تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال چهارشنبه 9 خرداد 1397, 10:30 ب.ظ

میرزا علی‌اکبر طاهرزاده (صابر)
در روز ٣٠ می سال ١٨۶٢ میلادی در شهر شماخی متولد شد. پدرش بقالی کوچکی داشت و به خاطر اعتقادات مذهبی، می‌خواست صابر را در قامت یک روحانی ببیند. به همین دلیل در هشت سالگی او را به مکتب فرستاد. صابر تا دوازده سالگی در مکتب بود تا اینکه بعدها در مدرسه دولتی باکو که توسط شاعر مشهور آن دوران، سیدعظیم شیروانی افتتاح شده بود شروع به تحصیل علوم جدید کرد. در این مدرسه بود که او به استعداد شاعری‌اش پی برد و با کمک سیدعظیم، به خواندن و ترجمه اشعار فارسی پرداخت. اما مدتی بعد پدرش او را از ادامه تحصیل منع کرده و وادار به کار در مغازه نمود. پدر صابر او را به خاطر علاقه ای که به درس و شاعری داشت سرزنش کرده و حتی یک بار دفتر اشعارش را پاره می کند.

لینک فایل PDF هوپ هوپ نامه صابر

 May 30 - Mirzə Ələkbər Sabirin doğum günüdür


شاعر صابر


ماه کنعانین باتیب، ای پیر کنعان، غم یئمه!
تا گلستانین اولوبدور بیت احزان، غم یئمه!
ای دل محنت زده، اول شاد، لبریز سرور
کسب نامردی قیلار افکار وجدان، غم یئمه!
اولمادی مقصودیمیزجه دور چرخ کج مدار
قالمالی دیر بئیله حالت اوزره دوران پایدار:
قسمتیندیر، ائتگیلن هم روز و شب ناله، زار
ای رعیت، ای فقیر و فعله، دهقان، غم یئمه!
صبح تئزدن دور آیاغا، شامه تک چک زحمتی
گوجلولردن ده ائشیت هر نوع فحش و تهمتی
سن ذلیل اول، عیبی یوخ، قوی گوجلو چکسین لذتی
قوی سنی خوار ائیله سینلر خان و اعیان، غم یئمه!
ایشله قوی قدین بوکولسون، ایشله، آلنین ترله سین!
ایشله، آج قال، آج بهایم تک عیالین چرله سین
ظلمدن فریاد و دادی قوی دیلین ازبرله سین
غارت ائتسین روزینی ملا و بگ، خان غم یئمه!
چک گیلن عمرون چاتینجا، بینوا، آه و فغان
بئیله پنهان سرّیلر اولماز سنه هرگز بیان
ملا نصر الدین، «لسان الغیبه» اولدون ترجمان
روح پاکندیر سنین هر دم ثنا خوان، غم یئمه!

صابر در سال ١٨٨۵ به آسیای میانه سفر کرد و از آنجا به ایران آمد.  در سال ١٨٨٧ با دختر یکی از اقوامش ازدواج کرد و در عرض پانزده سال صاحب هشت فرزند دختر و یک فرزند پسر شد. تامین مخارج چنین خانواده پرجمعیتی برای صابر سخت می‌شود و او ناچار به شغل صابون‌پزی می‌پردازد. هرچند این شاعر، سختی‌های زیادی در زندگی متحمل می‌شود اما از لحاظ مادی و معنوی در حق خانواده خود فداکاری‌های زیادی انجام می‌دهد. او دوست دارد همسر و دخترش هم باسواد باشند به همین دلیل به آنها خواندن و نوشتن یاد می‌دهد. دخترش سریه بعدها در خاطراتش از خوبی‌ها و فداکاری‌های پدرش زیاد می‌نویسد.

در اوایل قرن بیستم، اشعار صابر به مطبوعات آن زمان راه می‌یابد. در سال ١٩٠٣، نخستین شعرش در مجله روس شرقی منتشر می‌شود و مدتی بعد هم اشعارش را به مجله حیات ارسال می‌کند. در سال ١٩٠۶، او روزنامه ملانصرالدین را موافق با عقاید خود می‌بیند و شاعر فعال و دوست داشتنی این نشریه موفق می‌شود.
از آن زمان بود که دوستی بی‌نظیری بین جلیل محمدقلیزاده و صابر شروع شد. هر دو هنرمند، به دفاع از حقوق کارگران و قشر محروم جامعه در مقابل حاکمان دولتی و عالمان دینی پرداختند. صابر به همان اندازه که محبوب ملت بود و دوستان زیادی پیدا کرد، مورد خشم و غضب نیز قرار گرفت و حتی برخی روحانیون فتوای قتل او را صادر کردند.

علی اکبر طاهرزاده


از سال ١٩٠٧ به بعد بود که صابر صابون‌پزی را کنار نهاده و به فعالیت‌های فرهنگی و مطبوعاتی پرداخت. او پس از اخذ دیپلم در تفلیس، به باکو رفته و با روزنامه زنبور همکاری می‌کند. در سال ١٩١٠ همکاری اش را با نشریات گونش و حقیقت آغاز می‌نماید. مجله گونش، صفحه طنزی به نام پالاندوز منتشر می‌کند که آثار صابر در این صفحه، با نامهای نیزه‌دار و جوالدوز، مورد استقبال قرار می‌گیرد. همکاری او با ملانصرالدین هم در این سالها همچنان ادامه دارد.
این شاعر بزرگ در اواخر سال ١٩١٠ به بیماری ورم کبد مبتلا شده و به شماخی بر می‌گردد. در سال ١٩١١ برای معالجه بیماری به تفلیس می‌رود. اما درمان ها کارگر نبوده و او در همان سال چشم از جهان فرو می‌‌بندد. صابر را در قبرستان هفت گنبد شماخی به خاک سپرده‌اند. اشعار صابر یک سال پس از درگذشت‌اش تحت عنوان "هوپ هوپ نامه" منتشر و مورد استقبال زیادی قرار گرفت او را به حق می توان یکی از بزرگترین شعرای معاصر آذربایجان نامید.

صابر نه تنها در تاریخ ادبیات آذربایجان، جایگاهی سترگ دارد، بلکه هم چون میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامه نگار نامی و مبارز میهن مان٬ جایگاهی والا را در مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری به خود اختصاص داده است. شعرهای صابر چون پتکی بر سر محمد علی میرزای قاجار و عمله جهل و ظلم و ارتجاع زمان فرود می آمد و فریاد در گلو مانده مردمی بود که به وسیله او در روزنامه های باکو پژواک می یافت. در آن دوران روزنامه ملانصرالدین٬ به ارگان مجاهدین آذربایجان تبدیل شده بود و صابر در این میان با اشعار آتشین خود٬ آتش به دامن استبداد می انداخت. به ویژه آنجا که با به تمسخر گرفتن ممدلی میرزای قجر می گوید:
ایرانلی دئییل٬ جمله بیلیر «مند علی» یم من
گرگان جفا و ستمین چنگلی یم من
ایرانلی لارین باشلاری نین انگلی یم من
سوررام٬ ایچرم٬ قانلارینی٬ چون زلی یم من
لاشه اؤزومون٬ ات اؤزومون٬ قان اؤزوموندور
شوکت اؤزومون٬ فخر اؤزومون، شان اؤزوموندور


sabir

صابر٬ فقط مرد میدان سیاست نیست. او به خوبی علت العلل دردهای ایرانیان را می داند. جهل و نادانی که همیشه بزرگترین دشمن ایرانیان بوده و هست. از این روست که هنگامی که می خواهد آخوندهای طرفدار محمد علی میرزا(همچون میرزا هاشم در محله دوه چی) را به طعن و ریشخند بگیرد٬ از آنان به عنوان کسانی یاد می کند که خوشبختی آنان در گرو نادانی مردم است و به طعن می گوید:
تحصیل علوم ائتمه کی٬ علم آفتِ جان دئیر
هم عقله زیان دئیر؛
علم آفت جان اؤلدوغو مشهورِ جهان دیر
معروف زمان دئیر؛
پندِ پدرانه م ائشیت٬ ای ساده جوانیم
یاخما غمه جانیم؛
خوش اؤل کسه کیم٬ وِل دؤلانیب٬ داغدا چوبان دیر
آسوده همان دئیر؛


صابر یک روشنگر راستین٬ تاریکی ها و پلیدی های مردم دوران خویش را چون دملی چرکین می بیند و آنها را به سختی نشتر می زند. یکی از بزرگ ترین دردهای آن زمان- که بدبختانه هنوز هم تا حدودی هست- این بود که زنان جزو انسان ها به شمار نمی آمدند و پدر خانواده به خود حق می داد٬ هر گونه که دلش می خواهد با همسر و دخترانش و بلکه پسرانش رفتار کند. در آن دوران سیاه، پدر٬ خود داماد خویش را بدون اینکه دختر ببیند٬ انتخاب کرده و دختر بعد از رفتن به حجله بود که با مردی که قرار بود٬ یک عمر زندگی کند٬ روبرو می شد. چه دختر بچه گان بی گناهی که مجبور بودند با مردی همسن و سال پدر خویش ازدواج کنند. از این رو بود که صابر با طعن و نیش از چنین شوهری(از زبان دختر بینوا) یاد می کند:
اول گون کی آداخلادیز، اوتاندیم
اؤغلان دئدیز ارین٬ ایناندیم
ار بؤیله اؤلورموش، ایندی قاندیم
خان دؤستو٬ آمان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی
دودکش کیمی بیر پاپاق باشیندا
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا
گرچی قؤجا دیر٬ بابام یاشیندا
آمما سوراغان دی٬ قؤیما گلدی
کرداری یامان دی٬ قؤیما گلدی

هوپ هوپ

آثار
علاوه بر هوپ هوپ نامه، آثار صابر بدین گونه فصل بندی شده‌است:

    ساتیریک شعرلر (اشعار طنز) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۶
    تازیانه لر (جوابیه‌ها) ۱۹۱۱ – ۱۹۱۰
    بحر طویل لر (بحر طویل‌ها) ۱۹۰۷ - ۱۹۰۶
    مختلف شعرلر (اشعار گوناگون) ۱۹۱۱ - ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان شعرلر (اشعاری که سال انتشارآنها نا معلوم است)
    اوشاقلار اوچون شعرلر (اشعار کودکان) ۱۹۱۱ – ۱۹۰۲
    نشر ایللری بللی اولمایان اوشاق شعرلری (اشعار کودکانی که سال چاپ آنها مشخص نیست)
    ترجمه لر (برگردانها) ۱۹۱۰ – ۱۹۰۶
    فارسجا شعرلر (اشعار فارسی)
    مکتوبلار (نامه‌ها)



ترپنمه آماندیر، بالا، غفلتدن آییلما!
آچما گوزونو، خواب جهالتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
آلدانما، آییقلیقدا فراغت اولا هیهات!
غفلتده کئچنلر کیمی لذت اولا هیهات!
بیدار اولانین باشی سلامت اولا، هیهات!
آت باشینی یات، بستر راحتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای
آچسان گوزونو رنج، مشقت گوره‌جکسن
ملتده غم، امتده کدورت گوره‌جکسن
قیلدیقجا نظر ملته حیرت گوره‌جکسن
چک باشینا یورغانینی، نکبتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
بیر لحظه آییلدینسا قوتار جانینی، یوخلا
آت تریاکینی، چک،‌بابا قلیانینی، یوخلا
اینجینسه ساغین وئر یئره سول یانینی، یوخلا
ایللرجه شعار ائتدیگین عادتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!
گوز نوری‌دیر اویقو، اونو، دور ائتمه گوزوندن
یول وئرمه مبادا چیخا بیر لحظه سوزوندن
اما ائله برک یوخلاکی، حتی گئت اوزوندن
آفاقی دوتان شور و قیامتدن آییلما!
لای لای، بالا، لای لای
یات، قال دالا، لای لای!

صابر


Mən belə esrarı qana bilmirəm
Qanmaz olub da dolana bilmirəm

Axtaxana, sağda dana böyüdü
Mən böyük ollam haçana, bilmirəm

Derlər utan, heç kəsə bir söz demə
Həq sözü derkən utana bilmirəm

Neyləməli, göz görür, əqlim kəsir
Mən günəşi göydə dana bilmirəm

Şiddəti-seylan ilə baran tökür
Bir koma yox, daldalana bilmirəm

Derlər utan, hərzəvu hədyan demə
Güc gətirir dərd, usana bilmirəm

Derlər, otur evdə, nədim, kasibəm
Kəsb eləməzsəm, qazana bilmirəm

Derlər, a qanmaz, de yıxıl, ol, qurtar
He, balam, doğrusu, ay dadaş, mən dəxi
Məsləhət ondan o yana bilmirəm



وای، وای، نه یامان مشکله دوشدی ایشیم، الله!
فریادیمه یئت کیم، یانیرام آتشه، بالله!
اسلامه خلل قاتمادادیر بیر نئچه بدخواه
ایسترلر اولا بنده لرین طاغی و گمراه
ائتدیم نه یامان عصره تصادف، آمان ای وای
لا حول و لا قوة الا بالله!
مکتب لر آچیب ائیله یین احسانی- دئییرلر
مکتبده قویون «اوستولو»، داسقانی- دئییرلر
پر پوچ ائله یین چوب فلقانی- دئییرلر
دیشره چیخارین حضرت ملانی- دئییرلر
ملا قاوولا، یعنی معلم گله واه!... واه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
من آنلامیرام کیم، نولا معنای معلم
قیرخ- اللی منات پول آلا هر آی معلم
بیر تازه اصوله اولا ایفای معلم
پوللاری آلا، سؤیله یه، اوخفقای معلم
ملا اونا حسرتله چکه کوچه ده آه!...آه!...
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیر ایلدی، بیر آز چوخ دا اولور، یوخدی دماغیم
نه چاتیر الیم بیر ایشه، نه گئدیر ایاغیم
هر دن یئنی بیر سوز دانیشیر اوغلان- اوشاغیم
تاققیلدایر، آلله دا شاهیدی، قولاغیم
«پورت آرتور»، حریت، «مانجوریا» قاه- قاه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آند اولسون اوتن گونلره، دیوانه اولوبلار
اسلامه ده، ایمانه ده بیگانه اولوبلار
بالله باشیم چیخماییر آیا نه اولوبلار
حریته- مریته مستانه اولوبلار
باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه... گئنه باه باه
لا حول و لا قوة الا بالله!
آخ، آی کئچن ایللر، نولا بیر ده دولانایدین
تازه گئنه بئش یوز ایل اولونجا دایانایدین
علمی، ادبی، فضلی، کمالاتی دانایدین
ای بیلدیر، اینیش ایل، نولا اودلاره یانایدین!
تا ائیله مه ییدین ده بو غافل لری آگاه!
لا حول و لا قوة الا بالله!
بیلمم نه ایشیم واردی، باشیم هاردا قاریشدی
علم ایله بئله دوشمن اولان قوم باریشدی
تجدید وفابیرله معارفله ساریشدی
راحت یاتا بیلمم، منه غم موری داریشدی
ائتمکمی اولار بیر ده بو اویموشلاری اکراه؟
لا حول و لا قوة الا بالله!

شعر


ثرادن بیر ده لی شیطان دئیر: انسانلار، انسانلار!
نه دیر دونیانی دوتموش علم لر، عرفانلار، انسانلار!
قانان کیم، قاندیران کیم، فیض یاب اولسا عوام الناس
دوشر شان و شرف دن ملالار، ایشانلار*، انسانلار!
سئورمی اهل استبداد ملت هوشیار اولسون؟
بونا راضی اولورمو بیرنئچه وجدانلار، انسانلار!
آییلمیش رنجبرلر، آلماق ایستر حق مشروعین
نه یئرده قالمیسیز بگلر، آغالار، خانلار، انسانلار!
محررلر، مفتن لر اوسانمازلار، اوتانمازلار
بازارلار، هرزه لر، افسانه لر، هذیانلار، انسانلار!
شرارت دن چکیب ال، خیره مایل اولمایین بیر دم
کسین باشلار، الین جانلار، تؤکون مین قانلار، انسانلار!
بشر سیز، سیزده قان تؤکمک طبیعی در، جبلی دیر
بوفطرتدن اوزاقدیر، شبهه سیز، شیطانلار، انسانلار؟
دگول میحیف دل لردن غبار جهل محو اولسون
نچون هرگونده قاندان قوپماسین طوفانلار... انسانلار!
دمادم نفس اماره دئمکده اُقتل الاخوان
نچون سالم قالا باشلار، بدنلار، جانلار،انسانلار!
جهالت پرده سین چاک ائتمه یین، اوندا گؤره ر سیز کیم
ثرادیر جسم لر، هم نفس لر، شیطانلار، انسانلار!
*- ایشان: اوزبک و تاتار واعظلری




خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
وای، وای، دئیه سن بشر دگیل بو؟
بیر شکله اویان تهر دگیل بو،
آللاهی سئورسن، ار دگیل بو،
اردودی، قاباندی، قویما، گلدی!
دیداری یاماندی، قویما گلدی!
اول گون کی، آداخلادیز، اوتاندیم،
اوغلاندی، دئدیز ارین، ایناندیم!
اَر بویله اولورموش، ایندی قاندیم!
خان دوستی، آماندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
قورخدوم، آی آمان، یاریلدی باغریم
بیر نازیک ایپه ساریلدی باغریم
گوپ- گوپ دویونوپ داریلدی باغریم،
جانیم اودا یاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
دودکش کیمی بیر پاپاغ باشیندا،
آغ توکلری بللی دیر قاشیندا،
گرچی قوجادیر، بابام یاشیندا،
اما سوراغاندی، قویما گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!
ایگرنمیشم آغزی‌نین سویوندان،
قطران قوخوسی گلیر بویوندان،
لاپ دوغروسو، قورخموشام خویوندان
بیر افعدی ایلاندی، قویما، گلدی!
کرداری یاماندی، قویما گلدی!


صابیر



" قارقا و تولکو "  یا روباه و زاغ !
شعر: میرزا علی اکبر صابر


ماجرای شعر ترکی و آموزنده «روباه و کلاغ» و تبدیل آن به شعری بی محتوا و کودکانه در کتاب فارسی دوم دبستان داستان «روباه و کلاغ» از شاهکارهای ادبی «میرزا علی اکبر صابر» یکی از مفاخر آذربایجان در کتاب معروف «هوپ هوپ نامه» است که در کتاب فارسی دوم دبستان با ترجمه حبیب یغمایی بدون اشاره به نام شاعر به چاپ رسیده است!
«هوپ هوپ نامه» مجموعه ای است طنزآمیز و دربرگیرنده شعرها و قطعات با مضامین مردمی و انقلابی كه سراینده نامور آن با بهره گیری از طنز خلاق خود در جریان انقلاب مشروطیت در باره مسائل گوناگون كه می توانست برای انقلاب مطرح و مفید باشد سروده است.
میرزا علی اكبر صابر طاهر زاده در سال ۱۸۶۲ در شماخی (آذربایجان) و در خانواده ای متوسط و مذهبی به دنیا آمد. او معتقد به تأثیر شعر در بیداری اذهان مردم و آگاه كردن آن ها از وضعیت موجودشان بود. میرزا علی اکبر صابر به خاطر نوشتن شعر علیه رژیم وقت و افشای عوامفریبی آن ها زبانش بریده شد. و چون کتابش بعد از بریده شدن زبانش تمام و چاپ شد نام کتاب را «هوپ هوپ نامه» گزید؛ زیرا همان طور که در فارسی برای ساکت کردن شخصی سیس می گویند در ترکی هم «هوپ» می گویند!

داستان

سراینده واقعی «روباه و زاغ» کیست؟
کتاب های درسی دوره دبستان بدون اسم بردن از شاعر و پدیدآورنده ی این اثر، این شعر را به نام «حبیب یغمایی» در كتاب درسی به چاپ رسانده اند!
در مورد سراینده واقعی شعر «روباه و زاغ» چند نظر وجود دارد:
• شاعر فرانسوی قرن هفدهم ، ژان دو لافونتن
• یکی از داستان‌های کتاب حکایت های ازوپ است
• این شعر از شاعری روسی به نام «ایوان آندریویچ گریلوف» می باشد که حدودا در سال 1844 م فوت کرده است.
این شعر را برای اولین بار «میرزا علی اکبر صابر» شاعر آذربایجانی دوره مشروطه و صاحب کتاب «هوپ هوپ نامه» به ترکی آذربایجانی ترجمه و به نظم درآورده است.
«صابر» همان شاعری است که شعرهایش در مجله «ملانصرالدین» چاپ می شد و «نسیم شمال» به محض چاپ شعرهایش آن را به فارسی (البته بدون ذکر مأخذ) ترجمه می کرد.
در این خصوص می توان به کتاب از «صبا تا نیما» مراجعه کرد.
ترجمه فارسی این اثر از روی مضمون ترجمه ترکی «صابر» و مربوط به زمان های اخیر است و این شعر انقلابی و آموزنده بدون اشاره به نام شاعر به شعری بی محتوا تبدیل شده و به عنوان شعری کودکانه به نام حبیب یغمایی چاپ رسیده است!
قارغا و تولکو

پئندیر آغزیندا بیر قارا قارغا
اوچاراق قوندو بیر اوجا بوداغا

تولکو گؤرجک یاواش – یاواش گلدی
اندیریب باش ادبله چؤمبلدی

بیر زامان حسرت ایله قارغا ساری
آلتدان – آلتدان ماریتدی باش یوخاری

دئدی: «احسن سنه، آ قارغا آغا!
نه نزاکتله قونموسان بوداغا!

بزه دین سن بوگون بیزیم چمنی
شاد قیلدین بو گلمه یینله منی

نه گؤزه لسن، نه خوش لقاسن سن
یئری وار سؤیله سم – هماسن سن

توکلریندیر ایپک کیمی پارلاق
بد نظردن وجودون اولسون ایراق!

بو یقین دیر کی، وار سئویملی سسین
اوخو، وئرسین منه صفا نفسین!»

بؤیله سؤزدن فرحله نیب قارغا
آغزینی آچدی تا کی، ائتسین – غا

«غا» ائده رکن هنوز بیرجه کره
پئندیری دیمدیییندن ائندی یئره

تولکو فوراً هواده قاپدی یئدی
قارغایا طعنه ایله بؤیله دئدی:

«اولماسایدی جهاندا سارساقلار
آج قالاردی یقین کی، یالتاقلار»!


زاغ و روباه


ترجمه فارسی شعر انقلابی و آموزنده «روباه و کلاغ»

کلاغی که پنیری در دهان داشت
پروازکنان بر روی شاخه ای بلند نشست
وقتی روباه [کلاغ را] دید بلافاصله آرام آرام آمد
سرش را پایین انداخت و با ادب و نزاکت نشست
مدتی با حسرت به سمت کلاغ
از آن زیر سرش رو به بالا دزدکی به کلاغ زل زد
گفت: آفرین به تو ای آقا کلاغ
چقدر با نزاکت روی شاخه نشسته ای!
تو امروز این چمن ما را آراسته کردی
با این آمدنت من را شاد کردی
تو چقدر خوشگل هستی، چقدر خوش لقا هستی!
جا دارد که بگویم تو هما هستی!
موهایت مثل ابریشم و حریر می درخشد
وجودت از بدنظر دور باد!
این یقینی است که تو صدایی دوست داشتنی داری
بخوان تا نفست به من صفا بدهد!
از این حرف ها در حالی که کلاغ به خودش می بالید
دهانش را باز کرد تا بکند «غا»
هنوز یک بار «غا» کرده بود
که پنیرش از منقار افتاد
فورا روباه [پنیر را] در هوا قاپید و خورد
و به کلاغ با طعنه این گونه گفت:
«در جهان اگر آدم های خودشیفته نفهم نبود
یقینا چاپلوسان گرسنه می ماندند!»

و پاسخ صابر :
فارس شـــاعری چوخ سؤزلرینی بیـزدن آپارمیش

"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعر ، پخیل اولماز

تورکــــون مثلی ، فولکلــــوری دونیـــادا تـــک دیر

خان یور قانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

(شاعران پارسی زبان ، بسیاری از مطالبشان را از ما گرفته اند

شاعر بخشنده ای همانند صابر ، هیچگاه بخیل نمی شود

ضرب المثل ها و ادبیّات عامیانه ترکی در دنیا تک است و همتایی ندارد

در روستا ضرب المثل است که لحاف ارباب، لحاف یا دوشکی مندرس نیست "هیچگاه از ارزش نمی افتد " )





داستان چوپان دروغگو نیز که در کتابهای دوره دبستان آورده شده است توسط میرزا علی اکبر صابر سروده شده است.
اصل شعر ترکی یالانچی چوبان (چوپان دروغگو) از میرزا علی اکبر صابر:

بیر چوبان بیر گون ائتدی داغدا هارای
جاناوار وار دئدی گلین ای وای

اهل قریه یوگوردو داغ طرفه
گئتمه سین تا قویون قوزو تلفه

بونلاری مضطرب گؤرونجه چوبان
گولمه یه باشلادی دئدی : یاران

سیز بونو سانمایین حقیقت دیر
داماغیم گلدی ، بیر ظرافت دیر

بینوالار قاییتدی لیک چوبان
گئنه بیر گون داغ اوزره قالدی فغان

جاناوار وار دییه باغیردی گئنه
قریه اهلین کمک چاغیردی گئنه

کندلیلر ائتدیلر دوباره هجوم
گئنه اولدو یالانلیغی معلوم

دوغرودان بیر زامان به عزم شکار
قویونا گلدی بیر نئچه جاناوار

هرچه داد ائیله دی چوبان یاهو
ائشیدنلر دئدی یالاندیر بو

بو سبب دن هارایه گئتمه دیلر
اونا هئچ اعتناده ائتمه دیلر

جاناوارلار یئدی بوتون قویونو
ایشته اوغلوم یالانچی لیق اویونو

باق یالانچی تانیلدی چونکه چوبان
دوغرو دئرکن سوزو تانیلدی یالان

هرگز اوغلوم یالان دئمه کی خدا
دوست توتماز یالانچی نی ابدا

هم ده خلق ایچره حرمتین اولماز
عزتین قدر و قیمتین اولماز

چوپان دروغگو

چه خوش گفته است شهریار شیرین سخن:
فارس شاعیری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش
صابیر كیمی بیر سوفره لی شاعیر بخیل اولماز
توركون مثلی، فولكلورو دونیا-دا تك دیر
خان یورقانی، كند ایچره مثل دیر، میتیل اولماز



لینک مشاهیر آذربایجان




دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : شاعر , ترکی , مشاهیر , مفاخر آذربایجان , داستان ترکی , تورکی , صابیر ,


نویسنده : تبریز قارتال سه شنبه 22 دی 1394, 11:23 ب.ظ
خسته قاسم

اگر برای این مفاخر بزرگ آذربایجان و ترکی زبانان ایران کاری ارزشمند صورت نمیگرد لااقل فقط معرفی کوتاهی کنیم شاید دلمان کمی آرام گیرد!

خسته قاسم

خسته قاسم (به ترکی آذربایجانی Xəstə Qasım) شاعر، عارف و فیلسوف دوره افشاریه، (۱۷۶۰-۱۶۸۴ میلادی)، متولد و در گذشته تیکمه‌داش می‌باشد. او یکی از ستونهای استواری موسیقی عاشیقی است. در آوازهای سروده شده توسط خسته قاسم حضور عنصر عرفان، در شکل شکایت از دنیا، چیرگی دارد. مثالی از ساخته‌های خسته قاسم، با ترجمه شهربانو قایاقیزی:

گل بیر سندن خبر آلیم    سلیماندان قالان دونیا
ازلی گول کیمی آچیب     آخیریندان سولان دونیا ...
خسته قاسیم قالیب ناچار      بو سیرری بس کیملر آچار
گلن فونار قونان کؤچر     هئی سالیرسان تالان دونیا


(بیا از تو سوال کنم      ای دنیائی که از سلیمان باقی‌ماندی
ای که در اول مثل گل باز شده     در آخر پژمرده شده ...
خسته قاسم مغشوش مانده      این راز را چه کسی کشف می‌کند
کسی که می‌آید می ماند و آنکه می‌ماند کوچ می‌کند  ای دنیائی که همیشه نابود می‌کنی)

تیکمه داش

آثار
از آثار خسته قاسم می‌توان به «دورما جون» و «بیون » اشاره کرد. حسین ساعی دو جلد کتاب، تحت عنوان‌های عاشیق خسته قاسیم  و من قاسیمام سینه‌م حاقین کلامی،  را در مورد خسته قاسم نوشته است. کتاب دیگر در این زمینه عاشیق خسته قاسم است

مقبره خسته قاسم در ۷۵کیلومتری جاده تبریز به بستان آباد در شهر تیکمه داش در آذربایجان شرقی واقع شده است. این مقبره شامل یک ورودی و گنبدخانه‌ای هشت ضلعی است؛ و درطول سال شاهد بازدید هنردوستان از نقاط مختلف ایران، آذربایجان و سایر کشورهای همسایه می‌باشد.


Ay ariflər, bir tərlanım uçubdur
Sağ əlimdən sol əlimə alınca
Onu tutan xeyrü-bəhrin görməsin
Mən yazığın naləsi var dalınca

Xəstə Qasım deyir qalmadı tabım
Qızılgültək çəkilibdir gülabım
Cədvəlkeş Quranım, qırx cild kitabım
Zərnişanlı qələmdanım necə olsun


شاعر خسته قاسم

بیر ائله کیشی‌نین توت اته‌ییندن،
بیل سنه ایمدادی اول ائیلر-ائیلر.
ذرّه‌‌جه اوستونده اولسا نظری
یئردن داش گؤتورسن، لعل ائیلر-ائیلر.
بؤهتان دئمه، بؤهتان توتار آدامی،
قول ائیلر، بازاردا ساتار آدامی.
جهنّم اودوندان بئتر آدامی
یوخسوللوق یاندیرار کول ائیلر-ائیلر.
عاقیل اینسان دئمز هر گؤردویونو،
دالدالار دوشمندن وای دردیگینی،
گؤرمزسن ناکسین پای وئردیگینی،
وئرسه ده، تؤهمتین بول ائیلر-ائیلر.
خسته قاسیم دئیر سؤزون بو باشدان،
پای اومما قوهومدان، یاددان، قارداشدان،
اؤزون امک چکسن، سو چیخار داشدان،
اریدر داغلاری یول ائیلر-ائیلر.

ترجمه :
کمکت می کند
ازدامن مردی بگیر که
بدانی کمکت خواهد کرد
ذره ای هم نظرش به تو باشد
سنگی که از زمین برمی داری لعلش می کند
بهتان نگو، بهتان دامن آدمی را می گیرد
او را مثل برده در بازار می فروشد
از آتش جهنم هم بدتر
فقر آدمی را می سوزاند و خاکستر می کند
آدم عاقل هرچه که می بیند به زبان نمی آورد
از دشمن پنهان می کند دردی را که به او رسیده است
سهمی را که ناکس می دهد نمی بینی
اگر هم بدهد منتش را فراوان می کند
خسته قاسم حرفش را از حالا می گوید
از فامیل و دوست و یاور انتظار کمک نداشته باش
اگر خودت تلاش کنی از سنگ آب جاری می شود
تلاشت کوه را ذوب کرده راه هموار می سازد

آرامگاه شاعر

اوبالاریمیز صف-صف اولوب یوکله‌نیر،
باشی آلا قارلی داغلار، قال ایندی.
بیز ایچمه‌دیک آبی-کؤوثر سویوندان،
سویوق سولار، تر بولاقلار، قال ایندی.
بی وفاسان، هئچ گؤرمه‌دیم وفان، یار،
تیفیل ایکن چوخ چکمیشم جفان، یار،
من اؤلنده کیملر سورر، صفان، یار،
فرش دؤشنمیش آغ اوتاقلار، قال ایندی.
1 ساده

بی وفاسان، وفان یوخدو دونیادا،
آشنانین سیررینی وئررسن یادا.
شامامانی دردیررسن خوریادا،
سبزه-بوستان، ساری تاغلار، قال ایندی.
خسته قاسیم، تامام اولدو سؤزلریم،
عشق اوجوندان کاباب اولدو گؤزلریم،
قریب یئرده، یاد اؤلکه‌ده گؤزلریم،
وطن دئییب آغلا، آغلار قال ایندی.



دؤرد درویش ایسته‌رم، احمدی-لزگی،
دۆنیانین بوْیونجا یاشی بیر اوْلا.
یئمز، ایچمز، ذکری-شۆکور ائیله‌یر،
اوْنلارین کلمه‌سی، ایشی بیر اوْلا.
بیر اوْتاق ایسته‌رم، گۆموشدن کانی،
اوْنون کرپیجینی گتیرن هانی؟
بیر حئیوان ایسته‌رم قێرخ ایکی جانی،
باشی قوْلتوغوندا، دؤشو بیر اوْلا.
بیر نر ایسته‌یه‌رم گؤتوره داغی،
اوْوسارینی چکه الیینن ناغی،
آلتمیش مین بوْستانین، یئتمیش مین تاغی،
سئکسن مین بینانین داشی بیر اوْلا.
خسته قاسیم دئیر: نئچه مین نئچه،
سئکسن مین داروازا، دوْخسان مین کۆچه.
بیر عالیم ایسته‌رم بۇ سیرری سئچه،
هر بیری مین کلمه، باشی بیر اوْلا.



دلی کؤنول, من‌دن سنه امانت,
دئمه بو دونیادا قالیم یاخشیدی.
بیر گون اولار, قوحوم, قارداش یاد اولار,
دئمه ئولوسوم وار, ائلیم یاخشیدی.
بیر مجلیسه وارسان اوزونو اویمه,
شیطانا باج وئریب, کیمسیه سؤیمه,
قوت‌لی اولسان دا یوخسولو دؤیمه,
دئمه کی, زورلویام, قولوم یاخشیدی.
قوچاق‌دان اولوبسان, قوچاق اولگونان,
قادا‌دان, بالا‌دان قاچاق اولگونان,
آشیق اول, جومرد اول, آلچاق اولگونان,
دئمه, واریم چوخدور, پولوم یاخشیدی.
خسته قاسیم, کیمه قیلسین دادینی?
جانی چیخسین, اوزو چکسین اودونی,
یاخشی ایگید یامان ائتمز آدینی,
چونکی یامان آددان اولوم یاخشیدی.


Dəli könül, məndən sənə əmanət

Demə bu dünyada qalım yaxşıdı
Bir gün olar, qohum, qardaş yad olar
Demə ulusum var, elim yaxşıdı
Bir məclisə varsan özünü öymə
Şeytana bac verib, kimsəyə söymə
Qüvvətli olsan da yoxsulu döymə
Demə ki, zorluyam, qolum yaxşıdı
Qoçaqdan olubsan, qoçaq olgunan
Qadadan, baladan qaçaq olgunan
Aşıq ol, comərd ol, alçaq1 olgunan
Demə, varım çoxdur, pulum yaxşıdı
Xəstə Qasım, kimə qılsın dadını
Canı çıxsın, özü çəksin odunı
Yaxşı igid yaman etməz adını
Çünki yaman addan ölüm yaxşıdı


Xəstə Qasım

کؤحنه شاماخینین سئیرین ائیلدیم,

ال دیممیش تزه باغ‌لار قالیبدی.
ائله کؤچوب گئدیب ئولوسو, ائلی,
ایشلنممیش آغ اوتاق‌لار قالیبدی.
فلک, شاد کؤنلوم‌دن آلما حوسی,
آییرما یاریم‌دان, توتارام یاسی,
نئجه اولدو بو سئیوانین یییسی?
درد-قمی وار, تامام آغلار قالیبدی.
خسته قاسیم ایدیم, شاها دئیی‌لی,
چرخی-فلک, سن‌دن منم گیلیلی,
ائله کؤچوب گئدیب بیوفا لیلی,
بیرجه مجنون, بیر ده داغ‌لار قالیبدی.



اوچ گوندور چیخمیشام او تیکمه‌داش‌دان,
قاپینا گلمیشم جانیم الیمده.
آیاغین تورپاغی, قووما قاپین‌دان,
سیزیلدارام گیریبانیم الیمده.
شئیدا بولبول کیمی یامان آغلارام,
سینم باشین دویون‌لرم, داغ‌لارام.
لزگی1 کیمی یوز آشیغی باغ‌لارام,

اگر اولسا سوخن‌دانیم الیمده.
خسته قاسیم, کسیلیب‌دیر خیتابیم,
قیزیلگول تک چکیلیب‌دیر گولابیم.
بوللور قاش‌لی, قیزیل اوزلو کیتابیم,
یوخدور ذر‌لی قلم‌دانیم الیمده.



بیر نازه‌نین سئودیم مکتبخانادا,

حاق کلامین دیل ازبر‌دن اوخوردو.
الینه آلمیشدی عشقین کیتابین,
منیم درسیم دیل ازبر‌دن اوخوردو.
من تانیرام اوز یاریمی نفس‌دن,
اول سبب‌دن کؤنلوم دوشمز هوس‌دن.
طاوس کیمی صدا وئرر قفس‌دن,
بولبول کیمی خوش دفتر‌دن اوخوردو.
خسته قاسیم کؤمک دیلر مؤولا‌دان,
ناز قمزه‌سی آشیق‌لاری آلدا‌دان,
حیا ائیلر, حجاب ائیلر موللا‌دان,
گاه یاواش‌دان, گاه هوندور‌دن اوخوردو.

شعر ترکی

تعریف‌لی گؤزل‌لر گل ها گل اولدو,
یاشیل‌لی, زرباف‌لی, آللی سنم, گل!
اووچونو گؤرنده مارال باخیش‌لی,
آی اوزو بیرچک‌لی, خال‌لی سنم, گل!
آشیق اودور بیر سؤز دئسین اوزون‌دن,
عالم بادا گئدر آلا گؤزون‌دن.
دانیشاندا شکر دامار سؤزون‌دن,
قایماق دوداق‌لاری بال‌لی سنم, گل!
خسته قاسیم دئیر: هنک هنک‌لی,
آغ اوزونده قوشا خال‌لار بنک‌لی,
اتلاس نیمتنه‌لی, ایپک کؤینک‌لی,
اوستو باشی تیرمه شال‌لی سنم, گل!



آی آغا‌لار, گلین سیزه سؤیلییم,
عزل یاخشی اولار, یار آشنالیغی.
سن سئوه‌سن, یارین سنی سئومیه,
اولار بولبول ایله خار آشنالیغی.
باغبان اودور زحمت چکه, اللشه,
سالدیغی باغ چیچکلشه, گوللشه.
اگر گوجسوز گوجلو ایله گولشه,
اولار ترلان ایله سار آشنالیغی.
خسته قاسیم قم الین‌دن مست اولا,
اهلی-درویش خیرخا‌سیندا پوست اولا,
بیر آدام کی, لوخما ایله دوست اولا,
اولار یاغیش ایله قار آشنالیغی.


کهلیک لر
من گئدیرم ،سیزی کیمه تاپیشیرم،
دام اوستونده دوران سونا کهلیک لر.
آل-یاشیل گئینیب ، تیرمه باغلاسیز
نه گیریبسیز دوندان-دونا کهلیک لر.
فره کهلیک داغ باشیندا سس ائیلر،
قاقیلدا شیب بیر بیریله بحث ائیلر،
بیلرم توی ائیلر ، یوخسا یاس ائیلر.
قایناغین باتیرمیش قانا کهلیک لر.
کهلیگین اویلاغی قایالار باشی،
قاققیلداشیب تاپلاتر یولداش-یولداشی.
بره سی برک اولسا اووچوسو ناشی،
دوز چیخارلار بداخشانا کهلیک لر.
گؤزه ل کهلیک داش اوستونده دوروبدوز،
گردن چکیب ، نئچه بوینون بوروبدور،
هیچ بیلمیرم ، اوچوسونمو گؤروبدور،
اوز توتدولار بیابانا کهلیک لر.
هر ایکینیز یاشیل باشلی سوناسیز،
مینم گیزلی دردیم پنهان قاناسیز،
آیریلیریق ساغلیغینان قالاسیز،
"قاسیم" گئدیر داغیسانا کهلیک لر.

تنها یک میدان به اسم خسته قاسم در تیکمه داش
بستان آباد


قال ایندی

اوبالاریمیز صف-صف اولوب یوکله نیر،
باشی آلا قارلی داغلار قال ایندی.
بیز ایچمه دیک ، درده درمان سو یوندان،
سویوق سولار، بوز بولاقلار قال ایندی.
بی وفاسان،هئچ گؤرمه دیم وفانی،
طیفیل ایکن چوخ چکمیشم جفانی،
بوندان سونرا کیملر سوره ر صفانی،
فرش دؤشنمیش آغ اوتاقلار قال ایندی.
بی وفاسان،وفان یوخدور دونیادا،
دوستون سیرینی وئریریرسن یادا،
ترشاماما دردیرسن خوریادا،
سبزه بوستان ، سارس تاغلار قال ایندی.
"خسته قاسیم" تمام اولدو سؤزلریم.
عشق اوجوندان کباب اولدو گؤزلریم.
غریب یئرده، یاد اؤلکه ده گؤزلریم.
وطن دئیبب آغلا، آغلار قال ایندی.



منه
بارات گئجه سینده اوستومه گلدی
گؤستردی اوزنو ، ماهتاب منه ،
ایکی ملاکه دن نور دیرکلندی،
نمایان گؤروندو آفتاب منه،
ازلدن اوخودوم ذکر خدامی،
دیلیمده ازبر دیر حقین کلامی،
مبارک دستینده بلوردان جامی،
بیر قدحده ایکی جوره آب منه ،
باشیم بلالیدیر گؤزو یاشلیام.
قولاغ آسساز من دردیمی باشلییام،
آتام ایراهیمدیر ، تیکمه داشلییام،
اوردا سالینیبدیر رختخواب منه .
"خسته قاسم" دئیر دست رست اولدوم،
شاه الینده باده ایچیب مست اولدم،
بیر نئچه گون شیخ صفی ده بست اولدوم،
اوندا بیان اولدو دؤرد کتاب منه



بیر بولبول ، بیر یارپاق ، بیرده خار
بو اوچو بیر اولسا ، گولده گیزله نیر
بیر آتش ، بیر آلاو ، بیرده کؤز
بو اوچو بیر اولسا ، کولده گیزله نیر

او نئجه قوشدورکی ، یاز گلر باغا
سینه می چکیبلر دویونه داغا
بیر شانا ، بیر بافتا ، بیرده بیر جیغا
بو اوچو بیر اولسا ، تئلده گیزله نیر

او نئجه قوشدور کی قایادا سکر
جایناغی نئشتردیر ، قانیمی تؤکر
بیر نوغول ، بیر نابات بیرده بیر شکر
بو اوچو بیر اولسا ، دیلده گیزله نیر

او نئجه قوشدور کی ، آناسین امر
هاوادا دؤور ائدر شمس ایله قمر
بیر قیلینج ، بیر خنجز ، بیرده بیر کمر
بو اوچو بیر اولسا ، بئلده گیزله نیر

آلادیر گؤزلری شهلای نرگیز
سنین تک بیر گؤزل بولانماز هرگیز
بیر یولاق ، بیر حووض ، بیرده کی کهریز
بو اوچو بیر اولسا ، گرلده گیزله نیر

خسته قاسم


چرخی فلک منله یامان باشلادی
نه چوخوموش آهی زاری دونیانین
باغبان اولدوم گیردیم دونیا باغینا
حئیف کی یوخوموش باری دونیانین

ازلدن دوست ائتدی منی قاندیردی
یالان ساتدی اوره گیمی یاندیردی
درد منی چولقادی بوش دولاندیردی
هئچ یوخویموش اعتباری دونیانین

خسته قاسم دئییر اوزوم گولمه دی
حکیم لقمان درده درمکان بیلمه دی
گؤزومون یاشینی کیمسه سیلمه دی
تؤکولدو باشیما ناری دونیانین


نه دانام ایندی
یادی صرصر ائله اسدی زمیمه
نه سونبولوم قالدی نه دانه م ایندی
درد آنلاماز، بی وفا یار یولوندا
آدیم رسوای اولدو نه دانام ایندی

پروانه تک منده یاندیم آ ، یاغدا
یار گلدی اوزومه ، اولدو آی عاقدا
درده دوشدوم کؤمگه بو ایاقدا
نه نادانیم گلر نه دانام ایندی

خسته قاسم یار قاپیسی بو دردی
اورگیمین آچان گولون بو دردی
غمخوار اولوب چکمک اوچون بو دردی
نه آتام وار منیم نه آنام ایندی

این شعر آخر از خسته قاسم واقعا ویرانگر بود...


لینک پست جناب حمال تبریز
لینک پست مقبره دو کمال
لینک پست خاقانی شروانی
لینک پست نظامی گنجوی
لینک پست کریمی مراغه ای
لینک پست پروین اعتصامی
لینک پست صائب تبریزی
لینک پست دستخط شهریار
لینک پست عماد الدین نسیمی
لینک پست رومی و شمس تبریزی

http://www.medeniyyet.az/new/?name=content&content=9196

دسته بندی : آذربایجان , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : شاعر آذربایجان , مشاهیر , اشعار ترکی , تیکمه داش بستان آباد , شعر خسته قاسم , Khasta Qasim ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات