تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ابر تبریزیها
 

تبریز ویکی لینکلر

 
چطور تبریز بدون گدا شد
نظرات |

یولچولارا پول وئرمیین!



اگر ایستیسیز تبریزیم گؤزل آدینان قالسین و یولچوسوز شهری آدی تانینسین ، یوچولارا پول وئرمیین.
اینانین کی چوخ یولچولار بیزیم شهرده آیری یئر و شهرلردن گئلیرلر و میلتمیز گرح پول وئرمیئلر!
بیزیم ائلیمیز و شهریمیز گؤزل یاشاییش اولسون...


تبریز شهر زندگی
تبریز



کسی پشت خط تلفن می‌گوید جلوی میدان ساعت، یک گدای خیابانی دیده. مامور، ماشین را می‌اندازد توی خط تندرو و خودش را می‌رساند به میدان ساعت تا معلوم شود آدمی که پیدا شده، مستمند واقعی است، گدای حرفه‌ای است یا متکدی وارداتی. تلفن مامور جمع‌آوری متکدی‌ها روزی ١٢-١٠بار به صدا درمی‌آید؛ ١٠ تایش برای گزارش حضور دستفروش‌هاست و شاید دو تا از آنها برای گزارش حضور یک گدا در شهری که نباید گدا داشته باشد.

هنوز هم سخت می‌شود گدایی سر گذرهای تبریز پیدا کرد؛ سال‌هاست که به این‌جا می‌گویند شهر بی‌گدا، به عکس دیگر شهرهای شلوغ مثل تهران و مشهد یا سیستان‌وبلوچستان. مسئولان پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان تبریز، در شهر می‌چرخند و چشم‌های‌شان میان خلوتی و شلوغی شهر دنبال مستمندانی می‌گردد که دست‌شان را بلند کرده و کمک می‌خواهند.


چگونه تبریز با تکدی‌گری خداحافظی‌کرد؟
چرا تبریز گدا ندارد؟

دلیل کم بودن تعداد متکدیان تبریز را شاید بشود گره زد به طرح‌های مختلف خیریه‌ها. مثل آنها که مردم را دعوت می‌کنند به تهیه مایحتاج نیازمندان و جهیزیه برای نوعروسان به جای فرستادن دسته‌گل برای مراسم سوگواری. این کار اتفاقا یکی از مواردی بود که میان فعالیت‌های مختلف خیریه‌های تبریز، خوب گل کرد و هنوز برجاست. گفت‌وگوها با مردم شهر تبریز اما معلوم می‌کنند، آنها کار را سپرده‌اند به خیریه‌ای مخصوص مستمندان. دلیل محکم‌تر را حتی می‌توان در این تابلوی قدیمی جست: «مسافران محترم، به شهر «بدون گدای تبریز» خوش آمدید. اگر ندرتا گدایی به چشم خورد، لطفا با تلفن‌های ٢٣٣٠٨٠٨ یا ١١٠ معرفی کنید.» زیر این تابلو نوشته «موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز».

در همه تحقیقاتی که به تکدی‌گری پرداخته‌اند، به بیکاری، اعتیاد، بزهکاری، فقر، مهاجرت، ضعف ارزش‌های دینی و فرهنگی، نبود نگاه منفی به تکدی‌گری در جامعه و رواج فرهنگ صدقه به‌عنوان دلایل گدایی اشاره شده، اما در پژوهشی با عنوان «تبریز، شهر بدون گدا» که به مطالعه جامعه‌شناختی مواجهه شهروندان با پدیده تکدی‌گری پرداخته، پای طرح موضوعات ملموس‌تری به میان آمده است؛ مثل فرهنگ کمک‌رسانی میان مردم، ارزش کار در جامعه و فعال‌بودن چرخه اقتصادی، نگرش منفی به گدایان و البته وجود نظام‌های حمایتی مردم‌نهاد و اعتماد مردم به آنها.

این پژوهش که در شماره اول نشریه مسائل اجتماعی ایران در بهار و تابستان ١٣٩٦ منتشر شده، در مصاحبه با مردم، بستر مناسب اقتصادی با توجه به فعال‌بودن چرخه اقتصادی در شهر تبریز، اهمیت شأن اجتماعی در میان مردم، روحیه قومگرایانه و حس مسئولیت‌پذیری را در بی‌گدا بودن این شهر موثر دانسته است. علاوه‌بر این گفته شده که مردم تبریز کنشی مقابله‌ای در مواجهه با گدایان دارند. آنها اغلب به گداها کمک نمی‌کنند، چراکه معتقدند کمک مستقیم چاره‌ساز نیست و تنها باعث می‌شود آنها به این کار خو بگیرند و تعدادشان هر روز بیشتر شود.

شماره خیریه


متکدیان چطور ساماندهی می‌شوند؟

سازمان‌های رسمی متولی پوشش‌دهی نیازمندان در جلب اعتماد مردم موفق نبوده‌اند، این را می‌شود لابه‌لای حرف‌های مردم جست. بسیاری از آنها در گفت‌وگو با «شهروند» از یکی از خیریه‌های معروف شهر می‌گویند و ترجیح می‌دهند کمک‌های‌شان را به این نهاد برسانند که نزدیک به ٥٠ سالی است در این شهر فعالیت می‌کند.

مؤسسه حمایت از مستمندان تبریز نزدیک به ٥٠‌سال است که دست گذاشته روی این هدف: ایستاده مقابل تکدی‌گری و از خانوارهای نیازمند در سطح شهر حمایت آبرومندانه می‌کند. مردم هم معتقدند این خیریه نیازمندان واقعی را شناسایی می‌کند و دنبال چاره‌ای برای دردشان می‌گردد، پس دلیلی برای گدایی‌کردن و کمک‌کردن به متکدیان در گوشه‌وکنار شهر نیست.


یک شماره تلفن میان خبرها پخش شده و از قول مسئولان این موسسه نوشته که در صورت مشاهده متکدیان تماس بگیرید. مامور انتظامی که تلفن این خط را جواب می‌دهد درباره روند جمع‌آوری‌ها به «شهروند» می‌گوید: «مثلا اگر بگویند در خیابان آزادی، جلوی بانک گدایی دیده شده، ما که پیش‌ازظهر و بعدازظهر در سطح شهر گشتزنی داریم، از خط ویژه اگر در دسترس باشد، به محل می‌رویم و مورد را برمی‌داریم و بررسی می‌کنیم. اگر حرفه‌ای باشند، تحویل دادستان می‌دهیم و از او تعهد می‌گیرند و اگر نیازمند بودند در موسسه برای آنها پرونده تشکیل می‌دهیم.»


جمع آوری جمعی از زنان متکدی غیربومی اهل غرب کشور در تبریز!
متکدی


روزی چقدر تلفن‌تان زنگ می‌خورد؟

روزی ١٠ تا ١٢ تماس داریم که بیشتر موارد آن مربوط به دستفروشان است که آن هم به شهرداری مربوط است، نه به ما. درنهایت روزی دو تا سه متکدی در شهر پیدا می‌شود.

حمید اصمعی، مسئول امور پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان موسسه خیریه حمایت از مستمندان شهر تبریز به «شهروند» می‌گوید که پس از گذشت سال‌ها از شعار مدیران شهری تبریز، این شهر همچنان شهر بی‌گداست و این عنوان را باید مدیون فعالیت‌های این موسسه خیریه دانست: «ما علاوه بر گزارش‌های تلفنی مردم، خودروی گشتزنی داریم و همه روزه نزدیک به ١٠ تا ١٢ ساعت در شهر جست‌وجو می‌کنیم و گشت انتظامی هم داریم. همین که به ما اطلاع می‌دهند، کمتر از ١٠دقیقه طول می‌کشد تا ماموران به محل تکدی افراد برسند و آنها را جمع‌آوری کنند.

مردم غیور و زحمتکش تبریز
دستفروش

مردم تبریز

بدون گدا


چگونه تبریز با تکدی‌گری خداحافظی‌کرد؟

مردم تبریز در این کار دستگیر ما هستند و همکاری بیش از حد فرمانده نیروی انتظامی تبریز و دادستانی باعث شده ما برای چندمین ‌سال پیاپی طبق آمار وزارت کشور، شهر بدون گدا باشیم.»

خیریه تبلیغاتش را گسترده کرده؛ تلویزیون، بنرهای تبلیغاتی سطح شهر و تبلیغات مجازی و همه اینها باعث شده نزدیک به ٩٠‌درصد مردم تبریز شماره تلفن‌های جمع‌آوری متکدیان را داشته باشند. او می‌گوید فقط همین‌ها نیست: «خود مردم هم به متکدیان پول نمی‌دهند و باعث می‌شوند آنها از این کار دست بکشند.»

موسسه حمایت از مستمندان براساس قراردادی که با نیروی انتظامی دارد، نیروهایی را آماده به کار دارد.

متکدیانی که جمع‌آوری می‌کنند معمولا چند ساله‌اند؟

معمولا میانسال هستند و بالای ٤٥ و ٥٠ سال.

بعد از جمع‌آوری آنها چه می‌کنید؟

آنها که واقعا توانایی تامین مخارج‌شان را ندارند و به این کار دست زده‌اند، بلافاصله در بخش مددجویی پذیرش می‌شوند، به آنها مستمری و ارزاق می‌دهیم و دارو درمانی اگر نیاز داشته باشند. در عین‌حال برای عده‌ای که از اطراف استان و شهرهای دیگر به تبریز می‌آیند، بلافاصله بلیت می‌گیریم، خرج راه‌شان را می‌دهیم و از ترمینال به شهرشان می‌فرستیم. عده‌ای را هم که متکدی حرفه‌ای‌اند، پس از یک بار تعهد دادن به مراکز قضائی معرفی می‌کنیم تا با آنها برخورد قانونی کنند.

کمک


شغلی هم به افراد داده می‌شود؟

بله، بعضی از آنها شغل‌شان را از دست داده‌اند که به تکدی‌گری روی آورده‌اند. ما با آنها در حوزه تخصصی‌شان همکاری می‌کنیم یا آنها را به کارگاه‌هایی که به شغل‌شان وابسته است، معرفی و برای‌شان کاریابی می‌کنیم. عده‌ای هم هستند که مبلغ ناچیزی وام می‌خواهند، از طریق موسسه به آنها وام می‌دهیم و خودکفا می‌شوند.

این‌طور که مسئول امور پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان موسسه خیریه حمایت از مستمندان شهر تبریز می‌گوید جز خیریه حمایت از مستمندان، هیچ موسسه‌ای در جمع‌آوری متکدیان تبریز فعالیت نمی‌کند.

پاوه، دومین شهر بی‌گدا
اتفاقی که در تبریز افتاده درحال تکثیر است. شهریور‌ سال پیش عکسی از یک تابلو در پاوه منتشر شد که این شهر را به‌عنوان دومین شهر بدون متکدی معرفی می‌کرد. فعالیت‌های این خیریه در شهر تبریز باعث شده، خیریه‌های شهر پاوه هم به دنبال رفع مشکلات متکدیان شروع به فعالیت کنند. مسئول یکی از خیریه‌ها وقتی شنیده بود تبریزی‌ها از‌ سال ١٣٥٠ با اجرای چنین طرحی، تمام متکدیان را از سطح شهر جمع کرده‌اند، به تبریز سفر کرد و بعد از دو سه روز کسب تجربه، به پاوه بازگشت و از شهریور ‌سال ٩٣ اجرای طرح را با حمایت امام جمعه و اداراتی چون نیروی انتظامی و شهرداری آغاز کرد تا پاوه دومین شهر بدون مستمند خیابانی در ایران باشد.


گداهایی که آمار را بالا بردند، وارداتی بودند
آمارهای این موسسه نشان می‌دهد بیشترین تعداد متکدیانی که در سال‌های گذشته جمع‌آوری شده‌اند مربوط به سال‌های ٩٤ تا ٩٦ است؛ در مجموع ١٥٨ نفر از گداهای پاکستانی از سطح شهر تبریز جمع‌آوری و تحویل اداره اتباع بیگانه داده شدند. در گزارش دیگری از سوی این موسسه گفته شده بود که در ‌سال٩٤ بیش از ٤٥ نفر از این گداها پس از جمع‌آوری و فرستادن به ورامین تهران، دوباره به تبریز بازگشته بودند.

مسئول امور پیشگیری و جمع‌آوری متکدیان شهر تبریز خبر می‌دهد که از آذرماه ‌سال پیش اصلا در شهر تبریز متکدی وارداتی وجود نداشته: «در ٧ ماه نخست ‌سال گذشته، ٦ طرح جمع‌آوری داشتیم که در طول آن تمامی متکدیان پاکستانی را جمع‌آوری کردیم و با حکم دادستانی تحویل پلیس اتباع بیگانه دادیم. آنها نزدیک به ٢٠٠ نفر بودند و گزارش‌ها نشان می‌داد که خودشان به صورت قاچاقی به تبریز آمده‌اند. عده‌ای در تبریز این افراد را راهنمایی می‌کردند و برای‌شان خانه می‌گرفتند که پلیس آنها را هم دستگیر کرد.»

٢٤ اردیبهشت‌ سال پیش مدیرکل امور اجتماعی استانداری آذربایجان‌شرقی خبر داده بود که ١٤متکدی تبعه خارجی در تبریز دستگیر شده‌اند. ١٦خرداد همان ‌سال معاون موسسه حمایت از مستمندان تبریز هم گفت که ۲۶بلوچ پاکستانی که به تکدی‌گری در سطح شهر تبریز مشغول بودند، به پلیس اتباع بیگانه تحویل داده شدند. اسفند سال گذشته مدیرعامل موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز با اشاره به این‌که در طول ١١ماه، یک‌هزار و ٥٥٩ متکدی از سطح شهر تبریز جمع آوری شده است، گفت: «از این تعداد تنها ٦٠ نفر نیازمند واقعی بودند.»

به گفته اصمعی فروردین و اردیبهشت امسال در مقایسه با همین مدت در ‌سال ٩٦ حدود ٧٠ تا ٧٥‌درصد کاهش حضور متکدیان در شهر تبریز اتفاق افتاده است، به‌طوری که «یکی دو روز در میان، تنها یکی دو نفر متکدی در شهر پیدا می‌شود» و «روز جمعه‌ای که گذشت هیچ گزارشی درخصوص دیده‌شدن متکدی داده نشد، روز پنجشنبه به دو نفر در این مورد رسیدگی شد و روز چهارشنبه هم گزارشی دراین‌باره اتفاق نیفتاد.»


خیریه

اجتماعی


این شهر گدا ندارد، اما نیازمند چرا

متکدیان را شاید نشود در شلوغی شهر دید، اما کجاست که آدم نیازمند نداشته باشد؟ مثل چند نفری که پیش عریضه‌نویس‌های رو‌به‌روی دادگستری تبریز آمده‌اند و از سر نداری، به رئیس‌جمهوری نامه می‌نویسند و امیدوارند که صدای‌شان شنیده شود.

عریضه‌نویسی که پشت ماشین تایپش نشسته، دانه‌دانه روی حرف‌ها می‌کوبد و تکرار می‌کند: «پسری دارم به نام نوید، ٣٧ساله، فوق‌دیپلم شیمی می‌باشد، ازدواج کرده است و فعلا بیکار می‌باشد...» او ٤٠‌سال است که به این کار مشغول است و حالا به «شهروند» می‌گوید که این روزها، مردم تبریز مشکلات مشترکی دارند: «آنها بیشتر مشکلات مالی دارند و کار می‌خواهند و وام.»

مردی توی صف عریضه‌نویسی ایستاده که پس از ٥٢‌سال قالیبافی، کارش را رها کرده، چون بیمه نشده است: «بعد از این همه کار، چهار‌سال بیمه‌ام کردند و گفتند سنت به بیمه‌کردن نمی‌خورد، برو پی کارت. یعنی بروم پی گدایی؟» دستان زمختش را می‌برد توی جیب کتش و رونوشت نامه‌های دیگری که فرستاده را نشان می‌دهد: «به استانداری، فرمانداری، امام‌جمعه و کمیته امداد نامه نوشتم و هیچ‌کس جواب نداد. کاری می‌کنند آدم جلوی همشهری‌هایش دست بلند کند به گدایی. این بار یک نامه تند نوشته‌ام به رئیس‌جمهوری و گفته‌ام که دو‌سال پیش پسر ٢٧ساله‌ام از ناامیدی خودکشی کرد و زنم خانه و زندگی را ترک کرد و رفت. پسرم از نداری این کار را کرد. رفته بود خط واحد برای مسافرکشی. یک روز آمد گریه و زاری کرد که این کار درآمد ندارد و وقتی برگشتم خانه دیدم خودش را دار زده.» حالا خودش مانده و خودش، دیگر حتی نمی‌تواند قالی‌بافی کند؛ آسم گرفته و دیسک کمر.

تلاش


گزارش سالانه خیریه مستمندان تبریز

در گزارش سالانه خیریه مستمندان تبریز آمده که در‌ سال ١٣٩٦ این موسسه درمجموع هزینه‌ای بالغ ١٢١ میلیارد و ٩٧‌میلیون ریال داشته است که از میان مشروح جزییاتی که در این‌باره داده شده «جمع‌آوری متکدیان و کمک به توانمندسازی و اشتغال آنان به تعداد ۱۲۰۲ نفر با هزینه‌ای بالغ بر ۱.۳۲۹.۱۷۵.۰۰۰ریال» هزینه داشته است» و «افراد ابن‌السبیل (در راه ماندگان) با هزینه‌ای بالغ بر ۶۲.۴۲۴.۰۰۰ ریال».



لینک پست فوران زندگی در تبریز



مرتبط با : تبریز * انتقاد،پیشنهاد لینک
برچسب ها : متکدی-تبریزیها-شهر بی گدا-گدا پروری-مستمندان تبریز-خیریه تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 1 خرداد 1397
زمان : 11:54 ب.ظ
کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
نظرات |

کفش و چرم تبریز


در نزدیکی عید نوروز هستیم و مردم مشغول خرید که حتما کفش هم جزو سبد خرید همه جای خواهد داشت، البته اگر پولی باشد و رکودی نباشد!
بهرحال با خرید عید، بازار شاهد اجناس مختلف است و در این بین هجوم چینی ها به بازار ایران و قبضه آنها، تولیدات بومی را ورشکسته و کشور ضربه دیگر اقتصادی خورده است.
باید از جنس و محصولات بومی و بخصوص صنایع دستی حمایت کرد تا جوانها و خانواده ها بیکار نشوند آنهم محصولاتی مثل کفش دست دوز تبریز که سالیان بسیار دور چرم و کیفیت آن زبانزد جهانی بوده است.
همانطورکه غذاها و شیرینی ها و آجیل تبریز ، فرش و تابلوفرش، سفال و سنگ تراشی و انواع صنایع دستی دیگر آذربایجان شهره است، کفش و چرم تبریز نیز صنعتی بسیار پر ظرفیت و قابلی در سطح کشوری و جهانی بوده است که اما نه حمایت مناسبی از سوی مردم و مسئولان میشوند و نه برندسازی معتبر و البته در مدل و طراحی بروز با مشکلاتی روبرو هستند.

بیچاره تولید کننده ایرانی، آخرش مجبور است با قیمت بالاتر که صرف هم نمیکند و استقبالی چندانی هم نمیشود، کالا بفروشد و بالطبع مصرف کننده هم بی رغبت میشود!
امسال را با کمپین کفش تبریز و حمایت از اجناس بومی همراهی کنیم ...

تبریز قطب تولید کیف و کفش چرم ایران
صنایع دستی تبریز

پینه چی


کفش و چرم تبریز از پیشینیه‌ای غنی و آوازه‌ای بلند برخوردار است، در حال حاضر تولیدکنندگان بنامی در شهر تبریز اقدام به تولید کفش‌های تمام چرم می‌کنند که نام و آوازه‌ای جهانی برای خود و تبریز به ارمغان آورده‌اند. به جرأت می‌توان مدعی شد که چرم و کفش تبریز، برندی آشنا برای بسیاری از ایرانیان است، نقطه قوت کفش تبریز توجه به کیفیت ممتاز آن است؛ چرا که پیشکسوتان این عرصه معتقدند کیفیت حرف اول را در تولید محصولات‌مان دارد.

حدود۵۰ سال است که کفشدوزی کم کم از حالت سنتی خارج و به ماشینی شدن قدم گذاشته است ولی هنوز افراد زیادی در ایران و خارج از کشور هستندکه علاقمند به خرید و استفاده از کفشهای دست دوز هنرمندان تبریزی هستند.

و هنوز در گوشه و کنار بازار بزرگ تبریز صدای چکش و هنرنمایی صنعتگران کفش دست دوز به گوش می رسد .

هم اکنون۲۲۰۰ کارگاه تولید کفش با ۵  هزار فروشگاه عرضه کفش و لوازم جانبی در شهر تبریز فعال هستند و بخشی از پـویـایی و شهرت بازار تبریز مدیون صنعتگران این حرفه است.
قدمت تولید چرم و استقرار بزرگترین شهرک چرم خاورمیانه و همچنین وجود هنرمندان و کفاشان اصیل در تبریز بر مزایای تولید کفش در این شهر افزوده است و با ورود فناوریهای جدید تولید انبوه کفش با استفاده از شیوه های صنعتی آغاز شده است . از تولید کنندگان معروف کفش شهر تبریز کفش سی سی ، فرزین ، پای آراء ، جی اف اس ، همگام ، آفاق و … که کفش های با دوام و راحتی هستند .

مستند بوی تلخ چرم ، روایت وضعیت حال چرم و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/FGp3B]

معرفی مرکز خرید خوشه کیف و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/3WY5z]

تاریخ چرم و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/tJhrH]

افتتاح اولین موزه کفش در تبریز قطب صنعت کفش و چرم ایران
[http://www.aparat.com/v/t0bHE]

نخستین موزه کفش کشور همزمان با برگزاری جشن «تبریز، شهر جهانی بافت فرش» در شهر اولین ها و در موزه شهر و شهرداری افتتاح شد.
اشیاء موجود در این موزه از انواع کفش های سنتی موجود در کشور جمع آوری شده و در قسمتی دیگر از موزه تجهیزات و وسیله های ساخت کفش به نمایش گذاشته شده است و بخشی از آن به  مجموعه شخصی خانم شعله خیابانی نواده شیخ محمد خیابانی اختصاص دارد.

گفتنی است در موزه کفش تبریز ۲۰۰ جفت کفش از دوره های مختلف تاریخی و انواع کفش های اقوام همچون نمونه مشابه اولین کفش چرم در دنیا با پنج هزار و ۵۰۰ سال قدمت وجود دارد که از روستای «بیرق» در توابع تبریز به دست آمده است.


از کفشهای دست دوز و چرمی تبریز، از صنایع دستی تولید ملی حمایت کنیم
دهها برند معروف و کارگر ایرانی منتظر شما هستند

کفش

باشماق

کفش

کفش زنانه

کفش ایران

کفش تبریز

کفاش تبریزی

مدل کفش

کفش چرم تبریز


عصرایران ، جعفر محمدی -  درباره آنچه این روزها در بازار تبریز می گذرد
تبریزی ها تحسین برانگیزند...


مردم تبریز را باید ستود و تحسین کرد، بی هیچ تردیدی. آنها از همگراترین مردمان ایران هستند و رشد همه جانبه این شهر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رهین همین همبستگی و دوراندیشی مردمانش هست.

زمانی آنها تصمیم گرفتند دیگر به هیچ گدایی پول ندهند تا شهرشان اولین کلانشهر بی گدای ایران باشد؛ به جایش مؤسسات خیریه مردمی تشکیل دادند که نیازهای فقرای واقعی را برآورده سازند. نکته اینجاست که اگر تنها تعدادی از مردم، یا این عزم گروهی همراهی نمی کردند، عنوان شهر بدون متکدی، به تبریز نمی رسید.

زمانی دیگر که مهاجران غیر قانونی افغان به شهرهای مختلف ایران روانه شدند و بسیاری از کارفرمایان با قیمت های ارزان آنها را به کار گرفتند، تبریزی ها تصمیم گرفتند فرصت های شغلی شهرشان را برای فرزندان خود نگه دارند و به همین خاطر از خیر کارگران ارزان و بدون بیمه افغان گذشتند؛ بدین ترتیب، تبریز تنها شهر صنعتی ایران شد که هیچ کارگر افغانی در آن کار نمی کند.

سال ها پیش، اتوبوسرانی تبریز، چند ریال بر قیمت بلیت افزود و تبریزی ها که این افزایش را غیرمنصفانه می دانستند، تصمیم گرفتند که تا برگشت قیمت ها به وضعیت قبلی سوار اتوبوس نشوند و در نهایت هم همان شد که مردم می خواستند.

در دوران اصلاحات نیز وقتی مدیریت ارشد استان، شرکتی عمومی برای بهسازی شهر تشکیل داد، مردم تبریز یا سرمایه های خرد و کلان شان در آن مشارکت کردند و در اندک سالی، چهره شهرشان را دگرگون کردند.

كفش های دست دوز چرمی ایران در تبریز
[http://www.aparat.com/v/cnBIw]

کفش دوزی تبریز
[http://www.aparat.com/v/xb8i3]

گزارشی کامل از وضعیت کفش و چرم در تبریز و بازار تولید
[http://www.aparat.com/v/t5voj]

دوربین شما - کفاشان تبریز
[http://www.aparat.com/v/NILrU]

این روزها نیز از بازار تبریز خبری می رسد که می تواند برای همه ما مردم ایران الگوی عملی باشد. بسیاری از بازاریان تبریز تصمیم گرفته اند دیگر منتظر تصمیمات و اقدامات مسؤولان برای مبارزه با قاچاق کفش نباشند و خودشان کاری کنند کارستان. آنها تابلوهایی پشت ویترین مغازه هایشان زده اند که رویش نوشته است فقط کفش ایرانی می فروشیم.
بدین ترتیب، کفش های بی کیفیت چینی که در سایه بی عملی مسؤولان، خود را بازار تحمیل کرده و باعث بیکاری بسیاری از کارگران و ورشکستگی تولیدکنندگان شده بوده بودند، بعد از سال ها، ناگزیر از عقب نشینی شده اند و رونق، بار دیگر به این صنعت پرقدمت تبریز بازگشته است. امروز کفش تبریز که جزو برندهای معتبر کفش در ایران است، جان دوباره ای گرفته است.
مردم تبریز هم، همانند همیشه تاریخ شان در این باره نیز همگرا شده اند و دیگر کفش های چینی نمی خرند.

این الگو، اگر درباره کالاهای باکیفیت دیگر ایرانی و نیز در شهرهای دیگر کشور تکرار شود، آنگاه می توان گفت که مردم ایران، بدون نیاز به مصوبات مجلس و هیات دولت و نظام بروکراتیک اداری و همایش های آنچنانی و وعده و وعیدهای توخالی و بودجه های کلان و ... توانسته اند از خود و فرزندان خود در قبال کالاهای قاچاق حمایت کنند و رونق اقتصادی را به دست خودشان رقم بزنند.

تبریز را به عنوان "شهر اولین ها" می شناسیم و اینک بار دیگر این شهر، اولین شهری شده است که مردمش برای نجات اقتصادی دست به انتخاب زده اند. تبریزی ها، تحسین برانگیزند.

تصاویری از بازار کفاشان تبریز در بازار تاریخی که اقدام به حمایت از تولید بومی کرده اند
کفش دست دوز تبریز

بازار کفش

تولید ملی

بازار تبریز

کفش ایرانی

کفاشی

بازار کفش تبریز

کفش تبریز

حمایت از تولید ملی

بازاریان تبریز


http://kafsh-tabriz.ir
http://www.nyazco.com/Shoes
http://www.tabshoes.com
http://tabriz-charm.ir
https://tabrizkafsh.com
http://www.yshoe.ir
http://oralshoe.com
و....


لینک صفحه جانبی سوغات و صنایع دستی آذربایجان



مرتبط با : تبریز ایران * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : کفش تبریز-صنایع دستی-چرم تبریز-کفاشی-تبریزیها-کفش چرم دستدوز-باشماق-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395
زمان : 08:20 ب.ظ
فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
نظرات |

سندرم تک فرزندی در آذربایجان
هویت را به کودکان آذربایجان برگردانیم


در این مطلب علاوه بر پرداختن به مسئله فرزندآوری ، تصاویری زیبا از کودکان معصوم روستایی - عشایری - سنتی آذربایجان داریم که با دیدن آنها امیدواریم تشویق به فرزندآوری بیشتر بین مردم و بخصوص نسل جوان آذربایجان شویم!
هرچند مسائل و مشکلات زیاد بخصوص اقتصادی و اجتماعی زمانه گریبانگیر خانواده ها شده است اما باز از قدیم گفته اند فرزند بیشتر برکت بیشتر...
نگران تامین مالی و هزینه ها نباشید، تا یارانه هست غمی نیست!  شوخی کردم، ولی بهتر است جدی بگیریم و ما و شما نسل جدید مسئول آذربایجان و نسل آینده آن هستیم امیدواریم مسئولان توجه کنند و انقدر به شعار دادن بسنده نکنند و بطور عملی از کودکان و تامین آینده آنها برنامه ریزی و حمایت کنند.
از نسل فعلی و آینده هم خواستار این هستیم که به هویت و اصالت کودکان توجه بیشتری کنند، آموزش زبان مادری آنها (ترکی) فراموش نشود مثل ما که فارسی را بهتر از ترکی بلدیم بخوانیم و بنویسیم هرچند فارسی خوب است اما زبان مادری از آن مهمتر است! 
به آنها از گذشته و لباس و رفتار منش آذربایجانی ایرانی، داستانها و شعرها و مشاهیر، آداب رسوم دیار و فرهنگ خود بیشتر بگوییم تا فرزندان ما بهتر و بیدارتر از خودمان باشند!  همه چیز مسائل مادی نیست!

بامزه

آذربایجان


معصومه درخشان - در حال حاضر یک سوم خانواده‌های آذربایجان‌شرقی فاقد فرزند و یا تک‌فرزند هستند. اگر وضع به همین منوال پیش برود جامعه‌ای خواهیم داشت با گروه جوانانی که برای اجتماعی شدن ساخته نشده‌اند؛ گروهی به بزرگی یک‌سوم جمعیت آینده کشور.

رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان سکاندار نظام اسلامی با رصد کردن مسائل مختلف کلان کشوری درصدد هستند با ابلاغ برنامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم مسئولان و آحاد مردم را نسبت به آن موضوع خاص حساس کرده و مسئولیت همگان را در این موضوعات گوشزد کرده و آن را یادآوری می‌کنند.

در همین راستا یکی از موضوعات مهمی که از نگاه‌های تیزبین ایشان دور نمانده است بحث کاهش جمعیت جوان و در حالت کلی هشدار نسبت به  کاهش رشد جمعیت و افزایش پیری  جمعیت ایران اسلامی در سال‌های اخیر است.

به گونه‌ای که رهبر معظم انقلاب  از چند سال گذشته و  در مناسب‌های مختلف نسبت به این موضوع هشدار داده و وظایفی را در این راستا نسبت به مسؤولان متذکر شده‌اند؛ از جمله این اینکه رهبر معظم انقلاب در سال 90 در دیدار مسؤولان نظام نسبت به کاهش جمعیت در کشور هشدار داده‌اند که بر همین اساس اصلاح لایحه قوانین تنظیم خانواده در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار می‌گیرد.
در سال 91 نیز بررسی طرح سیاست‌های  تشویقی افزایش جمعیت در مجلس شورای اسلامی آغاز می‌گردد و سرانجام در سال 93 نیز سیاست‌های کلی افزایش جمعیت کشور از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ می‌شود.

هنر کودک

بچه داری

در سیاست‌های کلی « افزایش جمعیت» ارتقای پویایی، بالندگی و جوانی جمعیت با افزایش نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی  مورد توجه قرار گرفته و در کنار آن بر رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده و افزایش فرزند، کاهش سن ازدواج و حمایت از زوج‌های جوان و توانمندسازی آنان در تأمین هزینه‌های زندگی و تربیت نسل صالح و کارآمد تاکید شده است.

اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران به‌ویژه در دوره بارداری و شیردهی و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های زایمان و درمان ناباروری مردان و زنان و تقویت نهادها و مؤسسات حمایتی ذی‌ربط یکی دیگر از بندهای سیاست های افزایش جمعیت را شامل می شود.

ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی ــ ایرانی و مقابله با ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی، ارتقای امید به زندگی، تأمین سلامت و تغذیه سالم جمعیت و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، به‌ویژه اعتیاد، سوانح، آلودگی‌های زیست محیطی و بیماری‌ها از جمله بندهای دیگر سیاست های ابلاغی رهبر معظم انقلاب است

فرهنگ‌سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده، توانمندسازی جمعیت در سن کار با فرهنگ سازی و اصلاح، تقویت و سازگار کردن نظامات تربیتی و آموزش‌های عمومی، کارآفرینی، فنی ــ حرفه‌ای و تخصصی با نیازهای جامعه و استعدادها و علایق آنان در جهت ایجاد اشتغال مؤثر و مولّد نکاتی هستند که رهبر معظم انقلاب بر ان تاکید کرده‌اند.

در حال حاضر یک سوم خانوارهای آذربایجان شرقی یا فاقد فرزند و یا تک فرزند هستند!
براساس اعلام مسئولان ثبت احوال آذربایجان‌شرقی، با وجود افزایش تعداد تولد در آذربایجان شرقی  هنوز با چشم انداز پیش‌بینی شده در این حوزه و رسیدن به دو برابر نرخ باروری در راستای دستیابی به جمعیت مناسب و با نشاط  بیش از چهاردهم درصد فاصله دارد.


 تولد

تراکتوری

چرایی کاهش فرزندآوری
روزی روزگاری هیاهو و سر و صدای فرزندان یک خانواده در حیاط خانه‌باغ‌های باصفا و دویدن آنان دور حوض‌ کوچک با قهقهه‌های بلند و از ته دل، خاله‌بازی دختر بچه‌های محله و گل کوچیک بازی کردن پسرها حال و هوای دیگری به خانه‌ها و خیابان‌هایمان داده بود.

‌هوا که رو به گرمی می‌رفت و فصل تابستان می‌شد، سر و صدای بچه‌ها کوچه را پر می‌کرد، اما امروزه کمتر خیابانی است که صدای بچه‌های کوچک در آن پیچیده باشد و کمتر خانه‌ای است که تعداد فرزندانش بالا باشد.

پدر و مادرهای امروزی همان فرزندان دیروز هستند، اما کمتر تمایل دارند مانند گذشته خود، تعداد فرزندانشان بالا باشد.

امروزه تمایل به فرزندآوری در بین زوجین جوان پایین آمده و کاهش فرزندآوری و سیر تحول جمعیت کشور به یکی از دغدغه‌های مسئولان نظام نیز تبدیل شده است.

کارشناسان می گویند: از سال 1345 تا سال 1390 سن ازدواج افزایش یافته است و به طور میانگین 6 سال اضافه شده است.

همچنین اگر نرخ باروری در کشوری به زیر  دو درصد برسد  تهدید سلامتی محسوب می‌شود این در حالی است که هم اکنون نرخ باروری در کشور ایران به 1.8 درصد رسیده است که نکته قابل تامل این که نرخ باروری در کل دنیا به 2.5 فرزند و در ایران به 1.78 فرزند رسیده  است.

کودک عشایری

قره داغی

قیز


افزایش سن ازدواج چالش مهم رشد جمعیت

سیده محبوبه موسوی، جامعه شناس فرهنگی در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبریز می‌گوید: با وجودی که خانواده‌ها از تبعات تک فرزندی در خانواده آگاه هستند اما با وجود شرایط نامطلوب اقتصادی نمی‌توان آنها را به داشتن فرزندان بیشتر تشویق کرد. وقتی در جامعه پدر و مادر هر دو شاغل هستند ولی دریافتی آنها کفاف خرج و مخارج زندگی را نمی‌کند در نتیجه آنها علاقه‌ای به افزایش فرزندان و تعداد اعضای خانواده خود ندارند.

وی افزود: در کنار این موضوع افزایش سن ازدواج جوانان نیز یکی دیگر از معضلاتی است که مسئله ازدیاد نسل را تهدید می‌کند. وقتی جوانان در سن بالا ازدواج می‌کنند آنها دیگر فرصتی زیادی برای داشتن تعداد زیاد فرزند ندارند چرا که نیروی جسمی و جوانی آنان تحلیل رفته و فیزیک بدنی آنان جوابگوی فرزندآوری و ازدیاد نسل نیست.

موسوی خاطرنشان کرد: البته باید گفت برخی از زوج‌های جوان نیز تک فرزندی را نوعی پرستیژ اجتماعی برای خود قلمداد می‌کنند در حالی که این نوع تفکر با هیچ منطقی سازگار نیست چرا که این فرزندان در نبود خواهر یا برادر اصلا بچگی نمی‌کنند و در واقع به یک فرد منزوی تبدیل می‌شوند.

این جامعه شناس فرهنگی اظهار داشت: مطالعات نشان می‌دهد هر چقدر میزان شهرنشینی، سطح رفاه، مصرف‌گرایی والدین، شکستن هنجارهای خانوادگی افزایش می یابد به مراتب تمایل به فرزند اوری کاهش می‌یابد.

بچه ترک

 اوشاق

کودکان آذری

حضور در صحنه‌های اجتماعی اولویت اول زنان برای دیده شدن است
موسوی تصریح کرد: مقایسه جامعه ایران طی دهه‌های گذشته نشان می‌دهد، در دهه‌های گذشته در جامعه ایرانی زنان و مردان به داشتن عائله زیاد در خانواده فخر می‌کردند و این موضوع نوعی ارزش اجتماعی محسوب می‌شد و دلبستگی والدین به تک‌تک فرزندان بیشتر بود و تنها سرگرمی زنان  مشغول شدن با بچه‌ها بود و زنان در کنار فرزندان بودن را بر تمام مناسبات و حرکات اجتماعی اولویت می‌دادند در حالی که زن امروز با تحصیلات و کار، اشتغال و درآمد هویت‌یابی کرده و حضور در صحنه‌های اجتماعی اولویت اول او برای دیده شدن است.

موسوی اظهار داشت: اگر می‌خواهید نرخ باروری در ایران رشد کند چاره‌ای نیست جز این که در گام اول شرایط ازدواج جوانان تسهیل شود.

وی تصریح کرد: مسؤولان مشوق‌های حمایتی از باروری را در قالب قوانین کارآمد و جامع اجرا کنند و از ظرفیت‌های تبلیغی و آموزشی رسانه‌ها، آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها بهره‌برداری شود.

فرزند

 فرزند

زنان جایگاه ویژه‌ای به تناسب اندام خود می‌دهند

این جامعه شناس فرهنگی ادامه داد: با پیشرفت وسائل ارتباط جمعی، ارتباط زنان با دنیای بیرون افزایش یافته و تاثیرپذیری زنان از شبکه‌های مختلف تلویزیونی  گسترش یافته در نتیجه زنان جایگاه ویژه‌ای به تناسب اندام خود قائل هستند و از سویی دیگر چون بخش عمده رنج و درد فرزندآوری را مادران متحمل می‌شوند بنابراین خود را در تصمیم‌گیری برای فرزندآوری بیشتر محق دانسته و چنین تصمیمی را نمی‌پذیرد.

موسوی خاطرنشان کرد: نباید در بررسی دلائل کاهش فرزندآوری نقش رسانه‌ها و از جمله مهم‌ترین آن یعنی رسانه ملی را نادیده گرفت. چرا که رسانه تصویر خوب و مطلوبی از خانواده‌هایی که تعداد فرزندان ان بیشتر است ارائه نمی‌دهند.

وی ادامه داد: تصویری که از یک خانواده پرجمعیت در ذهن‌ها نقش بسته است تصویر آقای گرفتار با چند تا بچه قد و نیم قد است که مشکلات و مصائب زیاد و تمام‌نشدنی را در ذهن‌ها ترسیم کرده است و همیشه در سریال‌های تلویزیونی و سینما خانواده‌ای آشفته مریض، دردمند و گرفتار از آنان معرفی کرده است در حالی که خانواده‌های کم جمعیت تک فرزند یا در نهایت دو فرزندی خانواده‌ای خوشبخت، در رفاه کامل و خانواده‌ای مصرفی است.

موسوی افزود: ما خانواده‌های پرجمعیت فراوانی را سراغ داریم که فرزندان این خانواده‌ها بسیار افراد موفق و مفید برای جامعه هستند.

این جامعه شناس فرهنگی در عین حال تصریح کرد :دلائل کاهش فرزندآوری از یک دیدگاه دیگر نیز قابل تحلیل است و آن مربوط به افزایش آسیب‌ها و فسادهای اجتماعی است؛ با این حساب باید گفت نگاه تربیتی والدین نیز در کاهش فرزندآوری موثر است چرا که با افزایش انواع ناهنجاری و آسیب‌های اجتماعی، فرزندان در چنین فضایی آسیب‌پذیر هستند از سویی دیگر والدین مهارت کافی برای رویارویی با پدیده‌های فاسد اجتماعی را ندارند.

 کودکی

لباس

بچه ها

کودک

ترک

رسانه‌های دیجیتال نقش والدین را در تربیت فرزندان به حاشیه کشانده است
وی ادامه داد: در بعد سوم نیز افزایش و گسترش روز افزون رسانه های دیجیتال  باعث ایجاد  شکاف نسلی بین فرزندان و والدین شده است؛ بنابراین والدین با در کنار هم گذاشتن این عوامل ترجیح می‎دهند  فرزندان کمتری داشته باشند  تا با ناهنجاری ها و دردسرهای کمتری مواجه باشند.

با وجود همه  مباحث مطرح شده اما شنیدن نقطه  نظرات  برخی از والدین تک فرزندی یا فرزندی و حتی شنیدن و خواندن نظرات خانم های شاغلی که در اثر بارداری ترس از دست دادن کارشان را دارند  نیز خالی از لطف نیست.

 
جوانان چه می گویند:
محمد حیدری یکی از شهروندان تبریزی است که 12 سال است ازدواج کرده و یک پسر 9 ساله به نام امیرعلی دارد وقتی می‌پرسم چرا تک فرزندی؟ با حالتی شبیه شوخی می‌گوید: خانم این بچه خودش به اندازه 10 تا بچه برای من و مادرش دردسر دارد. به قدری شلوغ است که تحمل سر و صدای او را نداریم که به فکر بچه دوم باشیم.

وی ادامه داد: در ثانی الان رسانه‌ها و مسئولان از افزایش فرزند آوری سخن می‌گویند در حالی که هیچ حمایتی در این راستا صورت نمی گیرد بهتر است قبل از این که تبلیغات کنند جلوی گرانی افسارگسیخته را گرفته و وضعیت اقتصادی کشور را اصلاح کنند  و الا هیچکس از داشتن تعداد 2 یا 3 فرزند بدش نمی‌آید که بچه‌ها همبازی همدیگر باشند. ولی با این شرایط بد اقتصادی من حتی فکرش را هم نمی‌کنم.

 کودک

ساز

دختر

بچه‌ها پرتوقع شده‌اند

خانم رضایی هم مادر دو فرزند در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبریز می‌گوید: باید قبول کرد داشتن فرزندان زیاد در شرایط کنونی جز مسوولیت و این که پدر و مادرها در مقابل خواسته‌های آنان کم می‌آورند چیز دیگری نیست؛ الان بچه‌ها پرتوقع شده‌اند و ما هر چقدر تلاش کرده و در مقابل خواسته‌های آنان مقاومت می‌کنیم بالاخره تسلیم می‌شویم.

وی معتقد است: دو بچه کافی است و اگر خواهر و برادر هم که باشند خیلی خوب است که پشتیبان هم می‌شوند.

بچه مانع پیشرفت است، تا تخصص نگیرم صاحب فرزند نمی‌شوم!

در ادامه با خانمی صحبت می‌کنم که دانشجوی پزشکی و متاهل است؛ از او در مورد عوامل کاهش فرزندآوری می‌پرسم و او به صراحت می‌گوید: بچه مانع پیشرفت من است، من تا تحصیلات خود را تمام نکرده و تخصص خود را نگیرم به فرزند آوری فکر نمی‌کنم.

تبریزی
بچه
 

یک مرد هیچ‌وقت درد زایمان یک زن را درک نمی‌کند
!
وی می گوید: اما همسرم به شدت با من مخالفت کرده و بچه می‌خواهد. او خیلی به داشتن فرزند اصرار می‌کند، اما مگر همسرم جای من است که 9 ماه بچه  را با خود حمل کند، درد بکشد و بعد از تولد بچه نیز کارهای او را انجام دهد، مردها هیچ‌وقت درد و زجری که یک زن برای زایمان یک بچه تحمل می‌کنند را نمی‌توانند بفهمند چون هیچ وقت این درد را تجربه نمی‌کنند، پس من نیز وقتی آمادگی بچه را ندارم دلم نمی‌خواهد بچه مانع پیشرفت من شود.

البته نباید فراموش کرد در کشور ما خیلی حمایت‌های لازم و شایسته‌ای از زنان برای افزایش زاد و ولد صورت نمی‌گیرد.

خانم‌های شاغل که مطمئنا  نصف روز یا بیشتر در خانه نیستند وقتی با تمام خستگی‌ها به خانه می‌آیند تازه باید به فکر تمیز کردن خانه و شام و نهار باشند، بنابراین به داشتن همان یک بچه یا در نهایت 2 بچه اکتفا می‌کنند.

تربیت کودک

ارسبارانی

ترکهای ایران

آذربایجان

کودک روستایی
 

خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای از دست ندادن فرصت شغلی خود  قید فرزندآوری را بزنند

بحث مرخصی زایمان هم که گاهی اوقات ورد زبان همه دولت مردان می‌شود و گاهی در گوشه مجلس خاک می‌خورد و معلوم نیست بالاخره قانون 9 ماه مرخصی زایمان به کجا رسیده است، البته خانم‌هایی که در بخش خصوصی شاغل هستند بسیاری از کارفرماها مخالف مرخصی زایمان کارمندان زن خود هستند و به محض باردار شدن کارمند مربوطه عذر او را خواسته و فرد دیگری را جایگزین او می‌کنند؛ بنابراین خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای از دست ندادن فرصت شغلی خود از قید فرزندآوری بگذرند تا شاید فرصتی دیگر برای این کار پیش بیاید.

ثریا زن متاهل 30 ساله‌ای است که در پاسخ به سووالم می‌گوید: چرا خانمی که باردار می‌شود به جای این که از این هدیه خدادادی شاد شود باید در طول دوران پر اهمیت بارداری با اضطراب از کار بیکار شدن دست و پنجه نرم کند؟

وی گفت: به نظر من چون حمایتی از زنان صورت نمی‌گیرد بنابراین خانم‌ها تمایلی به فرزندآوری ندارند چه خانم‌های شاغل در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، چون به محض این که فرد به مرخصی می‌رود وقتی باز می‌گردد می‌بیند یک نفر دیگر جایگزین وی نشسته است.

ثریا خانم گفت: من عطای مرخصی زایمان را به لقایش می‌بخشم تا کارم را از دست ندهم.

اوشاقلیق

ورزقان

آذری

کودک آذربایجانی

دوست ندارم ظاهرم به‌هم بخورد و زیبائی خود را از دست بدهم

در میان افرادی که با آنها همکلام شدم تا دلایل کاهش فرزندآوری را از آنان جویا شوم جواب یکی از خانم‌ها بسیار برایم تعجب‌آور بود. این خانم به قول خودش برای تیپ، اندام و شیک پوشی خود هزینه زیادی کرده بود تا خوش اندام شود برای همین اصلا راضی نبود تا در اثر بارداری تیپ ظاهری او بهم بخورد.

وی گفت: دوست ندارم ظاهرم بهم بخورد و مجبور شوم برای شیر دادن کودک بی‌خوابی بکشم، زیبائی و راحتی از هر چیزی برایم با ارزش است و من اصلا دوست ندارم  رفته رفته زیبائی خودم را از دست بدهم

روستایی آذربایجان

روستاهای آذربایجان


تلگرام فرصتی برای بچه بزرگ کردن نمی گذارد!
در پایان با خانم ساعدی هم‌صحبت می‌شوم که بانویی سالمند و صاحب 9 فرزند است که به گفته خودش همه آنها ازدواج کرده و سروسامان گرفته اند.

از او می‌پرسم حاج خانم چند تا نوه داری؟ می‌گوید: من 9 تا فرزند داشته و 9 تا نوه دارم؛ می‌گویم اگر هر کدام از فرزندان شما دو فرزند داشته باشند شما باید 18 تا نوه داشته باشید، با لبخندی که بر لب دارد در جوابم می گوید: زمانه عوض شده دیگر دخترها و پسرها حوصله بچه بزرگ کردن را ندارند از بس که توی تلگرام هستند وقتی برای رسیدگی به بچه را ندارند

وی افزود: خیلی به بچه‌هایم اصرار می‌کنم که تک فرزندی خیلی بد است لااقل یک هم‌بازی برای این بچه‌ها بیاورید قبول نمی‌کنند و گوش‌شان بدهکار نیست می‌گویند مادر جان از صبح تا شب می‌دویم در خرج همین یک بچه مانده‌ایم چه برسد به این که بچه‌های زیادی داشته باشیم.

از این بانوی سالمند که صاحب 4 پسر و 5 دختر است، می‌پرسم مادر پس چرا شما صاحب 9 فرزند هستید  مگر برای شما سخت نبود؟ می‌گوید: آن موقع ها همه ساکن روستا بودند همه خانواده‌ها بچه‌‌های زیادی داشتند تا کمک حال‌شان باشند اما الان همه در شهر زندگی می‌کنند و اکثر خانم‌ها شاغل هستند و وقتی خسته و کوفته به خانه می آیند دیگر حوصله بچه را ندارند.



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : کودکان آذربایجان-فرزند آذربایجان-آمار تولیدمثل تبریز-تک فرزندی-تبریزیها-جوانان آذربایجان-اصالت آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395
زمان : 11:59 ب.ظ
:: چطور تبریز بدون گدا شد
:: ساختمان های تاریخی تبریز ؛ از خاک خوردن تا خاک شدن
:: Ben king in Tabriz
:: Flinflins and Tintin in Tabriz
:: هویت و اصالت و فرهنگ و هنر زیبای آذربایجانی ها
:: باغشمال تبریز
:: بهار طبیعت آذربایجان شرقی
:: زخم نمکی بر پیکره دریاچه همیشه اورمیه
:: سیزده بدر و تبریزگردی مسافران نوروزی 97
:: سوغاتی های خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: ایل بایرامیز موبارک ، نوروز سال 1397
:: جاهای ندیدنی تبریز در آستانه نوروز !
:: کاروانسراهای یام مرند و خواجه نظر جلفا در آذربایجان شرقی
:: آب، آتش، باد، خاک ؛ چهارشنبه های رنگی آذربایجان
:: روستاهای زینجناب و خلجان در بخش تبریز
:: دکتر جواد هیئت
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران
:: شهروند لینک آذربایجانی 71 (عکاس فرشید فرج الهی)
:: نگاهی بر تبریز پایتخت فرش دستبافت جهان
:: کمبود پارکینگ در کلانشهر تبریز
:: دریاچه اورمیه از مرگ تا زنده شدن دوباره
:: قلعه جوشین ورزقان آذربایجان شرقی
:: تصاویر کمیاب از تبریز شهر نوستالژیک قدیم ایران
:: شب چله 1396 به ترکی
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ