تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ابر آذری
 

تبریز ویکی لینکلر

 
سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
نظرات |


آداب نوروز در آذربایجان غربی
از بایرام آیئی تا یمیش سوفراسی

شکل گیری تمدن‌های آشور، اورارتو، مانا، ماد و پارس در قبل از اسلام و ظهور سلسله‌ها و حکومت‌های محلی در این بخش از ایران و هم مرزی با سه کشور خارجی موجب شده است تا استان آذربایجان غربی بزرگ‌ترین مرکز تعامل فرهنگی در کشور باشد.

هر چند در رهگذر زمان آداب و رسوم نوروزی مردم این منطقه یا رنگ باخته، یا دچار تغییر و تحول شده حتی برخی از آن‌ها نیز در دست فراموشی است اما هنوز در برخی از مناطق می‌توان این آیین‌های ناب و کهن را به نظاره نشست.

در آذربایجان غربی از اواسط اسفندماه، گرد و غبار خانه‌ها را با آیین خانه تکانی می‌زدایند و رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرند. وسعت این رسم که در منطقه به "هیس آلماق" موسوم است آن چنان در یکی دو هفته مانده به عید بیشتر می‌شود که گاهی مشکل کمبود و قطع آب آشامیدنی شهری را در پی می‌آورد.


آذربایجان


اسفند ماه یا «بایرام آیئی» ماه خانه تکانی زنان آذربایجان غربی

مردم آذربایجان غربی هنوز هم اسفندماه را با عنوان بایرام آیئی " ماه عید" می‌خوانند و مطابق سنت‌های کهن و قدیمی مردم آذربایجان غربی هفته اول اسفند ماه را "چیله قووان" یعنی هفته‌ای که چله زمستان را فراری می‌دهد یا یالانچی چارشنبه "چهارشنبه دروغین" می‌نامیدند و با آیین‌هایی اتمام فصل زمستان را جشن می‌گرفتند.

یکی دیگر از آیین‌های نوروزی که پیشینه بسیار کهن داشته و تا به امروز نیز به حیات خود ادامه داده است، گسترش سفره هفت سین است.

البته علت این که چرا باید هفتشی که با حرف سین شروع می‌شوند در این سفره گذاشت به درستی معلوم نیست آنچه معلوم است این که عدد هفت یکی از اعداد مقدس و مورد احترام ایرانیان کهن بوده است.

در نجوم عدد هفت خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفت نوید می‌دهند. علامه مجلسی می‌فرماید: آسمان هفت طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملک یا فرشته موکل بر آنند و اگر موقع تحویل سال هفت آیه از قران مجید را با سین شروع می‌شوند، نجوا کنند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می‌دارد و در آداب و سنن برخی ادیان و هم چنین در بسیاری از موارد سنتی و قبیله‌ای، عدد هفت اهمیت بارزی دارد، مانند هفت موضع نمازگزار، هفت سلام قرآن، هفت تکبیر در صفا و مروه، هفت آسمان، هفت روز هفته، هفت دیار و هفت دوزخ. شاید به خاطر همین تقدس عدد هفت بوده است که در سفره عید نوروز هفتشی که هر یک معرف نمادی هستند بر سر سفره گذاشته می‌شود.

با این اوصاف گستردن سفره هفت سین در میان مردم آذربایجان غربی خصوصاً در روستاها آن طور که امروز رواج یافته، معمول نبوده و تنها به باز کردن سفره عید اکتفا می‌شده است.

از دیگر سوم درست کردن سبزه عید نوروز است که کدبانوان شهری و روستایی آذربایجان از چند روز مانده به پایان سال دانه‌های گندم، عدس و ... را در ظرفی خیس می‌کنند و روی آن پارچه نازکی می‌کشند و هر از گاه روی آن آب می‌پاشند تا دانه‌ها اندک اندک جوانه زنند و سبز شوند.

 برخی از زنان با سلیقه نیز، این کار را با بذر بر روی کوزه‌های سفالی انجام می‌دهند، که پس از چند روز با جوانه زدن و ریشه دواندن سبزه‌ها، کوزه شکل سبز و زیبایی به خود می‌گیرد.

خانه تکانی


چهارشنبه سوری از نگاه مردم آذربایجان غربی

در گذشته آذربایجان، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به “کوله چارشنبه” یعنی چهارشنبه کوتاه بود و سومین چهارشنبه نیز “موشتولوقچی چارشنبه “چهارشنبه پیام آور” یا قره چارشنبه “چهارشنبه سیاه یا بزرگ” یا “خبرچی چارشنبه” نام داشت.

در مطالعات مردم شناسی انجام گرفته هر کدام از این چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادی از عناصر چهارگانه یعنی آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبیعت کشاورزی منطقه آذربایجان غربی نیز سنخیت دارند و مردم نیز هر کدام از این چهارشنبه ها را به نوعی با آیین هایی خاص گرامی می‌داشتند.

در بعضی خانه‌های روستایی آذربایجان غربی، رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه می‌ریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان بوده و در برخی دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است.

در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباس‌های تمیز و تازه خود را می‌پوشیدند و کوزه‌ای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت را پر آب تازه می‌کردند و گاهی چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه می‌شد.

از مراسم دیگر در آذربایجان غربی تخم‌مرغ شکنی است. تخم‌مرغ‌ها را در پوست پیاز می‌پختند تا رنگ بگیرد و آن را در بین کودکان به عنوان سوغاتی چهارشنبه توزیع می‌کردند.

مراسم شال‌اندازی سنت و آیینی است که یواش یواش از زندگی شهری خارج می شود ولی هنوز در بیشتر مناطق روستایی آذربایجان غربی معمول است. امروزه، پیشرفت تکنولوژی و فرهنگ شهرنشینی این رسم زیبا را آرام آرام به محاق فراموشی می‌سپارد.

چرشنبه

شال اندازی در آذربایجان غربی، مبتنی بر شیوه ای بود و آیین آن چنین بوده است که بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستاها از روزن بام‌هابه درون آویزان می‌کردند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه و سایر هدایا پر می‌کرد و می گفت: “چک الله مطلبین وئرسین …” یعنی : “بکش؛ خداوند مرادت را بدهد”

از مراسم بسیار قدیم آخرین چهارشنبه‌ سال، مراسم بخت گشایی بود، هرچند که امروزه همسرگزینی با روش‌های مدرن و تلفنی و اینترنتی و سایر شیوه ها مرسوم شده است اما یادآوری این سنت خالی از لطف نیست.

مراسم بخت گشایی شامل گره زدن دستمال یا چارقد بود بدین ترتیب که دختران دم بخت گرهی به دستمال یا چارقد خود می‌زدند و از اولین رهگذر می خواستند تا به امید باز شدن گره از کارشان، گره را بگشاید.

بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پرکردن کوزه آب از مراسم مرسوم بخت‌گشایی بود. فال‌گیری از مراسمی بود در روز چهارشنبه، که مردم تفالی می زدند بر سالی که در راه بود. در آذربایجان غربی همچنین یکی از مراسم فالگیری، مراسم فالگوش ایستادن بوده است.

این رسم که بیشتر از سوی زنان خانه انجام می گرفت بدین صورت بود که در مکانی که دیده نشوند می ایستادند و کلیدی زیر پای خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش می دادند و تفال می‌زدند.

از مراسم دیگر، خرید آجیل چهارشنبه‌سوری است که هنوز هم در آذربایجان غربی به نام “یئدی لوین” به معنی آجیل هفت رنگ یا “چارشنبه یئمیشی” معروف است.


یمیش سوفراسی آماده پذیرایی از مهمانان نوروز می‌شود

در گذشته خانواده‌های آذربایجانی سفره سفید پارچه‌ای به نام " بایرام سوفراسی" سفره عید یا " یمیش سوفراسی" سفره خوراکی را در اتاق مهمان پهن می‌کردند و هر مهمانی که از راه می‌رسید پای آن می نشست و صاحبخانه از آنها پذیرایی می‌کرد. این سفره در واقع هم سفره پذیرایی بود و هم سفره هفت سین، اما به شکل محلی و قدیمی که بسان امروز از تشریفات مواد آن خبری نبود.

زنان با سلیقه سفره عید را که پارچه‌ای چهارگوش مربع یا مستطیل بود با استفاده از نخ‌های رنگین، گل بوته‌هایی در چهار گوشه آن سوزن دوزی می‌کردند و ملزومات سفره را به شکل زیبایی روی آن می‌چیدند و پای همین سفره از مهمانان پذیرایی می‌کردند.

معمولاً در این گونه مجالس بزرگترها در بالا و صدر مجلس و کودکان در پایین سفره می‌نشستند و مقابل هر دو نفر هم یک بشقاب گذاشته می‌شد، این نکته گفتنی است که محتویات این سفره حدوداً تا پنجاه سال پیش (دهه ۳۰) به غیر از سفره هفت سین به سبک امروزی بود که در سطور پیش از آن یاد شد.

مهمانی

معمولاً در سفره‌های عید قدیمی و سنتی تنقلاتی مانند نخود، کشمش، مغز بادام و گردو، شیرینی‌های رنگین، شیرینی نعناعی، سنجد، خرما، انجیر، انار، سیب، " قیزیل ئوزوم" انگور سرخ، ترشی خربزه یا ترشی انگور، شیرینی کوکه، حلوای خانگی و همچنین موادی مانند: سجوق، سماق، سیر، سکه، لپه، برنج، بلغور و سبزه را به عنوان سفره هفت سین در کنار اقلام یاد شده بالا می‌گذاشتند، سبزه را معمولاً از پخله" باقلا" یا گندم و در برخی خانواده از سنب و... تهیه می‌کردند.

زنانی که با سلیقه بودند بر روی سبزه چند دانه ذرت بو داده هم می‌ریختند تا شبیه شکوفه باشد و فرا رسیدن بهار و جریان زندگی را نشان دهد یا کمی نشاسته را در آب حل کرده و به شکل نقطه نقطه روی برگهای باقلا می‌زدند، پس از خشک شدن روی آنها را با رنگ سرخاب تزیین می‌کردند.

در ایام گذشته معمولاً سفره عید خانواده‌ها تا روز سیزدهم به همان شکل گسترده می‌ماند و در این روز است که سفره برچیده شده و سبزه آن توسط مسافران سیزده به در به دست آب روان سپرده می‌شود، چرا که در باور مردم، ماندن سبزه در این روز شگون نداشته و چه بسا رها کردن سبزه نوروزی در آب جاری به منزله جریان زندگی و حیات دوباره جانداران باشد.


عارافات آخشامه (شب عرفه)، زیارت اهل قبور

همیشه در میان آذربایجانی‌ها خصوصاً شیعیان، برگزاری اعیاد ملی و مذهبی اغلب با دید و بازدید و زیارت اهل قبور بوده و شادی‌های این روز را همراه با قرائت فاتحه و احسان کردن به اموات خویش تقسیم می‌کنند از این رو طبق رسم معمول روز قبل از عید اعم از اعیاد مذهبی مانندک عید فطر و قربان یا اعیاد ملی، در آخرین پنجشنبه سال باید به زیارت اهل قبور رفت و برای آمرزش گناهان آنها فاتحه‌ای خواند، چرا که ارواح مردگان همیشه در چنین ایامی چشم به راه بوده و طالب احسان و دعاهایی مغفرت آمیز از سوی بازماندگان هستند.

در اعتقادات مسلمانان آذربایجان غربی آخرین روز از سال را عارافات آخشامه می گویند و چنان که اشاره شد باید به زیارت اهل قبور رفت، و برای اموات خود فاتحه خواند. از این رو زنان و مردان معمولاً بعد از ظهر روز عرفه به اتفاق، بر سر قبور اموات خود حاضر شده، سنگ قبرها را می‌شویند و گلاب می‌پاشند و در شهرها برخی نیز سبزه نوروزی، چند شاخه گل رز یا گلایول و ... روی قبر می‌گذارند؛ سوره جمعه و فاتحه قرائت کرده و در آخر ضمن طلب آمرزش گناهان برای مردگان، مقداری نقل، حلوا، خرما و نانهای محلی مانند کوکه احسان می‌کنند.

شب عرفه


تحویل سال و دید و بازدید

با نزدیک شدن به زمان تحویل سال، طبق سفارش اسلام مؤمنین غسل مستحبی کرده و خود را برای سال نو تطهیر می‌کنند. بزرگ خانواده به اتفاق اهل و عیال بر سر سفره عید می‌نشینند و سوره‌هایی چند از قرآن مجید را تلاوت می‌کنند و برخی نیز در روستاها در مساجد جمع می‌شوند و دعای "چهل یاسین" را می‌خوانند و بر تنگ ماهی فوت می‌کنند بر این باور که هر موقع ماهی سرخ داخل تنگ، وارونه شود نشان تحویل سال است.

 در ضمن این باور در میان ساکنان شهرهای استان، خصوصاً پیرمردان و گیس سفیدان نیز از عمومیت بیشتری برخوردار است که در لحظه تحویل درختان بید، سر تعظیم فرود می‌آورند و آب‌ها بند آمده و از حرکت باز می‌ایستند؛ هر کس در این لحظه متوجه اتفاق فوق شود، هر نیت و آرزویی بکند بی شک دعای او نزد خداوند مستجاب خواهد شد.

و آنگاه که سال نو شد، دعای تحویل سال قرائت می‌شود «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول و الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال» و اهل منزل بر محمد و آل محمد صلوات می‌فرستند، و سپس اولین تبریک‌های نوروز و روبوسی‌ها از پای سفره هفت با جملات زیر آغاز می‌شود: "بایرامین موبارک اولسون" و جواب می‌شنوند: "سنینده بایرامین موبارک اولسون، یوز بئله بایراملار گوره سن".


مهمانی نوروز

نوروز



«بیدمشک»پیام آور بهار در آذربایجان

بیدمشک نخستین درختی است که در آذربایجان غربی با عنوان پیام آور بهار به گل نشسته و به فضای سرسبز این منطقه حال و هوای نشاط و شادابی می‌بخشد، درختی که آمدن بهار را نوید می‌دهد

در این فصل از سال که بیدمشک‌های بهاری بر روی شاخه‌های درختان می‌درخشند، زنان در مناطق مختلف آذربایجان غربی با استفاده از وسایل و ابزار آلات سنتی که به نی قازان در زبان ترکی معروف است، اقدام به عرق گیری از این گیاه با ارزش می‌کنند.

بیدمشک که در زبان آذری به بیدمیش و پئش پئشا شهره است، از تیره گیاهان بید است که اندازه آن از بید معمولی کوچک‌تر ولی سنبله‌های آن دارای اسانس معطری هستند، گل‌های بیدمشک پیش از باز شدن برگ‌ها ظاهر می‌شوند و معطرند، در بهترین نوع آن زردی رنگ گل بیشتر است.

بیدمشک ارومیه

بیدمشک معمولاً در مناطق معتدل و مرطوب می‌روید و اثرات درمانی بسیاری دارد، طبیعت گیاه بیدمشک، سرد و تر است و متخصصان طب سنتی آن را مقوی قوای دماغی، قلب، مفرح روح، ملین مزاج، ضد سردرد و دردهای عضلانی، پایین آورنده قند خون و آرام بخش می‌دانند.

در کنار استفاده بانوان آذربایجان غربی از عرق بیدمشک به عنوان شربت گوارا برای پذیرایی از میهمانان نوروزی، عرق بیدمشک، در رفع کم خونی، ناراحتی‌های قلبی و عروقی، تسکین اعصاب و دردهای رماتیسمی مورد استفاده قرار گرفته و «نُقل» سوغات ارومیه نیز با استفاده از این عرق معطر تهیه می‌شود.

بیدمشک را می‌توان به صورت درختچه‌هایی که درکنار نهرها یا در حاشیه باغ‌های شهرهای آذربایجان غربی بخصوص در شهرهای ارومیه، سلماس و خوی کاشته می‌شود دید، بید مشک با نام آذربایجان غربی بخصوص ارومیه عجین است به طوری که نقل بیدمشک بویژه نوع ابریشمی آن و انواع عرق حاصل از بیدمشک با مصارف درمانی و دارویی شهرت خاصی در کشور و منطقه دارد.

بیدمشک علاوه بر رایحه مطبوع، دارای خواص درمانی زیادی است که اهالی شهرستان ارومیه برای استفاده از خواص درمانی و پذیرایی از مهمانان، عرق آن را در خانه‌ها نگهداری کرده و عرق و نقل بیدمشک به دلیل کیفیت و عطر و طعم مطبوع از قدیم الایام مورد توجه مسافران و گردشگران بوده و در زمان حاضر نیز از جمله اقلامی است که مشتریان زیادی دارد.

بیدمشک



آذربایجان غربی به دلیل تاریخ و تمدن کهن در دل خود داستانها و خاطره‌های زیادی از گذشتگان به ارث دارد آثاری که شاید در اثر زمان گرد فراموشی روی آنها را پوشانده اما هنوز هم می‌توان در سفر به شهرها و روستاهای زیبا و تاریخی این دیار داستانهای زیادی از عشق و همدلی را روایت کرد داستانهای هزار و یک شبی که در دل خود رازهای سر به مهر زیادی به میراث دارند.

سکینه اسمی: این استان با یک هزار ۵۱۷ اثر ثبت شده ملی، ۵۸ منطقه نمونه و ۱۳ مسیر بکر گردشگری که براساس کاوش‌های باستان شناسی، میراث دار تمدن ۸ هزار ساله‌ای است که در دل خود رمز ورازهای زیادی دارد، تمدنی بی نظیر که این روزها بی صبرانه به انتظار گردشگران نوروزی نشسته است.

ارومیه

استانی که به دلیل تاریخ و تمدن کهن در دل خود داستانها و خاطره‌های زیادی از گذشتگان به ارث دارد آثاری که شاید در اثر زمان گرد فراموشی روی آنها را پوشانده اما هنوز هم می‌توان در سفر به شهرها و روستاهای زیبا و تاریخی این دیار داستانهای زیادی از عشق و همدلی را روایت کرد داستانهای هزار و یک شبی که در دل خود رازهای سر به مهر زیادی به میراث دارند.

بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان آذربایجان غربی دارای ۱۷ شهرستان، ۳۶ بخش، ۳۶ شهر، ۱۰۹ دهستان و ۳۷۲۸ آبادی است و مرکز آن شهر تاریخی ارومیه است، در این میان خوی، ماکو، مهاباد، میاندوآب و نقده نیز از مهم‌ترین شهرستان‌های این استان به شمار می‌روند که در دل خود تاریخ و تمدن کهنی را به میراث دارند.

این استان در کنار جاذبه‌های گردشگری و آثار تاریخی به دلیل هم مرزی با سه کشور ترکیه، عراق و جمهوری آذربایجان غربی ضمن اینکه مسیر ورود و خروج مسافران، گردشگران و میهمان داخلی و خارجی است بلکه به دلیل دارا بودن بازارجه های مرزی بی نظیر یکی از مقاصد جاذب برای مسافران و گردشگران نوروزی است.

بازارچه‌های مرزی و غیره که این روزها پر است از اقلام و وسایل مورد نیاز خانگی مردم که به دلیل استفاده از مزیت مرزی دارای وسایل خارجی و ایرانی است ضمن اینکه زمینه سفر گردشگران نوروزی است بلکه زمینه‌ای برای خریدهای نوروزی مردم سراسر کشور به شمار می‌رود.
 
طبیعت مارمیشو اورمیه
مارمیشو

شهر اورمیه
ارومیه

آبشار در نزدیکی شهر سلماس
آبشار ممکان


مسافران نوروزی می‌توانند از ۵ مسیر گردشگری به آذربایجان غربی سفر کنند

با توجه به مرزی بودن و زندگی اقوام و ادیان مختلف در روستاهای آذربایجان غربی و وجود بناهای تاریخی و طبیعت بکر در اطراف آن‌ها، این مکان‌ها به نماد سنت‌ها و آداب و رسوم محلی تبدیل شده و جاذبه‌های بی نظیری در انتظار حضور علاقه مندان به طبیعت گردی در طول ایام نوروز هستند.

روستای سرخ با برده سور، روستای گردشگری بند، روستای زمزیران، روستای رند، پردانان پیرانشهر، جزایر و روستاهای اطراف دریاچه ارومیه، باغ‌های بزرگ سیب و انگور از مناطق روستایی بکر و دیدنی این دیار به شمار می‌روند.

با گذر از پنج مسیر گردشگری آذربایجان غربی می‌توان بیشتر جاذبه‌های گردشگری و آثار و ابنیه‌های تاریخی و باستانی این استان را بازدید کرد، در این راستا با گذر از مسیر ارومیه- اشنویه- پیرانشهر، مناظر طبیعی و اماکن تاریخی همچون دره شهدا، چشمه عین الروم، بازارچه مرزی، پردانان، هفت چشمه و آبگرم شیخ معروف را می‌توان مورد بازدید قرار داد.

مسیر ارومیه- مهاباد- سردشت نیز غار سهولان، سدجزیره گردشگری مهاباد، مسجد جامع مهاباد، بازار سنتی، تالاب کانی برازان، حمام لج میرآباد، جنگل‌های سردشت، آبشار شلماش، رودخانه زاب و چشمه گراو را در معرض دید علاقمندان قرار می‌دهد.

رودخانه زرینه رود، موزه میاندوآب، تخت سلیمان، زندان سلیمان، آبگرم احمدآباد، چمن متحرک چملی، کوه بلقیس و غار کرفتو نیز از جاذبه‌های مسیر گردشگری ارومیه- میاندوآب- تکاب در جنوب آذربایجان غربی بمشار می‌روند.

گذر از مسیر گردشگری ارومیه- ماکو- پلدشت- مرز بازرگان نیز امکان بازدید از کاخ باغچه جوق، مسجد حضرت ابوالفضل (ع)، دخمه شیرین و فرهاد، دشت بورالان، منطقه عشایری، عمارت کلاه فرنگی، دامنه‌های آرارات، چشمه ثریا، تالاب آغ گل، سد ارس، رودخانه ارس، ساختمان شهربانی سابق بازرگان و سد بارون و ... را به گردشگران می‌دهد.

و بالاخره آخرین مسیر گردشگری در شمال آذربایجان غربی از ارومیه- سلماس- خوی- قره ضیاءالدین تا چالدران، مسجد مطلب خان، بازار سنتی، دروازه سنگی، پل قطور، مرز رازی، تفرجگاه فیرورق، مزارع آفتاب گردان، آبشار خوی، کلیسای سورپ سرگیس، قلعه تاریخی بسطام، قره کلیسا، دشت تاریخی چالدران، مقبره سید صدرالدین، کلیسای زرزر و کتیبه خان تختی در مقابل دیدگان گردشگران نمایان می‌کند.

طبیعت قوشاچای یا میاندوآب
آذربایجان غربیقوشاچای

طبیعت اوچ نوا یا اشنویه آذربایجان غربی
اشنویه 

چهارفصل ایران نوروز در آذربایجان غربی تکرار می‌شود

آذربایجان غربی علاوه بر جایگاه تاریخی و فرهنگی به لحاظ آب و هوایی نیز دارای ویژگی‌های منحصر بفرد و چهار فصل مشخص است که در کمتر نقطه‌ای از جهان دیده می‌شود، این استان نه تنها در بهار و تابستان چشم نواز و دل انگیز است بلکه در زمستان نیز با وجود سوز و سرما زیبایی‌های منحصر بفردی در دشت‌ها و کوه‌ها دارد که چشم هر بیننده تازه وارد را می‌نوازد.

به دلیل وجود ارتفاعات متعدد استان دارای آب و هوای کوهستانی است، کوه‌های زاگرس که در جهت شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارند، مانع ورود کامل جریان‌های مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه به این استان می‌شوند. ورود این جریان‌ها با سرمای شدید و بارش برف سنگین همراه است.

یکی دیگر از عامل تأثیرگذار در آب و هوای این استان، وجود دریاچه ارومیه است این دریاچه علاوه بر تأمین رطوبت منطقه، خود عامل تعدیل درجه حرارت در این ناحیه نیز است، گرم‌ترین ماههای سال در آذربایجان غربی تیر و مرداد است. با این وجود در مناطق ییلاقی این استان حتی در این ماه‌ها آب و هوایی خنک و مطبوعی وجود دارد، فرا رسیدن گرما و سرما در آذربایجان غربی ناگهانی است.

بارندگی مناسب در استان موجب شده تا نزدیک به ۴۰ رودخانه دایمی و فصلی، ۱۲ هزار چشمه و قنات، ۳۱ تالاب بین المللی و عضو کنوانسیون رامسر در آن شکل بگیرد، کوهپایه‌ها و پستی و بلندی‌های سرسبز در بهار و پوشیده از برف در زمستان، دریاچه ارومیه با ۱۰۲ جزیره کوچک و بزرگ، مزارع و باغات سیب و انگور، آبشار عظیم شلماش در سردشت، سد عظیم ارس در پلدشت و ۱۲ دریاچه پشت سد، ۱۱۰ هزار هکتار عرصه جنگلی در سردشت و پیرانشهر از جاذبه‌های طبیعی آذربایجان غربی است.

این استان با بیش از یک هزار و ۵۱۷ اثر تاریخی و جاذبه طبیعی ثبت شده ملی دارای دو اثر ثبت شده جهانی یکی از مقاصد مهم گردشگری کشور به شمار می‌رود از مهمترین جاذبه‌های گردشگری استان می‌توان به مجموعه جهانی تخت سلیمان تکاب، مجموعه جهانی قره کلیسای چالدران، مزار شمس تبریزی، غارسهولان، کاخ موزه باغچه جوق ماکو، سه گنبد و دریاچه ارومیه و... و. اشاره کرد.

طبیعت سیلوانا آذربایجان غربی
سیلوانا

طبیعت سازی داش یا سردشت آذربایجان غربی
سردشت آذربایجان غربی

 

تخت سلیمان تکاب مجموعه‌ای پررمز و راز دردل تاریخ

مجموعه جهانی تخت سلیمان و آثار باستانی آن یکی از مهم‌ترین و مشهورترین مراکز تاریخ و تمدن کشور ایران است که در کوهستان‌های غرب کشور و در محل بسیار مصفا و خوش آب و هوایی قرار گرفته است.

این مجموعه در زمان‌های قدیم دارای موقعیت سوق الجیشی حساس بوده است. بقایای این اثر تاریخی بر روی جبهه‌ای از سنگ در ۴۸ کیلومتری شمال شرق تکاب قرار گرفته در میان انبوهی از آثار طبیعی و مصنوعی مانند دریاچه‌ها، آبگرم‌ها، قبور کهنسال و ابنیه تاریخی دیگر احاطه شده است.

تخت سلیمان یا شهر گنجک در یک دره سرسبز در بلندی سه هزار متری، سرشار از جاذبه‌های کم نظیر طبیعی- تاریخی واقع شده، این ناحیه همان شهر مشهوری است که بنا به نوشته‌های کهن، زادگاه زرتشت بوده و در نوشته‌های پهلوی به نام "گنجک" خوانده شده است.

برای رسیدن به مجموعه جهانی تخت سلیمان اسراز آمیز مسیرهای متعددی از جمله دندی- زنجان – تکاب – تخت سلیمان، ارومیه – شاهین دژ- تکاب، جاده بیجار وجود دارد مسیرهایی که در فصل بهار چشم انتظار گردشگران و میهمانان داخلی و خارجی است.

 تخت سلیمان

زندان سلیمان

طبیعت تیکان تپه یا تکاب
تیکان تپه

 
قره کلیسا قدیمی‌ترین کلیسای عالم مسیحیت
مجموعه جهانی قره کلیسا (کلیسای تاتائوس) در هفت کیلومتری جاده چالداران - قره ضیاءالدین و در دامنه کوه و روی تپه ˈماهورˈ قرار دارد.

این بنای تاریخی - مذهبی به سبب برخورداری از معماری بی نظیرش در تیر سال ۸۷ به عنوان نهمین اثر ثبت شده کشور در سی و دومین نشست میراث جهانی یونسکو در کبک کانادا در فهرست آثار تاریخی جهان قرار گرفت و ثبت جهانی شد.
 
اهمیت بنای تاریخی قره کلیسا علاوه بر قدمت و معماری کم نظیرش، به علت شهادت تاتائوس مقدس یکی از حواریون حضرت مسیح (ع) است که به دستور پادشاه ارمنستان به همراه پیروانی که به دین مسیحیت گرویده بودند در این منطقه به شهادت می‌رسد.

بعد از شهادت حواری حضرت مسیح (ع)، او را در محل کنونی کلیسا به خاک می‌سپارند، بعدها روی قبر او نمازخانه کوچکی می‌سازند و در قرن هفتم میلادی این نمازخانه به کلیسای بزرگی تبدیل می‌شود.

این کلیسا در بین ارامنه مقدس است و بسیاری از آنان فرزندان خود را برای غسل تعمید به این کلیسا می‌برند، در آنجا جشن می‌گیرند، گوسفند قربانی می‌کنند و از خدا و حضرت مسیح (ع) خواسته‌های خود را طلب می‌کنند.

قره

 
سفرکاخ موزه باغچه جوق ماکو به یکی از رؤیایی‌ترین کاخ‌های ایران

کاخ موزه زیبای باغچه جوق در ماکو یکی از رؤیایی‌ترین کاخ‌های ایران که عمری بیش از ۱۲۰ سال دارد این روزها برای بازدید گردشگران آماده شده است و دوستداران تاریخ معاصر و دوره قاجار را به خود می‌خواند.

قصر تاریخی باغچه جوق که از یک ساختمان دو طبقه تشکیل شده در داخل محوطه باغی به مساحت ۱۱ هکتار قراردارد، معماری کاخ تلفیقی از معماری سنتی ایرانی و غربی، به ویژه معماری روسیه اواخر سده نوزدهم است.

خانواده سردار ماکویی تا سال ۱۳۵۳ در این کاخ زندگی می‌کردند و پس از مرمت و بازسازی محوطه و ساختمان آن از سال ۱۳۵۸ به منظور بازدید عموم افتتاح شد. این کاخ موزه در سال ۱۳۶۶ در اختیار میراث فرهنگی کشور قرار گرفت.

ماکو

آواجیق ماکو

آواجیق ماکو


مسجد جامع ارومیه اوج هنر و معماری

مسجد تاریخی جامع ارومیه یکی از بناهای سده هفتم (ه. ق) اثر بی نظیر تاریخی است که قدمت آن به دوران سلجوقیان می‌رسد که در وسط بازار بزرگ و قدیمی ارومیه جاخوش کرده، صحن بزرگ و شبستان آجری وسیعی دارد که وسط آن با گنبد بلندی پوشیده شده است.

از خصوصیت‌های بارز این مسجد شباهت قسمت قدیمی آن با کاخ ساسانی دامغان است و بنابر روایتی، ساخت مسجد پیش از این معبدی دوره ساسانی بوده است، هسته نخستین مسجد جامع ارومیه، شبستان گنبد داری در وسط است که ساختمان آن به دوران سلجوقیان و قرن ششم هجری قمری تعلق دارد و ۴۰ ستون متصل به این شبستان گنبددار مربوط به دوران ایلخانی هستند.

حجره‌های اطراف صحن مسجد به اوایل دوره زندیه متعلق‌اند و سنگ نوشته موجود، زمان احداث آن را سال ۱۱۸۴ هجری قمری نشان می‌دهد، محراب مسجد سرتاسر پوشیده از کتیبه‌هایی به خط کوفی و ثلث است، در حاشیه بیرونی محراب، آیه ۲۵۵ و قسمتی از آیه ۲۵۶ سوره بقره به خط کوفی نوشته شده است.

آذربایجان غربی


مزار شمس تبریزی، میعادگاه نوروزی عاشقان عرفان

بارگاه شمس تبریزی عارف نامی کشور و دنیا همه ساله به ویژه در ایام نوروز خیل عاشقان عرفان اسلامی و ایرانی را به زیارت مزارش در شهرستان خوی می‌کشاند.

شمس‌الدین محمد تبریزی از جمله عرفای بزرگ و حکمای نامدار و شوریده‌ای است که تأثیر شگفت و شگرفش در تاریخ حکمت و عرفان اسلامی، با ظهور بی‌بدیل مردی از تبار عاشقان و عارفان یعنی مولانا محمد جلال الدین مولوی آشکار و اظهار می‌شود که مولانا خود از ملاقات او حیران و خیالی از خیالات او می‌داند.
برج شمس تبریزی روی مزاری منسوب به شمس تبریزی در دوره صفویان در شهر خوی ساخته شد، این بنا در محلهٔ امامزاده سید بهلول در شمال غربی شهر خوی در آذربایجان غربی واقع است.

سطح بیرونی این مناره با شاخ‌هایی از قوچ وحشی که شاه اسماعیل صفوی طی اقامت ۴۰ روزه‌اش در کوه چله خانهٔ خوی شکار کرده بود، تزیین شده است، برج شمس تبریزی ۳.۴۰ متر قطر داشته و مساحت آن نیز ۱۱ متر است.

مقبره شمس

شهر خوی


غار سهولان، دنیایی شگفت انگیز در اعماق طبیعت مهاباد
غار سهولان مهاباد پس از غار "علیصدر" همدان بزرگ‌ترین و وسیع‌ترین غار آبی ایران اسلامی به شمار می‌رود و دنیایی شگفت انگیز در اعماق زمین است که سالانه پذیرای هزاران گردشگر نوروزی برای تماشای زیبایی‌های سحر انگیز است.

غار سهولان در ۳۵ کیلومتری شهرستان مهاباد و جاده مهاباد - بوکان واقع شده و از چند حوضچه بزرگ که به وسیله دالانهای آبی به هم متصل شده‌اند تشکیل یافته است، ارتفاع سقف غار از سطح آب در حوضچه آخر ۵۰ متر و عمق آب در حوضچه وسط به ۳۵ متر می‌رسد.
این غار تا اندازه‌ای شبیه به غار علیصدر همدان است با این تفاوت که قسمت کشف شده آن در حال حاضر چندان طولانی نبوده و قندیل‌های بسیار زیبا و فراوان موجود در غار علیصدر را به صورت موردی می‌توان در این غار مشاهده کرد، غار سهولان دارای دو در اصلی است که به هم راه دارند و می‌توان از هر یک از آن‌ها وارد غار و از در دیگر خارج شد.

بعد از ورود به غار و پس از طی مسیر پیاده با سوار شدن بر قایق می‌توان به دیدن جاذبه‌ها و شگفتی‌های نهفته در دل این غار پرداخت، هم اکنون به لطف نورپردازی محیط درونی غار که با انواع لامپ‌ها و نورافکن‌ها چراغانی شده، مناظر شگفت انگیزی را می‌توان مشاهده کرد. رسوبات داخل غار اشکال گوناگونی دارد: پای فیل، عروس دریایی، خفاش و... که به همراه قندیل‌های زیبای غار آنرا بسیار دیدنی کرده است.

سهولان

نمایی از سویوق بولاغ یا مهاباد آذربایجان غربی
مهاباد


بزرگ‌ترین تالاب آذربایجان غربی گردشگران را فرا می‌خواند
دریاچه ارومیه هر چقد هم خشک شده و در بحران به سر برد باز به عنوان بزرگ‌ترین تالاب آذربایجان غربی دارای مناظر و طبیعت بکر و زیبایی است که گردشگران و مسافران نوروزی را فرا می‌خواند.

آذربایجان غربی دریاچه ارومیه را به عنوان بزرگ‌ترین تالاب در خود جای داده است و در حال حاضر یکی از پدیده‌های طبیعی، اقتصادی و گردشگری مهم در منطقه محسوب می‌شود، این دریاچه در ارتفاع یک‌هزار و ۲۶۷ متری از سطح دریا واقع شده، طول آن حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۵ تا ۵۰ کیلومتر متغیر است، عمق متوسط آن را ۵۰ تا ۶۰ متر تخمین زده‌اند.
آب دریاچه ارومیه بی‌نهایت شور بوده و به دلیل کم‌آبی و خشکسالی میزان نمک آن از حد طبیعی فراتر رفته است و این امر سبب عدم یخ‌زدگی این دریاچه شده است، قابلیت‌های گردشگری دریاچه ارومیه را می‌توان بر اساس وجود جزایر متعدد، پوشش‌های گیاهی مختلف و حیات وحش موجود در آن دانست چرا که این دریاچه دارای ۱۰۲ جزیره و صخره سنگی بوده و چشم انتظار گردشگران و مسافران است.

جزایر کبودان، اشک، اسپیر، آرزو و اسلامی از جمله این جزایر است که پوشش گیاهی متنوع و حیات وحش را در خود جای داده است.

دریاچه ارومیه


تپه حسنلو میراث دار تمدن ۸ هزار ساله
تپه باستانی حسنلوی سولدوز یا نقده، تمدنی هشت هزار ساله در قلب تاریخ باستانی آذربایجان غربی بوده که با وجود مزیت‌های مختلف برای ثبت در فهرست آثار جهانی هنوز این مهم محقق نشده است.

این اثر بی نظیر تاریخی از سال ۱۳۳۶ در پی کشف خرابه‌های شهر و دژی متعلق به دوره ماننا یعنی ۸ هزار سال قبل، اهمیت فراوانی پیدا کرد که با کشف جام زرین نیز بر اهمیت باستانی و تاریخی این محوطه افزوده شد.
باستان شناسان ایرانی و خارجی قدمت این تپه باستانی را ۸۰۰ تا ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد تخمین زده‌اند، حدس دیگر آن است که آثار مربوط به ویرانه‌های تپه حسنلو در ۷۰۰ یا ۶۵۰ سال قبل از میلاد به آتش کشیده شده که در هر صورت نشان دهنده جایگاه تاریخی این اثر بی نظیر است.

تپه باستانی حسنلو به همراه مهم‌ترین اثر مکشوفه آن یعنی جام "زرین حسنلو" با قدمتی بیش از هشت هزار سال قبل از میلاد مسیح در نقده استان آذربایجان غربی نمادی از تاریخ کهن ایران اسلامی است.
البته سولدوز شهری با طبیعتی بکر و زیباست.

سولدوز دروازه تمدن آذربایجان
تپه حسنلو

نقده


جشن نوروزگاه در اماکن تاریخی آذربایجان غربی برپا می‌شود

معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی از برپایی سلسله جشن‌های نوروزگاه در اماکن تاریخی این استان خبر داد.

حسین امامی در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص برنامه‌های استقبال از نوروز ۹۶ در استان اظهارداشت: امسال ستاد اجرایی خدمات سفر کشور برای نوروز ۹۶ چندین برنامه مهم را پیش بینی کرده که در قالب این برنامه‌ها ایجاد و راه اندازی جلسات منظم ستادهای استانی پیش‌بینی شده و در آذربایجان غربی به اجرای طرح نوروزگاه‌ها در سایت‌های تاریخی مانند قره کلیسا، که در این مکان‌ها جشن‌های سنتی نوروز که مختص استان آذربایجان غربی است توجه ویژه‌ای شده است.
 
وی افزود: در شهر ارومیه، مدرسه تاریخی ۲۲ بهمن واقع در خیابان امام به عنوان محل جشن نوروزگاه انتخاب شده که این جشن از ۲۵ اسفند سال ۹۵ آغاز و تا ۱۳ فروردین سال ۹۶ ادامه دارد و در شهرهای سردشت، خوی، سلماس، تکاب و منطقه آزاد ماکو نیز انتخاب مکان بر عهده فرماندار این شهرهاست.

معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی گفت: در نوروزگاه‌های کل استان بازارچه‌های دائمی و موقت صنایع دستی ایجاد می‌شود که علاوه بر فروش صنایع دستی در این بازارچه‌ها به معرفی غذاها، سوغاتی‌ها و بازی‌های محلی استان پرداخته می‌شود.


لینک مجموعه پستهای استانهای آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان

لینک صفحه جانبی آداب رسوم و اصالت آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * آرتاویل،اورمو،زنگان
برچسب ها : اورمیه-ارومیه-آذربایجان غربی-آذری-گردشگری-سفر نوروز-آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 16 اسفند 1395
زمان : 11:58 ب.ظ
چله گئجسی در آذربایجان
نظرات |

«چیلله گئجه‌سی»
 خاطره‌ ماندگار قصه‌ هزار و یک‌شب آذربایجان



ایشیق - حسین واحدی :  به آخرین روزهای پاییز که نزدیک می‌شویم، کم‌کم صدای پای زمستان به گوش می‌رسد و مردم خود را برای به جا آوردن آداب و رسوم خاص شب آخر پاییز که در میان مردم آذربایجان به «چیلله ‌گئجه‌سی» معروف است آماده می‌کنند. خیابان‌های شهر هیاهوی خاصی به خود می‌گیرد و همه‌ی خانواده‌ها به فکر تهیه خوراک شب طولانی چیلله میافتند.
‌چیلله، در زبان ترکی به معنای نهایت کشیدگی و درازی می‌باشد و این شب به خاطر کشیدگی یعنی طولانی بودن آن بدین صورت نامگذاری شده است. همچنین در زبان سریانی به این شب «یلدا» گفته‌اند.

یلدا مبارک

در قدیم نگاه به «چیلله» بسیار متفاوت‌تر از امروز بوده است. چرا که قبل از رسیدن فصل سخت زمستان و آغاز چیلله‌ها، مردم می‌گفتند: «زمستان نزدیک است و خدا می‌داند چقدر مال و منال از دست خواهیم داد. چند نوزاد در قنداق از سرمای سخت، جان سالم به در خواهند برد؟ حیواناتمان سالم خواهند ماند؟ و…».
یعنی زمستان و چیلله عید و جشن محسوب نمی‌شد، بلکه همه به فکر بی‌ضرر گذراندن آن ایام سخت و طاقت‌فرسا بودند. در عین حال، با دعا و نذر و نیاز از پروردگار متعال تقاضا می‌کردند تا به زندگی‌شان برکت دهد و کمک کند تا به راحتی از پس این چیلله‌ها برآیند. حتی در برخی روستاها هنوز هم مردم قبل از چیلله، با حاضر کردن «بوغدا قووورغاسی» (گندم برشته)، آن را در چهار گوشه‌ی بیرون خانه (پشت بام) می‌ریزند و اعقاد دارند که این عمل را رمز برکت و روزی خود می‌دانند و باور دارند که سال بعد سالی پر برکت خواهد شد.


چیلله در تقویم مردمی آذربایجان
۴۰ روز «بؤیوک چیلله» (چیلله بزرگ)، که از اوّل دی شروع و در ۹ بهمن خاتمه می‌یابد.
۲۰ روز «کیچیک چیلله» (چیلله کوچک)، که از ۱۰ بهمن شروع و آخر بهمن نیز به اتمام می‌رسد.
۱۰ روز «قاری‌ننه چیلله‌سی» (چیلله مادر بزرگ)، که از اوّل اسفند آغاز شده و تا دهم اسفند ادامه دارد.
بنا بر باور مردم، بؤیوک چیلله و کیچیک چیلله با هم خواهر هستند. مؤنث بودن این سه نیروی شرّ (بؤیوک باجی-خواهر بزرگ-، کیچیک باجی-خواهر کوچک- و قاری‌ننه-مادربزرگ-) ثابت می‌کند که این اعتقادات از باورهای دوران «مادرشاهی» برایمان به یادگار مانده است.

حکایت بؤیوک چیلله، کیچیک چیلله و قاری‌ننه
در افسانه‌های کهن آذربایجان آمده است، در روزهای پایانی چیلله‌ی بزرگ، خواهر کوچکتر کە مغرور است، در زیر درخت بید مجنون، نزد خواهر بزرگتر می‌آید و می‌گوید: «در این مدت چه کرده‌ای؟». چیلله‌ی بزرگ می‌گوید: دستان همه را روی تنور انداختم، دستان دخترانی که با کوزه آب می‌آوردند را منجمد کردم و…». خواهر کوچک می‌گوید: «تو کە کاری نکرده‌ای! ببین من چه می‌کنم! کاری می‌کنم کە نوزادان در گهواره‌هایشان و دست تازه عروس‌ها در کنار چشمه آب یخ بزنند و پیرزنان و پیرمردها را مریض می‌کنم».
خواهر بزرگتر بە طعنه بە او می‌گوید: «عؤمرون آزدی، دالین یازدی!». (عمرت کوتاه است و بە دنبالت بهار می‌آید)
چیلله‌ی کوچک در طول فرمانروایی خود، سرما را در تمام سرزمین‌ها حکمفرما می‌کند و در یکی از همین روزها، در یکی از کوههای قلمرو خود بە دست برف اسیر می‌شود. خبر بە «قاری‌ننه» می‌رسد و او برای آزادی فرزندش از زندان برف، بە کوه رفته و با سیخی کە روی آتش داغ کرده و بە نبرد برف رفته و در نهایت، برفها را آب می کند. چیلله‌ی کوچک بعد از آزادی متوجه می‌شود کە در آن روز زمستان تمام شده و «بایرام آیی» یا همان اسفندماه آغاز شده است.
در طول عمر چیلله‌ها مراسمات و اعیاد مختلفی همچون؛ «خیدیرنبی بایرامی»، «کوسا گلین» و «سایاچی»، «بایاتی فالی» و… نیز برگزار می‌گردد که به اختصار هر یک از آنها آورده شده است.

چیلله

خانواده آذری

چله گئجه سی

مبارک

کوسا گلین

«کوسا گلین» دسته‌ی نمایش شادی آوری هستند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.
گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی ریش و زنی با لباس عروس (یا مردی با لباس زنانه) و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار داده و از مردم شادباش می‌گرفتند. کودکان نیز به دنبال آنها راه می افتادند و به شادی می پرداختند.
کوسا گلین پول ایستیر، آللاهادان روزا ایستیر (کوسا گلین پول می خواد، از خدا روزی می‌خواد)
نحوه اجرای این مراسم به این صورت بود که معمولاً چند هفته (حدود ۳۰ تا ۵۰ روز) مانده به عید نوروز (ایل بایرامی) چوپانان برخی از شهر ها و روستا ها دور هم گرد می‌آمدند و سپس پرتقال یا انار خریداری می‌کردند به آن در اصطلاح محلی «کوسا پایی» گفته می‌شد . بعد چند نفر از آنها مامور می‌شدند که این میوه‌ها را بین خانه‌ها توزیع کنند این میوه‌ها بشارتی بر آمدن کوسه و پارانش و فرا رسیدن فصل بهار و نوروز بود. دوسه روز پس از توزیع میوه‌ها زمان اجرای مراسم فرا می‌رسید و گروه کوسا از خارج روستا با رقص و پایکوبی وارد روستا می‌شوند . این گروه از چهار شخصیت و در برخی از مناطق، از پنج شخصیت اصلی تشکیل می‌شد که عبارت بودند از:
۱-‌ کوسا ۲- گلین ۳- قاوالچی ۴- تورباچی ۵- قارا کوسا
«قاراکوسا» که نماد سیاهی و تیرگی بود در تمام مناطق آذربایجان در میان گروه کوسا گلین دیده نمی‌شد و فقط در برخی مناطق در گروه شرکت داده می‌شد. بعضاً نیز در برابر شخصیت دیگری بنام « آغ کوسا» که نماد روشنایی و پویایی بود ایفای نقش می‌کرد .
برخی از اشعاری که در مراسم «کوسا گلین» خوانده می‌شود:
کوسا گلیر هاوادان
ساققالی یئل قووادان
کوسانین پایین گتیر
آی خانیم، ائوین آوادان
***
جانیم قاراباش قویون
قارلی داغلار آش قویون
اوچ گون، اوچ گئجه کئچر
کوسایا یولداش قویون
***
جانیم او قاتار کئچی
قایادا یاتار کئچی
قیش سویوغو گلنده
بالانی آتار کئچی
***
آی خالا خالا دور ایندی
یوک دیبینه سوز ایندی
چؤمچه‌نی دولدور ایندی
آللاه بالان ساخلاسین
دو بیزی یولا سال ایندی (انجوی شیرازی، ص ۹۵-۹۸)

شب چله

مراسم خیدیر نبی

این مراسم یکی از مهمترین مراسمات ایام چیلله از رایجترین جشنهای این روزها به شمار میرود. جوانان به ویژه در روستاها، به در منازل همسایهها میرفتند و از آنها حبوبات میخواستند. سپس همه حبوباتی را که جمعآوری کرده بودند، در ظرفی ریخته و میپختند و خشک میکردند. بعد از آن، این حبوبات خشک شده و پخته شده را در هاون ریخته و پودر میکردند. قبل از خواب، اندکی از پودر را زیر زبان خود گذاشته و دعا میکردند که همسر آینده خود را در خواب ببینند و یا خواستار دیدن رویای صادق در مورد آیندهشان بودند. صبح روز بعد، خواب خود را به بزرگترها میگفتند و تعبیر آن را میپرسیدند.
سایاچی‌لار
از قدیمی ترین و زیباترین مراسمی که در آستانه عید نوروز و با فرا رسیدن بهار طبیعت درمناطق مختلف آذربایجان صورت می‌گرفت و هنوز در برخی دهات اجرا می گردد مراسم «سایاچی‌لار» (سایاچی‌ها) است که شعر و ترانه هائی به نام «سایا» همراه با اجرای نمایش می‌خوانند.
در این آئین دیرینه، سایاچی ها، افراد هنرمند، شوخ طبع و بذله گوئی هستند که با نغمات، آواز و سخنان شوخ و شیرین خود مردم را دلشاد ساخته و طلیعه داران آغار بهار و جشن های مربوط به آن بوده اند. در فولکلور ترکی، سایاچی به معنی حرمت و حرمت کننده است و با توجه به اینکه سایاچی ها هنرمندان دوره گردی بودند که با لباس هائی برگرفته از رنگ طبیعت و گاه با لباس های چوپان های محلی از چند هفته مانده به نوروز، ده به ده، کوی به کوی و خانه به خانه و با دو چوب در دست می گشتند و با خواندن شعرهای مخصوص و زدن چوب های دستی به هم ریتم در آورده و شعر و آواز در وصف طبیعت می خواندند و برای مردم آرزوی روزهای خوش، خیروبرکت در سال نو از درگاه خداوند بخشنده طلب می‌کردند. در برخی مناطق آذربایجان سایاچی ها را «کوساکوسا» می‌نامند. با توجه به اینکه سایاچی‌ها از چند هفته مانده به عید، روزهای مانده به آغاز سال نو را شمارش می‌کردند، می‌توان احتمال داد ( نه به طور یقین) واژه سایا از مصدر ترکی «سایماق» به معنای شمردن گرفته شده است.‏
جوانان آذربایجان علاوه براینکه پیام آور شادی و بشارت دهنده آغاز سال نو و بهار طبیعت بوده اند، در اصل به نوعی راوی نقل‌های حماسی و راوی حکمت و پند و اندرزهای میهنی و مذهبی نیز بوده‌اند.‏
سایاچی‌ها و کوسا کوساها ترانه های ساده و زیبا به صورت بایاتی و دوبیتی می خواندند، و در اشعار آنها احترام به اهالی خانه و مخاطب و دعای خیر برای آنان و آرزوی خیر و برکت برای محصول کشاورزی و همچنین اظهار محبت به حیوانات مشهود بود و گاهی این احترام و دعای خیر در صورت به گرمی پذیرفته نشدن از طرف صاحبخانه از چهارچوب معمول خارج و به طنز و هجو می گرائید. به نمونه هائی از این ادبیات شفاهی و گنجینه‌ی غنی سایاها توجه کنیم:
‏اورتوموشدم سکی ده/ اوره‌ییم گؤزله‌مه ده/ اوچ قیزیل آلما گلدی/ بیر قیزیل نعلبکی ده/ (نشسته بودم روی سکو/ دلم در انتظار بود/ در یک نعلبکی طلا/ سه سیب در آمد.)‏
و:‏
‏ سایا، سایا، سایادان/ دامازلیقی مایادان/ بو سایا کیم دن/ آتا، بابادان قالیب.‏

رقص در سرمای آذربایجان
آذربایجان

رقص

آذربایجان

آذری

ساوالان

سبلان

تاپماجالار و بایاتی فالی
بزرگترها برای ایجاد فضای شادی و سرور، مسابقههای تاپماجا را دور کرسی راه میانداختند، به این صورت که یک «تاپماجا» (چیستان) میپرسیدند و کسی که پاسخ صحیح میداد، برنده بازی بود. همچنین بایاتی ها از اجزای ثابت هر یک از آیینها و رسوم مردم آذربایجان می باشد. در مراسم شب چیلله به دلیل طولانی بودن این شب و گذران وقت، بزرگترها بایاتی میخواندند. گاه نیز مشاعره با بایاتی انجام میشد و گاهی هم بزرگترها با بایاتی برای کوچکترها فال میگرفتند. بیشتر بایاتی های مرسوم در شب چلله از منظومه حیدربابای شهریار انتخاب میشد. بعنوان مثال:
چیلله چیخار بایراما بیر آی قالار
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار
گئدر باخار گودول ده یارماسینا
باخ فلکین گردش و غوغاسینا
و یا:
قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دئیه‌نـــده
کولک قالخیب قاپ باجانی دؤینده
من قــاییدیب بیرده اوشــاق اولایدیم
بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

چیلله یئمک‌لری

مردم برای پذیرایی در این شب بخصوص و همچنین در شبچرهها، از تخمه آفتابگردان خوی، پشمک، حلوای هویج و «جئویز حالواسی» (حلوایی که از مغز گردو و پسته تهیه میشد و مخصوص شهر اورمیه میباشد)، میلاق (انگوری که از دو-سه ماه قبل بوسیله نخهایی بصورت عمودی به هم بسته شده و در محل مناسبی که سرد هم باشد، از سقفهای چوبی آویزان میکنند) استفاده میشد. همچنین خشکباری نظیر برگه زردآلود، آلبالوی خشک شده، سنجد، بادام، گردو، میوههایی مثل سیب ارومیه، خربزههایی که بصورت ترشی نگهداری میشد و سایر خوراکی ها برای پذیرایی از مهمانان استفاده می شد. در این شب به خاطر طولانی بودنش، مردم با خوردن این خوراکی ها و گفتن بایاتی، سعی در گذراندن آن داشتند.

چیلله قارپیزی

هندوانه جزو لاینفک خوراکیهای «چیلله گئجهسی» به شمار میرود و به نوعی سمبل این شب در آذربایجان است. سابق بر این که امکاناتی نظیر سردخانههای نگهداری میوهها و همچنین حمل و نقل میوه از مناطق ییلاقی به قشلاقی وجود نداشت، هندوانه را در محل مخصوص نگهداری کاه و علوفه برای حیوانات که «سامانلیق» (کاهدان) مینامیدند، نگهداری میکردند. بدین ترتیب که چند هندوانه از آخرین برداشت جالیز را انتخاب و در محلهای مختلف کاهدان می گذاشتند و روی آن را به دقت میپوشاندند. در شب مذکور، هندوانه هایی که بهتر از بقیه مانده بود را برای خوردن انتخاب میکردند.
چیلله‌لیک
در بین برخی خانوا‌ده‌های آذربایجان رسم است، در چیلله گئجه‌سی، و بعضاً یک روز قبل آن، برای تازه عروس‌ها و نامزدها هدایایی از طرف خانوده‌ی عروس برده ‌می‌شود که به آن «چیلله‌لیک» می گویند. این هدایا علاوه بر خرید لوازم خانه، شامل؛ چیلله یئمک‌لری (خوردنی‌های مخصوص شب چیلله)، مثل، پشمک، قووورغا، انار، قورو یئمیشلر (خشکبار)، چیلله قارپیزی (هندوانه شب چیلله) و… می‌باشد. خانواده‌ها آوردن هدیه از طرف خانواده عروس رو نوعی سربلندی دخترشان در پیش خانواده داماد می‌دانند. همه این هدایا را روی خونچا (طبق بزرگ چوبی و امروزه با ماشین) گذاشته و به خانه‌عروس می‌برند.
گرچه از آن شب‌نشینی و چیلله‌های آخر سال این ایام، دیگر چیزی نمانده، اما همچنان برخی از مراسم و سنت‌های دوران در آذربایجان همچنان پا برجاست و در این شب تمام خانواده ها در کنار بزرگترها جمع شده و شب بلند سال را به خوشی و شادی می گذرانند.


آهنگ چیلله گئجه سی از ناصر خندانی
[http://www.aparat.com/v/SrI9z]


"چیله قارپیزی"

" ﻗﺎﺭ " ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ ﯾﻌﻨﯽ " ﺑﺮﻑ " ، "ﺑﻮﺯ " ﻓﻌﻞ ﺗﺮﮐﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ " ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ " ﯾﺎ " ﻧﺎﺑﻮﺩﮐﺮﺩﻥ ".  " ﻗﺎﺭﺑﻮﺯ " ﯾﺎ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ، ﭘﺲ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺑﺮﻑ .

قارپیز یئمه ک :
قارپیز " یئمه  ک! (هندوانه خوردن!) چرا در " چیلله گئجه  " قارپیز (هندوانه) خورده می  شود.

بررسی نام  های " هندوانه " دراغلب زبان  های این منطقه و اروپا نشان می  دهد که نام مورد استفاده در ترکی قابل استناد ترین واژه در بر رسی مفهومی نام این صیفی است. برای مثال در فارسی " هندوانه " (چیزی که " ره آوردی از هند " است)، در انگلیسی (water melon) (صیفیِ آبکی) گفته می شود. ملاحظه می  کنید که هر دو توضیحی هستند و معنای مستقیمی ندارند که رابطه ی اسطوره  ای این صیفی را با آن مورد بررسی قراردهیم. در روسی( арбуз arbuz) و در یونانی( ικαρπούξ karpozi) گفته می  شود و همانگونه که ملاحظه می  گردد از " قارپیز" ترکی مشتق شده اند.
این بررسی و مرور رابطه ی هندوانه را با " قار " (برف) محرز می  سازد. پس نگهداری " قارپیز " تا شروع زمستان (که از شب چلّه شروع می  شود) حلقه  ای از زنجیره  ی تفکر اسطوره  ای ماست و در این حین نام " قارپیز " کاملا با مسما است.
اسم خوردنی مورد نظر خود گویای کاربرد آن است. یعنی بایستی به فصل برف و یخ رسانده شود.

اما آیا واژه  ی " قارپیز " با " قار " صرفا دارای همین ارتباط است؟ در جواب این سوال باید گفته شود که مسأله کمی عمیق  تر از این ارتباط است. عیمق بودن مسأله به سیستمی برمی  گردد که واژگان اینچنینی را در بر می  گیرد :
قیش (زمستان) / قار (برف) / قاری (عجوزه) / قاریماق (پیر شدن) / قارتیماق (پیر شدگی بافت  های گیاهی که توأم با سفت شدگی آن  ها است.) / قارغیش (نفرین) / قارغی (پیکان، نوک تیر) / قارانات (شومی، نحوست) / قیرماق (کشتار کردن) /  قوْرخو (ترس) / قیشقیرماق (فریاد کشیدن شدید) / قیرو (برفی که به شکل گِرد بوده و سفت است) / قارپیز (هندوانه) / قوُتلو (مبارک، خوش یمن) / و ......

حالا معلوم می  شود که چرا این واژه  ها دارای ارتباط سیستماتیک با یکدیگر بوده و توجیه دقیق اسطوره ای دارند.


سرمای تبریز و چله
چله تبریز

ارگ تبریز

قارپیز

خرید یلدا

شب چله تبریز

ولیعصر تبریز

شب چله
 

ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ و قارپیز :
ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ ( ﺗﺮﮐﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ) ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺁﺧﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﯾﻤﻦ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺮ ﺑﺎﺯ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺗﺮﮎ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ دارد.


چیلله در ترکی به زه کمان گفته میشود
که برای شلیک باید تا انتها کشیده شود، منظور از چیلله گئجه سی نیز طولانی ترین و کشیده ترین شب سال است. همانطور در ترکی "یای چیلله سی" هم داریم که ۴۵ میگویند و گرمترین روزهای تابستان و وسط تابستان است. بنابراین چیلله بیانگر طولانیترین شب سال در اول زمستان و گرمترین روزها در تابستان است و ارتباطی به عدد ۴۰ ندارد.
اما کلمه قارپیز که مانند قیش، قار، قالاق و قیرو از رنگ و جنس برف و سرماست از چیلله تابستان نگه میدارند تا در چیلله زمستان برای یادآوری روزهای راحت و پر آسایش تابستان نوش جان کنند و به گذشت روزهای سخت و سرد زمستان امیدوار باشند که با عبور از چیلله بزرگ و کوچک (چیلله اگر با عدد چهل مرتبط بود که بزرگ و کوچک نداشت) باید برای آمدن قورد اوغلو آماده باشد.  قورد اوغلو همزمان با بایرام آیی به آذربایجان میاید و از آمدن نفس به زمین و آمدن عید خبر میدهد.


قارپیز، قارپوز، قاربوز، خاربوز، نهایتا بدلیل شباهت ظاهری خربزه(این صیفی هیچ ارتباطی به حیوانات خر و بز ندارد) ترجمه شده است، همانند قره چمن به سیاه چمن، آخما قیه به احمقیه و... 
یا ساوالان به کلمه بی معنی سبلان و آراز به ارس بی معنی ترجمه شده است.
در زبان ترکی بدلیل ارتباط کلمات با اصوات طبیعت که مقدم بر معنی کلمات است میتوان با پیگیری ریشه کلمات تا دوردستهای تاریخ رفت در حالیکه زبانهایی که ریشه تاریخی ندارند با پیگیری ریشه کلمات و معنی آنها شما را به درگاه زبانهای دیگر میرسانند مثلا کلمه آسمان در زبان فارسی نهایتا به آسما، آسماق و جای بلند و مرتفع در ترکی میرسد، یا برادر، مادر، پدر فارسی به معادله های انگلیسی میرسد، یا group در انگلیسی که به قورماق و قورولوش در ترکی میرسد.
پیشاپیش چیلله گئجه سی بر تمام هموطنان مبارک باشد.


لینک پست شب چله آذربایجان در 1393

لینک پست شب چله آذربایجان در 1394

لینک صفحه جانبی اصالت، آداب رسوم آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : چیلله گئجسی-شب یلدا-آداب و رسوم آذربایجان-آذربایجان-آذری-بلندترین شب سال-قارپیز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 30 آذر 1395
زمان : 07:30 ب.ظ
از هویت سازی لباس سنتی آذربایجان تا عروسی روستایی
نظرات |

اصالت زیبای لباس و مراسم آذربایجانی ها

آذربایجانی یعنی شخصیت، اصالت و متانت هم در رفتار و منش هم در عمل و ظاهر در عین حال زندگی در دنیای مدرن و خوش سلیقه بودن... حتی بعد از گذشت هزاران سال از تاریخ دیرین و غنی ما هنوز فرهنگ و سنت زیبای خود را حفظ کنیم تا دیگر ملل و اقوام و فرهنگ ها از فرهنگ ما لذت برده و بهره ببرند.
هر ملت و مردمی حتی رقص ملی ندارند و اجداد ما 13 هزار سال قبل رقص آذربایجانی داشتند و بیش از 5 هزار سال غنای موسیقی عاشیقی را داریم که جزو معجزات و شگفتی های بشری است.

دورنانیوز- قدمت چند هزار ساله رقص آذربایجانی یاللی «جلمان» در نقوش قوبوستان آذربایجان


لباس اجتماعی سنتی ما نیز افتخار و غنای فرهنگی ما که چند بخش: لباس رسمی و سنتی آذربایجان، لباس روستایی آذربایجانی، لباس عشایری آذربایجانیها، لباس رقص و نیز عاشیقهای آذربایجان و.. است. 
مسئولان و طراحان ما اگر میخواهند فرهنگ ما را از تهاجم فرهنگی نامناسب و نیز جامعه را از انحطاط نجات دهند بهتر است هویت سازی فرهنگی اصیل و بومی کنند.
هرچند قبلا دوبار بطور مفصل پرداختیم اما با این مقاله نیز بیشتر تاکید و آشنا
میشویم.

لینک پست لباس آذربایجانی
لینک پست ژورنال لباس آذربایجانی


 علاوه بر لباس زیبا طرز ایستادن نیز درست است و نشان یک فرد آذربایجانی است
آذربایجانی


لباس و پوشش برای مردمان آذربایجان تنها پوششی ساده به شمار نمی رود بلکه گویای هزار نکته از تاریخ و فرهنگ دیرین مردمان این منطقه است.

هر گروهی تحت عوامل گوناگونی از جمله اکولوژی منطقهٔ خویش، نوع پوشش خاصی را اختیار کرده و تن پوش ویژه ای به تن می‌کنند که در همان نگاه نخست قومیت، حوزهٔ زندگی، زبان و دیگر مشخصات فرهنگی و حتی مذهب و اشتغال‌های اصلی زندگی آنان را در ذهن نظاره گر تداعی می‌کند.

زنان ترک آذربایجان یکی از شناخته شده ترین این اقوام هستند که پوشاک متفاوتی با دیگر نقاط ایران داشته و نوع پوشش آنان مظهر و نمادی از جامعه و فرهنگ و نماینده ای از اسطوره‌ها و تاریخ پیشینیانشان است.

 لباس پوشیدن در فرهنگ ترک‌ها، تنها لباس ساده پوشیدن نیست، بلکه گویای هزار نکته از تاریخ و فرهنگ دیرین مردمان این منطقه است.
لباس ترک‌ها با انتخاب رنگ و نقوش روی پارچه و تزیین آن با منجوق‌های رنگارنگ، حاشیه دوزی، گلابتون یا چین‌های زیبا و یا دوختن سکه، همه و همه معرف زبان، شخصیت و منزلت اجتماعی مردمان این منطقه است. پوشاک اینان، نشان دهنده ویژگی‌های هنری، تاریخی، قومی و خلاقیت‌هایی است که در درونشان منعکس شده و حتی معرف وضعیت تأهل و سن زنان این خطه است.

لباس کودکان

نوع و جنس پوشش زنان آذربایجان

آذربایجان به دلیل تاریخ و اصالتی دیرین و هم چنین ایل‌ها و عشایر متعدد، انواع مختلفی از پوشاک دارد.

 در آذربایجان لباس‌ها علاوه بر تزئینات و تکنیک دوختشان، با پارچه‌های به کار رفته نیز خود را نمایان می‌سازند. فراوانی و ارزانی مواد خام در این سرزمین کهن، موجب شده است تا پارچه بافی با پشم و ابریشم توسعه فراوانی داشته باشد.

در این خطه، پارچه‌هایی همانند ساتن، تافتا، ترمه، موسلین و مخمل، مهم‌ترین پارچه‌ها هستند. زنان این خطه بیش تر به تهیهٔ لباس‌هایی از جنس ابریشم، ترمه یا مخمل علاقه مند بوده و مردانشان اغلب از پارچه‌های پشمی لباس بر تن می‌کنند. هر دو جنس در لباس زیر بیش تر از پارچه‌های پنبه ای بهره می‌برند؛ اما ثروت مندان حتی در لباس زیر نیز ابریشم استفاده می‌کنند.

azerbaijan

رنگ لباس دختران آذربایجانی تداعی گر بهار دل انگیز
لباس دختران جوان از رنگ‌های زنده و شاد بوده و زیورآلاتی به آن دوخته شده است، ولی زنان سال مند در نوع پوشش خود از لباس‌هایی با رنگ‌های ملایم و تزئینات بسیار کمی بهره می‌بردند.

لباس‌های کودکان آذربایجانی از نظر فرم به انواع بزرگ تر شباهت داشته، تنها از نظر اندازه با آن‌ها تفاوت دارند. مخمل برش خورده، پارچه‌های زرکش و پارچه‌های جناغی پشمی راه راه، نشانه ‌ تن پوش‌های مرغوب تر است، که همگی با نوارهای تزئینی و اغلب با توری‌های طلا و نقره در سرآستین‌ها تزئین می‌شوند.

مخمل هنوز هم برای بافت نیم تنه‌ها مورد پسند عامه است. با وجود این لورکس و سایر ابریشم‌های مصنوعی، جای پارچه‌های زربفت و ساتن را گرفته است.

لباس رسمی و سنتی آذربایجان برای بانوان علاوه بر پوشش و حجاب مناسب ، زیبایی خاصی نیز دارند


زنان آذربایجان

بُرک
لباس‌های زنان ترک آذربایجان با کلاه‌هایی که «بُرک» نام دارد کامل می‌شد، برک‌ها گاهی به شکل ساده بوده و گاهی هم با سکه‌ها یا پولک‌هایی خاص تزئین می‌شد. البته در خانواده‌های اشرافی و ثروت مند، بیش تر لباس‌ها از جمله بُرک و جلیقه بیش تر با سکه تزئین می‌گردید اما اکثریت بانوان این منطقه بیش تر خواهان استفاده از برک‌هایی با پولک‌های رنگارنگ هستند.

ناگفته نماند که این برک‌ها جذابیت خاصی به چهره آنان می‌دهد البته در برخی ایل‌های این ترکها نیز زنان کلاه دیگری بر سر می‌گذارند که به تاس کلاً مشهور است و دور تا دور آن ریشه‌های رنگی دارند که کم تر استفاده می‌شود.

لباس محلی

یایلیق و چارقد
زنان در این منطقه روسری بر سر کرده و بعضأ نیز صورتشان را در ناحیه چانه می‌پوشاندند. روسری آنان چارقدی بود که موهای آنان را می‌پوشاند. هنگامی که می‌خواستند از منزل بیرون بروند، چاقچوری که زیر جامه در آن بگنجد برپا و چادر مشکی بر سر و روبندی از پارچه با قلابهٔ جواهر به صورت می‌زدند.

نقاب مویی از کربلایی‌ها و پیرزنان بود. بعدها نیم تنه و چادرنماز جای این لباس‌ها را گرفت. خانم‌ها از زری و مخمل و ترمه، نیم تنه و چادرنمازهایی داشتند و آن را با دکمه و سنجاق، طوری می‌بستند که مانند دامن‌های امروزی می‌شد این زنان در بیش تر مواقع از روی روسری یایلیق می‌بستند.
 یایلیق، نوعی سربند است که اکثر اوقات وسط آن کاملاً به رنگ مشکی و حاشیهٔ آن نیز همیشه به رنگ قرمز است که اغلب زنان مسن برای نگه داشتن چارقد آن از بالای پیشانی روی چارقد یا روسری می‌بندند.

چارقد

در واقع چارقد پارچه مربعی از ابریشم، نخ یا جنس دیگری است که به طور مورب تاخورده و زنان آن را برای پوشش سر می‌پوشند. سر بزرگش در پشت گردن قرار می‌گیرد و دو دنباله‌اش با یک سنجاق، زیر چانه بسته می‌شود.

چارقدها در قرن نوزدهم میلادی، نسبتاً بزرگ بودند. زنان، آن‌ها را نه تنها به هنگام دید و بازدید، بلکه در خانه هم سرمی کردند. دختران جوان از یایلیق استفاده نمی‌کنند و فقط چارقد بر سر می‌کنند.

زنان روستایی و زرتشتی هنوز چارقد بزرگ تری که سرش از پشت کاملاً تا پایین می‌رسد، به سر می‌کنند. امروزه نیز برخی از بانوان ایل شاهسون آذربایجان، چارقد گل داری بر سر می‌کنند که با یک کلاغی بسته می‌شود.
این چارقدها معمولاً طرح‌های گل دار بزرگ دارند و اکثر اوقات به رنگ روشن هستند. دختران ترک فقط از چارقد استفاده می‌کنند و یایلیق بر سر نمی‌بندند.

چه زیبا است این لباس عشایری آذربایجان با آن گل ها و طبیعت

لباس زنان

کؤینَک
کؤینک رویی یکی از لباس‌های شانه ای بوده و معمولاً از جنس ابریشم تهیه می‌شد. این لباس که روی شانه آن دوختی وجود نداشت آستین‌هایی گشاد، بدون یقه و باز دوخته می‌شد.

کؤینک معمولاً به شکلی تویی پوشیده شده و در بیش تر مناطق «گؤینک» نیز نامیده شده است. به طور دقیق «کؤینک، پیراهنی با حدود ۱۵۰ سانتی متر بوده و شانه‌ها بدون درز است که با افزودن چهار فاق مثلثی در زیر بغل، گشاد می‌شود.
یک نوار مستطیلی شکل تزئینی ممکن است یقه ‌ کوچک و راست را بپوشاند. تن پوش‌های پایینی صرفاً مجموعه ای از دامن‌های چند طبقه هستند که حدود نود سانتی متر طول و ۹۰۰ سانتی متر محیط دارند.

جبکن
 یکی دیگر از لباس‌هایی که در فرهنگ آذربایجان روی کؤینک بر تن می‌کنند، جبکن نام داشت. این لباس که بدن را در خود می‌پیچاند، آستر داشت و مهم‌ترین خصوصیت آن آستین‌هایش بودند. این آستین‌ها که بلند و انتهایشان اشکالی متفاوت داشت، از شانه به پایین حالتی شل داشت. این لباس معمولاً از جنس ابریشم و مخمل تهیه می‌شده است.

پالتار

آرکالیک (آرخالیخ)

یکی دیگر از لباس‌های معروف آذربایجان جنوبی «آرکالیک» است که در طرح‌ها، رنگ‌ها و مدل‌های متنوعی است. این لباس آستین‌های بلند و گشاد دارد.

آرکالیک، یقه ای باز داشته و دو طرف بدن با دگمه‌هایی در وسط با هم گره می‌خوردند. آرکالیک هایی که روی پارچهٔ مخمل زرشکی سیر اشکالی از گل‌های مختلف دوخته شده بودند، بیش تر مورد توجه اهالی این منطقه است. در این لباس، آستین‌ها تا آرنج تنگ و بعد از آن با پلیسه هایی گشاد می‌شدند. آرکالیک تا همین گذشته نزدیک از روی کؤینک بر تن می‌شده است.


پوشش و لباس محلی مردان آذری

تا قبل از موضوع کشف حجاب که در سال ۱۳۱۴ به وسیله رضاخان اتفاق افتاد، پوشاک مردان این ناحیه نیز همانند دیگر نقاط ایران شامل: کوینک (پیراهن) سفید آستین دار با یقه ای گرد یا آخوندی می‌شد. یکی از تن پوش‌های مردان همان کت‌های بلند دوره قاجار بود که در زبان ترکی محلی (آرخالیق یا بؤزمَلی دُن) نامیده می‌شد.

در گذشته کفش معمولی مردان نیز از گالش و چاروق بود که نوع دوم از پوست احشامی مانند گاو میش تهیه می‌شد. بعدها به مرور ایام کفش‌های فعلی و امروزی جایگزین آن‌ها شد. با آغاز حکومت پهلوی، به تدریج این روند برچیده شده و لباس‌های سنتی جای خود را به کت و شلوار و پیراهن‌های امروزی داد. همچنین علاوه بر سرپوش‌هایی مانند عرقچین و یؤن بورک (کلاهی از جنس الیاف پشم گوسفند) استفاده از کلاه‌های لبه دار نیز در بین مردان معمول شد.

مردانه

پوشاک زنان و مردان قره پاپاق
ایل ترک زبان قره پاپاق گروهی از جمعیت ساکنان آذربایجان غربی هستند که در شهر نقده و روستاهای اطراف آن اسکان دارند گفت: پوشاک زنان این ایل کم و بیش مورد استفاده افراد مسن و برخی از جوانان است.

مردان قره پاپاق لباس‌های سنتی خود را از چند دهه قبل کنار گذاشته و امروزه از کت و شلوار استفاده می‌کنند در حالی که در گذشته مردان اغلب پیراهن سفید آستین دار یقه آخوندی می‌پوشیدند.

کت مردان نیز همانند کت‌های دوره قاجار بلند و از ناحیه پشت چین دار بود. شلوارهایشان نیز به شکل شلوارهای راحتی راسته و دم پا گشاد بود. تمایز مردان قره پاپاق نسبت به سایر مردان در نوع کلاهشان بود که هنگام ورود به ایران همانند کلاه‌های ترکمنی بزرگ و سیاه بود که همین سیاهی کلاه‌هایشان منجر به نامیده شدن ایشان به قره پاپاق ها (کلاه سیاه‌ها) شد، بعد به مرور زمان کلاه مردان قره پاپاق از پوستبره‌های سیاه و به شکل دوکی تهیه شد.

لباس سنتی آذربایجان


تصاویر عروسی سنتی آذربایجان - قره داغ

با وجود شکل گرفتن مراسم عروسی امروزی، هنوز هم آیین ازدواج در بسیاری از مناطق کشور از جمله روستای "شاملو" در منطقه ارسباران استان آذربایجانشرقی بصورت سنتی برگزار می شود

لینک پست عروس داماد آذربایجانی
لینک پست طوی آذربایجان


[http://www.aparat.com/v/kwf6v]

[http://www.aparat.com/v/mYLBK]


گلین

عروس

عروسی

عروسی سنتی آذربایجانی

عروسی سنتی

جشن

مراسم جشن

جسن عروسی

طوی

در آذربایجان به عروس و داماد : گلین داماد و به جشن عروسی : طوی میگویند
عروس داماد

انشالله خوشبخت شوند...


مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : عروسی-آذربایجانی-آذربایجان-لباس محلی آذربایجان-پوشش بومی-ازدواج-آذری-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 10 فروردین 1395
زمان : 10:30 ب.ظ
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: پاییز هزار رنگ آذربایجان
:: کمر همت و زنگ خطر برای نابودی محیط زیست آذربایجان !
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی
:: توریسم و اهمیت آن برای اقتصاد شهر
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی




( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ