تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال جمعه 25 بهمن 1398, 08:30 ب.ظ

کمال الملک نقاش تبریز

استاد علی اصغر پتگر در سال ۱۲۹۲ شمسی (مطابق شناسنامه ۱۲۹۷) در تبریز به دنیا آمد.

پدرش مشهدی حسن کلاهدوز، به کلاهدوزی و پوستین دوزی اشتغال داشت و با خانواده خود یک کارگاه قالی بافی را نیز اداره می کرد. در همان مکان علی اصغر و برادر کوچک ترش جعفر، بتدریج با طرح و رنگ آشنا شدند و تمایل و توانایی بسیار در نقاشی از خود نشان دادند.

وی تحصیلات ابتدائی را در تبریز گذراند و به همراه برادرش تحت تعلیم استاد میرمصوّر ارژنگی، از نقاشان سرآمد تبریز و دانش آموخته نقاشان روسی و نقاشی واقع گرا، به آموختن نقاشی پرداخت.


پتگر


سپس در ۱۴-۱۳۱۳ همراه برادر خود – جعفر- و به سفارش و توصیه میرمصوّر، تبریز را به بهانه آموزش نقاشی و کسب علم از محضر استادان مدرسه صنایع مستظرفه، با کالسکه به قصد تهران ترک کرد.

مدرسه صنایع مستظرفه (هنرهای زیبای کنونی) آن زمان که هنوز دانشگاه در ایران تأسیس نشده بود، حکم دانشگاه را داشت و نقاشانی مانند علی محمد حیدریان- حسین خان شیخ و اسماعیل آشتیانی، از اساتید آن روزگار بودند.


حضور او در تهران مقارن با اوج نقاشی کمال‌الملکی و شاگردان اوست. آموزش دیدگان این مدرسه که در شهرهای دیگر به تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه – از روی شکل مدرسه پایتخت – روی آوردند، از پی اندیشه کمال‌الملکی، رو به واقع گرایی و طبیعت نگاری آورد.

در حقیقت با نوعی نقاشی که بیش تر به معنابخشی و ارتباط همگانی نزدیک بود، عنوان نقاشان سبک کلاسیک «از نوع کمال الملکی» نام گرفتند؛ و این در شرایطی بود که با به پایان رسیدن قرن و شروع قرن جدید، هویت جهان سوم به دو شقه قبل (کلاسیک) و اکنون (نو – مترقی – جدید) تبدیل شده بود.


علی اصغر پتگر


در مدرسه نقاشی تبریز نیز میرمصوّر و دیگران تأکید داشتند که نقاشی به منزله تغییر چیزها یا از چهره انداختن چیزها نیست، بلکه مجازی کردن حقیقت بیرون از تابلو است، تا جایی که شخصیت درون تابلو- که غالباً نیز باید تهی‌دست و فقیر باشد- نفس کشیدنش به نظر آید و در حقیقت، اشیا آن چنان به جلوه گری درآیند که گویی قابل استفاده‌اند.

این نوع آموزه‌ها در نوجوانی، علی اصغر را خبره کپی‌کاری و به عینه کشیدن دنیای بیرون بر بوم کرد، آن چنان که در نخستین روزهای حضور در پایتخت توانست در نقاشخانه «جهان نما» مشغول به کار شود.

این نقاشخانه از اولین تابلوسازان سردر مغازه‌های لوکس تهران بود، و به واسطه رفیع حالتی نیز پرده‌های نمایش نامه‌های گراند هتل و چند محل نمایش دیگر را سفارش می‌گرفت.

علی اصغر علی رغم کار در نقاشخانه، به سرعت وارد جریانات هنر نقاشی در پایتخت می‌شود. حسین شیخ، که جوان‌ترین معلم مدرسه مستظرفه است، روزهایی از هفته را در کافه قنادی لاله زار با شاگردان و نقاشان جوان دیگر مجلس‌آرایی می‌کند.

با شناخت حسین شیخ، علی اصغر وارد هنرستان هنرهای مستظرفه می‌گردد و از همو -که عکاسی خبره و درجه یک نیز هست- عکاسی می‌آموزد.


زندگینامه پتگر

نقاش معروف

هنرمند تبریزی

ازدواج

پتگر نقاش


حضور پتگر با شاگردان دیگر در گروه گردی‌های حسین شیخ، از اتفاقات مهم هنر نقاشی در دهه دوم قرن جدید در تهران است. علی اصغر پس از گذران چندسال در مدرسه با کسب مدرک مراحل عالی آموزش، از آن جا فارغ‌التحصیل می‌شود.

او در عین حال که حرمت استادان را پاس می داشت، از نظام آموزشی و شیوه تدریس محافظه کارانه آن ها چندان خرسند نبود، لذا به محض دریافت مدرک لیسانس به اتفاق برادرش جعفر، اولین کلاس آزاد نقاشی در ایران را درخیابان نادری- کوچه نوبهار- در سال ۱۳۱۹ پایه‌گذاری کرد، که بعدها محل دیدار بسیاری از هنرمندان شد. از جمله:

اسماعیل آشتیانی، علی‌ اکبر صنعت زاده، حسین خان شیخ، صادق چوبک، منوچهر ویشکایی، وارطانیان، منوچهر شیبانی، جلیل ضیاپور، جعفر شریعتمداری (درویش)، صادق هدایت، نوشین، سیمین بهبهانی‌، سیمین دانشور، رهی‌ معیری، پروین اعتصامی، شین پرتو، شهریار، نیما، و بزرگ علوی شد.


به علت حضور او به عنوان معلم در هنرستان بانوان، دختران تهرانی به آموزشگاه آزاد او هجوم آوردند. کارگاه او را نیز اولین کلاس آزاد نقاشی بانوان در ایران می‌دانند؛ و با توجه به سال تأسیس (۱۳۱۹) او را باید از جمله اولین خدمت گزاران به فرهنگ بانوان در ایران جدید دانست.

فروغ فرخزاد، کلارا آبکار، شوکت شقاقی، بهجت صدر، منیژه مساعد، ژینوس هاشمی،‌ مهربانو زندشاهی و هنرمندان بسیار دیگری نیز در کلاس پتگر آموزش می‌دیدند.

کودکان مارالان تبریز

مارالان


۱۳۲۰-۲۵- تبریز، بازار صاحب الامر (رنگ و روغن ۱۸۰*۱۲۰)

تبریز قدیم


۱۳۲۲- خیابان سرچشمه (رنگ و روغن، ۱۱۰*۸۲)

یکی‌ از معروفترین آثار (ا- پتگر)، که با محله گازران و - بازار صاحب الامر ، ۳ اثریست که به روایتی مردم نگارانه قلمداد شده است.
در همان کارگاهی که اصغر و جعفر با هم در طبقه دوم خانه در سرچشمه اجاره کرده بودند و در زمانی‌ که اصغر در حال کار روی تابلوی سرچشمه بود،
جعفر در گوشه دیگری از اتاق پیرمردی را مدل کرده بودند و در حال ساخت تابلوی رفوگر بودند.

سرچشمه تبریز



۱۳۲۳- محله گازران – تبریز (رنگ و روغن، ۱۱۰*۸۲)

(ا- پتگر) پراکنده به مدت ۵ سال روی این تابلو کار کرده اند.
بین ۱۳۱۲-۱۴ تا ۱۳۱۸ که او در مدرسه صنایع مستظرفه تهران درس میخواند، هر سال تابستان همراه با جعفر برادرشان به تبریز و خانواده‌شان سر می‌زدند.
(تابلوی بازار صاحب الامر هم در طی‌ این سفر‌ها تحقیق و به تصویر کشیده شده است). ظاهراً (ا- پتگر) از حدود ۱۳۲۲-۲۳ دیگر به تبریز بازنگشتند، تا ۱۳۴۷
که با ایراندخت ستوده آخرین سفرشان به تبریز- و اولین سفر ایراندخت به آنجا- را انجام دادند.

گازران


در ۱۳۲۰، علی اصغر و جعفر نام فامیلی خود را از برادران اکبری به پتگر تغییر دادند و او تخلص (ا- پتگر) را برگزید. پیش تر در کلاس‌های تاریخ تمدن، «پتگر» این کلمه‌ فارسی پهلوی را از استادش کسروی شنیده بود، که به معنای تصویر و تصویرگر است.
در حقیقت کار حرفه‌ای او نیز از ابتدای دهه ۲۰ شروع شد. ا- پتگر از ۲۰-۱۳۱۹ تا ۱۳۲۴ آثاری با آبرنگ و رنگ روغن به شیوه کمال الملک و شاگردانش به وجود آورد.

در دهه ۲۰ نیز او را نقاشی کم‌کار می‌بینیم؛ (۵۸ تابلو درحال حاضر وجود دارد)، چون به موازات اداره نقاشخانه، سمت معلمی ‌در هنرستان بانوان را نیز دارد. این هنرستان، که پیش تر با نام «هنرستان نسوان» شناخته می‌شد، وابسته به مدرسه صنایع قدیمه بود و مهم‌ترین هنرمندان قرن جدید را از میان دختران تهرانی، به جامعه هنر شناساند.

سبک کار علی اصغر پتگر تا سال‌ها تحت تأثیر هنر کمال‌الملک و آشتیانی است. ولی درعین حال وی از نخستین کسانی بود که طرز قلم زدن شاگردان کمال الملک را رها کرد و به شیوه ای متفاوت با شیوه های گذشته روی آورد و از قلم های درشت تری استفاده کرد.

اصولا شیوه کارش بیش تر ریشه در تعلیمات میرمصورارژنگی داشت و از آن جا که میرمصور در روسیه تعلیمات هنری دیده بود، روش قلم زدن و رنگ آمیزی اش با مکتب شدیدا آکادمیک کمال‌الملک تفاوت‌های قابل توجهی‌ داشت.

بعدتر با تأکید جلیل ضیاءپور، به شناخت شاخه مهم‌تری از نقاشی کلاسیک دست می‌یابد و شیفته عالم رنگ در نزد رپین می‌شود.

رپین، که از نمایندگان برجسته نقاشی رئالیسم انتقادی روس است، تأثیری شدید بر پتگر می‌گذارد، آن چنان که تا سال‌های آخر عمر همچون رپین، رنگ‌های قهوه‌ای تیره استفاده می‌کرد و حتا همچون رپین، به دنبال نقاشی تک چهره (پرتره) از کسانی بود که همچون شخصیت‌های آثار داستایوفسکی، چهره‌هایی پر از درد و رنج و یأس داشتند.


کلاس نقاشی

استاد پتگر

هنر تبریز

نگارگر

نقاشی

جوانی پتگر

استاد علی اصغر پتگر در ایام هنرستان بانوان است که با دختر خلیل ستوده (مدیر مدرسه‌ آمریکایی‌ – ۱۳۱۲ – پدر منوچهر ستوده، محقق و ایران شناس) آشنا می‌شود، و در ۱۳۲۳ با ایراندخت ستوده ازدواج می‌کند. (دامادهای خلیل ستوده از عجیب‌ترین بستگان در آن زمان پایتخت به شمار می‌رفتند، چرا که دیرتر خواهر ایراندخت، با جلیل ضیاءپور، که دشمن مسلم نقاشی کمال‌الملکی شناخته می‌شد، ازدواج کرد.

زندگی در خانه ستوده و دیدارهای پی درپی و مجادلاتی که مابین این دو به وجود می‌آمد، علی رغم این که دلخوری‌ها و دعواهایی خانوادگی و ایدئولوژیک به وجود می‌آورد، هیچ گاه باعث نشد در ساختمان اندیشه تک روانه هر یک خللی به وجود آید).


نامی، نیما، میترا و مانی ، حاصل این ازدواج هستند. او، نامی و نیما را که هنرجویانی نوجوان بودند به دستیاری گرفت و تدریس و تعلیم نقاشی را به آنان آموخت. به حق پتگر، پرکارترین و پرشاگردترین مدرس زمان خود بود. بسیاری از اساتید نسل‌های بعدی، از شاگردان او هستند.

او در ۱۳۳۰ محل کلاس خود را (که در ۱۳۲۳ از خیابان نادری، کوچه نوبهار، به منوچهری منتقل شده بود) تغییر داد و مستقل از برادرش جعفر، در خیابان ولی‌ عصر، چهارراه جمهوری‌ (سه‌راه شاه، نبش کوچه سیمرغ‌ سابق) شروع به کار کرد.

در ابتدا به سبک کلاسیک گرایش داشت و همچون هر تازه‌ کاری در نقاشی به دقایق و ظرائف اثر می‌پرداخت و اصول آکادمیک و دانش اولیه طراحی و نقاشی را وفادارانه اجرا می‌کرد. البته در خلال این وفاداری به اصول، می‌توان به حضور خلاقانه و بدعت گذارانه او در کمپوزیسیون‌ها، نورها و تقسیمات صفحه و حسی که به کار می‌بخشید و آن را منحصر بفرد می‌کرد، اشاره کرد.


پتگر


پس از این به ناتورالیسم متمایل شد، ولی کارهای او از لحاظ سوژه، رئالیستی محسوب می‌شوند. سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۹ ــ بحبوحه ورود مکتب های جدید هنری به ایران ــ دوره طبع آزمایی های پتگر و آفرینش آثاری به سبک های امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم بود. آثاری که در آن زمان به نحو بارزی نوآوری به شمار می آمد، ولی پتگر به واقع گرایی بازگشت.

در آثار او شخصیت‌های اصلی‌، بیش تر مردم زحمت کش همچون کارگران، پیشه وران، دایه‌ها، پیش خدمتان و انسان‌های دوره‌گرد و بی‌‌خانمان هستند که از نظر هنرمند بار سنگین خدمات انسانی‌ و اجتماعی را به دوش می کشند و مظلومانه به حیات پر مشقت، ولی‌ پر از صفا و صمیمیت خود ادامه میدهند.

استاد علی اصغر پتگر هرگز حقارت و غبار فقر را در چهره‌ٔ آنان رقم نزد، بلکه همواره خرسندی و قناعت و سلامت و فقر توام با استغنای درونی آنان را در آثار خود تاکید می کرد و در این رابطه از رنگ آمیزی درخشان و شاداب و گرمای حیات بخش آفتاب تهران، برای رساندن منظور خود کمک می‌گرفت.

پتگر تا حدود زیادی از طوفان موج های نو و مدرن پرهیز می‌‌کرد. این پرهیز آگاهانه او از حرکت‌های مدرن، تا حدود زیادی ریشه در باورهای شخصی او نسبت به هنر و رسالت هنری او داشت و اساساً تکلیف دیگری، جز آنچه غرب به آن می‌اندیشید، برای هنر قائل بود.

در سال ۱۳۴۲ هشتاد اثر خود را که مربوط به دوره‌های متفاوت کار هنری اش بود، در آتلیهٔ خود به نمایش گذارد. این نمایش که هم زمان با دومین بینال ایران بود، در محافل فرهنگی‌ و ادبی‌ بحث برانگیز شد و باعث شد که تماشاگران و منتقدان آثار نقاشی، در قیاس بین آثار به نمایش گذاشته شده در بینال و آثار پتگر، مقالاتی نوشتند.


هنرمندی برادران پتگر

فرش تبریز

نقاشی استاد شهریار

آثار پتگر


در سال ۱۳۴۹ همسرش ایراندخت را از دست داد. دو فرزندش مهرزاد و شهرزاد، حاصل ازدواج دومش را در نیمه‌ دوم زندگی‌اش پرورید.

از سال ۱۳۵۵ کلاس‌هایش را که در چهار راه جمهوری بود، به نامی و نیما واگذار کرد و برخی از شاگردانش را در منزلش تعلیم داد. در این سال‌ها بیش تر به غزل سرائی پرداخت و کتاب اشعارش به نام «رنگین کمان» را در سال ۱۳۶۰ به چاپ رساند.

وی از سال ۱۳۶۷ از بیماری قلبی رنج می‌برد. در روز پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۱ در سن ۷۹ سالگی آخرین کلاس نقاشی‌اش را به علت بیماری تعطیل کرد و در عصر همان روز به علت سکته‌ قلبی درگذشت.



» لینک مطالب مشاهیر آذربایجان (127)

» لینک مطالب میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان (233)




دسته بندی : تبریز , * مشاهیر آذربایجان , * میراث،تاریخ،صنایع دستی آذربایجان ,
برچسب ها : پتگر , نقاشی , نگارگری تبریز , تبریز قدیم , هنرمند تبریزی , مشاهیر آذربایجان ,


نویسنده : تبریز قارتال پنجشنبه 29 مرداد 1394, 09:30 ب.ظ
نگارگری هنرمند در شهر پایتخت نگارگری

این گزارش علاوه بر نمایان کردن هنر مردم یک شهر نشان از پشتکار و امید جوانی خبر میدهد که یک الگو برای جامعه میتواند باشد، پس باهم گزارش را میبینم.

رحیم عظیمی

وقتی دل و پا یکی می‌شود...

طوری قلم را در لای انگشتان پا نگه می‌دارد و نقاشی می‌کشد که گویی قدرت دست‌های قطع شده‌اش در پاها جمع شده، «رحیم عظیمی» با پا نگارگری می‌کند و آثاری می‌آفریند که دست‌ها از خلقشان عاجزند.

خبرگزاری مهر –
خبرنگار: محمدرضا علی اشرفی:
بعد از گذر از میدان ساعت که هنوز هم گواهی قدمت تبریز است و برج ساعت آن که هر ۱۵ دقیقه با طنین موزون زنگ‌هایش گذر زمان و عمر آدمی را به رهگذران هشدار می‌دهد، از خیابان مقصودیه می‌گذرم و در انتهای کوچه‌ای مشرف به مسجد میدان، به منزلگاه جوان معلولی می‌رسم که اراده را در هنرهایش معنا کرده است و با تکیه بر قدرت پاهایش آثار هنری زیبایی خلق می‌کند.

در می‌زنم و جوانی رعنا و قد بلند در را به رویم ‌می‌گشاید، به جای دست دادن باهم روبوسی می‌کنیم چون از داشتن هر دو دست محروم است، این جوان همان «رحیم عظیمی» نگارگر معلول است، با خوش رویی تمام مرا به داخل خانه دعوت می‌کند، خانه‌ای باصفا که بوی دلمه‌های برگ مو مادر خانه به فضای آن عطر سنت و سرزندگی بخشیده است.

مرا به اتاق کوچک اما باصفایش که تنها جا برای دو سه نفر دارد راهنمایی می‌کند، اتاقی که بیشتر شبیه نگارخانه است. مداد، قلم‌مو، پالت، کاغذ و زیر دستی‌ها دور تا دور اتاق را پر کرده و کمدی کوچک هم در گوشه‌ای از اتاق گنجینه لوح تقدیرها و جوایز نگارگر معلول است.

هنرمند جوان

چای بابونه خوش‌رنگ مادر رحیم خستگی راه را از تنم بدر می‌کند و باهم مشغول صحبت می‌شویم. رحیم خود را معرفی می‌کند و می‌گوید: ۲۳ سال دارم و در روستای عیش آباد مرند به دنیا آمده‌ام که در ۱۰ سالگی بر اثر حادثه‌ای دستانم را از دست دادم.

حادثه‌ای که باعث شد رحیم دستان خود را از دست دهد
از مادر رحیم در مورد حادثه‌ای سوال می‌کنم که باعث شده تا دستان فرزند معصومش قطع شود، انگار برایش سخت است که آن روزها را به یاد آورد و بازگو کند ولی این چنین جواب می‌دهد: آن موقع هنوز در روستا زندگی می‌کردیم، رحیم با استعداد بود، هم درس می‌خواند و هم کار می‌کرد، در آن روز حادثه نیز پیش خودم مشغول بافتن فرش بود که برای بازی کردن با بچه‌ها بیرون رفت.

در حین بازی رحیم را برق فشار قوی گرفته بود که بعد از رفتن به بیمارستان‌های مختلف و مشورت با پزشکان همه گفتند باید دست‌های فرزندم قطع شود.
مادر رحیم ادامه می‌دهد: چند ساعتی از رفتن رحیم می‌گذشت که با صدای جیغ و داد بچه‌های همسایه‌ها و کمک خواستن آنها هراسان به کوچه دویدم، تا از خانه بیرون آمدم فرزند معصومم را دیدم که روی زمین دراز کشیده و به شدت مجروح شده است.

مادر رحیم آهی می‌کشد و می‌گوید: در حین بازی رحیم را برق فشار قوی گرفته بود که بعد از رفتن به بیمارستان‌های مختلف و مشورت با پزشکان همه گفتند باید دست‌های فرزندم قطع شود، حال عجیبی داشتم و نمی‌دانستم قرار است چه اتفاقی سر رحیم بیاید، این سوال آزارم می‌داد که قرار است آینده رحیم چه شود، بالاخره بعد از چند روز دست‌های رحیم قطع شد.

نگارگری

توکل بر خدا، تلاش و پشتکار سه عامل موفقیت نگارگر معلول


در این لحظه اشک از چشمان این مادر دلسوز سرازیر می‌شود و به بهانه آوردن میوه از اتاق بیرون می‌رود. رحیم بعد از رفتن مادرش این‌ چنین ادامه می‌دهد: در بیمارستان بستری بودم و دیگر دست نداشتم، ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود و بدنم می‌لرزید، زبانم بند آمده بود و دلهره شدیدی داشتم از اینکه نکند من بمانم و حسرت بدنی بی دست.

رحیم ادامه می‌دهد: علاقه زیادی به درس و مدرسه داشتم برای همین تصمیم گرفتم با پاهایم بنویسم، چند ماهی گذشت و با تمرین و تکرار زیاد توانستم به خوبی با پاهایم بنویسم و نقاشی کنم.

نگارگر معلول که حالا می‌خواهد پا جای پای استاد کمال‌الدین بهزاد بگذارد، می‌گوید: بعد از آن حادثه، چند سالی گذشت و به جهت مسائل پزشکی و درمانی، با خانواده به مرند و سپس به تبریز آمدیم و در این خانه استیجاری ساکن شدیم. دیپلم را گرفتم و در رشته نگارگری دانشگاه صنایع دستی تبریز مشغول به تحصیل شدم.

برایم خیلی سخت بود که با این شرایط کنار بیایم ولی روز به روز به انگشتان پاهایم مسلط‌تر شدم و توانستم با پا بنویسم و نگارگری کنم.

معلول هنرمند

برگزیده ویژه نگارگری بیست و یکمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان کشور ادامه می‌دهد: اوایل کار اذیت می‌شدم؛ کار کردن با پا خیلی سخت‌تر از دست بود، باید زیاد تمرین می‌کردم ولی به خوبی می‌دانستم که می‌توانم این کار را انجام دهم. برایم خیلی سخت بود که با این شرایط کنار بیایم ولی روز به روز به انگشتان پاهایم مسلط تر شدم و توانستم با پا بنویسم و نگارگری کنم.

روزگارش کاغذ نقاشی است و قلم‌مو و آبرنگ، عامل موفقیتش را سه چیز می‌داند: توکل بر خدا، تلاش و پشتکار، از علاقه‌اش به نگارگری می‌گوید و ادامه می‌دهد: نقاشی کشیدنم با پا به خاطر عشق و علاقه است، البته انتظار فروش این آثار و کسب درآمد را نیز دارم چراکه این تنها هنر و کاری است که می‌توانم انجام دهم و هزینه‌هایم را تامین کنم.

هنرمند جوان منبع و حامی مالی ندارد
از رحیم که چند ماه پیش در نهمین دوسالانه ملی نگارگری ایران تقدیر ویژه‌ای از او شده است، درمورد مشکلاتش سوال می‌کنم که این چنین جواب می‌دهد: سختی‌های این راه آزارم می‌دهد به خصوص اینکه منبع و حامی مالی ندارم، تهیه ابزار لازم برای نقاشی پول می‌خواهد و اگر آبرنگ و قلم‌مو نداشته باشم باید قید نگارگری را بزنم.

رحیم عظیمی

سختی‌های این راه آزارم می‌دهد به خصوص اینکه منبع و حامی مالی ندارم، تهیه ابزار لازم برای نقاشی پول می‌خواهد و اگر آبرنگ و قلم‌مو نداشته باشم باید قید نگارگری را بزنم.
از جایش بلند می‌شود و با پا تخته نازک زیر دستی را از آن طرف اتاق می‌آورد، بعد به ترتیب قلم‌مو، آبرنگ و کاغذ را؛ اجازه نمی‌دهد کمکش کنم و اصرار دارد که خودش کارهایش را انجام دهد. بالاخره همه ابزارهای مورد نیازش را در گوشه‌ای جمع می‌کند و می‌نشیند و مشغول نگارگری می‌شود. طرحی نیمه تمام دارد و روی آن کار می‌کند؛ نقاشی نیمه تمام او ذوالجناح اسب باوفای سیدالشهدا(ع) است.

با دیدن طرح و تلاش رحیم با پاهایش برای نگارگری ذوالجناح حس غریبی وجودم را دربرمی‌گیرد، از این طرح زیبایش تعریف می‌کند و می‌گوید: وقتی قطرات خون ذوالجناح را رنگ آمیزی می‌کردم چنان حال عجیبی داشتم که چند دقیقه‌ای گریه کردم و از خدا برای تمام بیماران شفا خواستم.

مادر رحیم دوباره به اتاق بر می‌گردد و از او در مورد آرزوهایش برای فرزند هنرمندش می پرسم که این‌ چنین جواب می‌دهد: بزرگترین آرزویم در دنیا این است که رحیم را در لباس دامادی ببینم، از خدا می‌خواهم به زودی شرایطی فراهم شود که رحیم بتواند ازدواج کند.

معلول جسمی

معلولان استعدادهای خاصی دارند که باید از آنها حمایت ویژه‌ای شود.

مادر است دیگر، حرف که می‌زند چشمانش پر از اشک شوق می‌شود و با لبخندی بر لب می‌گوید: معلولان استعدادهای خاصی دارند که باید از آنها حمایت ویژه‌ای شود.

هنر رحیم تنها به نگارگری با پا ختم نمی‌شود، او یک دست نوشته که نه، یک پانوشته با خطی نستعلیق برایم می‌نویسد با این مضمون که: مسئولان لطفاً معلولان را دریابید و حمایتشان کنید.

روزنامه‌های کف اتاق که چاپ امروز است ذهنم را مشغول می‌کند و از رحیم در مورد آن روزنامه‌ها می‌پرسم که می‌گوید: خودم آن روزنامه‌ها را می‌خوانم. می‌گویم چطور که روزنامه‌ای را با پا برمی‌دارد و همزمان با حرکت دادن انگشتان پا روزنامه را ورق می‌زند. رحیم تلفن همراه لمسی نیز دارد و هر از گاهی با انگشتان پای راست با تلفنش مشغول می‌شود.


پایتخت نگارگری مکتب اول تبریز
[http://www.aparat.com/v/hkYNF]

هنر نگارگری سنتی مینیاتور از صنایع دستی تبریز
[http://www.aparat.com/v/WB40C]


به اتاق دیگری می‌رویم که رایانه رحیم در آنجا و روی میز است، تعجب می‌کنم و از او در مورد نحوه کار کردن با رایانه می‌پرسم که روی صندلی می‌نشیند و با پای راست موشواره را می‌گیرد و با یکی از انگشتانش کلید چپ و با آن یکی کلید راست ماوس تق تق صدا می‌دهند، از انگشت وسطی پا نیز برای حرکت دادن غلتک وسط ماوس استفاده می‌کند. کار کردنش با ماوس واقعاً سریع است، بعد شروع به تایپ کردن با انگشتان پا می‌کند.

بالاخره بعد از چند ساعت هم صحبتی، با رحیم و مادرش خداحافظی می‌کنم. زندگی رحیم با مفاهیمی که در ذهن دارم متفاوت است. گاهی ساده و گاهی پیچیده! به سادگی صمیمیت و صفایی که فضای خانه این خانواده را پرکرده و به پیچیدگی هنرهایش که پُر از رمز و راز زندگی و حس قدرت خدا است.

خیابان مقصودیه را که به سمت میدان ساعت طی می‌کنم، نگاهم به دستان رهگذران متفاوت‌تر است، حالا خوب می‌دانم که دست دل گیراتر و توانمندتر از هر دستی است، حتی اگر دو دست هم نداشته باشی.

لینک پست حسین مهین حسین نیا

لینک پست مسابقات یو سی مس
لینک پست مقبره دوکمال تبریز
لینک پست دانشگاه هنر اسلامی تبریز


دسته بندی : تبریز , * مشاهیر آذربایجان ,
برچسب ها : معلول هنرمند , رحیم عظیمی , هنر نگارگری , نقاشی , امید جوانان , هنر مردم تبریز , نگارگر ,


نویسنده : تبریز قارتال سه شنبه 19 فروردین 1393, 11:59 ب.ظ

کاریکاتورهای مفهومی جالب

 تصاویری از کاریکاتورهای مفهومی جدید


آغاز ساخت بلند ترین برج جهان در عربستان

 آغاز ساخت بلند ترین برج جهان در عربستان (+عکس)


نقاشی های حیرت انگیز و باورنکردنی با مداد رنگی
 نقاشی های حیرت انگیز و باورنکردنی با مداد رنگی ( تصویری)


نگاهی به خودرو سازی بوگاتی در این 100 سال 

نگاهی به خودرو سازی بوگاتی در این 100 سال ! ( تصویری )


به ادامه مطلب بروید..


دسته بندی : متفرقه ,
برچسب ها : کاریکاتور , برج عربستان , نقاشی , بوگاتی ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic