تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ابر زبان ترکی
 

تبریز ویکی لینکلر

 
قدرتمندی زبان ترکی
نظرات |

ترکی بیاموزید و سخن بگویید زیرا هنر است


آیا زبان ترکی تک هجایی است؟!

آیا زبان ترکی زبانی تک هجایی است؟ یعنی تمام افعال و اسما و اعدادش با یک هجا تلفظ می شوند و ریشه تمام کلمات چندهجایی به یک هجا منتهی می شود؟!

هنوز زبانشناسان به این سئوال نتوانسته اند پاسخ دهند لیکن بسیار محتمل هست که با کشف کُنه لغات، به این ادعا برسند.

هنر

درصد بسیار پایینی از لغات زبان ترکی 2 هجایی و تجزیه ناپذیرند ولی اگر روی اتیمولوژی این لغات تلاش شود می توان آن 2 هجایی ها را هم تجزیه کرد و به تک هجا رسید.

زبان ترکی از این نظر زبانی بسیار توانمند و خارق العاده است طوری که 2400 فعل دوهجایی و 600 فعل تک هجایی و هزاران فعل ترکیبی دارد. شما این 600 فعل تک هجایی را با کمتر از تمامی 100 فعل اصلی فارسی مقایسه کنید (1 و 2 و 3 هجایی). بیایید این افعال تک هجایی را به فارسی ترجمه کنیم و تعداد هجاها را بشماریم:

چیخ (بالا برو = 4) ، یئن (پایین برو = 4) ، آش (بلندی را رد کن = 6)، قالخ (بپا خیز = 3) ، ایت (گم شو =2).

در نگاه اول به لغات ترکی تعداد زیادی از آنها 2 هجایی هستند (3 هجایی نداریم) ولی با شناخت لغات کهن ترکی و فقه اللغه یا اتیمولوژی می توان آنها را تجزیه کرد و به تک هجا رسید. زبان ترکی این امتیاز را دارد که لغات آن غالبا دارای ریشه است و لغت با ریشه اش ، ارتباط تنگاتنگ معنایی دارد. لذا به راحتی می توان مالکیت زبانی را کشف کرد درحالیکه در زبان فارسی غالبا چنین نیست. چرا پنجره فارسی است؟ این لغت از کجا آمده؟ بین کلمه و معنایش چه ارتباطی وجود دارد؟ درب چطور؟ بشکه یعنی چه؟ امید از کجا آمده؟ همه این سئوالات بی پاسخ است. درحالیکه در زبان ترکی واژه ای بی دلیل و بی ارتباط و بی معنا وجود ندارد. مثلا پنجره در ترکی “آچیشقا” است که ظاهرا 3 هجایی است ولی با حذف پسوند قا به ریشه آچیش و با حذف پسوند مشارکتی “یش” به فعل تک هجایی “آچ” یعنی باز کردن می رسیم که اولا آچیشقا را به ریشه تک هجایی می برد ثانیا بین پنجره و باز کردن یک ارتباط مستقیم معنایی وجود دارد.

امید در فارسی بی ریشه است ولی در زبان ترکی یک ریشه تک هجایی فعلی با معنای مستقیم دارد. اومماق در ترکی یعنی چشم به راه ماندن و پسوند اسم ساز ترکی داریم بصورت “ید/ود” که کلماتی مانند اومود ، قورود، سؤیود، ایگید را خلق می کند.

واژگان فامیلی آغاز، آغیز، آغوز در ترکی همگی از فعل تک هجایی آغماق به معنای “شروع شدن، گسیل شدن” خلق شده اند و همگی با این مفهوم ارتباط معنایی مستقیم دارند.

کلید در فارسی از کجا آمده؟ معلوم نیست ولی معادل آن “آچار” در ترکی از فعل تک هجایی آچماق به معنای باز کردن و پسوند فاعلی دائمی “ار” ایجاد شده است و بین کلمه و معنای فعلی اش ارتباط تنگاتنگ است.

در زبان فارسی قابل تصور نیست که لغات آستین لباس، آستان خدا ، آستانه حیاط ، آستر کت و شلوار، آهسته راه یافتن بتوانند فرزندان یک خانواده باشند. اصلا معنا و مفهمومی در زبان فارسی ندارند. لیکن در ترکی این لغات دانه های یک تسبیحند. فرزندان یک خانواده هستند که پدرشان “آست” است. آست در ترکی یعنی “پایین” (اکنون ترکان همدان این لغت را استفاده می کنند و ما آلت می گوییم). آست+یان (سمت پایین)، آست+یئن (پایین رو)، آست+ان (مربوط به فرودست)، آست+ان+ا (مربوط به فرودست)، آست+ار (زیرین)، آست+ا (آستا یا آهسته! آرام و پایین و کم).

از مصدر قالماق (ماندن و پابرجا بودن) می توان فرزندانش به نام قالا (که قلعه به عربی رفته ولی قلع معنایی در عربی ندارد!)، قالاق ، قالاما (قلمه) را جمع کرد و تک هجایی بودنشان را اثبات کرد.

با یافتن لغت کهن “پال” به معنای پوشش می توان این خانواده را از زبانهای دیگر صدا کرد بصورت : پالتار ، پالتو ، پالاز (پلاس)، پالان.

لغت ترکی “پرداخت” (به معنای جلا دادن و برّاق کردن) در فارسی معنایی ندارد و ارتباطی به “پرداختن” (ادا کردن) ندارد. ولی در ترکی از ریشه “پار” به معنای شفافیت و براقیت هست که فامیلهایش نیز کماکان در ترکی در قید حیاتند. مانند: پارلاق ، پار پار ایشیلداماق ، پاریلداماق، پاریلتی.

نظر بزرگان درباره ترکها و زبان ترکی
ترکها


از مصدر تک هجایی بوغماق (گلو گرفتن) می توان به بغض در عربی یا بوغاز و بوغاناق در ترکی رسید.

البته اتیمولوژی مانند ورزش، سیاست را نمی پذیرد و یافتن کنه و ریشه لغات به معنای اسائه ادب به زبانی دیگر نیست چنانکه بخاطر همین اتیمولوژی قدرتمند ترکی می توان لغات دخیل را در این زبان شناسایی کرد هرچند مانند موشتولوق و اوروج بسیار متداول باشد. موشتولوق در اصل مژدولوق یا مژده لیق از مژده فارسی استخراج شده و اوروج در اصل اوروز یا همان روزه است که ترکان “ابتدا به راء” را اجتناب می کنند و می گویند: ایرضا (رضا)، ایرحم ائله اوره گیمه (رحم)، اوروز (روز یا روزه).

ملاحظه می فرمایید که با شناختن افعال و اسما و پسوندهای ترکی می توان به راحتی لغات ترکی را در هر زبانی استخراج کرد. بسیار محتمل است که هیچ لغت 2 هجایی در ترکی وجود ندارد و زبان ترکی زبانی تک هجایی است اما هنوز به این ادعا نرسیده ایم.

حال فکر کنید آیا این 10 لغت تجزیه پذیرند؟ اگر تجزیه پذیرند ریشه اند چیست؟

    قاووق (بادکنک)
    اؤردک (اردک)
    آینا (آئینه)
    اوتاق (اتاق)
    بوشقا (بشکه)
    سوراغ (سراغ)
    گوجه (گوجه)
    اوتو (اطو)
    میانا (میانه)
    گؤیرچین (کبوتر)


مکعب اسرارآمیز آوایی و راز هارمونیک بودن زبان ترکی

در سلسله مباحث آموزش زبان ترکی در این جلسه به معرفی راز هارمونیک بودن و خوش آوایی زبان ترکی می پردازیم. لابد شما هم بارها در مواجه با فارسی زبان ها با لبخند آنها مواجه شده اید که با اشتیاق به صحبتهای ترکی یا حتی صحبت فارسی شما گوش می دهند؟ چرا؟ بخاطر اینکه شما ناخودآگاه هارمونیک و ملودیک صحبت می کنید که شنونده از شنیدن آن لذت می برد. این موضوع را حافظ شیرازی به این تعبیر می کند که مصاحبه با ترکها، باعث طولانی شدن عمر می شود (بخاطر خوش گذشتن زمان):

“ترکان پارسی گوی بخشندگان عمرند”

راز خوش آوایی زبان ترکی در داخل مکعب اسرارآمیز آوا نهفته است:

مکعب

این مکعب را توضیح می دهم تا آنرا درک کنیم. کافیست اندکی حوصله به خرج دهید و وسط توضیح، از کشف این راز منصرف نشوید!

این مکعب اسرار آمیز دارای 3 محور مختصات مانند مختصات دکارتی XYZ می باشد که تمامی 9 حرف صدادار ترکی در گوشه های این مکعب گنجانده شده اند. باید بدانیم که زبان ترکی کاملترین آواهای بشری را دارد که عبارتند از مصوتهای 9 گانه:

آ (آی)، ا (من)، ائـ (بئش)، ی (قیز)، ی(بیز)، اوْ (قوچ)، اوُ (قوش)، اؤ (گؤز)، او (اوچ)

در زبان ترکی این صداها از 3 منظر مختلف تقسیم بندی می شود:


    صداهای ثقیل (آ ـ اوْ ـ اوُ ـ ای) که تلفظ ثقیلی دارند و صداهای ظریف (ا ـ ائـ ـ ای ـ اؤ ـ او) که تلفظ ظریفی دارند.
    مصوتهای غنچه ای «اوْ، اوُ، اؤ، او» كه هنگام تلفظ آنها لبها بصورت غنچه­ای بسته می­شوند، و مصوتهای و غیرغنچه­ای «آ، ای، ای، ائـ ، اَ» که هنگام ادای آنها ، دهان باز میشود.
     مصوتهای باز “آ ، اَ ، ائـ ، اوْ ، اؤ” که در ادای آنها فك پائین دهان به سمت پائین رفته و دهان كاملاً باز می­شود. و مصوتهای بسته «ای ، ای ، اوُ ، او» که هنگام ادای آنها آرواره بسته­تر شده، دهان با حجم نیمه­ باز آنها را تلفظ می­كند.

 خب! حالا با توجه به سه نوع تقسیم بندی می توان سه محور تعریف کرد و با توجه به 2 گروه در هر تقسیم بندی هر کدام از صداها را در یک سمت قرار داد. نه خودآگاه به مکعب آوایی ترکی می رسیم که هر صدا دارای 3 خصوصیت است. مثلاً صدای “آ” هم ثقیل است هم غیرغنچه ای و هم باز.

اما این مکعب غیر از یک رابطه ریاضی و پازل چه چیزی در دل دارد؟ قوانین آوایی را براساس این تقسیم بندی تعریف می کنیم:

قانون هماهنگی مصوتها:

همه مصوتهای یک کلمه از نظر ثقیل و ظریف بودن تابع مصوت هجای اول هستند. یعنی اگر مصوت هجای اول ، ثقیل بود ، تمام مصوتهای دیگر آن کلمه یا پیوندهای آن ، ثقیل خواهند بود و اگر مصوت هجای اول ، ظریف باشد ، دیگر مصوتها نیز ظریف خواهند بود. برای نمونه در ترکی یارا (زخم) درست است نه یاره. و در ادامه: یارالان، یارالاندی، یارالاندیردی، یارالاندیردیلار. یا برای مصوت ظریف مانند «ائـ»: ائشیک، ائشیکده ، ائشیکده­کی ، ائشیکده­کیلر ، ائشیکده­کیلرین ، ائشیکده­کیلرینکی، ائشیکده­کیلرینکیدی و … .

در مورد کلمات دخیل سعی می­کنیم آنها را ترکیزه کنیم. مانند: باهار (بهار) ، هاوا (هوا) ، ناماز(نماز).

قانون هماهنگی لبها:

نه تنها مصوتهای یک کلمه (اعم از ریشه و مصوتها)از لحاظ تقسیم بندی ­ثقیل و ظریف نمی توانند همزمان با هم بیآیند ، از لحاظ نوع غنچه ای یا غیرغنچه ای نیز دارای ضوابط و نظم خاصی هستند که از آن ضوابط هم باید تبعیت نمایند. این قوانین چنین هستند:

الف­ ـ اگر مصوت اول غیرغنچه­ ای باشد ، مصوتهای دیگر نیز غیرغنچه­ ای خواهند بود. مانند: قاپی ـ قاپیدا ـ قاپیداكی ـ قاپیداكیندا ـ قاپیداكیندادیر

ب­ ـ ولی اگر مصوت اول غنچه­ ای باشد، اگر یكی از مصوتهای­ آن از نوع باز باشد‏، مصوتهای بعد از خود را تابع خود خواهدكرد. مانند: قوزوـ قوزوچو ـ قوزوچونون ـ فوزوچونوندور

کلمات دخیل نیز در قالب این ساختار درمی آیند. مانند: لوطو (لوطی) ، اباالفضل(ابوالفضل) ، نوخوش (ناخوش)

قانون عمومی هماهنگی مصوتها:

تمام پیوندها نیز از لحاظ داشتن مصوتهای ثقیل و ظریف یا غنچه­ ای و غیرغنچه­ ای از مصوت هجای نخست تبعیت می­کنند.

قانون توالی مصوتها:

در کنار تمام محدودیتها و قوانین حاکم بر مصوتهای ترکی ، این مصوتها اجازه ندارند در هرجائی از کلمه که خواستند، ظاهر شوند. مثلاً مصوت «ای» با شرایط خاصی حق دارد در ابتدای کلمه بیآید. از طرفی مصوت «اؤ» فقط در ابتدای کلمه نقش بازی می کند و نمی­تواند در داخل کلمه بیاید. جدول زیر هم موقعیت مصوتها و هم تبعیت مصوتهای بعدی از مصوت اول را نشان می دهد:


جدول قانون توالی مصوتها در زبان ترکی

توالی

نكاتی دیگر در آواشناسی تركی

تعمیم خصوصیت کوتاهی صائتهای زبان ترکی به کلمات دخیل

گفتیم که زبان ترکی زبانی کوتاه صائت با بیانی سریع و تند است و هیچ کشیدگی و مدّ دادن در آن وجود ندارد مگر به ندرت آنهم برای کلمات بیگانه. یعنی اگر فارس زبان هم «بادام» می گوید ، ترک زبان هم «بادام» می گوید ، سرعت آنها یکی نیست. فارس زبان کشیده تر و بصورت ممدود آنرا ادا می کند ولی ترک زبان بسیار سریع و تند تلفظ می کند. همین خصوصیت زبان ترکی باعث می­شود، کلمات دخیل از زبانهای دیگر از یک فیلتر دیگر عبور کنند ، سپس وارد زبان ترکی شوند. لذا اگر در فارسی می­گوئیم: «یارم آمد»، در ترکی همین «یارم» را بسیار سریعتر تلفظ خواهیم کرد: «یاریم گلدی». به همین ترتیب: بادام ، شیرین ، ناشی ، گیج ، داغ ، چای ، امامزادا ، خارابا و … .

لهجه ترکها در فارسی از همین جا ناشی می شود که میزان کشیدگی صداها یا مثل ترکی کوتاه است یا به اندازه فارسی نیست.

التقاء ساکنین در ترکی

در ترکی دو حرف مجاور نمی­توانند ساکن باشند. زبان ترکی بسیار روان و جاری است و تحمل التقای ساکنین را ندارد و برخلاف زبان عربی نمی­تواند کلماتی مانند: قبض، وقف، اکل، خبط، حکم و …را تحمل کند. حتی کلمات فارسی و عربی هم که وارد ترکی می شوند باید خود را در این قالب سازگارکرده و ساکن اول را متحرک کنند. این هم یکی دیگر از فیلترهای زبان­ترکی برای ورود کلمات است. لذا در ترکی می­گوئیم: قبیر(قبر)، نذیر آشی(نذر آشی) ، قدیر گئجه­سی(شب قدر)، صبیر گلدی(صبر آمد)، عؤمور کئچدی(عمر رفت)، ظولوم(ظلم)، حوکوم(حکم)، طبیل(طبل) و … .


اشاره ای به قوانین حاکم بر صامتها
در زبان ترکی دیدیم که صائتها مطابق قوانینی پیچیده اما منظم با هم در تعامل هستند که باعث خلق زبانی ملودیک و هارمونیک با نام زبان ترکی می شوند. هارمونی بودن این زبان تنها بخاطر قوانین حاکم بر صائتها نیست بلکه قوانین حاکم بر صامتها نیز این نقش را ایفا می کنند. همانطور که در ترکی امکان ندارد در یک کلمه هم صائت «آ» بیاید و هم «اؤ»، مشابه این نیز قوانینی وجود دارد که اجازه نمی­دهد حروف کلمات ترکی بصورت اتفاقی و ناهمگون در کنار بیایند.

چون این بحث طولانی بوده و در حوصله این مجال نیست، تنها گریزی کوتاه می زنیم که صامتها یا حروف بی­صدا در ترکی مانند صائتها از نقطه نظرهای مختلف تقسیم بندی می شوند و هر صامت در هر کدام از تقسیم بندی ها به یک طرف رفته و دسته بندی می شود. از یک منظر به «کوتاه ـ بلند» تقسیم می شوند ، از منظری دیگر در تقسیم بندی «آوادار ـ بی­آوا» به دو دسته دیگر تقسیم می شود.

از دیگر قوانین آوایی این است که اگر در کلمه ای یکی از حروف “ق ـ خ ـ غ” بیآید، مصوت های آن کلمه ثقیل خواهند بود.

باز در بحثی دیگر از نظر مخرج ادا به دسته های «لبی ، دندانی ، حلقی و سقفی» بخش بندی می شوند. تقسیم دیگری نیز از نظر «ناقص و کامل» بودن داریم. لذا هر صامت در هر تقسیم بندی موضع خود را مشخص کرده و در یک گروه بندی قرار می گیرد. مانند بحث صامتها ، قوانینی بر هر کدام از دسته بندی حاکم و مجموع دسته بندی ها حاکم است که اجازه نمی­دهد هر صامتی در هرکلمه که خواست، ظاهر شود. برای نمونه قانونی داریم که می­گوید: «اگر دو صامت کامل در یک کلمه همسایه شوند ، آندو باید از نظر آوادار یا بی­آوا بودن باید همجنس باشند». مطابق این قانون در ساختن صفت از «دوز» ، از بین دوزگون و دوزکون باید دوزگون را انتخاب کنیم چون صامتهای«ز» و «گ» هر دو آوادار بوده و همجنس هستند اما از میان کوسگون و کوسکون ، کوسکون درست است چون «س» و «ک» هر دو بی­آوا هستند.

اعجازی به نام فعل


زبان ترکی آنچنان در فعل غنی است که بعضی زبانشناسان قدرت واقعی ترکی را در فعل می پندارند. قابل تصور نیست که زبانی هزاران فعل اصلی داشته باشد و غیرقابل باورتر آن است که 600 فعل تک هجایی داشته باشد. افعال تک هجایی که در زبانهای دیگر باید برای معادلسازی آن از افعال کمکی یا جملات توضیحی استمداد جوییم.

برای نمونه به 20 فعل تک هجایی زیر توجه کنید:

سئو(دوست داشته باش) ، سیلک (با تکان دادن تمیز کن)، مین (سوار شو)، چیخ (بالا برو)، اوم (چشم انتظار بمان)، سپ (پخش کن)، اوو(ماساژ بده) ، سؤگ (فحش بده)، پوز(متلاشی کن) ، قیس (فشار بده) ، آش (مانع را رد کن)، قوو(دور کن) ، یور(خسته کن) ، بیچ(درو کن)، سر(پهن کن) ، یئن (پایین برو)، آخ (جاری شو)، ییخ(به زمین بزن) ، تپ (فرو کن)، چاپ(با شتاب بدو)

البته بدیهی است متکلمین دیگر زبانها در مقابل بیان این مفاهیم ساکت نمی مانند ولی آنرا با افعال ترکیبی یا جملات توضیحی بیان می کنند.

غنای فعل در ترکی را از زاویه ای دیگر ببینیم. فعل در ترکی چنان گسترده است که برای بیان یک اتفاق ، طیف گسترده ای از افعال را در گنجینه دارد که هر یک با دیگری متفاوت است ولی در ترجمه همه را یکی می دانیم. برای نمونه در ترکی برای کتک زدن انواع افعال : وورماق ، ازمک ، دؤیمک ، تاپداماق و چندی دیگر را داریم که ترک زبان می داند که وورماق درجه ضعیفتری دارد و ازمک درجه بالاتر و دؤیمک شدت بیشتری.

و یا افعال بُرشی : کسمک ، گزمک ، بیچمک ، چاقماق ، بؤلمک ، دیلمک ، یارماق و غیره را بُریدن می نامیم ولی هر یک دارای شدت و ضعف خاص و کاربرد خاص هستند.

علاوه بر 600 فعل تک هجایی در زبان ترکی در حدود 2500 فعل دو یا سه هجایی وجود دارد که آنها نیز در اصل یک ریشه تک هجایی دارند لیکن آنرا به عنوان یک فعل مشتقی همتراز با فعل های تک هجایی می پذیریم. مانند باشارماق (بلد بودن) که ریشه در باش (سر) دارد یا بوشاماق (طلاق دادن) که ریشه در بوش (خالی) دارد یا اله مک (غربال کردن) که ریشه در ال (دست) دارد.

افعال مشتقی ترکی همگی دارای قوانین پسوندی بوده و اتفاقی یا بدون قاعده به وجود نیآمده اند. مثلا از ترکیب اسم با حرف “ا” می توان به افعالی مانند “یاشا ، بوشا ، اله” رسید و از ترکیب اسم با “ات” می توان افعالی مانند “گؤزت ، قارات ” ساخت.

افعال مشتقی ترکی، اعجازی عجیب و جذاب دارند. مثلا می توان هزاران فعل صدایی از ترکیب “صوت” و پسوند “ییلدا / تیلدا” ساخت. مانند : تاقّیلدا ماق (تق تق کردن)، شاقّیلداماق (غرش ابر)، هؤکّولده مک (هق هق گریستن)، جوکّولده مک (جیک جیک کردن)، ونگیلده مک (وق وق کودک).

می توان با اضافه کردن “ین” به فعل، فعل خودانجامی ساخت. یعنی فعل که مربوط به خود شخص است. مانند:

یوماق (شستن) و یویونماق (استحمام ـ خود را شستن)

گئیمک (پوشیدن) و گئیینمک (لباسهای خود را پوشیدن)

سویماق (پوست کندن) و سویونماق (لباس خود را درآوردن)

دئمک (گفتن) و دئیینمک (با خود نق زدن)

سورمک (رفتن) و سورونمک (یک پا ـ دو پا کردن)

اریمک (ذوب شدن) و ارینمک (تنبلی کردن)

ترکی

گستردگی و تنوع زمان در ترکی

در زبان ترکی برای بیان زمان انجام فعل طیف بسیار گسترده ای وجود دارد که در ترجمه آنها به زبانهای دیگر باید از جمله استفاده کرد. اگر مطرح ترین زبانهای دنیا 10 تا 15 زمان دارند در زبان ترکی 46 نوع زمان وقوع فعل وجود دارد که تصورش هم محال است.

بیان تمامی این ازمنه در حوصله این مجال نیست لیکن به اختصار به تعدادی از آنها اشاره می کنیم. از توضیح درباره زمانهای ماضی، حال و آینده که در هر زبانی موجود است پرهیز می کنیم:

    در ترکی زمان دائم وجود دارد که دامنه زمانی اش از گذشته ی دور تا آینده دور است و از اضافه شدن “ار” به فعل امر ساخته می شود. مانند: چیخار، گلر، ایتر ، باتار. مثلا می گوییم: “گون چیخار” ترجمه فارسی اش می شود: “آفتاب طلوع می کند” درحالیکه در ترجمه زمان حال “گون چیخیر” نیز می گوییم: “آفتاب طلوع می کند”! ترک زبان می داند که این دو در ترکی متفاوتند. فعل دائم انجام یک فعل بصورت قطعی و مبرهن در تمامی ازمنه است و اگر می گوییم: “گون چیخار” ، در ترجمه اش باید گفت: “قطعا آفتاب باید طلوع کند”.
    در ترکی زمان های “گذشته در آینده” و “آینده در گذشته” داریم. مثلا برای آینده در گذشته می گوییم: “آلاجاغیمیشام” یعنی “بایستی در گذشته آنرا می گرفته ام”.
    در ترکی ماضی استمراری دائم داریم. در ترکی برای آلماق (گرفتن) در زمان ماضی می گوییم: آلدیم (گرفتم) و برای ماضی استمراری می گوییم: آلیردیم (می گرفتم) و برای ماضی استمراری دائمی داریم: آلاردیم (همواره می گرفتم). این زمان تا حال ادامه داشته است. در فارسی هر دو زمان ماضی استمراری موقت و دائم یکی هستند.

حال بدون تعریف و اشاره به زمان ها مصدر آلماق را به چند زمان منتقل می کنیم تا تنوع و جذابیت زمان در ترکی را بیشتر احساس کنیم:

    آلیم (بگیرم)
    آلام (باید بگیرم)
    آلدیم (گرفتم)
    آلاجام (خواهم گرفت)
    آلمیشام (گرفته ام)
    آلمیشدیم (گرفته بودم)
    آلمالییام (حتما باید در آینده گرفته باشم)
    آلاجاغیمشیام (بایستی در گذشته می گرفته ام)
    آلاجاغیدیم (اشتباه کردم نگرفتم باید می گرفتم)
    آلیردیم (می گرفتم)
    آلاردیم (همواره تا امروز می گرفته ام)
    آلارمیشام (نمی دانستم که همواره می گرفته ام)
    آلایدیم (ای کاش می گرفته ام)
    آلیناجاق (گرفته خواهد شد)
    آلیناجاغیمیش (بایستی گرفته می شده است)
    آلسایدیم (اگر قبلا می گرفته ام)
    آلمالیمیشام (بایستی قطعا قبلا می گرفته ام ولی نگرفتم)
    آلمیشیمیش (نگو که قبلا گرفته بوده است)
    آلدیغیم (آنچه را که گرفته ام)
    آلدیردیم (با واسطه آنرا گرفتم)
    آلدیرتدیم (با واسطه مجبور کردم که بگیرند)


عجایب اسم و صفت در ترکی

اسم در ترکی

به ندرت می توان اسمی در ترکی یافت که بدون ریشه باشد و به تک هجا مختوم نشود. اگر اسم در فارسی مانند “پنجره ، زمین ، کمد ، دماغ ، کمر ، پتو و …” چند سیلابی و بی ریشه است در ترکی یا مثل ” بئل ، یئر ، گون ” تک ریشه اند و یا مثل “یاغیش ، الک ، داماغ ، بورون” دارای ریشه تک هجایی و معنادار هستند. درصد بسیار اندکی از لغات ترکی دو هجایی اند که هنوز ریشه معنی دارشان اثبات نشده است. مثلا آیا بولود از ریشه بول (یافتن) است یا بول (برکت و وفور)؟ هنوز نمی دانیم.

اسم چند هجایی در ترکی دارای یک ریشه معنادار و متناسب و یک پسوند مشخص و تعریف شده است. پسوندها در ترکی بسیار گسترده و قانونمند هستند و هر یک وظیفه خاصی دارند.

مثلا پسوند “چین” پسوندی پرنده ساز است مانند: گؤیرچین ، بالایقچین ، لاچین ، زیغیرچین ، بیلدیرچین.

یا پسوند “لان” وحوش ساز است مانند: ایلان ، قاپلان ، جئیلان (جئیران)، آسلان.

یا پسوند “ار” فاعلساز است مانند: آچار ، یانار ، دونار ، گولر

یا پسوند شغلی چی و جی مانند: قیزیلچی ، آلیجی ، گوموشچو

یا پسوند همراهی “داش” مانند: قارداش ، قاداش ، آداش ، یولداش ، آرخاداش

یا پسوند شباهت و مبالغه “مان” مانند: قهرمان ، آیمان ، تورکمن ، قره چمن

تمامی پسوندهای ترکی هر یک وظیفه خاص دارند و محدودند به اینکه یا به اسم بچسبند (مانند قیزیلچی) یا به فعل (مانند آچار).

طبق همین قانونمندی پسوندها و داشتن ریشه تک هجایی است که لغات ترکی در زبانهای دیگر استخراج می شوند و ممکن نیست لغت ترکی بی صاحب باشد یا زبانی دیگر آنرا به تملک خود درآورد حتی اگر مانند مأوا یا قلعه به عربی رفته باشد.

صفت در ترکی

و اما در مورد صفت در ترکی، صفت نیز مانند اسم بصورت ذاتی و تک هجایی صفت هستند مانند یاش ، آغ ، پیس.

و یا چند هجایی بوده ولی طبق پسوندهای خاص از روی فعل یا اسم ساخته شده اند مانند: گؤزل ، قیسسا ، یاشیل ، دورغون ، دوزلو.

رده بندی صفات در ترکی بسیار متنوع و دارای طیف گسترده است که قابل ترجمه به فارسی نیستند. اگر در فارسی یا عربی و انگلیسی سه سطح صفتی “عادی ـ برتر ـ برترین” داریم در ترکی بدین ترتیب می باشد:

    صفت عادی : ذاتا صفت هستند و مقایسه ای نمی کنیم. مانند: یاخشی ، پیس ، گؤزل ، گوده
    صفت برتر یا قیاسی : با پسوند “راق” و یا “لی” صفتی را بین دو چیز قیاس می کنیم. مانند: یاخشیراق ، گوده رک ، اوجاراق ، چوخلو ، خئیلی ، آزلی
    صفت تفضیلی یا برترین: با پیشوند “ان” و یا “لاپ” برترین چیز را انتخاب می کنیم. مانند: لاپ گؤزل ، ان گؤزل ، لاپ آغیر ، ان آغیر
    صفت مطلق: این صفت در فارسی وجود ندارد. نیاز به این صفت زمانی است که در یک جمع کوتاه قد به فرد 150 سانتی بگوییم: بلندترین! یا در میان بدگل ها یکی را زیباترین بنامیم. یا در یک جمع تنبل، دانش آموز نمره 13 را بالاترین و زرنگترین بنامیم! در ترکی این مشکل با آوردن صفت مطلق و بدون قیاس حل می شود طوری که به ابتدای هجای نخست آن صفت یکی از حروف “م” یا “پ” را بیآوریم (البته اختیاری نیست و قاعده دارد) و آنرا در ابتدای صفت بگنجانیم. مثلا برای صفات “قارا ، یاشیل ، سرین ، بوش، زیرک” می گوییم: قاپ قارا (سیاه مطلق)، یام یاشیل (سبز مطلق)، سپ سرین (خنکی مطلق)، بوم بوش (خالی مطلق)، زیپ زیرک (زرنگ واقعی).
    صفت خفیف: در ترکی برای درجات کمرنگ و ناچیز از یک صفت، پسوندهای متعددی وجود دارد که قلّت و خفّت آن صفت را نشان دهند. مانند:

پسوند ایمتیل: قارامتیل (کمی سیاهی)، ساریمتیل (متمایل به زردی)

پسوند شین: قاراشین (گندمی)، آغشین (متمایل به سفیدی)

پسوند سوو : دلی سوو (متمایل به دیوانگی)، اوزون سوو (متمایل به قد بلند)

پسوند جا : گؤیجه (متمایل به سبز، گوجه) ، آغجا (متمایل به سفیدی، سکه نقره ای)


قواعدی در گویش محاوره ای آذربایجان


زبان ترکی با توجه به قدمت چندین هزار ساله و گستردگی جغرافیای متکلمین آن از شرق آسیا تا بطن اروپا ، یک خانواده بزرگ از زبان های ترکی است که نزدیک به 40 زبان با بیش از 350 میلیون متکلم را شامل می شود که هر یک از آنها به تنهایی از بسیاری از زبانهای معروف پرمتکلمتر و گسترده تر است. مانند ترکی قرقیزی، قزاقی ، چینی ، ترکمنی ، بلغاری، آلبانی، آذربایجانی ، استانبولی.

ترکی آذربایجانی دارای زیرشاخه های ترکمنی، قشقایی ، خلجی، افشاری، ترکی خراسانی، ترکی شاهسونی و … است. این زبان مانند بسیاری از زبانها و گویش های رسمی دارای زبان محاوره ای و شفاهی نیز هست که بر آن شدیم نگاهی به این محاورات بیاندازیم و میزان نزدیکی و انحراف آن از زبان استاندارد را ملاحظه کنیم. البته این زبان محاوره ای بیشتر در بین ترکان ایران است که با توجه به عدم آموزش و ناآشنایی با زبان نوشتاری، در طول زمان حروف صامت جای خود را به مصوت داده و گاهی هم دلنشین نیست و زیبایی ترکی را خدشه دار می کند.

البته زبان محاوره ای علیرغم محاوره ای و شفاهی بودن دارای قواعد و قوانینی است که حتی گاهی به زبان نوشتاری نیز راه یافته است. به چند مورد اشاره می کنیم:

قاعده ابدال: در قاعده ابدال یا تبدیل یک حرف به حرفی دیگر تبدیل می شود. تنها به چند مورد اشاره می کنیم:

گ ـ ی : اگر “گ” بین دو صدا قرار بگیرد به “ی” تبدیل می شود: چؤره گیم ـ چؤره ییم ، گئتمه گیم ـ گئتمه ییم

غ ـ و: اگر “غ” بین دو صدا قرار گیرد به “و” تبدیل می شود: اوووز (اوغوز)، دوووز (دوغوز)، اووما آش (اوغما آش)

ک ـ ج ، ک ـ چ : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

چ ـ ش : قیچ ـ قیش ، اوچ ـ اوش

ب ـ و : وفات ـ بفات ، وفاسیزدی ـ بفاسیزدی

د ـ ج ، د ـ چ : دؤنمک ـ چؤنمک ، دیغال ـ جیغال

ب ـ پ : بیشیرمک ـ پیشیرمک ، پؤهروز ـ بهروز ، پیچاق ـ بیچاق

ب ـ م : بونو ـ مونو ، بونا ـ مینا ، بن ـ من

ب ـ ف : میکروب ـ میکروف ، طناب ـ طناف ، خواب فرش، خاف ، مطرب ـ موطوروف

تل ـ تد: آتلی ـ آتدی ، رحمتلیک ـ رحمتدیک

ک ـ هـ : دوکتور ـ دوهتور ، اکبر ـ اهبر

ق ـ خ : اقتصاد ـ اختصاد ، آلماق ـ آلماخ

دن ـ نن : مندن ـ منن ، ایراندان ـ ایراننان

پم ـ پب : اؤپمک ـ اؤپبک ، قاپماق ـ قاپباق

نل ـ نن : آنلاق ـ آنناق ، ایرانلی ـ ایراننی

نم ـ مم : قانماز ـ قامماز ، یانماق ـ یامماق

قاعده ادخال :

در این قاعده حرفی به کلمه اضافه می شود که متداولترین آنها “الف”ی هست که به اول کلمات مبتدی به “ر” یا “ش” اضافه می شود مانند: ایرضا ، ایرحم ، اوروس ، ایشنبه

همچنین حرف “هـ” در سر کلمات مبتدی به “الف” ظاهر می شود مانند: هاچار ، هاچا ، هؤرمک ، هاچاچی

قاعده اسقاط:


در این قاعده حرف اصلی از بدنه کلمه حذف می شود. مثلا با توجه به عدم وجود التقای ساکنین در ترکی، اگر بتوانند سکون اول را متحرک می کنند و اگر نتوانند آنرا حذف می کنند مانند: دسمال (دستمال)، نفچی (نفتچی)، دوس (دوست)، جفر (جعفر)

همچنین بخاطر فرار یا تنفر! ترکها از حرف “ر” گاهی شاهد حذف آن از بطن کلمات هستیم. مانند: گئدیسن (گئدیرسن)، گؤتو (گؤتور)، گلئی (گلیر)


برای اینکه ترکی را درست صحبت کنیم این 10 نکته را رعایت کنیم

ما نباید چنین برداشت اشتباهی بکنیم که هرچه در میانه و مراغه و تبریز صحبت بکنیم زبان ترکی آذربایجانی است. زبان ترکی آذربایجانی یک زبان رسمی و استاندارد و دارای قانون است لیکن آنچه ما صحبت می کنیم ترکی محاوره ای و محلی است که در بسیاری موارد منطبق بر زبان استاندارد نیست. همچنین این برداشت اشتباه را نکنیم که انتظار این هست که باید عین زبان رسمی صحبت بکنیم! مگر زبانی در دنیا هست که متکلمین آن عینا منطبق بر زبان استاندارد صحبت کنند؟ نخیر! وجود ندارد.

و اما منظور از اینکه ترکی را درست صحبت کنیم چیست؟

غرض این است که کلمات را کامل و صحیح ادا کنیم. گرته برداری اشتباه از فارسی نکنیم. ابدال نامناسب نکنیم.

بیایید همین 10 توصیه ذیل الذکر را رعایت کنیم تا ببینید چقدر ترکی را زیبا صحبت می کنید و شنونده (حتی شنونده ترک) مجذوب شما می شود:

1 ـ قانون هماهنگی آوایی را رعایت کنیم و بجای پسوندهای دوگانه (چی/لی/ین/…) از پسوندهای چهارگانه (چی ـ چو/لی ـ لو/…) استفاده کنیم. یعنی نگوییم: قوشچی! بگوییم: قوشچو. نگوییم: گوموشچی! بگوییم: گوموشچو.

2 ـ ترکی سرشار از فعل است آنهم افعال تک هجایی و دو هجایی زیبا. چرا باید افعال فارسی را ترجمه کرده و یک فعل مرکب را جایگزین فعل اصیل ترکی کنیم. پس نگوییم: منتظر اول (گؤزت)، مواظب اول (گؤزله)، صبر ائله (دؤز)، هواپیمادان پیاده اولدوم (یئندیم)، سنی فرماندارا سفارش ائله دیم (تاپیشیردیم)، هواپیما پرواز ائله دی (اوچدو ـ قالخدی).

3 ـ از بکارگیری “تکراری” حروف ربطی و شرطی و اضافی فارسی در ترکی پرهیز کنید چراکه دو بار این کار را می کنید. مثلا: اگر گؤرسم (س در گؤرسم همان اگر هست!)، میانادان تا تهرانا (الف در انتهای تهران همان معنای تا هست!)، آقایی کی گلیر (گلن آقا)، کاش بو اوستادینان درس گؤتورمییئیدیم (یئی در داخل فعل معنای کاش دارد!).

4 ـ از آوردن عدد فارسی در جمله ترکی پرهیز کنید مگر آنکه عدد فارسی به اسم فارسی بچسبد مانند سه راه و چهارراه ولی نگوییم:  سه طبقه ائو سالیب (اوچ طبقه)، اتاق چهار (اتاق دؤرد یا دؤردونجو اوتاق)، استاد، شیمی معدنی ده منه پنج و نیم وئردی ( بئش یاریم وئردی)، هفتاد درصد دانشگاه نماینده نین آدامی دی (یوزه یئتمیش).

5 ـ ترکیب وصفی و اضافی ترکی برعکس فارسی است و باید از بکارگیری آن تا حد متعارف پرهیز کرد. مانند: کارکنان دانشگاه حقوق آلانماییبلار (دانشگاهین کارکنانی، دانشگاهین کارمندلری)، به سفارش نماینده 23 نفر شرکت فولادا گیریب (نماینده نین تاپیشیرماغینان 23 نفر فولادا گیریب)، فرمانداری شهرستان میانه نین (میانانین فرمانداری سینین).

6 ـ از بریدن سر و ته کلمات و ادغامهای مشمئز کننده به شدت بپرهیزید و زیبا و شیوا صحبت کنید. مانند: گئشّت (کئچ گئت)، گئیدک (گل گئدک)، اویئده (آی گدا! آی آقا، آی قارداش)، گّ (گل)، گؤتی (گؤتور)، قاشّه بورا(قاچ گل بورا)، قیشلاریم (قیچلاریم)، اوش دنه (اوچ دنه)، چؤرح (چؤرک)، اوزریح (اوزرلیک)، دؤهتور (دوکتور)، آللام (آلارام).

7 ـ در محاوره میانه نگوییم: سوز! بگوییم: سیز. نگوییم: سوزونکی! بگوییم: سیزینکی. نگوییم: آلدوز!  بگوییم: آلدیز. نگوییم: آچون! بگوییم: آچین.

8 ـ در ترکی ماق یا اق برای حروف ثقیل و مک یا اک برای حروف ظریف بکار می رود ولی ما به اشتباه آنرا ماخ و مخ می گوییم. هرچند در عمل ادای ماخ اجتناب ناپذیر است لیکن بجای مخ از مک و بجای خ از ک استفاده کنیم و نگوییم: گئدخ! بگوییم: گئدک. نگوییم: وئرمخ! بگوییم: وئرمک.

9 ـ کلمات فراوانی از ترکی به فارسی رفته و ما دوباره به اشتباه به لهجه یا ترکیب فارسی به ترکی آورده ایم که خطای بزرگی است. مثلا “دوقلو” در اصل “دوغولو” به معنای باهم زاده شده (دوغماق) از ترکی به فارسی رفته و در آنجا به اشتباه به سه قلو و چهارقلو! تبدیل شده و دوباره به ترکی برگشته و در یک ابتکار عجیب می گوییم: اوچ قلو اولوب!! یا قوورما سبزی به فارسی رفته و ما آنرا قورمه سبزی می گوییم. یا خاو یا هاو (پرز فرش) بصورت خواب به فارسی رفته و با آنرا بصورت خاف! به ترکی برمی گردانیم.

10 ـ از ابدال های مشمئز کننده زیر که زیبایی های ترکی را فرو می پاشد و برای شنونده عذاب آور می شود بسیار اجتناب کنید:

ک ـ ج : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

ک ـ هـ : دؤهتور (دوکتور)، اهبر (اکبر)، چؤره (چؤرک)

رل ـ رر : کورراماق (کورلاماق)، گوررو سو گلیر (گورلو)

لر ـ لل : گللم (گله رم)، آللام (آلارام)

ترکی در فارسی


کلمه تک هجایی به نام “گؤز” و مشتقات آن:

گؤز در ترکی به معنای چشم، در حدود 100 مشتق دارد که دارای مفاهیم بسیار متنوع و گسترده می باشد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

1 ـ گؤز : خود واژه گؤز بیش از 10 معنا دارد مانند: چشم ، قنات ، سوراخ ، دهانه پل ، حسرت ، انتظار ، دهانه ، سر نخ.

2 ـ گؤزه: چشمه ای با اطراف سرسبز

3 ـ گؤزت : مواظب باش ، چشمت به آنجا باشد.

4 ـ گؤزله : منتظر باش ، چشم انتظار باش (ما به اشتباه بجای گؤزت (مواظب باش) می گوییم: گؤزله!)

5 ـ گؤزل : زیبا ، چشم نواز

6 ـ گؤزلوک : عینک

7 ـ گوزگو: آئینه (در اصل گؤزگو یعنی وسیله دیدن)

8 ـ گؤستر : نشان بده (در اصل گؤزتر)

9 ـ گؤزه نک : سوراخ های ریز بدن یا گیاهان

10 ـ گؤزندیریک : نقاب صورت حیوانات برای جلوگیری از آزار حشرات

11 ـ گؤزه مه : رفو (سوراخ ها یا چشمها را بهم دوختن)

12 ـ گؤز اول: حواست باشد ، چشمت به این باشد

13 ـ گؤز ائوی: حدقه چشم

14 ـ گؤزآچیق : هوشیار

15 ـ کور گؤز یا شور گؤز : چشم هیز

16 ـ گؤز اودو : خشم (گؤز اودون آلماق یعنی ترساندن)

17 ـ گؤزجو : نگهبان

18 ـ گؤز قارال : غروب ، سیاهی رفتن چشم

19 ـ گؤزتمن : ناظم

20 ـ گؤزه تیم : نظارت

21 ـ گؤزلم : مراقب

22 ـ گؤزلش : احتیاط کن

23 ـ گؤزونک : از ابزار خیمه و چادر

24 ـ کؤسته بک : موش کور

25 ـ گئجه گؤزو : نیمه شب


پسوند “مه” و نفوذ آن در زبان فارسی

از زیبایی ها و توانمندی های زبان ترکی به یک پسوند مهم به نام “مه” یا “ما” اشاره می کنیم. با اضافه شدن این پسوند به انتهای فعل امر ترکی، اسم مصدر یا اسم آلتی تولید می شود که در ترکی گستره بسیار زیادی در کاربرد دارد.

گستره این پسوند آنچنان زیاد است که دهها واژه اصیل ترکی را با خود به زبان فارسی برده است. آیا باورتان می شود که کرشمه یا تسمه نیز ترکی باشند؟

برای توضیح بیشتر این پسوند، بهتر است برویم سراغ این خانواده در زبان فارسی و آنها را ریشه یابی کنیم. به 30 مورد از این واژگان اصیل زبان ترکی دخیل در زبان فارسی اشاره می کنم:

    چکمه : از مصدر چکمک (کشیدن) به معنای وسیله ی کشیدنی
    سُرمه : از مصدر سورمک (نوعی کشیدن) به معنای وسیله کشیدن در چشم
    سورتمه : از مصدر سورتمک (روی سطحی کشیدن) به معنای وسیله ای که روی زمین بکشند.
    دلمه : از مصدر دولماق (پر شدن) به معنای چیزی که مغزش را پر کنند.
    قورمه : از مصدر قوورماق (تَف دادن ، برشته کردن) به معنای غذایی که سبزی اش را تف دهند.
    یغما : از مصدر ییغماق (جمع کردن ، برداشتن) به معنای غارت
    کرشمه : از مصدر کیریشمک یا قیریشماق (قر دادن، ناز کردن) به معنای ناز و عشوه
    سُخمه : از مصدر سوخماف (فرو بردن) اصطلاحی نظامی به معنای فرو کردن در شکم
    بَسمه : از مصدر باسماق (فرو کردن) به معنای چاپخانه و طلای منقش و مُهر
    باغلاما : از مصدر باغلاماق (بستن) به معنای نوعی ساز موسیقی
    تکمه : از مصدر تیکمک (دوختن) به معنای دوخته شده
    چاتمه : از مصدر چاتماق (بهم رسیدن، بهم وصل شدن) اصطلاحی نظامی که سه اسلحه را سرپایی بصورت هرم به یکدیگر تکیه دهند.
    دیشلمه : از مصدر دیشله مک (گاز گرفتن، با دندان شکستن) به معنای قند کنار چای
    قمه : از مصدر قامماق (زدن به قصد کشت) به معنای وسیله قتّاله
    دُگمه : از مصدر دوگمک (بستن) به معنای وسیله بستن
    دَلمه : از مصدر (دلمک یا تلمک به معنای بریدن) به معنای پنیر تر یا شیر مایه
    ساچمه : از مصدر ساچماق (ریختن) به معنای باروت یا گلوله ای که در تفنگهای قدیمی می ریختند.
    تَپمه : از مصدر تپمک (چپاندن ، تپاندن) اصطلاحی نظامی
    کسمه : از مصدر کسمک (بریدن) به معنای زلف کج ، موهای شکسته به یک سمت
    قابلمه : از مصدر قابلاماق (چیزی را در داخل چیزی قرار دادن) به معنای وسیله و ظرف
    گزمه : از مصدر گزمک (بریدن) به معنای نوعی وسیله بریدن
    کرتمه : از مصدر کیرتمک (چوب کندن) به معنای کلبه چوبی که حتی اتصالاتش هم چوبی باشد.
    تسمه : از مصدر تاسماق (زدن ، مضطرب کردن) به معنای چرمی محکم و ضخیم. از همین ریشه تسکی یعنی سیلی، تاسلاق یعنی ضخیم و ناقواره
    یورتمه : از مصدر یورتمک (راه رفتن مخصوص اسب) به معنای راه رفتن نه تند و نه آرام اسب
    قلمه : از مصدر قالاماق (روی هم چیدن و بالا رفتن) به معنای درختی بلند
    خامه : از مصدر قایماق یا خایماق (روی چیزی سوار شدن) به معنای ترکیبی از لبنیات. قایماق نیز به همین معناست. قایق روی آب نیز از همین ریشه است.
    یارمه : از مصدر یارماق (شقّه کردن) به معنای گندم نیم کوفته
    شلمه : از مصدر شالماق (بستن پارچه به سر یا کمر) به معنای پارچه ای که به سر یا کمر بندند. خود شال نیز از همین ریشه است.
    قاتمه : از مصدر قاتماق (قاطی کردن) به معنای هر چیزی مرکّب خصوصا طنابی که از ترکیب موی دم و یال اسب درست کنند.

سُقُلمه : از مصدر سوخولماق (فرو رفتن) به معنای نوعی مشتی که انگشت شست از بین دو انگشت بیرون آید. آنرا سقرمه و سغرمه هم می گویند


منبع مقاله از اهرری - آقای محمد صادق نائبی


لینک مجموعه پستهای آموزش ترکی
لینک مجموعه پستهای تورک سئسی لینک




مرتبط با : آذربایجان آموزش زبان ترکی آذربایجانی * تورک سئسه لینک
برچسب ها : زبان ترکی-ترکی آذری-عجایب ترکی-ترکها-زبان مادری-فدرت زبان-تورک-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396
زمان : 10:13 ب.ظ
روز جهانی زبان مادری و غربت زبان ترکی در ایران
نظرات |

آذربایجان سر بی زبان ایران !


از بطن وجود مادر زبان مادری هم در وجود همه ما است.
بارها تاکید شده تُرک بودن و ایرانی بودن افتخار و هویت ماست، چیزی که هزاران سال هم بگذرد همان است و چه بهتر که آنرا دریابیم نه برانیم!

سه اتفاق مهم برای هویت ما ترکهای آذربایجانی ایران در چند ماه اخیر افتاد:
- تشکیل فراکسیون تُرک زبانان ایران در مجلس
- تاسیس بنیاد ادب و زبان آذربایجان
- قرار دادن واحد درسی ادبیات ترکی در برخی دانشگاهها

تورکم

تورک

که هر سه این مورد فقط جنبه تشریفاتی و غیر ریشه ای داشت!
+ فراکسیون ترک زبانان که البته وجود آن لازم است، آیا حرکتی مفید و شایسته برای ترک زبانان (اعم از آذربایجانی ها، قشقایی ها، ترکمن ها، ایلهای ترک بخیتاری، ترکهای خراسانی و...) و هویت و حمایت حقوق اولیه آنان در کشور صورت داده است؟ خیر!

+ پس از تشکیل بنیاد ادب آذربایجان که وعده و قرار بود فرهنگستان زبان ترکی باشد اما نشد، آیا شما حتی حرکتی کوچک و قابل محسوس مشاهده کردید بجز اشغال خانه تاریخی پروین اعتصامی در تبریز؟!  خیر!

+ بعد از آنکه در دانشگاه تبریز و چند شهر دیگر واحد ادبیات ترکی قرار داده شد، آیا این دانشجویان بجز مسئله علاقه، بدرد دیگری میخورند و آیا بهتر نبود ریشه ای از مدارس تدریس زبان مادری را آغاز کرد و در آخر در دانشگاه رشته ای برای ترکی تعریف کرد تا مسیری درست و هدفدار طی شود؟!

بنیاد ادب ترکی
دانشجو

فراکسیون ترکها


در نهایت میبینیم که هیچکدام از این حرکتها چندان ثمره ای برای زبان و هویت ما نداشته و باعث نگرانی نسل جدید و از بین رفتن تدریجی فرهنگ و اصالت است.  البته هر سه این حرکت ها جرقه ای مثبت در کشور ما برای ترک زبانان است و باید به فال نیک گرفت هرچند انتظار خیلی بیشتری میرود.
حالا همچنان سر ایران یعنی آذربایجان بی زبان مادری مانده و حتی نمیتواند بدرستی حرفش را بزند و حرفهایش را درک کنند و حتی  زبان خود را درست بنویسد و بخواند، و این یعنی اوج بی سوادی آذربایجان و ایران !
آذربایجانی ها را نمیشود از فرهنگ و هنر و اصالت غنی و دیرین خود دور کرد زیرا در خون آنها جاریست.

خلاصه!  روز جهانی زبان مادری که حتی حالا از آن استفاده نمیکنم چون هم برای خودم هم مخاطب ترک زبان سخت است زیرا نخوانده ایم و ننوشته ایم و محرومیم، را به شما و همه بشریت و احترام به همه زبانها و اقوام و نژادها تبریک میگوییم
.
آنا دیلی گؤنو، کوتلو اولسون
روز 21 فوریه سوم اسفند روز جهانی زبان مادری

آذری

هویت آذربایجان

شهریار

پسرم، اگر دیدی کسی با لهجه با تو حرف میزند، بدانکه یک زبان بیشتر از تو بلد است!
زبان

زبان آذربایجان

تحصیل زبان



سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد همانند سالهای پیش پوستر سالانه زبان مادری را منتشر کرد
سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو)همچنین شعار امسال روز جهانی زبان مادری را ” پیش به سوی آینده ای پایدار از طریق آموزش چندزبانه” اعلام کرده است.

ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو پیامی بدین منظور منتشر نموده است.

دبیر کل یونسکو نوشته است ” به مناسبت روز جهانی زبان مادری،‌ تقاضا می کنم که ظرفیت آموزش چندزبانه در نظام های اجرایی و آموزشی،‌ ترجمان فرهنگی و رسانه ها،‌ فضای مجازی و تجارت و در همه جا به رسمیت شناخته شود.”

وب سایت یونسکو می نویسد: یونسکو روز جهانی زبان مادری را در ۲۱ فوریه ۲۰۱۷ تحت عنوان ‘پیش به سوی آینده ای پایدار از طریق آموزش چندزبانه’ گرامی می دارد. برای میدان دادن به توسعه پایدار،‌ دانش آموزان بایستی به زبان مادری و سایر زبان ها آموزش ببینند. از طریق تسلط بر زبان اول یا زبان مادری است که فراگیری مهارت های اساسی من جمله خواندن، نوشتن و حساب میسر می شود. زبان های محلی به ویژه زبان های اقلیتی یا بومی دریچه انتقال فرهنگ ها،‌ ارزش ها و دانش سنتی محسوب می شوند. بنابراین، این زبان ها نقش مهمی را در پیشبرد آینده ای پایدار ایفا می کنند.‌

تاریخچه زبان مادری
تاریخچه پیدایش روز جهانی زبان مادری به حرکتهای دانشجویان دانشگاه‌های بنگلادش در سال ۱۹۵۲ برمی‌گردد. زمانی که تعداد زیادی از دانشجویان بنگالی در اعتراض به تحمیل زبان اردو به عنوان زبان رسمی‌و دیوانی در بنگلادش (پاکستان شرقی آن زمان) توسط دولت پاکستان در محوطه دانشگاه داکا توسط ماموران دولت پاکستان به رگبار بسته شدند. دانشجویان با هدف به رسمیت شناساندن زبان مادری مردم سرزمین‌شان یعنی زبان «بنگلا» یا «بنگالی» اقدام به تظاهرات وسیع کردند. زبان رسمی‌که در مدارس و دانشگاه‌های بنگلادش در آن زمان تدریس می‌شد زبان پاکستانی (اردو) بود. تظاهرات گسترده دانشجویان و اساتید دانشگاه داکا در روزهای ۲۱ و ۲۲ فوریه سال ۱۹۵۲ اتفاق افتاد و ماموران دولت پاکستان در تیراندازی به دانشجویان و اساتید دانشگاه تعدادی از آنان از جمله ابوالبرکت استاد دانشگاه داکا، رفیع الدین احمد دانشجو، شوفیر رحمان کارمند عالیرتبه دادگاه عالی بنگلادش را کشتند. اما ایستادگی و مقاومت دانشجویان، اساتید دانشگاهها و فعالان فرهنگی بنگلادش باعث شد که در سال ۱۹۵۶ مجدداً زبان بنگالی به رسمیت شناخته شد. تداوم مبارزات مردم و فعالان سیاسی و فرهنگی باعث شد که در سال ۱۹۷۱ بنگلادش از پاکستان جدا و استقلال پیدا کند.

پس از استقلال، مراسم روز ملی زبان مادری در بنگلادش همه ساله در ۲۱ فوریه با شکوه خاص برگزار می‌شد تا اینکه در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۹ سازمان آموزشی، علمی‌و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) پیشنهاد رسمی‌کشور بنگلادش برای اعلام ۲۱ فوریه به عنوان «روز جهانی زبان مادری» را پذیرفت و ۱۸۸ کشور عضو یونسکو از جمله جمهوری اسلامی‌ایران به آن رای داده و آنرا تائید کردند.

دانشگاه

زبان مادری

آنا دیل


نعمت چند زبانه بودن را بهره ببریم...

راهنمای نقشه :
بنفش : کشورهایی که چند زبان رسمی دارند
سبز : کشورهایی که یک زبانی رسمی ولی مردمی چند زبانه دارند (ایران)
آبی : کشورهای بدون زبان رسمی ولی با مردمی چند زبانه

Violet: Multiple official languages
Green: Single official language, functionally multilingual
Blue: No official language, functionally multilingual

چند زبانه


زبان مادری؛ زبان قلب و ذهن
عصرایران - محرم آقازاده / مدیر انجمن کانادایی نوآوری های آموزشی


 مروری بر آمارهای جمعیت دانش آموزی در کشورهای جهان تأیید می کند به طور تقریبی نزدیک به نیمی از کودکان و نوجوانان لازم التعلیم به مدرسه راه نیافته اند[1]. هر کودک (فرد 5-6 تا 17-18 سال) باید بتواند به حق آموزش خود برسد. از سوی دیگر، او باید به آموزش شایسته هم دسترسی داشته باشد. در واقع، در کنار برآورده شدن حق آموزش باید آموزش مناسب و متناسبی هم تدارک شود. یکی از راه های متناسب و مناسب سازی آموزش، آموزش به زبان مادری است. فراهم نشدن آموزش به زبان مادری به معنای عدم رعایت فرصت برابر آموزشی و یادگیری است. دانش آموزی که زبان مادری او فارسی است و آموزش هم به زبان او فراهم می آید نسبت به دانش آموزی که زبان او کردی، لری یا ترکمنی یا عربی یا ترکی و یا بلوچ است، فرصت یادگیری بیشتری به دست می­آورد.

آموزشی که به زبان مادری دانش آموز فراهم نمی آید، او را در معرض بسیاری از آسیب های تحصیلی و اجتماعی قرار می دهد.

از سوی دیگر، دولت هایی که حق آموختن به زبان مادری را نادیده می گیرند، به طور آشکار فرصت نابرابر آموزشی هم فراهم می آورند. در واقع، غنی را غنی تر می سازند. تاکنون در ایران هیچ دولتی به رفع این نابرابری آموزشی توجه نشان نداده است.

تورک
ترکی
ترکی
ترکی
تورک
ترکی
ترکی
تورک


باری، عدم توجه به آموزش و یادگیری زبان مادری، به اندازه دست کم 12 سال کودکان را از تجربه و اندیشیدن به زبان مادری باز می دارد. کودکان با محروم ماندن از یادگیری زبان مادری، زبان دل و ذهن خود را از دست می دهند و درست پس از پایان تحصیلات مدرسه ای یا دانشگاهی که وارد تجربه واقعی زندگی اجتماعی می شوند با کاستی حاصل از زبان مادری روبرو می شوند.

هر زبانی در جهان بازنمایانندۀ فرهنگی خاص است. زبان به مثابه یک پدیده اجتماعی حامل فرهنگ، لحن، طرز تفکر و طرز نگرش به جهان است. برتر از همه، آنچه می ­توان تصور کرد، محتوای زبان مادری است. زبان مادری، یگانه زبانی است که آمیخته با احساس یادگرفته می شود، احساسی که بدیلی برای آن وجود ندارد.


زبان مادری؛زبان قلب و ذهن
اگر چه آموختن زبانی دیگر چونان پنجره جدیدی برای نگریستن و معنادادن به زندگی است، ولی در قیاس با زبانی دیگر، زبان مادری خودِ پنجره است. فروگذاشتن زبان مادری به بهانه یا به دلیل آموختن زبان رسمی(نه ملّی) یا زبان مدرسه ای به معنای دست انداختن به خس و خاشاکی برای نجات یافتن از غرق شدن است. شاهد چنین ادعایی سخن نلسون ماندلا است. ماندلا می­گوید: "اگر با شخصی به زبانی سخن بگویی که بفهمد، آن سخن به ذهن او می نشیند. اگر با او به زبان خودش سخن بگویی، آن سخن به دلش می نشیند[2]." تجربه نشان نداده است اشخاص از رسیدن به کسی که به زبان مادری ایشان سخن می گوید ناخرسند باشند. از این رو است که، هر کس در هر جایی که هست می­کوشد همزبانش را پیدا کند. کسانی که با توسل به سخن حضرت مولانا، ادعا می کنند همدلی از همزبانی بهتر است، بیراه و گزافه نمی گویند. با این همه، دانستن این نکته خالی از لطف نیست که نظر مولانا کاستن از ارزش زبان مادری نبوده است. بنا بر این، استناد به اهمیت همدلی، مقدمۀ خوبی برای به کنار نهادن کبرایی چون زبان مادری نیست.

در ادامه این نوشتار به چند دلیل تأکید بر آموختن زبان مادری پرداخته می شود.

ترکی
ترکی
ترکی
ترکی
تورکی
تورکی


زبان مادری پیش‌نیاز رشد هیجانی و ذهنی
زبان مادری و یادگیری زبان مادری توأمان آثار پرباری بر شکل گیری چگونگی هر شخص دارند. زبان شناسان، زیست شناسان و زیست روان شناسان بر این باور هستند که آهنگ، رنگ و زیبایی صدایی مادری از زمانی که کودک در رحم مادر هست به او انتقال می یابد. به دیگر سخن، بخشی از میراثی که نوزاد با خود به دنیا می آورد اندوخته هایی از زبان مادری است. بر این اساس است که، نوزاد به صدای مادر و پدر زودتر و بیش از هر کس دیگر واکنش نشان می دهد. توصیه عمومی و تخصصی به همه کسانی که از کودکان مراقبت می کنند آن است که برای ارتباط با کودکان به جای زبان آمرانه از زبان مادرانه استفاده کنند.

زبان کودک، زبان ساده و پیش پا افتاده نیست. زبان کودک آکنده از هیجان، احساسات، تصویرها و تخیلات است. بنا بر این، وقتی بیان می شود شایسته است با کودک به زبان کود سخن گفت، بدان معنا نیست که به ساده ترین شکل ممکن با او سخن گفته شود. زبان کودک همانا زبان مادر او است. رشد مغزی، عاطفی و هیجانی کودک در سال های اولیه زندگی، یعنی تا پایان دوره ابتدایی مرهون بهره مندی از زبان مادری است.

نخستین مفهوم سازی های کودک از خود و جهان اطرافش بر پایه زبان مادری اش شکل می گیرد. به همین ترتیب، کودک نخستین تجربه های عاطفی و شناختی خود از جهان را هم با زبان مادری ابراز می کند.

 از این رو، بر پایه دیدگاه های روان­شناسان رشدنگر، شناخت نگر و ساخت گرا، می توان گفت، بن مایه ها و ساخت های پایه ای ذهنِ هر شخص با مصالح زبانی مادر و در درجه دوم خانواده ای که کودک در آن قرار دارد ساخته می شود.

مردم دنیا از هر تیره و قبیله ای که باشند و به هر چند زبان سخن بگویند، زبان مادری برای آنان در درجه نخست اهمیت قرار دارد. کسانی که نمی توانند به زبان مادری صحبت کنند، بنویسند و ابراز عقیده کنند همیشه در حسرت بهره جستن از زبان مادری هستند. تجربه نیایشگری و برگزاری مراسم عبادی و آیینی در هر کجای مؤید آن است که مردم ترجیح می دهند عمیق ترین عواطف و احساسات و برداشت های خود را به زبان مادری خود شکل بدهند. بر این اساس، برای مردم، بهترین ترانه ها، لالایی ها، سوگ نامه ها و اندرزنامه ها آن هایی هستند که به زبان مادری ایشان فراهم آمده است.

آذری
زبان ترکی
تورک
آذربایجانی
تورکی


زبان مادری؛زبان قلب و ذهن

وقتی شخص به زبان مادری اش سخن می گوید ارتباط مستقیمی بین دل، مغز و زبان او برقرار می شود. سخن گفتن به زبان مادری به شخص جرأت می بخشد. مردم به آن مقدار که از بی سوادی می ترسند، از سخن گفتن به زبان دیگر هم می ترسند. در مطالعه ای به مترجمان همزمان(دیلماج) ایتالیایی زبان که به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشتند، دو دسته واژه نشان داده شد(انگلیسی و ایتالیایی) در هر بار سرعت شناخت واژگان و واکنش آنان به واژه به وسیله موج نگارهای مغزی ثبت شدند. مقایسه اطلاعات به دست آمده نشان داد، شرکت کنندگان پژوهش، در شناخت و واکنش به واژه های ایتالیایی نسبت به شناخت و واکنش به واژه های انگلیسی عملکرد بهتری داشته اند. پروفسور آلیس مادو پرووربیو[3]، استاد الکتروفیزیولوژی شناختی در دانشگاه Milano-Bicocca به دست آمدن چنین نتیجه ای را متأثر از آموخته های حاصل از زبان مادری می داند.


زبان مادری شاخصی برای هویت فرهنگی
کودک با استفاده از زبان مادری اش با والدین، خانواده، نزدیکان و منسوبان، فرهنگ، تاریخ، هویت و دین اش ارتباط برقرار می­ کند. زبان مادری، کودک را با فرهنگ جامعه ای که از آن برآمده است و هویت اش در آن شکل گرفته است پیوند می­ دهد. کودکی که زبان مادری اش را نداند از اثرگذارترین و کارآمدترین ابزاری که می تواند با استفاده از آن در دامان فرهنگ تربیت یابد، محروم می ماند.

زبان مادری ابزار سرآمدی برای انتقال فرهنگ و حفظ علقه های فرهنگی است. کودکی که از فرهنگ و تاریخ اش ناآگاه باشد در هر جای جهان باشد، در وطن یا در محل زندگی دیگر جرئت ورزانه زندگی نخواهد کرد. هر کسی با زبان و فرهنگ اش قد می کشد و احساس سرافرازی می کند. بریده ماندن کودک از زبان مادری اش به گلی می ماند که بدون ریشه در داخل گلدان آبی گذاشته شده است. زبان، انسان را نامیرا می سازد. عمر زبان ها بلندتر از عمر انسان ها هستند.

غفلت رسمی و غیررسمی، عمدی و غیرعمدی خانواده ها و دولت ها از ایجاد زمینه برای رشد کودک با زبان مادری اش، جفا در حق کودک، فرهنگ و جامعه است. نادیده گرفتن زبان مادری کودکان و تحمل یک زبان به مثابه زبان ملّی که به غایت نادرست است حاصلی جز سست کردن هویت فردی، قومی و ملی نخواهد داشت. زبان رسمی یا زبان مدرسه ای، زبان ملی نیست. زبان مادری هر کس زبان ملی او است. چون زبان متعلق به آب و خاکی است که کودک در آن زندگی می کند. زبان انگلیسی در هند و پاکستان زبان رسمی هست ولی زبان ملی نیست. در مقابل، زبان های هندی، سندی، پنجابی و اردو زبان های ملی هستند. این زبان ها زاییده هند و پاکستان هستند. به همین قیاس، زبان فارسی زبان رسمی و مدرسه ای ایران است و زبان ملّی نیست. هفتاد و پنج زبان و حتی بیشتر از آن که در ایران یافت می شود همگی زبان های ملی هستند. ملی بودن چیزی به معنای تعلق داشتن آن به همه آحاد جامعه است. مردم ایران در هر جای کشور که باشند زبان ترکمنی را متعلق به خود می دانند.

زبان های موجود در هر کشوری پرچمی برای نمایاندن فرهنگ آن کشورهستند.

آذری
ترکی
ترک
تورکی
ترکی

زبان مادری بنیانی برای یادگیری زبان های دیگر
جیم کامینز[4] بر این باور است که، "کودکانی که با پیشینه قویی از زبان مادری وارد مدرسه می شوند، غنای زبان مادری آنان سبب می شود مهارت های زبانی زبانِ مدرسه را بهتر و سریع تر بیاموزند. توصیه به آن نیست که کودکان پیش از ورود به مدرسه زبان مدرسه را بیاموزند، بلکه اصرار بر آن است والدین و نزدیکانِ کودک پیش از ورود او به مدرسه برای او داستان های به زبان مادری بگویند و بخوانند. از این رو، وجود منابع گوناگون چاپی به زبان مادری کودک حیاتی است. داستان خوانی و داستان گویی های پیش از مدرسه ضمن رشد دادن و عمق بخشیدن به ریشه های زبان مادری به ایجاد هویت فرهنگی و مانا نگه داشتن بخش اصیلی از فرهنگ یاری می کند. کودکانی که دارای پیشینه غنی ای از زبان مادری هستند پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به همتایان خود نشان می دهند."

توانایی صحبت کردن به زبانی دیگر مدیون زبان مادری است. کودکی که با ظرافت های زبان مادری خود آشنا باشد، با مهارت های فراشناختی بالاتری برای یافتن راهی برای آموختن زبان دیگر می کوشد. چنین کوشش آگاهانه نتایج شایسته تری را برای یادگیرنده زبانی به جز زبان مادری به ارمغان می آورد. بر خلاف نظر کسانی که زبان مادری را مخل آموختن زبان مدرسه می دادند و اصرار دارند که کودک باید زبان مدرسه را پیش از مدرسه بیاموزد، مهارت های زبانی قابل انتقال هستند. این بدان معنا است که اگر یادگیرنده ای در زبان اول توانا باشد برای یادگیری زبان دوم از آموخته های زبان اول بهره خواهد جست. این پدیده درست مانند، مهارت های ظریف هنری یا غیره است. کسی که نخست ساز دوتار را آموخته است حتمن برای آموختن سه تار، تار و گیتار مهارت های پایه ای خود را به کار خواهد گرفت. بدین سبب نمی توان و نباید گفت، برای آموختن گیتار نباید کسی پیشتر هیچ سازی را بیاموزد.

تجربه و پژوهش کشورهای مهاجر پذیر اروپایی و امریکایی نشان می دهد که کودکان در آموختن زبان مدرسه، زبان عمومی و زبان درسی، دچار دشواری اساسی نمی شوند. در این کشورها تأکید بیش از آن به آموختن زبان مدرسه باشد تمرکز بر فراموش نشدن زبان مادری است. دلیل اساسی این است که آن­ها به تجربه دریافته اند کودکان از ناحیه یادگیری زبان مدرسه آسیب نمی بینند، بلکه آسیب جدی از سر گسسته شدن ارتباط زبانی کودک با فرهنگ خانوادگی و ملی خود است.

ترکی
ترکی
تورک دیلی
ترکی
ترکی

چه باید کرد؟
1. عمل به تعهدات قانونی و ملّی برای ایجاد فرصت یادگیری پایه ای زبان مادری پیش از مدرسه و در مدرسه. کسانی که از درک این ضرورت عاجز هستند از درک فرهنگ و اهمیت آن هم عاجز هستند یا دانسته از کنار موضوع می گذرند.

2. پرداخت هزینه عدم تأمین آموزش به زبان مادری یا پرداخت هزینه نابرابری آموزشی. هر سال، از بودجه ملی برای فراهم کردن آموزشی نابرابر هزینه کلانی می شود. بنا بر این، برای جبران، هزینه ای که از حساب دانش آموزانی که زبان اولشان زبان مدرسه نیست، شده است، دولت باید دست به اقدامات جبرانی بزند. بر اساس محاسباتی که صورت می گیرد، دولت باید هزینه یادگیری زبان مادری را به دانش آموزان محروم از آموزش به زبان مادری بپردازد.

3. حمایت مالی و نهادی از نویسندگان زبان های در معرض خطر. بخشی از جبران هزینه های نابرابری آموزشی، می تواند به صورت حمایت از نویسندگانی که به زبان های مادری تولید اثر می کنند صورت بگیرد. بند های شماره های 4 تا 8 هم می تواند تحت شمول توضیح بند شماره 3 باشند.

4. تخصیص یارانه حمایت از نشریه های ویژه زبان های ملّی.

5. ایجاد فرهنگ سراهای زبان مادری و حمایت مادی، مالی و معنوی از آن­ها.

6. حمایت از شبکه های اینترنتی، سازمان های مردم نهاد فعال در ترویج زبان های های ملّی/مادری.

7. راه اندازی و حمایت از شبکه های رادیویی به زبان های های ملّی.

8. ایجاد فرصت یادگیری بدیل برای یادگیری دروس مدرسه ای به زبان مادری.


لینک مجموعه پستهای تورک سئسه لینک

لینک مجموعه پستهای آموزش زبان ترکی آذربایجانی



مرتبط با : آذربایجان آموزش زبان ترکی آذربایجانی * تورک سئسه لینک
برچسب ها : روز جهانی زبان مادری-زبان ترکی-بنیاد ادب ترکی-واژه های ترکی-تورکی-آذربایجانی-تدریس زبان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1395
زمان : 12:01 ق.ظ
هزار واژه اصیل ترکی در فارسی بخش 2
نظرات | ادامه مطلب

بخش دوم، کلمات ترکی در فارسی


دیل اینسانلار آراسیندا آنلاشماغی فراهم ائدن طبیعی بیر وسیله‌؛ اؤز قانونلاری ایچه‌ری‌سینده یاشایان و گلیشن جانلی بیر وارلیق؛ میلّتی بیرلشدیرن، قورویان و اونون اورتاق مالی اولان ایجتیماعی بیر مؤسیسه؛ مین ایللر بویونجا پیشرفت ائده‌رک مئیدانا گلمیش بیر ایجتیماعی قوروم؛ سسلردن هؤرولموش بیر آغ؛ کؤکو بیلینمه‌ین زامانلاردا آتیلمیش بیر گیزلی آندلاشما‌لار سیستمی‌دیر.

بی زبانی زبان نزدیک به چهل میلیون تُرک زبان ایران! تدریس انواع زبانها بجز ترکی!

ترکهای ایران

قواعد نگارش زبان تورکی (تورکجه یازیْ قوراللاری)

۱-زبان تورکی آذربایجانی دارای ۳۲ حرف صدادار و بی صدا میباشد، حروف صدادار به تنهایی قابل تلفظ می باشند ولی حروف بی صدا به تنهایی قابل تلفظ نیستند، کلمات تورکی از هجاها تشکیل می شود و باید در هر هجا یک حرف صدادار باشد مثلا : کلمه «گئده بیلمَک» ۴ هجا و چهار حرف صدادار دارد«گئ+ده+بیل+مـَک».

حقیقتی تلخ برای کودکانی که نمیتوانند زبان مادری خود را بیاموزند ...!
تدریس زبان

۲-قانون هماهنگی صدا (سس اوُیوم یاساسی): در بین حروف صدادار، آا Aa، ایْـ Iı، اوْ Oo، اوُ Uu، حروف ضخیم (قالین حرفلر)، و بقیه ائـ Ee ، اَ Əə، ایـٌ İi، اؤ Öö ، اوٌ Üü حروف نرم (اینجه حرفلر) میباشند، در زبان تورکی در هیچ کلمه ای این دوگروه حروف با همدیگر نمی آیند (آغیْللی، گؤروٌنمَک). به این سبب کلمه ای مثل گلماخ غلط است و باید گلمک نوشت. (عبارات «ایٌنجه بئش بؤلوٌک» و «قالیْن دوْققوُز» یادگیری این قانون را آسان می کند.
قانون هماهنگی صدا از مهمترین قواعد زبان تورکی می باشد هر کسی بخواهد زبان تورکی را درست یاد بگیرد باید این قاعده را بطور کامل یاد بگیرد.

صفحه رسمی "ایران را باید دید"  و پست آقای عراقچی ...
آذری


۳-قواعد نوشتاری عمومی تورکی آذربایجانی

۳-۱-در کلمات چند هجایی، حرف «ق» در صورتی که در طرفین آن فقط یک حرف صدادار باشد به شکل «ق» « قارقا، قالماق» ولی در بین دو حرف صدادار باشد «غ» نوشته و خوانده می شوند : «چیغیرماق، قالماغی».

۳-۲-حروف «غ، خ» : در انتهای کلمات تک هجایی ویا در وسط کلمات چند هجایی وجود دارد : «آغ، یوْخ، بوراخماق، داریخماق» ولی در کلمات چند هجایی در آخر کلمه همیشه بصورت «ق» نوشته می شود مثلا هیچوقت نمی نویسیم «بولاغ، قالماخ، آیاخ»، شکل نوشتاری درست این کلمات «بولاق، قالماق، آیاق» می باشد.

۳-۳-باید دقت نمود که در کلمات اینجه هیچوقت در آخر کلمه بویژه در آخر فعل، حرف «خ، ق» نمی آید و حتما باید «ک» نوشته شود، مثلا این نوشتار غلط است : «گلمخ، گلماق، گلماخ»، درستش «گلمک، گئدَک» می باشد.

۳-۴-حرف فتحه در ابتدای کلمات با الف «ا» و در آخر هر هجا بصورت « ـه، ه» نوشته میشود ( اریک، یئلله مک: باد زدن).
معمولا در یک هجا بین دو حرف بی صدا حرف فتحه وجود دارد که نوشته نمیشود مثل «گلمک: گَلمَک).

۳-۵-حروف صدادار در ابتدای کلمات همرا با الف «ا» ولی در وسط و آخر کلمات به تنهایی می آیند. مثال: » اَلlə، ائل el، بئل bel؛ قیْز qız، میز miz ».

۳-۶-علامات دیاکریتیک: شامل علامات روی حروف «و،ی» و بصورت «وُ، وٌ، یْ، یٌ» میباشند، در کلمات تورکی در یک کلمه‌ی مستقل، فقط اولین علامت دیاکریتیک نوشته میشود «دؤزوم، ائلشن».

turk

۴-تغییر حرفی در کلمات پسونددارک

۴-۱-کلمات منتهی به حروف «ک، ق» هستند همراه با پسوند صدادار به «گ، غ» تبدیل می شوند « کؤینک، کؤینَگی ویا کؤینه‌یی، قالماق، قالماغی»، در کلمات اینجه، «ک» آخر را «گ» ویا ترجیحا «ی» می نویسند ولی درهر حال «ی» تلفظ می کنند. مثل:« اوٌرَک : اوره‌گی، اوره‌یی».
بطورکلی حرف «گ» اگر بین دو حرف صدادار قرار گیرد بصورت «ی» تلفظ میگردد «بیرلیگی = بیرلییی».

۴-۲-در زبان تورکی استانبولی کار را بسیار راحت نموده اند تمامی حروف «ک، ق» آخر کلمات بصورت «ک k» نوشته می شود، وقتی پسوند صدادار به آن اضافه می گردد حرف«ک k» به حرف «ğ» تبدیل می شود که یوُمشاق‌گ می نامند این حرف را در کلمات قالین بصوت «غ» ودر کلمات اینجه بصورت «ی» تلفظ می کنند. مثل : «köynek, kalmak» با اضافه شدن پسوند «köyneği, kalmağı»نوشته شده ولی «کؤینه‌یی، قالماغی» خوانده می شود.


زبان مادری من چیست؟
[http://www.aparat.com/v/70dD2]

۵-تفاوت نوشتاری حروف در زبانی تورکی آذربایجانی و استانبولی :
۵-۱-در تورکی استانبولی تعداد ۲۹ حرف وجود دارد در این الفبا، حروف کسره و فتحه « اَ Əə، ائـ Ee» هر دو بصورت «ائـ Ee» نوشته و خوانده میشود ، حرف «خ X» حذف شده و بصورت «ک k، هـ Hh» نوشته و خوانده میشود، همچنین حرف «ق Qq» نیز بصورت «ک Kk» در می آید: مثال : «در تورکی آذربایجانی: گئتمک getmək، خالص xalis، باخماق baxmaq، قالماق qalmaq؛ در تورکی استانبولی: kalmak, bakmak, halis, getmek» نوشته میشود. (بطور کلی حرف «ائـ Ee» نسبت به فتحه، و حروف «ک k، هـ h» نسبت به «ق q،خ x» نرمتر میباشند)




مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : زبان ترکی-معادل کلمات-ریشه کلمه-سخن بزرگان-قواعد نگارش-ریشه کلمات فارسی-زبان مادری-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395
زمان : 08:45 ب.ظ
:: English learning for the people of Tabriz
:: اوشاقلار ، شعر و داستان ترکی برای فرزندان آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 74 ( موزه مشاغل قدیمی بازار تبریز )
:: ایرج شهین باهر شهردار جدید کلانشهر تبریز
:: پدر جذامیان ،مرحوم دکتر محمدحسین مبین
:: شهروند لینک آذربایجانی 70 (عکاس خانم مونا آریانفرد داوودیان)
:: سلام به شهریار
:: فولکلور ترانه های آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 73 (شهرک زعفرانیه تبریز)
:: حكیم ملا محمد فضولی
:: عکس با لباس اصیل آذربایجان
:: دوربین تبریز لینک 72 ( سفر به زنوز و زیبایی های آن )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی
:: توریسم و اهمیت آن برای اقتصاد شهر
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی
:: پیاده محوری لازمه شهر تاریخی توریستی تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند




( تعداد کل صفحات: 5 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ