تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ایران
 

تبریز ویکی لینکلر

 
سبک معماری آذربایجان
نظرات |

درآمدی بر سبک معماری آذربایجان

آذربایجان با مجموعه ای از شاخص های مهندسی و تزیینات بنا , مهد معماری بشر است

Azerbaijani Islamic Architecture style

آذربایجان یکی از مراکز پرقدرت معماری جهان اسلام است؛ که فرایند تحولات معماری در آنجا تاریخی کهن دارد. قرون هفتم و هشتم هجری قمری عصر شکوفایی معماری و شهرسازی در آذربایجان بوده است اهمیت و تاثیر اسلوب و شیوه های معماری آذربایجانی در ایران سده های هفتم تا نهم هجری قمری بدان سو گسترده شده است که شادروان پیرنیا در سبک شناسی معماری اسلامی ایران به سبکی به نام آذری را توصیف و پیشنهاد کرده است؛ که این اصطلاح تا به امروز مترادف معماری ایلخانی - تیموری بوده است ،  اما پیرنیا در بازشناس و توصیف سبک آذری با تاثیرات بنیادین مکاتب محلی آذربایجان چون شیروان و نخجوان که از اواسط دوره سلجوقی رو به پیشرفت و توسعه و تکامل نهادند، بر معماری دوران ایلخانی - تیموری ایران، اصلا توجهی نکرده است؛ حال آنکه بخشی از پیوستگی ها و تعاملات دو سویه فرهنگی - اجتماعی سرزمین های ایرانی، بالاخص خراسان و آذربایجان، در سبک معماری اذربایجانی سده های هفتم تا نهم هجری قمری، که عصر کلاسیک فرهنگ و هنر ایران است، بازتاب، نمود و تجلی یافته است.

ارگ سلطنتی اولجایتو ( گنبد سلطانیه ) زنجان

از مهمترین شناسه های معماری آذربایجان در عهد ایلخانی

معماری آذربایجان

در دوران ایلخانان، مرکزیت فرهنگ و هنر ایران از خراسان و ماوراالنهر به آذربایجان منتقل شد؛ و به ویژه در عهد سلطنت سلطان محمود غازان خان، آذربایجان به عصرطلایی فرهنگ و هنر گام نهاد  آذربایجان مهد و خاستگاه معماری پیشرو ایلخانی معرفی شده است؛ بالاخص در عهد سلطنت غازان خان فعالیت های معماری در ایران توسعه مضاعف یافت ، سلاطین ایلخانی با صدور احکامی خواستار احداث بناهای مهم و شکوه مند شدند؛ همچون غازانیه و سلطانیه . به معماران شنب غازان و مجموعه علیشاه از پیش تفهیم شده بود که باید آثار ایشان، به لحاظ ابعاد و حجم و تزیین، برتر و فراتر از مقابر سلطان سنجر در مرو و طاق کسری در تیسفون باشد.

ابعاد عظیم بناها، که با سلطان محمود غازان خان شروع شد، در عمارات سترگ غازانیه، سلطانیه و مجموعه جامع علیشاه تجلی یافت؛ که بزرگترین بناهای آن دوران بودند. توسعه مجموعه های معماری از دیگر مشخصات این دوران است.  پیشرفت های معماری برخاسته از آذربایجان نه تنها به آذربایجان و دوران ایلخانان محدود نماند؛ بلکه به ترکستان و خراسان عهد تیموریان نیز گسترش یافت. در حقیقت فرهنگ و هنر ایران دوره تیموری استمرار و تداوم دوره ایلخانی است.

امیرتیمور گورکانی و جانشینان هنرپرور وی، شمار بسیاری از هنرمندان را از آذربایجان و به ویژه تبریز، به خراسان و ماورالنهر فرستادند و شاهکارهای بسیاری بر پایه آموزه های سبک آذربایجانی در خراسان بزرگ، ترکستان و ماوراءالنهر آفریده شد؛ مسجد جامع سمرقند، مسجد گوهرشاد مشهد رضوی، گور میر، تربت خواجه ابونصر پارسا در بلخ و آق سرای در شهر سبز. بنابراین پیش از ورود به بحث لازم است که با درنظر گرفتن عهد ایلخانی به مثابه نقطه عطف و سرآغاز حرکت و پویش سبک معماری آذربایجان، ویژگی های اصلی و شاخص های کلی معماری این دوره از تاریخ فرهنگ و هنر ایران به اجمال بررسی شود.

ارگ سترگ علیشاه تبریز

از مهمترین شناسه های معماری آذربایجان در عهد ایلخانی

معماری آذربایجان

ویژگیهای سبک معماری آذربایجان

همان طور که در مقدمه اشاره شد، سبک اذری اصطلاحی است که پیرنیا برای بازشناسی شماری از خصوصیات معماری ایران در دوران ایلخانی - تیموری ابداع کرده است. اما درست و بهتر آن است که از اصطلاح سبک معماری آذربایجان استفاده شود؛ اول این که از نظر لغوی و نحوی کلمه آذری نادرست است؛ و دوم آنکه پیرنیا در طبقه بندی مشخصات معماری سرزمین آذربایجان در سده های هفتم و هشتم هجری قمری به تاثیرات قوی و بارز اسلوب معماران شمال آذربایجان در شیروان و نخجوان بر معماری تبریز اصلا توجهی نداشته است؛ در نتیجه ایشان به درستی ریشه و منشا تحولات معماری این دوره از تاریخ فرهنگ و هنر ایرانی را نشناخته است؛ و همچنین در آثار ایشان ویژگی های معماری مکتب تبریز به درستی بازشناخته نیست؛ وانگهی دامنه تاثیرگذاری تحولات و آفرینش های هنری آذربایجان عهد ایلخانی چندان گسترده شد که به خراسان و ترکستان عهد تیموری و مصر دوره ممالیک رسید.

مسجد گوهرشاد مشهد رضوی

شاهکار معماری آذربایجان در دوران تیموری

معماری آذربایجان

نگارنده، سبک معماری آذربایجان را برایند پیوند سنت طرح کلاسیک متقارن دو ایرانی خراسانی با مکاتب تبریز و نخجوان تعریف و معرفی می کند که معمارانی بنام چون عجمی نخجوانی و علیشاه تبریزی در آفرینش آن تاثیر بسیار داشته اند؛ و از نظر وی، سبک معماری آذربایجانی در یک جمع بندی کلی دارای شناسه های یازده گانه به شرح زیر است:

  1. تاکید بر بالاگرایی و رفعت و عظمت؛ که میراث مکتب معماری نخجوان است.
  2. ابعاد سترگ و عظیم بناهای دینی، حکومتی و عام المنفعه؛ که نمونه های شاخص آن سلطانیه، غازانیه، رشیدیه، جامع علیشاه و جامع سمرقند است.
  3. نهادینه شدن الحاق مناره ها به کالبد بنا به سه شیوه؛ که از مکتب نخجوان به صورت یک جفت مناره استوار بر بام سردری بلند آغاز شده و سپس در مکتب تبریز، با ابتکار علیشاه تبریزی، به شکل دو مناره بلند و کشیده در طرفین پیش طاق گنبدخانه و سردر ورودی درمی آید و شواهد باستان شناختی آن از ارک علیشاه تبریز گزارش شده است.
    همچنین ترکیب بندی چند مناره ای، که در گنبد سلطانیه اجرا شده است، از ابداعات علیشاه تبریزی معرفی می شود. مجموعه گور میر در سمرقند نمونه کلاسیک هر سه شکل الحاق مناره ها به کالبد و حجم اصلی بنا است 
  4. ساخت گنبدهای ساقه بلند؛ که کهن ترین نمونه های آن از مسجد جمعه اردبیل و مسجد قیرنا در نخجوان گزارش شده است.
  5. توسه کاشی کاری معرق؛ که نمونه های عالی آن در گنبد سلطانیه و مسجد کبود مشاهده می شود؛ و از غازانیه و مجموعه علیشاه نیز گزارش شده است. کاشی کاری معرق از شناسه های بارز مکتب تبریز است؛ که شاید نوآوری های علیشاه تبریزی باشد.
  6. توسعه محراب های گچ بری شده؛ که نمونه های اولیه و بدیع آنها در مساجد جامع تبریز و ارومیه مشاهده می شود؛ و در محراب اولجایتو به اوج زیبایی و ظرافت می رسد.
  7. توسعه گچ بری، به ویژه برای آراستن مقرنسها؛ که از ویژگی های مکتب تبریز است.
  8. توسعه کاربرد خط ثلث در بناها، بالاخص ابنیه مذهبی و مساجد؛ که بهترین نمونه آن حجاری سوره قرآنی نبا به خط ثلث بر روی سنگ مرمر در مسجد کبود تبریز است.
  9. توسعه قوس کلیل موسوم به آذری یا قوسی که دارای دور مرتفع است و سابقه آن به مکتب معماری شیروان می رسد که نمونه ممتاز آن در ارک تبریز مشاهده می شود.
  10. توسعه طراحی و ساخت مجموعه های معماری؛ که از ابتکارات خاص معمار عجمی نخجوانی است.
  11. تاکید بر فرم و پلان های متقارن چهار ایوانی که میراث تحول یافته پلان دو ایوان خراسانی است و باید از ابداعات علیشاه تبریزی باشد.

گور امیر آرامگاه تیمور نخستین پادشاه گورکانی

ساخته شده به سبک معماری آذربایجان
معماری آذربایجان

دامنه گسترش سبک معماری آذربایجان به لطف امپراتوری های پهناور ایلخانی و تیموری از آذربایجان فراتر رفت و به خراسان بزرگ، ترکستان، ماوراءالنهر و مصر رسید. باید تاکید شود که فروپاشی سلسله ایلخانی  و برآمدن آل تیمور نه یک تحول بنیادین فرهنگی - اجتماعی و هنری، که جابجایی در قدرت بود؛ و آن سنت های معماری که در آذربایجان عهد ایلخانی برآمده و تکامل یافته بودند، این بار در شهرهای آباد خراسان بزرگ و ماوراءالنهر چون سمرقند و مشهد رضوی عرضه و نمود یافتند.

همچنین با گشایش روابط سیاسی دربارهای تبریز و قاهره، معماری مملوکی مصر از سبک معماری آذربایجان تاثیر پذیرفت. در مصر ممالیک آثار معماری چندی با الهام از سبک آذربایجان ساخته شده است که عبارت است از مسجد امیر قسون، مسجد سلطان ناصر محمد و مجموعه سلطان حسن در قاهره.

مسجد زیبای سلطان حسن در قاهره مصر

برگرفته از معماری آذربایجان مصادف با دوران ایلخانی
معماری آذربایجان

قرون هفتم و هشتم هجری قمری عصر شکوفایی معماری در آذربایجان است. اگر چه استاد پیرنیا سبکی به نام «آذری» را توصیف و پیشنهاد کرده که مترادف با مفهوم معماری ایلخانی - تیموری است؛ اما در توصیف سبک آذری به تاثیرات بنیادین مکاتب محلی آذربایجان بر معماری دوران ایلخانی - تیموری ایران اصلا توجهی نشده است. آذربایجان با مجموعه ای از شاخص های مهندسی و تزیینات بنا، مهد معماری بشر و عهد ایلخانی معرفی می شود که در نوشتار حاضر به هفت شاخص کلی، تقسیم و دسته بندی شده که شش شاخص آنها ابداع معماران مکاتب تبریز و نخجوان است.

سبک معماری آذربایجانی، که با مجموعه ای از یازده شاخص بازشناخته می شود، برآیند پیوند سنتها و اسلوب معماری خراسانی با مکاتب معماری تبریز و نخجوان تعریف شده است؛ که معمارانی بنام چون عجمی نخجوانی و علیشاه تبریزی در آفرینش آن تاثیر بسیار داشته اند. دامنه تاثیرات سبک معماری آذربایجان از آذربایجان فراتر رفت و به خراسان و ترکستان دوران تیموریان و مصر عهد ممالک رسید.

قصر آق سرای در شهرسبز ازبکستان

شکوه معماری آذربایجان در دوران تیموری
معماری آذربایجان

معماری آذربایجان

شناخت ویژگی ها و شاخص های معماری عهد ایلخانی

معماری عهد ایلخانی با مجموعه ای از شاخص های مهندسی و تزیینات بنا معرفی می شود که از دوره سلجوقی کاملا متمایز بوده و قابل تفکیک و تشخیص است؛ که نگارنده در اینجا آنها را به هفت ویژگی و شاخص کلی تقسیم و دسته بندی کرده است:

  1. پیوستگی مناره ها به کالبد مساجد و ابنیه دینی.
  2. تاکید بر بالاگرایی و رفعت و عظمت بنا
  3. توسعه پلان متقارن چهار ایوانی.
  4. توسعه ساخت مجموعه های معماری؛ به ویژه مجموعه های دینی.
  5. افراشتن گنبدهای ساقه بلند
  6. توسعه تزئینات کاشی کاری معرق.
  7. توسعه تزئینات گچ بری؛ بالاخص گچ بری محراب ها.

هفت شناسه نامبرده در اینجا به اختصار و اجمال بررسی می شود تا در بخش بعدی نوشتار حاضر، منشا و خاستگاه آنها، که ریشه در سنت های معماری آذربایجان داشته است، بررسی و معرفی شود.

مسجد جامع یزد

به سبک معماری آذربایجان متعلق به عهد ایلخانی
معماری آذربایجان

1.1. پیوستگی مناره ها به کالبد مساجد و ابنیه دینی

طرز ساخت و آرایش نماها و  سردر ابنیه مذهبی در عهد ایلخانی دچار تغییراتی مشهود می شود که آنها را نمی توان در عهد سلجوقی یافت؛ به گونه ای که سنت ساخت مناره های بلند، تنومند و منفرد جدا از حجم، کالبد مساجد و مجموعه های مذهبی منسوخ شده و مناره ها را پیوسته با حجم و کالبد بنا می سازند، از اولین نمونه های این تحول باید به مجموعه مومنه خاتون در نخجوان اشاره کرد که بعدها در معماری عهد ایلخانی رواج می یابد

2.1 تاکید بر بالاگرایی و رفعت و عظمت بنا

معماران دوره ایلخانی در مقایسه با معماران عهد سلجوقی آثار خود را به لحاظ عظمت، تناسب اجرای ساختمان و پلان و نقشه عالی آنها متمایز کرده اند [حسن، 1366: 43] بارزترین ویژگی که آثار معماری ایلخانی را از دیگر دوره ها متمایز می کند، ارتفاع و رفعت بناها است؛ در این دوران ایوان ها بلند و کم عرض شده و به بعد عمودی فضاها نسبت به بعد افقی توجه بیشتری می شود.

سردرهای بلند، مطلوب معمار است و همین ارتفاع، بر باریک نمایی حجم و باریکتر شدن دیوارها بسیار تاثیر گذاشت . مهندسان و معماران عهد ایلخانی مسایل، تکنیک ها و فنون مهندسی خاص خود را داشتند. شاخص مهندسی ایشان را می توان ابعاد عظیم بناها و کاربرد وسیع گچ بری و توسعه طاق عرضی (Transverse) دانست؛ این نوع طاق، روشی برای پوشاندن فضاهای وسیع و مرتفع داخلی بدون نیاز به کاربرد ستون یا شاه تیر است. گرچه معماران با این تکنیک بیشتر نیز آشنا بودند، اما برای اولین بار بود که در معماری با مصالح آجری به کار می رفت .

3.1 توسعه پلان های متقارن چهار ایوانی

گذر شیوه های معماری عهد سلجوقی به دوره ایلخانی با تحول معماری رمانسک به گوتیک مقایسه شده است  معماران دوره ایلخانی، پلان های متقارن دارای ایوان را برای ساخت بناهای مذهبی و عام المنفعه چون مسجد، مدرسه و کاروانسرا برگزیدند؛ و کوشیدند با کاهش و اصلاح تاسیسات بنا تغییراتی ظریف را صورت دهند . سنت پلان های کلاسیک دو ایوانی، که اوایل قرن ششم هجری قمری در خراسان پدیدار شده بود، در عهد ایلخانی به گونه چهار ایوانی تحول و تکامل می یابد.

4.1 توسعه ساخت مجموعه های معماری

طراحی و ساخت مجموعه های معماری، بالاخص دینی، از مهمترین شناسه های معماری عهد ایلخانی است. مجموعه های بزرگ و سترگ چون جامع علیشاه تبریزی و غازانیه (شنب غازان/ شام غازان) در تبریز و ابواب البر خاقانی/ اولجایتو (گنبد سلطانیه) بعدها سرمشق ساخت مجموعه های بزرگ دینی چون جامع سمرقند و جامع گوهرشاد معاصر با سلطنت تیمور گورکانی و مجموعه سلطان حسن در قاهره مقارن با دوران ایلخانان شدند. دو مجموعه مومنه خاتون (582 ه.ق) و قره باغ لار (حدود 670 ه.ق) در نخجوان، سرمشق اولیه تمامی این مجموعه ها هستند

مقبره مومنه خاتین نخجوان

الهام گرفته از سبک معماری آذربایجان 
معماری آذربایجان

5.1 افراشتن گنبدهای ساقه بلند

ساخت گنبدهای ساقه بلند که شادروان پیرنیا آنها را با اصطلاح «گریوناری» معرفی می کند  از مشخصات معماری دوران ایلخانی - تیموری در ایران و ترکستان است؛ که بهترین مثال های آن مسجد کبود تبریز، مسجد گوهرشاد و مسجد جامع سمرقند است.

بنابر شواهد باستان شناختی، پلان بنای شمالی یافته از جبهه شمالی ارک علیشاه تبریز (ایوان تبریز) شاید برای ساخت یک گنبد ساقه بلند طراحی شده بود . گنبد مسجد جمعه اردبیل نیز از اولین سرمشق های ساخت گنبدهای ساقه بلند محسوب می شود . البته درباره مسجد جمعه اردبیل باید گفته شود که هیچ مدرک باستان شناختی مبنی بر بازسازی یا تغییر سیما و کالبد آن در دوره تیموری در دست نیست  و بنابراین، گنبد ساقه بلند آن، اصالتاً ایلخانی محسوب می شود؛ و هر چند ماکسیم سیرو اصالت این اثر را ساسانی دانسته است  اما نظر وی نیز تا به امروز فاقد اسناد و شواهد باستان شناختی بوده است. همچنین باید اشاره شود که گنبدهای مسجد دهستان قیرنا و مقبره در (درگاه) در نخجوان از گونه ساقه بلند است: که آنها را از اواخر دوره سلجوقی دانسته اند .

6.1 توسعه تزئینات کاشی کاری معرق

انواع و اقسام تزئینات آجرکاری و آراستن بنا با کتیبه های کوفی ساخته شده از آجر و یا گچ شاخص سنت معماری دوره سلجوقی به ویژه در خراسان است  به همین سبب تحول در تزیین ابنیه، نقطه انتقال معماری سلجوقی به ایلخانی است؛ که تدریجاً از تزئینات آجرکاری به کاشی کاری تغییر یافته و بر کاشی کاری معرق یا نقوش گیاهی و هندسی و یا کتیبه، تاکید می شود، توسعه تزئین بناها در دوران ایلخانان به معماری این دوره، تشخص، شخصیت و استقلال بخشید . گچ بری و کاشی کاری دو عنصر اولیه زینت در دوره ایلخانی اند؛ که نمونه ی اعلای آن گنبد سلطانیه است ، جهش معماری در عهد ایلخانی و با تاکیدی که بر تزئین بنا شده است، به رواج کاشی کاری انجامید . دوره ایلخانی، عصر برتری کاشی کاری، توسعه صنعت کاشی و گسترش فراگیر کاشی های معرق و زرین فام بود. تبریز از مراکز مهم صنعت کاشی سازی شد و صنایع سلطانیه در تولید کاشی زرین فام با کاشان به رقابت برخاست.

کاشی کاری مقبره مومنه خاتون در نخجوان نشان می دهد که این صنعت شتابان ترقی کرد و در آخر قرن ششم هجری قمری رونق یافت؛ تا اینکه در آذربایجان عهد ایلخانی مورد توجه معماران قرار گرفت . یاقوت حموی، که مقارن حکومت ایلخانان از تبریز دیدار کرده است، به کاشی کاری های زیبای منازل تبریزیان اشاره دارد .

7.1 توسعه تزئینات گچ بری

گچ بری در عهد ایلخانی توسعه فراگیر یافت اوج شکوه هنر گچ بری این زمان را باید در محراب ها جستجو کرد. صنعت محراب سازی عصر ایلخانی از دو عنصر تزئینی کاشی کاری و گچ بری بهره گرفته است. خطوط و کتیبه ها بر زیبایی و جذابیت محراب های گچ بری شده می افزاید؛ که محراب اولجایتوی مسجد جمعه اصفهان از زیباترین نمونه های شاخص آن است  اما باید اشاره شود که نمونه هایی مثل محراب اولجایتو (710 هـ ق) اساساً سرمشق هایی آذاربایجانی دارند؛ مثل محرابهای گچ بری شده یا کتیبه های کوفی و رقاع و نقش مایه های هندسی پرکار در مساجد جمعه تبریز، مرند و ارومیه، به نظر می رسد که محراب مسجد جامع تبریز (حدود 600 هـ ق) سرمشق محراب های مساجد جامع ارومیه (676 ه.ق) و مرند (731 هـ ق) بوده است

همانطور که اشاره و تاکید شد، آذربایجان منشا و نقطه حرکت تحولات معماری و پویش های هنری ایران عهد ایلخانی - تیموری بوده است. شیوه های معماری که در اینجا برای آنها اصطلاح سبک آذربایجانی پیشنهاد شده و بر معماری ایران و ترکستان در دوران ایلخانان و تیموریان سایه افکنده است خود برایند پویش مکاتب معماری نخجوان و تبریز به حساب می آید.

مسجد جامع ( بی بی خاتون ) یا مسجد تیمور سمرقند

به شیوه معماری آذربایجان در عهد تیموری

معماری آذربایجان

معماری آذربایجان

مکتب نخجوان

مکتب نخجوان، که در اواخر عهد سلجوقی در امیرنشین نخجوان پدیدار شد، با شاهکارهای معمار عجمی ابن ابوبکر نخجوانی شناخته می شود؛ که شناسه های آن عبارت است از عناصر تزیینی پرکار، تکتونیک، ساخت سردرهایی بلند با یک جفت مناره استوار بر بام آن و طراحی و ساخت مجموعه های معماری  عجمی نخجوانی مجموعه های معاری اش را از ترکیب یک مسجد با یک آرامگاه برجی شکل و یک سردر ورودی با یک جفت مناره می ساخت؛ که گاهی بدان ها یک خانقاه نیز اضافه می شد.
عجمی در تزیین این مجموعه ها به کاربرد طاق نماهای عجمی یا عجمانه، کاشی معقلی و نقش مایه های پرتکلف هندسی و نیز بالاگرایی و رفعت و عظمت بسیار گرایش داشت . مکتب نخجوان سرآغازی بر ساخت مجموعه های معماری و الحاق یک جفت مناره بر سردر اصلی بناهای مذهبی و پیوستگی مناره به کالبد بنا در معماری دوران ایلخانان است. مجموعه مومنه خاتون در نخجوان سرمشق این ویژگیها است.

 از شیوه افراشتن یک سردر بلند یا یک جفت مناره سوار بر راس آن، که در مومنه خاتون و قره باغ لار نخجوان مشاهده می شود 

بعدها در طراحی و ساخت سردرهای مساجد اشترجان، جامع یزد، سلطان بخت آغای اصفهان و نیز گور میر سمرقند اقتباس شده است. در مکتب نخجوان همانند شیوه معماری رایج در عهد سلاجقه، بر آجرکاری و تزیینات آجری تاکید شده است: اما در اینجا آجرکاری با کاشی کاری معقلی ترکیب شده و عنصر کاشی نمود بیشتری یافته است؛ و همین نقطه آغازین تحولات کاشی کاری در مکتب معماری تبریز است. در حقیقت، توسعه کاشی کاری معرق در معمار عجمی نخجوانی در تزیین نمای معماری اسلامی ایران، که با مکتب معماری تبریز آغاز شد، ریشه در مکتب نخجوان دارد برج مومنه خاتون (582 ه ق)

 بر تزیینات کاشی در کنار تزیینات آجری تاکیدی وافر اداشته است؛ که بدان ها تکنیک کاشی کاری معقلی یا نگین می گویند و عبارت است از نشاندن کاشی های ساده فیروزه ای و لاجوردی بر متنی آجری . البته چگونگی و کیفیت کاربرد کاشی، فصل ممیز مکتب نخجوان از تبریز است.

مسجد کبود تبریز

 مثالی از معماری سبک آذربایجان از عهد ایلخانی - تیموری برای قره قویونلو

معماری آذربایجان

در مکتب تبریز، فن کاشی کاری معرق بر آجرکاری غلبه یافت؛ که گنبد سلطانیه و مسجد کبود نمونه های اعلای آن است؛ اما از کاشی کاری های پرتکلف مجموعه معماری علیشاه تبریزی و همچنین غازانیه صرفاً روایات تاریخی بازمانده است ، فن کاشی کاری نگین با معقلی در سه مسجد زوزن و فرومد و گناباد نیز مشاهده می شود  که هر سه بین سالهای 600 تا 609 هـ ق در خراسان ساخته شده اند نظر به تقدم زمانی و پیشگامی مجموعه مومنه خاتون بر این سه مسجد زیبای خراسانی، به نظر می رسد که معماران خراسانی از سرمشق های آذربایجانی پیروی کرده اند. البته باید اشاره و تاکید کرد که سابقه و قدمت فن کاشی کاری نگین اصالتاً به مراغه عهد سلجوقی می رسد؛ جایی که نمونه های کاشی کاری نگین به رنگ فیروزه ای بر پیشانی درگاه گنبد سرخ (542 ه ق) و برج مدور (563 ه ق) مشاهده می شود  البته از گنبد خواجه اتابک در کرمان نیز کاشی کاری نگین گزارش شده است

اما نظر به فقدان کتیبه و سنگ مزار در این بنا و صرف انتساب این مقبره به خواجه اتابک وزیر دربار سلاجقه نمی توان به یقین اظهار نظر قطعی کرد؛ و به احتمال بسیار منشا و مبدا فن کاشی کاری همان مراغه بوده است: با این حال، برج مومنه خاتون در نخجوان (582 ه ق)

از نمونه های عالی، ممتاز و بدیع ترکیب آجرکاری هندسی و گره بندی های آجری با کاشی های نگین در معماری ایرانی است؛ که معمار گنبد کبود مراغه (592 ه ق) حداکثر تلاش خویش را به کار بسته است تا بدان نزدیک شود، ساخت گنبدهای ساقه بلند از دیگر نکات قابل تامل و شایان توجه درباره خصوصیات مکتب معماری نخجوان است: طراحی  وساخت مسجد قیرنا و مقبره در (درگاه) در نخجوان، که هر دو گنبد ساقه بلند داشته اند، به معمار عجمی نخجوانی منسوب شده است. اگر این انتساب درست و قابل تایید باشد آنگاه گنبد ساقه بلند باید از دیگر نوآوریها و ابداعات معمار عجمی نخجوانی معرفی شود!

در یک جمع بندی کلی، بالاگرایی و عظمت، الحاق مناره ها به کالبد بنا ساخت مجموعه معماری، تزیینات عجمانه، تکثر و تکلف نقشمایه های هندسی و کاشی کاری که در مکتب معماری تبریز مشاهده می شود از مکتب نخجوان به ارث رسیده است.

آرامگاه و تربت خواجه ابونصر پارسا در بلخ

ساخته شده در دوره تیموریان به سبک معماری آذربایجان

معماری آذربایجان

مکتب تبریز

مکتب تبریز با عصر اصلاحات غازانی آغاز می شود و از این هنگام است که دو ویژگی عظمت و آراستگی شکوه مند در معماری ایرانی پدید می آید. در کنار کاشی کاری گسترده سطوح و گچ بری و تزیین بناها یا خوشنویسی و خطاطی باید بر رفعت، عظمت و سترگی ابنیه در مکتب تبریز اشاره شود. گنبد غازانیه، گنبد سلطانیه، مجموعه جامع علیشاه و مجموعه رشیدیه نمایندگان این مکتب اند . لازم به توضیح است هنگامی که مکتب معماری تبریز در ترکستان و ماوراالنهر رواج می یابد، ویژگی بالاگرایی تنها در رفعت گنبدها و سردرها متجلی می شود.

پیوستن مناره ها به کالبد بنا میراث مکتب معماری نخجوان است؛ با این تفاوت که در مکتب نخجوان، مناره ها به صورت یک جفت سوار شده بر باام سردر اصلی (Portal) مجموعه معماری مشاهده می شود؛ اما در مکتب تبریز، مناره ها به صورت بلند، کشیده و مرتفع در طرفین پیش طاق یک طرح متقارن چهار ایوانی تجلی و تظاهر آشکار می یابند؛ که جنبه بصری بسیار قوی داشته و حس شوکت، رفعت و عظمت را در بیننده القا می کند، که بر مبنای مطالعات باستان شناختی درباره ارک علیشاه تبریز، این اسلوب باید از ابداعات علیشاه تبریزی بوده باشد . همچنین طراحی و ترکیب چند مناره ای، که نمونه عالی آن در گنبد سلطانیه مشاهده می شود و بعدها در مسجد جامع سمرقند و گور میر اقتباس شد، به علیشاه تبریزی منسوب است

تحول و تکامل پلان دو ایوانی خراسانی به چهار ایوانی آذربایجانی از مهمترین نقاط عطف در معماری عهد ایلخانی است که در مکتب تبریز حادث شد.  با مراجعه به متون تاریخی درباره مسجد جامع علیشاه در تبریز در می یابیم که این پلان نیز باید از ابداعات علیشاه تبریزی باشد. پلان های مساجد ایرانی ما قبل ایلخانان، بالاخص در دوره سلجوقی، از گونه تک ایوانی است؛ که نمونه های شاخص آن عبارت است از مساجد جامع بروجرد، تبریز، اردستان، قزوین و گلپایگان .

مجموعه غازانیه ( شنب غازان ) تبریز

معماری آذربایجان در دوران ایلخانی
معماری آذربایجان

سبک کلاسیک ایوان دار دوره سلجوقی، تک ایوانی است؛ و مسجد جمعه اصفهان و مسجد جامع اردستان در ابتدا تک ایوانی بودند . پلان هر دو مسجد نامبرده در گذر ایام از تک ایوانی به چهار ایوانی متحول شد؛ و هیچ کدام از آغاز طراحی و اجرای چهار ایوانی نداشتند . بنابراین سرآغاز طرح کلاسیک دو ایوانی به خراسان باز می گردد که سه مسجد زوزن و فرومد و گناباد با طراحی دو ایوانی در فاصله 600 تا 609 ه ق ساخته شدند 

و همین سه مسجد سرمشق و الگوی معماران مکتب تبریز برای آفرینش پلان متقارن چهار ایوانی شدند؛ که اولین نمونه آن باید جامع علیشاه تبریزی باشد. همچنین، به طور کلی، معماری مساجد و ابنیه دینی آذربایجان تا دوره ایلخانی با پلان ایوان دار و پلان ستون دار (عربی) بیگانه است و مساجد فضاهایی تک محوری اند که مثال های شاخص آن عبارتند از: مسجد قیرنا، مساجد جامع تبریز، محمدیا سینیق قلعه باکو، ارومیه، سجاس و نخجوان و مساجد مجموعه های مومنه خاتون و قره باغ لار . بنابراین ظهور پلان ایوان دار در آذربایجان عهد ایلخانی تاثیر بسیار قوی و آشکار معماری خراسانی است؛ که سرمشق های شناخته شده آن مساجد زوزن فرومد و گناباد است.

نماسازی الحاقی و روسازی پوسته ای با آجر و گچ و کاشی کاری گسترده سطوح بنا از مشخصات بارز مکتب تبریز است که پیش از آن سابقه نداشت و صنعت و هنر کاشی کاری معرق با مکتب تبریز توسعه یافت. روی هم رفته می توان گفت کاشی های بناهایی که در مکتب تبریز ساخته شده اند به لحاظ فرم به دو گروه تقسیم می شوند: کاشی های تزیین حاشیه افریزها و چهار کنج و نیز کاشی هایی که همانند فرش سراسر دیوارها را می پوشانند، این کاشی ها شکل هشت ضلعی و صلیبی دارند و فضای خالی میان آنها را کاشی های ستاره ای پر می کنند.

مسجد جامع ورامین

نمونه زیبا از شیوه معماری آذربایجان در دوران ایلخانی

معماری آذربایجان

خانقاه پیرحسین باکویی - درناحیه قاضی محمد- مقبره بردعه و مسجد کبود را می توان بهترین و مناسبترین مثال و شاهد این ادعا آورد؛ کما اینکه هنر قالیبافی آذربایجان بر نقش مایه کاشی ها بسیار تاثیرگزار بوده است. . معماران ایرانی از شیوه تبریزی پوشاندن سطوح دیوارها به ویژه نماهای درونی بنا نه تنها در دوران ایلخانان استقبال کردند که در عهد تیموری نیز به ویژه در نمونه های عالی سمرقند، کاربرد این تکنیک دیده می شود. ابن بطوطه گزارش می کند که حیاط مسجد جامع علیشاه مفروش به مرمر و دیوارهای آن تماما کاشی کاری شده بود

در مکتب تبریز همچنین نشانه هایی از تاثیر مکتب معماری محلی شیروان دیده می شود. ساخت قوس هایی که شادروان پیرنیا آنها را قوس کلیل یا قوس آذری نامیده است  در اصل، میراث مکتب شیروان است

 سابقه تزیینات گچ بری درون ابنیه  بالاخص محراب ها نیز به مکتب شیروان می رسد. در عد ایلخانی کاربرد سنگ تراشیده تنها در بناهای آذربایجان مشاهده می شود؛ که از نمونه های شاخص آن مسجد سنگی ترک در میانه است . کاربرد تزیینات سنگ بری در معماری دوران ایلخانی - تیموری نیز از مکتب شیروان به ارث رسیده است؛ که نمونه های عالی و اعلای آن در این دوران را به صورت حجاری آیات قرآنی سوره نبا به خط ثلث بر روی سنگ مرمر در مسجد کبود مشاهده می کنیم.

طاق نماهای عجمی یا عجمانه و نیز طاق نماهای قطعه ای یا نقول قطعه ای از دیگر تکنیک های تزیینی اند که در مکتب نخجوان پدید آمدند؛ اما در مکتب تبریز نهادینه شدند؛ که نمونه های عالی آنها در ارک علیشاه تبریز مشاهده می شدند

آرامگاه سلطان بخت آغا اصفهان

با کاشی های فیروزه ای و لاجوردی اقتباسی از معماری آذربایجان

معماری آذربایجان

عجمی یا عجمانه (برگرفته از نام معمار عجمی نخجوانی) گونه ای از تزیینات نقل به شکل طاق جناغی با خیز زیاد و عرض کم است که با فنون آجرکاری و یا گچ بری می سازند . ارک علیشاه تبریز دارای بهترین نمونه های تزیینات عجمی است؛ که تا به امروز نیز بر جای مانده اند , اما متاسفانه دو طاق نمای قطعه ای آن، که دارای کتیبه کوفی الصلوه الامعراج المومن بودند، در سال 1360ه.ش تخریب و برای همیشه نابود شدند.

مجموعه های رشیدیه، غازانیه، سلطانیه و علیشاه تبریزی نمونه های شاخص و کلاسیک مکتب تبریز بر مبنای متون تاریخی و مشاهدات باستان شناختی اند. از مجموعه رشیدیه یا ربع رشیدی و غازانیه و شنب غازان/ شام غازان متاسفانه چیزی بر جای نمانده است و آنها را صرفاً بر پایه روایات تاریخی می شناسیم تا کاوش های باستان شناختی، بر مبنای متون تاریخی همین قدر می دانیم که رفعت، عظمت و کاشی کاری معرق و حجاری خطوط ثلث و باغ سازی ایرانی در غازانیه و رشیدیه نمودی آشکار داشته است .  بررسی تحلیلی نتایج کاوش های باستان شناختی در ارک علیشاه تبریز نشان داده است که این اثر در اصل یک بنای آرامگاهی ناتمام با طرح یک ایوان بسیار بلند و رفیع در صحن مجموعه جامع علیشاه بوده است؛ که در طرفین پیش طاق آن، دو مناره بلند با ارتفاع بیش از 36 متر افراشته بودند . بنابراین درباره مسجد علیشاه تبریزی چیزی بیش از روایات تاریخی نمی دانیم؛ و این که طرحی چهار ایوانی با صحن مرکزی دارای باغ - احتمالا طرح ایرانی؟- داشته وبه کاشی کاری معرق و محراب مزین و پرتکلف و مناره های تنومند طرفین پیش طاق آراسته بوده است.

البته بر پایه کاوشها چنین استنباط می شود که طرح اجرای یک گنبد ساقه بلند در محوطه شمالی ارک علیشاه در دست اقدام بوده است .

مسجد اشترجان اصفهان

مربوط به دوره ایلخانی به سبک معماری آذربایجان

معماری آذربایجان

گنبد سلطانیه یا ابواب البر خاقانی / اولجایتو، محوریت و مرکزیت یک مجموعه معماری دینی و حکومتی پرتکلف بوده است. گنبد سلطانیه بر مبنای تحلیل فضایی و پلان، شواهد باستان شناختی و اسم و عنوانی که داشته است، آرامگاه اولجایتو پنداشته می شود. کاشی کاری معرق پرتکلف، گچ بری های پر نقش و نگار، اجرای خطوط ثلث، رفعت و عظمت، اجرای قوسهای آذری و ترکیب بندی چند مناره ای از مشخصات گویای مکتب تبریز است که در این شاهکار معماری نمود عینی دارند . طراحی و ساخت این اثر نیز به علیشاه تبریزی منسوب است

نتیجه گیری

سبک آذربایجانی، معرف خصوصیات و شیوه های معماری ایرانی در سده های هفتم و هشتم هجری قمری است؛ که با شناسه هایی یازده گانه از شیوه های معماری عصر سلجوقی خراسان - ماوراءالنهر متمایز می شود؛ این سبک بر مبنای آموزه ها و تجارب مکاتب تبریز و نخجوان و در پیوند با فرم متقارن دو ایوانی خراسانی شکل گرفته است؛ که این آفرینش هنری، برآیند پیوندهای فرهنگی - اجتماعی ایران بزرگ از آذربایجان تا خراسان بزرگ بوده است.

دامنه تاثیرات سبک معماری آذربایجان تا خراسان و ترکستان دوره تیموری و مصر عهد ممالیک امتداد یافت. حضور سبک معماری آذربایجانی در خراسان و ترکستان پایدار بود؛ به طوری که شیوه های معماری دوره متقدم تیموری ادامه راه و سنت هایی است که از آذربایجان دوران ایلخانان برآمده بودند.

باید توجه کرد که در دوره تیموری در ترکیب بندی مناره ها، تکنیک ساخت گنبد و کاشی کاری تحول چندانی پدید نیامد؛ و معماری دوره تیموری صرفا ادامه راهی بود که معماران ایرانی از تبریز آغاز کرده بودند.

مقبره شیخ عبدالصمد اصفهانی صوفی مشهور ایلخانی در نطنز

با شیوه زیبای معماری آذربایجان

معماری آذربایجان

همچنین میتوان به سه گنبد و مسجد جامع سلجوقی شهر ارومیه

مسجد جامع ارومیه

یا مسجد جامع سلجوقی اردبیل

مسجد جامع اردبیل

و یا به گنبدهای تاریخی شهر مراغه مانند گنبد غفاریه، گنبد سرخ، گنبد کبود، گنبد مدور و... از دوره سلجوقی و ایلخانی اشاره کرد.

گنبدهای مراغه

بنابراین شایسته است که به جای اصطلاحات نادرست ایلخانی - تیموری و آذری از اصطلاح سبک معماری آذربایجان استفاده شود؛ که اساس و مبنای آن چشم انداز پیوندهای فرهنگی - اجتماعی ایرانیان در بستر تاریخ و آفرینش های هنری برآمده از همین تعاملات تنگاتنگ و دو سویه است. سبک معماری آذربایجانی، که نقطه اوج و تکامل آن مکتب تبریز است، در تاریخ فرهنگ و هنر ایران زمین نقطه تکامل سبک خراسانی سده های چهارم تا ششم هجری قمری و زمینه ساز و مقدمه پیدایش اسلوب معماری عهد صفوی است.

نویسنده مقاله : بهرام آجورلو ، استادیار باستان شناسی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

نویسنده مطلب: دنیز قارتال

لینک پست مکتب نگارگری تبریز

لینک پست شنب غازان تبریز

لینک پست گنبد سلطانیه زنجان



مرتبط با : ایران آذربایجان * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : شیوه آذری-معماری ایرانی-سبک معماری-ایلخانی-ابنیه های تاریخی-معماری اسلامی-معماری سنتی-
نویسنده : دنیز قارتال
تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394
زمان : 02:10 ب.ظ
تربیت نسل جدید
نظرات | ادامه مطلب

تربیت نسل جدید درست است عایا ..؟!

نظر شریفتان در مورد این تصویر چیست عایا ؟!

بچه های امروزی

بچه خوبی هستند عایا؟! بچه تکنولوژی هستند عایا؟! یا چی عایا؟!
از شوخی بگذریم اگر نگاهی دقیق کنید خواهید دانست که این یک فاجعه است که دو کودک همسن آنهم در مهمانی کنار هم نشسته و بدون توجه بهم مشغول عصر جدید گیم بازی و تبلت و غیره هستند!
متاسفانه همبازی کودکان شهری امروزی یک جسم مجازی و آهنی شده است.
اگر ما بزرگترها اجبارا غرق در کار و نیاز به فضای مجازی شده ایم لااقل کودکان را به فضای طبیعی نزدیک و از مجازی تا حد امکان دور کنیم حتی بگذاریم آنها با خاک و چمن و حیوانات بازی کنند.
در حالی که یکی از نیازهای بشری از اول آفرینش حس اجتماعی و گفتگو و معاشرت است اما ما و محیطمان در حال تغییر از سنتی به مدرنیزه است ولی این تغییر که با تکنولوژی همراه است قبل آمدن فرهنگش به محیط و اجتماعمان خودشان آمدند مانند: آپارتمان نشینی، وسایل ارتباط مجازی و ماشین راندن و...!

کودکان نسل جدید حداقل در شهر ما تبریز با کمبود شدید سرانه فضای ورزشی، تفریحی مواجهند از طرفی با از بین رفتن زندگی سنتی حیاط نشینی بچه ها از بازیهای قدیمی و فعالیتهای بدنی و معاشرت بسیار دور شده اند و این علاوه بر مشکلات جسمی آینده روح و روان آنها را نیز مبتلا به افسردگی و غمگین و بدون اعتماد بنفس و گوشه گیر خواهد کرد چیزی که نسل دهه 60 نیز آنرا کمابیش تجربه دارد!

واقعا چطور ممکن است دو بچه همدیگر را دیده و بعد از خوشحالی بدون توجه بهم و بازی با یکدیگر بر سر گوشی موبایل یا میز کامپیوتر نشسته و باخود و آن دستگاه فقط مشغول باشد؟!
مگر ممکن بود ما که نسل دهه های قبل 60 و 50 و.. بودیم و در خانه و حیاط فامیل همبازیهای خود را میدیدیم بازی نکنیم؟!
هیچ اسباب بازی هم اگر نبود با گرگ به هوا یا گیزلن پانج و خیلی بازیهای مفرح دیگر با یکدیگر بازی میکردیم.

شاید میگویید ما نسل جدیدتر و عصر جدید را درک نمیکنیم اما من بشما میگویم این آنها هستند که لذت گذشته و عالم کودکی سنتی را نمیدانند، در جوامع بشری صنعتی و پیشرفته معمولا مانند ما گذشته و فرهنگ غنی نداشتند و حالا مجبورند با روش عصر نو خود پیش بروند اما آیا ما هم مجبوریم؟!

خلاصه در تربیت فرزندان خود بیشتر دقت کنیم و به آینده و همچنین گذشته خود توجه کنیم که چه بودیم و چه هستیم و چه خواهیم شد...

اگر تربیت نشد سنگفرش تربیت تبریز ببرید حتما درست میشود!
تربیت

در مسائل تربیتی ما ترکهای ایران روشهایی خاص و متفاوتر از فارسهای عزیز هموطن داریم که به هیچ وجه نمیتوان گفت کدام خوب هستند یا بد اما یک نمونه از آنرا بیان میکنیم:
در تربیت کودک معمولا ترکها گزینه های روی میز بیشتری دارند از حد مذاکره با کودک گرفته تا خشونت و حمله نظامی!
اما فارسها گزینه های کمتری دارند و معمولا اصلا اهل دعوا کردن کودک حتی در شرایط سخت و شلوغی نیستند و بچه تقریبا تا آستانه هرکاری پیش میرود!

فرزندان ترک زبان معمولا کم رو، خجالتی، گفتار سخت در عموم چه ترکی چه فارسی مگر موارد خاص مانند بازیگران و هنرمندان، تودار و دورن گرا، زودجوش، مقید به زمان و مکان حتی در پوشش و رفتار و گفتار خود، با اعتماد بنفس کمتر بار میایند و درست در نقطه مقابل کودکان تربیتی جامعه فارس هستند. البته همانگونه که اشاره شد هیچیک برتری بهم ندارند و هرکدام محاسن و معایب خاص خود است.
این موارد فوق الذکر حتما برای همه صدق نمیکند ولی در عمومیت جامعه اینچنین است ولی لازم است در همه موارد حد تعادل را حفظ و بیشتر برای آموزش و تربیت و تعلیم کار کرد.

در پایان نطقهای پیش از دستور خود با تاکید اینکه نگذاریم نسل بعدی مانند نسل فعلی به  روزی بیفتد که در ادامه مطلب گزارش آناج از جوانان دودی و قلیانی ارائه میدهد که یکی از دهها مشکل جوانان امروزی و برای تسکین خود انجام میدهند ..!
تنها جاهایی که در کشور ما از رونق نمیفتند و همیشه بساط کاسبی خوبی دارند همین قلیان سراها و سیل جوانان و بدتر نوجوانان پسر و دختر است و این هم شاید بدلایل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مشکلات دیگر برمیگردد.



مرتبط با : ایران
برچسب ها : جامعه-تربیت کودک-بچه های عصر جدید-قلیان کشی جوانان-جوانان تبریز-بازی کودکان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 8 مرداد 1394
زمان : 01:01 ب.ظ
تولد بابک خرمدین
نظرات |

10 تیر ماه چشم ایران به سردار آذربایجانش روشن شد

babək

22 سال مقاومت و در نهایت شهادت عزتمند،  10 تیر روز ولادت بابک خرمدین نقطه عطفی در تاریخ حماسی رئال ایران که تاریخ کشور ما را در برابر اعراب زنده و سربلند نگهداشت.
هرچند امام حسین هم در نهایت شهید شد اما این یاران کربلا بودند که تا ابد ماندگار و عزتمند شدند، بابک و خرمدینان نیز چنین بودند.
قبلا بارها در مورد قلعه بابک و حماسه آن گفته شده است ما هم امروز را به یاد این سردار شرافتمند و ابر قهرمان واقعی گرامی میداریم و این روز بزرگ را به همه آذربایجان و ایرانیان تبریک میگوییم.

خلیفه: عفو میکنم بشرطی که توبه کنی!
 بابک: توبه را گنهکاران کنند

منبع نوشته - بیتوته
یکی از بزرگترین جنبش هایی که برای کوتاه کردن دست تازیان در ایران آغاز شد جنبش ملی خرمدینان در قرن دوم و سوم هجری بود ،ملت ایران که در این تباهی هیچ نقشی نداشت تا آخرین دم برای کشورشان جان فشانی کردند .خرمدینیان در آذربایجان ، گیلان و طبرستان تا دویست سال در برابر تازیان مقاومت کردند. در ناحیه خراسان آزاد مردی بنام یعقوب لیث صفاری تا زمانی که بیماری او را از پای در نیاورده بود در برابر تازیان مقاومت کرد.

babak fort

اینجاست که بزرگی روح ملتی ثابت می شود در حالی که تازیان شام و مصر و شمال آفریقا فرهنگ و تمدن آنها را نابود کردند و امروز کوچکترین اثری از زبان آنها نیست اما ایران هنوز زنده است.

مردان بزرگی مانند بابک ،نیازی ندارند که ما از اصل و نصب آنها با خبر بشویم. متاسفانه مورخان تازی از جمله به دلیل دشمنی که با بابک داشته اند به بدگویی درباره ی اصل و نصب و پدر و مادر بابک پرداختند.

ابن العبری در مختصر الدوله می نویسد شمار پیروان بابک به جز پیادگان بیست هزار نفر بود و هیچ زن و مرد و کودکی از مسلمانان نمی یافتند مگر آنکه او را پاره پاره کنند و بکشند و شمار کشتگان به دست بابک به دوبیست و پنجاه و پنج هزار نفر رسید. البته قابل ذکر است که این مورخ تازی مغلطه می کند چون بابک اکثر اوقات با سربازان تازیان می جنگیده و منظورش از مسلمانان مرد و زن و کودک فقط سربازان خلیفه عباسی بوده است. عفوی در جوامع الحکایات می نویسد در تاریخ مقدسی نوشته شده که بابک یک میلیون مسلمان را کشت.

قلعه بابک

ابونصر بغدادی می نویسد شمار پیروان بابک از آذربایجان و دیلمستان که به او پیوسته بودند سی صدهزار نفر بود.
نظام الملک طوسی در سیاست نامه نوشته است که از یکی از جلادان بابک که گرفتار شده بود پرسیدند توچند نفر را کشتی وی گفت من سی شش هزار عرب بیرون از جلادان دیگر و آنچه در جنگ ها کشته ام.
مولف روضه الصفا نیز شمار کشته شدگان به دست بابک را یک میلیون نفر تخمین زده است.
اعتماد السطنه نیز در منتظم ناظری شمار کشتگان بابک را در بیست و سه سال به دوبیست و پنجاه پنج هزار نفر تخمین زده است.
نخستین بار جنبش خرمدینیان در سال ۱۶۲ هجری ظهور کرد و این جنبش تا سالها بعد از در گذشت بابک ادامه داشت.

عبدالحسین زرین کوب در کتاب دوقرن سکوت می نویسد بیشتر مطالبی که درباره بابک نوشته شده توسط تاریخ نویسان تازی بوده و غرض آلود و افسانه آمیز بود از این رو به دشواری می توان از ورای غبار و افسانه ها سیمای واقعی او را دید، تاریخ نویسان تازی کوشیده اند که سیمای او را زشت و ناپسند جلوه بدهند افسانه هایی که در باره او جعل کرده اند به خوبی نشان می دهد که با غرض و نیت خاصی سعی کرده اند نام بابک را آلوده بکنند.

سردار ایرانی

استاد عبدالحسین زرین کوب نیز اعتقاد دارد که مورخان تازی در مورد تعداد کشته شدگان به دست بابک اغراق می کنند عبدالحسین زرین کوب نوشته است که بابک سرداری دلیر و هوشمند بود که مدت ها شورش ها و آشوب های مزدکیان و خرم دینان را رهبری کرده است و بر خلاف نوشته های تاریخ نویسان تازی در میان طبقه کشاورز نیز دارای طرفداران زیادی بوده است.

بدینگونه بود که بابک در سال ۲۰۰ هجری به نام آئین خرمدینیان و برای ادامه نهضت جاویدان مزدکی به پا خواست در این سالها ماموران خلیفه سرگرم مساله علی ابن موسی الرضا(ع) و خنثی کردن توطئه های ایرانیان که یکی از آنها خاندان آل سهل بود مشغول بودند و فرصتی برای بابک پدید آمد تا در کوهستان های آذربایجان قدرتی بدست آورد.
در بیست سالی که بابک با خلیفه عباسی رزم می کرد ماموران خلیفه بارها برای سرکوب بابک آمدند ولی نارضایتی مردم تنگی راه و سرما باعث شکست اعراب می شد.

در اینجا به شرح جنگ های بابک با تازیان می پردازیم این نوشته ها از نوشته های تاریخ نویسان تازی اقتباص شده و تشخیص درست و صحیح اش به عهده خودتان است.

آذربایجان

در سال ۲۰۱ معتصم مر اسحق بن ابراهیم را که امیر بغداد بود به جنگ بابک فرستاد و شصت هزار نفر از ایشان بکشت و وقتی سپاهیان اعراب پشت سر هم به بابک حمله کردند بابک ضعیف شد و بابک از رومیان کمک خواست و رومیان به شهر زبطره حمله کردند و وقتی خبر به معتصم رسید دستور حمله به روم را صادر کرد و اینگونه از فشار از روی بابک کاسته شد.

 در سال دوم از قیام بابک خلیفه محمد ابن حمیدالطوسی را همراه با طاهر ابن عبدالله و افشین را نیز که یک سردار ایرانی بود فرستاد و بابک عصمت ابن ابی سعید را با سه هزار نقر پیش افشین فرستاد.

محمد ابن بعیث ، عصمه را در مهمانی باده به گروگان گرفت و گفت دیگر سرهنگ ها را صدا بزن و الا تو را می کشم و دیگر سرهنگ ها را اینگونه به چادر کشاند و کشت و سپس سر همه آنها را با عصمه به نزد افشین فرستاد و افشین نیز آنها را به نزد معتصم فرستاد. سپس افشین هفت ماه در دره ای منتظر بود تا اینکه یک نفر را به نزد بابک فرستاد و به بهانه ی پول او را به جایی کشید تا بکشد اما بابک توانست بگریزد افشین ۱۵۰۰۰ نفر را بر سر دره ها مستقر کرد و محمد بعیث را با ۵۰۰۰ نفر به پیش فرستاد ولی بابک با دوهزار نفر به آنها شبیخون زد و افشین به طرف اردبیل فرار کرد.

بابک خرمدین

سردار آذربایجان

وقتی که بهار آمد معتصم طلاهای بسیاری فرستاد و افشین با ۳۰۰۰۰ نفر به حصار بابک حمله کرد وبسیاری از افراد بابک را کشت و فقط بابک با چند تن از نزدیکانش توانستند بگریزند.

ابن خلدون می نویسد بابک در سال ۲۰۲ به دعوت جاویدان ابن سعل شهر بذل را گرفت و مامون در آنجا با وی به پیکار پرداخت و دژهایی را که میان اردبیل و زنجان بود ویران کرد.

پس از جنگ های ۲۰۱-۲۰۲ در سال ۲۰۴ جنگ دیگری میان سپاهیان مامون و لشگر بابک روی داد و زبری و ابن الاثیر نوشته اند که در این جنگ هیچ پیشرفتی نبوده است وقتی خبر به خلیفه رسید یحیی ابن معاذ را به جنگ بابک فرستاد و یحیی ابن معاذ شکست خورد.
در سال ۲۰۵ نیز جنگ دیگری رخ داد خلیفه ،عیسی بن محمدبن ابی خالد را به حکمرانی ارمنستان و آذربایجان داد و به جنگ بابک فرستاد. در سال ۲۰۶ عیسی بن محمد توانست شکست هایی را بر بابک وارد کند.

در سال ۲۰۸ علی بن صدقه از جانب مامون به حکمرانی آذربایجان و ارمنستان گماشته و به جنگ بابک رفت. در سال ۲۰۹ احمد ابن جنید اسکافی به جنگ بابک رفت و بابک وی را اسیرش کرد و بعد از او ابراهیم بن لیث بت فضل را حکمرانی آذربایجان دادند.

در سال ۲۱۱ محمد ابن سیدبن حکمران موصل به دست صدیق علی ابن صدقه کشته شد و خلیفه محمدابن حمید طوسی را به جنگ آن دو فرستاد.

babak castle

در حوادث سال ۲۰۱۲ مامون طاهر ابن محمد صغانی را حکمران آذربایجان و ارمنستان کرد و هرثمه ابن اعین را از همدان فرستاد وی قصد عراق داشت وی به وارثان رفت که از اعمال آذربایجان بود و به فرماندهان لشگر ارمنستان نوشت و ایشان با مامون بیعت کردند و حکمرانان قبلی آنجا که از سوی امین مخلوع منصوب شده بود را به نامهای سلیمان ابن اسحاق عمر و الحزنون و نرسی عبدالرحمان ابن بالطریق الران دست به شورش برداشتند و مامون مرزهربن سنان تمیمی را به جنگ آنها فرستاد و آنها شکست خوردند و پسرش جعفر بن اسحق ابن سلیمان را اسیر کردند و به نزد مامون بردند.

محمدابن الرواد ازدی به جنگ بابک رفت و بابک او را در تنگه ای شکست داد، وقتی کار بابک بالا گرفت مامون مرزیق ابن علی این صدقد عضدی را حکمرانی داد از او کاری بر نیامد و سپس ابن حمید طوسی را حکمرانی داد ولی مرزیق با ابن حمید به جنگ پرداخت و محمدابن حمید یارانش را کشت و مرزیق را به نزد مامون فرستاد.

سپس محمد ابن حمید به جنگ بابک رفت و بابک در تنگه ای او را شکست داد و محمد و یارانش کشته شدند و چون محمد ابن حمید کشته شد مامون عبدالله ابن طاهر را حکمران آذربایجان و ارمنستان کرد.

 از سال ۲۱۲ به بعد حمله لشگریان خلیفه به بابک سخت تر شد و محمد ابن حمید طوسی از جانب مامون به جنگ بابک رفت، محمد ابن حمید ابتدا به موصل رفت تا با زریق علی ابن صدقه جنگ کند و لشگر دیگری در ربیعه و یمن گرد آورد و به جنگ زریق رفت ،سپاه زریق در هم شکسته شدند سپس وی به آذربایجان رفت و در بین آنها شش جنگ سخت در گرفت که سرانجام محمد ابن حمید کشته شد.

جنگ ایران و اعراب

بابک قالاسی

پس از کشته شدن محمد ابن حمید در سال ۲۱۴ علی ابن هشام به جنگ بابک رفت.

در سال ۲۱۷ مامون حکمرانی آذربایجان و جنگ با بابک را به طاهربن ابراهیم سپرد در همان سال مامون علی ابن هشام را به دلیل زیاده روی در غارت و ظلم کردن به مردم کشت، علی ابن هشام چون فکر می کرد که قصد کشتنش را دارند سعی کرد به بابک بپیودند اما نتوانست و وی را نزد خلیفه بردند و کشتند.

در سال ۲۱۸ مردم بسیاری از همدان ،اصفهان ،ماسبذان به بابک خردمین پیوستند و در همدان لشگر کاه فرستادند معتصم سپاهی را به همدان فرستاد و شصت هزار نفر از مردم را در جنگ کشتند و بقیه که زنده مانده بودند به روم گریختند. آغاز این قیام خرمدینان با آخرین روزهای زندگی مامون همراه بود بعد از مامون معتصم به جنگ با بابک پرداخت. در سال ۲۱۹ اسحق ابن ابراهیم با هزاران نفر از اسیران خرمدینی وارد بغداد شد و به جز زن ها و کودکان صدهزار تن از مردان را کشت.

بعد از مدتی بابک توسط سپاهیان بغداد محاصره شد و عرصه به او تنگ آمد بابک نامه ای به امپراتور روم نوشت و از او یاری خواست همزمان مازیار در طبرستان هم بر علیه خلیفه قیام کرد و بابک و مازیار و افشین و تئوفیل (پادشاه روم شرقی) برای بر انداختن خلیفه همدست شدند در سال ۲۲۳ تئوفیل سپاهی به یاری بابک فرستاد خلیفه نیز افشین را که در باطن بابک بود به جنگ با بابک فرستاد.و  سر انجام افشین با نیرنگ بابک را اسیر کرد خلیفه نیز تئوفیل را شکست داد.

کلیبر

عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد دوستیها و دلنوازیهایی که افشین گاه و بی گاه در نهان به جان بابک می دارد دام فریبی برای خصم بود. بعد ها بعد از براندازی وی وقتی افشین خود قربانی طمع و کینه ورزی خلیفه قرار گرفت سعی می کردند که او را با همکاری با بابک متهم کنند و می گفتند که در نهان با بابک و مازیار همدست بوده است. و افشین این دوتن را به سرکشی و آشوب وا می داشت تا با برانداختن آنها برای خود افتخار و عظمت کسب کند در هر حال افشین برای بر انداختن بابک از قاطع ترین حربه های خویش استفاده کرد.
 
پیکار بابک با افشین در حصار های محکم و طبیعی جبال آذربایجان مدتها به طول انجامید این جنگها به مدت سه سال از ۲۲۰ تا ۲۲۳ هجری دوام داشت طبری می گوید خلیفه افشین را اکرام بسیار در این مدت کرده بود و گذشته از ولایات ارمنستان ولایات آذربایجان را نیز به او داده بود سپاه و خواسته و آلات جنگ و چهارپایان بسیار با او فرستاده شد، پیش از عزیمت افشین محمد ابن یوسف مامور شده بود که به آذربایجان برود و حصارهایی که بابک ویران کرده بود از نو بسازد وقتی افشین رسید گذشته از شمشیرا از خدعه نیز برای بر انداختن بابک استفاده کرد.

بابک که در حصار های محمکم و ایمن بود هفت ماه سر از حصار بر نیاورد و با سپاه افشین مقابله نکرد افشین ملول و دلتنگ شد و در صدد چاره بر آمد.

babak

افشین نامه ای به خلیفه نوشت ، خلیفه نیز سیصد غلام همراه با صد شتر بار درم به آنجا فرستاد و جاسوسان بابک نیز که خبر را به او رسانده بودند بابک به غارت غافله رفت ولی افشین به او حمله کرد ولی نقشه افشین نگرفت و بابک با دادن تلفات بسیار کم طلاها را غارت کرد و فرار کرد. بعد از چندین جنگ هر کدام به نوبت ظفر یافتند.

سپاهیان بابک که پناهگاههای استواری داشتند و از برف و سرما رنج بسیار می بردند ولی دلیرانه مقاومت می کردند اما یاران افشین به سرمای سخت وراههای دشوار عادت نداشتند رفته رفته ملول و خسته می شدند دوسال بدینگونه گذشت از سپاه افشین بسیاری هلاک شدند اما معتصم همواره سپاهیان تازه ای می فرستاد.

سر انجام افشین آهنگ تسخیر قلعه بابک کرد چون در یک فرستگی قلعه در آمد بابک میوه ها و خوردنی های فراوان برای افشین فرستاد و گفت شما میهمان هستید در این ده روز که به سوی قلعه ما می آیید خوردنی نیافتید و ما را جز اینقدر چیزی نبود افشین نیز خوردنی ها را برگرداند و پیغام داد ما را خوردنی به کار نیست و دانم که تو این کارا بدان کردی تا سپاهیان ما را شمار کن در این سپاه سی هزار مردجنگی وجود دارند و با امیرالمومنین سی صد هزار مسلمانند که همه با او یکدلند و تا یک تن از آنان زنده اند از جنگ تو باز نمی گردند اکنون تو بهتر دانی که تسلیم شوی یا پیکار کنی.

بذ

قلعه بابک خرمدین

بابک جنگ را انتخاب کرد و درهای قلعه را بست افشین نیز قلعه بابک را به محاصره انداخت و روزها منتظر بود و شبها عده ای را به شبیخون می فرستاد سپاه افشین با کمبود غذا به خوبی مقاومت کرد و بابک تلفات زیادی داد.

بابک شبانه با ۵۰ نفر به ارمنستان فرار کرد و لباس مسافران و بازرگانان را پوشید سهل ابن سنباط حاکم ارمنستان چون از آمدن بابک به آنجا خبردار شد وی را با لطف به خانه ی خود دعوت کرد و مخفیانه نامه ای به افشین نوشت و قرار گذاشتند وقتی با بابک به شکار رفتند در محلی بابک را تحویل افشین دهند.

وقتی بابک گرفتار شد به حاکم ارمنستان گفت: من را به این جهودان ارزان فروختی اگر مال و زر می خواستی تو را بیش از آنچه اینان دادند می دادم.

بدینگونه بابک افشین را در بند کرد و آهنگ سامرا کرد معتصم برای خوار کردن بابک دستور داد او را لباس زیبا بنشانند و بروی فیل سوار کنند و به در بار بیاورند وقتی که یک دست بابک قطع شد دست در خون خود را بروی صورتش مالید وقتی معتصم دلیل این عمل را از او پرسید او گفت شما هر دودست و پای من را قطع خواهید کرد چون خون از روی من برود صورتم زرد می شود من صورت خود را سرخ کردم تا وقتی خون از بدنم بیرون می رود نگویند که رویش از ترس زرد شده.

دژ جمهور
 
خواجه نظام الملک در سیاستنامه خود می نویسد:
. . و معتصم خلیفه به مجلس شراب بر خاست و در حجره ای شد. زمانی در آنجا بود، پس بیرون آمد و شرابی بخورد و باز بر خاست و در حجره دیگر شد، و باز بیرون آمد و شرابی بخورد، و بارسوم در حجره شد، و پس بیرون آمد و در گرمابه شد و غسل بکرد، و بر مصلی شد و دو رکعت نماز بگذاشت و به مجلس باز آمد، و گفت قاضی یحیی را که دانی این چه نماز بود؟ گفت نه.
گفت:
نماز شکر خدای عزوجل امروز مرا نعمتی ارزانی داشت که این ساعت از سه دختر بکارت بر داشتم که هر سه دختر ان دشمنان من بودند»
یکی دختر بابک، دیگری دختر افشین و سومی دختر مازیار گبر.

یادآوری: بابک خرمدین در روستایی نزدیک اردبیل متولد و قلعه او در کلیبر قارا داغ واقع شده است.

اینجا قارا داغ است و روح بابک تا ابد در آن جاودانه است...
فرزندان آذربایجان و ایران بمانند سردارشان بابک با عزت و شرف خواهد زیست

قره داغ

لینک پست لحظات آخر اعدام بابک
لینک پست جای خالی نمادهای آذربایجان در ایران



مرتبط با : آذربایجان * مشاهیر آذربایجان ایران
برچسب ها : بابک خرمدین-سردار آذربایجان-سردار ایرانی-خلافت عباسی-قلعه بابک-babak-دهم تیر ماه-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
زمان : 01:00 ق.ظ
:: باغشمال تبریز
:: بهار طبیعت آذربایجان شرقی
:: زخم نمکی بر پیکره دریاچه همیشه اورمیه
:: سیزده بدر و تبریزگردی مسافران نوروزی 97
:: سوغاتی های خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: ایل بایرامیز موبارک ، نوروز سال 1397
:: جاهای ندیدنی تبریز در آستانه نوروز !
:: کاروانسراهای یام مرند و خواجه نظر جلفا در آذربایجان شرقی
:: آب، آتش، باد، خاک ؛ چهارشنبه های رنگی آذربایجان
:: روستاهای زینجناب و خلجان در بخش تبریز
:: دکتر جواد هیئت
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
:: شهروند لینک آذربایجانی 71 (عکاس فرشید فرج الهی)
:: نگاهی بر تبریز پایتخت فرش دستبافت جهان
:: کمبود پارکینگ در کلانشهر تبریز
:: دریاچه اورمیه از مرگ تا زنده شدن دوباره
:: قلعه جوشین ورزقان آذربایجان شرقی
:: تصاویر کمیاب از تبریز شهر نوستالژیک قدیم ایران
:: شب چله 1396 به ترکی
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز
:: آغاز دراماتیک پیش روی تبریز 2018
:: امکانات منطقه گردشگری و پیست اسکی شاهداغ آذربایجان
:: محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )




( تعداد کل صفحات: 32 )

[ ... ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ 11 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ