تبریز ویکی لینکلر

 
شب چله با طعم رقص و شادی
نظرات | ادامه مطلب

چیلله گئجسی ، شب یلدا بر همه ایرانیان مبارک

چیلله گونلری
سرت چیلله نین قارپیزی
دملی،قاینار یارپیزی
شاختاسی،قاری،بوزو
تؤکوب، ایچیب، ییه ریک  
شنلیک ادیب،دیه ریک:
چیلله گلدی قاریله
آلما، حیوا، ناریله
سبد دولوباریله!
سیندراق قیش بوزونو
آغلاداق آغ گؤزونو
هر کس دسین سوزونو
قاردا گؤیدن النسین
داغ -داشا سره لنسین
پالتاری تزه لنسین
آغ پاپاق قویسون داغلار
گوموش دون گیسین باغلار


شب یلدا

ürəyiniz yay kimi isti olsun . qışlarınız soyuq olsada . günəşsiz olması
şən günləriniz çillə gecələrinizcə uzun və çillə gecəniz gözl günlərcə mutlu olsun

payiz
gedir sonra boran qar gəlir . sufralara halva qarpız nar gəlir. çillə
gecə el obanı şad edib . bizim yurda elə bil bahar gəlir
çillə gecəz qutlu olsun

yalnızam yalnız … almışam qarpız … yemağa kimsə yox … gəl bizə ay qız

 gül üzünüz ənar kimi qirmizi gecəniz çillə qarpızı kimi şirin gülmağınız püstə kimi davamlı və ömrünüz çillə gecəsi kimi uzun olsun

gəlib yetişdi çillə ... bu axşam məni dinlə ... çoxlu sevirəm səni ... hey demə sözdü dildə

bir gün olacaq . gün çixacaq . darıxma … güllər açacaq yar gələcək yurda . darixma
çillə gecəsi mübark olsun

son bahar gedir sonra boran qar gəlir . sufralara halva qarpız nar gəlir. çillə gecə el obanı şad edib . bizim yurda elə bil bahar gəlir
çillə gecəniz qutlu olsun


آیین فولکلوریک "چله گئجه سی" یا همان شب یلدا در گذشته نیز توسط مردمان ما پاس داشته می شد اما متاسفانه امروز پدیده ای چون یکسان سازی فرهنگی خیلی از آداب و رسوم شیرین و سنتی ما را به فراموشی سپرده است.
"چله گئجه سی" آیینی فولکلوریک در ایران زمین بخصوص در آذربایجان است و هر قوم و منطقه ای آداب و رسوم خاصی در رابطه با این شب دارند اما با توسعه ی تکنولوژی و فناوری و وقوع یکسان سازی فرهنگی، خیلی از اقوام سنت های شیرین خود را به فراموشی سپرده اند.

چله

انار

کرسی شب یلدا

بولمیرم قارپوزوی کورسی باشیندا کسیسن؟
یا بو خلقین کچه جک بیرلیغینا الّشیسن؟

چیلّه لر گچدی منیم گویچک اوبام  سای جوجه نی
من یوخام آیرسی یوخدی یادیوا ساخلا منی

چیددیرسان گونه بآخآن توخومون تانری سویور
کاف شینی یادا سال قیش گنه ده حلقه دویور

یاد اولا آغ بابامی بوزلی سویی قش گجه سی
قارپوزی کورسی سی آنجاخ او دا گتدی إله سی

یاد اولا او آتا لار سوزلری او خاطیره لر
او قاپو قآپو گدن هر یانا داتلی سیره لر

یاد اولا او ایجید اوغلان لارون قانلی قیشی
کورسی دن آیرلیب او شاختادا حاقا و ء رءشء

مش قوربانعلی و چیلله گئجه سی!
چیلله گئجه سی یئتیشدی یولدان

فامیل توکولوبدی ســـــاغ و صولدان
مش قوربانعلی دوشوبدی قولـدان

دورد اللی یئییر جویــــز - میلاخ دان!
آرواد گـــــوز آغـــــاردیـری قیـــراخ دان!!

چیلله

شب یلدا

هندوانه

سئفرایه ائدیبدی حمله شئر تک
تئز تئز یی ییری انار و پشمک
آجیللره هی ووروبدو پاتک
بئش قابی بوشالدیب اوسته - اوسته
تکجه سئچیری باداملا پوسته !


چون سینی ایچینده گلدی قارپیز
قوربان دئدی : گل بو سمته آی قیز!

قَش قَش یئدی قارپیزی آمانسیــــز
هیچ کیمسه آلانمادی الین نن
قارپیز سویی آخدی سققلین نن!


مجلس صاحابی سوسوب، قالیب واه!
گاهدان گولوری: دئییر ماشاللاه!
قلبینده دئییر ولی : آی آللاه!-

دورد اللی بوجور یئمه خ نه ایشدی؟
واه واه بو کیشی نه گورمه میشدی!

بیر کیمسه یه وئرمیری ماجالی
تئز تئز سویور آلما -پرتقالی

تا که گؤرور ائو صاحاب بو حالی
هی چئینیری هیسله دیل دوداقین:
آی قارنی شیشه بوجور قوناقین!

ازبس یئدی ، دالبادال چای ایشدی
قارقیش اوخی مقصده یتیشدی

تیخماق اثرین ده قارنی شیشدی
بیردن بیره ناله سی اوجالــدی
مجلس صاحابی خطایه قالدی!

آرواد دئدی : ای وای اؤلدی قوربان!
دور ماشینی فوری یاندیر اوغلان!

تا کـــــــــــــه آپـــــاراق مطبّه الآن

یئردن اونو قووزادی قوناقلار
آلدی بئلینه اوغول به ناچار

پشمک حاج عبدالله هم در این شب فرخنده یادتان نرود...
پشمک
ببخشید تصویر اشتباه شد!
پشمک

شعر شب یلدا

ایستیردی چیخا اتاق دان اوغلان
ائتدی الینن اشاره قوربان

گوردو آتاسی دئییر یاواشدان:
اوچ -دؤرد تیکه حالوا اولسا خوشدی
معده م دیه سن بیر آزجا بوشدی!!

در ادامه مطلب با ما همراه باشید، تصاویر و ویدیوهایی از رقص شاد و هنری آذربایجانی بهمراه مقاله ای از بلندترین شب سال خواهیم دید.


به ادامه مطلب بروید...


مرتبط با : ایران آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : بلندترین شب سال-شب یلدا-چیلله-هندوانه-اول زمستان-رقص آذری-آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394
زمان : 03:30 ب.ظ
هوارد باسکرویل قهرمان آمریکایی در تبریز
نظرات | ادامه مطلب

قهرمانی آمریکایی در تبریز قهرمان پرور


هوارد باسکِرویل: زادروز ۱۰ آوریل ۱۸۸۵
ایالات متحده آمریکا پلت شمالی، نبراسکا، ایالات متحدهٔ آمریکا
درگذشت ۱۹ آوریل ۱۹۰۹ (۲۴ سال)
تبریز، ایران
علت مرگ در جریان محاصرهٔ شهر تبریز به هنگام استبداد صغیر
آرامگاه گورستان ارامنهٔ تبریز

پیشه معلم
از دانشگاه دانشگاه پرینستون
شناخته‌شده برای شرکت در جنبش مشروطهٔ ایران
نقش‌های برجسته معلم مدرسهٔ مموریال تبریز
رهبری گروه فوج نجات
لقب لافایتِ آمریکایی ایران
والدین هنری اِمبری کولمَن باسْکِرْویل - اِما آر. باسْکِرْویل

تابلو نقاشی باسکرویل در موزه مشروطه تبریز
هوارد باسکِرویل

Howard Conklin Baskerville was an American teacher in the American Memorial School in Tabriz who was killed fighting for Iranian democracy during the Constitution Revolution. He has been called the - American Lafayette in Iran

هُوارد کانْکْلین باسْکِرْویل (بَسْکِرْویل) Howard Conklin Baskerville   (زادهٔ ۱۰ آوریل ۱۸۸۵ در پلت شمالی، نبراسکا، ایالات متحدهٔ آمریکا؛ درگذشتهٔ ۱۹ آوریل ۱۹۰۹ در تبریز، ایران) معلم آمریکاییِ مدرسهٔ ممورالo در تبریز بود که در جریان جنبش مشروطه و تلاش برای شکستن محاصرهٔ تبریز در این شهر کشته شد. از او اغلب به عنوان «لافایتِ آمریکاییِ ایران» یاد می‌شود.

هوارد باسکرویل، در پاییز ۱۹۰۷ جهت تدریس تاریخ به تبریز آمد. ورود او به ایران مقارن با دوره‌ای بود که محمدعلی شاه در تهران مجلس را به توپ بسته و اساس مشروطه را برچیده و دورهٔ استبداد صغیر را در ایران حاکم کرد. در همان دوران، مردم تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان برای اعادهٔ مشروطیت به پا خاسته و به دنبال آن، نیروهای طرفدار شاه، اقدام به محاصرهٔ تبریز کردند. پس از ۱۱ ماه محاصره و بر اثر کمبود دارو و غذا، دسته‌ای در تبریز به نام فوج نجات به رهبری باسکرویل، برای شکستن محاصره تشکیل شد. باسکرویل، که دورهٔ سربازی را در آمریکا دیده بود، به قول خودش به‌جای نقالیِ تاریخِ مُردگان، تصمیم گرفت مشق نظامی به جوانان بیاموزد. در همین ایام، مرگ سیدحسن شریف‌زاده، دوست و یار نزدیک باسکرویل، چنان او را منقلب کرد که در جواب همسر کنسول آمریکا در تبریز، که از او خواسته بود از صف مشروطه‌خواهان جدا شود، ضمن پس‌دادن پاسپورتش گفت:
تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.

سید حسن تقی‌زاده و اقبال آذر در حال ادای احترام بالای سر قبر هوارد باسکرویل در تبریز
مشروطه

در جریان نبردی که در شام غازانِ تبریز بین گروه فوج نجات به رهبری باسکرویل و محاصره‌کنندگان به وقوع پیوست، باسکرویل بر اثر گلوله‌ای که به سینه‌اش اصابت کرد، کشته شد. پس از مرگ وی، مراسم تشییع جنازه‌ای با حضور گستردهٔ مردم در گورستان آمریکایی تبریز برگزار شد که به گفتهٔ «آلبرت چارلز راتیسلاو»، کنسول وقتِ انگلیس در تبریز، مراسمی بسیار تأثیرگذار بود. چندی بعد، ستارخان، تفنگ باسکرویل را که در هنگام کشته‌شدن در دست داشت، با حک‌کردن نام و تاریخ کشته‌شدنش در پرچم ایران پیچیده و برای خانواده‌اش در آمریکا فرستاد.
در حال حاضر، مجسمهٔ نیم‌تنه‌ای از او در خانهٔ مشروطهٔ تبریز نصب شده‌است. عده‌ای در آمریکا پیشنهاد کرده‌اند، ۱۹ آوریل، سالروز کشته‌شدن هوارد باسکرویل را به‌عنوان «روز دوستی ایرانیان و آمریکایی‌ها» بنامند. در حال حاضر، برخی از علاقه‌مندان ناشناس به‌طور متناوب سنگ مزار وی را در گورستان ارامنهٔ تبریز با گل‌های زرد و تازه تزیین می‌کنند.

مدرسه مموریال تبریز - اکنون به احتمال زیاد این مدرسه به موزه تبدیل شود
مدرسه آمریکایی

مدرسه مموریال تبریز

حضور در تبریز
پس از فراغت از تحصیل، او طی نامه‌ای به هیئت میسیونرهای پرسبتریِ اعزامی به خارج از کشور، درخواست اعزام به خارج از آمریکا به‌منظور کسب تجربه در یک زبان و فرهنگ جدید را کرد که درنهایت این هیئت، او را برای دو سال تدریس در تبریز انتخاب کرد. تبریز در آن زمان، میزبان بزرگ‌ترین جامعهٔ آمریکاییان مقیم ایران بود. مسیحیان آمریکایی از جمله پرسبیترین‌ها، یکی از شاخه‌های پروتستان‌های فرقهٔ «مشایخی»، که سال‌ها پیش از آن در ارومیه و سلماس مستقر شده بودند، بعد از تأسیس بیمارستان و دبیرستان آمریکایی در تبریز به این شهر کوچ کرده بودند.

بسکرویل در پاییز سال ۱۹۰۷، براساس قراردادی دوساله، برای تدریس تاریخ در مدرسهٔ مموریال آمریکا، که توسط کشیش‌های هیئت پرسبیتری اداره می‌شد، راهی تبریز شد. او ابتدا با کشتی از آمریکا به انگلستان و سپس ایران سفر کرد و از همدان تا تبریز را با اسب طی کرد. در ابتدا، باسکرویل در منزل ساموئل ویلسون (مدیر مدرسه) مستقر شد. ویلسون با همسرش، آنی، و دو دختر نوجوانشان زندگی می‌کرد که باسکرویل، بعدها با دختر بزرگترِ ویلسون نامزد کرد. او بعدها در همان مدرسهٔ مموریال، در قسمتی که اختصاص به سکونت معلمان آمریکایی داشت، منزل کرد.

قالیچه‌ای که زنان تبریز در سال‌های ۱۲۸۸ تا ۱۲۸۹ خورشیدی با نام و تصویر باسکرویل، برای مادر وی بافتند که البته هرگز به دست مادرش نرسید.
مشروطه تبریز

باسکرویل در مدرسهٔ مموریال به تدریس تاریخ اروپا، خصوصاً تاریخ انقلاب فرانسه پرداخت. «دبلیو اِی شِد» (W. A. Shedd)، یکی از همکاران بَسکرویل، پس از مرگ وی چنین به خاطر می‌آورد: «او معلمی موفق بود و با شخصیت جدی، روراست و مردانه‌اش، احترام همه را به خود جلب کرده بود.» در این مدرسه، بَسکرویل به دانش‌آموزانِ دختر و پسر با هم درس داده و به آموزش اسب‌سواری و تنیس و اجرای تاجر ونیزی می‌پرداخت.

او با آن‌که با زبان‌های فارسی یا ترکی آشنایی نداشت، با این حال، با شاگردانش رابطهٔ شخصی برقرار کرده، با آن‌ها در منزل دیدار می‌کرد. صادق رضازاده شفق، یکی از شاگردان بَسکرویل، که با او صمیمی شده و نقش مترجم وی را بر عهده داشت، درمورد روزی که باسکرویل به‌همراه ساموئل گراهام ویلسون برای عید نوروز به منزل آن‌ها رفته بود، چنین نوشته‌است: «با اینکه ویلسون به‌خوبی  ترکی صحبت می‌کرد، بَسکرویل در تمام این مدت ناآرام به نظر می‌رسید. به‌هنگام ترک منزل، او توانست جمله‌ای را که به آذری حفظ کرده بود، بگوید: "سال نو را به همهٔ شما تبریک می‌گویم".» شفق در بخش دیگری چنین نوشته‌است: «او بسیار خوشنام بود و عدهٔ زیادی می‌خواستند در کلاس‌های تاریخ او شرکت کنند. تعدادی از شاگردان قدیمی و معلمان مدرسه، مانند سید حسن شریف‌زاده، از دکتر ویلسون خواستند که کلاس درس حقوق بین‌الملل نیز دایر کند؛ او نیز پذیرفت و کلاس را به عهدهٔ بَسکرویل گذاشت.»




مرتبط با : ایران تبریز * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : مدرسه مموریال تبریز-ارامنه تبریز-شهدای انقلاب مشروطه-آمریکاییهای تبریز-Howard Baskerville-شهید آمریکا در ایران-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 23 آذر 1394
زمان : 11:58 ب.ظ
ایرانی رونالدینیویی
نظرات |

پاس رونالدینیویی ایرانی ها

دقت کردین نود درصد ما ایرانیا بازیکن مورد علاقمون «رونالدینیو» بوده و هست. دلیل داره‌ها...

رونالدییو

وحید میرزایی - اساساً ما ایرانی‌ها هیچ کاری رو بدون دلیل انجام نمی‌دیم. مهمترین عامل علاقه ما به رونالدینیو اینه که باهاش همزاد‌پنداری می‌کنیم. عین خودمونه. یعنی کلاً ملتی هستیم که به یه ور نگاه می‌کنیم، به یه ور دیگه پاس می‌دیم!

ایرانی جماعت

مثلا تو خیابون دعوا می‌شه، راننده A میاد راننده B رو بزنه، بعد عابر پیاده C که اومده این دوتارو جدا کنه، پیشونی‌اش با قفل فرمون جر می‌خوره. یا مثلا دختره چند سال با همکلاسی‌اش تو دانشگاه ظاهراً دوست معمولی و صرفاً جاست‌ فرند بوده، حالا ریز یه قول ازدواجی هم داده اون وسط، بعد یهو می‌بینی در یک غروب سرد پاییزی با رئیس فلان بانک شعبه خیابان کارگر شمالی عروسی می‌کنه. یعنی عمراً اگه رونالدینیو این طور پاس می‌داد!

دانشجویی

اون اوایل این رفتار رونالدینیو فقط تو عرصه‌های اجتماعی ایران بروز می‌کرد اما کم‌کم به لطف وجود تاکسی خطی‌ها و تحلیل‌های راننده‌ها، شعور و فهم سیاسیمون رفت بالا و همه‌مون یه جورایی صادق زیباکلام شدیم. خلاصه رونالدینیوی درونمون هم سیاسی شد. مثلا موقع انتخابات که می‌شه، قبلش همه تو کوچه و بازار و خیابون از یه کاندیدا حمایت می‌کنند و نظرسنجی‌ها همه حاکی از اینه که اون کاندیدا رأی می‌آره. اما یهو روز انتخابات که می‌شه می‌ریم به اون یکی کاندیدا رأی می‌دیم. بعد قسمت جالبش اینجاست که در طول هشت سال به همون که خودمون انتخابش کردیم، فحش می‌دیم. گفتم فحش یادم افتاد ما تو فحش دادن‌هامونم همین‌جوریم. یعنی شما تصور کن سعید با نوید دعواش می‌شه، اونوقت عمه‌ مجید فحش می‌خوره! خخخخ
با یکی تو تلفن حرف میزنیم قربون صدقش میریم بعد قطع تلفن هرچی فحش بار خودش و عمه جان طرف میکنیم!

رفتار ایرانی

حالا فقط ما مردم عادی این‌طور نیستیم‌ها. سیاست‌مدارهامونم همین‌جوری‌اند. مثلاً مجلس رو ببینید. الان همه می‌دونند ورزش کشور رو همین‌طور در حالت اتوپایلوت قرار بدیم بهتر نتیجه می‌گیره تا اینکه وزیر داشته باشه. بعد مجلس در حالی که اونور رو نگاه می‌کنه، زارت می‌آد وزیر اقتصاد رو استیضاح می‌کنه. یا مثلاً مردم کمپین نخریدن خودرو صفر تشکیل می‌دن که خودرو ارزون بشه، اون‌وقت دولت می‌آد روغن ارزن و کنجاله یا ملاس نیشکر رو ارزون می‌کنه. خب مگه مردم می‌خوان سوار ملاس نیشکر بشن برن شمال که اون رو ارزون می‌کنید آخه؟

مجلس

شغل

یکی از مهم‌ترین عواملی هم که باعث شده ما شبیه رونالدینیو بشیم همین صدا و سیمای عزیزه. سریال نشون می‌ده که توش تولد زنه‌اس. مرده به زنش می‌گه «عزیزم تولدت مبارک» بعد می‌ره دخترشو ماچ می‌کنه! کلاً همیشه دخترش رو به جای همه ماچ می‌کنه. خب لامصب ما همین سریال‌هارو دیدیم این شکلی شدیم دیگه.

مردان ایرانی

کلا کارامون سورپرایز و اصل غافلگیری رونالدینیویی هست یکم آره فقط یکم!   مغزامون یه چیزی همیشه مشغول هست ولی یه کار دیگه میکنیم بجای فکرمون!

مغز

سلفی

کاش لیونل مسیو بجای رونالدییو الگو قرار میدادیم...



مرتبط با : ایران * انتقاد،پیشنهاد لینک
برچسب ها : جماعت ایرانی-فرهنگ ایرانی-رفتار ایرانیها-افکار ایرانی-الگوی رفتاری-هنجار اجتماعی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 15 آبان 1394
زمان : 10:45 ب.ظ
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
:: شهروند لینک آذربایجانی 71 (عکاس فرشید فرج الهی)
:: نگاهی بر تبریز پایتخت فرش دستبافت جهان
:: کمبود پارکینگ در کلانشهر تبریز
:: دریاچه اورمیه از مرگ تا زنده شدن دوباره
:: قلعه جوشین ورزقان آذربایجان شرقی
:: تصاویر کمیاب از تبریز شهر نوستالژیک قدیم ایران
:: شب چله 1396 به ترکی
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز
:: آغاز دراماتیک پیش روی تبریز 2018
:: امکانات منطقه گردشگری و پیست اسکی شاهداغ آذربایجان
:: محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: پاییز هزار رنگ آذربایجان
:: کمر همت و زنگ خطر برای نابودی محیط زیست آذربایجان !
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان




( تعداد کل صفحات: 32 )

[ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ