تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 21 شهریور 1398, 12:51 ق.ظ
آخرین ولیعهد قاجار در قاب عکس در تبریز

تبریز یکی از طویل‌المدت‌ترین پایتخت‌های ایران بوده‌است؛ این شهر پایتخت سیاسی ایران در زمان اتابکان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قراقویونلوها، آق‌قویونلوها، صفویان و ولیعهدنشین ایران در دورهٔ قاجاریان بوده‌است.اوج شکوفایی تبریز مربوط به دورهٔ ایلخانان است که در این زمان، پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بود. این شهر در سال ۱۵۰۰ میلادی و در زمان پایتختی صفویان به‌عنوان پنجمین شهر پرجمعیت جهان شناخته می‌شد و جمعیتش با استانبول –پایتخت امپراتوری عثمانی– برابری می‌کرد.

تبریز مجدداً در دورهٔ قاجار به شکوفایی رسید؛ به‌طوری‌که در این دوره به‌عنوان مهم‌ترین و پیشروترین شهر ایران شناخته می‌شد
و پس از قاجار پایان دوران پر فروغ تبریز بود و رفته رفته منطقه آذربایجان در ایران رو به افول در ابعاد مختلف سیاسی ، تجاری و اقتصادی و فرهنگی و صنعتی گذاشت، بطوریکه حالا پس از حدود 200 سال و در سال 1398  تبریز دیگر آن شهر تاثیرگذار در عرصه های مختلف ایران نیست!



برای دیدن تصاویر در کیفیت و اندازه بزرگ ، روی تصاویر کلیک کنید


شمس العماره یا کاخ عالی قاپو تبریز
مراسم جشن عروسی محمدعلی میرزا ولیعهد در عمارت عالی قاپوی تبریز (استانداری کنونی)
عالی قاپو




احمدشاه قاجار به دلیل آنکه به گاهِ احراز سلطنت فرزندی نداشت، برادرش محمدحسن‌میرزا ولایتعهدی وی را بر عهده گرفت. شاه پس از چندی برادر و ولیعهد خود را به حکومت تبریز گماشت. تصاویری که در پی می‌آید مربوط به همان دوره است. به شهادت اسناد و خاطرات، ولیعهد به عکاسی از برنامه روزانه خویش بس علاقه نشان می‌داد و از آنها عکس‌های فراوانی تهیه می‌کرد. گفتنی است محمدحسن‌میرزا پس از مرگ برادرش احمدشاه قاجار در خارج از کشور، اعلام پادشاهی کرد.



مراسم سلام در حضور محمدحسن‌میرزا قاجار در دوره ولایتعهدی در دارالحکومه تبریز
حکومت

تبریز قدیم

باغ تبریز

ولیعهد

قجر

ایران قدیم

قاجاریه

شاه قاجار

تبریز قدیم

مراسم تشریفات تبریز



پس از رسیدن احمدشاه به سن قانونی و تاجگذاری، وی طی فرمانی محمدحسن میرزا را طبق سنت به فرمانروایی آذربایجان تعیین کرد اما وقوع جنگ جهانی اول و اشغال آذربایجان توسط نیروهای عثمانی و روسیه، مسافرت و اقامت ولیعهد در آذربایجان را به تأخیر انداخت. 

وی سرانجام در سال 1333.ق با توجه به حضور نیروهای روس در آذربایجان عازم تبریز شد اما ناتوانی وی در اداره امور باعث شد تا در سال 1338.ق در پی قیام شیخ محمدخیابانی از تبریز اخراج و روانه تهران شود. 
محمدحسن میرزا کسی بود که در بهمن ماه 1302.ش دوره پنجم مجلس شورای ملی با نطق او افتتاح شد؛ مجلسی که چندی بعد حکم سرنگونی سلطنت قاجار و تفویض سلطنت به پهلوی را صادر کرد.

نمایی از مراسم جشنی در دارالحکومه تبریز در دوران ولایتعهدی محمدحسن‌میرزا قاجار
قاجار

قاجاری

مراسم جشن

دوره قاجار

جشن در تبریز

قاجاریان

تاج گذاری


در آن تاریخ در حالی که احمدشاه در اروپا به سر می‌برد و رضاخان هر روز بر قدرت خود می افزود محمدحسن میرزا به عنوان ولیعهد زمام سلطنت را در دست داشت و سعی می‌کرد مانع وی شود.  نقل است که در 15 فروردین 1303 احمدشاه طی تلگرافی از اروپا خواستار عزل سردار سپه از ریاست الوزرائی شد ولی مجلس با رد این پیشنهاد بار دیگر به سردار سپه رأی اعتماد داد و محمدحسن میرزا را بیشتر تحت فشار گذاشت.

سرکوب شیخ خزعل توسط رضاخان و انتصاب به سمت فرماندهی کل قوا توسط مجلس، موقعیت سیاسی او را بیش از پیش تقویت کرد و آخرین امیدهای محمدحسن میرزا را به یاس بدل کرد.

در سال ۱۳۰۸ پس از فوت احمدشاه در پاریس اعلامیه‌ای صادر کرد و در آن خود را پادشاه قانونی ایران اعلام نمود (پیش از آن احمدشاه حاضر به استعفاء نشده بود). در حوادث شهریور ۱۳۲۰ و استعفای رضاشاه بار دیگر خواستار بازگشت به ایران گردید و سرانجام در سال ۱۳۲۱ در فقر و تنگدستی در پاریس  بدرود حیات گفت

محمدحسن میرزا

شاه قاجار


همسران و فرزندان

۱. مهین بانو ملک منصور دختر شاهزادهملک منصور میرزا شعاع‌السلطنه پسر مظفرالدین شاه:

شاهدخت گیتی فروز قاجار (پنجمین فرزند محمدحسن میرزا)


۲. محترم السلطنه رزاقی:

سلطان حمید میرزا (دومین فرزند محمدحسن میرزا)


۳. همایون سلطان قوانلوی قاجار، از نوادگان حسینقلی خان قاجار برادر فتحعلیشاه قاجار:

سلطان حسین میرزا قاجار (اولین فرزند محمدحسن میرزا)


۴. شمس الملوک دختر مشاورالوزراء:

رکن الدین میرزا (سومین فرزند محمدحسن میرزا)


۵. عزیز اقدس:

شاهدخت شمس اقدس قاجار (چهارمین فرزند محمدحسن میرزا)



لینک پست شمس العماره یا عالی قاپو تبریز قدیم

لینک پست دارالسلطنه تبریز و دودمان پهلوی

لینک پست کوی های تبریز در اواخر قاجار




دسته بندی : تبریز , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : قاجار , تبریز قدیم , تاریخ تبریز , پایتخت ایران , آذربایجان قدیم , ولیعهد ایران , حکومت ,


نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 4 شهریور 1398, 11:58 ب.ظ

به نقل از زنده یاد حمید ملازاده

سپیده‌دم سوم شهریور ۱۳۲۰ که مردم تبریز در خواب بودند ناگهان به غرش هواپیماها در آسمان شهر هراسناک بیدار شدند و چشم به آسمان دوختند. هواپیماهای سیاه رنگ جنگی برای مردم تازگی داشتند زیرا تا آن زمان ما فقط هر چندگاهی پرواز یک فروند هواپیمای شکاری ملخ‌دار را در آسمان شهر دیده بودیم که سرهنگ شیبانی فرمانده نیروی هوایی تبریز با آن پرواز می‌کرد، مردم سراسیمه از خانه‌های خودشان بیرون ریخته بودند با کنجکاوی اوضاع شهر را که غیرعادی بود تماشاگر بودند، سربازان و افسران شتاب‌زده این طرف و آن طرف می‌دویدند و در پاسخ به این و آن به گفتن این جمله کوتاه اکتفا می‌کردند (نترسید مانور می‌کنیم) ساعت‌ها بعد تبریزی‌ها به حقیقت موضوع پی بردند زیرا هواپیماهای مهاجم با فرو ریختن اعلامیه‌ای به زبان‌های فارسی و ترکی به مردم پیام دادند که می‌خواهند ملت ایران را از چنگ آلمان فاشیست نجات دهند، تبریزی‌ها دسته دسته به طرف پناه‌گاه‌های امن رفتند و جماعتی نیز به باغ‌های اطراف شهر سرازیر شدند.
اولین بمب در کوی پل‌سنگی بر روی جماعتی که جلو دکان نانوایی جمع شده بودند فرود آمد و لحظه‌ای بعد اجساد لت و پار شده ۳۶ نفر را از گوشه و کنار محل جمع کردند و هویت بدن‌های متلاشی شده را شناسایی می‌نمودند. بمب‌ها بعداً در گوشه و کنار شهر منفجر می‌شدند.


ویدیو اشغال تبریز به وسیله ی ارتش سرخ شوروی در سال 1320

[http://www.aparat.com/v/AwSMz]


اعلامیه شماره یک ستاد ارتش
ساعت ۴ صبح روز سوم شهریورماه ۱۳۲۰ ارتش شوروی در شمال و ارتش انگلیس در باختر و جنوب باختری مرزهای کشور را مورد تجاوز و تعرض قرار داده‌اند، شهرهای تبریز، اردبیل، ارومیه، خوی، اهر، میاندوآب، ماکو، مهاباد، بناب، رشت، حسن‌کیاده، میانه و بندرانزلی مورد بمباران هوایی واقع و تلفات وارده نسبت به مردم غیرنظامی زیاد و نسبت به نظامیان با وجودی که سربازخانه‌ها را بمباران می‌کنند معذالک تلفات نسبتا کم بوده است. یک هواپیمای مهاجم در ناحیه هراز در نتیجه تیراندازی توپخانه ضدهوایی سرنگون شده است، نیروهای موتوریزه و مکانیزه شوروی در محور جلفا، مرند، پلدشت، ماکو و قره‌ضیاءالدین و نیروهای موتوریزه و مکانیزه ارتش انگلیس در محور خانقین، قصرشیرین، نفت‌خانه، آبادان و بندرشاه‌پور به تعرض پرداخته‌اند.


اشغال آذربایجان و پیشروی قوای شوروی به استناد گزارش رسمی منشی ستاد لشگر تبریز، دوشنبه سوم شهریور سال ۱۳۲۰ (۲۵ اوت ۱۹۴۱)
ساعت ۵/۳۰ صبح تبریزی‌ها به صدای غرش هواپیماهایی که برفراز شهر پرواز می‌کردند از خواب بیدار شدند، ابتدا مردم به تصور اینکه هواپیماهای خودی هستند دوباره سر به بستر راحت گذاشته به خواب فرو رفتند.
قبلا در شهر شایع شده بود که هواپیماهای روسی جسته و گریخته در آسمان تبریز دیده شده‌اند و آنها از نقاط مختلف شهر عکسبرداری می‌کنند. ساعت ۶ صبح پنج فروند هواپیمای روسی در آسمان تبریز ظاهر شدند، دفاع ضدهوایی تبریز شروع به شلیک کرد که هیچیک از گلوله‌ها کارساز نبودند، لحظه‌ای بعد دو هواپیمای روسی بمب‌هایی در محلات ششگلان و پل سنگی رها کردند که گرد و خاکی از محل اصابت بمب‌ها برخاست سپس هواپیماها دامنه‌های کوه عون بن علی را بمباران کردند، مردم در بهت فرو رفته بودند هیچکس نمی‌دانست هواپیماها متعلق به چه کشوری است و برای چه منظوری شهر را بمباران می‌کنند؟
تبریزی‌ها که از خطرات بمباران‌های هوایی آگاه نبودند پشت بام‌ها رفته صحنه‌های بمباران هوایی را تماشا می‌کردند، افسران و سربازان با شتاب به طرف سربازخانه‌ها می‌رفتند تا هر چه زودتر خودشان را به پادگان‌های نظامی برسانند، توپخانه ضدهوایی مستقر در تبریز از چهار دستگاه تجاوز نمی‌کردند مرتب به سوی هواپیماهای مهاجم شلیک می‌کردند اما هیچیک از آنها به هدف اصابت نکردند، تا ساعت ۵/۸ صبح بمباران شهر و شلیک توپ‌های ضدهوایی و مسلسل‌ها ادامه داشت، مردم که بتدریج به ماهیت حملات هوایی پی برده بودند دسته دسته شهر را ترک و به سوی دهات و باغات اطراف شهر سرازیر گردیدند.
سربازان احتیاط و ذخیره که به خدمت فراخوانده شده بودند، گروه گروه خود را به نظام وظیفه عمومی معرفی می‌کردند.
قبلا از طرف ستاد ارتش به کلیه سربازانی که خدمت سربازی را تمام می‌کردند. پاکت سربسته‌ای داده بودند و به آنها تاکید شده بود که سر پاکت را فقط در لحظات حساس نظامی یعنی بسیج همگانی باز کنند.
در داخل این پاکت نامه‌ای بود به این مضمون (با برداشتن غذای یک روزه خودتان را به نزدیکترین حوزه نظام وظیفه عمومی معرفی کنید و نیز از همه دارندگان وسایط نقلیه خواسته بودند که این سربازان را در اسرع وقت به مناطق مشخص برسانند. ضمنا ستاد ارتش به شهربانی‌ها دستور داده بود که از خروج اتومبیل‌ها اعم از سواری، باری و یا مسافربری ممانعت به عمل آورند و تمام وسایط نقلیه را برای حمل سرباز و آذوقه به سربازخانه‌ها گسیل دارند.


اشغال تبریز


روس‌ها می‌آیند
ساعت دو بعد از ظهر یک فروند هواپیمای اکتشافی خودی در آسمان تبریز به پرواز درآمد که شیء لوله مانندی از هواپیما به محوطه هنگ ۲۷ پرتاب کرد آن را فوراً به ستاد لشگر تسلیم کردند داخل لوله پیام خلبان بود که اطلاع می‌داد روس‌ها می‌آیند.
ساعت ۳۰/۴ بعد از ظهر فرودگاه تبریز بمباران شد و پنج فروند هواپیماهای مستقر در فرودگاه آسیب دیدند که چهار فروند پس از تعمیر به سوی تهران پرواز کردند. تمام دکاکین و مغازه‌های شهر بسته بودند ولی ادارات دولتی باز و منتظر دستور بعدی از تهران بودند، تلفات اولین روز بمباران در حدود چهل نفر اعلام شد با این حال مردم تبریز از اولین روز بمباران شهر روحیه خودشان را نباخته بودند، بدین‌سان روز سوم شهریور سال ۱۳۲۰ تبریز چنین گذشت.
اعلامیه‌هایی که هواپیماهای روسی بر زمین می‌ریختند، به زبان‌های فارسی، آذربایجانی و ارمنی بودند در این اعلامیه‌ها چنین آمده بود، ایرانی‌ها شما باید حقیقت را بدانید که آلمان‌ها در کشور شما مشغول چه کارهایی هستند پارسال آنها برای برانداختن دولت ایران توطئه کرده بودند و برای این منظور پیش از سه میلیون ریال پول خرج کردند آیا پرسیده‌اید چرا آنها اینقدر پول زیاد برای توطئه خرج کردند؟ منظور آنها چه بود؟
البته جاسوسان هیتلری که در ایران تخم آشوب و اغتشاش می‌کاشتند در فکر سعادت و خوشبختی ایرانیان نبودند بلکه مزارع و کشتزارهای ایران را خون فرزندان ایران را، آلوده می‌کنند تا برای آنکه عذری داشته باشند از ایران باز هم بیشتر از سابق گندم، پنبه، برنج، پشم، پوست و میوه‌جات به آلمان صادر کنند و شماها را بی‌نان و بی‌لباس بگذارند، هیتلر خونخوار می‌خواهد ایران را به میدان جنگ برضد شوروی که کشور دوست ایران می‌باشد مبدل کند و سرحدات اتحاد شوروی را در معرض خطر و تهدید قرار دهد. در محل سفارت آلمان در تهران، انبارهای اسلحه ایجاد کرده و مواد محترقه تهیه و حاضر کرده‌اند، در کوه‌های اطراف تهران آلمانی‌ها به بهانه شکار مشغول تعلیمات نظامی هستند در باشگاه آلمانی‌ها در تهران دیپلمات‌های آلمانی برای تعلیم و یاد دادن جاسوسی و جنایت‌های راهزنانه دیگر به اتباع آلمانی جلساتی تشکیل می‌دهند.
در بسیاری از شهرهای ایران آلمان‌ها تشکیلات مخفی و سری نظامی ایجاد کرده‌اند، آلمانی‌ها خودشان را مهندس، تاجر، جهانگرد می‌نامند ولی در حقیقت تمام آنها جاسوس و دشمن ملت ایران و شوروی می‌باشند، کارکن سابق سفارت آلمان در تهران (ولف) در بندرانزلی رئیس جاسوس آلمان در شمال ایران می‌باشد.
(شونمان) رئیس جاسوسان و راهزنان آلمان در جنوب ایران بوده رئیس پلیس مخفی آلمان در تهران (گاتومای) با معاون خود (مانیر) نام کارکن اداره ایران اکسپرس برای برپا کردن انفجارها و آتش‌زدن‌ها در ایران در اتحاد شوروی از آلمان دستجاتی تشکیل داده و حالا درصدد آن هستند که در ایران کودتای فاشیستی ضدملی برپا کنند، غیر از آن، میکانیک رئیس املاک در بندر گز (تراپه) نماینده کارخانجات کروپ (آرتل) نماینده تجارتخانه سیمنس (فون راد انویچ) میکانیک در بندرانزلی (رکنگان) رئیس شعبه وزارت دارایی ایران، زن آلمانی (گلدانبرگ) مدیر تکنیکی مطبعه مجلس (اتوسوورز) و دیگران هم از جاسوسان بزرگ آلمان در ایران می‌باشند، تمام این متخصصین آلمان هیتلری که می‌خواهند در سرحدات ایران و شوروی، تحریکاتی برپا کنند اینطور هستند، این آلمانی‌ها می‌خواهند شما را دچار اغتشاشات، جنایت، گرسنگی و بندگی کنند آنها تدارکات کودتای فاشیستی را فراهم می‌آورند که از ایران به اتحاد شوروی حمله کنند، اشرار هیتلری به طور افتراآمیز خودستایی می‌کنند و لاف می‌زنند که گویا آنها در جنگ با اتحاد شوروی به پیروزی‌هایی نائل شده‌اند ولی در حقیقت امر بهترین لشگرهای آلمان فاشیستی در میدان‌های جنگ گور خود را یافته‌اند آلمان هیتلری درهم شکسته خواهد شد برضد آلمان فاشیستی جبهه متحد ملی از اتحاد شوروی و بریتانیای کبیر و تمام آن ملل اروپا که هیتلر آنها را به اسارت و تابعیت مبتلا کرده قرار گرفته است، ممالک متحده آمریکا در جنگ بر ضد ظلم و تعدی هیتلری به بریتانیای کبیر و اتحاد شوروی کمک جدی می‌نماید ایرانی‌ها، آیا ممکن است بیش از این در مقابل دسیسه‌ها و تحریکات هیتلر غاصب و تجاوزکار که برضد ملت ایران انجام می‌گیرند و در عین حال برعلیه اتحاد شوروی هم می‌باشند طاقت آورد؟ نه، نمی‌توان متحمل این تحریکات شد، ایرانی‌ها با اتحاد شوروی متفقا بر ضد دشمن عمومی یعنی آلمان هیتلری اقدام خواهند نمود.
به موجب قرارداد شوروی و ایران که در سال ۱۹۲۱ بسته شد به اتحاد شوروی حق داده شده که برای تأمین و مصون داشتن بی‌خطری و امنیت خود به خاک ایران نیروی خود را داخل نماید، در ماده شش قرارداد شوروی و ایران که در سال ۱۹۲۱ منعقد گردیده اینطور نوشته شده:
(دولتین معظمین متاهدتین قبول می‌نمایند که اگر دولت ثالثی قصد داشته باشد به وسیله مداخله نظامی سیاست غاصبانه و تجاوزکارانه را در ایران مجری سازد و خاک ایران را مرکز حملات لشگری خود بر ضد روسیه قرار دهد و در این صورت مخاطرات و تهدیدی متوجه سرحدات جمهوری متحده شوروی سوسیالیستی روسیه و دول متفق آن بشود و در صورتی که پس از اخطار دولت شوروی به دولت ایران، خود دولت ایران مقتدر برطرف ساختن مخاطرات فوق‌الذکر نباشد آن وقت دولت شوروی حق خواهد داشت ارتش خود را به خاک ایران وارد نماید تا به منظور دفاع از خود اقدامات نظامی لازمه را به عمل آورد، دولت شوروی متعهد می‌شود همین که مخاطره مزبور برطرف شد فوراً ارتش خود را از حدود ایران خارج نماید.
ملت ایران، ساعت خاتمه دادن به تمایلات تجاوزکارانه هیتلر در ایران که هم بر ضد ملت ایران و هم بر ضد ملل اتحاد شوروی می‌باشد در رسید، ارتش سرخ دوست ملت ایران بوده به موجب قرارداد سال ۱۹۲۱ موقتا به خاک ایران وارد می‌شوند، اتحاد شوروی و بریتانیای کبیر متفقا اقدام کرده و خطر تهدید فاشیستی را نسبت به ایران و اتحاد شوروی برطرف خواهند نمود، مرده باد جاسوسان هیتلری که مشغول تدارک دیدن کودتای فاشیستی در ایران می‌باشد، زنده باد دوستی اتحاد شوروی و ایران.)


نیروهای ارتش روسیه در تبریز

ارتش روسیه


فرار دولتمردان
از اولین روز هجوم ارتش شوروی به مرزهای آذربایجان، دولتمردان مقدمات فرار را فراهم کردند، از شهریور ۱۳۲۰ تا سال‌های بعد، در بیشتر حوادث و ماجراهای نظامی و سیاسی آذربایجان، فرار دولتمردان اعم از نظامی و غیرنظامی از مهلکه یک واقعیت تلخ در تاریخ این سرزمین ثبت شده است، تبریزی‌ها از فرار نظامیان در بحران، خاطرات فراوانی دارند که فرار دسته‌جمعی ژنرال‌ها و بعد سربازان در سال‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۲۴ و بحران‌های بعدی بیانگر این حقیقت تلخ است، آن روز هم در کاخ استانداری واقع در شمس‌العماره جنب و جوشی بود تمام رؤسای ادارات در استانداری جمع شده و منتظر کسب تکلیف بودند، امان‌ا… اردلان استاندار و سرلشگر ایرج مطبوعی فرمانده لشگر خانواده‌هایشان را از تبریز خارج کرده بودند و خود را نیز آماده فرار می‌کردند.


وضع نیروهای مستقر در آذربایجان در حادثه سوم شهریور ۱۳۲۰
لشگر ۳ تبریز، لشگر ۴ ارومیه، لشگر ۱۵ اردبیل، هنگ مستقل مهاباد، هنگ مستقل سردشت و هنگ مرند. لشگر تبریز شامل دو هنگ پیاده، یک هنگ توپخانه، یک هنگ سوار، یک گردان مستقل مهندسی و هنگ هوایی که فرماندهان وقت عبارت بودند از: سرلشگر ایرج مطبوعی، فرمانده لشگر، سرهنگ محمد نخجوان فرمانده تیپ، سرهنگ احمد جان پولاد فرمانده هنگ پیاده، سرهنگ حسین هاشمی فرمانده پیاده ۲۷، سرهنگ مقبلی فرمانده هنگ سوار، سرهنگ صفوی فرمانده هنگ توپخانه، سرهنگ محمدحسین امین رئیس ستاد لشگر و سرهنگ شیبانی فرمانده هنگ هوایی.


پل آهنی جلفا و سه شهید قهرمان آذربایجان در مقابل ارتش سرخ

پل آهنی جلفا


اشغال ایران


پیشروی ارتش سرخ به سوی تبریز
سه‌شنبه چهارم شهریور ۱۳۲۰ ساعت ۵/۷ صبح بود که هواپیماهای روسی در آسمان تبریز پدیدار گشتند این بار فرودگاه شهر بمباران شد، توپ‌های ضدهوایی خاموش بودند، سربازان در سربازخانه دنبال محل امنی می‌گشتند و از ستاد لشگر تنها چند صندلی خالی بجا مانده بود. گفته شد ستاد شبانه به سوی آذرشهر حرکت کرده است. مهمات موجود که مقداری از سلاح‌های باقی مانده از جنگ بین‌الملل اول بود قبلا در محله مارالان به محل امنی برده بودند، در همین موقع خبر رسید که زره‌پوش‌های روسی از صوفیان گذشته به سوی تبریز در حال پیشروی هستند صدای شلیک مسلسل‌ها از دروازه ورودی تبریز، مرند به گوش می‌رسید.
سرانجام حوالی ساعت یک بعد از ظهر پیش‌قراولان ارتش سرخ وارد دروازه شهر شدند. در نزدیکی‌های آجی‌چای سربازان مقاومت جزئی نشان داده بودند اما کمدی جنگ زره‌پوش‌ها با تفنگ به زودی پایان یافت. زره‌پوش‌های روسی پس از درهم شکستن مقاومت عده‌ای از سربازان در مدخل شهر از پل منجم گذشتند و مردم با مشاهده سربازان روسی پا به فرار گذاشتند، در این هنگام سالدات‌های روسی از زره‌پوش‌ها پیاده شدند به زبان آذربایجانی با مردم به گفت‌وگو پرداختند آنها سربازان فراری را پس از خلع سلاح دلجویی کرده و مرخص می‌نمودند.
روس‌ها به مردم می‌گفتند ما با شما سر جنگ نداریم شما برادران ما هستید، تبریزی‌ها این پیام‌های دوستانه را پذیرفته به تماشای سربازان روسی آمدند در حوالی باغ گلستان گروهی از ارامنه تبریز دسته گل‌هایی به سوی زره‌پوش‌ها پرتاب می‌کردند و هورا می‌کشیدند، روس‌ها به سرعت در نقاط مختلف شهر مستقر گردیدند و تبریز عملا به تصرف ارتش سرخ درآمد.
نیروهای روسی وقتی به مرکز شهر رسیدند زنگ ساعت شهرداری ساعت ۲ بعد از ظهر را اعلام داشت سربازی به طرف ساعت آتش گشود و زنگ خاموش شد گفتند یکی از زنگ‌های پرقدرت ساعت از آن به بعد دیگر کار نکرد، علیرغم سقوط شهر، زندان هنوز در کنترل پلیس بود زندانیان با برافراشتن پرچم سرخ و سر دادن شعارهای زنده باد استالین دست به تظاهرات زده بودند روس‌ها به تصور اینکه همه بازداشتی‌ها زندانیان سیاسی هستند درب‌های زندان را گشودند و همه زندانیان اعم از سیاسی و غیرسیاسی را آزاد کردند، با بیرون آمدن زندانیان عادی، جانی و شرور از زندان بیم و ترس از غارت خانه‌های مردم، شهر را فراگرفته بود، روس‌ها به منظور جلوگیری از هرگونه بی‌نظمی و هرج و مرج در شهر حکومت نظامی اعلام کردند و مقررات حکومت نظامی طی اعلامیه‌ای به امضای سروان پاولنسکی به اطلاع مردم رسید. گروهی از تبریزی‌ها که در سال‌های قبل از سوم شهریور ۲۰ از روسیه به ایران آمده بودند و در اصطلاح عامه مهاجر نامیده می‌شدند با بستن بازوبندهای قرمز و حمل تفنگ، نگهبانی از ادارات و سازمان‌های دولتی را برعهده گرفتند. در طول بیست سال سلطنت رضاشاه در مناسبات حکومتی دو رژیم ایران و شوروی بدگمانی شدیدی حاکم شده بود.
در رژیم ایران که هرگونه اظهارنظری درباره سیستم حکومتی شوروی به منزله ترویج مرام اشتراکی در قانون کیفری جرم تلقی می‌شد سبب گردیده بود که مردم در کشور همسایه از زندگی همدیگر کاملا بی‌اطلاع باشند به همین جهت شایعات نادرست از رفتار حکومت شوروی با ملت روسیه در ایران رواج یافته بود، تبریزی‌ها به غلط تصور می‌کردند به محض ورود شوروی‌ها به ایران بازارها غارت و ثروتمندان تیرباران خواهند شد، اما وقتی عملا خلاف اینگونه تبلیغات بی‌اساس ثابت گردید خیلی زود با سربازان روسی جوش خوردند. بچه‌ها را به زره‌پوش‌ها سوار می‌کردند و سربازان روسی به آنها قند می‌دادند، بدین‌ترتیب در اولین روز ورود ارتش سرخ به تبریز همه تصورات باطل و اوهام غلط به دوستی و محبت مبدل شد.
شب پنجم شهریور کارخانه برق تبریز که به تصرف روس‌ها درآمده بود کار نمی‌کرد و شهر در تاریکی کامل فرو رفت، صدای شلیک گلوله مسلسل‌ها از گوشه و کنار شهر به گوش می‌رسید، جماعتی از اهالی محله مارالان با استفاده از بی‌محافظ بودن سربازخانه آنجا ریختند اثاثیه سربازخانه از جمله سلاح‌ها و اسب و قاطرها را به غارت بردند.
چهارشنبه پنجم شهریور روزنامه‌ای به نام شعله در یک صفحه انتشار یافت و مجانی بین مردم توزیع گردید، بر سر کلیشه روزنامه این جمله چاپ شده بود: (زنده باد دوستی اتحاد شوروی و ایران) و نیز کاریکاتوری از هیتلر که در وسط نعش انسان‌ها و خرابی‌های ناشی از جنگ ایستاده بود جلب توجه می‌کرد و این اشعار از زبان هیتلر منعکس بود، من فاشیستم عادتم خونریزی و خون خوردن است، ایستادم روی نعش کله‌های بی‌شمار، عالم آباد را با جنگ ویران کردن است، غره آنم که این جنگ نقشه کار من است.


تبریز در جنگ جهانی


ششم شهریور ۱۳۲۰
کلیه دکاکین و مغازه‌های شهر بسته و خواربار در شهر کمیاب و گران بود، به علت تعطیلی طولانی مغازه‌های شهر طبقات کم درآمد بیکار شده بودند و گرانی و کمیابی مواد غذایی نیز مزید بر علت گردید. بلافاصله ارتش سرخ به کمک مردم کم درآمد و بی‌بضاعت تبریز شتافت، بدین معنی که روزانه از غذای سربازان شوروی بین این افراد توزیع می‌شد، بیوه‌زن‌ها، افراد علیل و بی‌چیز هر روز صبح زود تا ظهر کاسه بدست در محل توزیع غذا به انتظار می‌نشستند، با این حال مسئولان توزیع غذا آنچنان با مراجعین به مهربانی رفتار می‌کردند که این عمل آنها مردم تبریز را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود اینکه جماعت تبریزی در بحران‌های سیاسی و نظامی مملکت قبل از اتخاذ هر تصمیمی در مقابله با حوادث آذوقه جمع می‌کنند بی‌دلیل نیست زیرا، در طول تاریخ این سرزمین از قحطی و گرسنگی ناشی از قهر طبیعت، جنگ، آشوب و بلواها خاطرات تلخی دارند با احساس خطر ابتدا به فکر تهیه نان می‌افتند، خلاصه اینکه در تبریز همه چیز از نان شروع و به نان ختم می‌شود، برای مثال، اگر چنانچه نان در شهر کمیاب و دکان‌های نانوایی شلوغ باشند این حکایت از وضع غیرعادی می‌کند در آن صورت بروز بحران‌های سیاسی بیشتر محتمل است، عکس این قضیه در عادی بودن اوضاع هم صدق می‌کند، به همین جهت بیشتر دولتمردان در تبریز برای اینکه سر به بستر استراحت بگذارند قبل از هر اقدامی به فکر تامین نان مردم شهر هستند، در سال‌های اولیه اشغال کشور که صدای مردم گرسنه تبریز در شهر پیچید تدابیر موقت دولت اعم از جیره‌بندی نان، توزیع سیب‌زمینی به برطرف کردن بحران کمکی نکرد در چنین اوضاع و احوالی بود که کمبود قند نیز ظاهر شد و مردم به جای قند و شیرینی از کشمش و خرما استفاده کردند.


هفتم شهریور ۱۳۲۰
امروز دو آگهی از طرف کمیسیون امور شهر منتشر شد در یک آگهی آمده بود چون در عرض چند روز گذشته پاره‌ای اغتشاش و یغما و ناامنی از طرف اشخاص ناصالح رخ داده و آسایش اهالی شهر را بهم زده است به کلیه اهالی اخطار می‌شود که چنانچه از امروز به بعد از طرف هر کس تجاوز به جان و مال و خانه و دکاکین اهالی شهر بشود از طرف حکومت شهر فورا محاکمه و اعدام خواهد شد و نیز کسانی که به خانه‌ها، دکاکین و سایر جاها به نام قشون سرخ وارد شوند باید معرفی‌نامه و امریه مخصوص در ماموریت داشته باشند در غیر این صورت مرتکب شناخته و تنبیه خواهد شد.
اعلان شماره دو به اطلاع کلیه سرپاسبانان شهربانی تبریز می‌رساند که از امروز شهربانی تبریز در اداره شهرداری تاسیس می‌شود بنابراین لازم است عموما و به فوریت خودشان را در اداره شهرداری تبریز به آقای سربهر فتح‌اله قلاسکی کفیل فعلی شهربانی معرفی و برای حفاظت شهر با دستور مقامات مربوطه مشغول انجام وظیفه باشند، کمیسیون امور شهر.
روز دهم شهریور رادیو ترکیه اطلاع داد دولتین روس و انگلیس یادداشتی به دولت ایران داده و شرایط خود را نوشته‌اند و پس از اشغال تمام و کمال ایران شرایط انتشار خواهد یافت این رادیو افزود، ایدن وزیر امور خارجه انگلیس نطقی درباره ایران نموده و اظهار داشته دولت انگلیس به یک وجب خاک ایران چشم نداشته و درخواست‌های ما به تهران ابلاغ خواهد شد، یک روزنامه انگلیسی نوشته بود، باید دولت ایران اولا آلمان‌ها را تسلیم کند ثانیا شناسایی حق‌العبور راه‌آهن، ثالثا تامین لوله نفت و اگر این شرایط قبول واقع شد مسئله تخلیه صورت خواهد گرفت.
دهم شهریور اعلام شد کلیه افسرانی که دستگیر شده‌اند به شهر انتقال و در کماندانی شوروی بازداشت شده‌اند اداره کماندانی در انتهای خیابان فردوسی واقع شده بود، افسران را در طبقه دوم ساختمان جمع کرده و اقوام و خانواده‌هایشان برای دیدن آنها در جلوی کماندانی اجتماع کرده بودند، از همه فرماندهان فراری فقط سروان نهضتی فرمانده گردان توپ‌های ضدهوایی کشته شده بود بقیه هم خود را تسلیم کرده بودند.
فرماندار نظامی شوروی‌ها طی اعلامیه‌ای اعلام داشت مغازه‌داران دکاکین شهر را باید از روز دهم شهریور باز کنند والا تحت تعقیب قرار خواهند گرفت.
چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۲۰ شهر به حال عادی بازگشت. مغازه‌ها باز شدند و دادوستد از سر گرفته شد، سربازان روسی با ولع زیاد ساعت می‌خریدند به همین جهت پول روسی منات وارد بازار معاملات شد و هر منات روسی معادل ۳/۵ ریال پول ایرانی خرید و فروش داشت، در این روز طی اطلاعیه‌ای انتصاب سرهنگ محمد نخجوانی به کفالت لشگر ۳ به اطلاع عموم رسید، عصر پنجشنبه نیز ۱۲ نفر از افسران و فرماندهان بازداشتی آزاد شدند به دنبال آن سربازان فراری را برای بازگشت به سربازخانه‌ها فراخواندند اما این دستور اجرا نشد زیرا معلوم نگردید دستور از طرف چه مقامی صادر شده است افزون بر این سربازخانه‌ها در اشغال قوای روسی بود.
عصر، رادیو دهلی اطلاع داد که سربازان روسی و انگلیسی در قزوین به همدیگر رسیدند و روس‌ها به افتخار انگلیسی‌ها ضیافتی در قزوین ترتیب دادند و رادیو برلین متقابلا گفت: آلمان بالاخره پیروز خواهد شد و انتقام ایرانیان را خواهد گرفت پس با این شعارها برنامه فارسی رادیو برلین پایان یافت: (مرده باد انگلیس، مرده باد روس، زنده باد ایران، زنده باد آلمان).

۱۴ شهریور ۱۳۲۰ سپیده‌دم غرش هواپیماها باز مردم را از خواب بیدار کرد صدای شلیک توپ‌ها در شهر طنین‌انداز شد، تبریزی‌ها تصور می‌کردند که این بار هواپیماهای آلمانی در آسمان تبریز هستند، حتی شایع گردیده بود آلمانی‌ها پل ارتباطی جلفا بین ایران و شوروی را زده‌اند، سرانجام معلوم شد هواپیماها متعلق به انگلیسی‌ها بوده‌اند و روس‌ها به احترام ورود همزمان خود به تبریز با شلیک توپ از آنها استقبال کرده‌اند و به عبارت دیگر مقدم آنها را خوش‌آمد گفته‌اند.
۱۴ شهریور رادیو برلین در برنامه سخن‌پراکنی روزانه گفت: نقاطی که در ایران به تصرف روس‌ها درآمده بزودی مراسم بلشویکی در آن مناطق اجرا خواهد شد و سپس در گفتاری به نقل قول از یک روزنامه آلمانی افزود: مقصر اصلی بدبختی ایران، انگلیسی‌های طماع می‌باشند و انگلیس امروز آرزومند است که ایران بلشویک شود، این رادیو از پکن خبر داد ۱۵ میلیون مسلمان چینی در برگزاری نماز از خداوند خواستار شدند ایرانی‌ها را که گرفتار بلشویک‌ها شده‌اند مورد لطف و عنایات ذات پروردگار قرار دهد و همچنین نمایندگان سیصد میلیون مسلمان دنیا در پکن اجتماع کرده‌اند که برای مشکل ایرانیان که به دست روس‌ها و انگلیسی‌ها گرفتار شده‌اند چاره‌جوئی کنند.


حمله به ایران


دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۲۰ سهیلی وزیر امور خارجه ایران طی گزارشی که به مجلس داد گفت: پس از ترک مقاومت نیروهای ایران، شوروی و انگلیس یادداشتی تسلیم ایران کرده و پیشنهاداتی را پیش کشیدند که عبارتند از:
۱ – نیروهای ایران از مغرب از خانقین، کرمانشاه، دزفول تا بندر دیلم و خلیج‌فارس و از شمال اشنویه، حیدرآباد، میاندوآب، قزوین، زنجان، خرم‌آباد، بابل، سمنان، شاهرود و علی‌آباد عقب‌نشینی کنند.
۲ – دولت ایران در مدت یک هفته اتباع آلمانی به استثنای اعضای سفارت و چند تن متخصصین را از ایران اخراج نمایند.
۳ – دولت ایران باید متعهد شود مانع از حمل و نقل لوازم بین نیروهای انگلیسی و شوروی نشود، دولت انگلیس تعهد می‌کند:
الف-حقوق امتیاز نفت را بپردازد، ب-به وضع اقتصادی ایران کمک کند، ج-از پیشروی بیشتر در خاک ایران خودداری کند و به محض خاتمه جنگ قوای خود را از ایران بیرون ببرد.
۴ – دولت جماهیر شوروی تقاضا دارد دولت ایران به موسسات دولت مزبور در خوریان و شیلات کمک نماید، سهیلی متقابلا پیشنهاداتی را در تعدیل خواسته‌های متفقین مطرح نموده و در اصل، ایران همه پیشنهادات شوروی و انگلیس را پذیرفته بود.
تبریزی‌ها به حسن نیت شوروی‌ها بیش از پیش امیدوار شده بودند زیرا رفتار دوستانه قوای شوروی با مردم تبریز جز این چیز دیگری را ثابت نمی‌کرد، مردم تبریز معتقد بودند که روس‌ها قصد اشغال ایران را نداشتند فقط سختی‌های جنگ سبب شده است که موقتا وارد این کشور شوند و از خطوط مواصلاتی ما استفاده کرده و پس از خاتمه جنگ ایران را ترک کنند.
چهارشنبه ۱۹ شهریور، از طرف کمیسیون امور شهر تبریز اطلاعیه‌ای منتشر شد مبنی بر اینکه هیچکس حق دادوستد با (منات) واحد پول روسی ندارد و چنانکه کسی برخلاف این آگهی اقدام کند علاوه براینکه به ضرر خود تمام خواهد شد مورد تعقیب جزائی هم واقع گردیده و سخت تنبیه خواهد شد، پس از انتشار این آگهی ارزش منات که معادل ۳/۵ ریال پول ایران بود تنزل کرد و بانک ایران و روس نیز از تبدیل آن به پول ایران خودداری کرد که نتیجتا ارزش منات به سه ریال کاهش یافت.
جمعه ۲۱ شهریور، رادیو لندن به دنبال حملات شدید به رضاخان گفت: در این اواخر سیستم حکومتی ایران از رژیم مشروطیت به کلی منحرف شده و یک استبداد مطلقه جانشین آن گردیده بود، شاهنشاه ایران در مدت بیست سال اخیر تمدن غرب را در مملکت اشاعه و پیشرفت داد، در عوض مالیات هنگفتی تحمیل مردم ایران نمود چنانچه با مقایسه بودجه سال‌های ۱۳۰۲ و ۱۳۱۹ معلوم می‌شود که در مدت این ۱۷ سال مالیات از هفده برابر تجاوز نموده بعلاوه در رأس امور فردی قرار گرفته و یک استبداد مطلق در کشور حاکم شده است، به طوری که اشغال بعضی نواحی ایران توسط ارتش‌های روس و انگلیس هیجانی در مردم به وجود آورده و آنها امیدوارند که در وضع حکومت تغییری حاصل گردیده و اوضاع به همان دوران اولیه مشروطیت ایران اعاده گردد، رادیو تهران یادداشت دولت انگلیس را چنین پخش کرد:
بند اول. انگلیس نمی‌خواهد شهرهای متصرفی ایران را پس بدهد.
ب. در نواحی متصرفی لازم است مامورین دولتی، مشاغل خود را با موافقت مامورین نظامی انگلیس برعهده بگیرند.
ج. مامورین نظامی انگلیس میل ندارند از حیث آذوقه و مسکن به ایران تحمیل شوند.
د. هرگونه اقدام لازم به عمل خواهد آمد که از وقوع حادثه جلوگیری به عمل آید.
بند دوم. رویه‌ای که در باب آلمانی‌ها قبلا اتخاذ نموده‌ایم تغییر یافته و به استثنای اشخاصی که باید تسلیم شوند هیئت آلمانی‌ها غیر از مامورین سفارت باید تسلیم شوند.
بند سوم. دولت ایران باید موافقت کند که تحدید ورود آلمانی‌ها تا خاتمه جنگ خواهد بود.
بند چهارم. تسهیلات راجع به ترانزیت کالاها و آلات جنگی باید رعایت شود.
بند پنجم. دولت انگلیس با نظریه ایران راجع به سیاست اقتصادی موافق می‌باشد.
بند ششم. دولت انگلیس راجع به استرداد اسلحه مطالعه خواهد نمود و پس از ترک ایران راجع به غرامت نیز مطالعه خواهد کرد.
رادیوهای خارجی در برنامه‌های فارسی اطلاع دادند که دولت ایران دویست نفر آلمانی و ایتالیایی را تسلیم انگلیسی‌ها نمود که این عده به اهواز اعزام شدند که از آنجا به هند فرستاده خواهند شد و پنجاه نفر نیز به دولت روس تحویل دادند که این عده را به قزوین بردند.
دوشنبه ۲۲ شهریور رادیو تهران یادداشت مقامات شوروی را در ایران پخش کرد، این تذکاریه چنین بود؛ در این چند روز اخیر اوضاع ایران مخالف وضعیت هشتم شهریور پیش می‌رود و برای اینکه قضیه حل شود دولت شوروی از اشغال پایتخت ایران خودداری می‌کند ولی دول محور از این حسن نیت شوروی سوءاستفاده نموده و آن را به ضعف ما تعبیر و تفسیر نموده‌اند، نظر به این قضیه دولتین شوروی و انگلیس مجبور شدند بستن سفارت‌خانه آلمان را در ایران خواستار شوند، رادیو تهران سپس به تشریح نکات دیگر یادداشت دهم شهریور استنادی دولت شوروی پرداخت که چنین آمده است:
۱ -راجع به خط مرزی هیچگونه تغییری نمی‌تواند باشد.
۲ -در مناطق اشغال شده ایران امنیه و شهربانی وظایف خود را اجرا و اولیای نظامی شوروی حاضر خواهد بود به آنها مساعدت کند.
۳ -فرمانده شوروی برای رفع احتیاجات خود نمی‌خواهد سربار ایران شود.
۴ -اولیای نظامی شوروی سیستم مناسبی برای ارتش خود برقرار و اقدامات لازم خواهند کرد که آنها با مردم ارتباطی نداشته باشند ولی نمی‌توانند با مردم قطع رابطه کنند.
۵ -اتباع آلمانی باید تسلیم شوند.
۶ و ۷ و ۸ -در انعقاد قرارداد راجع به نفت خوریان اتخاذ سند می‌نمایند.
۹ -شوروی برای کمک اقتصادی در خرید اشیاء ایران موافقت دارد و درباره عبور کالاهای ایران همچنین.
۱۰ -شوروی حاضر خواهد بود هنگامی که ضرورت ترک ایران پیش آید راجع به اسلحه مطالعه کند.
اما درباره غرامت خرابی‌های ناشی از جنگ، چون در زمان جنگ اتفاق افتاده است موافقت نمی‌شود.


روسها در تبریز


جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۲۰ اطلاعیه‌هایی بر در و دیوار شهر نصب کرده بودند که خطاب به فارسی زبان‌ها بود نوشته بودند، تا به حال هر چه خورده‌اید و برده‌اید بس است ما را به حال خودمان باقی بگذارید و شهر ما را ترک کنید، این اعلانات امضای مشخصی نداشت ولی حکایت از زمزمه‌هایی می‌کرد که حوادثی در تبریز در شرف تکوین است.
از سوم شهریور ۱۳۲۰ به بعد، روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سرانجام سال‌های پیش روی، آذربایجان و تبریز مملو از حوادث و رویدادهای بی‌شمار است، کمتر روزی بود که در تبریز حادثه سیاسی روی ندهد، گرفتاری و ضعف قدرت دولت مرکزی از یک طرف و اثرات جنگ جهانی و اشغال کشور از سوی دیگر زمینه‌های پیدایش تحولات سیاسی را در آذربایجان فراهم کرده بود، با این حال رفتار صمیمانه و دوستانه ارتش سرخ با مردم آذربایجان تا حد زیادی اثرات ناهنجار بحران‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی را خنثی می‌کرد، رابطه روس‌ها با مردم تبریز نه تنها رفتار اشغالگرانه نبود بلکه آنها با اهدای کمک‌های انسانی از جمله موادغذایی، درمان پزشکی، فرهنگی و ارتباطات درصدد برآمده بودند تبلیغات ضدروسی را در مرزهای جنوبی شوروی بی‌اثر سازند، روس‌ها با چاپ پوستر، کتاب، روزنامه و مجله در آذربایجان شوروی و ارسال و پخش آنها در آذربایجان ایران فرهنگ و ایدئولوژی سوسیالیستی را در بین مردم ترویج و اشاعه می‌دادند، مبادله هنرمند، شاعر و نویسنده بین دو آذربایجان، فراهم نمودن تسهیلات آموزشی برای جوانان آذربایجان ایران، اعزام جوانان به باکو به منظور آموزش و تعلیمات نظامی، نمایش فیلم در نقاط مختلف شهر، واکسیناسیون مردم در برابر بیماری‌های خطرناک همه و همه تا حد زیادی به مردم تبریز فرصت می‌داد که آثار شوم جنگ را کمتر احساس کنند با این وصف قحطی و بیکاری که پدیده دهشتناک جنگ است زندگی را بر مردم تبریز سخت کرده بود افزون براین، پیدایش افکار و اندیشه‌های سیاسی گوناگون در صحنه سیاسی کشور، ره‌آورد این جنگ بود.
بعد از شهریور ۱۳۲۰ در تبریز افکار و اندیشه‌های متعدد ملهم از مکتب‌های سیاسی متفاوت ظهور کرد که این پدیده در سال‌های بعد، در تحولات سیاسی کشور در ابعاد گسترده‌تری ظاهر گردید.
اثرات تبلیغات هیتلری که در سال‌های قبل از جنگ جهانی دوم بر کشور رسوخ و نفوذ کرده بود در سال‌های پس از اشغال ایران نیز به سادگی از بین نرفت، در آن ایام طبقه ثروتمند و بازاری تبریز که از برکت معاملات تجاری با آلمان هیتلری به ثروت کلانی دست یافته بودند به هواداری از آلمان هیتلری برخاستند، متقابلا ندارها و گروه‌های مهاجر جانب سیاست‌های بلشویکی را گرفتند، ثروتمندان که لحظه به لحظه پی‌آمدهای جنگ را پیگیری می‌کردند و به پیروزی ارتش‌های محور آنچنان دل‌بسته بودند که با اعتماد به نفس، پیشرفت قوای هیتلری را سعادت و خوشبختی ایران می‌پنداشتند و بی‌صبرانه در انتظار شکست جبهه قفقاز روزشماری می‌نمودند، در این میان طرفداران ژاپن میلتاریستی نیز در صحنه سیاسی ظاهر شدند بی‌آنکه تبریزی‌ها با نژاد زرد پیوندی داشته باشند. سیاست‌بازی، محیط تبریز را آنچنان آلوده کرده بود که در هر محفل و مجلسی گروهی به طرفداری از این و جماعتی در حمایت از آن دیگری به سر و کله یکدیگر می‌پریدند و هر یک از آنها در دفاع از نکته‌نظرهای سیاسی خویش استدلال و منطق می‌تراشیدند.

شادروان میرزاباقر حاجی‌زاده با سخنان طنزآلود این درام سیاسی را در تعریف از سیاست‌بازان بازار تبریز چنین توصیف می‌کرد، بازاری‌های تبریز که دل در گرو آلمان هیتلری داشتند هر روز صبح وقتی مغازه‌های خودشان را باز می‌کردند با رمز و اشاره به یکدیگر، خبر رد و بدل می‌کردند برای مثال اگر رادیوهای خارجی از پیروزی آلمانی‌ها خبر خوش پخش می‌نمودند بازاری‌ها شاد و خوشحال به بازار می‌آمدند. یکی از دیگری می‌پرسید در جیب‌هایت آجیل داری؟ آن دیگری جواب می‌داد امروز با جیب‌های پر آمده‌ام.


به نقل از روزنامه مهد آزادی



دسته بندی : تبریز , ایران , آذربایجان ,
برچسب ها : تاریخ تبریز , شهریور 1320 , اشغال آذربایجان , جنگ جهانی , حمله شوروی به ایران ,


نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 4 دی 1396, 11:58 ب.ظ

اشاره ای به تاریخ گذشته تبریز در روزهای دوره پهلوی و قبل آن

صبح روز 10 بهمن 1300 ، گروهی از افراد و افسران نیروی ژاندارم مستقر در شرفخانه پس از بازداشت تعدادی از افسران ارشد خود ، به فرماندهی ماژور ابوالقاسم خان لاهوتی به سوی تبریز روانه شدند و پس از دو روز آنجا را بدون آن که با مقاومت چندانی روبرو شوند ، به تصرف خود درآورند . مخبرالسللطنه هدایت والی وقت آذربایجان و برخی دیگر از اجزاء حکومتی تحت نظر قرار گرفتند . از میان نیروهای نظامی مستقر در شهر ، اکثر ژاندارم ها به شورشیان پیوستند ، تعدادی متفرق شده ، گروه اندکی از قزاق ها نیز نیز تحت فرماندهی اسماعیل خان سرتیپ ، حاضر به تمکن نشده و در باغ شمال تبریز حالت دفاعی به خود گرفتند . آنچه نیروی ژاندارم را به طغیان واداشت ، اعتراضی بود ضد " حکم تشکیل قشون متحدالشکل " ( مصوب 4 آذر 1300) که براساس آن عملا" تشکیلات ژاندارمری منحل و در چارچوب قزاقخانه ادغام می شد . شورشی ها در بیانیه ای اظهار داشتند که این "اقدامات" یعنی پیشروی به سمت تبریز و تصرف آن " . . . فقط و فقط به واسطه این است که اخیرا" در مقابل این همه خدمات متین و لایتزلزل می خواستند لباس های مطبوع ما را که یک شرافت تاریخی است برکنده و در عوض لباس های منحوس دژخیمان قزاق را که یادگار عهد تزاری است بپوشانند . . . " 1

با این حال ، با توجه به نوع نیروهای سیاسی ای که به محض ورود ژاندارم ها به تبریز گردان جمع شدند و همچنین شعارهای آزادی خواهانه ای که مطرح شد، از همان مراحل نخست کار آشکار شد که شورش ژاندارمی شرفخانه به یک رشته خواسته های صنفی محدود و مقید نمانده است . در گزارشی از رخدادهای صبح آن روز آمده است : " . . . حیاط اداره ژاندارمری و اطراف آن تا مغازه های مجدالملک پر از تماشاچیان بود که با احساسات مختلف برای اطلاع از کنه مسئله با همدیگر صحبت می کردند . چند نفر از آدم های خلو قربان هم که در شهر بودند ، مسلح و به اداره ژاندارمری تردد می نمودند . یکی از ایشان بود که به آواز بلند فریاد زد : "زنده باد خون خیابانی " مردم این جمله را با نهایت شغف تلقی کرده و چند دقیقه متوالیا" دست می زدند ." 2


تصاویر قدیمی تبریز از صفحه محله دوه چی
پیشه وری

حکومت ملی آذربایجان

مسجد کبود قدیم

تبریز قدیم

پل سنگی

تبریز

شهناز قدیم

سیل تبریز

قدیم تبریز

آسفالت تبریز

حرمخانه تبریز


پس از چیرگی ژاندارم ها بر شهر ظاهرا" نخستین نیروهایی که دور و بر آنها گرد آمدند کمونیست ها بودند . به گفته سلام الله جاوید که خود از فعالین این حرکت بود در آن ایام کمونیست های تبریز به سه جناح هواداران علی اصغر سرتیپ زاده ، حسین بی چیز و حاج محمد ابراهیم شبستری تقسیم شده بودند . از این عده ظاهرا" فقط سرتیپ زاده از قبل با برخی از سران شورشی ژاندارم در تماس بوده است . 3 در آن مرحله نیز در بدو کار یرتیپ زاده و آقازاده و میرکاظم جدی که به "دیموکراتی" شهرت داشتند ، طرف شور و مشورت قرار گرفته بودند . میر مهدی ماکویی نیز که تا چندی پیش از این تحولات جراید کارگر و بریدشمال را در خوی منتشر می کرد و ظاهرا" همراه اردوی ژاندارم وارد تبریز شده بود ، صبح همان روز ، در تایید بیانیه ای که ژاندارم ها منتشر کرده بودند سخنانی ایراد کرد که با ابراز احساسات عمومی مواجه شد . 4

عمر قیام لاهوتی با تمامی تحولات سریع و فشرده آن که بیشتر به همین نوع گرد هم آیی ها گذشت به یک هفته نکشید و در 19 بهمن 1300 در پی ورود یک ستون از نیروهای نظامی به تبریز در هم شکست . لاهوتی و تعدادی از اطرافیانش به شوروی پناهنده شدند و شهر از نو تحت اقتدار نیروهای دولتی درآمد . تبریز در این دوره کوتاه شورش در عین حال که تمام نشانه های سنن انقلابی ده-دوازده سال اخیر را به خود دید- تشکیل و تسلیح واحدهای مجاهد ، برپایی انواع گردهمایی های سیاسی و سخنرانی های انقلابی . . . – ولی تحول جدیدی را نیز تجربه کرد به کلی متفاوت از سنن انقلابی گذشته ؛ مهار انقلاب و تطبیق آن با مقتضیات سیاسی زمان خود .

هنوز چند ساعتی از ورود لاهوتی و صاحب منصبان و افراد تحت امر او نگذشته بود که تعدادی از چهره های سیاسی تبریز که بخش عمده آن ها را شخصیت های برآمده از انقلاب مشروطه و دموکرات های برجای مانده از قیام خیابانی تشکیل می دادند ، عملا" زمام امور را در دست گرفتند. این گروه که چهره های مبرزی چون حاج محمد علی بادامچی ، سیدالمحققین دیبا ، حاج میرزا علی نقی گنجه ای و شخصیت هایی چون میرزاابوالقاسم فیوضات ، حاج اسماغیل آقا امیر خیزی ، میرزا محمد علی تربیت ، معتمدالتجار و میرزا محمدعلی صفوت را در میان داشتند ، نه فقط در اداره امور روزمره شهر دخالت داشتند ، که با استقرتر در تلگرافخانه تبریز _تحت عنوان و امضای حاضرین در تلگرافخانه _ باب مذاکرات را با تهران باز نگهداشته ، برآن شدند راه حل مسالمت آمیزی بر این ماجرا بیابند . در توصیف موفقیت این تدابیر ، توضیح همان بس که در ایام چیرگی ژاندارم ها به رغم وفور انواع فرق و جناح های مختلف و مخالف سیاسی در شهر و به ویژه حضور آن گروه از قوای قزاق در باغ شمال تبریز که حاضر به تمکین نبودند ، هیچ گونه بی نظمی قابل ملاحظه ای در شهر رخ نداد . علاوه بر این تلاش های میانجی گرانه جاری ، چه مساعی حاضرین در تلگرافخانه که باب مذاکره را با مرکز باز نگه داشته بودند و چه تلاش هایی که در خود تبریز برای رفع اختلاف میان ژاندارم ها و قزاق های مستقر در باغ شمال  جریان داشت نیز اگرچه مالا" به نتیجه مطلوب نرسید ، ولی تا به آخر از حرکت نیز باز نماند . حی هنگاخی که در 18 بهمن نیروهای اعزامی دولت به فرماندهیرهنگ حبیب الله خان شیانی به حومه تبریز رسیدند و درگیری نظامی اجتناب ناپذیر می نمود ، برای یک روز دیگر نیز تلاش های میانجی گرانه دموکرات ها ادامه یافت . ول در نهایت ورق به نفع آن هایی برگشت که از بدو کار بر ضرورت سرکوب قهرآمیز شورش تاکید داشتند و مساعی جاری را فرصت مناسبی جهت آمادگی بیشتر تلقی می کردند . فردای آن روز جنگ آغاز شد و در پی نبرد سنگینی که تا غروب ادامه یافت مقاومت ژاندارمری در هم شکست؛ بخش اصی شورشی ها همراه با لاهوتی شهر را ترک کردند ، مابقی نیز تسلیم شده یا به اطراف گریختند . با آن که تا شامگاه همان روز زد و خورد پایان یافت و شهر در تسلط کامل قوای دولتی قرار گرفته بود ، ولی جنگ و جدلی که تا آن حد برای جلوگیری از بروز آن تلاش شده بود به شکلی دیگر یعن به صورت یک رشته دستگیری های وسیع و گسترده و همچنین نهب و غارت بخش هایی از تبریز تا دو روز ادامه یافت .5

کودتای لاهوتی از آن روی مهم تر است که آن را می توان به عنوان آخرین حلقه از سلسله شورش های آزادی خواهانه ای تلقی کرد که حدود چهارده سال پیش از آن در سال 326 هجری قمری با قیام مردم تبریز برای اعاده نظام مشروطه آغاز و در عرض مدت زمانی کوتاه ، تا فتح تهران و سرنگونی محمدعی شاه ، در پاره ای از دیگر نقاط ایران چون اصفهان و گیلان سرمشق قرار گرفت .رشته حرکت هایی که با شروع جنگ اول جهانی از نو به صورت شورش هایی بر د چیرگی روس و انگلیس در صفحات جنوبی ، مرکزی و غربی ایران به نقطه اوج خود رسید و در سال های بعد از جنگ نیز به صورت نهضت های جنگل در گیلان ، شیخ محمد خیابانی در آذربایجان و کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان رو به خاموشی نهاد . دوره ای از تاریخ نهضت های آزادی خواهانه که بیش از چهارده سال قبل با قیام مشروطه خواهان در تبریز آغاز شد ، با کودتای لاهوتی در همان تبریز به پایان آمد .

اگر نشانه های نهفته در فروپاشی نهضت های کوچک خان ، خیابانی و پسیان به اندازه ای روشن نبود که سپری شدن دوره ای را تداعی کند ، فروپاشی سریع شورش لاهوتی می بایست به اندازه کافی روشن بوده باشد ؛ فروپاشی ای که به مراتب پیش از رویارویی نهایی ژاندارم ها و قزاق ها در 19 بهمن 1300 ، از همان روزهای نخت خروج لاهوتی ، با پدید آمدن یک طیف نیرومند سیاسی از نیروهای معتدل و میانه رو در تبریز صورت تحقق به خود گرفته بود . این به معنای آن نیست که بگوییم نهضت لاهوتی از مسیر اصلی خود منحرف شد ، در واقع این مسیر اصلی تحولات اجتماعی آن روزگار بود که با مسیر اصلی قیام لاهوتی همخوانی نداشت .

ارک و باغ ملت
روزگار قدیم

ارک تبریز

اولین طیاره بر زمین نشسته در تبریز
طیاره

تبریز قدیم

خواننده قدیم

گروه های موسیقی تبریز
رادیو تبریز

گروه موسیقی تبریز

ارکستر تبریز

 استخر باغ گلستان
باغ گلستان قدیم

از مجموعه کاخ های باغشمال تبریز که در دوره پهلوی نابود شدند
باغشمال

گورستان هزار ساله سرخاب تبریز در قدیم
مقبره الشعرا


بعدها در ارزیابی این حرکت برخی از صاحبنظران ، مانند یکی از صاحب منصبانی که در این کودتا شرکت داشت ، گذشته از آن که انتخاب لاهوتی را به عنوان رهبر قیام اولین "خبط " شورشی ها می دانست ، با چشم فرو بستن بر کل وضع ، حادثه ای چون اقدام خودسرانه بخشی از نیروهای قزاق را برای غارت تبریز ، موجب پدید آمدن وضعیتی دانست که به سقوط نهضت منجر گردید 6 و یا این نقد و نظر میر جعفر پیشه وری که حدود بیست و چند سال بعد و اندک زمانی پیش از آن که خود بختش را در این زمینه بیازماید ، یکی از علل پا نگرفتن شورش را عدم همراهی ماژور محمودخان پولادین دانست و اشتباه لاهوتی در یکسره نکردن کار مخبرالسلطنه 7، و یا کلی گویی هایی از قبیل این گفته عبدالصمد کامبخش نظامی کار حزب توده_ که ". . . نبودن سازمان صحیح و آمادگی قبلی و دقیق موجب شد که قیام از همان روزهای نخستین در معرض شکست قرار گیرد ."8

حال آنکه ، نه پش آمد اتفاقی چون اقدام خودسرانه بخشی از قزاق ها برای غارت تبریز ، نه تساهل و مدارای لاهوتی در قبال مخبرالسلطنه و نه فقدان "سازمان صحیح و آمادگی قبلی و دقیق " هیچ یک نمی توانست در سرنوشت این حرکت تغییری ایجاد کند . ایران آن زمان با پشت س گذاشتن دوره ای طولانی از آشوب و نابسامانی ، خواستار نظم و آرامش بود و چنان که نشان داده شد ، آن هم به هر قیمت ، حتی به قیمت پذیرفتن استبداد رضاخانی .

در این میان نه فقط نیروهای بر جای مانده از نهضت شیخ محمد خیابانی ، که هر یک در نوع خود چکیده و مظهر انقلاب مشروطه ایران محسوب می شدند ، بلکه گروهی از نیروهای تندروتر تبریز ، مانند سرتیپ زاده و همراهانش که به تمایلات انقلابی شهرت داشتند نیز ، نهایت سعی و تلاش خود را به کار بردند که حرکت تند و انقلابی لاهوتی در چهارچوبی معقول و منطقی مهار شود . وضعیت کلی ایران و بویژه آذربایجان راه دیگری برنمی تافت .

در آن وضعیت ، مسئله اصلی ، مسئله شورش اسماعیل آقاشکاک ، معروف به سمکو بود که با استفاده از هرج و مرج ناشی از فروپاشی اقتدار دولت مرکزی ، بخش های وسیعی از آذربایجان را عرصه تاخت و تاز خود ساخته بود . هنگامی که شورش لاهوتی به وقوع پیوست چند ماهی بیش نبود که دولت بافراغت از پایان گرفتن شورش های گیلان و خراسان ، توانسته بود نیرویی به آذربایجان اعزام دارد .

قیام لاهوتی به رغم حقانیت اصولی و ارزش های آزادی خواهانه مستتر در آن ، تلاش های جاری در اعاده انتظام را به خطر افکند . این بود که حتی آن نیروهایی که به لحاظ مرام و مسلک و سوابق مبارزاتی نیز در آزادی خواهی آنها تردید نبود مصالح وطن را در اتخاذ روالی دیگر دیدند .

از سوی دیگر موضعی که تبریز در قبال کودتای لاهوتی اتخاذ کرد به اعلان نقطه پایانی بر یک دوره از فعالیت های آزادی خواهانه محدود نماند ، بلکه از جنبه های جدیدی که این تلاش و تکاپو می بایست در وضعیت جدید کشور به خود می گرفت نیز نشان داشت . در واقع خط مشی سیاسیون تبریز در مهار شورش نه فط نبین ارزیابی صحیح آنها از وضعیت وقت که نشان دهنده توانائی آنها در اقدام به موقع و اتخاذ سیاست عملی ای مبتنی بر این شناخت بود . آنچه عملکرد دموکرات های تبریز را در این دوره خاص _ یعنی دوران کودتای لاهوتی _ از ادوار پیش متمایز می سازد ، هم ارزیابی صحیح آنان است از وضعیت آذربایجان در آن مقطع خاص ، و هم اتخاذ به موقع و به هنگام یک رشته تدابیر عملی برای رویارویی با این وضعیت . سوسیال دموکراسی تبریز از دورانی که در بحبوحه قیام آذربایجان بر ضد استبداد محمدعلی شاهی ، هم خود را از لحاظ سازمانی و آرمانی شکل می بخشید و هم بخشی از بار سازماندهی قیام را برعهده داشت ، فاصله بسیار گرفته بود و همچنین از دوره ای که پس از چند سال فترت ،بافروپاشی تزاریسم از نو به صورت نیرویی تعیین کننده پا به عرصه تحولات ایران گذاشت اینک سوسیال دموکراسی تبریز _ و اصولا" بسیاری از دیگر نیروهای سیاسی مشابه در سایر نقاط کشور _ به رغم از دست دادن برخی از چهره های مبارز خود ، از تجربه و تدبیری برخوردار بود به مراتب بیش از پیش و چنان که تجربه دوران کودتای لاهوتی نیز نشان داد ، با توانای کامل در بهره برداری از این تجربه .

به عبارت دیگر ، تحولات تبریز در عین حال که از اهمیت تعیین کننده عواملی حکایت داشت چون وجود یک خواست عمومی و گسترده برای اعاده هرچه سریع تر نظم و آرامش و عادی شدن مجدد وضعیت زندگی پس از یک دوره طولانی از آشوب و هرج و مرج ، از لحاظ ارائه طریق برای تحقق چنین خواسته هایی نیز نکات مهمی درخود داشت ؛ از جمله این نکته مهم که تحقق چنین خواسته ای منوط به پدید آمدن یک دست قاهره و توانا نبود . در خلال حوادث بهمن 1300 نیروهای سیاسی تبریز و در رأس آن دموکرات های آن سامان ، مدتها پیش از آن که " . . . فعالیت و سرعت اقدامات وزیر جنگ و سرباز رشید ایرانی [ که ] در مدت خیلی کم به آن خاتمه داده و مردم و زارع و کسبه آذربایجان را از بلای هرج و مرج نجات . . . " دهد 9 خود زمینه مهار شورش لاهوتی را فراهم ساخته بودند و اگر نبود عزم و جزم قاطع رضاخان سردار سپه در ضرورت سرکوب قهرآمیز شورش لاهوتی 10 چه بسا این ماجرا _ چنان که امید می رفت _ در همان چند روز نخست تمام شده بود و کار به آن جنگ و جدل نهایی و نهب و غارت بخش هایی از شهر در پی چیرگی نیروهای دولتی نمی کشید .

در خلال تحولات بعدی _ چه روزهای بعد از سرکوب شورش که تمامی دموکرات ها بازداشت شدند و چه در مراحل بعد به طور کلی _ به جای آن که برای حضور اجتماعی و سیاسی نیروهایی از این  دست که در سخت ترین شرایط نیز کاردانی و کارآیی خود را نشان داده بودند ، فضایی فراهم آید مساعد و مناسب ، در چارچوب استبداد برآمده از دولت پهلوی ، بسیاری از نیروهایی که به خوبی می توانستند در چارچوب یک نظام دموکراتیک ، در کنار دیگر نیروهای سیاسی در پیشبرد آمال و اهداف ملی خود بکوشند ، از صحنه روزگار محو و نابود شدند . "...همه آن ها را برای اطفاء غوغا کوشش کرده و به توجهات مخصوصه دولت منتظر بودند ، بدون مدرک و بدون محاکمه به محبس کشیده ، مصلحین را مسببین نام نهادند . "11

اشاره ای به سرنوشت دیگر دست اندرکاران ماجرا نیز مؤید همین نظر است . گذشته از شخص لاهوتی که به شوروی رفت و سرگذشتی دیگر پیدا کرد ، هم از تورج میرزا امین ، یکی دیگر از ارکان کودتای تبریز می توان یاد کرد که پس از عفو به قوای شهربانی پیوست و تا پایان عمر در آن اداره خدمت کرد و هم از سلطان غبدالصمدخان همکار او در کودتا که چندی بعد در پاییز 1302 درگیر " توطئه " قوام السلطنه بر ضد رضاخان شد و از نو تحت تعقیب قرار گرفت ؛ از علی اصغر سرتیپ زاده ریاست نظمیه تبریز در ایام لاهوتی می توان نام برد که در سال های بعد از شهریور در مقام یک رجل معتمد محلی در صحنه تحولات سیاسی کشور مقام ثابت و پابرجایی یافت و هم از سلام الله جاوید یکی از معاونان او در نظمیه که بعدها در آن سوی خط ، در سلک همراهان فرقه دموکرات آذربایجان قرار گرفت . آنچه در این میان بین این سویه های دور از هم گرایش های سیاسی ، فضایی برای دوام و استمرار نیافت طیف نیروهای معتدل و مسئولی بود که روز و روزگاری دست بالا را در تبریز داشتند و چهره هایی چون حاج محمدعلی بادامچی ، سیدالمحققین دیبا ، اجلال الملک ، حاج میرزا علی نقی گنجه ای و حاج اسمعیل آقا امیرخیزی . . . نماینده آن به شمار می آمدند ؛ و حاصل عینی و ملموس این تغییر و تحول آن که در پی حوادث شهریور 1320 برای مدت زمانی ، صحنه تحولات سیاسی آذربایجان و در مقیاس گسترده تر ، ایران را نیروهایی در دست گرفتند که اصولا" جز رویارویی های حاد نه راه دیگری را می شناختند و نه تجویز می کردند .


 
از بالای ارک علیشاه
ارگ تبریز

شاه پهلوی در عمارت ساعت
شاه در تبریز

شاهگلی

دانشسرا تبریز
دانشسرا تبریز

ربع رشیدی تبریز
ربع رشیدی

نقاشی خانه کلانتر
خانه کلانتر


عمارت باشکوه عالی قاپو - شمس العماره تبریز که دوره پهلوی تخریب شد
عالی قاپو

میخانه ای در تبریز قدیم !
میخانه




تبریز در دوره قاجار، نه «اولین شهر» ایران، بلکه  «شهر اولین ها» بود.  بر اساس برخی تخمین ها جمعیت تبریز در دوره مشروطیت، سیصد هزار نفر و تهران دارای جمعیتی بالغ بر سیصد و پنجاه هزار نفر بود، مشهد هم حدود هشتاد هزار نفر و اصفهان پنجاه هزار نفر جمعیت داشت. یعنی جمعیت تبریز در حالی که پنجاه هزار نفر از تهران کمتر بود، از مشهد چهار برابر و از اصفهان شش برابر بیشتر بود.
محمد حکیم‌پور

در آن موقع تبریز پایتخت دوم ایران محسوب می شد و ولیعهد نشین تلقی می شد. عباس میرزا سیاستمدار اصلاح طلب و ولیعهد فتحلعلیشاه در تبریز اقامت داشت و با فرزانگی و هوشمندی، سعی در اصلاح امور داخلی ایران و البته اداره جنگ دشوار با امپراتوری روسیه را در اراضی شمالی آذربایجان داشت. او به فکر تجهیز و مدرنیزه سازی ارتش بود و دانشجویانی را هم به اروپا اعزام کرد. عباس میرزا تبریز را بسیار دوست داشت و در آبادانی و عمران آن تلاش بسیار کرد.

تبریز در دوران قاجار، به گفته خانم نیکی آر کدی – محقق آمریکایی – در کتاب ریشه های انقلاب ایران،  پایتخت فرهنگی ایران بود و تهران پایخت سیاسی آن؛ و رقابتی سخت میان این دو شهر جریان داشت.

تبریز دوران قاجار، در واقع دروازه اروپا تلقی می شد، مدرن ترین افکار سیاسی و دینی از تبریز و به طور کلی از آذربایجان وارد ایران می شد. متفکران سیاسی و دینی ایران نظیر طالبوف و آخوندزاده، عمدتا آذربایجانی بودند. اولین روزنامه ها، اولین چاپخانه، اولین سینما و سالن های تئاتر و اپرا و مدارس مدرن و حتی نخستین اداره شهرداری در تبریز بنا نهاده شد.

افکار مدرن سوسیالیستی و دموکراسی خواهی از طریق تبریز و آذربایجان به ایران رخنه کرد. در آن زمان تعداد روزنامه های منتشره در شهرهایی مثل تبریز و اردبیل برابر با کل روزنامه های ایران بود و این نکته نشان می دهد که چرا تبریز در دوره قاجار، به گفته خانم کدی پایتخت فرهنگی ایران تلقی می شد.


منبع این تصاویر کانال تلگرامی میراثیمیز یا میراث آذربایجان است
تاریخ تبریز

حاج اسد خویی همراه هوگو پاول آلمانی بنیانگذاران کارخانه کبریت ممتاز (خوییلر)/ پل سنگی تبریز سال شمسی ۱۳۱۵
کبریت تبریز

عون بن علی
عینالی قدیم

نقاشی از خانه های قدیمی تبریز
نقاشی تبریز

خانه تبریز

تصویر شگفت آور از باغات باغمیشه تبریز که امروز حتی یک درخت هم نمانده و همه آپارتمان!
باغمیشه

خانه قدیمی تبریز

پایتخت ایران

تالار ارک تبریز و اجرای نمایش
تالار ارک تبریز

تبریز قدیمی

اولین صنعت چاپ ایران در تبریز
چاپ تبریز

نیروهای پهلوی در تبریز
روسها در تبریز

جاده ابریشم تبریز در قدیم
جاده ابریشم تبریز

نمایی از تبریز قدیم از بالای ارک
نمای تبریز

تبریز

نقشه تبریز

خیابان قدیمی تبریز

باغ ملی تبریز

مریضخانه تبریز

شاهگلی

تبریز اما به همان اندازه که در دوران قاجار، اعتبار و رونق فائق و بی نظیری داشت و از نقش سیاسی و فرهنگی منحصر به فردی برخوردار بود و در واقع سرنوشت سیاسی ایران، در گرو آن بود، در دوران پهلوی ها به شدت مورد کینه و غضب پهلوی ها واقع شد و عملا سیاست هایی از طرف دولت پهلوی اول و دوم اعمال شد تا تبریز هر چه بیشتر منزوی و سرکوب شود و نتواند در برابر دیکتاتوری پهلوی قد علم کند.

برای پهلوی ها، تبریز همیشه نقطه خطر سیاسی تلقی می شد و پهلوی ها به دیده امنیتی به آن می نگریستند. پهلوی ها مشروطیتی را که با روشن اندیشی و جانبازی تبریزی ها و آذربایجانی ها به دست آمده بود، در زیر پوتین های خود له کرده بودند، لذا هر آن از خیزش تبریز و آذربایجان برای اعاده مشروطیت حقیقی و برانداختن سلطنت غاصب پهلوی، در امان نبودند، یعنی همان کاری که تبریز و آذربایجان با محمد علیشاه قاجار کرده بودند.

اکنون در دوره پهلوی سرمایه گذاری ها هم در تبریز به شدت رو به افول گذاشته بود و تبریز که زمانی با تهران، هوای رقابت داشت، به شهری زخم خورده و مورد انتقام مبدل گشته بود.

تبریز شهر آزادیخواهی و در واقع «پاریس ایران» بود. در آن هنگام، تبریز حتی مرکز آزادیخواهان و دموکرات های بسیاری  از قفقاز و اروپا و حتی آمریکا بود. «باسکرویل»، معلم شهید آمریکایی که جانش را در دفاع از مشروطیت ایران از دست داد، معلم بچه های تبریز و مقیم این شهر بود، و نظام دیکتاتوری پهلوی این مطلب را بر نمی تابید. پهلوی ها خوش نداشتند ستارخان ها، باقرخان ها، خیابانی ها و پیشه وری های دیگری هم از تبریز سر بردارند و طومار حکومت خودکامه آنها را فرو پیچند.

برای پادشاهان پهلوی، تبریز همیشه به عنوان دشمن بالقوه ردیف اول باقی ماند: دشمنی که پهلوی ها مطمئن بودند که یک روز بر علیه آنها سر بر خواهد داشت. لذا راه حل این معضل برای پهلوی ها، تضعیف فرهنگی تبریز و آذربایجان، به گونه ای بود که مردمان آن در غرقاب جهل نتوانند، سودای علمداری سیاست و فرهنگ ایران را داشته باشند. اینجا بود که نوبت به ممنوع سازی تدریس زبان ترکی در مدارس تبریز و ‌آذربایجان رسید، امری که در تمام دوران قاجار بی سابقه بود. «بی زبان » کردن و «بریدن زبان» تبریز و آذربایجان، البته مقدمه ای بود بر زجر کش کردن پاریس ایران که سنت آزادیخواهی و لیبرالیته آن، آوانگارد هر جریان ترقیخواهانه در ایران و البته معضلی برای دیکتاتوری پهلوی بود. شاید قیام بیست و نهم بهمن ۱۳۵۶ آغازی دوباره برای هماوردی مردم تبریزی با دیکتاتوری بود: قیامی که به گفته ناظران سیاسی، از یک سو نقطه آغازی بر پایان سلسله پهلوی بود و از سوی دیگر نقطه عطفی برای پیروزی انقلابی که آمده بود رشته های دیکتاتوری را در ایران پنبه کند و زمینه های استقلال و آزادی فرهنگی و فکری خلق های تحت ستم ایران را فراهم سازد.‌


گردآوری تبریز ویکی لینک




دسته بندی : تبریز , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : تبریز قدیم , تصاویر قدیمی تبریز , خاطره ها , شهر قدیمی , تاریخ تبریز , پیشه وری , تبریز دوره پهلوی ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( پنجشنبه 15 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( پنجشنبه 8 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( پنجشنبه 19 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( شنبه 14 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( چهارشنبه 4 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( شنبه 9 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( یکشنبه 3 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( پنجشنبه 23 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( دوشنبه 15 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( پنجشنبه 4 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( چهارشنبه 20 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات