تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال سه شنبه 30 بهمن 1397, 10:30 ب.ظ

تدریس عشق برای مبارزه با «جهل» در دل کوهستان



با انتشار تصویری از یک معلم جوان و شاگردانش در منطقه چاراویماق در میان برف چند متری، گفت‌وگویی با این معلم ایثارگر در قلمرو کوه‌های بلند انجام گرفت.


شاگردان مدرسه



کتایون حمیدی: هیس س س! گوش کن سمفونی زندگی از میان برف سفید و یکدست روستا را، زوزه باد از لای درب و پنجره و زوزه گرگ از بالای کوه را.

اینجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است! روستایی محروم و دور افتاده که برای رسیدن به آن باید گردنه‌های برف‌گیر را رد کرد. امکانات رفاهی در اینجا همانند دمای هوایش تقریباً زیر صفر است! اما اهالی آن به سادگی هر چه تمام گذر عمر می‌کنند. آری زندگی در اینجا همچنان جاریست.

روستای «داغ کندی» در منطقه چاراویماق آذربایجان شرقی را می‌گویم. همان روستایی که در دامنه ۲۸۲۰ متری «بابا کوه» با ۸ خانوار قرار گرفته است.


مدرسه



اما کمی آن سو تر در دل «بابا کوه» مدرسه‌ای با ۸ دانش‌آموز به نام‌های نرگس، زینب، زهرا، حدیث، شکیلا، ابوالفضل و منصور وجود دارد که صدای 《بابا آب داد》 از داخل کانکس به گوش می‌رسد.

معلم این روستا دوست واقعی این ۸ دانش آموز است. معلم جوانی از جنس دهه شصتی‌های معروف که برخی مسوولان درباره آنها گفته‌اند: «دهه شصتی‌ها هر کجا پا می‌گذارند مشکل ایجاد می‌کنند.»!

روستای «داغ کندی» پس از انتشار عکسی در فضای مجازی بر سر زبان‌ها افتاد. عکسی که نشان می‌داد معلمی از دل برف‌های سر به فلک کشیده، سعی دارد تا دانش‌آموزان قد و نیم قد خود را عبور دهد.

این عکسها باعث شد سراغی از این معلم و دانش آموزانش را بگیریم. از این‌رو با پیگیری از روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان‌شرقی، «محمد صادقی»، معلم ۳۰ ساله را یافتیم تا میزبان یک جوان دهه شصتی از جنس ایثار و فداکاری در خبرگزاری فارس باشیم.

او تمام سختی‌ها را به جان خریده است. از حقوق‌های نجومی خبری نیست! اما به جایگاه والای انسانیت معنی بخشیده است. گویا اقتضای شغل معلمی همین است، همچون شمعی بسوزد تا پروانه‌ها زندگی را تداوم بخشند. درس‌های فراوانی در این فداکاری نهفته است. آری، معلمی شغل نیست، عشق است.


معلم


«محمد صادقی»،‌ معلمی از خطه آذربایجان است. او در سال ۱۳۶۶/۱۱/۶ در روستای آرباطان شهرستان مرند و در یک خانواده ۶ نفری کشاورز متولد شد. همه خواهر و برادرهایش دارای تحصیلات عالیه هستند و خود نیز فارغ التحصیل کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد اسلامی تبریز است. به گفته خودش به زبان‌های انگلیسی، عربی، ترکی استانبولی،  و کمی آلمانی تسلط دارد.

او معتقد است هر فردی بالاخره عمر خود را به نحوی سپری می‌کند، شاید یکی با ثروت و رفاه و دیگری با فقر و نداری. پس چه بهتر گذر این عمر با خدمت به مردم سپری شود.



معلم عاشق



روایت زندگی معلم در منطقه محروم و کوهستانی چاراویماق

قصه مشق عشق این معلم جوان به گفته خودش از سال ۹۱ زمانی که در محروم‌ترین روستاها سرباز معلم بود، آغاز شد.

«خضر گوران» و «حمام» نخستین روستاهایی بودند که محمد صادقی در کسوت سرباز معلمی وارد آنها می‌شود. این روستاها از مناطق محروم و صعب العبور هستند.

او در این خصوص می‌گوید: من برای رسیدن به این روستاها دو ساعت باید پیاده می‌رفتم چرا که مسیر خودرو نداشت و کار زمانی سخت‌تر می‌شد که برف می‌بارید چرا که هوای ابری در تبریز بیانگر کولاک شدید و راهبندان در چاراویماق و مخصوصاً روستاهای بالای ارتفاعات است.


داغ کندی

 

سمفونی عشق با عبور از برف چندمتری و رودخانه خروشان

وی می‌افزاید: گاهاً برف به قدری زیاد است که تا کمر من هم می‌رسد در حالی که من یک فرد با قد ۱۹۳ هستم و زمانی که به مدرسه می‌رسیدم گاها زانوها و کمرم درد می‌کرد و حتی پاهایم  نصف شب‌ها گرم می‌شد و از خواب بیدارم می‌کرد.

صادقی با خنده می‌گوید: حالا اگر از میان برف و حیوانات وحشی به سلامت بگذرم تازه به مرحله دیگر یعنی عبور از رودخانه "آیدوغموش" می‌رسم به طوریکه برای عبور از این رودخانه باید پوتین‌ها را درآورد و با تحمل مصائب زیاد  آب یخ رودخانه را گذشت و حتی یادم است چندین بار در این مسیر من بودم و گرگ و خرس و مه غلیظی که خوف بر جان آدمی می‌نشاند و حتی گاها موهای سرم سیخ شده و کلاه روی سرم را بلند می‌کند.

از او پرسیدم وقتی دوره سرباز معلمی‌تان تمام شد چرا پس از گذشت پنج سال باز هم معلم آن روستاها هستید و او پاسخ داد: من در این چند سال عمر و جوانی خود را گذاشته بودم چرا که معتقدم که خوبی را اگر بالای کوه هم بکاریم حتما جوانه خواهد زد.

آنگونه که تعریف می‌کند ۴۵ روز از آغاز مدارس گذشته بود که رئیس آموزش و پرورش چاراویماق با او تماس گرفته و می‌گوید هیچ معلمی حاضر نیست به سه روستای خضر گوران، چوکتو برود. این معلم روستا که نمی‌توانست نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد بنابراین قبول می‌کند‌.

او می‌گوید: در حالی که طبق قرارداد برای هر روستا در ۹ ماه مبلغ سه میلیون پرداخت می‌شود و جالب است تا سال گذشته حتی بیمه هم نبودیم و متاسفانه معوقات قراردادمان نیز از سال‌های گذشته باقی مانده و سر وقت حق‌الزحمه را پرداخت نمی‌کنند.

صادقی که در روستای چوکتو معلم بود؛‌ در خصوص خاطراتش از این روستا می‌گوید: روزی آقای فرماندار وقت چاراویماق به روستای چوکتو می‌رود و در آنجا اهالی روستا می‌گویند اگر آقای صادقی معلم روستا نباشد ما اجازه نمی‌دهیم تا معلم دیگری بیاید و این باعث شد تا باز هم  در آن روستا مشغول به تدریس شوم.

او هم اکنون معلم ابتدایی سه روستای محروم است و به علت دوری مدرسه راهنمایی واقع در قره‌آغاج از روستای آنها به یکی از دختران مقطع راهنمایی روستای چوکتو به نام زینب و ۳ دانش‌آموز به نام‌های فاطمه، مهسا و ابوالفضل در روستای حمام نیز تدریس می‌کند.

کوه‌های سربه فلک کشیده در برابر اراده محکم او کمر خم می‌کنند. خستگی برای او معنی ندارد.

خدمت در مناطق محروم، عبور از گردنه‌های برفی، سیل و طوفان تنها مشکلات معلم قصه ما نیست، بلکه آقا معلم اخیراً به جرگه متاهلین پیوسته است.

او که اهل روستای آرباطان شهرستان مرند است به قول خودش، قبل از سرباز معلمی اصلاً نمی‌دانست منطقه‌ای به نام چاراویماق هم وجود دارد ولی چرخ روزگار چرخیده و او را در داغ‌کندی ماندگار کرده است.


آموزش و پرورش

 

تدریس عشق در دل کوهستان

محمد صادقی که برف و سرما حریفش نمی‌شود، خود را موظف به خدمت برای دانش آموزان روستاهای محروم می‌داند و می‌گوید: گرگ و میش صبح روز شنبه هر هفته از آرباطان به سمت مرند حرکت می‌کنم و سپس با اولین ماشین خود را به تبریز می‌رسانم و به علت محروم بودن منطقه محل خدمت هیچ وقت وسیله نقلیه‌ای به صورت مستقیم وجود ندارد از این‌رو از طریق خودروهای کنار اتوبان به سه‌راهی قویون قشلاق می‌روم و سپس باید خود را تا ساعت ۴ بعد از ظهر به ماشین‌های روستاها در چاراویماق برسانم که آن خودروها نیز تا «گُل کندی» می‌روند و از آن به بعد را باید با پای پیاده بروم.

وی می‌افزاید: الان بارش‌ها شروع شده و برف سنگینی در ارتفاعات و روستاهای چاراویماق حاکم بوده و مسیرها کاملا بسته است و این بسته بودن مسیر تا عید ادامه دارد و با این اوصاف هر هفته خود را به روستا می‌رسانم تا کلاس بچه‌ها تعطیل نباشد.


داغ کندی چاراویماق

او ادامه می‌دهد: به قدری وضعیت لباس‌هایم به هم می‌ریزد و یخ می‌بندم که نمی‌توانم بلافاصله  وارد کلاس شوم چراکه اول باید دست‌هایم را با آب سرد بشویم و در دالان بنشینم و وقتی حالم سر جایش آمد می‌توانم وارد کلاس شوم؛ آخر می‌دانید اگر مستقیم وارد جای گرم شوم احتمال سوختگی پوست وجود دارد.
او علاوه بر اینکه معلم روستا است رزمی‌کار  هم هست و کونگ‌فو را زیر نظر استاد ابراهیم‌پور زالی کار کرده است.


رسم من خدمت به خلق‌الله است

صادقی در این باره می‌گوید: در سال ۸۵ با استاد رزمی کار خود آقای میرحجت ابراهیم‌پور زالی آشنا شدم که شاید هر چه دارم با عنایت پروردگار و لطف این استاد باشد و این استاد به من یاد داد تا به جای اسم داشتن به دنبال رسم داشتن باشم و من هم رسم خود را از استادم به ارث بردم و این رسم همان خدمت به خلق خدا است.

این معلم رزمی‌کار معتقد است: اصلی‌ترین مبارزه، همان مبارزه با جهل بوده و دشمن اصلی انسان‌ها جهل است.

صادقی در این خصوص می‌گوید: دلیل اصلی حضور من در مناطق محروم مبارزه با جهل است و افتخار می‌کنم که معلمی در محروم‌ترین مناطق هستم.



ترجیح روزی ۱۰ هزارتومان مدرسه محروم به کلاس زبان ساعتی ۱۰۰ هزار تومان

معلم جوان معتقد است که مشکلات زیادی در مسیرش وجود دارد و با وجود این مشکلات دریافتی‌اش نیز کم است، به طوریکه با یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت که آقا معلم برای روزی ۱۰ هزارتومان مسیر آرباطان مرند تا داغ‌کندی چاراویماق را طی می‌کند، این در حالی است که تدریس خصوصی زبان انگلیسی برای یک ساعت ۱۰۰ هزارتومان است و برای این معلم با تسلط به چند زبان می‌تواند منبع درآمد خوبی باشد، اما او به همه این موضوعات پشت پا زده و کودکان روستایی و تحصیلات آنها را به مادیات ترجیح داده است.

این معلم ادامه می‌دهد: به خدا هیچ مسوولی حاضر نمی‌شود به آن روستایی که من معلمی می‌کنم، برود. روستای داغ‌کندی قبلا برق نداشت و روز اولی که کارم را در آن روستا شروع کردم بسیار سخت بود.

او می‌افزاید: با روش‌های ابداعی از تشخیص دست راست و چپ از هم برای کودکان تا آموزش روی اندیشه و افکار دانش‌آموزهایم کار را ادامه دادم و بعد از اینکه در سال ۹۵ به همت آقای سلمانی(استاد دانشگاه) و آقای سرافراز(رئیس توزیع برق ) به روستا برق آمد کمی کار راحت‌تر شد.

صادقی حتی برای ساختن مدرسه در این روستا نیز خود آستین‌ها را بالا زده و با هزینه شخصی و به صورت رفاقتی و همراهی برخی از جوانان دلسوز اقدام به ساخت مدرسه‌ای کرده‌اند ولی در حال حاضر به علت نبود پول و امکانات نیمه تمام رها شده است.



سرمای آذربایجان



روستایی در کشور غنی از نفت، بی‌نفت سپری می‌کند

او تعریف می‌کند: اگر از مدرسه‌ای که ۸ دانش‌آموزم در آنجا درس می‌خوانند بگویم باید گفت که به صورت امانت از فرمانداری یک کانکسی آورده‌ایم که با هر بادی سقف آن تکان می‌خورد و برقی هم در آنجا وجود ندارد و مهم‌تر از آن ما روستایی هستیم که در کشور غنی از نفت، بی‌نفت سپری می‌کند.

به گفته خودش در این ۵ سال همه هزینه‌های کلاس اعم از پاک‌کن، تخته سیاه، گچ و غیره را با هزینه شخصی تامین کرده است و حتی قبلاً نفت را نیز می‌خرید ولی با روزی ۱۰ هزار تومان که آن را هم سر موقع پرداخت نمی‌کنند، نمی‌‌توانست کاری از پیش برد.

او از سرمای شدید امسال روستا هم گفت که چه سختی‌هایی را به دنبال داشته است: امسال بیش از سال‌های پیش سختی کشیدم و خسته شدم و خسته نه از راه‌ها بلکه از عملکرد مسوولان و سرمای حاکی از نبود علم در بین روستائیان.

او معتقد است که ای کاش اسم آموزش و پرورش جابجا می‌شد و ابتدا پرورش بود چراکه اختلاس، طرح‌های سیاسی دنیا اعم از نسل‌کشی همه توسط افراد متخصص با مدارک بالا اتفاق می‌افتد و این نشان می‌دهد که باید پرورش بیش از آموزش در اولویت قرار گیرد.

آقا معلم هدف کاری خود را ارتقا و به روز ساختن خود با اطلاعات روز می‌داند و می‌گوید: با توجه به پیشرفت لحظه به لحظه جامعه، باید من ِ معلم از معلم‌های دوران تحصیل خود آگاه‌تر و عالم‌تر باشم و به تبع آن، دانش‌آموزانی را تربیت کنم که از من آگاه‌تر و عالم‌تر باشند.


"م" مثل معلمی که تدریس در دل کوهستان را به بورسیه استرالیا ترجیح داد

آن‌گونه که تعریف می‌کند بعد از اتمام تحصیلات دوره کارشناسی، یکی از اقوام ساکن استرالیا بورسیه تحصیلی برای او درست کرده بود ولی به علت کودکان روستایی از آن بورسیه گذشته است در حالیکه علاوه بر آن بورسیه شرایطی مانند آموزش ورزش‌های رزمی و یا آموزش زبان‌های خارجی نیز دارد ولی به روی همه آنها چشم بسته و خود را وقف دانش‌آموزان مناطق محروم کرده است.


برف آذربایجان

 

در روستایی که من تدریس می‌کنم فقط مقطع ابتدایی موجود است و دانش‌آموزان باید برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی مسافت زیادی را طی کنند تا به قره‌آغاج بروند و این هزینه زیادی برای آنها خواهد بود، محمد اینها را گفته و ادامه می‌دهد: البته دانش‌آموزهای من را اگر بین هزار کودک دیگر بیاندازید متوجه خاص بودن آنها از لحاظ حرف زدن، راه رفتن، علم و آگاهی خواهید شد که به چه میزان دارای درک و فهم هستند.


حفظ قرآن، تسلط به زبان انگلیسی، شاعری از جمله ویژگی‌های دانش‌آموزان داغ‌کندی

این معلم روستایی از روزهایی گفت که کار معلمی را تازه شروع کرده بود: من در حد توان خود سعی کردم تا به دانش‌آموزهایم علاوه بر درس، آموزش ژیمناستیک، کونگ‌فو، قرآن، زبان انگلیسی بدهم و حتی با حضور فرماندار وقت در روستا با دانش‌آموزهایم به چند زبان صحبت کردم و این موجب حیرت فرماندار شده بود.

محمد صادقی یقین دارد که اگر به یک موضوعی موج دهیم حتما ثمره آن را برداشت می‌کنیم از این‌رو این معلم جوان هم با الگو گرفتن از امیرالمومنین(ع) شمشیر بُرنده خود را علیه جهل برداشته است و دانش‌آموزانی تربیت کرده و استعدادهای آنها را شکوفا ساخته است که الان شعرهایی در حد شهریار می‌سرایند.


او می‌گوید: از دانش‌آموزهایم می‌خواهم تا شعر بگویند و اوایل یک سطر می‌نوشتند و هیچ‌وقت به آنها نگفتم که این چه شعری است بلکه تشویق کردم و این پروسه ادامه داشت تا اینکه روح‌شان از شعر تغذیه شد و شروع به سرودن شعر کردند.

او یک روز کلاسی خود در روستا را اینگونه توصیف می‌کند: از ساعت ۷ صبح دانش‌آموزها جلوی مدرسه می‌آیند و به مدت یک ساعت یعنی تا ساعت ۸ صبح ورزش‌هایی مانند ژیمناستیک، کوهنوردی می‌کردیم و سپس به کلاس بازگشته و تا ساعت ۸:۳۰ حفظ قرآن داریم به طوریکه الان چند نفر از دانش‌آموزانم حافظ جزء ۳۰ قرآن کریم هستند.

آقا معلم آیه ۵ سوره جمعه " مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ" با معنی وصف حال آنان که علم تورات بر آنان نهاده شد (و بدان مکلف شدند) ولی آن را حمل نکردند (و خلاف آن عمل نمودند) در مثل به حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد)، آری مثل قومی که حالشان این است که آیات خدا را تکذیب کردند بسیار بد است و خدا هرگز ستمکاران را (به راه سعادت) رهبری نخواهد کرد را مورد اشاره قرار می‌دهد و می‌گوید: ما نباید تنها حمل کننده قرآن باشیم بلکه باید دوست آن شویم از این‌رو باید از ۷۰ هزار بطن قرآنی تکلیف خود را نشان دهیم و اگر قاری، حافظ، معتقد و غیره به قرآن هستیم سعی کنیم عامل به آن نیز باشیم.

معلمی که نزدیک به یک دهه است در روستاهای محروم استان تدریس می کند، بی‌شک سرشار از گفتنی‌ها و شنیدنی‌هاست؛ خاطرات تلخ و شیرینی است که هر کدام از آنها قد یک کتاب حرف دارد.


[http://www.aparat.com/v/MExOK]


خاطرات تلخ و شیرین معلم کوهستان قصه ما

وقتی از او می‌خواهم یک خاطره تلخ و یک خاطره شیرین از دوران معلمی خود در چاراویماق تعریف کند، می‌گوید: روزی یکی از اهالی روستا که چوپان بود به همراه گله خود می‌آمد که من هم طبق روال هر عصر بساط چایی کوهستان را فراهم می‌کردم و در آن روز به چوپان گفتم تا میهمان یک لیوان چایی در مدرسه باشد و او هم قبول کرد و وقتی داخل اتاق شدیم با اینکه کسی نبود ولی او به اتاق خالی سلام کرد و من هم از او پرسیدم که به چه کسی سلام دادی و چوپان گفت که آقای معلم به قرآن روی طاقچه سلام دادم.

او ادامه می‌دهد: سخت‌ترین خاطره‌ام هم برای روزی است که با کلی مشقت و سختی خود را به روستا رساندم و ساعت ۱۶ بعد از ظهر بود که به مدرسه رسیدم و کمی استراحت کردم و حدود ساعت ۱۸ بود که به اتفاق یکی از اهالی به دامنه کوه جهت چیدن یک گیاه دارویی رفتیم که در این حین یکی از دانش‌آموزهایم فریاد زد که ۱۷ گاو و گوسفند به طرف کوه رفته و گم شده‌اند و ما هم چراغ قوه‌ها را برداشته و تا پاسی از شب دنبال آنها بودیم و حدود ساعت ۱ بامداد بود که ۱۵ گاو و گوسفند را پیدا کردیم و از یافتن مابقی ناامید بودیم که صدای ناله گاوی از دره آمد و باعث شد تا به دره برویم و در آنجا دیدیم که گرگ یک قسمت از انتهای گاو را دریده بود و گاو درد زیادی داشت از این‌رو مجبور شدیم تا آن را ذبح کنیم.


چاراویماق

 

وقتی از او خواستم تا ماجرای آن عکس منتشر شده در فضای مجازی را تعریف کند که اصلا آنجا کجاست، اینگونه توصیف کرد: برف شدیدی باریده و همه راه‌ها بسته بود و با توجه به اینکه مدرسه بیرون از روستا قرار دارد راه روستا تا مدرسه نیز بسته شده بود از این‌رو از اهالی روستا خواستم تا کمک کنند لااقل این مسیر باز شود و به همین منظور ابتدا خودم وارد عمل شده و روزی ۲ یا ۳ ساعت برای باز کردن مسیر تلاش کردم و آن عکس نیز مربوط به همان روز است که در انبوه برف سنگین چند متری هستیم.


محرومیت آذربایجان


این معلم جوان امید خود را اتمام مدرسه نیمه تمام می‌داند و در توضیح این ماجرا می‌گوید: در آن روستا نه مدرسه درست و حسابی وجود دارد و نه یک جای مسجد مانندی، از این‌رو در محلی به متراژ ۱۲۰ متر مربع نقشه ساخت مدرسه را کشیده و شروع به ساخت کردم ولی متاسفانه با حقوق ۹ ماه یکبار نمی‌توانم کاری کنم چراکه فقط یک تراکتور ۶۰ هزار تومان می‌گیرد تا آب و مصالح برای مدرسه حمل کند و سایر موارد از جمله تامین بتونیر، مصالح، کارگر و غیره نیز خود پروسه جدا است.

او می‌گوید: شاید در حرف راحت باشد که به یک روستا رفته و آنجا معلمی کرد ولی وقتی حتی یک محلی به نام مدرسه نیست و حتی دستشویی و حمامی وجود نداشته نباشد، کار سخت‌تر می‌شود چراکه چگونه می‌توانم به اهالی روستا بگویم که آب برای من گرم کنید تا حمام کنم؟ از این‌رو اغلب در چشمه‌ها خود را شستشو می‌دهم.


آرزوی دانش‌آموزان داغ‌کندی: آقا معلم از خدا نان می‌خواهم

او تعریف کرد: روزی از دانش‌آموزهایم خواستم تا چشم‌هایشان را بسته و فکر کنند و یک آرزو بگویند که همه آنها فقط یک آرزو داشتند که آن هم این بود: " آقا معلم از خدا نان می‌خواهم".

از یاسین پنجم ابتدایی روستای داغ‌کندی گفت که ترک تحصیل کرده و  دیگر ادامه تحصیل نمی‌دهد و حتی می‌گفت که وقتی او ترک تحصیل کرد چیزی نداشتم بگویم.


مدرسه محروم

صادقی از سال ۹۱ تا ۹۷ توانسته ۸ دانش‌آموز در روستای حمام، ۸ دانش‌آموز در روستای خضر گوران، ۵ دانش‌آموز در روستای چوکتو و ۸ دانش‌آموز هم در روستای داغ‌کندی تربیت کند.

آقا معلم دیگر از دست مسوولان خسته شده که هیچ توجهی ندارند و به گونه‌ای حرف می‌زنند که انگار آب یخی روی سرش می‌ریزند.

معلم جوان که رمز موفقیت خود را پدر و مادر و نحوه تربیت آنها می‌داند و می‌گوید: درست است که همه به من می‌گویند که تا کی می‌خواهی این همه مشکلات را تحمل کنی ولی پدرم همیشه پشت من بوده است و حمایت می‌کند.


از حقوق سه میلیونی آقا معلم تا هزینه تردد چهار میلیونی

او ادامه می‌دهد: من برای ۹ ماه مبلغ سه میلیون می‌گیرم درحالیکه هزینه رفت‌آمدم سه میلیون و ۷۰۰ هزارتومان می‌شود و به خدا قسم همه پولی که از معلمی می‌گیرم را برای خود مدرسه هزینه می‌کنم به طوریکه وقتی پول کم می‌آورم در روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه که به شهر خودم برمی‌گردم کارگری می‌کنم تا بتوانم پولی به دست بیاورم.

تنها خواسته این معلم روستا اتمام مدرسه نیمه ساخته است به طوریکه برای اتمام آن حتی جلوی مجلس رفته تا بتواند با نماینده هشترود هم صحبت کند ولی متاسفانه کار به جایی نرسیده است در حالیکه مدرسه روستای حمام توسط خانواده شهید کسایی احداث شده است.


برف آذربایجان

دیگر به انتهای مصاحبه با معلم ایثارگر رسیده‌ایم و از او می‌خواهم تا تصمیم خود از ماندن در روستا و یا ترک آن روستا را بگوید: انسان‌ها به عنوان ماموران الهی در روی زمین بوده و نقش فیلم هستی را بازی می‌کنند و خداوند کارگردانی این فیلم را برعهده دارد به طوریکه هر انسان یک ماموریتی دارد و تا آن ماموریت خود را به سرانجام نرساند هیچ کار دیگری نمی‌تواند بکند یعنی نه می‌تواند ماموریت خود را نیمه کاره رها کند و نه می‌تواند وقتی ماموریتش پایان یافت، بماند از این‌رو من هم درحال انجام ماموریتی از طرف نگارنده هستی هستم ولی نمی‌دانم تا کجا می‌توانم تحمل کنم چراکه آخرین نفس‌های تحملم است و نمی‌دانم  موعد ماموریتم تا کی خواهد بود.

در پایان از او خواستم تا تصورش از محمد صادقی در ۱۰ سال آینده را بگوید که می‌گوید: محمد صادقی یک استاد دانشگاه.

معلمی

ناگفته نماند که در میان گفت‌وگو برای پیگیری مدرسه نیمه ساخته روستای داغ‌کندی با جعفر پاشایی، مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان‌شرقی تماس گرفتیم و بلافاصله او نیز قبول کرد تا به اتفاق آقای محمد صادقی به اداره کل برویم. در این دیدار آقای پاشایی قبول کرد تا همه هزینه ساخت مدرسه در اردیبهشت‌ ماه را تقبل کند.

معلمان سرمایه اجتماعی جامعه هستند، فداکاری و ایثار آنها یک سوی واقعه است؛ آن سوی دیگر مسوولیت‌ها و وظایفی است که برعهده دیگران و به خصوص نهادهای ذیربط قرار می‌گیرد.

شرط تداوم این فداکاری ها و از خودگذشتگی‌ها، ارج نهادن کل جامعه از جمله مسوولان به معلمان است. توجه ویژه به منزلت اجتماعی و معیشت آنان و تلاش موثر برای رفاه و امنیت اجتماعی فرهنگیان، حداقل انتظار معلمان از مسوولان است. نمی‌توان با میانگین حقوق دریافتی زیر خط فقر، انتظار فداکاری و ایثارگری روزافزون داشت!




لینک پستهای شهرستان لینک



دسته بندی : آذربایجان , * شهرستان لینک ,
برچسب ها : انسانیت , مدرسه , چاراویماق , آذربایجان شرقی , محمد صادقی , معلم , آموزش و پرورش ,


نویسنده : تبریز قارتال دوشنبه 11 بهمن 1395, 11:59 ب.ظ
تبریز پایتخت علم و نخبگان ایران


تبریز از کهن‌ترین شهرهای ایران است که در گذر تاریخ از پس روزهای سخت به خوبی برآمده است. این شهر به «شهر اولین‌ها» شهرت دارد و جزو اولین شهرهای ایران است که مدرسه به شیوه‌ی نوین در آن بنا شد. مدرسه‌های تاریخی جزو جاذبه‌های این شهر هستند که روح تعلیم و تربیت در خشت خشت آن‌ها دمیده شده است. در پیشواز مهر، ماه خاطرات دوران بچگی ایرانیان و بوی گچ، تخته سیاه، زنگ مدرسه و هیاهوی شادی در زنگ تفریح، سری به مدرسه‌های قدیمی تبریز می‌زنیم.


مدارس قدیمی تبریز نقش مهمی در تاریخ آموزشی ایران دارد. از دوران سلجوقیان و ایلخانان و صفویه و قاجاری تاکنون مدرسه‌های مختلفی در این شهر ساخته و گاها تخریب شده‌اند که نشان از اهمیت آموزش و فرهیختگی مردمان این منطقه است.

لینک پست احیا ربع رشیدی
لینک پست تبریز پایتخت علم
لینک پست جبار باغچه بان
لینک پست دانشسرای عالی تبریز
لینک پست آثار تبریز در حافظه جهانی



دارالفنون تبریز
اولین مرکز آموزش عالی ایران

دارالفنون

دارالفنون تبریز

شام قازان (شنب غازان) تبریز از دوره ایلخانی
از اولین رصد خانه ها و شهرک های علمی ایران

شنب غازان

ربع رشیدی تبریز از دوره ایلخانی
اولین و بزرگترین و مهمترین دانشگاه جهان اسلام

ربع رشیدی

دبیرستان تماکان تبریز - اولین دبیرستان دخترانه ایران

تماکان



مدرسه رشدیه

اولین مدرسه ایران به سبک نوین با آموزش زبان ترکی

میرزا حسن رشدیه بنیان‌گذار آموزش نوین در ایران است. وی در جوانی به ایروان رفت و آن‌ جا مدرسه‌ای بنا کرد. بعد از مدتی به فکر تاسیس مدرسه‌ در ایران افتاد تا تمام اصول و قواعد تعلیم و تربیت را که از فرنگ آموخته بود، در ایران اجرا کند. او در سال ۱۳۰۵ هجری قمری در محله‌ی ششگلان تبریز و جنب مسجد شیخ الاسلام، مدرسه‌ای به سبک نوین تاسیس کرد که از آموزگاران آن می‌توان به «میرزا حسن واعظ» اشاره کرد. این مدرسه در سال ۱۳۱۱ هجری قمری به‌دلیل تحریک عوام، تخریب شد و مدرسه‌ی جدید در همان سال در کوی «جبه خانه» به نام مدرسه‌ی «رشدیه» تاسیس شد. وقتی «میرزا علی خان امین الدوله» به سِمَت والی آذربایجان منصوب شد و به تبریز آمد، باز هم به تحریک عوام، این مدرسه را تعطیل کرد. ساختمان کنونی این مدرسه متعلق به دوره‌ی پهلوی اول است که در سال ۱۳۲۹ قمری در خیابان ارتش جنوبی کنونی بنا شده است. این مدرسه در دو طبقه، به طول ۴۲ متر و عرض ۳۰ متر ساخته شده است و دارای کتابخانه، آزمایشگاه و کارگاه‌های کار دستی است و حیاط بسیار بزرگی دارد. مدرسه‌ی رشدیه در ۷ مهر ماه ۱۳۸۱ با شماره‌ی ۶۳۹۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

مدرسه رشدیه تبریز


مدرسه توحید یا پروین

دبیرستان توحید یکی از قدیمی‌ترین دبیرستان‌های شهر تبریز است که در خیابان شریعتی (شهناز سابق) قرار دارد و قدمت آن به دوران پهلوی می‌رسد. نام قبلی این مدرسه «پروین اعتصامی» بود که بعدها به توحید تغییر نام داد. معماری دوران پهلوی کاملا در ساختمان مدرسه مشهود است. بنا در ۳ طبقه یعنی زیرزمین، همکف و طبقه‌ی اول ساخته شده است و ۳ ورودی در قسمت شمال، جنوب و غرب مدرسه دارد. در طبقه‌ی همکف ۱۶ اتاق وجود دارد که تقریبا متقارن هستند. امروزه نیز این مدرسه مورد استفاده قرار می‌گیرد و در اختیار سازمان آموزش و پرورش است.

مدرسه توحید تبریز


مدرسه فردوسی

دبیرستان فردوسی که قبلا با نام مدرسه‌ی محمدیه فعالیت می‌کرد، در اواخر دوره‌ی قاجار در خیابان شریعتی تبریز ساخته شد. گفته می‌شود این مدرسه بعد از دبیرستان البرز تهران، دومین مدرسه‌ی قدیمی ایران است.

مدرسه‌ی محمدیه در ۲۶ آذر ماه ۱۲۹۵ هجری شمسی با همت «دکتر عباس لقمان ادهم» (اعلم الملک) بنا شد. وی در آن زمان رییس فرهنگ آذربایجان بعد از مشروطیت بود. در ابتدا «باقر طلیعه» مدیریت مدرسه را بر عهده داشت و «میرزا تقی خان رفعت» ناظم آن بود. «ابوالقاسم فیوضات» دانش‌آموزان دوره‌ی متوسطه‌ی مدرسه‌ی فیوضات را به مدرسه‌ی محمدیه انتقال داد و خود به تدریس درس ریاضیات در این مدرسه مشغول شد. از دیگر مدرسان مدرسه‌ی محمدیه می‌توان به «طلیعه» مدرس عربی، «علی خان ادیب خلوط آشتیانی» دبیر ادبیات و تاریخ، «صالح لقمان ادهم» معلم حقوق و تعلیمات مدنیه، «علی مجیر مولوی» معلم شیمی و «محسن رفعت» و «تقی رفعت» مدرسان زبان‌های خارجی اشاره کرد. مدرسه‌ی محمدیه ابتدا در محله‌ی سرخاب قرار داشت و بعدها به خانه‌های فرمانروایان تبریز در محله‌ی ششگلان انتقال یافت. در سال ۱۲۹۹ مدرسه را به حیاط صندوق‌خانه‌ی عمارت حرمخانه (فرمانداری فعلی) منتقل کردند و بعدها نام آن به «مدرسه‌ی متوسطه» تغییر یافت. در این زمان فیوضات به ریاست معارف آذربایجان منصوب شد و «اسماعیل امیرخیزی» مدیر مدرسه شد. سرانجام در سال ۱۳۱۳ مصادف با جشن هزاره‌ی فردوسی، نام آن را به «دبیرستان فردوسی» تغییر دادند. در سال ۱۳۱۸ مدرسه را به دانشسرای پسران در خیابان دانشسرا بردند و یک سال بعد مدرسه به ساختمان فعلی دبیرستان توحید (پروین سابق) در خیابان شریعتی (شهناز سابق) اسباب کشی کرد. بعد از چندین نقل مکان سرانجام در سال ۱۳۲۰ مدرسه به محل فعلی خود در خیابان امام، نرسیده به چهارراه شریعتی منتقل شد.

امروزه بخش تاریخی ساختمان مدرسه در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفته است. در دهه‌های گذشته دبیرستان فردوسی از جمله‌ مدرسه‌های سرشناس ایران بود که مجهزترین آزمایشگاه را در کل کشور داشت. آزمایشگاه این مدرسه در دوران قاجار و پهلوی ایجاد شده بود و بعدها نیز به تجهیزات آن افزودند. دبیرستان فردوسی دانش آموختگانی دارد که نام آن‌ها در تاریخ ایران ثبت شده است که می‌توان به «ساموئل خاچیکیان بنیانگذار سینمای وحشت در ایران»، «پروفسور فرید پدر جغرافی ایران»، «دکتر سید محمد حسین مبین پدر جذامیان ایران» و «استاد شهریار» اشاره کرد. دبیرستان فردوسی در ۷ مهر ماه ۱۳۸۱ با شماره‌ی ۶۱۷۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

مدرسه فردوسی تبریز


مدرسه طالقانی

تخریب شد!

دبیرستان طالقانی (دبیرستان منصور سابق) از دیگر مدرسه‌های تاریخی تبریز است که در سال ۱۳۲۵ و در دوران حکومت ملی آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه‌وری ساخته شد. این مدرسه در خیابان امام، کمی بالاتر از چهارراه منصور قرار داشت و متاسفانه در مرداد سال ۱۳۹۱ تخریب شد! تا قبل از انقلاب، نام مدرسه به نام «رجبعلی منصور» نخست‌وزیر پهلوی و استاندار سابق آذربایجان «دبیرستان منصور» نامیده می‌شد و بعد از انقلاب نام آن را به نام آیت الله طالقانی تغییر دادند. از مشهورترین دانش‌آموختگان این مدرسه می‌توان به «غلامحسین ساعدی» نویسنده‌ی مشهور اشاره کرد. متاسفانه هیچ دلیل خاص و قانع‌کننده‌ای برای تخریب مدرسه از سوی مسوولان ذکر نشد و یکی از اسناد تاریخی آموزشی تبریز را با خاک یکسان کردند.

دبیرستان طالقانی تبریز


مدرسه تومانیان

قدمت مدرسه‌ی تاریخی تومانیان به دوران قاجار می‌رسد که در خیابان شریعتی (شهناز سابق) در کوچه‌ی «بارون آواک» قرار دارد. در سال ۱۸۹۵ میلادی خانواده‌ی ارمنی تومانیان، با هزینه‌ی خرید جهیزیه‌ی دختر ناکام خود «تامارا» این مدرسه را در سه طبقه، زیرزمین، همکف و طبقه‌ی اول بنا کردند. این بنا وقف شده است و مدیریت آن را خلیفه‌گری ارامنه آذربایجان بر عهده دارد. مدرسه‌ی تومانیان در تاریخ ۱ آذر سال ۱۳۷۸ به شماره‌ی ۲۵۱۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

مدرسه تومانیان تبریز


مدرسه مموریال (American Memorial School in Tabriz)

مدرسه‌ی مموریال در سال ۱۸۸۱ میلادی به دست مبلغین مذهبی فرقه‌ی «پرسبیتری» آمریکا در تبریز تاسیس شد. «هوارد باسکرویل» یکی از معلمان آمریکایی مشهور این مدرسه بود که در جریان درگیری‌های انقلاب مشروطه به همراه مشروطه‌خواهان کشته شد. طبق شواهد تاریخ فرهنگ آذربایجان مدرسه‌ی مموریال در سال ۱۳۱۸ طبق فرمان بسته شدن مدارس خارجی، تعطیل شد و بعدها نام آن را به «مدرسه‌ی پروین» تغییر دادند. محوطه‌ی این مدرسه بسیار بزرگ بود و بعدها آن را تفکیک کردند و موسسات و مدرسه‌های دیگری مانند میدان ورزشی مموریال، دبیرستان رسالت، دبیرستان نبوت، مدرسه‌ی نصر، سالن ورزشی شهید توانا، کلیسای پروتستانی انجیلی و چند مغازه در قسمت غربی و جنوب غربی آن در خیابان شریعتی (شهناز سابق) ساخته شد. در محوطه‌ی دبیرستان پروین ساختمان تاریخی مموریال قرار دارد. مدرسه‌ی پروین بعد از انقلاب اسلامی به «دبیرستان توحید» تغییر نام داد.

مدرسه مموریال تبریز

مموریال تبریز


مدرسه ظهیریه

«میرزا محمد ابراهیم ظهیرالدوله» که وزیر آذربایجان بود، در آباد کردن و تعیین موقوفات نقش بسیار مهمی ایفا کرده است و مدرسه‌ی ظهیریه‌ی تبریز یکی از آن‌ها است. وی مدرسه‌ای با همین نام را در اردوباد نیز بنا کرده است. وی در سال ۱۰۸۹ هجری قمری و در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی مدرسه‌ی ظهیریه‌ی تبریز را در کنار «قزللو مسجد» یا همان بقعه‌ی امامزاده سید حمزه در تقاطع خیابان ثقة الاسلام کنونی و بازارچه‌ی سید حمزه‌ احداث کرد.

امام زاده سید حمزه تبریز


از بازار قدیمی تبریز و میدان صاحب الامر می‌توان به عنوان دو مرکز علوم دینی و مذهبی و آموزش طلاب یاد کرد. در این مکان‌ها مدارس تاریخی علمیه‌ی زیادی وجود دارد که نشان از اهمیت علوم دینی و مذهبی میان مردم خطه‌ی آذربایجان دارد. در ادامه این مقاله به برخی از مشهورترین مدارس علمیه‌ی بازار تبریز و میدان صاحب الامر اشاره می‌کنیم:

مدرسه اکبریه

مدرسه‌ی علمیه‌ی اکبریه یکی از مدارس قدیمی تبریز است که در دوران قاجار به‌دست «میرزا علی اکبر خان» بنا شد. وی یکی از افراد سرشناس تبریز، مترجم و دبیر کنسولگری روس‌ بود. این بنا که تاریخ دقیق ساخت آن به سال ۱۲۶۶ هجری قمری بازمی‌گردد، در ضلع غربی و شمالی صحن بقعه‌ی صاحب الامر قرار دارد و عمارتی دو طبقه است. در این مدرسه حجره‌های متعددی وجود دارد که برای سکونت طلاب دینی در نظر گرفته شده بود. «حاج فتحعلی خان صاحب دیوان شیرازی» زمانی که در تبریز اقامت داشت، آب انبار بزرگی در حیاط مدرسه ساخت که ماه‌ها آب مورد نیاز ساکنان مدرسه و مردمی که در حوالی آن زندگی می‌کردند را تامین می‌کرد. شهردار وقت در سال ۱۳۴۵ دست به تخریب مدرسه‌ی اکبریه زد و این ویرانی‌ها روز به روز بیشتر شد تا این که در سال ۱۳۶۷ سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی اقدام به مرمت و بازسازی آن کرد. این مدرسه در حال حاضر به خوبی مرمت شده است و خوشبختانه دیگر با خرابی یک بنای تاریخی دیگر رو به رو نیستیم. مدرسه‌ی اکبریه در ۶ شهریور ماه ۱۳۸۰ با شماره‌ی ۴۱۹۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

مدرسه اکبریه تبریز


مدرسه جعفریه

مدرسه‌ی علمیه‌ی جعفریه در بازار قدیمی تبریز، در نزدیکی مسجد جامع تبریز و جنب مدرسه‌ی طالبیه قرار دارد که به دیوار شرقی مسجد «خاله اوغلی» متصل است. این مدرسه همزمان با مدرسه‌ی طالبیه در نیمه‌ی دوم قرن ۱۱ هجری ساخت شده است و راه ورودی مدرسه از دالان مدرسه‌ی طالبیه است که بین حوضخانه و مسجد خاله اوغلی قرار دارد. این دالان به حیاط هشت ضلعی منظمی ختم می‌شود که دور تا دور حیاط ساختمان دو طبقه‌ی بسیار زیبایی قرار دارد. ایوان تمامی منازل و حجره‌های طبقه‌ی دوم سرپوشیده هستند و چندین ستون دارند. تمامی این ستون‌ها، چوبی هستند و با گچ پوشانده شده‌اند. این عمارت درون عمارت منضمی مسجد جامع قرار دارد و نمی‌توان آن دو را از هم تفکیک کرد.

مسجد جامع تبریز


مدرسه حاج صفرعلی

مدرسه‌ی علمیه‌ی حاج صفرعلی در بازار تبریز، در یمنی دوز بازار و روبروی سرای بزرگ شاهزاده قرار گرفته است. در دوران قاجار و روزگار نایب السلطنه عباس میرزا، تاجری نیکوکار به نام «حاج صفرعلی خویی» این مدرسه را بنا کرده است که از بازرگانان سرشناس آن دوره بود. وی در ضلع شمالی این مدرسه، مسجدی را نیز به همین نام بنا کرد. مدرسه‌ی حاج صفرعلی بارها مورد مرمت قرار گرفته است که آخرین بار در سال ۱۳۲۷ «حاج سید ابراهیم آقای میلانی مجتهد» مدرسه را مرمت کرد. این مدرسه در ۲۸ شهریور سال ۱۳۸۶ به شماره‌ی ۱۹۵۸۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

مسجد حاج صفر علی


مدرسه خواجه علی اصغر

مدرسه‌ی خواجه علی اصغر در کوچه‌ی حرم‌خانه، پشت عمارت عالی قاپوی تبریز یا همان کاخ استانداری فعلی در خیابان دانشسرا قرار گرفته است. گفته می‌شود این مدرسه در دوران سلطنت فتحعلی شاه ساخته شده است و بانی آن شخصی به نام حاج علی اصغر بود که به خواجه مازندرانی شهرت داشت


مدرسه نصریه

مدرسه‌ی نصریه جزو عمارت نصیریه‌ی تبریز بود که در بازار صاحب الامر، در میدان میوه و تره‌بار امروزی قرار داشت. این مدرسه پس از درگذشت «ابوالنصر بایندری»، از فرمانروایان سلسله‌ی آق قویونلوها طبق وصیت وی ساخته شده است. این مدرسه مانند دیگر جاهای عمارت در گذر سالیان و وقوع حوادث طبیعی از جمله زلزله تخریب شد. در دوران نایب السلطنه عباس میرزا و مرحوم حاج میرزا مهدی قاضی در محل این عمارت مدرسه‌ی جدیدی به نام حسن پادشاه شاخته شد.

صاحب الامر


مدرسه حسن پادشاه

مدرسه‌ی حسن پادشاه از قدیمی‌ترین مدرسه‌های تبریز است که مسجدی به همین نام کنار آن وجود دارد. این مدرسه در بازار «دوه چی» و میدان صاحب آباد قرار گرفته است. مدرسه‌ی حسن شاه در مجموعه‌ی صاحب آباد واقع شده است که تنها مجموعه‌ی تاریخی است که از دوران آق قویونلوها (که اجداد شاه اسماعیل اول است) به یادگار مانده است و برخی از کارشناسان معتقد هستند در اوایل دوران صفویه به وسعت آن اضافه شده است. اما زلزله‌های ویرانگر تبریز و گذر زمان جز یک مدرسه و مسجد، چیزی از آن مجموعه باقی نگذاشته است.

مسجد حسن پادشاه


مدرسه‌ صادقیه

در انتهای شمالی راسته کهنه بازار تبریز که به بازار صادقیه معروف است، مدرسه‌ی علمیه‌ی صادقیه‌ قرار دارد. در این مدرسه حجره‌های متعددی به‌منظور استفاده‌ی طلاب علوم دینی وجود دارد و مسجدی دارد که دارای طاق‌های آجری ضربی و ستون‌های سنگی است. در قسمت شرقی مسجد بزرگ، مسجد دیگری نیز قرار گرفته است که به شکل تالاری بزرگ بوده و برای اقامت نماز زنان ساخته شده است. «میرزا صادق نامی» که اهل اشتهار بود و در دوران سلطنت شاه سلیمان صفوی در سمت استیفا خدمت می‌کرد، بانی ساخت این مدرسه و مسجد شد. مدرسه‌ی صادقیه موقوفات زیادی دارد و نادر میرزا در کتاب «تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز» در صفحه‌ی ۱۱۶ آن می‌نویسد: «این مدرسه را حمامی بر نیکو بود که اکنون ویرانه است.» طی ۲۰۰ سال گذشته، بنای ساختمان این مدرسه بارها آسیب دیده و سپس بازسازی و مرمت شده است، به‌همین دلیل از بنای اصلی آن چیز زیادی باقی نمانده است.

مدرسه صادقیه تبریز


مدرسه طالبیه

مدرسه‌ی علمیه‌ی طالبیه در بازار مسجد جامع تبریز واقع شده است. ورودی این مدرسه دالانی است که حدود یک و نیم متر از کف بازار پایین‌تر است که  قبلا سرپوشیده و مسقف بود. در عمارت غربی و شمالی مدرسه حجره‌های کوچکی قرار دارند که طلاب به‌صورت شبانه روزی در آن‌ها اقامت دارند. عمارت شمالی در نیمه‌ی دوم قرن یازده هجری ساخته شده است که بانی آن «حاج طالب خان»، پسر حاج اسحق تبریزی بود. وی در تاریخ ۱۰۸۷ هجری قمری پس از اتمام ساخت عمارت طالبیه، طبق وقف‌نامه‌ای که ۱۴ تن از علما آن را امضا کردند این مکان را وقف کرد و درآمد مستغلاتی را به هزینه‌ی اداری، حفظ و حراست مدرسه اختصاص داد. عمارت شرقی مدرسه شامل کتابخانه و مدرسه‌ی جدید می‌شود که در سال ۱۳۲۷ شمسی توسط «حاج محمد باقر خویی کلکته چی»، از تاجران نیکوکار تبریز ساخته شد. دو سنگ نبشته مرمری در بالای در بزرگ مدرسه، زیر طاق مقرنس قرار دارد که فرمان بخشش مالیات و عوارض شهری از طرف فتحعلی شاه قاجار روی آن حک شده است. در صحن مدرسه نیز حوضچه‌ی سنگی (با سنگ سیاه) یکپارچه‌ای قرار دارد که به شکل جام زیبایی تراشیده شده است.

مدرسه طالبیه تبریز


مدرسه کاظمیه

تخریب شده!

مدرسه‌ی کاظمیه در محله‌ی چنار تبریز، واقع در انتهای بازار مسجد جامع بنا شده است. «آقا سلیمان خان بن شم خان افشار» حاکم صائن بود و بانی ساخت این مدرسه و مسجدی به همین نام شد. وی این مدرسه و مسجد را به نام «سید کاظم رشتی» بنا کرد که از شاگردان معروف «شیخ احسانی» بود و ثواب و برکات ساخت آن را به این شخص هدیه کرده و تولیت آن را به «ملا علی مرندی» واگذار نمود. ساخت مدرسه و مسجد کاظمیه در سال ۱۲۷۱ هجری قمری پایان یافت و مدتی به علت عدم رسیدگی کافی متروکه شد و حوادث طبیعی از جمله زلزله، باد و باران مزید بر علت شد تا کم کم این عمارت رو به ویرانی رفت. متاسفانه امروزه جز ویرانه‌ای از آن باقی نمانده است.

از مدرسه کاظمیه تصویری یافت نشد و از چهارمنار سلجوقی در نزدیکی آن تصویر زده شد!چهارمنار


لینک پست دروازه های قدیمی تبریز

لینک پست گورستانهای تاریخی تبریز
لینک پست دوکمال تبریز
لینک مجموعه پستهای میراث و تاریخ آذربایجان



دسته بندی : تبریز , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : تبریز قدیم , مدرسه , مرکز علم , قطب علم ایران , مدرسه تاریخی تبریز ,


نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 2 تیر 1392, 12:18 ق.ظ
 حسن رشدیه...
شهرک رشدیه...



حسن رشدیه

هر آنکه در پی علم و دانایی است
بداند که وقت صف آرایی است
حسن رشدیه



شهرک رشدیه

بدلیل زیاد بودن عکسهای رشدیه بقیه تصاویر داخل شهرک را در پست بعدی خواهم زد
به ادامه مطلب بروید...


لینک پست دوربین تبریز لینک5 ( قارتال بر فراز شهرک رشدیه)



دسته بندی : تبریز , دوربین تبریز لینک , * پارکها و محیط زیست ,
برچسب ها : رشدیه , شهرک , مدرنترین شهرک , حسن رشدیه , مدرسه , پارک باغمیشه , الهیه ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات