تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ایران
 

تبریز ویکی لینکلر

 
اقدامات و اصلاحات غازان خان ایلخانی
نظرات |

پادشاهی عادل که اکنون هیچ اثر و نشانی ندارد!


قبلا در مورد شنب غازان مطلب داشتیم و میدانیم که دومین پایتخت بزرگ تاریخی ایران پس از تخت جمشید، شنب غازان تبریز است.
اکنون از شنب غازان بجز یک شهرک چیزی باقی نیست و همه چیز زیر خاکهای 700 ساله مدفون است.
لینک پست صدای پایتخت تاریخی ایران شنب غازان

جالب اینجاست که پادشاهی عادل و بزرگ مثل قازان یا غازان خان با وجود خدمات بسیار در بسیاری نقاط امپراطوری ایران و تبریز ، هیچ اثر و نشان و یادبود و یادمانی ندارد!    واقعا چرا؟!


مجسمه خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی بانی ربع  رشیدی و وزیر غازان خان
اما از یادمان و مجسمه غازان خان در تبریز و ایران خبری نیست!

رشیدالدین

بسیاری شهرهای تاریخی هنوز هم در دل خود آثار آن دوره با شکوه را دارند از مشهد و یزد و اصفهان و حتی تا شیراز و خود تبریز و مراغه بناهایی باقی هستند ولی شگفت آور اینکه در تبریز که پایتخت غازانیه بود هیچ اثر و اشاره ای نیست!

قازان خان در سی و سه سالگی در نزدیكی قزوین درگذشت. او از سال‏ها قبل از مرگش، دستور داده بود كه در بیرون شهر تبریز و در مغرب آن، مقبره‏ی عظیمی كه دارای گنبد رفیعی بود برای او برپا كردند و در زیر همین قُبّه بود كه جسد غازانِ مغول را به خاك سپردند.

ولی حالا هیچ اثری نمانده!
از شهرداری و میراث فرهنگی درخواست میشود در خود شنب غازان امروزی که از هویت آن چیزی باقی نمانده جز یک حمام در آستانه نابودی!  لااقل مجمسه و یادمان بزرگی از ایشان در شنب غازان ساخته و نصب شود.


تنها اثر باقی مانده با بدترین وضع ممکن که حمام 700 ساله شنب غازان است!
حمام تاریخی شنب غازان

باور کردنی نیست که شاید بخاطر افکار نژادپرستانه دائما به نژاد مغول در کشور ما توهین و تحقیرآمیز نگاه میشود درحالیکه دلیل لشگر کشی عظیم مغولها به سراسر آسیا و حتی ایران را نمیدانند!   و حتی نمیدانند مغولها با آنکه از خوی خشن برخوردار بودند چه خدمات بزرگ علمی و فرهنگی و اجتماعی در امپراطوری ایران انجام دادند که تاریخ هزاران ساله ایران بخود ندیده است.

گاها به آذربایجانی های ایران با کلمه مغول نیز باصطلاح توهین هم میشود ولی غافل از آنکه مردمان تُرک آذربایجان از هزاران سال قبل ساکنان این خطه در ایران بودند که نمونه های آن بسیار و بدیهی است و همچنین از روی نادانی و جهل که نمیدانند مغولان آنطور که فکر میکنند نبوده اند و عدالتی داشتند که هیچ حکمرانی در طول تاریخ ایران نداشت.
لینک پست تاریخ و تمدن آذربایجان
لینک پست گاه شمار تاریخ ایران


حالا به گوشه ای از زندگی و اطلاحات غازان خان در پایتخت تبریز و تعمیم به سراسر ایران میپردازیم که بدانیم مغولان انسانهایی تلاشگر و با روحیات قوی و صاحب سبک مانند مکتب اول نگارگری تبریز (ایلخانی)  بوده اند...

غازان خان

غازان خان عادل

او به علم گیاه شناسی و نجوم نیز چند زبان مختلف دنیا .آشنا بود
فردی عالم و صلح طلب
قازان خان= یعنی چوخ قازان میش

بازار و حمام ساخت
باغاهای ابواب البر را ایجاد کرد - ارک علیشاه - ربع رشیدی و ....
نهری در عراق و کربلا جاری ساخت ( نهز غازانیه بزرگ و سفلی 2 تا )

نذورات بسیاری به املاک سرزمین های تحت حکومتش واگذار کرد ( نذورات مسجد قدس- قبر ابراهیم نبی - نذر هر ساله طعام برای فقرا - دادن هر ساله لباس به فقرا- مبلغ کمک به زنان بیوه - سرپرستی یتیمان و آموزش آنان) ایجاد مساجد
دستور ساخت دروازه های تبریز را صادر کرد
هر دورازه مخصوص کشوری بود تا از ولایات مختلف تجار از درهای مختلف وارد شهر شوند بدین صورت مدیریت بهتر انجام میشد
تجار پس از ورود به حمام میرفتند! شاید دلیل این کار جلو گیری از عدم ورود میکروب و بیماریها از کشورهای دیگر به پایتخت بود!


قازانی


دوران حکومت غازان خان به دلایل زیادی از مهم ترین دوره های حکومت ایلخانان در ایران است. شخصیت غازان خان، سیاست داخلی او و برخوردهای وی با دشمنان ایلخانان، وی را تبدیل به چهره ای خاص در میان حاکمان مغول در ایران کرده است. اصلاحاتی که توسط وی در زمینه های گوناگون انجام گرفت، همواره نگاه مورخان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. مسلمان شدن او و دلایل و انگیزه های وی از این امر بارها مورد بحث قرار گرفته است. دوران حکومت او به عنوان دوران شکوفایی ایلخانان در ایران به شمار می رود.
غازان که اوضاع داخلی ایران را نامناسب می دید، تصمیم گرفت تا با دست زدن به اصلاحاتی همه جانبه، زمینه را برای بهبود شرایط و رسیدن به ثبات و پیشرفت جامعه فراهم نماید. او در زمینه های مختلف به وضع قوانین جدیدی دست زد و جلوی ظلم ها و اجحافات وارده بر مردم ایران در طول تاریخ را تا اندازه ای گرفت. وی با مسلمان شدن خود نیز جایگاه ویژه ای میان مردم و علما به دست آورد.

غازان با ممالک خارجه یعنی با خاقان چین و سلاطین عیسوی اروپا غالباً مکاتبه داشت و بین ایشان سفرا در رفت و آمد بوده‌اند. در سال ۶۹۹ غازان دو نفر رسول با هدایای گرانبها به دربار تیمور خاقان جانشین قوبیلای قاآن به چین فرستاد. خاقان ایشان را به‌ملاطفت تمام پذیرفت و در جواب این حرکت دوستانهٔ غازان باوجود اینکه ایلخان ایران اسلام آورده و در ترویج آن مذهب می‌کوشید اظهار مهربانی ومصادقت کرد. فتوحات اولیهٔ غازان در شام و فتح مجمع‌المروج دشمنان ممالیک را برآن داشت که با فرستادن سفرا و مراسلات غازان را به حصول این پیشرفت تبریک بگویند. جیمز دوم پادشاه مملکت آراگن از ممالک اسپانیا به‌تاریخ رمضان سال ۷۰۰ مراسله‌ای به غازان نوشت و آن را به معیّت سفیری پیش ایلخان فرستاد و در آن نامه غازان را مقتدرترین و بزرگترین سلاطین مغول و شاهنشاه مشرق خواند.
غازان‌خان به گسترش دانش و صنعت بسیاری علاقه‌مند بود و خود او در تاریخ و جغرافیا بسیار مطلع بود. غازان‌خان به زبان‌های مغولی، فارسی، عربی، هندی، چینی، ترکی و عبری آشنایی داشت.

غازان خان گذشته از این مراتب مردی هنرمند بود و به بعضی از صنایع یدی و حرفه‌های مختلف مثل بنایی، نقاشی، آهنگری و اسلحه‌سازی آشنایی داشته و مقداری از عمر خود را هم به هرزه در طلب کیمیا و ستاره‌شناسی و تحصیل نباتات عجیب به عادت مغول صرف کرده است. او با شناخت و ترکیب ۲۴ گیاه دارویی موفق به‌کشف تریاکی شد که به‌نام او تریاک غازانی نام گرفت.

الجایتو

غازان

وی خیال بنای رصدخانه‌ای در نزدیک تبریز نیز داشته و در شام غازان نمونه‌ای از آن را ساخته بوده است. در عهد او هر وقت فرستاده‌ای از خارجه می‌رسید مستقیماً به خدمت غازان هدایت می‌شد وایلخان به‌جای این‌که یکی از وزرا را مأمور مذاکره با او کند شخصاً از او پذیرایی می‌نمود و با ایشان از تاریخ مملکت و وقایع و سیاست ممالکشان گفتگو می‌کرد تا آن‌جا که همگی از فصاحت و کمال او دچار بهت و اعجاب می‌شدند. اهل ادب و حکمت و فضل را دوست می‌داشت و غالباً با ایشان می‌نشست در محضر آن جماعت سؤالاتی طرح می‌نمود. از ادیان و مذاهب و ملل و نحل اطلاعات کافی داشت و اکثر اوقات با فرق مذهبی مختلف مباحثه و مناظره می‌کرد.
در تشخیص میزان لیاقت و کفایت اشخاص نیز خبیر بود و هر کس را به اندازهٔ فضل و کارآمدگی به مقامی که درخور آن بود می‌گماشت و کمتر به غرض مغرضین و سعایت سخن‌چینان گوش فرامی‌داد و برخلاف در سیاست و تنبیه خطاکاران فوق‌العاده سخت و بیرحم بود در صورتی که از عمال و زیردستان و سران قشونی او ظلم و تعدی و تجاوز می‌دید ایشان را بسختی مجازات می‌کرد زمام نفس خودرا نیز کاملاً در دست داشت و هیچ حرکتی که نمایندهٔ شهوترانی او باشد از او سر نزده بلکه کسانی را که مرتکب بی ناموسی می‌شدند بشدت مورد مؤاخذه قرار می‌داد.
دربارهٔ او آورده‌اند: «در زمان او ممکن نبود که هیچ آفریده تعدی و ظلمی تواند کرد و رسوم و قواعد نیکو در پادشاهی بنیاد نهاد»


قرآن خوانی قازان ایلخان

قرآن خوانی

قازان خان و همسرش
تبریز


اصلاحات غازان خان

دوران حکومت غازان خان، یکی از دوره های مهم حکومت ایلخانان است و حضور ایرانیان در مملکت داری و گرفتن زمام امور، باعث گردید تا اقدامات و اصلاحات مهمی شکل بگیرد. خواجه رشید الدین فضل الله همدانی، چهرة شناخته شدة تاریخ ایران در زمان غازان پا به عرصة وزارت گذاشت. وی وزارت صدرالدین خالدی زنجانی را بر عهده داشت و با مرگ صدرالدین بود که غازان وزارت خود را به صورت مشترک به سعدالدین ساوجی و رشیدالدین سپرد.

رشیدالدین با آگاهی از اوضاع نابسامان مملکت پس از حملة مغولان و ویرانگری های ایشان، از قدرت خود در زمان غازان در جهت بهبود اوضاع بهره برد و اصلاحات زمان غازان به توصیه و کمک او صورت پذیرفت. این اصلاحات در عرصه های گوناگونی رخ داد مانند اقتصاد، کشاورزی، امور نظامی، اوضاع آموزشی، قوانین قضایی و....
اصلاحات اقتصادی مهمی در این دوره به وقوع پیوست. برای بهبود وضع کشاورزان، عوارض و مالیات های مکرر حذف شد و اراضی و مزارع دیوانی به مردم واگذار شد. غازان مواجب مأموران مالیاتی را مشخص کرد و برای سال مالی، تقویم تازه ای از روی سال خورشیدی تدوین نمود که به عنوان تقویم غازانی تا پایان سلطنت ایلخانان اعتبار داشت. به فرمان غازان در هر دهکده لوحی فلزی یا سنگی نصب گردید که به روی آن میزان مالیات قید شده بود، در دهکده های مسلمانان بر دیوار مساجد و در دهکده های مسیحی و یهودی نشین بر دیوار کلیساها و کنیسه ها نصب می شد(خواندمیر، 1362: 264). ترویج کشاورزی، افزایش تولید زراعی و بهتر شدن اوضاع کشاورزان از اهداف مهم اصلاحات اقتصادی غازان بود. رشیدالدین به دنبال تقویت مالکیت ارضی و سرو سامان دادن به سیستم مالیاتی بود و مالیات های غیرقانونی را لغو و از ستم هایی که متصدیان وصول مالیات انجام می دادند، جلوگیری کند.

اصلاحات

تا پیش از دوران غازان خان، مأموران اخذ مالیات، هرگونه که می خواستند با مردم رفتار می کردند و یا بیش از میزان مشخص از ایشان مالیات می گرفتند. رباخواری نیز در فرمانی از سوی غازان خان ممنوع گردید. از دیگر اصلاحات اقتصادی این دوران می توان به یکنواخت کردن سکه ها در سراسر کشور اشاره کرد و بر روی سکه ها نام ولایتی که سکه ها در آن ضرب شده بود، نام سلطان، آیات قرآن و اسامی دوازده امام بود. اوزان و مقیاسات نیز با اوزان تبریز یکسان شد. امنیت راه ها از مهمترین اقداماتی است که بدون توجه به آن، گسترش و رونق تجارت معنایی نخواهد داشت. غازان برای رسیدن به این مقصود به سرکوب راهزنان و غارتگران راه ها پرداخت.
ازجمله اصلاحات اجتماعی صورت گرفته توسط غازان، ممنوعیت خوردن شراب بود و هرکس را هنگام مستی می گرفتند، مجازات می کردند. غازان برای جلوگیری از جعل دستور داد که از هر سند رونوشتی تهیه کرده و در محلی نگهداری کنند. مجازات صدور اسناد جعلی مرگ بود. علاوه بر این، دفتر اسناد و املاک در سراسر کشور ایجاد شد که در این دفاتر، املاک شخصی و املاک موقوفه ثبت شده بود. از اقدامات مهم غازان در زمینة قضاوت می توان به جلوگیری وی از نشستن افراد نالایق برمسند قضاوت بود. وی برای قاضیان جاسوسانی قرار داده بود که مواظب رفتار ایشان باشند و در صورت بروز تخلف از سوی ایشان، متخلفان را به مجازات می رساند.

غازان دستور داده بود تا در محاکم، طاسی قرار دهند تا کسی که ملکی می فروشد، سند آن ملک را در آن بشویند تا اولاد وی در آینده به بهانة در دست داشتن سند به محاکم مراجعه نکنند(آیتی، 1372: 233). بخشی از اصلاحاتی که در زمان غازان اتفاق افتاد، مربوط به نیروهای نظامی ایلخان مغول می شد. بهبود وضع سپاه از نگاه رشیدالدین امری مهم و حیاتی برای تداوم حاکمیت به شمار می رفت. در این زمان در میزان و نحوة پرداخت مواجب سپاه نظم تازه ای ایجاد شد. خواجه رشیدالدین شیوة تحویل اسلحه به لشگریان را تغییر داد و از تماس مستقیم سپاه با مردم خودداری نمود. وی غازان را تشویق کرد تا سیستم اقطاع را برای نظامیان زنده کند. پیش از این زمان، اقطاع دادن به عموم لشگر مرسوم نبود و تنها عده ای از آنها به مقدار کم از اقطاع بهره مند می شدند.
تهیة ساز و برگ و سلاح برای سپاه ایلخانی نیز در این زمان رونق گرفت و به اصلاح وضع زرادخانه ها و ساختن سلاح توجه گردید. شهرسازی نیز از مواردی بود که در اصلاحات غازان خان مورد توجه بود و اقدامات مهمی در این زمینه انجام گرفت.

قوانین غازان خان

پایتخت ایلخانی

زندگی شهری در ایران با حملة ویرانگر مغولان آسیب جدی دید و شهرهای مهم و تأثیرگذاری نابود شدند و نقش تاریخی خود را از دست دادند. آنچه مسلم است، تفاوتی است که شهرهای ایران به لحاظ رونق و شکوفایی در دو دوره قبل و بعد از حمله مغول داشته‌اند.
در این زمینه، پطروشفسکی به نکاتی اشاره می‌کند و شهرهای این دوران را از نظر اقتصادی به چند دسته تقسیم می‌کند: «اول شهرهای کوچک و متوسطی که بازارهای محدودی داشتند و دیگر شهرهای متوسطی که مرکز صنایع‌دستی به شمار می‌رفتند و کالاهایی برای صدور به بازارهای جهانی تولید می‌کردند مانند کازرون و کاشان و دیگر شهرهایی با بازارهای بزرگی که بر سر شاهراه‌های بین‌المللی کاروان‌ها و راه‌های دریایی قرار گرفته بودند مانند اصفهان، تبریز، همدان، قزوین، شیراز و نیشابور. هرمز نیز که از صورت ساحلی درآمده بود، در پرتو نقل و انتقال کالاهای ایرانی، عربی، اروپای غربی، هندی و چینی پیشرفت کرد» (پطروشفسکی و دیگران، 1366: 32).

ویرانی های حملة مغول تا زمان تشکیل ایلخانان ادامه داشت. با تشکیل ایلخانان آرامش و ثبات در مملکت برقرار گردید و زمینه برای سازندگی و رشد شهرنشینی فراهم شد. دوران غازان خان در این زمینه به عنوان نقطة مهمی در حیات ایخانان به شمار می رود و عمران و آبادی از دستاوردهای این اصلاحات به شمار می رود. با به سلطنت رسیدن غازان، فصل جدیدی در شهرسازی و فعالیت های عمرانی در عهد ایلخانان گشوده شد. در این دوره فعالیت های عمرانی گسترش یافت و در اکثر مناطق ایران دنبال شد، به شکلی که فعالیت های عمرانی انجام شده در این دوره، نه تنها در دورة ایلخانی بلکه تا حدودی در طول تاریخ ایران دوره میانه بی سابقه بود.

دامنة فعالیت های عمرانی غازان خان به تمامی مناطق کشور گسترش پیدا کرد. رشیدالدین در مورد فعالیت های عمرانی این دوره می نویسد: «و عمارت بی اندازه در اکثر ولایات ساخته و می سازد و انهار و کهریزها جاری می گرداند و اگر در تفصیل آن شروع رود به تطویل انجامد...و در عهد مبارک او به واسطة عدل شاملش هزاران هزار آدمی به مشارکت ایشان به عمارت مشغول اند و آنچه جهت خود می کنند صد چندان باشد و هر خانه و باغ که پیش از این به عدد جماعتی که در این زمان عمارت می کنند خرابی می کردند و عمارتی که این زمان در ممالک می کنند بعد از عهد اکاسره در عهد هیچ پادشاهی نکرده اند»(همدانی، 1373: 1372). اشتیاق غازان به سازندگی و آبادانی به قبل از ایلخانی او بر می گردد و در زمان حکومت خراسان نیز بناهایی را بنا کرد اما بناهایی را که پس از مسلمان شدنش می ساخت بیشتر شامل مساجد و حمام برای تمامی مناطق ایران می شد. همچنین بناهای مخصوص سادات و مشایخ بنا می کرد و ارادت خود را به ایشان نشان می داد.

از این نمونه می توان به مدارس و خانقاه ها اشاره کرد که املاک بسیاری را نیز وقف آنها می نمود. از جمله این مکان های مذهبی، دارالسیاده ها بودند که به دستور غازان در شهرهایی چون اصفهان، تبریز، شیراز، بغداد و ...ساخته شد.

دستورات غازان خان

غازان برای گسترش و توسعة شهرسازی و آبادانی در شهرها، یرلیغی مبنی بر شرکت وکلای دیوان و امرای دولت و اکابر ملت صادر کرد که بر اساس آن تمام حاکمان و امرا ناگریز بودند در مناطق تحت تسلط خود به سازندگی دست بزنند. به این ترتیب در این دوران بسیاری از حاکمان و فرماندهان و امرا مشغول ساختن بناهایی در مناطق تحت حکمرانی خود بودند و این امر موجب عمومی شد این فعالیت ها گردید.
یکی از شهرهایی که در زمان حکومت غازان به رشد و شکوفایی رسید، تبریز بود. تبریز در عهد ایلخانان، پایتخت شد و جمعیت زیادی را در خود جا داد. در نگاه سفرنامه‌نویسان این دوره، شهرهایی مانند تبریز، یزد، کرمان و هرمز از نظر رونق کالا و اجناس در خور اهمیت بوده‌اند. دادوستد در تبریز در ایام دیدار مارکوپولو بسیار رونق داشته است. در آن ایام، تبریز مرکز دادوستد انواع ادویه، ابریشم گیلان و چین، سنگ‌های قیمتی مانند یاقوت و کهربا، طلا و نقره، پوست و... بوده است. ابن‌بطوطه که چندی بعد از مارکوپولو این شهر را دیده است، از جامه‌های ابریشم‌بافت شهر تبریز یاد می‌کند. وی همچنین از بازار غازان در این شهر به عنوان یکی از بهترین بازارهایی که تا آن زمان دیده است، نام می برد(ابن بطوطه، 1370، ج1: 284). همچنین در این ایام، تبریز یکی از مراکزی بوده که با ونیز و ایتالیا مبادلات بازرگانی داشته و ابریشم ایران از همین طریق به اروپا می‌رسیده است.

حمدالله مستوفی که مقارن همین زمان از تبریز دیدن کرده است و آن را معظم‌ترین بلاد ایران دانسته، گزارشی جالب از وضعیت اجتماعی و اقتصادی تبریز در قرن هشتم هجری ارائه می‌کند: «مردم آنجا سفیدچهره و خوش‌صورت و متکبر و صاحب‌نخوت باشند و اکثرشان سنی و شافعی مذهبند و از مذاهب و ادیان دیگر بی‌شمارند و درو معاشران به‌غایت لطیف و شیرین سخن و صاحب جمال هستند و فقیر و غنی از کسب خالی نباشند و در آن دیار متمول بسیارست» (مستوفی، 1381: 124).

 این شهر علاوه بر اینکه به سبب پایتختی از اهمیت سیاسی و اداری ویژه ای برخوردار بود، با گسترش مبادلات بازرگانی داخلی و خارجی به یکی از شهرهای مهم بازرگانی ایران و از کانون های اقتصادی دورة ایلخانی تبدیل شد. غازان خان بناهای بسیاری در این شهر بنا کرد و قیمت خانه ها افزایش یافت و به این ترتیب به کشاورزی و اقتصاد این منطقه کمک شایانی کرد. از اقدامات غازان در تبریز، دستور ساخت بارو در اطراف این شهر است که فرمان می دهد این بارو محدود به هستة مرکزی نشود و باغ ها و محلات بیرون شهر را نیز دور بزند. «غازان خان در ابتدای ورود به تبریز در سال 694ه ق در قصری که پدرش ارغون در قسمت غربی تبریز واقع در شنب ساخته بود، ساکن شد و دستور داد تا بناهای این قریه را که از زمان مرگ ارغون نیمه کاره رها شده بود، تکمیل نمایند، لیکن فعالیت های گسترده و جدی ساختمانی در شنب از سال 698ه ق آغاز شد. در این سال غازان تصمیم گرفت به تأسی از دیگر بزرگان و پادشاهان مسلمان، ابواب البر و مقبره ای عظیم برای خود در این محل بسازد. ابواب البر غازانی تأسیسات ساختمانی عظیمی بود.

غازان خان در نیشابور در حال دادخواهی
قازان خان

مقبرة غازان با قبه و گنبد بلند آن در کانون این تأسیسات قرار داشت و ابنیه دیگر شامل مسجد جامع، خانقاه درویشان، دو مدرسة شافعی و حنفی، داراشفاء، دارالسیاده، بیت المتولی و بیت القانون و کتابخانه یا بیت الحکمه و رصدخانه، حکمتیه، بستان و قصر عادلیه و حوضخانه و گرمابه گرداگرد آن ساخته شده بود»(اصفهانیان، خزائلی، 1382: 21). از دیگر شهرهایی که در زمان حکومت غازان مورد توجه قرار گرفت و اقداماتی جهت آبادانی و رونق آن انجام شد، بغداد بود که در آغاز حکومت ایلخانان نیز توسط عطاملک جوینی مورد عنایت قرار گرفته و کوشش های زیادی در جهت آبادانی آن صورت پذیرفته بود. در دورة سلطنت غازان در جهت آبادی شهر بغداد و ترمیم ویرانی ها و ساختن بناهای جدید و ترمیم قنات ها و نهرها کوشش مهمی انجام گرفت. غازان نهری میان بغداد و حله احداث کرد و آب فرات را در آن جاری کرد. این نهر به نهر غازانی شهرت یافت و باعث آبادانی مناطق بین بغداد و حله گردید. شهر ری نیز در زمان غازان مرمت و احیا شد. این شهر در زمان حملة مغول آسیب زیادی دیده بود. شیراز نیز که در دورة ایلخانی چندین بار مورد هجوم قرار گرفت، در دورة غازان مورد توجه قرار گرفت و در اطرافش بارویی کشیده شد. «با مرگ غازان گرچه اکثر فعالیت های عمرانی که توسط او آغاز شده بود به صورت نیمه تمام رها شد، اما روند برنامه عمران شهری متوقف نشد. جانشین غازان، الجایتو، به خاطر ایجاد شهر سلطانیه، به عنوان پادشاهی مشوق عمران و شهرسازی نزد همگان شهرت یافته است»(اصفهانیان، خزائلی، 1382: 24).
غازان خان در 703ه ق درگذشت درحالیکه پیش از مرگ تمام امرا و ارکان دولت را جمع و نصیحت کرد. در باب خصوصیات اخلاقی و صفات ظاهری غازان گفته شده است که وی رشید و جنگ آزموده بود و به فنون لشگرکشی و مقابله با دشمن آشنا بود. غازان علاوه بر زبان مغولی و فارسی تا اندازه ای به عربی، تبتی و لاتینی آشنایی داشت. در سیاست و تنبیه خطاکاران بسیار بی رحم بود و اگر از زیردستان و سران قشون ظلم و تعدی می دید ایشان را به سختی مجازات می کرد. رشیدالدین نیز دربارة غازان و احولات وی آورده است که: غازان تاریخ و حکایات ملوک متقدم و متأخر و همچنین تاریخ مغولان و اسامی آبا و اجداد و خویشان و زنان و مردان امرای مغول را به خوبی می دانست، و نیز به تاریخ ملوک عجم و اتراک و هند و کشمیر و ختای، بهتر از خود آن اقوام آگاهی داشت و زمانی که با مردمان این قوم بحث می کردند آنها در شگفت می شدند. از صنایع زیادی از جمله زرگری، آهنگری، نجاری، نقاشی و ریخته گری مطلع بود و می توانست به دیگران تعلیم دهد. وی همچنین صنعت کیمیا را که مشکل ترین صنعت آن زمان بود به خوبی می دانست. در علم طب تبحر داشت و خواص دارویی گیاهان را از روی برگ آنها تشخیص می داد. در علم معادن مهارت داشت، مثلاً اگر کوهی را می نگریست می دانست چه نوع معدنی در آن وجود دارد(همدانی، 1362: 970-966).

سکه

شام قازان


حضور و فعالیت افراد شیفته علوم در دربار سلاطین ایلخانی، عامل اصلی در احداث و توسعه مراکز علمی در این دوره است. خواجه نصیرالدین طوسی، خاندان جوینی، خواجه رشیدالدین همدانی و خویشان نسبی و سببی ایشان، مؤسسان، متفکران، طراحان، مهندسان، معلمان و مبتکران در ساخت مدارس و مجتمع‌های آموزشی و علمی و تحقیقی می‌باشند. البته نباید علاقه و توجه سلاطین ایلخانی به علوم و مباحث علمی را نادیده گرفت.
بنیان‌های فکری و آموزشی دانشمندان و وزرای ایرانی دوره ایلخانان، به ایران قبل از مغول مربوط می‌شود و مسلماً مدارس و دوره‌های قبل الگوی مناسبی برای احداث و اداره مدارس این دوره بوده‌اند. تأسیس مراکز آموزشی متعدد برای تدریس علوم دینی، علم طب و نجوم و دعوت از دانشمندان ادیان و مذاهب مختلف از دیگر مناطق برای تدریس در این مراکز، ثمره بینش‌ مدارای مذهبی ایلخانان و دانشمندان ایرانی است.

مراکز علمی مهم دوره ایلخانان
رصدخانه مراغه: مؤسس رصدخانه مراغه، خواجه نصیرالدین طوسی است. اصل خاندان خواجه از جهرود ساوه است، ولی چون در طوس متولد شده به طوسی مشهور گردید. در همان‌ جا نیز به کسب علم پرداخت و در علوم زمان خود سرآمد گشت. ناامنی اجتماعی ناشی از کشمکش‌های دوره خوارزمشاهیان و حمله مغول، قلاع اسماعیلی را به محلی امن برای استقرار دانشمندان ایران تبدیل کرده بود. خواجه نصیرالدین نیز مدتی در قلعه قهستان، میمون دژ که متعلق به اسماعیلیان بود، ساکن گشت و به تحقیق در علوم اشتغال ورزید. او پس از غلبه هولاکو بر قلاع اسماعیلیان، به خدمت هولاکو درآمد. رصد خانه مراغه، اولین مرکز علمی و تحقیقی در دوره ایلخانان محسوب می‌شود که به خواست خواجه نصیرالدین طوسی و به دستور هولاکو که به ستاره‌شناسی علاقه‌مند بود، در سال656 هجری ساخته شد. خواجه نصیرالدین در مجتمع آموزشی رصدخانه مراغه دانشمندانی را از سرتاسر جهان اسلام جمع کرد که از حاصل کار آنان، مسلمانان سود جستند. از جمله آنان، مؤید الدین عروضی از دمشق، فخرالدین مراغی از موصل، فخرالدین اخلاطی از تفلیس و نجم‌الدین دبیر قزوینی بودند که در رصد‌خانه به آموزش و تحقیق پرداختند.


غازان خان سلطانی قانونمند
سلطان غازان خان در حال تنظیم مسائل و قوانین جدید برای شکارچیان
قوانین

عدالت غازان خان
بازداشتن مأموران دولتی طبق فرمان غازان خان مبنی بر ممنوعیت گرفتن مالیات با ظلم و شکنجه‌ی مردمفرمان غازان خان

خواجه نصیرالدین در این مرکز به تدریس و تعلیم افراد همت گماشت. در مجتمع علمی رصدخانه، علمای شیعی، سنّی و مسیحی به تعلیم و تعلم اشتغال داشتند. در زمان اباقا نزدیک به صد دانشمند در این رصد خانه تربیت شده بودند. شیخ جمال‌الدین حسن بن مطهر حلی و علامه قطب الدین شیرازی از تحصیل کردگان این مرکز و تربیت یافته خواجه نصیرالدین طوسی هستند. تهیه نقشه شکل کره زمین، تقسیمات ربع مسکون، طول و عرض بلاد، جزایر و دریاها، تهیه جداولی برای تعیین طول روز و ساعات در فصول چهارگانه از کارهای علمی این رصدخانه به شمار می‌رود. محصول علمی و تحقیقی دیگر این مرکز، تألیف و تهیه زیج ایلخانی است. زیج ایلخانی در زمان حیات خواجه نصیرالدین پایان نیافت، بلکه اصلاح و تکمیل آن به وسیله علامه قطب¬الدین شیرازی انجام گرفت. در ساختمان رصدخانه نیز از علم نجوم، ریاضی و فیزیک استفاده شده است. گنبد رصدخانه با اصول هندسی و ریاضی ساخته شده بود، به طوری که نور آفتاب ساطع از روزنه گنبد، ساعات روز را مشخص می‌کرد. کتابخانه مراغه شامل چهارصد هزار جلد کتاب در علوم مختلف و متداول زمان بود. خواجه نصیرالدین بسیاری از کتب کتابخانه‌ها
ی بغداد، شام و قلاع اسماعیلی را از خطر نابودی نجات داد و در کتابخانه مراغه مورد استفاده قرار داد. رصدخانه مراغه، اولین مرکز مستقل علم نجوم به شمار می‌رود. این رصد خانه الگویی برای علمای نجوم در کشورهای دیگر، از جمله هند و عثمانی، شد. انجام تحقیقات جمعی و گروهی از دیگر خصایص ابتکاری این مرکز به شمار می‌رود که بعدها این روش به اروپا راه یافت.

مدرسه مجتمع شنب غازان: سلاطین مغول بنابر رسم دیرین، مقابر خود را در محلی ناشناخته و دور از دسترس مردم ایجاد می‌کردند. چون، غازان به دین اسلام گروید، به فکر افتاد مقبره‌ای برای خود ایجاد کند و اطراف آن را آباد و محل زندگی مردم نماید. بدین منظور، محله‌ایی بنا نهاد و آن را شنب غازان نامید. شنب غازان در جنوب غربی تبریز قرار داشت و بنای آن از سال 697 هجری تا 702 به طول انجامید. غازان خان دستور داد برای رواج اسلام و رفاه حال مسلمانان، بناهایی از جمله مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفا، کتابخانه، رصد خانه، بیت‌السیادت[محلی برای اقامت و پذیرایی از سادات] و بیت‌القانون[مرکز بایگانی اسناد] ساخته شود. غازان در علم نجوم تبحری کسب کرده بود. زمانی که دستور تأسیس رصدخانه در مجتمع شنب غازان را داد، در مورد چگونگی ساختمان رصدخانه و علوم مستقر در آن دستور‌هایی می‌‌داد که حاکی از علم و آگاهی او از نجوم بود. شناخت او از ستارگان و حرکت و سکون و محل قرار گرفتن آنها در فصول مختلف، موجب حیرت منجمان می‌شد.

لغو تعهد شهروندان مبنی بر عرضه‌ی اسب و مواد غذایی به ایلچیان (رسولان) و بازداری ایلچیان از آزار و اذیت مردم در این مورد طبق فرمان سلطان محمود
مغول

دستگیری و مجازات دزدان و راهزنان به‌فرمان غازان خان
غازان تبریز

مراکز آموزشی شنب غازان عبارت بودند از:
الف) مدرسه شافعی، برای آموزش علوم دینی بر اساس اصول مذهب شافعی؛ ب) مدرسه حنفی، جهت آموزش اصول مذهب حنفی؛ ج)مکتب خانه، جهت تعلیم و مراقبت کودکان بی‌سرپرست. در مکتب خانه پنج نفر معلم و پنج نفر معید به صد کودک یتیم، تعلیم قرآن می‌دادند. به معلمان علاوه بر حقوق مشخص، به ازای آموزش کامل کل قرآن به هر کودک، مبلغی به منزله هدیه پرداخت می‌شد. پنج دایه نیز برای نگهداری و مراقبت جسمی و روحی یتیمان در استخدام بودند؛ د) خانقاه. در هر ماه دو بار متصوفه و خوانندگان در آن جمع می‌آمدند؛ ه) رصدخانه. غازان خان پس از دیدار از رصدخانه مراغه دستور داد در مجتمع شنب غازان رصد خانه‌ای بنا کنند. در رصد خانه یک نفر مدرس، یک نفر معید و چند نفر متعلم به امر تعلیم و تعلم مشغول بودند. غازان خان برای حفظ مجتمع شنب غازان املاک بسیاری را وقف آن کرد. متولی، مدرسان، معیدان، دانش آموزان و دانشجویان و دیگر کارکنان مجتمع از حقوق و حق مسکن و غذا بهره‌مند بودند.

مجتمع آموزشی ربع رشیدی: بزرگترین و مهم‌ترین مرکز آموزشی و علمی و دوره ایلخانان، ربع رشیدی است. مؤسس این مجموعه، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، وزیر غازان خان و اولجایتو بود. ربع رشیدی، مجتمعی عظیم در شرق شهر تبریز بود که از ابتدایی‌ترین مقاطع تحصیلی تا دوره‌های عالی را شامل می‌شد. تشکیلات این مجتمع با برنامه‌ریزی‌ها و تشکیلات مجامع بزرگ آموزشی امروزه قابل انطباق است. مجتمع اداری بخش‌های مختلف آموزشی، فرهنگی، اداری و خدماتی بود. متولی، مشرف و ناظر که در حقیقت هیأت امنای مجتمع محسوب می‌شدند، گردانندگان اصلی مجتمع بودند. در تعیین این افراد، نظر قاضی القضات تبریز شرط بود. در وقفنامه رشیدی شرح وظایف هر یک از آنان ذکر شده است. نظارت بر امور آموزشی، فرهنگی، مالی و اداری، استخدام، انتخاب و گزینش مدرسان، طلاب و کارکنان و رسیدگی به تخلفات از مسئولیت‌های متولی بود. متولی باید در کلیه امور با مشرف و ناظر مشورت می‌کرد. برنامه‌ریزی و کنترل مسئولیت کلاس‌های درسی به عهده مرتّب بود که نقش معاون آموزشی دانشگاه‌های امروزی را بر عهده داشت.
لینک پست ربع رشیدی تبریز


بقایای ربع رشیدی بزرگترین شهر دانشگاهی جهان

ربع رشیدی

دانشگاه تاریخی

مدرسه سیار: ایجاد مدرسه سیار از ابتکارات ایلخانان در زمینه رواج و رونق و گسترش علم و دانش بود. مغولان پس از لشکرکشی و غلبه بر مناطق مختلف و تشکیل حکومت، در سرزمین‌های مفتوحه مستقر و ساکن می‌گردیدند. سلاطین ایلخانی در ایران نظام و مراتب ایلی را فراموش نکرده بودند و در زمستان و تابستان به تناسب آب و هوا در مناطق مناسبی قشلاق و ییلاق داشتند. این نوع زندگی وقتی با مظاهر و تجلیات مادی و معنوی، فرهنگ و تمدن پیشرفته جدید همراه می‌شد، ایلخانان را ملزم می‌ساخت برای رفع نیازهای علمی، تدارکات مناسب بیندیشند. به همین جهت، در اردوگاه‌ها مراکز علمی به وجود آمد تا وقفه‌ای در آموزش و تدریس ایجاد نگردد. وصاف این نوع مدارس را «مدرسه سیار» نامیده است. خواجه رشیدالدین و تاج الدین علیشاه که مشترکا وزارت اولجایتو را داشتند، مبتکران اصلی مدرسه سیار بودند. مدرسه سیار چادری بزرگ و مجهز از جنس کرباس بود که ایوان و حجره‌هایی داشت. مولانا بدرالدین اشتری، عضدالدین ایجی، نظام¬الدین عبدالملک، مولانا نورالدین عبدالرحمان حکیم تستری، سید برهان¬الدین عبری، جمال¬الدین مطهر حلی و پسرش فخر¬الدین را مدرسان مدرسه سیار ذکر کرده‌اند.[47] مدرسه سیار در هر زمان، به طور مرتب دارای یکصد طلبه علم بود. تهیه نیازمندی‌های طلاب اعم از تهیه و تدارک غذا، پوشاک و وسایل حمل و نقل از جمله خدمات مدرسه به شمار می‌رفت.

مدارس مستقر در بعضی شهرها: این مدارس به وسیله افراد خیّر یا به دستور خواجه-رشیدالدین و منسوبان او تأسیس شدند. خواجه رشید الدین، در ارزنجان[محل جغرافیایی ارزنجان در ترکیه امروزی قراردارد] مدرسه‌ای احداث کرده بود. در مکتوبات او نامه‌ای در مورد مولانا محمد رومی وجود دارد که او را به سمت مدرسی این مدرسه برگزیده است.

رشید الدین در وقفنامه خود قید می‌کند که جهت تدریس تألیفاتش در شهر بسطام نیز بقعه‌ای ساخته است. به درخواست خواجه رشیدالدین، در سال 715 هجری مدرسه و خانقاه و بازاری در یزد تأسیس گردید. القاب خواجه رشیدالدین و عنوان «مخدوم جهانیان» بر سر در مدرسه نوشته شد. رشیدالدین مزارع، اراضی و قنوات بسیاری را در یزد وقف این مدرسه نمود.

از آثار شمس‌الدین محمد، داماد خواجه رشیدالدین، مدرسه شمسیه یزد است. در کنار مدرسه، بازار، خانقاه و دارالسیادت نیز تأسیس شده بود. او چهار تن از قضات محلات یزد را به عنوان هیات أمنای مدرسه تعیین نمود و مزارع و باغات و مغازه‌هایی را وقف آن کرد. خواجه علیشاه گیلانی، وزیر اولجایتو، نیز مسجد جامعی در تبریز بنا نهاد و مدرسه و خانقاهی در کنار آن احداث نمود. از بناهای زمان سلطان ابوسعید، مدرسه عبدالقادریه است که خواجه عبدالقادربن خواجه کمال الدین محمد بن سدید اشکذری، عالم ریاضیات آن را در یزد به سال 734هجری تأسیس کرد این مدرسه دو طبقه داشت.

مینیاتور شنب غازان
غازانی

نتیجه
مغولان قبل از تشکیل دولت و تسلط بر سرزمین‌های دیگر با توجه به نیازهای زندگی، نوع معیشت و برخورد با همسایگان به علومی چون تاریخ، نجوم، طب، شکار و آموزش‌های نظامی ارج می‌نهادند.
غازان خان به عنوان یکی از مهمترین ایلخانان، توانسته بود تا حدود زیادی بر اوضاع مملکت تسلط یابد. وی با بهره گیری از دانش مملکت داری بزرگانی چون خواجه رشیدالدین فضل الله، به بهترین شکل ممکن به انجام اصلاحات مورد نیاز در زمینه های گوناگون دست زد. نتایج کارهای وی با توجه به شخصیت خاص او و ابراز و اعلان مسلمانی، دوران وی را به عصری درخشان حکومت داری در ایران تبدیل نمود.


- ابن‌بطوطه (1370)، سفرنامۀ ابن‌بطوطه، ترجمۀ محمدعلی موحد، بی‌جا: آگاه، 2 ج.

- اشپولر، برتولد(1380)، تاریخ مغول در ایران، ترجمة محمد میرآفتاب، علمی و فرهنگی.
- مستوفی‌قزوینی، حمدالله‌ بن ‌ابی‌بکر ‌بن ‌محمد ‌بن ‌نصر(1381)، نزهة‌القلوب(مقاله سوم)، به‌کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: حدیث امروز.
- همدانی، رشیدالدین فضل الله(1362)، جامع التواریخ، به کوشش دکتر بهمن کریمی، تهران: اقبال.
- همدانی، رشیدالدین فضل الله(1368)، تاریخ مبارک غازانی، به اهتمام کارل یان، اصفهان: بی نا.
- همدانی، رشیدالدین فضل الله(1373)، جامع التواریخ، تصحیح و تحشیة محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران: البرز.


لینک پست وضعیت تونلهای زیرزمینی شنب غازان
لینک پست تونلهای زیرزمینی تاریخی تبریز
لینک پست تبریز مادر شهر 1 و 2



مرتبط با : تبریز ایران * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : شنب غازان-قازان خان-عصر مغولها در ایران-پایتختی تبریز-امپراطوری ایلخانان-اصلاحات غازانی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 12 مهر 1395
زمان : 12:59 ق.ظ
شهریار ایران
نظرات |

به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی  ...


بیست و هفتم شهریور روزی به یاد ماندنی و نام‌آشنا در تقویم رسمی کشورمان به حساب می‌آید، چراکه این روز سالروز درگذشت «سیدمحمدحسین بهجت تبریزی» مشهور به شهریار است، سالروز درگذشت این شاعر انقلابی و مردمی در تقویم رسمی ایران، به نام روز شعر و ادب ایران نامگذاری شده است.

سرزمین ایران در تمام اعصار، مهد پرورش و بالندگی شاعران و عارفان بسیاری بوده است. به جرأت می‌توان گفت که این سرزمین، موعود و قبله‌گاه بیشتر عارفان و سالکان در قرن‌های گذشته بود.

آذربایجان سرزمینی پرآوازه در عرصه فرهنگ و ادب است که از شمس تا شهریار را به عنوان ستارگانی ماندگار در ادبیات در خود جای داده و جلوه‌گری می‌کند.

شهریار

به روایت تاریخ، آذربایجان، محل پرورش شاعران نامی چون «قطران»، «خاقانی»، «نظامی»، «شیخ محمود شبستری»، «استاد سید محمد حسین شهریار»، «پروین اعتصامی» و یادآور جوشن اندیشه‌ای «مولانا» و «شمس تبریزی» و ظهور اسلام شناسان برجسته‌ای،«نظیر علامه امینی»، «علامه محمدحسین طباطبایی»، «علامه محمد تقی جعفری» و چهره‌های برجسته سیاسی و فرهنگی و آزادیخواهانی مانند، «ستارخان» سردار ملی و «باقرخان» سالار ملی، «شیخ محمد خیابانی» و سرزمین شهدای محرابی چون «آیت‌الله شهید مدنی» است. دانشمندان برجسته ای چون «پروفسور هشترودی»، «پروفسور عدل» و هنرمندانی مانند، «اقبال آذر» معروف به «سلطان آواز ایران» و «غلامحسین بیگچه خانی»، «فرنام» و پیشتازان تئاتر نوین ایران نیز از این دیار برخاسته‌اند.

استاد محمدحسین شهریار از جمله مشاهیر و مفاخر ارزشمند فرهنگ ادب ایران اسلامی است که در جایگاه برترین‌های شعر و ادب گهربار ایران جای دارد، بی‌تردید وی در قرن اخیر آئینه تمام‌نمای فرهنگ و هویت اصیل ایرانی است؛ استاد شهریار که برخاسته از خاک پاک آذربایجان است از منظرهای گوناگون نماد و سمبل هویت اصیل ایرانی مردم این خطه است؛ آذربایجان که همواره مدافع هویت و اصالت ایرانی و ایرانیان بوده است بزرگان و فرزانگان آن پرچمدار این جبهه دفاع بوده‌اند؛ استاد شهریار در شعر و ادب معاصر آذربایجان از جمله این فرزانگان است که با شعر و ادب به مصاف نبرد با بیگانگان و بیگانه‌گرایان آمد.

شهریار از برجسته‌ترین شاعران معاصر و از جمله مشاهیر و مفاخر ارزشمند و به همیشه به یاد ماندنی تاریخ، فرهنگ و ادب ایران زمین است که بدون شک این شاعر بزرگ در قرن حاضر به عنوان آئینه تمام‌نمای فرهنگ و هویت اصیل ایرانی اسلامی است.

به اعتقاد بسیاری از بزرگان این عرصه، مهم‌ترین ویژگی و امتیاز شهریار نسبت به سایر شعرای بزرگ در این است که اشعارش بیان ساده، روان و جاذبه کلام دارد که مورد توجه خاص و عام بود. از کودکان روستایی که حیدر بابا را زمزمه می‌کنند تا فرهیختگان که در دقایق و لطایف اشعار وی به تفحص می‌پردازند، مسحور زیبایی و لطافت کلام شهریار می‌شوند، از این رو شعر او برای همگان قابل فهم و اثرگذار است. 

آرامگاه شهریار

قبر شهریار

* غزل معروف شهریار، علی ای همای رحمت
‏این شاعر پرآوازه کشورمان در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی و شعر نوِ نیمایی تبحر داشت؛ از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» اشاره کرد.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را //  که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین // به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند // چو علی گرفته باشد سر چشمه ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ //  به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن //  که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من // چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب //  که علم کند به عالم شهدای کربلا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت // متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

شعر علی

حیدر بابایه سلام؛ یک شعر استثنایی

...؛ ولی آنچه که از شهریار در شعر فارسی می‌بینیم، او را در ردیف یکی از بزرگترین شعرای زمان ما قرار می‌دهد؛ مطلب دومی که در مورد شاعری شهریار باید گفت، یک چیز بالاتر از این است و آن این است که می‌شود گفت که شهریار یکی از بزرگترین شاعران همه‌ دوران‌های تاریخ ایران است و آن به لحاظ «حیدر بابایه سلام» است. «حیدر بابایه سلام» یک شعر استثنایی است. همه‌ خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست. یعنی روانی، صفا، ذوق و دیگر خصایصی که مربوط به شعر است، همه در «حیدر بابایه سلام» جمع شده است. لکن علاوه بر اینها، ویژگی دیگری هم در «حیدر بابایه سلام» هست و آن این است، که در این شعر که تصویری از سابقه‌ی ذهنی خود شاعر است، مطالب بسیار حکمت‌آمیز وجود دارد. با این حساب، می‌توان شهریار را یک حکیم به حساب آورد. پایه‌ی شعر «حیدر بابایه سلام» به نظر ما خیلی بالاست».

ناگفته نماند، شهریار با منظومه ماندگار حیدربابا که با شاه بیت«حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا ـ سئل لر سولار شاققیلدیوب آخاندا» آغاز می‌شود؛ شهرت جهانی پیدا کرد، به طوری که در حال حاضر این اثر مهم ادبی ترکی آذربایجانی به بیش از 90 زبان در جهان ترجمه شده است.

حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا

سئللر، سوللر شاققیلدیب آخاندا

قیزلار اونا صف باغلاییب باخاندا

سلام اولسون شوکتیزه ائلیزه

منیم ده بیر آدیم کلسین دیلیزه

* حیدربابایه سلام؛ سند زنده تاریخ یک روستا

البته این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت و آن اینکه، این اثر در 125 بند، با 625 مصراع نوشته شده است، از این حیث می‌گویند، «حیدربابایه سلام» سند زنده تاریخ یک روستا است که شهریار در آن با قلبی پاک و نیتی صادق، با ساده‌ترین شکل و در عین حال ادبی‌ترین حالت از خویشان و آشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه‌ها و زمین‌ها و صخره‌هاى اطراف خشکناب نام می‌برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى‌بخشد.

حیدربابا، کهلیک لروْن اوچاندا

کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب، قاچاندا

باخچالارون چیچکلنوْب، آچاندا

بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله

آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله


حیدربابا


* شناخت وظیفه‌ تاریخی خود؛ درخشان‌ترین هنر شهریار

با این وجود سخن پایانی این گزارش را با پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت استاد شهریار به پایان می‌رسانیم:

« در ده سال آخر عمر، این مرد بزرگ و این شاعر کهن، با دلی جوان و لبالب از شوق و احساس و با درک وظیفه بزرگ شاعر دوران انقلاب، همه‌ی سرمایه‌ی عظیم ذوق و هنر خود را در خدمت هدف و راهی گذاشت که کشور او و مردم او برگزیده و برای آن تن به فداکاری داده بودند. او انقلاب را و جهاد و شهادت را در شعر روان و روشن خود سرود و برترین مضمون دوران عمر بابرکت خود را در بخش پایانی شعر خویش گنجانید. او پیام انقلاب اسلامی را با دلی بنوشید که از کودکی به پیام قرآن گوش سپرده و در دهه‌های آخر عمر، در اسرار و معارف آن به غور و تدبیر پرداخته بود. او عاشق قرآن بود و قرآن مجسّم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مشاهده می‌کرد، از آن رو خود را در خدمت انقلاب خواست و گذاشت و به مردمی که جان در گروی آن نهاده بودند پاسخ مثبت داد. درخشان‌ترین هنر شهریار آن است که وظیفه‌ تاریخی خود را شناخت و با همه‌ وجود و به کمال خلوص به آن عمل کرد».


شعر

*به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی

استاد شاعرى که سال‌ها با یکه‌تازى در میدان توحید و وادى عرفان ثمره اشعارش هم اکنون زینت‌بخش محافل خاص و عام ماست. رند پیر عالم‌سوزى که هبه شهریاری‌اش را از کف عطاى خواجه شیراز برگرفته بود و همچون مراد خود زمزمه غزل‌هایش عشق را در رگ‌ها به جوش مى‌آورد، گرانقدرى که غزل «على اى هماى» رحمتش او را فارغ از زمان و مکان کرد و در ابتداى ابد و انتهاى ازل جایش داد.

امروزه در پهن دشت سرزمین ایران کمتر جایی را می‌توان یافت که نام و نشانی از سروده‌های شهریار در آن نباشد و شمار اندکی از مردم باسواد را می‌توان دید که بیتی، قطعه‌ای و غزلی از شهریار را بر لوح خاطر نسپرده باشند و این نشانه‌ای است از نفوذ معنوی کلام شاعر بر سراچه دل آشنا و بیگانه.

نام «شهریار» فرزند نامدار تبریز سال‌هاست که از مرزهای ایران گذشته و در چهار گوشه گیتی هر جا که از ادب و زبان سخن می‌رود از لاهور و کشمیر و پیشاور و کراچی تا مدرسه السنه شرقیه پاریس و مکتب شرقی و‌ آفریقایی، از فرانکفورت و ... تا راهروهای دانشگاه هاروارد، زبانزد پارسی شناسان است و دیر زمانی است که نام شهریار با حدیث ادب معاصر ایران عنای بر عنای می‌رود و شعر با دیوان و‌ آثار شهریار پیوند استوار و ناگسستنی دارد.

امروز به جرأت می‌توان گفت «شهریار» از برجسته‌ترین مظاهر جهان شعر و پر فروغ‌ترین ستارگان آسمان ادب ایران به شمار می‌رود و آنان که ادبیات شیرین را نیک می‌شناسند وی را نظامی، سعدی و حافظ امروز می‌خوانند و آثار وی را از نظر رعایت نکات اخلاقی، عرفانی و برانگیختن غرور ملی،حسن میهن پرستی و نوعدوستی گل سرسبد ادبیات معاصر می‌دانند.

ولیکن آنچه در این میانه گفتنی است، این است که «شهریار» نیز به مانند هر انسان اندیشه‌ورز در راستای آفرینش‌های هنری خود با افت و خیزهایی روبرو بوده و در گذرگاه حیات خویش فراز و نشیب‌های بسیاری را دیده و از پیچ و خم‌های دور و درازی گذشته تا راه خود را در جهت حرکت استکمالی و خلق آثار و سروده‌هایی جاودانه و ماندگار یافته است.

استاد ملک‌الشعرای بهار او را بداعت شاعری نه تنها افتخار ایران بلکه افتخار عالم شرق می‌داند.


شعر و ادب

بهجت تبریزی

ایران شهریار، شهریار ایران

توجه شهریار به عنوان یک ایرانی دوستدار وطن، به شعر ترکی، تنها از راه عشق به احیای زبان مادری بوده است. پس توان گفت که چهره ادبی شهریار از دو نیم‌رخ شعر فارسی و شعر ترکی آذری تشکیل یافته است. هر دو سوی این نیم‌رخ‌ها، صورت زیبا و دلنشین «شهریار ایران» را تشکیل می‌دهند.

 یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های شهریار که موجب شده آثارش در میان شاعران معاصر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار باشد، استقرار او در جایگاه بزرگ‌ترین شاعران دو زبانه تاریخ ادبیات ایران است. شهریار که از سلسله شاعران فارسی‌گوی آذربایجان است، به دلیل تسلط ماهرانه به زبان فارسی و پیوند آن با ظرایف آذری، شایسته دریافت عنوان فوق شده است. در این میان دیوان شهریار منبع مهم و قابل توجهی برای بازتاب عاطفه‌های میهنی اوست. شهریار در جای جای آثارش از مقام میهن یاد می‌کند و مقام ایران را گرامی می‌دارد.

بخش قابل توجهی از سروده‌های شهریار، مربوط به آن دسته اشعاری است که در آنها، عواطف میهنی و دلدادگی شاعر به ساحت مقام میهن متجلی شده است.


مقبره

خانه شهریار


وطن شاعر برابر ایران در شعر او از جایگاه والایی برخوردار است و اگرچه گستره‌ ارادت سلطان غزل معاصر به آستانه این وطن به سالیان دوره حاکمیت هخامنشیان و کوروش باز می‌گردد، منتهی به خوبی پیداست که علاقه و شیفتگی شهریار به ایران پس از اسلام، بسیار مشعوفانه است. به عبارتی گاهی گذشته‌های بسیار دور توجه شاعر را به خویش می‌خواند و او را مفتون عظمت و شکوه دوران باستان می‌سازد، اما با یادآوری این‌که ایران با آغوش باز و سویدای دل، دین اسلام را پذیرفت، بر ایرانی و مسلمان بودن خویش می‌بالد و نیش دوری از آن عظمت ظاهری با مشاهده نوش صبغه اسلامی ایران فراموش می‌کند.

یک نکته بسیار مهم پیرامون اشعار میهنی شهریار، توجه او به اسلامیت ایران است. به جرأت می‌توان گفت وطن در اندیشه شهریار و در وادی شعرهای او، رنگ و بوی کاملاً شیعی دارد. در نظام فکری و ادبی شهریار، مذهب ایرانی مساوی اسلام و ایران مذهبی مساوی ام‌القرای اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ پر واضح است که قالب قصیده و مثنوی بیش از ظرف غزل، مجال انعکاس چنین ایده‌های اجتماعی را دارد. در شعر شهریار هم، اگر غزل بیش از همه، در خدمت اشعار عاشقانه و گاهی عارفانه او قرار گرفته، این قصیده‌ها و مثنوی‌های اوست که منعکس کننده دیدگاه‌های اجتماعی و گاهی سیاسی او گردیده است

* نگارندگان: موسی کاظم‌زاده و وحید زینالی


دوربین شما، آرامگاه استاد شهریار در تبریز
[http://www.aparat.com/v/s3Ha8]

زمان سسی ( با ترجمهٔ فارسی)


صبح اولدی هر طرفدن اوجالدی اذان سسی!

گـــویا گلیــــر ملائـکه لــــردن قــــرآن سسی!!!

بیر سس تاپانمیـــرام اونا بنزه ر، قویون دئییم:

بنزه ر بونا اگـر ائشیدیلسیدی جـــان سسی !!!

سانکی اوشاقلیقیم کیمی ننیمده یاتمیشام ...!

لای لای دئییر منه آنامیـــن مهربـــان سسی !

سـانکی سفرده یم اویادیــرلار کی دور چاتاخ!

زنگ شتر چالیر ، کئچه رک کـــاروان سسی!!!

سانکی چوبان یاییب قوزونی داغدا نی چالیر !

رؤیا دوغـــور قوزی قولاغیندا چوبـــان سسی !!!

جسمیم قوجالسادا هله عشقیم قوجالمیوب

جینگیلده ییـر هله قولاغیمدا جـــوان سسی !

سانکی زمان گوله شدی منی گوپسدی یئره

شعریم یازیم اولوب ییخیلان پهلـــوان سسی !!!

آخیر زماندی بیر قولاق آس عرشی تیتره دیـر ...

ملت لرین هــارای ، مددی ، الامـــان سسی !!!

انسان خـزانی دیر تؤکولور جـان خزه ل کیمی

سازتک خزه ل یاغاندا سیزیلدار خزان سسی !!!

قیرخ ایلدی دوستاغام قالا بیلمز او یاغلی سس ...

یاغ سیز سادا قبـول ائله مندن یــاوان سسی !

من ده سسیم اوجالسا گرک دیر ،یامان دئییم ...

ملت آجیخلی دی اوجـــالیبدی یامـان سسی !!!

دولدور نواره قوی قالا ، بیــر گون ، بـو کؤرپه لر

آلقیشلاسینلا ذوق ایله بیزده ن قالان سسی !

مقناطیس اولسـا سسده چکر ، انقلابــــدا باخ !

آزادلیـق آلــدی سرداریمیــن قهرمــان سسی !

انسان قوجالمیش اولسا ،قولاخلار آغیرلاشار

سانکی یازیق قولاخدا ،گورولدور زمان سسی !

با خ بیر درین سکوته سحر ، هانسی بیر نــوار

ضبــط ایلیـه بیلـــر بئله بیــر جــــاودان سسی ؟

سانجیــر منی بو فیشقا چالانلاردا " شهریـــار " !!!

من نیله ییم کی فیشقـایا بنزه ر ایلان سسی ؟!!!

(صبح شد و از هر سمت ، صدای اذان بلند شد ! گویا که از فرشتگان ، صدای قرآن می آید !!! صدایی مثل آن نمی یابم ، بگذارید بگویم که اگر صدای جان شنیده می شد ، به آن شبیه بود !!!) (گویا بسان دوران کودکیم که در گاهواره آرمیده ام ، صدای مهربان مادرم برایم لالایی می گوید ! یا اینکه در سفر هستم و بیدارم می کنند که برخیز تا به مقصد برسیم ! زنگ شتر نواخته می شود که کاروان دارد عبور می کند !!!) (یا اینکه چوپان ، گوسفندان را پراکنده است و در کوه نی می زند و این صدای چوپان در گوش گوسفندان رویا می آفریند !!! اگر جسمم هم پیر شده باشد ، هنوز عشقم پیر نشده است ! و در گوشم هنوز صدای جوانی طنین انداز است !!!) (یا اینکه زمان با من کشتی گرفته و مرا به زمین کوبیده است ! و شعر و نوشته هایم همانند صدای پهلوان به زمین خورده است !!! آخرالزّمان شده و گوش فرا دهید که فریاد کمک خواهی مردم ، عرش را به لرزه درمی آورد !!!) (پاییز انسانی است و جان ها همانند برگ پاییزی به زمین می ریزند ! برگ های پاییزی وقتی می ریزند ، پاییز همانند ساز ، ناله سر می دهد ! چهل سال است که زندانی ام و دیگر آن صدای مؤثر باقی نمی ماند ! اگر صدای من بی تأثیر هم باشد ، تو این صدای کم ارزش را از من قبول فرما !!!) (اگر صدای من هم بلند شود ، باید که فحش بدهم ... مردم گرسنه اند و صدای بد و بیراه بلند شده است !!! این صدا را در نواری ذخیره کنید تا این کودکان ، روزی با شوق تمام به استقبال این صدای از ما به یادگار مانده بروند !!!) (اگر در صدا جاذبه وجود داشته باشد ، انسان را به سوی خود جلب می کند ! ببینید که در انقلاب ، صدای سردار قهرمان ما ، آزادی را به ارمغان آورد !!! اگر انسان پیر شود ، گوشهایش سنگین می شوند ! و گویا در این گوش بیچاره ، صدای زمان غرّش می کند !!!) (هنگام سحر ، به این سکوت ژرف بنگر که کدامین نوار میتواند این صدای جاودان را ضبط نماید ؟!!! شهریارا ! این سوت زن ها مرا نیش می زنند ! من چه کنم که صدای مار به صدای سوت شباهت دارد ؟!!!)


مستند استاد بهجت تبریزی شهریار شعر ایران
[http://www.aparat.com/v/qTtLH]


انس و جن ( با ترجمهٔ فارسی)

بار الاها سن بیزه وئر بو شیاطین دن نجات

اینسانین نسلین کسیب ، وئر اینسه بو جین دن نجات

بیزدن آنجاق بیر قالیرسا ، شیطان آرتیب مین دوغوب

هانسی رؤیا ده گؤروم من ، بیر تاپا مین دن نجات

بئش مین ایلدیر بو سلاطینه گرفتار اولموشوق

دین ده گلدی ، تاپمادیق بیز بو سلاطین دن نجات

بیر یالانچی دین ده اولموش شیطانین بیر مهره سی

دوغرو بیر دین وئر بیزه وئر بو یالان دین دن نجات

هر دعا شیطان ائدیر ، دنیا اونا آمین دئییر

قوی دعا قالسین ، بیزه سن وئر بو آمین دن نجات

ارسینی تندیرلرین گوشویلاریندا اویناییر

کیمدی بو گودوشلارا وئرسین بو ارسیندن نجات

یا کرم قیل ، کینلی شیطانین الیندن آل بیزی

یا کی شیطانین اؤزون وئر بیرجه بو کین دن نجات

اؤلدورور خلقی ، سورا ختمین توتوب یاسین اوخور

بار الاها خلقه وئر بو حوققا یاسین دن نجات

دینه قارشی ( بابکی – افشینی ) بیر دکان ائدیب

بارالاها دینه ، بو بابکدن ، افشین دن نجات

( ویس و رامین ) تک بیزی رسوای خاص و عام ائدیب

ویس ده اولساق ، بیزه یارب بو رامین دن نجات

شوروی دن ده نجات اومدوق کی بیر خئیر اولمادی

اولماسا چای صاندیقیندا قوی گله چین دن نجات

من تویوق تک ، اؤز نینیمده دوستاغام ایللر بویو

بیر خوروز یوللا تاپام من بلکی بو نین دن نجات

« شهریارین » دا عزیزیم بیر توتارلی آهی وار

دشمنی اهریمن اولسون ، تاپماز آهین دن نجات


ترجمهٔ فارسی
بار خدایا تو ما را از چنگ این شیاطین نجات بده
نسل انسان را بریده : انسان را از چنگ این جن نجات بده
از ما اگر یکی می ماند ، شیطان هزار می زاید و اضافه می شود
در کدام رویا می توانم ببینم ، که یک از چنک هزار نجات یابد
پنج هزار سال است که گرفتار این سلاطین شده ایم
دین هم آمد ، از چنگ سلاطین نجات پیدا نکردیم
یک دین دروغین هم یکی از مهره های شیطان شده است
دینی حقیقی به ما بده ، ما را از این دین دروغین نجات بده
هر دعائی که شیطان می کند ، دنیا آمین می گوید
بگذار دعا بماند ، تو به ما را از چنگ آمین نجات بده
کارد ( تنورشان ) داخل کوزه شان می رقصد
کیست که این کوزه ها را از چنگ کارد تنور نجات دهد
یا کرم کن ، از چنگ شیطان کینه توز نجاتمان بده
یا که خود شیطان را از چنگ این کین نجات بده
مردم را می کشد ، سپس برایش ختم گرفته و یاسین می خواند
بار خدایا خلق را از چنگ این یاسین و حقه نجات بده
در مقابل دین ( بابک و افشین ) را بهانه قرار داده
بار خدایا دین را ، از چنگ ( بهانه ) بابک و افشین نجات بده
مانند ( ویس و رامین ) ما را رسوای خاص و عام کرده است
ویس هم باشیم ، یارب ما را از چنگ رامین نجات بده
امید نجات از شوروی داشتیم که خیری ندیدیم
یکباره بگذار در صندوقچه چای از کشور چین نجات بیاید
من مانند مرغی ، سالهاست که در لانه خود زندانیم
خروسی بفرست تا بلکه از این زندان نجات یابم
عزیز من « شهریار » هم آهی پر اثر دارد
دشمنش اهریمن هم باشد نمی تواند از آه او نجات یابد

مستند ترکی درباره شهریار در تبریز Shahriyar documentary
[http://www.aparat.com/v/RjgVA]


عزیزه ( با ترجمهٔ فارسی)
قطعه شعر زیبایی از استاد محمّد حسین بهجت تبریزی "شهریار" در رثای همسر مرحومه اش عزیزه خانم که در سنین جوانی بر اثر سکته ی قلبی در تهران دار فانی را وداع گفت و در گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

نه ظریف بیر گلیــــــن عزیزه سنی

منه لایق تــــــــاری یــــاراتمیشدی !

بیر ظریف روحه بیر ظریف جسمی

ازدواج قدرتیـــــــــله قـــــاتمیشدی !!!

عشقیمین بولبولی سنی دوتموش

هرنه دونیـاده گول وار ، آتمیشدی

سانکی دوستاق ایکن من آزاددیم

ائله عشقون منی یاهـــاتمیشدی !

سؤیدوگیم سانکی هم نفس اولالی

قفسیمدن منی چیخـــارتمیشدی

جنّت ائتمیــش منیم جهنّمی می

یانماسین یاخماسین آزاتمیشدی

قــــاراگون قارقاسی قونـاندا منیم

آغ گونوم وارســـادا قــاراتمیشدی

آدی بـــــاتمیش اجل گلنده بیـــزه

من آییم چیخدی گونده باتمیشدی

سارالیب گون شافاخدا قان چناغین

قورخودان تیتره ییب جالاتمیشدی

قارا بایگوش چـالاندا آغ قوشومی

زعفران تک منی ســـاراتمیشدی

کور قضــــا ئوز یولـــون گئدن وقته

چـــاره نین یوللارین داراتمیشدی

نه قدر اوغدوم آچمــادین گؤزیوی

گؤز سکوت ابدله یـــــــاتمیشدی

او آلا گؤز اویـــــانمادی کی منیم

بختیمی مین کره اویـــاتمیشدی

داهــــا کیپریکلرون اولـــوب نشتر

یارامین کؤزمه سین قاناتمیشدی

سن نه یاخشی ائشیتمدون بالالار

آنا وای ناله سین اوجــاتمیشدی

سنی وئردیم بهشت زهــــــرایه

منه مولا الیـــــن اوزاتمیــــشدی

اورگی دوغرانان آنـان مه له دی

دونیـــــا زهرین اونا یالاتمیشدی

سن باهار ائتدیگون چمنده خزان

هرنه گول غونچه وار سوزاتمیشدی

نه یامان یئرده کؤچدی کروانیمیز ؟

نه یئیین یوک یاپین دا چاتمیشدی

قیرخا سن یئتمه دون جاوان گئتدون

من گئدیدیم کی یئتدیم آتمیشدی

قوجا وقتیمده بو قـــــارا بختیـــم

منی قول تک بلایه ساتمیشدی !!!

(عزیزه ! خداوند تو را یک عروس ظریف که لایق من بود خلق کرده بود ! و ازدواج یک روح ظریف را با قدرت به یک جسم ظریف پیوند داده بود !!!) (بلبل عشقم هر چه گل در دنیا بود را رها کرده بود و تنها تو را انتخاب کرده بود ! عشقت بقدری مرا بیخود کرده بود که گویا من از زندان در حال رها شدن بودم !) (گویا آنکه او را دوست داشتم با من هم نفس شده و از قفسم خارج کرده بود ! و دوزخ مرا مبدّل به بهشت نموده و آتش و سوزاندنش را کاسته بود !) (کلاغ سیاه بختی من وقتی به پرواز درآمد ، اگر روز سپیدی هم داشتم آنرا سیاه کرده بود ! مرگ که اسمش محو شود وقتی به منزل ما پا گذارد ، ماه من درآمده و خورشید هم غروب کرده بود !!!) (خورسید زرگون شده و آتشدان خونینش در شفق از ترس افتاده و پخش شده بود ! و جغد سیاه زمانیکه پرنده ی سپید مرا شکار کرده بود ، مرا بسان زعفران زردگون کرده بود !!!) (سرنوشت نابینا زمانیکه راه خود را طی میکرد ، راههای چاره و تدبیر را تنگ کرده بود ! و هر اندازه نوازشت کردم ، چشمهایت را باز نکردی و چشمهایت در سکوت ابدیّت خفته بودند !!!) (آن نگار زیبا چشم که بخت مرا هزاران بار بیدار کرده بود ، از خواب برنخواست ! و دیگر مژه هایت هم برایم نیشتر شده بود و بثوره ی جراحتم را به خونریزی انداخته بود !!!) (تو چه خوب شد نشنیدی که فرزندانت فریاد وای مادر بلند کرده بودند ! تو را به بهشت زهرا دادم و مولایم دستش را به سویم دراز کرده بود تا تو را از من بگیرد !!!) (مادر دلسوخته و داغدارت بسیار شیون کرد چرا که روزگار زهر خود را به او چشانده بود ! و چمنی را که تو بهار کرده بودی ، پاییز آمد و هرچه گل و غنچه در آن بود را پژمرده کرد !!!) (قافله ی ما به چه جای بدی کوچید ؟ و چه زود هم بار و بنه اش را به مقصد رسانید ! تو به سن چهل سالگی نرسیدی و جوانمرگ شدی ! کاش من میرفتم که شصت و هفت سال دارم !)

لینک پست تصاویر خاطر انگیز از شهریار
لینک پست حیدربابایه
لینک پست سهندیه
لینک پست نامه شهریار و ثریا
لینک پست دستخط های استاد شهریار



مرتبط با : ایران * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : شهریار-شعر و ادب فارسی-شعر و ادب ترکی-شاعر ایران-در گذشت شهریار-محمدحسین بهجت تبریزی-مقبره الشعرا-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395
زمان : 01:40 ب.ظ
اجاره نشینی و وضعیت سخت جوانان
نظرات |

مستاصلی مستاجران
نرخ پایین سود سپرده بانکی تب بحران رهن خانه را بالا برد!


این مقاله را جهت درک بهتر وضعیت خانه دار شدن جوانان انتخاب کردیم. مسئولان از طرفی شعار ازدواج و توجه به جوانان حرف میزنند اما در عمل توجهی به ریشه ها و علل اصلی از هم پاشیدن خانواده ها ، ازدواج کمتر ، طلاق بیشتر و دیگر مشکلات جوانان ندارند. 

مسکن

وقتی خانه دار شدن یک زوج اینهمه مکافات دارد پس چرا انتظار افزایش ازدواج جوانان را داریم یا دارید؟!
نمونه ای که در نوشته زیر مربوط به اردبیل است ، مشکل بسیاری هم در تبریز و سایر شهرهای ایران است.  جالب است که اینهمه ساخت و ساز در شهرهایی مثل تبریز شده و خیلی از آن واحدها خالیست اما آنقدر فروش و رهن یا اجاره آن سنگین است که جوانان امروزی با این درآمد چندرغاز ، قادر نیستند تشکیل زندگی دهند!

برای این معضل مسکن مهری را اندیشیدند که بی مهر ماند و آنهایی هم که ساکن آن شدند حالا اکثرا پشیمانند.
مسئولان بجای شعارهای تکراری روزمره و کلید امید بدست گرفتن نمایشی فکری عملی بحال نسلی که آینده ایران را باید میساخت اما تبدیل به تهدید شدند، را کنند..!

اینهمه خانه فقط در اردبیل ولی چرا اجاره ها سنگین؟ چرا جوانان بی مسکن مانده اند؟!
شهر اردبیل


آرتاویل نیوز - فرزاد تقی زاده :  این روزها اگر به عنوان یک شهروند اجاره نشین جهت رهن یک واحد مسکونی به بنگاه های مشاور املاک فعال در سطح شهر اردبیل مراجعه کنید، با اولین سوال و جواب در این خصوص به هرچه عمیق تر شدن بحران نوظهوری در ارتباط با رهن خانه در بازار راکد این روزهای املاک اجاره ای پی می برید.

 ◀کمتر از دو ماه پیش بود که مسوولین و برنامه ریزان اقتصادی کشور از تصمیم دولت مبنی بر کاهش نرخ سود سپرده های بانکی تا 10 درصد خبر دادند. تصمیمی که به گفته مسوولان؛ با هدف و به بهانه پیشگیری از بالا رفتن نرخ سود وام های بانکی به منظور جلوگیری از افزایش قیمت تمام شده تولیدات داخلی و در نتیجه کمک به کاهش ریسک سرمایه گذاری در بخش تولید، اتخاذ شده است.

عکس پیوستی مربوط است به حوالی خیابان آذربایجان در اردبیل
خیابان آذربایجان اردبیل

◀نه تنها از زمان اعمال این قانون از سوی بانک مرکزی از اول تیرماه سال 95 تا به امروز هیچ نشانه امیدبخشی از احتمال تحقق اهداف تعیین شده به چشم نمی خورد، بلکه از سویی دیگر جامعه بزرگ و عمدتا جوان و آسیب پذیر اجاره نشین در سراسر کشور به خصوص در شهر اردبیل با معضل افزایش چند برابری اجاره بها و خودداری مالکان از واگذاری واحدهای مسکونی به صورت تمام رهن؛ دست و پنجه نرم می کنند.

◀در شرایطی که به دلیل عدم رضایت مالکان خانه ها برای دریافت رهن؛ حداقل بهای اجاره بهای یک واحد مسکونی معمولی در یک آپارتمان چند واحده در شهر اردبیل به 500 هزار تومان رسیده است، هم اجاره نشین به شکل جبران ناپذیری متضرر شده و هم بنگاه داران و مشاوران املاک از رکود و بی رونقی بی سابقه ای که در این بخش حاکم شده، شاکی و نگران هستند.

شبهای اردبیل

◀با وجود همه این مشکلات، قشر آسیب پذیر اجاره نشین اعتقاد دارند که نهادهای مسوول و دخیل در این حوزه آنها را در قبال این بحران جدی تنها گذاشته و اراده ای برای رفع آثار این بحران در بین مسوولان نمی بینند.

منبع Artawilnews.blogfa.com

لینک پست عیبی یوخ

لینک مجموعه پستهای ایران



مرتبط با : ایران * آرتاویل،اورمو،زنگان * انتقاد،پیشنهاد لینک
برچسب ها : مسکن جوانان-خانه اجاره در اردبیل-مشکلات جوانان اردبیل-اجاره نشینی-وام مسکن-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 18 شهریور 1395
زمان : 11:58 ب.ظ
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها




( تعداد کل صفحات: 31 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ