تبریز ویکی لینکلر

 
چله گئجسی در آذربایجان
نظرات |

«چیلله گئجه‌سی»
 خاطره‌ ماندگار قصه‌ هزار و یک‌شب آذربایجان



ایشیق - حسین واحدی :  به آخرین روزهای پاییز که نزدیک می‌شویم، کم‌کم صدای پای زمستان به گوش می‌رسد و مردم خود را برای به جا آوردن آداب و رسوم خاص شب آخر پاییز که در میان مردم آذربایجان به «چیلله ‌گئجه‌سی» معروف است آماده می‌کنند. خیابان‌های شهر هیاهوی خاصی به خود می‌گیرد و همه‌ی خانواده‌ها به فکر تهیه خوراک شب طولانی چیلله میافتند.
‌چیلله، در زبان ترکی به معنای نهایت کشیدگی و درازی می‌باشد و این شب به خاطر کشیدگی یعنی طولانی بودن آن بدین صورت نامگذاری شده است. همچنین در زبان سریانی به این شب «یلدا» گفته‌اند.

یلدا مبارک

در قدیم نگاه به «چیلله» بسیار متفاوت‌تر از امروز بوده است. چرا که قبل از رسیدن فصل سخت زمستان و آغاز چیلله‌ها، مردم می‌گفتند: «زمستان نزدیک است و خدا می‌داند چقدر مال و منال از دست خواهیم داد. چند نوزاد در قنداق از سرمای سخت، جان سالم به در خواهند برد؟ حیواناتمان سالم خواهند ماند؟ و…».
یعنی زمستان و چیلله عید و جشن محسوب نمی‌شد، بلکه همه به فکر بی‌ضرر گذراندن آن ایام سخت و طاقت‌فرسا بودند. در عین حال، با دعا و نذر و نیاز از پروردگار متعال تقاضا می‌کردند تا به زندگی‌شان برکت دهد و کمک کند تا به راحتی از پس این چیلله‌ها برآیند. حتی در برخی روستاها هنوز هم مردم قبل از چیلله، با حاضر کردن «بوغدا قووورغاسی» (گندم برشته)، آن را در چهار گوشه‌ی بیرون خانه (پشت بام) می‌ریزند و اعقاد دارند که این عمل را رمز برکت و روزی خود می‌دانند و باور دارند که سال بعد سالی پر برکت خواهد شد.


چیلله در تقویم مردمی آذربایجان
۴۰ روز «بؤیوک چیلله» (چیلله بزرگ)، که از اوّل دی شروع و در ۹ بهمن خاتمه می‌یابد.
۲۰ روز «کیچیک چیلله» (چیلله کوچک)، که از ۱۰ بهمن شروع و آخر بهمن نیز به اتمام می‌رسد.
۱۰ روز «قاری‌ننه چیلله‌سی» (چیلله مادر بزرگ)، که از اوّل اسفند آغاز شده و تا دهم اسفند ادامه دارد.
بنا بر باور مردم، بؤیوک چیلله و کیچیک چیلله با هم خواهر هستند. مؤنث بودن این سه نیروی شرّ (بؤیوک باجی-خواهر بزرگ-، کیچیک باجی-خواهر کوچک- و قاری‌ننه-مادربزرگ-) ثابت می‌کند که این اعتقادات از باورهای دوران «مادرشاهی» برایمان به یادگار مانده است.

حکایت بؤیوک چیلله، کیچیک چیلله و قاری‌ننه
در افسانه‌های کهن آذربایجان آمده است، در روزهای پایانی چیلله‌ی بزرگ، خواهر کوچکتر کە مغرور است، در زیر درخت بید مجنون، نزد خواهر بزرگتر می‌آید و می‌گوید: «در این مدت چه کرده‌ای؟». چیلله‌ی بزرگ می‌گوید: دستان همه را روی تنور انداختم، دستان دخترانی که با کوزه آب می‌آوردند را منجمد کردم و…». خواهر کوچک می‌گوید: «تو کە کاری نکرده‌ای! ببین من چه می‌کنم! کاری می‌کنم کە نوزادان در گهواره‌هایشان و دست تازه عروس‌ها در کنار چشمه آب یخ بزنند و پیرزنان و پیرمردها را مریض می‌کنم».
خواهر بزرگتر بە طعنه بە او می‌گوید: «عؤمرون آزدی، دالین یازدی!». (عمرت کوتاه است و بە دنبالت بهار می‌آید)
چیلله‌ی کوچک در طول فرمانروایی خود، سرما را در تمام سرزمین‌ها حکمفرما می‌کند و در یکی از همین روزها، در یکی از کوههای قلمرو خود بە دست برف اسیر می‌شود. خبر بە «قاری‌ننه» می‌رسد و او برای آزادی فرزندش از زندان برف، بە کوه رفته و با سیخی کە روی آتش داغ کرده و بە نبرد برف رفته و در نهایت، برفها را آب می کند. چیلله‌ی کوچک بعد از آزادی متوجه می‌شود کە در آن روز زمستان تمام شده و «بایرام آیی» یا همان اسفندماه آغاز شده است.
در طول عمر چیلله‌ها مراسمات و اعیاد مختلفی همچون؛ «خیدیرنبی بایرامی»، «کوسا گلین» و «سایاچی»، «بایاتی فالی» و… نیز برگزار می‌گردد که به اختصار هر یک از آنها آورده شده است.

چیلله

خانواده آذری

چله گئجه سی

مبارک

کوسا گلین

«کوسا گلین» دسته‌ی نمایش شادی آوری هستند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.
گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی ریش و زنی با لباس عروس (یا مردی با لباس زنانه) و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار داده و از مردم شادباش می‌گرفتند. کودکان نیز به دنبال آنها راه می افتادند و به شادی می پرداختند.
کوسا گلین پول ایستیر، آللاهادان روزا ایستیر (کوسا گلین پول می خواد، از خدا روزی می‌خواد)
نحوه اجرای این مراسم به این صورت بود که معمولاً چند هفته (حدود ۳۰ تا ۵۰ روز) مانده به عید نوروز (ایل بایرامی) چوپانان برخی از شهر ها و روستا ها دور هم گرد می‌آمدند و سپس پرتقال یا انار خریداری می‌کردند به آن در اصطلاح محلی «کوسا پایی» گفته می‌شد . بعد چند نفر از آنها مامور می‌شدند که این میوه‌ها را بین خانه‌ها توزیع کنند این میوه‌ها بشارتی بر آمدن کوسه و پارانش و فرا رسیدن فصل بهار و نوروز بود. دوسه روز پس از توزیع میوه‌ها زمان اجرای مراسم فرا می‌رسید و گروه کوسا از خارج روستا با رقص و پایکوبی وارد روستا می‌شوند . این گروه از چهار شخصیت و در برخی از مناطق، از پنج شخصیت اصلی تشکیل می‌شد که عبارت بودند از:
۱-‌ کوسا ۲- گلین ۳- قاوالچی ۴- تورباچی ۵- قارا کوسا
«قاراکوسا» که نماد سیاهی و تیرگی بود در تمام مناطق آذربایجان در میان گروه کوسا گلین دیده نمی‌شد و فقط در برخی مناطق در گروه شرکت داده می‌شد. بعضاً نیز در برابر شخصیت دیگری بنام « آغ کوسا» که نماد روشنایی و پویایی بود ایفای نقش می‌کرد .
برخی از اشعاری که در مراسم «کوسا گلین» خوانده می‌شود:
کوسا گلیر هاوادان
ساققالی یئل قووادان
کوسانین پایین گتیر
آی خانیم، ائوین آوادان
***
جانیم قاراباش قویون
قارلی داغلار آش قویون
اوچ گون، اوچ گئجه کئچر
کوسایا یولداش قویون
***
جانیم او قاتار کئچی
قایادا یاتار کئچی
قیش سویوغو گلنده
بالانی آتار کئچی
***
آی خالا خالا دور ایندی
یوک دیبینه سوز ایندی
چؤمچه‌نی دولدور ایندی
آللاه بالان ساخلاسین
دو بیزی یولا سال ایندی (انجوی شیرازی، ص ۹۵-۹۸)

شب چله

مراسم خیدیر نبی

این مراسم یکی از مهمترین مراسمات ایام چیلله از رایجترین جشنهای این روزها به شمار میرود. جوانان به ویژه در روستاها، به در منازل همسایهها میرفتند و از آنها حبوبات میخواستند. سپس همه حبوباتی را که جمعآوری کرده بودند، در ظرفی ریخته و میپختند و خشک میکردند. بعد از آن، این حبوبات خشک شده و پخته شده را در هاون ریخته و پودر میکردند. قبل از خواب، اندکی از پودر را زیر زبان خود گذاشته و دعا میکردند که همسر آینده خود را در خواب ببینند و یا خواستار دیدن رویای صادق در مورد آیندهشان بودند. صبح روز بعد، خواب خود را به بزرگترها میگفتند و تعبیر آن را میپرسیدند.
سایاچی‌لار
از قدیمی ترین و زیباترین مراسمی که در آستانه عید نوروز و با فرا رسیدن بهار طبیعت درمناطق مختلف آذربایجان صورت می‌گرفت و هنوز در برخی دهات اجرا می گردد مراسم «سایاچی‌لار» (سایاچی‌ها) است که شعر و ترانه هائی به نام «سایا» همراه با اجرای نمایش می‌خوانند.
در این آئین دیرینه، سایاچی ها، افراد هنرمند، شوخ طبع و بذله گوئی هستند که با نغمات، آواز و سخنان شوخ و شیرین خود مردم را دلشاد ساخته و طلیعه داران آغار بهار و جشن های مربوط به آن بوده اند. در فولکلور ترکی، سایاچی به معنی حرمت و حرمت کننده است و با توجه به اینکه سایاچی ها هنرمندان دوره گردی بودند که با لباس هائی برگرفته از رنگ طبیعت و گاه با لباس های چوپان های محلی از چند هفته مانده به نوروز، ده به ده، کوی به کوی و خانه به خانه و با دو چوب در دست می گشتند و با خواندن شعرهای مخصوص و زدن چوب های دستی به هم ریتم در آورده و شعر و آواز در وصف طبیعت می خواندند و برای مردم آرزوی روزهای خوش، خیروبرکت در سال نو از درگاه خداوند بخشنده طلب می‌کردند. در برخی مناطق آذربایجان سایاچی ها را «کوساکوسا» می‌نامند. با توجه به اینکه سایاچی‌ها از چند هفته مانده به عید، روزهای مانده به آغاز سال نو را شمارش می‌کردند، می‌توان احتمال داد ( نه به طور یقین) واژه سایا از مصدر ترکی «سایماق» به معنای شمردن گرفته شده است.‏
جوانان آذربایجان علاوه براینکه پیام آور شادی و بشارت دهنده آغاز سال نو و بهار طبیعت بوده اند، در اصل به نوعی راوی نقل‌های حماسی و راوی حکمت و پند و اندرزهای میهنی و مذهبی نیز بوده‌اند.‏
سایاچی‌ها و کوسا کوساها ترانه های ساده و زیبا به صورت بایاتی و دوبیتی می خواندند، و در اشعار آنها احترام به اهالی خانه و مخاطب و دعای خیر برای آنان و آرزوی خیر و برکت برای محصول کشاورزی و همچنین اظهار محبت به حیوانات مشهود بود و گاهی این احترام و دعای خیر در صورت به گرمی پذیرفته نشدن از طرف صاحبخانه از چهارچوب معمول خارج و به طنز و هجو می گرائید. به نمونه هائی از این ادبیات شفاهی و گنجینه‌ی غنی سایاها توجه کنیم:
‏اورتوموشدم سکی ده/ اوره‌ییم گؤزله‌مه ده/ اوچ قیزیل آلما گلدی/ بیر قیزیل نعلبکی ده/ (نشسته بودم روی سکو/ دلم در انتظار بود/ در یک نعلبکی طلا/ سه سیب در آمد.)‏
و:‏
‏ سایا، سایا، سایادان/ دامازلیقی مایادان/ بو سایا کیم دن/ آتا، بابادان قالیب.‏

رقص در سرمای آذربایجان
آذربایجان

رقص

آذربایجان

آذری

ساوالان

سبلان

تاپماجالار و بایاتی فالی
بزرگترها برای ایجاد فضای شادی و سرور، مسابقههای تاپماجا را دور کرسی راه میانداختند، به این صورت که یک «تاپماجا» (چیستان) میپرسیدند و کسی که پاسخ صحیح میداد، برنده بازی بود. همچنین بایاتی ها از اجزای ثابت هر یک از آیینها و رسوم مردم آذربایجان می باشد. در مراسم شب چیلله به دلیل طولانی بودن این شب و گذران وقت، بزرگترها بایاتی میخواندند. گاه نیز مشاعره با بایاتی انجام میشد و گاهی هم بزرگترها با بایاتی برای کوچکترها فال میگرفتند. بیشتر بایاتی های مرسوم در شب چلله از منظومه حیدربابای شهریار انتخاب میشد. بعنوان مثال:
چیلله چیخار بایراما بیر آی قالار
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار
گئدر باخار گودول ده یارماسینا
باخ فلکین گردش و غوغاسینا
و یا:
قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دئیه‌نـــده
کولک قالخیب قاپ باجانی دؤینده
من قــاییدیب بیرده اوشــاق اولایدیم
بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

چیلله یئمک‌لری

مردم برای پذیرایی در این شب بخصوص و همچنین در شبچرهها، از تخمه آفتابگردان خوی، پشمک، حلوای هویج و «جئویز حالواسی» (حلوایی که از مغز گردو و پسته تهیه میشد و مخصوص شهر اورمیه میباشد)، میلاق (انگوری که از دو-سه ماه قبل بوسیله نخهایی بصورت عمودی به هم بسته شده و در محل مناسبی که سرد هم باشد، از سقفهای چوبی آویزان میکنند) استفاده میشد. همچنین خشکباری نظیر برگه زردآلود، آلبالوی خشک شده، سنجد، بادام، گردو، میوههایی مثل سیب ارومیه، خربزههایی که بصورت ترشی نگهداری میشد و سایر خوراکی ها برای پذیرایی از مهمانان استفاده می شد. در این شب به خاطر طولانی بودنش، مردم با خوردن این خوراکی ها و گفتن بایاتی، سعی در گذراندن آن داشتند.

چیلله قارپیزی

هندوانه جزو لاینفک خوراکیهای «چیلله گئجهسی» به شمار میرود و به نوعی سمبل این شب در آذربایجان است. سابق بر این که امکاناتی نظیر سردخانههای نگهداری میوهها و همچنین حمل و نقل میوه از مناطق ییلاقی به قشلاقی وجود نداشت، هندوانه را در محل مخصوص نگهداری کاه و علوفه برای حیوانات که «سامانلیق» (کاهدان) مینامیدند، نگهداری میکردند. بدین ترتیب که چند هندوانه از آخرین برداشت جالیز را انتخاب و در محلهای مختلف کاهدان می گذاشتند و روی آن را به دقت میپوشاندند. در شب مذکور، هندوانه هایی که بهتر از بقیه مانده بود را برای خوردن انتخاب میکردند.
چیلله‌لیک
در بین برخی خانوا‌ده‌های آذربایجان رسم است، در چیلله گئجه‌سی، و بعضاً یک روز قبل آن، برای تازه عروس‌ها و نامزدها هدایایی از طرف خانوده‌ی عروس برده ‌می‌شود که به آن «چیلله‌لیک» می گویند. این هدایا علاوه بر خرید لوازم خانه، شامل؛ چیلله یئمک‌لری (خوردنی‌های مخصوص شب چیلله)، مثل، پشمک، قووورغا، انار، قورو یئمیشلر (خشکبار)، چیلله قارپیزی (هندوانه شب چیلله) و… می‌باشد. خانواده‌ها آوردن هدیه از طرف خانواده عروس رو نوعی سربلندی دخترشان در پیش خانواده داماد می‌دانند. همه این هدایا را روی خونچا (طبق بزرگ چوبی و امروزه با ماشین) گذاشته و به خانه‌عروس می‌برند.
گرچه از آن شب‌نشینی و چیلله‌های آخر سال این ایام، دیگر چیزی نمانده، اما همچنان برخی از مراسم و سنت‌های دوران در آذربایجان همچنان پا برجاست و در این شب تمام خانواده ها در کنار بزرگترها جمع شده و شب بلند سال را به خوشی و شادی می گذرانند.


آهنگ چیلله گئجه سی از ناصر خندانی
[http://www.aparat.com/v/SrI9z]


"چیله قارپیزی"

" ﻗﺎﺭ " ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ ﯾﻌﻨﯽ " ﺑﺮﻑ " ، "ﺑﻮﺯ " ﻓﻌﻞ ﺗﺮﮐﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ " ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ " ﯾﺎ " ﻧﺎﺑﻮﺩﮐﺮﺩﻥ ".  " ﻗﺎﺭﺑﻮﺯ " ﯾﺎ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ، ﭘﺲ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺑﺮﻑ .

قارپیز یئمه ک :
قارپیز " یئمه  ک! (هندوانه خوردن!) چرا در " چیلله گئجه  " قارپیز (هندوانه) خورده می  شود.

بررسی نام  های " هندوانه " دراغلب زبان  های این منطقه و اروپا نشان می  دهد که نام مورد استفاده در ترکی قابل استناد ترین واژه در بر رسی مفهومی نام این صیفی است. برای مثال در فارسی " هندوانه " (چیزی که " ره آوردی از هند " است)، در انگلیسی (water melon) (صیفیِ آبکی) گفته می شود. ملاحظه می  کنید که هر دو توضیحی هستند و معنای مستقیمی ندارند که رابطه ی اسطوره  ای این صیفی را با آن مورد بررسی قراردهیم. در روسی( арбуз arbuz) و در یونانی( ικαρπούξ karpozi) گفته می  شود و همانگونه که ملاحظه می  گردد از " قارپیز" ترکی مشتق شده اند.
این بررسی و مرور رابطه ی هندوانه را با " قار " (برف) محرز می  سازد. پس نگهداری " قارپیز " تا شروع زمستان (که از شب چلّه شروع می  شود) حلقه  ای از زنجیره  ی تفکر اسطوره  ای ماست و در این حین نام " قارپیز " کاملا با مسما است.
اسم خوردنی مورد نظر خود گویای کاربرد آن است. یعنی بایستی به فصل برف و یخ رسانده شود.

اما آیا واژه  ی " قارپیز " با " قار " صرفا دارای همین ارتباط است؟ در جواب این سوال باید گفته شود که مسأله کمی عمیق  تر از این ارتباط است. عیمق بودن مسأله به سیستمی برمی  گردد که واژگان اینچنینی را در بر می  گیرد :
قیش (زمستان) / قار (برف) / قاری (عجوزه) / قاریماق (پیر شدن) / قارتیماق (پیر شدگی بافت  های گیاهی که توأم با سفت شدگی آن  ها است.) / قارغیش (نفرین) / قارغی (پیکان، نوک تیر) / قارانات (شومی، نحوست) / قیرماق (کشتار کردن) /  قوْرخو (ترس) / قیشقیرماق (فریاد کشیدن شدید) / قیرو (برفی که به شکل گِرد بوده و سفت است) / قارپیز (هندوانه) / قوُتلو (مبارک، خوش یمن) / و ......

حالا معلوم می  شود که چرا این واژه  ها دارای ارتباط سیستماتیک با یکدیگر بوده و توجیه دقیق اسطوره ای دارند.


سرمای تبریز و چله
چله تبریز

ارگ تبریز

قارپیز

خرید یلدا

شب چله تبریز

ولیعصر تبریز

شب چله
 

ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ و قارپیز :
ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ ( ﺗﺮﮐﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ) ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺁﺧﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﯾﻤﻦ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺮ ﺑﺎﺯ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺗﺮﮎ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ دارد.


چیلله در ترکی به زه کمان گفته میشود
که برای شلیک باید تا انتها کشیده شود، منظور از چیلله گئجه سی نیز طولانی ترین و کشیده ترین شب سال است. همانطور در ترکی "یای چیلله سی" هم داریم که ۴۵ میگویند و گرمترین روزهای تابستان و وسط تابستان است. بنابراین چیلله بیانگر طولانیترین شب سال در اول زمستان و گرمترین روزها در تابستان است و ارتباطی به عدد ۴۰ ندارد.
اما کلمه قارپیز که مانند قیش، قار، قالاق و قیرو از رنگ و جنس برف و سرماست از چیلله تابستان نگه میدارند تا در چیلله زمستان برای یادآوری روزهای راحت و پر آسایش تابستان نوش جان کنند و به گذشت روزهای سخت و سرد زمستان امیدوار باشند که با عبور از چیلله بزرگ و کوچک (چیلله اگر با عدد چهل مرتبط بود که بزرگ و کوچک نداشت) باید برای آمدن قورد اوغلو آماده باشد.  قورد اوغلو همزمان با بایرام آیی به آذربایجان میاید و از آمدن نفس به زمین و آمدن عید خبر میدهد.


قارپیز، قارپوز، قاربوز، خاربوز، نهایتا بدلیل شباهت ظاهری خربزه(این صیفی هیچ ارتباطی به حیوانات خر و بز ندارد) ترجمه شده است، همانند قره چمن به سیاه چمن، آخما قیه به احمقیه و... 
یا ساوالان به کلمه بی معنی سبلان و آراز به ارس بی معنی ترجمه شده است.
در زبان ترکی بدلیل ارتباط کلمات با اصوات طبیعت که مقدم بر معنی کلمات است میتوان با پیگیری ریشه کلمات تا دوردستهای تاریخ رفت در حالیکه زبانهایی که ریشه تاریخی ندارند با پیگیری ریشه کلمات و معنی آنها شما را به درگاه زبانهای دیگر میرسانند مثلا کلمه آسمان در زبان فارسی نهایتا به آسما، آسماق و جای بلند و مرتفع در ترکی میرسد، یا برادر، مادر، پدر فارسی به معادله های انگلیسی میرسد، یا group در انگلیسی که به قورماق و قورولوش در ترکی میرسد.
پیشاپیش چیلله گئجه سی بر تمام هموطنان مبارک باشد.


لینک پست شب چله آذربایجان در 1393

لینک پست شب چله آذربایجان در 1394

لینک صفحه جانبی اصالت، آداب رسوم آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : چیلله گئجسی-شب یلدا-آداب و رسوم آذربایجان-آذربایجان-آذری-بلندترین شب سال-قارپیز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 30 آذر 1395
زمان : 08:30 ب.ظ
آداب و رسوم آذربایجانی‌ ها برای نوروز
نظرات |

از سوغاتی‌ ویژه برای مهمانان تا بوی عید با تکم چی

مردم آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان و دیگر آذربایجانی های کشور ایران مردمى اصیل هستند که در ایام نوروزی دارای آداب و رسوم ویژه خود هستند و در این میان مهمان‌نوازی، سلحشوری و پایبندى به عقاید مذهبى از خصلت های خاص مردم آذربایجان است.
به گزارش خبرنگار مهر، آذربایجان یکی از مناطق کشور است که دارای آداب و رسوم ویژه به خصوص در مناطق روستایی، غذاهای مخصوص خود و همچنین سوغاتی های خاص بوده و همین امر سبب شده است این خطه دارای فرهنگ کهن و تاریخی باشد.
مردم این خطه همواره به مهمان نوازی و مهمان دوستی شهره بوده که این امر بیشتر خود را در ایام عید و در استقبال از میهمانان نوروزی نشان می دهد.

عید نوروز

از شال اندازی پسران تا آماده شدن خوانچه های عیدانه و آب چهل یاسین
از اوایل اسفند خانه‌تکانى آغاز مى‌شود، گذشته از خانه‌تکانى مى‌توان به سمنوپزی، چیدن سفره هفت‌سین، آب چهل یاسین، دید و بازدید و سیزده‌به ‌در اشاره کرد.
مفصل ترین مراسم، متعلق به آخرین چهارشنبه سال است که در آن شب، برنج سفید پخته و به همراه آجیل و شیرینی بر سفره می گذارند. پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه شال خود را پایین و به خانه همسایه می اندازند.
صاحبخانه نیز به فراخور حال خود، مقداری آجیل، شیرینی یا تخم مرغ در گوشه شال می بندد تا پسر آن را بالا بکشد. چنانچه پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی کشد و در این میان چنانچه خانواده دختر راضی باشد، نشانه ای از دختر را به شال می بندند.
رسم شال اندازی در بیشتر نقاط آذربایجان رایج بوده و هنوز هم در بعضی از روستاها انجام می شود.

آذربایجان

چند روز قبل از عید خوانچه‌هاى عیدانه آماده مى‌شود که هر خوانچه شامل پارچه، کفش، جوراب، شیرینی، برنج خام و چیزهای دیگر است که براى عروس یا دختر خانواده که تازه ازدواج کرده مى‌فرستند .

در سفره نوروز به‌ویژه در گذشته خوراکى‌هائى چون ماست دست نزده، برنج سفید پخته یا خام، گوشت و غذاهائى که اصولا نشانه برکت و محصول خوب باشد، مى‌گذاشتند و از سوی دیگر نمادهائى مانند آینه، تخم‌مرغ، سمنو، سبزه، شیرینی، آب چهل یاسین نیز در کنار آن قرار مى‌دهند که ترکیبى از برکت و بارورى است.

در گذشته های نه چندان دور و در برخى مناطق آذربایجان ، مردم کوزه یا کاسه‌اى آب را نزد روحانى محل مى‌برند و روحانى بر آن چهل‌بار سوره یاسین خوانده و فوت مى کرد، سپس این آب تبرک را بر گوشه و کنار خانه به‌ویژه بر دام‌ها و محصولات ریخته و به کودکان مى‌دادند تا هم برکت و بارورى را زیاد کند و هم شفا بخشد .

سفره هفت سین

پس از تحویل سال نیز مردم نخست به گورستان ها رفته و سپس به دیدن بازماندگانى که تازه عزیزى را از دست داده‌اند .

در دید و بازدیدها ابتدا کوچکترها به دیدن بزرگترها مى‌روند که این دیدارها تا سیزده فروردین ادامه مى‌یابد و در روز سیزده همه به صحرا مى‌روند و سبزه‌ها را به آب مى‌اندازند و به جشن و شادى مى‌پردازند و دخترها با آرزوى ازدواج، سبزه‌ گره مى‌زنند.

گزارش HispanTv از هفته فرهنگی ارومیه آذربایجان در تهران
[http://www.aparat.com/v/Gu6Yr]

 
سفره های رنگین غذایی آذربایجانی ها

سفره های مردم آذربایجان سفره ای رنگین است که فرهنگ غذایی این سرزمین را همپای تاریخ برآمده از محیط طبیعی منطقه غنی کرده است.

انواع کباب، کوفته، دلمه، آبگوشت، خورشت، آش و سوپ، پلو و کوکو بخشی از غذاهای متنوع و خوش طعم آذربایجان را تشکیل می دهند.

علاوه بر غذاهای اصلی، نان مناطق مختلف مانند نان اسکو، خیتاب، شیرمال، اهری، روغنی، کماج، نان شیرینی و زنجبیلی و همچنین میان وعده های محلی نیز از شهرت ویژه ای برخوردارند.

میهمان نواز

شربت و نوشیدنی های گیاهی و کوهی، دوغ محلی، چای گیاهی، انواع ترشیجات، مرباها، حلواهای متنوع و بومی، شیرینی های محلی و صادراتی مانند نوقا، ریس، تسبیحی و قرابیه از دیگر دسرها و محصولات محلی خوراکی این خطه محسوب می شوند.

آذربایجان قطب تولید آجیل، شکلات و خشکبار
سوغاتی های خاص به دو نوع خوراکی و غیر خوراکی تقسیم می شوند که هر کدام برای خود تنوع خوبی دارند.

در میان سوغاتی های خوراکی می توان به قرابیه تبریز و نقل ارومیه، لبنیات آذربایجان بویژه لبنیات دره لیقوان و سراب، باسلیق مراغه، میان پر گلابی عجب شیر و مراغه، نوقا، اریس، شیرینی کنجدی، میان پر انجیر کردشت و روستاهای حاشیه رودخانه ارس، حلوا گردویی اسکو،  شکلات تسبیحی، سوجوق مراغه، میان پر زردآلو مراغه و عجب شیر، دوشاب (شیره انگور) اسکو، گل سرخ تبریز و روستاهای دامنه سهند، عسل سبلان، مربای گل (گل محمدی)، ترشی ذغال اخته شهرستان کلیبر، برگه زردآلو و آلبالو شهرستان مرند، سیب زنوز و ... اشاره کرد.

شیرینی

اما در این میان آنچه بیشتر از همه به عنوان برند تبریز محسوب می شود آجیل، شکلات و همچنین انواع خشکبار است. 

آجیل مخصوص تبریز از دیرباز مرغوبیت جهانی داشته و از بهترین محصولات ایران محسوب می شود و از طرفی دیگر وجود کارخانجات معروفی همچون آیدین، آناتا و شیرین عسل در خطه آذربایجان سبب شده است تا شکلات های تبریز که دارای تنوع بسیار بالایی می باشند در سراسر کشور شناخته شده باشند.

اما تولید انواع خشکبار از قبیل برگه هلو، زردآلو و آلو خشک در شهرستان های جنوبی به خصوص در مراغه طرفداران بی شماری دارد.

صنایع دستی و تابلو فرش ها سوغاتی ویژه آذربایجان
اما در میان سوغاتی های غیرخوراکی می توان به صنایع دستی ویژه آن که در جای خود منحصر به فرد است، اشاره کرد.

در این خطه انواع فرش، قالیچه، جاجیم، خورجین، گلیم، شال، گلیمچه، ظروف سفالی و سرامیک، اقسام سبد حصیری، پارچه های پشمی و ابریشمی، سوزن دوزی، چاپ های سنتی، شیشه گری، سفال گری، فلزکاری نقره سازی، قلاب بافی، هنرهای چوبی (خاتم، معرق، منبت و سبد و حصیر بافی)، حوله و پتوبافی، مفرش بافی، نمدمالی، کتاب آرایی (مینیاتور، تذهیب)، کفاشی موارد عمده صنایع دستی را تشکیل می دهند.

در میان تعداد زیاد صنایع دستی آذربایجان، تابلو فرش های دستباف تبریز دارای جایگاه ویژه ای هستند و کمتر کسی است که به تبریز و آذربایجان سفر کند و سراغ بازار فرش فروشان را در بازار جهانی تبریز نگیرد. همچنین ملیمه بافی و چاروق دوزی زنجان نیز میشود اشاره داشت.

سوغاتی

نقره کاری و نقره کوبی از دیگر صنایع دستی ویژه آذربایجان است که بسیار در این خطه رواج دارد که طی آن، نقره با انجام سوراخ کاری بر روی چوب و هسته میوه های مختلف در نقطه مورد نظر جاگذاری شده و سپس پرداخت زده می شود.

نقره سازی و مسگری زنجان نیز از دیگر صنایع دستی است که ساخت زیورآلات، ظروف کاربردی و تزیینی، آینه و شمعدان و قاب عکس از جمله آثار تولیدی در این شاخه است.

سفالگری با خاك سفید بومی منطقه با تاریخ سفالگری در زنوز و دیگر نقاط آذربایجان مانند زنجان و همدان پیوندی تنگاتنگ دارد.

حدود ۶۰ سال پیش استاد عباس و مرحوم استاد احمد قابچی از زنوز به تبریز آمده و با تاسیس كارگاه سفالگری در محله درب سرخاب تبریز این روش تولید را آغاز و تا به امروز پی گرفته اند.

سفال

 در این شیوه كلیه مراحل ساخت سفال به شیوه كاملا سنتی انجام می گردد و عمدتا شامل ظروف كاربردی همچون فنجان، پارچ آب، قوری، نعلبكی، بشقاب، كاسه و قندان می شود.

چاپ کلاقه‌‌ای اسکو یا باتیک یکی از روش‌های چاپ روی پارچه است که محصولات آن شامل انواع روسری، لباس، رومیزی، شال گردن و تابلوهای دیواری بوده که اخیرا نیز مورد توجه دوستداران مد و طراحی داخلی منازل قرار گرفته است.

ورنی های پشمی، پشمی ابریشمی، کف ابریشم و ورنی ابریشم خالص انواعی از ورنی هستند که هرکدام بر حسب جنس خود طرح و بافت خاصی را دنبال می‌کند.

محصولات چرمین تبریز نیز از صنایع دستی این خطه است که از دیرباز شهره عام و خاص بوده و اکنون نیز مورد علاقه شیک پوشان است؛ کیف، کفش، پوشاک و برخی اقلام خانگی محصولاتی است که از چرم تبریز دوخته می شود و به دلیل کیفیت عالی آن همواره به کشورهای اروپایی صادر شده است.

کیف

سوزن دوزی‌ نیز یکی از ارزنده ترین‌ صنعت دستی آذربایجان شرقی در شهرستان ممقان در ۴۲ کیلومتری شهرستان تبریز است.

این‌ هنرصنعت که‌ تولیدش در انحصار زنان و دختران خانه‌ دار است‌ و‌مواد اولیه ی مورد نیازش‌ را فقط نخ‌ ابریشم رنگین و پارچه‌ ی دبیت و متقال تشکیل‌می دهد، در ممقان سابقه چندان طولانی‌ ندارد و در گذشته تولیدات دست‌ اندرکاران را ‌بیشتر نوعی‌ کلاه که‌ دارای مصرف محلی بود تشکیل می‌داد.

ولی‌ در حال حاضر از این‌ هنر‌علاوه‌ بر کلاه برای تهیه ی زیر لیوانی‌، کمربند، کفش، جلیقه و سالفت که نوعی‌ رومیزی باابعاد متفاوتی‌ است‌ که معمولا در وسط‌ میزهای بزرگ‌ گسترده‌ می شود، استفاده‌ به‌‌عمل می‌آید.‌


تکم چی آذربایجان ، بشارت دهندگان بهار و عید نوروز

[http://www.aparat.com/v/LPKFw]

پیام‌آور نوروزی اردبیل رسید/ مردان «تکم» به دست از شادی می‌خواند


اسفند که از راه می‌رسد این مردان تکم به دست هستند که در کوی و برزن با عروسک‌های چوبی خود مژده بهار و تولد دوباره طبیعت را می‌دهند.
از گذشته‌های خیلی دور آمدن نوروز و بهار را افراد و گروه‌های خاصی با آیین ویژه و پر سروصدا به مردم نوید می‌دادند.

از پیام‌آوران نوروزی و پیک‌های بهاری رایج در کشورهای برگزار کننده نوروز و مخصوصاً ایران به تعبیر پژوهشگران می‌توان به «آتش افروزان»، «حاجی فیروز»، «بی نوروزک»، «ننه نوروز»، «ماما نوروز»، «پیربابا»، «ننه مریم»، «کوسه برنشانان»، «ماما مروسه»، «عمو نوروز»، «سایاچی ها»، «میر نوروزی» و «تکم چی ها» اشاره کرد.

تکم چی

به باور پژوهشگران تکم یکی از مهم‌ترین نشانه‌های جشن بهار در منطقه آذربایجان است و باوجوداینکه به فراموشی سپرده شده اما به سادگی باهمت کمی از سوی دستگاه‌های فرهنگی می‌تواند مجدداً احیا شود.

این رسم که متناسب با آداب و فرهنگ مردم این منطقه بوده و همراه با اشعاری برآمده از فولکلور منطقه آذربایجان است، از جمله رسومی است که همچنان با وجود قدمت نامشخص آن این توانایی را دارد لبخند بر لبان مخاطب خود بنشاند و به واقع به هدف خود یعنی نوید تازگی و نوشدن طبیعت دست یابد.

بز نری که به سن بلوغ رسیده است
«تکم» کلمه‌ای است ترکی که از «تکه» به معنای بز نر و ضمیر ملکی «م» تشکیل یافته است. «تکم» یعنی «بز نر من» در لغتنامه‌های ترکی و فارسی تکم به همین معنا آمده است.

در لغت‌نامۀ ترکی «سؤزلوک» تألیف ح-ع- داشقین تکه به معنای بز نر و نیز بزی که در پیشاپیش گلّه حرکت می‌کند آمده و در فرهنگ جهانگیری نیز تکه بدین صورت آمده است: «تَ کِ یا کَ» که بز نر را گویند.

دهخدا نیز در لغت نام تکم را چنین معنا کرده است: بزی را گویند که سر کرده و پیشروی گلّه‌ی گوسفندان باشد و بز نر را نیز گفته‌اند. اعم از بز کوهی و غیرکوهی.

در فرهنگ ترکی – فارسی داشقین نیز معنای تکم به صورت زیر آمده است: «بز نر، بزکوهی»

پژوهشگر اردبیلی در گفتگو با خبرنگار مهر تأکید دارد که در میان روستائیان و ایلات و عشایر تکه به بز نری گفته می‌شود که به سن بلوغ رسیده باشد و بز نر را گویند که پیشاپیش گلّه حرکت می‌کند و با اضافه کردن ضمیر ملکی، این کلمه به صورت تکم ادا می‌شود.

تکم

وی افزود: از جمله اینکه گفته می‌شود: بایراما دای نه قالدی؟   - نه قالدی نه قالمادی   - بیر اللی جه گون قالدی که به این معنی است که به عید چقدر مانده؟ چقدر مانده و چقدر نمانده؟ فقط یک پنجاه روزی مانده است.

پیام تکم به مردم تنگ آمده از زمستان سرد

تقایی تأکید دارد که تکم چی در واقع، پیک شادی و خوشی بود. او از پایان فصل سرد و یخ‌بندان و از پایان روزهای سرد زندگی مردم و شروع روزهای گرم و حیات‌بخش بهار برای مردمی خسته از سرما و ناراحت از خانه نشستن سخن می‌گفت و مردم را با اشعار خودش به آینده‌ای خوب و خوش امیدوار می‌کرد.

به گفته این پژوهشگر نغمات تکم چی ها نیز همچون سایر آداب‌ورسوم و گونه‌های مختلف ادبیات شفاهی ایران و منطقۀ آذربایجان در طول زمان نسبت به مقتضیات و شرایط مان دستخوش تغییراتی گشته‌اند. این تغییرات مخصوصاً با ورود دین مبین اسلام و رواج مذهب تشیّع در ایران چشمگیرتر شد.

وی متذکر شد: این تغییر در تمامیِ ابعاد حیات جاری بوده است. سایاهای مربوط به تکم گردانی یا همان «تکم چی سؤزلری» نیز طی سالیانی، پس از ورود اسلام با اندیشه و تفکّرات اسلامی پیوند خورده‌اند.

نوروز

اشعار تکم چی که به روایت کتاب فرهنگ عامیانه دار الارشاد اردبیل نوشته موسی اصغر زاده نزدیک به ۱۰ صفحه است بیانگر غنای این رسم کهن است.

تقایی معتقد است به دلیل اینکه سایاچی ها یا تکم گردان‌ها افراد محترمی محسوب می‌شدند به‌هیچ‌عنوان تکم گردانی ترویج گدایی نیست بلکه این رسم کهن بافرهنگ و باورهای مردم این دیار پیوند خورده و به شکل ظریفی با ساخت یک المان به بیان این باورها می‌پردازد.


اجرای فاقد مطالعه یک رسم باستانی

باوجوداینکه رسم تکم گردانی به‌منظور تنوع بخشیدن به برنامه‌های نوروزی هر از گاهی توسط برخی نهادها اجرا می‌شد اما پژوهشگران توجه به مؤلفه‌های اصلی این رسم دیرینه را خواستارند.

عید

بی توجهی به شکل سازه چوبی و اشعاری که خوانده می‌شود خود تغییر ناخواسته این رسم اصیل را در برداشته است.

در پی پژوهش‌هایی که در اردبیل صورت گرفته است، رسم تکم گردانی به عنوان یکی از رسوم میراثی استان اردبیل به ثبت رسیده و بر همین اساس در آستانه عید نوروز می‌تواند مجدداً طرح و معرفی شود.

تکم گردانی از جاذبه‌های گردشگری اردبیل و آذربایجان است که به پیشنهاد کارشناسان می‌تواند در مراکز اصلی گردشگری این خطه اجرا شده و حتی در مدارس به دانش آموزان معرفی شود.

لینک پست عید نوروز 94

لینک صفحه جانبی صنایع دستی و سوغات آذربایجان
لینک صفحه جانبی اصالت ها، آداب و رسوم آذربایجان


مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : آداب و رسوم آذربایجان-آذربایجان-سوغاتی-عید نوروز-تکم چی-مراسم عید آذربایجان-صنایع دستی آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 22 اسفند 1394
زمان : 12:30 ب.ظ
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی
:: پیاده محوری لازمه شهر تاریخی توریستی تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ