تبریز ویکی لینکلر

 
رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی
نظرات |

برخی انواع رقص آذربایجان و قفقاز از 480 نوع رقص ملل تُرک


همه موجودات دنیا در حال رقصند. حالا هر کدام به گونه ای و به شکلی متفاوت.

شمس تبریزی ( مولانا ) موسیقی ، رقص و شعر را سه شکل از ظهور حالات روحی انسان ها می داند و معتقد است که رقص دریچه ای است به روی پذیرش تمامی علوم و دانستنی ها.


آزادی

آذربایجان


دلمان میخواهد در شهر و دیار خودمان رقص و هنر اصیل خود را ببینیم...

برای تبریز 2018 اگر برنامه فرهنگی داشته باشند بدون ارائه رقص آن بی معنیست!

وقتی تهرانی یا از هرجای ایران و جهان به تبریز و آذربایجان میایند ولی اثری از فرهنگ و رقص و هنر آن نمیبینند، آمدنشان بی معنیست!

کاش مدیران و مسئولان درک میکردند چه میگوییم و میدانستند که باید هنر و فرهنگمان در دیار خودمان ارائه شود. جالب اینجاست که در تهران و خیلی شهرهای دیگر ایران مجوز رقص آذربایجانی توسط هنرمندان وجود دارد اما در خود آذربایجان نیست! و خودمان نه کنسرت و نه اجرای رقص درست حسابی ندیده ایم.

حتی خوانندگان بومی هم اجازه اجرای رقص در کنسرت های شهری مثل تبریز و اردبیل و اورمیه و زنجان و... را ندارد اما در کیش و تهران و شمال میشود!


رقص آذربایجان آمیخته و آغشته از هنر و فرهنگ و تاریخ و ادبیات است ، حیف نیست آنرا خودمان نبینیم؟!

تاسف میخوریم به خودمان که واقعا محرومیم و تاسف میخوریم به طرز فکر برخی !

خلاصه دلمان و روح افسرده آذربایجان ، هنرش را میخواهد و امیدواریم حداقل تا تبریز 2018 مدیران آگاه و روشن فکرانه تر شوند که ما خوبی کشور و رشد فرهنگ و توریسم و اصالت را میخواهیم نه حرکات موزون مبتذل و فرهنگ بیگانه!

دچار تهاجم فرهنگی شدیم چون از فرهنگ خود محروم شدیم..!


ترک

ترکی

فرهنگی

رقصیدن

تبریز

آذری

ارومیه

شمال

تاریخ

مشهد

آموزش

آموزش

آذربایجانی

نژاد


رقص آذربایجانی از آن نوع رقص هایی است که در تنوع و زیبایی بی همتاست و با ملودی های متفاوت و در موقعیت های مختلف به روش هایی خاص انجام می شود.

سفری آهنگین و شاد با خطه آذربایجان هستیم ...


ازدواج

همسریابی

اصالت

 رقص آذربایجان ، فرهنگ آمیخته با موسیقی

می خواهیم تا باهم بخشی از فرهنگمان را که با موسیقی در هم آمیخته شده را مرور کنیم .

می خواهیم برخی از زیباترین و به نام ترین رقص های آذربایجانی را از میان چندین و چند نوعی که دارد گلچین کنیم و با آن ها آشنا شویم.

با توجه به این که تعداد گونه های مختلف رقص های ترکی بسیار زیاد است ، پرداختن به همه آن ها در یک مطلب نمی گنجد ، پس تنها برخی از آن ها را مرور خواهیم کرد.

نکته ای که لازم است قبلا از شروع پست ، به آن اشاره کنیم ، عکسهای این مطلب است چرا که ممکن است در برخی موارد عکس و نوع رقص با هم تناسب نداشته باشند یا این که عکس ها بی کیفیت باشند

رقص آذری

تبریز
photo by SerVan Necefli

منشا رقص کجاست؟

کلمه رقص واژه ای لاتین به معنای عکس العمل است. رقص یعنی عکس العمل انسان در برابر نیروهای خارق العاده طبیعت که برای نشان دادن افکار و احساسات انجام می شده است.

رقص آذری نیز حاصل وراثت نسل هاست. بخشی از این رقصها جزئی از مناسک دینی و بخشی دیگر جزئی از آمادگی های جنگی و دفاعی بوده است. در واقع از دیر باز رقص نشانه ای از پرستش و نیایش بوده است . 

این نوع رقص از نوع رقص های فولکوریک  است که حاصل انتقال بین نسل هاست. حرکات و انواع این نوع رقص دارای قوانین، ریتم و معانی خاص خود است که در این مطلب به آن خواهیم پرداخت. 

آذربایجان

انواع رقص قدیمی و جدید آذربایجانی

فهرستی که در زیر آورده می شود تقریبا لیست کاملی از این رقص هاست که برخی در ایران و برخی در جمهوری آذربایجان رواج دارد. برخی از این رقص ها هنوز به قوت خود پابرجاست و برخی بجز در مناطقی خاص، به سمت فراموشی رفته است. و برخی دیگر با انواع دیگر رقص ها ترکیب شده است و نوع جدیدی از رقص را پدید آورده است و برخی از رقص ها نیز شاید در این مطلب به آن ها اشاره ای نشده باشد . در ادامه برخی از رقص های آذربایجان را مرور خواهیم کرد.

شاخسی ( شاه حسین )

این رقص که با شعار شاه حسین هنوز هم در مناطق ترک نشین ایران در عزاداری های ماه محرم رواج دارد، در واقع نوعی رژه نظامی بوده است. اکنون نیز در اجرای این نوع رقص چوب و یا چیزی شبیه شمشیر را در دست می گیرند.

شاخسی

رقص آسما کسمه

این رقص در عروسی ها استفاده می شود که در آن عروس با صدای موسیقی " آسما کسمه " به خانه داماد می رود و در آن سایر زنان همراه عروس مقابل او می رقصند. سرعت این رقص آرام است و به شکلی پرشی اجرا می شود.

رقص آذربایجان

رقص آبایی

در منطقه زاقاتالا به افراد میانسال آبای می گویند و این رقص مخصوص آنهاست. سرعت این رقص کند است و می تواند دسته جمعی و یا تکی اجرا شود. در واقع فلسفه این رقص احترام به اجداد است و نام رقص نیز به معنای بزرگان و اجداد است. این رقص معمولا در ابتدای مراسم انجام می شود و پس از این رقص جوان تر ها شروع به رقصیدن می کنند.


رقص آستا قاراباغی و آغیر قاراداغی

این دو نوع رقص شامل حرکاتی تکرار شونده و ثابت با سرعتی آرام هستند و بیشتر در منطقه قره باغ اجرا می شوند. این نوع رقص در ایران مرسوم نیست و به نوعی رقصی منطقه ای به حساب می آید.


رقص آواری

رقصی است بسیار متداول که دارای فراز و نشیب است و در ابتدا به آرامی شروع و سپس رفته رفته تند تر می شود و در نهایت رقصی با ریتم لزگی یا همان رقص پای ترکی است. در رقص آورای ترکیب حرکات دست و پا در تمامی طول رقص و با سرعت های متفاوتی که اتفاق می افتد بسیار حائز اهمیت است و معمولا مردان به این نوع رقص می پردازند.

رقصیدن

آذربایجان

رقص اوزون دره

این رقص مناسب اجرا توسط خانم هاست. بیشتر در انتهای مراسم عروسی که بانوان خانواده داماد قارمون و قاوال می نوازند این رقص توسط عروس اجرا  می شود. البته اکنون این رقص دو نفره عروس و داماد هم می تواند باشد. این رقص بسیار جذاب و ظریف است و از ملودی آرام و گوشنواز برخوردار است.

ریتم آهنگ این رقص شبیه رقص لزگی است و با لطافتی خاص روی نوک پا انجام می شود.

رقص ترکی

رقص

رقص آلچاگولو و بنفشه

این رقص ها نیز بسیار قدیمی هستند و توسط خانم ها در ریتم های کند و تند اجرا می شوند. که بسته به نوع شعر همراه ملودی حرکات طرح ریزی و اجرا می شود.

رقص بریلیانت

رقصی در دو نوع مردانه و زنانه که با ریتمی تند که توسط تمپو نواخته می شود توسط مردان اجرا می شود و دیگری با ملودی آرام و سراسر ظرافت با سرعتی آرام توسط زنان به نمایش در می آید.

رقص پهلوانی

این رقص مختص پهلوانان جوان است. آهنگساز این نوع رقص فردی بنام  آبیلله جعفراوف از اهالی آذربایجان بوده است. این رقص دارای حرکاتی تند و قدرتی است و در این نوع رقص نهایت چابکی را می توانید تماشا کنید.

رقص توی

یعنی رقص عروسی  که در آن اقوام عروس و داماد در مقابل درشکه ( در حال حاضر خودرو ) حامل عروس می رقصند. در این نوع رقص که دسته جمعی است همه گام ها به یک سو و با سرعت برداشته می شود و معمولا در دست گروه رقص مشعل وجود داشه است. البته اکنون کمتر اجرا می شود و اجرای این نوع رقص  تنها در کشور آذربایجان رواج دارد و در ایران بجای این نوع رقص ترکیبی از رقص های آرام و لزگی اجرا می شود.

فرهنگ آذربایجان
photo by Nusret Muharrem

رقص توراجی

این رقص که در قرن ۱۹ متولد شده با موسیقی غمناک اجرا می شود و تداعی کننده نحوه پرواز پرنده ای شکاری بنام توراجی است که در سبلان بسیار یافت می شود. در این رقص توراج در حال پرواز است که شکارچی او را نشانه گرفته و می زند و پرنده ضعیف رفته رفته همراه با لرزش و تلاطم بروی زمین می افتد و پس از اندکی استراحت با شور و هیجان دوباره بر می خیزد.


رقص لاله

رقصی است مختص دختران که با ملودی آرام اجرا می شود. حرکات رقص در این نوع رقص معمولا درجا و با حرکات ظریف دست ها انجام می پذیرد.


رقص نانازی

رقصی با ملودی ملایم و زیبا و تکرار شونده که در صدای خواننده آن کمی لرزش هم خواهید شنید که در رقص با چرخش های در جا همراه می شود این رقص با ظرافت خاصی توسط بانوان اجرا می شود و در آن راه رفتن های ظریف و طناز را خواهید دید بعلاوه کشش زیبای دستان. این رقص با لباس رقص آذری جلوه ای خاص دارد و راه رفتن ها در این رقص شبیه حرکت پیراهن رقصنده با جریان باد است.

آذریها

نازی

رقص واغزالی

معنی لغوی این نوع رقص ایستگاه راه آهن است و اشاره دارد به زمان های دوری که عروس را با قطار به خانه بخت می فرستاند و اقوام عروس روی ریل قطار برای او آرزوی سپید بختی می کرده اند.

ملودی این رقص بسیاز ظریف است و باعث انجام حرکاتی ریز و ظریف در اجرای رقص می شود.


رقص میصری

میصری که نام شمشیری عربی است رقصی را ساخته با مارشی نظامی و بسیار سریع و تند که بیشتر توسط مردان اجرا می شود و می توانید نشانه های بارزی از غرور مردانه را در ان ببینید.


رقص خالاباجی

رقصی است مختص افراد مسن که شکلی تقریبا کمیک دارد و به نام های جیران بالا و قاچای بالا نیز شناخته می شود. این نوع رقص مربوط به اهالی قره باغ است و مولف ملودی آن خانمی بنام صونا است.  این  نوع رقص بصورت دو نفره و یا دسته جمعی اجرا می شود. شکل کمیک رقص نیز بر گرفته از داستان های طنز اساطیری مردم آذربایجان است . مانند قصه های مادر شوهر و عروس.

رقص

هنرمند

رقص ترکمه

نام این رقص برگرفته شده از نام قومیتی در دیار آذربایجان است و اجرای این نوع رقص توسط گروه های حرفه ای انجام می شود و ساختار این نوع رقص بسیار قدیمی است.

رقص جیرانی

معنی کلمه جیران در ترکی آهو است و بخاطر ساختار زیبا و ظریف این نوع رقص این نام را بر آن نهاده اند. این رقص که اکنون نیز بسیار مشهور و پر طرفدار است بیشتر توسط خانم ها اجرا می شود.

رقص چیت تومان

به معنای شلواری با پارچه ای گل گلی است و ساختار مشخصی ندارد و نحوه اجرای حرکات بسته به سلیقه افراد متفاوت می شود و بیشتر رقصی است گروهی که توسط بانوان اجرا می شود.

عاشقانه

آموزش رقص
photo by Pınar Alakbarzade

رقص جهری بی یم

یعنی نخ ریسی از پشم و رقصی است گروهی که توسط زنان اجرا می شود. این رقص را گروه رقصنده در دو صف پشت سر هم اجرا می کنند و ویژگی خاص آن هم صدایی گروه رقصنده در انتهای هر بند آواز است . در مراسم عروس عروس و داماد و ساقدوش ها با هم در این رقص شرکت می کنند.

رقص خان چوپانی

نام این نوع رقص برگرفته از نام قبیله ای با همین نام است. ریتم این رقص بسیار تند است که با ضربات تمپو اجرا می شود. تندی این رقص و حرکات پرشور آن توسط مردان اجرا می شود.

رقص ساری باش

حرکات ساده و سریع این رقص امکان اجرای آن به تمامی رقصندگان چه زن و چه مرد و همچنین افراد مسن را نیز فراهم می کند. ریتم رقص با تمپو اجرا می شود و بسیار قدیمی است. و دست رقصنده در طراحی حرکات و ترتیبات آنها کاملا باز است . 

قفقازی

دختران آذربایجان

رقص شالاخو

ریتم تند این رقص در دستگاه ماهور اجرا می شود و قابلیت نواختن با ریتم ۶/۸ را نیز دارد. این رقص مردانه از دیرباز تا کنون مورد استقبال مردان به ویژه جوان تر هاست.


رقص شکی

ملودی این رقص به همین نام نوعی موسیقی خاص در مناطق آذربایجانی است و با سرعتی آهسته مردان ایفایش می کنند. به نوعی این رقص شما را بیاد اجرای پانتومیم البته با سرعتی بیشتر می اندازد.


رقص زغالی

آنقدر قدیمی است که تصنیف هایش از ذهن ها زدوده شده است فقط می دانند که این رقص قدیمی بسیار حزین و آرام بوده است و زن های جوان آن را اجرا می کرده اند.

رقص تبریز

حرکات موزون

رقص عنابی

در این نوع رقص که رقصنده صورت خود را می پوشاند و از سرپوش هایی مانند روسری و چادری که با اشیا گرانبها تزئین شده است، استفاده می کنند. در این رقص حرکات رقصنده روان و آرام است و بگونه ای است که انگار رقصنده خجالت کشیده و از شرم صورتش را پوشانیده است. این رقص زنانه در خانه ثروتمندان اجرا میشده است.

می گویند که این رقص خلق شده موسیقیدان بزرگ آذربایجان بنام ثانی است.


رقص قازاغی

این رقص مردانه منسوب به منطقه قازاغ است و ریتم جنگجویانه دارد و مردان در زمان جنگ و یورش آن را اجرا می کرده اند. این رقص دارای ترکیب ها و تکنیک هایی بسیار پیچیده است.


رقص قیتقیلدا

این نوع رقص در واقع یک اپرا نمایش است که در آن زنان به توصیف زندگی روزمره خود با حالتی طنر می پردازند و در آن نقش هایی مثل عروس، مادر شوهر و .. به خوبی عیان است. در این رقص حرکات اهسته و تند را همراه با اشارات چشم و ابرو به وضوح می بینید. این رقص که در باکو بسیار متداول است ریتم خود را همیشه با صدای کف زدن همراه می کند.

رقص آذری

آهنگ شاد

رقص قیزلار بولاغی

نام این رقص برگرفته از نام چشمه ای در نخجوان است که محل تجمع و رقص دختران بوده است. این رقص ظریف با حرکاتی شامل چرخش و دور زدن های فراوان ناشی از طبیعت زیبا و بکر است.

رقص

رقص کچی ممه سی

این رقص یک نوع رقص رقابتی است رقابتی برای نشان دادن انعطاف پذیری مردان که در روستاهای باکو اجرا می شود. معنای لغوی این رقص" نمی گذرد" و در معنای دیگر پستان بز است . این رقص با فراز و نشیب است و بصورت ترکیبی از رقص آهسته و تند اجرا می شود.

رقص کوراغلونون قایتارماسی

موسیقی دهل و سرنا از این رقص، رقصی حماسی ساخته است که با سرعتی بالا اجرا می شود. اجرای رقص بصورت پهلوانی است و با حرکات آهسته شروع و در آخر به اوج سرعت و هیجان می رسد. این رقص در ورزش های باستانی و زور خانه ها هنوز هم رایج است.

رقص گلین آتلاندی

این رقص جزو طولانی ترین رقص هاست که از ملودی آرامی پیروی می کند و معمولا عروس با این ریتم می رقصد. زمان اجرای این رقص در واقع زمان وداع عروس با خانه پدری است . 

رقص آذری

azarbayjan

رقص سمنی

این رقص در واقع شادمانی فرا رسیدن فصل بهار است که بانوان همراه با آواز دسته جمعی آنرا کنار سفره هفت سین اجرا می کنند. معنای لغوی سمن نیز بهار است.

در منطقه آذربایجان تا مدتها آنرا سننی می نامیدند و این بدلیل ممنوع بودن عید نوروز در شوروی سابق بوده است.

رقص چال چاپاق

این رقص مختص افراد مسن است که بسیار آهسته و با حرکات ریتمیکی است که کمی در ان غلو شده باشد. چاپاق نام کلاهی است که مورد استفاده پیرمردهاست.

رقص گلین کتیرمه

این رقص مختص آمدن عروس به خانه داماد است که ریتمی با نوسانات زیاد دارد و جزء رقص های مهیج است.

رقص آذری

رقص قایتاغی

شاید یکی از مشهورترین و زیباترین سبک های رقص ترکی باشد که در آن چرخش های زیاد، ایستادن روی نوک پا همانند رقص باله، باز نگهداشتن یکی از بازو ها و بسته نگهداشتن بازوی دیگر ، حرکت روان بدن بدون حرکت شانه ها و سایر ترتیبات متوع دیگر در آن قابل مشاهده است .

رقص گزل گز

گوزل گز که به معنای چشم زیباست در واقع نام همسر حسنعلی نوازنده معروف نی بوده است.  این رقص بسیار ظریف است و البته موسیقی حزینی دارد که با حرکات مداوم و زیبای رقص هارمونی جالبی را ایجاد می کند.

رقص گولمه ای

این رقص مختص مراسم حنابندان است که توسط خانواده عروس اجرا می شود.

رقص یالی

این رقص دارای انواع بسیاری است اما فرم اصلی آن با حرکات آرام پا شروع می شود و در نهایت فرمی شبیه دویدن پیدا می کند. در ابتدا این نوع رقص در کنار اتش که الهه گرمی و برکت بود اجرا میشده است. 

azerbaijan

رقص ساری گلین

معنای لغوی ساری گلین، عروس زرد و یا عروس مو طلائی است. گویند که این رقص و موسیقی آن قدمتی ۱۵۰۰ ساله دارد. ریتم آرام و اندوهگین این رقص از داستان اساطیری آن نشات می گیرد که طبق آن عروس مو طلائی که دختری اسلاو بوده است در جنگ توسط یکی از سرداران عثمانی دزدیده می شود  و این ترانه در وصف حسرت عروس مو طلائی سروده شده است

ساری گلین

رقص لزگی

این رقص پر شور و هیجان را معمولا مردان و زنان جوان اجرا می کنند زیرا بسیار حماسی و پرتحرک است و دارای حرکاتی است اکروباتیک و چرخش های بی شمار روی زانو با پرش های زیبا و حساب شده که بسیار هم قدیمی است . این رقص بنام لزگینکا نیز شناخته می شود.

لزگی

انواع بسیار دیگر از رقص ترکی (چیزی در حدود ۴۸۰ نوع)  وجود دارد که در اینجا فقط از آنها نام می بریم 

مارال / مزه لی / نابات خانیم /  ناز ایلمه / نعلبکی / نه قدر قشنگسن / یوردو-یوردو  / آذربایجان مارالی / آغ چیچک / آیشات / اوزومچی / اووچی / ایلک باهار / بایرام سوئیتاسی / بختوری / چوبان رقصی / داغلار گوزلی / داغلی رقصی /  دیلیجان / دیاموند / ساز / شیخ شامیل /  عاشق آبادی /  قاراباغ یاللیسی /  قاوال / قیسقانج 

آذریها

آذری

 

سخن آخر

بدون شک هستند گونه هایی از رقص آذربایجان که در این لیست به آن ها اشاره نشده است.

به نظرتان کدام نوع هست که جایش در این لیست خالی است ؟ 

اگر فکر می کنید نکته در مورد انواع رقص ها از قلم افتاده است با ما در میان بگذارید و یا این که اگر از این رقص ها عکس یا ویدئویی دارید حتما برای ما ارسال کنید تا از آن استفاده شود.


لینک صفحه جانبی اصالت و آداب رسوم آذربایجان




مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : آذربایجان-رقص آذری-آذربایجانی-هنر و فرهنگ-ترکها-azerbaijan-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1396
زمان : 11:54 ب.ظ
قدرتمندی زبان ترکی
نظرات |

ترکی بیاموزید و سخن بگویید زیرا هنر است


آیا زبان ترکی تک هجایی است؟!

آیا زبان ترکی زبانی تک هجایی است؟ یعنی تمام افعال و اسما و اعدادش با یک هجا تلفظ می شوند و ریشه تمام کلمات چندهجایی به یک هجا منتهی می شود؟!

هنوز زبانشناسان به این سئوال نتوانسته اند پاسخ دهند لیکن بسیار محتمل هست که با کشف کُنه لغات، به این ادعا برسند.

هنر

درصد بسیار پایینی از لغات زبان ترکی 2 هجایی و تجزیه ناپذیرند ولی اگر روی اتیمولوژی این لغات تلاش شود می توان آن 2 هجایی ها را هم تجزیه کرد و به تک هجا رسید.

زبان ترکی از این نظر زبانی بسیار توانمند و خارق العاده است طوری که 2400 فعل دوهجایی و 600 فعل تک هجایی و هزاران فعل ترکیبی دارد. شما این 600 فعل تک هجایی را با کمتر از تمامی 100 فعل اصلی فارسی مقایسه کنید (1 و 2 و 3 هجایی). بیایید این افعال تک هجایی را به فارسی ترجمه کنیم و تعداد هجاها را بشماریم:

چیخ (بالا برو = 4) ، یئن (پایین برو = 4) ، آش (بلندی را رد کن = 6)، قالخ (بپا خیز = 3) ، ایت (گم شو =2).

در نگاه اول به لغات ترکی تعداد زیادی از آنها 2 هجایی هستند (3 هجایی نداریم) ولی با شناخت لغات کهن ترکی و فقه اللغه یا اتیمولوژی می توان آنها را تجزیه کرد و به تک هجا رسید. زبان ترکی این امتیاز را دارد که لغات آن غالبا دارای ریشه است و لغت با ریشه اش ، ارتباط تنگاتنگ معنایی دارد. لذا به راحتی می توان مالکیت زبانی را کشف کرد درحالیکه در زبان فارسی غالبا چنین نیست. چرا پنجره فارسی است؟ این لغت از کجا آمده؟ بین کلمه و معنایش چه ارتباطی وجود دارد؟ درب چطور؟ بشکه یعنی چه؟ امید از کجا آمده؟ همه این سئوالات بی پاسخ است. درحالیکه در زبان ترکی واژه ای بی دلیل و بی ارتباط و بی معنا وجود ندارد. مثلا پنجره در ترکی “آچیشقا” است که ظاهرا 3 هجایی است ولی با حذف پسوند قا به ریشه آچیش و با حذف پسوند مشارکتی “یش” به فعل تک هجایی “آچ” یعنی باز کردن می رسیم که اولا آچیشقا را به ریشه تک هجایی می برد ثانیا بین پنجره و باز کردن یک ارتباط مستقیم معنایی وجود دارد.

امید در فارسی بی ریشه است ولی در زبان ترکی یک ریشه تک هجایی فعلی با معنای مستقیم دارد. اومماق در ترکی یعنی چشم به راه ماندن و پسوند اسم ساز ترکی داریم بصورت “ید/ود” که کلماتی مانند اومود ، قورود، سؤیود، ایگید را خلق می کند.

واژگان فامیلی آغاز، آغیز، آغوز در ترکی همگی از فعل تک هجایی آغماق به معنای “شروع شدن، گسیل شدن” خلق شده اند و همگی با این مفهوم ارتباط معنایی مستقیم دارند.

کلید در فارسی از کجا آمده؟ معلوم نیست ولی معادل آن “آچار” در ترکی از فعل تک هجایی آچماق به معنای باز کردن و پسوند فاعلی دائمی “ار” ایجاد شده است و بین کلمه و معنای فعلی اش ارتباط تنگاتنگ است.

در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا معنا و مفهمومی در زبان فارسی ندارند. لیکن در ترکی این لغات دانه های یک تسبیحند. فرزندان یک خانواده هستند که پدرشان “آست” است. آست در ترکی یعنی “پایین” (اکنون ترکان همدان این لغت را استفاده می کنند و ما آلت می گوییم). آست+یان (سمت پایین)، آست+یئن (پایین رو)، آست+ان (مربوط به فرودست)، آست+ان+ا (مربوط به فرودست)، آست+ار (زیرین)، آست+ا (آستا یا آهسته! آرام و پایین و کم).

از مصدر قالماق (ماندن و پابرجا بودن) می توان فرزندانش به نام قالا (که قلعه به عربی رفته ولی قلع معنایی در عربی ندارد!)، قالاق ، قالاما (قلمه) را جمع کرد و تک هجایی بودنشان را اثبات کرد.

با یافتن لغت کهن “پال” به معنای پوشش می توان این خانواده را از زبانهای دیگر صدا کرد بصورت : پالتار ، پالتو ، پالاز (پلاس)، پالان.

لغت ترکی “پرداخت” (به معنای جلا دادن و برّاق کردن) در فارسی معنایی ندارد و ارتباطی به “پرداختن” (ادا کردن) ندارد. ولی در ترکی از ریشه “پار” به معنای شفافیت و براقیت هست که فامیلهایش نیز کماکان در ترکی در قید حیاتند. مانند: پارلاق ، پار پار ایشیلداماق ، پاریلداماق، پاریلتی.

نظر بزرگان درباره ترکها و زبان ترکی
ترکها


از مصدر تک هجایی بوغماق (گلو گرفتن) می توان به بغض در عربی یا بوغاز و بوغاناق در ترکی رسید.

البته اتیمولوژی مانند ورزش، سیاست را نمی پذیرد و یافتن کنه و ریشه لغات به معنای اسائه ادب به زبانی دیگر نیست چنانکه بخاطر همین اتیمولوژی قدرتمند ترکی می توان لغات دخیل را در این زبان شناسایی کرد هرچند مانند موشتولوق و اوروج بسیار متداول باشد. موشتولوق در اصل مژدولوق یا مژده لیق از مژده فارسی استخراج شده و اوروج در اصل اوروز یا همان روزه است که ترکان “ابتدا به راء” را اجتناب می کنند و می گویند: ایرضا (رضا)، ایرحم ائله اوره گیمه (رحم)، اوروز (روز یا روزه).

ملاحظه می فرمایید که با شناختن افعال و اسما و پسوندهای ترکی می توان به راحتی لغات ترکی را در هر زبانی استخراج کرد. بسیار محتمل است که هیچ لغت 2 هجایی در ترکی وجود ندارد و زبان ترکی زبانی تک هجایی است اما هنوز به این ادعا نرسیده ایم.

حال فکر کنید آیا این 10 لغت تجزیه پذیرند؟ اگر تجزیه پذیرند ریشه اند چیست؟

    قاووق (بادکنک)
    اؤردک (اردک)
    آینا (آئینه)
    اوتاق (اتاق)
    بوشقا (بشکه)
    سوراغ (سراغ)
    گوجه (گوجه)
    اوتو (اطو)
    میانا (میانه)
    گؤیرچین (کبوتر)


مکعب اسرارآمیز آوایی و راز هارمونیک بودن زبان ترکی

در سلسله مباحث آموزش زبان ترکی در این جلسه به معرفی راز هارمونیک بودن و خوش آوایی زبان ترکی می پردازیم. لابد شما هم بارها در مواجه با فارسی زبان ها با لبخند آنها مواجه شده اید که با اشتیاق به صحبتهای ترکی یا حتی صحبت فارسی شما گوش می دهند؟ چرا؟ بخاطر اینکه شما ناخودآگاه هارمونیک و ملودیک صحبت می کنید که شنونده از شنیدن آن لذت می برد. این موضوع را حافظ شیرازی به این تعبیر می کند که مصاحبه با ترکها، باعث طولانی شدن عمر می شود (بخاطر خوش گذشتن زمان):

“ترکان پارسی گوی بخشندگان عمرند”

راز خوش آوایی زبان ترکی در داخل مکعب اسرارآمیز آوا نهفته است:

مکعب

این مکعب را توضیح می دهم تا آنرا درک کنیم. کافیست اندکی حوصله به خرج دهید و وسط توضیح، از کشف این راز منصرف نشوید!

این مکعب اسرار آمیز دارای 3 محور مختصات مانند مختصات دکارتی XYZ می باشد که تمامی 9 حرف صدادار ترکی در گوشه های این مکعب گنجانده شده اند. باید بدانیم که زبان ترکی کاملترین آواهای بشری را دارد که عبارتند از مصوتهای 9 گانه:

آ (آی)، ا (من)، ائـ (بئش)، ی (قیز)، ی(بیز)، اوْ (قوچ)، اوُ (قوش)، اؤ (گؤز)، او (اوچ)

در زبان ترکی این صداها از 3 منظر مختلف تقسیم بندی می شود:


    صداهای ثقیل (آ ـ اوْ ـ اوُ ـ ای) که تلفظ ثقیلی دارند و صداهای ظریف (ا ـ ائـ ـ ای ـ اؤ ـ او) که تلفظ ظریفی دارند.
    مصوتهای غنچه ای «اوْ، اوُ، اؤ، او» كه هنگام تلفظ آنها لبها بصورت غنچه­ای بسته می­شوند، و مصوتهای و غیرغنچه­ای «آ، ای، ای، ائـ ، اَ» که هنگام ادای آنها ، دهان باز میشود.
     مصوتهای باز “آ ، اَ ، ائـ ، اوْ ، اؤ” که در ادای آنها فك پائین دهان به سمت پائین رفته و دهان كاملاً باز می­شود. و مصوتهای بسته «ای ، ای ، اوُ ، او» که هنگام ادای آنها آرواره بسته­تر شده، دهان با حجم نیمه­ باز آنها را تلفظ می­كند.

 خب! حالا با توجه به سه نوع تقسیم بندی می توان سه محور تعریف کرد و با توجه به 2 گروه در هر تقسیم بندی هر کدام از صداها را در یک سمت قرار داد. نه خودآگاه به مکعب آوایی ترکی می رسیم که هر صدا دارای 3 خصوصیت است. مثلاً صدای “آ” هم ثقیل است هم غیرغنچه ای و هم باز.

اما این مکعب غیر از یک رابطه ریاضی و پازل چه چیزی در دل دارد؟ قوانین آوایی را براساس این تقسیم بندی تعریف می کنیم:

قانون هماهنگی مصوتها:

همه مصوتهای یک کلمه از نظر ثقیل و ظریف بودن تابع مصوت هجای اول هستند. یعنی اگر مصوت هجای اول ، ثقیل بود ، تمام مصوتهای دیگر آن کلمه یا پیوندهای آن ، ثقیل خواهند بود و اگر مصوت هجای اول ، ظریف باشد ، دیگر مصوتها نیز ظریف خواهند بود. برای نمونه در ترکی یارا (زخم) درست است نه یاره. و در ادامه: یارالان، یارالاندی، یارالاندیردی، یارالاندیردیلار. یا برای مصوت ظریف مانند «ائـ»: ائشیک، ائشیکده ، ائشیکده­کی ، ائشیکده­کیلر ، ائشیکده­کیلرین ، ائشیکده­کیلرینکی، ائشیکده­کیلرینکیدی و … .

در مورد کلمات دخیل سعی می­کنیم آنها را ترکیزه کنیم. مانند: باهار (بهار) ، هاوا (هوا) ، ناماز(نماز).

قانون هماهنگی لبها:

نه تنها مصوتهای یک کلمه (اعم از ریشه و مصوتها)از لحاظ تقسیم بندی ­ثقیل و ظریف نمی توانند همزمان با هم بیآیند ، از لحاظ نوع غنچه ای یا غیرغنچه ای نیز دارای ضوابط و نظم خاصی هستند که از آن ضوابط هم باید تبعیت نمایند. این قوانین چنین هستند:

الف­ ـ اگر مصوت اول غیرغنچه­ ای باشد ، مصوتهای دیگر نیز غیرغنچه­ ای خواهند بود. مانند: قاپی ـ قاپیدا ـ قاپیداكی ـ قاپیداكیندا ـ قاپیداكیندادیر

ب­ ـ ولی اگر مصوت اول غنچه­ ای باشد، اگر یكی از مصوتهای­ آن از نوع باز باشد‏، مصوتهای بعد از خود را تابع خود خواهدكرد. مانند: قوزوـ قوزوچو ـ قوزوچونون ـ فوزوچونوندور

کلمات دخیل نیز در قالب این ساختار درمی آیند. مانند: لوطو (لوطی) ، اباالفضل(ابوالفضل) ، نوخوش (ناخوش)

قانون عمومی هماهنگی مصوتها:

تمام پیوندها نیز از لحاظ داشتن مصوتهای ثقیل و ظریف یا غنچه­ ای و غیرغنچه­ ای از مصوت هجای نخست تبعیت می­کنند.

قانون توالی مصوتها:

در کنار تمام محدودیتها و قوانین حاکم بر مصوتهای ترکی ، این مصوتها اجازه ندارند در هرجائی از کلمه که خواستند، ظاهر شوند. مثلاً مصوت «ای» با شرایط خاصی حق دارد در ابتدای کلمه بیآید. از طرفی مصوت «اؤ» فقط در ابتدای کلمه نقش بازی می کند و نمی­تواند در داخل کلمه بیاید. جدول زیر هم موقعیت مصوتها و هم تبعیت مصوتهای بعدی از مصوت اول را نشان می دهد:


جدول قانون توالی مصوتها در زبان ترکی

توالی

نكاتی دیگر در آواشناسی تركی

تعمیم خصوصیت کوتاهی صائتهای زبان ترکی به کلمات دخیل

گفتیم که زبان ترکی زبانی کوتاه صائت با بیانی سریع و تند است و هیچ کشیدگی و مدّ دادن در آن وجود ندارد مگر به ندرت آنهم برای کلمات بیگانه. یعنی اگر فارس زبان هم «بادام» می گوید ، ترک زبان هم «بادام» می گوید ، سرعت آنها یکی نیست. فارس زبان کشیده تر و بصورت ممدود آنرا ادا می کند ولی ترک زبان بسیار سریع و تند تلفظ می کند. همین خصوصیت زبان ترکی باعث می­شود، کلمات دخیل از زبانهای دیگر از یک فیلتر دیگر عبور کنند ، سپس وارد زبان ترکی شوند. لذا اگر در فارسی می­گوئیم: «یارم آمد»، در ترکی همین «یارم» را بسیار سریعتر تلفظ خواهیم کرد: «یاریم گلدی». به همین ترتیب: بادام ، شیرین ، ناشی ، گیج ، داغ ، چای ، امامزادا ، خارابا و … .

لهجه ترکها در فارسی از همین جا ناشی می شود که میزان کشیدگی صداها یا مثل ترکی کوتاه است یا به اندازه فارسی نیست.

التقاء ساکنین در ترکی

در ترکی دو حرف مجاور نمی­توانند ساکن باشند. زبان ترکی بسیار روان و جاری است و تحمل التقای ساکنین را ندارد و برخلاف زبان عربی نمی­تواند کلماتی مانند: قبض، وقف، اکل، خبط، حکم و …را تحمل کند. حتی کلمات فارسی و عربی هم که وارد ترکی می شوند باید خود را در این قالب سازگارکرده و ساکن اول را متحرک کنند. این هم یکی دیگر از فیلترهای زبان­ترکی برای ورود کلمات است. لذا در ترکی می­گوئیم: قبیر(قبر)، نذیر آشی(نذر آشی) ، قدیر گئجه­سی(شب قدر)، صبیر گلدی(صبر آمد)، عؤمور کئچدی(عمر رفت)، ظولوم(ظلم)، حوکوم(حکم)، طبیل(طبل) و … .


اشاره ای به قوانین حاکم بر صامتها
در زبان ترکی دیدیم که صائتها مطابق قوانینی پیچیده اما منظم با هم در تعامل هستند که باعث خلق زبانی ملودیک و هارمونیک با نام زبان ترکی می شوند. هارمونی بودن این زبان تنها بخاطر قوانین حاکم بر صائتها نیست بلکه قوانین حاکم بر صامتها نیز این نقش را ایفا می کنند. همانطور که در ترکی امکان ندارد در یک کلمه هم صائت «آ» بیاید و هم «اؤ»، مشابه این نیز قوانینی وجود دارد که اجازه نمی­دهد حروف کلمات ترکی بصورت اتفاقی و ناهمگون در کنار بیایند.

چون این بحث طولانی بوده و در حوصله این مجال نیست، تنها گریزی کوتاه می زنیم که صامتها یا حروف بی­صدا در ترکی مانند صائتها از نقطه نظرهای مختلف تقسیم بندی می شوند و هر صامت در هر کدام از تقسیم بندی ها به یک طرف رفته و دسته بندی می شود. از یک منظر به «کوتاه ـ بلند» تقسیم می شوند ، از منظری دیگر در تقسیم بندی «آوادار ـ بی­آوا» به دو دسته دیگر تقسیم می شود.

از دیگر قوانین آوایی این است که اگر در کلمه ای یکی از حروف “ق ـ خ ـ غ” بیآید، مصوت های آن کلمه ثقیل خواهند بود.

باز در بحثی دیگر از نظر مخرج ادا به دسته های «لبی ، دندانی ، حلقی و سقفی» بخش بندی می شوند. تقسیم دیگری نیز از نظر «ناقص و کامل» بودن داریم. لذا هر صامت در هر تقسیم بندی موضع خود را مشخص کرده و در یک گروه بندی قرار می گیرد. مانند بحث صامتها ، قوانینی بر هر کدام از دسته بندی حاکم و مجموع دسته بندی ها حاکم است که اجازه نمی­دهد هر صامتی در هرکلمه که خواست، ظاهر شود. برای نمونه قانونی داریم که می­گوید: «اگر دو صامت کامل در یک کلمه همسایه شوند ، آندو باید از نظر آوادار یا بی­آوا بودن باید همجنس باشند». مطابق این قانون در ساختن صفت از «دوز» ، از بین دوزگون و دوزکون باید دوزگون را انتخاب کنیم چون صامتهای«ز» و «گ» هر دو آوادار بوده و همجنس هستند اما از میان کوسگون و کوسکون ، کوسکون درست است چون «س» و «ک» هر دو بی­آوا هستند.

اعجازی به نام فعل


زبان ترکی آنچنان در فعل غنی است که بعضی زبانشناسان قدرت واقعی ترکی را در فعل می پندارند. قابل تصور نیست که زبانی هزاران فعل اصلی داشته باشد و غیرقابل باورتر آن است که 600 فعل تک هجایی داشته باشد. افعال تک هجایی که در زبانهای دیگر باید برای معادلسازی آن از افعال کمکی یا جملات توضیحی استمداد جوییم.

برای نمونه به 20 فعل تک هجایی زیر توجه کنید:

سئو(دوست داشته باش) ، سیلک (با تکان دادن تمیز کن)، مین (سوار شو)، چیخ (بالا برو)، اوم (چشم انتظار بمان)، سپ (پخش کن)، اوو(ماساژ بده) ، سؤگ (فحش بده)، پوز(متلاشی کن) ، قیس (فشار بده) ، آش (مانع را رد کن)، قوو(دور کن) ، یور(خسته کن) ، بیچ(درو کن)، سر(پهن کن) ، یئن (پایین برو)، آخ (جاری شو)، ییخ(به زمین بزن) ، تپ (فرو کن)، چاپ(با شتاب بدو)

البته بدیهی است متکلمین دیگر زبانها در مقابل بیان این مفاهیم ساکت نمی مانند ولی آنرا با افعال ترکیبی یا جملات توضیحی بیان می کنند.

غنای فعل در ترکی را از زاویه ای دیگر ببینیم. فعل در ترکی چنان گسترده است که برای بیان یک اتفاق ، طیف گسترده ای از افعال را در گنجینه دارد که هر یک با دیگری متفاوت است ولی در ترجمه همه را یکی می دانیم. برای نمونه در ترکی برای کتک زدن انواع افعال : وورماق ، ازمک ، دؤیمک ، تاپداماق و چندی دیگر را داریم که ترک زبان می داند که وورماق درجه ضعیفتری دارد و ازمک درجه بالاتر و دؤیمک شدت بیشتری.

و یا افعال بُرشی : کسمک ، گزمک ، بیچمک ، چاقماق ، بؤلمک ، دیلمک ، یارماق و غیره را بُریدن می نامیم ولی هر یک دارای شدت و ضعف خاص و کاربرد خاص هستند.

علاوه بر 600 فعل تک هجایی در زبان ترکی در حدود 2500 فعل دو یا سه هجایی وجود دارد که آنها نیز در اصل یک ریشه تک هجایی دارند لیکن آنرا به عنوان یک فعل مشتقی همتراز با فعل های تک هجایی می پذیریم. مانند باشارماق (بلد بودن) که ریشه در باش (سر) دارد یا بوشاماق (طلاق دادن) که ریشه در بوش (خالی) دارد یا اله مک (غربال کردن) که ریشه در ال (دست) دارد.

افعال مشتقی ترکی همگی دارای قوانین پسوندی بوده و اتفاقی یا بدون قاعده به وجود نیآمده اند. مثلا از ترکیب اسم با حرف “ا” می توان به افعالی مانند “یاشا ، بوشا ، اله” رسید و از ترکیب اسم با “ات” می توان افعالی مانند “گؤزت ، قارات ” ساخت.

افعال مشتقی ترکی، اعجازی عجیب و جذاب دارند. مثلا می توان هزاران فعل صدایی از ترکیب “صوت” و پسوند “ییلدا / تیلدا” ساخت. مانند : تاقّیلدا ماق (تق تق کردن)، شاقّیلداماق (غرش ابر)، هؤکّولده مک (هق هق گریستن)، جوکّولده مک (جیک جیک کردن)، ونگیلده مک (وق وق کودک).

می توان با اضافه کردن “ین” به فعل، فعل خودانجامی ساخت. یعنی فعل که مربوط به خود شخص است. مانند:

یوماق (شستن) و یویونماق (استحمام ـ خود را شستن)

گئیمک (پوشیدن) و گئیینمک (لباسهای خود را پوشیدن)

سویماق (پوست کندن) و سویونماق (لباس خود را درآوردن)

دئمک (گفتن) و دئیینمک (با خود نق زدن)

سورمک (رفتن) و سورونمک (یک پا ـ دو پا کردن)

اریمک (ذوب شدن) و ارینمک (تنبلی کردن)

ترکی

گستردگی و تنوع زمان در ترکی

در زبان ترکی برای بیان زمان انجام فعل طیف بسیار گسترده ای وجود دارد که در ترجمه آنها به زبانهای دیگر باید از جمله استفاده کرد. اگر مطرح ترین زبانهای دنیا 10 تا 15 زمان دارند در زبان ترکی 46 نوع زمان وقوع فعل وجود دارد که تصورش هم محال است.

بیان تمامی این ازمنه در حوصله این مجال نیست لیکن به اختصار به تعدادی از آنها اشاره می کنیم. از توضیح درباره زمانهای ماضی، حال و آینده که در هر زبانی موجود است پرهیز می کنیم:

    در ترکی زمان دائم وجود دارد که دامنه زمانی اش از گذشته ی دور تا آینده دور است و از اضافه شدن “ار” به فعل امر ساخته می شود. مانند: چیخار، گلر، ایتر ، باتار. مثلا می گوییم: “گون چیخار” ترجمه فارسی اش می شود: “آفتاب طلوع می کند” درحالیکه در ترجمه زمان حال “گون چیخیر” نیز می گوییم: “آفتاب طلوع می کند”! ترک زبان می داند که این دو در ترکی متفاوتند. فعل دائم انجام یک فعل بصورت قطعی و مبرهن در تمامی ازمنه است و اگر می گوییم: “گون چیخار” ، در ترجمه اش باید گفت: “قطعا آفتاب باید طلوع کند”.
    در ترکی زمان های “گذشته در آینده” و “آینده در گذشته” داریم. مثلا برای آینده در گذشته می گوییم: “آلاجاغیمیشام” یعنی “بایستی در گذشته آنرا می گرفته ام”.
    در ترکی ماضی استمراری دائم داریم. در ترکی برای آلماق (گرفتن) در زمان ماضی می گوییم: آلدیم (گرفتم) و برای ماضی استمراری می گوییم: آلیردیم (می گرفتم) و برای ماضی استمراری دائمی داریم: آلاردیم (همواره می گرفتم). این زمان تا حال ادامه داشته است. در فارسی هر دو زمان ماضی استمراری موقت و دائم یکی هستند.

حال بدون تعریف و اشاره به زمان ها مصدر آلماق را به چند زمان منتقل می کنیم تا تنوع و جذابیت زمان در ترکی را بیشتر احساس کنیم:

    آلیم (بگیرم)
    آلام (باید بگیرم)
    آلدیم (گرفتم)
    آلاجام (خواهم گرفت)
    آلمیشام (گرفته ام)
    آلمیشدیم (گرفته بودم)
    آلمالییام (حتما باید در آینده گرفته باشم)
    آلاجاغیمشیام (بایستی در گذشته می گرفته ام)
    آلاجاغیدیم (اشتباه کردم نگرفتم باید می گرفتم)
    آلیردیم (می گرفتم)
    آلاردیم (همواره تا امروز می گرفته ام)
    آلارمیشام (نمی دانستم که همواره می گرفته ام)
    آلایدیم (ای کاش می گرفته ام)
    آلیناجاق (گرفته خواهد شد)
    آلیناجاغیمیش (بایستی گرفته می شده است)
    آلسایدیم (اگر قبلا می گرفته ام)
    آلمالیمیشام (بایستی قطعا قبلا می گرفته ام ولی نگرفتم)
    آلمیشیمیش (نگو که قبلا گرفته بوده است)
    آلدیغیم (آنچه را که گرفته ام)
    آلدیردیم (با واسطه آنرا گرفتم)
    آلدیرتدیم (با واسطه مجبور کردم که بگیرند)


عجایب اسم و صفت در ترکی

اسم در ترکی

به ندرت می توان اسمی در ترکی یافت که بدون ریشه باشد و به تک هجا مختوم نشود. اگر اسم در فارسی مانند “پنجره ، زمین ، کمد ، دماغ ، کمر ، پتو و …” چند سیلابی و بی ریشه است در ترکی یا مثل ” بئل ، یئر ، گون ” تک ریشه اند و یا مثل “یاغیش ، الک ، داماغ ، بورون” دارای ریشه تک هجایی و معنادار هستند. درصد بسیار اندکی از لغات ترکی دو هجایی اند که هنوز ریشه معنی دارشان اثبات نشده است. مثلا آیا بولود از ریشه بول (یافتن) است یا بول (برکت و وفور)؟ هنوز نمی دانیم.

اسم چند هجایی در ترکی دارای یک ریشه معنادار و متناسب و یک پسوند مشخص و تعریف شده است. پسوندها در ترکی بسیار گسترده و قانونمند هستند و هر یک وظیفه خاصی دارند.

مثلا پسوند “چین” پسوندی پرنده ساز است مانند: گؤیرچین ، بالایقچین ، لاچین ، زیغیرچین ، بیلدیرچین.

یا پسوند “لان” وحوش ساز است مانند: ایلان ، قاپلان ، جئیلان (جئیران)، آسلان.

یا پسوند “ار” فاعلساز است مانند: آچار ، یانار ، دونار ، گولر

یا پسوند شغلی چی و جی مانند: قیزیلچی ، آلیجی ، گوموشچو

یا پسوند همراهی “داش” مانند: قارداش ، قاداش ، آداش ، یولداش ، آرخاداش

یا پسوند شباهت و مبالغه “مان” مانند: قهرمان ، آیمان ، تورکمن ، قره چمن

تمامی پسوندهای ترکی هر یک وظیفه خاص دارند و محدودند به اینکه یا به اسم بچسبند (مانند قیزیلچی) یا به فعل (مانند آچار).

طبق همین قانونمندی پسوندها و داشتن ریشه تک هجایی است که لغات ترکی در زبانهای دیگر استخراج می شوند و ممکن نیست لغت ترکی بی صاحب باشد یا زبانی دیگر آنرا به تملک خود درآورد حتی اگر مانند مأوا یا قلعه به عربی رفته باشد.

صفت در ترکی

و اما در مورد صفت در ترکی، صفت نیز مانند اسم بصورت ذاتی و تک هجایی صفت هستند مانند یاش ، آغ ، پیس.

و یا چند هجایی بوده ولی طبق پسوندهای خاص از روی فعل یا اسم ساخته شده اند مانند: گؤزل ، قیسسا ، یاشیل ، دورغون ، دوزلو.

رده بندی صفات در ترکی بسیار متنوع و دارای طیف گسترده است که قابل ترجمه به فارسی نیستند. اگر در فارسی یا عربی و انگلیسی سه سطح صفتی “عادی ـ برتر ـ برترین” داریم در ترکی بدین ترتیب می باشد:

    صفت عادی : ذاتا صفت هستند و مقایسه ای نمی کنیم. مانند: یاخشی ، پیس ، گؤزل ، گوده
    صفت برتر یا قیاسی : با پسوند “راق” و یا “لی” صفتی را بین دو چیز قیاس می کنیم. مانند: یاخشیراق ، گوده رک ، اوجاراق ، چوخلو ، خئیلی ، آزلی
    صفت تفضیلی یا برترین: با پیشوند “ان” و یا “لاپ” برترین چیز را انتخاب می کنیم. مانند: لاپ گؤزل ، ان گؤزل ، لاپ آغیر ، ان آغیر
    صفت مطلق: این صفت در فارسی وجود ندارد. نیاز به این صفت زمانی است که در یک جمع کوتاه قد به فرد 150 سانتی بگوییم: بلندترین! یا در میان بدگل ها یکی را زیباترین بنامیم. یا در یک جمع تنبل، دانش آموز نمره 13 را بالاترین و زرنگترین بنامیم! در ترکی این مشکل با آوردن صفت مطلق و بدون قیاس حل می شود طوری که به ابتدای هجای نخست آن صفت یکی از حروف “م” یا “پ” را بیآوریم (البته اختیاری نیست و قاعده دارد) و آنرا در ابتدای صفت بگنجانیم. مثلا برای صفات “قارا ، یاشیل ، سرین ، بوش، زیرک” می گوییم: قاپ قارا (سیاه مطلق)، یام یاشیل (سبز مطلق)، سپ سرین (خنکی مطلق)، بوم بوش (خالی مطلق)، زیپ زیرک (زرنگ واقعی).
    صفت خفیف: در ترکی برای درجات کمرنگ و ناچیز از یک صفت، پسوندهای متعددی وجود دارد که قلّت و خفّت آن صفت را نشان دهند. مانند:

پسوند ایمتیل: قارامتیل (کمی سیاهی)، ساریمتیل (متمایل به زردی)

پسوند شین: قاراشین (گندمی)، آغشین (متمایل به سفیدی)

پسوند سوو : دلی سوو (متمایل به دیوانگی)، اوزون سوو (متمایل به قد بلند)

پسوند جا : گؤیجه (متمایل به سبز، گوجه) ، آغجا (متمایل به سفیدی، سکه نقره ای)


قواعدی در گویش محاوره ای آذربایجان


زبان ترکی با توجه به قدمت چندین هزار ساله و گستردگی جغرافیای متکلمین آن از شرق آسیا تا بطن اروپا ، یک خانواده بزرگ از زبان های ترکی است که نزدیک به 40 زبان با بیش از 350 میلیون متکلم را شامل می شود که هر یک از آنها به تنهایی از بسیاری از زبانهای معروف پرمتکلمتر و گسترده تر است. مانند ترکی قرقیزی، قزاقی ، چینی ، ترکمنی ، بلغاری، آلبانی، آذربایجانی ، استانبولی.

ترکی آذربایجانی دارای زیرشاخه های ترکمنی، قشقایی ، خلجی، افشاری، ترکی خراسانی، ترکی شاهسونی و … است. این زبان مانند بسیاری از زبانها و گویش های رسمی دارای زبان محاوره ای و شفاهی نیز هست که بر آن شدیم نگاهی به این محاورات بیاندازیم و میزان نزدیکی و انحراف آن از زبان استاندارد را ملاحظه کنیم. البته این زبان محاوره ای بیشتر در بین ترکان ایران است که با توجه به عدم آموزش و ناآشنایی با زبان نوشتاری، در طول زمان حروف صامت جای خود را به مصوت داده و گاهی هم دلنشین نیست و زیبایی ترکی را خدشه دار می کند.

البته زبان محاوره ای علیرغم محاوره ای و شفاهی بودن دارای قواعد و قوانینی است که حتی گاهی به زبان نوشتاری نیز راه یافته است. به چند مورد اشاره می کنیم:

قاعده ابدال: در قاعده ابدال یا تبدیل یک حرف به حرفی دیگر تبدیل می شود. تنها به چند مورد اشاره می کنیم:

گ ـ ی : اگر “گ” بین دو صدا قرار بگیرد به “ی” تبدیل می شود: چؤره گیم ـ چؤره ییم ، گئتمه گیم ـ گئتمه ییم

غ ـ و: اگر “غ” بین دو صدا قرار گیرد به “و” تبدیل می شود: اوووز (اوغوز)، دوووز (دوغوز)، اووما آش (اوغما آش)

ک ـ ج ، ک ـ چ : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

چ ـ ش : قیچ ـ قیش ، اوچ ـ اوش

ب ـ و : وفات ـ بفات ، وفاسیزدی ـ بفاسیزدی

د ـ ج ، د ـ چ : دؤنمک ـ چؤنمک ، دیغال ـ جیغال

ب ـ پ : بیشیرمک ـ پیشیرمک ، پؤهروز ـ بهروز ، پیچاق ـ بیچاق

ب ـ م : بونو ـ مونو ، بونا ـ مینا ، بن ـ من

ب ـ ف : میکروب ـ میکروف ، طناب ـ طناف ، خواب فرش، خاف ، مطرب ـ موطوروف

تل ـ تد: آتلی ـ آتدی ، رحمتلیک ـ رحمتدیک

ک ـ هـ : دوکتور ـ دوهتور ، اکبر ـ اهبر

ق ـ خ : اقتصاد ـ اختصاد ، آلماق ـ آلماخ

دن ـ نن : مندن ـ منن ، ایراندان ـ ایراننان

پم ـ پب : اؤپمک ـ اؤپبک ، قاپماق ـ قاپباق

نل ـ نن : آنلاق ـ آنناق ، ایرانلی ـ ایراننی

نم ـ مم : قانماز ـ قامماز ، یانماق ـ یامماق

قاعده ادخال :

در این قاعده حرفی به کلمه اضافه می شود که متداولترین آنها “الف”ی هست که به اول کلمات مبتدی به “ر” یا “ش” اضافه می شود مانند: ایرضا ، ایرحم ، اوروس ، ایشنبه

همچنین حرف “هـ” در سر کلمات مبتدی به “الف” ظاهر می شود مانند: هاچار ، هاچا ، هؤرمک ، هاچاچی

قاعده اسقاط:


در این قاعده حرف اصلی از بدنه کلمه حذف می شود. مثلا با توجه به عدم وجود التقای ساکنین در ترکی، اگر بتوانند سکون اول را متحرک می کنند و اگر نتوانند آنرا حذف می کنند مانند: دسمال (دستمال)، نفچی (نفتچی)، دوس (دوست)، جفر (جعفر)

همچنین بخاطر فرار یا تنفر! ترکها از حرف “ر” گاهی شاهد حذف آن از بطن کلمات هستیم. مانند: گئدیسن (گئدیرسن)، گؤتو (گؤتور)، گلئی (گلیر)


برای اینکه ترکی را درست صحبت کنیم این 10 نکته را رعایت کنیم

ما نباید چنین برداشت اشتباهی بکنیم که هرچه در میانه و مراغه و تبریز صحبت بکنیم زبان ترکی آذربایجانی است. زبان ترکی آذربایجانی یک زبان رسمی و استاندارد و دارای قانون است لیکن آنچه ما صحبت می کنیم ترکی محاوره ای و محلی است که در بسیاری موارد منطبق بر زبان استاندارد نیست. همچنین این برداشت اشتباه را نکنیم که انتظار این هست که باید عین زبان رسمی صحبت بکنیم! مگر زبانی در دنیا هست که متکلمین آن عینا منطبق بر زبان استاندارد صحبت کنند؟ نخیر! وجود ندارد.

و اما منظور از اینکه ترکی را درست صحبت کنیم چیست؟

غرض این است که کلمات را کامل و صحیح ادا کنیم. گرته برداری اشتباه از فارسی نکنیم. ابدال نامناسب نکنیم.

بیایید همین 10 توصیه ذیل الذکر را رعایت کنیم تا ببینید چقدر ترکی را زیبا صحبت می کنید و شنونده (حتی شنونده ترک) مجذوب شما می شود:

1 ـ قانون هماهنگی آوایی را رعایت کنیم و بجای پسوندهای دوگانه (چی/لی/ین/…) از پسوندهای چهارگانه (چی ـ چو/لی ـ لو/…) استفاده کنیم. یعنی نگوییم: قوشچی! بگوییم: قوشچو. نگوییم: گوموشچی! بگوییم: گوموشچو.

2 ـ ترکی سرشار از فعل است آنهم افعال تک هجایی و دو هجایی زیبا. چرا باید افعال فارسی را ترجمه کرده و یک فعل مرکب را جایگزین فعل اصیل ترکی کنیم. پس نگوییم: منتظر اول (گؤزت)، مواظب اول (گؤزله)، صبر ائله (دؤز)، هواپیمادان پیاده اولدوم (یئندیم)، سنی فرماندارا سفارش ائله دیم (تاپیشیردیم)، هواپیما پرواز ائله دی (اوچدو ـ قالخدی).

3 ـ از بکارگیری “تکراری” حروف ربطی و شرطی و اضافی فارسی در ترکی پرهیز کنید چراکه دو بار این کار را می کنید. مثلا: اگر گؤرسم (س در گؤرسم همان اگر هست!)، میانادان تا تهرانا (الف در انتهای تهران همان معنای تا هست!)، آقایی کی گلیر (گلن آقا)، کاش بو اوستادینان درس گؤتورمییئیدیم (یئی در داخل فعل معنای کاش دارد!).

4 ـ از آوردن عدد فارسی در جمله ترکی پرهیز کنید مگر آنکه عدد فارسی به اسم فارسی بچسبد مانند سه راه و چهارراه ولی نگوییم:  سه طبقه ائو سالیب (اوچ طبقه)، اتاق چهار (اتاق دؤرد یا دؤردونجو اوتاق)، استاد، شیمی معدنی ده منه پنج و نیم وئردی ( بئش یاریم وئردی)، هفتاد درصد دانشگاه نماینده نین آدامی دی (یوزه یئتمیش).

5 ـ ترکیب وصفی و اضافی ترکی برعکس فارسی است و باید از بکارگیری آن تا حد متعارف پرهیز کرد. مانند: کارکنان دانشگاه حقوق آلانماییبلار (دانشگاهین کارکنانی، دانشگاهین کارمندلری)، به سفارش نماینده 23 نفر شرکت فولادا گیریب (نماینده نین تاپیشیرماغینان 23 نفر فولادا گیریب)، فرمانداری شهرستان میانه نین (میانانین فرمانداری سینین).

6 ـ از بریدن سر و ته کلمات و ادغامهای مشمئز کننده به شدت بپرهیزید و زیبا و شیوا صحبت کنید. مانند: گئشّت (کئچ گئت)، گئیدک (گل گئدک)، اویئده (آی گدا! آی آقا، آی قارداش)، گّ (گل)، گؤتی (گؤتور)، قاشّه بورا(قاچ گل بورا)، قیشلاریم (قیچلاریم)، اوش دنه (اوچ دنه)، چؤرح (چؤرک)، اوزریح (اوزرلیک)، دؤهتور (دوکتور)، آللام (آلارام).

7 ـ در محاوره میانه نگوییم: سوز! بگوییم: سیز. نگوییم: سوزونکی! بگوییم: سیزینکی. نگوییم: آلدوز!  بگوییم: آلدیز. نگوییم: آچون! بگوییم: آچین.

8 ـ در ترکی ماق یا اق برای حروف ثقیل و مک یا اک برای حروف ظریف بکار می رود ولی ما به اشتباه آنرا ماخ و مخ می گوییم. هرچند در عمل ادای ماخ اجتناب ناپذیر است لیکن بجای مخ از مک و بجای خ از ک استفاده کنیم و نگوییم: گئدخ! بگوییم: گئدک. نگوییم: وئرمخ! بگوییم: وئرمک.

9 ـ کلمات فراوانی از ترکی به فارسی رفته و ما دوباره به اشتباه به لهجه یا ترکیب فارسی به ترکی آورده ایم که خطای بزرگی است. مثلا “دوقلو” در اصل “دوغولو” به معنای باهم زاده شده (دوغماق) از ترکی به فارسی رفته و در آنجا به اشتباه به سه قلو و چهارقلو! تبدیل شده و دوباره به ترکی برگشته و در یک ابتکار عجیب می گوییم: اوچ قلو اولوب!! یا قوورما سبزی به فارسی رفته و ما آنرا قورمه سبزی می گوییم. یا خاو یا هاو (پرز فرش) بصورت خواب به فارسی رفته و با آنرا بصورت خاف! به ترکی برمی گردانیم.

10 ـ از ابدال های مشمئز کننده زیر که زیبایی های ترکی را فرو می پاشد و برای شنونده عذاب آور می شود بسیار اجتناب کنید:

ک ـ ج : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

ک ـ هـ : دؤهتور (دوکتور)، اهبر (اکبر)، چؤره (چؤرک)

رل ـ رر : کورراماق (کورلاماق)، گوررو سو گلیر (گورلو)

لر ـ لل : گللم (گله رم)، آللام (آلارام)

ترکی در فارسی


کلمه تک هجایی به نام “گؤز” و مشتقات آن:

گؤز در ترکی به معنای چشم، در حدود 100 مشتق دارد که دارای مفاهیم بسیار متنوع و گسترده می باشد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

1 ـ گؤز : خود واژه گؤز بیش از 10 معنا دارد مانند: چشم ، قنات ، سوراخ ، دهانه پل ، حسرت ، انتظار ، دهانه ، سر نخ.

2 ـ گؤزه: چشمه ای با اطراف سرسبز

3 ـ گؤزت : مواظب باش ، چشمت به آنجا باشد.

4 ـ گؤزله : منتظر باش ، چشم انتظار باش (ما به اشتباه بجای گؤزت (مواظب باش) می گوییم: گؤزله!)

5 ـ گؤزل : زیبا ، چشم نواز

6 ـ گؤزلوک : عینک

7 ـ گوزگو: آئینه (در اصل گؤزگو یعنی وسیله دیدن)

8 ـ گؤستر : نشان بده (در اصل گؤزتر)

9 ـ گؤزه نک : سوراخ های ریز بدن یا گیاهان

10 ـ گؤزندیریک : نقاب صورت حیوانات برای جلوگیری از آزار حشرات

11 ـ گؤزه مه : رفو (سوراخ ها یا چشمها را بهم دوختن)

12 ـ گؤز اول: حواست باشد ، چشمت به این باشد

13 ـ گؤز ائوی: حدقه چشم

14 ـ گؤزآچیق : هوشیار

15 ـ کور گؤز یا شور گؤز : چشم هیز

16 ـ گؤز اودو : خشم (گؤز اودون آلماق یعنی ترساندن)

17 ـ گؤزجو : نگهبان

18 ـ گؤز قارال : غروب ، سیاهی رفتن چشم

19 ـ گؤزتمن : ناظم

20 ـ گؤزه تیم : نظارت

21 ـ گؤزلم : مراقب

22 ـ گؤزلش : احتیاط کن

23 ـ گؤزونک : از ابزار خیمه و چادر

24 ـ کؤسته بک : موش کور

25 ـ گئجه گؤزو : نیمه شب


پسوند “مه” و نفوذ آن در زبان فارسی

از زیبایی ها و توانمندی های زبان ترکی به یک پسوند مهم به نام “مه” یا “ما” اشاره می کنیم. با اضافه شدن این پسوند به انتهای فعل امر ترکی، اسم مصدر یا اسم آلتی تولید می شود که در ترکی گستره بسیار زیادی در کاربرد دارد.

گستره این پسوند آنچنان زیاد است که دهها واژه اصیل ترکی را با خود به زبان فارسی برده است. آیا باورتان می شود که کرشمه یا تسمه نیز ترکی باشند؟

برای توضیح بیشتر این پسوند، بهتر است برویم سراغ این خانواده در زبان فارسی و آنها را ریشه یابی کنیم. به 30 مورد از این واژگان اصیل زبان ترکی دخیل در زبان فارسی اشاره می کنم:

    چکمه : از مصدر چکمک (کشیدن) به معنای وسیله ی کشیدنی
    سُرمه : از مصدر سورمک (نوعی کشیدن) به معنای وسیله کشیدن در چشم
    سورتمه : از مصدر سورتمک (روی سطحی کشیدن) به معنای وسیله ای که روی زمین بکشند.
    دلمه : از مصدر دولماق (پر شدن) به معنای چیزی که مغزش را پر کنند.
    قورمه : از مصدر قوورماق (تَف دادن ، برشته کردن) به معنای غذایی که سبزی اش را تف دهند.
    یغما : از مصدر ییغماق (جمع کردن ، برداشتن) به معنای غارت
    کرشمه : از مصدر کیریشمک یا قیریشماق (قر دادن، ناز کردن) به معنای ناز و عشوه
    سُخمه : از مصدر سوخماف (فرو بردن) اصطلاحی نظامی به معنای فرو کردن در شکم
    بَسمه : از مصدر باسماق (فرو کردن) به معنای چاپخانه و طلای منقش و مُهر
    باغلاما : از مصدر باغلاماق (بستن) به معنای نوعی ساز موسیقی
    تکمه : از مصدر تیکمک (دوختن) به معنای دوخته شده
    چاتمه : از مصدر چاتماق (بهم رسیدن، بهم وصل شدن) اصطلاحی نظامی که سه اسلحه را سرپایی بصورت هرم به یکدیگر تکیه دهند.
    دیشلمه : از مصدر دیشله مک (گاز گرفتن، با دندان شکستن) به معنای قند کنار چای
    قمه : از مصدر قامماق (زدن به قصد کشت) به معنای وسیله قتّاله
    دُگمه : از مصدر دوگمک (بستن) به معنای وسیله بستن
    دَلمه : از مصدر (دلمک یا تلمک به معنای بریدن) به معنای پنیر تر یا شیر مایه
    ساچمه : از مصدر ساچماق (ریختن) به معنای باروت یا گلوله ای که در تفنگهای قدیمی می ریختند.
    تَپمه : از مصدر تپمک (چپاندن ، تپاندن) اصطلاحی نظامی
    کسمه : از مصدر کسمک (بریدن) به معنای زلف کج ، موهای شکسته به یک سمت
    قابلمه : از مصدر قابلاماق (چیزی را در داخل چیزی قرار دادن) به معنای وسیله و ظرف
    گزمه : از مصدر گزمک (بریدن) به معنای نوعی وسیله بریدن
    کرتمه : از مصدر کیرتمک (چوب کندن) به معنای کلبه چوبی که حتی اتصالاتش هم چوبی باشد.
    تسمه : از مصدر تاسماق (زدن ، مضطرب کردن) به معنای چرمی محکم و ضخیم. از همین ریشه تسکی یعنی سیلی، تاسلاق یعنی ضخیم و ناقواره
    یورتمه : از مصدر یورتمک (راه رفتن مخصوص اسب) به معنای راه رفتن نه تند و نه آرام اسب
    قلمه : از مصدر قالاماق (روی هم چیدن و بالا رفتن) به معنای درختی بلند
    خامه : از مصدر قایماق یا خایماق (روی چیزی سوار شدن) به معنای ترکیبی از لبنیات. قایماق نیز به همین معناست. قایق روی آب نیز از همین ریشه است.
    یارمه : از مصدر یارماق (شقّه کردن) به معنای گندم نیم کوفته
    شلمه : از مصدر شالماق (بستن پارچه به سر یا کمر) به معنای پارچه ای که به سر یا کمر بندند. خود شال نیز از همین ریشه است.
    قاتمه : از مصدر قاتماق (قاطی کردن) به معنای هر چیزی مرکّب خصوصا طنابی که از ترکیب موی دم و یال اسب درست کنند.

سُقُلمه : از مصدر سوخولماق (فرو رفتن) به معنای نوعی مشتی که انگشت شست از بین دو انگشت بیرون آید. آنرا سقرمه و سغرمه هم می گویند


منبع مقاله از اهرری - آقای محمد صادق نائبی


لینک مجموعه پستهای آموزش ترکی
لینک مجموعه پستهای تورک سئسی لینک




مرتبط با : آذربایجان آموزش زبان ترکی آذربایجانی * تورک سئسه لینک
برچسب ها : زبان ترکی-ترکی آذری-عجایب ترکی-ترکها-زبان مادری-فدرت زبان-تورک-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396
زمان : 11:13 ب.ظ
شهر آستانه قزاقستان
نظرات | ادامه مطلب

تصاویری زیبا از شهر تُرک نشین قزاق
Astana , Kazakhstan

قزاقستان کشوری است در آسیای میانه. پایتخت این کشور در سال ۱۹۹۸ از آلماتی در جنوب که بزرگ‌ترین شهر کشور است به آستانه در شمال منتقل شد.
با اینکه آستانه شهری بسیار سردتر از تبریز است اما با دقت بیشتر میشود دید که فضای سبز استاندارد و دلبازتری دارد، پس میتوان نتیجه گرفت روشها و اصولی برای فضای سبز در شهرهای سرد نیز وجود دارد که ما رعایت نکرده ایم!
همچنین به نورپردازیها و بلندمرتبه سازی و بزرگراههای این شهر ترک نشین در ادامه بیشتر توجه و الگوبرداری فرمایید البته که شهر آلماتی و طبیعت بکر و مردمان و روسم آن اگر بعدا عمری بود اشاره و معرفی بیشتری خواهد شد...

astana

شهر آستانه

قزاقستان

جمعیت قزاقستان ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر، زبان‌های رسمی آن ترکی قزاقی و روسی و واحد پول آن تِنگه است. قزاقستان بزرگترین کشور محصور در خشکی در دنیا است و تراکم جمعیتی کمی دارد. آستانه، پایتخت کنونی قزاقستان شهری است بسیار سرد و بادخیز که دمای هوا در زمستان در آن به منفی ۴۰ درجه می‌رسد.
قزاقستان در تاریخ ۱۶ دسامبر ۱۹۹۱ آخرین جمهوری شوروی بود که اعلام استقلال کرد.
در حال حاضر، رئیس جمهور این کشور نورسلطان نظربایف است که در ۴ دسامبر ۲۰۰۵ میلادی انتخاب شد.
در قزاقستان دهانه بیگاچ، دهانه‌ای برخوردی است که از برخورد یک سیارک در حدود ۵ میلیون سال پیش به‌وجود آمده و ۸ کیلومتر قطر دارد.

کشور قزاقستان

قزاقها

قزاقستان کشوری چندقومی است و ترکهای قزاق‌ حدود ۶۳ درصد ساکنان آن را تشکیل می‌دهند. ۲۳٫۷ درصد مردم این کشور روس و بقیه ازبک، اوکراینی، اویغور، و غیره هستند. دین ۷۰ درصد از مردم اسلام و مذهب بقیه ساکنان مسیحیت است.

ویژگی قومیتی قزاقستان در هنر و فرهنگ این کشور بازتاب یافته است. فعالیت‌های فرهنگی و هنری قزاقستان را می‌توان در دو دسته گسترده سنتی و غربی دسته‌بندی کرد.

فرهنگ و هنر سنتی که با نوع زندگی ساکنان عمدتاً قزاق و البته کره‌ای‌ها و اویغورها و اقوام کوچکتر این سرزمین مرتبط است؛ همانند شعرها، آهنگ‌ها و رقص‌های فولکلور، موسیقی قزاق که با سازهای سنتی آنان اجرا می‌شود، همچون فرش‌ها و پارچه‌های دست بافت و صنایع دستی گوناگون که در طول قرن‌ها در این سرزمین به حیات خود ادامه داده و پیشرفت کرده‌اند. در مجموع شعر، موسیقی و رقص جایگاه خاصی در فرهنگ قزاق داشته و دارند.


معرفی شهر آستانه پایتخت قزاقستان به ترکی
[http://www.aparat.com/v/QTlxc]

اقتصاد این کشور تا حد زیادی به بخش کشاورزی متکی است. قزاقستان بیشترین تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه را در میان جمهوریهای تازه استقلال یافته دارد و نیز از اعضای مهم سازمان همکاری شانگهای است.
این کشور از لحاظ منابع زیرزمینی هم بسیار غنی است، از سال ۱۹۹۳ تاکنون بیش از ۴۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی در این بخش انجام شده است. همچنین تخمین زده می‌شود که قزاقستان صاحب دومین منابع بزرگ در اورانیوم، کروم، روی و سرب و سومین در منگنز، چهارمین در مس و در مورد زغال سنگ، آهن و طلا نیز در بین ۱۰ کشور اول دنیا قرار می‌گیرد. و همچنین یازدهمین منابع بزرگ هم در نفت و هم در گاز طبیعی را در اختیار دارد.

در ادامه مطلب با تصاویری بسیار زیبا از این شهر همراه باشید.



مرتبط با : متفرقه
برچسب ها : قزاقستان-آستانه-شهر ترک نشین-قفقاز-قزاقی-شهرسازی مدرن-ترکها-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 24 دی 1394
زمان : 02:20 ب.ظ
:: تبریز مهد ورزش چوگان ایران
:: برف پاییزی در آذرماه 1396 تبریز
:: آغاز دراماتیک پیش روی تبریز 2018
:: امکانات منطقه گردشگری و پیست اسکی شاهداغ آذربایجان
:: محمد بی ریا شاعری محبوب از جنس آذربایجان
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: دوربین تبریز لینک 76 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: دوربین تبریز لینک 75 ( سفر قره داغ - کلیبر )
:: پاییز هزار رنگ آذربایجان
:: کمر همت و زنگ خطر برای نابودی محیط زیست آذربایجان !
:: تخریب گورستان تاریخی پینه شلوار تبریز
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ