تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 3 آذر 1398, 11:57 ب.ظ

پاکیزگی شهر تبریز ارمغان دست‌های پینه بسته و تن رنجور مردانی است که برای کسب لقمه‌ای نان حلال با طلوع آفتاب به خیابان می‌آیند و حتی دیرتر از غروب آفتاب به خانه‌هایشان می‌روند تا چهره شهر، در نگاه من و تو، زیبا جلوه کند

بچه که بودیم وقتی از ما می‌پرسیدند در آینده دوست دارید چه کاره شوید؟ اکثرا دوست داشتیم دکتر، مهندس، خلبان، معلم و یا خبرنگار شویم ولی کمتر کسی از ما می‌خواست پاکبان (رفتگر) شود! خُب چه می‌شود کرد، چرخش روزگار باعث می‌شود، برخی‌ها به آرزوها و رویاهای دوران کودکی‌شان نرسند.
 
اگر بگوییم همه مشاغل زنجیر وار به هم پیوسته و مکمل هم‌‌اند و هیچ شغلی در جامعه بی‌ارزش نیست، بیراهه نگفته‌ایم.


رفته گر


دستانی که پاکیزگی را هدیه می‌دهند

امروز می‌خواهیم در مورد افرادی صحبت کنیم که صبح‌ها پا به پای خورشید به خیابان می‌آیند اما دیرتر از خورشید می‌روند، با دست‌های پینه بسته‌شان، جاروی دسته بلند را بر سطح کوچه می‌کشند و گرد و غبار نگاه‌ها و قدم‌های خسته عابران را جارو می‌کنند، گاهی کنار جوی می‌ایستند و به جارویشان تکیه می‌دهند تا خستگی‌شان برطرف شود و گاهی داخل جوی و کانال می‌روند تا لجن و بویی، مردم را اذیت نکند.

خیلی از ما هر روز در خیابان‌های سرد و بی‌روح شهر از کنار همین پاکبانان بی‌تفاوت گذر می‌کنیم بدون اینکه حتی یک خسته نباشید، بگوییم!

پاکیزگی شهر ارمغان دست‌های پینه بسته و تن رنجور پاکبان‌های بی‌آزار، بی‌ادعا و شریفی است که برای کسب لقمه‌ای نان ِحلال با طلوع آفتاب به کوی و برزن می‌آیند و حتی دیرتر از غروب آفتاب به خانه‌هایشان می‌روند تا چهره شهر، در نگاه من و تو، زیبا جلوه کند.

می‌گویند، پاییز زیباترین و شاعرانه‌ترین فصل خداست، برگ ریزان پاییزی و بارش باران برای ما در این فصل، زیبایی خاصی دارد ولی این زیبایی برای پاکبانان مفهوم دیگری دارد، هر برگی که بر زمین می‌افتد و هر قطره بارانی که می‌بارد، نوید از یک روز پر کار برای آنهاست.


آقای معنوی



پ مثل پاک و پاکبان

درست در لحظه‌ای که ما زیر باران روی برگ‌های پاییزی عاشقانه قدم می‌زنیم، در این سوی خیابان، بوى لجن از گلو گرفتگى جوى آب بلند مى‌شود، پاکبان پیر با قامتی خمیده، دست‌هایش را در لجن فرو می‌کند و راه آب را باز می‌کند.

کمی آن‌طرف‌تر پاکبان دیگری با جارویی که صدای خِش خِش سائیده شدنش روی کف خیابان، سمفونی تک نفره ایجاد کرده، غبار از چهره شهر می‌زداید.

امروز به سراغ قهرمانان نارنجی‌پوشی می‌روم که قصه‌اشان با پاکبان‌های دیگر متفاوت است؛ قهرمان‌های امروز ما اندکی فداکارتر و گمنام‌تر هستند.

همین چند وقت پیش بود که تصاویری از دو پاکبان در فضای مجازی منتشر شد که در بین انبوهی از لجن و زباله در حال تمیز کردن جوی آب بودند.

برای یافتن این دو پاکبان شهرداری پرس‌و‌جو کردیم و در نهایت یکی از آنها را در شهرداری منطقه ۳ تبریز و دیگری را در شهرداری شهرستان هوراند یافتیم. 


نظافت شهر



روایت اول از مرد زیرزمینی تبریز

علی معنوی، ۵۱ سال دارد، او از سال ۸۰ به عنوان نیروی اگو (نیروی مختص گرفتگی پل‌ها و جوی آب) در شهرداری مشغول به کار است. همکارانش در مورد او می‌گویند که حاج علی آچار فرانسه منطقه ۳ است.

آقای معنوی دو فرزند دارد که یکی از آنها مجرد و دیگری ازدواج کرده است. او قبل از اینکه در شهرداری مشغول به کار شود به مدت ۲۵ سال قالیبافی می‌کرده ولی به علت کم سو شدن چشم‌هایش و نداشتن سرمایه کافی، این کار را رها می‌کند.

«وقتی می‌گوییم آشغال نریزید، می‌گویند وظیفه شماست که جمع کنید». این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «کار رفتگران سخت و طاقت‌فرساست تا از نزدیک نبینید، سختی کار را درک نمی‌کنید». 


پاکبان


حقوق می‌گیری پس وظیفته

او می‌گوید: «از شهروندان می‌خواهم زباله‌هایشان را به موقع بیرون بگذارند، ما به مردم می‌گوییم زباله‌ها را به موقع بیرون بگذارید اما توجه نمی‌کنند؛ می‌گوییم زباله را پرت نکنید، با لحنی نامناسب می‌گویند وظیفه شماست، شما باید جمع کنید، ما هم نمی‌توانیم چیزی بگوییم، اما خدا را خوش نمی‌آید به عمد آشغال بریزید تا ما آن را جمع کنیم با این توجیه که وظیفه ماست».

قهرمان نارنجی‌پوش ادامه می‌دهد: «خیلی‌ها از پوشیدن لباس نارنجی و انتخاب شغل رفتگری امتناع می‌کنند، ولی من هیچ‌وقت از کارم خجالت‌زده نشده‌ام، هر جا که شغلم را بپرسند، می‌گویم رفتگر هستم، فرزندانم نیز با افتخار می‌گویند که پدرمان رفتگر است، هیچ‌وقت از شغلم خجالت نکشیده‌اند، حتی اگر روزی به مرخصی بروم همسرم به من گوشزد می‌کند که امروز کار نکرده‌ای و پولی که سر ماه خواهی گرفت، حلال نخواهد بود».

از ماجرای آن عکس می‌پرسم، گوشی ساده در دست‌اش را نشان داده و می‌گوید:«من نمی‌دانم چه کسی آن عکس را گرفته و پخش کرد، ولی می‌گویند در اینترنت پخش شده است ولی وظیفه من بود تا زباله‌های جمع شده در داخل دریچه را باز کنم، من به علت سرریز شدن آب، به داخل لجن‌ها رفتم و با دست آنها را بیرون آوردم».

آن‌طور که آقای معنوی تعریف می‌کند، بارش به یکباره در تبریز شدت می‌گیرد و آب منطقه را فرا می‌گیرد، او بدون لباس و تجهیزات خاصی وارد دریچه منطقه جلالیه می‌شود و بعد از ساعت‌ها تلاش، کانال را باز می‌کند.
 
آقایان تنهایی، زلفی و نجفی نیز از همکاران مجموعه خدمات شهری منطقه ۳ هستند و هر از گاهی در گفت‌وگوی ما شرکت می‌کنند و خاطراتی از آقای معنوی و کارهای او تعریف می‌کنند.


شهرداری تبریز



اینجا رئیس و کارگر نداریم

بنابه گفته آقای زلفی در آن مجموعه رئیس، کارگر و کارمند هیچ فرقی ندارند و هر جا که لازم باشد، لباس بر تن کرده و به داخل جوی، کانال و آشغال می‌روند.

آقای تنهایی با خنده می‌گوید: «خدا این آقای معنوی را چند بار به ما بخشیده است زیرا چند باری داخل کانال رفته و ساعت‌ها از او خبر نداشتیم  و حتی یک بار به داخل کانال رفت ولی بعد از دقایقی شدت بارش زیاد شد و آب کل خیابان را فرا گرفت  و به دلمان لرزه افتاد که معنوی را آب برد ولی بعد از چند ساعت دیدیم که با حال وخیم برگشت.


آقای معنوی هم که تا سوالی از او نپرسی، چیزی نمی‌گوید و همه لحظات سرش را پایین انداخته است. به او می‌گویم، از بوی تعفن زباله‌ها حالتان بهم نمی‌خورد؟در پاسخ می‌گوید: «چرا بارها شده که حالت تهوع گرفته‌ام ولی این کار من است، اگر من انجام ندهم چه کسی باید انجام دهد، حتی یک بار لاشه یک گربه در داخل دریچه مانده بود که وقتی بیرون آوردم از شدت بوی بد نمی‌توانستم نفس بکشم».

سخت‌ترین جا برای باز کردن کانال و دریچه برای آقای معنوی منطقه راه‌آهن تبریز است، ولی به قول خودش، زیرِ زمین را عین کف دستش می‌شناسد و بارها از منطقه مارالان به داخل زمین رفته و از منطقه کبریت‌سازی بیرون آمده است.

روز کاری آقای معنوی از ۵ صبح آغاز می‌شود و تا ۱۳ بعد از ظهر به طول می‌انجامد، ولی در برخی مواقع اضطرار و در صورت نیاز کارش شبانه‌روزی می‌شود و تا دو روز هم به خانه نمی‌رود.


رفتگر



گم کردن مسیر در زیرِ زمین

آقای معنوی تعریف می‌کند: «روزی برای باز کردن دریچه شهرک رازی از دریچه منطقه جلالیه وارد شدم زیرا تعداد دریچه‌ها کم است و با خود گازوئیل و پارچه هم بردم و قرار بود تا یک ساعت کار را تمام کنم، ولی راه را گم کردم و ۳ ساعت داخل زمین گیر افتاده بودم، بالاخره بعد از ساعت‌ها یک نوری را دیدم و بیرون آمدم».
 


بدترین روز کاری‌

آن‌‌طور که خودش می‌گوید، بدترین خاطره‌اش برای روزی است که باران شدیدی باریده و دریچه‌ها پُر از شاخ و برگ، گل و لای و زباله شده بود.

حاج علی از آن روز تعریف می‌کند: «آب رفته رفته بالاتر از سر من می‌شد؛ برق دینامیکی وصل کرده بودند تا بتوانم ببینم ولی به یکباره حس کردم که آب من را با خودش می‌برد، به خاطر همین دستم را روی دینام گذاشتم و برق من را گرفت؛ آن لحظه به پسر سربازم فکر می‌کردم که قرار بود فردا او را تا پادگان برسانم».

ساعت به ۱۴:۳۰ رسیده است؛ می‌توان خستگی را از چشم‌های آقای معنوی دید، از او تشکر و خداحافظی می‌کنم. 


مشاغل سخت



روایت دوم: هم‌پای خورشید

قهرمان دیگرمان، جبرئیل مقتدر، ۵۵ سال دارد و صاحب چهار فرزند است. یکی از پسرانش کاشی‌کار و پسر دیگرش دیپلم گرفته و بیکار است. دو دخترش نیز ازدواج کرده‌اند.

تحصیلاتش ابتدایی و حدود ۱۹ سالی می‌شود که لباس نارنجی پوشان شهرداری هوراند را بر تن کرده است.

آقای مقتدر، هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شود و آن‌گونه که خودش می‌گوید روزانه ۱۱ تا ۱۲ تن زباله از سطح معابر و کوچه‌های شهر جمع‌آوری می‌کند.

از او در مورد فیلمی که برای بازکردن کانال فاضلاب به زیر یک پل رفته است، می‌پرسم که می‌گوید: «من آن فیلم را در گوشی یکی از آشنایان دیدم، موارد مشابهی زیادی بوده که برای باز کردن دریچه فاضلاب به جاهای تنگ و باریک  و پر از لجن رفته‌ام».


تقدیر ۵۰ هزار تومانی!

آنطور که آقای مقتدر تعریف می‌کند، فردای آن روز شهردار هوراند او را به دفترش دعوت می‌کند و با اهدای ۵۰ هزار تومان از او قدردانی می‌کند!

با این حال، این پاکبان زحمتکش از اقدام شهردار هوراند خشنود است و از او تشکر هم می‌کند.

آقا جبرئیل ادامه می‌دهد: «کسی جز من حاضر نمی‌شود برای جمع‌آوری زباله‌ها به داخل جوب‌ها برود. بوی تعفن زباله، برخی‌ها را اذیت می‌کند و دوست ندارند همچین کاری انجام دهند».

«من از زباله و بوی تعفنش حالم بهم نمی‌خورد»، این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «بعضی جاها هستند که به زور جا می‌شوم و با پاهایم زباله‌ها را به بیرون هدایت می‌کنم، بعضی وقت‌ها غرق در زباله و لجن می‌شوم ولی با این حال هدفم تمیز و پاکیزه نگه داشتن شهرمان است تا مردم راضی باشند».

می‌گوید کارش را دوست دارد و تنها از اینکه مرخصی‌ کمی دارند، گله‌مند است.

 از برخورد مردم نیز راضی است و می‌گوید: «در طول خدمتم هیچ بی‌احترامی از مردم ندیده‌ام، خانواده‌ام هم با شغلم مشکلی ندارند».


تمیزی تبریز



با افتخار می‌گویم که من رفتگرم

آقای مقتدر با اقتدار در مورد شغلش می‌گوید: «هرگز از شغلم خجالت نکشیده‌ام و هر جا که شغلم را پرسیده‌اند با افتخار گفته‌ام، من یک رفتگر هستم».

از حقوقش می‌پرسم، می‌گوید: « من یک کارگر هستم، حدود یک میلیون و ۶۰۰ تومان حقوق می‌گیرم و خدا را شاکر هستم که نان حلال بر سر سفره خانواده‌ام می‌برم».


آشپزی سیار

آقا جبرئیل علاوه بر پاکبانی، آشپزی هم می‌کند. او آشپزخانه ثابت ندارد ولی آشپز سیار است‌.به گفته خودش، در مراسم‌های مختلف از قبیل عروسی و عزا به عنوان آشپز فعالیت می‌کند.
«برخی رانندگان و مغازه‌داران نگاه تحقیرآمیزی به پاکبانان دارند!». این‌ را غلامعلی صفری، نماینده پاکبانان شهرداری تبریز می‌گوید.

او ادامه می‌دهد: وقتی زباله و آشغالی را به زمین و داخل جوب می‌ریزند موقع تذکر دادن به ما می‌گویند: «حقوق می‌گیرید که آشغال‌ها را جمع کنید، وظیفتونه!».

راست می‌گوید، هر کس وظیفه‌اى دارد، دیگر! یکی آشغال‌ها را در جوى آب رها می‌کند و دیگری برای بیرون کشیدن آن‌ها غرق در لجن می‌شود!

آقای صفری می‌گوید: «امنیت شغلی نداریم، قراردهای ما یکساله است، اکثر پاکبانان به دلیل شغلشان دچار بیماری‌های ریوی و عفونتی هستند».

یکی از مطالبات پارکبانان، تبدیل وضعیت و پرداخت سختی و زیان‌آور شغلی (حق ۴ درصدی) است. آقای صفری در این خصوص توضیح می‌دهد: «معوقات حق ۴ درصدی پاکبانان چندین سال است که پرداخت نشده، هرچند از سال ۹۸ به همت شهرداری و شورای شهر، این سختی تصویب و حساب جداگانه‌ای برای پاکبانان برای واریز آن ایجاد شد».


پاکبانی


۱۰۵ رفتگر لیسانس و فوق‌لیسانس تبریزی

به گفته او، ۱۷۵۰ نفر در مناطق ۱۰ گانه شهرداری به عنوان پاکبان فعالیت می‌کنند، اکثر پاکبان‌ها زیر دیپلم‌اند و ۱۰۵ نفر دارای لیسانس و فوق لیسانس و حدود ۵۰ نفر نیز دیپلم و فوق دیپلم هستند.

نماینده پاکبانان شهرداری تبریز معتقد است که قبلا مردم به پاکبان‌ها، «زیبیلچی» می‌گفتند و از آنها دوری می‌کردند ولی اخیرا این نگاه‌ها عوض شده و مردم به پاکبان احترام و ارزش قائل هستند.

باید آشغال نریختن در معابر و خیابان‌ها به آحاد جامعه آموزش داده شود، برای برداشتن هر آشغال از کف خیابان کمر یک نفر خم می‌شود و حتی حوادث تلخی برای پاکبان‌ها رخ می‌دهد.

نماینده پاکبان‌ها در این خصوص می‌گوید: «عاجزانه از شهروندان درخواست می‌کنیم که هوای پاکبان‌ها را داشته باشند چراکه هر سال تعدادی از پاکبانان موقع جمع‌آوری زباله‌هایی که از ماشین‌ها به زمین انداخته می‌شوند در اثر تصادف جان خود را از دست می‌دهند».



جای خالی روز پاکبان در تقویم

این روزها حقایق در پستوی حواشی گم می‌شود، حقیقت را انسان‌هایی چون این دو پاکبان که شرافت را معنی کرده‌اند و کمتر سوژه و تیتر رسانه‌ها شده‌اند.

جای روز پاکبان، روز نارنجی پوشانی که ایستاده زندگی می‌کنند در تقویم خالی است اما سوالی که در این میان پیش می‌آید این است که چرا باید نگاه جامعه به این حرفه شریف تحقیرآمیز باشد؟


کتایون حمیدی



دسته بندی : تبریز , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : رفتگر شهر , شهرداری تبریز , تمیزی شهر تبریز , پاکبان , زیبیلچی ,


نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 23 آبان 1398, 11:41 ب.ظ

اگر یادتان باشد سال های قبل به منطقه ولیانکوه یا بیلانکوی تبریز رفته بودیم که باغات قدیمی زیاد شهر تبریز اینجا در مرکز شهر وجود دارد که البته حالا بسیاری از این باغات نابود شده است!
امروزه نیز هنوز هم این کوی قدیمی جاهای خوب و زیادی دارد که باید از ظرفیت آن بهره بهتری برد.


مقبره دوکمال



ظرفیت مهم بیلانکوی :
پل تاریخی و پارک قله و باغات قدیمی
مجموعه باغ تاریخی دو کمال
خانه تاریخی کلانتر و حریم آن





میشود باغات باقی مانده این منطقه را بجای نابود کردن ، نجات و توسعه داد و به پارک بزرگی همانند ائل گلی در مرکز شهر تبدیل کرد.
ظرفیت بالای این منطقه همین باغات آن است.
همچنین پارک کوه قله در این منطقه قرار دارد که میتواند هسته اصلی این پارکها باشد و بهم پیوند بخورند.
البته فراموش نکنیم که احتمالا اجرای فاز بعدی بزرگراه دوکمال ، میتواند تهدیدی برای باغات این منطقه باشد.
شاید بهتر است بجای اجرای آن طرحی دیگر جایگزین کرده و باغات منطقه را بهم پیوند و پارک و گردشگاه عظیمی ساخت...


وضعیت بهم ریخته برخی باغ های قدیمی این منطقه که باید از آنها حفاظت و تبدیل به کاربری پارک و فضای سبز شوند
مسیر دوکمال

باغات بیلانکوه تبریز

باغات تبریز

زمینهای بیلانکوی


آشفتگی و بهداشت ضعیف این منطقه در مسیر چای و ضرورت توجه و ایجاد فضای سبز خطی در منطقه
مهرانرود

پارک قله




از دیگر نقاط جالب توجه بیلانکوه خانه تاریخی کلانتر است که میتواند مسیر گردشگری این منطقه را تکمیل کند.
متاسفانه روند مرمت و احیا این خانه که در آستانه تخریب کامل بود، آهسته و با کمترین بودجه میراث فرهنگی که البته در اختیار آموزش پرورش بود، پیش میرود!

خانه‌ کلانتر در باغی به همین نام قرار گرفته است و متعلق به میرزا ابراهیم خان باغمیشه‌ای، ملقب به شرف الدوله و مشهور به کلانتر است. وی نماینده‌ی تبریز در اولین دوره‌ی مجلس شورای ملی و سومین شهردار تبریز بوده است که دو بار به این سمت منسوب شد. پدر او کلانتر تبریز بود و بعدها میرزا ابراهیم خان نیز جانشین پدر شد. این خاندان صاحب، ارباب و کدخدای باغمیشه‌ی تبریز بودند و امروزه آثاری هم‌چون مسجد کلانتر از آن‌ها به یادگار مانده است. قدمت باغ و خانه‌ی کلانتر به دوران قاجار می‌رسد.


نمایی از محوطه و مخروبه خانه کلانتر که امیدواریم هرچه زودتر شاهد تکمیل بازسازی آن باشیم
خانه کلانتر




مهمترین اثر تاریخی آن باغ و آرامگاه دوکمال است، که در حال فعالیتهایی برای احیا آن میشود.
حتی میشود اینجا را به اقامتگاه و مجموعه سنتی تاریخی برای گردشگران تبدیل کرد.
یا یک گردشگاه تاریخی - موزه ای با عنوان مرکز نگارگری جهان اسلام ساخت زیرا که تبریز صاحب مکاتب اصلی نگارگری ایران و جهان اسلام است و کمال الدین بهزاد مینیاتوریست در آن آرمیده است.


مقبره‌ی دو کمال تبریز آرامگاه کمال‌الدین مسعود خجندی، شاعر نامدار قرن هشتم و نهم هجری و کمال‌الدین بهزاد، نقاش و نگارگر قرن دهم هجری، یکی از جاهای دیدنی تبریز است و به همین دلیل به نام «دو کمال» شهرت یافته است. طبق اسناد تاریخی موجود، علاوه بر این نقاش و شاعر بزرگ، آرامگاه جمعی از هنرمندان تبریزی از جمله نظام‌الدین سلطان محمد نقاش، استاد سلطان محمود مجلد (استاد جلدساز دوره‌ی صفوی)، مولانا طوسی و مولانا شروانی است، اما امروزه محل دقیق دفن آن‌ها مشخص نیست.

در مورد شکل‌گیری باغ دو کمال، در تاریخ آمده است که کمال‌الدین مسعود خجندی که اهل تاجیکستان بود، هنگام بازگشت از سفر حج، به تبریز و فرهنگ مردم این شهر علاقه‌مند شده و آن جا ماندگار می‌شود. وی که از شاعران و غزل‌سرایان سرشناس بود، تحت حمایت سلطان حسین جلایری قرار گرفت و به دلیل علاقه‌ خاص ایشان به کمال‌الدین، در محله بیلانکوه باغچه‌ای را به عنوان هدیه، پیشکش این شاعر کرد و در آن خانقاهی برای وی ساخت. این باغ، باغ کمال نام گرفت. کمال‌الدین خجندی در سال ۷۹۳ هجری قمری درگذشت و او را در خانقاه باغ خود به خاک سپردند.


خجندی اشعار بسیاری راجع به تبریز سروده که یکی از زیباترین آن‌ها این ابیات هستند؛

تبریز مرا راحت جان خواهد بود      پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود

گر سر نکشم آب چرنداب و گجیل    سرخاب ز چشم من روان خواهد بود


وی همچنین علاقه‌ی زیادی به باغ خود و محله‌ی بیلانکوه داشت که می‌توان آن را در شعر زیر به وضوح دید:

زاهدا تو بهشت جوی كه كمال                 ولیانكوی خواهد و تبریز


سالانه حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر از گردشگران تاجیکی برای زیارت هم‌وطن خود از این باغ بازدید می‌کنند.


باغ دوکمال

آرامگاه دوکمال تبریز

همچنین کمال‌الدین بهزاد، نقاش و نگارگر دوره‌ی صفوی، اهل شهر هرات بود. شاه اسماعیل صفوی پس از تصرف هرات، این نقاش چیره‌دست را به پایتخت خود یعنی تبریز آورد. کمال‌الدین در این شهر مورد احترام همه‌ی مردم و بزرگان حکومتی بود. از معروف‌ترین آثار بهزاد می‌توان به نگاره‌های بنای کاخ خوریق، خلیفه در حمام، یوسف و زلیخا، جنگ شترها و نگاره‌های او در بوستان سعدی اشاره کرد. وی در سال ۹۴۲ هجری قمری در همین شهر درگذشت و او را در باغ کمال، کنار آرامگاه کمال‌الدین خجندی به خاک سپردند.


از دیگر هنرمندان دفن شده در این باغ می‌توان به نظام‌الدین سلطان محمد نگارگر، از هنرمندان برجسته‌ی نگارگری تبریز در عهد صفوی اشاره کرد. وی خالق نگاره‌های برجسته‌ی متعددی از جمله معراج پیامبر، پیرزن و سلطان سنجر و دربار کیومرث است. سلطان محمد در پیشرفت مکتب هنری تبریز در دوره‌ی صفوی نقش بسزایی داشته است به طوری که او را همپای کمال‌الدین بهزاد  می‌دانند.


سلطان محمد مجلد، هنرمند جلدساز عصر صفویه از دیگر بزرگان مدفون در باغ کمال است. در دوره‌ی صفوی سلطان محمد نقش زیادی در اعطای هنر کتاب‌سازی و کتاب‌آرایی داشت. استاد سلطان محمد، هنرمندی بسیار متواضع بود و به خاطر همین تواضع، نام خود را روی آثارش ذکر نکرده و شاید همین موجب گمنامی وی شده است.


مقبره‌ی دو کمال به مرور زمان به گورستانی متروکه و گمنام تبدیل شد. در سال ۱۳۳۸ هجری شمسی این باغ توسط اهالی این منطقه کشف و در دهه‌ی ۵۰ با همت انجمن آثار ملی کشور مرمت شده و لوح یادبودی در آن نصب شد.


از چند سال پیش سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان شرقی اقدام به احداث مجموعه‌ای بسیار زیبا با سبک سنتی کرده و این باغ را به دانشگاه تبدیل کرده است و امروزه آن را دانشگاه دو کمال یا مرکز آموزش نگارگری می‌نامند. این مجموعه با وسعت ۶۰۰۰ متر مربع شامل چندین کلاس، آتلیه، کتابخانه‌ی تخصصی، گالری نمایشگاهی، موزه‌ی تخصصی نگارگری، بخش اداری و پارکینگ است و در محوطه تندیس‌های کمال‌الدین خجندی و کمال‌الدین بهزاد نصب شده است. بنای مقبره تقریبا وسط باغ قرار گرفته و در ورودی این بنا در قسمت شمالی باغ قرار دارد. مقبره‌ها در قسمت پایینی و زیرزمین ساختمان قرار دارند.


باغ تاریخی تبریز

نگارگر


حال فکرش را بکنید...

اگر خانه کلانتر بطور کامل احیا شود؛

اگر باغ دوکمال بطور کامل آماده گردشگری شود؛

اگر پل تاریخی و سایر خانه ها و ابنیه های تاریخی منطقه بازسازی شوند؛

اگر باغات منطقه را به پارکی بهم پیوسته و بزرگ تاریخی در این منطقه شکل گیرد؛

اگر مسیر گردش این منطقه کامل تعریف و سنگفرش و حالت توریستی فرهنگی به خود گیرد؛

و اگر در نزدیکی این بیلانکوه ، مجموعه عظیم ربع رشیدی مرمت و احیا شود؛

» منطقه بیلانکوی به ستاره تابناک توریسم و گردشگری تبریز تبدیل خواهد شد و حتی شاید مهمتر و جالبتر از مسیرهای گردشگری بازار تاریخی ، ششگلان ، مقصودیه ، ارک و شهناز ، مسجد کبود و موزه ها، ائل گلی و...  خواهد بود.


من به بیلانکوی بسیار خوشبین و امید دارم بشرطی که اهالی آن منطقه و مدیران تبریز باور کنند و عمل و همکاری بیشتری برای هدف داشته باشند...



با تشکر از گروه نخبگان گجیل در همراهی و همکاری تصاویر این پست / پاییز 1398


لینک مجموعه پستهای دوربین تبریز لینک (141)




دسته بندی : تبریز , دوربین تبریز لینک , * پارکها و محیط زیست , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : بیلانکوی تبریز , باغ دوکمال تبریز , باغات قدیمی تبریز , نگارگری تبریز , میراث فرهنگی آذربایجان شرقی , شهرداری تبریز ,


نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 4 مهر 1398, 11:58 ب.ظ

تاریخ در بتن/ چهار اَبَرپاساژ مخرب میراث‌فرهنگی تبریز را بشناسیم

ساخت‌وسازهای گسترده دو دهه اخیر در شهر تبریز، بیشترشان فاقد پشتوانه فرهنگی بوده و بخش اعظمی از هویت تاریخی شهر را مخدوش کرده‌است، اما در این میان، اثر مخرب چهار اَبَرپاساژ بیش از سایر پروژه‌های عمرانی بوده‌است.

توسعه عمرانی، اقتصادی و گردشگری، در مفهوم جهانی خود، هیچ تناقضی با حفظ بافت‌های تاریخی و فرهنگی شهر ندارد. مدیریت شهری در جهان امروز، به خوبی دریافته است که در کنار ایده‌های مدرن، باید از میراث تاریخی و فرهنگی مراقبت کرد، اما این اصل اساسی، در مدیریت شهری تبریز، به ندرت بروز داشته‌است.

مرتضی میرغلامی، رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، چندی پیش در برنامه «شب معماری» شبکه چهار سیما، «بازار بزرگ مشروطه»، «بازار عتیق»، «بازار بزرگ صاحب‌الامر» و «پروژه آیسان» را چهار پروژه‌ای خواند که با گودبرداری عمیق، معماری ناسازگار یا ارتفاع نامتناسب، بخش‌های مهمی از بافت تاریخی شهر را از میان برده‌اند.

بازخوانی این چهار پروژه و آسیب‌شناسی آن‌ها از نظر تاریخی و فرهنگی، ممکن است در نگاه نخست، بی‌فایده به نظر برسد، اما می‌تواند تلنگری برای تجدیدنظر در سیاست‌های توسعه شهر باشد:

 میراث تبریز


 

«پاساژ بزرگ صاحب‌الامر»، یورش به قلب تاریخ

مجموعه صاحب‌‌آباد یا صاحب‌‌الامر امروزی، از بافت‌های بسیار ارزشمند تاریخی در کشور و بلکه جهان است. در توصیف قدمت و اهمیت صاحب‌آباد همین بس که این محل، حدود 400 سال، مقر فرمان‌روایی و مرکز حکومت ایران بوده‌است. این محدوده، در زمان خود، از تجربه‌های پیشتاز جهان در طراحی میدان‌های شهری بوده‌ و حتی «نقش‌ جهان اصفهان» نیز از روی آن الگوبرداری شده‌است.  

پاساژ بزرگ صاحب‌الامر، در دل بازار طراحی شده و در مسیر گسترشِ طولی خود، «دوه‌چی‌بازار» و «مسگره‌بازار» را دو شقه کرده‌است. با احداث این پاساژ، مجموعه حسن‌‌پادشاه، و به ویژه مسجد زیبای این مجموعه که روزگاری آوازه‌اش تا هرات و خراسان نیز می‌رسید، به گاراژ و انباری تبدیل شد.

صاحب‌آباد، پیش از مبتلاشدن به وضعیت ساخت‌وسازهای معاصر، از نظر قابلیت‌ کاوش‌ و پژوهش بسیار غنی بود. اما این مزیت باستانی، در سال‌های سازندگی دهه هفتاد،  با اجرای دو پروژه سنگین، از میان رفت.

پاساژ صاحب‌الامر در دو طبقه، با معماری و مصالح ناسازگار با بافت تاریخی طراحی شده و در سال‌های احداث، گودبرداری‌ اساسی در آن شکل گرفته‌است.

لازم به ذکر است زیرگذر صاحب‌الامر نیز تقریباً در همان دوره، درست در چند متری مسجد تاریخی صاحب‌الامر احداث شد. تبلیغات افتتاح این زیرگذر به قدری سنگین بود که کسی از تاثیرات مخرب آن بر بافت تاریخی صاحب‌آباد دم نزد.

شاید بتوان خارج‌کردن اشیای تاریخی از خاکبرداری پروژه‌های عمیق را «شایعه و حرف عوام» عنوان کرد، اما در اینکه بخش ارزشمند و مهمی از تاریخ تبریز، در جریان گودبرداری‌ها و خاکبرداری‌های این دو پروژه، خُرد و قاطی نخاله‌ها شد‌ه‌است، نمی‌توان شک کرد. مدیران شهری و مسئولان میراث، در ادوار مختلف، هیچ وقت توضیحی در مورد تخریب بافت تاریخی صاحب‌‌آباد نداده‌اند.


پاساژ سازی

 حسن پادشاه تبریز

 


«عتیق» چگونه تاریخ باستانی تبریز را بلعید؟

کسی نام «کهنه‌خیابان» را به یاد دارد؟ خیابانی که در سال‌های دهه هفتاد، قسمت ارزشمند و پررونقی از جاده‌ابریشم بود و گذرگاه تاریخی و فرهنگی شهر تبریز به شمار می‌رفت. مسجد کبود که امروز از الحاقات بازار تاریخی تبریز به شمار می‌رود، نیز در همین محدوده واقع‌شده است.

کهنه‌خیابان، همچنین مشرف به محوطه باستانی عصر آهن  و تبریزِ هزاره اول قبل از میلاد ‌بوده‌است. اما این صبغه تاریخی، در سال‌های ساخت‌وساز، نتوانست مدیران شهری و مسئولان میراث را به اندکی تامل و دلسوزی وا دارد. به این ترتیب، اجرای همزمان سه پروژه (خط ‌یک مترو، مجتمع عتیق و بازآفرینی میدان شهید بهشتی که خودش شامل چندین بلوک مرتفع است) یکی از نفیس‌ترین بافت‌های تاریخی شهرهای کشور را زیر و زبر کرد.

در این میان، نقش مخرب پروژه عتیق بیش از دو پروژه دیگر است. این پروژه از شمال و غرب، مشرف به محدوده اکتشافات باستانی تبریز است. جایی که کاوش‌های سال 1376، اشیا و گورهای چهار هزار ساله را از دل خاک بیرون کشید. کاوش‌هایی که می‌توانست طبق نقشه‌ مشخصی ادامه داشته‌باشد، اما طرح‌های کاوش، به پروژه عتیق خورد و نتوانست در برابر اراده آهنین مدیران و حجم سرمایه‌گذاری‌های سنگین، اجرا شود.

 عتیق در عرصه و زیربنای گسترده‌، بخش ارزشمندی از تاریخ باستانی تبریز را در خود بلعیده‌است. روایت‌های شفاهی در مورد مشاهده خرده‌سفال در میان نخاله‌های گوبرداری این پروژه هنوز هم ورد زبان دوستداران میراث فرهنگی است. روایت‌هایی که همواره برچسب «حرف عوام» می‌خورند و کسی ضرورتی برای پاسخگو به آن‌ها نمی‌بیند.


عتیق تبریز

عصر آهن

 


تاثیر سوء «آیسان» بر وجهه فرهنگی و تاریخی بازار

پروژه آیسان با نیم‌میلیون مترمربع زیربنا،  مُشرف به گورستان تاریخی گجیل و در حریم بازار تاریخی تبریز واقع شده و نحوه مهندسی و اجرای آن، تاثیر مستقیم بر وجهه تاریخی و جهانی بازار دارد.

«مگامال آیسان» از آغاز طراحی و اجرا، چند بار توسط سرمایه‌گذاران مختلف دست‌به‌دست شده‌‌‌است. امروز جولان جرثقیل‌ها، نشان‌ از فعال‌شدن این پروژه دارد.

مجوز آیسان، قبل از ثبت جهانی بازار تبریز تصویب شده و ظاهراً همین موضوع در 10سال گذشته، دست طراحان و مجریان پروژه را برای اجرای پروژه، مطابق میل مطلوب، باز گذاشته‌است.

گفته می‌شود قرار بود آیسان در دو برج 50‌ طبقه ساخته شود که این اتفاق، حتی می‌توانست باعث خروج بازار از ثبت جهانی یونسکو شود.

شورای عالی معماری و شهرسازی و میراث فرهنگی، چندین بار به مدیریت استان نامه نوشته و‌ در مورد تاثیرات سوء این پروژه، تذکراتی داده‌است. اما این تذکرات، فقط توانسته چند طبقه از ارتفاع این ابَرپروژه را در پلان بکاهد و جز این بازدارندگی خاصی نداشته‌است.


آیسان

میارمیار


 

«بازار بزرگ مشروطه» ترکیب سنگ و سکوریت و شیشه

پروژه بازار بزرگ مشروطه در ورودی شمال‌غربی بازار تاریخی تبریز واقع شده و ساختار و ظاهر مدرن آن، بر بازار تاریخی شهر چربش دارد.

مشروطه، ترکیب سنگینی است از نماهای سکوریت، سنگی و شیشه‌ای که هیچ تناسبی با معماری آجری بازار ندارد. این اَبَرپاساژ، در بلوک‌ها و فازهای مختلف، بیش از هزار واحد تجاری دارد و با معماری آشفته و مصالح و نماهای عجیب‌وغریب، قدیمی‌ترین ورودی بازار تاریخی را قبضه کرده‌است.

بازار مشروطه، علاوه بر دو طبقه سطح، یک طبقه زیرزمینی هم دارد که از گودبرداری 4.5متری در ورودی بازار تاریخی حکایت دارد.

 


بازار مشروطه



میراث فرهنگی تبریز، قربانی«جهل آشکار» مدیریت

رسول درسخوان، چهره آشنای شهرسازی‌و‌معماری و عضو ادوار مختف شورای اسلامی شهر تبریز، با اذعان بر تاثیرات مخرب «بازار بزرگ مشروطه»، «بازار عتیق»، «پاساژ صاحب‌الامر» و «پروژه آیسان» می‌گوید: هر چهار پروژه،  در مراحل طراحی و تصویب کمیسیون ماده‌پنج، قطعاً توسط میراث فرهنگی تائید و امضا شده‌است.

درسخوان با بیان این که متاسفانه ما قدر بافت تاریخی خود را نمی‌دانیم، اضافه می‌کند: از سویی رویکرد شهرداری در دوره‌های مختلف دقیق نبوده‌ و از سوی دیگر، اداره‌کل میراث فرهنگی اغلب، یک نهاد سیاسی بوده و هر مدیری که در برابر این قبیل طرح‌های شهری، ایستادگی کرده، برکنار شده‌است؛ چنانکه مهندس تقی‌زاده و دکتر حق‌پرست، به خاطر پایبندی بر اصول میراث فرهنگی، کنار گذاشته شدند.

عضو شورای چهارم متذکر می‌شود: استانداران، شهرداران، نمایندگان شورا و در کل، مجموعه‌ای از مسئولان در اعطای چنین مجوزهایی، مقصر هستند.

این استاد دانشگاه به ضعف نظارت‌های میراث فرهنگی در ادوار مختلف اشاره می‌کند و می‌گوید: ممکن است تعاملی بین دستگاه‌های اجرایی و میراث فرهنگی صورت گرفته باشد، اما به نظر من، این یک جهل آشکار است که بافت تاریخی را با پاساژسازی، مخدوش کنیم.


حفظ بافت تاریخی و حریم آن در سمرقند ازبکستان

 سمرقند

ازبکستان



راز عاقبت‌به‌خیری یک پروژه‌ چیست؟

تجربه نشان داده پروژه‌هایی که بدون توجه به مبانی تاریخی و فرهنگی اجرا شوند، پذیرش اجتماعی نخواهند داشت. از چهار اَبَرپاسازی که اشاره‌شده، سه پروژه مدت‌ها است که تکمیل و آماده بهره‌برداری است. اما هیچ‌یک عاقبت‌به‌خیر نشده‌است.

پروژه بازآفرینی چهارراه شهید بهشتی، عملاً یک پروژه شکست‌خورده به شمار می‌رود. این شکست، دامن عتیق را هم گرفته و اقبالی برای رونق آن دیده نمی‌شود.

 پاساژ صاحب‌الامر 20 سال است که سوت‌وکور است و کسی رغبت قدم‌گذاشتن به آن ندارد. واحدهایش در حال فرسایش است و خریدارانش حتی سند هم ندارند!

بازار مشروطه هم که بازار اسباب‌فروشی‌ها و لوازم‌آرایشی‌ها است، جز خریداران عمده، فضای انسانی و اجتماعی ندارد.

 در این میان آیسان مانده و جرثقیل‌های سر به فلک‌کشیده‌اش. باید دید این پروژه، به رغم تاثیرات‌سوء بر بافت تاریخی شهر، چه سرنوشتی خواهد داشت.


حریم مقبره الشعرا


و البته ناگفته نماند که وضعیت حریم و بافت آثار تاریخی دیگر تبریز هم خوب نیست از ارک و مسجد کبود و مقبره الشعرا گرفته تا چهارمنار و شنب غازان و خانه های تاریخی و ...  که اکثرا با پروژه های اشتباه و شاید هم عمدی به خرابه و سیمان تبدیل شده اند!




» لینک انتقاد،پیشنهاد لینک (198)
» لینک پروژه های عمرانی و شهری (60)

» لینک میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان (227)





دسته بندی : تبریز , * انتقاد،پیشنهاد لینک , * پروژه های عمرانی و شهری , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : صاحب الامر تبریز , میراث فرهنگی تبریز , شهرداری تبریز , حریم بازار تاریخی تبریز , پروژه های تجاری , بازار مشروطه تبریز , تخریب بافت تاریخی تبریز ,



» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( پنجشنبه 19 دی 1398 )
» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( شنبه 14 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( چهارشنبه 4 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( شنبه 9 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( یکشنبه 3 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( پنجشنبه 23 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( دوشنبه 15 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( پنجشنبه 4 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( چهارشنبه 20 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
» آموزش برخی جملات و کلمه ترکی و معادل فارسی ( چهارشنبه 5 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو