول شاد، لبریز سرور
کسب نامردی قیلار افکار وجدان، غم یئمه!
اولمادی مقصودیمیزجه دور چرخ کج مدار
قالمالی دیر بئیله حالت اوزره دوران پایدار:
قسمتیندیر، ائتگیلن هم روز و شب ناله، زار
ای رعیت، ای فقیر و فعله، دهقان، غم یئمه!
صبح تئزدن دور آیاغا، شامه تک چک زحمتی
گوجلولردن ده ائشیت هر نوع فحش و تهمتی
سن ذلیل اول، عیبی یوخ، قوی گوجلو چکسین لذتی
قوی سنی خوار ائیله سینلر خان و اعیان، غم یئمه!
ایشله قوی قدین بوکولسون، ایشله، آلنین ترله سین!
ایشله، آج قال، آج بهایم تک عیالین چرله سین
ظلمدن فریاد و دادی قوی دیلین ازبرله سین
غارت ائتسین روزینی ملا و بگ، خان غم یئمه!
چک گیلن عمرون چاتینجا، بینوا، آه و فغان
بئیله پنهان سرّیلر اولماز سنه هرگز بیان
ملا نصر الدین، «لسان الغیبه» اولدون ترجمان
روح پاکندیر سنین هر دم ثنا خوان، غم یئمه!

صابر در سال ١٨٨۵ به آسیای میانه سفر کرد و از آنجا به ایران آمد.  در سال ١٨٨٧ با دختر یکی از اقوامش ازدواج کرد و در عرض پانزده سال صاحب هشت فرزند دختر و یک فرزند پسر شد. تامین مخارج چنین خانواده پرجمعیتی برای صابر سخت می‌شود و او ناچار به شغل صابون‌پزی می‌پردازد. هرچند این شاعر، سختی‌های زیادی در زندگی متحمل می‌شود اما از لحاظ مادی و معنوی در حق خانواده خود فداکاری‌های زیادی انجام می‌دهد. او دوست دارد همسر و دخترش هم باسواد باشند به همین دلیل به آنها خواندن و نوشتن یاد می‌دهد. دخترش سریه بعدها در خاطراتش از خوبی‌ها و فداکاری‌های پدرش زیاد می‌نویسد.

در اوایل قرن بیستم، اشعار صابر به مطبوعات آن زمان راه می‌یابد. در سال ١٩٠٣، نخستین شعرش در مجله روس شرقی منتشر می‌شود و مدتی بعد هم اشعارش را به مجله حیات ارسال می‌کند. در سال ١٩٠۶، او روزنامه ملانصرالدین را موافق با عقاید خود می‌بیند و شاعر فعال و دوست داشتنی این نشریه موفق می‌شود.
از آن زمان بود که دوستی بی‌نظیری بین جلیل محمدقلیزاده و صابر شروع شد. هر دو هنرمند، به دفاع از حقوق کارگران و قشر محروم جامعه در مقابل حاکمان دولتی و عالمان دینی پرداختند. صابر به همان اندازه که محبوب ملت بود و دوستان زیادی پیدا کرد، مورد خشم و غضب نیز قرار گرفت و حتی برخی روحانیون فتوای قتل او را صادر کردند.

علی اکبر طاهرزاده


از سال ١٩٠٧ به بعد بود که صابر صابون‌پزی را کنار نهاده و به فعالیت‌های فرهنگی و مطبوعاتی پرداخت. او پس از اخذ دیپلم در تفلیس، به باکو رفته و با روزنامه زنبور همکاری می‌کند. در سال ١٩١٠ همکاری اش را با نشریات گونش و حقیقت آغاز می‌نماید. مجله گونش، صفحه طنزی به نام پالاندوز منتشر می‌کند که آثار صابر در این صفحه، با نامهای نیزه‌دار و جوالدوز، مورد استقبال قرار می‌گیرد. همکاری او با ملانصرالدین هم در این سالها همچنان ادامه دارد.
این شاعر بزرگ در اواخر سال ١٩١٠ به بیماری ورم کبد مبتلا شده و به شماخی بر می‌گردد. در سال ١٩١١ برای معالجه بیماری به تفلیس می‌رود. اما درمان ها کارگر نبوده و او در همان سال چشم از جهان فرو می‌‌بندد. صابر را در قبرستان هفت گنبد شماخی به خاک سپرده‌اند. اشعار صابر یک سال پس از درگذشت‌اش تحت عنوان "هوپ هوپ نامه" منتشر و مورد استقبال زیادی قرار گرفت او را به حق می توان یکی از بزرگترین شعرای معاصر آذربایجان نامید.

صابر نه تنها در تاریخ ادبیات آذربایجان، جایگاهی سترگ دارد، بلکه هم چون میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامه نگار نامی و مبارز میهن مان٬ جایگاهی والا را در مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری به خود اختصاص داده است. شعرهای صابر چون پتکی بر سر محمد علی میرزای قاجار و عمله جهل و ظلم و ارتجاع زمان فرود می آمد و فریاد در گلو مانده مردمی بود که به وسیله او در روزنامه های باکو پژواک می یافت. در آن دوران روزنامه ملانصرالدین٬ به ارگان مجاهدین آذربایجان تبدیل شده بود و صابر در این میان با اشعار آتشین خود٬ آتش به دامن استبداد می انداخت. به ویژه آنجا که با به تمسخر گرفتن ممدلی میرزای قجر می گوید:
ایرانلی دئییل٬ جمله بیلیر «مند علی» یم من
گرگان جفا و ستمین چنگلی یم من
ایرانلی لارین باشلاری نین انگلی یم من
سوررام٬ ایچرم٬ قانلارینی٬ چون زلی یم من
لاشه اؤزومون٬ ات اؤزومون٬ قان اؤزوموندور
شوکت اؤزومون٬ فخر اؤزومون، شان اؤزوموندور


sabir

صابر٬ فقط مرد میدان سیاست نیست. او به خوبی علت العلل دردهای ایرانیان را می داند. جهل و نادانی که همیشه بزرگترین دشمن ایرانیان بوده و هست. از این روست که هنگامی که می خواهد آخوندهای طرفدار محمد علی میرزا(همچون میرزا هاشم در محله دوه چی) را به طعن و ریشخند بگیرد٬ از آنان به عنوان کسانی یاد می کند که خوشبختی آنان در گرو نادانی مردم است و به طعن می گوید:
تحصیل علوم ائتمه کی٬ علم آفتِ جان دئیر
هم عقله زیان دئیر؛
علم آفت جان اؤلدوغو مشهورِ جهان دیر
معروف زمان دئیر؛
پندِ پدرانه م ائشیت٬ ای ساده جوانیم
یاخما غمه جانیم؛
خوش اؤل کسه کیم٬ وِل دؤلانیب٬ داغدا چوبان دیر
آسوده همان دئیر؛


صابر یک روشنگر راستین٬ تاریکی ها و پلیدی های مردم دوران خویش را چون دملی چرکین می بیند و آنها را به سختی نشتر می زند. یکی از بزرگ ترین دردهای آن زمان- که بدبختانه هنوز هم تا حدودی هست- این بود که زنان جزو انسان ها به شمار نمی آمدند و پدر خانواده به خود حق می داد٬ هر گونه که دلش می خواهد با همسر و دخترانش و بلکه پسرانش رفتار کند. در آن دوران سیاه، پدر٬ خود داماد خویش را بدون اینکه دختر ببیند٬ انتخاب کرده و دختر بعد از رفتن به حجله بود که با مردی که قرار بود٬ یک عمر زندگی کند٬ روبرو می شد. چه دختر بچه گان بی گناهی که مجبور بودند با مردی همسن و سال پدر خویش ازدواج کنند. از این رو بود که صابر با طعن و نیش از چنین شوهری(از زبان دختر بینوا) یاد می کند:
اول گون کی آداخلادیز، اوتاندیم
اؤغلان دئدیز ارین٬ ایناندیم
ار بؤیله اؤلورموش، ایندی قاندیم
خان دؤستو٬ آمان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی
دودکش کیمی بیر پاپاق باشیندا
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا
گرچی قؤجا دیر٬ بابام یاشیندا
آمما سوراغان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی

هوپ هوپ

آثار
علاوه بر هوپ هوپ نامه، آثار صابر بدین گونه فصل بندی شده‌است:

    ساتیریک شعرلر (اشعار طنز) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۶
    تازیانه لر (جوابیه‌ها) ۱۹۱۱ – ۱۹۱۰
    بحر طویل لر (بحر طویل‌ها) ۱۹۰۷ - ۱۹۰۶
    مختلف شعرلر (اشعار گوناگون) ۱۹۱۱ - ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان شعرلر (اشعاری که سال انتشارآنها نا معلوم است)
    اوشاقلار اوچون شعرلر (اشعار کودکان) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان اوشاق شعرلری (اشعار کودکانی که سال چاپ آنها مشخص نیست)
    ترجمه لر (برگردانها) ۱۹۱۰ – ۱۹۰۶
    فارسجا شعرلر (اشعار فارسی)
    مکتوبلار (نامه‌ها)



ترپنمه آماندیر، بالا، غفلتدن آییلما!
آچما گوزونو، خواب جهالتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
آلدانما، آییقلیقدا فراغت اولا هیهات!
غفلتده کئچنلر کیمی لذت اولا هیهات!
بیدار اولانین باشی سلامت اولا، هیهات!
آت باشینی یات، بستر راحتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای
آچسان گوزونو رنج، مشقت گوره‌جکسن
ملتده غم، امتده کدورت گوره‌جکسن
قیلدیقجا نظر ملته حیرت گوره‌جکسن
چک باشینا یورغانینی، نکبتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
بیر لحظه آییلدینسا قوتار جانینی، یوخلا
آت تریاکینی، چک،‌بابا قلیانینی، یوخلا
اینجینسه ساغین وئر یئره سول یانینی، یوخلا
ایللرجه شعار ائتدیگین عادتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
گوز نوری‌دیر اویقو، اونو، دور ائتمه گوزوندن
یول وئرمه مبادا چیخا بیر لحظه سوزوندن
اما ائله برک یوخلاکی، حتی گئت اوزوندن
آفاقی دوتان شور و قیامتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!

صابر


Mən belə esrarı qana bilmirəm
Qanmaz olub da dolana bilmirəm

Axtaxana, sağda dana böyüdü
Mən böyük ollam haçana, bilmirəm

Derlər utan, heç kəsə bir söz demə
Həq sözü derkən utana bilmirəm

Neyləməli, göz görür, əqlim kəsir
Mən günəşi göydə dana bilmirəm

Şiddəti-seylan ilə baran tökür
Bir koma yox, daldalana bilmirəm

Derlər utan, hərzəvu hədyan demə
Güc gətirir dərd, usana bilmirəm

Derlər, otur evdə, nədim, kasibəm
Kəsb eləməzsəm, qazana bilmirəm

Derlər, a qanmaz, de yıxıl, ol, qurtar
He, balam, doğrusu, ay dadaş, mən dəxi
Məsləhət ondan o yana bilmirəm



وای، وای، نه یامان مشکله دوشدی ایشیم، الله!
فریادیمه یئت کیم، یانیرام آتشه، بالله!
اسلامه خلل قاتمادادیر بیر نئچه بدخواه
ایسترلر اولا بنده لرین طاغی و گمراه
ائتدیم نه یامان عصره تصادف، آمان ای وای
لا حول و لا قوة الا بالله!
مکتب لر آچیب ائیله یین احسانی- دئییرلر
مکتبده قویون «اوستولو»، داسقانی- دئییرلر
پر پوچ ائله یین چوب فلقانی- دئییرلر
دیشره چیخارین حضرت ملانی- دئییرلر
ملا قاوولا، یعنی معلم گله واه!... واه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
من آنلامیرام کیم، نولا معنای معلم
قیرخ- اللی منات پول آلا هر آی معلم
بیر تازه اصوله اولا ایفای معلم
پوللاری آلا، سؤیله یه، اوخفقای معلم
ملا اونا حسرتله چکه کوچه ده آه!...آه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیر ایلدی، بیر آز چوخ دا اولور، یوخدی دماغیم
نه چاتیر الیم بیر ایشه، نه گئدیر ایاغیم
هر دن یئنی بیر سوز دانیشیر اوغلان- اوشاغیم
تاققیلدایر، آلله دا شاهیدی، قولاغیم
«پورت آرتور»، حریت، «مانجوریا» قاه- قاه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آند اولسون اوتن گونلره، دیوانه اولوبلار
اسلامه ده، ایمانه ده بیگانه اولوبلار
بالله باشیم چیخماییر آیا نه اولوبلار
حریته- مریته مستانه اولوبلار
باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آخ، آی کئچن ایللر، نولا بیر ده دولانایدین
تازه گئنه بئش یوز ایل اولونجا دایانایدین
علمی، ادبی، فضلی، کمالاتی دانایدین
ای بیلدیر، اینیش ایل، نولا اودلاره یانایدین!
تا ائیله مه ییدین ده بو غافل لری آگاه!
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیلمم نه ایشیم واردی، باشیم هاردا قاریشدی
علم ایله بئله دوشمن اولان قوم باریشدی
تجدید وفابیرله معارفله ساریشدی
راحت یاتا بیلمم، منه غم موری داریشدی
ائتمکمی اولار بیر ده بو اویموشلاری اکراه؟
لا حول و لا قوة الا بالله!

شعر


ثرادن بیر ده لی شیطان دئیر: انسانلار، انسانلار!
نه دیر دونیانی دوتموش علم لر، عرفانلار، انسانلار!
قانان کیم، قاندیران کیم، فیض یاب اولسا عوام الناس
دوشر شان و شرف دن ملالار، ایشانلار*، انسانلار!
سئورمی اهل استبداد ملت هوشیار اولسون؟
بونا راضی اولورمو بیرنئچه وجدانلار، انسانلار!
آییلمیش رنجبرلر، آلماق ایستر حق مشروعین
نه یئرده قالمیسیز بگلر، آغالار، خانلار، انسانلار!
محررلر، مفتن لر اوسانمازلار، اوتانمازلار
بازارلار، هرزه لر، افسانه لر، هذیانلار، انسانلار!
شرارت دن چکیب ال، خیره مایل اولمایین بیر دم
کسین باشلار، الین جانلار، تؤکون مین قانلار، انسانلار!
بشر سیز، سیزده قان تؤکمک طبیعی در، جبلی دیر
بوفطرتدن اوزاقدیر، شبهه سیز، شیطانلار، انسانلار؟
دگول میحیف دل لردن غبار جهل محو اولسون
نچون هرگونده قاندان قوپماسین طوفانلار... انسانلار!
دمادم نفس اماره دئمکده اُقتل الاخوان
نچون سالم قالا باشلار، بدنلار، جانلار،انسانلار!
جهالت پرده سین چاک ائتمه یین، اوندا گؤره ر سیز کیم
ثرادیر جسم لر، هم نفس لر، شیطانلار، انسانلار!
*- ایشان: اوزبک و تاتار واعظلری




خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
وای، وای، دئیه سن بشر دگیل بو؟
بیر شکله اویان تهر دگیل بو،
آللاهی سئورسن، ار دگیل بو،
اردودی، قاباندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
اول گون کی، آداخلادیز، اوتاندیم،
اوغلاندی، دئدیز ارین، ایناندیم!
اَر بویله اولورموش، ایندی قاندیم!
خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
قورخدوم، آی آمان، یاریلدی باغریم
بیر نازیک ایپه ساریلدی باغریم
گوپ- گوپ دویونوپ داریلدی باغریم،
جانیم اودا یاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
دودکش کیمی بیر پاپاغ باشیندا،
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا،
گرچی قوجادیر، بابام یاشیندا،
اما سوراغاندی، قویما گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
ایگرنمیشم آغزی‌نین سویوندان،
قطران قوخوسی گلیر بویوندان،
لاپ دوغروسو، قورخموشام خویوندان
بیر افعدی ایلاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!


صابیر



" قارقا و تولکو "  یا روباه و زاغ !
شعر: میرزا علی اکبر صابر


ماجرای شعر ترکی و آموزنده «روباه و کلاغ» و تبدیل آن به شعری بی محتوا و کودکانه در کتاب فارسی دوم دبستان داستان «روباه و کلاغ» از شاهکارهای ادبی «میرزا علی اکبر صابر» یکی از مفاخر آذربایجان در کتاب معروف «هوپ هوپ نامه» است که در کتاب فارسی دوم دبستان با ترجمه حبیب یغمایی بدون اشاره به نام شاعر به چاپ رسیده است!
«هوپ هوپ نامه» مجموعه ای است طنزآمیز و دربرگیرنده شعرها و قطعات با مضامین مردمی و انقلابی كه سراینده نامور آن با بهره گیری از طنز خلاق خود در جریان انقلاب مشروطیت در باره مسائل گوناگون كه می توانست برای انقلاب مطرح و مفید باشد سروده است.
میرزا علی اكبر صابر طاهر زاده در سال ۱۸۶۲ در شماخی (آذربایجان) و در خانواده ای متوسط و مذهبی به دنیا آمد. او معتقد به تأثیر شعر در بیداری اذهان مردم و آگاه كردن آن ها از وضعیت موجودشان بود. میرزا علی اکبر صابر به خاطر نوشتن شعر علیه رژیم وقت و افشای عوامفریبی آن ها زبانش بریده شد. و چون کتابش بعد از بریده شدن زبانش تمام و چاپ شد نام کتاب را «هوپ هوپ نامه» گزید؛ زیرا همان طور که در فارسی برای ساکت کردن شخصی سیس می گویند در ترکی هم «هوپ» می گویند!

داستان

سراینده واقعی «روباه و زاغ» کیست؟
کتاب های درسی دوره دبستان بدون اسم بردن از شاعر و پدیدآورنده ی این اثر، این شعر را به نام «حبیب یغمایی» در كتاب درسی به چاپ رسانده اند!
در مورد سراینده واقعی شعر «روباه و زاغ» چند نظر وجود دارد:
• شاعر فرانسوی قرن هفدهم ، ژان دو لافونتن
• یکی از داستان‌های کتاب حکایت های ازوپ است
• این شعر از شاعری روسی به نام «ایوان آندریویچ گریلوف» می باشد که حدودا در سال 1844 م فوت کرده است.
این شعر را برای اولین بار «میرزا علی اکبر صابر» شاعر آذربایجانی دوره مشروطه و صاحب کتاب «هوپ هوپ نامه» به ترکی آذربایجانی ترجمه و به نظم درآورده است.
«صابر» همان شاعری است که شعرهایش در مجله «ملانصرالدین» چاپ می شد و «نسیم شمال» به محض چاپ شعرهایش آن را به فارسی (البته بدون ذکر مأخذ) ترجمه می کرد.
در این خصوص می توان به کتاب از «صبا تا نیما» مراجعه کرد.
ترجمه فارسی این اثر از روی مضمون ترجمه ترکی «صابر» و مربوط به زمان های اخیر است و این شعر انقلابی و آموزنده بدون اشاره به نام شاعر به شعری بی محتوا تبدیل شده و به عنوان شعری کودکانه به نام حبیب یغمایی چاپ رسیده است!
قارغا و تولکو

پئندیر آغزیندا بیر قارا قارغا
اوچاراق قوندو بیر اوجا بوداغا

تولکو گؤرجک یاواش – یاواش گلدی
اندیریب باش ادبله چؤمبلدی

بیر زامان حسرت ایله قارغا ساری
آلتدان – آلتدان ماریتدی باش یوخاری

دئدی: «احسن سنه، آ قارغا آغا!
نه نزاکتله قونموسان بوداغا!

بزه دین سن بوگون بیزیم چمنی
شاد قیلدین بو گلمه یینله منی

نه گؤزه لسن، نه خوش لقاسن سن
یئری وار سؤیله سم – هماسن سن

توکلریندیر ایپک کیمی پارلاق
بد نظردن وجودون اولسون ایراق!

بو یقین دیر کی، وار سئویملی سسین
اوخو، وئرسین منه صفا نفسین!»

بؤیله سؤزدن فرحله نیب قارغا
آغزینی آچدی تا کی، ائتسین – غا

«غا» ائده رکن هنوز بیرجه کره
پئندیری دیمدیییندن ائندی یئره

تولکو فوراً هواده قاپدی یئدی
قارغایا طعنه ایله بؤیله دئدی:

«اولماسایدی جهاندا سارساقلار
آج قالاردی یقین کی، یالتاقلار»!


زاغ و روباه


ترجمه فارسی شعر انقلابی و آموزنده «روباه و کلاغ»

کلاغی که پنیری در دهان داشت
پروازکنان بر روی شاخه ای بلند نشست
وقتی روباه [کلاغ را] دید بلافاصله آرام آرام آمد
سرش را پایین انداخت و با ادب و نزاکت نشست
مدتی با حسرت به سمت کلاغ
از آن زیر سرش رو به بالا دزدکی به کلاغ زل زد
گفت: آفرین به تو ای آقا کلاغ
چقدر با نزاکت روی شاخه نشسته ای!
تو امروز این چمن ما را آراسته کردی
با این آمدنت من را شاد کردی
تو چقدر خوشگل هستی، چقدر خوش لقا هستی!
جا دارد که بگویم تو هما هستی!
موهایت مثل ابریشم و حریر می درخشد
وجودت از بدنظر دور باد!
این یقینی است که تو صدایی دوست داشتنی داری
بخوان تا نفست به من صفا بدهد!
از این حرف ها در حالی که کلاغ به خودش می بالید
دهانش را باز کرد تا بکند «غا»
هنوز یک بار «غا» کرده بود
که پنیرش از منقار افتاد
فورا روباه [پنیر را] در هوا قاپید و خورد
و به کلاغ با طعنه این گونه گفت:
«در جهان اگر آدم های خودشیفته نفهم نبود
یقینا چاپلوسان گرسنه می ماندند!»

و پاسخ صابر :
فارس شـــاعری چوخ سؤزلرینی بیـزدن آپارمیش

"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعر ، پخیل اولماز

تورکــــون مثلی ، فولکلــــوری دونیـــادا تـــک دیر

خان یور قانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

(شاعران پارسی زبان ، بسیاری از مطالبشان را از ما گرفته اند

شاعر بخشنده ای همانند صابر ، هیچگاه بخیل نمی شود

ضرب المثل ها و ادبیّات عامیانه ترکی در دنیا تک است و همتایی ندارد

در روستا ضرب المثل است که لحاف ارباب، لحاف یا دوشکی مندرس نیست "هیچگاه از ارزش نمی افتد " )





داستان چوپان دروغگو نیز که در کتابهای دوره دبستان آورده شده است توسط میرزا علی اکبر صابر سروده شده است.
اصل شعر ترکی یالانچی چوبان (چوپان دروغگو) از میرزا علی اکبر صابر:

بیر چوبان بیر گون ائتدی داغدا هارای
جاناوار وار دئدی گلین ای وای

اهل قریه یوگوردو داغ طرفه
گئتمه سین تا قویون قوزو تلفه

بونلاری مضطرب گؤرونجه چوبان
گولمه یه باشلادی دئدی : یاران

سیز بونو سانمایین حقیقت دیر
داماغیم گلدی ، بیر ظرافت دیر

بینوالار قاییتدی لیک چوبان
گئنه بیر گون داغ اوزره قالدی فغان

جاناوار وار دییه باغیردی گئنه
قریه اهلین کمک چاغیردی گئنه

کندلیلر ائتدیلر دوباره هجوم
گئنه اولدو یالانلیغی معلوم

دوغرودان بیر زامان به عزم شکار
قویونا گلدی بیر نئچه جاناوار

هرچه داد ائیله دی چوبان یاهو
ائشیدنلر دئدی یالاندیر بو

بو سبب دن هارایه گئتمه دیلر
اونا هئچ اعتناده ائتمه دیلر

جاناوارلار یئدی بوتون قویونو
ایشته اوغلوم یالانچی لیق اویونو

باق یالانچی تانیلدی چونکه چوبان
دوغرو دئرکن سوزو تانیلدی یالان

هرگز اوغلوم یالان دئمه کی خدا
دوست توتماز یالانچی نی ابدا

هم ده خلق ایچره حرمتین اولماز
عزتین قدر و قیمتین اولماز

چوپان دروغگو

چه خوش گفته است شهریار شیرین سخن:
فارس شاعیری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش
صابیر كیمی بیر سوفره لی شاعیر بخیل اولماز
توركون مثلی، فولكلورو دونیا-دا تك دیر
خان یورقانی، كند ایچره مثل دیر، میتیل اولماز



لینک مشاهیر آذربایجان




دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : شاعر , ترکی , مشاهیر , مفاخر آذربایجان , داستان ترکی , تورکی , صابیر ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات