تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 5 تیر 1398, 11:30 ب.ظ


مقدمه :
زبان ترکی از طرف زبانشناسان به عنوان سومین زبان قانونمند وتوانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از زبان شناسان بنام زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است.
● زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد
● حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و….
● چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است. مانند آقا ، خانم ، سراغ، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، اردک، آرزو، سنجاق، دگمه، تشک، سرمه، فشنگ ، توپ ، تپانچه، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشگه، بقچه، چروک،….



اینک از انسان شروع می کنیم:

دده: پدر بزرگ
ننه: مادر بزرگ
آتا و بابا: پدر (فادر انگلیسی)
آنا: مادر (مادر انگلیسی)
قایین: ( برادر زن و یا برادر شوهر)
بالدیز: ( خواهر زن)
باجاناق: ( این کلمه در فارسی معادل ندارد و به همین شکل استفاده می شود.)
گؤرومجه: ( خواهر شوهر)
قارداش: برادر (بطور مطلق)
آغا بَی: برادر بزرگ
اینی: برادر کوچک
آبلا: خواهر بزرگ
باجی: خواهر (بطور مطلق)
مانی: عمو (عمّ در عربی)
تی زه: خاله (خالة در عربی)
دایی: دایی ( این کلمه تركی در فارسی معادل ندارد و به همین شکل استفاده می شود.)

و اما در حیوانات

اینک: گاو ماده
سیغیر: گاو (مطلق)
اؤکوز: گاو نر (که به گاو آهن بسته می شود)
بوغا: گاو نری که آماده مبارزه و یا جفت گیری است.
گؤنگه: گاو نر گوشتی
دؤیه: گاو ماده جوان
توسون: گاو نر جوان
دانا: گوساله یک ساله
بوزاو: گوساله شیر خوار
دامیزلیق: گاو نر یا ماده ای که برای ازدیاد نسل نگهداری می شود.
قوُیون: گوسفند
قُوچ: قوچ ( که کلمه ترکی است)
بورولموش ارکک: (قوچی که آخته شده است)
توخلو: گوسفند نر یکساله
شیشک: گوسفند ماده یکساله
قویروق لو: گوسفندی که از جنس آسیایی است.
قیسا قویروق: گوسفندی که از جنس استرالیایی و یا مرینوس می باشد.
تاولی: برّه جوان گوشتی
قوزو: برّه
———-
اؤردک: مرغابی
سونا: مرغابی نر
یاشیل باش: مرغابی ماده
چؤرکه: مرغابی
جوللوخ: مرغابی نیزار
قارا باتاخ: مرغابی سیاه
قاش قالداخ: مرغابی سرخ
آلما باش: مرغابی که سر بزرگ دارد.
قاشیق قاقا: مرغابی که منقارش مثل قاشق* است.
گؤی قاناد: مرغابی آبی رنگ
دمیر قاناد: مرغابی که در هنگام پرواز دیر اوج می گیرد.
آلا تینجا: مرغابی که رنگ سیاه و سفید دارد.
باخچان: مرغابی که چشمان قشنگی دارد.
آنقوت: مرغابی قهوه ای رنگ که از هوش کمی برخوردار است و زود به دام می افتد.


” چند فعلی که در فارسی معادل ندارد:

سیپقارماق: نوشیدنی را بصورت مکیدن نوشیدن

تامسیماق: نوشیدنی را یک دفعه سر نکشیدن، بلکه جرعه
جرعه و با لذت خاصی نوشیدن.

آغلاماق چشیتلری: انواع گریه کردن:

آغلامسینماق: بغض کردن و چشم ها را تر ساختن.

اینلمک: یواش و بی صدا گریه کردن

سیزلاماق: گریه و زاری کردن

سیتقاماق: با حالت التماس گریه کردن

هیچقیرماق: با صدای گرفته که حاکی از زیاد گریه کردن است،
گریه کردن

هؤنگورلمک: زار زار گریه کردن

زیریلداماق: گریه ای که دیگران خوششان نیاید و یا گریه بچه
گانه و غیر منطقی

اینقالاماق: گریه بچه شیرخوار

فعل واجب الاداء در فارسی و عربی وجود ندارد و باید حتما از كلماتی همچون ” باید ” و ” المفروض ” و مانند آن استفاده کرد. به این فعل در ترکی ” گرکلیلیک کیپی ” گفته می شود:
یتیشملیییک: باید خودمان را برسانیم.

یمه لیسن: باید بخوری
فعل شرط در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. برعکس فعلهای شرط ترکی که از کاربردی ترین افعال است و ترك زبان را از استخدام حروف شرط بی نیاز می كند:
گلسه: اگر بیاید
ده سه: اگر بگوید
ایچسه: اگر بنوشد
فعل تمنی ( ای کاش …) در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. به این فعل در ترکی ” دیلک” ویا “ایستک  کیپی ” گفته می شود:

اولایدی: ای کاش می بود
قیزیل گول اولمایایدی: ای کاش گل سرخ نبود
سولمایایدی: ای کاش زرد نمی شد
قدرت مشتق سازی از خود کلمه در عربی و ترکی بی نظیر است درحالیكه در زبان فارسی بسیار كم و ضعیف دیده می شود:

ایتی: تیز
ایتیلتمک: تیز کردن
ایتیله شمک: تیز شدن
———–
دؤز: درست
دؤزه لمک: درست شدن
دؤزه لتمک: درست کردن
دؤزمک: به نظم درآوردن
دؤزولمک: به نظم کشیده شدن
———–

ساری: زرد

سارالماق: به رنگ زرد درآمدن

سارالتماق: به رنگ زرد درآوردن

———–

به زک: زینت
به زه مک: زینت کردن
به زنمک: مزین شدن

نکته مهم: در ترکی فعلی وجود دارد بنام فعل دو طرفه، یعنی
گوینده و فاعل فعل در آنِ واحد، مفعول آن فعل هم محسوب
می شود. به این فعل در ترکی ” دؤنوشلو ” فعل می گویند.
مثل مزیَّن شدن  در فارسی که اصل آن از کلمه زُیّن در عربی
گرفته شده است که معنای آن زینت شدن یك وسیله دیگری
است. در حالیکه معنای کلمه ” به زنمک” در ترکی زینت شدن
به وسیله خود شخص است.

الآن بعضی نمونه ها از این فعل بی معادل در فارسی:

اؤرتونمک: خود را پوشانیدن

یووونماق: خود را شستشو دادن

قوُ جونماق: از درد به خود پیچپدن

متعدی کردن فعل در بسیاری از افعال فارسی غیر ممکن است
و باید از راههای دیگری استفاده کرد. ولی در ترکی همه افعال
لازم را می توان از همان ریشه متعدی کرد:

کسمک —» کستیرمک: بُریدن —» بُراندن ( یعنی کس دیگری
را به بریدن وادار کردن)

آلماق—» آلدیرماق: خریدن—» خَراندن! ( یعنی کس دیگری را
به خریدن وادار کردن)

ساتماق—» ساتتیرماق: فروختن—» فروختاندن! ( یعنی کس
دیگری را به فروختن وادار کردن)

یریمک—» یریتمک: راهاندن  رفتن—»  رفتاندن! ( یعنی کس
دیگری را به راه رفتن وادار کردن)

فعل امر در فارسی تابع قاعده خاصی نیست و از ریشه فعل
درست نمی شود. به نظر زبان شناسان بی قاعده بودن هر
زبان نشانه ضعف و سستی آن زبان است.

پختن—» پز! (خ—» ز تبدیل شده است)

رفتن—» رو! (ر—» و تبدیل شده است)

کردن—» کن! (د—» ن تبدیل شده است)
دیدن—» ببین! ( که اصلا از مصدر دیدن فعل امر ندارد.)

درد دل: بدون هیچ تعصبی می گویم که اگر کسی در ایران متولد نشود و اینها را از این و آن نشنود و ازبر نکند، تا سالیان سال نمی تواند یاد بگیرد. این مشکل را دوستان خارجی مقیم ایران همگی اظهار می کنند و از بی قاعدگی فارسی شکایت دارند. در حالیکه فعل امر در ترکی از ریشه اصلی کلمه ساخته می شود و در این خصوص یک استثنا هم در ترکی یافت نمی شود.

بسیاری از ظرافت ها و فرق های ظریف در افعال ترکی وجود دارد که آنها را با زبان فارسی نمی توان بیان کرد. مثلا ” قوُوماق ” و ” قوُوالاماق ” هر دو در فارسی به معنای طرد کردن و دور کردن است. در حالیکه بین آنها فرق جزیی وجود دارد که ترکها در استعمال آن را لحاظ می کنند.

اسم آلت اصلا در فارسی معنا و مفهومی ندارد. اما در عربی و ترکی از قاعده خاصی تبعیت می کند:

بورماق: پیچاندن—» بورقو: پیچ

چالماق: نواختن—» چالقی: آلت نواختن مثل ساز و غیره

سیلمک: پاک کردن—» سیلگی: پاک کن

سَرمک: پهن کردن—» سَرگی: فرش و یا هر چیز دیگری که بر
زمین پهن شود.

گل گیت: رفت و آمد—» گلن گیدن ( در اسلحه. این کلمه معادل
فارسی ندارد)

قاپاماق: درپوش گذاشتن—» قالپاق (در ماشین که به همین
شکل در فارسی استعمال میشود.)

یاتماق: خوابیدن—» یاتاغان (در ماشین که به همین شکل در
فارسی استعمال میشود.)

اسم زمان و اسم مکان را در فارسی اصلا نباید حرفش را زد. فقط در بعضی مواقع با اضافه کردن پسوند “گاه” می توان  اسم مکان و یا زمان ساخت که آن هم از خود کلمه مشتق نمی شود:

یاتماق: خوابیدن—» یاتاق: محل خواب و یا رختخواب

بارینماق: پناه گرفتن—» باریناق: پناهگاه

قونماق: نزول کردن به مکانی—» قوناق: منزل، کاروانسرا

دورماق: ایستادن—» دوراق: محل وقوف، ایست گاه
قوروماق: محافظت کردن—» قوُروق: منطقه محافظت شده یا قورق که در فارسی هم استعمال می شود.

اسم مصدر در ترکی دقیقا از ریشه کلمه ساخته می شود. ولی در فارسی یا از ریشه دیگری ساخته می شود و یا اصلا ساخته نمی شود. نگاه کنید:

قاچیرماق: ربودن—»  قاچاق: در فارسی هم مجبورا لفظ ترکی آن استعمال می شود.
چالیشماق: باهم کارکردن، درگیر مسأله ای بودن—»  چالیش و چلیشکی: چالِش ( در فارسی مجبورا ترکی آن را بکار می برند)
یاساماق: قانون گذاری—»  یاساق: غیر قانونی ( در فارسی مجبورا عربی آن را بکار گرفته اند)
برای تقویت رنگها در فارسی فقط می توان از پیشوند ” بسیار ” و مانند آن استفاده کرد.


در ترکی هر رنگی صفت خاصی دارد که در نوع خود بی نظیر است:

قاپ قارا: بسیار سیاه

آپ آغ: بسیار سفید، سفید خالص

یام یاشیل: سبز سبز

ساپ ساری: زردِ زرد

( ملاحظه می کنید که در فارسی احیانا با تکرار اسم رنگ این کار صورت می پذیرد که قابل مقایسه با زبان ترکی نیست.)

برای مصغر کردن در فارسی مجبورا باید کلمه کوچک یا پسوند “چه‎”‎ و حرف كاف ( در مواردی كمیاب و غیر قابل استعمال‎(‎ را به کلمه مورد نظر اضافه کرد، مثلا بخاری کوچک، جمله کوچک و یا کوتاه، مرد کوچک ( البته مردک که در فارسی بصورت مصغر بکار می رود صرفا برای توهین و حقارت بکار می رود و معنای مطلوب را نمی رساند و پسوند “چه‎”‎ هم استعمالهای نادری دارد‏) اما نمونه های  تصغیر در ترکی:

قالاچیق: قلعه کوچک
تپه جیک: تپّه کوچک
دره جیک: درّه کوچک
محمود جوق: محمود کوچک


صیغه ترحم در فارسی وجود ندارد و در عربی به اشکال مختلف می توان آنرا بیان کرد. اما در ترکی بسیار ساده و قاعده مند است:

قیزجاغیز: دخترک بیچاره
قادین جاغیز: زن بینوا

صفت تقویه در فارسی وجود ندارد. مثلا اگر بخواهی مقدار دایره ای بودن شکلی را با تأکید بگویی، باید از کلمه بسیار دایره وار و امثال آن استفاده کنی. اما در ترکی هر صفتی را با لفظ خاصی می توان تأکید کرد:

یوس یووارلاق: بسیار دایره وار
ترتمیز: بسیار تمیز
زیر دلی: صد در صد دیوانه
قاپ قارانلیق: تاریکی محض
ایپ ایستی: خیلی گرم
دارما داغین: بسیار ریخت و پاش، خیلی بی نظم

برای بزرگ نمایی و یا کوچک نمایی فعل انجام شده در فارسی باید از پسوند و پیشوندهای بسیار متعددی استفاده کرد. در حالیکه این امر در عربی و ترکی از خود فعل درست می شود. ( بحث پسوند و پیشوند به قدری در عربی کم استعمال می شود که حتی اگر از بیشتر عرب زبانان معنای کلمه پسوند و یا پیشوند را بپرسید متوجه نمی شوند! چرا که زبانشان احتیاجی به این مخلفات و حشویات ندارد. در حالیکه این بحث نسبت به فارس زبانان از اهمیت بالایی برخوردار است.)

گؤزل جه: به شکل بسیار زیبایی
یاواش جا: خیلی آهسته
قالین جا: بصورت خیلی کلفت
برک جه: بطور بسیار محکم

تعابیری همچون: ” قرار است که…” و یا ” لازم است که…” در ترکی از خود فعل مشتق می شود که جدا قدرت نمایی این زبان را می رساند:

چیخماق: بالا رفتن—»  چیحیلاجاق داغ بوراسی: کوهی که قرار است از آن بالا برویم، همین جاست!
ایچمک: نوشیدن—» ایچیله جک سو بودور: آبی که قرار است نوشیده شود همین است.
یازماق: نوشتن—» یازیلاجاق اؤدَولری یازدیم: مشق هایی را که باید می نوشتم، نوشتم.
چؤزمک: حل کردن—» چؤزوله جک تاپماجالاری چؤزدوم: معماهایی را که قرار بود حل کنم، حل کردم.*

متأسفانه بعضی از ترکها تحت تأثیر ادبیات فارسی جمله بسیار شیوای بالایی را چنین بیان می کنند، که دقیقا ترجمه فارسی آن است:

اوُ معمالاری کی قراردی حل ایلیم، حل ایلدیم!

تیکیله جک کؤینک لری گتیردی: پیراهن هایی را که قرار است دوخته بشود آورد.

الان ترجمه آن به ترکی مندرس و بی محتوا : اُو کؤینک لری کی قراردی تیکیلسین، گتیردی!

تعابیری همچون ” به حساب آورد” و یا ” مهم شمرد ” در ترکی مانند باب استفعال در عربی  از خود فعل مشتق می شود. که این هم در فارسی نیست:
اؤنم سه مک: مهم شمردن، مهم به حساب آوردنپ
قریب سه مک: غیر طبیعی و غیر عادی به حساب آوردن
آزیمساماق: کم شمردن
چوغومساماق: زیاد به حساب آوردن

بسیاری از تعابیر در فارسی مثبت و یا منفی ندارد. مثلا: ” عین خیالش نیست” که مثبت آن ” عین خیالش است” می باشد که عملا کاربرد ندارد. چونکه یک ترکیب چند کلمه ای است که از فعلی مشتق نشده است که منفی و مثبت داشته باشد. الان معادل ترکی آن را به سادگی خواهید دید:
اومورساماق: در عین خیالش بودن
اومورساماماق: در عین خیالش نبودن*


نکته مهم: تمامی قواعد و مثالهای ذکر شده در حال حاضر در ترکی استعمال می شود. و اگر بعضی از آنها در ایران به فراموشی سپرده شده و جای آنرا کلمات فارسی گرفته است، این نتیجه فرهنگی دیگر زبانهاست. چرا که در ایران فرهنگستان و نظام خاصی برای یادگیری قواعد دستوری ترکی وجود ندارد. پس ترکی به نفسه اشکالی ندارد و اشکال در ماست.

از نمونه کلمات اصیل ترکی که در هیچ زبانی معادل ندارد، کلمه ” یاکامُوز” است. این کلمه در ترکی به معنای انعکاس نور ماه در روی آب دریاست، که شب ها در روی آب مانند چشمک زنی می درخشد. این کلمه از طرف هییت زبان شناسی آلمان به عنوان کلمه سال برگزیده شد. خوشبختانه رسانه های ایران هم این نکته را در تلویزیون و مطبوعات به خوبی نشان دادند. زبان غنی و اصیل ترکی منبع این چنین ظرافت هاست که روح انسان را نوازش می دهد.

تبدیل شدن چیزی به چیز دیگر، مثل تبدیل شدن قلب انسان به سنگ در ترکی، از دیگر مزیات این زبان در مشتق سازی است:
داش: سنگ—» داشلاشماق: تبدیل به سنگ شدن
کؤمور: زغال—» کؤمورلشمک: تبدیل به زغال شدن ( این با زغال شدن و یا سنگ شدن فرق دارد. به این حالت در عربی استحاله می گویند. و معادل ترکی آن: ” داش اولدو” می باشد.)

ساختن فعل از ریشه اسم، همچون عربی اوج قدرت و شاهکار ادبی ترکی به حساب می آید:
یومورتا: تخم مرغ—» یومورتلاماق: تخم گذاشتن
گؤنش: آفتاب—» گؤنش لنمک: حمام آفتاب گرفتن
داش: سنگ—» داش لاماق: سنگ پرتاب کردن
ال: دست—» اللمک: با دست ور رفتن، دست کاری کردن
آیاق: پا—» آیاقلاماق: پایمال کردن—» آیاق لانماق: به پا خواستن، قیام کردن

اصوات حیوانات و یا اشیاء مثل صدای افتادن قطرات و چکه کردن، خشمگین شدن سگ و گرگ به هنگام دیدن انسان، که صدای مخصوصی در می آورند و صدای دیگر جانوران در ترکی مانند عربی بسیار متنوع است. این صداها در فارسی غیر قابل بیان و یا خیلی سحت است. اما ترکی مثل عربی در این زمینه هم غنی است:
بؤیورمک: صدای غرش گاو نر
کؤکره مک: صدای غرش شیر
شاخماق: صدای غرش رعد و برق*
گؤرولده مک: صدای صاعقه آسمانی
هاولاماق: پارس کردن سگ
اولاماق: زوزه کشیدن گرگ
میریلداماق: صدای تهدید آمیز سگ و گرگ
قیزغیرماق: صدای سوت مانند مار افعی
شاکیماق: چهچهه زدن قناری
اؤتمک: صدای چهچهه بلبل و غیره

* نکته: در فارسی کلمه رعد و برق و صدای آن که صاعقه
نامیده می شود، همگی برگرفته از عربی است




آموختن زبان شیرین تركی خیلی آسان است

زبان تركی یكی از زبانهایی است كه علاوه بر ایران در چندین كشور دنیا از جمله تركیه, جمهوری آذربایجان, بیشتر جمهوری های قفقاز و حتی در چندین كشور اروپایی مانند آلمان, فرانسه و ... به عنوان یكی از زبانهای مطرح كاربرد دارد زیرا در آن كشورها تعداد زیادی ترك به عنوان اقلیت قابل توجه زندگی می كنند كه دارای حق و حقوق فرهنگی خود می باشند. علاوه بر آن با توجه به اینكه تمامی افعال زبان تركی از یك قاعده واحد تبعیت می كنند و دارای ریشه هستند بنابراین هم یاد گرفتن آن آسان است و از سوی دیگر با یادگرفتن یك لهجه از زیان تركی قادر خواهید بود با افرادی كه به لهجه های مختلف تركی صحبت می كنند ارتباط برقرار كنید. بنابر این در این سایت آنچه كه برای یك شخص برای برقراری ارتباط و انجام امور روزمره به زبان تركی لازم است, در قالب درس های مختلف آورده خواهد شد. امید كه در این زمینه موفقیت هایی حاصل گردد.


درس 1 (اعداد)

اعداد در تركی از یك قاعده خاصی پیروی می كند كه یادگیری آن را آسان می كند. شما ابتدا اعداد زیر را به خاطر بسپارید:

1= بیر 2= ایكی 3= اوچ 4= دؤرد 5= بئش 6= آلتی 7= یئددی 8= سگگیز 9= دوققوز

10= اون 20= ایییرمی 30= اوتوز 40= قیرخ 50= اَللی 60= آتمیش 70= یئتمیش 80= هشتاد 90= دوخسان 100= یوز 200= ایكی یوز 300= اوچ یوز 400=دؤرد یوز و الی آخر 1000= مین 1000000= میلیون 1000000000= میلیارد

حالا كه این اعداد را به خاطر سپردید (سطر اول اعداد از 1 تا 9 و سطر دوم اعداد ده تا میلیارد)

اكنون شما می توانید با اضافه كردن اعداد به همدیگر, عدد مورد نظر خود را بسازید به عنوان مثال برای ساختن عدد 11 شما فقط عدد 10 و 1 را یكجا می آورید. به مثالهای بیشتر توجه كنید:

21= ایییرمی بیر 32= اوتوز ایكی 105= یوز بئش 1002= مین ایكی 2004= ایكی مین دؤرد

اكنون شما شیوه شمارش در تركی را یاد گرفتید. این مهم را به شما تبریك می گویم. ساغ اول

منتظر درس بعدی باشید كه در مورد تعارفات روزمره خواهد بود.


درس دوم (احوال پرسی)

امیدوارم كه اعداد را یاد گرفته باشید. در درس امروز به دنبال یادگرفتن تعارفات روزمره و احوال پرسی به زبان تركی هستیم. لطفا جملات زیر را به خاطر بسپارید:

نئجه سن = حال شما چطوره

ساغ اول سیز نئجه سیز = زنده باد شما چطورین

سحریز خیر اولسون = صبح شما به خیر

گله جه گیز خیر = عاقبت شما به خیر

اوشاقلار نئجه دیر= بچه ها چطورن

سلام لاری وار سیزین كی لر نئجه دیر = سلام دارن بچه های شما چطورن

بویورون = بفرمایید

خوش گؤرموشوخ = چشم مان روشن

خوش گلیبسیز = خوش آمدین

آدین نه دیر = اسم تان چیه

منیم آدیم محمد دیر = اسم من محمده

نه گؤزل آد = چه اسم خوبی

چوخ ایستیردیم سیزی گؤرم = خیلی دلم می خواست شما را ببینم

در زبان تركی از این تعارفات زیاد است. در قالب بحث های بعدی به آنها خواهیم پرداخت. اما چندین واژه را كه امروز در مكالمه بالا به كار بردیم دوباره مرور می كنیم.

سیز = شما , اولسون =باشد , اوشاق = بچه, اوشاقلار= بچه ها, گؤرمك = دیدن , گؤرمیشوخ= دیده ایم, گؤزل= زیبا, چوخ= خیلی, ایسته مك= خواستن , ایستیردیم= می خواستم, آد= اسم

امید كه از امروز بتوانید با دوستان ترك زبان خود حداقل چند كلمه به تركی خوش و بش كنید. درس بعدی به گفتگو در مورد آب و هوا خواهد پرداخت. ساع اولون شاد قالین / سلامت باشید شاد بمانید


درس سوم ( آب و هوا)

با سلام دوباره نئجه سیز؟ حالیز یاخجی دی. به به شما دارین تركی رو یاد می گیرین. امروز می خوام در مورد آب و هوا با شما صحبت كنم. ابتدا كلمات زیر را را خاطر بسپارین.

هاوا= هوا

بوگوٍِِن (bugün)= امروز

صاباح= فردا

دونن (dünan)= دیروز

ایستی= گرم

سُیوخ (soyukh)= سرد

سرین= خنك

شاخدا= بسیار سرد سوزان

سازاخ= باد سرد

قار= برف

یاغیش= باران

دومان= مه برای واژه مه در زبان تركی بیش از 12 معادل وجود دارد كه انواع مختلف مه می باشد

بولوت= ابر

گون (gün)= آفتاب - خورشید - روز

آی= ماه

اولدوز= ستاره

اكنون برای شما تازه كاران یك قاعده ای را خواهم گفت كه با استفاده از آن به راحتی وضعیت هوا را به دوستان خود تعریف كنید. به جمله زیر توجه كنید:

هاوا نئجه دی= هوا چطوره

هاوا بولوت دی= هوا ابری است

شما می توانید تا زمانی كه تركی را خوب یاد گرفته اید صرفا یك فعل دی (di) را به وضعیت مورد نظر خود بعد از هاوا اضافه كنید و دوست خود را در جریان وضعیت هوا قرار دهید.

مانند : محمد! بوگون هاوا ایستی دی = محمد! امروز هوا گرم است

یا : تهرانین هاواسی چوخ ایستی دی= هوای تهران خیلی گرم است

امیدوارم كه درس امروز را یاد گرفته باشید. ساغ اول/ شاد یاشا

درس بعدی در مورد قرار ملاقات خواهد بود


درس چهارم (قرار ملاقات)


سلام, امیدوارم كه حالتون خوب باشه. امروز می خواهیم با شما به زبان تركی قرار بگذاریم. و شما بتوانید با دوستان خود قرار بگذارید.ابتدا به مكالمه زیر توجه كنید:

- سلام

-سنی گؤرمك ایستیرم / می خواهم شما را ببینم

-منده ایستیردیم سنی گؤرم/ من هم می خواستم شما را ببینم

- هاچان گؤره بیله ره م / كی می توانم ببینم

- صاباح آخشام / فردا عصر

- بو گون ساعات اون ایكی ده اولماز؟ / امروز ساعت دوازده نمی شه؟

اولسون بوگون گله ره م / باشه امروز می آیم

شما با استفاده از این مكالمه می توانید انواع قرار ها را نمونه سازی كنید در صحبت با دوستان ترك زبان خود استفاده نمایید. در قرار ملاقات چندین واژه اساسی است. توجه كنید:

هاچان = كی مثال: هاچان گله جكسن= كی می آیی؟

هارا= كجا مثال: هارا گَلیم= كجا بیایم

آخشام= عصر مثال: آخشام اولدو= عصر شد

گئجه= شب مثال= دونن گئجه سنه زنگ ووردوم= دیشب به تو زنگ زدم

ائو (ev)= خانه مثال= سنی ائوه چاغیریرام= تو را به خانه دعوت می كنم

ائشیگ (eshig)= بیرون مثال=ائشیگ ایستی دی= بیرون گرم است

امید وارم كه امروز هم توانسته باشیم چیزهایی را به شما یاد بدهیم. هله لیك= فعلا

جلسه بعد در مورد خوردنی ها با شما صحبت خواهیم كرد


درس پنجم (میوه ها)

در پایین اسم چند میوه به تركی آروده می شود:

سیب: آلما

نار: انار

هیوا: به

قارپوز: هندوانه

قوون: خربزه

گیله نار: آلبالو

مثالها:

من آلما ایستیرم: من سیب می خواهم

آلما یئمه لی دیر: سیب خوردنی است

دونن یولداشیم منه گیله نار وئردی: دیروز دوستم به من آلبالو داد

ایستیرسن سنه نه آلیم؟: می خواهی برات چی بگیرم؟

من آلما سویو سویرم: من آب سیب دوست دارم

اولسون: باشد

داها نه ایستیرسن: دیگه چی می خواهی

ساغ اول بیر زاد ایسته میرم: زنده باد چیز دیگری نمی خواهم

نار سئوه رسن؟: آیا انار دوست داری؟

نار سویو اولسا یاخچی اولار: آگر آب انار باشد بهتر است

اولسون بویورون: باشد بفرمایید


درس ششم (تعریف و تعارف)

افراد برای اینكه میزان علاقه مندی خود را به دوست خود نشان بدهد از الفاظ مختلفی استفاده می كند ببینید:

من سنی چوخ ایستیرم: من خیلی تو را دوست دارم

آوخ! ساغ اول من سنی چوخ راخ:‌ اوه زنده باد من تو را بیستر

اكنون برخی واژگان مربوطه را ملاحظه فرمایید:

ساغ اول:‌زنده باد

گؤزل: زیبا ،‌ خوش تیپ

گؤیچك: خوشگل

سن نه گؤزل سن: تو چقدر زیبایی

بیر داناسان: یكدانه ای

تایسیز: بی نظیر

سن اولماسان منده اولامام: تو نباشی من هم نمی توانم باشم

سن منیم هر زادیم سان: توهمه چیز من هستی

سنی سئویرم: عاشق تو هستم

منده سنی چوخ سئویرم: من هم تو را خیلی دوست دارم

سنسیز داریخیرام: بدون تو دلم می گیرد

داریخیرام: دلم می گیرد

بویور: بفرما

سنین تاین یوخدی: تونظیری نداری


درس هفتم (خوابیدن و بیدار شدن)

در این درس اصطلاحات مربوط به خوابیدن و بیدار شدن به شما خواهم نوشت. چنانچه مایل هستین ابتدا این واژه ها را به خاطر بسپارید:

اویاغ: بیدار یوخو: خواب یوخولو(yuxuloo): خواب آلود تئز (Tez): زود گئجه: شب گونش (günash): آفتاب گوندوز (gündüz):‌ روز

اویات : بیدار كن یوخلا: بخواب

من یورولموشام: من خسته ام یوخوم گلیر: خوابم می آید بو گئجه تئز یاتاجاغام: امشب زود خواهم خوابید صاباح گرك تئز اویانام: فردا بایستی زود بیدار شوم

گوندوز چوخ ایشله میشم: روز زیاد كار كرده ام سن اویاخسان؟: تو بیداری؟ یوخ منده ایستیرم یوخلیام: نه من هم می خواهم بخوابم گئجه ز خیر: شب تان به خیر

نیه دانیشمیسان: چرا حرف نمی زنی یوخولویام: خواب آلو هستم گئجه یاخجی یاتا بیلدین؟: آیا شب تونستی خوب بخوابی یوخو گؤردوم: خواب دیدم

در زبان تركی حالت های مختلف خواب و بیداری دارای اصطلاحات مخصوصی است. به اصطلاحات زیر توجه كنید:

یوخلامیشام: خوابیده ام یاتمیشام: دراز كشیده ام به قصد خواب اوزانمیشام: دراز كشیده ام به قصد استراحت نه خواب مورگولورم (mürgülüram): چرت می زنم

اویانمیشام: كاملا بیدارشده ام آییلمیشام: از خواب بیدار شده ام ولی هنوز دراز كشیده ام (یوخودان) دورموشام: (از خواب) بیدار شده و سرپا هستم

درس هشتم ( صحبت در مورد عید نوروز)

در این درس با صحبت كردن در مورد عید نوروز یا هر عید دیگری آشنا خواهید شد. ابتدا این واژه ها را به خاطر بسپارید.

بایرام: عید ایل: سال یِنی (yeni): تازه آی: ماه گون (gün): روز گؤروش: دیدار شَنلیك: شادی آتا: پدر آنا: مادر باجی:خواهر داداش یا قارداش: برادر گؤیَرتی : سرسبزی چؤل: صحرا داغ: كوه گؤرمه لی: دیدنی

بایرامیز مبارك اولسون: عیدتان مبارك باد

بایرمدا هارا گئدمیشدین: عید به كجا رفته بودین

گئددیم آتا - آنامی گؤردوم: رفتم پدر- مادرم را دیدم

داها هاردان گؤروش ائتدین: دیگر از كجا دیدن كردی

داغا گئتدیم. داداشیم نان چؤله گئتدوخ: به كوه رفتم. با برادرم به صحرا رفتیم

چؤل بوتون گؤیرتی دی: صحرا تمام سرسبزی بود

هانسی گون ائوه قاییتدین: چه روزی به خانه برگشتی

آیین آلتی سی: در ششم ماه هانسی آیین: كدام ماه فروردین!

بو گون آیین نئچه سیدی: امروز چندم ماه است اون دؤردی: چهاردهم ایندی هارداسان: الان كجایی من ایشلیرم: من كار می كنم



لینک مجموعه پستهای آموزش زبان ترکی آذربایجانی (18)




دسته بندی : آموزش زبان ترکی آذربایجانی , * تورک سئسه لینک ,
برچسب ها : زبان ترکی , ترکی آذری , آذربایجانی , آموزش زبان , تورکی ,


نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 9 خرداد 1397, 10:30 ب.ظ

میرزا علی‌اکبر طاهرزاده (صابر)
در روز ٣٠ می سال ١٨۶٢ میلادی در شهر شماخی متولد شد. پدرش بقالی کوچکی داشت و به خاطر اعتقادات مذهبی، می‌خواست صابر را در قامت یک روحانی ببیند. به همین دلیل در هشت سالگی او را به مکتب فرستاد. صابر تا دوازده سالگی در مکتب بود تا اینکه بعدها در مدرسه دولتی باکو که توسط شاعر مشهور آن دوران، سیدعظیم شیروانی افتتاح شده بود شروع به تحصیل علوم جدید کرد. در این مدرسه بود که او به استعداد شاعری‌اش پی برد و با کمک سیدعظیم، به خواندن و ترجمه اشعار فارسی پرداخت. اما مدتی بعد پدرش او را از ادامه تحصیل منع کرده و وادار به کار در مغازه نمود. پدر صابر او را به خاطر علاقه ای که به درس و شاعری داشت سرزنش کرده و حتی یک بار دفتر اشعارش را پاره می کند.

لینک فایل PDF هوپ هوپ نامه صابر

 May 30 - Mirzə Ələkbər Sabirin doğum günüdür


شاعر صابر


ماه کنعانین باتیب، ای پیر کنعان، غم یئمه!
تا گلستانین اولوبدور بیت احزان، غم یئمه!
ای دل محنت زده، اول شاد، لبریز سرور
کسب نامردی قیلار افکار وجدان، غم یئمه!
اولمادی مقصودیمیزجه دور چرخ کج مدار
قالمالی دیر بئیله حالت اوزره دوران پایدار:
قسمتیندیر، ائتگیلن هم روز و شب ناله، زار
ای رعیت، ای فقیر و فعله، دهقان، غم یئمه!
صبح تئزدن دور آیاغا، شامه تک چک زحمتی
گوجلولردن ده ائشیت هر نوع فحش و تهمتی
سن ذلیل اول، عیبی یوخ، قوی گوجلو چکسین لذتی
قوی سنی خوار ائیله سینلر خان و اعیان، غم یئمه!
ایشله قوی قدین بوکولسون، ایشله، آلنین ترله سین!
ایشله، آج قال، آج بهایم تک عیالین چرله سین
ظلمدن فریاد و دادی قوی دیلین ازبرله سین
غارت ائتسین روزینی ملا و بگ، خان غم یئمه!
چک گیلن عمرون چاتینجا، بینوا، آه و فغان
بئیله پنهان سرّیلر اولماز سنه هرگز بیان
ملا نصر الدین، «لسان الغیبه» اولدون ترجمان
روح پاکندیر سنین هر دم ثنا خوان، غم یئمه!

صابر در سال ١٨٨۵ به آسیای میانه سفر کرد و از آنجا به ایران آمد.  در سال ١٨٨٧ با دختر یکی از اقوامش ازدواج کرد و در عرض پانزده سال صاحب هشت فرزند دختر و یک فرزند پسر شد. تامین مخارج چنین خانواده پرجمعیتی برای صابر سخت می‌شود و او ناچار به شغل صابون‌پزی می‌پردازد. هرچند این شاعر، سختی‌های زیادی در زندگی متحمل می‌شود اما از لحاظ مادی و معنوی در حق خانواده خود فداکاری‌های زیادی انجام می‌دهد. او دوست دارد همسر و دخترش هم باسواد باشند به همین دلیل به آنها خواندن و نوشتن یاد می‌دهد. دخترش سریه بعدها در خاطراتش از خوبی‌ها و فداکاری‌های پدرش زیاد می‌نویسد.

در اوایل قرن بیستم، اشعار صابر به مطبوعات آن زمان راه می‌یابد. در سال ١٩٠٣، نخستین شعرش در مجله روس شرقی منتشر می‌شود و مدتی بعد هم اشعارش را به مجله حیات ارسال می‌کند. در سال ١٩٠۶، او روزنامه ملانصرالدین را موافق با عقاید خود می‌بیند و شاعر فعال و دوست داشتنی این نشریه موفق می‌شود.
از آن زمان بود که دوستی بی‌نظیری بین جلیل محمدقلیزاده و صابر شروع شد. هر دو هنرمند، به دفاع از حقوق کارگران و قشر محروم جامعه در مقابل حاکمان دولتی و عالمان دینی پرداختند. صابر به همان اندازه که محبوب ملت بود و دوستان زیادی پیدا کرد، مورد خشم و غضب نیز قرار گرفت و حتی برخی روحانیون فتوای قتل او را صادر کردند.

علی اکبر طاهرزاده


از سال ١٩٠٧ به بعد بود که صابر صابون‌پزی را کنار نهاده و به فعالیت‌های فرهنگی و مطبوعاتی پرداخت. او پس از اخذ دیپلم در تفلیس، به باکو رفته و با روزنامه زنبور همکاری می‌کند. در سال ١٩١٠ همکاری اش را با نشریات گونش و حقیقت آغاز می‌نماید. مجله گونش، صفحه طنزی به نام پالاندوز منتشر می‌کند که آثار صابر در این صفحه، با نامهای نیزه‌دار و جوالدوز، مورد استقبال قرار می‌گیرد. همکاری او با ملانصرالدین هم در این سالها همچنان ادامه دارد.
این شاعر بزرگ در اواخر سال ١٩١٠ به بیماری ورم کبد مبتلا شده و به شماخی بر می‌گردد. در سال ١٩١١ برای معالجه بیماری به تفلیس می‌رود. اما درمان ها کارگر نبوده و او در همان سال چشم از جهان فرو می‌‌بندد. صابر را در قبرستان هفت گنبد شماخی به خاک سپرده‌اند. اشعار صابر یک سال پس از درگذشت‌اش تحت عنوان "هوپ هوپ نامه" منتشر و مورد استقبال زیادی قرار گرفت او را به حق می توان یکی از بزرگترین شعرای معاصر آذربایجان نامید.

صابر نه تنها در تاریخ ادبیات آذربایجان، جایگاهی سترگ دارد، بلکه هم چون میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامه نگار نامی و مبارز میهن مان٬ جایگاهی والا را در مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری به خود اختصاص داده است. شعرهای صابر چون پتکی بر سر محمد علی میرزای قاجار و عمله جهل و ظلم و ارتجاع زمان فرود می آمد و فریاد در گلو مانده مردمی بود که به وسیله او در روزنامه های باکو پژواک می یافت. در آن دوران روزنامه ملانصرالدین٬ به ارگان مجاهدین آذربایجان تبدیل شده بود و صابر در این میان با اشعار آتشین خود٬ آتش به دامن استبداد می انداخت. به ویژه آنجا که با به تمسخر گرفتن ممدلی میرزای قجر می گوید:
ایرانلی دئییل٬ جمله بیلیر «مند علی» یم من
گرگان جفا و ستمین چنگلی یم من
ایرانلی لارین باشلاری نین انگلی یم من
سوررام٬ ایچرم٬ قانلارینی٬ چون زلی یم من
لاشه اؤزومون٬ ات اؤزومون٬ قان اؤزوموندور
شوکت اؤزومون٬ فخر اؤزومون، شان اؤزوموندور


sabir

صابر٬ فقط مرد میدان سیاست نیست. او به خوبی علت العلل دردهای ایرانیان را می داند. جهل و نادانی که همیشه بزرگترین دشمن ایرانیان بوده و هست. از این روست که هنگامی که می خواهد آخوندهای طرفدار محمد علی میرزا(همچون میرزا هاشم در محله دوه چی) را به طعن و ریشخند بگیرد٬ از آنان به عنوان کسانی یاد می کند که خوشبختی آنان در گرو نادانی مردم است و به طعن می گوید:
تحصیل علوم ائتمه کی٬ علم آفتِ جان دئیر
هم عقله زیان دئیر؛
علم آفت جان اؤلدوغو مشهورِ جهان دیر
معروف زمان دئیر؛
پندِ پدرانه م ائشیت٬ ای ساده جوانیم
یاخما غمه جانیم؛
خوش اؤل کسه کیم٬ وِل دؤلانیب٬ داغدا چوبان دیر
آسوده همان دئیر؛


صابر یک روشنگر راستین٬ تاریکی ها و پلیدی های مردم دوران خویش را چون دملی چرکین می بیند و آنها را به سختی نشتر می زند. یکی از بزرگ ترین دردهای آن زمان- که بدبختانه هنوز هم تا حدودی هست- این بود که زنان جزو انسان ها به شمار نمی آمدند و پدر خانواده به خود حق می داد٬ هر گونه که دلش می خواهد با همسر و دخترانش و بلکه پسرانش رفتار کند. در آن دوران سیاه، پدر٬ خود داماد خویش را بدون اینکه دختر ببیند٬ انتخاب کرده و دختر بعد از رفتن به حجله بود که با مردی که قرار بود٬ یک عمر زندگی کند٬ روبرو می شد. چه دختر بچه گان بی گناهی که مجبور بودند با مردی همسن و سال پدر خویش ازدواج کنند. از این رو بود که صابر با طعن و نیش از چنین شوهری(از زبان دختر بینوا) یاد می کند:
اول گون کی آداخلادیز، اوتاندیم
اؤغلان دئدیز ارین٬ ایناندیم
ار بؤیله اؤلورموش، ایندی قاندیم
خان دؤستو٬ آمان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی
دودکش کیمی بیر پاپاق باشیندا
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا
گرچی قؤجا دیر٬ بابام یاشیندا
آمما سوراغان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی

هوپ هوپ

آثار
علاوه بر هوپ هوپ نامه، آثار صابر بدین گونه فصل بندی شده‌است:

    ساتیریک شعرلر (اشعار طنز) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۶
    تازیانه لر (جوابیه‌ها) ۱۹۱۱ – ۱۹۱۰
    بحر طویل لر (بحر طویل‌ها) ۱۹۰۷ - ۱۹۰۶
    مختلف شعرلر (اشعار گوناگون) ۱۹۱۱ - ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان شعرلر (اشعاری که سال انتشارآنها نا معلوم است)
    اوشاقلار اوچون شعرلر (اشعار کودکان) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان اوشاق شعرلری (اشعار کودکانی که سال چاپ آنها مشخص نیست)
    ترجمه لر (برگردانها) ۱۹۱۰ – ۱۹۰۶
    فارسجا شعرلر (اشعار فارسی)
    مکتوبلار (نامه‌ها)



ترپنمه آماندیر، بالا، غفلتدن آییلما!
آچما گوزونو، خواب جهالتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
آلدانما، آییقلیقدا فراغت اولا هیهات!
غفلتده کئچنلر کیمی لذت اولا هیهات!
بیدار اولانین باشی سلامت اولا، هیهات!
آت باشینی یات، بستر راحتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای
آچسان گوزونو رنج، مشقت گوره‌جکسن
ملتده غم، امتده کدورت گوره‌جکسن
قیلدیقجا نظر ملته حیرت گوره‌جکسن
چک باشینا یورغانینی، نکبتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
بیر لحظه آییلدینسا قوتار جانینی، یوخلا
آت تریاکینی، چک،‌بابا قلیانینی، یوخلا
اینجینسه ساغین وئر یئره سول یانینی، یوخلا
ایللرجه شعار ائتدیگین عادتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
گوز نوری‌دیر اویقو، اونو، دور ائتمه گوزوندن
یول وئرمه مبادا چیخا بیر لحظه سوزوندن
اما ائله برک یوخلاکی، حتی گئت اوزوندن
آفاقی دوتان شور و قیامتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!

صابر


Mən belə esrarı qana bilmirəm
Qanmaz olub da dolana bilmirəm

Axtaxana, sağda dana böyüdü
Mən böyük ollam haçana, bilmirəm

Derlər utan, heç kəsə bir söz demə
Həq sözü derkən utana bilmirəm

Neyləməli, göz görür, əqlim kəsir
Mən günəşi göydə dana bilmirəm

Şiddəti-seylan ilə baran tökür
Bir koma yox, daldalana bilmirəm

Derlər utan, hərzəvu hədyan demə
Güc gətirir dərd, usana bilmirəm

Derlər, otur evdə, nədim, kasibəm
Kəsb eləməzsəm, qazana bilmirəm

Derlər, a qanmaz, de yıxıl, ol, qurtar
He, balam, doğrusu, ay dadaş, mən dəxi
Məsləhət ondan o yana bilmirəm



وای، وای، نه یامان مشکله دوشدی ایشیم، الله!
فریادیمه یئت کیم، یانیرام آتشه، بالله!
اسلامه خلل قاتمادادیر بیر نئچه بدخواه
ایسترلر اولا بنده لرین طاغی و گمراه
ائتدیم نه یامان عصره تصادف، آمان ای وای
لا حول و لا قوة الا بالله!
مکتب لر آچیب ائیله یین احسانی- دئییرلر
مکتبده قویون «اوستولو»، داسقانی- دئییرلر
پر پوچ ائله یین چوب فلقانی- دئییرلر
دیشره چیخارین حضرت ملانی- دئییرلر
ملا قاوولا، یعنی معلم گله واه!... واه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
من آنلامیرام کیم، نولا معنای معلم
قیرخ- اللی منات پول آلا هر آی معلم
بیر تازه اصوله اولا ایفای معلم
پوللاری آلا، سؤیله یه، اوخفقای معلم
ملا اونا حسرتله چکه کوچه ده آه!...آه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیر ایلدی، بیر آز چوخ دا اولور، یوخدی دماغیم
نه چاتیر الیم بیر ایشه، نه گئدیر ایاغیم
هر دن یئنی بیر سوز دانیشیر اوغلان- اوشاغیم
تاققیلدایر، آلله دا شاهیدی، قولاغیم
«پورت آرتور»، حریت، «مانجوریا» قاه- قاه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آند اولسون اوتن گونلره، دیوانه اولوبلار
اسلامه ده، ایمانه ده بیگانه اولوبلار
بالله باشیم چیخماییر آیا نه اولوبلار
حریته- مریته مستانه اولوبلار
باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آخ، آی کئچن ایللر، نولا بیر ده دولانایدین
تازه گئنه بئش یوز ایل اولونجا دایانایدین
علمی، ادبی، فضلی، کمالاتی دانایدین
ای بیلدیر، اینیش ایل، نولا اودلاره یانایدین!
تا ائیله مه ییدین ده بو غافل لری آگاه!
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیلمم نه ایشیم واردی، باشیم هاردا قاریشدی
علم ایله بئله دوشمن اولان قوم باریشدی
تجدید وفابیرله معارفله ساریشدی
راحت یاتا بیلمم، منه غم موری داریشدی
ائتمکمی اولار بیر ده بو اویموشلاری اکراه؟
لا حول و لا قوة الا بالله!

شعر


ثرادن بیر ده لی شیطان دئیر: انسانلار، انسانلار!
نه دیر دونیانی دوتموش علم لر، عرفانلار، انسانلار!
قانان کیم، قاندیران کیم، فیض یاب اولسا عوام الناس
دوشر شان و شرف دن ملالار، ایشانلار*، انسانلار!
سئورمی اهل استبداد ملت هوشیار اولسون؟
بونا راضی اولورمو بیرنئچه وجدانلار، انسانلار!
آییلمیش رنجبرلر، آلماق ایستر حق مشروعین
نه یئرده قالمیسیز بگلر، آغالار، خانلار، انسانلار!
محررلر، مفتن لر اوسانمازلار، اوتانمازلار
بازارلار، هرزه لر، افسانه لر، هذیانلار، انسانلار!
شرارت دن چکیب ال، خیره مایل اولمایین بیر دم
کسین باشلار، الین جانلار، تؤکون مین قانلار، انسانلار!
بشر سیز، سیزده قان تؤکمک طبیعی در، جبلی دیر
بوفطرتدن اوزاقدیر، شبهه سیز، شیطانلار، انسانلار؟
دگول میحیف دل لردن غبار جهل محو اولسون
نچون هرگونده قاندان قوپماسین طوفانلار... انسانلار!
دمادم نفس اماره دئمکده اُقتل الاخوان
نچون سالم قالا باشلار، بدنلار، جانلار،انسانلار!
جهالت پرده سین چاک ائتمه یین، اوندا گؤره ر سیز کیم
ثرادیر جسم لر، هم نفس لر، شیطانلار، انسانلار!
*- ایشان: اوزبک و تاتار واعظلری




خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
وای، وای، دئیه سن بشر دگیل بو؟
بیر شکله اویان تهر دگیل بو،
آللاهی سئورسن، ار دگیل بو،
اردودی، قاباندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
اول گون کی، آداخلادیز، اوتاندیم،
اوغلاندی، دئدیز ارین، ایناندیم!
اَر بویله اولورموش، ایندی قاندیم!
خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
قورخدوم، آی آمان، یاریلدی باغریم
بیر نازیک ایپه ساریلدی باغریم
گوپ- گوپ دویونوپ داریلدی باغریم،
جانیم اودا یاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
دودکش کیمی بیر پاپاغ باشیندا،
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا،
گرچی قوجادیر، بابام یاشیندا،
اما سوراغاندی، قویما گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
ایگرنمیشم آغزی‌نین سویوندان،
قطران قوخوسی گلیر بویوندان،
لاپ دوغروسو، قورخموشام خویوندان
بیر افعدی ایلاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!


صابیر



" قارقا و تولکو "  یا روباه و زاغ !
شعر: میرزا علی اکبر صابر


ماجرای شعر ترکی و آموزنده «روباه و کلاغ» و تبدیل آن به شعری بی محتوا و کودکانه در کتاب فارسی دوم دبستان داستان «روباه و کلاغ» از شاهکارهای ادبی «میرزا علی اکبر صابر» یکی از مفاخر آذربایجان در کتاب معروف «هوپ هوپ نامه» است که در کتاب فارسی دوم دبستان با ترجمه حبیب یغمایی بدون اشاره به نام شاعر به چاپ رسیده است!
«هوپ هوپ نامه» مجموعه ای است طنزآمیز و دربرگیرنده شعرها و قطعات با مضامین مردمی و انقلابی كه سراینده نامور آن با بهره گیری از طنز خلاق خود در جریان انقلاب مشروطیت در باره مسائل گوناگون كه می توانست برای انقلاب مطرح و مفید باشد سروده است.
میرزا علی اكبر صابر طاهر زاده در سال ۱۸۶۲ در شماخی (آذربایجان) و در خانواده ای متوسط و مذهبی به دنیا آمد. او معتقد به تأثیر شعر در بیداری اذهان مردم و آگاه كردن آن ها از وضعیت موجودشان بود. میرزا علی اکبر صابر به خاطر نوشتن شعر علیه رژیم وقت و افشای عوامفریبی آن ها زبانش بریده شد. و چون کتابش بعد از بریده شدن زبانش تمام و چاپ شد نام کتاب را «هوپ هوپ نامه» گزید؛ زیرا همان طور که در فارسی برای ساکت کردن شخصی سیس می گویند در ترکی هم «هوپ» می گویند!

داستان

سراینده واقعی «روباه و زاغ» کیست؟
کتاب های درسی دوره دبستان بدون اسم بردن از شاعر و پدیدآورنده ی این اثر، این شعر را به نام «حبیب یغمایی» در كتاب درسی به چاپ رسانده اند!
در مورد سراینده واقعی شعر «روباه و زاغ» چند نظر وجود دارد:
• شاعر فرانسوی قرن هفدهم ، ژان دو لافونتن
• یکی از داستان‌های کتاب حکایت های ازوپ است
• این شعر از شاعری روسی به نام «ایوان آندریویچ گریلوف» می باشد که حدودا در سال 1844 م فوت کرده است.
این شعر را برای اولین بار «میرزا علی اکبر صابر» شاعر آذربایجانی دوره مشروطه و صاحب کتاب «هوپ هوپ نامه» به ترکی آذربایجانی ترجمه و به نظم درآورده است.
«صابر» همان شاعری است که شعرهایش در مجله «ملانصرالدین» چاپ می شد و «نسیم شمال» به محض چاپ شعرهایش آن را به فارسی (البته بدون ذکر مأخذ) ترجمه می کرد.
در این خصوص می توان به کتاب از «صبا تا نیما» مراجعه کرد.
ترجمه فارسی این اثر از روی مضمون ترجمه ترکی «صابر» و مربوط به زمان های اخیر است و این شعر انقلابی و آموزنده بدون اشاره به نام شاعر به شعری بی محتوا تبدیل شده و به عنوان شعری کودکانه به نام حبیب یغمایی چاپ رسیده است!
قارغا و تولکو

پئندیر آغزیندا بیر قارا قارغا
اوچاراق قوندو بیر اوجا بوداغا

تولکو گؤرجک یاواش – یاواش گلدی
اندیریب باش ادبله چؤمبلدی

بیر زامان حسرت ایله قارغا ساری
آلتدان – آلتدان ماریتدی باش یوخاری

دئدی: «احسن سنه، آ قارغا آغا!
نه نزاکتله قونموسان بوداغا!

بزه دین سن بوگون بیزیم چمنی
شاد قیلدین بو گلمه یینله منی

نه گؤزه لسن، نه خوش لقاسن سن
یئری وار سؤیله سم – هماسن سن

توکلریندیر ایپک کیمی پارلاق
بد نظردن وجودون اولسون ایراق!

بو یقین دیر کی، وار سئویملی سسین
اوخو، وئرسین منه صفا نفسین!»

بؤیله سؤزدن فرحله نیب قارغا
آغزینی آچدی تا کی، ائتسین – غا

«غا» ائده رکن هنوز بیرجه کره
پئندیری دیمدیییندن ائندی یئره

تولکو فوراً هواده قاپدی یئدی
قارغایا طعنه ایله بؤیله دئدی:

«اولماسایدی جهاندا سارساقلار
آج قالاردی یقین کی، یالتاقلار»!


زاغ و روباه


ترجمه فارسی شعر انقلابی و آموزنده «روباه و کلاغ»

کلاغی که پنیری در دهان داشت
پروازکنان بر روی شاخه ای بلند نشست
وقتی روباه [کلاغ را] دید بلافاصله آرام آرام آمد
سرش را پایین انداخت و با ادب و نزاکت نشست
مدتی با حسرت به سمت کلاغ
از آن زیر سرش رو به بالا دزدکی به کلاغ زل زد
گفت: آفرین به تو ای آقا کلاغ
چقدر با نزاکت روی شاخه نشسته ای!
تو امروز این چمن ما را آراسته کردی
با این آمدنت من را شاد کردی
تو چقدر خوشگل هستی، چقدر خوش لقا هستی!
جا دارد که بگویم تو هما هستی!
موهایت مثل ابریشم و حریر می درخشد
وجودت از بدنظر دور باد!
این یقینی است که تو صدایی دوست داشتنی داری
بخوان تا نفست به من صفا بدهد!
از این حرف ها در حالی که کلاغ به خودش می بالید
دهانش را باز کرد تا بکند «غا»
هنوز یک بار «غا» کرده بود
که پنیرش از منقار افتاد
فورا روباه [پنیر را] در هوا قاپید و خورد
و به کلاغ با طعنه این گونه گفت:
«در جهان اگر آدم های خودشیفته نفهم نبود
یقینا چاپلوسان گرسنه می ماندند!»

و پاسخ صابر :
فارس شـــاعری چوخ سؤزلرینی بیـزدن آپارمیش

"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعر ، پخیل اولماز

تورکــــون مثلی ، فولکلــــوری دونیـــادا تـــک دیر

خان یور قانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

(شاعران پارسی زبان ، بسیاری از مطالبشان را از ما گرفته اند

شاعر بخشنده ای همانند صابر ، هیچگاه بخیل نمی شود

ضرب المثل ها و ادبیّات عامیانه ترکی در دنیا تک است و همتایی ندارد

در روستا ضرب المثل است که لحاف ارباب، لحاف یا دوشکی مندرس نیست "هیچگاه از ارزش نمی افتد " )





داستان چوپان دروغگو نیز که در کتابهای دوره دبستان آورده شده است توسط میرزا علی اکبر صابر سروده شده است.
اصل شعر ترکی یالانچی چوبان (چوپان دروغگو) از میرزا علی اکبر صابر:

بیر چوبان بیر گون ائتدی داغدا هارای
جاناوار وار دئدی گلین ای وای

اهل قریه یوگوردو داغ طرفه
گئتمه سین تا قویون قوزو تلفه

بونلاری مضطرب گؤرونجه چوبان
گولمه یه باشلادی دئدی : یاران

سیز بونو سانمایین حقیقت دیر
داماغیم گلدی ، بیر ظرافت دیر

بینوالار قاییتدی لیک چوبان
گئنه بیر گون داغ اوزره قالدی فغان

جاناوار وار دییه باغیردی گئنه
قریه اهلین کمک چاغیردی گئنه

کندلیلر ائتدیلر دوباره هجوم
گئنه اولدو یالانلیغی معلوم

دوغرودان بیر زامان به عزم شکار
قویونا گلدی بیر نئچه جاناوار

هرچه داد ائیله دی چوبان یاهو
ائشیدنلر دئدی یالاندیر بو

بو سبب دن هارایه گئتمه دیلر
اونا هئچ اعتناده ائتمه دیلر

جاناوارلار یئدی بوتون قویونو
ایشته اوغلوم یالانچی لیق اویونو

باق یالانچی تانیلدی چونکه چوبان
دوغرو دئرکن سوزو تانیلدی یالان

هرگز اوغلوم یالان دئمه کی خدا
دوست توتماز یالانچی نی ابدا

هم ده خلق ایچره حرمتین اولماز
عزتین قدر و قیمتین اولماز

چوپان دروغگو

چه خوش گفته است شهریار شیرین سخن:
فارس شاعیری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش
صابیر كیمی بیر سوفره لی شاعیر بخیل اولماز
توركون مثلی، فولكلورو دونیا-دا تك دیر
خان یورقانی، كند ایچره مثل دیر، میتیل اولماز



لینک مشاهیر آذربایجان




دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : شاعر , ترکی , مشاهیر , مفاخر آذربایجان , داستان ترکی , تورکی , صابیر ,


نویسنده : تبریز قارتال سه شنبه 3 اسفند 1395, 12:01 ق.ظ
آذربایجان سر بی زبان ایران !


از بطن وجود مادر زبان مادری هم در وجود همه ما است.
بارها تاکید شده تُرک بودن و ایرانی بودن افتخار و هویت ماست، چیزی که هزاران سال هم بگذرد همان است و چه بهتر که آنرا دریابیم نه برانیم!

سه اتفاق مهم برای هویت ما ترکهای آذربایجانی ایران در چند ماه اخیر افتاد:
- تشکیل فراکسیون تُرک زبانان ایران در مجلس
- تاسیس بنیاد ادب و زبان آذربایجان
- قرار دادن واحد درسی ادبیات ترکی در برخی دانشگاهها

تورکم

تورک

که هر سه این مورد فقط جنبه تشریفاتی و غیر ریشه ای داشت!
+ فراکسیون ترک زبانان که البته وجود آن لازم است، آیا حرکتی مفید و شایسته برای ترک زبانان (اعم از آذربایجانی ها، قشقایی ها، ترکمن ها، ایلهای ترک بخیتاری، ترکهای خراسانی و...) و هویت و حمایت حقوق اولیه آنان در کشور صورت داده است؟ خیر!

+ پس از تشکیل بنیاد ادب آذربایجان که وعده و قرار بود فرهنگستان زبان ترکی باشد اما نشد، آیا شما حتی حرکتی کوچک و قابل محسوس مشاهده کردید بجز اشغال خانه تاریخی پروین اعتصامی در تبریز؟!  خیر!

+ بعد از آنکه در دانشگاه تبریز و چند شهر دیگر واحد ادبیات ترکی قرار داده شد، آیا این دانشجویان بجز مسئله علاقه، بدرد دیگری میخورند و آیا بهتر نبود ریشه ای از مدارس تدریس زبان مادری را آغاز کرد و در آخر در دانشگاه رشته ای برای ترکی تعریف کرد تا مسیری درست و هدفدار طی شود؟!

بنیاد ادب ترکی
دانشجو

فراکسیون ترکها


در نهایت میبینیم که هیچکدام از این حرکتها چندان ثمره ای برای زبان و هویت ما نداشته و باعث نگرانی نسل جدید و از بین رفتن تدریجی فرهنگ و اصالت است.  البته هر سه این حرکت ها جرقه ای مثبت در کشور ما برای ترک زبانان است و باید به فال نیک گرفت هرچند انتظار خیلی بیشتری میرود.
حالا همچنان سر ایران یعنی آذربایجان بی زبان مادری مانده و حتی نمیتواند بدرستی حرفش را بزند و حرفهایش را درک کنند و حتی  زبان خود را درست بنویسد و بخواند، و این یعنی اوج بی سوادی آذربایجان و ایران !
آذربایجانی ها را نمیشود از فرهنگ و هنر و اصالت غنی و دیرین خود دور کرد زیرا در خون آنها جاریست.

خلاصه!  روز جهانی زبان مادری که حتی حالا از آن استفاده نمیکنم چون هم برای خودم هم مخاطب ترک زبان سخت است زیرا نخوانده ایم و ننوشته ایم و محرومیم، را به شما و همه بشریت و احترام به همه زبانها و اقوام و نژادها تبریک میگوییم
.
آنا دیلی گؤنو، کوتلو اولسون
روز 21 فوریه سوم اسفند روز جهانی زبان مادری

آذری

هویت آذربایجان

شهریار

پسرم، اگر دیدی کسی با لهجه با تو حرف میزند، بدانکه یک زبان بیشتر از تو بلد است!
زبان

زبان آذربایجان

تحصیل زبان



سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد همانند سالهای پیش پوستر سالانه زبان مادری را منتشر کرد
سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو)همچنین شعار امسال روز جهانی زبان مادری را ” پیش به سوی آینده ای پایدار از طریق آموزش چندزبانه” اعلام کرده است.

ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو پیامی بدین منظور منتشر نموده است.

دبیر کل یونسکو نوشته است ” به مناسبت روز جهانی زبان مادری،‌ تقاضا می کنم که ظرفیت آموزش چندزبانه در نظام های اجرایی و آموزشی،‌ ترجمان فرهنگی و رسانه ها،‌ فضای مجازی و تجارت و در همه جا به رسمیت شناخته شود.”

وب سایت یونسکو می نویسد: یونسکو روز جهانی زبان مادری را در ۲۱ فوریه ۲۰۱۷ تحت عنوان ‘پیش به سوی آینده ای پایدار از طریق آموزش چندزبانه’ گرامی می دارد. برای میدان دادن به توسعه پایدار،‌ دانش آموزان بایستی به زبان مادری و سایر زبان ها آموزش ببینند. از طریق تسلط بر زبان اول یا زبان مادری است که فراگیری مهارت های اساسی من جمله خواندن، نوشتن و حساب میسر می شود. زبان های محلی به ویژه زبان های اقلیتی یا بومی دریچه انتقال فرهنگ ها،‌ ارزش ها و دانش سنتی محسوب می شوند. بنابراین، این زبان ها نقش مهمی را در پیشبرد آینده ای پایدار ایفا می کنند.‌

تاریخچه زبان مادری
تاریخچه پیدایش روز جهانی زبان مادری به حرکتهای دانشجویان دانشگاه‌های بنگلادش در سال ۱۹۵۲ برمی‌گردد. زمانی که تعداد زیادی از دانشجویان بنگالی در اعتراض به تحمیل زبان اردو به عنوان زبان رسمی‌و دیوانی در بنگلادش (پاکستان شرقی آن زمان) توسط دولت پاکستان در محوطه دانشگاه داکا توسط ماموران دولت پاکستان به رگبار بسته شدند. دانشجویان با هدف به رسمیت شناساندن زبان مادری مردم سرزمین‌شان یعنی زبان «بنگلا» یا «بنگالی» اقدام به تظاهرات وسیع کردند. زبان رسمی‌که در مدارس و دانشگاه‌های بنگلادش در آن زمان تدریس می‌شد زبان پاکستانی (اردو) بود. تظاهرات گسترده دانشجویان و اساتید دانشگاه داکا در روزهای ۲۱ و ۲۲ فوریه سال ۱۹۵۲ اتفاق افتاد و ماموران دولت پاکستان در تیراندازی به دانشجویان و اساتید دانشگاه تعدادی از آنان از جمله ابوالبرکت استاد دانشگاه داکا، رفیع الدین احمد دانشجو، شوفیر رحمان کارمند عالیرتبه دادگاه عالی بنگلادش را کشتند. اما ایستادگی و مقاومت دانشجویان، اساتید دانشگاهها و فعالان فرهنگی بنگلادش باعث شد که در سال ۱۹۵۶ مجدداً زبان بنگالی به رسمیت شناخته شد. تداوم مبارزات مردم و فعالان سیاسی و فرهنگی باعث شد که در سال ۱۹۷۱ بنگلادش از پاکستان جدا و استقلال پیدا کند.

پس از استقلال، مراسم روز ملی زبان مادری در بنگلادش همه ساله در ۲۱ فوریه با شکوه خاص برگزار می‌شد تا اینکه در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۹ سازمان آموزشی، علمی‌و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) پیشنهاد رسمی‌کشور بنگلادش برای اعلام ۲۱ فوریه به عنوان «روز جهانی زبان مادری» را پذیرفت و ۱۸۸ کشور عضو یونسکو از جمله جمهوری اسلامی‌ایران به آن رای داده و آنرا تائید کردند.

دانشگاه

زبان مادری

آنا دیل


نعمت چند زبانه بودن را بهره ببریم...

راهنمای نقشه :
بنفش : کشورهایی که چند زبان رسمی دارند
سبز : کشورهایی که یک زبانی رسمی ولی مردمی چند زبانه دارند (ایران)
آبی : کشورهای بدون زبان رسمی ولی با مردمی چند زبانه

Violet: Multiple official languages
Green: Single official language, functionally multilingual
Blue: No official language, functionally multilingual

چند زبانه


زبان مادری؛ زبان قلب و ذهن
عصرایران - محرم آقازاده / مدیر انجمن کانادایی نوآوری های آموزشی


 مروری بر آمارهای جمعیت دانش آموزی در کشورهای جهان تأیید می کند به طور تقریبی نزدیک به نیمی از کودکان و نوجوانان لازم التعلیم به مدرسه راه نیافته اند[1]. هر کودک (فرد 5-6 تا 17-18 سال) باید بتواند به حق آموزش خود برسد. از سوی دیگر، او باید به آموزش شایسته هم دسترسی داشته باشد. در واقع، در کنار برآورده شدن حق آموزش باید آموزش مناسب و متناسبی هم تدارک شود. یکی از راه های متناسب و مناسب سازی آموزش، آموزش به زبان مادری است. فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او فارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید نسبت به دانش آموزی که زبان او کردی، لری یا ترکمنی یا عربی یا ترکی و یا بلوچ است، فرصت یادگیری بیشتری به دست می­آورد.

آموزشی که به زبان مادری دانش آموز فراهم نمی آید، او را در معرض بسیاری از آسیب های تحصیلی و اجتماعی قرار می دهد.

از سوی دیگر، دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند. در واقع، غنی را غنی تر می سازند. تاکنون در ایران هیچ دولتی به رفع این نابرابری آموزشی توجه نشان نداده است.

تورک
ترکی
ترکی
ترکی
تورک
ترکی
ترکی
تورک


باری، عدم توجه به آموزش و یادگیری زبان مادری، به اندازه دست کم 12 سال کودکان را از تجربه و اندیشیدن به زبان مادری باز می دارد. کودکان با محروم ماندن از یادگیری زبان مادری، زبان دل و ذهن خود را از دست می دهند و درست پس از پایان تحصیلات مدرسه ای یا دانشگاهی که وارد تجربه واقعی زندگی اجتماعی می شوند با کاستی حاصل از زبان مادری روبرو می شوند.

هر زبانی در جهان بازنمایانندۀ فرهنگی خاص است. زبان به مثابه یک پدیده اجتماعی حامل فرهنگ، لحن، طرز تفکر و طرز نگرش به جهان است. برتر از همه، آنچه می ­توان تصور کرد، محتوای زبان مادری است. زبان مادری، یگانه زبانی است که آمیخته با احساس یادگرفته می شود، احساسی که بدیلی برای آن وجود ندارد.


زبان مادری؛زبان قلب و ذهن
اگر چه آموختن زبانی دیگر چونان پنجره جدیدی برای نگریستن و معنادادن به زندگی است، ولی در قیاس با زبانی دیگر، زبان مادری خودِ پنجره است. فروگذاشتن زبان مادری به بهانه یا به دلیل آموختن زبان رسمی(نه ملّی) یا زبان مدرسه ای به معنای دست انداختن به خس و خاشاکی برای نجات یافتن از غرق شدن است. شاهد چنین ادعایی سخن نلسون ماندلا است. ماندلا می­گوید: "اگر با شخصی به زبانی سخن بگویی که بفهمد، آن سخن به ذهن او می نشیند. اگر با او به زبان خودش سخن بگویی، آن سخن به دلش می نشیند[2]." تجربه نشان نداده است اشخاص از رسیدن به کسی که به زبان مادری ایشان سخن می گوید ناخرسند باشند. از این رو است که، هر کس در هر جایی که هست می­کوشد همزبانش را پیدا کند. کسانی که با توسل به سخن حضرت مولانا، ادعا می کنند همدلی از همزبانی بهتر است، بیراه و گزافه نمی گویند. با این همه، دانستن این نکته خالی از لطف نیست که نظر مولانا کاستن از ارزش زبان مادری نبوده است. بنا بر این، استناد به اهمیت همدلی، مقدمۀ خوبی برای به کنار نهادن کبرایی چون زبان مادری نیست.

در ادامه این نوشتار به چند دلیل تأکید بر آموختن زبان مادری پرداخته می شود.

ترکی
ترکی
ترکی
ترکی
تورکی
تورکی


زبان مادری پیش‌نیاز رشد هیجانی و ذهنی
زبان مادری و یادگیری زبان مادری توأمان آثار پرباری بر شکل گیری چگونگی هر شخص دارند. زبان شناسان، زیست شناسان و زیست روان شناسان بر این باور هستند که آهنگ، رنگ و زیبایی صدایی مادری از زمانی که کودک در رحم مادر هست به او انتقال می یابد. به دیگر سخن، بخشی از میراثی که نوزاد با خود به دنیا می آورد اندوخته هایی از زبان مادری است. بر این اساس است که، نوزاد به صدای مادر و پدر زودتر و بیش از هر کس دیگر واکنش نشان می دهد. توصیه عمومی و تخصصی به همه کسانی که از کودکان مراقبت می کنند آن است که برای ارتباط با کودکان به جای زبان آمرانه از زبان مادرانه استفاده کنند.

زبان کودک، زبان ساده و پیش پا افتاده نیست. زبان کودک آکنده از هیجان، احساسات، تصویرها و تخیلات است. بنا بر این، وقتی بیان می شود شایسته است با کودک به زبان کود سخن گفت، بدان معنا نیست که به ساده ترین شکل ممکن با او سخن گفته شود. زبان کودک همانا زبان مادر او است. رشد مغزی، عاطفی و هیجانی کودک در سال های اولیه زندگی، یعنی تا پایان دوره ابتدایی مرهون بهره مندی از زبان مادری است.

نخستین مفهوم سازی های کودک از خود و جهان اطرافش بر پایه زبان مادری اش شکل می گیرد. به همین ترتیب، کودک نخستین تجربه های عاطفی و شناختی خود از جهان را هم با زبان مادری ابراز می کند.

 از این رو، بر پایه دیدگاه های روان­شناسان رشدنگر، شناخت نگر و ساخت گرا، می توان گفت، بن مایه ها و ساخت های پایه ای ذهنِ هر شخص با مصالح زبانی مادر و در درجه دوم خانواده ای که کودک در آن قرار دارد ساخته می شود.

مردم دنیا از هر تیره و قبیله ای که باشند و به هر چند زبان سخن بگویند، زبان مادری برای آنان در درجه نخست اهمیت قرار دارد. کسانی که نمی توانند به زبان مادری صحبت کنند، بنویسند و ابراز عقیده کنند همیشه در حسرت بهره جستن از زبان مادری هستند. تجربه نیایشگری و برگزاری مراسم عبادی و آیینی در هر کجای مؤید آن است که مردم ترجیح می دهند عمیق ترین عواطف و احساسات و برداشت های خود را به زبان مادری خود شکل بدهند. بر این اساس، برای مردم، بهترین ترانه ها، لالایی ها، سوگ نامه ها و اندرزنامه ها آن هایی هستند که به زبان مادری ایشان فراهم آمده است.

آذری
زبان ترکی
تورک
آذربایجانی
تورکی


زبان مادری؛زبان قلب و ذهن

وقتی شخص به زبان مادری اش سخن می گوید ارتباط مستقیمی بین دل، مغز و زبان او برقرار می شود. سخن گفتن به زبان مادری به شخص جرأت می بخشد. مردم به آن مقدار که از بی سوادی می ترسند، از سخن گفتن به زبان دیگر هم می ترسند. در مطالعه ای به مترجمان همزمان(دیلماج) ایتالیایی زبان که به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشتند، دو دسته واژه نشان داده شد(انگلیسی و ایتالیایی) در هر بار سرعت شناخت واژگان و واکنش آنان به واژه به وسیله موج نگارهای مغزی ثبت شدند. مقایسه اطلاعات به دست آمده نشان داد، شرکت کنندگان پژوهش، در شناخت و واکنش به واژه های ایتالیایی نسبت به شناخت و واکنش به واژه های انگلیسی عملکرد بهتری داشته اند. پروفسور آلیس مادو پرووربیو[3]، استاد الکتروفیزیولوژی شناختی در دانشگاه Milano-Bicocca به دست آمدن چنین نتیجه ای را متأثر از آموخته های حاصل از زبان مادری می داند.


زبان مادری شاخصی برای هویت فرهنگی
کودک با استفاده از زبان مادری اش با والدین، خانواده، نزدیکان و منسوبان، فرهنگ، تاریخ، هویت و دین اش ارتباط برقرار می­ کند. زبان مادری، کودک را با فرهنگ جامعه ای که از آن برآمده است و هویت اش در آن شکل گرفته است پیوند می­ دهد. کودکی که زبان مادری اش را نداند از اثرگذارترین و کارآمدترین ابزاری که می تواند با استفاده از آن در دامان فرهنگ تربیت یابد، محروم می ماند.

زبان مادری ابزار سرآمدی برای انتقال فرهنگ و حفظ علقه های فرهنگی است. کودکی که از فرهنگ و تاریخ اش ناآگاه باشد در هر جای جهان باشد، در وطن یا در محل زندگی دیگر جرئت ورزانه زندگی نخواهد کرد. هر کسی با زبان و فرهنگ اش قد می کشد و احساس سرافرازی می کند. بریده ماندن کودک از زبان مادری اش به گلی می ماند که بدون ریشه در داخل گلدان آبی گذاشته شده است. زبان، انسان را نامیرا می سازد. عمر زبان ها بلندتر از عمر انسان ها هستند.

غفلت رسمی و غیررسمی، عمدی و غیرعمدی خانواده ها و دولت ها از ایجاد زمینه برای رشد کودک با زبان مادری اش، جفا در حق کودک، فرهنگ و جامعه است. نادیده گرفتن زبان مادری کودکان و تحمل یک زبان به مثابه زبان ملّی که به غایت نادرست است حاصلی جز سست کردن هویت فردی، قومی و ملی نخواهد داشت. زبان رسمی یا زبان مدرسه ای، زبان ملی نیست. زبان مادری هر کس زبان ملی او است. چون زبان متعلق به آب و خاکی است که کودک در آن زندگی می کند. زبان انگلیسی در هند و پاکستان زبان رسمی هست ولی زبان ملی نیست. در مقابل، زبان های هندی، سندی، پنجابی و اردو زبان های ملی هستند. این زبان ها زاییده هند و پاکستان هستند. به همین قیاس، زبان فارسی زبان رسمی و مدرسه ای ایران است و زبان ملّی نیست. هفتاد و پنج زبان و حتی بیشتر از آن که در ایران یافت می شود همگی زبان های ملی هستند. ملی بودن چیزی به معنای تعلق داشتن آن به همه آحاد جامعه است. مردم ایران در هر جای کشور که باشند زبان ترکمنی را متعلق به خود می دانند.

زبان های موجود در هر کشوری پرچمی برای نمایاندن فرهنگ آن کشورهستند.

آذری
ترکی
ترک
تورکی
ترکی

زبان مادری بنیانی برای یادگیری زبان های دیگر
جیم کامینز[4] بر این باور است که، "کودکانی که با پیشینه قویی از زبان مادری وارد مدرسه می شوند، غنای زبان مادری آنان سبب می شود مهارت های زبانی زبانِ مدرسه را بهتر و سریع تر بیاموزند. توصیه به آن نیست که کودکان پیش از ورود به مدرسه زبان مدرسه را بیاموزند، بلکه اصرار بر آن است والدین و نزدیکانِ کودک پیش از ورود او به مدرسه برای او داستان های به زبان مادری بگویند و بخوانند. از این رو، وجود منابع گوناگون چاپی به زبان مادری کودک حیاتی است. داستان خوانی و داستان گویی های پیش از مدرسه ضمن رشد دادن و عمق بخشیدن به ریشه های زبان مادری به ایجاد هویت فرهنگی و مانا نگه داشتن بخش اصیلی از فرهنگ یاری می کند. کودکانی که دارای پیشینه غنی ای از زبان مادری هستند پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایان خود نشان می دهند."

توانایی صحبت کردن به زبانی دیگر مدیون زبان مادری است. کودکی که با ظرافت های زبان مادری خود آشنا باشد، با مهارت های فراشناختی بالاتری برای یافتن راهی برای آموختن زبان دیگر می کوشد. چنین کوشش آگاهانه نتایج شایسته تری را برای یادگیرنده زبانی به جز زبان مادری به ارمغان می آورد. بر خلاف نظر کسانی که زبان مادری را مخل آموختن زبان مدرسه می دادند و اصرار دارند که کودک باید زبان مدرسه را پیش از مدرسه بیاموزد، مهارت های زبانی قابل انتقال هستند. این بدان معنا است که اگر یادگیرنده ای در زبان اول توانا باشد برای یادگیری زبان دوم از آموخته های زبان اول بهره خواهد جست. این پدیده درست مانند، مهارت های ظریف هنری یا غیره است. کسی که نخست ساز دوتار را آموخته است حتمن برای آموختن سه تار، تار و گیتار مهارت های پایه ای خود را به کار خواهد گرفت. بدین سبب نمی توان و نباید گفت، برای آموختن گیتار نباید کسی پیشتر هیچ سازی را بیاموزد.

تجربه و پژوهش کشورهای مهاجر پذیر اروپایی و امریکایی نشان می دهد که کودکان در آموختن زبان مدرسه، زبان عمومی و زبان درسی، دچار دشواری اساسی نمی شوند. در این کشورها تأکید بیش از آن به آموختن زبان مدرسه باشد تمرکز بر فراموش نشدن زبان مادری است. دلیل اساسی این است که آن­ها به تجربه دریافته اند کودکان از ناحیه یادگیری زبان مدرسه آسیب نمی بینند، بلکه آسیب جدی از سر گسسته شدن ارتباط زبانی کودک با فرهنگ خانوادگی و ملی خود است.

ترکی
ترکی
تورک دیلی
ترکی
ترکی

چه باید کرد؟
1. عمل به تعهدات قانونی و ملّی برای ایجاد فرصت یادگیری پایه ای زبان مادری پیش از مدرسه و در مدرسه. کسانی که از درک این ضرورت عاجز هستند از درک فرهنگ و اهمیت آن هم عاجز هستند یا دانسته از کنار موضوع می گذرند.

2. پرداخت هزینه عدم تأمین آموزش به زبان مادری یا پرداخت هزینه نابرابری آموزشی. هر سال، از بودجه ملی برای فراهم کردن آموزشی نابرابر هزینه کلانی می شود. بنا بر این، برای جبران، هزینه ای که از حساب دانش آموزانی که زبان اولشان زبان مدرسه نیست، شده است، دولت باید دست به اقدامات جبرانی بزند. بر اساس محاسباتی که صورت می گیرد، دولت باید هزینه یادگیری زبان مادری را به دانش آموزان محروم از آموزش به زبان مادری بپردازد.

3. حمایت مالی و نهادی از نویسندگان زبان های در معرض خطر. بخشی از جبران هزینه های نابرابری آموزشی، می تواند به صورت حمایت از نویسندگانی که به زبان های مادری تولید اثر می کنند صورت بگیرد. بند های شماره های 4 تا 8 هم می تواند تحت شمول توضیح بند شماره 3 باشند.

4. تخصیص یارانه حمایت از نشریه های ویژه زبان های ملّی.

5. ایجاد فرهنگ سراهای زبان مادری و حمایت مادی، مالی و معنوی از آن­ها.

6. حمایت از شبکه های اینترنتی، سازمان های مردم نهاد فعال در ترویج زبان های های ملّی/مادری.

7. راه اندازی و حمایت از شبکه های رادیویی به زبان های های ملّی.

8. ایجاد فرصت یادگیری بدیل برای یادگیری دروس مدرسه ای به زبان مادری.


لینک مجموعه پستهای تورک سئسه لینک

لینک مجموعه پستهای آموزش زبان ترکی آذربایجانی



دسته بندی : آذربایجان , آموزش زبان ترکی آذربایجانی , * تورک سئسه لینک ,
برچسب ها : روز جهانی زبان مادری , زبان ترکی , بنیاد ادب ترکی , واژه های ترکی , تورکی , آذربایجانی , تدریس زبان ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات