تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 25 دی 1398, 10:52 ب.ظ

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم..!
بنیس باید الگوی همه ما باشد...

روستای بنیس، شهری اروپایی در دل آذربایجان‌ است؛ روستایی که با قدمت تاریخی کهن، دارای مدارس و دانشگاه است.


«روستای اولین‌ها» یا «روستای لاکچری» نامی است که به روستای «بنیس» در آذربایجان‌شرقی نهاده‌اند؛ روستایی که در ۶۰ کیلومتری شمال‌غرب تبریز و ۳ کیلومتری شمال شهرستان شبستر قرار دارد.

این روستا یکی از منحصر به‌فردترین و زیباترین روستاهای کشور است که در دامنه جنوبی کوه‌های میشو قرار گرفته و به وسیله باغ‌هایی سرسبز و زیبا که با آب قنات و آبشارهایی از کوهساران سیراب می‌شوند، محاصره شده  و سال 1375  به عنوان روستای سالم جهانی از طرف سازمان جهانی یونیسف معرفی شده است.


بنیس شبستر

 

بنیس روستای اولین‌ها / تنها روستای دارای دانشگاه در کشور 

«بنیس» نه بی‌سواد دارد و نه بیکار؛ تنها دانشگاه روستایی کشور در این روستا با مشارکت خود اهالی احداث و تجهیز شده است و یک واحد تولیدی (کارخانه) راه‌اندازی شده که اکثر اهالی روستا در آنجا مشغول به کار هستند.

 روستای «بنیس» در طول هشت سال دفاع مقدس ۳۸ شهید و تعدادی جانباز و آزاده تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.

وارد «بنیس» که می‌شوی کوچه‌ها و خیابان‌های روستا به تصاویر شهید حاج قاسم سلیمانی مزین شده است، حتی تعدادی از اهالی روستا در سوگ سردار دل‌ها سیاه پوش شده‌اند.

 آسفالت جدید و ویلاهای زیبا در داخل روستا جلوه‌گری می‌کند و تقریبا تمام امکانات شهری در اینجا وجود دارد.

بوی خوش کیک، کلوچه و شکلات محلی، از واحدهای تولیدی روستا به مشام می‌رسد، سه کارخانه تولید کیک و کلوچه در یک روستا که تولیداتش با برند بنیس صادر می‌شوند، در نوع خود جالب به‌نظر می‌رسد.
«بنیس» نمود عینی از تبیین شعار اقتصاد مقاومتی و خوداتکایی روستایی است.


بنیسی

 

خیّر درخشانی به نام درخشانی

«بنیس» را روستای خیران می‌نامند، زیرا بنیسی‌های خیر ِ زیادی در سطح کشور و حتی دنیا وجود دارند که هیچ‌گاه روستایشان را فراموش نمی‌کنند. این‌ را دهیار روستا می‌گوید.

احمد عادل تعریف می‌کند: تاریخچه روستای بنیس به چندین هزار سال پیش برمی‌گردد، وجود آثار تاریخی در این روستا گواه این امر است که البته برای معنای اسم بنیس نیز روایت‌های زیادی وجود دارد که قابل قبول‌ترین روایت مربوط به زمان آشوری‌هاست، زیرا بنیس نام یکی از الهه‌های آشوری‌ها بود.

به گفته دهیار بنیس، شغل اکثر بنیسی‌ها تجارت است که این شغل از دیرباز در بین آنها رواج دارد به‌طوریکه وجود تجار مختلف بنیسی و سفر آنها به دور دنیا منجر به توسعه این روستا در حد یک کلان‌شهر شده است.

روحیه مشارکت و خیرخواهی اهالی روستا باعث شده بنیس تنها روستایی باشد که از کودکستان تا دانشگاه را داراست.

آقای عادل به وجود کودکستان، دبستان، دبیرستان و هنرستان مجهز در این روستا اشاره کرده و می‌گوید: مرحوم حاج مصیب درخشانی در سال ۱۲۶۴ هجری شمسی در روستای بنیس دیده به جهان گشود؛ او در سال ۱۳۱۴ اقدام به تاسیس اولین کارخانه تولیدی صنعتی مواد غذایی با عنوان کارخانه حلواشکری شاهین کرد.

او ادامه می‌دهد: حاج آقا درخشانی به کمک برادرش، حاج سیف‌الله اقدامات بزرگی در جهت مدرسه‌سازی و گسترش علم و فرهنگ در منطقه شبستر انجام داده است به‌طوریکه در سال ۱۳۲۰ اولین مدرسه پسرانه و در سال ۱۳۲۸ اولین مدرسه دخترانه و در سال ۱۳۳۲ اولین دبیرستان را تاسیس کرد که الان دکتر و مهندسان حاذق زیادی از این مدارس فارغ‌التحصیل شده‌اند.


شهر بنیس


بی‌سواد زیر ۸۰ سال نداریم

آقای عادل اضافه می‌کند: به عبارت دیگر هیچ بی‌سواد زیر ۸۰ سال در روستای بنیس وجود ندارد.

دهیار بنیس، به اقدامات دیگر مرحوم درخشانی اشاره کرده و می‌گوید: مرحوم درخشانی با اینکه سواد نداشت ولی تاجر بزرگی بود که با یک زن اهل گرجستان ازدواج کرد، او در مدت کوتاهی توانست به چندین زبان مسلط شود و به تجارت در سراسر دنیا بپردازد.

او ادامه می‌دهد: این‌ها باعث شد، مرحوم درخشانی به خلاء آموزش در زادگاهش پی ببرد، از این‌رو تمام تلاشش را به کار برد تا هم‌روستائی‌هایش با سواد شوند، او حتی برای تشویق دانش‌آموزان غیربومی جهت تحصیل در بنیس تعداد ۱۵ باب منزل ساخت و برای معلمان نیز حقوق فوق‌العاده پرداخت کرد.

دهیار جوان روستای بنیس خاطره‌ای از مرحوم درخشانی تعریف می‌کند: روزی یکی از اهالی شبستر دچار بیماری می‌شود و هر جا که مراجعه می‌کند، جوابی نمی‌گیرد، در نهایت به او می‌گویند که پزشکی در لندن وجود دارد که می‌تواند درمانش کند، از این‌رو او به لندن جهت مداوا می‌رود، بعد از اتمام درمان وقتی به اتاق پزشکش می‌رود، روی میز عکس مرحوم درخشانی را می‌بیند؛ وقتی از پزشک سوال می‌کند که چرا عکس آقای درخشانی روی میز شماست، پزشک مدعی می‌شود که او پدرش است در حالیکه آقای درخشانی اصلا پسری نداشته!.


با سوادی


ماجرای پزشک لندنی و مرحوم درخشانی

آقای عادل ادامه می‌دهد: بعدها متوجه می‌شوند که آن پزشک از اهالی ورزقان بوده که در مدرسه آقای درخشانی  تحصیل می‌کرده ولی بعد از مدتی پدرش به او اجازه تحصیل نداده و گفته بود که باید در روستا بمانی و کار دام و طیور را انجام بدهی!.

آن‌طور که دهیار روستا تعریف می‌کند، مرحوم درخشانی برای راضی کردن پدر آن پزشک به روستای آنها می‌رود و سه روز طول می‌کشد تا او را راضی به تحصیل پسرش کند و در نهایت پول کارگر را به پدر پزشک داده و او را با خود به بنیس می‌آورد؛ حال او یک پزشک حاذق در لندن است.


خیرین



جمعیت خیریه بنیس با قدمت ۸۰ ساله

آقای دهیار از وجود یک جمعیت خیریه به نام بنیس هم خبر داده و در این خصوص می‌گوید: این جمعیت در سال ۱۳۲۰ به نام بنیس در تهران تاسیس شده است که اکثر بنیسی‌ها در آن عضو هستند و به عبارتی خانه دوم همه ما بنیسی‌هاست.

او می‌افزاید: همه مسائل، تصمیم‌ها برای بنیس در این جمعیت خیریه گرفته می‌شود به‌طوریکه اگر یک شب، آشغال‌ها را سر موقع از جلوی خانه‌ها بر نداریم از تهران به ما زنگ زده و تذکر می‌‌دهند.

آقای عادل به اقدامات دیگر از جمله تشکیل ‌NGO ( سازمان مردم‌نهاد) عمرانی توسط خیر دیگری به نام حاج بیوک رسولوی جهت توسعه عمرانی روستا اشاره کرد و می‌افزاید: این روستا دارای اولین‌های زیادی است  که تشکیل چنین سازمان مردم نهادی برای کارهای عمرانی جزو اولین‌هاست.

او ادامه می‌دهد: حاج بیوک رسولوی صاحب کارخانه‌های بزرگ کیک، کلوچه و شکلات در ایران است که الان یکی از برندهای جدید کیک و شکلات را در بنیس راه‌اندازی کرده است به‌طوریکه نه تنها جوانان خود منطقه بلکه از سایر مناطق نیز برای کار به این کارخانه می‌آیند.

دهیار روستای بنیس با تاکید بر اینکه نگهداری یک روستا علاوه‌بر پول به فکر، خلاقیت نیاز دارد، می‌افزاید: همدلی، وحدت، یکدستگی در بین مردم بنیس منجر شده است تا به یک روستا در سطح روستاهای اروپایی و یا حتی یک شهر تبدیل شویم.

 

روستای بنیس در شبستر آذربایجان شرقی

[http://www.aparat.com/v/2TlZs]



۹۰۰ کنتور در بنیس

او یادآور می‌شود: جمعیت بنیس متغیر است زیرا در فصل پاییز و زمستان جمعیت کمتر ولی در فصل بهار و تابستان جمعیت زیادی داریم ولی در مجموع در حال حاضر ۹۰۰ کنتور کاربری در این روستا وجود دارد.

آقای عادل می‌افزاید: هنرستان و دبیرستان بنیس در سطح یک کالج اروپایی است و دانش‌آموزان زیادی از شهرهای بزرگ برای تحصیل به این روستا می‌آیند و حتی دختران فارغ‌التحصیل از هنرستان این روستا الان به طراحان بزرگ لباس در دنیا تبدیل شده‌اند.

او ادامه می‌دهد: هزینه سرویس برای دانش‌آموزان غیربومی توسط جمعیت خیریه بنیس تامین می‌شود به‌طوریکه دانش‌آموزان با معدل بالای ۱۸ می‌‌توانند از این شرایط استفاده کنند.

به باور دهیار روستای بنیس، ساخت مدرسه، کارخانه و ایجاد شرایط مناسب در روستا منجر شده است تا مهاجرت معکوس در روستا شکل بگیرد و حتی اقدامات زیادی برای بازگرداندن بنیسی‌ها در حال انجام است، ولی کمبود مسکن یکی از مشکلات موجود در بنیس بوده که باید هرچه سریع‌تر نسبت به حل آن اقدام شود.

 

برای بنیسی‌ها اُفت دارد که هم‌روستایی‌اش مستضعف باشد

در روستای بنیس، بی‌سواد، گدا، فقیر و بی‌کار وجود ندارد. دهیار روستا در این خصوص می‌گوید: تعصب در بین بنیسی‌ها اجازه نمی‌‌دهد تا یک بنیسی عضو کمیته امداد و یا بهزیستی شود بلکه از طریق همان جمعیت خیریه دستش را گرفته و احیا می‌کنیم.

آقای دهیار به امکانات روستا هم اشاره کرده و ادامه می‌دهد: دو کارخانه بزرگ و یک کارخانه در حال احداث، ورزشگاه، هنرستان بیاضیان، گلخانه شیشه‌ای، مرمت اولین و قدیمی‌ترین حمام بهداشتی بنیس ظرفیت‌های بزرگ این روستاست که باعث شده بنیس به روستای اولین‌ها مشهور شود.

به مدرسه معروف این روستا می‌رویم؛ عکس‌های مرحوم درخشانی در جای جای مدرسه جلوه‌گری می‌کند.

 بنیس آذربایجان شرقی



۲۵۰۰ فارغ‌التحصیل از مدرسه بنیس

آقای هاشم‌پور، مدیر سابق مدرسه درخشانی می‌گوید: این مدرسه هویت بنیسی‌هاست، چند سال پیش قرار بود تا این مدرسه بسته شود، ولی بزرگان بنیسی مقابل آموزش و پرورش استان تجمع کردند و مشکلات مدرسه حل شد.

او ادامه می‌دهد: تاکنون پرونده ۲ هزار و ۵۰۰ نفر در این مدرسه ساماندهی شده به‌طوریکه در اینجا کارنامه اجداد دانش‌آموزان نیز موجود است.

آقای هاشم‌پور اضافه می‌کند: خیران با حمایت‌هایشان این مدارس را جهانی و آرزوی مرحوم درخشانی برای توسعه علم در این روستا را برآورده کرده‌اند.


 تحصیل


مدرسه عجایب‌ها

او اضافه می‌کند: در این مدرسه ۲۲ معلم و ۱۰۰ دانش‌آموز در حال تحصیل هستند، ساختمان کناری این مدرسه محلی بی‌نظیر است که از انواع حیوانات تاکسیدرمی شده تا جنین حیوانات مختلف از جمله آهو و کتاب‌های قدیمی و گران‌بها در آنجا وجود دارد، حتی در تلاش برای ایجاد موزه آموزش و پرورش در سطح استان هستیم که نمونه ندارد.

آقای هاشم‌پور، خرس تاکسیدرمی شده گوشه سالن را نشانم داده و می‌گوید: این خرس داستان عجیبی دارد، حتی بین شبستری‌ها یک ضرب‌المثل داریم که می‌گویند "چه کار می‌کنید، خرس را خواهید رقصاند" که ریشه‌اش به این خرس برمی‌گردد.

او اضافه می‌کند: این خرس قبلا با یک دوره‌گردی همراه بود و خرس‌گردانی می‌شد ولی چندین رفتار تهاجمی از خود نشان داده و به کودکان حمله‌ور شده بود، به همین جهت خرس را کشته و برای خشکاندن به این مدرسه آوردند.

در میدان اصلی روستای بنیس ایستاده و به بنرهای مزین شده به تصویر سردار سلیمانی نگاه می‌کنم؛ آقای طهبازی از کارآفرینان و ریش‌سفیدان روستای بنیس می‌گوید: بنیس یک روستای مذهبی بوده و تقدیم ۳۸ شهید، چندین جانباز و آزاده گواه این امر است.


او به وجود ۱۵ مسجد در روستای بنیس اشاره کرده و می‌گوید: «هر کسی از این خاک باشد، تعصب به روستایش خواهد داشت و اجازه نمی‌‌دهند تا کسی در این روستا در فقر و نداری باشد بلکه با رعایت عزت و حفظ آبروی افراد، دست نیازمندان را می‌گیرد.

طهبازی که خود از جانبازان هشت سال دفاع مقدس و برادر شهید است، دوران کودکی‌اش در کشور ترکیه سپری شده، حال کارخانه‌ای در شهرک‌های صنعتی تبریز دارد. او زندگی در بنیس را با هیچ چیز دیگر عوض نمی‌کند.

آقای طهبازی اضافه می‌کند: بنیسی‌ها معتقدند که کمرم بشکند بهتر از آن است که کمر ایل‌ام بشکند.

جای به جای این روستا پر از حرف است؛ به قول یکی از اهالی روستا باید دولتمردان برای کارآموزی به این روستا بیایند تا بلکه مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند.

 

بنیس


بنیس تنها روستای دارای دانشگاه در کشور است و دانشجویان زیادی برای تحصیل از سراسر استان و حتی سایر استان‌ها به این روستا می‌آیند.

معراج آقازاده، رئیس دانشگاه پیام نور واحد بنیس و عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور نیز می‌گوید: دانشگاه بنیس از سال ۸۲ ایجاد شده و در حال حاضر در ۲۲ رشته مشغول به تحصیل هستند و یک هزار و 500 دانشجو از این دانشگاه فارغ التحصیل شده اند.

به گفته دکتر آقازاده، این دانشگاه دارای آزمایشگاه تخصصی در فیزیک، شیمی و کشاورزی است و به دلیل تخصصی و مجهز بودن این آزمایشگاه‌ها دانشجویان دانشگاه پیام نور شبستر نیز از این آزمایشگاه استفاده می‌کنند.

در ادامه به کارخانه کیک و کلوچه و شیرینی معروف این روستا می‌رویم؛ کارخانه‌ای که صاحب آن، حاج بیوک رسولوی از کارآفرینان نمونه کشوری است.


 شبستر


رسولوی، کارآفرین بنیسی

آقای رسولوی، رئیس شورای روستایی بنیس است؛ او عِرق ملی زیادی به محل تولدش دارد، از این‌رو برای جلوگیری از بیکاری همچنین مهاجرت معکوس به روستا، در سال ۱۳۸۳ کارخانه کیک و شکلات را در بنیس راه‌اندازی کرد که الان ۹۰۰ نفر از این کارخانه روزی بر سر سفره‌هایشان می‌برند.


اشتغال بیش از ۳ هزار نفر در کارخانه‌های یک بنیسی

البته آقای رسولوی کارخانه‌های دیگری دارد که برای ۲ هزار و ۵۰۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرده است.

آقای رسولوی برای انجام یک‌سری از کارهای خود در تهران بود، از این‌رو امکان مصاحبه با او وجود نداشت ولی برای کسب اطلاع از میزان تولیدات کارخانه و قبول ریسک احداث یک کارخانه در شرایط اقتصادی فعلی با جعفر هاشم‌زاده، مدیر کارخانه گفت‌وگوی کوتاهی انجام دادیم.

او می‌گوید: حاج بیوک رسولوی از جمله کارآفرینان بزرگ کشور است که قبلا کارخانه زیادی ایجاد کرده ولی طبق نیاز و علاقه به زادگاهش، جدیدترین برند خود را در این روستا احداث کرد که منجر شد تا نه تنها ساکنین بومی بلکه جوانان شهرستان‌‌های اطراف نیز برای کار به این کارخانه بیایند به‌طوریکه ۳۰ اتوبوس برای جابه‌جایی کارگران از شهر و روستاهای دیگر به این کارخانه ارائه سرویس می‌‌کنند».


تولید


کارخانه بنیس تحریم را قورت می‌دهد

هاشم‌زاده ادامه می‌دهد: «شاید یک‌سال اخیر سخت‌ترین سال از لحاظ اقتصادی برای کشور بود ولی با این اوضاع ما در کارخانه هم توسعه خط تولید و هم جذب نیرو داشتیم.

او با بیان اینکه محصولات تولیدی واحد بنیس به کشورهای مختلفی صادر می‌شود، می‌افزاید: سالانه بیش از ۵۰ میلیارد تومان صادرات در این کارخانه داریم.

به اعتقاد آقای هاشم‌زاده، این کارخانه و روستای بنیس نمونه بارز لبیک به تاکیدات رهبری در رابطه با اقتصاد مقاومتی است.

مدیر کارخانه ناربن بنیس اضافه می‌کند: شرایط اقتصادی سخت برای همه ملموس بود ولی ما در این کارخانه نه ذره‌ای از کیفیت و نه از کمیت کاستیم بلکه کارخانه به صورت شبانه‌روزی در دو شیفت ۱۲ ساعته فعالیت می‌کند و حقوق کارگران نیز در سطح بسیار خوب و سر موقع پرداخت می‌شود.


کارخانه بنیس



بنیس تولیدکننده ۴ درصدی بیسکویت و شکلات کشور

آن‌طور که او می‌گوید، چهار درصد بیسکویت و شکلات ایران در این کارخانه و در بنیس تولید می شود.


گزارش از کتایون حمیدی



» لینک مجموعه پستهای شهرستان لینک (133)




دسته بندی : آذربایجان , * شهرستان لینک ,
برچسب ها : شبستر , آذربایجان شرقی , بنیس , روستای با فرهنگ , مردم کتابخوان , با سوادی روستایی ,


نویسنده : تبریز قارتال سه شنبه 30 بهمن 1397, 10:30 ب.ظ

تدریس عشق برای مبارزه با «جهل» در دل کوهستان



با انتشار تصویری از یک معلم جوان و شاگردانش در منطقه چاراویماق در میان برف چند متری، گفت‌وگویی با این معلم ایثارگر در قلمرو کوه‌های بلند انجام گرفت.


شاگردان مدرسه



کتایون حمیدی: هیس س س! گوش کن سمفونی زندگی از میان برف سفید و یکدست روستا را، زوزه باد از لای درب و پنجره و زوزه گرگ از بالای کوه را.

اینجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است! روستایی محروم و دور افتاده که برای رسیدن به آن باید گردنه‌های برف‌گیر را رد کرد. امکانات رفاهی در اینجا همانند دمای هوایش تقریباً زیر صفر است! اما اهالی آن به سادگی هر چه تمام گذر عمر می‌کنند. آری زندگی در اینجا همچنان جاریست.

روستای «داغ کندی» در منطقه چاراویماق آذربایجان شرقی را می‌گویم. همان روستایی که در دامنه ۲۸۲۰ متری «بابا کوه» با ۸ خانوار قرار گرفته است.


مدرسه



اما کمی آن سو تر در دل «بابا کوه» مدرسه‌ای با ۸ دانش‌آموز به نام‌های نرگس، زینب، زهرا، حدیث، شکیلا، ابوالفضل و منصور وجود دارد که صدای 《بابا آب داد》 از داخل کانکس به گوش می‌رسد.

معلم این روستا دوست واقعی این ۸ دانش آموز است. معلم جوانی از جنس دهه شصتی‌های معروف که برخی مسوولان درباره آنها گفته‌اند: «دهه شصتی‌ها هر کجا پا می‌گذارند مشکل ایجاد می‌کنند.»!

روستای «داغ کندی» پس از انتشار عکسی در فضای مجازی بر سر زبان‌ها افتاد. عکسی که نشان می‌داد معلمی از دل برف‌های سر به فلک کشیده، سعی دارد تا دانش‌آموزان قد و نیم قد خود را عبور دهد.

این عکسها باعث شد سراغی از این معلم و دانش آموزانش را بگیریم. از این‌رو با پیگیری از روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان‌شرقی، «محمد صادقی»، معلم ۳۰ ساله را یافتیم تا میزبان یک جوان دهه شصتی از جنس ایثار و فداکاری در خبرگزاری فارس باشیم.

او تمام سختی‌ها را به جان خریده است. از حقوق‌های نجومی خبری نیست! اما به جایگاه والای انسانیت معنی بخشیده است. گویا اقتضای شغل معلمی همین است، همچون شمعی بسوزد تا پروانه‌ها زندگی را تداوم بخشند. درس‌های فراوانی در این فداکاری نهفته است. آری، معلمی شغل نیست، عشق است.


معلم


«محمد صادقی»،‌ معلمی از خطه آذربایجان است. او در سال ۱۳۶۶/۱۱/۶ در روستای آرباطان شهرستان مرند و در یک خانواده ۶ نفری کشاورز متولد شد. همه خواهر و برادرهایش دارای تحصیلات عالیه هستند و خود نیز فارغ التحصیل کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد اسلامی تبریز است. به گفته خودش به زبان‌های انگلیسی، عربی، ترکی استانبولی،  و کمی آلمانی تسلط دارد.

او معتقد است هر فردی بالاخره عمر خود را به نحوی سپری می‌کند، شاید یکی با ثروت و رفاه و دیگری با فقر و نداری. پس چه بهتر گذر این عمر با خدمت به مردم سپری شود.



معلم عاشق



روایت زندگی معلم در منطقه محروم و کوهستانی چاراویماق

قصه مشق عشق این معلم جوان به گفته خودش از سال ۹۱ زمانی که در محروم‌ترین روستاها سرباز معلم بود، آغاز شد.

«خضر گوران» و «حمام» نخستین روستاهایی بودند که محمد صادقی در کسوت سرباز معلمی وارد آنها می‌شود. این روستاها از مناطق محروم و صعب العبور هستند.

او در این خصوص می‌گوید: من برای رسیدن به این روستاها دو ساعت باید پیاده می‌رفتم چرا که مسیر خودرو نداشت و کار زمانی سخت‌تر می‌شد که برف می‌بارید چرا که هوای ابری در تبریز بیانگر کولاک شدید و راهبندان در چاراویماق و مخصوصاً روستاهای بالای ارتفاعات است.


داغ کندی

 

سمفونی عشق با عبور از برف چندمتری و رودخانه خروشان

وی می‌افزاید: گاهاً برف به قدری زیاد است که تا کمر من هم می‌رسد در حالی که من یک فرد با قد ۱۹۳ هستم و زمانی که به مدرسه می‌رسیدم گاها زانوها و کمرم درد می‌کرد و حتی پاهایم  نصف شب‌ها گرم می‌شد و از خواب بیدارم می‌کرد.

صادقی با خنده می‌گوید: حالا اگر از میان برف و حیوانات وحشی به سلامت بگذرم تازه به مرحله دیگر یعنی عبور از رودخانه "آیدوغموش" می‌رسم به طوریکه برای عبور از این رودخانه باید پوتین‌ها را درآورد و با تحمل مصائب زیاد  آب یخ رودخانه را گذشت و حتی یادم است چندین بار در این مسیر من بودم و گرگ و خرس و مه غلیظی که خوف بر جان آدمی می‌نشاند و حتی گاها موهای سرم سیخ شده و کلاه روی سرم را بلند می‌کند.

از او پرسیدم وقتی دوره سرباز معلمی‌تان تمام شد چرا پس از گذشت پنج سال باز هم معلم آن روستاها هستید و او پاسخ داد: من در این چند سال عمر و جوانی خود را گذاشته بودم چرا که معتقدم که خوبی را اگر بالای کوه هم بکاریم حتما جوانه خواهد زد.

آنگونه که تعریف می‌کند ۴۵ روز از آغاز مدارس گذشته بود که رئیس آموزش و پرورش چاراویماق با او تماس گرفته و می‌گوید هیچ معلمی حاضر نیست به سه روستای خضر گوران، چوکتو برود. این معلم روستا که نمی‌توانست نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد بنابراین قبول می‌کند‌.

او می‌گوید: در حالی که طبق قرارداد برای هر روستا در ۹ ماه مبلغ سه میلیون پرداخت می‌شود و جالب است تا سال گذشته حتی بیمه هم نبودیم و متاسفانه معوقات قراردادمان نیز از سال‌های گذشته باقی مانده و سر وقت حق‌الزحمه را پرداخت نمی‌کنند.

صادقی که در روستای چوکتو معلم بود؛‌ در خصوص خاطراتش از این روستا می‌گوید: روزی آقای فرماندار وقت چاراویماق به روستای چوکتو می‌رود و در آنجا اهالی روستا می‌گویند اگر آقای صادقی معلم روستا نباشد ما اجازه نمی‌دهیم تا معلم دیگری بیاید و این باعث شد تا باز هم  در آن روستا مشغول به تدریس شوم.

او هم اکنون معلم ابتدایی سه روستای محروم است و به علت دوری مدرسه راهنمایی واقع در قره‌آغاج از روستای آنها به یکی از دختران مقطع راهنمایی روستای چوکتو به نام زینب و ۳ دانش‌آموز به نام‌های فاطمه، مهسا و ابوالفضل در روستای حمام نیز تدریس می‌کند.

کوه‌های سربه فلک کشیده در برابر اراده محکم او کمر خم می‌کنند. خستگی برای او معنی ندارد.

خدمت در مناطق محروم، عبور از گردنه‌های برفی، سیل و طوفان تنها مشکلات معلم قصه ما نیست، بلکه آقا معلم اخیراً به جرگه متاهلین پیوسته است.

او که اهل روستای آرباطان شهرستان مرند است به قول خودش، قبل از سرباز معلمی اصلاً نمی‌دانست منطقه‌ای به نام چاراویماق هم وجود دارد ولی چرخ روزگار چرخیده و او را در داغ‌کندی ماندگار کرده است.


آموزش و پرورش

 

تدریس عشق در دل کوهستان

محمد صادقی که برف و سرما حریفش نمی‌شود، خود را موظف به خدمت برای دانش آموزان روستاهای محروم می‌داند و می‌گوید: گرگ و میش صبح روز شنبه هر هفته از آرباطان به سمت مرند حرکت می‌کنم و سپس با اولین ماشین خود را به تبریز می‌رسانم و به علت محروم بودن منطقه محل خدمت هیچ وقت وسیله نقلیه‌ای به صورت مستقیم وجود ندارد از این‌رو از طریق خودروهای کنار اتوبان به سه‌راهی قویون قشلاق می‌روم و سپس باید خود را تا ساعت ۴ بعد از ظهر به ماشین‌های روستاها در چاراویماق برسانم که آن خودروها نیز تا «گُل کندی» می‌روند و از آن به بعد را باید با پای پیاده بروم.

وی می‌افزاید: الان بارش‌ها شروع شده و برف سنگینی در ارتفاعات و روستاهای چاراویماق حاکم بوده و مسیرها کاملا بسته است و این بسته بودن مسیر تا عید ادامه دارد و با این اوصاف هر هفته خود را به روستا می‌رسانم تا کلاس بچه‌ها تعطیل نباشد.


داغ کندی چاراویماق

او ادامه می‌دهد: به قدری وضعیت لباس‌هایم به هم می‌ریزد و یخ می‌بندم که نمی‌توانم بلافاصله  وارد کلاس شوم چراکه اول باید دست‌هایم را با آب سرد بشویم و در دالان بنشینم و وقتی حالم سر جایش آمد می‌توانم وارد کلاس شوم؛ آخر می‌دانید اگر مستقیم وارد جای گرم شوم احتمال سوختگی پوست وجود دارد.
او علاوه بر اینکه معلم روستا است رزمی‌کار  هم هست و کونگ‌فو را زیر نظر استاد ابراهیم‌پور زالی کار کرده است.


رسم من خدمت به خلق‌الله است

صادقی در این باره می‌گوید: در سال ۸۵ با استاد رزمی کار خود آقای میرحجت ابراهیم‌پور زالی آشنا شدم که شاید هر چه دارم با عنایت پروردگار و لطف این استاد باشد و این استاد به من یاد داد تا به جای اسم داشتن به دنبال رسم داشتن باشم و من هم رسم خود را از استادم به ارث بردم و این رسم همان خدمت به خلق خدا است.

این معلم رزمی‌کار معتقد است: اصلی‌ترین مبارزه، همان مبارزه با جهل بوده و دشمن اصلی انسان‌ها جهل است.

صادقی در این خصوص می‌گوید: دلیل اصلی حضور من در مناطق محروم مبارزه با جهل است و افتخار می‌کنم که معلمی در محروم‌ترین مناطق هستم.



ترجیح روزی ۱۰ هزارتومان مدرسه محروم به کلاس زبان ساعتی ۱۰۰ هزار تومان

معلم جوان معتقد است که مشکلات زیادی در مسیرش وجود دارد و با وجود این مشکلات دریافتی‌اش نیز کم است، به طوریکه با یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت که آقا معلم برای روزی ۱۰ هزارتومان مسیر آرباطان مرند تا داغ‌کندی چاراویماق را طی می‌کند، این در حالی است که تدریس خصوصی زبان انگلیسی برای یک ساعت ۱۰۰ هزارتومان است و برای این معلم با تسلط به چند زبان می‌تواند منبع درآمد خوبی باشد، اما او به همه این موضوعات پشت پا زده و کودکان روستایی و تحصیلات آنها را به مادیات ترجیح داده است.

این معلم ادامه می‌دهد: به خدا هیچ مسوولی حاضر نمی‌شود به آن روستایی که من معلمی می‌کنم، برود. روستای داغ‌کندی قبلا برق نداشت و روز اولی که کارم را در آن روستا شروع کردم بسیار سخت بود.

او می‌افزاید: با روش‌های ابداعی از تشخیص دست راست و چپ از هم برای کودکان تا آموزش روی اندیشه و افکار دانش‌آموزهایم کار را ادامه دادم و بعد از اینکه در سال ۹۵ به همت آقای سلمانی(استاد دانشگاه) و آقای سرافراز(رئیس توزیع برق ) به روستا برق آمد کمی کار راحت‌تر شد.

صادقی حتی برای ساختن مدرسه در این روستا نیز خود آستین‌ها را بالا زده و با هزینه شخصی و به صورت رفاقتی و همراهی برخی از جوانان دلسوز اقدام به ساخت مدرسه‌ای کرده‌اند ولی در حال حاضر به علت نبود پول و امکانات نیمه تمام رها شده است.



سرمای آذربایجان



روستایی در کشور غنی از نفت، بی‌نفت سپری می‌کند

او تعریف می‌کند: اگر از مدرسه‌ای که ۸ دانش‌آموزم در آنجا درس می‌خوانند بگویم باید گفت که به صورت امانت از فرمانداری یک کانکسی آورده‌ایم که با هر بادی سقف آن تکان می‌خورد و برقی هم در آنجا وجود ندارد و مهم‌تر از آن ما روستایی هستیم که در کشور غنی از نفت، بی‌نفت سپری می‌کند.

به گفته خودش در این ۵ سال همه هزینه‌های کلاس اعم از پاک‌کن، تخته سیاه، گچ و غیره را با هزینه شخصی تامین کرده است و حتی قبلاً نفت را نیز می‌خرید ولی با روزی ۱۰ هزار تومان که آن را هم سر موقع پرداخت نمی‌کنند، نمی‌‌توانست کاری از پیش برد.

او از سرمای شدید امسال روستا هم گفت که چه سختی‌هایی را به دنبال داشته است: امسال بیش از سال‌های پیش سختی کشیدم و خسته شدم و خسته نه از راه‌ها بلکه از عملکرد مسوولان و سرمای حاکی از نبود علم در بین روستائیان.

او معتقد است که ای کاش اسم آموزش و پرورش جابجا می‌شد و ابتدا پرورش بود چراکه اختلاس، طرح‌های سیاسی دنیا اعم از نسل‌کشی همه توسط افراد متخصص با مدارک بالا اتفاق می‌افتد و این نشان می‌دهد که باید پرورش بیش از آموزش در اولویت قرار گیرد.

آقا معلم هدف کاری خود را ارتقا و به روز ساختن خود با اطلاعات روز می‌داند و می‌گوید: با توجه به پیشرفت لحظه به لحظه جامعه، باید من ِ معلم از معلم‌های دوران تحصیل خود آگاه‌تر و عالم‌تر باشم و به تبع آن، دانش‌آموزانی را تربیت کنم که از من آگاه‌تر و عالم‌تر باشند.


"م" مثل معلمی که تدریس در دل کوهستان را به بورسیه استرالیا ترجیح داد

آن‌گونه که تعریف می‌کند بعد از اتمام تحصیلات دوره کارشناسی، یکی از اقوام ساکن استرالیا بورسیه تحصیلی برای او درست کرده بود ولی به علت کودکان روستایی از آن بورسیه گذشته است در حالیکه علاوه بر آن بورسیه شرایطی مانند آموزش ورزش‌های رزمی و یا آموزش زبان‌های خارجی نیز دارد ولی به روی همه آنها چشم بسته و خود را وقف دانش‌آموزان مناطق محروم کرده است.


برف آذربایجان

 

در روستایی که من تدریس می‌کنم فقط مقطع ابتدایی موجود است و دانش‌آموزان باید برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی مسافت زیادی را طی کنند تا به قره‌آغاج بروند و این هزینه زیادی برای آنها خواهد بود، محمد اینها را گفته و ادامه می‌دهد: البته دانش‌آموزهای من را اگر بین هزار کودک دیگر بیاندازید متوجه خاص بودن آنها از لحاظ حرف زدن، راه رفتن، علم و آگاهی خواهید شد که به چه میزان دارای درک و فهم هستند.


حفظ قرآن، تسلط به زبان انگلیسی، شاعری از جمله ویژگی‌های دانش‌آموزان داغ‌کندی

این معلم روستایی از روزهایی گفت که کار معلمی را تازه شروع کرده بود: من در حد توان خود سعی کردم تا به دانش‌آموزهایم علاوه بر درس، آموزش ژیمناستیک، کونگ‌فو، قرآن، زبان انگلیسی بدهم و حتی با حضور فرماندار وقت در روستا با دانش‌آموزهایم به چند زبان صحبت کردم و این موجب حیرت فرماندار شده بود.

محمد صادقی یقین دارد که اگر به یک موضوعی موج دهیم حتما ثمره آن را برداشت می‌کنیم از این‌رو این معلم جوان هم با الگو گرفتن از امیرالمومنین(ع) شمشیر بُرنده خود را علیه جهل برداشته است و دانش‌آموزانی تربیت کرده و استعدادهای آنها را شکوفا ساخته است که الان شعرهایی در حد شهریار می‌سرایند.


او می‌گوید: از دانش‌آموزهایم می‌خواهم تا شعر بگویند و اوایل یک سطر می‌نوشتند و هیچ‌وقت به آنها نگفتم که این چه شعری است بلکه تشویق کردم و این پروسه ادامه داشت تا اینکه روح‌شان از شعر تغذیه شد و شروع به سرودن شعر کردند.

او یک روز کلاسی خود در روستا را اینگونه توصیف می‌کند: از ساعت ۷ صبح دانش‌آموزها جلوی مدرسه می‌آیند و به مدت یک ساعت یعنی تا ساعت ۸ صبح ورزش‌هایی مانند ژیمناستیک، کوهنوردی می‌کردیم و سپس به کلاس بازگشته و تا ساعت ۸:۳۰ حفظ قرآن داریم به طوریکه الان چند نفر از دانش‌آموزانم حافظ جزء ۳۰ قرآن کریم هستند.

آقا معلم آیه ۵ سوره جمعه " مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ" با معنی وصف حال آنان که علم تورات بر آنان نهاده شد (و بدان مکلف شدند) ولی آن را حمل نکردند (و خلاف آن عمل نمودند) در مثل به حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد)، آری مثل قومی که حالشان این است که آیات خدا را تکذیب کردند بسیار بد است و خدا هرگز ستمکاران را (به راه سعادت) رهبری نخواهد کرد را مورد اشاره قرار می‌دهد و می‌گوید: ما نباید تنها حمل کننده قرآن باشیم بلکه باید دوست آن شویم از این‌رو باید از ۷۰ هزار بطن قرآنی تکلیف خود را نشان دهیم و اگر قاری، حافظ، معتقد و غیره به قرآن هستیم سعی کنیم عامل به آن نیز باشیم.

معلمی که نزدیک به یک دهه است در روستاهای محروم استان تدریس می کند، بی‌شک سرشار از گفتنی‌ها و شنیدنی‌هاست؛ خاطرات تلخ و شیرینی است که هر کدام از آنها قد یک کتاب حرف دارد.


[http://www.aparat.com/v/MExOK]


خاطرات تلخ و شیرین معلم کوهستان قصه ما

وقتی از او می‌خواهم یک خاطره تلخ و یک خاطره شیرین از دوران معلمی خود در چاراویماق تعریف کند، می‌گوید: روزی یکی از اهالی روستا که چوپان بود به همراه گله خود می‌آمد که من هم طبق روال هر عصر بساط چایی کوهستان را فراهم می‌کردم و در آن روز به چوپان گفتم تا میهمان یک لیوان چایی در مدرسه باشد و او هم قبول کرد و وقتی داخل اتاق شدیم با اینکه کسی نبود ولی او به اتاق خالی سلام کرد و من هم از او پرسیدم که به چه کسی سلام دادی و چوپان گفت که آقای معلم به قرآن روی طاقچه سلام دادم.

او ادامه می‌دهد: سخت‌ترین خاطره‌ام هم برای روزی است که با کلی مشقت و سختی خود را به روستا رساندم و ساعت ۱۶ بعد از ظهر بود که به مدرسه رسیدم و کمی استراحت کردم و حدود ساعت ۱۸ بود که به اتفاق یکی از اهالی به دامنه کوه جهت چیدن یک گیاه دارویی رفتیم که در این حین یکی از دانش‌آموزهایم فریاد زد که ۱۷ گاو و گوسفند به طرف کوه رفته و گم شده‌اند و ما هم چراغ قوه‌ها را برداشته و تا پاسی از شب دنبال آنها بودیم و حدود ساعت ۱ بامداد بود که ۱۵ گاو و گوسفند را پیدا کردیم و از یافتن مابقی ناامید بودیم که صدای ناله گاوی از دره آمد و باعث شد تا به دره برویم و در آنجا دیدیم که گرگ یک قسمت از انتهای گاو را دریده بود و گاو درد زیادی داشت از این‌رو مجبور شدیم تا آن را ذبح کنیم.


چاراویماق

 

وقتی از او خواستم تا ماجرای آن عکس منتشر شده در فضای مجازی را تعریف کند که اصلا آنجا کجاست، اینگونه توصیف کرد: برف شدیدی باریده و همه راه‌ها بسته بود و با توجه به اینکه مدرسه بیرون از روستا قرار دارد راه روستا تا مدرسه نیز بسته شده بود از این‌رو از اهالی روستا خواستم تا کمک کنند لااقل این مسیر باز شود و به همین منظور ابتدا خودم وارد عمل شده و روزی ۲ یا ۳ ساعت برای باز کردن مسیر تلاش کردم و آن عکس نیز مربوط به همان روز است که در انبوه برف سنگین چند متری هستیم.


محرومیت آذربایجان


این معلم جوان امید خود را اتمام مدرسه نیمه تمام می‌داند و در توضیح این ماجرا می‌گوید: در آن روستا نه مدرسه درست و حسابی وجود دارد و نه یک جای مسجد مانندی، از این‌رو در محلی به متراژ ۱۲۰ متر مربع نقشه ساخت مدرسه را کشیده و شروع به ساخت کردم ولی متاسفانه با حقوق ۹ ماه یکبار نمی‌توانم کاری کنم چراکه فقط یک تراکتور ۶۰ هزار تومان می‌گیرد تا آب و مصالح برای مدرسه حمل کند و سایر موارد از جمله تامین بتونیر، مصالح، کارگر و غیره نیز خود پروسه جدا است.

او می‌گوید: شاید در حرف راحت باشد که به یک روستا رفته و آنجا معلمی کرد ولی وقتی حتی یک محلی به نام مدرسه نیست و حتی دستشویی و حمامی وجود نداشته نباشد، کار سخت‌تر می‌شود چراکه چگونه می‌توانم به اهالی روستا بگویم که آب برای من گرم کنید تا حمام کنم؟ از این‌رو اغلب در چشمه‌ها خود را شستشو می‌دهم.


آرزوی دانش‌آموزان داغ‌کندی: آقا معلم از خدا نان می‌خواهم

او تعریف کرد: روزی از دانش‌آموزهایم خواستم تا چشم‌هایشان را بسته و فکر کنند و یک آرزو بگویند که همه آنها فقط یک آرزو داشتند که آن هم این بود: " آقا معلم از خدا نان می‌خواهم".

از یاسین پنجم ابتدایی روستای داغ‌کندی گفت که ترک تحصیل کرده و  دیگر ادامه تحصیل نمی‌دهد و حتی می‌گفت که وقتی او ترک تحصیل کرد چیزی نداشتم بگویم.


مدرسه محروم

صادقی از سال ۹۱ تا ۹۷ توانسته ۸ دانش‌آموز در روستای حمام، ۸ دانش‌آموز در روستای خضر گوران، ۵ دانش‌آموز در روستای چوکتو و ۸ دانش‌آموز هم در روستای داغ‌کندی تربیت کند.

آقا معلم دیگر از دست مسوولان خسته شده که هیچ توجهی ندارند و به گونه‌ای حرف می‌زنند که انگار آب یخی روی سرش می‌ریزند.

معلم جوان که رمز موفقیت خود را پدر و مادر و نحوه تربیت آنها می‌داند و می‌گوید: درست است که همه به من می‌گویند که تا کی می‌خواهی این همه مشکلات را تحمل کنی ولی پدرم همیشه پشت من بوده است و حمایت می‌کند.


از حقوق سه میلیونی آقا معلم تا هزینه تردد چهار میلیونی

او ادامه می‌دهد: من برای ۹ ماه مبلغ سه میلیون می‌گیرم درحالیکه هزینه رفت‌آمدم سه میلیون و ۷۰۰ هزارتومان می‌شود و به خدا قسم همه پولی که از معلمی می‌گیرم را برای خود مدرسه هزینه می‌کنم به طوریکه وقتی پول کم می‌آورم در روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه که به شهر خودم برمی‌گردم کارگری می‌کنم تا بتوانم پولی به دست بیاورم.

تنها خواسته این معلم روستا اتمام مدرسه نیمه ساخته است به طوریکه برای اتمام آن حتی جلوی مجلس رفته تا بتواند با نماینده هشترود هم صحبت کند ولی متاسفانه کار به جایی نرسیده است در حالیکه مدرسه روستای حمام توسط خانواده شهید کسایی احداث شده است.


برف آذربایجان

دیگر به انتهای مصاحبه با معلم ایثارگر رسیده‌ایم و از او می‌خواهم تا تصمیم خود از ماندن در روستا و یا ترک آن روستا را بگوید: انسان‌ها به عنوان ماموران الهی در روی زمین بوده و نقش فیلم هستی را بازی می‌کنند و خداوند کارگردانی این فیلم را برعهده دارد به طوریکه هر انسان یک ماموریتی دارد و تا آن ماموریت خود را به سرانجام نرساند هیچ کار دیگری نمی‌تواند بکند یعنی نه می‌تواند ماموریت خود را نیمه کاره رها کند و نه می‌تواند وقتی ماموریتش پایان یافت، بماند از این‌رو من هم درحال انجام ماموریتی از طرف نگارنده هستی هستم ولی نمی‌دانم تا کجا می‌توانم تحمل کنم چراکه آخرین نفس‌های تحملم است و نمی‌دانم  موعد ماموریتم تا کی خواهد بود.

در پایان از او خواستم تا تصورش از محمد صادقی در ۱۰ سال آینده را بگوید که می‌گوید: محمد صادقی یک استاد دانشگاه.

معلمی

ناگفته نماند که در میان گفت‌وگو برای پیگیری مدرسه نیمه ساخته روستای داغ‌کندی با جعفر پاشایی، مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان‌شرقی تماس گرفتیم و بلافاصله او نیز قبول کرد تا به اتفاق آقای محمد صادقی به اداره کل برویم. در این دیدار آقای پاشایی قبول کرد تا همه هزینه ساخت مدرسه در اردیبهشت‌ ماه را تقبل کند.

معلمان سرمایه اجتماعی جامعه هستند، فداکاری و ایثار آنها یک سوی واقعه است؛ آن سوی دیگر مسوولیت‌ها و وظایفی است که برعهده دیگران و به خصوص نهادهای ذیربط قرار می‌گیرد.

شرط تداوم این فداکاری ها و از خودگذشتگی‌ها، ارج نهادن کل جامعه از جمله مسوولان به معلمان است. توجه ویژه به منزلت اجتماعی و معیشت آنان و تلاش موثر برای رفاه و امنیت اجتماعی فرهنگیان، حداقل انتظار معلمان از مسوولان است. نمی‌توان با میانگین حقوق دریافتی زیر خط فقر، انتظار فداکاری و ایثارگری روزافزون داشت!




لینک پستهای شهرستان لینک



دسته بندی : آذربایجان , * شهرستان لینک ,
برچسب ها : انسانیت , مدرسه , چاراویماق , آذربایجان شرقی , محمد صادقی , معلم , آموزش و پرورش ,


نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 5 مهر 1397, 11:59 ب.ظ

روستای پیربالا روستایی کوچک و آرام است واقع در شمال غربی استان آذربایجان شرقی، روستایی از توابع شهرستان سرسبز مرند با باغ و باغات بسیار و آبشاری دیدنی.

این روستا در فاصله تقریبا 100 کیلومتری از شهر تبریز قرار دارد. برای رسیدن به پیربالا باید از تبریز به سمت شمال غربی و در مسیر جاده صوفیان به حرکت بپردازید تا بعد از عبور از روستاهای ملایوسف، شوردره و پیام و دیزج به شهرستان مرند برسید. مرند در حدود 88 کیلومتری شمال غربی تبریز قرار دارد.


پیربالا مرند

پیربالا


از اینجا به بعد باید از سه راهی مرند وارد جاده سمت چپ شده و حدود 20 کیلومتر به سمت جنوب بیایید. جاده به موازات دره‌ای از دره‌های میشو داغ (کوه میشو) کشیده شده و شما به ترتیب از روستاهای انامق، محبوب‌آباد و عیش‌آباد عبور می‌کنید تا به روستای پیربالا برسید.

فاصله تبریز تا مرند را با ماشین شخصی می‌توانید در کمتر از یک ساعت طی کنید. در پمپ بنزین سه راهی مرند، باک ماشین را پر کنید و از طریق جاده سمت چپ مسیر اصلی، به سمت پیربالا بروید. با اینکه باقی مسیر 20 کیلومتر بیشتر نیست، اما عبور از جاده دوطرفه و پرپیچ و خم به احتیاط فراوان و حدود یک ساعت زمان نیاز دارد.

اتوبوس هم وسیله خوبی برای رسیدن به پیربالاست که البته در این سفر مانند یک رفیق نیمه راه، فقط شما را تا سه راهی مرند همراهی می‌کند. باقی مسیر را باید به کمک سواری‌های پرتعدادی طی کنید که مقصدشان روستای پیربالاست.


مهمترین محصولات و درختانی که در این روستا میبنید :  گیلانار یا همان آلبالو ،  اَریک یا زردآلو ، گردو و قیزیل گول همان گل محمدی است.


در دو فصل متفاوت بهار و تابستان به پیربالا سفر کردم که در بهار بسیار خوش منظره و خوش آب هوا و در تابستان گرم پر از میوه و محصولات باغی مثل آلبالو و زردآلو بود.

پیربالا در همسایگی روستای دیدنی و گردشگری عیش آباد مرند است.

روستا پیر بالا

روستای دیدنی

پیربول مرند

باغات زردآلو

پیربالا

باغات پیربالا

پیربالا

زردآلو

اریک

محصولات باغی

محبوب آباد

گردش در مرند


نام  قدیمی روستا:

پیربول=پیر+بول

پیر=در تؤرکی باستان به قبور شامان و قام یا ده ده "پیر" میگویند.

بول=کلمه‌ای تؤرکی به معنای زیاد و فراوان.

پیربول یعنی:دارای قبور فراوان

در روستای پیربول قبور متعددی از شامان‌های مقدس تؤرک وجود دارد،این امر اثباتگر اینست که مردم روستا تؤرک اصیل هستند./ نجف اوغلی(حسن نجفی)


[http://www.aparat.com/v/UhfkV]

[http://www.aparat.com/v/5FvkU]

[http://www.aparat.com/v/Q4DTl]



دره پر خاطره

با توجه به اینکه زمان زیادی برای رسیدن به روستا صرف نمی‌شود، می‌توانید قبل از ظهر به روستا برسید، در حاشیه رودخانه توقف کرده و چادر بزنید و بعد به دیدن روستا بپردازید.

به جز بافت پردار و درخت و باغات روستا، چند دیدنی ویژه در پیربالا انتظارتان را می‌کشند. یکی از آنها گورستان قدیمی روستاست که در بالا دست روستا واقع شده و مدفن «شیخ پیربابا بن بر الدین» است.

عده‌ای معتقدند چون مزار پیربالا در بالا دست روستا قرار دارد، نام روستا به «پیربالا» مشهور شده است.

ابوالفضل پیربالایی از اهالی تحصیل کرده و مطلع روستا است که در مورد پیربالا اطلاعات بسیار کامل و دقیقی دارد و با حوصله فراوان به راهنمایی گردشگران و مسافران می‌پردازد.

وی در این مورد می‌گوید: محوطه تاریخی این گورستان به همراه سنگ مزار بسیار بزرگ و دو طرفه پیربابا که تاریخ سال 906 هجری قمری روی آن ثبت شده است از جاذبه های تاریخی این روستای خوش آب و هواست.

اگر وقت دارید، دیدن مسجد قدیمی روستا را که به «مسجد کوچک» مشهور است از دست ندهید؛ این مسجد کوچک دوره‌های تاریخی بسیاری را دیده و بارها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است، اما هنوز هم فرم تاریخی خود را حفظ کرده است. این مسجد مانند نامش بسیار کوچک است.

علاوه بر این دیدن دو خانه قدیمی روستا که یادآور فرم خانه‌های قدیمی روستا هستند نیز جذابیت خود را دارد. خانه‌های چوبی و آجری شیروانی‌دار یزدانی و ابراهیم‌زاده در وسط روستا دو نمونه از این خانه‌های قدیمی هستند که می‌توانند شما را با بافت تاریخی و نحوه ساخت بناهای قدیمی روستا آشنا کنند.

دیگر دیدنی روستا که این روزها بسیار باشکوه‌تر هم شده است، آبشار پیربالاست که در نزدیکی روستا و در امتداد مسیر رودخانه در دره‌های میشو قرار دارد.

آبشار در انتهای مسیر رودخانه واقع است و برای دیدن آن باید با پای پیاده از دره رودخانه عبور کنید، برای این کار به کفش راحت و سبک، یک بطری آب و خوراکی های پر انرژی نیاز دارید.


پاییز پیربالا

طبیعت مرند

پاییز مرند

پیربالا کندی



آبشار پیر بالا دراستان آذربایجان شرقی واقع است. این آبشار در جنوب شرقی روستای پیر بالا واقع شده است. روستای پیر بالا در 18 کیلومتری شهرستان مرند واقع است. پس از گذر کردن از ۴ روستای انامق، محبوب آباد، عیش آبادبالا و عیش آباد پایین به این روستا خواهید رسید. استقرار روستای پیربالا در میان یک دره بزرگ و واقع شدن در دهانه دو رودخانه، موقعیت جغرافیایی جالب و با صفایی را به آن داده است.


آبشار پیربالا

آبشار پیربالا

پیربالا شلاله سی

آذربایجان شرقی

عیش آباد

دره پیربالا

آبشار


مهمترین مشاغل این روستا کشاورزی و دامداری است. از بارزترین محصولات کشاورزی پیربالا می توان به گردو، زردآلو و سیب اشاره کرد. مسیر آبشار مملو از درختان گردو و زردآلو است. درآمد اکثر روستاییان این منطقه نیز از همین محصولات تامین می شود. همچنین تولید خشکبار از دیگر محصولات ممتاز این روستا است.

از روستای پیربالا تا آبشار در حدود 2 ساعت پیاده روی با شیب ملایم لازم است. مسیر از میان دره ای که توسط صخره های بزرگ پوشیده شده و چشمه های زیادی در آن جریان دارند عبور میکند. ارتفاع آبشار در حدود 10 متر است و بهترین فصل سفر به این آبشار در اوایل بهار است.


لینک پست دویجان و گلجار مرند
لینک مجموعه پستهای دوربین تبریز لینک
لینک مجموعه پستهای شهرستان لینک




دسته بندی : آذربایجان , دوربین تبریز لینک , * شهرستان لینک ,
برچسب ها : پیر بالا مرند , عیش آباد , محبوب آباد مرند , آبشار پیربالا , زردآلو مرند , آذربایجان شرقی , روستای هدف گردشگری ,



» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( پنجشنبه 19 دی 1398 )
» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( شنبه 14 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( چهارشنبه 4 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( شنبه 9 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( یکشنبه 3 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( پنجشنبه 23 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( دوشنبه 15 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( پنجشنبه 4 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( چهارشنبه 20 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
» آموزش برخی جملات و کلمه ترکی و معادل فارسی ( چهارشنبه 5 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic