تبلیغات
تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان - مطالب ابر مهاجران آذربایجان
 

تبریز ویکی لینکلر

 
تبریز مادر شهر بخش 2
نظرات |

آنچه که دیگران از «تبریز» دارند
(نقش تبریزیها در عمران و آبادانی سایر شهرها)

خلاصه ای از کتاب تبریز مادر شهر (آنچه که دیگران از تبریز دارند) از آقای رسول داغسر و نیز تصاویر و نقشه هایی قدیمی را از کتابچه های مختلف مانند آقای خاماچی و نقاشیهای شاردن و دیگر تصاویر را انتخاب نمودیم.

لینک مطلب تبریز مادر شهر بخش 1

بخش دو

تالیف: رسول داغسر- مترجم و مدرس

تبریزیها در اصفهان، تهران و ...
همین نقش در مورد اصفهان پایتخت صفویه در بیش از یک و نیم قرن بعد از آن نیز صدق می‎کند. اصفهان بعد از انتقال کرسی پایتخت به آن از سوی شاه عباس اول و سیاستهای ویژه وی در جهت توسعه و ساماندهی شهر مورد رغبت خیل نخبگان و خبرگان از سراسر کشور قرار گرفت. دکتر نزهت احمدی(54)

تبریز قدیم

در مقاله خود به نام «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» می‎نویسد: «اصفهان پس از آن که به پایتختی صفویان برگزیده شد به ابرشهری تبدیل شد که شکوه و جلال آن زبانزد خاص و عام گشت... حال این پرسش مطرح است که این دستاوردهای عظیم مادی و معنوی تنها به دست ساکنان بومی شهر و در اثر محوریت سیاسی آن انجام پذیرفت یا آنکه عوامل دیگر و افراد دیگری نیز در جهش این شهر نقش داشته‎اند... در میان جلال و شکوه اصفهان دوره صفوی با گزینش آن به پایتختی و در نتیجه سیل مهاجرت نخبگان سراسر کشور به این شهر رابطه‎ای معنی‎دار وجود دارد.... بی‎شک انتخاب اصفهان به پایتختی و محوریت سیاسی آن در این تحولات بی‎تاثیر نبوده است اما می‎بایست به نقش مهاجرانی که به این شهر آمدند نیز توجه کرد.»(55) از سوی دیگر ابعاد مهاجرت نیز گسترده و به صورت گروههای بزرگ و پرجمعیت بوده است بطوریکه جمعیت شهر اصفهان را به شدت تحت تاثیر قرار داده و در واقع اصفهانی‎ها در شهر خود به اقلیتی 20 درصدی تبدیل شده‎اند! دکتر شفقی می‎نویسد: «توسعه اصفهان عصر شاه عباس چنان شتابان بود که جمعیت 80000 تا 100000 نفری آن در اندک مدتی به شهر نیم میلیون نفری تبدیل گردید».(56) متعاقب کنکاش بیشتر متوجه می‎شویم که سهم آذربایجان از این میان ویژه است.
«در میان مهاجرانی که به این شهر آمدند، مهاجران تبریز –پایتخت اولیه صفوی- جایگاهی در خور توجه دارند... »(57) این مورد از افت شدید جمعیت در تبریز در آن سالها نیز مشهود است. جمعیت تبریز که تا اواخر قرن شانزدهم و علیرغم حملات مکرر عثمانیها و از دست دادن موقعیت مرکزی در جغرافیای تحت حاکمیت صفویان در عین پایتخت بودن، حدود 350 هزار نفر(58) بوده است، به کمتر از 100 هزار نفر در نیمه نخست قرن هفدهم رسیده و جمعیت اصفهان از 100- 80 هزار نفر به حدود نیم میلیون نفر رسیده است.

اصفهان
بناهای اصفهان

پروفسور عون‎الهی می‎نویسد: «با انتقال پایتخت صفویه به اصفهان، با فرمان شاه عباس اول شعرا، نقاشان، معماران، خطاطان، موسیقی‎شناسان تبریز به این شهر کوچ داده شدند.» (59) دکتر شفقی می‎نویسد: «وسعت و جمعیت این محله نوبنیاد (محله تبریزیها یا عباس آباد) چنان بالا بود که می‎توان با موازین علمی و شهرسازی قرن ما آن را شهرک نوبنیاد آن عصر تلقی کرد... تعداد مساکن عباس آباد بنا به نوشته شاردن ده‎هزار و رستم‎التواریخ آن را 12000 باب با سردرهای عالی که همه دارای نقش و نگار بوده یاد کرده‎اند و اگر بعد هر خانوار را حداقل 5 نفر محاسبه نماییم جمعیت آن بالغ بر 50000 نفر و اگر 10 نفر محاسبه نماییم بالغ بر 100000 نفر می‎شد که عددی است نسبت به وسعت شهرک قابل‎قبول و غیرقابل‎اغراق.»(60) جدولی که ماساشی هانه دا بر اساس گزارشات شاردن از محلات مختلف تهیه نموده است نیز حاکی از بزرگی قابل توجه محله عباس آباد می باشد. بر اساس این جدول بیشترین تعداد خانه ها در میان محلات اصفهان متعلق به جلفا و در درجه دوم متعلق به عباس آباد بوده است.(61)
در اینجا سوالی به این مضمون حادث می‎گردد که؛ آیا این مهاجرتها بنا به میل خود افراد بوده یا اینکه اجباری و مبتنی بر اراده و اوامر شاهانه بوده است؟


اصفهان نصف جهان اگر که تبریز نباشد
[http://www.aparat.com/v/XlgBN]

فیلم کامل مراسم آن به ترکی در تبریز
[http://www.aparat.com/v/amJUn]

مراسم رونمایی کتاب شناسنامه تبریز دکتر علی پولاد -تهران
[http://www.aparat.com/v/hsjnP]


دکتر نزهت احمدی(62) معتقد است که عمده این مهاجرتها به میل خود افراد بوده است. وی مینویسد: «زمان دقیق مهاجرت و چگونگی مهاجرت تبریزیان به اصفهان به درستی مشخص نیست. اما بر اساس شواهد می توان حدس زد که پس از حمله های مکرر عثمانی به تبریز و ناامنی های حاصل از آن عده ای ترک وطن کردند. بی شک یکی از گروههایی که شاید بیش از دیگران در خطر بودند تاجران بزرگ و صاحبان ثروت بودند ... بیشتر می‎توان چنین تصور کرد که آنان در اولین حرکت خود قزوین پایتخت جدید را برگزیدند و پس از آن که پایتخت توسط شاه عباس به اصفهان منتقل شد آنان نیز به اصفهان کوچ کردند» (63) لیکن عون‎الهی از فرمان شاه عباس مبنی بر کوچ  شعرا، نقاشان، معماران، خطاطان، موسیقی‎شناسان تبریز به این شهر خبر می‎دهد. (64) شاردن نیز از کوچانده شدن تبریزیان به اصفهان و سکنای آنها در این شهر سخن رانده است. (65)
به نظر می‎رسد هر دو عامل (کوچ انسانها به میل خود و نیز در راستای اوامر شاه) در این مهاجرتها نقش داشته‎اند ولی آنچه که مشهود است این که شاه‎عباس حداقل در ابتدای امر فرامینی در این راستا مخصوصاً مهاجرت نخبگان و خبرگان از آذربایجان صادر نموده و پیگیر مساله بوده است. (66)
و البته مهمتر از کمیت این مهاجران، کیفیت آنها بوده است. «شهرک عباس‎آباد در حقیقت زائیده اقتدار سیاسی و اقتصادی و علمی آن عصر بوده است و گروهی از تبریزیهای تاجرپیشه، هنرمند و سیاستمدار ساکنین اصلی آن را تشکیل می‎دادند. ... محله عباس‎آباد بواسطه نوبنیادی و زیبایی، محل زندگی سفرا و نمایندگان سیاسی خارجی نیز بود. انگلبرت کمپفر سیاح آلمانی در سفرنامه خود می نویسد: ما هم دو بار منزل خود را عوض کردیم تا سرانجام در عباس آباد که از محلات جدید و تمیز شهر است و در آن با آبرومندی و آسایش می توان زندگی کرد سکنی گرفتیم. ... زیباترین خیابانها در حومه جدید شهر یعنی عباس‎آباد قرار دارد و پس از آن به ترتیب جلفا و در مرحله آخر شهر قدیم قابل ذکر است.» (67)

شاه گلی
فیروزه جهان اسلام نمونه شاهکار معماری شیوه آذربایجان در تبریز
مسجد

البته از منابع موجود چنین برمی آید که محله عباس آباد در جریان حمله افاغنه دچار آسیب شدید شده و اهالی آن کشته و یا پراکنده گشته‎اند. «حمله افاغنه در 11 محرم سال 1135 ق.= 1723 م. به فتح اصفهان منجر شد... منابع تاریخی بیان‎کننده این واقعیت است که با حمله افاغنه به اصفهان محله عباس‎آباد بیش از سایر نقاط شهری مورد تهاجم دشمن قرار می‎گیرد، چه افاغنه ... نزدیک‎ترین و ثروتمندترین محله شهر که عباس‎آباد بود مورد هجوم خود قرار داده و بدینوسیله این قسمت از شهر آسیب زیادی می‎بیند و ساکنین مرفه و تاجرپیشه آن، مهاجرت را بر اقامت ترجیح دادند و همین تخلیه و بی‎توجهی، خرابی مادی (کانال آب‎رسانی) را موجب گردید و باغات محله نیز ویران گردید».(68)  البته این موضوع، از ارزش نقش این مهاجران (که گل سرسبد پایتخت صدها ساله سابق کشور بودند) در آثار بجای مانده از صفوی که بخش عمده دارائی اصفهان از ابنیه تاریخی را تشکیل می‎دهند نمی‎کاهد.
یکی از مهمترین سولاتی که در این خصوص منتظر پاسخی اقناع‎کننده و مستدل می باشد این است که میزان دقیق و درست نقش این مهاجران در دارایی مادی و معنوی شهر که بخش بزرگی از آن امروز نیز زینت‎بخش این شهر زیباست دقیقاً چه بوده است؟ چگونه می‎توان ردی از این مهاجران و آثار آنها جستجو کرد؟ متاسفانه منابع ما به طرز شگفت‎آوری از لحاظ پرداختن تفصیلی به اسامی معماران و آفرینندگان آثار معماری بسیار ضعیف هستند ولی نقش اصلی مهاجران در آبادانی این شهر با توجه به هم کمیت و هم کیفیت آنها در اصفهان مسلم است. از این میان شعرا و ادبا بدلیل خلق آثار نوشتاری، نامی از خود بجای گذارده‎اند.

نقشه معروف مطراقچی از تبریز و تفسیر آن - روی تصویر کلیک کنید
مطراقچی

دروازه های تاریخی شهر تبریز - هشت دروازه هشت بهشت
قلعه تبریز

حسین چلبی متخلص به زاهد، میرزا حسن متخلص به تاثیر، میرزا عرب متخلص به ناصح، میرزا مقیم شاعر متخلص به جواهری، چلبی بیگ ابن میرزا علی بیگ متخلص به فارق، محمدامین بن زیادالدین تبریزی متخلص به خازن، لسان شیرازی، ملا عبدالباقی، حشری تبریزی، عصری تبریزی، طغرایی، حاجی علیرضا بیگ تبریزی، صائب تبریزی، علاالدین و قوسی از شعرا، خطاطان و ادبای تبریزی بودند که به خلق آثار در اصفهان ادامه دادند(69) از میان این مهاجران آثار صائب، لسان، قوسی در شعر و علیرضا عباسی (یا تبریزی)، عبدالباقی و علاالدین در خوشنویسی امروز نیز در قالب دیوانها، دفاتر شعر، کتیبه های سردر مساجد مشهوری چون مسجد امام اصفهان و ... قابل مشاهده است. کتیبه‎های سردر و کتیبه بزرگ کمربندی داخل گنبد مسجد شیخ لطف‎ا... به خط ثلث مورخ به سال ۱۰۱۲ هجری نیز اثر اوست. «(از وزرای شاه عباس) خواجه جلال‎الدین تبریزی و خواجه جمال‎الدین تبریزی از مردمان تبریز هستند. وی (محمد حسن مستوفی، زبده‎التواریخ) همچنین از محمدبیگ تبریزی در شغل منشی‎گری و از مولانا محمدحسین تبریزی و ملا علابیگ تبریزی و میرزا علی‎رضا تبریزی به عنوان خوشنویسان دربار و از حکیم ابوالفتح تبریزی مشهور به حکیم کوچک که از زمره اطباء ملازم شاه بوده است یاد می‎کند.»(70)
علیرضا عباسی که استاد و هنرمند دربار و مورد توجه ویژه شاه عباس بود، سبک خاصی را در این شهر پیاده نموده و دوست و شاگرد وی معین مصور نیز در اواخر همین قرن راه او را ادامه داده است. تبریزیها مخصوصاً در هنر مینیاتور مهارت خاصی داشته‎اند. نقاشی مینیاتور «مهر و مشتری» که امروز در Free Galery واشنگتن نگهداری می‎شود از سوی عصار تبریزی در سال 1523 میلادی و در بخارا کار شده است.

نقشه قدیمی تبریز

نقشه قدیمی شهر تبریز

با اندکی دقت در آثار بجای مانده می توان به وجود برخی تناقضات در اشاره به اهلیت برخی از افراد متشخص نیز پی برد. در خصوص پسوندهای اهلیت اشخاص در آن دوره، دکتر سیروس شفقی صائب را مثال زده و چنین آورده است:  «صائب هم شاعر و هم تاجر بود و در محله تبریزیها (عباس آباد) زندگی می کرد، غزلیاتی دارد که مطالعه آن ما را به وضع اقتصادی، اجتماعی، هنری دوران زندگی خود آشنا می سازد. او هم به حکم شاه عباس اول در اصفهان سکنی گزید و غالبا هم اگر در اصفهان به دنیا می آمدند به حکم انتساب خانوادگی، عباس آباد را از خاک تبریز می شمردند و خود را تبریزی می‎خواندند. مؤلف قصص‎الخاقانی هم که مأخذ قابل اعتمادی است در این باب صراحت دارد و اگر دیگران او را اصفهانی خوانده‎اند ناچار از باب سکونت و توطن در عباس‎آباد بوده است، ورنه با وجود تصریح خود او در انتسابش به تبریز چه جای شبهه تواند بود. پدرش میرزا عبدالرحیم نیز بنا به مشهور از کدخدایان معتبر و تجار تبریز بود.(71) حتی گاهاً به مواردی برمی‎خوریم که نتیجه غرض‎ورزی تاسف‎بار طیف خاصی از پژوهشگران است. در این مثال دقت کنید: «سبک معماری اصفهانی آخرین سبک معماری ایران است. خاستگاه این شیوه شهر اصفهان نبود، ولی در آنجا رشد کرد و بهترین ساختمان‌های این شیوه در اصفهان ساخته شد.» نویسنده این جملات در سطور بعدی مقاله خود به شکل اکراه‎آمیزی به نقش سبک تبریز (که از آن با عنوان «شیوه‎ی آذری» نام می‎برد!) در آفرینش و توسعه سبک اصفهان اشاره کرده است!(72)
در اینجا ذکر این نکته نیز بجا خواهد بود که در تمامی معتبر عصر صفوی، ضمن اینکه به لبنانی‎الاصل بودن «شیخ بهائی» عالم، ادیب و نابغه شهرسازی زمان خود و شیخ لطف‎ا... (عالم دینی دوره شاه عباس) اشاره شده است، اطلاعات موثّقی در خصوص اصلیت و محل تولد معمار مشهور «علی اکبر اصفهانی» وجود ندارد. به عبارت دیگر پسوند اصفهانی، بدلیل سکونت او در این شهر به وی نسبت داده شده است.

اشغال تبریز

روسها در تبریز

در واقع به «نقش تبریزیها در عمران و آبادانی سایر شهرها» در ایران علیرغم اهمیت خاص آن، بصورت موضوعی مستقل پرداخته نشده و از لحاظ مطالعات تاریخی مهجورتر از ترکیه است، در حالی که ابنیه اصفهان و تهران متأخرتر از استانبول و سایر شهرهای یاد شده در این مقاله هستند.
خدماتی که شاهان و اهل فن آذربایجانی به این شهر نموده‎اند تقریباً تمامی سهم شهر از ابنیه تاریخی را تشکیل می‎دهد.(73) البته در این شهر زیبا هیچ سازه شهری مثل خیابان، میدان، مدرسه، پارک و ... با نامهایی چون شاه عباس، تبریز، اردبیل، صفویه و غیره مزیّن نیست و هیچ مجسمه‎ای از فرمانروایان صفوی یا بزرگان غیراصفهانی در هیچ جا نمی‎توان دید و این در حالی است که مجسمه‎های شاه هخامنشی به عنوان سوغاتی برای بازدیدکنندگان از این شهر (بالاخص خارجیان) در مغازه‎ها به فروش می‎رسد!
شاید یکی از علل این مقوله، نهادینه شدن تعبیر خاصی از تاریخ و ماهیت ایران است که در دوران پهلوی نخست به سرعت و با صرف هزینه‎های کلان به جامعه تزریق شد(74) و زمینه فکری تمامیت خواهی را شکل داد و همین پدیده است که امروز نقش صنعتگران تبریزی در سازه‎های حکومتی و اداری تهران (بویژه عهد قاجار) و اصفهان و غیره را حتی برنمی‎تابد.(75)
نام تهران بعد از انتخاب آن به عنوان پایتخت کشور ممالک محروسه ایران از سوی آقامحمدخان قاجار در 11 جمادی‎الاول 1200 هجری قمری که مصادف با نوروز بود در منابع تاریخی آمده و بر نام همسایه قدیمیتر جنوبی خود، «ری» سایه انداخته است.(76)

نخستین بنای تاریخی تهران دیواری بوده است که در سال 964 هجری قمری از سوی شاه طهماسب به دور این آبادی کشیده شده است. در همان تاریخ با احداث بازار و مسجد جامع در آن وجهه شهری به تهران داده شده است. سیدحسین حجّت بلاغی در اثر خود «گزیده تاریخ تهران» به نقل از معجم‎البلدان می‎نویسد: «اینجا از قدیم محل سکونت بوده ولیکن بدلیل دوری راه بین قزوین و قم، صفویان در این مکان محلی برای استراحت و دفاع تاسیس نمودند که این نیز به نوبه خود امنیت محل را تامین و موجبات توسعه آن را فراهم آورد.(77)

نقاشی معماریهای سیل بندها و پلها وقتی تبریز درگیر سیلهای شدید بود
نقاشی شاردن

نقاشی تبریز

 علیرغم تمامی اینها، بر اساس اطلاعاتی بدست آمده از اسناد و مدارک موجود، تهران تازه در اواخر قرن نوزدهم قرن بیستم میلادی یعنی بیش از یک قرن پس از انتخاب آن به عنوان پایتخت به پای تبریز رسیده و شروع به پیشی گرفتن از آن نموده است.(78)  و علت اصلی کسب عنوان «شهر اولینها» از سوی تبریز را همین جمعیت بالا، با درصد افراد اهل فن و حساس به مسائل کشوری بیشتر تشکیل می‎دهد که برای جذب پدیده‎های مدرن صرفه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فراهم می‎نمود.
و اینجاست که سوالی بزرگ پیش پایمان ظاهر می‎گردد بدین صورت که: دلیل این احتشام تبریز چه بوده است؟ یا اینکه: شهرهایی مثل تهران، آنکارا، بغداد، مشهد و اصفهان که امروز هرکدام در جایگاهی فراخور خود قرار دارند، در تمام این قرون مذکور در چه وضعیتی بوده‎اند؟ یا ...
پروفسور عون‎الهی به نقل از منابع خود می‎نویسد: بعد از اسقاط بغداد از سوی هلاکوخان در سال 1258، اهمیت تبریز در تجارت بین‎الملل سیر صعودی به خود گرفت... تبریز در سال 1265 از سوی هلاکو به عنوان پایتخت امپراتوری اعلام شد. در این زمان امپراتوری ایلخانیان در شرق تا مصر و در غرب تا آمودریا گسترده بود.(79) در دوره غازان‎خان دو دروازه اصلی بود. یکی از آنها به سمت آسیای صغیر باز می‎شد و نام «روم قاپیسی» را بر خود داشت. دیگری به سمت اصفهان بود و «عراق قاپیسی»(80) نامیده می‎شد.(81) اکثر اهالی تبریز به امور پیشه‎وری و تجارت اشتغال دارند.
هر شغلی برای خود دکان، غرفه و راستاهای مخصوص دارد. مثلاً قالایچی بازاری (رویگران)، پاپاق تیکنلر بازاری (کلاه‎دوزان)، یهر قاییرانلار بازاری (رکاب‎سازان)، پیچاقچیلار بازاری (چاقوسازان)، قیلینج‎چی‎لار بازاری (شمشیرسازان)، طبیلچیلر بازاری (طبل‎سازان)، نال‎بندلر بازاری (نالبندان)، دمیرچیلر بازاری (آهنگران)، و ...(82)  تصادفی نیست که سلطان سلیم تعداد 1700(83) صنعتگر تبریزی را به همراه خانواده‎هایشان به استانبول انتقال داد. اکثر آنها در کار ساخت سلاح سرد متخصص بودند.(84) در جای دیگری عنوان می‎دارد که تفنگ نیز از مدتی پیشتر جزو صنایع رایج در تبریز بود.(85)

معماری استحکامات در تبریز
معماری قدیم

شهر تبریز

ما در منبع تاریخی برای نخستین بار در سال 1529 به وجود متخصص توپ‎سازی به نام شیخی با پیشوند توپچی‎باشی برخورد می‎نماییم که نشان می‎دهد با توجه به توپچی باشی بودن وی، این صنعت هرچند نه در سطح اروپا ولی از پیشتر در تبریز معمول بوده است.(86) در جای دیگری عنوان می‎کند که به فرمان شاه عباس اول متخصصین توپ‎ساز در اصفهان جمع آورده می شوند(87) و مجموع اینها، پندار رایج مبنی بر آموزش ساخت توپ و تفنگ با ایران در زمان شاه عباس اول و توسط برادران شرلی را رد می‎کند. تبریز دارای زرگران مشهوری نیز بود. اولیا چلبی می‎نویسد: متخصصین کامل اینجا در عرصه های نقاشی، رسامی، زرگری و خیاطی در هیچ جای دیگری نیست. شکل اعلای هر کاری در این شهر موجود است.»(88) شاردن نیز ضمن بحث از بازار تبریز بسیار به موضوع زرگری در این بازار می‎پردازد.(89)
تبریز مهمترین مرکز تجاری ممالک محروسه بوده و «در دهه سی قرن هفدهم در اصفهان پایتخت صفویه 24، قزوین 3، کاشان 5- 4 و یزد 3 کاروانسرا وجود داشت در حالیکه در دهه چهل همین قرن به وجود 300- 200 کاروانسرا در تبریز اشاره شده است.(90) جیوانی باتیستی ایتالیایی که در سال 1585 در تبریز بوده است می‎نویسد: قلمرو دولت صفوی به هفت ایالت تقسیم شده بود. خراسان با مرکزیت هرات ایالت سوم و آذربایجان با مرکزیت تبریز ایالت چهارم حساب می شد. شاه از آذربایجان و خراسان بیشتر از ایالت عراق با مرکزیت اصفهان و ایالت عجم با مرکزیت شیراز درآمد به دست می‎آورد.(91)


براستی تبریز مأمن و گهواره بزرگان آذربایجان و ایران است
مقبره الشعرا

تمامی اینها مسلماً متاثر از پایتخت بودن این شهر در برهه‎های مختلف و مخصوصاً دوره تقریباً متوالی بیش از چهارصد ساله (531- 960 هجری قمری؛ دولتهای: اتابکان آذربایجان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قاراقویونلو، آق‎قویونلو و صفوی) از سوی امپراتوریهای بزرگ بوده و این خود بدلیل موقعیت ویژه جغرافیایی آن و استعداد اقلیمی شهر و منطقه در پرورش انسانهای فرهیخته، آزاده، هنردوست، هنرمند و اهل فن تحقق یافته و می‎یابد.
حتی «علیرغم (تغییر پایتخت و) سیاست تهجیر علما و شعرای تبریزی از سوی شاه عباس صفوی و سلاطین عثمانی، شهادت برخی از آنها در جریان محاربه‎ها و یا آواره شدن برخی دیگر در دیار خود، تبریز باز در اواسط قرن هفدهم به عنوان مرکز تمدن آذربایجانی مشهور بود».(92)
خاقانی شیروانی شاعر مشهور آذربایجان در قرن دوازدهم مدتی در تبریز زندگی کرده است. وی در یکی از اشعار خود می‎گوید:
دییشیم من نئجه بو وصلیمی هجران ایله؟
بیر ائدیم جنتیمی آتش سوزان ایله؟
بو بهشت تبریزی ترک ائله مم عالمده
قاییدیب انس توتام بیر داها شیروان ایله(93)
معماری سبک تبریز به عنوان شاخه ای قدرتمند از معماری آذربایجان با دایره تاثیر وسیع در قرون 17- 13 میلادی، در ارتباط نزدیک با ممالک اسلامی تکوین و توسعه یافته است. این نیز به نوبه خود در غنا بخشیدن به معماری ممالک شرق اسلامی و توسعه آن نقش مهمی ایفا نموده است.(94)

شهرسازی قدیم

نتیجه
تبریز در قرون 16-12 به مدت حدود چهارصد سال پایتخت دولتها و امپراتوریهای بزرگ اتابکان آذربایجان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قاراقویونلو، آق‎قویونلو و صفویان بوده و قبل از آن نیز در برهه‎های مختلف مرکزیت سیاسی دولتها یا خان‎نشینهای محلی را برعهده داشته است. به عبارت دیگر هیچ شهر دیگری در ایران به این اندازه مرکزیت سیاسی را عهده‎دار نبوده است. علیرغم ناملایمات بسیاری که این شهر بدلیل موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود و مؤلفه‎های دیگر با آن در طول تاریخ روبرو بوده است، بزرگی و احتشام قابل توجه و منحصر به فردی از خود به نمایش گذاشته است. از دست دادن موقعیت مرکزی در جغرافیای کشور متبوع نیز با گذشت صدها سال از اهمیت و احتشام آن نکاسته و تنها چیزی که امروز آن را رنج می‎دهد، تبعات سیاست تحریم نانوشته این شهر که از سوی اربابان خارجی پهلوی پدر به وی تلقین شد و با هدف دور داشتن این شهر و مردم قهرمان‎پرور آن از معادلات سیاسی کشور برای اعمال کنترل بهتر بر منابع غنی این کشور و استعمار انحصاری آن انجام گرفت می‎باشد. البته عزم مردم و مسئولین فهیم، شریف و میهن‎پرست این خطه بر چنان نیات و ذوات فائق آمده و شهر یکبار دیگر در مسیر پیشرفت قرار گرفته است. تبریز همواره مستعد پرورش خبرگان و اساتید حرفه و نخبگان اندیشه و تولید و قهرمانان میهن‎پرست بوده و شهرهای دیگر را نیز از دارائی خود مستفیض ساخته است. موارد مربوط به استانبول، بورسا، اصفهان، ازنیک، دمشق، یزد، مشهد، تهران و حتی سمرقند، بغداد و قاهره که در این مقاله به آنها اشاره شد شاهدی بر این مدعاست.
با این اوصاف به نظر می‎رسد –ضمن پیگیری درست سیاستهای جذب- هرگونه اقدام در جهت تمرکز بر پرورش نخبگان و خبرگان بومی و حفظ آنها از سوی مسئولین عاشق، لایق و شریف این کلانشهر و حتی جهانشهر خیلی بیشتر از جذب استعدادهای خارجی منشاء خیر خواهد بود.
تاریخ گواهی می‎دهد که جایگاه والا، همواره شایسته و برازنده شهر تبریز بوده است.
پایان کلام را با دو بیت شعر خواهم آورد که یکی از آنها به نوعی مرتبط با موضوع مقاله و مندرج در محراب مجموعه یئشیل بورسا است و علیرغم وجود نظریاتی مبنی بر اینکه منظور استادان تبریزی، ظلمی بوده که بر حامیشان ایواز پاشا رفته است، در واقع هنوز به صورت معما و منتظر حل شدن(95) باقی است:
«پنداشت ستمگر این ستم با من کرد         در گردن او بماند و بر من بگذشت»(96)
و شعر دیگر البته متعلق به شهریار شعر و ادب، شاعر ملی ایران مرحوم محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار است:
«شهر تبریز است و پیر روزگار         سرگذشت او بهین آموزگار
شهر تبریز است و مهد انقلاب         آشیان شیر و شاهین و عقاب».

شعر

پی‎نوشتها:
54-    عضو هئیت علمی گروه تاریخ دانشگاه الزهراء تهران
55-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، صص: 30- 17
56-    چکیده مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، چکیده مقاله دکتر شفقی، صص: 79-78
57-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، صص: 30- 17
58-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 200
59-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص:244
60-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ عضو هیئت علمی گروه جغرافیا دانشگاه اصفهان، ص: 544
61-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، ص: 25
62-    عضو هیئت علمی گروه جغرافیا دانشگاه اصفهان
63-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، ص: 21
64-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص: 244
65-    سفرنامه شاردن، جان شاردن، ج 4، ص: 1547
66-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ صص: 545- 544
67-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ ص: 542
68-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ صص: 551- 537: «ناامنی و کشت و کشتارهای بزرگ باعث گردید که این شهر حداقل با نیم میلیون جمعیت کم‎کم از رونق افتاد و وسعت خود را از دست داد بطوریکه در عصر ناصرالدین‎شاه جمعیت شهر به 50000 نفر تقلیل یافت... عباس‎آباد از سال 1320 شمسی به بعد با توسعه شهر اصفهان رشد یافت و به منطقه مسکونی تبدیل گردید ... ولی از تجار تبریزی در آن دیگر خبری نیست».
69-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 244
70-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «جایگاه مهاجران تبریزی در اصفهان (پایتخت صفوی)» از دکتر نزهت احمدی، صص: 30-17
71-    مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، مقاله «محله تبریزیها یا تبریز نو (عباس آباد) نخستین شهرک‎سازی عصر شاه عباس اوّل در اصفهان» از دکتر سیروس شفقی؛ ص: 543
72-    «در نوشته‌های غربی، ویژگی‌های شیوه‌ اصفهانی با عنوان شیوه‌ صفوی، افشاری، قاجاری و زند آمده است. ... پسرفت کامل (سبک مذکور) از زمان محمدشاه آغاز شد. از آن زمان به بعد، دیگر شیوه‌ای جانشین شیوه‌ اصفهانی نشد و با وجود تلاش‌هایی که برای حفظ رشته‌ معماری در ایران شد، دیگر معماری آن سیر و روند تکاملی پیشین را پی نگرفت. ویژگی‌های این شیوه چنین است: ١- ساده ‌شدن طرح‌ها، در بیشتر ساختمان‌های این دوره، فضاها یا چهارپلو (مربع) هستند یا مستطیل؛ ٢- در شیوه‌ی تبریز با به ‌کارگیری هندسه‌ای قوی، طرح‌های پیچیده‌ای ساخته شد اما در شیوه‌ اصفهانی، هندسه‌ ساده و شکل‌ها و خط‌های شکسته بیشتری به‌کار رفت؛ ٣- در نهرنگ ساختمان‌ها، نخیر و نهاز (پیش‌آمدگی و پس‌رفتگی) کمتر شد، ولی پس از رواج این شیوه، ساخت گوشه‌های یخ در ساختمان رایج‌تر شد؛ ٤- پیمونه‌بندی و بهره‌گیری از اندام‌ها و اندازه‌های یکسان در ساختمان دنبال شد؛ ٥- سادگی طرح‌ها در بناها هم آشکار بود. ... نیارش تنگی زمان و کم‌شدن معماران چیره‌دست در این شیوه، کیفیت ساختمان‌سازی را بسیار پایین آورد. دیگر همانند گذشته، ساختمان‌ها را پایدار و ماندگار نمی‌ساختند. یکی از ویژگی‌های نیارشی در معماری ایران این بود که معماران ما همواره به نشست ساختمان در روند ساخت و اثر آن بر نماسازی توجه می‌کردند؛ زیرا همان‌طور که می‌دانیم ساختمان به‌مرور زمان نشست می‌کند. در شیوه‌ی رازی زبوه و نما (سفت‌کاری و نازک‌کاری) با هم انجام می‌شد؛ یعنی کار به‌شکلی «همچین» ساخته می‌شد و برای اینکه ساختمان یک‌دست نشست کند، زبره را با نما به‌ طور هشت (برآمد) و گیر (گود و فرورفته) یا با هم چفت ‌و بست می‌کردند. اما در شیوه‌ی تبریز، چون در ساختن شتاب داشتند، زبره و نما جداگانه ساخته می‌شد. این روش در شیوه‌ اصفهانی نیز پیگیری شد و شاید از دید فنی روش درست‌تری هم بود. همچنین، در این شیوه، همه‌ گونه‌های تاق‌ها و گنبدها به‌کار برده شد. گنبدهای گسسته‌ میان‌تهی در بیشتر ساختمان‌های این شیوه دیده می‌شود.» معماری مساجد در دوره صفویه، مریم حیدری، از اینترنت. خانم حیدری احتمالاً به سهو، بجای «سبک تبریز» از «شیوه‎ی آذری» (؟!) استفاده نموده است! در حالیکه چنین واژه‎ای اصلاً مربوط به دوره پهلوی و به عنوان کد رسمی بجای واژه ترک، ترکان آذربایجان ابداع گردیده است. بدلیل کمبود منبع مجبور به استفاده از این گونه داده‎ها شده‎ایم.
73-    مساجد شیخ لطف الله، امام، جارچی، آقانور، ملاعبدالله، سرخی، مقصودبیک، بازار قیصریه، سماورسازها، زرگرها، تفنگ سازها، مقصودبیک، سرای لله بیگ و بازار کاشان، عمارت عالی قاپو، پل الله وردی خان، پل خواجو، کاخ هشت بهشت، کاخ چهل ستون، خیابان چهارباغ، کلیسای وانک، حمام جارچی، دردشت، ساری تقی (یا سارو تقی) و حمام فین در کاشان، سد قهرود، کاروانسرای عباسی و ... به فرمان و زیر نظر شاهان صفوی و با نقش پررنگ اهل تخصص و هنر تبریزی آفریده شدند. به جز آتشکده و پل شهرستان، بقیه آثار باستانی این شهر نیز (مثل تالار تیموری یا منار جنبان) مربوط به سلجوقیان، ایلخانان و قاجار می‎باشد. نگارنده
74-     نگاه کنید به «تاریخ بیست ساله ایران» اثر حسین مکی، «از قاجار به پهلوی» و «قحطی بزرگ» اثر محمدقلی مجد، «فراماسونری در ایران» از اسمائیل رایین و ...
«از سوی دیگر تسلط مطمئن به منابع نفت و جغرافیای استراتژیک آن و به حاشیه راندن آن قسمت از جغرافیای قومی با معرفه های متفاوت اجتماعی و هوشیار به وقایع سیاسی برای همیشه جهت اعمال کنترل کامل و مطمئنتر و کم هزینه تر، جزو پایه های اصلی سناریویی بود که در غیبت شوروی تازه انقلاب کرده توسط عوامل رویاهای آنگلوساکسونی به سرعت به مورد اجرا گذاشته شد. بطوری که برای پیشبرد سریع و مطمئن برخی امور، اقداماتی به انجام رسید که به بهای جان میلیونها انسان تمام شد.» 500 سال فرسایش زمان در چالدران، رسول داغسر، ص 109
75-    نگاه کنید به نقش فراماسونها در تاریخ معاصر ایران، حسین ملکی، مخصوصاً صص: 333- 280
«امپریالیسم انگلیس که با گسترش این مکتب خیانت، عنکبوت‎وار برای شکار عناصر سفله و زبون‎مایه، به تنیدن تارهای دام‎گستری در جامعه ایرانی پرداخته بود، فرومایگان بسیاری تربیت کرد و پست‎ترین این مزدوران را در اساسی‎ترین ارگان‎های دولتی و رفیع‎ترین مقامات درباری گماشت و همراه ذخایر زیرزمینی و منابع طبیعی، شرف و فضیلت ملی و هویت انسانی و معنوی ایرانیان را نیز به غارت برد!» همان، ص 388
76-    شهر ری از قدیم‎الایام به سبب قرار گرفتن بر روی شاهراه اصلی ابریشم، یکی از شهرهای مهم منطقه بوده است. این شهر مخصوصاً بعد از انتخاب به عنوان پایتخت از سوی ارطغرل سلجوقی شاهد رونق بی سابقه در قرن دوازدهم میلادی بود. نگاه کنید به «گزیده تاریخ تهران» اثر سیدحسین حجت بلاغی. برج طغرل به عنوان یادگار این دوران، امروز در گوشه‎ای از شهر در میان کوچه‎های بی‎ریخت، بی‎اعتنا مانده و آخرین بار که اینجانب در شهریور ماه سال 1392 قصد دیدار از آنجا را داشتم و البته موفق به ورود نشدم یک افغانی نگهبانی آن را بر عهده داشت.
77-    «گزیده تاریخ تهران»، سیدحسین حجّت بلاغی، ص: 11
78-    «تبریز در آنزمان ... از حیث وسعت و کثرت جمعیت اولین شهر ایران محسوب می شد و سفرای دول اروپایی در تبریز به سر می برند در صورتیکه تهران پایتخت کشور بود... تبریز نسبت به تهران یک شهر متجدد بشمار می آمد و مردم تبریز از ازمنه قدیم با اروپائیان محشور بودند... دکتر بارنز انگلیسی که در سال 1833 میلادی و پنج سال بعد از انعقاد عهدنامه ترکمانچای در ایران سیاحت کرد نوشته که جمعیت شهر تهران بیست و پنج هزار نفر است ولی تبریز بنا بر نوشته همان جهانگرد انگلیسی چهارصدهزار نفر جمعیت داشته است.» دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری، ژان یونیر، ص 682- 681. «جمعیت آن (اواسط دهه دوم قرن بیستم میلادی) هفت‎میلیون و ششصدوپنجاه هزار نفر و دارای نود و نه نقطه شهری است... جمعیت تهران پایتخت حدود 350000 نفر، تبریز ولیعهدنشین 300000 نفر، اصفهان 80000 هزار نفر، مشهد 70000 نفر و ...» «ایران و قضیه ایران»، لرد کرزن: ص 200 به بعد
79-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 66
80-    منطقه مرکز و غرب ایران کنونی شامل استانهای کرمانشاه، ایلام، همدان، لرستان، اصفهان، مرکزی، قم و فارس در گذشته با نام عراق عجم خوانده می‎شده است. نگارنده
81-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 91. بعد از فتح استانبول توسط مسلمانان نام «روم قاپیسی» به «اسلامبول» یا «استانبول قاپیسی» تغییر یافت. جا دارد از زحمات شهرداری در خصوص بازسازی و تعمیر این دروازه‎ها و مخصوصاً اقداماتی که علیرغم برخی نامهربانیها منجر به خواهرخواندگی دو شهر تبریز و استانبول گردید از طرف خود قدردانی نمایم. نگارنده
82-    همان، ص 127
83-    باید خاطرنشان ساخت که این رقم از سوی برخی از تاریخ‎پژوهان به صورت 3000 نفر آورده شده است. نگارنده
84-    همان، ص 138
85-    همان، صص 153- 145
86-    همان، ص 148
87-    همان، ص 151
88-    همان، ص 151
89-    شاردن جلد 2، ص 409
90-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، ص 191 به نقل از تاورنیه ص 66
91-    همان، ص 196 به نقل از جیوانی باتیستی
92-    اورتا عصرلرده تبریز شهرینین تاریخی، پروفسور سیدآقا عون‎الهی، صص: 244- 243
93-    همان، ص 238 به نقل از دیوان خاقانی شیروانی، تهران 1338 شمسی، ص 226. خاقانی شیروانی در سال 1199 در 79 سالگی در تبریز وفات نموده و در مقبره سرخاب، سمت چپ راهی که به طرف باغ بَییم می‎رود دفن گردیده است. همان. (نام وی در میان شعرایی موجود در مقبره‎الشعرا آورده شده است. نگارنده)
94-    همان، ص 252 به نقل از جعفر قیاسی
95-    مراد بارداکچی، حریت، 17/10/2004 میلادی: مراد بارداکچی می‎گوید برخی از تاریخ‎پژوهان در ترکیه منظور این نوشته را به مظالم تیمور در 1402 ربط می‎دهند ولی با منطق سنخیت ندارد. زیرا اولاً تیمور در واقع ظالم نبوده است، ثانیاً بعد از تیمور عثمانی سالها درگیر کشمکشهای داخلی بوده است و بجای انتخاب راه آسان باید دنبال یافتن منظور واقعی نویسندگان بود.
96-    مفهوم شعر در نوشته‎های ترکی به این شکل آمده است: ستمگر گمان کرد که مرا مورد ظلم و اجحاف قرار داده است، لیکن این ظلم بیش از آنکه بر من موثر افتد، وبال گردن او گردید.

منابع:
9-    مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین، به اهتمام دکتر مقصودعلی صادقی، ناشر: دبیرخانه همایش- دانشگاه تبریز، 1384

10-    عدد ابنیه، شمار نفوس از دارالخلاف تا تهران 1311- 1231 خورشیدی، سیروس سعدوندیان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1380
11-    سفرنامه شاردن، جان شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، نشر توس، تهران، 1374، جلد 4
12-    نقش فراماسونها در تاریخ معاصر ایران، حسین ملکی، نشر اشاره، تهران، چاپ دوم، 1389
13-    Life and Works of Tebrizli Ali honored as the chief architect at attoman empire, Bilal Dedeyev- Tofiq Necefli ve Ramazan Uslu; Turkish Studies-  International Periodical For The Languages, Literature and History of Turkish or Turkic Volume 9/4 Spring 2014, p. 329- 340, ANKARA- TURKEY
14-    “Erken Osmanlı Devrinde Tebrizli Usta Gruplarının İzi Nasıl Sürülmeli?”, Yrd. Doç. Dr. Mustafa Beyazıt, Pamukkale Üniversitesi- Denizli, Journal of History Studies, Volume 6, Issue 3, April 2014
15-    “Siyasi- Kültürel İlişkiler Çerçevesinde Tebrizli Çini Ustaların Anadolu Yolculuğu (1419- 1433), Mustafa Çağan Keskin, Belleten, 279, Türk Tarih Kurumu, Ankara, 2013

لینک پست تبریز شهر اولینهاست
لینک پست اولینهای تبریز



مرتبط با : تبریز * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان
برچسب ها : تبریزیها-اصفهان-مهاجران آذربایجان-دوره صفویه-بناهای تاریخی-میراث فرهنگی-نقشه مطراقچی-
نویسنده : تبریز قارتال
تاریخ : جمعه 13 شهریور 1394
زمان : 01:30 ب.ظ
:: گردشگری با چادرهای اوبا عشایری در آذربایجان شرقی
:: شب قدر و شعر علی
:: جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند
:: هتلهای ارزان قیمت برای مسافران تبریز
:: سوغات آذربایجان غربی و اورمیه
:: جلیل مثنی سماور ساز با مس تبریز
:: دوربین تبریز لینک 71 ( گلجار و دویجان مرند )
:: قدرتمندی زبان ترکی
:: شهروند لینک آذربایجانی 67 (عکاس آقای ایرج خانی)
:: افتتاح مرکز تجارت جهانی WTC تبریز
:: دوربین تبریز لینک 70 ( ضیافت لاله ها در تبریز )
:: موزه فوتبال در تبریز
:: دوربین تبریز لینک 69 ( گجیل و یادمان شمس )
:: یوسف رفیعی بیرامی مخترع و آیناز حاجی سهل‌آباد ورزشکار از تبریز
:: سیل بی انصاف
:: درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News
:: شهرک خاوران تبریز
:: هرگلان طبیعتی بکر و زیبا در دل عجب شیر
:: دوربین تبریز لینک 68 ( شهناز و والمان تبریز )
:: دیدن معشوقه شهریار در سیزده بدر
:: مسافران نوروزی در تبریز پایتخت گردشگری
:: شهروند لینک آذربایجانی 66 (عکاس آقای باقر محرمی)
:: عید نوروز یا ارگنه قون 1396
:: جشن نوروزگاه در بازار تاریخی تبریز
:: کشف های جدید در محوطه ارگ علیشاه تبریز
:: آداب چهارشنبه سوری ترکها ، تورکلرین چرشنبه دبلری
:: سفر نوروزی به نگین تمدن ایران زمین ، استان آذربایجان غربی
:: مرکز تجارت اطلس تبریز بعد از افتتاح
:: Urmia City Night in West Azerbaijan province
:: معضل حاشیه نشینی تبریز ، علل و راهکارها


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ