تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 11 شهریور 1398, 11:58 ب.ظ

سیروس فلاح کسی که سوختن قره داغ را نتابید

او را در تصویری که توسط «سعید قاسمی، عکاس» به ثبت رسیده باید شناخت، فلاح همان دلیرمردی است که با دست خالی اما دلی پرامید با آتش و دود به جدال برمی‌خیزد، تا تن سوخته درختان ارسباران را از آتش برهاند، اما مگر آتش مجال می‌دهد؟ با این حال او پای در میان دود و آتش می‌گذارد تا غیرت و عشق را در تاریخ این سرزمین به یادگار بگذارد. 
  
قره داغ یا «ارسباران» در جریان آتش‌سوزی‌های خود دل‌های بسیاری را سوزاند و همپای خود خاکستر کرد، دل‌هایی که تحمل جگرسوخته‌شان را داشتند، اما سوختن جنگل‌های ارسباران را نه! سیروس فلاح یکی از روستاییانی است که داغ جنگل‌های ارسباران را بر دل نشانده و همپای ارسباران، دل سوزاند. 
  
در تصویری که منتشر شده، فلاح پیراهن خود را درآورده و با همان تکه پارچه مشغول خاموش کردن شعله‌های آتش است، او با دستان خالی و با هرآنچه در توان دارد میان دود و آتش در «ایستی دره» می‌جنگد. این عکس، پیوند دیرین ریشه‌های «ارسباران» به حیات روستاییان آن منطقه را به تصویر می‌کشد.


فلاح فداکار جنگل‌های ارسباران، جوان 29 ساله‌ای است که ساکن روستای ابراهیم بیگلو(کریم خانلو) خداآفرین بوده و به دامپروری مشغول است. 

سیروس فلاح

محیط بان


فلاح می‌گفت: اینجا غیرت و ناموس من است 

سعید قاسمی، عکاسی که تصویر را به ثبت رسانده در شرح عکس می‌گوید: فلاح، جوان ساکن روستای ابراهیم بیگلو خداآفرین است، در جریان آتش‌سوزی مناطقی از جنگل‌های ارسباران در اطراف روستای ابراهیم بیگلو برای گروه امدادی آب و... آورده بود، بی تاب بود و بی قراری می‌کرد، گویی که چیزی گم کرده باشد. نمی‌توانست منتظر بالگرد بماند، مدام می‌خواست به محل آتش‌سوزی برود. مسیر را هم می‌شناخت، زمانی که به او گفتم به محل آتش سوزی می‌روی؟ بی درنگ قبول کرد و راه افتادیم. 
  
قاسمی ادامه می‌دهد: بعد از حدود سه ساعت پیاده‌روی به محل آتش‌سوزی رسیدیم، یکی از درختان به کلی سوخته و شاخ و برگ‌هایش ریخته بود. آنجا چیزی برای خاموش کردن نبود، در این حال فلاح پیراهنش را درآورد و شروع به خاموش کردن آتش کرد، او میان دود غلیظ گم شده بود و من ناگاه متوجه این صحنه شده و تصویر را به ثبت رساندم. فلاح می‌گفت: «اینجا ناموس و غیرت من است، چگونه سوختنش را برتابم؟ اینجا محل رفت و آمد و چرای گوسفندان من است».
  

آتش در ارسباران


زندگی ما به ارسباران پیوند خورده است 

سیروس فلاح، جوان فداکار روستای کریم خانلو نیز در این خصوص می‌گوید: ما دامپروری می‌کنیم و طبیعت محل زندگی ماست، مگر می‌توانیم بی تفاوت باشیم؟ این جنگل‌ها سرمایه و حیات ما هستند. آتش‌سوزی هم در وهله اول طبیعتمان را می‌گیرد، باید هم با جان و دل می‌شتافتم. اینجا ناموس و شرف ماست. 
  
او به ماجرای رفتنش به محل آتش‌سوزی نیز اشاره می‌کند: با آقای قاسمی(عکاس) و یک نفر از روستاییان عازم شدیم و بعد از طی کردن دو الی سه ساعت مسیر در جنگل، به محل آتش‌سوزی رسیدیم. آتش را که دیدم گویا جگرم آتش گرفته باشد، ابزاری هم برای خاموش کردن نبود و نمی ‌توانستم این صحنه‌ها را تحمل کنم. پیراهنم را درآوردم و بر روی شعله‌های آتش کوبیدم. 
  
فلاح در خاتمه با بیان این‌که جنگل‌های ارسباران ارزش و اهمیت بسیاری برای ما دارد، خاطرنشان می‌کند: زندگی ما به این طبیعت زیبا پیوند خورده و "ارسباران" سرمایه ارزشمندی برای ماست، علاوه بر آن گردشگران بسیاری نیز از سایر نقاط کشور میهمان این طبیعت زیبا و بکر می‌شوند و در حقیقت اینجا یک منطقه گردشگری و ارزشمند برای ماست که باید مراقب آن باشیم.

و این ماجرا تنها گوشه‌ای از دلیرمردی‌هایی است که در جریان آتش‌سوزی‌های ارسباران خودنمایی می‌کرد.


مهری هاشم زاده / شهریور 98




آتش سوزی مراتع و جنگلهای قره داغ آذربایجان شرقی
اوایل شهریور ماه 1398 که در این خصوص 4 نفر نیز دستگیر شدند
حدود 640 هکتار در آتش سوخت و با کمترین امکانات آتش در نهایت در سه مرحله مهار شد
[http://www.aparat.com/v/f7RpC]




روایتی از دستان‌ تاول‌زده ای که آتش ارسباران را خاموش می‌کرد

«دست‌های تاول‌زده»، عنوان تصویری بود که بعد از آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران در فضای مجازی دست به دست شد، این دست‌های تاول‌زده متعلق به رئیس اداره محیط زیست خداآفرین بود همانی که تاول دستان سوخته‌اش حکایت از دلی سوخته‌تر داشت.
آری او «مرتضی نعمت‌پور» همان مدیری بود که از همان روز اول حادثه آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران پا به میدان گذاشت و با تمام توان و به همراه نیروهایش، کیلومترها راه را با پای پیاده پشت سرگذاشت تا داغ سوزان جنگل‌ها را خاموش کند. و این عکس، تصویرگر تلاش‌هایی شد که هیچ‌کس از آن باخبر نبود. 
  
در رابطه با این عکس مردم نیز نظرات بسیاری مطرح کردند و با بیان کلماتی چون «خداقوت پهلوان، یاشاسین، مرد باغیرت و...» به زحمات چنین مدیرانی در فضای مجازی پاسخ دادند.

مرتضی نعت پور


نعمت‌پور، محیط بان نمونه کشور در سال 94

نعمت‌پور به مدت 11 سال است که در بخش‌های مختلف محیط زیست مناطق ارسباران از جمله ورزقان، خداآفرین، هریس، جلفا، هوراند و همچنین کیامکی مسئولیت‌هایی را بر عهده گرفته و طی این سال‌ها نیز عملکرد خوبی از خود برجای گذاشته است؛ او در جریان زلزله ارسباران نیز در محیط زیست هریس مشغول فعالیت بود و در این رابطه نیز به جهت مساعدت‌ها و همچنین طراحی نوعی حفاظ موقت( به وسیله میله، تور و سایر مصالح) به عنوان "رییس نمونه" انتخاب شد. 
  
او در سال 88 نیز به عنوان محیط‌ بان نمونه استانی و در سال 94 نیز به عنوان محیط بان نمونه کشوری انتخاب شده و همچنین در خاروانا نیز به دلیل عملکرد خود به عنوان کارمند نمونه انتخاب شده بود. 
  
جنگل که می‌سوزد، قلب و جگر گوشه مان می‌سوزد

مرتضی نعمت‌پور در مورد فعالیت‌های خود می‌گوید: بنده به عنوان یک محیط بان همیشه به محیط زیست علاقه و حساسیت دارم، طبق اصل 50 قانون اساسی حفاظت و صیانت از محیط زیست یک وظیفه همگانی است، ما نیز نه تنها در این ماجرا، بلکه در جریان تمامی حوادث در منطقه حاضر شده و با تمام توان خود، همانند جان از محیط زیست حفاظت می‌کنیم.


آتش جنگل

  
او می‌گوید: در تابستان سال‌جاری حدود 25 مورد آتش سوزی در جنگل‌های ارسباران اتفاق افتاده بود که در جریان تمامی این حوادث در منطقه حاضر شده و در راستای اطفای آتش تلاش کرده و تا لحظه اطفا نیز منطقه را لحظه‌ای ترک نکردیم، چرا که تحمل سوختن جنگل را نداریم، وقتی گوشه‌ای از جنگل می‌سوزد، گویی که قلب و جگرگوشه‌مان سوخته باشد.

نعمت‌پور در تشریح ماجرای آتش‌سوزی اخیر ارسباران نیز می‌گوید: از همان روز اول حادثه در منطقه حاضر شده و مراتب نیز با مدیریت بحران و مافوق خود اطلاع دادیم، از روز دوم که آتش‌سوزی وضعیت بحرانی داشت همه نیروهای امدادای و اکیپ‌ها از نقاط مختلف استان آمده بودند و نیروهای سپاه، ارتش، بسیج و... همه و همه حضور داشتند و کمک می‌کردند. 
  
او ادامه می‌دهد: کمک رسانی دستگاه‌های استانی خوب بود همه در صحنه حضور داشتند اما به بالگرد بسکت‌دار نیاز داشتیم چرا که کانون‌ آتش‌سوزی در نقاط صعب‌البوری قرار داشت و نیاز به امداد هوایی بود، در حالی که طبق گفته مسئولان امر نیز چنین امکاناتی در استان وجود نداشت. 
  
نعمت‌پور با بیان این‌که فاصله بین دو کانون آتش‌سوزی دو کلیومتر بود که رسیدن به آنجا نیز بصورت هوایی ممکن بود، چراکه منطقه بسیار صعب‌العبور بود، می‌افزاید: زمانی که در دره‌ای آتش‌سوزی رخ می‌داد به علت صعب‌العبور بودن فقط از طریق دود آن می‌فهمیدیم که آتش‌سوزی شده است. 
  
او با تاکید بر این‌که همه گروه‌های امدادی استان با تمام تلاش در فکر مهار آتش‌سوزی و اطفای آن بودند، ادامه می‌دهد: در دومین روز آتش‌سوزی که ظرفیت‌های استان با تمام توان به منطقه آمده بود، به بسکت‌ نیاز داشتیم که آن ‌هم در استان وجود نداشت، در حالی که اگر بالگرد بسکت دار همان روزهای اول به منطقه اعزام می‌شد، می‌توانستیم آتش‌سوزی را زودتر اطفا کنیم. 

آتش ارسباران


سختی‌های مهار آتش از زبان رئیس اداره محیط زیست خداآفرین

نعمت‌پور می‌گوید: کانون‌های آتش‌سوزی نیز به حدی صعب العبور و طولانی بود که امکان حمل دستگاه‌های آتش‌ خاموش کن میسر نبود و خودمان با پای پیاده و در شرایط سخت می‌رفتیم تا هرآنچه که از دستمان برمی‌آید را برای مهار آتش انجام دهیم. در این رابطه تبرهای کوچکی را با خود حمل می کردیم و با زدن شاخ و برگ‌ها جلوی گسترش آتش را می‌گرفتیم. 
  
او می‌افزاید: در برخی نقاط نیز مسیر به حدی صعب العبور بود که نشسته سر می‌خوردیم و از صخره‌ها و دره‌ها، با مصیبت فراوان پایین می‎رفتیم. باید از نزدیک این مناطق را ملاحظه کرد تا به سختی مسیر و صعب‌العبوری آن پی برد. گاه تا 4 کیلومتر امکان تردد ماشین و .. نبود و باید با پای پیاده تردد می‌کردیم که در چنین شرایط حمل اشیای دیگر برایمان میسر نبود. پوشش گیاهی برخی مناطق نیز دارای خارهای چسبانی بود(قره تیکان) که پاهایمان را به طور کلی زخمی و خونی می‌کرد. 
  
او با اشاره به عکس منتشر شده از خودش تحت عنوان «دستان تاول‌زده»، می‌گوید: من یک محیط بان و محافظ محیط زیست هستم و همیشه صیانت از محیط زیست را وظیفه و تکلیفی برای خود می‌دانم در مورد آتش‌سوزی جنگل‌های ارسباران نیز هرچند تلاش و زحمت بسیاری را به کار بستیم، اما نمی‌خواستم رسانه‌ای شود و مشغول کار خود بودم، تا این‌که در جریان امداد رسانی‌ها یکی از عکاسان شهرستان اهر که در محل حادثه حضور داشت، ماجرا را جویا شد و من با تشریح ماجرا دستانم را نشانش دادم و این تصویر را از بنده گرفت. البته صرف دستانم نبود بلکه بخشی از موهای سر و پاهایم نیز زخمی و سوخته بود.



قره داغ

آتش جنگل آذربایجان


ضرورت ارائه آموزش و فرهنگ‌سازی در مورد صیانت از محیط زیست

او در ادامه می‌گوید: از مردم تقاضا داریم بیش از پیش به محیط زیست توجه کرده و مراقب آن باشند؛ در منطقه ارسباران نیز یک سری آموزش‌ها و فرهنگ‌سازی ها لازم است تا مردم به اهمیت جنگل‌ها و حیوانات واقف شده و در صیانت از آن همیار اداره محیط زیست باشند. 
 




دسته بندی : آذربایجان , * پارکها و محیط زیست , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : آتش سوزی ارسباران , جنگلهای ارسباران , آتش در قره داغ , خاموشی آتشسوزی , جنگلهای قره داغ , جنگل آذربایجان ,


نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 4 شهریور 1398, 11:58 ب.ظ

به نقل از زنده یاد حمید ملازاده

سپیده‌دم سوم شهریور ۱۳۲۰ که مردم تبریز در خواب بودند ناگهان به غرش هواپیماها در آسمان شهر هراسناک بیدار شدند و چشم به آسمان دوختند. هواپیماهای سیاه رنگ جنگی برای مردم تازگی داشتند زیرا تا آن زمان ما فقط هر چندگاهی پرواز یک فروند هواپیمای شکاری ملخ‌دار را در آسمان شهر دیده بودیم که سرهنگ شیبانی فرمانده نیروی هوایی تبریز با آن پرواز می‌کرد، مردم سراسیمه از خانه‌های خودشان بیرون ریخته بودند با کنجکاوی اوضاع شهر را که غیرعادی بود تماشاگر بودند، سربازان و افسران شتاب‌زده این طرف و آن طرف می‌دویدند و در پاسخ به این و آن به گفتن این جمله کوتاه اکتفا می‌کردند (نترسید مانور می‌کنیم) ساعت‌ها بعد تبریزی‌ها به حقیقت موضوع پی بردند زیرا هواپیماهای مهاجم با فرو ریختن اعلامیه‌ای به زبان‌های فارسی و ترکی به مردم پیام دادند که می‌خواهند ملت ایران را از چنگ آلمان فاشیست نجات دهند، تبریزی‌ها دسته دسته به طرف پناه‌گاه‌های امن رفتند و جماعتی نیز به باغ‌های اطراف شهر سرازیر شدند.
اولین بمب در کوی پل‌سنگی بر روی جماعتی که جلو دکان نانوایی جمع شده بودند فرود آمد و لحظه‌ای بعد اجساد لت و پار شده ۳۶ نفر را از گوشه و کنار محل جمع کردند و هویت بدن‌های متلاشی شده را شناسایی می‌نمودند. بمب‌ها بعداً در گوشه و کنار شهر منفجر می‌شدند.


ویدیو اشغال تبریز به وسیله ی ارتش سرخ شوروی در سال 1320

[http://www.aparat.com/v/AwSMz]


اعلامیه شماره یک ستاد ارتش
ساعت ۴ صبح روز سوم شهریورماه ۱۳۲۰ ارتش شوروی در شمال و ارتش انگلیس در باختر و جنوب باختری مرزهای کشور را مورد تجاوز و تعرض قرار داده‌اند، شهرهای تبریز، اردبیل، ارومیه، خوی، اهر، میاندوآب، ماکو، مهاباد، بناب، رشت، حسن‌کیاده، میانه و بندرانزلی مورد بمباران هوایی واقع و تلفات وارده نسبت به مردم غیرنظامی زیاد و نسبت به نظامیان با وجودی که سربازخانه‌ها را بمباران می‌کنند معذالک تلفات نسبتا کم بوده است. یک هواپیمای مهاجم در ناحیه هراز در نتیجه تیراندازی توپخانه ضدهوایی سرنگون شده است، نیروهای موتوریزه و مکانیزه شوروی در محور جلفا، مرند، پلدشت، ماکو و قره‌ضیاءالدین و نیروهای موتوریزه و مکانیزه ارتش انگلیس در محور خانقین، قصرشیرین، نفت‌خانه، آبادان و بندرشاه‌پور به تعرض پرداخته‌اند.


اشغال آذربایجان و پیشروی قوای شوروی به استناد گزارش رسمی منشی ستاد لشگر تبریز، دوشنبه سوم شهریور سال ۱۳۲۰ (۲۵ اوت ۱۹۴۱)
ساعت ۵/۳۰ صبح تبریزی‌ها به صدای غرش هواپیماهایی که برفراز شهر پرواز می‌کردند از خواب بیدار شدند، ابتدا مردم به تصور اینکه هواپیماهای خودی هستند دوباره سر به بستر راحت گذاشته به خواب فرو رفتند.
قبلا در شهر شایع شده بود که هواپیماهای روسی جسته و گریخته در آسمان تبریز دیده شده‌اند و آنها از نقاط مختلف شهر عکسبرداری می‌کنند. ساعت ۶ صبح پنج فروند هواپیمای روسی در آسمان تبریز ظاهر شدند، دفاع ضدهوایی تبریز شروع به شلیک کرد که هیچیک از گلوله‌ها کارساز نبودند، لحظه‌ای بعد دو هواپیمای روسی بمب‌هایی در محلات ششگلان و پل سنگی رها کردند که گرد و خاکی از محل اصابت بمب‌ها برخاست سپس هواپیماها دامنه‌های کوه عون بن علی را بمباران کردند، مردم در بهت فرو رفته بودند هیچکس نمی‌دانست هواپیماها متعلق به چه کشوری است و برای چه منظوری شهر را بمباران می‌کنند؟
تبریزی‌ها که از خطرات بمباران‌های هوایی آگاه نبودند پشت بام‌ها رفته صحنه‌های بمباران هوایی را تماشا می‌کردند، افسران و سربازان با شتاب به طرف سربازخانه‌ها می‌رفتند تا هر چه زودتر خودشان را به پادگان‌های نظامی برسانند، توپخانه ضدهوایی مستقر در تبریز از چهار دستگاه تجاوز نمی‌کردند مرتب به سوی هواپیماهای مهاجم شلیک می‌کردند اما هیچیک از آنها به هدف اصابت نکردند، تا ساعت ۵/۸ صبح بمباران شهر و شلیک توپ‌های ضدهوایی و مسلسل‌ها ادامه داشت، مردم که بتدریج به ماهیت حملات هوایی پی برده بودند دسته دسته شهر را ترک و به سوی دهات و باغات اطراف شهر سرازیر گردیدند.
سربازان احتیاط و ذخیره که به خدمت فراخوانده شده بودند، گروه گروه خود را به نظام وظیفه عمومی معرفی می‌کردند.
قبلا از طرف ستاد ارتش به کلیه سربازانی که خدمت سربازی را تمام می‌کردند. پاکت سربسته‌ای داده بودند و به آنها تاکید شده بود که سر پاکت را فقط در لحظات حساس نظامی یعنی بسیج همگانی باز کنند.
در داخل این پاکت نامه‌ای بود به این مضمون (با برداشتن غذای یک روزه خودتان را به نزدیکترین حوزه نظام وظیفه عمومی معرفی کنید و نیز از همه دارندگان وسایط نقلیه خواسته بودند که این سربازان را در اسرع وقت به مناطق مشخص برسانند. ضمنا ستاد ارتش به شهربانی‌ها دستور داده بود که از خروج اتومبیل‌ها اعم از سواری، باری و یا مسافربری ممانعت به عمل آورند و تمام وسایط نقلیه را برای حمل سرباز و آذوقه به سربازخانه‌ها گسیل دارند.


اشغال تبریز


روس‌ها می‌آیند
ساعت دو بعد از ظهر یک فروند هواپیمای اکتشافی خودی در آسمان تبریز به پرواز درآمد که شیء لوله مانندی از هواپیما به محوطه هنگ ۲۷ پرتاب کرد آن را فوراً به ستاد لشگر تسلیم کردند داخل لوله پیام خلبان بود که اطلاع می‌داد روس‌ها می‌آیند.
ساعت ۳۰/۴ بعد از ظهر فرودگاه تبریز بمباران شد و پنج فروند هواپیماهای مستقر در فرودگاه آسیب دیدند که چهار فروند پس از تعمیر به سوی تهران پرواز کردند. تمام دکاکین و مغازه‌های شهر بسته بودند ولی ادارات دولتی باز و منتظر دستور بعدی از تهران بودند، تلفات اولین روز بمباران در حدود چهل نفر اعلام شد با این حال مردم تبریز از اولین روز بمباران شهر روحیه خودشان را نباخته بودند، بدین‌سان روز سوم شهریور سال ۱۳۲۰ تبریز چنین گذشت.
اعلامیه‌هایی که هواپیماهای روسی بر زمین می‌ریختند، به زبان‌های فارسی، آذربایجانی و ارمنی بودند در این اعلامیه‌ها چنین آمده بود، ایرانی‌ها شما باید حقیقت را بدانید که آلمان‌ها در کشور شما مشغول چه کارهایی هستند پارسال آنها برای برانداختن دولت ایران توطئه کرده بودند و برای این منظور پیش از سه میلیون ریال پول خرج کردند آیا پرسیده‌اید چرا آنها اینقدر پول زیاد برای توطئه خرج کردند؟ منظور آنها چه بود؟
البته جاسوسان هیتلری که در ایران تخم آشوب و اغتشاش می‌کاشتند در فکر سعادت و خوشبختی ایرانیان نبودند بلکه مزارع و کشتزارهای ایران را خون فرزندان ایران را، آلوده می‌کنند تا برای آنکه عذری داشته باشند از ایران باز هم بیشتر از سابق گندم، پنبه، برنج، پشم، پوست و میوه‌جات به آلمان صادر کنند و شماها را بی‌نان و بی‌لباس بگذارند، هیتلر خونخوار می‌خواهد ایران را به میدان جنگ برضد شوروی که کشور دوست ایران می‌باشد مبدل کند و سرحدات اتحاد شوروی را در معرض خطر و تهدید قرار دهد. در محل سفارت آلمان در تهران، انبارهای اسلحه ایجاد کرده و مواد محترقه تهیه و حاضر کرده‌اند، در کوه‌های اطراف تهران آلمانی‌ها به بهانه شکار مشغول تعلیمات نظامی هستند در باشگاه آلمانی‌ها در تهران دیپلمات‌های آلمانی برای تعلیم و یاد دادن جاسوسی و جنایت‌های راهزنانه دیگر به اتباع آلمانی جلساتی تشکیل می‌دهند.
در بسیاری از شهرهای ایران آلمان‌ها تشکیلات مخفی و سری نظامی ایجاد کرده‌اند، آلمانی‌ها خودشان را مهندس، تاجر، جهانگرد می‌نامند ولی در حقیقت تمام آنها جاسوس و دشمن ملت ایران و شوروی می‌باشند، کارکن سابق سفارت آلمان در تهران (ولف) در بندرانزلی رئیس جاسوس آلمان در شمال ایران می‌باشد.
(شونمان) رئیس جاسوسان و راهزنان آلمان در جنوب ایران بوده رئیس پلیس مخفی آلمان در تهران (گاتومای) با معاون خود (مانیر) نام کارکن اداره ایران اکسپرس برای برپا کردن انفجارها و آتش‌زدن‌ها در ایران در اتحاد شوروی از آلمان دستجاتی تشکیل داده و حالا درصدد آن هستند که در ایران کودتای فاشیستی ضدملی برپا کنند، غیر از آن، میکانیک رئیس املاک در بندر گز (تراپه) نماینده کارخانجات کروپ (آرتل) نماینده تجارتخانه سیمنس (فون راد انویچ) میکانیک در بندرانزلی (رکنگان) رئیس شعبه وزارت دارایی ایران، زن آلمانی (گلدانبرگ) مدیر تکنیکی مطبعه مجلس (اتوسوورز) و دیگران هم از جاسوسان بزرگ آلمان در ایران می‌باشند، تمام این متخصصین آلمان هیتلری که می‌خواهند در سرحدات ایران و شوروی، تحریکاتی برپا کنند اینطور هستند، این آلمانی‌ها می‌خواهند شما را دچار اغتشاشات، جنایت، گرسنگی و بندگی کنند آنها تدارکات کودتای فاشیستی را فراهم می‌آورند که از ایران به اتحاد شوروی حمله کنند، اشرار هیتلری به طور افتراآمیز خودستایی می‌کنند و لاف می‌زنند که گویا آنها در جنگ با اتحاد شوروی به پیروزی‌هایی نائل شده‌اند ولی در حقیقت امر بهترین لشگرهای آلمان فاشیستی در میدان‌های جنگ گور خود را یافته‌اند آلمان هیتلری درهم شکسته خواهد شد برضد آلمان فاشیستی جبهه متحد ملی از اتحاد شوروی و بریتانیای کبیر و تمام آن ملل اروپا که هیتلر آنها را به اسارت و تابعیت مبتلا کرده قرار گرفته است، ممالک متحده آمریکا در جنگ بر ضد ظلم و تعدی هیتلری به بریتانیای کبیر و اتحاد شوروی کمک جدی می‌نماید ایرانی‌ها، آیا ممکن است بیش از این در مقابل دسیسه‌ها و تحریکات هیتلر غاصب و تجاوزکار که برضد ملت ایران انجام می‌گیرند و در عین حال برعلیه اتحاد شوروی هم می‌باشند طاقت آورد؟ نه، نمی‌توان متحمل این تحریکات شد، ایرانی‌ها با اتحاد شوروی متفقا بر ضد دشمن عمومی یعنی آلمان هیتلری اقدام خواهند نمود.
به موجب قرارداد شوروی و ایران که در سال ۱۹۲۱ بسته شد به اتحاد شوروی حق داده شده که برای تأمین و مصون داشتن بی‌خطری و امنیت خود به خاک ایران نیروی خود را داخل نماید، در ماده شش قرارداد شوروی و ایران که در سال ۱۹۲۱ منعقد گردیده اینطور نوشته شده:
(دولتین معظمین متاهدتین قبول می‌نمایند که اگر دولت ثالثی قصد داشته باشد به وسیله مداخله نظامی سیاست غاصبانه و تجاوزکارانه را در ایران مجری سازد و خاک ایران را مرکز حملات لشگری خود بر ضد روسیه قرار دهد و در این صورت مخاطرات و تهدیدی متوجه سرحدات جمهوری متحده شوروی سوسیالیستی روسیه و دول متفق آن بشود و در صورتی که پس از اخطار دولت شوروی به دولت ایران، خود دولت ایران مقتدر برطرف ساختن مخاطرات فوق‌الذکر نباشد آن وقت دولت شوروی حق خواهد داشت ارتش خود را به خاک ایران وارد نماید تا به منظور دفاع از خود اقدامات نظامی لازمه را به عمل آورد، دولت شوروی متعهد می‌شود همین که مخاطره مزبور برطرف شد فوراً ارتش خود را از حدود ایران خارج نماید.
ملت ایران، ساعت خاتمه دادن به تمایلات تجاوزکارانه هیتلر در ایران که هم بر ضد ملت ایران و هم بر ضد ملل اتحاد شوروی می‌باشد در رسید، ارتش سرخ دوست ملت ایران بوده به موجب قرارداد سال ۱۹۲۱ موقتا به خاک ایران وارد می‌شوند، اتحاد شوروی و بریتانیای کبیر متفقا اقدام کرده و خطر تهدید فاشیستی را نسبت به ایران و اتحاد شوروی برطرف خواهند نمود، مرده باد جاسوسان هیتلری که مشغول تدارک دیدن کودتای فاشیستی در ایران می‌باشد، زنده باد دوستی اتحاد شوروی و ایران.)


نیروهای ارتش روسیه در تبریز

ارتش روسیه


فرار دولتمردان
از اولین روز هجوم ارتش شوروی به مرزهای آذربایجان، دولتمردان مقدمات فرار را فراهم کردند، از شهریور ۱۳۲۰ تا سال‌های بعد، در بیشتر حوادث و ماجراهای نظامی و سیاسی آذربایجان، فرار دولتمردان اعم از نظامی و غیرنظامی از مهلکه یک واقعیت تلخ در تاریخ این سرزمین ثبت شده است، تبریزی‌ها از فرار نظامیان در بحران، خاطرات فراوانی دارند که فرار دسته‌جمعی ژنرال‌ها و بعد سربازان در سال‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۲۴ و بحران‌های بعدی بیانگر این حقیقت تلخ است، آن روز هم در کاخ استانداری واقع در شمس‌العماره جنب و جوشی بود تمام رؤسای ادارات در استانداری جمع شده و منتظر کسب تکلیف بودند، امان‌ا… اردلان استاندار و سرلشگر ایرج مطبوعی فرمانده لشگر خانواده‌هایشان را از تبریز خارج کرده بودند و خود را نیز آماده فرار می‌کردند.


وضع نیروهای مستقر در آذربایجان در حادثه سوم شهریور ۱۳۲۰
لشگر ۳ تبریز، لشگر ۴ ارومیه، لشگر ۱۵ اردبیل، هنگ مستقل مهاباد، هنگ مستقل سردشت و هنگ مرند. لشگر تبریز شامل دو هنگ پیاده، یک هنگ توپخانه، یک هنگ سوار، یک گردان مستقل مهندسی و هنگ هوایی که فرماندهان وقت عبارت بودند از: سرلشگر ایرج مطبوعی، فرمانده لشگر، سرهنگ محمد نخجوان فرمانده تیپ، سرهنگ احمد جان پولاد فرمانده هنگ پیاده، سرهنگ حسین هاشمی فرمانده پیاده ۲۷، سرهنگ مقبلی فرمانده هنگ سوار، سرهنگ صفوی فرمانده هنگ توپخانه، سرهنگ محمدحسین امین رئیس ستاد لشگر و سرهنگ شیبانی فرمانده هنگ هوایی.


پل آهنی جلفا و سه شهید قهرمان آذربایجان در مقابل ارتش سرخ

پل آهنی جلفا


اشغال ایران


پیشروی ارتش سرخ به سوی تبریز
سه‌شنبه چهارم شهریور ۱۳۲۰ ساعت ۵/۷ صبح بود که هواپیماهای روسی در آسمان تبریز پدیدار گشتند این بار فرودگاه شهر بمباران شد، توپ‌های ضدهوایی خاموش بودند، سربازان در سربازخانه دنبال محل امنی می‌گشتند و از ستاد لشگر تنها چند صندلی خالی بجا مانده بود. گفته شد ستاد شبانه به سوی آذرشهر حرکت کرده است. مهمات موجود که مقداری از سلاح‌های باقی مانده از جنگ بین‌الملل اول بود قبلا در محله مارالان به محل امنی برده بودند، در همین موقع خبر رسید که زره‌پوش‌های روسی از صوفیان گذشته به سوی تبریز در حال پیشروی هستند صدای شلیک مسلسل‌ها از دروازه ورودی تبریز، مرند به گوش می‌رسید.
سرانجام حوالی ساعت یک بعد از ظهر پیش‌قراولان ارتش سرخ وارد دروازه شهر شدند. در نزدیکی‌های آجی‌چای سربازان مقاومت جزئی نشان داده بودند اما کمدی جنگ زره‌پوش‌ها با تفنگ به زودی پایان یافت. زره‌پوش‌های روسی پس از درهم شکستن مقاومت عده‌ای از سربازان در مدخل شهر از پل منجم گذشتند و مردم با مشاهده سربازان روسی پا به فرار گذاشتند، در این هنگام سالدات‌های روسی از زره‌پوش‌ها پیاده شدند به زبان آذربایجانی با مردم به گفت‌وگو پرداختند آنها سربازان فراری را پس از خلع سلاح دلجویی کرده و مرخص می‌نمودند.
روس‌ها به مردم می‌گفتند ما با شما سر جنگ نداریم شما برادران ما هستید، تبریزی‌ها این پیام‌های دوستانه را پذیرفته به تماشای سربازان روسی آمدند در حوالی باغ گلستان گروهی از ارامنه تبریز دسته گل‌هایی به سوی زره‌پوش‌ها پرتاب می‌کردند و هورا می‌کشیدند، روس‌ها به سرعت در نقاط مختلف شهر مستقر گردیدند و تبریز عملا به تصرف ارتش سرخ درآمد.
نیروهای روسی وقتی به مرکز شهر رسیدند زنگ ساعت شهرداری ساعت ۲ بعد از ظهر را اعلام داشت سربازی به طرف ساعت آتش گشود و زنگ خاموش شد گفتند یکی از زنگ‌های پرقدرت ساعت از آن به بعد دیگر کار نکرد، علیرغم سقوط شهر، زندان هنوز در کنترل پلیس بود زندانیان با برافراشتن پرچم سرخ و سر دادن شعارهای زنده باد استالین دست به تظاهرات زده بودند روس‌ها به تصور اینکه همه بازداشتی‌ها زندانیان سیاسی هستند درب‌های زندان را گشودند و همه زندانیان اعم از سیاسی و غیرسیاسی را آزاد کردند، با بیرون آمدن زندانیان عادی، جانی و شرور از زندان بیم و ترس از غارت خانه‌های مردم، شهر را فراگرفته بود، روس‌ها به منظور جلوگیری از هرگونه بی‌نظمی و هرج و مرج در شهر حکومت نظامی اعلام کردند و مقررات حکومت نظامی طی اعلامیه‌ای به امضای سروان پاولنسکی به اطلاع مردم رسید. گروهی از تبریزی‌ها که در سال‌های قبل از سوم شهریور ۲۰ از روسیه به ایران آمده بودند و در اصطلاح عامه مهاجر نامیده می‌شدند با بستن بازوبندهای قرمز و حمل تفنگ، نگهبانی از ادارات و سازمان‌های دولتی را برعهده گرفتند. در طول بیست سال سلطنت رضاشاه در مناسبات حکومتی دو رژیم ایران و شوروی بدگمانی شدیدی حاکم شده بود.
در رژیم ایران که هرگونه اظهارنظری درباره سیستم حکومتی شوروی به منزله ترویج مرام اشتراکی در قانون کیفری جرم تلقی می‌شد سبب گردیده بود که مردم در کشور همسایه از زندگی همدیگر کاملا بی‌اطلاع باشند به همین جهت شایعات نادرست از رفتار حکومت شوروی با ملت روسیه در ایران رواج یافته بود، تبریزی‌ها به غلط تصور می‌کردند به محض ورود شوروی‌ها به ایران بازارها غارت و ثروتمندان تیرباران خواهند شد، اما وقتی عملا خلاف اینگونه تبلیغات بی‌اساس ثابت گردید خیلی زود با سربازان روسی جوش خوردند. بچه‌ها را به زره‌پوش‌ها سوار می‌کردند و سربازان روسی به آنها قند می‌دادند، بدین‌ترتیب در اولین روز ورود ارتش سرخ به تبریز همه تصورات باطل و اوهام غلط به دوستی و محبت مبدل شد.
شب پنجم شهریور کارخانه برق تبریز که به تصرف روس‌ها درآمده بود کار نمی‌کرد و شهر در تاریکی کامل فرو رفت، صدای شلیک گلوله مسلسل‌ها از گوشه و کنار شهر به گوش می‌رسید، جماعتی از اهالی محله مارالان با استفاده از بی‌محافظ بودن سربازخانه آنجا ریختند اثاثیه سربازخانه از جمله سلاح‌ها و اسب و قاطرها را به غارت بردند.
چهارشنبه پنجم شهریور روزنامه‌ای به نام شعله در یک صفحه انتشار یافت و مجانی بین مردم توزیع گردید، بر سر کلیشه روزنامه این جمله چاپ شده بود: (زنده باد دوستی اتحاد شوروی و ایران) و نیز کاریکاتوری از هیتلر که در وسط نعش انسان‌ها و خرابی‌های ناشی از جنگ ایستاده بود جلب توجه می‌کرد و این اشعار از زبان هیتلر منعکس بود، من فاشیستم عادتم خونریزی و خون خوردن است، ایستادم روی نعش کله‌های بی‌شمار، عالم آباد را با جنگ ویران کردن است، غره آنم که این جنگ نقشه کار من است.


تبریز در جنگ جهانی


ششم شهریور ۱۳۲۰
کلیه دکاکین و مغازه‌های شهر بسته و خواربار در شهر کمیاب و گران بود، به علت تعطیلی طولانی مغازه‌های شهر طبقات کم درآمد بیکار شده بودند و گرانی و کمیابی مواد غذایی نیز مزید بر علت گردید. بلافاصله ارتش سرخ به کمک مردم کم درآمد و بی‌بضاعت تبریز شتافت، بدین معنی که روزانه از غذای سربازان شوروی بین این افراد توزیع می‌شد، بیوه‌زن‌ها، افراد علیل و بی‌چیز هر روز صبح زود تا ظهر کاسه بدست در محل توزیع غذا به انتظار می‌نشستند، با این حال مسئولان توزیع غذا آنچنان با مراجعین به مهربانی رفتار می‌کردند که این عمل آنها مردم تبریز را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود اینکه جماعت تبریزی در بحران‌های سیاسی و نظامی مملکت قبل از اتخاذ هر تصمیمی در مقابله با حوادث آذوقه جمع می‌کنند بی‌دلیل نیست زیرا، در طول تاریخ این سرزمین از قحطی و گرسنگی ناشی از قهر طبیعت، جنگ، آشوب و بلواها خاطرات تلخی دارند با احساس خطر ابتدا به فکر تهیه نان می‌افتند، خلاصه اینکه در تبریز همه چیز از نان شروع و به نان ختم می‌شود، برای مثال، اگر چنانچه نان در شهر کمیاب و دکان‌های نانوایی شلوغ باشند این حکایت از وضع غیرعادی می‌کند در آن صورت بروز بحران‌های سیاسی بیشتر محتمل است، عکس این قضیه در عادی بودن اوضاع هم صدق می‌کند، به همین جهت بیشتر دولتمردان در تبریز برای اینکه سر به بستر استراحت بگذارند قبل از هر اقدامی به فکر تامین نان مردم شهر هستند، در سال‌های اولیه اشغال کشور که صدای مردم گرسنه تبریز در شهر پیچید تدابیر موقت دولت اعم از جیره‌بندی نان، توزیع سیب‌زمینی به برطرف کردن بحران کمکی نکرد در چنین اوضاع و احوالی بود که کمبود قند نیز ظاهر شد و مردم به جای قند و شیرینی از کشمش و خرما استفاده کردند.


هفتم شهریور ۱۳۲۰
امروز دو آگهی از طرف کمیسیون امور شهر منتشر شد در یک آگهی آمده بود چون در عرض چند روز گذشته پاره‌ای اغتشاش و یغما و ناامنی از طرف اشخاص ناصالح رخ داده و آسایش اهالی شهر را بهم زده است به کلیه اهالی اخطار می‌شود که چنانچه از امروز به بعد از طرف هر کس تجاوز به جان و مال و خانه و دکاکین اهالی شهر بشود از طرف حکومت شهر فورا محاکمه و اعدام خواهد شد و نیز کسانی که به خانه‌ها، دکاکین و سایر جاها به نام قشون سرخ وارد شوند باید معرفی‌نامه و امریه مخصوص در ماموریت داشته باشند در غیر این صورت مرتکب شناخته و تنبیه خواهد شد.
اعلان شماره دو به اطلاع کلیه سرپاسبانان شهربانی تبریز می‌رساند که از امروز شهربانی تبریز در اداره شهرداری تاسیس می‌شود بنابراین لازم است عموما و به فوریت خودشان را در اداره شهرداری تبریز به آقای سربهر فتح‌اله قلاسکی کفیل فعلی شهربانی معرفی و برای حفاظت شهر با دستور مقامات مربوطه مشغول انجام وظیفه باشند، کمیسیون امور شهر.
روز دهم شهریور رادیو ترکیه اطلاع داد دولتین روس و انگلیس یادداشتی به دولت ایران داده و شرایط خود را نوشته‌اند و پس از اشغال تمام و کمال ایران شرایط انتشار خواهد یافت این رادیو افزود، ایدن وزیر امور خارجه انگلیس نطقی درباره ایران نموده و اظهار داشته دولت انگلیس به یک وجب خاک ایران چشم نداشته و درخواست‌های ما به تهران ابلاغ خواهد شد، یک روزنامه انگلیسی نوشته بود، باید دولت ایران اولا آلمان‌ها را تسلیم کند ثانیا شناسایی حق‌العبور راه‌آهن، ثالثا تامین لوله نفت و اگر این شرایط قبول واقع شد مسئله تخلیه صورت خواهد گرفت.
دهم شهریور اعلام شد کلیه افسرانی که دستگیر شده‌اند به شهر انتقال و در کماندانی شوروی بازداشت شده‌اند اداره کماندانی در انتهای خیابان فردوسی واقع شده بود، افسران را در طبقه دوم ساختمان جمع کرده و اقوام و خانواده‌هایشان برای دیدن آنها در جلوی کماندانی اجتماع کرده بودند، از همه فرماندهان فراری فقط سروان نهضتی فرمانده گردان توپ‌های ضدهوایی کشته شده بود بقیه هم خود را تسلیم کرده بودند.
فرماندار نظامی شوروی‌ها طی اعلامیه‌ای اعلام داشت مغازه‌داران دکاکین شهر را باید از روز دهم شهریور باز کنند والا تحت تعقیب قرار خواهند گرفت.
چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۲۰ شهر به حال عادی بازگشت. مغازه‌ها باز شدند و دادوستد از سر گرفته شد، سربازان روسی با ولع زیاد ساعت می‌خریدند به همین جهت پول روسی منات وارد بازار معاملات شد و هر منات روسی معادل ۳/۵ ریال پول ایرانی خرید و فروش داشت، در این روز طی اطلاعیه‌ای انتصاب سرهنگ محمد نخجوانی به کفالت لشگر ۳ به اطلاع عموم رسید، عصر پنجشنبه نیز ۱۲ نفر از افسران و فرماندهان بازداشتی آزاد شدند به دنبال آن سربازان فراری را برای بازگشت به سربازخانه‌ها فراخواندند اما این دستور اجرا نشد زیرا معلوم نگردید دستور از طرف چه مقامی صادر شده است افزون بر این سربازخانه‌ها در اشغال قوای روسی بود.
عصر، رادیو دهلی اطلاع داد که سربازان روسی و انگلیسی در قزوین به همدیگر رسیدند و روس‌ها به افتخار انگلیسی‌ها ضیافتی در قزوین ترتیب دادند و رادیو برلین متقابلا گفت: آلمان بالاخره پیروز خواهد شد و انتقام ایرانیان را خواهد گرفت پس با این شعارها برنامه فارسی رادیو برلین پایان یافت: (مرده باد انگلیس، مرده باد روس، زنده باد ایران، زنده باد آلمان).

۱۴ شهریور ۱۳۲۰ سپیده‌دم غرش هواپیماها باز مردم را از خواب بیدار کرد صدای شلیک توپ‌ها در شهر طنین‌انداز شد، تبریزی‌ها تصور می‌کردند که این بار هواپیماهای آلمانی در آسمان تبریز هستند، حتی شایع گردیده بود آلمانی‌ها پل ارتباطی جلفا بین ایران و شوروی را زده‌اند، سرانجام معلوم شد هواپیماها متعلق به انگلیسی‌ها بوده‌اند و روس‌ها به احترام ورود همزمان خود به تبریز با شلیک توپ از آنها استقبال کرده‌اند و به عبارت دیگر مقدم آنها را خوش‌آمد گفته‌اند.
۱۴ شهریور رادیو برلین در برنامه سخن‌پراکنی روزانه گفت: نقاطی که در ایران به تصرف روس‌ها درآمده بزودی مراسم بلشویکی در آن مناطق اجرا خواهد شد و سپس در گفتاری به نقل قول از یک روزنامه آلمانی افزود: مقصر اصلی بدبختی ایران، انگلیسی‌های طماع می‌باشند و انگلیس امروز آرزومند است که ایران بلشویک شود، این رادیو از پکن خبر داد ۱۵ میلیون مسلمان چینی در برگزاری نماز از خداوند خواستار شدند ایرانی‌ها را که گرفتار بلشویک‌ها شده‌اند مورد لطف و عنایات ذات پروردگار قرار دهد و همچنین نمایندگان سیصد میلیون مسلمان دنیا در پکن اجتماع کرده‌اند که برای مشکل ایرانیان که به دست روس‌ها و انگلیسی‌ها گرفتار شده‌اند چاره‌جوئی کنند.


حمله به ایران


دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۲۰ سهیلی وزیر امور خارجه ایران طی گزارشی که به مجلس داد گفت: پس از ترک مقاومت نیروهای ایران، شوروی و انگلیس یادداشتی تسلیم ایران کرده و پیشنهاداتی را پیش کشیدند که عبارتند از:
۱ – نیروهای ایران از مغرب از خانقین، کرمانشاه، دزفول تا بندر دیلم و خلیج‌فارس و از شمال اشنویه، حیدرآباد، میاندوآب، قزوین، زنجان، خرم‌آباد، بابل، سمنان، شاهرود و علی‌آباد عقب‌نشینی کنند.
۲ – دولت ایران در مدت یک هفته اتباع آلمانی به استثنای اعضای سفارت و چند تن متخصصین را از ایران اخراج نمایند.
۳ – دولت ایران باید متعهد شود مانع از حمل و نقل لوازم بین نیروهای انگلیسی و شوروی نشود، دولت انگلیس تعهد می‌کند:
الف-حقوق امتیاز نفت را بپردازد، ب-به وضع اقتصادی ایران کمک کند، ج-از پیشروی بیشتر در خاک ایران خودداری کند و به محض خاتمه جنگ قوای خود را از ایران بیرون ببرد.
۴ – دولت جماهیر شوروی تقاضا دارد دولت ایران به موسسات دولت مزبور در خوریان و شیلات کمک نماید، سهیلی متقابلا پیشنهاداتی را در تعدیل خواسته‌های متفقین مطرح نموده و در اصل، ایران همه پیشنهادات شوروی و انگلیس را پذیرفته بود.
تبریزی‌ها به حسن نیت شوروی‌ها بیش از پیش امیدوار شده بودند زیرا رفتار دوستانه قوای شوروی با مردم تبریز جز این چیز دیگری را ثابت نمی‌کرد، مردم تبریز معتقد بودند که روس‌ها قصد اشغال ایران را نداشتند فقط سختی‌های جنگ سبب شده است که موقتا وارد این کشور شوند و از خطوط مواصلاتی ما استفاده کرده و پس از خاتمه جنگ ایران را ترک کنند.
چهارشنبه ۱۹ شهریور، از طرف کمیسیون امور شهر تبریز اطلاعیه‌ای منتشر شد مبنی بر اینکه هیچکس حق دادوستد با (منات) واحد پول روسی ندارد و چنانکه کسی برخلاف این آگهی اقدام کند علاوه براینکه به ضرر خود تمام خواهد شد مورد تعقیب جزائی هم واقع گردیده و سخت تنبیه خواهد شد، پس از انتشار این آگهی ارزش منات که معادل ۳/۵ ریال پول ایران بود تنزل کرد و بانک ایران و روس نیز از تبدیل آن به پول ایران خودداری کرد که نتیجتا ارزش منات به سه ریال کاهش یافت.
جمعه ۲۱ شهریور، رادیو لندن به دنبال حملات شدید به رضاخان گفت: در این اواخر سیستم حکومتی ایران از رژیم مشروطیت به کلی منحرف شده و یک استبداد مطلقه جانشین آن گردیده بود، شاهنشاه ایران در مدت بیست سال اخیر تمدن غرب را در مملکت اشاعه و پیشرفت داد، در عوض مالیات هنگفتی تحمیل مردم ایران نمود چنانچه با مقایسه بودجه سال‌های ۱۳۰۲ و ۱۳۱۹ معلوم می‌شود که در مدت این ۱۷ سال مالیات از هفده برابر تجاوز نموده بعلاوه در رأس امور فردی قرار گرفته و یک استبداد مطلق در کشور حاکم شده است، به طوری که اشغال بعضی نواحی ایران توسط ارتش‌های روس و انگلیس هیجانی در مردم به وجود آورده و آنها امیدوارند که در وضع حکومت تغییری حاصل گردیده و اوضاع به همان دوران اولیه مشروطیت ایران اعاده گردد، رادیو تهران یادداشت دولت انگلیس را چنین پخش کرد:
بند اول. انگلیس نمی‌خواهد شهرهای متصرفی ایران را پس بدهد.
ب. در نواحی متصرفی لازم است مامورین دولتی، مشاغل خود را با موافقت مامورین نظامی انگلیس برعهده بگیرند.
ج. مامورین نظامی انگلیس میل ندارند از حیث آذوقه و مسکن به ایران تحمیل شوند.
د. هرگونه اقدام لازم به عمل خواهد آمد که از وقوع حادثه جلوگیری به عمل آید.
بند دوم. رویه‌ای که در باب آلمانی‌ها قبلا اتخاذ نموده‌ایم تغییر یافته و به استثنای اشخاصی که باید تسلیم شوند هیئت آلمانی‌ها غیر از مامورین سفارت باید تسلیم شوند.
بند سوم. دولت ایران باید موافقت کند که تحدید ورود آلمانی‌ها تا خاتمه جنگ خواهد بود.
بند چهارم. تسهیلات راجع به ترانزیت کالاها و آلات جنگی باید رعایت شود.
بند پنجم. دولت انگلیس با نظریه ایران راجع به سیاست اقتصادی موافق می‌باشد.
بند ششم. دولت انگلیس راجع به استرداد اسلحه مطالعه خواهد نمود و پس از ترک ایران راجع به غرامت نیز مطالعه خواهد کرد.
رادیوهای خارجی در برنامه‌های فارسی اطلاع دادند که دولت ایران دویست نفر آلمانی و ایتالیایی را تسلیم انگلیسی‌ها نمود که این عده به اهواز اعزام شدند که از آنجا به هند فرستاده خواهند شد و پنجاه نفر نیز به دولت روس تحویل دادند که این عده را به قزوین بردند.
دوشنبه ۲۲ شهریور رادیو تهران یادداشت مقامات شوروی را در ایران پخش کرد، این تذکاریه چنین بود؛ در این چند روز اخیر اوضاع ایران مخالف وضعیت هشتم شهریور پیش می‌رود و برای اینکه قضیه حل شود دولت شوروی از اشغال پایتخت ایران خودداری می‌کند ولی دول محور از این حسن نیت شوروی سوءاستفاده نموده و آن را به ضعف ما تعبیر و تفسیر نموده‌اند، نظر به این قضیه دولتین شوروی و انگلیس مجبور شدند بستن سفارت‌خانه آلمان را در ایران خواستار شوند، رادیو تهران سپس به تشریح نکات دیگر یادداشت دهم شهریور استنادی دولت شوروی پرداخت که چنین آمده است:
۱ -راجع به خط مرزی هیچگونه تغییری نمی‌تواند باشد.
۲ -در مناطق اشغال شده ایران امنیه و شهربانی وظایف خود را اجرا و اولیای نظامی شوروی حاضر خواهد بود به آنها مساعدت کند.
۳ -فرمانده شوروی برای رفع احتیاجات خود نمی‌خواهد سربار ایران شود.
۴ -اولیای نظامی شوروی سیستم مناسبی برای ارتش خود برقرار و اقدامات لازم خواهند کرد که آنها با مردم ارتباطی نداشته باشند ولی نمی‌توانند با مردم قطع رابطه کنند.
۵ -اتباع آلمانی باید تسلیم شوند.
۶ و ۷ و ۸ -در انعقاد قرارداد راجع به نفت خوریان اتخاذ سند می‌نمایند.
۹ -شوروی برای کمک اقتصادی در خرید اشیاء ایران موافقت دارد و درباره عبور کالاهای ایران همچنین.
۱۰ -شوروی حاضر خواهد بود هنگامی که ضرورت ترک ایران پیش آید راجع به اسلحه مطالعه کند.
اما درباره غرامت خرابی‌های ناشی از جنگ، چون در زمان جنگ اتفاق افتاده است موافقت نمی‌شود.


روسها در تبریز


جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۲۰ اطلاعیه‌هایی بر در و دیوار شهر نصب کرده بودند که خطاب به فارسی زبان‌ها بود نوشته بودند، تا به حال هر چه خورده‌اید و برده‌اید بس است ما را به حال خودمان باقی بگذارید و شهر ما را ترک کنید، این اعلانات امضای مشخصی نداشت ولی حکایت از زمزمه‌هایی می‌کرد که حوادثی در تبریز در شرف تکوین است.
از سوم شهریور ۱۳۲۰ به بعد، روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سرانجام سال‌های پیش روی، آذربایجان و تبریز مملو از حوادث و رویدادهای بی‌شمار است، کمتر روزی بود که در تبریز حادثه سیاسی روی ندهد، گرفتاری و ضعف قدرت دولت مرکزی از یک طرف و اثرات جنگ جهانی و اشغال کشور از سوی دیگر زمینه‌های پیدایش تحولات سیاسی را در آذربایجان فراهم کرده بود، با این حال رفتار صمیمانه و دوستانه ارتش سرخ با مردم آذربایجان تا حد زیادی اثرات ناهنجار بحران‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی را خنثی می‌کرد، رابطه روس‌ها با مردم تبریز نه تنها رفتار اشغالگرانه نبود بلکه آنها با اهدای کمک‌های انسانی از جمله موادغذایی، درمان پزشکی، فرهنگی و ارتباطات درصدد برآمده بودند تبلیغات ضدروسی را در مرزهای جنوبی شوروی بی‌اثر سازند، روس‌ها با چاپ پوستر، کتاب، روزنامه و مجله در آذربایجان شوروی و ارسال و پخش آنها در آذربایجان ایران فرهنگ و ایدئولوژی سوسیالیستی را در بین مردم ترویج و اشاعه می‌دادند، مبادله هنرمند، شاعر و نویسنده بین دو آذربایجان، فراهم نمودن تسهیلات آموزشی برای جوانان آذربایجان ایران، اعزام جوانان به باکو به منظور آموزش و تعلیمات نظامی، نمایش فیلم در نقاط مختلف شهر، واکسیناسیون مردم در برابر بیماری‌های خطرناک همه و همه تا حد زیادی به مردم تبریز فرصت می‌داد که آثار شوم جنگ را کمتر احساس کنند با این وصف قحطی و بیکاری که پدیده دهشتناک جنگ است زندگی را بر مردم تبریز سخت کرده بود افزون براین، پیدایش افکار و اندیشه‌های سیاسی گوناگون در صحنه سیاسی کشور، ره‌آورد این جنگ بود.
بعد از شهریور ۱۳۲۰ در تبریز افکار و اندیشه‌های متعدد ملهم از مکتب‌های سیاسی متفاوت ظهور کرد که این پدیده در سال‌های بعد، در تحولات سیاسی کشور در ابعاد گسترده‌تری ظاهر گردید.
اثرات تبلیغات هیتلری که در سال‌های قبل از جنگ جهانی دوم بر کشور رسوخ و نفوذ کرده بود در سال‌های پس از اشغال ایران نیز به سادگی از بین نرفت، در آن ایام طبقه ثروتمند و بازاری تبریز که از برکت معاملات تجاری با آلمان هیتلری به ثروت کلانی دست یافته بودند به هواداری از آلمان هیتلری برخاستند، متقابلا ندارها و گروه‌های مهاجر جانب سیاست‌های بلشویکی را گرفتند، ثروتمندان که لحظه به لحظه پی‌آمدهای جنگ را پیگیری می‌کردند و به پیروزی ارتش‌های محور آنچنان دل‌بسته بودند که با اعتماد به نفس، پیشرفت قوای هیتلری را سعادت و خوشبختی ایران می‌پنداشتند و بی‌صبرانه در انتظار شکست جبهه قفقاز روزشماری می‌نمودند، در این میان طرفداران ژاپن میلتاریستی نیز در صحنه سیاسی ظاهر شدند بی‌آنکه تبریزی‌ها با نژاد زرد پیوندی داشته باشند. سیاست‌بازی، محیط تبریز را آنچنان آلوده کرده بود که در هر محفل و مجلسی گروهی به طرفداری از این و جماعتی در حمایت از آن دیگری به سر و کله یکدیگر می‌پریدند و هر یک از آنها در دفاع از نکته‌نظرهای سیاسی خویش استدلال و منطق می‌تراشیدند.

شادروان میرزاباقر حاجی‌زاده با سخنان طنزآلود این درام سیاسی را در تعریف از سیاست‌بازان بازار تبریز چنین توصیف می‌کرد، بازاری‌های تبریز که دل در گرو آلمان هیتلری داشتند هر روز صبح وقتی مغازه‌های خودشان را باز می‌کردند با رمز و اشاره به یکدیگر، خبر رد و بدل می‌کردند برای مثال اگر رادیوهای خارجی از پیروزی آلمانی‌ها خبر خوش پخش می‌نمودند بازاری‌ها شاد و خوشحال به بازار می‌آمدند. یکی از دیگری می‌پرسید در جیب‌هایت آجیل داری؟ آن دیگری جواب می‌داد امروز با جیب‌های پر آمده‌ام.


به نقل از روزنامه مهد آزادی



دسته بندی : تبریز , ایران , آذربایجان ,
برچسب ها : تاریخ تبریز , شهریور 1320 , اشغال آذربایجان , جنگ جهانی , حمله شوروی به ایران ,


نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 19 خرداد 1398, 10:28 ب.ظ

پلنگ ایرانی از جمله گونه های در معرض انقراض و «فهرست قرمز» سازمان ملل محسوب می شود که خوشبختانه با اقدامات حفاظتی انجام شده در سال های اخیر، جمعیت آن در آذربایجان تثبیت شده است.


آذربایجان شرقی به ویژه ارتفاعات سر به فلک کشیده منطقه حفاظت شده «کیامکی» (کامتال) در جنوب رودخانه مرزی ارس، از جمله زیستگاه‌های «پلنگ ایرانی» به شمار می‌رود که در سایه تشدید اقدامات حفاظتی، فضای آرام و امنی برای زندگی این گونه جانوری مورد توجه نهادهای بین المللی در آنجا ایجاد شده است.

پلنگ

در تبیین اهمیت زیستگاه‌های پلنگ در آذربایجان شرقی، اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که تعداد این گونه جانوری در این خطه از کشورمان، از رقم آن در جمهوری‌های قفقاز و ترکیه بیشتر بوده و همین امر اهمیت تلاش برنامه ریزی شده برای صیانت از آن را دو چندان می‌کند.

مدیرکل حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقی در این باره گفت: عمده مساله مهم در حفاظت پلنگ ایرانی، حراست از کانون‌ها و طعمه‌های این گونه گربه سان است که در استان انجام می‌شود.

حمید قاسمی با بیان اینکه بر اثر حفاظت از کانون‌های زیست پلنگ ایرانی در آذربایجان شرقی که از مهمترین زیستگاه‌های این گونه جانوری در دنیا است، زیستگاه‌های این گربه سان بزرگ تثبیت شده است، گفت: انتخاب کانون‌ها و زیستگاه‌های حیات وحش و حفاظت از آنها در قالب مدیریت‌های چهار گانه تحت مدیریت حفاظت از محیط زیست شامل پارک ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاه‌های حیات وحش و مناطق حفاظت شده انجام می‌شود و در خصوص پلنگ ایرانی هم از زیستگاه، طعمه‌ها و محل زادآوری حفاظت می‌شود و بر این اساس این گونه جانوری تثبیت شده است.

معاون محیط طبیعی مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز در این خصوص گفت: بالاترین حد حفاظت از پلنگ ایرانی در استان ما انجام می‌شود؛ منطقه کیامکی که از محل‌های اصلی زیست پلنگ ایرانی است از سال ۱۳۹۰ به بالاترین حد مناطق حفاظت شده تحت مدیریت، یعنی پارک ملی، ارتقا یافته و بر این اساس کریدورهای حرکت این گونه جزو مناطق شکار ممنوع شناخته شده و به تبع آن جمعیت و زیستگاه این گربه سان تثبیت شده است.


مشاهده پلنگ در اطراف دریاچه اورمیه ، بهار 98

نژاد پلنگ

میرمحسن حسینی قمی اظهار کرد: منطقه شکار ممنوع کاغذکنان، منطقه حفاظت شده سهند و پناهگاه منطقه حفاظت شده علمدار داغی، دیگر زیستگاه‌های پلنگ ایرانی و طعمه‌های مورد علاقه این شکارچی در آذربایجان شرقی محسوب می‌شوند که تحت مدیریت حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌اند.

وی افزود: کل، بز و گراز از شکارهای مورد علاقه پلنگ است که در مناطق یاد شده تحت حفاظت قرار گرفته‌اند و از سال ۱۳۸۸ تاکنون نیز برای حفظ تعادل اکولوژیکی محیط و موازنه اکولوژیکی، پروانه شکار خرگوش صادر نشده است.

حسینی قمی با اشاره به رشد آگاهی‌های مردمی از ضرورت صیانت از گونه‌های جانوری در آذربایجان شرقی، گفت: تاکنون گزارش شکار پلنگ در استان نداشته‌ایم و از آنجایی که زیستگاه‌های پلنگ ظرفیت خوبی برای شکار و سلامت پلنگ ایرانی داشته، گزارش سانحه یا بیماری این گونه برای مداوا نیز وجود نداشته است.

وی ادامه داد: البته در سال‌های اخیر ۲ مورد حمله پلنگ به گله و انسان در استان گزارش شده که علت آن تغییر آب و هوایی و اقلیمی و ناآگاهی مردم از چگونگی مواجهه با این گونه جانوری بوده که خوشبختانه خسارت جانی و مالی نداشته و تنها موجب تلف شدن سگ‌های چوپان شده است.

وی همچنین با اشاره به اینکه پلنگ ایرانی در فهرست لیست قرمز و گونه‌های در معرض خطر انقراض سازمان ملل متحد قرار دارد، گفت: تحت برنامه اکولوژیون قفقاز، نشست بین المللی صیانت از نسل پلنگ در تفلیس گرجستان برگزار شد که نماینده اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز در آن حضور داشت.

معاون محیط طبیعی حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقی ادامه داد: چون زیستگاه‌های پلنگ در آذربایجان شرقی بهترین زیستگاه این گونه در جهان و ایران محسوب می‌شود، از اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز برای شرکت در نشست بین المللی تفلیس دعوت شده و در آنجا نشست‌های هماهنگی خوبی برای حفاظت از گونه پلنگ بین کشورهای جمهوری آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و نمایندگان ادارات کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و گیلان برگزار و تبادل اطلاعات فنی خوبی صورت گرفت.

وی همچنین با اشاره به اینکه تغییرات آب و هوایی در زیستگاه‌ها گریزناپذیر است، اظهار کرد: به خاطر این تغییرات، حضور پیش بینی نشده پلنگ ایرانی در مناطق مختلف اتفاق می‌افتد که مواجهه درست با آن همکاری‌های مردمی را می‌طلبد.

وی از مردم خواست در صورت مشاهده پلنگ با شماره تلفن ۱۵۴۰ تماس بگیرند تا اطلاعات آنان ضبط یا به کارشناسان محیط زیست آذربایجان شرقی و به صورت همزمان به سازمان مرکزی حفاظت محیط زیست کشور منتقل شود.


مشاهده پلنگ در منطقه حفاظت شده کیامکی

پلنگ

حیات وحش آذربایجان


رئیس اداره محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نیز گفت: جمعیت اصلی پلنگ در منطقه قفقاز در شمال ارس و نیز جنوب این رودخانه در کشورمان حضور دارد و پلنگ از گونه‌های جانوری شاخص مناطق پیرامونی ارس در سمت ایران است.

داود غنی پور با بیان اینکه به منظور کاهش روند تخریب طبیعت و نابودی گونه‌های جانوری، انجام مطالعات زیستگاهی و بوم‌شناسی آنها ضروری است، افزود: انقراض سریع تعدادی از جمعیت‌های جانوری در سال‌های اخیر، توجه محققان و حفاظت‌گرایان گربه‌سانان را در دنیا به خود جلب کرده است.

وی تشریح کرد: ناحیه زیستی قفقاز با وسعت ۵۸۰ هزار کیلومتر مربع، زیستگاهی بین المللی است که نواحی وسیعی از شمال‌غرب ایران، جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، شمال شرق ترکیه، گرجستان و ناحیه قفقاز شمالی جمهوری فدراتیو روسیه را در بر می‌گیرد و یکی از نواحی غنی زیستی در دنیا به شمار می‌رود که به عنوان یکی از ۲۵ نقطه داغ زیستی (Hot Spot) دنیا پذیرفته شده است.

وی ادامه داد: پلنگ به عنوان یک گونه‌چتر با توجه به اینکه در رأس هرم غذایی قرار گرفته است، در صورت برنامه ریزی برای حفاظت، می‌تواند مجموعه‌ای از گونه‌ها را به عنوان طعمه و نیز شرایط زیستگاهی را در زیرمجموعه خود محافظت کند.

غنی پور گفت: زیرگونه پلنگ ایرانی در کوهستان‌های کشورهای ایران، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ارمنستان زیست می‌کند؛ جمعیت این زیرگونه در دنیا از ۱۳۰۰ قلاده تجاوز نمی‌کند و ایران بزرگترین جمعیت آن را با ۵۵۰ تا ۸۵۰ قلاده در خود جای داده است.

وی یادآوری کرد: آذربایجان شرقی در حال حاضر حدود ۲۰ قلاده پلنگ را میزبانی می‌کند که البته ظرفیت زیستگاه‌های آن بیش از این تعداد بوده و عواملی نظیر تخریب زیستگاه‌ها، از بین رفتن طعمه‌ها، شکار، توسعه جوامع انسانی و زیرساخت‌ها موجب کاهش شدید این گوشتخوار باابهت و عظیم الجثه شده است.

رئیس اداره محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی بیان کرد: عوامل تهدید مختلفی در زیستگاه‌های پلنگ وجود دارد که متأسفانه در اثر اجرای طرح‌های مختلف توسعه، این عوامل اثرات خود را بیش از پیش نشان خواهند داد.

غنی پور گفت: زیستگاه‌های پلنگ در ایران از طریق باندی به پهنای بیش از ۴۰ کیلومتر با مناطق شمالی ارتباط دارند و آثار زیانکاری پلنگ در این مناطق قابل توجه نمی‌باشد؛ لذا ضرورت دارد با توجه به اهمیت بین‌المللی گونه و زیستگاه آن در منطقه، ارزیابی زیستگاهی گونه در این منطقه صورت پذیرد.

وی افزود: نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل مؤثر بر حضور یا عدم حضور پلنگ به وجود طعمه‌هایش، به‌ویژه پازن، بستگی دارد.

وی ادامه داد: مهمترین راه حفظ این‌گونه جانوری در معرض انقراض، ایجاد بستری مناسب برای بهبود کیفیت زیستی گونه‌های طعمه آن است و بر این اساس در پناهگاه حیات‌وحش کیامکی با استفاده از نیروی انسانی مورد نیاز به حفاظت هرچه بیشتر از طعمه‌های این‌گونه اهتمام می‌شود.

غنی پور گفت: به عنوان مثال جلوگیری از ورود شکارچیان یا دام‌های اهلی به عنوان رقیب اکولوژیکی طعمه‌های پلنگ از قبیل قوچ و میش و کل و بز و نیز عامل احتمالی انتقال بیماری‌های مشترک، برای صیانت از گونه پلنگ در زیستگان آن یک ضرورت است.


مشاهده یک قلاده پلنگ ایرانی در جزیره اشک دریاچه ارومیه

[http://www.aparat.com/v/0Lx13]


رئیس اداره پایش حیات وحش اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی گفت: پلنگ در شمال و جنوب آذربایجان شرقی شناسایی شده که حمایت‌های مختلف محیط زیستی را با شیوه‌های مختلف به دنبال دارد.
احمد حاجی زاده با اشاره به اینکه سرشماری زمستانه به صورت سالانه انجام می‌شود و آمار پستانداران شاخص استان در مناطق حفاظت شده متفاوت است، گفت: تمام گونه‌های جانوری و گیاهی در زنجیره غذایی حیاتی قرار می‌گیرند و حمایت از آنان در واقع داخل این زنجیره غذایی بوده و به هم وابسته هستند.
وی ادامه داد: حفاظت از تنوع زیستی، امنیت غذایی و امنیت زیستی برای انسان ایجاد می‌کند و هر چه قدر تنوع زیستی در منطقه بیشتر باشد، امنیت برای ساکنان آن نیز از جمله پلنگ افزایش می‌یابد.
حاجی زاده اضافه کرد: به طور مثال اگر کل و بز به عنوان گونه «پرچم»، کاهش یا از تنوع زیستی حذف شوند، در زنجیره و هرم غذایی مشکل جدی ایجاد و تنوع ژنتیکی حیوانات اهلی مثل گوسفند و نیز تأمین طعمه و غذای جانورانی مثل پلنگ دچار اختلال می‌شود.
وی گفت: این مشکل در زندگی انسان نیز تأثیر خود را نشان می‌دهد و امنیت در جوامع انسانی نزدیک زیستگاه‌های جانوری با خطر روبرو می‌شود.
حاجی زاده افزود: جانوران گوشتخوار مثل خرس و پلنگ با کاهش طعمه طبیعی، به گوسفندان و حیوانات اهلی و حتی انسان حمله ور می‌شوند و امنیت جوامع انسانی با برهم خوردن تنوع زیستی برهم می‌خورد.

پلنگ ایرانی (Panthera pardus saxicolor ) بزرگترین یا یکی از بزرگترین زیرگونه‌های پلنگ و بومی غرب آسیا است و در فهرست جانوران «در معرض خطر انقراض» قرار دارد.

اندازه‌ها و رنگ پوشش بدن در مناطق مختلف در گستره پراکنش پلنگ در ایران، تفاوت قابل توجهی با یکدیگر دارند؛ به‌طور کلی طول بدن پلنگ‌های بالغ به ۱۶۰ و گاهی تا ۱۸۰ سانتی‌متر می‌رسد و طول دم آن‌ها ۱۱۰ سانتی‌متر است؛ وزن این پلنگ برخی مواقع ۷۰ کیلوگرم و ارتفاع آن تا شانه به ۷۵ سانتی‌متر می‌رسد.

شمار پلنگ ایرانی بالغ در سراسر کشورهای محل زیست آن کمتر از ۸۷۱ تا ۱۲۹۰ قلاده برآورد می‌شود که به تفکیک کشورهای منطقه به شرح زیر است؛ ۵۵۰ تا ۸۵۰ قلاده در ایران (بر اساس تخمین سال ۲۰۰۲)، ۲۰۰ تا ۳۰۰ قلاده در افغانستان، ۷۸ تا ۹۰ قلاده در ترکمنستان، ۱۰ تا ۱۳ قلاده در ارمنستان و همین تعداد در آذربایجان، ۳ تا ۴ قلاده در قراباغ، حداکثر ۵ قلاده در گرجستان، حداکثر ۱۰ در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه و حداکثر ۵ قلاده در ترکیه.

ایران مهمترین زیستگاه پلنگ در خاورمیانه است و جمعیت مناسب پلنگ در این کشور امکان بقای گروه‌های کوچک این حیوان در قفقاز، شرق ترکیه و احتمالاً ترکمنستان را از راه مهاجرت‌های بین‌مرزی افزایش می‌دهد؛ با این حال تراکم جمعیتی پلنگ در ایران بسیار پایین است و تعداد آن شش صدم درصد تا یک درصد در هر ۱۰۰ کیلومترمربع برآورد می‌شود.


کیامکی


تعداد پلنگ های موجود در آذربایجان شرقی حدود 50 قلاده تخمین زده می شود

در تاریخ آذربایجان ‌حیواناتی چون گرگ، عقاب، خرس، مارال و ... همواره از جایگاه ویژه ای در فرهنگ عامه مردم برخوردار بودند اما در مورد « پلنگ » این موضوع مصداق پیدا نمی کند.

با این شرایط و به دنبال افزایش تعداد پلنگ‌ها در شمالغرب کشور به نظر می رسد، این زیبای درنده به عنوان یکی از حیوانات بومی منطقه، رفته رفته در تمثیل‌ها و ادبیات فولکولور مردم آذربایجان جایی برای خود باز کند.


گرفتاری پلنگ در اطراف مراغه

گربه سان


پلنگ، درنده ای نجیب و قانع !

یکی از زیباترین ویژگی های این درنده زیبا، ‌نحوه شکار و یافتن غذای خود و اعضای خانواده است.

حسینی قمی معاون محیط طبیعی اداره کل محیط زیست آذربایجان شرقی اظهار داشت: پلنگ‌ها شبانه شکار کرده و در طول هفته یک شکار بزرگ و یک شکار کوچک دارد.

به گفته وی، این حیوان برخلاف برخی از درندگان هرگز بیش از نیاز خود شکار نکرده و به دیگر حیوانات یک گله آسیب نمی زند.

قمی همچنین با بیان اینکه پلنگ غذاهای خوشمزه را ترجیح می دهد، گفت: قوچ و میش بیشترین غذاهای پلنگ را تشکیل می دهد گرچه در مقاطعی شاید گراز هم نصیب این صیاد ماهر گردد.



لینک مجموعه پستهای پارکها و محیط زیست (66)



دسته بندی : آذربایجان , * پارکها و محیط زیست ,
برچسب ها : پلنگ , محیط زیست آذربایجان شرقی , حیات وحش آذربایجان , شکار غیرمجاز در تبریز , پلنگ آذربایجان ,



» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
» آموزش برخی جملات و کلمه ترکی و معادل فارسی ( چهارشنبه 5 تیر 1398 )
» غبار فراموشی بر کوچه‌های آشتی‌کنان تبریز ( جمعه 24 خرداد 1398 )
» رهایی پلنگ ایرانی از چنگال انقراض در آذربایجان ( یکشنبه 19 خرداد 1398 )
» کاغذ سنگی شاید سپر بلای قطع درختان آذربایجان ( یکشنبه 12 خرداد 1398 )
» دوربین تبریز لینک 79 ( مساجد تاریخی بازار تبریز ) ( جمعه 3 خرداد 1398 )
» بازگشت آرتمیا دریاچه اورمیه ( چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 )
» پیرمرد تعمیرکار تبریزی میزبانی خوب گردشگران خارجی ( پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 )
» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 )
» حکایتی از مهر و محبت یک مادر در تبریز ( یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 )
» اقتصاد با طعم شیرین در تبریز ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 )
» بیماری سرطان در منطقه آذربایجان ( سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 )
» مارمیشو و سیلوانه و جزیره اشک آذربایجان غربی ( سه شنبه 27 فروردین 1398 )
» ماکتهای مجموعه ربع رشیدی تبریز ( سه شنبه 20 فروردین 1398 )
» مسافران در نوروز 1398 شهر تاریخی تبریز ( سه شنبه 13 فروردین 1398 )
» سیل در تبریز قدیم ( چهارشنبه 7 فروردین 1398 )
» آیین های سنتی آذربایجان در نوروز 98 ( چهارشنبه 29 اسفند 1397 )
» غذاهای خوشمزه خیابانی تبریز ( شنبه 25 اسفند 1397 )
» تیم فوتسال مس سونگون ورزقان آذربایجان شرقی ( یکشنبه 19 اسفند 1397 )
» ایده‌های طراحی شهری که کاش در تبریز هم ببینیم ( سه شنبه 14 اسفند 1397 )
» شهروند لینک آذربایجانی 76 ( پریا بهسام) ( چهارشنبه 8 اسفند 1397 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» عکاسی تبریز و ایران
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» قیزیل قلم
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» شهرمن تبریز (یاشار)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی