تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ابر شب یلدا
 

تبریز ویکی لینکلر

 
چله گئجسی در آذربایجان
نظرات |

«چیلله گئجه‌سی»
 خاطره‌ ماندگار قصه‌ هزار و یک‌شب آذربایجان



ایشیق - حسین واحدی :  به آخرین روزهای پاییز که نزدیک می‌شویم، کم‌کم صدای پای زمستان به گوش می‌رسد و مردم خود را برای به جا آوردن آداب و رسوم خاص شب آخر پاییز که در میان مردم آذربایجان به «چیلله ‌گئجه‌سی» معروف است آماده می‌کنند. خیابان‌های شهر هیاهوی خاصی به خود می‌گیرد و همه‌ی خانواده‌ها به فکر تهیه خوراک شب طولانی چیلله میافتند.
‌چیلله، در زبان ترکی به معنای نهایت کشیدگی و درازی می‌باشد و این شب به خاطر کشیدگی یعنی طولانی بودن آن بدین صورت نامگذاری شده است. همچنین در زبان سریانی به این شب «یلدا» گفته‌اند.

یلدا مبارک

در قدیم نگاه به «چیلله» بسیار متفاوت‌تر از امروز بوده است. چرا که قبل از رسیدن فصل سخت زمستان و آغاز چیلله‌ها، مردم می‌گفتند: «زمستان نزدیک است و خدا می‌داند چقدر مال و منال از دست خواهیم داد. چند نوزاد در قنداق از سرمای سخت، جان سالم به در خواهند برد؟ حیواناتمان سالم خواهند ماند؟ و…».
یعنی زمستان و چیلله عید و جشن محسوب نمی‌شد، بلکه همه به فکر بی‌ضرر گذراندن آن ایام سخت و طاقت‌فرسا بودند. در عین حال، با دعا و نذر و نیاز از پروردگار متعال تقاضا می‌کردند تا به زندگی‌شان برکت دهد و کمک کند تا به راحتی از پس این چیلله‌ها برآیند. حتی در برخی روستاها هنوز هم مردم قبل از چیلله، با حاضر کردن «بوغدا قووورغاسی» (گندم برشته)، آن را در چهار گوشه‌ی بیرون خانه (پشت بام) می‌ریزند و اعقاد دارند که این عمل را رمز برکت و روزی خود می‌دانند و باور دارند که سال بعد سالی پر برکت خواهد شد.


چیلله در تقویم مردمی آذربایجان
۴۰ روز «بؤیوک چیلله» (چیلله بزرگ)، که از اوّل دی شروع و در ۹ بهمن خاتمه می‌یابد.
۲۰ روز «کیچیک چیلله» (چیلله کوچک)، که از ۱۰ بهمن شروع و آخر بهمن نیز به اتمام می‌رسد.
۱۰ روز «قاری‌ننه چیلله‌سی» (چیلله مادر بزرگ)، که از اوّل اسفند آغاز شده و تا دهم اسفند ادامه دارد.
بنا بر باور مردم، بؤیوک چیلله و کیچیک چیلله با هم خواهر هستند. مؤنث بودن این سه نیروی شرّ (بؤیوک باجی-خواهر بزرگ-، کیچیک باجی-خواهر کوچک- و قاری‌ننه-مادربزرگ-) ثابت می‌کند که این اعتقادات از باورهای دوران «مادرشاهی» برایمان به یادگار مانده است.

حکایت بؤیوک چیلله، کیچیک چیلله و قاری‌ننه
در افسانه‌های کهن آذربایجان آمده است، در روزهای پایانی چیلله‌ی بزرگ، خواهر کوچکتر کە مغرور است، در زیر درخت بید مجنون، نزد خواهر بزرگتر می‌آید و می‌گوید: «در این مدت چه کرده‌ای؟». چیلله‌ی بزرگ می‌گوید: دستان همه را روی تنور انداختم، دستان دخترانی که با کوزه آب می‌آوردند را منجمد کردم و…». خواهر کوچک می‌گوید: «تو کە کاری نکرده‌ای! ببین من چه می‌کنم! کاری می‌کنم کە نوزادان در گهواره‌هایشان و دست تازه عروس‌ها در کنار چشمه آب یخ بزنند و پیرزنان و پیرمردها را مریض می‌کنم».
خواهر بزرگتر بە طعنه بە او می‌گوید: «عؤمرون آزدی، دالین یازدی!». (عمرت کوتاه است و بە دنبالت بهار می‌آید)
چیلله‌ی کوچک در طول فرمانروایی خود، سرما را در تمام سرزمین‌ها حکمفرما می‌کند و در یکی از همین روزها، در یکی از کوههای قلمرو خود بە دست برف اسیر می‌شود. خبر بە «قاری‌ننه» می‌رسد و او برای آزادی فرزندش از زندان برف، بە کوه رفته و با سیخی کە روی آتش داغ کرده و بە نبرد برف رفته و در نهایت، برفها را آب می کند. چیلله‌ی کوچک بعد از آزادی متوجه می‌شود کە در آن روز زمستان تمام شده و «بایرام آیی» یا همان اسفندماه آغاز شده است.
در طول عمر چیلله‌ها مراسمات و اعیاد مختلفی همچون؛ «خیدیرنبی بایرامی»، «کوسا گلین» و «سایاچی»، «بایاتی فالی» و… نیز برگزار می‌گردد که به اختصار هر یک از آنها آورده شده است.

چیلله

خانواده آذری

چله گئجه سی

مبارک

کوسا گلین

«کوسا گلین» دسته‌ی نمایش شادی آوری هستند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.
گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی ریش و زنی با لباس عروس (یا مردی با لباس زنانه) و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار داده و از مردم شادباش می‌گرفتند. کودکان نیز به دنبال آنها راه می افتادند و به شادی می پرداختند.
کوسا گلین پول ایستیر، آللاهادان روزا ایستیر (کوسا گلین پول می خواد، از خدا روزی می‌خواد)
نحوه اجرای این مراسم به این صورت بود که معمولاً چند هفته (حدود ۳۰ تا ۵۰ روز) مانده به عید نوروز (ایل بایرامی) چوپانان برخی از شهر ها و روستا ها دور هم گرد می‌آمدند و سپس پرتقال یا انار خریداری می‌کردند به آن در اصطلاح محلی «کوسا پایی» گفته می‌شد . بعد چند نفر از آنها مامور می‌شدند که این میوه‌ها را بین خانه‌ها توزیع کنند این میوه‌ها بشارتی بر آمدن کوسه و پارانش و فرا رسیدن فصل بهار و نوروز بود. دوسه روز پس از توزیع میوه‌ها زمان اجرای مراسم فرا می‌رسید و گروه کوسا از خارج روستا با رقص و پایکوبی وارد روستا می‌شوند . این گروه از چهار شخصیت و در برخی از مناطق، از پنج شخصیت اصلی تشکیل می‌شد که عبارت بودند از:
۱-‌ کوسا ۲- گلین ۳- قاوالچی ۴- تورباچی ۵- قارا کوسا
«قاراکوسا» که نماد سیاهی و تیرگی بود در تمام مناطق آذربایجان در میان گروه کوسا گلین دیده نمی‌شد و فقط در برخی مناطق در گروه شرکت داده می‌شد. بعضاً نیز در برابر شخصیت دیگری بنام « آغ کوسا» که نماد روشنایی و پویایی بود ایفای نقش می‌کرد .
برخی از اشعاری که در مراسم «کوسا گلین» خوانده می‌شود:
کوسا گلیر هاوادان
ساققالی یئل قووادان
کوسانین پایین گتیر
آی خانیم، ائوین آوادان
***
جانیم قاراباش قویون
قارلی داغلار آش قویون
اوچ گون، اوچ گئجه کئچر
کوسایا یولداش قویون
***
جانیم او قاتار کئچی
قایادا یاتار کئچی
قیش سویوغو گلنده
بالانی آتار کئچی
***
آی خالا خالا دور ایندی
یوک دیبینه سوز ایندی
چؤمچه‌نی دولدور ایندی
آللاه بالان ساخلاسین
دو بیزی یولا سال ایندی (انجوی شیرازی، ص ۹۵-۹۸)

شب چله

مراسم خیدیر نبی

این مراسم یکی از مهمترین مراسمات ایام چیلله از رایجترین جشنهای این روزها به شمار میرود. جوانان به ویژه در روستاها، به در منازل همسایهها میرفتند و از آنها حبوبات میخواستند. سپس همه حبوباتی را که جمعآوری کرده بودند، در ظرفی ریخته و میپختند و خشک میکردند. بعد از آن، این حبوبات خشک شده و پخته شده را در هاون ریخته و پودر میکردند. قبل از خواب، اندکی از پودر را زیر زبان خود گذاشته و دعا میکردند که همسر آینده خود را در خواب ببینند و یا خواستار دیدن رویای صادق در مورد آیندهشان بودند. صبح روز بعد، خواب خود را به بزرگترها میگفتند و تعبیر آن را میپرسیدند.
سایاچی‌لار
از قدیمی ترین و زیباترین مراسمی که در آستانه عید نوروز و با فرا رسیدن بهار طبیعت درمناطق مختلف آذربایجان صورت می‌گرفت و هنوز در برخی دهات اجرا می گردد مراسم «سایاچی‌لار» (سایاچی‌ها) است که شعر و ترانه هائی به نام «سایا» همراه با اجرای نمایش می‌خوانند.
در این آئین دیرینه، سایاچی ها، افراد هنرمند، شوخ طبع و بذله گوئی هستند که با نغمات، آواز و سخنان شوخ و شیرین خود مردم را دلشاد ساخته و طلیعه داران آغار بهار و جشن های مربوط به آن بوده اند. در فولکلور ترکی، سایاچی به معنی حرمت و حرمت کننده است و با توجه به اینکه سایاچی ها هنرمندان دوره گردی بودند که با لباس هائی برگرفته از رنگ طبیعت و گاه با لباس های چوپان های محلی از چند هفته مانده به نوروز، ده به ده، کوی به کوی و خانه به خانه و با دو چوب در دست می گشتند و با خواندن شعرهای مخصوص و زدن چوب های دستی به هم ریتم در آورده و شعر و آواز در وصف طبیعت می خواندند و برای مردم آرزوی روزهای خوش، خیروبرکت در سال نو از درگاه خداوند بخشنده طلب می‌کردند. در برخی مناطق آذربایجان سایاچی ها را «کوساکوسا» می‌نامند. با توجه به اینکه سایاچی‌ها از چند هفته مانده به عید، روزهای مانده به آغاز سال نو را شمارش می‌کردند، می‌توان احتمال داد ( نه به طور یقین) واژه سایا از مصدر ترکی «سایماق» به معنای شمردن گرفته شده است.‏
جوانان آذربایجان علاوه براینکه پیام آور شادی و بشارت دهنده آغاز سال نو و بهار طبیعت بوده اند، در اصل به نوعی راوی نقل‌های حماسی و راوی حکمت و پند و اندرزهای میهنی و مذهبی نیز بوده‌اند.‏
سایاچی‌ها و کوسا کوساها ترانه های ساده و زیبا به صورت بایاتی و دوبیتی می خواندند، و در اشعار آنها احترام به اهالی خانه و مخاطب و دعای خیر برای آنان و آرزوی خیر و برکت برای محصول کشاورزی و همچنین اظهار محبت به حیوانات مشهود بود و گاهی این احترام و دعای خیر در صورت به گرمی پذیرفته نشدن از طرف صاحبخانه از چهارچوب معمول خارج و به طنز و هجو می گرائید. به نمونه هائی از این ادبیات شفاهی و گنجینه‌ی غنی سایاها توجه کنیم:
‏اورتوموشدم سکی ده/ اوره‌ییم گؤزله‌مه ده/ اوچ قیزیل آلما گلدی/ بیر قیزیل نعلبکی ده/ (نشسته بودم روی سکو/ دلم در انتظار بود/ در یک نعلبکی طلا/ سه سیب در آمد.)‏
و:‏
‏ سایا، سایا، سایادان/ دامازلیقی مایادان/ بو سایا کیم دن/ آتا، بابادان قالیب.‏

رقص در سرمای آذربایجان
آذربایجان

رقص

آذربایجان

آذری

ساوالان

سبلان

تاپماجالار و بایاتی فالی
بزرگترها برای ایجاد فضای شادی و سرور، مسابقههای تاپماجا را دور کرسی راه میانداختند، به این صورت که یک «تاپماجا» (چیستان) میپرسیدند و کسی که پاسخ صحیح میداد، برنده بازی بود. همچنین بایاتی ها از اجزای ثابت هر یک از آیینها و رسوم مردم آذربایجان می باشد. در مراسم شب چیلله به دلیل طولانی بودن این شب و گذران وقت، بزرگترها بایاتی میخواندند. گاه نیز مشاعره با بایاتی انجام میشد و گاهی هم بزرگترها با بایاتی برای کوچکترها فال میگرفتند. بیشتر بایاتی های مرسوم در شب چلله از منظومه حیدربابای شهریار انتخاب میشد. بعنوان مثال:
چیلله چیخار بایراما بیر آی قالار
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار
گئدر باخار گودول ده یارماسینا
باخ فلکین گردش و غوغاسینا
و یا:
قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دئیه‌نـــده
کولک قالخیب قاپ باجانی دؤینده
من قــاییدیب بیرده اوشــاق اولایدیم
بیر گول آچیب اوندان سونرا سولایدیم

چیلله یئمک‌لری

مردم برای پذیرایی در این شب بخصوص و همچنین در شبچرهها، از تخمه آفتابگردان خوی، پشمک، حلوای هویج و «جئویز حالواسی» (حلوایی که از مغز گردو و پسته تهیه میشد و مخصوص شهر اورمیه میباشد)، میلاق (انگوری که از دو-سه ماه قبل بوسیله نخهایی بصورت عمودی به هم بسته شده و در محل مناسبی که سرد هم باشد، از سقفهای چوبی آویزان میکنند) استفاده میشد. همچنین خشکباری نظیر برگه زردآلود، آلبالوی خشک شده، سنجد، بادام، گردو، میوههایی مثل سیب ارومیه، خربزههایی که بصورت ترشی نگهداری میشد و سایر خوراکی ها برای پذیرایی از مهمانان استفاده می شد. در این شب به خاطر طولانی بودنش، مردم با خوردن این خوراکی ها و گفتن بایاتی، سعی در گذراندن آن داشتند.

چیلله قارپیزی

هندوانه جزو لاینفک خوراکیهای «چیلله گئجهسی» به شمار میرود و به نوعی سمبل این شب در آذربایجان است. سابق بر این که امکاناتی نظیر سردخانههای نگهداری میوهها و همچنین حمل و نقل میوه از مناطق ییلاقی به قشلاقی وجود نداشت، هندوانه را در محل مخصوص نگهداری کاه و علوفه برای حیوانات که «سامانلیق» (کاهدان) مینامیدند، نگهداری میکردند. بدین ترتیب که چند هندوانه از آخرین برداشت جالیز را انتخاب و در محلهای مختلف کاهدان می گذاشتند و روی آن را به دقت میپوشاندند. در شب مذکور، هندوانه هایی که بهتر از بقیه مانده بود را برای خوردن انتخاب میکردند.
چیلله‌لیک
در بین برخی خانوا‌ده‌های آذربایجان رسم است، در چیلله گئجه‌سی، و بعضاً یک روز قبل آن، برای تازه عروس‌ها و نامزدها هدایایی از طرف خانوده‌ی عروس برده ‌می‌شود که به آن «چیلله‌لیک» می گویند. این هدایا علاوه بر خرید لوازم خانه، شامل؛ چیلله یئمک‌لری (خوردنی‌های مخصوص شب چیلله)، مثل، پشمک، قووورغا، انار، قورو یئمیشلر (خشکبار)، چیلله قارپیزی (هندوانه شب چیلله) و… می‌باشد. خانواده‌ها آوردن هدیه از طرف خانواده عروس رو نوعی سربلندی دخترشان در پیش خانواده داماد می‌دانند. همه این هدایا را روی خونچا (طبق بزرگ چوبی و امروزه با ماشین) گذاشته و به خانه‌عروس می‌برند.
گرچه از آن شب‌نشینی و چیلله‌های آخر سال این ایام، دیگر چیزی نمانده، اما همچنان برخی از مراسم و سنت‌های دوران در آذربایجان همچنان پا برجاست و در این شب تمام خانواده ها در کنار بزرگترها جمع شده و شب بلند سال را به خوشی و شادی می گذرانند.


آهنگ چیلله گئجه سی از ناصر خندانی
[http://www.aparat.com/v/SrI9z]


"چیله قارپیزی"

" ﻗﺎﺭ " ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮐﯽ ﯾﻌﻨﯽ " ﺑﺮﻑ " ، "ﺑﻮﺯ " ﻓﻌﻞ ﺗﺮﮐﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ " ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ " ﯾﺎ " ﻧﺎﺑﻮﺩﮐﺮﺩﻥ ".  " ﻗﺎﺭﺑﻮﺯ " ﯾﺎ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ، ﭘﺲ ﻣﻌﻨﯽ ﺁﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺑﺮﻑ .

قارپیز یئمه ک :
قارپیز " یئمه  ک! (هندوانه خوردن!) چرا در " چیلله گئجه  " قارپیز (هندوانه) خورده می  شود.

بررسی نام  های " هندوانه " دراغلب زبان  های این منطقه و اروپا نشان می  دهد که نام مورد استفاده در ترکی قابل استناد ترین واژه در بر رسی مفهومی نام این صیفی است. برای مثال در فارسی " هندوانه " (چیزی که " ره آوردی از هند " است)، در انگلیسی (water melon) (صیفیِ آبکی) گفته می شود. ملاحظه می  کنید که هر دو توضیحی هستند و معنای مستقیمی ندارند که رابطه ی اسطوره  ای این صیفی را با آن مورد بررسی قراردهیم. در روسی( арбуз arbuz) و در یونانی( ικαρπούξ karpozi) گفته می  شود و همانگونه که ملاحظه می  گردد از " قارپیز" ترکی مشتق شده اند.
این بررسی و مرور رابطه ی هندوانه را با " قار " (برف) محرز می  سازد. پس نگهداری " قارپیز " تا شروع زمستان (که از شب چلّه شروع می  شود) حلقه  ای از زنجیره  ی تفکر اسطوره  ای ماست و در این حین نام " قارپیز " کاملا با مسما است.
اسم خوردنی مورد نظر خود گویای کاربرد آن است. یعنی بایستی به فصل برف و یخ رسانده شود.

اما آیا واژه  ی " قارپیز " با " قار " صرفا دارای همین ارتباط است؟ در جواب این سوال باید گفته شود که مسأله کمی عمیق  تر از این ارتباط است. عیمق بودن مسأله به سیستمی برمی  گردد که واژگان اینچنینی را در بر می  گیرد :
قیش (زمستان) / قار (برف) / قاری (عجوزه) / قاریماق (پیر شدن) / قارتیماق (پیر شدگی بافت  های گیاهی که توأم با سفت شدگی آن  ها است.) / قارغیش (نفرین) / قارغی (پیکان، نوک تیر) / قارانات (شومی، نحوست) / قیرماق (کشتار کردن) /  قوْرخو (ترس) / قیشقیرماق (فریاد کشیدن شدید) / قیرو (برفی که به شکل گِرد بوده و سفت است) / قارپیز (هندوانه) / قوُتلو (مبارک، خوش یمن) / و ......

حالا معلوم می  شود که چرا این واژه  ها دارای ارتباط سیستماتیک با یکدیگر بوده و توجیه دقیق اسطوره ای دارند.


سرمای تبریز و چله
چله تبریز

ارگ تبریز

قارپیز

خرید یلدا

شب چله تبریز

ولیعصر تبریز

شب چله
 

ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ و قارپیز :
ﭘﺮﻭﺗﻮ ﺗﺮﮎ ﻫﺎ ( ﺗﺮﮐﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ) ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺁﺧﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ " ﻗﺎﺭﭘﻮﺯ " ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﯾﻤﻦ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﺮ ﺑﺎﺯ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺗﺮﮎ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ دارد.


چیلله در ترکی به زه کمان گفته میشود
که برای شلیک باید تا انتها کشیده شود، منظور از چیلله گئجه سی نیز طولانی ترین و کشیده ترین شب سال است. همانطور در ترکی "یای چیلله سی" هم داریم که ۴۵ میگویند و گرمترین روزهای تابستان و وسط تابستان است. بنابراین چیلله بیانگر طولانیترین شب سال در اول زمستان و گرمترین روزها در تابستان است و ارتباطی به عدد ۴۰ ندارد.
اما کلمه قارپیز که مانند قیش، قار، قالاق و قیرو از رنگ و جنس برف و سرماست از چیلله تابستان نگه میدارند تا در چیلله زمستان برای یادآوری روزهای راحت و پر آسایش تابستان نوش جان کنند و به گذشت روزهای سخت و سرد زمستان امیدوار باشند که با عبور از چیلله بزرگ و کوچک (چیلله اگر با عدد چهل مرتبط بود که بزرگ و کوچک نداشت) باید برای آمدن قورد اوغلو آماده باشد.  قورد اوغلو همزمان با بایرام آیی به آذربایجان میاید و از آمدن نفس به زمین و آمدن عید خبر میدهد.


قارپیز، قارپوز، قاربوز، خاربوز، نهایتا بدلیل شباهت ظاهری خربزه(این صیفی هیچ ارتباطی به حیوانات خر و بز ندارد) ترجمه شده است، همانند قره چمن به سیاه چمن، آخما قیه به احمقیه و... 
یا ساوالان به کلمه بی معنی سبلان و آراز به ارس بی معنی ترجمه شده است.
در زبان ترکی بدلیل ارتباط کلمات با اصوات طبیعت که مقدم بر معنی کلمات است میتوان با پیگیری ریشه کلمات تا دوردستهای تاریخ رفت در حالیکه زبانهایی که ریشه تاریخی ندارند با پیگیری ریشه کلمات و معنی آنها شما را به درگاه زبانهای دیگر میرسانند مثلا کلمه آسمان در زبان فارسی نهایتا به آسما، آسماق و جای بلند و مرتفع در ترکی میرسد، یا برادر، مادر، پدر فارسی به معادله های انگلیسی میرسد، یا group در انگلیسی که به قورماق و قورولوش در ترکی میرسد.
پیشاپیش چیلله گئجه سی بر تمام هموطنان مبارک باشد.


لینک پست شب چله آذربایجان در 1393

لینک پست شب چله آذربایجان در 1394

لینک صفحه جانبی اصالت، آداب رسوم آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : چیلله گئجسی-شب یلدا-آداب و رسوم آذربایجان-آذربایجان-آذری-بلندترین شب سال-قارپیز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 30 آذر 1395
زمان : 07:30 ب.ظ
شب چله با طعم رقص و شادی
نظرات | ادامه مطلب

چیلله گئجسی ، شب یلدا بر همه ایرانیان مبارک

چیلله گونلری
سرت چیلله نین قارپیزی
دملی،قاینار یارپیزی
شاختاسی،قاری،بوزو
تؤکوب، ایچیب، ییه ریک  
شنلیک ادیب،دیه ریک:
چیلله گلدی قاریله
آلما، حیوا، ناریله
سبد دولوباریله!
سیندراق قیش بوزونو
آغلاداق آغ گؤزونو
هر کس دسین سوزونو
قاردا گؤیدن النسین
داغ -داشا سره لنسین
پالتاری تزه لنسین
آغ پاپاق قویسون داغلار
گوموش دون گیسین باغلار


شب یلدا

ürəyiniz yay kimi isti olsun . qışlarınız soyuq olsada . günəşsiz olması
şən günləriniz çillə gecələrinizcə uzun və çillə gecəniz gözl günlərcə mutlu olsun

payiz
gedir sonra boran qar gəlir . sufralara halva qarpız nar gəlir. çillə
gecə el obanı şad edib . bizim yurda elə bil bahar gəlir
çillə gecəz qutlu olsun

yalnızam yalnız … almışam qarpız … yemağa kimsə yox … gəl bizə ay qız

 gül üzünüz ənar kimi qirmizi gecəniz çillə qarpızı kimi şirin gülmağınız püstə kimi davamlı və ömrünüz çillə gecəsi kimi uzun olsun

gəlib yetişdi çillə ... bu axşam məni dinlə ... çoxlu sevirəm səni ... hey demə sözdü dildə

bir gün olacaq . gün çixacaq . darıxma … güllər açacaq yar gələcək yurda . darixma
çillə gecəsi mübark olsun

son bahar gedir sonra boran qar gəlir . sufralara halva qarpız nar gəlir. çillə gecə el obanı şad edib . bizim yurda elə bil bahar gəlir
çillə gecəniz qutlu olsun


آیین فولکلوریک "چله گئجه سی" یا همان شب یلدا در گذشته نیز توسط مردمان ما پاس داشته می شد اما متاسفانه امروز پدیده ای چون یکسان سازی فرهنگی خیلی از آداب و رسوم شیرین و سنتی ما را به فراموشی سپرده است.
"چله گئجه سی" آیینی فولکلوریک در ایران زمین بخصوص در آذربایجان است و هر قوم و منطقه ای آداب و رسوم خاصی در رابطه با این شب دارند اما با توسعه ی تکنولوژی و فناوری و وقوع یکسان سازی فرهنگی، خیلی از اقوام سنت های شیرین خود را به فراموشی سپرده اند.

چله

انار

کرسی شب یلدا

بولمیرم قارپوزوی کورسی باشیندا کسیسن؟
یا بو خلقین کچه جک بیرلیغینا الّشیسن؟

چیلّه لر گچدی منیم گویچک اوبام  سای جوجه نی
من یوخام آیرسی یوخدی یادیوا ساخلا منی

چیددیرسان گونه بآخآن توخومون تانری سویور
کاف شینی یادا سال قیش گنه ده حلقه دویور

یاد اولا آغ بابامی بوزلی سویی قش گجه سی
قارپوزی کورسی سی آنجاخ او دا گتدی إله سی

یاد اولا او آتا لار سوزلری او خاطیره لر
او قاپو قآپو گدن هر یانا داتلی سیره لر

یاد اولا او ایجید اوغلان لارون قانلی قیشی
کورسی دن آیرلیب او شاختادا حاقا و ء رءشء

مش قوربانعلی و چیلله گئجه سی!
چیلله گئجه سی یئتیشدی یولدان

فامیل توکولوبدی ســـــاغ و صولدان
مش قوربانعلی دوشوبدی قولـدان

دورد اللی یئییر جویــــز - میلاخ دان!
آرواد گـــــوز آغـــــاردیـری قیـــراخ دان!!

چیلله

شب یلدا

هندوانه

سئفرایه ائدیبدی حمله شئر تک
تئز تئز یی ییری انار و پشمک
آجیللره هی ووروبدو پاتک
بئش قابی بوشالدیب اوسته - اوسته
تکجه سئچیری باداملا پوسته !


چون سینی ایچینده گلدی قارپیز
قوربان دئدی : گل بو سمته آی قیز!

قَش قَش یئدی قارپیزی آمانسیــــز
هیچ کیمسه آلانمادی الین نن
قارپیز سویی آخدی سققلین نن!


مجلس صاحابی سوسوب، قالیب واه!
گاهدان گولوری: دئییر ماشاللاه!
قلبینده دئییر ولی : آی آللاه!-

دورد اللی بوجور یئمه خ نه ایشدی؟
واه واه بو کیشی نه گورمه میشدی!

بیر کیمسه یه وئرمیری ماجالی
تئز تئز سویور آلما -پرتقالی

تا که گؤرور ائو صاحاب بو حالی
هی چئینیری هیسله دیل دوداقین:
آی قارنی شیشه بوجور قوناقین!

ازبس یئدی ، دالبادال چای ایشدی
قارقیش اوخی مقصده یتیشدی

تیخماق اثرین ده قارنی شیشدی
بیردن بیره ناله سی اوجالــدی
مجلس صاحابی خطایه قالدی!

آرواد دئدی : ای وای اؤلدی قوربان!
دور ماشینی فوری یاندیر اوغلان!

تا کـــــــــــــه آپـــــاراق مطبّه الآن

یئردن اونو قووزادی قوناقلار
آلدی بئلینه اوغول به ناچار

پشمک حاج عبدالله هم در این شب فرخنده یادتان نرود...
پشمک
ببخشید تصویر اشتباه شد!
پشمک

شعر شب یلدا

ایستیردی چیخا اتاق دان اوغلان
ائتدی الینن اشاره قوربان

گوردو آتاسی دئییر یاواشدان:
اوچ -دؤرد تیکه حالوا اولسا خوشدی
معده م دیه سن بیر آزجا بوشدی!!

در ادامه مطلب با ما همراه باشید، تصاویر و ویدیوهایی از رقص شاد و هنری آذربایجانی بهمراه مقاله ای از بلندترین شب سال خواهیم دید.


به ادامه مطلب بروید...


مرتبط با : ایران آذربایجان * تورک سئسه لینک
برچسب ها : بلندترین شب سال-شب یلدا-چیلله-هندوانه-اول زمستان-رقص آذری-آذربایجان-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394
زمان : 03:30 ب.ظ
شب چله در آذربایجان
نظرات | ادامه مطلب

چیلله گئجه سی

قوووب، قیشی آیازی/کسدیک چیلله قایپزی(قارپیزی)
آللاه یئتیسن یوزینی(یئتیرسین روزی)
ائل قالماسین تامایزی(تامارزی)

   چله زمستان را با سرماش فراری داده/ هندوانه شب یلدا رو بریدیم
خداوند روزی رو برسونه/مردم در تهیه‌ی روزی زیاد چشم به انتظار نمانند

شب یلدا

کرسی شب یلدا

کاش قدیم بود نه؟
یعنی اون وقتها بود که همه شب جمع میشدن و در سرمای آذربایجان و البته دیگر نقاط ایران زیر کرسی گرم بهم دیگه ....
دست از شوخی‌ها و نقل روایات و «تاپماجالار» (معماها) و «بایاتیلار» (دوبیتی‌های آذری) بر نمی‌دارند. شاید نقل تاپماجالار و بایاتیلار یکی از مشخصه‌های شب چیلله باشد یا خواندن قصه (ناغل) مانند داستان «اصلی و کرم» (یک داستان عاشقانه مانند لیلی و مجنون که مربوط به منطقه‌ی آذربایجان است) یا داستان «کؤر اؤغلو» (قهرمان حماسی منطقه‌ی آذربایجان) می‌توان اشاره کرد.   اما هندوانه مهم‌ترین مشخصه و خوراک شب «چیلله» است.
اکثر مردم آذربایجان‌ در شب یلدا چیلله قارپیزی (هندوانه چله) می‌خورند و معتقدند با خوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمی‌کنند.


قارپیز


تخمه، آجیل تبریز، انار ، پشمک حاج عبدالله همه و همه آدم به رویاهای شیرین کودکی میبرند. دوست دارم هر سال این مراسم و سنت های قدیمی مطلبی بزنم چون اصالت های زیبای ما ایرانیان و آذربایجانیان است.  حیف برف نیامد امسال در شب چله آذربایجان ولی دو هفته پیش برف اومده بود درسته؟!! پس من به شما امشب یه هوای سرد چله ای تقدیم میکنم چه نوستالژیک...!
سنتهای ملی ما ایرانیها و آذربایجانی ها بسیار وزین و نكو اما جز در مواردی خاص از كنج خانه‌ها بیرون نیامده‌اند و هیچ گونه سازماندهی نیافته‌اند. چه زیبا بود ما هم مثل كشورهای مسیحی، جشن شب چله‌مان را همچو كریسمس مسیحی به جهانیان معرفی می نمودیم. در شهرهای مختلف، این شب را در میادین بزرگ به طور دسته‌جمعی گرامی می‌داشتیم و دنیا را به خوردن یك قاچ هندوانه و خربزه شیرین ایرانی «شب چله» دعوت می‌نمودیم.


تصاویر نوستالژی از یک باغ که در اطراف تبریز که دو هفته قبل برف بارید را در ادامه مطلب خواهید دید
آتش

قارپیز ائله، قارپیزی،
قالیب ایله قارپیزی.
بؤیوک چیلله آدییلا
دوشوب دیله قارپیزی.
عزیزیم، چیلله قارپیز،
دوشوبدو دیله قارپیز.
ییغیلیب خورجون‌لارا،
گئدیر یازگیله قارپیز.

فکر کن نشستی زیر کرسی گرم و چای میخوری و بیرون برف شدید میاد خانواده آمدن و جمع شدین یکی تار آشیقی میزنه یکی میخونه...
چای گرم

چیلله گئجه‌سی — یئر کوره‌سی‌نین قوزئی یاریم‌کوره‌سینده، ایلین 365 گونونون ان اوزون گئجه‌سی‌دیر. بو گئجه، شمسی ایلی‌نین، دئی آیین باشلانقیج گئجه‌سی، آذر آیی‌نین سونونجو گئجه‌سی و 3 آی نووروز بایرامینا قالمیش بیر گئجه‌دیر.

میلاد تاریخی ایله دئکابرین 21-دن 22-ا کئچن گئجه‌دیر. بو گئجه اساسن  آزربایجان‌دا، تورکییه‌ده و ایراندا قئید ائدیلیر. بو گئجه‌ده قار یاغماسی چوخ‌لو سئوینجه سبب اولور. همین گئجه عائله عضو‌لری، قوهوم، دوست، تانیش صمیمییت‌له بیر یئره ییغیشیر و ایلین ان اوزون گئجه‌سینی مئیوه و چوخ‌لو شیرنیات یئمکله قئید ائدیرلر. بو گئجه‌نین ان اهمیت‌لی آتریبوت‌لارین‌دان بیری قارپیزدیر. اها‌لی قارپیز یئییر کی، سویوغا یوخ دئسین. بئله کی، هر عاییله همین گئجه موتلق بیر قارپیز آلما‌لی‌دیر. اگر یئنی ائولنن‌لر وارسا اونلارا دا والیدئین‌لری طرفین‌دن قارپیز هدیه وئریلیر.

بو گئجه آزربایجانین ان دوغما، قدیمی و یئگانه گئجه بایرامی‌دیر. جویز (قوز) هالواسی، هویج (کؤک) هالواسی، پاخلاوا (باقلوا)، توخوم (سئمیچکا)(توم) و مئیوه‌لر و دیگر شیرنیات‌لار دا بو گئجه‌ده سوفره‌ده اولما‌لی‌دیر.

لادن طباطبایی : اگه تونستی ترکی بگی ...

[http://www.aparat.com/v/XtToO]


«حیدربابایه سلام» چله را چنین به تصویر منظوم کشیده است:
قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دینـــده ( آن زمان که مادر بزرگ شبها قصه تعریف می کند)
کولک قالخوب قاپ باجانی دوینده (و آن هنگام که برف و بوران بلند شده و خود را به درو دیوار می کوبد)
من قــاییدوب بیرده اوشــاق اولیدیم (ای کاش دوباره به گذشته باز می گشتم و بچه می شدم)
بیر گول آچوب اوندان سورا سولیدیم (و مانند گل می شکفتم و بعد از آن پژمرده می شدم)

به ادامه  مطلب و تصاویر زیبای برف و چیلله بروید...


مرتبط با : آذربایجان دوربین تبریز لینک * تورک سئسه لینک
برچسب ها : شب چله-شب یلدا-بلندترین شب سال-آذربایجان-مراسم سنتی-هندوانه-شعر ترکی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : یکشنبه 30 آذر 1393
زمان : 08:00 ب.ظ
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها
:: روز جهانی زبان مادری و غربت زبان ترکی در ایران
:: سالار ملی ، مجاهدت های باقرخان
:: غرفه تبریز در دهمین نمایشگاه بین المللی گردشگری تهران
:: کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
:: ثبت اصالت سفال آذربایجان در لیست اصالت یونسکو
:: دوربین تبریز لینک 67 (برف بهمن ماه 1395 در تبریز)




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ