تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 5 تیر 1398, 11:30 ب.ظ


مقدمه :
زبان ترکی از طرف زبانشناسان به عنوان سومین زبان قانونمند وتوانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از زبان شناسان بنام زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است.
● زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد
● حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و….
● چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است. مانند آقا ، خانم ، سراغ، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، اردک، آرزو، سنجاق، دگمه، تشک، سرمه، فشنگ ، توپ ، تپانچه، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشگه، بقچه، چروک،….



اینک از انسان شروع می کنیم:

دده: پدر بزرگ
ننه: مادر بزرگ
آتا و بابا: پدر (فادر انگلیسی)
آنا: مادر (مادر انگلیسی)
قایین: ( برادر زن و یا برادر شوهر)
بالدیز: ( خواهر زن)
باجاناق: ( این کلمه در فارسی معادل ندارد و به همین شکل استفاده می شود.)
گؤرومجه: ( خواهر شوهر)
قارداش: برادر (بطور مطلق)
آغا بَی: برادر بزرگ
اینی: برادر کوچک
آبلا: خواهر بزرگ
باجی: خواهر (بطور مطلق)
مانی: عمو (عمّ در عربی)
تی زه: خاله (خالة در عربی)
دایی: دایی ( این کلمه تركی در فارسی معادل ندارد و به همین شکل استفاده می شود.)

و اما در حیوانات

اینک: گاو ماده
سیغیر: گاو (مطلق)
اؤکوز: گاو نر (که به گاو آهن بسته می شود)
بوغا: گاو نری که آماده مبارزه و یا جفت گیری است.
گؤنگه: گاو نر گوشتی
دؤیه: گاو ماده جوان
توسون: گاو نر جوان
دانا: گوساله یک ساله
بوزاو: گوساله شیر خوار
دامیزلیق: گاو نر یا ماده ای که برای ازدیاد نسل نگهداری می شود.
قوُیون: گوسفند
قُوچ: قوچ ( که کلمه ترکی است)
بورولموش ارکک: (قوچی که آخته شده است)
توخلو: گوسفند نر یکساله
شیشک: گوسفند ماده یکساله
قویروق لو: گوسفندی که از جنس آسیایی است.
قیسا قویروق: گوسفندی که از جنس استرالیایی و یا مرینوس می باشد.
تاولی: برّه جوان گوشتی
قوزو: برّه
———-
اؤردک: مرغابی
سونا: مرغابی نر
یاشیل باش: مرغابی ماده
چؤرکه: مرغابی
جوللوخ: مرغابی نیزار
قارا باتاخ: مرغابی سیاه
قاش قالداخ: مرغابی سرخ
آلما باش: مرغابی که سر بزرگ دارد.
قاشیق قاقا: مرغابی که منقارش مثل قاشق* است.
گؤی قاناد: مرغابی آبی رنگ
دمیر قاناد: مرغابی که در هنگام پرواز دیر اوج می گیرد.
آلا تینجا: مرغابی که رنگ سیاه و سفید دارد.
باخچان: مرغابی که چشمان قشنگی دارد.
آنقوت: مرغابی قهوه ای رنگ که از هوش کمی برخوردار است و زود به دام می افتد.


” چند فعلی که در فارسی معادل ندارد:

سیپقارماق: نوشیدنی را بصورت مکیدن نوشیدن

تامسیماق: نوشیدنی را یک دفعه سر نکشیدن، بلکه جرعه
جرعه و با لذت خاصی نوشیدن.

آغلاماق چشیتلری: انواع گریه کردن:

آغلامسینماق: بغض کردن و چشم ها را تر ساختن.

اینلمک: یواش و بی صدا گریه کردن

سیزلاماق: گریه و زاری کردن

سیتقاماق: با حالت التماس گریه کردن

هیچقیرماق: با صدای گرفته که حاکی از زیاد گریه کردن است،
گریه کردن

هؤنگورلمک: زار زار گریه کردن

زیریلداماق: گریه ای که دیگران خوششان نیاید و یا گریه بچه
گانه و غیر منطقی

اینقالاماق: گریه بچه شیرخوار

فعل واجب الاداء در فارسی و عربی وجود ندارد و باید حتما از كلماتی همچون ” باید ” و ” المفروض ” و مانند آن استفاده کرد. به این فعل در ترکی ” گرکلیلیک کیپی ” گفته می شود:
یتیشملیییک: باید خودمان را برسانیم.

یمه لیسن: باید بخوری
فعل شرط در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. برعکس فعلهای شرط ترکی که از کاربردی ترین افعال است و ترك زبان را از استخدام حروف شرط بی نیاز می كند:
گلسه: اگر بیاید
ده سه: اگر بگوید
ایچسه: اگر بنوشد
فعل تمنی ( ای کاش …) در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. به این فعل در ترکی ” دیلک” ویا “ایستک  کیپی ” گفته می شود:

اولایدی: ای کاش می بود
قیزیل گول اولمایایدی: ای کاش گل سرخ نبود
سولمایایدی: ای کاش زرد نمی شد
قدرت مشتق سازی از خود کلمه در عربی و ترکی بی نظیر است درحالیكه در زبان فارسی بسیار كم و ضعیف دیده می شود:

ایتی: تیز
ایتیلتمک: تیز کردن
ایتیله شمک: تیز شدن
———–
دؤز: درست
دؤزه لمک: درست شدن
دؤزه لتمک: درست کردن
دؤزمک: به نظم درآوردن
دؤزولمک: به نظم کشیده شدن
———–

ساری: زرد

سارالماق: به رنگ زرد درآمدن

سارالتماق: به رنگ زرد درآوردن

———–

به زک: زینت
به زه مک: زینت کردن
به زنمک: مزین شدن

نکته مهم: در ترکی فعلی وجود دارد بنام فعل دو طرفه، یعنی
گوینده و فاعل فعل در آنِ واحد، مفعول آن فعل هم محسوب
می شود. به این فعل در ترکی ” دؤنوشلو ” فعل می گویند.
مثل مزیَّن شدن  در فارسی که اصل آن از کلمه زُیّن در عربی
گرفته شده است که معنای آن زینت شدن یك وسیله دیگری
است. در حالیکه معنای کلمه ” به زنمک” در ترکی زینت شدن
به وسیله خود شخص است.

الآن بعضی نمونه ها از این فعل بی معادل در فارسی:

اؤرتونمک: خود را پوشانیدن

یووونماق: خود را شستشو دادن

قوُ جونماق: از درد به خود پیچپدن

متعدی کردن فعل در بسیاری از افعال فارسی غیر ممکن است
و باید از راههای دیگری استفاده کرد. ولی در ترکی همه افعال
لازم را می توان از همان ریشه متعدی کرد:

کسمک —» کستیرمک: بُریدن —» بُراندن ( یعنی کس دیگری
را به بریدن وادار کردن)

آلماق—» آلدیرماق: خریدن—» خَراندن! ( یعنی کس دیگری را
به خریدن وادار کردن)

ساتماق—» ساتتیرماق: فروختن—» فروختاندن! ( یعنی کس
دیگری را به فروختن وادار کردن)

یریمک—» یریتمک: راهاندن  رفتن—»  رفتاندن! ( یعنی کس
دیگری را به راه رفتن وادار کردن)

فعل امر در فارسی تابع قاعده خاصی نیست و از ریشه فعل
درست نمی شود. به نظر زبان شناسان بی قاعده بودن هر
زبان نشانه ضعف و سستی آن زبان است.

پختن—» پز! (خ—» ز تبدیل شده است)

رفتن—» رو! (ر—» و تبدیل شده است)

کردن—» کن! (د—» ن تبدیل شده است)
دیدن—» ببین! ( که اصلا از مصدر دیدن فعل امر ندارد.)

درد دل: بدون هیچ تعصبی می گویم که اگر کسی در ایران متولد نشود و اینها را از این و آن نشنود و ازبر نکند، تا سالیان سال نمی تواند یاد بگیرد. این مشکل را دوستان خارجی مقیم ایران همگی اظهار می کنند و از بی قاعدگی فارسی شکایت دارند. در حالیکه فعل امر در ترکی از ریشه اصلی کلمه ساخته می شود و در این خصوص یک استثنا هم در ترکی یافت نمی شود.

بسیاری از ظرافت ها و فرق های ظریف در افعال ترکی وجود دارد که آنها را با زبان فارسی نمی توان بیان کرد. مثلا ” قوُوماق ” و ” قوُوالاماق ” هر دو در فارسی به معنای طرد کردن و دور کردن است. در حالیکه بین آنها فرق جزیی وجود دارد که ترکها در استعمال آن را لحاظ می کنند.

اسم آلت اصلا در فارسی معنا و مفهومی ندارد. اما در عربی و ترکی از قاعده خاصی تبعیت می کند:

بورماق: پیچاندن—» بورقو: پیچ

چالماق: نواختن—» چالقی: آلت نواختن مثل ساز و غیره

سیلمک: پاک کردن—» سیلگی: پاک کن

سَرمک: پهن کردن—» سَرگی: فرش و یا هر چیز دیگری که بر
زمین پهن شود.

گل گیت: رفت و آمد—» گلن گیدن ( در اسلحه. این کلمه معادل
فارسی ندارد)

قاپاماق: درپوش گذاشتن—» قالپاق (در ماشین که به همین
شکل در فارسی استعمال میشود.)

یاتماق: خوابیدن—» یاتاغان (در ماشین که به همین شکل در
فارسی استعمال میشود.)

اسم زمان و اسم مکان را در فارسی اصلا نباید حرفش را زد. فقط در بعضی مواقع با اضافه کردن پسوند “گاه” می توان  اسم مکان و یا زمان ساخت که آن هم از خود کلمه مشتق نمی شود:

یاتماق: خوابیدن—» یاتاق: محل خواب و یا رختخواب

بارینماق: پناه گرفتن—» باریناق: پناهگاه

قونماق: نزول کردن به مکانی—» قوناق: منزل، کاروانسرا

دورماق: ایستادن—» دوراق: محل وقوف، ایست گاه
قوروماق: محافظت کردن—» قوُروق: منطقه محافظت شده یا قورق که در فارسی هم استعمال می شود.

اسم مصدر در ترکی دقیقا از ریشه کلمه ساخته می شود. ولی در فارسی یا از ریشه دیگری ساخته می شود و یا اصلا ساخته نمی شود. نگاه کنید:

قاچیرماق: ربودن—»  قاچاق: در فارسی هم مجبورا لفظ ترکی آن استعمال می شود.
چالیشماق: باهم کارکردن، درگیر مسأله ای بودن—»  چالیش و چلیشکی: چالِش ( در فارسی مجبورا ترکی آن را بکار می برند)
یاساماق: قانون گذاری—»  یاساق: غیر قانونی ( در فارسی مجبورا عربی آن را بکار گرفته اند)
برای تقویت رنگها در فارسی فقط می توان از پیشوند ” بسیار ” و مانند آن استفاده کرد.


در ترکی هر رنگی صفت خاصی دارد که در نوع خود بی نظیر است:

قاپ قارا: بسیار سیاه

آپ آغ: بسیار سفید، سفید خالص

یام یاشیل: سبز سبز

ساپ ساری: زردِ زرد

( ملاحظه می کنید که در فارسی احیانا با تکرار اسم رنگ این کار صورت می پذیرد که قابل مقایسه با زبان ترکی نیست.)

برای مصغر کردن در فارسی مجبورا باید کلمه کوچک یا پسوند “چه‎”‎ و حرف كاف ( در مواردی كمیاب و غیر قابل استعمال‎(‎ را به کلمه مورد نظر اضافه کرد، مثلا بخاری کوچک، جمله کوچک و یا کوتاه، مرد کوچک ( البته مردک که در فارسی بصورت مصغر بکار می رود صرفا برای توهین و حقارت بکار می رود و معنای مطلوب را نمی رساند و پسوند “چه‎”‎ هم استعمالهای نادری دارد‏) اما نمونه های  تصغیر در ترکی:

قالاچیق: قلعه کوچک
تپه جیک: تپّه کوچک
دره جیک: درّه کوچک
محمود جوق: محمود کوچک


صیغه ترحم در فارسی وجود ندارد و در عربی به اشکال مختلف می توان آنرا بیان کرد. اما در ترکی بسیار ساده و قاعده مند است:

قیزجاغیز: دخترک بیچاره
قادین جاغیز: زن بینوا

صفت تقویه در فارسی وجود ندارد. مثلا اگر بخواهی مقدار دایره ای بودن شکلی را با تأکید بگویی، باید از کلمه بسیار دایره وار و امثال آن استفاده کنی. اما در ترکی هر صفتی را با لفظ خاصی می توان تأکید کرد:

یوس یووارلاق: بسیار دایره وار
ترتمیز: بسیار تمیز
زیر دلی: صد در صد دیوانه
قاپ قارانلیق: تاریکی محض
ایپ ایستی: خیلی گرم
دارما داغین: بسیار ریخت و پاش، خیلی بی نظم

برای بزرگ نمایی و یا کوچک نمایی فعل انجام شده در فارسی باید از پسوند و پیشوندهای بسیار متعددی استفاده کرد. در حالیکه این امر در عربی و ترکی از خود فعل درست می شود. ( بحث پسوند و پیشوند به قدری در عربی کم استعمال می شود که حتی اگر از بیشتر عرب زبانان معنای کلمه پسوند و یا پیشوند را بپرسید متوجه نمی شوند! چرا که زبانشان احتیاجی به این مخلفات و حشویات ندارد. در حالیکه این بحث نسبت به فارس زبانان از اهمیت بالایی برخوردار است.)

گؤزل جه: به شکل بسیار زیبایی
یاواش جا: خیلی آهسته
قالین جا: بصورت خیلی کلفت
برک جه: بطور بسیار محکم

تعابیری همچون: ” قرار است که…” و یا ” لازم است که…” در ترکی از خود فعل مشتق می شود که جدا قدرت نمایی این زبان را می رساند:

چیخماق: بالا رفتن—»  چیحیلاجاق داغ بوراسی: کوهی که قرار است از آن بالا برویم، همین جاست!
ایچمک: نوشیدن—» ایچیله جک سو بودور: آبی که قرار است نوشیده شود همین است.
یازماق: نوشتن—» یازیلاجاق اؤدَولری یازدیم: مشق هایی را که باید می نوشتم، نوشتم.
چؤزمک: حل کردن—» چؤزوله جک تاپماجالاری چؤزدوم: معماهایی را که قرار بود حل کنم، حل کردم.*

متأسفانه بعضی از ترکها تحت تأثیر ادبیات فارسی جمله بسیار شیوای بالایی را چنین بیان می کنند، که دقیقا ترجمه فارسی آن است:

اوُ معمالاری کی قراردی حل ایلیم، حل ایلدیم!

تیکیله جک کؤینک لری گتیردی: پیراهن هایی را که قرار است دوخته بشود آورد.

الان ترجمه آن به ترکی مندرس و بی محتوا : اُو کؤینک لری کی قراردی تیکیلسین، گتیردی!

تعابیری همچون ” به حساب آورد” و یا ” مهم شمرد ” در ترکی مانند باب استفعال در عربی  از خود فعل مشتق می شود. که این هم در فارسی نیست:
اؤنم سه مک: مهم شمردن، مهم به حساب آوردنپ
قریب سه مک: غیر طبیعی و غیر عادی به حساب آوردن
آزیمساماق: کم شمردن
چوغومساماق: زیاد به حساب آوردن

بسیاری از تعابیر در فارسی مثبت و یا منفی ندارد. مثلا: ” عین خیالش نیست” که مثبت آن ” عین خیالش است” می باشد که عملا کاربرد ندارد. چونکه یک ترکیب چند کلمه ای است که از فعلی مشتق نشده است که منفی و مثبت داشته باشد. الان معادل ترکی آن را به سادگی خواهید دید:
اومورساماق: در عین خیالش بودن
اومورساماماق: در عین خیالش نبودن*


نکته مهم: تمامی قواعد و مثالهای ذکر شده در حال حاضر در ترکی استعمال می شود. و اگر بعضی از آنها در ایران به فراموشی سپرده شده و جای آنرا کلمات فارسی گرفته است، این نتیجه فرهنگی دیگر زبانهاست. چرا که در ایران فرهنگستان و نظام خاصی برای یادگیری قواعد دستوری ترکی وجود ندارد. پس ترکی به نفسه اشکالی ندارد و اشکال در ماست.

از نمونه کلمات اصیل ترکی که در هیچ زبانی معادل ندارد، کلمه ” یاکامُوز” است. این کلمه در ترکی به معنای انعکاس نور ماه در روی آب دریاست، که شب ها در روی آب مانند چشمک زنی می درخشد. این کلمه از طرف هییت زبان شناسی آلمان به عنوان کلمه سال برگزیده شد. خوشبختانه رسانه های ایران هم این نکته را در تلویزیون و مطبوعات به خوبی نشان دادند. زبان غنی و اصیل ترکی منبع این چنین ظرافت هاست که روح انسان را نوازش می دهد.

تبدیل شدن چیزی به چیز دیگر، مثل تبدیل شدن قلب انسان به سنگ در ترکی، از دیگر مزیات این زبان در مشتق سازی است:
داش: سنگ—» داشلاشماق: تبدیل به سنگ شدن
کؤمور: زغال—» کؤمورلشمک: تبدیل به زغال شدن ( این با زغال شدن و یا سنگ شدن فرق دارد. به این حالت در عربی استحاله می گویند. و معادل ترکی آن: ” داش اولدو” می باشد.)

ساختن فعل از ریشه اسم، همچون عربی اوج قدرت و شاهکار ادبی ترکی به حساب می آید:
یومورتا: تخم مرغ—» یومورتلاماق: تخم گذاشتن
گؤنش: آفتاب—» گؤنش لنمک: حمام آفتاب گرفتن
داش: سنگ—» داش لاماق: سنگ پرتاب کردن
ال: دست—» اللمک: با دست ور رفتن، دست کاری کردن
آیاق: پا—» آیاقلاماق: پایمال کردن—» آیاق لانماق: به پا خواستن، قیام کردن

اصوات حیوانات و یا اشیاء مثل صدای افتادن قطرات و چکه کردن، خشمگین شدن سگ و گرگ به هنگام دیدن انسان، که صدای مخصوصی در می آورند و صدای دیگر جانوران در ترکی مانند عربی بسیار متنوع است. این صداها در فارسی غیر قابل بیان و یا خیلی سحت است. اما ترکی مثل عربی در این زمینه هم غنی است:
بؤیورمک: صدای غرش گاو نر
کؤکره مک: صدای غرش شیر
شاخماق: صدای غرش رعد و برق*
گؤرولده مک: صدای صاعقه آسمانی
هاولاماق: پارس کردن سگ
اولاماق: زوزه کشیدن گرگ
میریلداماق: صدای تهدید آمیز سگ و گرگ
قیزغیرماق: صدای سوت مانند مار افعی
شاکیماق: چهچهه زدن قناری
اؤتمک: صدای چهچهه بلبل و غیره

* نکته: در فارسی کلمه رعد و برق و صدای آن که صاعقه
نامیده می شود، همگی برگرفته از عربی است




آموختن زبان شیرین تركی خیلی آسان است

زبان تركی یكی از زبانهایی است كه علاوه بر ایران در چندین كشور دنیا از جمله تركیه, جمهوری آذربایجان, بیشتر جمهوری های قفقاز و حتی در چندین كشور اروپایی مانند آلمان, فرانسه و ... به عنوان یكی از زبانهای مطرح كاربرد دارد زیرا در آن كشورها تعداد زیادی ترك به عنوان اقلیت قابل توجه زندگی می كنند كه دارای حق و حقوق فرهنگی خود می باشند. علاوه بر آن با توجه به اینكه تمامی افعال زبان تركی از یك قاعده واحد تبعیت می كنند و دارای ریشه هستند بنابراین هم یاد گرفتن آن آسان است و از سوی دیگر با یادگرفتن یك لهجه از زیان تركی قادر خواهید بود با افرادی كه به لهجه های مختلف تركی صحبت می كنند ارتباط برقرار كنید. بنابر این در این سایت آنچه كه برای یك شخص برای برقراری ارتباط و انجام امور روزمره به زبان تركی لازم است, در قالب درس های مختلف آورده خواهد شد. امید كه در این زمینه موفقیت هایی حاصل گردد.


درس 1 (اعداد)

اعداد در تركی از یك قاعده خاصی پیروی می كند كه یادگیری آن را آسان می كند. شما ابتدا اعداد زیر را به خاطر بسپارید:

1= بیر 2= ایكی 3= اوچ 4= دؤرد 5= بئش 6= آلتی 7= یئددی 8= سگگیز 9= دوققوز

10= اون 20= ایییرمی 30= اوتوز 40= قیرخ 50= اَللی 60= آتمیش 70= یئتمیش 80= هشتاد 90= دوخسان 100= یوز 200= ایكی یوز 300= اوچ یوز 400=دؤرد یوز و الی آخر 1000= مین 1000000= میلیون 1000000000= میلیارد

حالا كه این اعداد را به خاطر سپردید (سطر اول اعداد از 1 تا 9 و سطر دوم اعداد ده تا میلیارد)

اكنون شما می توانید با اضافه كردن اعداد به همدیگر, عدد مورد نظر خود را بسازید به عنوان مثال برای ساختن عدد 11 شما فقط عدد 10 و 1 را یكجا می آورید. به مثالهای بیشتر توجه كنید:

21= ایییرمی بیر 32= اوتوز ایكی 105= یوز بئش 1002= مین ایكی 2004= ایكی مین دؤرد

اكنون شما شیوه شمارش در تركی را یاد گرفتید. این مهم را به شما تبریك می گویم. ساغ اول

منتظر درس بعدی باشید كه در مورد تعارفات روزمره خواهد بود.


درس دوم (احوال پرسی)

امیدوارم كه اعداد را یاد گرفته باشید. در درس امروز به دنبال یادگرفتن تعارفات روزمره و احوال پرسی به زبان تركی هستیم. لطفا جملات زیر را به خاطر بسپارید:

نئجه سن = حال شما چطوره

ساغ اول سیز نئجه سیز = زنده باد شما چطورین

سحریز خیر اولسون = صبح شما به خیر

گله جه گیز خیر = عاقبت شما به خیر

اوشاقلار نئجه دیر= بچه ها چطورن

سلام لاری وار سیزین كی لر نئجه دیر = سلام دارن بچه های شما چطورن

بویورون = بفرمایید

خوش گؤرموشوخ = چشم مان روشن

خوش گلیبسیز = خوش آمدین

آدین نه دیر = اسم تان چیه

منیم آدیم محمد دیر = اسم من محمده

نه گؤزل آد = چه اسم خوبی

چوخ ایستیردیم سیزی گؤرم = خیلی دلم می خواست شما را ببینم

در زبان تركی از این تعارفات زیاد است. در قالب بحث های بعدی به آنها خواهیم پرداخت. اما چندین واژه را كه امروز در مكالمه بالا به كار بردیم دوباره مرور می كنیم.

سیز = شما , اولسون =باشد , اوشاق = بچه, اوشاقلار= بچه ها, گؤرمك = دیدن , گؤرمیشوخ= دیده ایم, گؤزل= زیبا, چوخ= خیلی, ایسته مك= خواستن , ایستیردیم= می خواستم, آد= اسم

امید كه از امروز بتوانید با دوستان ترك زبان خود حداقل چند كلمه به تركی خوش و بش كنید. درس بعدی به گفتگو در مورد آب و هوا خواهد پرداخت. ساع اولون شاد قالین / سلامت باشید شاد بمانید


درس سوم ( آب و هوا)

با سلام دوباره نئجه سیز؟ حالیز یاخجی دی. به به شما دارین تركی رو یاد می گیرین. امروز می خوام در مورد آب و هوا با شما صحبت كنم. ابتدا كلمات زیر را را خاطر بسپارین.

هاوا= هوا

بوگوٍِِن (bugün)= امروز

صاباح= فردا

دونن (dünan)= دیروز

ایستی= گرم

سُیوخ (soyukh)= سرد

سرین= خنك

شاخدا= بسیار سرد سوزان

سازاخ= باد سرد

قار= برف

یاغیش= باران

دومان= مه برای واژه مه در زبان تركی بیش از 12 معادل وجود دارد كه انواع مختلف مه می باشد

بولوت= ابر

گون (gün)= آفتاب - خورشید - روز

آی= ماه

اولدوز= ستاره

اكنون برای شما تازه كاران یك قاعده ای را خواهم گفت كه با استفاده از آن به راحتی وضعیت هوا را به دوستان خود تعریف كنید. به جمله زیر توجه كنید:

هاوا نئجه دی= هوا چطوره

هاوا بولوت دی= هوا ابری است

شما می توانید تا زمانی كه تركی را خوب یاد گرفته اید صرفا یك فعل دی (di) را به وضعیت مورد نظر خود بعد از هاوا اضافه كنید و دوست خود را در جریان وضعیت هوا قرار دهید.

مانند : محمد! بوگون هاوا ایستی دی = محمد! امروز هوا گرم است

یا : تهرانین هاواسی چوخ ایستی دی= هوای تهران خیلی گرم است

امیدوارم كه درس امروز را یاد گرفته باشید. ساغ اول/ شاد یاشا

درس بعدی در مورد قرار ملاقات خواهد بود


درس چهارم (قرار ملاقات)


سلام, امیدوارم كه حالتون خوب باشه. امروز می خواهیم با شما به زبان تركی قرار بگذاریم. و شما بتوانید با دوستان خود قرار بگذارید.ابتدا به مكالمه زیر توجه كنید:

- سلام

-سنی گؤرمك ایستیرم / می خواهم شما را ببینم

-منده ایستیردیم سنی گؤرم/ من هم می خواستم شما را ببینم

- هاچان گؤره بیله ره م / كی می توانم ببینم

- صاباح آخشام / فردا عصر

- بو گون ساعات اون ایكی ده اولماز؟ / امروز ساعت دوازده نمی شه؟

اولسون بوگون گله ره م / باشه امروز می آیم

شما با استفاده از این مكالمه می توانید انواع قرار ها را نمونه سازی كنید در صحبت با دوستان ترك زبان خود استفاده نمایید. در قرار ملاقات چندین واژه اساسی است. توجه كنید:

هاچان = كی مثال: هاچان گله جكسن= كی می آیی؟

هارا= كجا مثال: هارا گَلیم= كجا بیایم

آخشام= عصر مثال: آخشام اولدو= عصر شد

گئجه= شب مثال= دونن گئجه سنه زنگ ووردوم= دیشب به تو زنگ زدم

ائو (ev)= خانه مثال= سنی ائوه چاغیریرام= تو را به خانه دعوت می كنم

ائشیگ (eshig)= بیرون مثال=ائشیگ ایستی دی= بیرون گرم است

امید وارم كه امروز هم توانسته باشیم چیزهایی را به شما یاد بدهیم. هله لیك= فعلا

جلسه بعد در مورد خوردنی ها با شما صحبت خواهیم كرد


درس پنجم (میوه ها)

در پایین اسم چند میوه به تركی آروده می شود:

سیب: آلما

نار: انار

هیوا: به

قارپوز: هندوانه

قوون: خربزه

گیله نار: آلبالو

مثالها:

من آلما ایستیرم: من سیب می خواهم

آلما یئمه لی دیر: سیب خوردنی است

دونن یولداشیم منه گیله نار وئردی: دیروز دوستم به من آلبالو داد

ایستیرسن سنه نه آلیم؟: می خواهی برات چی بگیرم؟

من آلما سویو سویرم: من آب سیب دوست دارم

اولسون: باشد

داها نه ایستیرسن: دیگه چی می خواهی

ساغ اول بیر زاد ایسته میرم: زنده باد چیز دیگری نمی خواهم

نار سئوه رسن؟: آیا انار دوست داری؟

نار سویو اولسا یاخچی اولار: آگر آب انار باشد بهتر است

اولسون بویورون: باشد بفرمایید


درس ششم (تعریف و تعارف)

افراد برای اینكه میزان علاقه مندی خود را به دوست خود نشان بدهد از الفاظ مختلفی استفاده می كند ببینید:

من سنی چوخ ایستیرم: من خیلی تو را دوست دارم

آوخ! ساغ اول من سنی چوخ راخ:‌ اوه زنده باد من تو را بیستر

اكنون برخی واژگان مربوطه را ملاحظه فرمایید:

ساغ اول:‌زنده باد

گؤزل: زیبا ،‌ خوش تیپ

گؤیچك: خوشگل

سن نه گؤزل سن: تو چقدر زیبایی

بیر داناسان: یكدانه ای

تایسیز: بی نظیر

سن اولماسان منده اولامام: تو نباشی من هم نمی توانم باشم

سن منیم هر زادیم سان: توهمه چیز من هستی

سنی سئویرم: عاشق تو هستم

منده سنی چوخ سئویرم: من هم تو را خیلی دوست دارم

سنسیز داریخیرام: بدون تو دلم می گیرد

داریخیرام: دلم می گیرد

بویور: بفرما

سنین تاین یوخدی: تونظیری نداری


درس هفتم (خوابیدن و بیدار شدن)

در این درس اصطلاحات مربوط به خوابیدن و بیدار شدن به شما خواهم نوشت. چنانچه مایل هستین ابتدا این واژه ها را به خاطر بسپارید:

اویاغ: بیدار یوخو: خواب یوخولو(yuxuloo): خواب آلود تئز (Tez): زود گئجه: شب گونش (günash): آفتاب گوندوز (gündüz):‌ روز

اویات : بیدار كن یوخلا: بخواب

من یورولموشام: من خسته ام یوخوم گلیر: خوابم می آید بو گئجه تئز یاتاجاغام: امشب زود خواهم خوابید صاباح گرك تئز اویانام: فردا بایستی زود بیدار شوم

گوندوز چوخ ایشله میشم: روز زیاد كار كرده ام سن اویاخسان؟: تو بیداری؟ یوخ منده ایستیرم یوخلیام: نه من هم می خواهم بخوابم گئجه ز خیر: شب تان به خیر

نیه دانیشمیسان: چرا حرف نمی زنی یوخولویام: خواب آلو هستم گئجه یاخجی یاتا بیلدین؟: آیا شب تونستی خوب بخوابی یوخو گؤردوم: خواب دیدم

در زبان تركی حالت های مختلف خواب و بیداری دارای اصطلاحات مخصوصی است. به اصطلاحات زیر توجه كنید:

یوخلامیشام: خوابیده ام یاتمیشام: دراز كشیده ام به قصد خواب اوزانمیشام: دراز كشیده ام به قصد استراحت نه خواب مورگولورم (mürgülüram): چرت می زنم

اویانمیشام: كاملا بیدارشده ام آییلمیشام: از خواب بیدار شده ام ولی هنوز دراز كشیده ام (یوخودان) دورموشام: (از خواب) بیدار شده و سرپا هستم

درس هشتم ( صحبت در مورد عید نوروز)

در این درس با صحبت كردن در مورد عید نوروز یا هر عید دیگری آشنا خواهید شد. ابتدا این واژه ها را به خاطر بسپارید.

بایرام: عید ایل: سال یِنی (yeni): تازه آی: ماه گون (gün): روز گؤروش: دیدار شَنلیك: شادی آتا: پدر آنا: مادر باجی:خواهر داداش یا قارداش: برادر گؤیَرتی : سرسبزی چؤل: صحرا داغ: كوه گؤرمه لی: دیدنی

بایرامیز مبارك اولسون: عیدتان مبارك باد

بایرمدا هارا گئدمیشدین: عید به كجا رفته بودین

گئددیم آتا - آنامی گؤردوم: رفتم پدر- مادرم را دیدم

داها هاردان گؤروش ائتدین: دیگر از كجا دیدن كردی

داغا گئتدیم. داداشیم نان چؤله گئتدوخ: به كوه رفتم. با برادرم به صحرا رفتیم

چؤل بوتون گؤیرتی دی: صحرا تمام سرسبزی بود

هانسی گون ائوه قاییتدین: چه روزی به خانه برگشتی

آیین آلتی سی: در ششم ماه هانسی آیین: كدام ماه فروردین!

بو گون آیین نئچه سیدی: امروز چندم ماه است اون دؤردی: چهاردهم ایندی هارداسان: الان كجایی من ایشلیرم: من كار می كنم



لینک مجموعه پستهای آموزش زبان ترکی آذربایجانی (18)




دسته بندی : آموزش زبان ترکی آذربایجانی , * تورک سئسه لینک ,
برچسب ها : زبان ترکی , ترکی آذری , آذربایجانی , آموزش زبان , تورکی ,


نویسنده : تبریز قارتال شنبه 22 مهر 1396, 11:59 ب.ظ

پست را بدون شرح شروع کنیم...


رهبر انقلاب: با کودکان ترکی صحبت کنید در مدرسه فارسی را خواهند آموخت
[http://www.aparat.com/v/qYEwX]



سلام سلام اوشاقلار
شیرین کلام اوشاقلار،
داغلار ،چمن بزه ندی
گوله تمام ، اوشاقلار.
یارادیب دیر یارادان
گوزل گوزل گوللری،
یاشیل ،قیرمیز،نارینجی
بزه ییب دیر چوللری.
کنگر اوسته،گول اوسته
بولبول سالدی یؤواسین،
ساری کوینک اوخویور
دیلینده حاق صداسین.
گویده باخین قوشلارا
اوردک گلیر ، قاز گلیر
قاطار قاطار دورنالار
خبر وئریر یاز گلیر.
دووشان کولون دیبینده
شیرین یاتیب خبرسیز.
قارتال گزیر باش اوسته
قاچیب خبر وئررسیز.
دووشان دورما، قاچ ها قاچ،
چَپیک چالین اوشاقلار.
هامی وئرسین ال اله
دئیین، گولون اوشاقلار.
یاشام

آذربایجان







قاریشقا

آی قاریشقا نه سن ، سن؟

كیچیك آما گؤجلو سن!

***

گئجه-گونوز  ایشله ییب

چوره ك – موره ك   ییغان سن

***

بیلیرسن  بیر  قیش گلر

یاغیش گلر،قار گلر

***

اوندا  چوره ك  تاپیلماز

ده نی  اولان  داریخماز

***

   زیره كسن  ای   قاریشقا

گئد  ایشله  سن   داریخما


قاریشقا

منیم جیرانیم


گؤزو    قارا  جئیرانیم

یولون   هارا   آی جانیم؟


داغی    گه زه ن   نازییلا

بوینوزو   تك   تاجییلا
 

یاواش- یاواش   یئریركن

داغی- داشی    سئویرسن
 

بو داغ  سنین  مسكنین

هم    منیم دی     هم    سنین

 
منیم   ائویم   “سولدوزوم”

گؤیده   بیر تك    اولدوزوم

 
سنین        ائوین     ده ره دی

قاشین- گؤزون   قه ره دی

 
بیز   بیر- بیری    سئویریك

وطن        یاشا    دئییریك

جیران



اوشاق چؤلده اوینادی


اوشاق  چؤلده  اوینادی

اویناماقدان   دویمادی

***

بیرده‌ن یومورتا  تاپتدی

تویوغوندو ، او   قاپدی

***

تویوق  دئدی آی  اوشاق

منیم دی  بو ، بوش  بوراق

***

بیر گون یومورتا     سینار

جوجه‌م تئز  اوندان چیخار

***

اوندا  جوجه‌مه‌  ده‌ن  وئر

اَزمه ،  اوْنا     آمان    وئر

***

بالامی   سن    قاچیدما

دام – دووارادا   چالما

***

آنا   تویوق   گؤزله‌ییر

بالام   یوخدو سؤیله ییر

***

بیز  حیوانیق  گوناحیق

محبت له        قالاریق

اوشاق



ادبلی اوشاق



سلام سلام اوشاقلار

سیزه نئچه سؤزوم وار

ادبلیدیر چون آدیم

بالدان شیریندیر آدیم

سئویرلر منی هامی

چون وئریرم سلامی

ال-اوزومو یویارام

یئمکلری قویارام

فیرچالارام دیشیمی

قویمام قالا ایشیمی

اوست-باشیم تر تمیز

اودور کی اولدوم عزیز

شعر : بهرام اسدی

اوشاقلار



پیشی / ثریا بخشی (آیلار)

پسشی پیشی آی پیشی

ایتی پیچاغا تای دیشی

سیچانلارین دوشمانی

سئور یاغلی پیشمیشی

 
ایلده بیر یول بالالار

آغ – قارا، ارکک – دیشی

بیر بالا قاپلان کیمی

جیرماقلاماق دیر ایشی.

گزر دامدا دوواردا
پیشی پیشی لر یای – قیشی


پیشی



بیزیم داغلار

دره لری یان- یانادیر،

بیزیم داغلار بیزیم داغلار

بولودلارلا هم خانادیر

بیزیم داغلار، بیزیم داغلار.

بولاقلاری سرین-سرین،

اویناغیدیر گؤزللرین،

عرشه آچیب اؤز اللرین

بیزیم داغلار، بیزیم داغلار.

اتکلری چادیر، چادیر

زیروه لری گؤیه چاتیر،

اولدوزلارا کمند آتیر،

بیزیم داغلار بیزیم داغلار.

هاشم طرلان(سئچیلمیش)

داغلار




کپنک / محمد رضا شوکتی



کپنکم کپه نک

گل بو شعری اؤیره نک

گوللو قانادلاریم  وار

خاللی یانا قلاریم وار

گول اوستونه قونارام

گولون عطرین آلارام

قارانلیغی سئومه ره م

اونا کؤنول وئرمه ره م

شمعی چوخ سئوه ره م من

هامییا دئیه ره م من:

دونیامیز آیدین اولسون

قلبیمیز نورلا دولسون

جان وئره ک آزادلیغا

ایشله یک آبادلیغا


کودکی



جوجه لر / ثریا بخشی (آیلار)


هاچان گئتدی سویوقلار

یومورتلایار تویوقلار

دسته – دسته جوجه لر

خیردا فریک بئچه لر

 

چیل – چیل ساری، آغ، قارا

کندلردن گلر بازارا

من ده آلدین بیر دنه

آپاردیم سالدیم نینه

دن – دؤش یئییب کؤکه لر

خیردا جوجه م یئکه لر

جوجه



فصیللر / محمدرضا شوکتی

بیر گؤزه ل اوغلانام من

سئومه لی اینسانام من

گؤزه ل قیزام ، گؤزه ل قیز

منیم آدیمدیر اولدوز

من سئوه ره م آنامی

اینجیتمه ره م آتامی

معللیمیم وار اولسون

تانری اونا یار اولسون

اؤیره دیر فصیللری

آیلاری هم ایللری

دئییر، اوّل یاز گلر

ساز گلر آواز گلر

بولبوللر گلر باغا

گؤزلریک یاغیش یاغا

یازدان سورا یای گلر

ایستی بیزه پای گلر

یایدا اولار بستنی

بستنی ایستر منی

پاییز فصلی اینجی دیر

سایسان او اوچونجو دور

خزل ائیلر باغلاری

تؤکر او یارپاقلاری

سونونجو فصلین آدی

دئسم سویوق بوردادی

قیشدا چیخار قار دیزه

سویوق گلر ائویمیزه

آتام قورار بوخاری

اودور ایشین آخاری

ائوه سویوق گلمه سین

منه سویوق ده یمه سین

قیش گئدیب بایرام گلر

چؤلده قویونلار ملر

اوشاق ، بؤیوک بیربه بیر

بایرامی تبریک دئییر

بایرام گلر یاز گلر

ساز گلر آواز گلر

بولبوللر گلر باغا

گؤزله ریک یاغیش یاغا


فصل



اوشاق شئعری / زلال

قیش گلیب، تاخ تاخ تاتاخ

شاختـادان  دوندی   بـوتـون  تاختـا  تابـاخ

قارکولک دی، چن دی ، بوز، هر یئر قیرو، هر یئر سازاخ

چیلله چیلله  بیـز گره ک  قیش دان  داداخ

ائتمه سین چوخ قاش قاباخ

*

داغلار آغ کؤینک گئییر

باغ  و  بستــانــه کولک  لای لای  دئییر

شاختادان گؤیده  بولودلار تیتره ییر  هئی  قار یاغییر

یئـــر آغیـز آچمیش او  قارلاردان  یئییر

آسمـانـه  بـاش  اَیـیــــر

*

اولدو  قار هر کوچه دام

من  باباملا  جورلـه دیم  قاردان  آدام

قیش دادا  وار  چوخ گؤزللیکلرله  لذّتدن  خبـر

قیش سیز ائتمز یاز  بو یئر اوسته  قیام

قیش، سنه اولسون سلام !

*

یئر اوشور قار یاغماسا،

داغ  تپه ، چایلار ، باتار  هر گون  یاسا

آمما  من  قیشدا  گرکدیر  ایستی  پالتارلار  گییه م

قویمایام  تـا  شاختا دان  جانیم  سوسا

یا مریضلیکدن  میسا

ترکی


یاغدی یاغیشلار
ایسلاندی قوُشلار
جیم جیلاق اوْلدو
حئیوان گامیشلار
خیردا دامجیلار
تئز بیر اوْلدولار
بیر آز گئتدیلر
آرخا دوْلدولار
آخماجا داشدی
یوْللاری قاشدی
چاتدی دَنیزه
داغلاری آشدی
«تك اَلدن چیخماز
سس بو مثلدی»
دامجیلار آخدی
داشلاری دَلدی


قیزیم



قیزیم
گوونش قیزیم، آی قیزیم
اوُلدوزوما تای قیزیم
پاییزیمدا، قیشیمدا
باهار قیزیم، یای قیزیم
كهلیك كیمی سالیرسان
گوله ـ گوله های قیزیم
سن گولنده گول آچیر
دوْداقلارین آی قیزیم
تمیز اوْلار بوُلاق چای
بوُلاق قیزیم، چای قیزیم
عشقین اَلی وئریبدیر
سنی منه پای قیزیم
گوندوز اوْلار اوْیناسان
ساعاتلاری سای قیزیم
ایندی هله گئجه‌دیر
لای ـ لای ائله دای قیزیم


آذربایجانی


دورنا قیزیم

چاتما قاشلی، دورنا قیزیم

آی ساچلاری بوُرما قیزیم

گل درسینی ازبر ائله

ائوده بئكار دوُرما بئله

واختین اگر اوْلسا حدر

عزیز عوًمرون هئچه گئدر

باشاردیقجا گل اوْخو یاز

قیشی قیش، یاز باهاری یاز

درس اوْخویان عالیم اوْلار

اوْخومایان ظالیم اوْلار

ظالیم اوْلار اوًز ـ اوًزونه

گل آناوین باخ سوًزونه


قصه و داستان



ناغیل

اوشاق‌لار موراد بابانین باشینا ییغیشمیشدیلار. بابا دا اونلارا جاوانلیغین‌دان دانیشیردی. موراد بابا دئییردی، جاوان اولاندا گؤل‌دن چوخلو بالیق توتارد‌یلار. گؤل قیراغینا گلیب، شن‌لیک قوراردیلار. اوشاق‌لار ماراقلاندیلار:

–  موراد بابا، گؤلون قیراغی چوخ زیبیل‌لی‌دیر، سیز اوردا نئجه شنله­نیردینیز؟

–  اوندا گؤلون قیراغی ائله گؤزل، ائله تمیز ایدی کی، آدام حئیران اولوردو. اورا حتا باشقا یئرلردن ده قوناق‌لار گلیردی.

بابایا قولاق آسان‌دان سونرا دوست‌لار – صفر ایله محمد گؤله بالیق توتماغا گئتمه‌یه حاضرلاشدیلار. صفرین باجی‌سی سارا اونلارلا گئتمک ایسته‌دیکده قارداشی أوّل راضی اولمادی:

–  قیزلار بالیق توتماغا گئتمیر!

–  من ساکیتجه اوتوروب سیزه باخارام.

محمد دئدی:

–  نه اولا‌جاق، قوی گلسین!

 – یاخشی، گل!

نغیل


سارا سئویندی، اوغلان‌لارا قوشولوب بالیق توتماغا گئتدی. اوغلان‌لار سویا تیلوو آتیب چوخ گؤزله‌ین‌دن و اذیت‌دن سونرا صفرین تیلوونا نه ایسه دوشدو. او، سئوینجک تیلووو سودان چیخارتماغا باشلادی. اما… قارماغین‌داکی بالیق یوخ… بیر کؤهنه آیاق قابی ایدی…

–  نه قشنگ “بالیق”دی! – دئیه سارا ایله محمد اونا گولدولر. صفر آیاق قابینی بیر یانا توللاییب یئنی‌دن تیلووو سویا آتیب گؤزله­مه‌یه باشلادی.

بیر آزدان محمد تیلووو چکیب سودان تکری قوپموش اویونجاق ماشین چیخارتدی.

بو دفعه صفر اونا گولدو:

– ماشینین موبا‌رک­دی!

محمد اؤزونو سیندیرماییب سینیق ماشینی بیر یانا آتدی.

اوشاق‌لار یئنه بالیق گؤزلمک ده داوام ائتدی‌لر.

دوست‌لار داها سونرا گؤل‌دن قولپ‌سوز چؤمچه، سینیق ایستکان، ماشین رولو، کونسئرو بانکاسی، جیریق توپ، الجک، حتی رئزین بالیق چیخارتدی‌لار.

سارا‌نین رئزین بالیق‌دان چوخ خوشو گلدی. اونو گؤتوروب بیر آغاجین آلتیندا اویناتماغا باشلادی. سونرا ایسه اونو یوخو توتدو. یوخودا گؤردو کی، قوجاغین‌داکی رئزین بالیق اینسان کیمی دانیشیر:

–  گؤرورسن ده نه اولوب؟

–  نه اولوب؟ – سارا تعجبله سوروشدو.

–  انسان‌لار بیزی محو ائدیرلر!

–  نئجه؟

–  گئده­ک، اؤزون شاهد اول!


اوّل بالیق، آردینجا دا سارا اوزه – اوزه سویون دیبینه دوشدولر. سویون دیبینده نه­لر یوخ ایدی…!! سارا اؤزونو لاپ زیبیل ماشینی‌نین ایچه­ری­سینده حیس ائله‌دی. بوردا بالیق‌لار آز قالا بوغولوردولار. یازیق‌لار حال‌دان دوشدوک‌لرین‌دن اوزه بیلمیردیلر. چوخو آرخاسی اوسته اوزانمیشدی. بالاجا بالیق‌لار آنا‌لارینا یالواریردی‌لار:

–  آنا، بیزه یئم وئر!

–  دؤزون بالا‌لاریم، بیرتَهَر دؤزون، یئم یوخ‌دور. یقین کی، بیر گون بیزی خلاص ائدن تاپیلا‌جاق!

–  بیزه یئمک، بیزه یئمک!

 – کؤمک ائلیین، بالیق‌لار محو اولور!

اونون سسینه اوغلان‌لار گلدی.

سارا یوخودان آییلسا دا ساکیت‌له­شه بیلمیر، آغلاییردی.

صفر باجی‌سی‌نین باشینی سیغاللادی:

–  نه اولوب سنه، سارا، نیه آغلاییرسان؟

سارا ایچینی چکه – چکه دئدی:

–  ائله پیس یوخو گؤردوم کی…

صفر باجی‌سینی ساکیتلشدیردی:

–  آدام دا یوخو گؤرنده آغلایار؟ مگر سن بالاجاسان؟

سارا یوخوسونو اوغلان‌لارا دانیشدی. اوشاق‌لار یوخونون حقیقته اویغون اولدوغونو باشا دوشدولر. محمد دئدی:

–  اوشاق‌لار، بیزده معجزه‌لر کیتابی وار، اوردا یازیلیر کی، بعضا یوخولار آدامی خبردار ائدیر! منجه، سارا‌نین یوخوسو سئحیرلی یوخودور. اونا یوخودا اینسان دیلی بیلمه‌ین بالیق‌لارین ایسته­یی، آرزوسو چاتیب.

اوغلان‌لار سارا‌نین سؤزلرینه دقتله قولاق آسدیلار. قیزین تکلیفی اونلارین دا اوریین‌دن اولدو. سونرا ایسه هر اوچو قرار وئردی:

– بیز گؤلو مُطلَق تمیزله­مه­لی­ییك!

– گوجوموز چاتانا قدر ایشله­مه­لی­ییک کی، گؤل تمیزلنسین!

– یاللا، دوست‌لار، هایدی ایش باشینا!

داستان


بونون اوچون اونلار مکتب اوشاق‌لارینی دا کؤمگه چاغیردیلار. حتی کؤمگه بؤیوک‌لری ده چاغیردیلار. بؤیوک‌لر اول قالدیریجی کران گتیریب گؤلون دیبین‌دن توللانتی‌لاری تمیزله‌دی‌لر. سونرا ایسه چایین بیر قولونو دؤنده­ریب گؤله تزه سو بوراخدیلار. اوشاق‌لار گؤلون اطرافینی دا تمیزله‌دی‌لر. بئله‌جه بالاجا‌لار هر گون گؤله گلیر، اونون دیبیندن حتی خیردا توللانتی‌لاری دا چیخاریرد‌یلار.

بیر گون ده گؤله گلنده گؤردولر کی، اوردا بالیق‌لار اوزور. چوخ سئویند‌یلر. سئحیرلی بالیق اؤز سئحرینی گؤسترمیشدی.

–  گؤرورسن ده نه اولوب؟

–  نه اولوب؟ – سارا تعجبله سوروشدو.

–  انسان‌لار بیزی محو ائدیرلر!

–  نئجه؟

–  گئده­ک، اؤزون شاهد اول!

اوّل بالیق، آردینجا دا سارا اوزه – اوزه سویون دیبینه دوشدولر. سویون دیبینده نه­لر یوخ ایدی…!! سارا اؤزونو لاپ زیبیل ماشینی‌نین ایچه­ری­سینده حیس ائله‌دی. بوردا بالیق‌لار آز قالا بوغولوردولار. یازیق‌لار حال‌دان دوشدوک‌لرین‌دن اوزه بیلمیردیلر. چوخو آرخاسی اوسته اوزانمیشدی. بالاجا بالیق‌لار آنا‌لارینا یالواریردی‌لار:

–  آنا، بیزه یئم وئر!

–  دؤزون بالا‌لاریم، بیرتَهَر دؤزون، یئم یوخ‌دور. یقین کی، بیر گون بیزی خلاص ائدن تاپیلا‌جاق!

–  بیزه یئمک، بیزه یئمک!

 – کؤمک ائلیین، بالیق‌لار محو اولور!

اونون سسینه اوغلان‌لار گلدی.

سارا یوخودان آییلسا دا ساکیت‌له­شه بیلمیر، آغلاییردی.

صفر باجی‌سی‌نین باشینی سیغاللادی:

–  نه اولوب سنه، سارا، نیه آغلاییرسان؟

سارا ایچینی چکه – چکه دئدی:

–  ائله پیس یوخو گؤردوم کی…

صفر باجی‌سینی ساکیتلشدیردی:

–  آدام دا یوخو گؤرنده آغلایار؟ مگر سن بالاجاسان؟

سارا یوخوسونو اوغلان‌لارا دانیشدی. اوشاق‌لار یوخونون حقیقته اویغون اولدوغونو باشا دوشدولر. محمد دئدی:

–  اوشاق‌لار، بیزده معجزه‌لر کیتابی وار، اوردا یازیلیر کی، بعضا یوخولار آدامی خبردار ائدیر! منجه، سارا‌نین یوخوسو سئحیرلی یوخودور. اونا یوخودا اینسان دیلی بیلمه‌ین بالیق‌لارین ایسته­یی، آرزوسو چاتیب.

اوغلان‌لار سارا‌نین سؤزلرینه دقتله قولاق آسدیلار. قیزین تکلیفی اونلارین دا اوریین‌دن اولدو. سونرا ایسه هر اوچو قرار وئردی:

– بیز گؤلو مُطلَق تمیزله­مه­لی­ییك!

– گوجوموز چاتانا قدر ایشله­مه­لی­ییک کی، گؤل تمیزلنسین!

– یاللا، دوست‌لار، هایدی ایش باشینا!

بونون اوچون اونلار مکتب اوشاق‌لارینی دا کؤمگه چاغیردیلار. حتی کؤمگه بؤیوک‌لری ده چاغیردیلار. بؤیوک‌لر اول قالدیریجی کران گتیریب گؤلون دیبین‌دن توللانتی‌لاری تمیزله‌دی‌لر. سونرا ایسه چایین بیر قولونو دؤنده­ریب گؤله تزه سو بوراخدیلار. اوشاق‌لار گؤلون اطرافینی دا تمیزله‌دی‌لر. بئله‌جه بالاجا‌لار هر گون گؤله گلیر، اونون دیبیندن حتی خیردا توللانتی‌لاری دا چیخاریرد‌یلار.

بیر گون ده گؤله گلنده گؤردولر کی، اوردا بالیق‌لار اوزور. چوخ سئویند‌یلر. سئحیرلی بالیق اؤز سئحرینی گؤسترمیشدی.

داستان ترکی




آذربایجان فولکلوروندا اوشاقلارین یئری / احمد فرهمندی

گیریش: آذربایجانین مدنی ـ فیکری تاریخی ان اسکی عصرلردن باشلامیش بو گونه قده‌ر یاشاییشینا داوام وئریب. تاریخ بویونجا آذربایجاندا یاشایان تورکلرین دوغال احساس، آیدین دوشونجه و کوتله‌وی حیات تجربه‌لری بوردا جانلاناراق اؤز قاینار باجاریقلاریندان باش توتوب سنه‌لری آرخادا قویوب بیزیم الیمیزه چاتان مدنی- فیکری بؤلوملردن بیریده اوشاقلار آغیزین ادبیاتی اولموشدور.

فولکلور؛ آغیز ادبیاتی، خالق حکمتی و کوتله بیلیکلری دئمکدیر. خالق مدنیتی اینسان حیاتینین ایلکین چاغلاریندان باشلامیش سایسیز ائنیش ـ یوخوشلار آرخادا قویوب، داورانیشلار سوزگجیندن کئچه‌رک بیزیم عصریمیزه چاتمیشدیر.

بیزیم آغیز ادبیاتیمیز دونیانین ان زنگین اسکی خالق ادبیاتیندادیر. بوتون میللتر آراسیندا اولدوغو کیمی بیزیمده فولکلور خزینه‌میزده ائلیمیزین اوشاقلار و ناز بالالاری اوچون یاراتدیغی بول ـ بول اؤرنکلره راستلاشیریق.

فولکلوروموزدا اوشاقلار اوچون وئریلن بؤلوملرده، زنگین مدنیته یییه اولان خالقیمیزین، ایستک آرزی، کدر- سئوینج، عادت ـ عنعنه و دونیا گوروشلو باخشیلارین گؤرمک اولور. بو ادبیات درین دوشونجه و پاک احساسلارین توره‌نیشی اولدوغو اوچون دیلین ایفاده طرزی ساده و تمیزدیر. اونون اؤیره‌دیجی و بدیعی اهمیتی داها اؤنملی دیر. آتالار سؤزو. بایاتیلار، لایلالار، تاپماجالار، ناغیلار، داستانلار، ماهنیلار، حکایه‌لر، اویونلار، اوخشامالار، نازلامالار و … قوللارین درین دوشوندوکده گؤروروک کی بونلارین یارانماسی اوشاقلاریمیزدا، دیله، ائله، یوردا و حیاتا محبت باغلیلیقلارین آرتیریب گله‌جک یاشایشلارینا بوللو اومودلر توره‌ده‌رک خالق دوشمنلرینه قارشی کینه و نفرت حسی اویادیر.


بایرام

کودک

بایرام


اوشاغین آنا قارنیندا یاشایان دؤورو:
آذربایجان خالقلاریندا اوشاق دونیایا گلمه‌میش، هله آناسی بویلو اولان واختلار بئله بیر عادتلری وار: بیر قادین بویلو چاغلارین کئچیرن زامان خصوصی ایله‌ ایلک اوشاغینا بویلو اولاندا قوهوم اقریباسی‌له یاخین دوستلاری اونو قورویاراق قارانلیقدا یالقیز بوراخماییب حامام و قبیر اوسته‌ تک گئتدییینی مصلحت گؤرمزلر. بو قادینین اوشاغی داها هوشلو و گؤزه‌ل اولماق اوچون اونون یئریکلمه دؤورونده یئمک ایستکلرین یئرینه یئتیریب و اوشاغین هر یوندن قورونماسینا چالیشارلار.

دوغوش زامانی چاتدیقدا اوشاق و آنایا اولدوقجا ده‌یر وئریب قیرخ گونه قده‌ر آنا و بالانی خطر و بلالردن قوروماغی اؤزلرینه بیر گؤره‌ و سانارلار. اوشاغین گله‌جکده؛ دانیشغی شیرین، واری چوخ و عؤمرو اوزون اولسون دییه باشی اوسته؛ قند، قیزیل و چؤره‌ک قویارلار.


آد قویما گونو
کؤرپه‌نین یئددینجی گونو چاتدیقدا گونو آدلانیب قوهوملاری بیر یئره توپلاناراق چالیب اویناملاق و شنلیک دولو ییغینجاقلاریندا ملی احساسلارینا دایاناراق خالق قهرمانلارین اونوتماسینلار دییه جوانشیر، بابک، نبی، ستار و کؤکو دیلرینه باغلی اولان آدلاردان سئچیب اوشاقلارین او آدلارین بیری ایله آدلاندیرارلار.

دده قورقود بوی لاریندا اوشاق آنادان اولدوقدا آد قویولمور. هر اوشاغین اجتماعی ده‌یری اونون جومرودلوک، قوچاقلیق و ائل اوچون چالیشمالاری اوزره سئچیلیر. ائلین یامان گونلرینده خالقا یاردیم ائتمه‌ین قورخاق و آیاق دالی قویان اوره‌کسیزلره هر یئرده نیفرت و آلچاق گوز ایله یاناشیلیب و «مخنث» آدلانیرلار.

اوشاقلار حیات و ساواش مئیدانیندا اؤزلریندن هنرله باجاریقلاین گؤستردیکده آدا لاییق اولورلار. اؤرنک اوچون: دیرسه خان اوغلو؛ بوغایلا دویوشدوکده اونو یئره ووروب بوغازین کسنده‌ن سونرا اوغوز بگلری ییغیلیب اوغلانی تحسین ائدیب دده‌م قورقود گلسین بو اوغلانا آد قویسون دئییرلر. دده قورقود اوغلانین آتاسینا واریب بیر نئچه تعریفدن سونرا: «بایندر خانین آغ میدانیندا بو اوغلان جنگ ائتمیش دیر. بو بوغا اؤلدورموش. سنین اوغلونون آدی بوغاج اولسون. آدینی من وئردیم، یاشینی آللاه وئرسین- دئدی.»

(دده قورقوت کیتابی- فرزانه انتشاراتی- ایلک چاپ- صایفا ۲۷)

بو گون بیزیم خالقیمیز اوره‌ک دولو اینام و آرزولارلا اؤز کئچمشینه دایاناراق هئچ بیر چتینلیکلردن بویون قاچیرماییب «آماجلاری یولوندا آجی‌لار عشق اولسون» دییه چوخلو مانعه‌لردن آشمالیدیلار.

خالقیمیز اؤز دوغال حاقلارین یاساقلاردان قورتاماق اوچون بوخوولانمیش ووقارلارین اؤزگورلویه چاتدیرماغا هر ساحه‌ده جانلاریندان مایا قویماغا حاضیرلانمالاری یئرلی اولاجاق.

ایراندا ایللر دیر سیستملشمیش بیر آخین تورک خالقی آراسیندا آنا دیل و وارلیقلارینا سویوقلوق یاراتماغا جان آتماقدادیر. آنا دیل مکتبلرده تعلیم اولونمادان دیل گونده‌لیک دایاز دانیشیقلارا حصر ائدیلیب سؤزجوکلر اونودولوب دیل یوخسوللاشیر آردیندا دانیشانین باشینا قاخیج اولاراق دیلینی بؤتووکله آرادان آپارماغا چالیشانلارین یئرآلتی ایشله‌ییب یالان تبلیغ‌لرینه اینانانلار آز دئییل کی، بو دورومون سونوجوندا یانلیش دوشونن کیمسه اؤز کؤکلو وارلیغنا خبرسیز قالیب حقارت حیسی دویاراق اؤزو ایله دیلین دانماغا باشلاییر. اوشاغینا ائلینین گوزه‌ل کؤکلو آدلارینین یئرنه هئچ تورکون آغزیندا دوزگون دئییلمه‌ین فارس و یابانجی آدلار تاخیب و آنا دیلده دانیشماغی اسکیکلیک ساناراق بیر هویت سیز شخص کیمی حیات سوروب و آخیرده ایکی مسجد آراسیندا نامازسیز یاشاییر.

اوشاقلارا شعر اوخوماق اونلارین فیکرلرین گوجلندیرمکده و بئش دویغولارین تحریک ائتمکده فایدالی اولور. اوشاق روانلاری اوزره چالیشان بیلگینلره گؤره: بو ایش اوشاقلارین حیس و عاطیفه‌لرین تربیت لندیریب و باشقا اینسانلارین حیسلی ایله تانیش اولماغا و آیری یؤندن باجاریق و هیجانلارین کنترل دا ساخلاماغا و دانیشیق دیللرین گوجلندیرمک و درین خیالا ال تاپماق، شعر اوخوماغین فایدالاریندان اولابیلر.

شعر اوخوماق؛ اوشاغین هوشلا قولاق گوجون تقویت ائدیب و اوندا گؤزللیکلره درین حس یارالدار. هر سؤزجویون اؤزونده داشیدیغی عاطیفی معنا اوشاغین ذهئنین گوجلندیریب و بوللو سؤزجوکلر اؤیره‌نمه‌سینه اؤنملی تاثیر بوراخار. بو شعرلر خاص بیر آهنگ ایله دئییلنده موسیقی هونر  سئحر یارادیجی اولدوغو اوچون سسلرین ده‌یری معنادان آرتیق اوشاغین روحوندا یئر سالیر. ائله اونداندیرکی بیزیم فولکلور شعرلریمیزده معنانادان باشقا ریتم و آهنگه اؤزه‌ل بیر یئر وئریلیب.


لایلالار
«سوفره‌نین یاراشیغی قوناق، ائوین یارشیغی اوشاق» دئیه‌ن آنالاریمیزین چوخلو حیصه‌سی سودامه‌ر اوشاغین امیزدیره‌ندن سونرا قیچلارینین اوسته، بئشییکده و یا قواغیندا ساخلاییب یاتیرماغا چالیشان زامان اؤزل آهنگ ایله بیر سیرا سؤزلر زمزمه ائدیرلر، آنادان باشقا عائله‌نین دیگر عضولری او جومله‌دن بؤیوک ننه، خالا، بی بی  و باجی کیمی ائوآداملاری آشاغیدا اؤرنک اوچون وئریلن سؤزلردن اوخویارلار.

لایلای بئشیگیم لایلای

ائویم ائشیگیم لایلای

سن گئت شیرین یوخویا

چکیم کشیگین لایلای

لایلای دئدیم یاتاسان

قیزیل گوله باتاسان

قیزیل گولون ایچینده

شیرین یوخو تاپاسان

لایلای دئدیم گونده من

کولکده‌ده سن گونده سن

ایلده قوربان بیر اولار

سنه قوربان گونده من


نازلامالار


«اوشاغی یئمک یوخ سئوینج بؤیوده‌ر» آتا- بابالاریمیز درین دوشونجه‌لریندن توره‌نن بو سؤزه آرخا دوران اوشاق نازلامالاری آذربایجان فولکلوروندا باشقا بیر بؤلومدور، کی کؤرپه‌لری شنلندیرمک و آتا ـ آنا محبتینین بال بولاغیندان اونالارا دادیزدیرماق هدفی ایله آچیق و گولر اوزله ایفاده اولونار. بئله بیر نازلامالاری دینله‌ین اوشاق گولش قاباق و مهربان بیر اینسان کیمی دیرچه‌لیب بویا ـ باشا چاتار.

بالاما قوربان اینکلر

بالام هاچان ایمکلر

بالاما قوربان ایلانلار

بالام نه واخت دیلآنلار

سود دیبی، قایماق دیی

قوربانین اولسون بی بی

سود یالا، قایماق یالا

قوربانین اولسون خالا

آتین توتون بو بالانی

شکره قاتین بو بالانی

تولوق سنی آسایدیم

یاغین تاسا باسایدیم

بالام بؤیوک اولاندا

قوپلو قازان آسایدیم

چالخالان، چالخالان یاغ اولسون

بالام یئییب ساغ اولسون.

آغی

اؤز کؤرپه‌لرین «لایلالار» و «نازلامالار» لا بویا- باشا چاتدیران آنالار، بیر واخت‌دا ایتیردیگی اوره‌ک بندلری و اؤلولولرینه آغیتلار دئیه یاس توتارلار.

آغاجدا خزل آغلار

دیبینده گؤزه‌ل آغلار

بالاسی اؤلن آنا

سرگردان گزه‌ر آغلار

ناغیل

ترکی

قصه




تاپماجالار
تاپماجلار بیزیم اوشاق آغیز ادبیاتیمیزین زنگین بیر قولودور، سنه‌لری آشیب گلن تاپمماجالار دیلدن ـ دیله گزیب هئچ واخت یئنی لییین الدن وئرمه‌میشلر. تاپماجالارین ظاهیرده ساده اولدوقلارینا باخمایاراق درین مضمون داشییرلار. اوشاقلار اونلارین یانیتین تاپماق اوچون درین فیکره دالماق مجبوریتینده قالیب و بو یول ایله بیلیک‌له دوشونجه‌لرین یئتگینلشدیرمه‌یه چالیشارلار.

دئمک تاپماجالار؛ اؤیرنمک، هوش، باجاریق و … ساحه‌لرده هامی اینسانلارا اؤزللیکله اوشاقلاریمیزا اؤنملی بیر کمک ائدن اولابیلر.

– اویان مرمر/ بویان مرمر/ ایچینده بولبول اوینار. (دیشلر- دیل)

– دیلی یوخ، آدام ایله دانیشار (کیتاب)

– آدای اودار، جانی یوخ. (قبر)

– آغ اوتاق قاپیسی یوخ. (یومورتا)

– آلتیندان ایچر، اوستوندن دوغار. (اکین)


یاهالماجالار


یاهالماجالار اوشاقلارین هوشون سیناماق و اونلارین بئینین آرتیق چالیشدیرماق اوچون ووجودا گلیب و عمومیتله شعر دیلی ایله ایفاده اولونماسینا گؤره، آهنگیله دئییلدیکه اوشاق چالیشار جاوابی تاپمادان اؤنجه اونو اؤیره‌نیسن. یاهالماجالاری اؤیره‌نن اوشاق اؤز تای توشلارین باشینا توپلاییب بو نوعیله فیکیرلرین چاخناشدیریب هوشلارین سینار.

او نه دیر ایکی دیر هر جاندا

لاکن اوچ اولار هر حیواندا

مصره گئتدیم گؤرمه‌دیم بر دانه‌سی

شامیده گؤردوم دوروب اوچ دانه‌سی

سنده‌وار، منده وار، آدام دا یوخ

جومله ده وار، دئسم عالمده یوخ

بیر ایکی او چدن زیاده اولمامیش

دؤردونو عالمده هئچ کس گؤرمه‌میش (نوقطه)


اویونلار
هر بیر میللتین ایچینده اوشاقلاری اوچون اویونلاری اولدوقدا تورک خالقینین ایسه اؤز اوشاقلارینا بوللو اویونلاری وار بو اویونلار یالنیز باش قاتیب واخت سووماقدان اؤتری یارانماییب. آذربایجان هاوا دورومون نظرده آلاراق خالقینین اینانج و یارادیجیلیقلا ریندان گوج آلان جسمی و روحی ساغلاملیقلارا سبب اولان بو اویونلارین هر بیریسی بیر آماجی ایزله‌یه‌رک اوشاقلارین توپلومسال یاشاماق، هر ساحه‌ده بئینی ایشه سالماق، خالقی و وطنی سئویب اونا یییه دورماق و … حیسلری گوجلندیرمک اوچون یارانیب.

آذربایجان اوشاق اویونلاریندا ایشه آپاریلان نسنه چوخ ساده و ابتدایی اولوب و اویون قورتولدوقدا هئچ کیمسه‌ده اویون وسیله‌سینه یییه‌لیک حسی یارانماز. اؤرنک اوچون: «بئش داش، قوندوم- کؤچدوم، آیاق جیزیق، اته‌یه داش قویدو، ایپ کئچدی، ایینه ـ ایینه، گیزلن- قاچ، گؤزده قولاق، کباب ـ کباب، ناققیشلی و …» اویونلاریندا هئچ بیر اؤنملی وسیله آرادا اولمادان ساعاتلار اوشاقلاردا شنلیک تؤره‌دیب، روحلارین تمیزله‌یه‌رک فیکیرلرینین آیدینلاندیرار.

بو گون بو اویونلارین چوخو، یاشلیلاریمیزین یادداشیندا یاشایاراق نه یازیقلارکی اوشاقلاریمیزا منتقل اولماییب و اونودولوب آرادان گئتمک‌ده دیر. نه یاخشی اولاردی گونوموزون مدرن اویونلاری یئرینه اؤز اسکی و آتا ـ بابالاریمیزدان قالان اویونلاری اوشاقلاریمیزا اؤیره‌دیب عصبی خسته‌لیک گتیره‌ن کامپیوتر اویونلاری و یوخاری قیمته آلینان اویونچاقلاردان جان قورتاریب ساغلاملیق وئره‌ن اویونلاریمیزا یییه دوراق.


بایرام

لالایی

داستان

ناغیل، داستان، حیکایه
آذربایجان فولکلورونون دیقت مرکزینده دوران قوللاردان بیری ده ناغیل، داستان و حکایه‌لردیر. کی اونلاردا یئر سالان فیکیر اوشاقلار و یئتیشمکده اولان گنج نسیلین دوزگون تربیه‌سی اوچون ایلک آماج دیر. اوشاقلارین معنوی صافلیغینا یئرلی یاناشماق، آتا ـ بابالارمیزی دریندن دوشوندورموش و ایلک نؤوبه اونلاری دوغما وطنه، برکتلی تورپاغا، باغلاماغا چالیشمیش و نهایت بؤیوکلره حؤرمت ائتمک، هامیا محبتلی اولماق، یوخسولدان ال توتماق، اوره‌یی گئنیشلی‌یی، الی آچیق لیق، باشقاسینین دردینه اورتاق اولماق کیمی اخلاقی داوراینشا آشئیلامیشلار.

فولکلوروموزون بو نوع قوللاریندا بیر چوخ عبرت آمیز احوالاتلارا تصادف ائدیریک کی، اوشاقلار، یئنی یئتمه و گنج‌لره دوز یول گوستریر، اونلاری چتین آنلاردا دؤزوملو اولوب و عاغیلی یولو سئچمه‌یه یؤنه‌لدیر، جهالت و گئریلیکدن اوزاقلاشدیرماغا مثبت شرایط یارالدیر.

وطن پرورلیک حیسلری یارالدان اوشاق فولکلوروموزون ناغیلار قولوندا؛ یوردوموزون صلابتلی داغلارین، چؤللر قولاغینا ماهنیلار اوخویان چایلارین، شهر و کندلریمیزین دوزنلرینین تصویرنی ائله باجاریقلا گوستریبلرکی اوشاقلار دینله‌دیکجه شووقا گلیب اونلاری سئویر، طبیعتین قوینوندا گزمک، گؤزللیکلری اؤز گوزلری ایله گؤرمک ایسته‌ییرلر. آغیز ادبیاتیمیزین بو فورماسیندا اؤلکه‌میزین مئشه‌لرینده، چؤللرینده، دوزه‌نلرینده دولاشان وحشی حیوانلارین، قوشلارین سسی ائشیدیلیر و گولل- چیچه‌کلرینین عطری دویولور.

بیزیم عائیله دوروموموزدا اوشاقلارین تعلیم و تربیه‌لری آتالاردان آرتیق آنالارین بوینونا دوشوب، آنا هر اینسان اوچون ایلک اوستاد سانیلاراق، اوشاغین دیرچه‌لیب بویا- باشا چاتماغی اوچون اؤز ووجودون شام کیم  یاندیریب تجروبه‌لرین میننت سیز بالاسینا بوراخیر. عمومیتله قیسا اولان ناغیل، حکایه و داستانلار اوشاقلار یاتاغا گئدن واختلار آنالار دیلی ایله دئییلر باشقالاری ایسه؛ قیش گئجه‌لری بوتون عائیله عضولری بیر یئره ییغیلان زامان بؤیوک ننه‌لر، آتالار یا بابالارین حرارتلی دیلی ایله نقل ائدیلیر. گاهدان ناغیلارین لازیم گلن یئرلرینده، نئی یا سازدان دا فایدالانیلیر. ناغیلین اؤزوندن قاباق بیر اؤن سؤز یا مقدمه دئییلرکی آذربایجاندا (ناغیلار یاراشیغی یا دؤشمه) آدلانار.

اؤیره‌نک اوچون: «سیزه هاردان دئییم آز دانیشانلاردان، قاری دینمز یئره یاخانلاردان، سو کیمی لام آخانلاردان، ده‌یمه دوشرلردن، کوسن‌لردن، اوغرولاردان، یالانچیلاردان، وفاسیزلاردان، بؤهتانچیلاردان، اوغورسوزلاردان، ایلقاریندان دؤننلردن، بوزو مینیب چای گئچنلردن، خوروز بئلینده بوستان اکندن، لعنت قویروقلو یالانا، رحمت قویروقسوز دوزه، آلقیش یازانا، قارقیش پوزانا، سؤز قالسین انسان گئتسین، دوست وار اولسون، دوشمن خار اولسون، ایندی یئتک مطلبه»

بو مقاله‌نین حووصله‌سی چکمه‌دن قیسا و اوزون ناغیلار اؤیرنه‌ییندن واز کئچدیک. اوشاقلار اوچون سؤزلریمیزین چوخلو دئییلمز قالدی. آرتیرمالییام اوشاق ماهنی‌لاری و اونلاردا اولان گؤزل آهنگلر اوشاق فولکلوروموزون ان اؤنملی بیر حیصه‌سین تشکیل ائدیر بو قونودا آراشدیرمالار، بیلگینلریمیزین اطرافلی چالیشمالارین طلب ائدیر.


سون سؤز
آیدیندیر اینسانلارین بیرـ بیرینه اولان موناسیبیتی آنادان گلمه دئییل. یاشادیغی کوتله آراسیندا اونلاری بوروین اجتماعی ـ اقتصادی شرایطدن آسیلی دیر. بیلگینلره گؤره: شرایط ده ییشدیکجه، اقتصادی موناسیبتلر ده‌ییشدیکجه آداملارین باخیش‌لاری، اونلارین معنویاتی‌دا ده‌ییشیر.

آذربایجاندا یاشایان خالقلارلار باشقا یئرلرده حیات سوره‌ن میللتر ایله کوکلو فرق‌لر وار. همین کوتله‌وی قورولوشلاردا یاشایان آداملارین باخیش و حیسلری آیری خالقلاردان سئچیلر. اخلاق، داورانیش و دونیا گؤروشلری باخیمیندان یقین کی بیر اولابیلمزلر. اؤز ائل ـ اوباسینا باغلی اولان و دوغما یورودوندا چالیشیب اؤز آنا دیلینده دانیشان آداملار هئچ واخت وطن، دیل و وارلیقلارینا لاقئید قالا بیلمیرلر. اونو اوره‌کدن سئویب و دردلرینه اورتاق اولورلار. لازیم گلدیکده وارلیقلاری یولوندا بئله جانلاریندان دا اسیرگه‌میرلر. آنجاق اجتماعی محیط و سیاسی قورولوش ده‌ییشدیکجه آداملارین داورانیشیدا ده‌ییشیر.

بو یازیدا گئدن فولکلور اؤیرنکلری؛ دکتر سلام جاوید توپلایان (آذربایجان فولکلوروندان نمونه‌لر) کیتابیندان آلینیب.


منبع قیزیل قلم



لینک پست کودکان آذربایجان
لینک پست بازیهای محلی آذربایجان
لینک مجموعه پستهای اصالت و رسوم آذربایجان



دسته بندی : آذربایجان , * تورک سئسه لینک ,
برچسب ها : ترکی , شعر , کودک آذربایجان , آذربایجانی , ناغیل , قصه ترکی ,


نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 12 تیر 1396, 11:54 ب.ظ
برخی انواع رقص آذربایجان و قفقاز از 480 نوع رقص ملل تُرک


همه موجودات دنیا در حال رقصند. حالا هر کدام به گونه ای و به شکلی متفاوت.

شمس تبریزی ( مولانا ) موسیقی ، رقص و شعر را سه شکل از ظهور حالات روحی انسان ها می داند و معتقد است که رقص دریچه ای است به روی پذیرش تمامی علوم و دانستنی ها.


آزادی

آذربایجان


دلمان میخواهد در شهر و دیار خودمان رقص و هنر اصیل خود را ببینیم...

برای تبریز 2018 اگر برنامه فرهنگی داشته باشند بدون ارائه رقص آن بی معنیست!

وقتی تهرانی یا از هرجای ایران و جهان به تبریز و آذربایجان میایند ولی اثری از فرهنگ و رقص و هنر آن نمیبینند، آمدنشان بی معنیست!

کاش مدیران و مسئولان درک میکردند چه میگوییم و میدانستند که باید هنر و فرهنگمان در دیار خودمان ارائه شود. جالب اینجاست که در تهران و خیلی شهرهای دیگر ایران مجوز رقص آذربایجانی توسط هنرمندان وجود دارد اما در خود آذربایجان نیست! و خودمان نه کنسرت و نه اجرای رقص درست حسابی ندیده ایم.

حتی خوانندگان بومی هم اجازه اجرای رقص در کنسرت های شهری مثل تبریز و اردبیل و اورمیه و زنجان و... را ندارد اما در کیش و تهران و شمال میشود!


رقص آذربایجان آمیخته و آغشته از هنر و فرهنگ و تاریخ و ادبیات است ، حیف نیست آنرا خودمان نبینیم؟!

تاسف میخوریم به خودمان که واقعا محرومیم و تاسف میخوریم به طرز فکر برخی !

خلاصه دلمان و روح افسرده آذربایجان ، هنرش را میخواهد و امیدواریم حداقل تا تبریز 2018 مدیران آگاه و روشن فکرانه تر شوند که ما خوبی کشور و رشد فرهنگ و توریسم و اصالت را میخواهیم نه حرکات موزون مبتذل و فرهنگ بیگانه!

دچار تهاجم فرهنگی شدیم چون از فرهنگ خود محروم شدیم..!


ترک

ترکی

فرهنگی

رقصیدن

تبریز

آذری

ارومیه

شمال

تاریخ

مشهد

آموزش

آموزش

آذربایجانی

نژاد


رقص آذربایجانی از آن نوع رقص هایی است که در تنوع و زیبایی بی همتاست و با ملودی های متفاوت و در موقعیت های مختلف به روش هایی خاص انجام می شود.

سفری آهنگین و شاد با خطه آذربایجان هستیم ...


ازدواج

همسریابی

اصالت

 رقص آذربایجان ، فرهنگ آمیخته با موسیقی

می خواهیم تا باهم بخشی از فرهنگمان را که با موسیقی در هم آمیخته شده را مرور کنیم .

می خواهیم برخی از زیباترین و به نام ترین رقص های آذربایجانی را از میان چندین و چند نوعی که دارد گلچین کنیم و با آن ها آشنا شویم.

با توجه به این که تعداد گونه های مختلف رقص های ترکی بسیار زیاد است ، پرداختن به همه آن ها در یک مطلب نمی گنجد ، پس تنها برخی از آن ها را مرور خواهیم کرد.

نکته ای که لازم است قبلا از شروع پست ، به آن اشاره کنیم ، عکسهای این مطلب است چرا که ممکن است در برخی موارد عکس و نوع رقص با هم تناسب نداشته باشند یا این که عکس ها بی کیفیت باشند

رقص آذری

تبریز
photo by SerVan Necefli

منشا رقص کجاست؟

کلمه رقص واژه ای لاتین به معنای عکس العمل است. رقص یعنی عکس العمل انسان در برابر نیروهای خارق العاده طبیعت که برای نشان دادن افکار و احساسات انجام می شده است.

رقص آذری نیز حاصل وراثت نسل هاست. بخشی از این رقصها جزئی از مناسک دینی و بخشی دیگر جزئی از آمادگی های جنگی و دفاعی بوده است. در واقع از دیر باز رقص نشانه ای از پرستش و نیایش بوده است . 

این نوع رقص از نوع رقص های فولکوریک  است که حاصل انتقال بین نسل هاست. حرکات و انواع این نوع رقص دارای قوانین، ریتم و معانی خاص خود است که در این مطلب به آن خواهیم پرداخت. 

آذربایجان

انواع رقص قدیمی و جدید آذربایجانی

فهرستی که در زیر آورده می شود تقریبا لیست کاملی از این رقص هاست که برخی در ایران و برخی در جمهوری آذربایجان رواج دارد. برخی از این رقص ها هنوز به قوت خود پابرجاست و برخی بجز در مناطقی خاص، به سمت فراموشی رفته است. و برخی دیگر با انواع دیگر رقص ها ترکیب شده است و نوع جدیدی از رقص را پدید آورده است و برخی از رقص ها نیز شاید در این مطلب به آن ها اشاره ای نشده باشد . در ادامه برخی از رقص های آذربایجان را مرور خواهیم کرد.

شاخسی ( شاه حسین )

این رقص که با شعار شاه حسین هنوز هم در مناطق ترک نشین ایران در عزاداری های ماه محرم رواج دارد، در واقع نوعی رژه نظامی بوده است. اکنون نیز در اجرای این نوع رقص چوب و یا چیزی شبیه شمشیر را در دست می گیرند.

شاخسی

رقص آسما کسمه

این رقص در عروسی ها استفاده می شود که در آن عروس با صدای موسیقی " آسما کسمه " به خانه داماد می رود و در آن سایر زنان همراه عروس مقابل او می رقصند. سرعت این رقص آرام است و به شکلی پرشی اجرا می شود.

رقص آذربایجان

رقص آبایی

در منطقه زاقاتالا به افراد میانسال آبای می گویند و این رقص مخصوص آنهاست. سرعت این رقص کند است و می تواند دسته جمعی و یا تکی اجرا شود. در واقع فلسفه این رقص احترام به اجداد است و نام رقص نیز به معنای بزرگان و اجداد است. این رقص معمولا در ابتدای مراسم انجام می شود و پس از این رقص جوان تر ها شروع به رقصیدن می کنند.


رقص آستا قاراباغی و آغیر قاراداغی

این دو نوع رقص شامل حرکاتی تکرار شونده و ثابت با سرعتی آرام هستند و بیشتر در منطقه قره باغ اجرا می شوند. این نوع رقص در ایران مرسوم نیست و به نوعی رقصی منطقه ای به حساب می آید.


رقص آواری

رقصی است بسیار متداول که دارای فراز و نشیب است و در ابتدا به آرامی شروع و سپس رفته رفته تند تر می شود و در نهایت رقصی با ریتم لزگی یا همان رقص پای ترکی است. در رقص آورای ترکیب حرکات دست و پا در تمامی طول رقص و با سرعت های متفاوتی که اتفاق می افتد بسیار حائز اهمیت است و معمولا مردان به این نوع رقص می پردازند.

رقصیدن

آذربایجان

رقص اوزون دره

این رقص مناسب اجرا توسط خانم هاست. بیشتر در انتهای مراسم عروسی که بانوان خانواده داماد قارمون و قاوال می نوازند این رقص توسط عروس اجرا  می شود. البته اکنون این رقص دو نفره عروس و داماد هم می تواند باشد. این رقص بسیار جذاب و ظریف است و از ملودی آرام و گوشنواز برخوردار است.

ریتم آهنگ این رقص شبیه رقص لزگی است و با لطافتی خاص روی نوک پا انجام می شود.

رقص ترکی

رقص

رقص آلچاگولو و بنفشه

این رقص ها نیز بسیار قدیمی هستند و توسط خانم ها در ریتم های کند و تند اجرا می شوند. که بسته به نوع شعر همراه ملودی حرکات طرح ریزی و اجرا می شود.

رقص بریلیانت

رقصی در دو نوع مردانه و زنانه که با ریتمی تند که توسط تمپو نواخته می شود توسط مردان اجرا می شود و دیگری با ملودی آرام و سراسر ظرافت با سرعتی آرام توسط زنان به نمایش در می آید.

رقص پهلوانی

این رقص مختص پهلوانان جوان است. آهنگساز این نوع رقص فردی بنام  آبیلله جعفراوف از اهالی آذربایجان بوده است. این رقص دارای حرکاتی تند و قدرتی است و در این نوع رقص نهایت چابکی را می توانید تماشا کنید.

رقص توی

یعنی رقص عروسی  که در آن اقوام عروس و داماد در مقابل درشکه ( در حال حاضر خودرو ) حامل عروس می رقصند. در این نوع رقص که دسته جمعی است همه گام ها به یک سو و با سرعت برداشته می شود و معمولا در دست گروه رقص مشعل وجود داشه است. البته اکنون کمتر اجرا می شود و اجرای این نوع رقص  تنها در کشور آذربایجان رواج دارد و در ایران بجای این نوع رقص ترکیبی از رقص های آرام و لزگی اجرا می شود.

فرهنگ آذربایجان
photo by Nusret Muharrem

رقص توراجی

این رقص که در قرن ۱۹ متولد شده با موسیقی غمناک اجرا می شود و تداعی کننده نحوه پرواز پرنده ای شکاری بنام توراجی است که در سبلان بسیار یافت می شود. در این رقص توراج در حال پرواز است که شکارچی او را نشانه گرفته و می زند و پرنده ضعیف رفته رفته همراه با لرزش و تلاطم بروی زمین می افتد و پس از اندکی استراحت با شور و هیجان دوباره بر می خیزد.


رقص لاله

رقصی است مختص دختران که با ملودی آرام اجرا می شود. حرکات رقص در این نوع رقص معمولا درجا و با حرکات ظریف دست ها انجام می پذیرد.


رقص نانازی

رقصی با ملودی ملایم و زیبا و تکرار شونده که در صدای خواننده آن کمی لرزش هم خواهید شنید که در رقص با چرخش های در جا همراه می شود این رقص با ظرافت خاصی توسط بانوان اجرا می شود و در آن راه رفتن های ظریف و طناز را خواهید دید بعلاوه کشش زیبای دستان. این رقص با لباس رقص آذری جلوه ای خاص دارد و راه رفتن ها در این رقص شبیه حرکت پیراهن رقصنده با جریان باد است.

آذریها

نازی

رقص واغزالی

معنی لغوی این نوع رقص ایستگاه راه آهن است و اشاره دارد به زمان های دوری که عروس را با قطار به خانه بخت می فرستاند و اقوام عروس روی ریل قطار برای او آرزوی سپید بختی می کرده اند.

ملودی این رقص بسیاز ظریف است و باعث انجام حرکاتی ریز و ظریف در اجرای رقص می شود.


رقص میصری

میصری که نام شمشیری عربی است رقصی را ساخته با مارشی نظامی و بسیار سریع و تند که بیشتر توسط مردان اجرا می شود و می توانید نشانه های بارزی از غرور مردانه را در ان ببینید.


رقص خالاباجی

رقصی است مختص افراد مسن که شکلی تقریبا کمیک دارد و به نام های جیران بالا و قاچای بالا نیز شناخته می شود. این نوع رقص مربوط به اهالی قره باغ است و مولف ملودی آن خانمی بنام صونا است.  این  نوع رقص بصورت دو نفره و یا دسته جمعی اجرا می شود. شکل کمیک رقص نیز بر گرفته از داستان های طنز اساطیری مردم آذربایجان است . مانند قصه های مادر شوهر و عروس.

رقص

هنرمند

رقص ترکمه

نام این رقص برگرفته شده از نام قومیتی در دیار آذربایجان است و اجرای این نوع رقص توسط گروه های حرفه ای انجام می شود و ساختار این نوع رقص بسیار قدیمی است.

رقص جیرانی

معنی کلمه جیران در ترکی آهو است و بخاطر ساختار زیبا و ظریف این نوع رقص این نام را بر آن نهاده اند. این رقص که اکنون نیز بسیار مشهور و پر طرفدار است بیشتر توسط خانم ها اجرا می شود.

رقص چیت تومان

به معنای شلواری با پارچه ای گل گلی است و ساختار مشخصی ندارد و نحوه اجرای حرکات بسته به سلیقه افراد متفاوت می شود و بیشتر رقصی است گروهی که توسط بانوان اجرا می شود.

عاشقانه

آموزش رقص
photo by Pınar Alakbarzade

رقص جهری بی یم

یعنی نخ ریسی از پشم و رقصی است گروهی که توسط زنان اجرا می شود. این رقص را گروه رقصنده در دو صف پشت سر هم اجرا می کنند و ویژگی خاص آن هم صدایی گروه رقصنده در انتهای هر بند آواز است . در مراسم عروس عروس و داماد و ساقدوش ها با هم در این رقص شرکت می کنند.

رقص خان چوپانی

نام این نوع رقص برگرفته از نام قبیله ای با همین نام است. ریتم این رقص بسیار تند است که با ضربات تمپو اجرا می شود. تندی این رقص و حرکات پرشور آن توسط مردان اجرا می شود.

رقص ساری باش

حرکات ساده و سریع این رقص امکان اجرای آن به تمامی رقصندگان چه زن و چه مرد و همچنین افراد مسن را نیز فراهم می کند. ریتم رقص با تمپو اجرا می شود و بسیار قدیمی است. و دست رقصنده در طراحی حرکات و ترتیبات آنها کاملا باز است . 

قفقازی

دختران آذربایجان

رقص شالاخو

ریتم تند این رقص در دستگاه ماهور اجرا می شود و قابلیت نواختن با ریتم ۶/۸ را نیز دارد. این رقص مردانه از دیرباز تا کنون مورد استقبال مردان به ویژه جوان تر هاست.


رقص شکی

ملودی این رقص به همین نام نوعی موسیقی خاص در مناطق آذربایجانی است و با سرعتی آهسته مردان ایفایش می کنند. به نوعی این رقص شما را بیاد اجرای پانتومیم البته با سرعتی بیشتر می اندازد.


رقص زغالی

آنقدر قدیمی است که تصنیف هایش از ذهن ها زدوده شده است فقط می دانند که این رقص قدیمی بسیار حزین و آرام بوده است و زن های جوان آن را اجرا می کرده اند.

رقص تبریز

حرکات موزون

رقص عنابی

در این نوع رقص که رقصنده صورت خود را می پوشاند و از سرپوش هایی مانند روسری و چادری که با اشیا گرانبها تزئین شده است، استفاده می کنند. در این رقص حرکات رقصنده روان و آرام است و بگونه ای است که انگار رقصنده خجالت کشیده و از شرم صورتش را پوشانیده است. این رقص زنانه در خانه ثروتمندان اجرا میشده است.

می گویند که این رقص خلق شده موسیقیدان بزرگ آذربایجان بنام ثانی است.


رقص قازاغی

این رقص مردانه منسوب به منطقه قازاغ است و ریتم جنگجویانه دارد و مردان در زمان جنگ و یورش آن را اجرا می کرده اند. این رقص دارای ترکیب ها و تکنیک هایی بسیار پیچیده است.


رقص قیتقیلدا

این نوع رقص در واقع یک اپرا نمایش است که در آن زنان به توصیف زندگی روزمره خود با حالتی طنر می پردازند و در آن نقش هایی مثل عروس، مادر شوهر و .. به خوبی عیان است. در این رقص حرکات اهسته و تند را همراه با اشارات چشم و ابرو به وضوح می بینید. این رقص که در باکو بسیار متداول است ریتم خود را همیشه با صدای کف زدن همراه می کند.

رقص آذری

آهنگ شاد

رقص قیزلار بولاغی

نام این رقص برگرفته از نام چشمه ای در نخجوان است که محل تجمع و رقص دختران بوده است. این رقص ظریف با حرکاتی شامل چرخش و دور زدن های فراوان ناشی از طبیعت زیبا و بکر است.

رقص

رقص کچی ممه سی

این رقص یک نوع رقص رقابتی است رقابتی برای نشان دادن انعطاف پذیری مردان که در روستاهای باکو اجرا می شود. معنای لغوی این رقص" نمی گذرد" و در معنای دیگر پستان بز است . این رقص با فراز و نشیب است و بصورت ترکیبی از رقص آهسته و تند اجرا می شود.

رقص کوراغلونون قایتارماسی

موسیقی دهل و سرنا از این رقص، رقصی حماسی ساخته است که با سرعتی بالا اجرا می شود. اجرای رقص بصورت پهلوانی است و با حرکات آهسته شروع و در آخر به اوج سرعت و هیجان می رسد. این رقص در ورزش های باستانی و زور خانه ها هنوز هم رایج است.

رقص گلین آتلاندی

این رقص جزو طولانی ترین رقص هاست که از ملودی آرامی پیروی می کند و معمولا عروس با این ریتم می رقصد. زمان اجرای این رقص در واقع زمان وداع عروس با خانه پدری است . 

رقص آذری

azarbayjan

رقص سمنی

این رقص در واقع شادمانی فرا رسیدن فصل بهار است که بانوان همراه با آواز دسته جمعی آنرا کنار سفره هفت سین اجرا می کنند. معنای لغوی سمن نیز بهار است.

در منطقه آذربایجان تا مدتها آنرا سننی می نامیدند و این بدلیل ممنوع بودن عید نوروز در شوروی سابق بوده است.

رقص چال چاپاق

این رقص مختص افراد مسن است که بسیار آهسته و با حرکات ریتمیکی است که کمی در ان غلو شده باشد. چاپاق نام کلاهی است که مورد استفاده پیرمردهاست.

رقص گلین کتیرمه

این رقص مختص آمدن عروس به خانه داماد است که ریتمی با نوسانات زیاد دارد و جزء رقص های مهیج است.

رقص آذری

رقص قایتاغی

شاید یکی از مشهورترین و زیباترین سبک های رقص ترکی باشد که در آن چرخش های زیاد، ایستادن روی نوک پا همانند رقص باله، باز نگهداشتن یکی از بازو ها و بسته نگهداشتن بازوی دیگر ، حرکت روان بدن بدون حرکت شانه ها و سایر ترتیبات متوع دیگر در آن قابل مشاهده است .

رقص گزل گز

گوزل گز که به معنای چشم زیباست در واقع نام همسر حسنعلی نوازنده معروف نی بوده است.  این رقص بسیار ظریف است و البته موسیقی حزینی دارد که با حرکات مداوم و زیبای رقص هارمونی جالبی را ایجاد می کند.

رقص گولمه ای

این رقص مختص مراسم حنابندان است که توسط خانواده عروس اجرا می شود.

رقص یالی

این رقص دارای انواع بسیاری است اما فرم اصلی آن با حرکات آرام پا شروع می شود و در نهایت فرمی شبیه دویدن پیدا می کند. در ابتدا این نوع رقص در کنار اتش که الهه گرمی و برکت بود اجرا میشده است. 

azerbaijan

رقص ساری گلین

معنای لغوی ساری گلین، عروس زرد و یا عروس مو طلائی است. گویند که این رقص و موسیقی آن قدمتی ۱۵۰۰ ساله دارد. ریتم آرام و اندوهگین این رقص از داستان اساطیری آن نشات می گیرد که طبق آن عروس مو طلائی که دختری اسلاو بوده است در جنگ توسط یکی از سرداران عثمانی دزدیده می شود  و این ترانه در وصف حسرت عروس مو طلائی سروده شده است

ساری گلین

رقص لزگی

این رقص پر شور و هیجان را معمولا مردان و زنان جوان اجرا می کنند زیرا بسیار حماسی و پرتحرک است و دارای حرکاتی است اکروباتیک و چرخش های بی شمار روی زانو با پرش های زیبا و حساب شده که بسیار هم قدیمی است . این رقص بنام لزگینکا نیز شناخته می شود.

لزگی

انواع بسیار دیگر از رقص ترکی (چیزی در حدود ۴۸۰ نوع)  وجود دارد که در اینجا فقط از آنها نام می بریم 

مارال / مزه لی / نابات خانیم /  ناز ایلمه / نعلبکی / نه قدر قشنگسن / یوردو-یوردو  / آذربایجان مارالی / آغ چیچک / آیشات / اوزومچی / اووچی / ایلک باهار / بایرام سوئیتاسی / بختوری / چوبان رقصی / داغلار گوزلی / داغلی رقصی /  دیلیجان / دیاموند / ساز / شیخ شامیل /  عاشق آبادی /  قاراباغ یاللیسی /  قاوال / قیسقانج 

آذریها

آذری

 

سخن آخر

بدون شک هستند گونه هایی از رقص آذربایجان که در این لیست به آن ها اشاره نشده است.

به نظرتان کدام نوع هست که جایش در این لیست خالی است ؟ 

اگر فکر می کنید نکته در مورد انواع رقص ها از قلم افتاده است با ما در میان بگذارید و یا این که اگر از این رقص ها عکس یا ویدئویی دارید حتما برای ما ارسال کنید تا از آن استفاده شود.


لینک صفحه جانبی اصالت و آداب رسوم آذربایجان




دسته بندی : آذربایجان , * تورک سئسه لینک ,
برچسب ها : آذربایجان , رقص آذری , آذربایجانی , هنر و فرهنگ , ترکها , azerbaijan ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic