تبریز ویکی لینکلر

 
دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
نظرات |


باز هم در سال جدید 1396 به گجیل میرویم جایی که هویت قدیمیش را در تبریز نسبتا حفظ کرده و حس قدیمها را وقتی میرویم داریم.
شاید پروژه عظیم آیسان که در نزدیکی این منطقه با روند بسیار کندی انجام میشود اشتباه محض است زیرا روزهای قدیم خود را با دست خود به فراموشی خواهیم سپرد!
من بعنوان نسلی نسبتا جدید وقتی در گجیل و اطراف آن قدم میزنم انگار که در تبریز واقعی قدم گذاشته ام و حس خوبی همواره داشتم، نمیدانم آیا مسئولان تبریز قدمی گذاشته اند و خاطراتی در تبریز دارند!



گجیل در روزگاری قدیم
گجیل قدیم

از باغ گلستانی تاریخی میگذریم که سالهای قبل هم در وبلاگ باهم رفتیم ...
از کنار یادمان شمس تبریزی آن میگذریم که میتوانست بسیار زیباتر طراحی و ساخته شود. شاید اگر شیشه ای و نوردهی داشت خیلی جالب تر بود.
اما همین که یادی از مرد بزرگ عشق و عرفان در موطن خود هست جای شکر است!

کاش مولانا باغ گلستان و گجیل را میدید، معشوقه و یارش به آسمانهای تبریز عروج کرده و رقص سماع میکند.
همه دنیا ارزش مولانا و شمس را دانسته جز خود ایران!  دو گوهر شمس و مولوی برای ما رسم زندگی و مهرورزی و خداشناسی را با هنر و عشق آموخته اند ولی از این گنج غافلیم...

باشد که آن شاه حرون زان لطف از حدها برون
منسوخ گرداند کنون آن رسم استغفار را

جانی که رو این سو کند با بایزید او خو کند
یا در سنایی رو کند یا بو دهد عطار را

مخدوم جان کز جام او سرمست شد ایام او
گاهی که گویی نام او لازم شمر تکرار را

عالی خداوند شمس دین تبریز از او جان زمین
پرنور چون عرش مکین کو رشک شد انوار را

ای صد هزاران آفرین بر ساعت فرخترین
کان ناطق روح الامین بگشاید آن اسرار را

در پاکی بی‌مهر و کین در بزم عشق او نشین
در پرده منکر ببین آن پرده صدمسمار را


یادمان شمس تبریزی

شمس

مقبرةالعرفا (گورستان گجیل) یکی از گورستان‌های تاریخی شهر تبریز است. این گورستان مدفن ده‌ها تن از ادیبان و عارفان ایران از جمله شمس تبریزی را در خود جای داده‌است. مقبرةالعرفا در دورهٔ پهلوی تخریب شده و در محل آن، باغ گلستان احداث گردید.

در منابع متعدد تاریخی نظیر «بلدیهٔ سلطان بلد»، «رسالهٔ سپه‌سالار»، «مجمل فصیح» و «مناقب ولایت‌نامه» آرامگاه شمس تبریزی در تبریز و در گورستان گجیل (مقبرةالعرفا) ذکر شده‌است. هم‌چنین در لغت‌نامهٔ دهخدا و کتاب‌های منتشرشده توسط شهرداری تبریز نیز به دفن این عارف در این شهر اشاره شده‌است.

بنای مقبرةالعرفا به زبیده خاتون –همسر هارون‌الرشید- نسبت داده می‌شود. او پس از این‌که در تبریز درمان شد، در محل فعلی گورستان گجیل، اقدام به ایجاد باغی کرد. زبیده خاتون یک شب در خواب دید که از درختان باغ‌اش، سر انسان‌ها به صورت میوه حاصل شده و معبران این‌گونه تعبیر کردند که این باغ تبدیل به گورستان خواهد شد. او نیز در این امر پیش‌دستی کرده و دستور داد تمام درختان باغ قطع شده و در محل آن، گورستانی جدید ایجاد شود.


خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
باده گردان چیست آخر داردارت ساقیا

ساقی گلرخ ز می این عقل ما را خار نه
تا بگردد جمله گل این خارخارت ساقیا

جام چون طاووس پران کن به گرد باغ بزم
تا چو طاووسی شود این زهر و مارت ساقیا

کار را بگذار می را بار کن بر اسب جام
تا ز کیوان بگذرد این کار و بارت ساقیا

تا تو باشی در عزیزی‌ها به بند خود دری
می‌کند ای سخت جان خاکی خوارت ساقیا

چشمه رواق می را نحل بگشا سوی عیش
تا ز چشمه می‌شود هر چشم و چارت ساقیا

عقل نامحرم برون ران تو ز خلوت زان شراب
تا نماید آن صنم رخسار نارت ساقیا

بیخودی از می بگیر و از خودی رو بر کنار
تا بگیرد در کنار خویش یارت ساقیا

تو شوی از دست بینی عیش خود را بر کنار
چون بگیرد در بر سیمین کنارت ساقیا

گاه تو گیری به بر در یار را از بیخودی
چونک بیخودتر شدی گیرد کنارت ساقیا

از می تبریز گردان کن پیاپی رطل‌ها
تا ببرد تارهای چنگ عارت ساقیا


شمس تبریز

المان شمس


بنای یادمان شمس تبریزی در باغ گلستان و در محل گورستان تاریخی مقبرةالعرفای تبریز ساخته خواهد شد. پس از احداث این بنا، بنیاد پژوهشی، علمی و فرهنگی شمس‌شناسی نیز در همین مکان تأسیس خواهد گردید. مجری ساخت این بنا، یکی از سرمایه‌گذاران تبریزی مقیم ترکیه به نام «علی پولاد» است.

طرح احداث بنای یادمان شمس تبریزی در سال ۱۳۸۷ خورشیدی توسط شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر تبریز مطرح شد. پس از این تاریخ، مسابقه‌ای جهت برگزیدن بهترین طراحی این بنای یادمان برگزار شده و سرانجام طرح برگزیده انتخاب گردید.

بنای یادمان شمس تبریزی برطبق برخی پیش‌بینی‌ها تا سال ۱۳۹۱ خورشیدی به بهره‌برداری خواهد رسید. با توجه به تقدس عدد ۸ در اسلام و نیز درب‌های هشت‌گانهٔ بهشت، این بنا از ۸ منارهٔ ۴۰ متری تشکیل یافته‌است.


باغ گلستان امروز در عصر حاضر که گورستانی بسیار مهم و تاریخی در زیر آن وجود دارد
باغ گلستان

تبریز

باغ گلستان تبریز

پروژه آیسان دوباره جان گرفته است!
میارمیار

گلستان تبریز

گولوستان باغی


حالا برویم گجیل قدیم بزنیم...
از مرد و زن 90 ساله گرفته تا یک نوجوان اینجا بیاید همه خاطراتش در ذهنش مرور خواهن شد.
مدیران محترم هویت اینجا را از بین نبرید..!


گجیل یکی از محله‌های تاریخی و کهن شهر تبریز است. این محله در بین چهار محلهٔ راسته‌کوچه، کوچه‌باغ، میارمیار و ویجویه واقع شده‌است. گورستان تاریخی گجیل که به «گورستان عرفا» معروف بود، در دوران پهلوی تخریب شد و در محل آن، باغ گلستان (نخستین پارک شهر تبریز) احداث گردید. این گورستان به همراه گورستان‌های سرخاب (شعرا) و چرنداب (وزرا) از جملهٔ مشهورترین گورستان‌های شهر تبریز بوده‌است.

گجیل در لغت به معنای محل پرازدحام و شلوغ است. این محله از قدیم به‌عنوان استراحت‌گاه کاروانیان و محل فروش میوه و محصولات کشاورزی شهرها و روستاهای پیرامون تبریز شناخته می‌شده‌است. درب تاریخی گجیل که برج‌ها و تاق‌های بلندی داشته و یکی از درب‌های نه‌گانهٔ تاریخی شهر تبریز محسوب می‌شده، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی و در جریان احداث خیابان فلسطین (ملل متحد) توسط شهرداری وقت تخریب گردید

در دوران پهلوی، شهربانی براساس طرحی سعی در متمرکزکردن مشاغل ناهنجار اجتماعی و به تبع آن اراذل و اوباش در این محله برآمد و نتیجهٔ آن تبدیل گجیل به یک منطقهٔ نامطلوب و ناخوشایند شهری شد. در سال ۱۳۴۵ خورشیدی، پایانهٔ مسافربری شهر تبریز در ضلع شرقی این محله احداث گردید و همین امر باعث شلوغی و رفت و آمد مسافران در این منطقه گردید.
کمال خجندی در وصف این محله می‌گوید:
تبریز مرا راحت جان خواهد بود         پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرنداب و گجیل         سرخاب ز چشم من روان خواهد بود



گجیل و روزهای آشنای قدیم...
تبریزلی

درب تاریخی گجیل که سلفی انداختن با آن واقعا بهترین عکس است
درب گجیل

خروز و سال خروس 1396 ، دیگر از خانه های و باغهای قدیمی تبریز با صدای خروس خبری نیست!
خروس

گجیل اندک جای باقی مانده که صداهای قدیمی آشنا و صدای پرندگان میاید نه صدای دیرل و ماشین و ...!
قوش باز

جوجه های رنگارنگ گجیل را دید و یاد کودکی و قوش بازلیخ کرد...!
جوجه

ماهی

نعمت هم در گجیل فراوان است هم زرد و قرمز ، ساری و قیرمیز قارپیز
قارپیز


شاه نعمت الله ولی:
همه عالم تن است و او جان است
شاه تبریز و میر او جان است
جام گیتی نماش می خوانند
به حقیقت بدان که او آنست


بازارچه گجیل

در شهرم قدم میزنم ولی جیزبیز که دیدم ایستاده و مینگرم و لذت میبرم حتی از پشت شیشه!
تبریز را باید در جاهای قدیمی جستجو کرد با این بوهای قدیمی آشنا لذت برد
از درون از تبریز لذت ببرید...
جیزبیز

شیرین کام شدم در گجیل تاریخی چیزی که هرگز در ولیعصر و لاله پارک و اطلس و رشدیه و آبرسان و غیره آن شیرین کامی را تجربه نمیشود کرد...
قنادی

این بچه هم خسته شده است مثل من که چند سال است همچنان پیاده در شهر میرود و میاید البته پاها خسته میشوند ولی دل و ذهنم از تبریز سیراب نمیشود...
خسته


شیخ بهائی:
روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز
نشکفته گلی همچو تو در گلشن تبریز
شد هوش دلم غارت آن غمزهٔ خونریز
این بود مرا فایده از دیدن تبریز





مرتبط با : تبریز دوربین تبریز لینک
برچسب ها : گجیل تبریز-گولوستان باغی-پرنده فورشی-محلات قدیمی تبریز-گجیل-تبریز-یادمان شمس-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
زمان : 07:48 ب.ظ
کوی های تبریز در اواخر قاجار
نظرات |

کوی های قدیمی تبریز در 150 سال قبل


تصاویر ارتباطی با نام کوی ها نداشته و فقط اشاره به تبریز قدیم دارند. البته ترجمه و جملات مقاله بخاطر قدیمی بودن کمی مشکل میباشد!

فی طول التبریز وعرضها
به زعم بوسعید طول این شهر هفتادوسه درجه و سندس یك درجه، و عرض آن سی   و هفت درجه ونصف است . نواب معتمد الدوله فرهاد میرزا در ‹‹ جام جم ›› طول تبریز را چهل و شش درجه و بیست وپنج دقیقه و عرض آن سی   و هشت درجه و دو دقیقه ا عتبار فرموده از رصد خانة لندن جهت طول را مشرق و عرض را شمالی   نوشته . مولف ‹‹ مرآت البلدان ناصری   ›› طول این شهر را چهل و چهار درجه و دوازده دقیقة مشرقی   وعرض آن را سی   و هشت درجه و پنج دقیقة شمالی   نوشته است .  

تبریز قدیم
 

فی  اسماء محالها و مایتعلق بها
آبادانی   شهر تبریز از جانب شرق متصل است به قریة بارنج .آن روستا را نیز با قصر خلعت پوشان فاصله ای   نیست وآن جای   به روستای   كرگج .6 وآن به ده نعمت آباد و كندرود.7 و این دو به روستای   فهوسفنج. وآن به دیزجلیلی   خوانی.8 وآن به قریة بیرق .وآن به هروی.وآن به لقوان چسبیده كه تا به شهرهبند شش فرسنگ به راه راست مسافت است. واین شهرباستانین واشجارمحلّا‎‏ت خود فروگرفته یك فضایی9 بزرگ راكه درمیان دو كوه در منتهای   صحرای   وسیع  كه به  سوی   غرب كشیده است. عرض این آبادی   از شمال به جنوب به یك فرسنگ واز شرق تا غرب تبریز را دو طول است، نخست از آخر باغات بارنج تا پلِِ رودآجی دو فرسنگ. دویم از اول خیابان تا به اول آبادی   روستای   قراملك دو فرسنگ و نیم است. و پر كرده است این فضا رادر هر دو ساحل مهر انرود از اشجار وبساتین و عمارات.چون بنگری همه این سواد یك قطعه باغی است سبز و خرم و این شهر را كوی ‏(هایی) است كه یك یك برشمارم.

باغات تبریز

خیابان
در مشرق شهر است . كویی   است بزرگ ونامدار، هر كه از عراق وخراسان آید نخست وارد شود به خیابانی طولانی و عریض كه سه ربع فرسنگ طول وشصت ذرع عرض آن است.10  در آن سال كه من به تبریز آمدم این خیابان از دو سوی   نهری   روان داشت وبه كنار آن نهرها درختهای   ناژو سراسرسایه افكن وهمة آنبیدها به یك خط نشانده بودند، وآن راه را نگاهبانان بودند با اجری   از دیوان خلافت . درختهاكهنسال بود . یك یك ببریدند وبه جای   آن نهال غرس ننمودند تا یكسره از آن خالی   شد .
وآن بزرگ غازهای   بود شهررا،تا به سال یك هزارو دویست ونود كه شاهنشاه ما به فرنگستان سفر فرمود و بدین شهر گذار كرد . پیش از این (از این ) به حكم ولیعهد ایران با پیشكاری   وكفایت خواجة بزرگ صاحبدیوان میرزا فتعلی   خان شیرازی   به تازه جویها عمارت كردند، نهال نارون و بید و صنوبر بر نشاندند، نگاهبانان بگماشتند . اكنون اندك صفایی   یافته . گرچه به پایة اولین نرسید، چه، دیوان ما را بدین كار مبالاتی   نیست .این كوی   را برزنهااست كه نام بردن همه نه براندازة نامه است . كد خدای   این كوی   امروز كریم خان است. او جوانی   است با هوش واین كاراز نیا (یش) بدو مانده كه نام او نیزكریم خان بوده ، به روزگار نایب السلطنه عباس میرزا مردی   شناخته (شده) وكار گزاری   نیك بود. خانة او هرگز ازمیهمان خالی   نبود، تا به اول پادشاه (ی) محمدشاه وزیر بزرگ حاجی   میرزا آقاسی   ایروانی   ‎‏. كه كینهای   از آن مرد به دل داشت ؛ چه، روزی   به طیبت در سفره دست او گرفته بود. او را تهمتی   بربست وبرانداخت . وروزگاری   آواره وموقوف بود، تا جهان بدرود كرد، فسبحان الذی   لا یموت
 
خیابان قدیمی

مرالان (مارا لان)
این خود كویی   است . به جنوب شهر ومایل به مشرق هوایی نیك وآبی فراوان وبساتین خوب داردو جزء خیابان شمرده اند .
 
باغمیشه
كویی   بزرگ ونزه است . آن در مشرق به ساحل رود در تنگنایی   مطول است ودرآب و هوا ممتاز است ویكسره با اشجار میوه دار ودیگر درختها مستور. ودر همان كوی   روستایی   است مشهور به بیلانكوه كه اكنون به دیوان آذرآبادگان به لهجان وبه نامه های   قدیم ‹ ویلان كوه› نویسند . آن جا خیار كارند ومقثایه بسیار بود. این گونه خیار بالنگ به هیچ جای   جهان نیست به طعم ومزیدن و نازكی   و بوی   ورنگ و استقا مت . این آنگاه بدست آید كه خیارها از دیگر جای   تبریز بر آرند، كمتر باشد، زیرا كه آن جای   سردتر است. بهی   در باغمیشه بس نیكو شود ودیگر میوه ها ، مگر انگور كه نیك و شیرین نشود.

ارک

قدیم تبریز
 
پل سنگین
كویی   كوچك پر از اشجار وبساتین و سرایهای   عالی  به حساب باغمیشه است .

ششگلان
كویی   است كوچك . بیشتر مردم آن جای   اعیان و بزرگان بود واز برزنهای باغمیشه است . پل سنگین رابه دفتر ‹ درب ا علی   › وششگلان را ‹ درب ری   › نویسند.

سرخاب
كوی و بستانی  بزرگ است. به نام آن كوه (ی) خوانده اندكه كوی به سفح آن است.این كوی  مرتفع ومشرف برهمة شهر است. هوای   این نیك وبه اعتدال است . روز ها به تابستان گرمتر بود كه خورشید براین كوه خشك تابد . چون پاسی از شب بگذرد سنگهارا گرمی   برود وهوا نیك شود.خاك این كوی   سخت و با ریگ مخلوط است. چون دیوارها نهندسخت تر گردد و به زمین آن رطوبت نبود. بساتین این كوه كمتر است. توت بیدانه وبادام وفندق و امرود آن نیكوست. كد خدای   آن ا مروز میرزا جواد خان فرزند حاجی   میرزا علی   وكیل دیوانخانه وازخاندان بزرگ است كه بدین نامه بیاید. بقعة مباركة سید حمزه در این كوی   است كه زیارتگاه تمامی   مردم شهر است واین بقعه در وسط این كوه است.

کوی های قدیم تبریز

شهر قدیم

سید حمزه
صاحب تاریخ حشری13 شرح بزرگ از حسب ونسب آن نبشته من آن كتاب سراسربخوانده ام؛ چون نپسندیدم و بیشتر فسانه دانستم ، اعتماد را نشاید . ندانم از كجا این گفتارها فراهم آورده. از این سید چیزی   كه به تو اتر رسیده می نگارم14. سید حمزه ، رضی   الله عنه ، را در حضرت محمود غازان جاهی   عریض بوده. گویند ندیم (او) بود . همانا مقدمان مغول را قرب آن بزرگ.اربه حضرت ایلخان گران آمد. گاهی   به پادشاه از سرداران نیك نگفتی   . شبی   بیگاه تراز درگاه سوار همی   آمد، بدینجای رسید كه لشكرگاه بود . سهمی  غریب بدو رسید و بر جای مرد. همان جا گورش كردند.
این بقعه را میرزا ابوطالب وزیر آذربایجان عمارت كرده. همین اسم بدان كتابه است از رخام كه در دست راست درب مسجدی   كه پهلوی   قبر بود بگشاده است نقر كرده اند به خطّی   نیك . من آن را بخوانده ام تاریخ15... از حجرت است . این بقعه را گنبدی   است در جنوب صحنی   كه به اطراف حجره هاست .آن جا مدرسه ای   بود، اكنون آن جاكالبدهابه امانت نهند. این بنا اكنون به خرابی   روی   آورده . دیوارها شكسته وفرو ریخته . بیشتر این بقعه پناگاه مجرمان بود؛ كه هر كه بدان جای   خزیدی، اگر چه كشتنی   بودی   ، كسی   را زهره نبود كه بدو نگرد. اكنون از این سخن هیچ نیست ، مگر كسی   ظلامة خود را بدان جای   نشیند متولی   نبشتة دادخواهی او برد بی تواّنی  به درگاه، تا به داد رسند . گویند این سید موسوی   است .

ولیعهدی
 
دوه چی یا شتربان
بزرگترین كویهای تبریز است و هیچ باغ وبستان در نفس این محلّه نبود. جمعیت این كوی   بسیار و با ثروت باشند.این كوی   بیشتر در اراضی   منخفضه است به ریشه كوه سرخاب . این كوی   تا به نزدیك رود آجی ممتد است ؛ بدان جای   چند قطعه باغ جزو این كوی   است ومزارعی   چند پر قیمت كه مبطخه كنند وخربوزه و گرمك بدان مزارع نیك شود. آب نهند ودیگر كهریزها بدان اراضی   نشیند. گندم آن نیز نیكو باشد.
آب نهند به نام دهی   است كه این آب از آن روستا آید . به روزگار پیشین این آب را چون كهریزی   از نهند آورده اند. چون به رود آجی   رسیده نقبی از زیر حفره كرده با سنگهای   بزرگ و آهك و آجر پخته آن راه چنان محكم ساخته اند كه آب آجی  را از فراز هیچ گونه رخنه نیست و به هر سو چون شتر گلویی   كرده آب جاری   و بدین سوی   رود آمده.
 بدین سالها ی   نزدیك این آب به دامنه های   كوه سرخاب نیز جاری   بود . اكنون رخنه ای   بدان نقب شده و آب به صعوبت گذرد. ملاّك این مجری را پروای عمارت نیست . شنیدم تنگدستان اند . روزگاری   آن روستا وآب از آن اسمعیل خان صاحب شرطة پادشاه ما ضی   را بود. مكنتی  بی قیاس داشت . این آب چون رودی   بود. پس از آن مرد، فرزند او آب رابفروخت . ضیعت به جای   است. اكنون پسرزاده او محمد علی خان است. كد خدای   این كوی   بزرگ حاجی   میرزاموسی   نام دارد. این شخصیت او را به وراثت رسیده . مردی   آسوده وبا خوی   نرم است. نیای او آقارضابیگ كدخداباشی   لقب داشت . مردی   با نام بود. من آن مرد به جوانی   دیده بودم .

صاحب الامر
 
كوی نوبر
كویی  بس بزرگ و آباد است و به جنوب شهر افتاده. مردمی بسیار وبیشتر با ثروت و اهل تجارت اند. به همةسراها عمارات عالیه وبناهای با شكوه نهاده اند . صحن این ابنیه پر از اشجار مثمره وصنوبرهاست . فوا كةآن كوی   ممتاز باشد. از آثار قدیمه در این كوی   چیزی   نباشد . این كوی  نیز در قدیم نا می   نداشت . كدخدای   این محلّه میرزالطفعلی   خان جوانی   است باهوش. این كدخدایی   از پدر بدو رسیده این جوان نیز به لقب پدر سرافراز است و كد خداباشی   گویندش. این كدخدا نیز از دودمان بزرگ و وكیل دیوانخانة عم اوست . امروزحكومت مالیات وباج شهر ونواحی   نیز او دارد به حكم دیوان .

قاجاری

 
مهادمین
این كوی   را پیشینیان این روزگار مهادمین، باستانیان میار میان واكنون بومیان تبریز میارمیار گویند و به دفتر همان مهادمین16 نویسند. محلّه ای   آباد ونامدار است . محلّة آباد و بزرگ است، مگر آنكه دراین كوی روضات وبساتین كمتر باشند . این كوی   را برزنها است. یك قسمت از آن ارمنستان است. تبریز را رعیت مسیحی   خانوار است ، بیشتر با ثروت و مكنت. زرگری، جواهر سازی و خیاطت بس نیك كنند . تجارو پیله ورهای   عیسویان بس مالدار و معتبر باسند. سفرای  دول فرنگ وعثمانی در این كوی   باشند و به هرسفارتخانه بیرق افرازند ؛ به عیدی   های ما و خود و به روزهای نامی چون ولا دت پادشاه خود وما. دولت عثمانی   به هر آدینه جامةبیرق گشاید، كه عید مسلمانان است. اكنون در این شهر چهار دارالسفاره است. اول از دولت قویشوكت عثمانی   كه مدیر آن را به زبان خود ‹ باش شهبندر › گویند، وآن امروز علی   بهجت نام دارد. مردی   وقور ونیك است. خوشروی   وبه تن سخت فربه است.دولت مارا دوست ( است )، وشخص او در تبریز محترم وهمه او را دوست دارند، كه مردی سلیم و صفا دوست ، و مرادوست رایگان . او خود رابدین گونه شناسانیده ومن همان تعرفه به همان الفاظ بنگاشتم : اسمم علی، تخلّصم بهجت، وشهرتم دخترزاده مصطفی بهجت افندی.

نظمیه
 
چرنداب
بدین كوی    نیز چندین خانوار عیسوی است. معبدی   نیز عمارت كرده اند. مسلم نیز انبوه است كد خدایی   عیسویان حاجی   امیرخان كند ، واز آن مسلمانان را حبیب الله خان. واین هر دو كوی بساتین نزه دارند و هردو به جانب جنوب اند . و اهراب22   هم بر زنی از چرنداب است.
 
امیر خیز
كویی بزرگ است به مغرب شمالی شهر . آن جا را اندك است ، بدین روی   باغ نیز اندك باشد. طایفه ای از تجار تبریز كه به ‹ شالچی   › معروف اند بدین كوی   خانه دارند . كد خدای   آن كوی   امروز محمد خان فرزند آقا فتحعلی   است كه از دیر باز پدر بر پدر این كوی   دارند . او خود جوانی آراسته و مرد مدار است . مردم كوی او را دوست دارند .

مظفرالدین شاه
 
ویجویه 23
كویی بزرگ به مغرب شهر است.بدین محلّت نیز بستان كمتر باشند. سكان این كوی‹ كوی   › بیشتراهل معرفت و معامله اند. كدخدای   این كوی   میرزا عبدالله خان است. جوانی   است رعنا خلق و خلق او حسن وبی   آهو است. خطّی   نیك نویسد وپارسی   نیك داند. این جوان فرزند آقا صادق است كه برادر كوچك كریم خان خیابانی است. من آن مرد را ‹ را › دیده، بودم كاردان وبه دها مشهور بود.
این جوان مرد را دو برادر است: نخست میرزا جواد خان كه زبان فرانسه نیك داند وكنون به سفارت ایران در دربار عثمانی به فرمان دولت جنرال قونسول است. میرزا محمدعلیخان نام دارد كه امروز رییس همه اسكدار ایران است به دارالخلا فه.امروز كه یوم دوشنبه هشتم رمضان المبارك سنة هزاروسیصدو دو هجری است. مرا نخست تجدید نظر افتاد. میرزا جواد خان اكنون نایب دوم است به دربار سلطان عثمانی، ومیرزا محمدعلیخان به جوانی جهان بدرود كرده. ‹‹ آن كه نمرده است ونمیرد خداست ›› .
 
چهار منار
كویی   كوچك است در نفس شهر وقرب بازار. اهل این محلّت همه بزرگان وعلما و تجار با نام است . اواسط الناس در آن كمتر باشد. كدخدای آن میرزا عباس مردی است آسوده وكم سخن .این كار به وراثت دارد .

راسته کوچه
                                      
قره آقاج
كویی   است به مغرب شهر . سكان آن اهل حرفت و صنا عت ‹ اند ›. بساتین آن جا نیز اندك است. كد خدای   این كوی   آقاصادق مردی   است كاردان ودر این كار كد خدایی   بصیر ، و به وراثتاز خال این شغل بدو رسیده. در خوی   آن مرد تندی   وجلادت باشد. بیشتر سخن از حرب وآلات آن كند.

چست دوزان
این كوی   به مغرب تبریز است؛ پر باغ وبستان ، جایی مصّفا است. خاندان ستاره شمر مشهور تبریز آقا محمد جعفر بدین كوی   است كه همه در یك برزن سرایها دارند؛ بس بانزهت. فرزندان منجم میرزا علی   منجم باشی   حضرت برجای   است. مردی   با فضل وستاره شمری   استاد است. به تازی   وپارسی   شعرهای   نیكو گوید. دیگری   از آن خاندان میرزا یحیی   است، حفید آقا محمد جعفر. از دیوان خلا فت‹‹ نجم الملك ›› لقب دارد؛ از پدر به وراثت. دیگر میرزا عبدالعلی   است، فرزند میرزا علی.ستاره شمری   او استــــاد است.24

تبریز قدیم

سنجران
كویی   قدیم است و آباد. هیچ بستان بدین كوی   نبود.آن بسنته به كوی چهار منار است.كدخدای این دو كوی  همان آقاصادق است. این سه كوی را چون بنگریم بس جایی   بزرگ وعریض و طویل است كه بیشتر از نیم فرسنگ درازی   او باشد.

حكم آباد
این كویی   ( است ) بزرگ و نامدار وبه همه جای   مشهور. هر گوشة آن نمونه (ای ) از بهشت . در بهاران مردم این شهر را جای   تفرج وجشن است. چون شكوفة بادام بشكند چونان جایی   به جهان كمتر باشد . چون بدان كوی   روی   پهنه ای   بین سبز و خرم كه هرچه سبزیهای   بستانی   است در آن زمین روییده با هر چه طراوت و گرد. همة درخت (ان) بادام به یك نظم سر به فلك كشیده. شكوفه چون درمهای   سیم بر زیر سبه ها فرو ریخته . مرغان از هر شاخ آواز بر كشیده. جویها پر از آب صافی   چون سلسبیل همی   غلطند و به هر كنجی   مردم را مجلسی   شاهوار، و هر جمعی   به میل خواطر و آسودگی   به عیش و نوش و سرود و ترانه روزگار گذارند. مردم این محلّت همه با نیرو و كشاورزند. كار آنها همه كشت سبزیای   بستانی   است كه تمامی   شهر تبریز را كفایت كند. كد خدای   این كوی   حاجی   میرزا نصیرخان، مردی   است بزرگوار و جواد از نسل سیدما پیغا مبر ، علیه السلام . این آزاده مرد برادر ، اعیانی   حضرت وكالت پناهی   حاجی   میرزا كاظم وكیل الرعایای   آذر آبادگان است.

تبریزی

 حاجی   میرزا كاظم مردی   است بزرگ و بزگمنش ، از دود مان ستودة آل طبا طبا25 این بزرگ حقاً در جهان بی نظیر است. یزدان كیهان نیكیها و محاسن در او نهاده . در فضایل و انسانیت آیتی   است . در فنون و ادب در زبان عرب بر همگان مزیتی   ظاهر دارد واز بیشتر علوم اسلا می   بهره مند است . در فتوت اول مرد است . نیكدل و افتاده . گویی   خداوند هیچ عجب و پندار در او نیافریده با آنكه جاهی   منیع دارد و در ملك وجیه است .این بزرگ ، كتابی   در انساب آل رسول تألیف نموده كه بدان شرح وبسط تا كنون در این علم شریف تصنیفی   نكرده اند افسوس كه هنوز آن كتاب از نسخه به بیاض نبرده. خاندان این راد مردبدین شهر به شها مت و منا عت ممتازند . من اكنون نسب این عزیز تا به عبد مناف بالا برم تا دانسته آید در جهان او راست بزرگی.
حاجی   میرزا كاظم وكیل الرعایا 26 این میرزا عبدلوهاب الشهیر به میرزا پاشای   وكیل الرعایا ابن حاجی   میرزا جعفر وكیل الرعایا این میرزا عبدلوهاب وكیل مالیات ابن حاجی   میرزا محمد علی   وكیل مالیات ـ این مرد را نجفقلی   خان دنیلی   27  حاكم تبریز به خانة خود دعوت نموده بی   جرمی   نا بینا كرد ـ ابن میرزا صدرالدین محمد وكیل مالیات ابنمیرزا محمد علی   قاضی    ـ كه در استیلا ی   رومیه شهید شد ـ ابن میرزا صدرای   قاضی   ابن میرزا یوسف نقیب الاشراف  ابن میرزا صدرالدین ابن میرزا مجدالدین ابن سید اسمعیل ابن میر علی   اكبر ابن میر عبدالوهاب ابن میر عبدالغفار ابن سید عمادالدین امیر حاج ابن سید فخرالدین حسن ابن سید كمال الدین محمد ابن سید حسین ابن شهاب الدین علی   ابن عمادالدین علی   ابن سید احمد ابن سید عماد ابن عمادالدین علی   ابن محمد بن سید احمد بن محمدا لا صغری   ابن سید احمد بن سید ابراهیم طبا طبا ابن سید اسمعیل دیباج ابن سید ابراهیم عمر ابن الحسن المثنی   ابن الحسن المجتبی   ، علیهم السلام .

اسکناس
این پدران كه به این شجره یاد كردم بیشتر مردمان بزرگ بودند و به كار اندرند ، چون القاب این روزگار كه همه نام و افتخار را باشد. آنگاه هركه را منصب وكالت رعیت بود از مصالح ملك و رعایا سخن گفتی   ورأی   زدی   و گفتار و نصیحت او در كار رعایا حجت بود و آنكه وكالت خراج داشت چنان بود كه اگر خراجی   به شهریار روستایی   بخواستندی   نهاد و این وكیل باشی   رأی   دهد و آیتی   گذارد كه در شمار مردم و خانه و مواشی   و انعام و پیمودن اراضی   و مزارع و میزان خراج و مقاسمه و عشور حبوبات بر مردم حیف و ظلم نرود و به انجام او به سر خط خاتم زدی   و مجری   بود .
چون قلم بدین جا رسید ، بر جای   بماند من پس از این او را بستایم . كدام مدیحه توانم آورد كه بالا تر از این نسب بود ؟  همان به كه آن بزرگان كه در این سلسلة نام آور بودند و به ما رسیده ( اند ) ، بسختی   كوتاه یاد كنم و راه و رسم هر یك بنماییم ، تا آن نیز مدحی   باشد از این بزرگوار كه همه اجداد اویند .اكنون سخن كویها، به انجام بریم . پس ندان كار دست یازیم.

کلاه فرنگی

درب سرد
كویی   كوچك است به غربی  شهر ، نیك آباد . بدین كوی   همه اهل ثروت و تجار و اعیان باشند و هیچ بستان نباشد .
 
كوچه باغ
محلّتی   بزرگ و طولانی   است به مغرب جنوبی   شهر افتاده نزدیك به فرسنگی   درازای   این كوی   است . برزنها دارد همه آباد . این كوی   سراسر بساتین رز و دیگر فوا كه است . كدخدای   این كوی   نیز حاجی   میرزا نصیرخان است .
 
مدرسه رشدیه

در وصف شنب غازان 65
مردمان گذشته را در نام این عمارت سخنهایی است همه بیهوده، سخت به حیرتم که فضل الله وصاف66  گوید : در سال ششصد و نود و هفت غازان[خان] بنای شام تبریز نهاد و در آخر هفتصد و دو از هجرت به انجام رسید . سپس هر جای نام این بنا آمد به نظم یا نثر شنب غازان گوید .
حمدالله گوید : غازان به موضع شام تبریز بنایی بنیاد نهاد . برخی نوشته اند چون ایلخان از شام تا برگشت ، به تبریز شهری طرح انداخت چون دمشق . و از اموال شام خرجی گزاف کرد و شام نام نهاد . من زیاده بر این ندانم که این جا را شام گفتندی، ایلخان شهری بساخت و شام غازان نام نهاده اکنون سواحل رود ناحیه مشکین را برنج و دیگر حبوبات زرع کنند شام گویند .
سخن کوتاه باید، که ما را قصد دیگر است . نبشته اند که آهن و روی بسیار به بنیان این عمارت به کار بردند، چون با زمین مساوی شد . دیوار کسر عرض آن جدار به سی و سه عدد آجر به یکدیگر چسبیده مقرر کرد که پانزده ذرع بود و هر آجری ده من به وزن تبریز بود . در هر دوری چهارده هزار و چهارصد خشت انداز به کار بود . بالای قبه معبد منبع یک صد و سی ذرع، طول جدار آن هشتاد ذرع . ده گز گنبد و چهل گز مساحت قبه بود . یعنی آن خط که در دایره آن فرض کنند مساحت کل دایره گنبد پانصد و سی گز بود آن جا بود . خانقاهها، مدارس این مسجد، خانقاه و مدرسه را روستاها و ناحیه ها موقوفه . غربا را نیز ضیافت کردندی . سلطان برای گنبد خود این جا دخمه ای عالی بنا نهاده بود . بساتین و اشجار مثمره این جا بیشمار بود .

انجمن

این بنا باقی بود تا به سال [1019]67 از هجرت پادشاه اسلام پناه [شاه عباس] صفوی به سبب رصانت سور شنب غازان وهم کرد؛ تواند بود وقتی لشکر عثمانی آن جا را مأمن و محکمه کنند، حکم به انهدام فرمود . اطراف حصار به لشکر ایرانی تقسیم شد . به چهار روز بنیاد آن حصار استوار را برافکندند که مسجد و مدرسه خالی نماند . آن نیز به زلازل خراب شد .
من به سال یک هزار و دویست و پنجاه و هشت به دیدن آن آثار شدم . بعضی از جوار و حجره ها بمانده بود .خاراکنان تبریز آجرها و سنگها همی کندند. سودها کرده بودند از آجر و نیمه و چهاریکه و سنگ به درازگوشها حمل همی کردند . آجرها کونه ها بود کوچکتر سه چهار یک ذرع به قطر پنج انگشت فرو بسته به سختی چون سنگ . من درست محققانه پدید کردم . خاک این تراب نه از این تراب است که اکنون به تبریز آجر سازند . پس چنان نتیجه بردند که آرد گندم پزند به پرویزن والا . آنگاه واضح بود که گل آن چنان مالش داده بودند که من دیدم ظرف چین [ی] اعلی همگی یکسان شده بود . چون شکست، چنان بود که بلور شکسته بود . در شکسته آن فرجه ندیدم که به اندازه نوک ابره یا خاری بود، آن گچ که برای شد و وصل دو آجر به کار برده بودند . درست امعان نظر کردم، بر یک بنایی بود به ضخامت درهمی چنان سخت بود که با صعوبت تمام از آجر جدا شدی . چون بشکستی چون شکستن ظرف صدایی داشت .
اکنون از آن بنا تلی بر جای است همه از شکسته های آجر و کاشی . اراضی شنب غازان اکنون صنعتی گرانبهاست . ارکان و مشتریان شهر بدان جای باغهای نیکو و مزارع دلگشا دارند و قیمت آن اراضی غالی است . هر یک من به ریسمان دویست دینار یک تومان قیمت دارد . حاصل آن در هر سال یک من گندم و یک من کاه به وزن یک هزار مثقال است . انتهی .

مستند قدیمی آنسوی ارس ۱۹۴۷ بخش 1 و 2
[http://www.aparat.com/v/E6X8D]

[http://www.aparat.com/v/BmNzR]


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
6)در تلفظ عامیانة مردم تبریز كر گه مصطلح است ، دهی   است از دهستان مهر انرود شهرستان بستان آباد ،كه امروزبه دلیل توسعة شهر تبریز جزو محدودة شهر تبریز شده است .
7 )كند رود دهی   است از دهستان سیس بخش شبستر ، واقع در 14كیلومتری   شبستر و(فرهنگ جغرافیایی).
8 )این ده نیز جزء دهستان مهر انرود شهرستان بستان آباد است واقع در 20كیلومتری   جنوب خاوری    تبریز .(پیشین).
9 )چ ،فزایی   .
10) خیابان از محلّات شرقی   وقدیمی   تبریز است . مركز آن‌ ‹ قوت میدانی   › بود كه درنامه هابه غلط‹ میدان قطب نوشته می   شد. باقر خان سالار ملّی   پرورش یافتة این محلّه بوده است. امروز خیابان امام خمینی   این محلّه رابه بلوار29 بهمن ودروازه تهران وصل می   كند .
13)  مراد روضة اطهار است تآلیف ملا حشری   .
14) نادر میرزا در صفحات آتی   پتاب باز هم در بارة همین بقعه صحبت خواهد پرد .
15) چ : جای   یك كلمه سقط شده است ؛ م : ‹ تاریخ از هجرت است › .
16 ) از دو لفظ  ‹ مهاد ›  به معنی   بستر و ‹ مهن › به معنی   خدمت و صنعت تشكیل یافته است. احتمال دارد به خاطر قرارگرفتن سفارتخانه های   دول خارجی   ویا مراكز دیگر دولتی   وصنعتی   در این كوی، به این صورت تلفظ شده است
 22 ) از محلاّت جنوبی   شهر تبریز است. مر كز آن سگك پزخانه نام داشت كه در خیابان خیام كنونی   واقع است. قبرستان قدیم گجیل نیز در این محلّه قرار داشت كه امروز به صورت باغ گلستان در آمده است .بعد از پیروزی   انقلاب اسلامی   این گردشگاه ‹‹ باغ فجر ›› نامیده شده است .
23 ) امروزه در تلفظ عامیانه ‹‹ ورجی   ›› مصطلح است ›› .
24 ) س: + ‹ چون بعضی   از پیشه وران محلّه به دوختن نوعی   كفش ساده به نام ‹‹ چوبد ست ›› می   پرداختند،
 ازاین رومردم این محلّه را به تركی   ‹‹ چوسدوزلار ›› خوانده اند › .
25 )  نادر میرزا در فصل مستقلی   در خصوص ترجمة احوال بعضی   از افراد این خانواده بطور مشروح صحبت خواهد كرد .
26 )  مشوّق میرزاست در تألیف كتاب حاضر .
27 )  وی   پدر عبدالرزاق بیگ دنیلی   ، مولف  ‹‹  ماثرسلطانیه  ››  در تاریخ قاجار ، و عموی   احمد خان حاكم معروف خوی   است . نجفقلی   خان بنا به نوشتة‌ پسرش در  ‹‹  نگارستان دارا  ›› بعد از استخلا ص آذربایجان از چنگ عثمانیها ( 1143 ه ) به ركاب نادر پیوست .
66)شنب:درخصوص این وازه رجوع فرمایید به مقالهء ارزنده دکترمنوچهر مرتضوی با عنوان (تبری در روزگار خواجه رشیدالدین) مندرج در (مجموعهء خطابه های تحقیقی درباره رشیدالدین فضل الله همدانی) از انتشارات دانشکاه تهران سال 1350 ش. ص224 به بعد
66)تاریخ وصاف.ج 3ص 382 به بعد.
67)جای یک کلمه سفید مانده. به قیاس منابع دوره صفوی علم آرای عباسی(ج 2. ص 826)اضافه شد

برگرفته از: تاریخ وجغرافیای دارالسلطنهء تبریز
نوشته نادر میرزا
گردآوری تبریز ویکی لینکلر


لینک پست شنب غازان
لینک پست دوه چی
لینک پست تبریز دارالسلطنه
لینک پست تبریز کل جهان
لینک پست شهناز
لینک پست امیرخیز
لینک پست تبریز مادرشهر 2
لینک پست کاخهای نابود شده تبریز


مرتبط با : تبریز * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : تبریز قدیم-کوی قدیمی-خیابانهای قدیمی تبریز-تبریز زمان قاجار-کوی و برزن-محلات قدیمی تبریز-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395
زمان : 11:59 ب.ظ
:: شهروند لینک آذربایجانی 68 ( غذاهای کدبانوی آذربایجان )
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ