تبریز ویکی لینکلر

 
کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
نظرات |

کفش و چرم تبریز


در نزدیکی عید نوروز هستیم و مردم مشغول خرید که حتما کفش هم جزو سبد خرید همه جای خواهد داشت، البته اگر پولی باشد و رکودی نباشد!
بهرحال با خرید عید، بازار شاهد اجناس مختلف است و در این بین هجوم چینی ها به بازار ایران و قبضه آنها، تولیدات بومی را ورشکسته و کشور ضربه دیگر اقتصادی خورده است.
باید از جنس و محصولات بومی و بخصوص صنایع دستی حمایت کرد تا جوانها و خانواده ها بیکار نشوند آنهم محصولاتی مثل کفش دست دوز تبریز که سالیان بسیار دور چرم و کیفیت آن زبانزد جهانی بوده است.
همانطورکه غذاها و شیرینی ها و آجیل تبریز ، فرش و تابلوفرش، سفال و سنگ تراشی و انواع صنایع دستی دیگر آذربایجان شهره است، کفش و چرم تبریز نیز صنعتی بسیار پر ظرفیت و قابلی در سطح کشوری و جهانی بوده است که اما نه حمایت مناسبی از سوی مردم و مسئولان میشوند و نه برندسازی معتبر و البته در مدل و طراحی بروز با مشکلاتی روبرو هستند.

بیچاره تولید کننده ایرانی، آخرش مجبور است با قیمت بالاتر که صرف هم نمیکند و استقبالی چندانی هم نمیشود، کالا بفروشد و بالطبع مصرف کننده هم بی رغبت میشود!
امسال را با کمپین کفش تبریز و حمایت از اجناس بومی همراهی کنیم ...

تبریز قطب تولید کیف و کفش چرم ایران
صنایع دستی تبریز

پینه چی


کفش و چرم تبریز از پیشینیه‌ای غنی و آوازه‌ای بلند برخوردار است، در حال حاضر تولیدکنندگان بنامی در شهر تبریز اقدام به تولید کفش‌های تمام چرم می‌کنند که نام و آوازه‌ای جهانی برای خود و تبریز به ارمغان آورده‌اند. به جرأت می‌توان مدعی شد که چرم و کفش تبریز، برندی آشنا برای بسیاری از ایرانیان است، نقطه قوت کفش تبریز توجه به کیفیت ممتاز آن است؛ چرا که پیشکسوتان این عرصه معتقدند کیفیت حرف اول را در تولید محصولات‌مان دارد.

حدود۵۰ سال است که کفشدوزی کم کم از حالت سنتی خارج و به ماشینی شدن قدم گذاشته است ولی هنوز افراد زیادی در ایران و خارج از کشور هستندکه علاقمند به خرید و استفاده از کفشهای دست دوز هنرمندان تبریزی هستند.

و هنوز در گوشه و کنار بازار بزرگ تبریز صدای چکش و هنرنمایی صنعتگران کفش دست دوز به گوش می رسد .

هم اکنون۲۲۰۰ کارگاه تولید کفش با ۵  هزار فروشگاه عرضه کفش و لوازم جانبی در شهر تبریز فعال هستند و بخشی از پـویـایی و شهرت بازار تبریز مدیون صنعتگران این حرفه است.
قدمت تولید چرم و استقرار بزرگترین شهرک چرم خاورمیانه و همچنین وجود هنرمندان و کفاشان اصیل در تبریز بر مزایای تولید کفش در این شهر افزوده است و با ورود فناوریهای جدید تولید انبوه کفش با استفاده از شیوه های صنعتی آغاز شده است . از تولید کنندگان معروف کفش شهر تبریز کفش سی سی ، فرزین ، پای آراء ، جی اف اس ، همگام ، آفاق و … که کفش های با دوام و راحتی هستند .

مستند بوی تلخ چرم ، روایت وضعیت حال چرم و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/FGp3B]

معرفی مرکز خرید خوشه کیف و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/3WY5z]

تاریخ چرم و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/tJhrH]

افتتاح اولین موزه کفش در تبریز قطب صنعت کفش و چرم ایران
[http://www.aparat.com/v/t0bHE]

نخستین موزه کفش کشور همزمان با برگزاری جشن «تبریز، شهر جهانی بافت فرش» در شهر اولین ها و در موزه شهر و شهرداری افتتاح شد.
اشیاء موجود در این موزه از انواع کفش های سنتی موجود در کشور جمع آوری شده و در قسمتی دیگر از موزه تجهیزات و وسیله های ساخت کفش به نمایش گذاشته شده است و بخشی از آن به  مجموعه شخصی خانم شعله خیابانی نواده شیخ محمد خیابانی اختصاص دارد.

گفتنی است در موزه کفش تبریز ۲۰۰ جفت کفش از دوره های مختلف تاریخی و انواع کفش های اقوام همچون نمونه مشابه اولین کفش چرم در دنیا با پنج هزار و ۵۰۰ سال قدمت وجود دارد که از روستای «بیرق» در توابع تبریز به دست آمده است.


از کفشهای دست دوز و چرمی تبریز، از صنایع دستی تولید ملی حمایت کنیم
دهها برند معروف و کارگر ایرانی منتظر شما هستند

کفش

باشماق

کفش

کفش زنانه

کفش ایران

کفش تبریز

کفاش تبریزی

مدل کفش

کفش چرم تبریز


عصرایران ، جعفر محمدی -  درباره آنچه این روزها در بازار تبریز می گذرد
تبریزی ها تحسین برانگیزند...


مردم تبریز را باید ستود و تحسین کرد، بی هیچ تردیدی. آنها از همگراترین مردمان ایران هستند و رشد همه جانبه این شهر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رهین همین همبستگی و دوراندیشی مردمانش هست.

زمانی آنها تصمیم گرفتند دیگر به هیچ گدایی پول ندهند تا شهرشان اولین کلانشهر بی گدای ایران باشد؛ به جایش مؤسسات خیریه مردمی تشکیل دادند که نیازهای فقرای واقعی را برآورده سازند. نکته اینجاست که اگر تنها تعدادی از مردم، یا این عزم گروهی همراهی نمی کردند، عنوان شهر بدون متکدی، به تبریز نمی رسید.

زمانی دیگر که مهاجران غیر قانونی افغان به شهرهای مختلف ایران روانه شدند و بسیاری از کارفرمایان با قیمت های ارزان آنها را به کار گرفتند، تبریزی ها تصمیم گرفتند فرصت های شغلی شهرشان را برای فرزندان خود نگه دارند و به همین خاطر از خیر کارگران ارزان و بدون بیمه افغان گذشتند؛ بدین ترتیب، تبریز تنها شهر صنعتی ایران شد که هیچ کارگر افغانی در آن کار نمی کند.

سال ها پیش، اتوبوسرانی تبریز، چند ریال بر قیمت بلیت افزود و تبریزی ها که این افزایش را غیرمنصفانه می دانستند، تصمیم گرفتند که تا برگشت قیمت ها به وضعیت قبلی سوار اتوبوس نشوند و در نهایت هم همان شد که مردم می خواستند.

در دوران اصلاحات نیز وقتی مدیریت ارشد استان، شرکتی عمومی برای بهسازی شهر تشکیل داد، مردم تبریز یا سرمایه های خرد و کلان شان در آن مشارکت کردند و در اندک سالی، چهره شهرشان را دگرگون کردند.

كفش های دست دوز چرمی ایران در تبریز
[http://www.aparat.com/v/cnBIw]

کفش دوزی تبریز
[http://www.aparat.com/v/xb8i3]

گزارشی کامل از وضعیت کفش و چرم در تبریز و بازار تولید
[http://www.aparat.com/v/t5voj]

دوربین شما - کفاشان تبریز
[http://www.aparat.com/v/NILrU]

این روزها نیز از بازار تبریز خبری می رسد که می تواند برای همه ما مردم ایران الگوی عملی باشد. بسیاری از بازاریان تبریز تصمیم گرفته اند دیگر منتظر تصمیمات و اقدامات مسؤولان برای مبارزه با قاچاق کفش نباشند و خودشان کاری کنند کارستان. آنها تابلوهایی پشت ویترین مغازه هایشان زده اند که رویش نوشته است فقط کفش ایرانی می فروشیم.
بدین ترتیب، کفش های بی کیفیت چینی که در سایه بی عملی مسؤولان، خود را بازار تحمیل کرده و باعث بیکاری بسیاری از کارگران و ورشکستگی تولیدکنندگان شده بوده بودند، بعد از سال ها، ناگزیر از عقب نشینی شده اند و رونق، بار دیگر به این صنعت پرقدمت تبریز بازگشته است. امروز کفش تبریز که جزو برندهای معتبر کفش در ایران است، جان دوباره ای گرفته است.
مردم تبریز هم، همانند همیشه تاریخ شان در این باره نیز همگرا شده اند و دیگر کفش های چینی نمی خرند.

این الگو، اگر درباره کالاهای باکیفیت دیگر ایرانی و نیز در شهرهای دیگر کشور تکرار شود، آنگاه می توان گفت که مردم ایران، بدون نیاز به مصوبات مجلس و هیات دولت و نظام بروکراتیک اداری و همایش های آنچنانی و وعده و وعیدهای توخالی و بودجه های کلان و ... توانسته اند از خود و فرزندان خود در قبال کالاهای قاچاق حمایت کنند و رونق اقتصادی را به دست خودشان رقم بزنند.

تبریز را به عنوان "شهر اولین ها" می شناسیم و اینک بار دیگر این شهر، اولین شهری شده است که مردمش برای نجات اقتصادی دست به انتخاب زده اند. تبریزی ها، تحسین برانگیزند.

تصاویری از بازار کفاشان تبریز در بازار تاریخی که اقدام به حمایت از تولید بومی کرده اند
کفش دست دوز تبریز

بازار کفش

تولید ملی

بازار تبریز

کفش ایرانی

کفاشی

بازار کفش تبریز

کفش تبریز

حمایت از تولید ملی

بازاریان تبریز


http://kafsh-tabriz.ir
http://www.nyazco.com/Shoes
http://www.tabshoes.com
http://tabriz-charm.ir
https://tabrizkafsh.com
http://www.yshoe.ir
http://oralshoe.com
و....


لینک صفحه جانبی سوغات و صنایع دستی آذربایجان



مرتبط با : تبریز ایران * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : کفش تبریز-صنایع دستی-چرم تبریز-کفاشی-تبریزیها-کفش چرم دستدوز-باشماق-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395
زمان : 08:20 ب.ظ
فرزندآوری و کودکان آذربایجان شرقی
نظرات |

سندرم تک فرزندی در آذربایجان
هویت را به کودکان آذربایجان برگردانیم


در این مطلب علاوه بر پرداختن به مسئله فرزندآوری ، تصاویری زیبا از کودکان معصوم روستایی - عشایری - سنتی آذربایجان داریم که با دیدن آنها امیدواریم تشویق به فرزندآوری بیشتر بین مردم و بخصوص نسل جوان آذربایجان شویم!
هرچند مسائل و مشکلات زیاد بخصوص اقتصادی و اجتماعی زمانه گریبانگیر خانواده ها شده است اما باز از قدیم گفته اند فرزند بیشتر برکت بیشتر...
نگران تامین مالی و هزینه ها نباشید، تا یارانه هست غمی نیست!  شوخی کردم، ولی بهتر است جدی بگیریم و ما و شما نسل جدید مسئول آذربایجان و نسل آینده آن هستیم امیدواریم مسئولان توجه کنند و انقدر به شعار دادن بسنده نکنند و بطور عملی از کودکان و تامین آینده آنها برنامه ریزی و حمایت کنند.
از نسل فعلی و آینده هم خواستار این هستیم که به هویت و اصالت کودکان توجه بیشتری کنند، آموزش زبان مادری آنها (ترکی) فراموش نشود مثل ما که فارسی را بهتر از ترکی بلدیم بخوانیم و بنویسیم هرچند فارسی خوب است اما زبان مادری از آن مهمتر است! 
به آنها از گذشته و لباس و رفتار منش آذربایجانی ایرانی، داستانها و شعرها و مشاهیر، آداب رسوم دیار و فرهنگ خود بیشتر بگوییم تا فرزندان ما بهتر و بیدارتر از خودمان باشند!  همه چیز مسائل مادی نیست!

بامزه

آذربایجان


معصومه درخشان - در حال حاضر یک سوم خانواده‌های آذربایجان‌شرقی فاقد فرزند و یا تک‌فرزند هستند. اگر وضع به همین منوال پیش برود جامعه‌ای خواهیم داشت با گروه جوانانی که برای اجتماعی شدن ساخته نشده‌اند؛ گروهی به بزرگی یک‌سوم جمعیت آینده کشور.

رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان سکاندار نظام اسلامی با رصد کردن مسائل مختلف کلان کشوری درصدد هستند با ابلاغ برنامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم مسئولان و آحاد مردم را نسبت به آن موضوع خاص حساس کرده و مسئولیت همگان را در این موضوعات گوشزد کرده و آن را یادآوری می‌کنند.

در همین راستا یکی از موضوعات مهمی که از نگاه‌های تیزبین ایشان دور نمانده است بحث کاهش جمعیت جوان و در حالت کلی هشدار نسبت به  کاهش رشد جمعیت و افزایش پیری  جمعیت ایران اسلامی در سال‌های اخیر است.

به گونه‌ای که رهبر معظم انقلاب  از چند سال گذشته و  در مناسب‌های مختلف نسبت به این موضوع هشدار داده و وظایفی را در این راستا نسبت به مسؤولان متذکر شده‌اند؛ از جمله این اینکه رهبر معظم انقلاب در سال 90 در دیدار مسؤولان نظام نسبت به کاهش جمعیت در کشور هشدار داده‌اند که بر همین اساس اصلاح لایحه قوانین تنظیم خانواده در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار می‌گیرد.
در سال 91 نیز بررسی طرح سیاست‌های  تشویقی افزایش جمعیت در مجلس شورای اسلامی آغاز می‌گردد و سرانجام در سال 93 نیز سیاست‌های کلی افزایش جمعیت کشور از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ می‌شود.

هنر کودک

بچه داری

در سیاست‌های کلی « افزایش جمعیت» ارتقای پویایی، بالندگی و جوانی جمعیت با افزایش نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی  مورد توجه قرار گرفته و در کنار آن بر رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده و افزایش فرزند، کاهش سن ازدواج و حمایت از زوج‌های جوان و توانمندسازی آنان در تأمین هزینه‌های زندگی و تربیت نسل صالح و کارآمد تاکید شده است.

اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران به‌ویژه در دوره بارداری و شیردهی و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های زایمان و درمان ناباروری مردان و زنان و تقویت نهادها و مؤسسات حمایتی ذی‌ربط یکی دیگر از بندهای سیاست های افزایش جمعیت را شامل می شود.

ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی ــ ایرانی و مقابله با ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی، ارتقای امید به زندگی، تأمین سلامت و تغذیه سالم جمعیت و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، به‌ویژه اعتیاد، سوانح، آلودگی‌های زیست محیطی و بیماری‌ها از جمله بندهای دیگر سیاست های ابلاغی رهبر معظم انقلاب است

فرهنگ‌سازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده، توانمندسازی جمعیت در سن کار با فرهنگ سازی و اصلاح، تقویت و سازگار کردن نظامات تربیتی و آموزش‌های عمومی، کارآفرینی، فنی ــ حرفه‌ای و تخصصی با نیازهای جامعه و استعدادها و علایق آنان در جهت ایجاد اشتغال مؤثر و مولّد نکاتی هستند که رهبر معظم انقلاب بر ان تاکید کرده‌اند.

در حال حاضر یک سوم خانوارهای آذربایجان شرقی یا فاقد فرزند و یا تک فرزند هستند!
براساس اعلام مسئولان ثبت احوال آذربایجان‌شرقی، با وجود افزایش تعداد تولد در آذربایجان شرقی  هنوز با چشم انداز پیش‌بینی شده در این حوزه و رسیدن به دو برابر نرخ باروری در راستای دستیابی به جمعیت مناسب و با نشاط  بیش از چهاردهم درصد فاصله دارد.


 تولد

تراکتوری

چرایی کاهش فرزندآوری
روزی روزگاری هیاهو و سر و صدای فرزندان یک خانواده در حیاط خانه‌باغ‌های باصفا و دویدن آنان دور حوض‌ کوچک با قهقهه‌های بلند و از ته دل، خاله‌بازی دختر بچه‌های محله و گل کوچیک بازی کردن پسرها حال و هوای دیگری به خانه‌ها و خیابان‌هایمان داده بود.

‌هوا که رو به گرمی می‌رفت و فصل تابستان می‌شد، سر و صدای بچه‌ها کوچه را پر می‌کرد، اما امروزه کمتر خیابانی است که صدای بچه‌های کوچک در آن پیچیده باشد و کمتر خانه‌ای است که تعداد فرزندانش بالا باشد.

پدر و مادرهای امروزی همان فرزندان دیروز هستند، اما کمتر تمایل دارند مانند گذشته خود، تعداد فرزندانشان بالا باشد.

امروزه تمایل به فرزندآوری در بین زوجین جوان پایین آمده و کاهش فرزندآوری و سیر تحول جمعیت کشور به یکی از دغدغه‌های مسئولان نظام نیز تبدیل شده است.

کارشناسان می گویند: از سال 1345 تا سال 1390 سن ازدواج افزایش یافته است و به طور میانگین 6 سال اضافه شده است.

همچنین اگر نرخ باروری در کشوری به زیر  دو درصد برسد  تهدید سلامتی محسوب می‌شود این در حالی است که هم اکنون نرخ باروری در کشور ایران به 1.8 درصد رسیده است که نکته قابل تامل این که نرخ باروری در کل دنیا به 2.5 فرزند و در ایران به 1.78 فرزند رسیده  است.

کودک عشایری

قره داغی

قیز


افزایش سن ازدواج چالش مهم رشد جمعیت

سیده محبوبه موسوی، جامعه شناس فرهنگی در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبریز می‌گوید: با وجودی که خانواده‌ها از تبعات تک فرزندی در خانواده آگاه هستند اما با وجود شرایط نامطلوب اقتصادی نمی‌توان آنها را به داشتن فرزندان بیشتر تشویق کرد. وقتی در جامعه پدر و مادر هر دو شاغل هستند ولی دریافتی آنها کفاف خرج و مخارج زندگی را نمی‌کند در نتیجه آنها علاقه‌ای به افزایش فرزندان و تعداد اعضای خانواده خود ندارند.

وی افزود: در کنار این موضوع افزایش سن ازدواج جوانان نیز یکی دیگر از معضلاتی است که مسئله ازدیاد نسل را تهدید می‌کند. وقتی جوانان در سن بالا ازدواج می‌کنند آنها دیگر فرصتی زیادی برای داشتن تعداد زیاد فرزند ندارند چرا که نیروی جسمی و جوانی آنان تحلیل رفته و فیزیک بدنی آنان جوابگوی فرزندآوری و ازدیاد نسل نیست.

موسوی خاطرنشان کرد: البته باید گفت برخی از زوج‌های جوان نیز تک فرزندی را نوعی پرستیژ اجتماعی برای خود قلمداد می‌کنند در حالی که این نوع تفکر با هیچ منطقی سازگار نیست چرا که این فرزندان در نبود خواهر یا برادر اصلا بچگی نمی‌کنند و در واقع به یک فرد منزوی تبدیل می‌شوند.

این جامعه شناس فرهنگی اظهار داشت: مطالعات نشان می‌دهد هر چقدر میزان شهرنشینی، سطح رفاه، مصرف‌گرایی والدین، شکستن هنجارهای خانوادگی افزایش می یابد به مراتب تمایل به فرزند اوری کاهش می‌یابد.

بچه ترک

 اوشاق

کودکان آذری

حضور در صحنه‌های اجتماعی اولویت اول زنان برای دیده شدن است
موسوی تصریح کرد: مقایسه جامعه ایران طی دهه‌های گذشته نشان می‌دهد، در دهه‌های گذشته در جامعه ایرانی زنان و مردان به داشتن عائله زیاد در خانواده فخر می‌کردند و این موضوع نوعی ارزش اجتماعی محسوب می‌شد و دلبستگی والدین به تک‌تک فرزندان بیشتر بود و تنها سرگرمی زنان  مشغول شدن با بچه‌ها بود و زنان در کنار فرزندان بودن را بر تمام مناسبات و حرکات اجتماعی اولویت می‌دادند در حالی که زن امروز با تحصیلات و کار، اشتغال و درآمد هویت‌یابی کرده و حضور در صحنه‌های اجتماعی اولویت اول او برای دیده شدن است.

موسوی اظهار داشت: اگر می‌خواهید نرخ باروری در ایران رشد کند چاره‌ای نیست جز این که در گام اول شرایط ازدواج جوانان تسهیل شود.

وی تصریح کرد: مسؤولان مشوق‌های حمایتی از باروری را در قالب قوانین کارآمد و جامع اجرا کنند و از ظرفیت‌های تبلیغی و آموزشی رسانه‌ها، آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها بهره‌برداری شود.

فرزند

 فرزند

زنان جایگاه ویژه‌ای به تناسب اندام خود می‌دهند

این جامعه شناس فرهنگی ادامه داد: با پیشرفت وسائل ارتباط جمعی، ارتباط زنان با دنیای بیرون افزایش یافته و تاثیرپذیری زنان از شبکه‌های مختلف تلویزیونی  گسترش یافته در نتیجه زنان جایگاه ویژه‌ای به تناسب اندام خود قائل هستند و از سویی دیگر چون بخش عمده رنج و درد فرزندآوری را مادران متحمل می‌شوند بنابراین خود را در تصمیم‌گیری برای فرزندآوری بیشتر محق دانسته و چنین تصمیمی را نمی‌پذیرد.

موسوی خاطرنشان کرد: نباید در بررسی دلائل کاهش فرزندآوری نقش رسانه‌ها و از جمله مهم‌ترین آن یعنی رسانه ملی را نادیده گرفت. چرا که رسانه تصویر خوب و مطلوبی از خانواده‌هایی که تعداد فرزندان ان بیشتر است ارائه نمی‌دهند.

وی ادامه داد: تصویری که از یک خانواده پرجمعیت در ذهن‌ها نقش بسته است تصویر آقای گرفتار با چند تا بچه قد و نیم قد است که مشکلات و مصائب زیاد و تمام‌نشدنی را در ذهن‌ها ترسیم کرده است و همیشه در سریال‌های تلویزیونی و سینما خانواده‌ای آشفته مریض، دردمند و گرفتار از آنان معرفی کرده است در حالی که خانواده‌های کم جمعیت تک فرزند یا در نهایت دو فرزندی خانواده‌ای خوشبخت، در رفاه کامل و خانواده‌ای مصرفی است.

موسوی افزود: ما خانواده‌های پرجمعیت فراوانی را سراغ داریم که فرزندان این خانواده‌ها بسیار افراد موفق و مفید برای جامعه هستند.

این جامعه شناس فرهنگی در عین حال تصریح کرد :دلائل کاهش فرزندآوری از یک دیدگاه دیگر نیز قابل تحلیل است و آن مربوط به افزایش آسیب‌ها و فسادهای اجتماعی است؛ با این حساب باید گفت نگاه تربیتی والدین نیز در کاهش فرزندآوری موثر است چرا که با افزایش انواع ناهنجاری و آسیب‌های اجتماعی، فرزندان در چنین فضایی آسیب‌پذیر هستند از سویی دیگر والدین مهارت کافی برای رویارویی با پدیده‌های فاسد اجتماعی را ندارند.

 کودکی

لباس

بچه ها

کودک

ترک

رسانه‌های دیجیتال نقش والدین را در تربیت فرزندان به حاشیه کشانده است
وی ادامه داد: در بعد سوم نیز افزایش و گسترش روز افزون رسانه های دیجیتال  باعث ایجاد  شکاف نسلی بین فرزندان و والدین شده است؛ بنابراین والدین با در کنار هم گذاشتن این عوامل ترجیح می‎دهند  فرزندان کمتری داشته باشند  تا با ناهنجاری ها و دردسرهای کمتری مواجه باشند.

با وجود همه  مباحث مطرح شده اما شنیدن نقطه  نظرات  برخی از والدین تک فرزندی یا فرزندی و حتی شنیدن و خواندن نظرات خانم های شاغلی که در اثر بارداری ترس از دست دادن کارشان را دارند  نیز خالی از لطف نیست.

 
جوانان چه می گویند:
محمد حیدری یکی از شهروندان تبریزی است که 12 سال است ازدواج کرده و یک پسر 9 ساله به نام امیرعلی دارد وقتی می‌پرسم چرا تک فرزندی؟ با حالتی شبیه شوخی می‌گوید: خانم این بچه خودش به اندازه 10 تا بچه برای من و مادرش دردسر دارد. به قدری شلوغ است که تحمل سر و صدای او را نداریم که به فکر بچه دوم باشیم.

وی ادامه داد: در ثانی الان رسانه‌ها و مسئولان از افزایش فرزند آوری سخن می‌گویند در حالی که هیچ حمایتی در این راستا صورت نمی گیرد بهتر است قبل از این که تبلیغات کنند جلوی گرانی افسارگسیخته را گرفته و وضعیت اقتصادی کشور را اصلاح کنند  و الا هیچکس از داشتن تعداد 2 یا 3 فرزند بدش نمی‌آید که بچه‌ها همبازی همدیگر باشند. ولی با این شرایط بد اقتصادی من حتی فکرش را هم نمی‌کنم.

 کودک

ساز

دختر

بچه‌ها پرتوقع شده‌اند

خانم رضایی هم مادر دو فرزند در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در تبریز می‌گوید: باید قبول کرد داشتن فرزندان زیاد در شرایط کنونی جز مسوولیت و این که پدر و مادرها در مقابل خواسته‌های آنان کم می‌آورند چیز دیگری نیست؛ الان بچه‌ها پرتوقع شده‌اند و ما هر چقدر تلاش کرده و در مقابل خواسته‌های آنان مقاومت می‌کنیم بالاخره تسلیم می‌شویم.

وی معتقد است: دو بچه کافی است و اگر خواهر و برادر هم که باشند خیلی خوب است که پشتیبان هم می‌شوند.

بچه مانع پیشرفت است، تا تخصص نگیرم صاحب فرزند نمی‌شوم!

در ادامه با خانمی صحبت می‌کنم که دانشجوی پزشکی و متاهل است؛ از او در مورد عوامل کاهش فرزندآوری می‌پرسم و او به صراحت می‌گوید: بچه مانع پیشرفت من است، من تا تحصیلات خود را تمام نکرده و تخصص خود را نگیرم به فرزند آوری فکر نمی‌کنم.

تبریزی
بچه
 

یک مرد هیچ‌وقت درد زایمان یک زن را درک نمی‌کند
!
وی می گوید: اما همسرم به شدت با من مخالفت کرده و بچه می‌خواهد. او خیلی به داشتن فرزند اصرار می‌کند، اما مگر همسرم جای من است که 9 ماه بچه  را با خود حمل کند، درد بکشد و بعد از تولد بچه نیز کارهای او را انجام دهد، مردها هیچ‌وقت درد و زجری که یک زن برای زایمان یک بچه تحمل می‌کنند را نمی‌توانند بفهمند چون هیچ وقت این درد را تجربه نمی‌کنند، پس من نیز وقتی آمادگی بچه را ندارم دلم نمی‌خواهد بچه مانع پیشرفت من شود.

البته نباید فراموش کرد در کشور ما خیلی حمایت‌های لازم و شایسته‌ای از زنان برای افزایش زاد و ولد صورت نمی‌گیرد.

خانم‌های شاغل که مطمئنا  نصف روز یا بیشتر در خانه نیستند وقتی با تمام خستگی‌ها به خانه می‌آیند تازه باید به فکر تمیز کردن خانه و شام و نهار باشند، بنابراین به داشتن همان یک بچه یا در نهایت 2 بچه اکتفا می‌کنند.

تربیت کودک

ارسبارانی

ترکهای ایران

آذربایجان

کودک روستایی
 

خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای از دست ندادن فرصت شغلی خود  قید فرزندآوری را بزنند

بحث مرخصی زایمان هم که گاهی اوقات ورد زبان همه دولت مردان می‌شود و گاهی در گوشه مجلس خاک می‌خورد و معلوم نیست بالاخره قانون 9 ماه مرخصی زایمان به کجا رسیده است، البته خانم‌هایی که در بخش خصوصی شاغل هستند بسیاری از کارفرماها مخالف مرخصی زایمان کارمندان زن خود هستند و به محض باردار شدن کارمند مربوطه عذر او را خواسته و فرد دیگری را جایگزین او می‌کنند؛ بنابراین خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای از دست ندادن فرصت شغلی خود از قید فرزندآوری بگذرند تا شاید فرصتی دیگر برای این کار پیش بیاید.

ثریا زن متاهل 30 ساله‌ای است که در پاسخ به سووالم می‌گوید: چرا خانمی که باردار می‌شود به جای این که از این هدیه خدادادی شاد شود باید در طول دوران پر اهمیت بارداری با اضطراب از کار بیکار شدن دست و پنجه نرم کند؟

وی گفت: به نظر من چون حمایتی از زنان صورت نمی‌گیرد بنابراین خانم‌ها تمایلی به فرزندآوری ندارند چه خانم‌های شاغل در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، چون به محض این که فرد به مرخصی می‌رود وقتی باز می‌گردد می‌بیند یک نفر دیگر جایگزین وی نشسته است.

ثریا خانم گفت: من عطای مرخصی زایمان را به لقایش می‌بخشم تا کارم را از دست ندهم.

اوشاقلیق

ورزقان

آذری

کودک آذربایجانی

دوست ندارم ظاهرم به‌هم بخورد و زیبائی خود را از دست بدهم

در میان افرادی که با آنها همکلام شدم تا دلایل کاهش فرزندآوری را از آنان جویا شوم جواب یکی از خانم‌ها بسیار برایم تعجب‌آور بود. این خانم به قول خودش برای تیپ، اندام و شیک پوشی خود هزینه زیادی کرده بود تا خوش اندام شود برای همین اصلا راضی نبود تا در اثر بارداری تیپ ظاهری او بهم بخورد.

وی گفت: دوست ندارم ظاهرم بهم بخورد و مجبور شوم برای شیر دادن کودک بی‌خوابی بکشم، زیبائی و راحتی از هر چیزی برایم با ارزش است و من اصلا دوست ندارم  رفته رفته زیبائی خودم را از دست بدهم

روستایی آذربایجان

روستاهای آذربایجان


تلگرام فرصتی برای بچه بزرگ کردن نمی گذارد!
در پایان با خانم ساعدی هم‌صحبت می‌شوم که بانویی سالمند و صاحب 9 فرزند است که به گفته خودش همه آنها ازدواج کرده و سروسامان گرفته اند.

از او می‌پرسم حاج خانم چند تا نوه داری؟ می‌گوید: من 9 تا فرزند داشته و 9 تا نوه دارم؛ می‌گویم اگر هر کدام از فرزندان شما دو فرزند داشته باشند شما باید 18 تا نوه داشته باشید، با لبخندی که بر لب دارد در جوابم می گوید: زمانه عوض شده دیگر دخترها و پسرها حوصله بچه بزرگ کردن را ندارند از بس که توی تلگرام هستند وقتی برای رسیدگی به بچه را ندارند

وی افزود: خیلی به بچه‌هایم اصرار می‌کنم که تک فرزندی خیلی بد است لااقل یک هم‌بازی برای این بچه‌ها بیاورید قبول نمی‌کنند و گوش‌شان بدهکار نیست می‌گویند مادر جان از صبح تا شب می‌دویم در خرج همین یک بچه مانده‌ایم چه برسد به این که بچه‌های زیادی داشته باشیم.

از این بانوی سالمند که صاحب 4 پسر و 5 دختر است، می‌پرسم مادر پس چرا شما صاحب 9 فرزند هستید  مگر برای شما سخت نبود؟ می‌گوید: آن موقع ها همه ساکن روستا بودند همه خانواده‌ها بچه‌‌های زیادی داشتند تا کمک حال‌شان باشند اما الان همه در شهر زندگی می‌کنند و اکثر خانم‌ها شاغل هستند و وقتی خسته و کوفته به خانه می آیند دیگر حوصله بچه را ندارند.



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : کودکان آذربایجان-فرزند آذربایجان-آمار تولیدمثل تبریز-تک فرزندی-تبریزیها-جوانان آذربایجان-اصالت آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395
زمان : 11:59 ب.ظ
تبریز مادر شهر بخش 2
نظرات |

آنچه که دیگران از «تبریز» دارند
(نقش تبریزیها در عمران و آبادانی سایر شهرها)

خلاصه ای از کتاب تبریز مادر شهر (آنچه که دیگران از تبریز دارند) از آقای رسول داغسر و نیز تصاویر و نقشه هایی قدیمی را از کتابچه های مختلف مانند آقای خاماچی و نقاشیهای شاردن و دیگر تصاویر را انتخاب نمودیم.

لینک مطلب تبریز مادر شهر بخش 1

بخش دو

تالیف: رسول داغسر- مترجم و مدرس

تبریزیها در اصفهان، تهران و ...
همین نقش در مورد اصفهان پایتخت صفویه در بیش از یک و نیم قرن بعد از آن نیز صدق می‎کند. اصفهان بعد از انتقال کرسی پایتخت به آن از سوی شاه عباس اول و سیاستهای ویژه وی در جهت توسعه و ساماندهی شهر مورد رغبت خیل نخبگان و خبرگان از سراسر کشور قرار گرفت. دکتر نزهت احمدی(54)

تبریز قدیم

در مقاله خود به نام «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» می‎نویسد: «اصفهان پس از آن که به پایتختی صفویان برگزیده شد به ابرشهری تبدیل شد که شکوه و جلال آن زبانزد خاص و عام گشت... حال این پرسش مطرح است که این دستاوردهای عظیم مادی و معنوی تنها به دست ساکنان بومی شهر و در اثر محوریت سیاسی آن انجام پذیرفت یا آنکه عوامل دیگر و افراد دیگری نیز در جهش این شهر نقش داشته‎اند... در میان جلال و شکوه اصفهان دوره صفوی با گزینش آن به پایتختی و در نتیجه سیل مهاجرت نخبگان سراسر کشور به این شهر رابطه‎ای معنی‎دار وجود دارد.... بی‎شک انتخاب اصفهان به پایتختی و محوریت سیاسی آن در این تحولات بی‎تاثیر نبوده است اما می‎بایست به نقش مهاجرانی که به این شهر آمدند نیز توجه کرد.»(55) از سوی دیگر ابعاد مهاجرت نیز گسترده و به صورت گروههای بزرگ و پرجمعیت بوده است بطوریکه جمعیت شهر اصفهان را به شدت تحت تاثیر قرار داده و در واقع اصفهانی‎ها در شهر خود به اقلیتی 20 درصدی تبدیل شده‎اند! دکتر شفقی می‎نویسد: «توسعه اصفهان عصر شاه عباس چنان شتابان بود که جمعیت 80000 تا 100000 نفری آن در اندک مدتی به شهر نیم میلیون نفری تبدیل گردید».(56) متعاقب کنکاش بیشتر متوجه می‎شویم که سهم آذربایجان از این میان ویژه است.
«در میان مهاجرانی که به این شهر آمدند، مهاجران تبریز –پایتخت اولیه صفوی- جایگاهی در خور توجه دارند... »(57) این مورد از افت شدید جمعیت در تبریز در آن سالها نیز مشهود است. جمعیت تبریز که تا اواخر قرن شانزدهم و علیرغم حملات مکرر عثمانیها و از دست دادن موقعیت مرکزی در جغرافیای تحت حاکمیت صفویان در عین پایتخت بودن، حدود 350 هزار نفر(58) بوده است، به کمتر از 100 هزار نفر در نیمه نخست قرن هفدهم رسیده و جمعیت اصفهان از 100- 80 هزار نفر به حدود نیم میلیون نفر رسیده است.

اصفهان
بناهای اصفهان

پروفسور عون‎الهی می‎نویسد: «با انتقال پایتخت صفویه به اصفهان، با فرمان شاه عباس اول شعرا، نقاشان، معماران، خطاطان، موسیقی‎شناسان تبریز به این شهر کوچ داده شدند.» (59) دکتر شفقی می‎نویسد: «وسعت و جمعیت این محله نوبنیاد (محله تبریزیها یا عباس آباد) چنان بالا بود که می‎توان با موازین علمی و شهرسازی قرن ما آن را شهرک نوبنیاد آن عصر تلقی کرد... تعداد مساکن عباس آباد بنا به نوشته شاردن ده‎هزار و رستم‎التواریخ آن را 12000 باب با سردرهای عالی که همه دارای نقش و نگار بوده یاد کرده‎اند و اگر بعد هر خانوار را حداقل 5 نفر محاسبه نماییم جمعیت آن بالغ بر 50000 نفر و اگر 10 نفر محاسبه نماییم بالغ بر 100000 نفر می‎شد که عددی است نسبت به وسعت شهرک قابل‎قبول و غیرقابل‎اغراق.»(60) جدولی که ماساشی هانه دا بر اساس گزارشات شاردن از محلات مختلف تهیه نموده است نیز حاکی از بزرگی قابل توجه محله عباس آباد می باشد. بر اساس این جدول بیشترین تعداد خانه ها در میان محلات اصفهان متعلق به جلفا و در درجه دوم متعلق به عباس آباد بوده است.(61)
در اینجا سوالی به این مضمون حادث می‎گردد که؛ آیا این مهاجرتها بنا به میل خود افراد بوده یا اینکه اجباری و مبتنی بر اراده و اوامر شاهانه بوده است؟


اصفهان نصف جهان اگر که تبریز نباشد
[http://www.aparat.com/v/XlgBN]

فیلم کامل مراسم آن به ترکی در تبریز
[http://www.aparat.com/v/amJUn]

مراسم رونمایی کتاب شناسنامه تبریز دکتر علی پولاد -تهران
[http://www.aparat.com/v/hsjnP]


دکتر نزهت احمدی(62) معتقد است که عمده این مهاجرتها به میل خود افراد بوده است. وی مینویسد: «زمان دقیق مهاجرت و چگونگی مهاجرت تبریزیان به اصفهان به درستی مشخص نیست. اما بر اساس شواهد می توان حدس زد که پس از حمله های مکرر عثمانی به تبریز و ناامنی های حاصل از آن عده ای ترک وطن کردند. بی شک یکی از گروههایی که شاید بیش از دیگران در خطر بودند تاجران بزرگ و صاحبان ثروت بودند ... بیشتر می‎توان چنین تصور کرد که آنان در اولین حرکت خود قزوین پایتخت جدید را برگزیدند و پس از آن که پایتخت توسط شاه عباس به اصفهان منتقل شد آنان نیز به اصفهان کوچ کردند» (63) لیکن عون‎الهی از فرمان شاه عباس مبنی بر کوچ  شعرا، نقاشان، معماران، خطاطان، موسیقی‎شناسان تبریز به این شهر خبر می‎دهد. (64) شاردن نیز از کوچانده شدن تبریزیان به اصفهان و سکنای آنها در این شهر سخن رانده است. (65)
به نظر می‎رسد هر دو عامل (کوچ انسانها به میل خود و نیز در راستای اوامر شاه) در این مهاجرتها نقش داشته‎اند ولی آنچه که مشهود است این که شاه‎عباس حداقل در ابتدای امر فرامینی در این راستا مخصوصاً مهاجرت نخبگان و خبرگان از آذربایجان صادر نموده و پیگیر مساله بوده است. (66)
و البته مهمتر از کمیت این مهاجران، کیفیت آنها بوده است. «شهرک عباس‎آباد در حقیقت زائیده اقتدار سیاسی و اقتصادی و علمی آن عصر بوده است و گروهی از تبریزیهای تاجرپیشه، هنرمند و سیاستمدار ساکنین اصلی آن را تشکیل می‎دادند. ... محله عباس‎آباد بواسطه نوبنیادی و زیبایی، محل زندگی سفرا و نمایندگان سیاسی خارجی نیز بود. انگلبرت کمپفر سیاح آلمانی در سفرنامه خود می نویسد: ما هم دو بار منزل خود را عوض کردیم تا سرانجام در عباس آباد که از محلات جدید و تمیز شهر است و در آن با آبرومندی و آسایش می توان زندگی کرد سکنی گرفتیم. ... زیباترین خیابانها در حومه جدید شهر یعنی عباس‎آباد قرار دارد و پس از آن به ترتیب جلفا و در مرحله آخر شهر قدیم قابل ذکر است.» (67)

شاه گلی
فیروزه جهان اسلام نمونه شاهکار معماری شیوه آذربایجان در تبریز
مسجد

البته از منابع موجود چنین برمی آید که محله عباس آباد در جریان حمله افاغنه دچار آسیب شدید شده و اهالی آن کشته و یا پراکنده گشته‎اند. «حمله افاغنه در 11 محرم سال 1135 ق.= 1723 م. به فتح اصفهان منجر شد... منابع تاریخی بیان‎کننده این واقعیت است که با حمله افاغنه به اصفهان محله عباس‎آباد بیش از سایر نقاط شهری مورد تهاجم دشمن قرار می‎گیرد، چه افاغنه ... نزدیک‎ترین و ثروتمندترین محله شهر که عباس‎آباد بود مورد هجوم خود قرار داده و بدینوسیله این قسمت از شهر آسیب زیادی می‎بیند و ساکنین مرفه و تاجرپیشه آن، مهاجرت را بر اقامت ترجیح دادند و همین تخلیه و بی‎توجهی، خرابی مادی (کانال آب‎رسانی) را موجب گردید و باغات محله نیز ویران گردید».(68)  البته این موضوع، از ارزش نقش این مهاجران (که گل سرسبد پایتخت صدها ساله سابق کشور بودند) در آثار بجای مانده از صفوی که بخش عمده دارائی اصفهان از ابنیه تاریخی را تشکیل می‎دهند نمی‎کاهد.
یکی از مهمترین سولاتی که در این خصوص منتظر پاسخی اقناع‎کننده و مستدل می باشد این است که میزان دقیق و درست نقش این مهاجران در دارایی مادی و معنوی شهر که بخش بزرگی از آن امروز نیز زینت‎بخش این شهر زیباست دقیقاً چه بوده است؟ چگونه می‎توان ردی از این مهاجران و آثار آنها جستجو کرد؟ متاسفانه منابع ما به طرز شگفت‎آوری از لحاظ پرداختن تفصیلی به اسامی معماران و آفرینندگان آثار معماری بسیار ضعیف هستند ولی نقش اصلی مهاجران در آبادانی این شهر با توجه به هم کمیت و هم کیفیت آنها در اصفهان مسلم است. از این میان شعرا و ادبا بدلیل خلق آثار نوشتاری، نامی از خود بجای گذارده‎اند.

نقشه معروف مطراقچی از تبریز و تفسیر آن - روی تصویر کلیک کنید
مطراقچی

دروازه های تاریخی شهر تبریز - هشت دروازه هشت بهشت
قلعه تبریز

حسین چلبی متخلص به زاهد، میرزا حسن متخلص به تاثیر، میرزا عرب متخلص به ناصح، میرزا مقیم شاعر متخلص به جواهری، چلبی بیگ ابن میرزا علی بیگ متخلص به فارق، محمدامین بن زیادالدین تبریزی متخلص به خازن، لسان شیرازی، ملا عبدالباقی، حشری تبریزی، عصری تبریزی، طغرایی، حاجی علیرضا بیگ تبریزی، صائب تبریزی، علاالدین و قوسی از شعرا، خطاطان و ادبای تبریزی بودند که به خلق آثار در اصفهان ادامه دادند(69) از میان این مهاجران آثار صائب، لسان، قوسی در شعر و علیرضا عباسی (یا تبریزی)، عبدالباقی و علاالدین در خوشنویسی امروز نیز در قالب دیوانها، دفاتر شعر، کتیبه های سردر مساجد مشهوری چون مسجد امام اصفهان و ... قابل مشاهده است. کتیبه‎های سردر و کتیبه بزرگ کمربندی داخل گنبد مسجد شیخ لطف‎ا... به خط ثلث مورخ به سال ۱۰۱۲ هجری نیز اثر اوست. «(از وزرای شاه عباس) خواجه جلال‎الدین تبریزی و خواجه جمال‎الدین تبریزی از مردمان تبریز هستند. وی (محمد حسن مستوفی، زبده‎التواریخ) همچنین از محمدبیگ تبریزی در شغل منشی‎گری و از مولانا محمدحسین تبریزی و ملا علابیگ تبریزی و میرزا علی‎رضا تبریزی به عنوان خوشنویسان دربار و از حکیم ابوالفتح تبریزی مشهور به حکیم کوچک که از زمره اطباء ملازم شاه بوده است یاد می‎کند.»(70)
علیرضا عباسی که استاد و هنرمند دربار و مورد توجه ویژه شاه عباس بود، سبک خاصی را در این شهر پیاده نموده و دوست و شاگرد وی معین مصور نیز در اواخر همین قرن راه او را ادامه داده است. تبریزیها مخصوصاً در هنر مینیاتور مهارت خاصی داشته‎اند. نقاشی مینیاتور «مهر و مشتری» که امروز در Free Galery واشنگتن نگهداری می‎شود از سوی عصار تبریزی در سال 1523 میلادی و در بخارا کار شده است.

نقشه قدیمی تبریز

نقشه قدیمی شهر تبریز

با اندکی دقت در آثار بجای مانده می توان به وجود برخی تناقضات در اشاره به اهلیت برخی از افراد متشخص نیز پی برد. در خصوص پسوندهای اهلیت اشخاص در آن دوره، دکتر سیروس شفقی صائب را مثال زده و چنین آورده است:  «صائب هم شاعر و هم تاجر بود و در محله تبریزیها (عباس آباد) زندگی می کرد، غزلیاتی دارد که مطالعه آن ما را به وضع اقتصادی، اجتماعی، هنری دوران زندگی خود آشنا می سازد. او هم به حکم شاه عباس اول در اصفهان سکنی گزید و غالبا هم اگر در اصفهان به دنیا می آمدند به حکم انتساب خانوادگی، عباس آباد را از خاک تبریز می شمردند و خود را تبریزی می‎خواندند. مؤلف قصص‎الخاقانی هم که مأخذ قابل اعتمادی است در این باب صراحت دارد و اگر دیگران او را اصفهانی خوانده‎اند ناچار از باب سکونت و توطن در عباس‎آباد بوده است، ورنه با وجود تصریح خود او در انتسابش به تبریز چه جای شبهه تواند بود. پدرش میرزا عبدالرحیم نیز بنا به مشهور از کدخدایان معتبر و تجار تبریز بود.(71) حتی گاهاً به مواردی برمی‎خوریم که نتیجه غرض‎ورزی تاسف‎بار طیف خاصی از پژوهشگران است. در این مثال دقت کنید: «سبک معماری اصفهانی آخرین سبک معماری ایران است. خاستگاه این شیوه شهر اصفهان نبود، ولی در آنجا رشد کرد و بهترین ساختمان‌های این شیوه در اصفهان ساخته شد.» نویسنده این جملات در سطور بعدی مقاله خود به شکل اکراه‎آمیزی به نقش سبک تبریز (که از آن با عنوان «شیوه‎ی آذری» نام می‎برد!) در آفرینش و توسعه سبک اصفهان اشاره کرده است!(72)
در اینجا ذکر این نکته نیز بجا خواهد بود که در تمامی معتبر عصر صفوی، ضمن اینکه به لبنانی‎الاصل بودن «شیخ بهائی» عالم، ادیب و نابغه شهرسازی زمان خود و شیخ لطف‎ا... (عالم دینی دوره شاه عباس) اشاره شده است، اطلاعات موثّقی در خصوص اصلیت و محل تولد معمار مشهور «علی اکبر اصفهانی» وجود ندارد. به عبارت دیگر پسوند اصفهانی، بدلیل سکونت او در این شهر به وی نسبت داده شده است.

اشغال تبریز

روسها در تبریز

در واقع به «نقش تبریزیها در عمران و آبادانی سایر شهرها» در ایران علیرغم اهمیت خاص آن، بصورت موضوعی مستقل پرداخته نشده و از لحاظ مطالعات تاریخی مهجورتر از ترکیه است، در حالی که ابنیه اصفهان و تهران متأخرتر از استانبول و سایر شهرهای یاد شده در این مقاله هستند.
خدماتی که شاهان و اهل فن آذربایجانی به این شهر نموده‎اند تقریباً تمامی سهم شهر از ابنیه تاریخی را تشکیل می‎دهد.(73) البته در این شهر زیبا هیچ سازه شهری مثل خیابان، میدان، مدرسه، پارک و ... با نامهایی چون شاه عباس، تبریز، اردبیل، صفویه و غیره مزیّن نیست و هیچ مجسمه‎ای از فرمانروایان صفوی یا بزرگان غیراصفهانی در هیچ جا نمی‎توان دید و این در حالی است که مجسمه‎های شاه هخامنشی به عنوان سوغاتی برای بازدیدکنندگان از این شهر (بالاخص خارجیان) در مغازه‎ها به فروش می‎رسد!
شاید یکی از علل این مقوله، نهادینه شدن تعبیر خاصی از تاریخ و ماهیت ایران است که در دوران پهلوی نخست به سرعت و با صرف هزینه‎های کلان به جامعه تزریق شد(74) و زمینه فکری تمامیت خواهی را شکل داد و همین پدیده است که امروز نقش صنعتگران تبریزی در سازه‎های حکومتی و اداری تهران (بویژه عهد قاجار) و اصفهان و غیره را حتی برنمی‎تابد.(75)
نام تهران بعد از انتخاب آن به عنوان پایتخت کشور ممالک محروسه ایران از سوی آقامحمدخان قاجار در 11 جمادی‎الاول 1200 هجری قمری که مصادف با نوروز بود در منابع تاریخی آمده و بر نام همسایه قدیمیتر جنوبی خود، «ری» سایه انداخته است.(76)

نخستین بنای تاریخی تهران دیواری بوده است که در سال 964 هجری قمری از سوی شاه طهماسب به دور این آبادی کشیده شده است. در همان تاریخ با احداث بازار و مسجد جامع در آن وجهه شهری به تهران داده شده است. سیدحسین حجّت بلاغی در اثر خود «گزیده تاریخ تهران» به نقل از معجم‎البلدان می‎نویسد: «اینجا از قدیم محل سکونت بوده ولیکن بدلیل دوری راه بین قزوین و قم، صفویان در این مکان محلی برای استراحت و دفاع تاسیس نمودند که این نیز به نوبه خود امنیت محل را تامین و موجبات توسعه آن را فراهم آورد.(77)

نقاشی معماریهای سیل بندها و پلها وقتی تبریز درگیر سیلهای شدید بود
نقاشی شاردن

نقاشی تبریز

 علیرغم تمامی اینها، بر اساس اطلاعاتی بدست آمده از اسناد و مدارک موجود، تهران تازه در اواخر قرن نوزدهم قرن بیستم میلادی یعنی بیش از یک قرن پس از انتخاب آن به عنوان پایتخت به پای تبریز رسیده و شروع به پیشی گرفتن از آن نموده است.(78)  و علت اصلی کسب عنوان «شهر اولینها» از سوی تبریز را همین جمعیت بالا، با درصد افراد اهل فن و حساس به مسائل کشوری بیشتر تشکیل می‎دهد که برای جذب پدیده‎های مدرن صرفه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فراهم می‎نمود.
و اینجاست که سوالی بزرگ پیش پایمان ظاهر می‎گردد بدین صورت که: دلیل این احتشام تبریز چه بوده است؟ یا اینکه: شهرهایی مثل تهران، آنکارا، بغداد، مشهد و اصفهان که امروز هرکدام در جایگاهی فراخور خود قرار دارند، در تمام این قرون مذکور در چه وضعیتی بوده‎اند؟ یا ...
پروفسور عون‎الهی به نقل از منابع خود می‎نویسد: بعد از اسقاط بغداد از سوی هلاکوخان در سال 1258، اهمیت تبریز در تجارت بین‎الملل سیر صعودی به خود گرفت... تبریز در سال 1265 از سوی هلاکو به عنوان پایتخت امپراتوری اعلام شد. در این زمان امپراتوری ایلخانیان در شرق تا مصر و در غرب تا آمودریا گسترده بود.(79) در دوره غازان‎خان دو دروازه اصلی بود. یکی از آنها به سمت آسیای صغیر باز می‎شد و نام «روم قاپیسی» را بر خود داشت. دیگری به سمت اصفهان بود و «عراق قاپیسی»(80) نامیده می‎شد.(81) اکثر اهالی تبریز به امور پیشه‎وری و تجارت اشتغال دارند.
هر شغلی برای خود دکان، غرفه و راستاهای مخصوص دارد. مثلاً قالایچی بازاری (رویگران)، پاپاق تیکنلر بازاری (کلاه‎دوزان)، یهر قاییرانلار بازاری (رکاب‎سازان)، پیچاقچیلار بازاری (چاقوسازان)، قیلینج‎چی‎لار بازاری (شمشیرسازان)، طبیلچیلر بازاری (طبل‎سازان)، نال‎بندلر بازاری (نالبندان)، دمیرچیلر بازاری (آهنگران)، و ...(82)  تصادفی نیست که سلطان سلیم تعداد 1700(83) صنعتگر تبریزی را به همراه خانواده‎هایشان به استانبول انتقال داد. اکثر آنها در کار ساخت سلاح سرد متخصص بودند.(84) در جای دیگری عنوان می‎دارد که تفنگ نیز از مدتی پیشتر جزو صنایع رایج در تبریز بود.(85)

معماری استحکامات در تبریز
معماری قدیم

شهر تبریز

ما در منبع تاریخی برای نخستین بار در سال 1529 به وجود متخصص توپ‎سازی به نام شیخی با پیشوند توپچی‎باشی برخورد می‎نماییم که نشان می‎دهد با توجه به توپچی باشی بودن وی، این صنعت هرچند نه در سطح اروپا ولی از پیشتر در تبریز معمول بوده است.(86) در جای دیگری عنوان می‎کند که به فرمان شاه عباس اول متخصصین توپ‎ساز در اصفهان جمع آورده می شوند(87) و مجموع اینها، پندار رایج مبنی بر آموزش ساخت توپ و تفنگ با ایران در زمان شاه عباس اول و توسط برادران شرلی را رد می‎کند. تبریز دارای زرگران مشهوری نیز بود. اولیا چلبی می‎نویسد: متخصصین کامل اینجا در عرصه های نقاشی، رسامی، زرگری و خیاطی در هیچ جای دیگری نیست. شکل اعلای هر کاری در این شهر موجود است.»(88) شاردن نیز ضمن بحث از بازار تبریز بسیار به موضوع زرگری در این بازار می‎پردازد.(89)
تبریز مهمترین مرکز تجاری ممالک محروسه بوده و «در دهه سی قرن هفدهم در اصفهان پایتخت صفویه 24، قزوین 3، کاشان 5- 4 و یزد 3 کاروانسرا وجود داشت در حالیکه در دهه چهل همین قرن به وجود 300- 200 کاروانسرا در تبریز اشاره شده است.(90) جیوانی باتیستی ایتالیایی که در سال 1585 در تبریز بوده است می‎نویسد: قلمرو دولت صفوی به هفت ایالت تقسیم شده بود. خراسان با مرکزیت هرات ایالت سوم و آذربایجان با مرکزیت تبریز ایالت چهارم حساب می شد. شاه از آذربایجان و خراسان بیشتر از ایالت عراق با مرکزیت اصفهان و ایالت عجم با مرکزیت شیراز درآمد به دست می‎آورد.(91)


براستی تبریز مأمن و گهواره بزرگان آذربایجان و ایران است
مقبره الشعرا

تمامی اینها مسلماً متاثر از پایتخت بودن این شهر در برهه‎های مختلف و مخصوصاً دوره تقریباً متوالی بیش از چهارصد ساله (531- 960 هجری قمری؛ دولتهای: اتابکان آذربایجان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قاراقویونلو، آق‎قویونلو و صفوی) از سوی امپراتوریهای بزرگ بوده و این خود بدلیل موقعیت ویژه جغرافیایی آن و استعداد اقلیمی شهر و منطقه در پرورش انسانهای فرهیخته، آزاده، هنردوست، هنرمند و اهل فن تحقق یافته و می‎یابد.
حتی «علیرغم (تغییر پایتخت و) سیاست تهجیر علما و شعرای تبریزی از سوی شاه عباس صفوی و سلاطین عثمانی، شهادت برخی از آنها در جریان محاربه‎ها و یا آواره شدن برخی دیگر در دیار خود، تبریز باز در اواسط قرن هفدهم به عنوان مرکز تمدن آذربایجانی مشهور بود».(92)
خاقانی شیروانی شاعر مشهور آذربایجان در قرن دوازدهم مدتی در تبریز زندگی کرده است. وی در یکی از اشعار خود می‎گوید:
دییشیم من نئجه بو وصلیمی هجران ایله؟
بیر ائدیم جنتیمی آتش سوزان ایله؟
بو بهشت تبریزی ترک ائله مم عالمده
قاییدیب انس توتام بیر داها شیروان ایله(93)
معماری سبک تبریز به عنوان شاخه ای قدرتمند از معماری آذربایجان با دایره تاثیر وسیع در قرون 17- 13 میلادی، در ارتباط نزدیک با ممالک اسلامی تکوین و توسعه یافته است. این نیز به نوبه خود در غنا بخشیدن به معماری ممالک شرق اسلامی و توسعه آن نقش مهمی ایفا نموده است.(94)

شهرسازی قدیم

نتیجه
تبریز در قرون 16-12 به مدت حدود چهارصد سال پایتخت دولتها و امپراتوریهای بزرگ اتابکان آذربایجان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قاراقویونلو، آق‎قویونلو و صفویان بوده و قبل از آن نیز در برهه‎های مختلف مرکزیت سیاسی دولتها یا خان‎نشینهای محلی را برعهده داشته است. به عبارت دیگر هیچ شهر دیگری در ایران به این اندازه مرکزیت سیاسی را عهده‎دار نبوده است. علیرغم ناملایمات بسیاری که این شهر بدلیل موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود و مؤلفه‎های دیگر با آن در طول تاریخ روبرو بوده است، بزرگی و احتشام قابل توجه و منحصر به فردی از خود به نمایش گذاشته است. از دست دادن موقعیت مرکزی در جغرافیای کشور متبوع نیز با گذشت صدها سال از اهمیت و احتشام آن نکاسته و تنها چیزی که امروز آن را رنج می‎دهد، تبعات سیاست تحریم نانوشته این شهر که از سوی اربابان خارجی پهلوی پدر به وی تلقین شد و با هدف دور داشتن این شهر و مردم قهرمان‎پرور آن از معادلات سیاسی کشور برای اعمال کنترل بهتر بر منابع غنی این کشور و استعمار انحصاری آن انجام گرفت می‎باشد. البته عزم مردم و مسئولین فهیم، شریف و میهن‎پرست این خطه بر چنان نیات و ذوات فائق آمده و شهر یکبار دیگر در مسیر پیشرفت قرار گرفته است. تبریز همواره مستعد پرورش خبرگان و اساتید حرفه و نخبگان اندیشه و تولید و قهرمانان میهن‎پرست بوده و شهرهای دیگر را نیز از دارائی خود مستفیض ساخته است. موارد مربوط به استانبول، بورسا، اصفهان، ازنیک، دمشق، یزد، مشهد، تهران و حتی سمرقند، بغداد و قاهره که در این مقاله به آنها اشاره شد شاهدی بر این مدعاست.
با این اوصاف به نظر می‎رسد –ضمن پیگیری درست سیاستهای جذب- هرگونه اقدام در جهت تمرکز بر پرورش نخبگان و خبرگان بومی و حفظ آنها از سوی مسئولین عاشق، لایق و شریف این کلانشهر و حتی جهانشهر خیلی بیشتر از جذب استعدادهای خارجی منشاء خیر خواهد بود.
تاریخ گواهی می‎دهد که جایگاه والا، همواره شایسته و برازنده شهر تبریز بوده است.
پایان کلام را با دو بیت شعر خواهم آورد که یکی از آنها به نوعی مرتبط با موضوع مقاله و مندرج در محراب مجموعه یئشیل بورسا است و علیرغم وجود نظریاتی مبنی بر اینکه منظور استادان تبریزی، ظلمی بوده که بر حامیشان ایواز پاشا رفته است، در واقع هنوز به صورت معما و منتظر حل شدن(95) باقی است:
«پنداشت ستمگر این ستم با من کرد         در گردن او بماند و بر من بگذشت»(96)
و شعر دیگر البته متعلق به شهریار شعر و ادب، شاعر ملی ایران مرحوم محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار است:
«شهر تبریز است و پیر روزگار         سرگذشت او بهین آموزگار
شهر تبریز است و مهد انقلاب         آشیان شیر و شاهین و عقاب».

شعر

پی‎نوشتها:
54-    عضو هئیت علمی گروه تاریخ دانشگاه الزهراء تهران
55-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، صص: 30- 17
56-    چکیده مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، چکیده مقاله دکتر شفقی، صص: 79-78
57-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، صص: 30- 17
58-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 200
59-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص:244
60-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ عضو هیئت علمی گروه جغرافیا دانشگاه اصفهان، ص: 544
61-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، ص: 25
62-    عضو هیئت علمی گروه جغرافیا دانشگاه اصفهان
63-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، ص: 21
64-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص: 244
65-    سفرنامه شاردن، جان شاردن، ج 4، ص: 1547
66-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ صص: 545- 544
67-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ ص: 542
68-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ صص: 551- 537: «ناامنی و کشت و کشتارهای بزرگ باعث گردید که این شهر حداقل با نیم میلیون جمعیت کم‎کم از رونق افتاد و وسعت خود را از دست داد بطوریکه در عصر ناصرالدین‎شاه جمعیت شهر به 50000 نفر تقلیل یافت... عباس‎آباد از سال 1320 شمسی به بعد با توسعه شهر اصفهان رشد یافت و به منطقه مسکونی تبدیل گردید ... ولی از تجار تبریزی در آن دیگر خبری نیست».
69-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 244
70-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، صص: 30-17
71-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ ص: 543
72-    «در نوشته‌های غربی، ویژگی‌های شیوه‌ اصفهانی با عنوان شیوه‌ صفوی، افشاری، قاجاری و زند آمده است. ... پسرفت کامل (سبک مذکور) از زمان محمدشاه آغاز شد. از آن زمان به بعد، دیگر شیوه‌ای جانشین شیوه‌ اصفهانی نشد و با وجود تلاش‌هایی که برای حفظ رشته‌ معماری در ایران شد، دیگر معماری آن سیر و روند تکاملی پیشین را پی نگرفت. ویژگی‌های این شیوه چنین است: ١- ساده ‌شدن طرح‌ها، در بیشتر ساختمان‌های این دوره، فضاها یا چهارپلو (مربع) هستند یا مستطیل؛ ٢- در شیوه‌ی تبریز با به ‌کارگیری هندسه‌ای قوی، طرح‌های پیچیده‌ای ساخته شد اما در شیوه‌ اصفهانی، هندسه‌ ساده و شکل‌ها و خط‌های شکسته بیشتری به‌کار رفت؛ ٣- در نهرنگ ساختمان‌ها، نخیر و نهاز (پیش‌آمدگی و پس‌رفتگی) کمتر شد، ولی پس از رواج این شیوه، ساخت گوشه‌های یخ در ساختمان رایج‌تر شد؛ ٤- پیمونه‌بندی و بهره‌گیری از اندام‌ها و اندازه‌های یکسان در ساختمان دنبال شد؛ ٥- سادگی طرح‌ها در بناها هم آشکار بود. ... نیارش تنگی زمان و کم‌شدن معماران چیره‌دست در این شیوه، کیفیت ساختمان‌سازی را بسیار پایین آورد. دیگر همانند گذشته، ساختمان‌ها را پایدار و ماندگار نمی‌ساختند. یکی از ویژگی‌های نیارشی در معماری ایران این بود که معماران ما همواره به نشست ساختمان در روند ساخت و اثر آن بر نماسازی توجه می‌کردند؛ زیرا همان‌طور که می‌دانیم ساختمان به‌مرور زمان نشست می‌کند. در شیوه‌ی رازی زبوه و نما (سفت‌کاری و نازک‌کاری) با هم انجام می‌شد؛ یعنی کار به‌شکلی «همچین» ساخته می‌شد و برای اینکه ساختمان یک‌دست نشست کند، زبره را با نما به‌ طور هشت (برآمد) و گیر (گود و فرورفته) یا با هم چفت ‌و بست می‌کردند. اما در شیوه‌ی تبریز، چون در ساختن شتاب داشتند، زبره و نما جداگانه ساخته می‌شد. این روش در شیوه‌ اصفهانی نیز پیگیری شد و شاید از دید فنی روش درست‌تری هم بود. همچنین، در این شیوه، همه‌ گونه‌های تاق‌ها و گنبدها به‌کار برده شد. گنبدهای گسسته‌ میان‌تهی در بیشتر ساختمان‌های این شیوه دیده می‌شود.» معماری مساجد در دوره صفویه، مریم حیدری، از اینترنت. خانم حیدری احتمالاً به سهو، بجای «سبک تبریز» از «شیوه‎ی آذری» (؟!) استفاده نموده است! در حالیکه چنین واژه‎ای اصلاً مربوط به دوره پهلوی و به عنوان کد رسمی بجای واژه ترک، ترکان آذربایجان ابداع گردیده است. بدلیل کمبود منبع مجبور به استفاده از این گونه داده‎ها شده‎ایم.
73-    مساجد شیخ لطف الله، امام، جارچی، آقانور، ملاعبدالله، سرخی، مقصودبیک، بازار قیصریه، سماورسازها، زرگرها، تفنگ سازها، مقصودبیک، سرای لله بیگ و بازار کاشان، عمارت عالی قاپو، پل الله وردی خان، پل خواجو، کاخ هشت بهشت، کاخ چهل ستون، خیابان چهارباغ، کلیسای وانک، حمام جارچی، دردشت، ساری تقی (یا سارو تقی) و حمام فین در کاشان، سد قهرود، کاروانسرای عباسی و ... به فرمان و زیر نظر شاهان صفوی و با نقش پررنگ اهل تخصص و هنر تبریزی آفریده شدند. به جز آتشکده و پل شهرستان، بقیه آثار باستانی این شهر نیز (مثل تالار تیموری یا منار جنبان) مربوط به سلجوقیان، ایلخانان و قاجار می‎باشد. نگارنده
74-     نگاه کنید به «تاریخ بیست ساله ایران» اثر حسین مکی، «از قاجار به پهلوی» و «قحطی بزرگ» اثر محمدقلی مجد، «فراماسونری در ایران» از اسمائیل رایین و ...
«از سوی دیگر تسلط مطمئن به منابع نفت و جغرافیای استراتژیک آن و به حاشیه راندن آن قسمت از جغرافیای قومی با معرفه های متفاوت اجتماعی و هوشیار به وقایع سیاسی برای همیشه جهت اعمال کنترل کامل و مطمئنتر و کم هزینه تر، جزو پایه های اصلی سناریویی بود که در غیبت شوروی تازه انقلاب کرده توسط عوامل رویاهای آنگلوساکسونی به سرعت به مورد اجرا گذاشته شد. بطوری که برای پیشبرد سریع و مطمئن برخی امور، اقداماتی به انجام رسید که به بهای جان میلیونها انسان تمام شد.» 500 سال فرسایش زمان در چالدران، رسول داغسر، ص 109
75-    نگاه کنید به نقش فراماسونها در تاریخ معاصر ایران، حسین ملکی، مخصوصاً صص: 333- 280
«امپریالیسم انگلیس که با گسترش این مکتب خیانت، عنکبوت‎وار برای شکار عناصر سفله و زبون‎مایه، به تنیدن تارهای دام‎گستری در جامعه ایرانی پرداخته بود، فرومایگان بسیاری تربیت کرد و پست‎ترین این مزدوران را در اساسی‎ترین ارگان‎های دولتی و رفیع‎ترین مقامات درباری گماشت و همراه ذخایر زیرزمینی و منابع طبیعی، شرف و فضیلت ملی و هویت انسانی و معنوی ایرانیان را نیز به غارت برد!» همان، ص 388
76-    شهر ری از قدیم‎الایام به سبب قرار گرفتن بر روی شاهراه اصلی ابریشم، یکی از شهرهای مهم منطقه بوده است. این شهر مخصوصاً بعد از انتخاب به عنوان پایتخت از سوی ارطغرل سلجوقی شاهد رونق بی سابقه در قرن دوازدهم میلادی بود. نگاه کنید به «گزیده تاریخ تهران» اثر سیدحسین حجت بلاغی. برج طغرل به عنوان یادگار این دوران، امروز در گوشه‎ای از شهر در میان کوچه‎های بی‎ریخت، بی‎اعتنا مانده و آخرین بار که اینجانب در شهریور ماه سال 1392 قصد دیدار از آنجا را داشتم و البته موفق به ورود نشدم یک افغانی نگهبانی آن را بر عهده داشت.
77-    «گزیده تاریخ تهران»، سیدحسین حجّت بلاغی، ص: 11
78-    «تبریز در آنزمان ... از حیث وسعت و کثرت جمعیت اولین شهر ایران محسوب می شد و سفرای دول اروپایی در تبریز به سر می برند در صورتیکه تهران پایتخت کشور بود... تبریز نسبت به تهران یک شهر متجدد بشمار می آمد و مردم تبریز از ازمنه قدیم با اروپائیان محشور بودند... دکتر بارنز انگلیسی که در سال 1833 میلادی و پنج سال بعد از انعقاد عهدنامه ترکمانچای در ایران سیاحت کرد نوشته که جمعیت شهر تهران بیست و پنج هزار نفر است ولی تبریز بنا بر نوشته همان جهانگرد انگلیسی چهارصدهزار نفر جمعیت داشته است.» دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری، ژان یونیر، ص 682- 681. «جمعیت آن (اواسط دهه دوم قرن بیستم میلادی) هفت‎میلیون و ششصدوپنجاه هزار نفر و دارای نود و نه نقطه شهری است... جمعیت تهران پایتخت حدود 350000 نفر، تبریز ولیعهدنشین 300000 نفر، اصفهان 80000 هزار نفر، مشهد 70000 نفر و ...» «ایران و قضیه ایران»، لرد کرزن: ص 200 به بعد
79-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 66
80-    منطقه مرکز و غرب ایران کنونی شامل استانهای کرمانشاه، ایلام، همدان، لرستان، اصفهان، مرکزی، قم و فارس در گذشته با نام عراق عجم خوانده می‎شده است. نگارنده
81-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 91. بعد از فتح استانبول توسط مسلمانان نام «روم قاپیسی» به «اسلامبول» یا «استانبول قاپیسی» تغییر یافت. جا دارد از زحمات شهرداری در خصوص بازسازی و تعمیر این دروازه‎ها و مخصوصاً اقداماتی که علیرغم برخی نامهربانیها منجر به خواهرخواندگی دو شهر تبریز و استانبول گردید از طرف خود قدردانی نمایم. نگارنده
82-    همان، ص 127
83-    باید خاطرنشان ساخت که این رقم از سوی برخی از تاریخ‎پژوهان به صورت 3000 نفر آورده شده است. نگارنده
84-    همان، ص 138
85-    همان، صص 153- 145
86-    همان، ص 148
87-    همان، ص 151
88-    همان، ص 151
89-    شاردن جلد 2، ص 409
90-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 191 به نقل از تاورنیه ص 66
91-    همان، ص 196 به نقل از جیوانی باتیستی
92-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، صص: 244- 243
93-    همان، ص 238 به نقل از دیوان خاقانی شیروانی، تهران 1338 شمسی، ص 226. خاقانی شیروانی در سال 1199 در 79 سالگی در تبریز وفات نموده و در مقبره سرخاب، سمت چپ راهی که به طرف باغ بَییم می‎رود دفن گردیده است. همان. (نام وی در میان شعرایی موجود در مقبره‎الشعرا آورده شده است. نگارنده)
94-    همان، ص 252 به نقل از جعفر قیاسی
95-    مراد بارداکچی، حریت، 17/10/2004 میلادی: مراد بارداکچی می‎گوید برخی از تاریخ‎پژوهان در ترکیه منظور این نوشته را به مظالم تیمور در 1402 ربط می‎دهند ولی با منطق سنخیت ندارد. زیرا اولاً تیمور در واقع ظالم نبوده است، ثانیاً بعد از تیمور عثمانی سالها درگیر کشمکشهای داخلی بوده است و بجای انتخاب راه آسان باید دنبال یافتن منظور واقعی نویسندگان بود.
96-    مفهوم شعر در نوشته‎های ترکی به این شکل آمده است: ستمگر گمان کرد که مرا مورد ظلم و اجحاف قرار داده است، لیکن این ظلم بیش از آنکه بر من موثر افتد، وبال گردن او گردید.

منابع:
9-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، به اهتمام دکتر مقصودعلی صادقی، ناشر: دبیرخانه همایش- دانشگاه تبریز، 1384

10-    عدد ابنیه، شمار نفوس از دارالخلاف تا تهران 1311- 1231 خورشیدی، سیروس سعدوندیان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1380
11-    سفرنامه شاردن، جان شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، نشر توس، تهران، 1374، جلد 4
12-    نقش فراماسونها در تاریخ معاصر ایران، حسین ملکی، نشر اشاره، تهران، چاپ دوم، 1389
13-    Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire, Bilal Dedeyev- Tofiq Necefli ve Ramazan Uslu; Turkish Studies-  International Periodical For The Languages, Literature and History of Turkish or Turkic Volume 9/4 Spring 2014, p. 329- 340, ANKARA- TURKEY
14-    “Erken Osmanlı Devrinde Tebrizli Usta Gruplarının İzi Nasıl Sürülmeli?”, Yrd. Doç. Dr. Mustafa Beyazıt, Pamukkale Üniversitesi- Denizli, Journal of History Studies, Volume 6, Issue 3, April 2014
15-    “Siyasi- Kültürel İlişkiler Çerçevesinde Tebrizli Çini Ustaların Anadolu Yolculuğu (1419- 1433), Mustafa Çağan Keskin, Belleten, 279, Türk Tarih Kurumu, Ankara, 2013

لینک پست تبریز شهر اولینهاست
لینک پست اولینهای تبریز



مرتبط با : تبریز * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : تبریزیها-اصفهان-مهاجران آذربایجان-دوره صفویه-بناهای تاریخی-میراث فرهنگی-نقشه مطراقچی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 13 شهریور 1394
زمان : 12:30 ب.ظ
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: پاییز هزار رنگ آذربایجان
:: کمر همت و زنگ خطر برای نابودی محیط زیست آذربایجان !
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی
:: توریسم و اهمیت آن برای اقتصاد شهر
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ