تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ابر صنایع دستی
 

تبریز ویکی لینکلر

 
جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
نظرات |

سماورساز تبریزی که سازی عجیب می‌زند

جلیل مثنی که در مسگری المثنی ندارد



جلیل مثنی ۴۰سال است که مسگری می‌کند و اکنون ادعا دارد سماورهای دست‌سازی می‌سازد که هیج‌کس در دنیا نمی‌تواند همتایشان را درست کند.

سماور


گزارش بهنام عبداللهی: از یک جشنواره صنایع دستی که چندماه پیش در تبریز برگزار شده بود او را می‌شناختم. آن‌موقع به مناسبت تقدیرشدنش در جشنواره، گفت و گویی تلفنی و کوتاه داشتیم و اصلا برایم مهم نبود که او چکار کرده که مورد تقدیر قرار گرفته است، فقط می‌خواستم یک گزارش خبری از جشنواره کار کرده باشم.

در همان گفتگوی کوتاه اول بود که با صدای بلندی از پشت گوشی ادعا کرد که بهترین سماورهای دنیا را ساخته است. مدعی شد که هیچ‌کس در دنیا نمی‌تواند سماورهای دست‌ساخته او را تکرار کند و وجه تمایز کارهایش با دیگران این است که هیچ­کس از پس ساختن آن‌ها برنمی‌آید.

این ادعاها شاید برای دیگران فقط حرف باشد و نهایتا منجر به تحسین شود اما برای خبرنگارجماعت، یک مسیر تازه است برای نفس کشیدن، برای زندگی کردن و ادامه دادن. ادعاهای آن موقع آقای «جلیل مثنی»، سماورساز عجیب قصه، باعث شد که من هم با خودم ادعا کنم که بهترین سوژه دنیا را برای گزارشم پیدا کرده‌ام!

فاصله گفتگوی اول با گفتگوی مفصل دوم، حدود ۳ ماه شد و بالاخره هفته پیش پس از چندبار هماهنگی تلفنی با جلیل خان مثنی قرار دیدار گذاشتم، آن هم در کارگاهش. قبلا گفته بود که سماورهای عجیب و غریبش را بخاطر دور ماندن از چشم سارقان و... در خانه‌اش نگه‌داری می‌کند ولی با این حال من تمایل داشتم که گفتگویمان در همان کارگاهش اتفاق بیفتد.

آدرسی که گفته بود قرار بود مرا به کارگاهی در منطقه «یکه دکان» تبریز که یکی از محله‌های قدیمی شهر است هدایت کند. البته بعید می‌دانستم به راحتی بتوانم کارگاه را پیدا کنم ولی با دیدن مغازه‌های زیاد مسگری و سماورسازی و... در حوالی منطقه، مطمئن شدم که آدرس را درست آمده‌ام.

شاید برای ماها که با بوق ماشینی از خواب می‌پریم نه، ولی برای مسگران، آنجا گوشه‌ای دنج به شمار می‌آید. هرکس به تنهایی یا با گروه صمیمی و جمع و جوری که دارد در کارگاهش مشغول تافتن و کوبیدن بود. بیش‌تر مغازه‌داران و کارگاه‌دارها مردهای مسنی بودند که بر خلاف ظاهر خسته‌شان هنوز می‌توانستند کارهای فوق العاده بکنند که در دنیا همتا نداشته باشد.

جلیل مثنی


مصاحبه‌ای به سختی «فیل هوا کردن»
همانطور که به آدرس نزدیک‌تر می‌شدم، یک‌باره در یکی از کارگاه‌ها، مرد سالخورده‌ای را دیدم که تنها مشغول کوبیدن ظروف مسی بود. نزدیک‌تر که شدم بیش‌تر متوجه موهای سفیدش شدم و چند قدم که پیش‌تر رفتم فهمیدم که سماورساز عجیب و غریبی را که فقط عکسش را دیده بودم، پیدا کرده‌ام.

کارگاهی پر از دیگ‌های بزرگ که می‌شد با آن‌ها کار شکم ده‌ها نفر را راه انداخت جلوی در نقش بسته بود. داخل کارگاه صدای بعضی دستگاه‌های تخصصی که من اسم‌شان را نمی‌دانستم زیادی بلند بود و جای تعجب داشت که در چنین فضایی یک نفر بتواند عجیب‌ترین سماورهای دنیا را بسازد. ولی هیچ بعید نبود که در آن فضا صدای ادعاهایش به گوش مردم نرسد!

انتظار داشتم از من که می‌خواهم او را به مردم معرفی کنم استقبال گرمی بکند و برایم کلی قربان صدقه برود ولی از این خبرها نبود. سلامی ساده‌تر از لباس‌هایش داد و بدون هیچ حرف اضافه‌ای گفت: «شما هرسوالی دارید بپرسید من جواب می‌دهم.» این جمله را گفت و به کارش ادامه داد و کوفت و تافت ... کمی مبهوت ماندم و کمی ترسیدم که این از همان آدم‌هایی است که مصاحبه کردنش، شبیه چیزی مثل فیل هوا کردن است.

بالاخره با اصرار فراوان من راضی شد که روی یکی از سازه‌هایی که شبیه صندلی بود بنشینیم و گفتگویمان را نشسته انجام بدهیم. کمتر کسی تا بحال پیش آمده بود که با دیدن ضبط صوت و دوربین، تغییری در صدا و ظاهر خود ندهد ولی از آنجایی که او عجیب‌ترین چیزها را ساخته بود، انتظار داشتم عجیب‌ترین رفتارها را هم داشته باشد.

سوال خاصی آماده نکرده بودم و دوست داشتم فقط  یک گفتگوی ساده و صمیمی داشته باشیم. برعکس تمام مصاحبه‌های رنگین، دوست داشتم یک گفگتوی سنگین داشته باشیم. درباره خودش پرسیدم. به شناسنامه‌ای‌ترین شکل ممکن خود را توصیف کرد: «جلیل مثنی هستم؛ متولد سال ۱۳۲۸ در تبریز.»

مسگری

دهان تمام سماورسازهای شهر را باز گذاشته‌ام
مکث کردم و خوشبختانه مکث من جواب داد: «تقریبا از ۹ سالگی شروع کرده‌ام به کار مسگری که کار پدری‌ام بوده. این روزها چون مس بازاری ندارد آلومینیوم کار می‌کنم. بیش‌تر دیگ می‌سازم ولی دیگ هم ایام معمولی خریداری ندارد و شاید ایام محرم بتوانیم چیزی بفروشیم.»

بدون شک کسی که بتواند سماورهایی عجیب و غریب بسازد، از هوش بالایی برخوردار است. می‌گفت تا سوم ابتدایی درس خوانده‌ام؛ یعنی همان سواد خواندن و نوشتن را دارد ولی مطمئنم اگر درس می‌خواند بسیار موفق‌تر می‌شد.

چشمانش از پشیمانی موج می‌زد ولی انگار دستانش خوشحال بودند که درس خواندن یا نخواندنش دست آن‌ها نبوده. گفتم بچه‌های امروز علاقه‌ای به این‌جور کارها ندارند. گفت: «این یک مسئله دیگر است ولی اگر کودکی از ۱۰ سالگی علاقه داشته باشد وارد این کار شود حداقل باید ۳۰ سال کار بکند تا بتواند به نتیجه برسد.»

۳۰ سال! یعنی چیزی حدود صدسال برای بچه‌هایی که امروزه دوست دارند یک‌شبه به نتیجه برسند.

اگر جوانی امروز وارد این کار شود از بس دغدغه کار و زندگی و ازدواج دارد که یک ساعت هم نمی‌تواند روی آموختن این کار متمرکز شود.
ولی آن زمان من در دوازده سالگی دیگ می‌ساختممعتقد بود کارش به درد جوان‌ها نمی‌خورد: «اگر جوانی امروز وارد این کار شود از بس دغدغه کار و زندگی و ازدواج دارد که یک ساعت هم نمی‌تواند روی آموختن این کار متمرکز شود. ولی آن زمان من در دوازده سالگی دیگ می‌ساختم.»

او دلش پر بود. با اینکه آدم پرحرفی به نظر نمی‌رسید ولی کافی بود یک حرفی بزنم که دردهایش را یادش بیندازد. ولی می‌خواستم بیش‌تر از خودش بگوید. برای همین پرسیدم که این کارگاه مال خودش است یا نه؟ جواب داد که اجاره هست و قبلا بازار مسگرها کار می­ کرده و الان ۶ سال است که اینجاست.

کار من دیگ‌سازی است و فقط بخاطر دل خودم و علاقه‌ام سماور می‌سازم. حدود ۵ سال است که سماور می‌سازم و ساخته‌هایم را وقتی تمام سماورسازهای ماهر تبریز می‌بینند دهانشان باز می‌ماند که چگونه می‌شود با دست چنین چیزی ساخت.»

بعضی از عکس‌های سماورهایش را چاپ کرده بود و به دیوار کارگاهش چسبانده بود. وقتی دیدم خودش هم مایل است برویم سر اصل مطلب، از زمان شروع سماورسازی‌اش پرسیدم. گفت: «کار من دیگ‌سازی است و فقط بخاطر دل خودم و علاقه‌ام سماور می‌سازم. حدود ۵ سال است که سماور می‌سازم و ساخته‌هایم را وقتی تمام سماورسازهای ماهر تبریز می‌بینند دهانشان باز می‌ماند که چگونه می‌شود با دست چنین چیزی ساخت.»

سماور سازی

۵۰میلیون تومان، قیمت هر سماور
پرسیدم چرا و با تعجیب پرسید: «چی چرا؟» گفتم چرا کارهای شما طرح‌های عجیب و غریبی دارد؟ عجیب‌تر از هر سماوری که تابحال دیده‌ایم؟ نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: «خوب من شب‌ها با فکر و خیال می‌خوابم. در فکرم انواع و اقسام طرح‌ها می‌سازم و بعد آن‌ها را با مس پیاده می‌کنم.»

البته من عکس سماورها را قبلا دیده بودم. همه‌شان خیالی نبودند. گفتم همه‌شان خیالی هستند؟ بدون اینکه جوابی بدهد بلند شد و از جیب شلوار کارش موبایلش را درآورد. فکر کردم چیزی گفته‌ام که ناراحت شده یا... ولی چند دقیقه بعد گوشی‌اش را گرفت سمتم. فهمیدم که عکس سماورها را می‌خواهد نشانم بدهد.

عکس سماورها یکی یکی می‌آمد. یکی ارک علیشاه بود. یکی شبیه ساختمان‌های چینی. یکی شبیه برج مراقبت هواپیما بود و بقیه واقعا مخلوق ذهن او.
گوشی را لمس می‌کرد و عکس سماورها یکی یکی می‌آمد. یکی ارک علیشاه بود. یکی شبیه ساختمان‌های چینی. یکی شبیه برج مراقبت هواپیما بود و بقیه واقعا مخلوق ذهن او. ممکن نیست کسی این‌ها را ببیند و فکر نکند که این سازه‌ها صرفا دکوری نیستند. راجع به همین موضوع پرسیدم و گفت: «عینا مثل یک سماور زغالی معمولی کار می‌کنند.» با لحنی کنایه‌آمیز ادامه داد: «چرا کار نکنند؟ همه‌چیز با پول ممکن می‌شود.»

وقتی حرف پول را به میان آورد فهمیدم این سماورها زیاد آب خورده‌اند. برای هرکدام ۱۰ میلیون سرمایه گذاشته بود. پرسیدم وقتی کسی نمی‌خرد چرا باز می‌سازید؟ گفت: «چون عشقم است. البته که به مشتری‌اش می‌فروشم مثلا هرکدام را به قیمت ۵۰ میلیون تومان. ولی بعید می‌دانم در تبریز شخصی چنین پولی را به چنین چیزهایی خرج کند.»

اندکی لحنی انتقادی به سخنانش افزود و ادامه داد: «چنین چیزهایی به درد ادارات دولتی و شرکت‌ها می‌خورند. پوزخندی زد و گفت: «البته الان هم به دردشان می‌خورد ولی آن‌ها به درد من نمی‌خورند.»

سماورهای من آبروی مسئولان تبریز را می‌خرد. هرکجا که نمایشگاهی برپا می‌شود یا هرکجا قرار است مهمان خارجی بیاید به من زنگ می‌زنند که بیا و سماورهایت را بیاور. دریغ از اینکه پولی یا چیزی بدهند.

پرسیدم یعنی چه؟ گفت: «یعنی سماورهای من آبروی مسئولان تبریز را می‌خرد. هرکجا که نمایشگاهی برپا می‌شود یا هرکجا قرار است مهمان خارجی بیاید به من زنگ می‌زنند که بیا و سماورهایت را بیاور، دریغ از اینکه پولی یا چیزی بدهند.»

این را گفت و بلافاصله چشمانش را به زمین دوخت. طوری که فارغ از حضور من بخواهد دقایقی به حال خودش رها شود. ولی برای من عجیب بود که وقتی حمایت نمی‌شود چرا هنوز به دعوت‌ها جواب مثبت می‌دهد؟ این سوال راهی بین دل و ذهن من پیمود ولی جلیل خان گویی که فکر من را خوانده باشد سر خود را بلند کرد و با صدایی بلند گفت: «چند مدت پیش از اصفهان یک کار سفارش دادند و گفتند اسم خودت را روی آن بنویس اما تبریز را نه. قبول نکردم. چون من هرکاری می‌کنم باید به اسم تبریز تمام شود.»

نگاه متعجبم او را به ادامه واداشت: «الان هروقت زنگ می‌زنند می‌گویم مریضم و دیگر کار نمی‌کنم. چون راضی نیستم با کارهای من اصفهانی‌ها برای خود افتخار کسب کنند.»


صنایع دستی

شکل بده، سماور تحویل بگیر

می‌دانستم حمایت نمی‌شود. یعنی تقریبا با هر صنعتگری که مصاحبه کرده بودم از حمایت‌نشدن‌ها گلایه داشتند. ولی باز این بحث را
کدام حمایت؟ فقط ۴ سال بیمه داشتم از سازمان صنایع دستی. اگر تمدید نکنند دیگر من هم برایشان کاری نخواهم کرد. مفتی که نمی‌شود. به تمام هتل‌ها که مهمان‌های خارجی می‌آیند مرا برده‌اند. می‌گویند بیا تدریس کن ولی زندگی خرج دارد.
نمی‌شود که همه‌اش بخاطر علاقه جلو رفت.هم مطرح کردم. نه گذاشت و نه برداشت: «کدام حمایت؟ فقط ۴ سال بیمه داشتم از سازمان صنایع دستی. اگر تمدید نکنند دیگر من هم برایشان کاری نخواهم کرد. مفتی که نمی‌شود. به تمام هتل‌ها که مهمان‌های خارجی می‌آیند مرا برده‌اند. می‌گویند بیا تدریس کن ولی زندگی خرج دارد. نمی‌شود که همه‌اش بخاطر علاقه جلو رفت.»

دقایقی باهم سکوت کردیم. او دوباره عکس‌های توی گوشی‌اش را این‌ور و آن‌ور کرد و من هم دنبال سوال بودم. چشمم به عکس‌ها افتاد و با لحن صادقانه‌تری پرسیدم حالا واقعا چطور شما می‌توانید این شکل‌های عجیب و غریب را روی مس پیدا کنید و سماور بسازید؟ شرح داد: « ۴۰ سال است که در این کارم. حالا هم مس زبان مرا می‌فهمد و هم من زبان آن را. وقتی چکش به دست می‌گیرم با یک نگاه می‌توانم بفهمم کجای کار می‌لنگد. عین یک دکتر که می‌تواند با دیدن صورت بیمارش از درد او آگاه شود.»

دیگر چیزی نپرسیدم. خودش گفت یکی از سماورهایی که ساخته الان در یکی از برج‌های دبی است. یکی هم توسط نفری ثالث فروخته شده به رییس جمهور آذربایجان. این‌ها بود که گویی دلخوشش می‌کردند برای ادامه. این‌ها بود که چکش را به دست او می‌دادند و می‌گفتند بکوب همچنان. البته این امیدواری‌ها متعلق به سال‌ها پیش بود و دلخوشی جدیدش ساختن کره‌ای رو به روی بیمارستان بین‌المللی تبریز بود. کره‌ای که مهندسان نتوانسته بودند بسازند و نهایت به جلیل مثنی قصه ما روی آورده بودند!

او احتیاج داشت. احتیاج داشت که از خودش بگوید. دو گوش شنوا می‌خواست که توانایی‌های او را در یابند. شاید هم دو دست توانا. می‌خواست از خودش بگوید که سال‌ها برای رسیدن به اوج یک هنر و صنعت جان کنده بود و حالا زندگی داشت به طرز پیش‌بینی نشده‌ای بی‌لطفی می‌کرد.

گفت: «هرچیزی که به فکرتان بیاید می‌توانم بسازم. وقتی یک قطعه از ماشین ناقص است کافی است شکل آن را به من بدهید تا عین آن قطعه را با دستم بسازدم و بگذارم سرجایش.»

نتیجه این زندگی پول است. من تا کی می‌توانم سماور بسازم؟ تا زمانی که پول داشته باشم تا مصالح کارم را بخرم. پس ...
یک­باره به دهانم آمد که چه تضمینی است که بچه‌ها بعد از ۳۰ سال بتوانند نتیجه‌ای را که شما از این حرفه گرفته‌اید بگیرند؟ چهره‌اش پر شد از علامت سوال‌های غمگین و گفت: «کدام نتیجه؟» گفتم بالاخره همین‌هایی که می‌سازید نتیجه هستند. آهی کشید و پاسخ داد: «پسرجان نتیجه این زندگی پول است. من تا کی می‌توانم سماور بسازم؟ تا زمانی که پول داشته باشم تا مصالح کارم را بخرم. پس ...»

من گفتم دقیقا چگونه و چه کسانی می‌توانند از شما حمایت کنند؟ جوری که به غرورش برخورده باشد گفت: «حالا حمایت نکنند هم نکرده‌اند. همین که من این سماورها را می‌گذارم خانه‌ام؛ تماشایشان می‌کنم و لذت می‌برم برای من کافی است ولی خدایی اگر بگوییم مردم توانایی خریدن این سماورهای گران را ندارند حداقل جایی مثل صدا و سیما که درآمد یک تبلغ چندثانیه‌اش میلیون‌ها تومان است می‌تواند در دکور برنامه‌اش به جای مجسمه‌های سفالی از این سماورها استفاده کند تا تماشاگران هم بدانند که تبریز چه صنعت سنگین و رنگینی دارد.»

هنر تبریز

باز من سکوت کردم و او ادامه داد: «بعد از ۱۰ ها سال زحمت، در جشنواره‌ای یک لوح تقدیر دادند با ۲۰۰ هزار تومان کارت هدیه. نباید انتظار داشته باشیم وقتی پسر من اوضاع من را می‌بیند دلش بخواهد بیاید سراغ این صنعت.»

طوری که انگار از من سیر شده باشد. از حرف‌هایم، از حرف‌هایش و از «حرف‌ها» سیر شده باشد، بدون کلمه‌ای بلند شد و چکشش را برداشت. شاید دوست داشتم این گفتگو کمی طولانی‌تر باشد ولی ناگزیر باید خداحافظی می‌کردم و ادامه داستان جلیل مثنی را در ذهنم می‌بافتم.

وقتی از کارگاه بیرون می‌رفتم دیگر من هم زیاد سر و صداها را نمی‌شنیدم. در خودم فرو رفته بودم و حرف‌هایش داشت همچون چکشی مرا صیقل می‌داد. من اگر جای او بودم چکار می‌کردم؟ به همین روال ادامه می‌دادم یا می‌رفتم جایی که قدرم را بدانند؟ باز هم به بودن اسم تبریز روی هنرم تعصب داشتم؟ کاش کسی بود که جواب می‌داد؛ جواب دستانی را که «المثنی» نخواهند داشت.

عکس‌ها از: بهنام عبداللهی


لینک مجموعه پستهای تاریخ ، میراث آذربایجان



مرتبط با : تبریز * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : صنایع دستی-هنر تبریز-سماورسازی-مسگری-هنرمند-صنایع دستی آذربایجان شرقی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1396
زمان : 07:33 ب.ظ
کفش تبریز و کمپین حمایت از کفشهای بومی
نظرات |

کفش و چرم تبریز


در نزدیکی عید نوروز هستیم و مردم مشغول خرید که حتما کفش هم جزو سبد خرید همه جای خواهد داشت، البته اگر پولی باشد و رکودی نباشد!
بهرحال با خرید عید، بازار شاهد اجناس مختلف است و در این بین هجوم چینی ها به بازار ایران و قبضه آنها، تولیدات بومی را ورشکسته و کشور ضربه دیگر اقتصادی خورده است.
باید از جنس و محصولات بومی و بخصوص صنایع دستی حمایت کرد تا جوانها و خانواده ها بیکار نشوند آنهم محصولاتی مثل کفش دست دوز تبریز که سالیان بسیار دور چرم و کیفیت آن زبانزد جهانی بوده است.
همانطورکه غذاها و شیرینی ها و آجیل تبریز ، فرش و تابلوفرش، سفال و سنگ تراشی و انواع صنایع دستی دیگر آذربایجان شهره است، کفش و چرم تبریز نیز صنعتی بسیار پر ظرفیت و قابلی در سطح کشوری و جهانی بوده است که اما نه حمایت مناسبی از سوی مردم و مسئولان میشوند و نه برندسازی معتبر و البته در مدل و طراحی بروز با مشکلاتی روبرو هستند.

بیچاره تولید کننده ایرانی، آخرش مجبور است با قیمت بالاتر که صرف هم نمیکند و استقبالی چندانی هم نمیشود، کالا بفروشد و بالطبع مصرف کننده هم بی رغبت میشود!
امسال را با کمپین کفش تبریز و حمایت از اجناس بومی همراهی کنیم ...

تبریز قطب تولید کیف و کفش چرم ایران
صنایع دستی تبریز

پینه چی


کفش و چرم تبریز از پیشینیه‌ای غنی و آوازه‌ای بلند برخوردار است، در حال حاضر تولیدکنندگان بنامی در شهر تبریز اقدام به تولید کفش‌های تمام چرم می‌کنند که نام و آوازه‌ای جهانی برای خود و تبریز به ارمغان آورده‌اند. به جرأت می‌توان مدعی شد که چرم و کفش تبریز، برندی آشنا برای بسیاری از ایرانیان است، نقطه قوت کفش تبریز توجه به کیفیت ممتاز آن است؛ چرا که پیشکسوتان این عرصه معتقدند کیفیت حرف اول را در تولید محصولات‌مان دارد.

حدود۵۰ سال است که کفشدوزی کم کم از حالت سنتی خارج و به ماشینی شدن قدم گذاشته است ولی هنوز افراد زیادی در ایران و خارج از کشور هستندکه علاقمند به خرید و استفاده از کفشهای دست دوز هنرمندان تبریزی هستند.

و هنوز در گوشه و کنار بازار بزرگ تبریز صدای چکش و هنرنمایی صنعتگران کفش دست دوز به گوش می رسد .

هم اکنون۲۲۰۰ کارگاه تولید کفش با ۵  هزار فروشگاه عرضه کفش و لوازم جانبی در شهر تبریز فعال هستند و بخشی از پـویـایی و شهرت بازار تبریز مدیون صنعتگران این حرفه است.
قدمت تولید چرم و استقرار بزرگترین شهرک چرم خاورمیانه و همچنین وجود هنرمندان و کفاشان اصیل در تبریز بر مزایای تولید کفش در این شهر افزوده است و با ورود فناوریهای جدید تولید انبوه کفش با استفاده از شیوه های صنعتی آغاز شده است . از تولید کنندگان معروف کفش شهر تبریز کفش سی سی ، فرزین ، پای آراء ، جی اف اس ، همگام ، آفاق و … که کفش های با دوام و راحتی هستند .

مستند بوی تلخ چرم ، روایت وضعیت حال چرم و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/FGp3B]

معرفی مرکز خرید خوشه کیف و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/3WY5z]

تاریخ چرم و کفش تبریز
[http://www.aparat.com/v/tJhrH]

افتتاح اولین موزه کفش در تبریز قطب صنعت کفش و چرم ایران
[http://www.aparat.com/v/t0bHE]

نخستین موزه کفش کشور همزمان با برگزاری جشن «تبریز، شهر جهانی بافت فرش» در شهر اولین ها و در موزه شهر و شهرداری افتتاح شد.
اشیاء موجود در این موزه از انواع کفش های سنتی موجود در کشور جمع آوری شده و در قسمتی دیگر از موزه تجهیزات و وسیله های ساخت کفش به نمایش گذاشته شده است و بخشی از آن به  مجموعه شخصی خانم شعله خیابانی نواده شیخ محمد خیابانی اختصاص دارد.

گفتنی است در موزه کفش تبریز ۲۰۰ جفت کفش از دوره های مختلف تاریخی و انواع کفش های اقوام همچون نمونه مشابه اولین کفش چرم در دنیا با پنج هزار و ۵۰۰ سال قدمت وجود دارد که از روستای «بیرق» در توابع تبریز به دست آمده است.


از کفشهای دست دوز و چرمی تبریز، از صنایع دستی تولید ملی حمایت کنیم
دهها برند معروف و کارگر ایرانی منتظر شما هستند

کفش

باشماق

کفش

کفش زنانه

کفش ایران

کفش تبریز

کفاش تبریزی

مدل کفش

کفش چرم تبریز


عصرایران ، جعفر محمدی -  درباره آنچه این روزها در بازار تبریز می گذرد
تبریزی ها تحسین برانگیزند...


مردم تبریز را باید ستود و تحسین کرد، بی هیچ تردیدی. آنها از همگراترین مردمان ایران هستند و رشد همه جانبه این شهر در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رهین همین همبستگی و دوراندیشی مردمانش هست.

زمانی آنها تصمیم گرفتند دیگر به هیچ گدایی پول ندهند تا شهرشان اولین کلانشهر بی گدای ایران باشد؛ به جایش مؤسسات خیریه مردمی تشکیل دادند که نیازهای فقرای واقعی را برآورده سازند. نکته اینجاست که اگر تنها تعدادی از مردم، یا این عزم گروهی همراهی نمی کردند، عنوان شهر بدون متکدی، به تبریز نمی رسید.

زمانی دیگر که مهاجران غیر قانونی افغان به شهرهای مختلف ایران روانه شدند و بسیاری از کارفرمایان با قیمت های ارزان آنها را به کار گرفتند، تبریزی ها تصمیم گرفتند فرصت های شغلی شهرشان را برای فرزندان خود نگه دارند و به همین خاطر از خیر کارگران ارزان و بدون بیمه افغان گذشتند؛ بدین ترتیب، تبریز تنها شهر صنعتی ایران شد که هیچ کارگر افغانی در آن کار نمی کند.

سال ها پیش، اتوبوسرانی تبریز، چند ریال بر قیمت بلیت افزود و تبریزی ها که این افزایش را غیرمنصفانه می دانستند، تصمیم گرفتند که تا برگشت قیمت ها به وضعیت قبلی سوار اتوبوس نشوند و در نهایت هم همان شد که مردم می خواستند.

در دوران اصلاحات نیز وقتی مدیریت ارشد استان، شرکتی عمومی برای بهسازی شهر تشکیل داد، مردم تبریز یا سرمایه های خرد و کلان شان در آن مشارکت کردند و در اندک سالی، چهره شهرشان را دگرگون کردند.

كفش های دست دوز چرمی ایران در تبریز
[http://www.aparat.com/v/cnBIw]

کفش دوزی تبریز
[http://www.aparat.com/v/xb8i3]

گزارشی کامل از وضعیت کفش و چرم در تبریز و بازار تولید
[http://www.aparat.com/v/t5voj]

دوربین شما - کفاشان تبریز
[http://www.aparat.com/v/NILrU]

این روزها نیز از بازار تبریز خبری می رسد که می تواند برای همه ما مردم ایران الگوی عملی باشد. بسیاری از بازاریان تبریز تصمیم گرفته اند دیگر منتظر تصمیمات و اقدامات مسؤولان برای مبارزه با قاچاق کفش نباشند و خودشان کاری کنند کارستان. آنها تابلوهایی پشت ویترین مغازه هایشان زده اند که رویش نوشته است فقط کفش ایرانی می فروشیم.
بدین ترتیب، کفش های بی کیفیت چینی که در سایه بی عملی مسؤولان، خود را بازار تحمیل کرده و باعث بیکاری بسیاری از کارگران و ورشکستگی تولیدکنندگان شده بوده بودند، بعد از سال ها، ناگزیر از عقب نشینی شده اند و رونق، بار دیگر به این صنعت پرقدمت تبریز بازگشته است. امروز کفش تبریز که جزو برندهای معتبر کفش در ایران است، جان دوباره ای گرفته است.
مردم تبریز هم، همانند همیشه تاریخ شان در این باره نیز همگرا شده اند و دیگر کفش های چینی نمی خرند.

این الگو، اگر درباره کالاهای باکیفیت دیگر ایرانی و نیز در شهرهای دیگر کشور تکرار شود، آنگاه می توان گفت که مردم ایران، بدون نیاز به مصوبات مجلس و هیات دولت و نظام بروکراتیک اداری و همایش های آنچنانی و وعده و وعیدهای توخالی و بودجه های کلان و ... توانسته اند از خود و فرزندان خود در قبال کالاهای قاچاق حمایت کنند و رونق اقتصادی را به دست خودشان رقم بزنند.

تبریز را به عنوان "شهر اولین ها" می شناسیم و اینک بار دیگر این شهر، اولین شهری شده است که مردمش برای نجات اقتصادی دست به انتخاب زده اند. تبریزی ها، تحسین برانگیزند.

تصاویری از بازار کفاشان تبریز در بازار تاریخی که اقدام به حمایت از تولید بومی کرده اند
کفش دست دوز تبریز

بازار کفش

تولید ملی

بازار تبریز

کفش ایرانی

کفاشی

بازار کفش تبریز

کفش تبریز

حمایت از تولید ملی

بازاریان تبریز


http://kafsh-tabriz.ir
http://www.nyazco.com/Shoes
http://www.tabshoes.com
http://tabriz-charm.ir
https://tabrizkafsh.com
http://www.yshoe.ir
http://oralshoe.com
و....


لینک صفحه جانبی سوغات و صنایع دستی آذربایجان



مرتبط با : تبریز ایران * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : کفش تبریز-صنایع دستی-چرم تبریز-کفاشی-تبریزیها-کفش چرم دستدوز-باشماق-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395
زمان : 09:20 ب.ظ
رونق صنعت مس زنجان بعد از افول
نظرات |

افزایش گرایش جوانان زنجانی به صنعت مسگری


این گزارش را درباره رونق مسگری در بین جوانان زنجان بعد از افول این صنعت باهم میبینیم که واقعا امیدوار کننده و جای درس گرفتن دارد.
مسگری در بیشتر شهرهای مناطق آذربایجان مانند زنجان و تبریز از صنایع و هنرهای اصیل و قدیمی بشمار میرود. اما خیلی وقت است که در شهری مثل تبریز هم از رونق افتاده و متاسفانه نه مردم چندان اهمیت قائل هستند و نه صنعتگران مس دیگر رغبتی دارند و نه مسئولان برنامه و حمایتی میکنند، مثل صنعت کوزه گری و سفال و یا کفش سازی یا چاپ باتیک و دیگر صنایع دستی مهم در آذربایجان...


اما این گزارش نشان میدهد جوانان زنجانی ارزش این صنعت میراثی را دوباره درک کرده و علاوه بر اشتغال خود این هنر - صنعت را احیا و رونق داده اند. بدلیل وجود معادن بسیار غنی مس از جمله سونگون در آذربایجان این صنعت باید مورد حمایت بیشتر قرار گیرد.
صنایع دستی آذربایجان را احیا و رونق بخشیم...


نقاشی و تابلو فرش مسگر بازار تبریز
مسگر بازار تبریز

زهرا مقدمی: روزگاری نه‌چندان دور  کمتر خانه‌ای بود که در آن ظرف مسی نباشد، از جهیزیه نوعروسان گرفته تا ظروف آشپزخانه در سفره‌خانه‌ها و مهمان‌پذیرها ، غالباً ردپایی از ظروف مسی دیده  می‌شد اما بعد از دهه ۶۰ و در پی شایعاتی جهت‌دار در خصوص  بیماری‌زا بودن مس و رونق ظروف جدید ملامین، چینی و تنوع لوازم‌خانگی، صنعت مسگری زنجان به انزوا رفت. عده‌ای از شهروندان زنجانی ظروف مسی خود را فروختند و برخی ظروف مسی یادگاری را در انباری‌های خود نگه داشتند.

بیش از  دو دهه صنعت مسگری زنجان زیر سخت‌ترین ضربات کسانی که کمر به نابودی‌اش بسته بودند، نحیف و نحیف‌تر شد اما برای بقا به حداقل‌ها قناعت کرد تا شاید روزی فرابرسد که بازهم  در صنایع‌دستی این استان  حرفی برای گفتن داشته باشد.


جوانان زنجان

مسگری، قصه پرفراز و فرود سال‌های رنج و انزوای صنعتی ارزشمند و کهن در دیار زنجان است که این روزها آرام‌آرام روزهای اوج و طلایی خود را سپری می‌کند،  صنعتی که پس از چندین دهه از انزوا خارج‌شده تا در مسیر توسعه گام بردارد.

یک پیشکسوت رشته مسگری معتقد است که صنعت مسگری به‌عنوان یک‌رشته ریشه‌دار از گذشتگان برای وی به یادگار مانده است، قدمت ساخت ظروف مسی و مسگری در زنجان را ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال عنوان می‌کند و می‌گوید: متأسفانه  از اواخر سال ۱۳۶۸ به دلیل برخی تبلیغات سوء و غلط توسط عده‌ای ناآگاه صنعت مسگری در زنجان با افول ۲۰ ساله مواجه شد.

مسگری

استفاده از تولیدات مسی در استان زنجان و تولید آن قدمتی طولانی دارد، به راه افتادن فضای منفی علیه این صنعت توسط برخی ناآگاهان از عوامل مهم در رکود وتولید و تقاضای این محصول بوده است

«جعفر ارتیشه دار» با بیان اینکه استفاده از ظروف مسی و سایر تولیدات مسی در استان زنجان و تولید آن قدمتی طولانی دارد، به راه افتادن جو منفی علیه این صنعت توسط برخی ناآگاهان را از عوامل مهم در رکود و تولید و تقاضای این محصول عنوان کرده و می‌افزاید: در  اواخر سال ۱۳۶۸ بیش از ۲۵ کارگاه نورد مس و هزار کارگاه مسگری، سفیدگری و مس فروشی در زنجان وجود داشت که به دلیل تبلیغات منفی و عدم اقبال مردم نسبت به این محصول ، با چالش مواجه شدند.

وی ظرافت و هنر به کار رفته در تولیدات ظروف مسی زنجان را زبانزد در ایران و جهان عنوان کرده و می‌گوید: تنوع و ظرافت در ساخت ظروف و نقوش به کار رفته در این تولیدات همواره  موردتوجه بوده است.

انواع قابلمه، دیگ دیزی، پارچ آب، ماهی‌تابه، کتری، قوری، لیوان، قهوه و شیرجوش، بشقاب پلوخوری و خورشت خوری، پیاله، سماور، قندان، کاسه، انواع سینی، آجیل‌خوری و میوه‌خوری حاصل تلاش صنعتگران زنجانی است که می‌تواند در سفره‌ها و منازل ایرانیان جای ظروف شیشه‌ای را بگیرد.

مس

اکنون با رونق بازار مسگری، ظروف مسی زنجان راهی آذربایجان شرقی، اردبیل، قزوین، کردستان، آذربایجان غربی، تهران، همدان، کرمانشاه و دیگر استان‌های شمالی و جنوبی کشور می‌شود و در بازار آن‌ها به فروش می‌رسد.

این روزها هرچند صنعت مسگری در شهر زنجان احیاشده اما بنا به گفته یک شهروند زنجانی، مس‌هایی که امروز در بازار وجود دارد به لحاظ جنس آلیاژ  و ظاهر و وزن متفاوت‌تر از مس‌های قدیمی است.

ظروف مسی کوچک در بازار

محمدی با اشاره به اینکه درگذشته ظروف مسی اغلب  به شکل دیگچه، دیگ سینی و سماورهای مسی در بازار وجود داشت  می‌افزاید: در حال حاضر آنچه در بازار وجود دارد بیشتر ظروف مسی در اشکال کوچک است.

وی بابیان اینکه در حال حاضر کیفیت ظروف مسی تولیدی در استان زنجان قابل‌مقایسه با ظروف سایر استان‌ها نیست، متذکر شد: در حال حاضر کیفیت محصولات تولیدی استان زنجان دارای رتبه‌بندی بالاتری است.

همچنین معاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و  صنایع‌دستی استان زنجان از فعالیت ۳۰۰ نفر به‌صورت رسمی در صنعت مسگری استان زنجان خبر داد و گفت:  این تعداد بر اساس آمار ثبت‌شده در سامانه اداره کل میراث فرهنگی است و با نظر گرفتن آمار غیررسمی فعالان این صنعت می‌توان این تعداد را حدود ۳۸۰ نفر اعلام کرد.

زنجان

«محمود علی محمدی» از وجود شش کارگاه بزرگ تولید مس و ظروف مسی در شهر زنجان خبر داد و افزود: در حالت معمولی روزانه بین ۷۰۰ کیلوگرم تا سه تن انواع ظروف مسی در هر یک از این کارگاه‌ها تولید می‌شود و در بدبینانه‌ترین حالت میزان تولید ظروف مسی ۳۰۰ کیلوگرم است.

وی بابیان اینکه به‌طور متوسط ۹۰ نفر در شش کارگاه بزرگ مسگری در سطح شهر زنجان فعال هستند، ادامه داد: در حال حاضر ۲۰۰ کارگاه کوچک و خانگی تولید مس در سطح شهر زنجان وجود دارد که با در نظر گرفتن فعالان این واحدهای کوچک حدود ۳۸۰ نفر در صنعت مسگری استان زنجان فعال هستند.

علی محمدی وجه تمایز مسگری زنجان با مس تولیدی در شهر اصفهان را درزمینهٔ نوع و قالب مس تولیدی عنوان کرد و گفت: مس تولیدی در زنجان در قالب«مس گرده» مطرح است و شکل خاصی از تولیدات مس در  زنجان وجود دارد که مس تولیدی این شهر را با مس سایر نقاط کشور متمایز کرده است.

انواع دیگچه؛ کمج، دیگ و سینی و ظروف آشپزخانه از مس

معاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان زنجان افزود: انواع دیگچه؛ کمج، دیگ و سینی و ظروف آشپزخانه و  همه نوع ظروف مسی کاربردی و تزیینی در اندازه‌های بزرگ و کوچک در استان تولید می‌شود.

علی محمدی در ادامه از تلاش برای ثبت برند برای مس  زنجان خبر داد و گفت: کارهایی در این زمینه در استان صورت گرفته و شرکت‌هایی ورود پیداکرده‌اند اما هنوز نتیجه قطعی حاصل نشده است.

مس گری

وی دهه‌های ۵۰ و ۶۰ را دوران اوج  ساخت و عرضه ظروف بزرگ مسی عنوان کرد و گفت: در آن مقطع زمانی حجم و وزن تولیدات ظروف مسی فوق‌العاده بالا بود همچنین در آن مقطع زمانی به دلیل پایین بودن قیمت مس خانواده‌ها گرایش بیشتری به خرید این محصول داشتند.

ظرفیت و وزن تولیدات و گرایش مردم نسبت به خرید ظروف مسی در دهه های ۵۰ و ۶۰ به مراتب بیشتر از مقطع فعلی بوده است

به گفته علی محمدی در فاصله زمانی بین دهه‌های ۵۰ و ۶۰ گرایش به خرید و نگهداری ظروف بزرگ مسی زیاد بود و در هر خانه تعداد زیادی دیگ، دیگچه و سینی مسی نگهداری می‌شد و  در ترکیب جهاز عروس‌ها هم از ظروف مسی استفاده می‌شود.

معاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان زنجان با تأکید بر اینکه ظرفیت و وزن تولیدات و گرایش مردم نسبت به خرید ظروف مسی درگذشته به‌مراتب بیشتر از مقطع فعلی بوده است، افزود: به لحاظ قیمت در حال حاضر قیمت مس بالاتر است و حجم پولی که در حال حاضر برای خرید  مس در نظر گرفته می‌شود بیشتر از آن زمان است.

مسگران

علی محمدی افزود: در حال حاضر قیمت هر کیلو مس بسته به نوع مس بین ۳۵ تا ۶۰ هزار تومان است.

وی با بیان اینکه مس به کار رفته شده برای تولید ظروف مسی از دو بخش تأمین می‌شود، افزود: بخشی از مواد اولیه مس تولیدی استان زنجان از واحدهای تولید آلیاژ مس همانند مس کرمان تأمین می‌شود و بخشی دیگر نیز از استحصال مس در استان تأمین می‌شود.

علی محمدی بر لزوم ورود جوانان به عرصه صنعت مسگری تأکید کرد و گفت: در حال حاضر گرایش جوانان به صنعت مسگری استان زنجان افزایش‌یافته و شاهد جوان‌گرایی در این صنعت و انتقال تجربیات از پیشکسوتان به جوانان هستیم.

وی با بیان  اینکه در مدت ۲۰ سال افول صنعت مسگری، کارگاه‌های این صنعت با صدم درصد تولید روزانه فعالیت  می‌کردند، افزود: پیشکسوتان و فعالان دلسوز این صنعت بیش از دو دهه تنها برای زنده نگه‌داشتن صنعت مسگری استان زنجان و به‌رغم وجود مشکلات اقتصادی فرا روی خود مانع منسوخ شدن و فراموشی صنعت مسگری استان زنجان شدند.

معاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان زنجان بابیان اینکه در حال حاضر تلاش برای صادرات مس زنجان و بازاریابی این صنعت در خارج از کشور در دست انجام است، اظهار کرد: در حال حاضر مس زنجان به‌صورت بسته‌بندی و فله‌ای به بسیاری از نقاط کشور و همچنین شهرهای مرزی صادر می‌شود.

صنعت

همچنین رئیس اتحادیه مسگران استان زنجان با بیان اینکه امروز شاهد تحول در صنعت مسگری در این استان هستیم، گفت: بعد از دو دهه افول صنعت مس استان زنجان در حال حاضر مس زنجان دچار تحول شگرف شده است و میزان و حجم تولیدات مس زنجان قابل‌مقایسه به چندین سال گذشته نیست.

«جبار نور سینا» افزود: در حال حاضر مهم‌ترین مشکل صنعت مسگری زنجان نبود بیمه برای فعالان این صنعت است که مشکلاتی را برای صنعت مسگری و فعالان این صنعت ایجاد کرده است.

فعالان عرصه مس بیمه می‌خواهند

وی همچنین بابیان اینکه مس استان زنجان قابلیت صادراتی دارد، افزود: مس زنجان در حال حاضر در همه نقاط ایران عرضه می‌شود اما هنوز به‌صورت مشخص و رسمی صادرات به کشورهای دیگر وجود ندارد که باید در این زمینه توجه و برنامه‌ریزی ویژه صورت بگیرد.

رئیس اتحادیه مسگران زنجان، با بیان اینکه محصولات تولیدی مس این استان به‌صورت چمدانی صادر می‌شود، گفت: این صنعت نیازمند طراحانی است تا ظروف مسی را از شکل سنتی خارج و مشتریان خوش‌ذوق و باسلیقه را جذب کند.

نور سینا افزود: طرح‌های مسگری زنجان با همان طرح و شکل هزار سال قبل ساخته می‌شود و نیازمند تنوع است.

قابلمه

مسگران زنجانی آموخته‌اند به‌رسم پیشه خود در برابر مشکلات مانند اجدادشان مقاومت، کنند شاید روزی چرخ روزگار به کام آنان بچرخد و امروز را شاید بتوان روزهای حرکت در مسیر اعتلای صنعت مسگری استان زنجان دانست، روزهایی ارزشمندی که هرگز نمی‌تواند جبران بی‌توجهی گذشته به این صنعت باشد.


لینک پست نقره کاری تبریز
لینک پست نمایشگاه صنایع دستی تبریز
لینک پست مکتب نگارگری تبریز
لینک صفحه جانبی سوغات و صنایع دستی آذربایجان



مرتبط با : آذربایجان * آرتاویل،اورمو،زنگان
برچسب ها : مسگری زنجان-صنایع دستی-مسگر-مس-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 4 تیر 1395
زمان : 01:30 ب.ظ
:: روستاهای تاریخی حماملو و اویلق و کرینگان ورزقان
:: افتتاح مرکز همایشهای بین المللی خاوران تبریز
:: مرحوم پرفسور لطفی زاده ریاضیدان و دانشمند بزرگ آذربایجان
:: تبریز 2018 را مثل خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی باشیم
:: کویر قوم تپه آذربایجان
:: شهروند لینک آذربایجانی 69 (عکاس آقایان انصارین و عزیزی )
:: زیر پوست شهر تبریز ، "ژن" نامرغوب یا بی پولی
:: توریسم و اهمیت آن برای اقتصاد شهر
:: Richard I'Anson and trip to Tabriz
:: جشنواره قیزیل گول یا گل محمدی آذربایجان
:: اردبیل و تماشای تاریخ و طبیعت
:: رقص های آذربایجان آمیخته با هنر و فرهنگ غنی
:: پیاده محوری لازمه شهر تاریخی توریستی تبریز
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف




( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ