تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 25 آذر 1397, 06:44 ب.ظ


با افزایش قیمت برخی کالاها مثل پلاستیک و آهن در ماه‌های اخیر، تعداد زباله‌گردهای سطح شهر به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. آنقدر که نباید از دیدن چند زباله‌گرد سر هر سطل زباله تعجب کرد.


بهنام عبداللهی: گوینده رادیو می‌گوید: لبخند بزنید، با لبخند زدن به مشکلات‌تان، نشان بدهید که چقدر مقاوم هستید. راننده تاکسی پوزخندی می‌زند: بی‌دلیل که بخندیم می‌گویند دیوانه شده، اصلا برای چه بخندیم، برای این همه گرانی؟ برای این همه مشکل؟

فقر تبریز

سر چهارراه که ترمز می‌کند، چشم خودش و مسافران به پیرمردی دوخته می‌شود که با تمام سر و بدنش وارد یک سطل زباله شده. راننده باز اظهار نظر می‌کند: بیا! این‌ باید برای چه لبخند بزند؟ برای فلاکتش؟ از وقتی همه‌چیز گران شده، سر هر سطل زباله یک نفر را می‌بینم که دنبال روزی‌اش می‌گردد.

پسرک جوانی که کنارم نشسته و هندزفری به گوش دارد، موزیکش را متوقف می‌کند، شاید کنجکاو شده که بداند راننده درمورد چه حرف می‌زند. پیرمردی که کنار راننده نشسته می‌گوید: تازه این پیر است. من جوان‌هایی را می‌بینم که شغل‌شان زباله‌گردی شده. زنی که با موبایلش ور می‌رود، مکث می‌کند: برادر، وقتی شغل نباشد برای جوان مردم، معلوم است که این وضعیت پیش می‌آید. پسر جوان موزیکش را دوباره پخش می‌کند، راننده به مسیرش ادامه می‌دهد و من پیاده می‌شوم: دست‌تان درد نکند آقا.


هوا سرد است، شاید بس ناجوانمردانه‌تر از آنچه اخوان ثالث سروده بود. هرکس به سمتی می‌رود، شتابان. هرکس دنبال گمشده‌ای می‌گردد. زیپ کاپشنم را تا گردنم بالا می‌کشم. کمی که جلوتر می‌روم،  پژوه ۴۰۵نسبتا نویی کنارم ترمز می‌کند، مردی که شلوار پارچه‌ای کاربنی و پیراهن سفیدی با خط‌های قهوه‌ای پوشیده، و عینک ته‌اسکانی‌اش به‌طرز عجیبی به ریش پرپشتش می‌آید، پیاده می‌شود.

عمدا قدم‌هایم را آهسته‌تر می‌کنم، شاید پیاده شده آدرسی چیزی بپرسد. اما او به‌جای من و تمام آدم‌هایی که آن حوالی بودند، سمت سطل زباله می‌رود، بی‌آنکه در دستش کیسه زباله‌ای باشد. خم می‌شود توی سطل زباله، از تکان خوردن بدنش، می‌توان فهمید که آن تو دارد با دست‌هایش تقلا می‌کند، چند دقیقه می‌گذرد، شکارچی با چند تکه مقوا و کارتون قامتش را راست می‌کند.

صندوق عقب ماشین را بالا می‌زند، آن تو پر است از همان‌هایی که در دستش دارد. با دلهره‌ای عجیب، پیش از آنکه در صندوق را ببندد، نزدیکش می‌شوم: به‌ شما نمی‌آید زباله‌گرد باشید. چشمانش از پشت عینک ته‌اسکانی در عرض چند ثانیه از سر تا پایم را اسکن می‌کنند: این‌روزها هیچ‌چیز به هیچ‌کس نمی‌آید پسر. هیچ‌چیز از هیچ‌کس بعید نیست دیگر.

خواستم توضیح بدهم که قصدم متلک‌پراندن و یاوه گفتن نبود. دیر شده بود، او رفته بود. چقدر می‌توانم مسیرم را در مرکز شهر کش بدهم تا به زباله‌گرد دیگری برسم؟ به‌ناچار سوار تاکسی دیگری می‌شوم تا راه یکی از محلات بالاشهر تبریز را در پیش بگیرم.

کنار شیشه نشستم. همینطور که هیچ‌چیز را در خیابان‌ها به دقت تماشا می‌کنم، قطره‌ای می‌افتد روی شیشه. قطره دوم هم که می‌آید، حدس زدن اینکه باران می‌بارد، کار سختی نیست.




باران کم کم مانع می‌شود که بیرون را به وضوح تماشا کنم. اما می‌بینم که مردهایی کیسه به‌دست و یک پلاستیک به‌سر زیر این باران از این سطل زباله به آن سطل زباله سرگردانند. کم کم شیشه تاکسی، به تلویزیونی بدل می‌شود که مدام صحنه‌های غمگین پخش می‌کند، کاش می‌توانستم سر هر سطل زباله پیاده شوم. اما آیا پیاده شدن من، آیا حرف‌های من، آیا آنچه که خواهم نوشت برایشان سودی خواهد داشت؟ چتر می‌شود بالای سرشان یا لباس گرم بر تن‌شان؟

به مقصدم می‌رسم، پسربچه ۱۰ساله‌ای، که سال‌هاست خودش و خانواده‌اش را می‌شناسم و اتفاقا اهل این محله هم نیستند، با تمام بدنش وارد سطل زباله بزرگ و فلزی می‌شود. مثل استخر توپ که بچه‌هایی در این سن و سال شیرجه می‌زنند.

می‌ترسم، نزدیکش بشوم، چیزی بگویم، چیزی بپرسم و بعد برود به پدر و مادرش بگوید، آن‌ها هم فکر بدی بکنند. جلوتر می‌روم با چهره‌ای هراسان. شروع می‌کنم به گشتن سطل زباله. مثل خودشان. سرش را بالا می‌آورد. می‌گویم: امیر تویی؟ کلید من لابه‌لای زباله‌ها گویا به این سطل انداخته شده، تو ندیدی؟ سرش را با عصبانیت تکان می‌دهد که ندیده است.




باران می‌بارد و بوی کثافت آشغال‌ها را چندبرابر می‌کند؛ آنقدر که ترجیح بدهی بی‌خیال گزارش و همه‌چیز فقط از آن سطل زباله دور شوی. اما نمی‌شوی، اما نمی‌شوند. از امیر می‌پرسم که چه عجب اینجا، زیر این باران، چیزی گم کرده است؟ خیلی خلاصه می‌گوید که که کارتون‌ها و بعضی از پلاستیک‌ها و تکه‌های آهن را جمع می‌کند و بعد می‌فروشند.

عجیب است، پدرش سوپرمارکت دارد، وضع‌ مالی‌شان هم آن‌قدر بحرانی نیست. امیر می‌گوید: بابا به من گفته برای اینکه خرج خودم را در بیاورم باید کار بکنم، پرس و جو کردیم گفتند پلاستیک و کاغذ و اینجور چیزها که مردم دور می‌اندازند گران شده است.

امیر به گفته خودش حداقل ماهی ۱میلیون تومان از زباله‌گردی درآمد دارد. باران همچنان می‌بارد، با شدتی بیش‌تر. من هم به امیر کمک می‌کنم تا زباله‌های روزی‌دارش را پیدا کند. همین آن سر و کله یک پیرمرد زباله‌گرد دیگر پیدا می‌شود.




پیرمرد جوراب‌هایش را تا زانویش بالا کشیده، یک پلاستیک پارچه ای بزرگ (شاید به اندازه پتو) روی تنش انداخته. دست و صورتش کاملا سیاه شده، آنقدر سیاه که از دور نمی‌توان تشخیص داد او یک سفیدپوست است یا سیاه‌پوست. چروک روی صورتش نشان می‌دهد کم کمش ۷۰سال دارد.

نگاهی به من، امیر و سطل زباله می‌اندازد: تو را این‌طرف‌ها ندیده بودم. با من است. خودم را گم می‌کنم، چنان که پیداست وارد حریم‌شان شده‌ام. می‌گویم: به دوستم امیر کمک می‌کنم. با بی‌توجهی به جوابم، سرش را به سطل فرو می‌کند، پاهایش از زمین جدا می‌شوند.

چیزهایی پیدا می‌کند و به کیسه‌ بزرگی که در دستش دارد می‌اندازد. می‌پرسم پدرجان هرروز این کار را می‌کنید؟ می‌گوید: شما فقط بعضی روزها نان می‌خورید؟

امیر به گشتن مشغول است، باران به باریدن. پیرمرد می‌گوید: چند سال پیش مغازه داشتم، پیر شدم، قیمت‌ها یک‌ دفعه ای رفت بالا، نتوانستم دوام بیاورم، ورشکسته شدم.




با چشمان قهوه‌ای‌اش که سیاهی نتوانسته هنوز آن‌ها را احاطه کند، زل می‌زند به چشمان من: باید خرج یک خانواده را بدهم، خانواده‌ای که دختر دم بخت دارد، مادر دارد. زندگی است دیگر. هرکس یک‌جور ...

بارش را می‌اندازد روی دوشش و حرکت می‌کند، شاید به سمت باکس زباله‌ای دیگر. امیر هم وقتی مطمئن می‌شود که دیگر در این باکس چیز باارزشی نمانده، با یک خداحافظی کم‌رنگ صحنه را ترک می‌کند. باران همچنان می‌بارد، اما آیا برای همه به یک‌اندازه؟ آیا برای همه به‌یک رنگ، به یک بو؟



دسته بندی : تبریز , ایران , * انتقاد،پیشنهاد لینک ,
برچسب ها : فقر در تبریز , گدایی در تبریز , اقشار آسیب پذیر , گرانی و تورم , زباله گردی ,


نویسنده : تبریز قارتال جمعه 12 شهریور 1395, 11:30 ب.ظ
زندگی در کنار من ...

بچه کار

لینک گزارش تابناک :  فوران زندگی در تبریز

وقتی بچه بودم شهر اینهمه بزرگ نبود، آدمها بهم نزدیکتر بودند.  اما حالا بزرگ و بزرگتر شده است و گوشه دیگر شهر را با اینکه خودم بزرگتر شدم نمیتوانم ببینم!

یک گوشه شهر همه جا زرق و برق است ، همه جا نور همه جا پول همه جا بچه های شیک پوش و بی خبر از آن گوشه دیگر..!

تبریز شهر یکدستی بود حالا شده دو دست و یا شاید دهها و صدها و هزاران دست...

تبریز

یکی برای شب کجا خرج کند کجا تفریح کند ولی یکی دیگر شب و روز ندارد ...
کاش شب سرد تبریز زودتر تمام شود و من صبح با تو گرما را حس کنم...

شب سرد تبریز

شهر من زندگی جاریست و در حال فوران ، یکی با ماشین و مد آنچنانی
و دیگری با یک وزنه و با سر خمیده..!
و چقدر راحت از جلوی تو رد میشویم پسرک ، اما باور کن قلبم پاره پاره میشود...  چون انسانیم و فوران زندگی تبریز را باهم شریک هستیم...

پسر فقیر

آنقدر در فوران زندگی خود غرق شده ایم که از فوران عشق و محبت دیگران در شهر غافل شده ایم.
یک بچه با توپ و بوس در همین تبریز خوش است و دیگری با همین سن با لپ تاپ و گوشی ولی همه تبریزی هستند...

بوس

کاش همه شهر من شبها روشن و زرق و برق باشد، کاش همه خانه ها و خیابانها و ماشینهایش پر از رنگ و فوران زیبایی باشد ولی شهر بزرگ شده است اما ذهن من در همان رویای کوچکی شهر مانده است!

من این شهر را میبینم و با فوران زندگی در گوشه گوشه آن میبینم...   زیبا و زشت ، فقیر و غنی همه در شهر من تبریز زندگی را تجربه میکنند.

تبریز زیبا

دستفروش

مردم شهرم را با همین جملات ساده دوست دارم ، از حاشیه نشینها گرفته تا بالاشهر آن زندگی را به شهر من بخشیده و تبریز را برای من معنی کرده اند.

یکی راست راست در این شهر قدم میزند و میخندد و یکی خمیده و اخمو شده و میگرید و من چندین سال است در یک شهر زندگی میکنیم و اخم و خنده آنها را نیز دوست دارم .

خم شدن

من هم با شما در این شهر و زندگی باهم شریک هستیم ...

کسی دانست اصلا من چه گفتم؟!  اگر فهمیدید بخود من هم بگویید..!


لینک پست همشهری سلام
لینک پست بینوایان
لینک پست بچه پولدار
لینک پست سبد کالا
لینک پست حاشیه گردی
لینک پست انعکاس



دسته بندی : تبریز , * انتقاد،پیشنهاد لینک ,
برچسب ها : زندگی در تبریز , قشر متمول تبریز , قشر نیازمند جامعه , کودکان کار در تبریز , وضعیت اجتماعی تبریز , فقر در تبریز ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic