تبریز ویکی لینکلر

 
دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
نظرات |

سفر به روستاهای گلجار و دویجان مرند آذربایجان شرقی


دیگه کاملا زیر ذره بین بردم و جاهای موشکافانه تری را برایتان در سفرهای آذربایجان گردی به تصویر میکشم مثلا همین دو روستا در اطراف مرند شاید کمتر کسی دیده باشند، تقریبا اکثر جاهای تبریز را به تصویر کشیدم حالا هم گوشه هایی از آذربایجان را...  روستاهایی زیبا و دیدنی و البته نسبتا محروم!  
آنقدر جا در آذربایجان هست که کل عمرم را برای سفر در آذربایجان بگذارم مطمئنا تمام نشدنی است ولی باید بلد باشیم و البته وقت هم اجازه دهد. شما هم سفر کنید در دیار زیبای خویش...
تنها در اطراف مرند اینهمه جا برای گردش و دیدن داریم از جمله زنوز، عیش آباد و پیربالا، بناب جدید و ...


روستای گلجار مرند

آدرس: ایران - آذربایجان شرقی - مرند ۱۲ کیلومتری شهرستان مرند، دهستان میشاب شمالی
گلجار یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقیه که در دهستان میشاب شمالی بخش مرکزی شهرستان مرند (در ۱۲ کیلومتری شهرستان مرند) واقع شده .
مردم آن کشاورزی و دامداری می کنن و در زمستان به کار قالی بافی مشغولند . در حدود ۱۸۰ خانوار و ۷۵۰ نفر جمعیت داره . باغات زردآلو و گردو هم داره .


تصاویر گلجار در دو ماه متفاوت در فروردین و اردیبهشت گرفته شده است
گلجار

گلجار

گلجار مرند

اینجا انسانها نفس میکشند و مثل ما در شهری مثل تبریز نیست که بزور نفس میکشند!
کوهستان

دامداری

درختان هم در این مناطق نفس میکشند و مثل شهر نیست که بیچاره درخت تازه به 20 سالگی که میرسد سرش را قطع کنند!
آذربایجان

میشو

گلجار آذربایجان شرقی

روستایی

آذربایجانگردی

دختر چوپان ، خروس نگهبان ...  چیزهایی که در شهر ما نداریم و البته کاش بودند...
خروس

طبیعت آذربایجان

فکر کن در شهر پنجره را باز میکنی و از جلوش رود رد میشه و کنار درخت و آواز پرندگان فقط اینترنت نداره!
طبیعت

گلجار

به جاده خاکی بالا نگاه کنید اگر تراکتور را دیدید...
روستای گلجار

کند

گلجار مرند

بالای کوههای روستا که میروی باغات و بقول روستایی ها چیمنگاه است
و رو به کوههای زیبا و برفی

آذربایجان شرقی

باغات مرند

باغ

چمنگاه

چیچک لی قوینوندا بیر باغچا تیکدیم،

سووارا-سووارا گؤز یاشی تؤکدوم،

گئجه-گوندوز امیینی من چکدیم،

یولدو مئیوه سینی یئل لر، آ داغ لر!..

ندن کوسکون یاخان داکی بولبول لر،

هاردا مانا لیل چالن او دیل لر؟..

من سسلنسم: ائللر، ائللر، آی ائللر،

عکسی-سدا گلیر: “ائللر...”، آ داغ لر!..

سؤیله، ندن سس وئرمییر خزریم،

من کی، اونون هر دردینی یازاریم،

سورگون اولوب اوغروندا هپ گزریم،

قیسمتیم بو اوزون یول لر، آ داغ لر...

سؤیله ندن دلی کوروم چاغلماز،

ایچدن جوشوب اؤز گونونه آغلماز،

گؤی موغانیم ندن یاشیل باغلماز،

گلجار مرند

مرند

دامنه های میشو

دردلیمی دیر او گؤی گؤل لر، آ داغ لر؟..

سؤیله، شاهداغ لریم ندن یا سلی دیر؟

کؤکسون دکی قیلینج، قالخان پاس لی دیر؟

شاعرلرین ندن هزین سس لی دیر،

قریب سازدا قیریق تئل لر، آ داغ لر؟..

آ داغ لر، آ داغ لر، سؤیله، آ داغ لر،

اولورمو آشن الیق بؤیله، آ داغ لر؟..

یامان گونوم یاخشی ائیله، آ داغ لر،

سانا قوربان بو کؤنول لر، آ داغ لر...

آلماس ایلدریم

مرند

گلجار


داغلار منه گل- گل دئسه اورک ‌دن

گلیب، ائله بو یئرلرده قالاردیم

طبیعتله سئوینجیمی، دردیمی

بؤلوب، ائله بو یئرلرده قالاردیم

 

نفسیمده یاشاداردیم عطرینی

عزیزلردیم چیچک‌لرین خطرینی

عؤمرون- گونون قیمتینی، قدرینی

بیلیب، ائله بو یئرلرده قالاردیم

 

نه گؤزه ل دیر بو داغلارین تالاسی

من گئتسم ده، کؤنلوم بوردا قالاسی

سئوسه منی بیر ظالمین بالاسی

اؤلوب، ائله بو یئرلرده قالاردیم

 زلیم خان یعقوب


نام اصلی روستای دویجان و نام تحریفی دوگیجان مرند، یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بناب بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده‌است. این روستا در سمت شرق مرند قرار دارد و مسیر آن از شهر بناب جدید می گذرد و در سمت شرق بناب جدید مرند که مرکز تولید زعفران نیز هست و در دامنه کوه زیبای موغیتی(Mugheyti) وقع شده است.

مسیر دویجان آسفالته می باشد. این جاده که توسط یک سه راهی از جاده بناب جدید - النجق جدا می شود علاوه بر روستای زرغان تا روستای دوگیجان امتداد می یابد و هر دو روستا در یک مسیر قرار دارند ولی روستای دوگیجان کمی دورتر از روستای زرغان قرار دارد.

همان طور که ذکر شد این روستا در دامنه کوه موغیتی قرار دارد و روستایی زیبا با خانه هایی کلا خشتی و گلی می باشد ولی چند تایی خانه آجری نیز در لابه لای خانه های گلی قرار دارد.
آن چیزی که در ابتدا توجه افراد تازه وار به این روستا را جلب می کند ظاهر یکدست خانه های گلی می باشد که به صورت زیبایی گل کاری شده اند و چنان این عمل ماهرانه انجام شده که سقف و دیوار خانه ها صاف صاف می باشد.

زندگی در روستای دویجان مرند
[http://www.aparat.com/v/howdP]



در این منطقه ییلاقی حدود 300 نفر زندگی می کنند این روستا خوش آب و هوای کوهستانی، دارای مردمانی خونگرم و مهمان نواز و سختکوش است. مردم این روستا به شغل های دامداری، قالیبافی و کشاورزی مشغول هستند. لباس محلی این روستا در نوع خود از نظر رنگ و اشکال پارچه کم نظیر است.
برای رفتن به این روستا باید از بناب جدید که چند سالی است به کاشت زعفران مشهور شده است گذر کرد. ارتفاعات روستای دوگیجان از توابع شهر بناب جدید شهرستان مرند برخوردار از جاذبه های طبیعی همچون آبشار و چشمه زلال آغ سو (چشمه آب سفید)، غار دوگیجان و دره زیبا و جنگلی است. همچنین هنگام چیدن پشم گوسفندان، روستا شور و حال خاصی را به خود می گیرد و انسان را به تماشا وامیدارد.


دورنمای روستای دویجان که در مسیری دوردست قرار دارد ولی مناظری بسیار زیبا
روستای دوگیجان

شبهای دویجان
دویجان مرند

دویجان کندی

دویجان

کوههای زیبا  دویجان
کوه موغیتی

روستای دوگیجان مرند

آذربایجان

زرغان

باغات بناب جدید در مسیر دویجان
بناب جدید

مردم و زنان روستای دویجان مرند با لباسهای زیبا - عکاس مهران چراغچی
دختر روستایی

زنان روستایی

کودکان آذری

غار دوگیجان :
غار دوگیجان که از نوع غارهاى استلاکتیت‌ است و راه دسترسى به آن سواره‌رو مى ‌باشد. برای رسیدن به روستای دوگیجان پس از گذشتن ار روستای ارد کلو و بناب جدید و زرقان می گذرد. مابین روستای زرقان و دوگیجان کوه مرتفعی است به نام مقاطقع است که غار در این کوه واقع شده است.

به عبارت دقیق تر بعد ازعبور از روستای زرقان به روستای زیبای دوگجان می رسیم بعلت نبودن مسیر مناسب حدودا 6 کیلومتر به سمت دره زیبا که به یک بیشه زار منتهی میگردد باید پیاده روی کرد در این منطقه دو 2 دره نمایان می شود که دره سمت راست ما را بطرف دهانه اصلی هدایت می کند و دره سمت چپی به یک دیواره ختم می شود در 70 متر دیواره یک شگاف 1*1.5 دیده می شود که انتهای غار می باشد و اگر ابزار و طناب کافی داشته باشیم برای فرود خیلی لذت بخش خواهد بود.




غار آغ سو

آبشار دویجان

دره سمت راست ما را بطرف دهانه اصلی غار می برد پس از ورود به یک تالار برزگ می رسیم که فاقد تزئینات غاری می باشد در سمت راست تالار یک شیب 20 درجه ما را به طبقه پایین هدایت می کند در این طبقه 2 تالار به چشم می خورد که تالار سمت چپی استالاکتیت واستالاکمیت های زیبای را در خودش جای داده است و کفی کاملا گلی دارد. تالار سمت راست مرواریدهای خشگ غاری همراه با برگه های خشگیده و استخوان های حیوانات و چند دهلیز فرعی بن بست به همراه دارد.

دهانه غار به عرض ۳/۵ متر است. ورود به غار بصورت تقریبا عمودی از سوراخی است که می بایست بصورت تک تک وارد آن شد.


وبلاگی برای روستای زرغان و دویجان
http://ekrami.mihanblog.com

لینک مجموعه پستهای دوربین تبریز لینک
لینک مجموعه پستهای شهرستان لینک





مرتبط با : آذربایجان دوربین تبریز لینک * شهرستان لینک
برچسب ها : گلجار مرند-آذربایجان شرقی-دویجان مرند-روستای دوگیجان-آذربایجان گردی-زندگی روستایی-east azerbaijan-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1396
زمان : 05:45 ب.ظ
قدرتمندی زبان ترکی
نظرات |

ترکی بیاموزید و سخن بگویید زیرا هنر است


آیا زبان ترکی تک هجایی است؟!

آیا زبان ترکی زبانی تک هجایی است؟ یعنی تمام افعال و اسما و اعدادش با یک هجا تلفظ می شوند و ریشه تمام کلمات چندهجایی به یک هجا منتهی می شود؟!

هنوز زبانشناسان به این سئوال نتوانسته اند پاسخ دهند لیکن بسیار محتمل هست که با کشف کُنه لغات، به این ادعا برسند.

هنر

درصد بسیار پایینی از لغات زبان ترکی 2 هجایی و تجزیه ناپذیرند ولی اگر روی اتیمولوژی این لغات تلاش شود می توان آن 2 هجایی ها را هم تجزیه کرد و به تک هجا رسید.

زبان ترکی از این نظر زبانی بسیار توانمند و خارق العاده است طوری که 2400 فعل دوهجایی و 600 فعل تک هجایی و هزاران فعل ترکیبی دارد. شما این 600 فعل تک هجایی را با کمتر از تمامی 100 فعل اصلی فارسی مقایسه کنید (1 و 2 و 3 هجایی). بیایید این افعال تک هجایی را به فارسی ترجمه کنیم و تعداد هجاها را بشماریم:

چیخ (بالا برو = 4) ، یئن (پایین برو = 4) ، آش (بلندی را رد کن = 6)، قالخ (بپا خیز = 3) ، ایت (گم شو =2).

در نگاه اول به لغات ترکی تعداد زیادی از آنها 2 هجایی هستند (3 هجایی نداریم) ولی با شناخت لغات کهن ترکی و فقه اللغه یا اتیمولوژی می توان آنها را تجزیه کرد و به تک هجا رسید. زبان ترکی این امتیاز را دارد که لغات آن غالبا دارای ریشه است و لغت با ریشه اش ، ارتباط تنگاتنگ معنایی دارد. لذا به راحتی می توان مالکیت زبانی را کشف کرد درحالیکه در زبان فارسی غالبا چنین نیست. چرا پنجره فارسی است؟ این لغت از کجا آمده؟ بین کلمه و معنایش چه ارتباطی وجود دارد؟ درب چطور؟ بشکه یعنی چه؟ امید از کجا آمده؟ همه این سئوالات بی پاسخ است. درحالیکه در زبان ترکی واژه ای بی دلیل و بی ارتباط و بی معنا وجود ندارد. مثلا پنجره در ترکی “آچیشقا” است که ظاهرا 3 هجایی است ولی با حذف پسوند قا به ریشه آچیش و با حذف پسوند مشارکتی “یش” به فعل تک هجایی “آچ” یعنی باز کردن می رسیم که اولا آچیشقا را به ریشه تک هجایی می برد ثانیا بین پنجره و باز کردن یک ارتباط مستقیم معنایی وجود دارد.

امید در فارسی بی ریشه است ولی در زبان ترکی یک ریشه تک هجایی فعلی با معنای مستقیم دارد. اومماق در ترکی یعنی چشم به راه ماندن و پسوند اسم ساز ترکی داریم بصورت “ید/ود” که کلماتی مانند اومود ، قورود، سؤیود، ایگید را خلق می کند.

واژگان فامیلی آغاز، آغیز، آغوز در ترکی همگی از فعل تک هجایی آغماق به معنای “شروع شدن، گسیل شدن” خلق شده اند و همگی با این مفهوم ارتباط معنایی مستقیم دارند.

کلید در فارسی از کجا آمده؟ معلوم نیست ولی معادل آن “آچار” در ترکی از فعل تک هجایی آچماق به معنای باز کردن و پسوند فاعلی دائمی “ار” ایجاد شده است و بین کلمه و معنای فعلی اش ارتباط تنگاتنگ است.

در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا معنا و مفهمومی در زبان فارسی ندارند. لیکن در ترکی این لغات دانه های یک تسبیحند. فرزندان یک خانواده هستند که پدرشان “آست” است. آست در ترکی یعنی “پایین” (اکنون ترکان همدان این لغت را استفاده می کنند و ما آلت می گوییم). آست+یان (سمت پایین)، آست+یئن (پایین رو)، آست+ان (مربوط به فرودست)، آست+ان+ا (مربوط به فرودست)، آست+ار (زیرین)، آست+ا (آستا یا آهسته! آرام و پایین و کم).

از مصدر قالماق (ماندن و پابرجا بودن) می توان فرزندانش به نام قالا (که قلعه به عربی رفته ولی قلع معنایی در عربی ندارد!)، قالاق ، قالاما (قلمه) را جمع کرد و تک هجایی بودنشان را اثبات کرد.

با یافتن لغت کهن “پال” به معنای پوشش می توان این خانواده را از زبانهای دیگر صدا کرد بصورت : پالتار ، پالتو ، پالاز (پلاس)، پالان.

لغت ترکی “پرداخت” (به معنای جلا دادن و برّاق کردن) در فارسی معنایی ندارد و ارتباطی به “پرداختن” (ادا کردن) ندارد. ولی در ترکی از ریشه “پار” به معنای شفافیت و براقیت هست که فامیلهایش نیز کماکان در ترکی در قید حیاتند. مانند: پارلاق ، پار پار ایشیلداماق ، پاریلداماق، پاریلتی.

نظر بزرگان درباره ترکها و زبان ترکی
ترکها


از مصدر تک هجایی بوغماق (گلو گرفتن) می توان به بغض در عربی یا بوغاز و بوغاناق در ترکی رسید.

البته اتیمولوژی مانند ورزش، سیاست را نمی پذیرد و یافتن کنه و ریشه لغات به معنای اسائه ادب به زبانی دیگر نیست چنانکه بخاطر همین اتیمولوژی قدرتمند ترکی می توان لغات دخیل را در این زبان شناسایی کرد هرچند مانند موشتولوق و اوروج بسیار متداول باشد. موشتولوق در اصل مژدولوق یا مژده لیق از مژده فارسی استخراج شده و اوروج در اصل اوروز یا همان روزه است که ترکان “ابتدا به راء” را اجتناب می کنند و می گویند: ایرضا (رضا)، ایرحم ائله اوره گیمه (رحم)، اوروز (روز یا روزه).

ملاحظه می فرمایید که با شناختن افعال و اسما و پسوندهای ترکی می توان به راحتی لغات ترکی را در هر زبانی استخراج کرد. بسیار محتمل است که هیچ لغت 2 هجایی در ترکی وجود ندارد و زبان ترکی زبانی تک هجایی است اما هنوز به این ادعا نرسیده ایم.

حال فکر کنید آیا این 10 لغت تجزیه پذیرند؟ اگر تجزیه پذیرند ریشه اند چیست؟

    قاووق (بادکنک)
    اؤردک (اردک)
    آینا (آئینه)
    اوتاق (اتاق)
    بوشقا (بشکه)
    سوراغ (سراغ)
    گوجه (گوجه)
    اوتو (اطو)
    میانا (میانه)
    گؤیرچین (کبوتر)


مکعب اسرارآمیز آوایی و راز هارمونیک بودن زبان ترکی

در سلسله مباحث آموزش زبان ترکی در این جلسه به معرفی راز هارمونیک بودن و خوش آوایی زبان ترکی می پردازیم. لابد شما هم بارها در مواجه با فارسی زبان ها با لبخند آنها مواجه شده اید که با اشتیاق به صحبتهای ترکی یا حتی صحبت فارسی شما گوش می دهند؟ چرا؟ بخاطر اینکه شما ناخودآگاه هارمونیک و ملودیک صحبت می کنید که شنونده از شنیدن آن لذت می برد. این موضوع را حافظ شیرازی به این تعبیر می کند که مصاحبه با ترکها، باعث طولانی شدن عمر می شود (بخاطر خوش گذشتن زمان):

“ترکان پارسی گوی بخشندگان عمرند”

راز خوش آوایی زبان ترکی در داخل مکعب اسرارآمیز آوا نهفته است:

مکعب

این مکعب را توضیح می دهم تا آنرا درک کنیم. کافیست اندکی حوصله به خرج دهید و وسط توضیح، از کشف این راز منصرف نشوید!

این مکعب اسرار آمیز دارای 3 محور مختصات مانند مختصات دکارتی XYZ می باشد که تمامی 9 حرف صدادار ترکی در گوشه های این مکعب گنجانده شده اند. باید بدانیم که زبان ترکی کاملترین آواهای بشری را دارد که عبارتند از مصوتهای 9 گانه:

آ (آی)، ا (من)، ائـ (بئش)، ی (قیز)، ی(بیز)، اوْ (قوچ)، اوُ (قوش)، اؤ (گؤز)، او (اوچ)

در زبان ترکی این صداها از 3 منظر مختلف تقسیم بندی می شود:


    صداهای ثقیل (آ ـ اوْ ـ اوُ ـ ای) که تلفظ ثقیلی دارند و صداهای ظریف (ا ـ ائـ ـ ای ـ اؤ ـ او) که تلفظ ظریفی دارند.
    مصوتهای غنچه ای «اوْ، اوُ، اؤ، او» كه هنگام تلفظ آنها لبها بصورت غنچه­ای بسته می­شوند، و مصوتهای و غیرغنچه­ای «آ، ای، ای، ائـ ، اَ» که هنگام ادای آنها ، دهان باز میشود.
     مصوتهای باز “آ ، اَ ، ائـ ، اوْ ، اؤ” که در ادای آنها فك پائین دهان به سمت پائین رفته و دهان كاملاً باز می­شود. و مصوتهای بسته «ای ، ای ، اوُ ، او» که هنگام ادای آنها آرواره بسته­تر شده، دهان با حجم نیمه­ باز آنها را تلفظ می­كند.

 خب! حالا با توجه به سه نوع تقسیم بندی می توان سه محور تعریف کرد و با توجه به 2 گروه در هر تقسیم بندی هر کدام از صداها را در یک سمت قرار داد. نه خودآگاه به مکعب آوایی ترکی می رسیم که هر صدا دارای 3 خصوصیت است. مثلاً صدای “آ” هم ثقیل است هم غیرغنچه ای و هم باز.

اما این مکعب غیر از یک رابطه ریاضی و پازل چه چیزی در دل دارد؟ قوانین آوایی را براساس این تقسیم بندی تعریف می کنیم:

قانون هماهنگی مصوتها:

همه مصوتهای یک کلمه از نظر ثقیل و ظریف بودن تابع مصوت هجای اول هستند. یعنی اگر مصوت هجای اول ، ثقیل بود ، تمام مصوتهای دیگر آن کلمه یا پیوندهای آن ، ثقیل خواهند بود و اگر مصوت هجای اول ، ظریف باشد ، دیگر مصوتها نیز ظریف خواهند بود. برای نمونه در ترکی یارا (زخم) درست است نه یاره. و در ادامه: یارالان، یارالاندی، یارالاندیردی، یارالاندیردیلار. یا برای مصوت ظریف مانند «ائـ»: ائشیک، ائشیکده ، ائشیکده­کی ، ائشیکده­کیلر ، ائشیکده­کیلرین ، ائشیکده­کیلرینکی، ائشیکده­کیلرینکیدی و … .

در مورد کلمات دخیل سعی می­کنیم آنها را ترکیزه کنیم. مانند: باهار (بهار) ، هاوا (هوا) ، ناماز(نماز).

قانون هماهنگی لبها:

نه تنها مصوتهای یک کلمه (اعم از ریشه و مصوتها)از لحاظ تقسیم بندی ­ثقیل و ظریف نمی توانند همزمان با هم بیآیند ، از لحاظ نوع غنچه ای یا غیرغنچه ای نیز دارای ضوابط و نظم خاصی هستند که از آن ضوابط هم باید تبعیت نمایند. این قوانین چنین هستند:

الف­ ـ اگر مصوت اول غیرغنچه­ ای باشد ، مصوتهای دیگر نیز غیرغنچه­ ای خواهند بود. مانند: قاپی ـ قاپیدا ـ قاپیداكی ـ قاپیداكیندا ـ قاپیداكیندادیر

ب­ ـ ولی اگر مصوت اول غنچه­ ای باشد، اگر یكی از مصوتهای­ آن از نوع باز باشد‏، مصوتهای بعد از خود را تابع خود خواهدكرد. مانند: قوزوـ قوزوچو ـ قوزوچونون ـ فوزوچونوندور

کلمات دخیل نیز در قالب این ساختار درمی آیند. مانند: لوطو (لوطی) ، اباالفضل(ابوالفضل) ، نوخوش (ناخوش)

قانون عمومی هماهنگی مصوتها:

تمام پیوندها نیز از لحاظ داشتن مصوتهای ثقیل و ظریف یا غنچه­ ای و غیرغنچه­ ای از مصوت هجای نخست تبعیت می­کنند.

قانون توالی مصوتها:

در کنار تمام محدودیتها و قوانین حاکم بر مصوتهای ترکی ، این مصوتها اجازه ندارند در هرجائی از کلمه که خواستند، ظاهر شوند. مثلاً مصوت «ای» با شرایط خاصی حق دارد در ابتدای کلمه بیآید. از طرفی مصوت «اؤ» فقط در ابتدای کلمه نقش بازی می کند و نمی­تواند در داخل کلمه بیاید. جدول زیر هم موقعیت مصوتها و هم تبعیت مصوتهای بعدی از مصوت اول را نشان می دهد:


جدول قانون توالی مصوتها در زبان ترکی

توالی

نكاتی دیگر در آواشناسی تركی

تعمیم خصوصیت کوتاهی صائتهای زبان ترکی به کلمات دخیل

گفتیم که زبان ترکی زبانی کوتاه صائت با بیانی سریع و تند است و هیچ کشیدگی و مدّ دادن در آن وجود ندارد مگر به ندرت آنهم برای کلمات بیگانه. یعنی اگر فارس زبان هم «بادام» می گوید ، ترک زبان هم «بادام» می گوید ، سرعت آنها یکی نیست. فارس زبان کشیده تر و بصورت ممدود آنرا ادا می کند ولی ترک زبان بسیار سریع و تند تلفظ می کند. همین خصوصیت زبان ترکی باعث می­شود، کلمات دخیل از زبانهای دیگر از یک فیلتر دیگر عبور کنند ، سپس وارد زبان ترکی شوند. لذا اگر در فارسی می­گوئیم: «یارم آمد»، در ترکی همین «یارم» را بسیار سریعتر تلفظ خواهیم کرد: «یاریم گلدی». به همین ترتیب: بادام ، شیرین ، ناشی ، گیج ، داغ ، چای ، امامزادا ، خارابا و … .

لهجه ترکها در فارسی از همین جا ناشی می شود که میزان کشیدگی صداها یا مثل ترکی کوتاه است یا به اندازه فارسی نیست.

التقاء ساکنین در ترکی

در ترکی دو حرف مجاور نمی­توانند ساکن باشند. زبان ترکی بسیار روان و جاری است و تحمل التقای ساکنین را ندارد و برخلاف زبان عربی نمی­تواند کلماتی مانند: قبض، وقف، اکل، خبط، حکم و …را تحمل کند. حتی کلمات فارسی و عربی هم که وارد ترکی می شوند باید خود را در این قالب سازگارکرده و ساکن اول را متحرک کنند. این هم یکی دیگر از فیلترهای زبان­ترکی برای ورود کلمات است. لذا در ترکی می­گوئیم: قبیر(قبر)، نذیر آشی(نذر آشی) ، قدیر گئجه­سی(شب قدر)، صبیر گلدی(صبر آمد)، عؤمور کئچدی(عمر رفت)، ظولوم(ظلم)، حوکوم(حکم)، طبیل(طبل) و … .


اشاره ای به قوانین حاکم بر صامتها
در زبان ترکی دیدیم که صائتها مطابق قوانینی پیچیده اما منظم با هم در تعامل هستند که باعث خلق زبانی ملودیک و هارمونیک با نام زبان ترکی می شوند. هارمونی بودن این زبان تنها بخاطر قوانین حاکم بر صائتها نیست بلکه قوانین حاکم بر صامتها نیز این نقش را ایفا می کنند. همانطور که در ترکی امکان ندارد در یک کلمه هم صائت «آ» بیاید و هم «اؤ»، مشابه این نیز قوانینی وجود دارد که اجازه نمی­دهد حروف کلمات ترکی بصورت اتفاقی و ناهمگون در کنار بیایند.

چون این بحث طولانی بوده و در حوصله این مجال نیست، تنها گریزی کوتاه می زنیم که صامتها یا حروف بی­صدا در ترکی مانند صائتها از نقطه نظرهای مختلف تقسیم بندی می شوند و هر صامت در هر کدام از تقسیم بندی ها به یک طرف رفته و دسته بندی می شود. از یک منظر به «کوتاه ـ بلند» تقسیم می شوند ، از منظری دیگر در تقسیم بندی «آوادار ـ بی­آوا» به دو دسته دیگر تقسیم می شود.

از دیگر قوانین آوایی این است که اگر در کلمه ای یکی از حروف “ق ـ خ ـ غ” بیآید، مصوت های آن کلمه ثقیل خواهند بود.

باز در بحثی دیگر از نظر مخرج ادا به دسته های «لبی ، دندانی ، حلقی و سقفی» بخش بندی می شوند. تقسیم دیگری نیز از نظر «ناقص و کامل» بودن داریم. لذا هر صامت در هر تقسیم بندی موضع خود را مشخص کرده و در یک گروه بندی قرار می گیرد. مانند بحث صامتها ، قوانینی بر هر کدام از دسته بندی حاکم و مجموع دسته بندی ها حاکم است که اجازه نمی­دهد هر صامتی در هرکلمه که خواست، ظاهر شود. برای نمونه قانونی داریم که می­گوید: «اگر دو صامت کامل در یک کلمه همسایه شوند ، آندو باید از نظر آوادار یا بی­آوا بودن باید همجنس باشند». مطابق این قانون در ساختن صفت از «دوز» ، از بین دوزگون و دوزکون باید دوزگون را انتخاب کنیم چون صامتهای«ز» و «گ» هر دو آوادار بوده و همجنس هستند اما از میان کوسگون و کوسکون ، کوسکون درست است چون «س» و «ک» هر دو بی­آوا هستند.

اعجازی به نام فعل


زبان ترکی آنچنان در فعل غنی است که بعضی زبانشناسان قدرت واقعی ترکی را در فعل می پندارند. قابل تصور نیست که زبانی هزاران فعل اصلی داشته باشد و غیرقابل باورتر آن است که 600 فعل تک هجایی داشته باشد. افعال تک هجایی که در زبانهای دیگر باید برای معادلسازی آن از افعال کمکی یا جملات توضیحی استمداد جوییم.

برای نمونه به 20 فعل تک هجایی زیر توجه کنید:

سئو(دوست داشته باش) ، سیلک (با تکان دادن تمیز کن)، مین (سوار شو)، چیخ (بالا برو)، اوم (چشم انتظار بمان)، سپ (پخش کن)، اوو(ماساژ بده) ، سؤگ (فحش بده)، پوز(متلاشی کن) ، قیس (فشار بده) ، آش (مانع را رد کن)، قوو(دور کن) ، یور(خسته کن) ، بیچ(درو کن)، سر(پهن کن) ، یئن (پایین برو)، آخ (جاری شو)، ییخ(به زمین بزن) ، تپ (فرو کن)، چاپ(با شتاب بدو)

البته بدیهی است متکلمین دیگر زبانها در مقابل بیان این مفاهیم ساکت نمی مانند ولی آنرا با افعال ترکیبی یا جملات توضیحی بیان می کنند.

غنای فعل در ترکی را از زاویه ای دیگر ببینیم. فعل در ترکی چنان گسترده است که برای بیان یک اتفاق ، طیف گسترده ای از افعال را در گنجینه دارد که هر یک با دیگری متفاوت است ولی در ترجمه همه را یکی می دانیم. برای نمونه در ترکی برای کتک زدن انواع افعال : وورماق ، ازمک ، دؤیمک ، تاپداماق و چندی دیگر را داریم که ترک زبان می داند که وورماق درجه ضعیفتری دارد و ازمک درجه بالاتر و دؤیمک شدت بیشتری.

و یا افعال بُرشی : کسمک ، گزمک ، بیچمک ، چاقماق ، بؤلمک ، دیلمک ، یارماق و غیره را بُریدن می نامیم ولی هر یک دارای شدت و ضعف خاص و کاربرد خاص هستند.

علاوه بر 600 فعل تک هجایی در زبان ترکی در حدود 2500 فعل دو یا سه هجایی وجود دارد که آنها نیز در اصل یک ریشه تک هجایی دارند لیکن آنرا به عنوان یک فعل مشتقی همتراز با فعل های تک هجایی می پذیریم. مانند باشارماق (بلد بودن) که ریشه در باش (سر) دارد یا بوشاماق (طلاق دادن) که ریشه در بوش (خالی) دارد یا اله مک (غربال کردن) که ریشه در ال (دست) دارد.

افعال مشتقی ترکی همگی دارای قوانین پسوندی بوده و اتفاقی یا بدون قاعده به وجود نیآمده اند. مثلا از ترکیب اسم با حرف “ا” می توان به افعالی مانند “یاشا ، بوشا ، اله” رسید و از ترکیب اسم با “ات” می توان افعالی مانند “گؤزت ، قارات ” ساخت.

افعال مشتقی ترکی، اعجازی عجیب و جذاب دارند. مثلا می توان هزاران فعل صدایی از ترکیب “صوت” و پسوند “ییلدا / تیلدا” ساخت. مانند : تاقّیلدا ماق (تق تق کردن)، شاقّیلداماق (غرش ابر)، هؤکّولده مک (هق هق گریستن)، جوکّولده مک (جیک جیک کردن)، ونگیلده مک (وق وق کودک).

می توان با اضافه کردن “ین” به فعل، فعل خودانجامی ساخت. یعنی فعل که مربوط به خود شخص است. مانند:

یوماق (شستن) و یویونماق (استحمام ـ خود را شستن)

گئیمک (پوشیدن) و گئیینمک (لباسهای خود را پوشیدن)

سویماق (پوست کندن) و سویونماق (لباس خود را درآوردن)

دئمک (گفتن) و دئیینمک (با خود نق زدن)

سورمک (رفتن) و سورونمک (یک پا ـ دو پا کردن)

اریمک (ذوب شدن) و ارینمک (تنبلی کردن)

ترکی

گستردگی و تنوع زمان در ترکی

در زبان ترکی برای بیان زمان انجام فعل طیف بسیار گسترده ای وجود دارد که در ترجمه آنها به زبانهای دیگر باید از جمله استفاده کرد. اگر مطرح ترین زبانهای دنیا 10 تا 15 زمان دارند در زبان ترکی 46 نوع زمان وقوع فعل وجود دارد که تصورش هم محال است.

بیان تمامی این ازمنه در حوصله این مجال نیست لیکن به اختصار به تعدادی از آنها اشاره می کنیم. از توضیح درباره زمانهای ماضی، حال و آینده که در هر زبانی موجود است پرهیز می کنیم:

    در ترکی زمان دائم وجود دارد که دامنه زمانی اش از گذشته ی دور تا آینده دور است و از اضافه شدن “ار” به فعل امر ساخته می شود. مانند: چیخار، گلر، ایتر ، باتار. مثلا می گوییم: “گون چیخار” ترجمه فارسی اش می شود: “آفتاب طلوع می کند” درحالیکه در ترجمه زمان حال “گون چیخیر” نیز می گوییم: “آفتاب طلوع می کند”! ترک زبان می داند که این دو در ترکی متفاوتند. فعل دائم انجام یک فعل بصورت قطعی و مبرهن در تمامی ازمنه است و اگر می گوییم: “گون چیخار” ، در ترجمه اش باید گفت: “قطعا آفتاب باید طلوع کند”.
    در ترکی زمان های “گذشته در آینده” و “آینده در گذشته” داریم. مثلا برای آینده در گذشته می گوییم: “آلاجاغیمیشام” یعنی “بایستی در گذشته آنرا می گرفته ام”.
    در ترکی ماضی استمراری دائم داریم. در ترکی برای آلماق (گرفتن) در زمان ماضی می گوییم: آلدیم (گرفتم) و برای ماضی استمراری می گوییم: آلیردیم (می گرفتم) و برای ماضی استمراری دائمی داریم: آلاردیم (همواره می گرفتم). این زمان تا حال ادامه داشته است. در فارسی هر دو زمان ماضی استمراری موقت و دائم یکی هستند.

حال بدون تعریف و اشاره به زمان ها مصدر آلماق را به چند زمان منتقل می کنیم تا تنوع و جذابیت زمان در ترکی را بیشتر احساس کنیم:

    آلیم (بگیرم)
    آلام (باید بگیرم)
    آلدیم (گرفتم)
    آلاجام (خواهم گرفت)
    آلمیشام (گرفته ام)
    آلمیشدیم (گرفته بودم)
    آلمالییام (حتما باید در آینده گرفته باشم)
    آلاجاغیمشیام (بایستی در گذشته می گرفته ام)
    آلاجاغیدیم (اشتباه کردم نگرفتم باید می گرفتم)
    آلیردیم (می گرفتم)
    آلاردیم (همواره تا امروز می گرفته ام)
    آلارمیشام (نمی دانستم که همواره می گرفته ام)
    آلایدیم (ای کاش می گرفته ام)
    آلیناجاق (گرفته خواهد شد)
    آلیناجاغیمیش (بایستی گرفته می شده است)
    آلسایدیم (اگر قبلا می گرفته ام)
    آلمالیمیشام (بایستی قطعا قبلا می گرفته ام ولی نگرفتم)
    آلمیشیمیش (نگو که قبلا گرفته بوده است)
    آلدیغیم (آنچه را که گرفته ام)
    آلدیردیم (با واسطه آنرا گرفتم)
    آلدیرتدیم (با واسطه مجبور کردم که بگیرند)


عجایب اسم و صفت در ترکی

اسم در ترکی

به ندرت می توان اسمی در ترکی یافت که بدون ریشه باشد و به تک هجا مختوم نشود. اگر اسم در فارسی مانند “پنجره ، زمین ، کمد ، دماغ ، کمر ، پتو و …” چند سیلابی و بی ریشه است در ترکی یا مثل ” بئل ، یئر ، گون ” تک ریشه اند و یا مثل “یاغیش ، الک ، داماغ ، بورون” دارای ریشه تک هجایی و معنادار هستند. درصد بسیار اندکی از لغات ترکی دو هجایی اند که هنوز ریشه معنی دارشان اثبات نشده است. مثلا آیا بولود از ریشه بول (یافتن) است یا بول (برکت و وفور)؟ هنوز نمی دانیم.

اسم چند هجایی در ترکی دارای یک ریشه معنادار و متناسب و یک پسوند مشخص و تعریف شده است. پسوندها در ترکی بسیار گسترده و قانونمند هستند و هر یک وظیفه خاصی دارند.

مثلا پسوند “چین” پسوندی پرنده ساز است مانند: گؤیرچین ، بالایقچین ، لاچین ، زیغیرچین ، بیلدیرچین.

یا پسوند “لان” وحوش ساز است مانند: ایلان ، قاپلان ، جئیلان (جئیران)، آسلان.

یا پسوند “ار” فاعلساز است مانند: آچار ، یانار ، دونار ، گولر

یا پسوند شغلی چی و جی مانند: قیزیلچی ، آلیجی ، گوموشچو

یا پسوند همراهی “داش” مانند: قارداش ، قاداش ، آداش ، یولداش ، آرخاداش

یا پسوند شباهت و مبالغه “مان” مانند: قهرمان ، آیمان ، تورکمن ، قره چمن

تمامی پسوندهای ترکی هر یک وظیفه خاص دارند و محدودند به اینکه یا به اسم بچسبند (مانند قیزیلچی) یا به فعل (مانند آچار).

طبق همین قانونمندی پسوندها و داشتن ریشه تک هجایی است که لغات ترکی در زبانهای دیگر استخراج می شوند و ممکن نیست لغت ترکی بی صاحب باشد یا زبانی دیگر آنرا به تملک خود درآورد حتی اگر مانند مأوا یا قلعه به عربی رفته باشد.

صفت در ترکی

و اما در مورد صفت در ترکی، صفت نیز مانند اسم بصورت ذاتی و تک هجایی صفت هستند مانند یاش ، آغ ، پیس.

و یا چند هجایی بوده ولی طبق پسوندهای خاص از روی فعل یا اسم ساخته شده اند مانند: گؤزل ، قیسسا ، یاشیل ، دورغون ، دوزلو.

رده بندی صفات در ترکی بسیار متنوع و دارای طیف گسترده است که قابل ترجمه به فارسی نیستند. اگر در فارسی یا عربی و انگلیسی سه سطح صفتی “عادی ـ برتر ـ برترین” داریم در ترکی بدین ترتیب می باشد:

    صفت عادی : ذاتا صفت هستند و مقایسه ای نمی کنیم. مانند: یاخشی ، پیس ، گؤزل ، گوده
    صفت برتر یا قیاسی : با پسوند “راق” و یا “لی” صفتی را بین دو چیز قیاس می کنیم. مانند: یاخشیراق ، گوده رک ، اوجاراق ، چوخلو ، خئیلی ، آزلی
    صفت تفضیلی یا برترین: با پیشوند “ان” و یا “لاپ” برترین چیز را انتخاب می کنیم. مانند: لاپ گؤزل ، ان گؤزل ، لاپ آغیر ، ان آغیر
    صفت مطلق: این صفت در فارسی وجود ندارد. نیاز به این صفت زمانی است که در یک جمع کوتاه قد به فرد 150 سانتی بگوییم: بلندترین! یا در میان بدگل ها یکی را زیباترین بنامیم. یا در یک جمع تنبل، دانش آموز نمره 13 را بالاترین و زرنگترین بنامیم! در ترکی این مشکل با آوردن صفت مطلق و بدون قیاس حل می شود طوری که به ابتدای هجای نخست آن صفت یکی از حروف “م” یا “پ” را بیآوریم (البته اختیاری نیست و قاعده دارد) و آنرا در ابتدای صفت بگنجانیم. مثلا برای صفات “قارا ، یاشیل ، سرین ، بوش، زیرک” می گوییم: قاپ قارا (سیاه مطلق)، یام یاشیل (سبز مطلق)، سپ سرین (خنکی مطلق)، بوم بوش (خالی مطلق)، زیپ زیرک (زرنگ واقعی).
    صفت خفیف: در ترکی برای درجات کمرنگ و ناچیز از یک صفت، پسوندهای متعددی وجود دارد که قلّت و خفّت آن صفت را نشان دهند. مانند:

پسوند ایمتیل: قارامتیل (کمی سیاهی)، ساریمتیل (متمایل به زردی)

پسوند شین: قاراشین (گندمی)، آغشین (متمایل به سفیدی)

پسوند سوو : دلی سوو (متمایل به دیوانگی)، اوزون سوو (متمایل به قد بلند)

پسوند جا : گؤیجه (متمایل به سبز، گوجه) ، آغجا (متمایل به سفیدی، سکه نقره ای)


قواعدی در گویش محاوره ای آذربایجان


زبان ترکی با توجه به قدمت چندین هزار ساله و گستردگی جغرافیای متکلمین آن از شرق آسیا تا بطن اروپا ، یک خانواده بزرگ از زبان های ترکی است که نزدیک به 40 زبان با بیش از 350 میلیون متکلم را شامل می شود که هر یک از آنها به تنهایی از بسیاری از زبانهای معروف پرمتکلمتر و گسترده تر است. مانند ترکی قرقیزی، قزاقی ، چینی ، ترکمنی ، بلغاری، آلبانی، آذربایجانی ، استانبولی.

ترکی آذربایجانی دارای زیرشاخه های ترکمنی، قشقایی ، خلجی، افشاری، ترکی خراسانی، ترکی شاهسونی و … است. این زبان مانند بسیاری از زبانها و گویش های رسمی دارای زبان محاوره ای و شفاهی نیز هست که بر آن شدیم نگاهی به این محاورات بیاندازیم و میزان نزدیکی و انحراف آن از زبان استاندارد را ملاحظه کنیم. البته این زبان محاوره ای بیشتر در بین ترکان ایران است که با توجه به عدم آموزش و ناآشنایی با زبان نوشتاری، در طول زمان حروف صامت جای خود را به مصوت داده و گاهی هم دلنشین نیست و زیبایی ترکی را خدشه دار می کند.

البته زبان محاوره ای علیرغم محاوره ای و شفاهی بودن دارای قواعد و قوانینی است که حتی گاهی به زبان نوشتاری نیز راه یافته است. به چند مورد اشاره می کنیم:

قاعده ابدال: در قاعده ابدال یا تبدیل یک حرف به حرفی دیگر تبدیل می شود. تنها به چند مورد اشاره می کنیم:

گ ـ ی : اگر “گ” بین دو صدا قرار بگیرد به “ی” تبدیل می شود: چؤره گیم ـ چؤره ییم ، گئتمه گیم ـ گئتمه ییم

غ ـ و: اگر “غ” بین دو صدا قرار گیرد به “و” تبدیل می شود: اوووز (اوغوز)، دوووز (دوغوز)، اووما آش (اوغما آش)

ک ـ ج ، ک ـ چ : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

چ ـ ش : قیچ ـ قیش ، اوچ ـ اوش

ب ـ و : وفات ـ بفات ، وفاسیزدی ـ بفاسیزدی

د ـ ج ، د ـ چ : دؤنمک ـ چؤنمک ، دیغال ـ جیغال

ب ـ پ : بیشیرمک ـ پیشیرمک ، پؤهروز ـ بهروز ، پیچاق ـ بیچاق

ب ـ م : بونو ـ مونو ، بونا ـ مینا ، بن ـ من

ب ـ ف : میکروب ـ میکروف ، طناب ـ طناف ، خواب فرش، خاف ، مطرب ـ موطوروف

تل ـ تد: آتلی ـ آتدی ، رحمتلیک ـ رحمتدیک

ک ـ هـ : دوکتور ـ دوهتور ، اکبر ـ اهبر

ق ـ خ : اقتصاد ـ اختصاد ، آلماق ـ آلماخ

دن ـ نن : مندن ـ منن ، ایراندان ـ ایراننان

پم ـ پب : اؤپمک ـ اؤپبک ، قاپماق ـ قاپباق

نل ـ نن : آنلاق ـ آنناق ، ایرانلی ـ ایراننی

نم ـ مم : قانماز ـ قامماز ، یانماق ـ یامماق

قاعده ادخال :

در این قاعده حرفی به کلمه اضافه می شود که متداولترین آنها “الف”ی هست که به اول کلمات مبتدی به “ر” یا “ش” اضافه می شود مانند: ایرضا ، ایرحم ، اوروس ، ایشنبه

همچنین حرف “هـ” در سر کلمات مبتدی به “الف” ظاهر می شود مانند: هاچار ، هاچا ، هؤرمک ، هاچاچی

قاعده اسقاط:


در این قاعده حرف اصلی از بدنه کلمه حذف می شود. مثلا با توجه به عدم وجود التقای ساکنین در ترکی، اگر بتوانند سکون اول را متحرک می کنند و اگر نتوانند آنرا حذف می کنند مانند: دسمال (دستمال)، نفچی (نفتچی)، دوس (دوست)، جفر (جعفر)

همچنین بخاطر فرار یا تنفر! ترکها از حرف “ر” گاهی شاهد حذف آن از بطن کلمات هستیم. مانند: گئدیسن (گئدیرسن)، گؤتو (گؤتور)، گلئی (گلیر)


برای اینکه ترکی را درست صحبت کنیم این 10 نکته را رعایت کنیم

ما نباید چنین برداشت اشتباهی بکنیم که هرچه در میانه و مراغه و تبریز صحبت بکنیم زبان ترکی آذربایجانی است. زبان ترکی آذربایجانی یک زبان رسمی و استاندارد و دارای قانون است لیکن آنچه ما صحبت می کنیم ترکی محاوره ای و محلی است که در بسیاری موارد منطبق بر زبان استاندارد نیست. همچنین این برداشت اشتباه را نکنیم که انتظار این هست که باید عین زبان رسمی صحبت بکنیم! مگر زبانی در دنیا هست که متکلمین آن عینا منطبق بر زبان استاندارد صحبت کنند؟ نخیر! وجود ندارد.

و اما منظور از اینکه ترکی را درست صحبت کنیم چیست؟

غرض این است که کلمات را کامل و صحیح ادا کنیم. گرته برداری اشتباه از فارسی نکنیم. ابدال نامناسب نکنیم.

بیایید همین 10 توصیه ذیل الذکر را رعایت کنیم تا ببینید چقدر ترکی را زیبا صحبت می کنید و شنونده (حتی شنونده ترک) مجذوب شما می شود:

1 ـ قانون هماهنگی آوایی را رعایت کنیم و بجای پسوندهای دوگانه (چی/لی/ین/…) از پسوندهای چهارگانه (چی ـ چو/لی ـ لو/…) استفاده کنیم. یعنی نگوییم: قوشچی! بگوییم: قوشچو. نگوییم: گوموشچی! بگوییم: گوموشچو.

2 ـ ترکی سرشار از فعل است آنهم افعال تک هجایی و دو هجایی زیبا. چرا باید افعال فارسی را ترجمه کرده و یک فعل مرکب را جایگزین فعل اصیل ترکی کنیم. پس نگوییم: منتظر اول (گؤزت)، مواظب اول (گؤزله)، صبر ائله (دؤز)، هواپیمادان پیاده اولدوم (یئندیم)، سنی فرماندارا سفارش ائله دیم (تاپیشیردیم)، هواپیما پرواز ائله دی (اوچدو ـ قالخدی).

3 ـ از بکارگیری “تکراری” حروف ربطی و شرطی و اضافی فارسی در ترکی پرهیز کنید چراکه دو بار این کار را می کنید. مثلا: اگر گؤرسم (س در گؤرسم همان اگر هست!)، میانادان تا تهرانا (الف در انتهای تهران همان معنای تا هست!)، آقایی کی گلیر (گلن آقا)، کاش بو اوستادینان درس گؤتورمییئیدیم (یئی در داخل فعل معنای کاش دارد!).

4 ـ از آوردن عدد فارسی در جمله ترکی پرهیز کنید مگر آنکه عدد فارسی به اسم فارسی بچسبد مانند سه راه و چهارراه ولی نگوییم:  سه طبقه ائو سالیب (اوچ طبقه)، اتاق چهار (اتاق دؤرد یا دؤردونجو اوتاق)، استاد، شیمی معدنی ده منه پنج و نیم وئردی ( بئش یاریم وئردی)، هفتاد درصد دانشگاه نماینده نین آدامی دی (یوزه یئتمیش).

5 ـ ترکیب وصفی و اضافی ترکی برعکس فارسی است و باید از بکارگیری آن تا حد متعارف پرهیز کرد. مانند: کارکنان دانشگاه حقوق آلانماییبلار (دانشگاهین کارکنانی، دانشگاهین کارمندلری)، به سفارش نماینده 23 نفر شرکت فولادا گیریب (نماینده نین تاپیشیرماغینان 23 نفر فولادا گیریب)، فرمانداری شهرستان میانه نین (میانانین فرمانداری سینین).

6 ـ از بریدن سر و ته کلمات و ادغامهای مشمئز کننده به شدت بپرهیزید و زیبا و شیوا صحبت کنید. مانند: گئشّت (کئچ گئت)، گئیدک (گل گئدک)، اویئده (آی گدا! آی آقا، آی قارداش)، گّ (گل)، گؤتی (گؤتور)، قاشّه بورا(قاچ گل بورا)، قیشلاریم (قیچلاریم)، اوش دنه (اوچ دنه)، چؤرح (چؤرک)، اوزریح (اوزرلیک)، دؤهتور (دوکتور)، آللام (آلارام).

7 ـ در محاوره میانه نگوییم: سوز! بگوییم: سیز. نگوییم: سوزونکی! بگوییم: سیزینکی. نگوییم: آلدوز!  بگوییم: آلدیز. نگوییم: آچون! بگوییم: آچین.

8 ـ در ترکی ماق یا اق برای حروف ثقیل و مک یا اک برای حروف ظریف بکار می رود ولی ما به اشتباه آنرا ماخ و مخ می گوییم. هرچند در عمل ادای ماخ اجتناب ناپذیر است لیکن بجای مخ از مک و بجای خ از ک استفاده کنیم و نگوییم: گئدخ! بگوییم: گئدک. نگوییم: وئرمخ! بگوییم: وئرمک.

9 ـ کلمات فراوانی از ترکی به فارسی رفته و ما دوباره به اشتباه به لهجه یا ترکیب فارسی به ترکی آورده ایم که خطای بزرگی است. مثلا “دوقلو” در اصل “دوغولو” به معنای باهم زاده شده (دوغماق) از ترکی به فارسی رفته و در آنجا به اشتباه به سه قلو و چهارقلو! تبدیل شده و دوباره به ترکی برگشته و در یک ابتکار عجیب می گوییم: اوچ قلو اولوب!! یا قوورما سبزی به فارسی رفته و ما آنرا قورمه سبزی می گوییم. یا خاو یا هاو (پرز فرش) بصورت خواب به فارسی رفته و با آنرا بصورت خاف! به ترکی برمی گردانیم.

10 ـ از ابدال های مشمئز کننده زیر که زیبایی های ترکی را فرو می پاشد و برای شنونده عذاب آور می شود بسیار اجتناب کنید:

ک ـ ج : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

ک ـ هـ : دؤهتور (دوکتور)، اهبر (اکبر)، چؤره (چؤرک)

رل ـ رر : کورراماق (کورلاماق)، گوررو سو گلیر (گورلو)

لر ـ لل : گللم (گله رم)، آللام (آلارام)

ترکی در فارسی


کلمه تک هجایی به نام “گؤز” و مشتقات آن:

گؤز در ترکی به معنای چشم، در حدود 100 مشتق دارد که دارای مفاهیم بسیار متنوع و گسترده می باشد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

1 ـ گؤز : خود واژه گؤز بیش از 10 معنا دارد مانند: چشم ، قنات ، سوراخ ، دهانه پل ، حسرت ، انتظار ، دهانه ، سر نخ.

2 ـ گؤزه: چشمه ای با اطراف سرسبز

3 ـ گؤزت : مواظب باش ، چشمت به آنجا باشد.

4 ـ گؤزله : منتظر باش ، چشم انتظار باش (ما به اشتباه بجای گؤزت (مواظب باش) می گوییم: گؤزله!)

5 ـ گؤزل : زیبا ، چشم نواز

6 ـ گؤزلوک : عینک

7 ـ گوزگو: آئینه (در اصل گؤزگو یعنی وسیله دیدن)

8 ـ گؤستر : نشان بده (در اصل گؤزتر)

9 ـ گؤزه نک : سوراخ های ریز بدن یا گیاهان

10 ـ گؤزندیریک : نقاب صورت حیوانات برای جلوگیری از آزار حشرات

11 ـ گؤزه مه : رفو (سوراخ ها یا چشمها را بهم دوختن)

12 ـ گؤز اول: حواست باشد ، چشمت به این باشد

13 ـ گؤز ائوی: حدقه چشم

14 ـ گؤزآچیق : هوشیار

15 ـ کور گؤز یا شور گؤز : چشم هیز

16 ـ گؤز اودو : خشم (گؤز اودون آلماق یعنی ترساندن)

17 ـ گؤزجو : نگهبان

18 ـ گؤز قارال : غروب ، سیاهی رفتن چشم

19 ـ گؤزتمن : ناظم

20 ـ گؤزه تیم : نظارت

21 ـ گؤزلم : مراقب

22 ـ گؤزلش : احتیاط کن

23 ـ گؤزونک : از ابزار خیمه و چادر

24 ـ کؤسته بک : موش کور

25 ـ گئجه گؤزو : نیمه شب


پسوند “مه” و نفوذ آن در زبان فارسی

از زیبایی ها و توانمندی های زبان ترکی به یک پسوند مهم به نام “مه” یا “ما” اشاره می کنیم. با اضافه شدن این پسوند به انتهای فعل امر ترکی، اسم مصدر یا اسم آلتی تولید می شود که در ترکی گستره بسیار زیادی در کاربرد دارد.

گستره این پسوند آنچنان زیاد است که دهها واژه اصیل ترکی را با خود به زبان فارسی برده است. آیا باورتان می شود که کرشمه یا تسمه نیز ترکی باشند؟

برای توضیح بیشتر این پسوند، بهتر است برویم سراغ این خانواده در زبان فارسی و آنها را ریشه یابی کنیم. به 30 مورد از این واژگان اصیل زبان ترکی دخیل در زبان فارسی اشاره می کنم:

    چکمه : از مصدر چکمک (کشیدن) به معنای وسیله ی کشیدنی
    سُرمه : از مصدر سورمک (نوعی کشیدن) به معنای وسیله کشیدن در چشم
    سورتمه : از مصدر سورتمک (روی سطحی کشیدن) به معنای وسیله ای که روی زمین بکشند.
    دلمه : از مصدر دولماق (پر شدن) به معنای چیزی که مغزش را پر کنند.
    قورمه : از مصدر قوورماق (تَف دادن ، برشته کردن) به معنای غذایی که سبزی اش را تف دهند.
    یغما : از مصدر ییغماق (جمع کردن ، برداشتن) به معنای غارت
    کرشمه : از مصدر کیریشمک یا قیریشماق (قر دادن، ناز کردن) به معنای ناز و عشوه
    سُخمه : از مصدر سوخماف (فرو بردن) اصطلاحی نظامی به معنای فرو کردن در شکم
    بَسمه : از مصدر باسماق (فرو کردن) به معنای چاپخانه و طلای منقش و مُهر
    باغلاما : از مصدر باغلاماق (بستن) به معنای نوعی ساز موسیقی
    تکمه : از مصدر تیکمک (دوختن) به معنای دوخته شده
    چاتمه : از مصدر چاتماق (بهم رسیدن، بهم وصل شدن) اصطلاحی نظامی که سه اسلحه را سرپایی بصورت هرم به یکدیگر تکیه دهند.
    دیشلمه : از مصدر دیشله مک (گاز گرفتن، با دندان شکستن) به معنای قند کنار چای
    قمه : از مصدر قامماق (زدن به قصد کشت) به معنای وسیله قتّاله
    دُگمه : از مصدر دوگمک (بستن) به معنای وسیله بستن
    دَلمه : از مصدر (دلمک یا تلمک به معنای بریدن) به معنای پنیر تر یا شیر مایه
    ساچمه : از مصدر ساچماق (ریختن) به معنای باروت یا گلوله ای که در تفنگهای قدیمی می ریختند.
    تَپمه : از مصدر تپمک (چپاندن ، تپاندن) اصطلاحی نظامی
    کسمه : از مصدر کسمک (بریدن) به معنای زلف کج ، موهای شکسته به یک سمت
    قابلمه : از مصدر قابلاماق (چیزی را در داخل چیزی قرار دادن) به معنای وسیله و ظرف
    گزمه : از مصدر گزمک (بریدن) به معنای نوعی وسیله بریدن
    کرتمه : از مصدر کیرتمک (چوب کندن) به معنای کلبه چوبی که حتی اتصالاتش هم چوبی باشد.
    تسمه : از مصدر تاسماق (زدن ، مضطرب کردن) به معنای چرمی محکم و ضخیم. از همین ریشه تسکی یعنی سیلی، تاسلاق یعنی ضخیم و ناقواره
    یورتمه : از مصدر یورتمک (راه رفتن مخصوص اسب) به معنای راه رفتن نه تند و نه آرام اسب
    قلمه : از مصدر قالاماق (روی هم چیدن و بالا رفتن) به معنای درختی بلند
    خامه : از مصدر قایماق یا خایماق (روی چیزی سوار شدن) به معنای ترکیبی از لبنیات. قایماق نیز به همین معناست. قایق روی آب نیز از همین ریشه است.
    یارمه : از مصدر یارماق (شقّه کردن) به معنای گندم نیم کوفته
    شلمه : از مصدر شالماق (بستن پارچه به سر یا کمر) به معنای پارچه ای که به سر یا کمر بندند. خود شال نیز از همین ریشه است.
    قاتمه : از مصدر قاتماق (قاطی کردن) به معنای هر چیزی مرکّب خصوصا طنابی که از ترکیب موی دم و یال اسب درست کنند.

سُقُلمه : از مصدر سوخولماق (فرو رفتن) به معنای نوعی مشتی که انگشت شست از بین دو انگشت بیرون آید. آنرا سقرمه و سغرمه هم می گویند


منبع مقاله از اهرری - آقای محمد صادق نائبی


لینک مجموعه پستهای آموزش ترکی
لینک مجموعه پستهای تورک سئسی لینک




مرتبط با : آذربایجان آموزش زبان ترکی آذربایجانی * تورک سئسه لینک
برچسب ها : زبان ترکی-ترکی آذری-عجایب ترکی-ترکها-زبان مادری-فدرت زبان-تورک-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396
زمان : 11:13 ب.ظ
شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
نظرات |


این شهروند لینک آذربایجانی اختصاص دارد به عکسهای آقای ایرج خانی از شهرستان سراسکند یا هشترود آذربایجان شرقی که بیشتر تصاویر از شهرستان هشترود و قلعه باستانی ضحاک و تعداد کمی از دیگر موارد که میبینیم....


آقای ایرج خانی و بهار 1396 روستای دلمه هشترود
ایرج خانی

کودکان هشترودی
هشترودی


تصویر هوایی از قلعه ضحاک
قلعه

ذهاک هشترود

قلعه


وسعت هشترود 1990 کیلومتر مربع بوده و درجنوب استان آذربایجان‌شرقی واقع شده است. این شهرستان ازشمال با شهرستان بستان آباد، از شرق با شهرستان میانه، از جنوب با شهرستان چاراویماق و از غرب نیز با شهرستان مراغه همسایه است.

وجود محوطه‌ها، قلعه‌ها وبناهای با ارزش تاریخی مانند مجموعه تاریخی بایزید بسطامی، مسجد جامع هشترود، مسجد لامشان و قلعه ذهاک هشترود را به یکی از شهرستان‌های مهم تاریخی در سطح استان و حتی کشور تبدیل کرده است؛ به طوری‌ که امروزه از قلعه ذهاک به عنوان تخت جمشید آذربایجان یاد می‌شود.

قلعه ضحاک یا ذهاک؛ این قلعه باستانی یکی  از مناطق زیبا و بسیارجالب توجه است که طبیعت و تاریخ را یک‌ جا در خود جای داده است. قلعه ذهاک در 18 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان هشترود واقع شده و رودخانه قرانقو دور تا دور قلعه را طی کرده و منظره‌ای زیبا را خلق می‌کند.

سنگ، کوه، رودخانه، قلعه و دشت تاریخ و طبیعت همگی به وسعت تاریخ ایران زمین در این مکان نهفته و هربیننده‌ای را محو تماشای خود می‌کند.

این مجموعه عظیم تاریخی که تحت شماره 429 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، در فاصله بین سال‌های 1350- 1309 هجری شمسی توسط چند نفر محقق خارجی و ایرانی مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است.

در محوطه قلعه ذهاک آثاری از هزاره دوم پیش از میلاد تا دوره تیموری برجای مانده که اوج شکوفایی آن مربوط به دوره اشکانی می‌باشد.

کاوش‌های باستان شناسی در خصوص این قلعه از 1379 آغاز شد که طی آن  مجموعه عظیم ساختمانی شامل تالار و بخش‌های دیگر کشف شدند؛ همین تاریخ و آثار اعجاز انگیز باعث شده این مجموعه به نام «تخت جمشید آذربایجان» شهرت یابد.


روستای هدف آتش بیگ شهرستان هشترود؛ این روستا از طریق دو راه اصلی آسفالت از سمت جنوب به شهرهای مراغه وهشترود راه دارد و از طرفی دیگر به اتوبان پیامبر اعظم(ص) متصل شده است.

این روستای کوهستانی و ناهموار از سمت شمال به روستاهای جبیند و قراکلک، از سمت جنوب  به روستاهای ایده لوی خان و دمیرچی،  از غرب به روستاهای بسیط و توپ آغاجی و از شرق به روستاهای زنجیر آباد و صوفی حسن متصل می‌باشد.

تاریخ این روستا به قبل از زمان زرتشتیان بر می‌گردد و جزء آتشکده‌های زمان مذکور حساب می‌آید.

روستای آتش بیگ به دلیل داشتن موقعیت جغرافیایی خاص چندین بار در جنگ‌های روسیه علیه ایران محل برخورد نظامی لشکریان روس و ایران بوده است. در زمان مغولان این روستا مورد حمله قرار گرفته و خسارات سنگینی همچون به آتش کشیده شدن تمام دست نوشته‌ها و مکتوبات به این روستا وارد شده است.


سلطان تپه‌سی؛
این مجموعه باستانی در روستای ذوالبین از توابع بخش مرکزی واقع شده و طبق شنیده‌ها و کاوش‌هایی که انجام گرفته یک معبد بزرگ در زیر تپه آن نهان شده است.

در کاوش از این تپه قبرهای ایستاده کشف شده است و گفته می‌شود اگر کشفیات ادامه یابد، معبدی که از زیر این تپه بیرون می آید چندین برابر بزرگ تر و زیباتر از چغازنبیل ایلام است.

این معبد تاریخی در نزدیکی کوره آجرپزی واقع شده و روی این تپه کشاورزی انجام می‌گیرد که آثار کودهای شیمیایی باعث تخریب آن می‌شود.

قدمت این معبد به هزاره دوم قبل از میلاد بر می‌گردد که در تاریخ 1381 حفاری شده و با شماره 7497 در تاریخ 12 بهمن 1385 ثبت ملی شده است.


یئرالما تنوری در طبیعت هشترود
تنوری

صخره دربند دلمه هشترود
کوه

قطار در مسیر هشترود
هشترود

سهند از سمت هشترود
سهند

آذربایجان

روستای سعادتلو هشترود
هشترود

روستای مکتو هشترود
روستای مکتو

دربند دانقاران آبشار هشترود
آبشار


آبشار آیدوغموش در شهرستان میانه
آیدوغموش

برف و سرمای هشترود
برفی

شهر هشترود
شهر هشترود

تبریز برفی از آقای ایرج خانی
تبریز

تار و تولید آن در هشترود

تار




مرتبط با : آذربایجان شهروند لینک آذربایجانی * شهرستان لینک
برچسب ها : هشترود-آذربایجان شرقی-عکاسی-شهروند خبرنگار-قلعه ضحاک-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396
زمان : 11:55 ب.ظ
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province




( تعداد کل صفحات: 118 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ