تبریز ویکی لینکلر

 
شاعر روشنفکر میرزا علی‌اکبر طاهرزاده - صابر
نظرات |


میرزا علی‌اکبر طاهرزاده (صابر)
در روز ٣٠ می سال ١٨۶٢ میلادی در شهر شماخی متولد شد. پدرش بقالی کوچکی داشت و به خاطر اعتقادات مذهبی، می‌خواست صابر را در قامت یک روحانی ببیند. به همین دلیل در هشت سالگی او را به مکتب فرستاد. صابر تا دوازده سالگی در مکتب بود تا اینکه بعدها در مدرسه دولتی باکو که توسط شاعر مشهور آن دوران، سیدعظیم شیروانی افتتاح شده بود شروع به تحصیل علوم جدید کرد. در این مدرسه بود که او به استعداد شاعری‌اش پی برد و با کمک سیدعظیم، به خواندن و ترجمه اشعار فارسی پرداخت. اما مدتی بعد پدرش او را از ادامه تحصیل منع کرده و وادار به کار در مغازه نمود. پدر صابر او را به خاطر علاقه ای که به درس و شاعری داشت سرزنش کرده و حتی یک بار دفتر اشعارش را پاره می کند.

لینک فایل PDF هوپ هوپ نامه صابر

 May 30 - Mirzə Ələkbər Sabirin doğum günüdür


شاعر صابر


ماه کنعانین باتیب، ای پیر کنعان، غم یئمه!
تا گلستانین اولوبدور بیت احزان، غم یئمه!
ای دل محنت زده، اول شاد، لبریز سرور
کسب نامردی قیلار افکار وجدان، غم یئمه!
اولمادی مقصودیمیزجه دور چرخ کج مدار
قالمالی دیر بئیله حالت اوزره دوران پایدار:
قسمتیندیر، ائتگیلن هم روز و شب ناله، زار
ای رعیت، ای فقیر و فعله، دهقان، غم یئمه!
صبح تئزدن دور آیاغا، شامه تک چک زحمتی
گوجلولردن ده ائشیت هر نوع فحش و تهمتی
سن ذلیل اول، عیبی یوخ، قوی گوجلو چکسین لذتی
قوی سنی خوار ائیله سینلر خان و اعیان، غم یئمه!
ایشله قوی قدین بوکولسون، ایشله، آلنین ترله سین!
ایشله، آج قال، آج بهایم تک عیالین چرله سین
ظلمدن فریاد و دادی قوی دیلین ازبرله سین
غارت ائتسین روزینی ملا و بگ، خان غم یئمه!
چک گیلن عمرون چاتینجا، بینوا، آه و فغان
بئیله پنهان سرّیلر اولماز سنه هرگز بیان
ملا نصر الدین، «لسان الغیبه» اولدون ترجمان
روح پاکندیر سنین هر دم ثنا خوان، غم یئمه!

صابر در سال ١٨٨۵ به آسیای میانه سفر کرد و از آنجا به ایران آمد.  در سال ١٨٨٧ با دختر یکی از اقوامش ازدواج کرد و در عرض پانزده سال صاحب هشت فرزند دختر و یک فرزند پسر شد. تامین مخارج چنین خانواده پرجمعیتی برای صابر سخت می‌شود و او ناچار به شغل صابون‌پزی می‌پردازد. هرچند این شاعر، سختی‌های زیادی در زندگی متحمل می‌شود اما از لحاظ مادی و معنوی در حق خانواده خود فداکاری‌های زیادی انجام می‌دهد. او دوست دارد همسر و دخترش هم باسواد باشند به همین دلیل به آنها خواندن و نوشتن یاد می‌دهد. دخترش سریه بعدها در خاطراتش از خوبی‌ها و فداکاری‌های پدرش زیاد می‌نویسد.

در اوایل قرن بیستم، اشعار صابر به مطبوعات آن زمان راه می‌یابد. در سال ١٩٠٣، نخستین شعرش در مجله روس شرقی منتشر می‌شود و مدتی بعد هم اشعارش را به مجله حیات ارسال می‌کند. در سال ١٩٠۶، او روزنامه ملانصرالدین را موافق با عقاید خود می‌بیند و شاعر فعال و دوست داشتنی این نشریه موفق می‌شود.
از آن زمان بود که دوستی بی‌نظیری بین جلیل محمدقلیزاده و صابر شروع شد. هر دو هنرمند، به دفاع از حقوق کارگران و قشر محروم جامعه در مقابل حاکمان دولتی و عالمان دینی پرداختند. صابر به همان اندازه که محبوب ملت بود و دوستان زیادی پیدا کرد، مورد خشم و غضب نیز قرار گرفت و حتی برخی روحانیون فتوای قتل او را صادر کردند.

علی اکبر طاهرزاده


از سال ١٩٠٧ به بعد بود که صابر صابون‌پزی را کنار نهاده و به فعالیت‌های فرهنگی و مطبوعاتی پرداخت. او پس از اخذ دیپلم در تفلیس، به باکو رفته و با روزنامه زنبور همکاری می‌کند. در سال ١٩١٠ همکاری اش را با نشریات گونش و حقیقت آغاز می‌نماید. مجله گونش، صفحه طنزی به نام پالاندوز منتشر می‌کند که آثار صابر در این صفحه، با نامهای نیزه‌دار و جوالدوز، مورد استقبال قرار می‌گیرد. همکاری او با ملانصرالدین هم در این سالها همچنان ادامه دارد.
این شاعر بزرگ در اواخر سال ١٩١٠ به بیماری ورم کبد مبتلا شده و به شماخی بر می‌گردد. در سال ١٩١١ برای معالجه بیماری به تفلیس می‌رود. اما درمان ها کارگر نبوده و او در همان سال چشم از جهان فرو می‌‌بندد. صابر را در قبرستان هفت گنبد شماخی به خاک سپرده‌اند. اشعار صابر یک سال پس از درگذشت‌اش تحت عنوان "هوپ هوپ نامه" منتشر و مورد استقبال زیادی قرار گرفت او را به حق می توان یکی از بزرگترین شعرای معاصر آذربایجان نامید.

صابر نه تنها در تاریخ ادبیات آذربایجان، جایگاهی سترگ دارد، بلکه هم چون میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامه نگار نامی و مبارز میهن مان٬ جایگاهی والا را در مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری به خود اختصاص داده است. شعرهای صابر چون پتکی بر سر محمد علی میرزای قاجار و عمله جهل و ظلم و ارتجاع زمان فرود می آمد و فریاد در گلو مانده مردمی بود که به وسیله او در روزنامه های باکو پژواک می یافت. در آن دوران روزنامه ملانصرالدین٬ به ارگان مجاهدین آذربایجان تبدیل شده بود و صابر در این میان با اشعار آتشین خود٬ آتش به دامن استبداد می انداخت. به ویژه آنجا که با به تمسخر گرفتن ممدلی میرزای قجر می گوید:
ایرانلی دئییل٬ جمله بیلیر «مند علی» یم من
گرگان جفا و ستمین چنگلی یم من
ایرانلی لارین باشلاری نین انگلی یم من
سوررام٬ ایچرم٬ قانلارینی٬ چون زلی یم من
لاشه اؤزومون٬ ات اؤزومون٬ قان اؤزوموندور
شوکت اؤزومون٬ فخر اؤزومون، شان اؤزوموندور


sabir

صابر٬ فقط مرد میدان سیاست نیست. او به خوبی علت العلل دردهای ایرانیان را می داند. جهل و نادانی که همیشه بزرگترین دشمن ایرانیان بوده و هست. از این روست که هنگامی که می خواهد آخوندهای طرفدار محمد علی میرزا(همچون میرزا هاشم در محله دوه چی) را به طعن و ریشخند بگیرد٬ از آنان به عنوان کسانی یاد می کند که خوشبختی آنان در گرو نادانی مردم است و به طعن می گوید:
تحصیل علوم ائتمه کی٬ علم آفتِ جان دئیر
هم عقله زیان دئیر؛
علم آفت جان اؤلدوغو مشهورِ جهان دیر
معروف زمان دئیر؛
پندِ پدرانه م ائشیت٬ ای ساده جوانیم
یاخما غمه جانیم؛
خوش اؤل کسه کیم٬ وِل دؤلانیب٬ داغدا چوبان دیر
آسوده همان دئیر؛


صابر یک روشنگر راستین٬ تاریکی ها و پلیدی های مردم دوران خویش را چون دملی چرکین می بیند و آنها را به سختی نشتر می زند. یکی از بزرگ ترین دردهای آن زمان- که بدبختانه هنوز هم تا حدودی هست- این بود که زنان جزو انسان ها به شمار نمی آمدند و پدر خانواده به خود حق می داد٬ هر گونه که دلش می خواهد با همسر و دخترانش و بلکه پسرانش رفتار کند. در آن دوران سیاه، پدر٬ خود داماد خویش را بدون اینکه دختر ببیند٬ انتخاب کرده و دختر بعد از رفتن به حجله بود که با مردی که قرار بود٬ یک عمر زندگی کند٬ روبرو می شد. چه دختر بچه گان بی گناهی که مجبور بودند با مردی همسن و سال پدر خویش ازدواج کنند. از این رو بود که صابر با طعن و نیش از چنین شوهری(از زبان دختر بینوا) یاد می کند:
اول گون کی آداخلادیز، اوتاندیم
اؤغلان دئدیز ارین٬ ایناندیم
ار بؤیله اؤلورموش، ایندی قاندیم
خان دؤستو٬ آمان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی
دودکش کیمی بیر پاپاق باشیندا
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا
گرچی قؤجا دیر٬ بابام یاشیندا
آمما سوراغان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی

هوپ هوپ

آثار
علاوه بر هوپ هوپ نامه، آثار صابر بدین گونه فصل بندی شده‌است:

    ساتیریک شعرلر (اشعار طنز) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۶
    تازیانه لر (جوابیه‌ها) ۱۹۱۱ – ۱۹۱۰
    بحر طویل لر (بحر طویل‌ها) ۱۹۰۷ - ۱۹۰۶
    مختلف شعرلر (اشعار گوناگون) ۱۹۱۱ - ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان شعرلر (اشعاری که سال انتشارآنها نا معلوم است)
    اوشاقلار اوچون شعرلر (اشعار کودکان) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان اوشاق شعرلری (اشعار کودکانی که سال چاپ آنها مشخص نیست)
    ترجمه لر (برگردانها) ۱۹۱۰ – ۱۹۰۶
    فارسجا شعرلر (اشعار فارسی)
    مکتوبلار (نامه‌ها)



ترپنمه آماندیر، بالا، غفلتدن آییلما!
آچما گوزونو، خواب جهالتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
آلدانما، آییقلیقدا فراغت اولا هیهات!
غفلتده کئچنلر کیمی لذت اولا هیهات!
بیدار اولانین باشی سلامت اولا، هیهات!
آت باشینی یات، بستر راحتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای
آچسان گوزونو رنج، مشقت گوره‌جکسن
ملتده غم، امتده کدورت گوره‌جکسن
قیلدیقجا نظر ملته حیرت گوره‌جکسن
چک باشینا یورغانینی، نکبتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
بیر لحظه آییلدینسا قوتار جانینی، یوخلا
آت تریاکینی، چک،‌بابا قلیانینی، یوخلا
اینجینسه ساغین وئر یئره سول یانینی، یوخلا
ایللرجه شعار ائتدیگین عادتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
گوز نوری‌دیر اویقو، اونو، دور ائتمه گوزوندن
یول وئرمه مبادا چیخا بیر لحظه سوزوندن
اما ائله برک یوخلاکی، حتی گئت اوزوندن
آفاقی دوتان شور و قیامتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!

صابر


Mən belə esrarı qana bilmirəm
Qanmaz olub da dolana bilmirəm

Axtaxana, sağda dana böyüdü
Mən böyük ollam haçana, bilmirəm

Derlər utan, heç kəsə bir söz demə
Həq sözü derkən utana bilmirəm

Neyləməli, göz görür, əqlim kəsir
Mən günəşi göydə dana bilmirəm

Şiddəti-seylan ilə baran tökür
Bir koma yox, daldalana bilmirəm

Derlər utan, hərzəvu hədyan demə
Güc gətirir dərd, usana bilmirəm

Derlər, otur evdə, nədim, kasibəm
Kəsb eləməzsəm, qazana bilmirəm

Derlər, a qanmaz, de yıxıl, ol, qurtar
He, balam, doğrusu, ay dadaş, mən dəxi
Məsləhət ondan o yana bilmirəm



وای، وای، نه یامان مشکله دوشدی ایشیم، الله!
فریادیمه یئت کیم، یانیرام آتشه، بالله!
اسلامه خلل قاتمادادیر بیر نئچه بدخواه
ایسترلر اولا بنده لرین طاغی و گمراه
ائتدیم نه یامان عصره تصادف، آمان ای وای
لا حول و لا قوة الا بالله!
مکتب لر آچیب ائیله یین احسانی- دئییرلر
مکتبده قویون «اوستولو»، داسقانی- دئییرلر
پر پوچ ائله یین چوب فلقانی- دئییرلر
دیشره چیخارین حضرت ملانی- دئییرلر
ملا قاوولا، یعنی معلم گله واه!... واه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
من آنلامیرام کیم، نولا معنای معلم
قیرخ- اللی منات پول آلا هر آی معلم
بیر تازه اصوله اولا ایفای معلم
پوللاری آلا، سؤیله یه، اوخفقای معلم
ملا اونا حسرتله چکه کوچه ده آه!...آه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیر ایلدی، بیر آز چوخ دا اولور، یوخدی دماغیم
نه چاتیر الیم بیر ایشه، نه گئدیر ایاغیم
هر دن یئنی بیر سوز دانیشیر اوغلان- اوشاغیم
تاققیلدایر، آلله دا شاهیدی، قولاغیم
«پورت آرتور»، حریت، «مانجوریا» قاه- قاه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آند اولسون اوتن گونلره، دیوانه اولوبلار
اسلامه ده، ایمانه ده بیگانه اولوبلار
بالله باشیم چیخماییر آیا نه اولوبلار
حریته- مریته مستانه اولوبلار
باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آخ، آی کئچن ایللر، نولا بیر ده دولانایدین
تازه گئنه بئش یوز ایل اولونجا دایانایدین
علمی، ادبی، فضلی، کمالاتی دانایدین
ای بیلدیر، اینیش ایل، نولا اودلاره یانایدین!
تا ائیله مه ییدین ده بو غافل لری آگاه!
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیلمم نه ایشیم واردی، باشیم هاردا قاریشدی
علم ایله بئله دوشمن اولان قوم باریشدی
تجدید وفابیرله معارفله ساریشدی
راحت یاتا بیلمم، منه غم موری داریشدی
ائتمکمی اولار بیر ده بو اویموشلاری اکراه؟
لا حول و لا قوة الا بالله!

شعر


ثرادن بیر ده لی شیطان دئیر: انسانلار، انسانلار!
نه دیر دونیانی دوتموش علم لر، عرفانلار، انسانلار!
قانان کیم، قاندیران کیم، فیض یاب اولسا عوام الناس
دوشر شان و شرف دن ملالار، ایشانلار*، انسانلار!
سئورمی اهل استبداد ملت هوشیار اولسون؟
بونا راضی اولورمو بیرنئچه وجدانلار، انسانلار!
آییلمیش رنجبرلر، آلماق ایستر حق مشروعین
نه یئرده قالمیسیز بگلر، آغالار، خانلار، انسانلار!
محررلر، مفتن لر اوسانمازلار، اوتانمازلار
بازارلار، هرزه لر، افسانه لر، هذیانلار، انسانلار!
شرارت دن چکیب ال، خیره مایل اولمایین بیر دم
کسین باشلار، الین جانلار، تؤکون مین قانلار، انسانلار!
بشر سیز، سیزده قان تؤکمک طبیعی در، جبلی دیر
بوفطرتدن اوزاقدیر، شبهه سیز، شیطانلار، انسانلار؟
دگول میحیف دل لردن غبار جهل محو اولسون
نچون هرگونده قاندان قوپماسین طوفانلار... انسانلار!
دمادم نفس اماره دئمکده اُقتل الاخوان
نچون سالم قالا باشلار، بدنلار، جانلار،انسانلار!
جهالت پرده سین چاک ائتمه یین، اوندا گؤره ر سیز کیم
ثرادیر جسم لر، هم نفس لر، شیطانلار، انسانلار!
*- ایشان: اوزبک و تاتار واعظلری




خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
وای، وای، دئیه سن بشر دگیل بو؟
بیر شکله اویان تهر دگیل بو،
آللاهی سئورسن، ار دگیل بو،
اردودی، قاباندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
اول گون کی، آداخلادیز، اوتاندیم،
اوغلاندی، دئدیز ارین، ایناندیم!
اَر بویله اولورموش، ایندی قاندیم!
خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
قورخدوم، آی آمان، یاریلدی باغریم
بیر نازیک ایپه ساریلدی باغریم
گوپ- گوپ دویونوپ داریلدی باغریم،
جانیم اودا یاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
دودکش کیمی بیر پاپاغ باشیندا،
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا،
گرچی قوجادیر، بابام یاشیندا،
اما سوراغاندی، قویما گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
ایگرنمیشم آغزی‌نین سویوندان،
قطران قوخوسی گلیر بویوندان،
لاپ دوغروسو، قورخموشام خویوندان
بیر افعدی ایلاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!


صابیر



" قارقا و تولکو "  یا روباه و زاغ !
شعر: میرزا علی اکبر صابر


ماجرای شعر ترکی و آموزنده «روباه و کلاغ» و تبدیل آن به شعری بی محتوا و کودکانه در کتاب فارسی دوم دبستان داستان «روباه و کلاغ» از شاهکارهای ادبی «میرزا علی اکبر صابر» یکی از مفاخر آذربایجان در کتاب معروف «هوپ هوپ نامه» است که در کتاب فارسی دوم دبستان با ترجمه حبیب یغمایی بدون اشاره به نام شاعر به چاپ رسیده است!
«هوپ هوپ نامه» مجموعه ای است طنزآمیز و دربرگیرنده شعرها و قطعات با مضامین مردمی و انقلابی كه سراینده نامور آن با بهره گیری از طنز خلاق خود در جریان انقلاب مشروطیت در باره مسائل گوناگون كه می توانست برای انقلاب مطرح و مفید باشد سروده است.
میرزا علی اكبر صابر طاهر زاده در سال ۱۸۶۲ در شماخی (آذربایجان) و در خانواده ای متوسط و مذهبی به دنیا آمد. او معتقد به تأثیر شعر در بیداری اذهان مردم و آگاه كردن آن ها از وضعیت موجودشان بود. میرزا علی اکبر صابر به خاطر نوشتن شعر علیه رژیم وقت و افشای عوامفریبی آن ها زبانش بریده شد. و چون کتابش بعد از بریده شدن زبانش تمام و چاپ شد نام کتاب را «هوپ هوپ نامه» گزید؛ زیرا همان طور که در فارسی برای ساکت کردن شخصی سیس می گویند در ترکی هم «هوپ» می گویند!

داستان

سراینده واقعی «روباه و زاغ» کیست؟
کتاب های درسی دوره دبستان بدون اسم بردن از شاعر و پدیدآورنده ی این اثر، این شعر را به نام «حبیب یغمایی» در كتاب درسی به چاپ رسانده اند!
در مورد سراینده واقعی شعر «روباه و زاغ» چند نظر وجود دارد:
• شاعر فرانسوی قرن هفدهم ، ژان دو لافونتن
• یکی از داستان‌های کتاب حکایت های ازوپ است
• این شعر از شاعری روسی به نام «ایوان آندریویچ گریلوف» می باشد که حدودا در سال 1844 م فوت کرده است.
این شعر را برای اولین بار «میرزا علی اکبر صابر» شاعر آذربایجانی دوره مشروطه و صاحب کتاب «هوپ هوپ نامه» به ترکی آذربایجانی ترجمه و به نظم درآورده است.
«صابر» همان شاعری است که شعرهایش در مجله «ملانصرالدین» چاپ می شد و «نسیم شمال» به محض چاپ شعرهایش آن را به فارسی (البته بدون ذکر مأخذ) ترجمه می کرد.
در این خصوص می توان به کتاب از «صبا تا نیما» مراجعه کرد.
ترجمه فارسی این اثر از روی مضمون ترجمه ترکی «صابر» و مربوط به زمان های اخیر است و این شعر انقلابی و آموزنده بدون اشاره به نام شاعر به شعری بی محتوا تبدیل شده و به عنوان شعری کودکانه به نام حبیب یغمایی چاپ رسیده است!
قارغا و تولکو

پئندیر آغزیندا بیر قارا قارغا
اوچاراق قوندو بیر اوجا بوداغا

تولکو گؤرجک یاواش – یاواش گلدی
اندیریب باش ادبله چؤمبلدی

بیر زامان حسرت ایله قارغا ساری
آلتدان – آلتدان ماریتدی باش یوخاری

دئدی: «احسن سنه، آ قارغا آغا!
نه نزاکتله قونموسان بوداغا!

بزه دین سن بوگون بیزیم چمنی
شاد قیلدین بو گلمه یینله منی

نه گؤزه لسن، نه خوش لقاسن سن
یئری وار سؤیله سم – هماسن سن

توکلریندیر ایپک کیمی پارلاق
بد نظردن وجودون اولسون ایراق!

بو یقین دیر کی، وار سئویملی سسین
اوخو، وئرسین منه صفا نفسین!»

بؤیله سؤزدن فرحله نیب قارغا
آغزینی آچدی تا کی، ائتسین – غا

«غا» ائده رکن هنوز بیرجه کره
پئندیری دیمدیییندن ائندی یئره

تولکو فوراً هواده قاپدی یئدی
قارغایا طعنه ایله بؤیله دئدی:

«اولماسایدی جهاندا سارساقلار
آج قالاردی یقین کی، یالتاقلار»!


زاغ و روباه


ترجمه فارسی شعر انقلابی و آموزنده «روباه و کلاغ»

کلاغی که پنیری در دهان داشت
پروازکنان بر روی شاخه ای بلند نشست
وقتی روباه [کلاغ را] دید بلافاصله آرام آرام آمد
سرش را پایین انداخت و با ادب و نزاکت نشست
مدتی با حسرت به سمت کلاغ
از آن زیر سرش رو به بالا دزدکی به کلاغ زل زد
گفت: آفرین به تو ای آقا کلاغ
چقدر با نزاکت روی شاخه نشسته ای!
تو امروز این چمن ما را آراسته کردی
با این آمدنت من را شاد کردی
تو چقدر خوشگل هستی، چقدر خوش لقا هستی!
جا دارد که بگویم تو هما هستی!
موهایت مثل ابریشم و حریر می درخشد
وجودت از بدنظر دور باد!
این یقینی است که تو صدایی دوست داشتنی داری
بخوان تا نفست به من صفا بدهد!
از این حرف ها در حالی که کلاغ به خودش می بالید
دهانش را باز کرد تا بکند «غا»
هنوز یک بار «غا» کرده بود
که پنیرش از منقار افتاد
فورا روباه [پنیر را] در هوا قاپید و خورد
و به کلاغ با طعنه این گونه گفت:
«در جهان اگر آدم های خودشیفته نفهم نبود
یقینا چاپلوسان گرسنه می ماندند!»

و پاسخ صابر :
فارس شـــاعری چوخ سؤزلرینی بیـزدن آپارمیش

"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعر ، پخیل اولماز

تورکــــون مثلی ، فولکلــــوری دونیـــادا تـــک دیر

خان یور قانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

(شاعران پارسی زبان ، بسیاری از مطالبشان را از ما گرفته اند

شاعر بخشنده ای همانند صابر ، هیچگاه بخیل نمی شود

ضرب المثل ها و ادبیّات عامیانه ترکی در دنیا تک است و همتایی ندارد

در روستا ضرب المثل است که لحاف ارباب، لحاف یا دوشکی مندرس نیست "هیچگاه از ارزش نمی افتد " )





داستان چوپان دروغگو نیز که در کتابهای دوره دبستان آورده شده است توسط میرزا علی اکبر صابر سروده شده است.
اصل شعر ترکی یالانچی چوبان (چوپان دروغگو) از میرزا علی اکبر صابر:

بیر چوبان بیر گون ائتدی داغدا هارای
جاناوار وار دئدی گلین ای وای

اهل قریه یوگوردو داغ طرفه
گئتمه سین تا قویون قوزو تلفه

بونلاری مضطرب گؤرونجه چوبان
گولمه یه باشلادی دئدی : یاران

سیز بونو سانمایین حقیقت دیر
داماغیم گلدی ، بیر ظرافت دیر

بینوالار قاییتدی لیک چوبان
گئنه بیر گون داغ اوزره قالدی فغان

جاناوار وار دییه باغیردی گئنه
قریه اهلین کمک چاغیردی گئنه

کندلیلر ائتدیلر دوباره هجوم
گئنه اولدو یالانلیغی معلوم

دوغرودان بیر زامان به عزم شکار
قویونا گلدی بیر نئچه جاناوار

هرچه داد ائیله دی چوبان یاهو
ائشیدنلر دئدی یالاندیر بو

بو سبب دن هارایه گئتمه دیلر
اونا هئچ اعتناده ائتمه دیلر

جاناوارلار یئدی بوتون قویونو
ایشته اوغلوم یالانچی لیق اویونو

باق یالانچی تانیلدی چونکه چوبان
دوغرو دئرکن سوزو تانیلدی یالان

هرگز اوغلوم یالان دئمه کی خدا
دوست توتماز یالانچی نی ابدا

هم ده خلق ایچره حرمتین اولماز
عزتین قدر و قیمتین اولماز

چوپان دروغگو

چه خوش گفته است شهریار شیرین سخن:
فارس شاعیری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش
صابیر كیمی بیر سوفره لی شاعیر بخیل اولماز
توركون مثلی، فولكلورو دونیا-دا تك دیر
خان یورقانی، كند ایچره مثل دیر، میتیل اولماز



لینک مشاهیر آذربایجان




مرتبط با : آذربایجان * مشاهیر آذربایجان
برچسب ها : شاعر-ترکی-مشاهیر-مفاخر آذربایجان-داستان ترکی-تورکی-صابیر-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397
زمان : 10:30 ب.ظ
اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
نظرات |


پست را بدون شرح شروع کنیم...


رهبر انقلاب: با کودکان ترکی صحبت کنید در مدرسه فارسی را خواهند آموخت
[http://www.aparat.com/v/qYEwX]



سلام سلام اوشاقلار
شیرین کلام اوشاقلار،
داغلار ،چمن بزه ندی
گوله تمام ، اوشاقلار.
یارادیب دیر یارادان
گوزل گوزل گوللری،
یاشیل ،قیرمیز،نارینجی
بزه ییب دیر چوللری.
کنگر اوسته،گول اوسته
بولبول سالدی یؤواسین،
ساری کوینک اوخویور
دیلینده حاق صداسین.
گویده باخین قوشلارا
اوردک گلیر ، قاز گلیر
قاطار قاطار دورنالار
خبر وئریر یاز گلیر.
دووشان کولون دیبینده
شیرین یاتیب خبرسیز.
قارتال گزیر باش اوسته
قاچیب خبر وئررسیز.
دووشان دورما، قاچ ها قاچ،
چَپیک چالین اوشاقلار.
هامی وئرسین ال اله
دئیین، گولون اوشاقلار.
یاشام

آذربایجان







قاریشقا

آی قاریشقا نه سن ، سن؟

كیچیك آما گؤجلو سن!

***

گئجه-گونوز  ایشله ییب

چوره ك – موره ك   ییغان سن

***

بیلیرسن  بیر  قیش گلر

یاغیش گلر،قار گلر

***

اوندا  چوره ك  تاپیلماز

ده نی  اولان  داریخماز

***

   زیره كسن  ای   قاریشقا

گئد  ایشله  سن   داریخما


قاریشقا

منیم جیرانیم


گؤزو    قارا  جئیرانیم

یولون   هارا   آی جانیم؟


داغی    گه زه ن   نازییلا

بوینوزو   تك   تاجییلا
 

یاواش- یاواش   یئریركن

داغی- داشی    سئویرسن
 

بو داغ  سنین  مسكنین

هم    منیم دی     هم    سنین

 
منیم   ائویم   “سولدوزوم”

گؤیده   بیر تك    اولدوزوم

 
سنین        ائوین     ده ره دی

قاشین- گؤزون   قه ره دی

 
بیز   بیر- بیری    سئویریك

وطن        یاشا    دئییریك

جیران



اوشاق چؤلده اوینادی


اوشاق  چؤلده  اوینادی

اویناماقدان   دویمادی

***

بیرده‌ن یومورتا  تاپتدی

تویوغوندو ، او   قاپدی

***

تویوق  دئدی آی  اوشاق

منیم دی  بو ، بوش  بوراق

***

بیر گون یومورتا     سینار

جوجه‌م تئز  اوندان چیخار

***

اوندا  جوجه‌مه‌  ده‌ن  وئر

اَزمه ،  اوْنا     آمان    وئر

***

بالامی   سن    قاچیدما

دام – دووارادا   چالما

***

آنا   تویوق   گؤزله‌ییر

بالام   یوخدو سؤیله ییر

***

بیز  حیوانیق  گوناحیق

محبت له        قالاریق

اوشاق



ادبلی اوشاق



سلام سلام اوشاقلار

سیزه نئچه سؤزوم وار

ادبلیدیر چون آدیم

بالدان شیریندیر آدیم

سئویرلر منی هامی

چون وئریرم سلامی

ال-اوزومو یویارام

یئمکلری قویارام

فیرچالارام دیشیمی

قویمام قالا ایشیمی

اوست-باشیم تر تمیز

اودور کی اولدوم عزیز

شعر : بهرام اسدی

اوشاقلار



پیشی / ثریا بخشی (آیلار)

پسشی پیشی آی پیشی

ایتی پیچاغا تای دیشی

سیچانلارین دوشمانی

سئور یاغلی پیشمیشی

 
ایلده بیر یول بالالار

آغ – قارا، ارکک – دیشی

بیر بالا قاپلان کیمی

جیرماقلاماق دیر ایشی.

گزر دامدا دوواردا
پیشی پیشی لر یای – قیشی


پیشی



بیزیم داغلار

دره لری یان- یانادیر،

بیزیم داغلار بیزیم داغلار

بولودلارلا هم خانادیر

بیزیم داغلار، بیزیم داغلار.

بولاقلاری سرین-سرین،

اویناغیدیر گؤزللرین،

عرشه آچیب اؤز اللرین

بیزیم داغلار، بیزیم داغلار.

اتکلری چادیر، چادیر

زیروه لری گؤیه چاتیر،

اولدوزلارا کمند آتیر،

بیزیم داغلار بیزیم داغلار.

هاشم طرلان(سئچیلمیش)

داغلار




کپنک / محمد رضا شوکتی



کپنکم کپه نک

گل بو شعری اؤیره نک

گوللو قانادلاریم  وار

خاللی یانا قلاریم وار

گول اوستونه قونارام

گولون عطرین آلارام

قارانلیغی سئومه ره م

اونا کؤنول وئرمه ره م

شمعی چوخ سئوه ره م من

هامییا دئیه ره م من:

دونیامیز آیدین اولسون

قلبیمیز نورلا دولسون

جان وئره ک آزادلیغا

ایشله یک آبادلیغا


کودکی



جوجه لر / ثریا بخشی (آیلار)


هاچان گئتدی سویوقلار

یومورتلایار تویوقلار

دسته – دسته جوجه لر

خیردا فریک بئچه لر

 

چیل – چیل ساری، آغ، قارا

کندلردن گلر بازارا

من ده آلدین بیر دنه

آپاردیم سالدیم نینه

دن – دؤش یئییب کؤکه لر

خیردا جوجه م یئکه لر

جوجه



فصیللر / محمدرضا شوکتی

بیر گؤزه ل اوغلانام من

سئومه لی اینسانام من

گؤزه ل قیزام ، گؤزه ل قیز

منیم آدیمدیر اولدوز

من سئوه ره م آنامی

اینجیتمه ره م آتامی

معللیمیم وار اولسون

تانری اونا یار اولسون

اؤیره دیر فصیللری

آیلاری هم ایللری

دئییر، اوّل یاز گلر

ساز گلر آواز گلر

بولبوللر گلر باغا

گؤزلریک یاغیش یاغا

یازدان سورا یای گلر

ایستی بیزه پای گلر

یایدا اولار بستنی

بستنی ایستر منی

پاییز فصلی اینجی دیر

سایسان او اوچونجو دور

خزل ائیلر باغلاری

تؤکر او یارپاقلاری

سونونجو فصلین آدی

دئسم سویوق بوردادی

قیشدا چیخار قار دیزه

سویوق گلر ائویمیزه

آتام قورار بوخاری

اودور ایشین آخاری

ائوه سویوق گلمه سین

منه سویوق ده یمه سین

قیش گئدیب بایرام گلر

چؤلده قویونلار ملر

اوشاق ، بؤیوک بیربه بیر

بایرامی تبریک دئییر

بایرام گلر یاز گلر

ساز گلر آواز گلر

بولبوللر گلر باغا

گؤزله ریک یاغیش یاغا


فصل



اوشاق شئعری / زلال

قیش گلیب، تاخ تاخ تاتاخ

شاختـادان  دوندی   بـوتـون  تاختـا  تابـاخ

قارکولک دی، چن دی ، بوز، هر یئر قیرو، هر یئر سازاخ

چیلله چیلله  بیـز گره ک  قیش دان  داداخ

ائتمه سین چوخ قاش قاباخ

*

داغلار آغ کؤینک گئییر

باغ  و  بستــانــه کولک  لای لای  دئییر

شاختادان گؤیده  بولودلار تیتره ییر  هئی  قار یاغییر

یئـــر آغیـز آچمیش او  قارلاردان  یئییر

آسمـانـه  بـاش  اَیـیــــر

*

اولدو  قار هر کوچه دام

من  باباملا  جورلـه دیم  قاردان  آدام

قیش دادا  وار  چوخ گؤزللیکلرله  لذّتدن  خبـر

قیش سیز ائتمز یاز  بو یئر اوسته  قیام

قیش، سنه اولسون سلام !

*

یئر اوشور قار یاغماسا،

داغ  تپه ، چایلار ، باتار  هر گون  یاسا

آمما  من  قیشدا  گرکدیر  ایستی  پالتارلار  گییه م

قویمایام  تـا  شاختا دان  جانیم  سوسا

یا مریضلیکدن  میسا

ترکی


یاغدی یاغیشلار
ایسلاندی قوُشلار
جیم جیلاق اوْلدو
حئیوان گامیشلار
خیردا دامجیلار
تئز بیر اوْلدولار
بیر آز گئتدیلر
آرخا دوْلدولار
آخماجا داشدی
یوْللاری قاشدی
چاتدی دَنیزه
داغلاری آشدی
«تك اَلدن چیخماز
سس بو مثلدی»
دامجیلار آخدی
داشلاری دَلدی


قیزیم



قیزیم
گوونش قیزیم، آی قیزیم
اوُلدوزوما تای قیزیم
پاییزیمدا، قیشیمدا
باهار قیزیم، یای قیزیم
كهلیك كیمی سالیرسان
گوله ـ گوله های قیزیم
سن گولنده گول آچیر
دوْداقلارین آی قیزیم
تمیز اوْلار بوُلاق چای
بوُلاق قیزیم، چای قیزیم
عشقین اَلی وئریبدیر
سنی منه پای قیزیم
گوندوز اوْلار اوْیناسان
ساعاتلاری سای قیزیم
ایندی هله گئجه‌دیر
لای ـ لای ائله دای قیزیم


آذربایجانی


دورنا قیزیم

چاتما قاشلی، دورنا قیزیم

آی ساچلاری بوُرما قیزیم

گل درسینی ازبر ائله

ائوده بئكار دوُرما بئله

واختین اگر اوْلسا حدر

عزیز عوًمرون هئچه گئدر

باشاردیقجا گل اوْخو یاز

قیشی قیش، یاز باهاری یاز

درس اوْخویان عالیم اوْلار

اوْخومایان ظالیم اوْلار

ظالیم اوْلار اوًز ـ اوًزونه

گل آناوین باخ سوًزونه


قصه و داستان



ناغیل

اوشاق‌لار موراد بابانین باشینا ییغیشمیشدیلار. بابا دا اونلارا جاوانلیغین‌دان دانیشیردی. موراد بابا دئییردی، جاوان اولاندا گؤل‌دن چوخلو بالیق توتارد‌یلار. گؤل قیراغینا گلیب، شن‌لیک قوراردیلار. اوشاق‌لار ماراقلاندیلار:

–  موراد بابا، گؤلون قیراغی چوخ زیبیل‌لی‌دیر، سیز اوردا نئجه شنله­نیردینیز؟

–  اوندا گؤلون قیراغی ائله گؤزل، ائله تمیز ایدی کی، آدام حئیران اولوردو. اورا حتا باشقا یئرلردن ده قوناق‌لار گلیردی.

بابایا قولاق آسان‌دان سونرا دوست‌لار – صفر ایله محمد گؤله بالیق توتماغا گئتمه‌یه حاضرلاشدیلار. صفرین باجی‌سی سارا اونلارلا گئتمک ایسته‌دیکده قارداشی أوّل راضی اولمادی:

–  قیزلار بالیق توتماغا گئتمیر!

–  من ساکیتجه اوتوروب سیزه باخارام.

محمد دئدی:

–  نه اولا‌جاق، قوی گلسین!

 – یاخشی، گل!

نغیل


سارا سئویندی، اوغلان‌لارا قوشولوب بالیق توتماغا گئتدی. اوغلان‌لار سویا تیلوو آتیب چوخ گؤزله‌ین‌دن و اذیت‌دن سونرا صفرین تیلوونا نه ایسه دوشدو. او، سئوینجک تیلووو سودان چیخارتماغا باشلادی. اما… قارماغین‌داکی بالیق یوخ… بیر کؤهنه آیاق قابی ایدی…

–  نه قشنگ “بالیق”دی! – دئیه سارا ایله محمد اونا گولدولر. صفر آیاق قابینی بیر یانا توللاییب یئنی‌دن تیلووو سویا آتیب گؤزله­مه‌یه باشلادی.

بیر آزدان محمد تیلووو چکیب سودان تکری قوپموش اویونجاق ماشین چیخارتدی.

بو دفعه صفر اونا گولدو:

– ماشینین موبا‌رک­دی!

محمد اؤزونو سیندیرماییب سینیق ماشینی بیر یانا آتدی.

اوشاق‌لار یئنه بالیق گؤزلمک ده داوام ائتدی‌لر.

دوست‌لار داها سونرا گؤل‌دن قولپ‌سوز چؤمچه، سینیق ایستکان، ماشین رولو، کونسئرو بانکاسی، جیریق توپ، الجک، حتی رئزین بالیق چیخارتدی‌لار.

سارا‌نین رئزین بالیق‌دان چوخ خوشو گلدی. اونو گؤتوروب بیر آغاجین آلتیندا اویناتماغا باشلادی. سونرا ایسه اونو یوخو توتدو. یوخودا گؤردو کی، قوجاغین‌داکی رئزین بالیق اینسان کیمی دانیشیر:

–  گؤرورسن ده نه اولوب؟

–  نه اولوب؟ – سارا تعجبله سوروشدو.

–  انسان‌لار بیزی محو ائدیرلر!

–  نئجه؟

–  گئده­ک، اؤزون شاهد اول!


اوّل بالیق، آردینجا دا سارا اوزه – اوزه سویون دیبینه دوشدولر. سویون دیبینده نه­لر یوخ ایدی…!! سارا اؤزونو لاپ زیبیل ماشینی‌نین ایچه­ری­سینده حیس ائله‌دی. بوردا بالیق‌لار آز قالا بوغولوردولار. یازیق‌لار حال‌دان دوشدوک‌لرین‌دن اوزه بیلمیردیلر. چوخو آرخاسی اوسته اوزانمیشدی. بالاجا بالیق‌لار آنا‌لارینا یالواریردی‌لار:

–  آنا، بیزه یئم وئر!

–  دؤزون بالا‌لاریم، بیرتَهَر دؤزون، یئم یوخ‌دور. یقین کی، بیر گون بیزی خلاص ائدن تاپیلا‌جاق!

–  بیزه یئمک، بیزه یئمک!

 – کؤمک ائلیین، بالیق‌لار محو اولور!

اونون سسینه اوغلان‌لار گلدی.

سارا یوخودان آییلسا دا ساکیت‌له­شه بیلمیر، آغلاییردی.

صفر باجی‌سی‌نین باشینی سیغاللادی:

–  نه اولوب سنه، سارا، نیه آغلاییرسان؟

سارا ایچینی چکه – چکه دئدی:

–  ائله پیس یوخو گؤردوم کی…

صفر باجی‌سینی ساکیتلشدیردی:

–  آدام دا یوخو گؤرنده آغلایار؟ مگر سن بالاجاسان؟

سارا یوخوسونو اوغلان‌لارا دانیشدی. اوشاق‌لار یوخونون حقیقته اویغون اولدوغونو باشا دوشدولر. محمد دئدی:

–  اوشاق‌لار، بیزده معجزه‌لر کیتابی وار، اوردا یازیلیر کی، بعضا یوخولار آدامی خبردار ائدیر! منجه، سارا‌نین یوخوسو سئحیرلی یوخودور. اونا یوخودا اینسان دیلی بیلمه‌ین بالیق‌لارین ایسته­یی، آرزوسو چاتیب.

اوغلان‌لار سارا‌نین سؤزلرینه دقتله قولاق آسدیلار. قیزین تکلیفی اونلارین دا اوریین‌دن اولدو. سونرا ایسه هر اوچو قرار وئردی:

– بیز گؤلو مُطلَق تمیزله­مه­لی­ییك!

– گوجوموز چاتانا قدر ایشله­مه­لی­ییک کی، گؤل تمیزلنسین!

– یاللا، دوست‌لار، هایدی ایش باشینا!

داستان


بونون اوچون اونلار مکتب اوشاق‌لارینی دا کؤمگه چاغیردیلار. حتی کؤمگه بؤیوک‌لری ده چاغیردیلار. بؤیوک‌لر اول قالدیریجی کران گتیریب گؤلون دیبین‌دن توللانتی‌لاری تمیزله‌دی‌لر. سونرا ایسه چایین بیر قولونو دؤنده­ریب گؤله تزه سو بوراخدیلار. اوشاق‌لار گؤلون اطرافینی دا تمیزله‌دی‌لر. بئله‌جه بالاجا‌لار هر گون گؤله گلیر، اونون دیبیندن حتی خیردا توللانتی‌لاری دا چیخاریرد‌یلار.

بیر گون ده گؤله گلنده گؤردولر کی، اوردا بالیق‌لار اوزور. چوخ سئویند‌یلر. سئحیرلی بالیق اؤز سئحرینی گؤسترمیشدی.

–  گؤرورسن ده نه اولوب؟

–  نه اولوب؟ – سارا تعجبله سوروشدو.

–  انسان‌لار بیزی محو ائدیرلر!

–  نئجه؟

–  گئده­ک، اؤزون شاهد اول!

اوّل بالیق، آردینجا دا سارا اوزه – اوزه سویون دیبینه دوشدولر. سویون دیبینده نه­لر یوخ ایدی…!! سارا اؤزونو لاپ زیبیل ماشینی‌نین ایچه­ری­سینده حیس ائله‌دی. بوردا بالیق‌لار آز قالا بوغولوردولار. یازیق‌لار حال‌دان دوشدوک‌لرین‌دن اوزه بیلمیردیلر. چوخو آرخاسی اوسته اوزانمیشدی. بالاجا بالیق‌لار آنا‌لارینا یالواریردی‌لار:

–  آنا، بیزه یئم وئر!

–  دؤزون بالا‌لاریم، بیرتَهَر دؤزون، یئم یوخ‌دور. یقین کی، بیر گون بیزی خلاص ائدن تاپیلا‌جاق!

–  بیزه یئمک، بیزه یئمک!

 – کؤمک ائلیین، بالیق‌لار محو اولور!

اونون سسینه اوغلان‌لار گلدی.

سارا یوخودان آییلسا دا ساکیت‌له­شه بیلمیر، آغلاییردی.

صفر باجی‌سی‌نین باشینی سیغاللادی:

–  نه اولوب سنه، سارا، نیه آغلاییرسان؟

سارا ایچینی چکه – چکه دئدی:

–  ائله پیس یوخو گؤردوم کی…

صفر باجی‌سینی ساکیتلشدیردی:

–  آدام دا یوخو گؤرنده آغلایار؟ مگر سن بالاجاسان؟

سارا یوخوسونو اوغلان‌لارا دانیشدی. اوشاق‌لار یوخونون حقیقته اویغون اولدوغونو باشا دوشدولر. محمد دئدی:

–  اوشاق‌لار، بیزده معجزه‌لر کیتابی وار، اوردا یازیلیر کی، بعضا یوخولار آدامی خبردار ائدیر! منجه، سارا‌نین یوخوسو سئحیرلی یوخودور. اونا یوخودا اینسان دیلی بیلمه‌ین بالیق‌لارین ایسته­یی، آرزوسو چاتیب.

اوغلان‌لار سارا‌نین سؤزلرینه دقتله قولاق آسدیلار. قیزین تکلیفی اونلارین دا اوریین‌دن اولدو. سونرا ایسه هر اوچو قرار وئردی:

– بیز گؤلو مُطلَق تمیزله­مه­لی­ییك!

– گوجوموز چاتانا قدر ایشله­مه­لی­ییک کی، گؤل تمیزلنسین!

– یاللا، دوست‌لار، هایدی ایش باشینا!

بونون اوچون اونلار مکتب اوشاق‌لارینی دا کؤمگه چاغیردیلار. حتی کؤمگه بؤیوک‌لری ده چاغیردیلار. بؤیوک‌لر اول قالدیریجی کران گتیریب گؤلون دیبین‌دن توللانتی‌لاری تمیزله‌دی‌لر. سونرا ایسه چایین بیر قولونو دؤنده­ریب گؤله تزه سو بوراخدیلار. اوشاق‌لار گؤلون اطرافینی دا تمیزله‌دی‌لر. بئله‌جه بالاجا‌لار هر گون گؤله گلیر، اونون دیبیندن حتی خیردا توللانتی‌لاری دا چیخاریرد‌یلار.

بیر گون ده گؤله گلنده گؤردولر کی، اوردا بالیق‌لار اوزور. چوخ سئویند‌یلر. سئحیرلی بالیق اؤز سئحرینی گؤسترمیشدی.

داستان ترکی




آذربایجان فولکلوروندا اوشاقلارین یئری / احمد فرهمندی

گیریش: آذربایجانین مدنی ـ فیکری تاریخی ان اسکی عصرلردن باشلامیش بو گونه قده‌ر یاشاییشینا داوام وئریب. تاریخ بویونجا آذربایجاندا یاشایان تورکلرین دوغال احساس، آیدین دوشونجه و کوتله‌وی حیات تجربه‌لری بوردا جانلاناراق اؤز قاینار باجاریقلاریندان باش توتوب سنه‌لری آرخادا قویوب بیزیم الیمیزه چاتان مدنی- فیکری بؤلوملردن بیریده اوشاقلار آغیزین ادبیاتی اولموشدور.

فولکلور؛ آغیز ادبیاتی، خالق حکمتی و کوتله بیلیکلری دئمکدیر. خالق مدنیتی اینسان حیاتینین ایلکین چاغلاریندان باشلامیش سایسیز ائنیش ـ یوخوشلار آرخادا قویوب، داورانیشلار سوزگجیندن کئچه‌رک بیزیم عصریمیزه چاتمیشدیر.

بیزیم آغیز ادبیاتیمیز دونیانین ان زنگین اسکی خالق ادبیاتیندادیر. بوتون میللتر آراسیندا اولدوغو کیمی بیزیمده فولکلور خزینه‌میزده ائلیمیزین اوشاقلار و ناز بالالاری اوچون یاراتدیغی بول ـ بول اؤرنکلره راستلاشیریق.

فولکلوروموزدا اوشاقلار اوچون وئریلن بؤلوملرده، زنگین مدنیته یییه اولان خالقیمیزین، ایستک آرزی، کدر- سئوینج، عادت ـ عنعنه و دونیا گوروشلو باخشیلارین گؤرمک اولور. بو ادبیات درین دوشونجه و پاک احساسلارین توره‌نیشی اولدوغو اوچون دیلین ایفاده طرزی ساده و تمیزدیر. اونون اؤیره‌دیجی و بدیعی اهمیتی داها اؤنملی دیر. آتالار سؤزو. بایاتیلار، لایلالار، تاپماجالار، ناغیلار، داستانلار، ماهنیلار، حکایه‌لر، اویونلار، اوخشامالار، نازلامالار و … قوللارین درین دوشوندوکده گؤروروک کی بونلارین یارانماسی اوشاقلاریمیزدا، دیله، ائله، یوردا و حیاتا محبت باغلیلیقلارین آرتیریب گله‌جک یاشایشلارینا بوللو اومودلر توره‌ده‌رک خالق دوشمنلرینه قارشی کینه و نفرت حسی اویادیر.


بایرام

کودک

بایرام


اوشاغین آنا قارنیندا یاشایان دؤورو:
آذربایجان خالقلاریندا اوشاق دونیایا گلمه‌میش، هله آناسی بویلو اولان واختلار بئله بیر عادتلری وار: بیر قادین بویلو چاغلارین کئچیرن زامان خصوصی ایله‌ ایلک اوشاغینا بویلو اولاندا قوهوم اقریباسی‌له یاخین دوستلاری اونو قورویاراق قارانلیقدا یالقیز بوراخماییب حامام و قبیر اوسته‌ تک گئتدییینی مصلحت گؤرمزلر. بو قادینین اوشاغی داها هوشلو و گؤزه‌ل اولماق اوچون اونون یئریکلمه دؤورونده یئمک ایستکلرین یئرینه یئتیریب و اوشاغین هر یوندن قورونماسینا چالیشارلار.

دوغوش زامانی چاتدیقدا اوشاق و آنایا اولدوقجا ده‌یر وئریب قیرخ گونه قده‌ر آنا و بالانی خطر و بلالردن قوروماغی اؤزلرینه بیر گؤره‌ و سانارلار. اوشاغین گله‌جکده؛ دانیشغی شیرین، واری چوخ و عؤمرو اوزون اولسون دییه باشی اوسته؛ قند، قیزیل و چؤره‌ک قویارلار.


آد قویما گونو
کؤرپه‌نین یئددینجی گونو چاتدیقدا گونو آدلانیب قوهوملاری بیر یئره توپلاناراق چالیب اویناملاق و شنلیک دولو ییغینجاقلاریندا ملی احساسلارینا دایاناراق خالق قهرمانلارین اونوتماسینلار دییه جوانشیر، بابک، نبی، ستار و کؤکو دیلرینه باغلی اولان آدلاردان سئچیب اوشاقلارین او آدلارین بیری ایله آدلاندیرارلار.

دده قورقود بوی لاریندا اوشاق آنادان اولدوقدا آد قویولمور. هر اوشاغین اجتماعی ده‌یری اونون جومرودلوک، قوچاقلیق و ائل اوچون چالیشمالاری اوزره سئچیلیر. ائلین یامان گونلرینده خالقا یاردیم ائتمه‌ین قورخاق و آیاق دالی قویان اوره‌کسیزلره هر یئرده نیفرت و آلچاق گوز ایله یاناشیلیب و «مخنث» آدلانیرلار.

اوشاقلار حیات و ساواش مئیدانیندا اؤزلریندن هنرله باجاریقلاین گؤستردیکده آدا لاییق اولورلار. اؤرنک اوچون: دیرسه خان اوغلو؛ بوغایلا دویوشدوکده اونو یئره ووروب بوغازین کسنده‌ن سونرا اوغوز بگلری ییغیلیب اوغلانی تحسین ائدیب دده‌م قورقود گلسین بو اوغلانا آد قویسون دئییرلر. دده قورقود اوغلانین آتاسینا واریب بیر نئچه تعریفدن سونرا: «بایندر خانین آغ میدانیندا بو اوغلان جنگ ائتمیش دیر. بو بوغا اؤلدورموش. سنین اوغلونون آدی بوغاج اولسون. آدینی من وئردیم، یاشینی آللاه وئرسین- دئدی.»

(دده قورقوت کیتابی- فرزانه انتشاراتی- ایلک چاپ- صایفا ۲۷)

بو گون بیزیم خالقیمیز اوره‌ک دولو اینام و آرزولارلا اؤز کئچمشینه دایاناراق هئچ بیر چتینلیکلردن بویون قاچیرماییب «آماجلاری یولوندا آجی‌لار عشق اولسون» دییه چوخلو مانعه‌لردن آشمالیدیلار.

خالقیمیز اؤز دوغال حاقلارین یاساقلاردان قورتاماق اوچون بوخوولانمیش ووقارلارین اؤزگورلویه چاتدیرماغا هر ساحه‌ده جانلاریندان مایا قویماغا حاضیرلانمالاری یئرلی اولاجاق.

ایراندا ایللر دیر سیستملشمیش بیر آخین تورک خالقی آراسیندا آنا دیل و وارلیقلارینا سویوقلوق یاراتماغا جان آتماقدادیر. آنا دیل مکتبلرده تعلیم اولونمادان دیل گونده‌لیک دایاز دانیشیقلارا حصر ائدیلیب سؤزجوکلر اونودولوب دیل یوخسوللاشیر آردیندا دانیشانین باشینا قاخیج اولاراق دیلینی بؤتووکله آرادان آپارماغا چالیشانلارین یئرآلتی ایشله‌ییب یالان تبلیغ‌لرینه اینانانلار آز دئییل کی، بو دورومون سونوجوندا یانلیش دوشونن کیمسه اؤز کؤکلو وارلیغنا خبرسیز قالیب حقارت حیسی دویاراق اؤزو ایله دیلین دانماغا باشلاییر. اوشاغینا ائلینین گوزه‌ل کؤکلو آدلارینین یئرنه هئچ تورکون آغزیندا دوزگون دئییلمه‌ین فارس و یابانجی آدلار تاخیب و آنا دیلده دانیشماغی اسکیکلیک ساناراق بیر هویت سیز شخص کیمی حیات سوروب و آخیرده ایکی مسجد آراسیندا نامازسیز یاشاییر.

اوشاقلارا شعر اوخوماق اونلارین فیکرلرین گوجلندیرمکده و بئش دویغولارین تحریک ائتمکده فایدالی اولور. اوشاق روانلاری اوزره چالیشان بیلگینلره گؤره: بو ایش اوشاقلارین حیس و عاطیفه‌لرین تربیت لندیریب و باشقا اینسانلارین حیسلی ایله تانیش اولماغا و آیری یؤندن باجاریق و هیجانلارین کنترل دا ساخلاماغا و دانیشیق دیللرین گوجلندیرمک و درین خیالا ال تاپماق، شعر اوخوماغین فایدالاریندان اولابیلر.

شعر اوخوماق؛ اوشاغین هوشلا قولاق گوجون تقویت ائدیب و اوندا گؤزللیکلره درین حس یارالدار. هر سؤزجویون اؤزونده داشیدیغی عاطیفی معنا اوشاغین ذهئنین گوجلندیریب و بوللو سؤزجوکلر اؤیره‌نمه‌سینه اؤنملی تاثیر بوراخار. بو شعرلر خاص بیر آهنگ ایله دئییلنده موسیقی هونر  سئحر یارادیجی اولدوغو اوچون سسلرین ده‌یری معنادان آرتیق اوشاغین روحوندا یئر سالیر. ائله اونداندیرکی بیزیم فولکلور شعرلریمیزده معنانادان باشقا ریتم و آهنگه اؤزه‌ل بیر یئر وئریلیب.


لایلالار
«سوفره‌نین یاراشیغی قوناق، ائوین یارشیغی اوشاق» دئیه‌ن آنالاریمیزین چوخلو حیصه‌سی سودامه‌ر اوشاغین امیزدیره‌ندن سونرا قیچلارینین اوسته، بئشییکده و یا قواغیندا ساخلاییب یاتیرماغا چالیشان زامان اؤزل آهنگ ایله بیر سیرا سؤزلر زمزمه ائدیرلر، آنادان باشقا عائله‌نین دیگر عضولری او جومله‌دن بؤیوک ننه، خالا، بی بی  و باجی کیمی ائوآداملاری آشاغیدا اؤرنک اوچون وئریلن سؤزلردن اوخویارلار.

لایلای بئشیگیم لایلای

ائویم ائشیگیم لایلای

سن گئت شیرین یوخویا

چکیم کشیگین لایلای

لایلای دئدیم یاتاسان

قیزیل گوله باتاسان

قیزیل گولون ایچینده

شیرین یوخو تاپاسان

لایلای دئدیم گونده من

کولکده‌ده سن گونده سن

ایلده قوربان بیر اولار

سنه قوربان گونده من


نازلامالار


«اوشاغی یئمک یوخ سئوینج بؤیوده‌ر» آتا- بابالاریمیز درین دوشونجه‌لریندن توره‌نن بو سؤزه آرخا دوران اوشاق نازلامالاری آذربایجان فولکلوروندا باشقا بیر بؤلومدور، کی کؤرپه‌لری شنلندیرمک و آتا ـ آنا محبتینین بال بولاغیندان اونالارا دادیزدیرماق هدفی ایله آچیق و گولر اوزله ایفاده اولونار. بئله بیر نازلامالاری دینله‌ین اوشاق گولش قاباق و مهربان بیر اینسان کیمی دیرچه‌لیب بویا ـ باشا چاتار.

بالاما قوربان اینکلر

بالام هاچان ایمکلر

بالاما قوربان ایلانلار

بالام نه واخت دیلآنلار

سود دیبی، قایماق دیی

قوربانین اولسون بی بی

سود یالا، قایماق یالا

قوربانین اولسون خالا

آتین توتون بو بالانی

شکره قاتین بو بالانی

تولوق سنی آسایدیم

یاغین تاسا باسایدیم

بالام بؤیوک اولاندا

قوپلو قازان آسایدیم

چالخالان، چالخالان یاغ اولسون

بالام یئییب ساغ اولسون.

آغی

اؤز کؤرپه‌لرین «لایلالار» و «نازلامالار» لا بویا- باشا چاتدیران آنالار، بیر واخت‌دا ایتیردیگی اوره‌ک بندلری و اؤلولولرینه آغیتلار دئیه یاس توتارلار.

آغاجدا خزل آغلار

دیبینده گؤزه‌ل آغلار

بالاسی اؤلن آنا

سرگردان گزه‌ر آغلار

ناغیل

ترکی

قصه




تاپماجالار
تاپماجلار بیزیم اوشاق آغیز ادبیاتیمیزین زنگین بیر قولودور، سنه‌لری آشیب گلن تاپمماجالار دیلدن ـ دیله گزیب هئچ واخت یئنی لییین الدن وئرمه‌میشلر. تاپماجالارین ظاهیرده ساده اولدوقلارینا باخمایاراق درین مضمون داشییرلار. اوشاقلار اونلارین یانیتین تاپماق اوچون درین فیکره دالماق مجبوریتینده قالیب و بو یول ایله بیلیک‌له دوشونجه‌لرین یئتگینلشدیرمه‌یه چالیشارلار.

دئمک تاپماجالار؛ اؤیرنمک، هوش، باجاریق و … ساحه‌لرده هامی اینسانلارا اؤزللیکله اوشاقلاریمیزا اؤنملی بیر کمک ائدن اولابیلر.

– اویان مرمر/ بویان مرمر/ ایچینده بولبول اوینار. (دیشلر- دیل)

– دیلی یوخ، آدام ایله دانیشار (کیتاب)

– آدای اودار، جانی یوخ. (قبر)

– آغ اوتاق قاپیسی یوخ. (یومورتا)

– آلتیندان ایچر، اوستوندن دوغار. (اکین)


یاهالماجالار


یاهالماجالار اوشاقلارین هوشون سیناماق و اونلارین بئینین آرتیق چالیشدیرماق اوچون ووجودا گلیب و عمومیتله شعر دیلی ایله ایفاده اولونماسینا گؤره، آهنگیله دئییلدیکه اوشاق چالیشار جاوابی تاپمادان اؤنجه اونو اؤیره‌نیسن. یاهالماجالاری اؤیره‌نن اوشاق اؤز تای توشلارین باشینا توپلاییب بو نوعیله فیکیرلرین چاخناشدیریب هوشلارین سینار.

او نه دیر ایکی دیر هر جاندا

لاکن اوچ اولار هر حیواندا

مصره گئتدیم گؤرمه‌دیم بر دانه‌سی

شامیده گؤردوم دوروب اوچ دانه‌سی

سنده‌وار، منده وار، آدام دا یوخ

جومله ده وار، دئسم عالمده یوخ

بیر ایکی او چدن زیاده اولمامیش

دؤردونو عالمده هئچ کس گؤرمه‌میش (نوقطه)


اویونلار
هر بیر میللتین ایچینده اوشاقلاری اوچون اویونلاری اولدوقدا تورک خالقینین ایسه اؤز اوشاقلارینا بوللو اویونلاری وار بو اویونلار یالنیز باش قاتیب واخت سووماقدان اؤتری یارانماییب. آذربایجان هاوا دورومون نظرده آلاراق خالقینین اینانج و یارادیجیلیقلا ریندان گوج آلان جسمی و روحی ساغلاملیقلارا سبب اولان بو اویونلارین هر بیریسی بیر آماجی ایزله‌یه‌رک اوشاقلارین توپلومسال یاشاماق، هر ساحه‌ده بئینی ایشه سالماق، خالقی و وطنی سئویب اونا یییه دورماق و … حیسلری گوجلندیرمک اوچون یارانیب.

آذربایجان اوشاق اویونلاریندا ایشه آپاریلان نسنه چوخ ساده و ابتدایی اولوب و اویون قورتولدوقدا هئچ کیمسه‌ده اویون وسیله‌سینه یییه‌لیک حسی یارانماز. اؤرنک اوچون: «بئش داش، قوندوم- کؤچدوم، آیاق جیزیق، اته‌یه داش قویدو، ایپ کئچدی، ایینه ـ ایینه، گیزلن- قاچ، گؤزده قولاق، کباب ـ کباب، ناققیشلی و …» اویونلاریندا هئچ بیر اؤنملی وسیله آرادا اولمادان ساعاتلار اوشاقلاردا شنلیک تؤره‌دیب، روحلارین تمیزله‌یه‌رک فیکیرلرینین آیدینلاندیرار.

بو گون بو اویونلارین چوخو، یاشلیلاریمیزین یادداشیندا یاشایاراق نه یازیقلارکی اوشاقلاریمیزا منتقل اولماییب و اونودولوب آرادان گئتمک‌ده دیر. نه یاخشی اولاردی گونوموزون مدرن اویونلاری یئرینه اؤز اسکی و آتا ـ بابالاریمیزدان قالان اویونلاری اوشاقلاریمیزا اؤیره‌دیب عصبی خسته‌لیک گتیره‌ن کامپیوتر اویونلاری و یوخاری قیمته آلینان اویونچاقلاردان جان قورتاریب ساغلاملیق وئره‌ن اویونلاریمیزا یییه دوراق.


بایرام

لالایی

داستان

ناغیل، داستان، حیکایه
آذربایجان فولکلورونون دیقت مرکزینده دوران قوللاردان بیری ده ناغیل، داستان و حکایه‌لردیر. کی اونلاردا یئر سالان فیکیر اوشاقلار و یئتیشمکده اولان گنج نسیلین دوزگون تربیه‌سی اوچون ایلک آماج دیر. اوشاقلارین معنوی صافلیغینا یئرلی یاناشماق، آتا ـ بابالارمیزی دریندن دوشوندورموش و ایلک نؤوبه اونلاری دوغما وطنه، برکتلی تورپاغا، باغلاماغا چالیشمیش و نهایت بؤیوکلره حؤرمت ائتمک، هامیا محبتلی اولماق، یوخسولدان ال توتماق، اوره‌یی گئنیشلی‌یی، الی آچیق لیق، باشقاسینین دردینه اورتاق اولماق کیمی اخلاقی داوراینشا آشئیلامیشلار.

فولکلوروموزون بو نوع قوللاریندا بیر چوخ عبرت آمیز احوالاتلارا تصادف ائدیریک کی، اوشاقلار، یئنی یئتمه و گنج‌لره دوز یول گوستریر، اونلاری چتین آنلاردا دؤزوملو اولوب و عاغیلی یولو سئچمه‌یه یؤنه‌لدیر، جهالت و گئریلیکدن اوزاقلاشدیرماغا مثبت شرایط یارالدیر.

وطن پرورلیک حیسلری یارالدان اوشاق فولکلوروموزون ناغیلار قولوندا؛ یوردوموزون صلابتلی داغلارین، چؤللر قولاغینا ماهنیلار اوخویان چایلارین، شهر و کندلریمیزین دوزنلرینین تصویرنی ائله باجاریقلا گوستریبلرکی اوشاقلار دینله‌دیکجه شووقا گلیب اونلاری سئویر، طبیعتین قوینوندا گزمک، گؤزللیکلری اؤز گوزلری ایله گؤرمک ایسته‌ییرلر. آغیز ادبیاتیمیزین بو فورماسیندا اؤلکه‌میزین مئشه‌لرینده، چؤللرینده، دوزه‌نلرینده دولاشان وحشی حیوانلارین، قوشلارین سسی ائشیدیلیر و گولل- چیچه‌کلرینین عطری دویولور.

بیزیم عائیله دوروموموزدا اوشاقلارین تعلیم و تربیه‌لری آتالاردان آرتیق آنالارین بوینونا دوشوب، آنا هر اینسان اوچون ایلک اوستاد سانیلاراق، اوشاغین دیرچه‌لیب بویا- باشا چاتماغی اوچون اؤز ووجودون شام کیم  یاندیریب تجروبه‌لرین میننت سیز بالاسینا بوراخیر. عمومیتله قیسا اولان ناغیل، حکایه و داستانلار اوشاقلار یاتاغا گئدن واختلار آنالار دیلی ایله دئییلر باشقالاری ایسه؛ قیش گئجه‌لری بوتون عائیله عضولری بیر یئره ییغیلان زامان بؤیوک ننه‌لر، آتالار یا بابالارین حرارتلی دیلی ایله نقل ائدیلیر. گاهدان ناغیلارین لازیم گلن یئرلرینده، نئی یا سازدان دا فایدالانیلیر. ناغیلین اؤزوندن قاباق بیر اؤن سؤز یا مقدمه دئییلرکی آذربایجاندا (ناغیلار یاراشیغی یا دؤشمه) آدلانار.

اؤیره‌نک اوچون: «سیزه هاردان دئییم آز دانیشانلاردان، قاری دینمز یئره یاخانلاردان، سو کیمی لام آخانلاردان، ده‌یمه دوشرلردن، کوسن‌لردن، اوغرولاردان، یالانچیلاردان، وفاسیزلاردان، بؤهتانچیلاردان، اوغورسوزلاردان، ایلقاریندان دؤننلردن، بوزو مینیب چای گئچنلردن، خوروز بئلینده بوستان اکندن، لعنت قویروقلو یالانا، رحمت قویروقسوز دوزه، آلقیش یازانا، قارقیش پوزانا، سؤز قالسین انسان گئتسین، دوست وار اولسون، دوشمن خار اولسون، ایندی یئتک مطلبه»

بو مقاله‌نین حووصله‌سی چکمه‌دن قیسا و اوزون ناغیلار اؤیرنه‌ییندن واز کئچدیک. اوشاقلار اوچون سؤزلریمیزین چوخلو دئییلمز قالدی. آرتیرمالییام اوشاق ماهنی‌لاری و اونلاردا اولان گؤزل آهنگلر اوشاق فولکلوروموزون ان اؤنملی بیر حیصه‌سین تشکیل ائدیر بو قونودا آراشدیرمالار، بیلگینلریمیزین اطرافلی چالیشمالارین طلب ائدیر.


سون سؤز
آیدیندیر اینسانلارین بیرـ بیرینه اولان موناسیبیتی آنادان گلمه دئییل. یاشادیغی کوتله آراسیندا اونلاری بوروین اجتماعی ـ اقتصادی شرایطدن آسیلی دیر. بیلگینلره گؤره: شرایط ده ییشدیکجه، اقتصادی موناسیبتلر ده‌ییشدیکجه آداملارین باخیش‌لاری، اونلارین معنویاتی‌دا ده‌ییشیر.

آذربایجاندا یاشایان خالقلارلار باشقا یئرلرده حیات سوره‌ن میللتر ایله کوکلو فرق‌لر وار. همین کوتله‌وی قورولوشلاردا یاشایان آداملارین باخیش و حیسلری آیری خالقلاردان سئچیلر. اخلاق، داورانیش و دونیا گؤروشلری باخیمیندان یقین کی بیر اولابیلمزلر. اؤز ائل ـ اوباسینا باغلی اولان و دوغما یورودوندا چالیشیب اؤز آنا دیلینده دانیشان آداملار هئچ واخت وطن، دیل و وارلیقلارینا لاقئید قالا بیلمیرلر. اونو اوره‌کدن سئویب و دردلرینه اورتاق اولورلار. لازیم گلدیکده وارلیقلاری یولوندا بئله جانلاریندان دا اسیرگه‌میرلر. آنجاق اجتماعی محیط و سیاسی قورولوش ده‌ییشدیکجه آداملارین داورانیشیدا ده‌ییشیر.

بو یازیدا گئدن فولکلور اؤیرنکلری؛ دکتر سلام جاوید توپلایان (آذربایجان فولکلوروندان نمونه‌لر) کیتابیندان آلینیب.


منبع قیزیل قلم



لینک پست کودکان آذربایجان
لینک پست بازیهای محلی آذربایجان
لینک مجموعه پستهای اصالت و رسوم آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : ترکی-شعر-کودک آذربایجان-آذربایجانی-ناغیل-قصه ترکی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 22 مهر 1396
زمان : 11:59 ب.ظ
آپارات تبریز لینک 67
نظرات |


سوئیتهای منطقه جنگلهای مکیدی (ارسباران)
[http://www.aparat.com/v/n1x9O]

اولین اردوى حرفه اى اینلاین هاكى در سایمان تبریز
[http://www.aparat.com/v/Q2NXe]

فیروزه جهان اسلام(مسجد کبود)گروه هنری هیرا
[http://www.aparat.com/v/NDyUP]

تفاوت فرهنگ عابر در باکو آذربایجان با تهران
[http://www.aparat.com/v/fzFJb]

فرزاد سمیعی اهل ارومیه - مسابقه RİSİNG STAR TÜRKİYE
[http://www.aparat.com/v/38r7n]

اجرای زیبای سرود ترکی آذربایجانی در طارم زنجان
[http://www.aparat.com/v/38Vrb]

مناطق دیدنی اردبیل
[http://www.aparat.com/v/3aASI]

ترکی صحبت کردن خیابانی و آواز ترکی جناب خان

[http://www.aparat.com/v/G14uU]

قشقایی تویو - عروسی ترکهای قشقایی
[http://www.aparat.com/v/olR4I]

فیلم تورکمنی
[http://www.aparat.com/v/o5d72]

موسیقی شاد آذربایجانی همدان
[http://www.aparat.com/v/3uGpq]



آپارات های ویدیویی تبریز ویکی لینکلر را دنبال کنید...

شبکه سهند


سهند موزیک


سهند کارتون


آشپزی آذربایجان


مرتبط با : آپارات تبریز لینک
برچسب ها : قشقایی-ترکمن-زنجانی-ترکی-آذربایجانی-آپارات-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395
زمان : 09:00 ب.ظ
:: دیدنی های شهرستان بناب با کبابهای خوشمزه
:: تبریز 2018 در خاموشی و آسفالتهای گسلی
:: رستوران سنتی شازده در بازار تبریز
:: منطقه کوهستانی بزقوش و آبشار اسبفروشان
:: شهروند لینک آذربایجانی 73 (عکاسی از آذربایجان غربی و اردبیل و زنجان )
:: زیبایی قبله و طوفان داغ جمهوری آذربایجان
:: مرثیه برای فضای سبز تبریز
:: شاعر روشنفکر میرزا علی‌اکبر طاهرزاده - صابر
:: مسافری از فرانسه
:: چطور تبریز بدون گدا شد
:: ساختمان های تاریخی تبریز ؛ از خاک خوردن تا خاک شدن
:: Ben king in Tabriz
:: Flinflins and Tintin in Tabriz
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: هویت و اصالت و فرهنگ و هنر زیبای آذربایجانی ها
:: باغشمال تبریز
:: بهار طبیعت آذربایجان شرقی
:: زخم نمکی بر پیکره دریاچه همیشه اورمیه
:: سیزده بدر و تبریزگردی مسافران نوروزی 97
:: سوغاتی های خوردنی تبریز و آذربایجان شرقی
:: ایل بایرامیز موبارک ، نوروز سال 1397
:: جاهای ندیدنی تبریز در آستانه نوروز !
:: کاروانسراهای یام مرند و خواجه نظر جلفا در آذربایجان شرقی
:: آب، آتش، باد، خاک ؛ چهارشنبه های رنگی آذربایجان
:: روستاهای زینجناب و خلجان در بخش تبریز
:: دکتر جواد هیئت
:: دهستان اسپیران تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 72 (عکاس کمال شبخیز)
:: دوربین تبریز لینک 77 ( شهرگردی تبریز در سال 96 )
:: نادرشاه و ایل ترک افشاریه ایران




( تعداد کل صفحات: 9 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ