تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ایران
 

تبریز ویکی لینکلر

 
شهریار ایران
نظرات |

به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی  ...


بیست و هفتم شهریور روزی به یاد ماندنی و نام‌آشنا در تقویم رسمی کشورمان به حساب می‌آید، چراکه این روز سالروز درگذشت «سیدمحمدحسین بهجت تبریزی» مشهور به شهریار است، سالروز درگذشت این شاعر انقلابی و مردمی در تقویم رسمی ایران، به نام روز شعر و ادب ایران نامگذاری شده است.

سرزمین ایران در تمام اعصار، مهد پرورش و بالندگی شاعران و عارفان بسیاری بوده است. به جرأت می‌توان گفت که این سرزمین، موعود و قبله‌گاه بیشتر عارفان و سالکان در قرن‌های گذشته بود.

آذربایجان سرزمینی پرآوازه در عرصه فرهنگ و ادب است که از شمس تا شهریار را به عنوان ستارگانی ماندگار در ادبیات در خود جای داده و جلوه‌گری می‌کند.

شهریار

به روایت تاریخ، آذربایجان، محل پرورش شاعران نامی چون «قطران»، «خاقانی»، «نظامی»، «شیخ محمود شبستری»، «استاد سید محمد حسین شهریار»، «پروین اعتصامی» و یادآور جوشن اندیشه‌ای «مولانا» و «شمس تبریزی» و ظهور اسلام شناسان برجسته‌ای،«نظیر علامه امینی»، «علامه محمدحسین طباطبایی»، «علامه محمد تقی جعفری» و چهره‌های برجسته سیاسی و فرهنگی و آزادیخواهانی مانند، «ستارخان» سردار ملی و «باقرخان» سالار ملی، «شیخ محمد خیابانی» و سرزمین شهدای محرابی چون «آیت‌الله شهید مدنی» است. دانشمندان برجسته ای چون «پروفسور هشترودی»، «پروفسور عدل» و هنرمندانی مانند، «اقبال آذر» معروف به «سلطان آواز ایران» و «غلامحسین بیگچه خانی»، «فرنام» و پیشتازان تئاتر نوین ایران نیز از این دیار برخاسته‌اند.

استاد محمدحسین شهریار از جمله مشاهیر و مفاخر ارزشمند فرهنگ ادب ایران اسلامی است که در جایگاه برترین‌های شعر و ادب گهربار ایران جای دارد، بی‌تردید وی در قرن اخیر آئینه تمام‌نمای فرهنگ و هویت اصیل ایرانی است؛ استاد شهریار که برخاسته از خاک پاک آذربایجان است از منظرهای گوناگون نماد و سمبل هویت اصیل ایرانی مردم این خطه است؛ آذربایجان که همواره مدافع هویت و اصالت ایرانی و ایرانیان بوده است بزرگان و فرزانگان آن پرچمدار این جبهه دفاع بوده‌اند؛ استاد شهریار در شعر و ادب معاصر آذربایجان از جمله این فرزانگان است که با شعر و ادب به مصاف نبرد با بیگانگان و بیگانه‌گرایان آمد.

شهریار از برجسته‌ترین شاعران معاصر و از جمله مشاهیر و مفاخر ارزشمند و به همیشه به یاد ماندنی تاریخ، فرهنگ و ادب ایران زمین است که بدون شک این شاعر بزرگ در قرن حاضر به عنوان آئینه تمام‌نمای فرهنگ و هویت اصیل ایرانی اسلامی است.

به اعتقاد بسیاری از بزرگان این عرصه، مهم‌ترین ویژگی و امتیاز شهریار نسبت به سایر شعرای بزرگ در این است که اشعارش بیان ساده، روان و جاذبه کلام دارد که مورد توجه خاص و عام بود. از کودکان روستایی که حیدر بابا را زمزمه می‌کنند تا فرهیختگان که در دقایق و لطایف اشعار وی به تفحص می‌پردازند، مسحور زیبایی و لطافت کلام شهریار می‌شوند، از این رو شعر او برای همگان قابل فهم و اثرگذار است. 

آرامگاه شهریار

قبر شهریار

* غزل معروف شهریار، علی ای همای رحمت
‏این شاعر پرآوازه کشورمان در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی و شعر نوِ نیمایی تبحر داشت؛ از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» اشاره کرد.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را //  که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین // به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند // چو علی گرفته باشد سر چشمه ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ //  به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن //  که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من // چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب //  که علم کند به عالم شهدای کربلا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت // متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

شعر علی

حیدر بابایه سلام؛ یک شعر استثنایی

...؛ ولی آنچه که از شهریار در شعر فارسی می‌بینیم، او را در ردیف یکی از بزرگترین شعرای زمان ما قرار می‌دهد؛ مطلب دومی که در مورد شاعری شهریار باید گفت، یک چیز بالاتر از این است و آن این است که می‌شود گفت که شهریار یکی از بزرگترین شاعران همه‌ دوران‌های تاریخ ایران است و آن به لحاظ «حیدر بابایه سلام» است. «حیدر بابایه سلام» یک شعر استثنایی است. همه‌ خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست. یعنی روانی، صفا، ذوق و دیگر خصایصی که مربوط به شعر است، همه در «حیدر بابایه سلام» جمع شده است. لکن علاوه بر اینها، ویژگی دیگری هم در «حیدر بابایه سلام» هست و آن این است، که در این شعر که تصویری از سابقه‌ی ذهنی خود شاعر است، مطالب بسیار حکمت‌آمیز وجود دارد. با این حساب، می‌توان شهریار را یک حکیم به حساب آورد. پایه‌ی شعر «حیدر بابایه سلام» به نظر ما خیلی بالاست».

ناگفته نماند، شهریار با منظومه ماندگار حیدربابا که با شاه بیت«حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا ـ سئل لر سولار شاققیلدیوب آخاندا» آغاز می‌شود؛ شهرت جهانی پیدا کرد، به طوری که در حال حاضر این اثر مهم ادبی ترکی آذربایجانی به بیش از 90 زبان در جهان ترجمه شده است.

حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا

سئللر، سوللر شاققیلدیب آخاندا

قیزلار اونا صف باغلاییب باخاندا

سلام اولسون شوکتیزه ائلیزه

منیم ده بیر آدیم کلسین دیلیزه

* حیدربابایه سلام؛ سند زنده تاریخ یک روستا

البته این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت و آن اینکه، این اثر در 125 بند، با 625 مصراع نوشته شده است، از این حیث می‌گویند، «حیدربابایه سلام» سند زنده تاریخ یک روستا است که شهریار در آن با قلبی پاک و نیتی صادق، با ساده‌ترین شکل و در عین حال ادبی‌ترین حالت از خویشان و آشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه‌ها و زمین‌ها و صخره‌هاى اطراف خشکناب نام می‌برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى‌بخشد.

حیدربابا، کهلیک لروْن اوچاندا

کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب، قاچاندا

باخچالارون چیچکلنوْب، آچاندا

بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله

آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله


حیدربابا


* شناخت وظیفه‌ تاریخی خود؛ درخشان‌ترین هنر شهریار

با این وجود سخن پایانی این گزارش را با پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت استاد شهریار به پایان می‌رسانیم:

« در ده سال آخر عمر، این مرد بزرگ و این شاعر کهن، با دلی جوان و لبالب از شوق و احساس و با درک وظیفه بزرگ شاعر دوران انقلاب، همه‌ی سرمایه‌ی عظیم ذوق و هنر خود را در خدمت هدف و راهی گذاشت که کشور او و مردم او برگزیده و برای آن تن به فداکاری داده بودند. او انقلاب را و جهاد و شهادت را در شعر روان و روشن خود سرود و برترین مضمون دوران عمر بابرکت خود را در بخش پایانی شعر خویش گنجانید. او پیام انقلاب اسلامی را با دلی بنوشید که از کودکی به پیام قرآن گوش سپرده و در دهه‌های آخر عمر، در اسرار و معارف آن به غور و تدبیر پرداخته بود. او عاشق قرآن بود و قرآن مجسّم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مشاهده می‌کرد، از آن رو خود را در خدمت انقلاب خواست و گذاشت و به مردمی که جان در گروی آن نهاده بودند پاسخ مثبت داد. درخشان‌ترین هنر شهریار آن است که وظیفه‌ تاریخی خود را شناخت و با همه‌ وجود و به کمال خلوص به آن عمل کرد».


شعر

*به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی

استاد شاعرى که سال‌ها با یکه‌تازى در میدان توحید و وادى عرفان ثمره اشعارش هم اکنون زینت‌بخش محافل خاص و عام ماست. رند پیر عالم‌سوزى که هبه شهریاری‌اش را از کف عطاى خواجه شیراز برگرفته بود و همچون مراد خود زمزمه غزل‌هایش عشق را در رگ‌ها به جوش مى‌آورد، گرانقدرى که غزل «على اى هماى» رحمتش او را فارغ از زمان و مکان کرد و در ابتداى ابد و انتهاى ازل جایش داد.

امروزه در پهن دشت سرزمین ایران کمتر جایی را می‌توان یافت که نام و نشانی از سروده‌های شهریار در آن نباشد و شمار اندکی از مردم باسواد را می‌توان دید که بیتی، قطعه‌ای و غزلی از شهریار را بر لوح خاطر نسپرده باشند و این نشانه‌ای است از نفوذ معنوی کلام شاعر بر سراچه دل آشنا و بیگانه.

نام «شهریار» فرزند نامدار تبریز سال‌هاست که از مرزهای ایران گذشته و در چهار گوشه گیتی هر جا که از ادب و زبان سخن می‌رود از لاهور و کشمیر و پیشاور و کراچی تا مدرسه السنه شرقیه پاریس و مکتب شرقی و‌ آفریقایی، از فرانکفورت و ... تا راهروهای دانشگاه هاروارد، زبانزد پارسی شناسان است و دیر زمانی است که نام شهریار با حدیث ادب معاصر ایران عنای بر عنای می‌رود و شعر با دیوان و‌ آثار شهریار پیوند استوار و ناگسستنی دارد.

امروز به جرأت می‌توان گفت «شهریار» از برجسته‌ترین مظاهر جهان شعر و پر فروغ‌ترین ستارگان آسمان ادب ایران به شمار می‌رود و آنان که ادبیات شیرین را نیک می‌شناسند وی را نظامی، سعدی و حافظ امروز می‌خوانند و آثار وی را از نظر رعایت نکات اخلاقی، عرفانی و برانگیختن غرور ملی،حسن میهن پرستی و نوعدوستی گل سرسبد ادبیات معاصر می‌دانند.

ولیکن آنچه در این میانه گفتنی است، این است که «شهریار» نیز به مانند هر انسان اندیشه‌ورز در راستای آفرینش‌های هنری خود با افت و خیزهایی روبرو بوده و در گذرگاه حیات خویش فراز و نشیب‌های بسیاری را دیده و از پیچ و خم‌های دور و درازی گذشته تا راه خود را در جهت حرکت استکمالی و خلق آثار و سروده‌هایی جاودانه و ماندگار یافته است.

استاد ملک‌الشعرای بهار او را بداعت شاعری نه تنها افتخار ایران بلکه افتخار عالم شرق می‌داند.


شعر و ادب

بهجت تبریزی

ایران شهریار، شهریار ایران

توجه شهریار به عنوان یک ایرانی دوستدار وطن، به شعر ترکی، تنها از راه عشق به احیای زبان مادری بوده است. پس توان گفت که چهره ادبی شهریار از دو نیم‌رخ شعر فارسی و شعر ترکی آذری تشکیل یافته است. هر دو سوی این نیم‌رخ‌ها، صورت زیبا و دلنشین «شهریار ایران» را تشکیل می‌دهند.

 یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های شهریار که موجب شده آثارش در میان شاعران معاصر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار باشد، استقرار او در جایگاه بزرگ‌ترین شاعران دو زبانه تاریخ ادبیات ایران است. شهریار که از سلسله شاعران فارسی‌گوی آذربایجان است، به دلیل تسلط ماهرانه به زبان فارسی و پیوند آن با ظرایف آذری، شایسته دریافت عنوان فوق شده است. در این میان دیوان شهریار منبع مهم و قابل توجهی برای بازتاب عاطفه‌های میهنی اوست. شهریار در جای جای آثارش از مقام میهن یاد می‌کند و مقام ایران را گرامی می‌دارد.

بخش قابل توجهی از سروده‌های شهریار، مربوط به آن دسته اشعاری است که در آنها، عواطف میهنی و دلدادگی شاعر به ساحت مقام میهن متجلی شده است.


مقبره

خانه شهریار


وطن شاعر برابر ایران در شعر او از جایگاه والایی برخوردار است و اگرچه گستره‌ ارادت سلطان غزل معاصر به آستانه این وطن به سالیان دوره حاکمیت هخامنشیان و کوروش باز می‌گردد، منتهی به خوبی پیداست که علاقه و شیفتگی شهریار به ایران پس از اسلام، بسیار مشعوفانه است. به عبارتی گاهی گذشته‌های بسیار دور توجه شاعر را به خویش می‌خواند و او را مفتون عظمت و شکوه دوران باستان می‌سازد، اما با یادآوری این‌که ایران با آغوش باز و سویدای دل، دین اسلام را پذیرفت، بر ایرانی و مسلمان بودن خویش می‌بالد و نیش دوری از آن عظمت ظاهری با مشاهده نوش صبغه اسلامی ایران فراموش می‌کند.

یک نکته بسیار مهم پیرامون اشعار میهنی شهریار، توجه او به اسلامیت ایران است. به جرأت می‌توان گفت وطن در اندیشه شهریار و در وادی شعرهای او، رنگ و بوی کاملاً شیعی دارد. در نظام فکری و ادبی شهریار، مذهب ایرانی مساوی اسلام و ایران مذهبی مساوی ام‌القرای اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ پر واضح است که قالب قصیده و مثنوی بیش از ظرف غزل، مجال انعکاس چنین ایده‌های اجتماعی را دارد. در شعر شهریار هم، اگر غزل بیش از همه، در خدمت اشعار عاشقانه و گاهی عارفانه او قرار گرفته، این قصیده‌ها و مثنوی‌های اوست که منعکس کننده دیدگاه‌های اجتماعی و گاهی سیاسی او گردیده است

* نگارندگان: موسی کاظم‌زاده و وحید زینالی


دوربین شما، آرامگاه استاد شهریار در تبریز
[http://www.aparat.com/v/s3Ha8]

زمان سسی ( با ترجمهٔ فارسی)


صبح اولدی هر طرفدن اوجالدی اذان سسی!

گـــویا گلیــــر ملائـکه لــــردن قــــرآن سسی!!!

بیر سس تاپانمیـــرام اونا بنزه ر، قویون دئییم:

بنزه ر بونا اگـر ائشیدیلسیدی جـــان سسی !!!

سانکی اوشاقلیقیم کیمی ننیمده یاتمیشام ...!

لای لای دئییر منه آنامیـــن مهربـــان سسی !

سـانکی سفرده یم اویادیــرلار کی دور چاتاخ!

زنگ شتر چالیر ، کئچه رک کـــاروان سسی!!!

سانکی چوبان یاییب قوزونی داغدا نی چالیر !

رؤیا دوغـــور قوزی قولاغیندا چوبـــان سسی !!!

جسمیم قوجالسادا هله عشقیم قوجالمیوب

جینگیلده ییـر هله قولاغیمدا جـــوان سسی !

سانکی زمان گوله شدی منی گوپسدی یئره

شعریم یازیم اولوب ییخیلان پهلـــوان سسی !!!

آخیر زماندی بیر قولاق آس عرشی تیتره دیـر ...

ملت لرین هــارای ، مددی ، الامـــان سسی !!!

انسان خـزانی دیر تؤکولور جـان خزه ل کیمی

سازتک خزه ل یاغاندا سیزیلدار خزان سسی !!!

قیرخ ایلدی دوستاغام قالا بیلمز او یاغلی سس ...

یاغ سیز سادا قبـول ائله مندن یــاوان سسی !

من ده سسیم اوجالسا گرک دیر ،یامان دئییم ...

ملت آجیخلی دی اوجـــالیبدی یامـان سسی !!!

دولدور نواره قوی قالا ، بیــر گون ، بـو کؤرپه لر

آلقیشلاسینلا ذوق ایله بیزده ن قالان سسی !

مقناطیس اولسـا سسده چکر ، انقلابــــدا باخ !

آزادلیـق آلــدی سرداریمیــن قهرمــان سسی !

انسان قوجالمیش اولسا ،قولاخلار آغیرلاشار

سانکی یازیق قولاخدا ،گورولدور زمان سسی !

با خ بیر درین سکوته سحر ، هانسی بیر نــوار

ضبــط ایلیـه بیلـــر بئله بیــر جــــاودان سسی ؟

سانجیــر منی بو فیشقا چالانلاردا " شهریـــار " !!!

من نیله ییم کی فیشقـایا بنزه ر ایلان سسی ؟!!!

(صبح شد و از هر سمت ، صدای اذان بلند شد ! گویا که از فرشتگان ، صدای قرآن می آید !!! صدایی مثل آن نمی یابم ، بگذارید بگویم که اگر صدای جان شنیده می شد ، به آن شبیه بود !!!) (گویا بسان دوران کودکیم که در گاهواره آرمیده ام ، صدای مهربان مادرم برایم لالایی می گوید ! یا اینکه در سفر هستم و بیدارم می کنند که برخیز تا به مقصد برسیم ! زنگ شتر نواخته می شود که کاروان دارد عبور می کند !!!) (یا اینکه چوپان ، گوسفندان را پراکنده است و در کوه نی می زند و این صدای چوپان در گوش گوسفندان رویا می آفریند !!! اگر جسمم هم پیر شده باشد ، هنوز عشقم پیر نشده است ! و در گوشم هنوز صدای جوانی طنین انداز است !!!) (یا اینکه زمان با من کشتی گرفته و مرا به زمین کوبیده است ! و شعر و نوشته هایم همانند صدای پهلوان به زمین خورده است !!! آخرالزّمان شده و گوش فرا دهید که فریاد کمک خواهی مردم ، عرش را به لرزه درمی آورد !!!) (پاییز انسانی است و جان ها همانند برگ پاییزی به زمین می ریزند ! برگ های پاییزی وقتی می ریزند ، پاییز همانند ساز ، ناله سر می دهد ! چهل سال است که زندانی ام و دیگر آن صدای مؤثر باقی نمی ماند ! اگر صدای من بی تأثیر هم باشد ، تو این صدای کم ارزش را از من قبول فرما !!!) (اگر صدای من هم بلند شود ، باید که فحش بدهم ... مردم گرسنه اند و صدای بد و بیراه بلند شده است !!! این صدا را در نواری ذخیره کنید تا این کودکان ، روزی با شوق تمام به استقبال این صدای از ما به یادگار مانده بروند !!!) (اگر در صدا جاذبه وجود داشته باشد ، انسان را به سوی خود جلب می کند ! ببینید که در انقلاب ، صدای سردار قهرمان ما ، آزادی را به ارمغان آورد !!! اگر انسان پیر شود ، گوشهایش سنگین می شوند ! و گویا در این گوش بیچاره ، صدای زمان غرّش می کند !!!) (هنگام سحر ، به این سکوت ژرف بنگر که کدامین نوار میتواند این صدای جاودان را ضبط نماید ؟!!! شهریارا ! این سوت زن ها مرا نیش می زنند ! من چه کنم که صدای مار به صدای سوت شباهت دارد ؟!!!)


مستند استاد بهجت تبریزی شهریار شعر ایران
[http://www.aparat.com/v/qTtLH]


انس و جن ( با ترجمهٔ فارسی)

بار الاها سن بیزه وئر بو شیاطین دن نجات

اینسانین نسلین کسیب ، وئر اینسه بو جین دن نجات

بیزدن آنجاق بیر قالیرسا ، شیطان آرتیب مین دوغوب

هانسی رؤیا ده گؤروم من ، بیر تاپا مین دن نجات

بئش مین ایلدیر بو سلاطینه گرفتار اولموشوق

دین ده گلدی ، تاپمادیق بیز بو سلاطین دن نجات

بیر یالانچی دین ده اولموش شیطانین بیر مهره سی

دوغرو بیر دین وئر بیزه وئر بو یالان دین دن نجات

هر دعا شیطان ائدیر ، دنیا اونا آمین دئییر

قوی دعا قالسین ، بیزه سن وئر بو آمین دن نجات

ارسینی تندیرلرین گوشویلاریندا اویناییر

کیمدی بو گودوشلارا وئرسین بو ارسیندن نجات

یا کرم قیل ، کینلی شیطانین الیندن آل بیزی

یا کی شیطانین اؤزون وئر بیرجه بو کین دن نجات

اؤلدورور خلقی ، سورا ختمین توتوب یاسین اوخور

بار الاها خلقه وئر بو حوققا یاسین دن نجات

دینه قارشی ( بابکی – افشینی ) بیر دکان ائدیب

بارالاها دینه ، بو بابکدن ، افشین دن نجات

( ویس و رامین ) تک بیزی رسوای خاص و عام ائدیب

ویس ده اولساق ، بیزه یارب بو رامین دن نجات

شوروی دن ده نجات اومدوق کی بیر خئیر اولمادی

اولماسا چای صاندیقیندا قوی گله چین دن نجات

من تویوق تک ، اؤز نینیمده دوستاغام ایللر بویو

بیر خوروز یوللا تاپام من بلکی بو نین دن نجات

« شهریارین » دا عزیزیم بیر توتارلی آهی وار

دشمنی اهریمن اولسون ، تاپماز آهین دن نجات


ترجمهٔ فارسی
بار خدایا تو ما را از چنگ این شیاطین نجات بده
نسل انسان را بریده : انسان را از چنگ این جن نجات بده
از ما اگر یکی می ماند ، شیطان هزار می زاید و اضافه می شود
در کدام رویا می توانم ببینم ، که یک از چنک هزار نجات یابد
پنج هزار سال است که گرفتار این سلاطین شده ایم
دین هم آمد ، از چنگ سلاطین نجات پیدا نکردیم
یک دین دروغین هم یکی از مهره های شیطان شده است
دینی حقیقی به ما بده ، ما را از این دین دروغین نجات بده
هر دعائی که شیطان می کند ، دنیا آمین می گوید
بگذار دعا بماند ، تو به ما را از چنگ آمین نجات بده
کارد ( تنورشان ) داخل کوزه شان می رقصد
کیست که این کوزه ها را از چنگ کارد تنور نجات دهد
یا کرم کن ، از چنگ شیطان کینه توز نجاتمان بده
یا که خود شیطان را از چنگ این کین نجات بده
مردم را می کشد ، سپس برایش ختم گرفته و یاسین می خواند
بار خدایا خلق را از چنگ این یاسین و حقه نجات بده
در مقابل دین ( بابک و افشین ) را بهانه قرار داده
بار خدایا دین را ، از چنگ ( بهانه ) بابک و افشین نجات بده
مانند ( ویس و رامین ) ما را رسوای خاص و عام کرده است
ویس هم باشیم ، یارب ما را از چنگ رامین نجات بده
امید نجات از شوروی داشتیم که خیری ندیدیم
یکباره بگذار در صندوقچه چای از کشور چین نجات بیاید
من مانند مرغی ، سالهاست که در لانه خود زندانیم
خروسی بفرست تا بلکه از این زندان نجات یابم
عزیز من « شهریار » هم آهی پر اثر دارد
دشمنش اهریمن هم باشد نمی تواند از آه او نجات یابد

مستند ترکی درباره شهریار در تبریز Shahriyar documentary
[http://www.aparat.com/v/RjgVA]


عزیزه ( با ترجمهٔ فارسی)
قطعه شعر زیبایی از استاد محمّد حسین بهجت تبریزی "شهریار" در رثای همسر مرحومه اش عزیزه خانم که در سنین جوانی بر اثر سکته ی قلبی در تهران دار فانی را وداع گفت و در گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

نه ظریف بیر گلیــــــن عزیزه سنی

منه لایق تــــــــاری یــــاراتمیشدی !

بیر ظریف روحه بیر ظریف جسمی

ازدواج قدرتیـــــــــله قـــــاتمیشدی !!!

عشقیمین بولبولی سنی دوتموش

هرنه دونیـاده گول وار ، آتمیشدی

سانکی دوستاق ایکن من آزاددیم

ائله عشقون منی یاهـــاتمیشدی !

سؤیدوگیم سانکی هم نفس اولالی

قفسیمدن منی چیخـــارتمیشدی

جنّت ائتمیــش منیم جهنّمی می

یانماسین یاخماسین آزاتمیشدی

قــــاراگون قارقاسی قونـاندا منیم

آغ گونوم وارســـادا قــاراتمیشدی

آدی بـــــاتمیش اجل گلنده بیـــزه

من آییم چیخدی گونده باتمیشدی

سارالیب گون شافاخدا قان چناغین

قورخودان تیتره ییب جالاتمیشدی

قارا بایگوش چـالاندا آغ قوشومی

زعفران تک منی ســـاراتمیشدی

کور قضــــا ئوز یولـــون گئدن وقته

چـــاره نین یوللارین داراتمیشدی

نه قدر اوغدوم آچمــادین گؤزیوی

گؤز سکوت ابدله یـــــــاتمیشدی

او آلا گؤز اویـــــانمادی کی منیم

بختیمی مین کره اویـــاتمیشدی

داهــــا کیپریکلرون اولـــوب نشتر

یارامین کؤزمه سین قاناتمیشدی

سن نه یاخشی ائشیتمدون بالالار

آنا وای ناله سین اوجــاتمیشدی

سنی وئردیم بهشت زهــــــرایه

منه مولا الیـــــن اوزاتمیــــشدی

اورگی دوغرانان آنـان مه له دی

دونیـــــا زهرین اونا یالاتمیشدی

سن باهار ائتدیگون چمنده خزان

هرنه گول غونچه وار سوزاتمیشدی

نه یامان یئرده کؤچدی کروانیمیز ؟

نه یئیین یوک یاپین دا چاتمیشدی

قیرخا سن یئتمه دون جاوان گئتدون

من گئدیدیم کی یئتدیم آتمیشدی

قوجا وقتیمده بو قـــــارا بختیـــم

منی قول تک بلایه ساتمیشدی !!!

(عزیزه ! خداوند تو را یک عروس ظریف که لایق من بود خلق کرده بود ! و ازدواج یک روح ظریف را با قدرت به یک جسم ظریف پیوند داده بود !!!) (بلبل عشقم هر چه گل در دنیا بود را رها کرده بود و تنها تو را انتخاب کرده بود ! عشقت بقدری مرا بیخود کرده بود که گویا من از زندان در حال رها شدن بودم !) (گویا آنکه او را دوست داشتم با من هم نفس شده و از قفسم خارج کرده بود ! و دوزخ مرا مبدّل به بهشت نموده و آتش و سوزاندنش را کاسته بود !) (کلاغ سیاه بختی من وقتی به پرواز درآمد ، اگر روز سپیدی هم داشتم آنرا سیاه کرده بود ! مرگ که اسمش محو شود وقتی به منزل ما پا گذارد ، ماه من درآمده و خورشید هم غروب کرده بود !!!) (خورسید زرگون شده و آتشدان خونینش در شفق از ترس افتاده و پخش شده بود ! و جغد سیاه زمانیکه پرنده ی سپید مرا شکار کرده بود ، مرا بسان زعفران زردگون کرده بود !!!) (سرنوشت نابینا زمانیکه راه خود را طی میکرد ، راههای چاره و تدبیر را تنگ کرده بود ! و هر اندازه نوازشت کردم ، چشمهایت را باز نکردی و چشمهایت در سکوت ابدیّت خفته بودند !!!) (آن نگار زیبا چشم که بخت مرا هزاران بار بیدار کرده بود ، از خواب برنخواست ! و دیگر مژه هایت هم برایم نیشتر شده بود و بثوره ی جراحتم را به خونریزی انداخته بود !!!) (تو چه خوب شد نشنیدی که فرزندانت فریاد وای مادر بلند کرده بودند ! تو را به بهشت زهرا دادم و مولایم دستش را به سویم دراز کرده بود تا تو را از من بگیرد !!!) (مادر دلسوخته و داغدارت بسیار شیون کرد چرا که روزگار زهر خود را به او چشانده بود ! و چمنی را که تو بهار کرده بودی ، پاییز آمد و هرچه گل و غنچه در آن بود را پژمرده کرد !!!) (قافله ی ما به چه جای بدی کوچید ؟ و چه زود هم بار و بنه اش را به مقصد رسانید ! تو به سن چهل سالگی نرسیدی و جوانمرگ شدی ! کاش من میرفتم که شصت و هفت سال دارم !)

لینک پست تصاویر خاطر انگیز از شهریار
لینک پست حیدربابایه
لینک پست سهندیه
لینک پست نامه شهریار و ثریا
لینک پست دستخط های استاد شهریار



مرتبط با : ایران * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : شهریار-شعر و ادب فارسی-شعر و ادب ترکی-شاعر ایران-در گذشت شهریار-محمدحسین بهجت تبریزی-مقبره الشعرا-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395
زمان : 01:40 ب.ظ
اجاره نشینی و وضعیت سخت جوانان
نظرات |

مستاصلی مستاجران
نرخ پایین سود سپرده بانکی تب بحران رهن خانه را بالا برد!


این مقاله را جهت درک بهتر وضعیت خانه دار شدن جوانان انتخاب کردیم. مسئولان از طرفی شعار ازدواج و توجه به جوانان حرف میزنند اما در عمل توجهی به ریشه ها و علل اصلی از هم پاشیدن خانواده ها ، ازدواج کمتر ، طلاق بیشتر و دیگر مشکلات جوانان ندارند. 

مسکن

وقتی خانه دار شدن یک زوج اینهمه مکافات دارد پس چرا انتظار افزایش ازدواج جوانان را داریم یا دارید؟!
نمونه ای که در نوشته زیر مربوط به اردبیل است ، مشکل بسیاری هم در تبریز و سایر شهرهای ایران است.  جالب است که اینهمه ساخت و ساز در شهرهایی مثل تبریز شده و خیلی از آن واحدها خالیست اما آنقدر فروش و رهن یا اجاره آن سنگین است که جوانان امروزی با این درآمد چندرغاز ، قادر نیستند تشکیل زندگی دهند!

برای این معضل مسکن مهری را اندیشیدند که بی مهر ماند و آنهایی هم که ساکن آن شدند حالا اکثرا پشیمانند.
مسئولان بجای شعارهای تکراری روزمره و کلید امید بدست گرفتن نمایشی فکری عملی بحال نسلی که آینده ایران را باید میساخت اما تبدیل به تهدید شدند، را کنند..!

اینهمه خانه فقط در اردبیل ولی چرا اجاره ها سنگین؟ چرا جوانان بی مسکن مانده اند؟!
شهر اردبیل


آرتاویل نیوز - فرزاد تقی زاده :  این روزها اگر به عنوان یک شهروند اجاره نشین جهت رهن یک واحد مسکونی به بنگاه های مشاور املاک فعال در سطح شهر اردبیل مراجعه کنید، با اولین سوال و جواب در این خصوص به هرچه عمیق تر شدن بحران نوظهوری در ارتباط با رهن خانه در بازار راکد این روزهای املاک اجاره ای پی می برید.

 ◀کمتر از دو ماه پیش بود که مسوولین و برنامه ریزان اقتصادی کشور از تصمیم دولت مبنی بر کاهش نرخ سود سپرده های بانکی تا 10 درصد خبر دادند. تصمیمی که به گفته مسوولان؛ با هدف و به بهانه پیشگیری از بالا رفتن نرخ سود وام های بانکی به منظور جلوگیری از افزایش قیمت تمام شده تولیدات داخلی و در نتیجه کمک به کاهش ریسک سرمایه گذاری در بخش تولید، اتخاذ شده است.

عکس پیوستی مربوط است به حوالی خیابان آذربایجان در اردبیل
خیابان آذربایجان اردبیل

◀نه تنها از زمان اعمال این قانون از سوی بانک مرکزی از اول تیرماه سال 95 تا به امروز هیچ نشانه امیدبخشی از احتمال تحقق اهداف تعیین شده به چشم نمی خورد، بلکه از سویی دیگر جامعه بزرگ و عمدتا جوان و آسیب پذیر اجاره نشین در سراسر کشور به خصوص در شهر اردبیل با معضل افزایش چند برابری اجاره بها و خودداری مالکان از واگذاری واحدهای مسکونی به صورت تمام رهن؛ دست و پنجه نرم می کنند.

◀در شرایطی که به دلیل عدم رضایت مالکان خانه ها برای دریافت رهن؛ حداقل بهای اجاره بهای یک واحد مسکونی معمولی در یک آپارتمان چند واحده در شهر اردبیل به 500 هزار تومان رسیده است، هم اجاره نشین به شکل جبران ناپذیری متضرر شده و هم بنگاه داران و مشاوران املاک از رکود و بی رونقی بی سابقه ای که در این بخش حاکم شده، شاکی و نگران هستند.

شبهای اردبیل

◀با وجود همه این مشکلات، قشر آسیب پذیر اجاره نشین اعتقاد دارند که نهادهای مسوول و دخیل در این حوزه آنها را در قبال این بحران جدی تنها گذاشته و اراده ای برای رفع آثار این بحران در بین مسوولان نمی بینند.

منبع Artawilnews.blogfa.com

لینک پست عیبی یوخ

لینک مجموعه پستهای ایران



مرتبط با : ایران * آرتاویل،اورمو،زنگان * انتقاد،پیشنهاد لینک
برچسب ها : مسکن جوانان-خانه اجاره در اردبیل-مشکلات جوانان اردبیل-اجاره نشینی-وام مسکن-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 18 شهریور 1395
زمان : 11:58 ب.ظ
ترکهای بیجار و قروه استان کردستان
نظرات |

مناطق تُرک نشین و آذربایجانی استان کُردستان


از همینجا سلامی داریم به ترکهای همزبان در استان کردستان و امیدواریم به مسائل و خواسته های این مردم شریف توجه بیشتر و تبعیض ها رفع شوند تا اقوام در کنار هم براحتی زندگی کنند.

یکی از استان هایی که با وجود نام گمراه کننده آن، جمعیت قابل توجهی از ترکان آذربایجانی در برخی از شهرستان های آن سکونت داشته و از لحاظ تاریخی نیز، جزئی از جغرافیای به هم پیوسته سرزمین آذربایجان در این سوی آراز (ارس) میباشند، استان کردستان در جنوب استان آذربایجان غربی میباشد که با توجه به آمار و ارقام رسمی و غیر رسمی نزدیک به 30% از جمعیت این استان را ترک های آذربایجانی تشکیل میدهند.

مردم کردستان


ترکان در گستره جغرافیافی عظیمی از ایران سکونت داشته و در اکثر استان های کشور شاهد حضور پررنگ تیره ای از اقوام ترک میباشیم. به گونه ای که به جز معدود استان هایی چون سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و … در سایر استان های کشور اقوام ترک اعم از آذربایجانی، قشقایی، خلج، ترکمن و … سکونت داشته و این موضوع نیز بی‌شک به ریشه و تاریخ هزاران ساله ترکان در ایران باز میگردد چرا که لازمه وجود چنین گستره جغرافیایی عظیمی، داشتن پیشینه تاریخی هزاران ساله و تمدن و فرهنگی غنی و متعالی میباشد.
اما یکی از استان هایی که با وجود نام گمراه کننده آن، جمعیت قابل توجهی از ترکان آذربایجانی در برخی از شهرستان های آن سکونت داشته و از لحاظ تاریخی نیز، جزئی از جغرافیای به هم پیوسته سرزمین آذربایجان در این سوی آراز (ارس) میباشند، استان کردستان در جنوب استان آذربایجان غربی میباشد که با توجه به آمار و ارقام رسمی و غیر رسمی نزدیک به ۳۰% از جمعیت این استان را ترک های آذربایجانی تشکیل میدهند.

مناطق ترک نشین و بخشهای آذربایجانی در استان کردستان، اساسا در دشتهای گسترده منطقه شرقی و شمال شرقی آن، شامل بخش عمده دو شهرستان بیجار، قروه و بخشهای کوچکی از شمال شهرستانهای سقز و دیواندره میباشد(منطقه گروس). این نواحی از دیرباز ترک نشین، ادامه و بخشی از ناحیه پیوسته ترک نشین شمال غرب کشور و جزئی از سرزمین تاریخی آذربایجان میباشند که در اثر بازی با تقسیمات اداری توسط مرزهای استانی، از مناطق مجاور ترک نشین در استانهای همسایه آذربایجانی (آذربایجان غربی، زنجان و همدان) جدا شده و در داخل استان جدید التاسیس کردستان قرار داده شده اند.
امروزه اقلا یک چهارم تا یک سوم اراضی استان کردستان را نواحی ترک نشین و آذربایجانی مذکور تشکیل میدهد. اکثریت مطلق شهرستان بیجار ترک نشین و از دیرباز متعلق به آذربایجان تاریخی است. شهرستان قروه نیز با جدا کردن دهها مرکز جمعیتی آذربایجان تاریخی و الحاق آن به استان کردستان بوجود آمده است.

کردستان

در استان کردستان علاوه بر مناطق فعلا ترک نشین و آدربایجانی مذکور، دو گروه دیگر مراکز جمعیتی ترک نیز وجود دارند:
الف- مراکزی که به صورت جزایر منفرد زبانی و پراکنده ترک نشین، در دریایی از همتبارهای کرد و لر و لک قرار دارند. اینگونه جزایر زبانی ترکی علاوه بر سه شهرستان فوق، در دیگر شهرستانهای کردستان نیز یافت میشوند.
ب- مناطق سابقا ترک نشین که به مروز زمان و با مهاجرت کردها و خروج ترکان بومی به دیگر مناطق، و گسترش ناحیه کردنشین و نیز تغییر زبان اهالی از ترکی به کردی به صورت کردنشین در آمده و به طور تقریبی قسمت شرقی خط سقز -دیواندره-سنندج را شامل است. امروزه اسامی ترکی جغرافیائی باقیمانده در استان کردستان که نزدیک به ٨٠- ٩٠ در صد اسامی جغرافیائی این استان را شامل میشود، تنها یادگار حضور خلق ترک در این مناطق آدربایجانی سابقا ترک نشین است.


١-بایجار (بیجار، بیجر): كلمه ای تركی برگرفته از نام یكی از فرماندهان دوره امپراتوری تركی سلجوقی در این منطقه از آزربایجان و به معنی شخص قدرتمند و ثروتمند.

٢-قوروا (قروه، قروا، قوربا): كلمه ای تركی به معنی نهال نو، برگ تازه جوانه زده، همریشه با كلمه كؤرپه معاصر؛ نیز ظرفی چرمی برای حمل آب. قوروا به زبان مغولی به معنی عدد سه است.

٣-ساققیز (سقز، ساغیز): كلمه ای تركی به معنی صمغ به مناسبت وجود درختان ون (حبه الخضر) در اطراف این شهر.

٤-سونقور (سنقر، سونقار، ....): كلمه ای تركی برگرفته از نام یكی از فرماندهان دوره امپراتوری تركی سلجوقی در منطقه و به معنی نوعی باز و عقاب درشت و نیرومند.


در دوره زندیان ایران - علی مراد خان زند: قلمرو علیشکر (همدان، ساوه، اراک، یک دوم کردستان، یک سوم کرمانشاه،...) و قراباغ و شیروان و گنجه و نخجوان جز ولایت آذربایجان در ایران است 


نگاهی بر تاریخ و احوالات منطقه گروس:

منطقه گروس در ۱۳۲۵ شمسی همزمان با شکست « فرقه دموکرات آذربایجان» و تشدید فشارهای حکومت پهلوی به مردم آذربایجان، از استان چهارم « آذربایجان غربی» منفک گردیده و به استان همدان واگذار گردید و نهایتاْ در ۱۳۳۷ با تشکیل استان کردستان، گروس به این استان ضمیمه شد و این در حالیست که با بررسی تاریخی مشخص میگردد که این منطقه همواره جزو  منطقه تاریخی آذربایجان بوده است.

استانی

استان چهارم یکی از ۱۰ استان‌ کشور  بود که در ۱۹ دی ۱۳۱۶ خورشیدی، ﺑﺎ اﺻﻼح ﻗﺎﻧﻮن ﺗﻘﺴﻴﻤﺎت کشوری به عنوان استان چهارم تعیین گردید. این استان شامل شهرهای خوی، رضائیه (اورمیه)، مهاباد، مراغه و بیجار می‌بود.

همچنین در منابع تاریخی ثبت شده است که، مردم  آذربایجانی گروس در جریان انقلاب مشروطه با ۳۰۰ سوار به یاری و کمک « ستارخان» و دیگر دلیران مشروطه آذربایجان شتافتند.


بیجار گروس (تبریز کوچک) آذربایجان:

بیجار گروس هم اینک وسیعترین و پرآب ترین منطقه استان کردستان میباشد و به انبار غله آذربایجان نیز مشهور بوده است. در این منطقه چهار رود پرآب به نامهای « قزل اوزن »، « قمچی چای» ، « اوزون دره»، « تلوار» وجود دارد. اکثر مردم این شهرستان مسلمان و ۹۰% شیعه و ۱۰% سنی هستند.

در سال ۱۲۹۶ ه.ق با قحطی بزرگی که در تبریز و آذربایجان به وقوع پیوست، در این هنگام بدستور « امیر نظام گروسی» حاکم وقت بیجار، دهها خروار گندم از گروس به تبریز منتقل گردید و مردم تبریز را از قحطی و مرگ رهانید به همین علت از این تاریخ به بعد « بیجار گروس» را حتی « تبریز کوچک» نیز نامیده اند.


ترک نشین

ریشه شناسی نام بیجار:

در برخی از کتب درسی جغرافیا و حتی سایت فرمانداری بیجار در خصوص وجه تسمیه بیجار گروس چنین آمده است: شبی ناصر الدین شاه قاجار در بیجار بوده است. قرار بود که فردای آن شب امر مهم یا حرف مهمی را به مردم بیجار بگوید ولی قبل از اینکه جارچی در شهر جار بزند مردم بیجار می فهمند به همین خاطر از این زمان به بعد این شهر را “بی جار= بدون جار” بیجار نامیدند.

به نظر شما اینگونه وجه تسمیه ها چه قدر پایه علمی و تاریخی دارد؟ تا چه اندازه مستند و مستدل می باشد؟ اصلا تا چه اندازه صحت دارد؟ دلیل آوردن اینگونه وجه تسمیه ها در خصوص بیجار چیست که اکنون نیز اکثریت مردم این منطقه این وجه تسمیه را در مورد شهرشان پذیرفته اند؟ مگر تا زمان ناصر الدین شاه این شهر بدون اسم بوده است؟ و یا اینکه همان شب این شهر به وجود آمده است؟ چه قضایایی در خصوص وجه تسمیه برخی از شهرهای ایران نهایتا آذربایجان وجود دارد و از کجا و با چه تفکرات و سیاست هایی نشات می گیرد؟ مگر می شود در خصوص بیجار که بیش از ۵ هزار سال قدمت دارد اینگونه ساده لوحانه و عوام فریبانه استدلال کرد؟ وجه تسمیه آورد؟ آیا اینگونه وجه تسمیه ها سطحی و از روی نادانی و نوعی تجاهل العارف نیست و دهها سوال دیگر…“بای جار= بیجار”:“بای جار= بی جار= بیجار”، علی رغم تمام وجه تسمیه هایی که در کتب تاریخی تحریف شده و مجعول که متاسفانه از منابع درسی و تحقیقی در ایران نیز محسوب می شود، کلمه ای کاملا ترکی می باشد که از دو عنصر”بای= بَی،ماخوذ از بیک” به معنای ثروتمند و قدرتمند و همچنین “جار” به عنوان پسوند مکان ساز در ادبیات ترکی استفاده می شود و در کل “بای جار = بی جار” به معنای محل سکونت انسان های قدرتمند و ثروتمند و مرد ثروتمند می باشد در مقابل کلمه “قای دار = قیدار” که یکی از شهرستانهای استان زنجان و همسایه “بای جار = بیجار”می باشد.


قروه

البته در مورد این شهر وجه تسمیه های سطحی دیگری نیز وجود دارد از جمله اینکه قبلا بیدزار بوده که این ترکیب به مرور زمان تبدیل به بیجار شده است که جای تامل و تدقیق و تحقیق نیز دارد.
در فرهنگ فارسی حسن عمید از “بای” به عنوان کلمه ای ترکی و به معنای مالدار و ثروتمند و همچنین از “بی – ماخوذ از بیگ” (نه در جایگاه ادات نفی و به معنای بدون) به عنوان کلمه ای ترکی و به معنای امیر ، بزرگ و سرور ذکر شده است و همچنین در فرهنگ مذکور از پسوند “جار” نیز به عنوان یکی از پسوند های ترکی در معنای های جار زدن، فریاد، و چلچراغ و هارای یاد شده است.
در فرهنگ های ترکی فارسی و فارسی ترکی شاهمرسی و همچنین فرهنگ لغت “روز سخن” نیز با معنای های مشابه هم ذکر مطلب شده است.منجمله در فرهنگ لغت ترکی- فارسی شاهمرسی اینچنین بیان شده است:”بای” کلمه ای ترکی به معنای بزرگ و امیر و “جار” نیز به معنای یاری دهنده، هم قسم، حافظ و در کل، کلمه “بای جار” در معنای بلاد انسان های ثروتمند، مردان کبیر، محل سکونت انسانهای مالدار،مرد یاری دهنده و مرد ثروتمند آمده است.
همچنین در فرهنگ لغت مذکور “بای جار= بیجار” را مرکب از دو کلمه”بیج + ار” دانسته که بیج” به معنای جوانه کنده درخت،پاجوش درخت، اصله ای که از همان درخت در پایش می روید و می توان آن را جدا کرد و در جای دیگری کاشت و پسوند “ار” که به معنای قهرمان و اصیل و قوی، که در این صورت می توان “بیجار= بیج+ ار” را به عنوان یک درخت کهن و اصیل و ریشه دار و درخت قهرمان(نماد یک انسان شجاع و قهرمان و ثروتمند) معنا کرد.
البته در شماره های ۲و ۳ و ۴ فصلنامه تخصصی(فرهنگی – سیاسی) اینجی دنیزیم طی مقاله های متخلفی در خصوص تاریخ و زبان و فرهنگ و همچنین ریشه کلمه بیجار که با مطالب فوق الذکر نیز مطابقت دارد بیشتر بر گیاهی و نباتی بودن کلمه بیجار تاکید شده است.

ترکهای کردستان

از جمله معنای های دیگری که می توان برای “بای جار= بیجار” در نظر گرفت:
به عنوان یک اسم ترکی، ماخوذ از نام یکی از امیران دوره امپراتوری ترکی سلجوقی و به معنی شخص قدرتمند و ثروتمند.
بیجار مرکب از دو کلمه “بای = بی” و “جار” که جار در معنای گیاهی به نام “خر زهره” و “بای” هم که معنای آن ذکر شده است که به صورت تلویحی می تواند در معنای گیاه پر شاخ و برگ(نماد مرد قدرتمند و مالدار) به کار رود.
با توجه به اینکه بیجار گروس به عنوان انبار غله ایران شناخته شده است و عمده تولید گندم استان کردستان مختص بیجار گروس می باشد و همچنین با توجه به گندمزار بودن و گندم خیز بودن این منطقه می توان در همین راستا وجه تسمیه دیگری با تکیه بر ترکی بودن بنیان کلمه بیجار در نظر گرفت بدینصورت:
کلمه بیجار برگرفته شده از ترکیب ترکی “بوغدا جار” که این ترکیب در طی ادوار مختلف تلفظ محلی، تبدیل به “بوجار” و نهایتا بیجار شده است. با توجه به اینکه تلفظ حرف حلقی”غ” در ترکی در بیشتر اوقات به صورت خفیف تلفظ می شود و حتی در پاره ای موارد نیز ظاهرا از کلمه حذف می شود و همچنین با توجه به همجواری حرف”غ” با”د” که با نوک زبان تلفظ می شود و غلبه تلفظ غلیظ حرف”د” بر تلفظ حرف”غ” و آمدن مصوت بلند “ا” بعد از “د” منجر به تلفظ خفیف حرف”غ” و استعلای “د” بر آن شده است، یعنی “بوغدا جار” با تلفظ خفیف “غ” در زبان مردم و همچنین با توجه به قرار گرفتن حرف”د” ما بین دو مصوت بلند و حذف آن از فرم اصلی و ظاهری کلمه، به صورت “بوجار” و نهایتا “بیجار” در آمده است. این تغییر و تحول در فرم و ظاهر کلمه “بوغداجار” شاید برای غیر ترک ها کمی سنگین باشد ولی در عمل و عکس العمل های زبان ترکی و لهجه های مختلف آن، این عملیات تغییر و تحول تدریجی به مرور زمان در خصوص پاره ای از کلمات اتفاق می افتد که تعداد آنها هم قلیل نیست.

نمونه هایی از اشعار و بایاتی‌های فولکلوریک ترکی آذربایجانی بیجار:
آقا سالاما گلمیشکقیز آلماقا گلمیشکاون ایکی شیرین شربتیسندیرماقا گلمیشکاین بایاتی اشاره دارد به مراسم عقد و عروسی و رسم و رسوم قدیمی مردم منطقه در اینگونه مراسمات که با سرور و شادی و توسط دختران و زنان جوان اجرا می شود:آق تاووخ قره تاووخیاییلار کنده یاووخهامی نین یاری گلدی

گلمه دی باشی ساووخ

در خصوص افراد تبنل و سهل انگار استفاده می شود

دال دایاغی ساقلیام

بونوءردن باغلیام

منی ماتلار بسلییب

داغلار تکین داغلیام

بایتی فوق بیانگر اعتقاد تاریخی مردم در خصوص ریشه تاریخی مردم منطقه مبنی بر اینکه از نژاد مات و یا همان ماد می باشند کلمه “مات” نه به معنی مات و مبهوت بلکه به معنای ریشه قومی و تاریخی در معانی مختلف استفاده می شود. مانند اینکه بگویند “فلان کس چوخ مات دی” یا” چوخ مات اوغلاندی” که “مات”در اینجا به معنی خوب، قشنگ، زرنگ، قوی، مرد قوی، مرد شجاع، با اصل و نسب، انسان جمال و کمال دار و… می باشد و یا اسم “گئوماد یا گئومات یا گوی مات”نام یکی از پادشاهان مقتدر مادها نیز بر همین اساس می باشد. با توجه به اینکه حروف”ت و د” در زبان ترکی به خاطر قریب المخرج بودن به کرات به جای همدیگر استفاده می شود مانند دوتماق و توتماق که هر دو به معنی گرفتن می باشد و صد ها مثال دیگر

تالواریم آی تالواریم

زهر کیمین حال واریم

قزل اوزن سوسوزدور

گئدیم کیمه یالواریم

کوراوغلو سان بیجاریم

تورک اوغلوسان بیجاریم

ستارخانا بابکه

بئل باغلوسان بیجاریم

داغدان داغادور بیجاریم

باغدان باغادور بیجاریم

شهرلرین ایچینده

بیوک آقادیر بیجاریم

تالواریم آی تال واریم

قیر آت واریم ،بال واریم

قاراباغ آیری دوشنی

اورگیمده تال واریم



بیجار کردستان

– در بایاتی ها فوق اسامی مکان ها، رودخانه های و اشخاص و قهرمانان ملی ایران و آذربایجان آمده که لازم به توضیح می باشد:۱ رودخانه “تالوار” و “قزل اوزن” از جمله رودهای بزرگ استان زنجان می باشند که هر دو از کوههای کردستان سرچشمه گرفته و بعد از طی مسیر در بیجار گروس وارد استان زنجان شده و در روستایی به نام “مصطافال” در منطقه افشار شهرستان قیدار نبی به همدیگر متصل شده و با نام قزل اوزن وارد دریای خزر می شود. قریه های بسیاری در کناراین دو رودخانه واقع شده که به عنوان منبع اصلی کشاورزی مردم منطقه نیز محسوب می شود.
۲- کوراوغلو از قهرنان و پهلوانان ملی و حماسی و تاریخی آذربایجان سرافراز می باشد و “قیر آت” نیز اسب معروف و اصیل کور اوغلی که داستانهای آن بارها از زبان عاشیق ها محلی بیجار گروس شنیده شده و در اذهان تاریخی و قومی مردم منطقه نیز برای همیشه تاریخ جاویدان مانده است و همچنان ستارخان که در بایاتی مذکور اشاره دارد به پیوستگی تاریخی و ملی و قومی و نژادی مردم منطقه با آذربایجان و همچنین در بایاتی چهارم به واقعه جدایی قاراباغ از جمهوری آذربایجان اشاره دارد هر چند که خطی فرضی به نام مرز، کوهها، رودها، دریاچه ها،خاک و مردمان یک ملت را از همدیگر جدا کرده باشد لیکن دلها یکی ست و عاشقانه در دوسوی خط فرضی برای همدیگر می تپد.

کتیبه قام چاقای (قمچقای) بیجار آذربایجان و ریشه شناسی نام ترکی آن:
در بخش ترک نشین استان کردستان؛ چشمه، رود، روستا، قلعه و کتیبه ای باستانی بنام “قمچقای” وجود دارد. قلعه و کتیبه قمچقای از ساخته ها و سنگ نگاره های باستانی آذربایجان و در ضمن از راز آمیزترین آنها هستند. “قمچقای” و یا “قام چاقای” کلمه ای ترکیبی با منشاء ترکی-آلتائی و به معنی “کاهن اجرا کننده آئین نیایش برای خدای رعد و برق خیره کننده” است.

BIJAR-QAMICHAY

bijar

مراسمات مذهبی شیعیان آذربایجانی بیجار:
مراسم تاسوعا و عاشورا ی بیجار در ایران کم نظیر است و مردم در برگزاری آن مشارکت فعال دارند و هر ساله خبرنگاران از کشورهای خارجی جهت تهیه گزارش در آن شرکت میکنند. مردم این شهر در زنده نگه داشتن عاشورای حسینی بسیار متعصب و متاثرند به مین جهت به محض مشاهده هلال محرم در آسمان چند علم سیاه و منقوش را بر پشت بام مساجد و تکایا می افرازند و طلاق آنها نیز با پارچه های سیاه که اشعار محزون و مذهبی بر آنها نوشته شده، میپوشانند هم چنین با پارچه های مربع یا مثلث شکل که بر آنها نامهای الله، محمد، علی، حسن، حسین، فاطمه، یا قمربنی هاشم و یا ابوالفضل نقش بسته است ستونها و طلاق نماهای درون مساجد را می پوشاند. در این ماه بیشتر مردم بپاس شهادت امام حسین و یارانش سیاه پوش هستنند و در این مدت خود را از تمام شادیها بیگانه میدانند و اصولا تمایلی به شادی خویش ندارند به همین مناسبت بیشر مردان ریش نمی زنند و زنان به آرایشگاه نمی روند و حنا نمی گیرند، روز تاسوعا و عاشورا از خوردن سیر و پیاز به صورت خام اجتناب می نمایند زیرا خود را عزادار می دانند روز عاشورا گروهی از مردان پا برهنه هستنند وعده ای آب نمی نوشند بپاس اینکه امام حسین در صحرای کربلا تشنه لب به شهادت رسیده است در همین ایام نذر و نیازهای فراوانی می نمایند از جمله دادن حلیم و طعام به فقرا و نیازمندان و سر بریدن قربانی در جلو هیئت های عزادار و تقسیم گوشت بین خانواده های حاجتمند. عزاداری مانند سینه زنی و زنجیر زنی و غیره است.
تصاویر زیر مربوط به محرم امسال در شهر بیجار میباشد:

ترکهای کردستان

کردستان

شرحى بر «بیجار» و محرومیت‌های آن

بیجار گروس در ۱۳۲۵ شمسی همزمان با شکست «فرقه دموکرات آذربایجان» و تشدید فشارهای حکومت پهلوی به مردم آذربایجان و شدت یافتن اعمال استعماری بر علیه آذربایجان، از استان چهارم «آذربایجان غربی» منفک گردیده و به استان همدان واگذار گردید و نهایتاْ در ۱۳۳۷ با تشکیل استان کردستان٬ بیجار گروس به این استان جدید التاسیس ضمیمه شد و این در حالیست که با بررسی تاریخی مشخص میگردد که این منطقه همواره جزو ایالت و منطقه آذربایجان بوده و همیشه از ناحیه غرب مورد حمله و غارتگری و چپاول قرار میگرفته است.


بیجار

بیجار گروس همینک وسیع‌ترین و پرآب‌ترین منطقه استان سنندج می‌باشد و به انبار غله ایران نیز مشهور است. در این منطقه چهار رود پرآب به نامهای «قزل اوزن»، «قمچی چای»، «اوزون دره» و «تلوار» وجود دارد. اکثر مردم این شهرستان مسلمان و ۹۰% شیعه و ۱۰% سنی هستند.

در سابق تعدادی یهودی در این شهر ساکن بودند که همگی مهاجرت کرده‌اند. صنایع دستی این منطقه را قالی، قالیچه، گلیم، جاجیم، سجاده، نمد، توری، دستکش، جوراب و… تشکیل می‌دهند و فرش‌های این منطقه از شهرت جهانی برخوردار بوده و به خارج صادر میشوند. در خصوص قالی بیجار گروس میتوان به مطلب ذیل که عیناً از سایت www.bijariran.com و یا کتاب «فرهنگ مردم گروس» نوشته «سید محمود هاشمی نیا و ملوک ملک محمدی» ، چاپ امین-قم، تابستان ۱۳۸۰ نقل میگردد، مراجعه نمود.
در نخستین سال‌های بین دو جنگ جهانی به ندرت قالی در این ناحیه بافته می‌شد. سپس در اواسط قرن بیستم این صنعت به تدریج احیاء شد تادر سال ۱۹۳۸ که در حدود ۱۰۰۰ دستگاه بافندگی در این ناحیه مشغول کار بود و فرآورده سالانه آن به هزار تخته می‌رسید. در قرن گذشته روسا و خوانین مشرق این ناحیه کرد نبودند بلکه ترک بودند، به طوری که عده،ای از آنها تا امروز نیز ترک هستند. اغلب قبایل ترک به عکس اکثر قبایل ایرانی قالی‌های خود را مثل قالی‌های بیجار دو پوده می‌بافند. در بین این قبایل ترک ناحیه هریس و تبریز، قشقائی‌های استان فارس و بعضی از ایالات افشار را در کرمان می‌توان نام برد. احتمال بسیار دارد که خوانین ترک شرق این ناحیه (شاید عده‌ای از افراد خاندان افشار که هنوز در شمال بیجار مالک چندین روستا هستند، به صفحه ۲۴۲ مراجعه شود) برای قصور خود به قالی‌های بزرگ و محکم نیاز داشتند، حال چگونه می‌توانستند چنین فرش‌هایی تهیه کنند؟ بدیهی است دستور دادند آنها را به همان شیوه عشایری و با با همان گره ترکی و دو پوده پشمی تهیه کنند. یعنی به همان شیوه‌ای که قالی یوشاک تا به امروز بافته می‌شود. در واقع قالی بیجار میتواند یکی از خویشاوندان دور قالی یوشاک ترکیه باشد. چنانچه این فرضیه درست باشد بقیه نیز درست خواهد بود، «بهاین» معنی ککه چون پشم (به عکی نخ) ماده‌ای است که حالت ارتجاعی دارد برای به دست آوردن فرشی که مثلاً در هر اینچ ۱۲×۱۲ گره داشته باشد پودهای پشمی را باید با شدت کوبید که در تنیجه قالی‌های خشن و فشرده به دست می‌آید، یعنی همان ویژگی‌هایی که در قالی بیجار دیده می‌شود.

مهم‌ترین آثار تاریخی بیجار نیز عبارتند از قلعه بزرگ قم چقا، پل تاریخی صلوات آباد، بنای سنگی اوچ گنبد، مسجد تاریخی خسروآباد، تیمچه حاج شهباز خان، تیمچه امیر تومان متعلق به دوره صفویه، زیارتگاه حمزه عرب، پنجه علی، آثار سد خاکی جعفر آباد، تپه نجف آباد، مقبره آیت الله فاضل گروسی و قلعه‌های تاریخی بسیار و مقابر و امامزاده‌هایی چون سید مسیب سید شکر، مقبره صاحبه، گنبد پیر صالح، مقبره سید خضر از جمله اماکن و آثار تاریخی موجود در شهرستان بیجار هستند و جمعا حدود ۶۰ اثر باستانی و تاریخی در آن شناسایی شده‌اند. از مساجد بیجار می‌توان مساجد قائم، جامع بازار، امیرالمومنین، سیدالشهداء، امام رضا، فاطمیه، ابوالفضل، موسی ابن جعفر، حضرت محمد ص، امام حسن، و حسینیه شهر را نام برد.


“سرانجیک” قروه از آثار ترکان باستان در آستانه تخریب و نابودی !

سرانجیک

جمعیت نیمه شرقی استان کردستان «منطقه گروس» شیعه مذهب بوده و اکثرا تُرک‌زبان می‌باشند. ترک‌زبانان منطقه گروس در ۸ نقطه شهری و ۴۰۰ روستا در شهرستان‌های «بیجار گروس» و «قروه گروس» ساکن هستند. در حال حاضر آمار دقیقی از ترک‌های منطقه گروس وجود ندارد؛ اما در همه دوره‌ها مردم منطقه گروس نماینده «ترک» روانه مجلس نموده‌‎اند. با وجود قابلیت‌های بسیار بالای منطقه، متأسفانه بیجار نسبت به شهرهای غربی استان به اصطلاح کردستان محرومیت و عقب‌ماندگی بیشتری را داراست و طرح‌های عمرانی این منطقه با سرعت لاک پشتی در حال اجراء می‌باشند!

بعد از تشکیل استان کردستان که کوه «چنگ الماس» به عنوان حد و مرز آذربایجان و کردستان تعیین شد، شاعر ترک‌زبان بیجار ترانه‌ایی می‌سراید که اکنون نیز زنان منطقه هنگام تنهایی و هنگام قالی بافی این ترانه را زمزمه میکنند:
چنگ الماسین یئلی اسدی
آجیسی دوغرادی کسدی
حاجامات آلمایین بسدی
قان آپاردی حالدان منی
ایراق سالدی ائلدن منی


قروه گروس :

قروه (قوروا) شهری سردسیر در شمال غربی همدان و بر سر راه همدان بوده و در ٩٠ کیلومتری شرق مرکز استان سنندج در دشتی وسیع قرار دارد. مرکز حکومت این شهر در گذشته روستای قصلان بوده است. قرار گرفتن‌ در مسیر راه‌ ارتباطی‌ شرق‌ به‌ غرب‌ در طول جاده سنندج به طرف همدان سبب‌ توسعه‌ ‌و آبادی‌ قروه (قوروا) شده است. عوامل‌ موثر در پیدایش‌ این‌ شهر، چشمه‌ های جوشان‌ آب معدنی و گرم (قاینارجا، ایسسی سو و ایلیجالار) در شمال‌ آن، رودهای‌ متعدد و دشت‌ حاصل‌خیزیی است که امروز هم آنرا به یکی از مراکز توریستی استان تبدیل نموده اند. رودخانه های معروف این شهرستان “آجی چای”، “ازون” (اوزون) و “طهماسب قلی” (تاهماسب قولو) که آب آنها وارد رود بزرگ قزل اوزن می شود هستند.

قروه به دلیل شرایط خاص زمین ساختی و چشمه های آب گرم و معدنی خود، مورد توجه مسافرین و گردشگران است. از مراکز دیدنی این بخش از آذربایجان، میتوان به پل فرهادآباد، مقبره‌ شیدای‌ نازار، بقعه‌ باباگرگر (باباقورقور – دده قورخود)، حمام‌ قصلان (قاسیلان)‌، و آثار صخره‌ای‌ فرهادتاش (فرهاد داشی)‌، چشمه‌ وینسار و باباگرگر (باباقورقور – دده قورخود) اشاره نمود. همه این مناطق، آذربایجانی و ترک نشین میباشند.


جمعیت کردستان

نام های ترکی مناطق اطراف قروه:

آختاتار (آغ تاتار)، جان باغی (چان باغی)، قوری چای (قورو چای)، گوجه کند (گؤیجه کند)، گزل قایه (قیزیل قایا)، گیلکلو (گیله کلی)، چمقلو (چوماقلی)، قشلاق (قیشلاق)، قرآغل (قارا آغیل)، اوج بلاغ (اوچ بولاق)، بایتمر (بای دمیر)، یمق (یاماق)، قزلجه کند (قیزیلجا کند)، مالوجه (مالیجا)، علی وردی کریم آباد (علی وئردی)، یکه چای (یئکه چای)، یالقوز آغاج (یالقیز آغاج)، بابا گرگر (دده قورخوت)، باغلوجه (باغلیجا)، بهارلو (باهارلی)، داش کسن (داش کسه ن)، قوجاق، قصلان (قاسیلان)، باشماق، شاه قلی (شاه قولو)، چاغر بلاغ (چاغیر بولاق)، قره بلاغ (قارابولاق)، شاه بلاغی (شاه بولاغی)، نیاز بلاغ (نییاز بولاق)، قاملو (قاملی)، قره بلاغ (قارابولاق) خان، آق داغ، ساری گونئی، …


گروس

میدان قروه

بقعه باباگرگر (بابا قورقور یاتیری)

در این محل چشمه‌های آهک‌ساز فراوان، برجستگی‌هایی به وجود آورده‌اند که مشهورترین آنها «اژدها» با حدود ٣٠٠ متر طول ۵ متر ارتفاع و پهنایی بین ۴ تا ٧ متر نام دارد. هر اندازه ارتفاع آن افزایش یافته، پهنای شکاف آن نیز به علت رسوب‌گذاری جدید تنگ‌تر شده است. در شرق و شمال شرقی اژدها چند برجستگی در جهات مختلف، اما کوچکتر از آن وجود دارد که محل شکاف خروج آب هنوز در وسط آن به چشم می‌خورد. این برجستگی‌های کوچکتر را دست‌های اژدها می‌نامند. در چندین نقطه آب از شکاف زمین بیرون می‌آید و حفره‌های خروج گاز آن نیز فعال است. طعم آب آن شور و تلخ و گویا برای امراض سوداوی و جلدی مفید است.

در فاصله دو کیلومتری این محل و در مسیر روستاهای «دلبران» (تالپیران) و «قصلان» (قاسیلان) “زیارتگاه بابا گرگر” منسوب به امامزاده سیدجلال الدین دیده می شود که به گفته اهالی از نوادگان امام باقر (ع) است. این بقعه از دیدنی‌های شهرستان قروه و امامزاده‌ی معتبری است که در روستای باباگرگر (گورگور) و در شهرستان قروه (قوروا) واقع شده است. امام زاده باباگرگر مکان مذهبی معتبری است که به باوه گرگر نیز مشهور است.

مدفن این امام زاده بر صخره سنگی بلندی حاصل از آب ها و گازهای معدنی ساخته شده است. مقبره امامزاده از چند بخش تشکیل یافته، اتاق اصلی و گنبدی شکل آن در بخش جنوبی و اتاق های دیگر در ضلع شرقی جای دارد. ورودی بنا به صورت دیوارچینی از خشت و قلوه است و پوشش چوبی دارد و اتاق مقبره دارای گنبدی شلجمی است. در ساخت گنبد از سنگ های لاشه ای محلی روی پایه های خشتی و سنگی استفاده شده است. این بقعه دارای تزئینات خاصی نیست. تاریخ دقیق ساخت بقعه مشخص نیست، ولی به نظر می رسد که پیش از دوره حاکمیت دولت ترک ایرانی قاجار و توسط معماران محلی ساخته شده باشد.


قروه

دنیز بولاغی: چشمه‌آب معدنی بابا گرگر

در ١٨ کیلومتری شمال‌شرقی‌شهرستان‌ قروه، در روستای باباگرگر، در فاصله چند صد متری این مدفن چشمه‌ای جوشان‌همیشه‌می‌خروشد که‌به‌آن‌”دنگز” (دهنز، دکنز) می‌گویند که یکی از مهمترین چشمه های آب معدنی آذربایجان (قرار گرفته در ترکیب استان فعلی کردستان) است. “تنگیز” لغتی در ترکی باستان به معنای رودخانه بزرگ، دریاچه و دریا بوده، معادل آن در ترکی نو، “دنیز” (در ترکی چوواشی، “تنگیر”) میباشد.

آب‌این‌ چشمه‌که از دل زمین می جوشد،‌در استخری‌عمیق‌و مدور به‌محیط ‌٢٠٠ متر جمع‌می‌شود و منظره جالبی ایجاد می کند. این‌آب به‌علت‌وجود املاح‌معدنی‌به‌ویژه‌گوگرد رنگ‌آن‌مایل‌به‌سرخ‌است‌و در بعضی‌مواقع‌به‌رنگ‌زرد مایل‌به‌نارنجی لیمویی‌در می‌آید. این نوع آب ها از دسته آب های کلرو بیکربناته مخلوط گازدار و دارای طعم مخصوصی اند و در ترکیب خود انیدرید کربنیک داشته و آرام بخش هستند و ظاهرا برای برخی بیماری های دستگاه گوارش مانند سوء تغذیه و نیز راشیتیسم‌و درمان‌تورم‌امراض‌سودایی‌و پوستی‌بسیار موثر اند. علاوه بر اینها چشمه آب تلخ پیرصالح در محدوده شهرستان بیجار (بایجار) برای درمان بیماریهای رماتیسمی مفید است.

 

مردم قروه

جوانان سریش آبادی طرفدار تراکتور تیم محبوب آذربایجان

سریش آباد شهری ۸ هزار نفری و ترک نشین از توابع شهرستان قروه استان کردستان و در نزدیکی همدان میباشد 

و به شهر  شهر عشق و شور حسینى مشهور است.

سریش‌آباد گر اولا نهر من اونی دریا ایلرم

اوستونه گر قونا توز دیده لریمنن سیلرم

قوی بو دنیا بله یاتسی که فراموشه گیداخ

سریش‌آباد یاده قالار چون بونو قلبن بیلرم

منابع
  • سایت استانداری کردستان
  • سایت فرمانداری بیجار
  • سایت فرمانداری قروه
  • فرهنگ فارسی، حسن عمید، چاپ اول سال ۱۳۸۹، انتشارات بهنودفرهنگ لغت فارسی شاهمرسی، پرویز زارع شاهمرسی، نشر اختر تبریز، چاپ اول سال، ۱۳۸۸
  • فرهنگ لغت ترکی فارسی ترکی شاهمرسی، پروز زارع شاهمرسی، نشر اختر تبریز، انتشارات آناس، چاپ دوم، ۱۳۸۸
  • فرهنگ (اعلام)فرهنگ روز سخن، دکتر حسن انوری،چاپ هفتم، سال ۱۳۸۹، انتشارات سخن
  • پیامبران سرزمین ما، صالح مدرسه ای عباس، انتشارات در راه حق، سازمان اوقاف و امور خیریه
  • فصلنامه تخصصی(فرهنگی و سیاسی و ادبی) اینجی دنیزیم، شماره های ۲و۳و۴، بهار ،تابستان و پائیز ۱۳۹۱
  • نشریه چنلی‌بئل


مرتبط با : ایران * آرتاویل،اورمو،زنگان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : ترکهای کردستان-بیجار گروس-قروه-جمعیت کردستان-بیجار-مناطق ترکنشین-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395
زمان : 06:18 ب.ظ
:: چطور تبریز بدون گدا شد
:: ساختمان های تاریخی تبریز ؛ از خاک خوردن تا خاک شدن
:: Ben king in Tabriz
:: Flinflins and Tintin in Tabriz
:: هویت و اصالت و فرهنگ و هنر زیبای آذربایجانی ها
:: باغشمال تبریز
:: بهار طبیعت آذربایجان شرقی
:: زخم نمکی بر پیکره دریاچه همیشه اورمیه
:: سیزده بدر و تبریزگردی مسافران نوروزی 97
:: سوغاتی های خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: ایل بایرامیز موبارک ، نوروز سال 1397
:: جاهای ندیدنی تبریز در آستانه نوروز !
:: کاروانسراهای یام مرند و خواجه نظر جلفا در آذربایجان شرقی
:: آب، آتش، باد، خاک ؛ چهارشنبه های رنگی آذربایجان
:: روستاهای زینجناب و خلجان در بخش تبریز
:: دکتر جواد هیئت
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
:: شهروند لینک آذربایجانی 71 (عکاس فرشید فرج الهی)
:: نگاهی بر تبریز پایتخت فرش دستبافت جهان
:: کمبود پارکینگ در کلانشهر تبریز
:: دریاچه اورمیه از مرگ تا زنده شدن دوباره
:: قلعه جوشین ورزقان آذربایجان شرقی
:: تصاویر کمیاب از تبریز شهر نوستالژیک قدیم ایران
:: شب چله 1396 به ترکی
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز




( تعداد کل صفحات: 32 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ