تبریز ویکی لینکلر - بزرگترین وبلاگ تبریز و آذربایجان

Təbriz və Azərbaycan üçün Blog İranda - Tabriz , Azerbaijan Region in Iran
نویسنده : تبریز قارتال یکشنبه 15 اردیبهشت 1398, 08:58 ب.ظ

«م» مثل مادر «ع»مثل عشق/ دکه‌ای برای کسب و کار حلال نداریم



«م» مثل مادر «ع»مثل عشق/ دکه‌ای برای کسب و کار حلال نداریم

حکایتی دیگر از عشقی که پروانه وار سوزاند و چون شمع گداخت؛ این بار مادری که جوانی شکوفاتر از بهار خود را به پای نهال تن فرزند معلولش ریخت.

 مهیار فاضل: «مادر»، کلمه‌ای آشنا که بوی عشق می‌دهد؛ واژه‌ای به وسعت تمام قلب‌های عاشق که کوله بار کودکی فرزندش را سنگ صبور خویش می‌سازد، و پرنورترین ستاره در سوسوی بی خوابی می‌شود. پروانه‌ای از دشت صبر که فداکاری گلبرگ‌های وجودش، ستاره‌ها نمایی از نگاهش، مهتاب پرتویی از عطوفتش و سپیده نمایی از صداقتش است.
شعر نا سروده عشق و غزل لطیفی از روزگار که جام بلای فرزندانش را جانانه سر می‌کشد و لباس رنج و محنتشان را به تن می‌کند.
رفیع‌ترین داستان زندگانی هر فرد که لطافت نسیم، سپیدی سپیده، نستوهی کوه و صداقت آئینه را در دل می‌پروراند.
آری، مادر کتابی همیشه گشوده‌ای از ایثار است، که داستان پرفراز و نشیب اولین تجربه عشق، اولین نوازش و اولین آغوش را در گوش فرزند زمزمه می‌کند.

مادر



حکایتی به شوری اشک، به شیرینی عشق
باد و بوران همچون حیوانی گریزان از ذبح از دالان‌ها و پس کوچه‌ها می‌گذرد. خیابان حافظ درست مثل همیشه شلوغ است، اما انگار هادی ۳۶ ساله و مادر پیرش از کانون توجه مردمان این شهر، فرسخ ها فاصله دارند و درست در حاشیه اذهان عمومی جا خوش کرده‌اند. پیرزن صندلی شکسته پلاستیکی اش را کنار ویلچر درب و داغون فرزند معلولش گذاشته و در سکوتی معنی دار به گذر عابران چشم دوخته است، این کار هر روزش است؛ چشم دوختن به گذر عابران و تحمل بی اعتمایی شأن.

صدای پایی به گوش می‌رسد، و امید بار دیگر در دل پیرزن جوانه می‌زند، چند بسته دستمال کاغذی با یک لنگ برمی دارد و چشم به راه از راه رسیدن صاحب صدا می‌نشیند، ساعت از ۱۲ ظهر گذشته و هنوز دشتی نکرده است، داستان پرفراز و نشیبش را بار دیگر از جلوی چشم می‌گذراند.

از ۳۶ سال پیش شروع شد، آن روز را خوب به یاد دارد، همان روزی که قرار بود یک بار دیگر طعم شیرین مادر شدن را بچشد، اما به یکباره همه چیز خراب و کام خانواده تلخ شد، هادی کوچک، با معلولیت جسمی پا به دنیای بی رحم انسان‌ها گذاشت.
از آن روز سالیان دور و درازی می‌گذرد، اما کنایه‌ها و نگاه‌های ترحم آمیز مردم هنوز هم ادامه دارد، هنوز هم جگرگوشه خانواده انگشت نمای در و همسایه است.

مامان


پیرزن نگاهش را به آن سوی خیابان می دوزد، کوچه و پس کوچه‌های این محله را خوب می‌شناسد، قریب به ۴۰ سال است، که از محله «غیاث» آمده، و در «ارمنی دونن» خانه خریده‌اند، با آجر به آجر این خانه‌ها خاطره دارد، درست از همان روزی که پدر هادی ترکشان کرده؛ او زیاد نتوانست معلولیت هادی را تحمل کند، ۲۰ سال پیش، مادر و هادی را با کوله باری از تنهایی، تنها گذاشت و حالا هم این راننده بازنشسته تریلی با خانواده‌ای مجزا در شهرک باغمیشه به سر می‌برد و خبری هم از هادی، مادر و خواهرش نمی‌گیرد.


۲۰ تابستان داغ و ۲۰ زمستان سوزناک است که کار هادی و مادر پیرش، شده دستفروشی دستمال کاغذی و لنگ، پیرزن از زخم زبان‌ها خسته شده، از اینکه کار کردنش نقل مجالس باشد، چند وقتی می‌شود با همسایه‌ها هم رفت و آمدی ندارد، چرا که تجسم حرف‌هایی که هر روز پشت سرشان زده می‌شود، مانند پتکی آهنین بر سر پیرزن فرود می‌آید: آن زن دستمال کاغذی می‌فروشد، آن زن لنگ فروش است….


مادر


نگاهی به هادی جوان می‌اندازد و او را از بالا به پایین برانداز می‌کند، کفش‌ها و لباس‌هایش زهوار دررفته است، کهنگی ویلچرش این روزها بیش از پیش خودنمایی می‌کند. آخرین باری که یک ویلچر درست و حسابی داشته، زمانی بود که یک خیر، هادی را با خرج خود به سفر کربلا معلی برده، و با دیدن وضعیت اسفناک ویلچر قبلی، جدیدش را برایش خریده است.

سه سالی می‌شود برای گرفتن ویلچر از بهزیستی روز و شب تلاش می‌کند، اما در هر مراجعه از اتاقی به اتاق دیگر دست به سر می‌شود، و هر بار دست خالی‌تر از قبل بر می‌گردد.

مشکلات خانواده پیرزن به ویلچر محدود نمی‌شود، مستمری ۵۰ هزار تومانی بهزیستی کفاف خرج یک جوان ۳۶ ساله آن هم از نوع معلولش را نمی‌دهد، پیرزن یارانه و مستمری را که کنار هم می‌گذارد، خرج دو هفته هادی هم در نمی‌آید، به همین خاطر نیز از ۱۰ صبح تا پنج عصر دست فروشی می‌کند.

کمک

دلیل اصلی دستفروشی اما امتناع ورزیدن هادی جوان از خانه نشینی است، چرا که «خانه نشینی یک معلول را ذره ذره به کام مرگ می‌کشاند.» این را پزشک معالج هادی می‌گوید.

نسیم اوایل بهار صورت پیرزن را نوازش می‌دهد، چند روزی از عید می‌گذرد، اما آنها همه تعطیلات را مشغول کار بوده‌اند، گرانی‌های اخیر کمر خانواده پیرزن را خم کرده و آنها را از دسترسی به میوه شب عید محروم ساخته است؛ می‌گوید: هر روزی که یک بسته دستمال کاغذی اضافه بفروشم، عید است.

مشکلات خانواده پیرزن به اینجا هم ختم نمی‌شود، معلولیت هادی جوان هر روز مادر پیر را با چالش جدیدتری مواجه می‌کند.

او این روزها آن قدر سنگین شده که قامت مادر و دست‌های زمختش، توان بلند کردن او را ندارد، هر روز صبح بعد صبحانه‌ای مختصر پیرزن او را با بالابری که بر سر در خانه وصل کرده روی ویلچر می‌نشاند، و او را از مسیر ناهموار به خیابان حافظ می‌رساند، مسیری که بیشتر شبیه به موج سواری است؛ می‌گوید: در این شهر جایی برای هادی من و همتایانش نیست، انگار تبریز این روزها هادی‌ها را در شهر خودشان خانه نشین کرده است.

نیازمند تبریزی


مادر پیر از شرایط نگهداری هادی هم می‌گوید: هادی هر صبح کشان کشان طول خانه را می‌پیماید تا به زیر بالابر سر در خانه برسد و بر ویلچرش سوار شود.

او می‌افزاید: بخاطر وزن زیاد هادی، برای استحمام او مجبوریم آشپزخانه را بشوریم، تا هادی در کف لیز آن سر بخورد و کشان کشان خود را به حمام برساند.

خواسته مادر پیر این روزها از مسئولان امر، یک دکه است برای کسب و کار حلال؛ می‌گوید: یکی دو متر باشد هم کافی است، هادی داخل بنشیند، من به بیرون راضی ام.

آنا



یک دکه به من بدهید، می‌خواهم زندگی ام را بچرخانم

هادی چند دقیقه‌ای می‌شود به مادر زل زده، اشک‌های او که آرام روی گونه اش سر می‌خورد، توجه فرزند جوان را جلب می‌کند، آهی از ته دل می‌کشد و به فکر فرو می‌رود، راستی او از زندگی چه می‌خواهد، خیلی زود جواب سوالش را زیر لب زمزمه می‌کند: فقط کربلا….

کمی که بیشتر می‌اندیشد یاد کانکس میوه فروشی می‌افتد، می‌گوید: اگر یک دکه برای میوه فروشی داشتم آن وقت خرج خانواده ام را در می‌آوردم و نیاز نبود در سرما و گرما جان بکنیم.
هادی خطاب به مسئولان می‌گوید: اگر پول دارید، بدهید یک کانکس بخریم و میوه و سبزیجات بفروشیم.

صدای پا نزدیک تر می‌شود و رشته افکار پیرزن از هم می گسلد، پیرزن به صاحب صدا چشم می دوزد، زن جوان نگاهی از سر ترحم به پیرزن و پسر جوانش می‌اندازد و بی تفاوت رد می‌شود؛ پیرزن اما هنوز هم امیدوار است.

عکس از: مینا نوعی / خبرگزاری مهر





دسته بندی : تبریز , متفرقه ,
برچسب ها : مادر , نیازمندان تبریز , کمیته امداد تبریز , خیرین تبریز , معلول , بهزیستی آذربایجان شرقی , دستفروشی در تبریز ,


نویسنده : تبریز قارتال سه شنبه 3 مرداد 1396, 10:00 ب.ظ
گناه ژن های بچه های پایین شهر چیست؟


اهمیت این گزارش و مطلب آنقدر زیاد هست که ارزش کپی زدن و منعکس شدن را دارد.
هم برای گوشهای شنوا هم ناشنوا ، هم مدیران هم مردم باید بدانند که این بچه ها و مردم حاشیه حدود 500 هزار نفری در تبریز از ما هستند و از یک ژن و از یک خون و زبان و درنهایت انسان...
تبریز ویکی لینک رسانه حامی همه اقشار بخصوص قشر ضعیف جامعه بوده و خواهد بود.
پس بیشتر نگاه کنید و بیاندیشید...


سرنوشت دخترکان این خانه‌ها به کجا ختم خواهد شد؟ دخترکانی که تنها گناه‌شان این است که در محله‌های بالانشین و خانه‌های لوکس به دنیا نیامده‌اند و شاید هم ژن خوبی نداشته‌اند! حالا به جرم گناه نکرده، به آینده‌ای نامعلوم چشم دوخته‌اند و حتی نمی‌توانند با خیال آسوده شب را سر کنند.

 امروز موضوع حاشیه‌نشینی و حاشیه‌نشینان به یک موضوع عادی و روتین در بین مسؤولان و مدیران شهری تبدیل شده است! این زخم دیگر بر پیکره شهر پذیرفته شده و مسؤولان با بی‌تفاوتی نسبت به آن، مشکلات را به ورطه فراموشی سپرده‌اند!

ژن نامرغوب

سال‌های سال است که این تراژدی غم‌انگیز در حال گسترش بوده و مردمان این محلات انگار صبر ایوب دارند! فریادها و اشک‌هایشان هرگز راه به جایی نبرده و نخواهد برد، یوسف گم‌گشته‌اشان دیگر قصد برگشت ندارد! مردمانی که مجبورند در خانه‌های کوهپایه‌ای در حال ریزش زندگی کنند به این امید که زمین زیر پایشان هیچ‌وقت نلرزد!

همچون روال دوره‌های قبلی گذرمان را به حاشیه‌شهر انداختیم اما این بار با تیم شناسایی حوزه ۹ بسیج شهری تبریز به محله سیلاب و احمدآباد رفتیم تا از نزدیک در جریان فوران زندگی! برخی از فراموش‌شدگان این شهر باشیم.

به محله سیلاب قوشخانه محله‌ای که گفته می‌شود بیشترین شهدای جنگ تحمیلی را نسبت به سایر مناطق داراست قدم گذاشتیم، محله‌ای که به سبب ترکیب قومی و محله‌ای همیشه از میزان مشارکت بالایی در انتخابات برخوردار بوده و همواره در کانون توجه کاندیداهای شورای شهر و مجلس و حتی رؤسای ستادهای انتخاباتی ریاست جمهوری بوده است!

البته این کانون توجه تنها به بازه زمانی انتخابات محدود شده و بسیار کوتاه‌مدت است! محلات آسیب‌‌پذیری چون سیلاب و احمدآباد طبق شنیده‌ها حتی در بحث کمک به مدافعان حرم نیز پیشتاز بوده‌اند!

در این محلات خبری از سرامیک و کاشی‌های مرمری، پارک‌های خانواده، فضای سبز، خدمات شهری آن چنانی، فواره‌های آب، مراکز خرید و هتل‌های خارجی نیست! در این نقطه از شهر کوچه‌های تنگ و بدقواره‌ای وجود دارد که باید برای رفتن تا انتها پله‌های سنگی طولانی را طی کرد! که آنهم در آخر نفست می‌گیرد!

فقر

بدون گدا

مرد تبریز

مادر و فرزندی که بی‌صدا فریاد می‌زنند
پس از طی چند پله طولانی به درب خانه‌ای کوچک رسیدیم. نمی‌شد باور کرد که آنجا خانه باشد، سقف منزل از شدت ترک و فرسودگی در حال ریزش و فرو ریختن بود! نامش را نمی‌شد خانه گذاشت، تنها یک اتاق ۲۰ تا ۳۰ متری با دیوارهای گچی بود که نشان می‌داد چند سالی است رنگی بر دیوارهایش نمانده!

اتاق کوچکی نیز داشت که بیشتر شبیه انباری بود تا اتاق خواب! فقر خانه نشان می‌داد که زن خانه سرپرستی ندارد، پای صحبت‌های زن میانسالی نشستیم که غم و درد زندگی در چین و چروک صورت و پیشانیش نهفته بود، خودمان را معرفی کردیم و گفتیم از کجا امرار معاش می‌کنید؟ گفت: یک سالی می‌شود که شوهرم فوت کرده است، تنها فرزندمان از هفت ماهگی از بیماری تشنج رنج می‌برد، تنها درآمدمان از یارانه‌ها و ۵۰ هزار تومانی است که بهزیستی واریز می‌کند!

 از درد و رنج پسرش گفت، از اینکه هزینه خرید داروهای پسرش او را نیز فلج کرده! از کمک‌های ناچیز بهزیستی به روند درمان پسرش، از اینکه برای دریافت وام یک میلیونی به بهزیستی مراجعه کرده و از او پروانه کسب برای اعطای وام درخواست کرده‌اند!

خانم میانسال ادامه داد: با کمک همسایه‌ها به وسیله آژانس پسرم را به بیمارستان منتقل کردم و هر وقت به اورژانس زنگ زدیم از خود صلب مسؤولیت کردند! با او و پسر مریضش خداحافظی کردیم، هدیه‌ای نیز یکی از خیران جوان تبریزی به این خانواده نیازمند اهداء کرد تا مرهمی باشد بر زخم‌های چند ساله‌اشان!

از بی‌مسؤولیتی عوامل اورژانس برایمان می‌گوید! به ادعای خودش چندی پیش وقتی پسرش به دلیل افتادن از آغوشش دچار آسیب‌دیدگی شده، به اورژانس زنگ می‌زند، عوامل اورژانس به دلیل صعب‌العبور بودن آمبولانس با پای پیاده به منزل می‌آیند ولی با کمال ناباوری از انتقال مصدوم امتناع می‌کنند و می‌گویند وظیفه ما این نیست! امکان آسیب‌دیدگی و افتادن مصدوم در حین انتقال وجود دارد و این خارج از وظیفه و حیطه اورژانس است! خودتان باید مصدوم را به بیمارستان انتقال دهید و در کمال ناباوری بدون اینکه مصدوم را انتقال دهند صحنه را ترک می‌کنند!

البته در این مورد ما قضاوت نمی‌کنیم، شاید اورژانس آذربایجان‌شرقی در این خصوص قوانین نانوشته‌ای دارد که به نوعی امدادرسانی در مناطق حاشیه‌نشین تبریز را توجیه می‌کند!

کودکان حاشیه تبریز

فقر در تبریز


دخترانی که آرزوهایشان زیر آوار سایه فقر جا ماند
وارد منزل دیگری شدیم، میهمان دو خواهری که از همان دوران نوجوانی پدر خود را از دست داده‌اند، مادرشان نیز مدتی پس از آن ازدواج و آنها را ترک کرده است! چند سال است که برادر خود را نیز ندیده‌اند! به خاطر شرایط بد مالی حتی امکان ازدواج نیز نداشته‌اند!  هزینه زندگیشان را با حساب یارانه‌ی که دولت به حسابشان واریز می‌کند، می‌گذرانند.

وضعیت مسکن‌ بسیار نامناسب بوده و حتی تمام شیرآلات از لوله‌های آب گرفته تا درب و پنجره‌ها تخریب شده و به مخروبه‌ای مبدل شده است که فاقد هرگونه سیستم سرمایشی و گرمایشی است، هر دو خواهر مبتلا به برخی بیماری‌های استخوانی و غددی هستند و توانایی تهیه هزینه دارو و مراجعه به پزشک را ندارند.

داستانی از اعتیاد پدر تا دستفروشی پسر!
پس از شنیدن درد و دل‌های آنها با آنها خداحافظی کرده  و در ادامه میهمان خانواده چهار نفره‌ای می‌شویم که سرپرست خانواده بیکار بوده و در چنگال اعتیاد گرفتار شده است! مادر خانواده علاوه بر درد و رنج اعتیاد همسر از بیماری میگرن و کمر درد نیز رنج می برد. خانه ای که در آن زندگی می‌کنند در حال تخریب بوده و نیاز به بازسازی دارد، از عهده هزینه ثبت‌نام فرزندشان در مدارس دولتی بر نمی‌آیند!

پسر ۱۲ ساله این خانواده برای تامین مخارج زندگی خانواده هر از گاهی دستفروشی می‌کند و به همین خاطر چند بار با ماموران شهرداری درگیر شده است! شرایط  به نوعی بوده که حتی در پرداخت قبوص آب، برق و گاز نیز با مشکل مواجه هستند.

حلبی آباد تبریز

نیازمندان تبریز


هم‌نشینی با کوله‌باری از اندوه و سالمندی
با همه غم و اندوه از آنها خداحافظی کردیم، در ادامه وارد خانه‌ای می‌شویم که زن حدودا ۶۰ ساله‌ای که از شوهرش طلاق گرفته و از نوه دختریش که بی‌سرپرست است، نگهداری می‌کند، هم‌کلام می‌شویم. هزینه اجاره منزلشان را یک خیر بر عهده گرفته است، از عهده پرداخت قبوض آب و برق برنمی‌آید حتی توان ثبت‌نام نوه‌اش را در یک مدرسه دولتی نیز ندارد.
 

خانه ای که از رنج روزگار شکسته شده است
در پایان درب منزل پیرزنی را می‌زنیم که مسؤولیت نگهداری از دختر مطلقه و نوه ۶ ساله را بر دوش می‌کشد،  از طریق قالیبافی امرار معاش می‌کند، وضعیت بهداشتی منزل، حمام و سرویس بهداشتی مناسب نبوده و سقف منزل همچون غم و اندوه و تیره روزی که بر سرشان آوار شده، هر لحظه احتمال ریزش دارد.


گناه دختران در حاشیه شهر چیست؟ "ژن" نامرغوب دارند یا بالای شهری نیستند؟!

از همه آنها جدا می‌شویم، افکارم در فضای غریب و غربت‌زده محله‌های پر از فریاد و ناله‌های گوش خراش جا مانده است! این صحنه‌ها چه نسبتی با گذشته پر از افتخار شهری به نام تبریز دارد؟! آیا شرایط زندگی بخشی از مردمان این شهر، زیبنده نام و سابقه آن است؟ سرنوشت دخترکان این خانه‌ها به کجا ختم خواهد شد؟ دخترکانی که تنها گناه‌ آنها این است که در محله‌های بالانشین و خانه‌های لوکس به دنیا نیامده‌اند؛ شاید هم ژن خوبی نداشته‌اند! حالا به جرم گناه نکرده، به آینده‌ای نامعلوم چشم دوخته‌اند و حتی نمی‌توانند با خیال آسوده شب را سر کنند.

حاشیه تبریز

یوسف آباد تبریز


اجرای طرح کرامت در راستای شناسایی مشکلات و آسیب های نیازمندان
پس از اتمام کارمان به عنوان خبرنگار خبرگزاری فارس با فرمانده حوزه ۹ بسیج شهری تبریز به گفت‌وگو نشستیم، وی با اشاره به طرح کرامت اظهار داشت: طبق آیات و روایت خدمت به مردم و خلق‌الله پس از اطاعت از خدا و احترام به پدر و مادر از بزرگترین عبادت‌هاست.

نوروز مردان‌پور افزود: طرح کرامت که ابلاغیه سازمان بسیج مستضعفان است با هدف پشتیبانی و حمایت از فعالیت‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی مساجد و پایگاه‌ها همچنین هماهنگی هر چه بیشتر با روحانیون و بسیجیان مساجد انجام می‌ود.

وی ادامه داد: این طرح در مناطق و محلات آسیب‌پذیر و کمتر توسعه یافته با همکاری سازمان‌ها و نهادهای ذی‌ربطی چون اداره کل بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی(ره) و شهرداری انجام می‌شود تا ضمن شناسایی مشکلات و آسیب‌های نیازمندان و فضاسازی محیطی در جهت رفع و کاهش آلام مردم این مناطق گام‌هایی برداشته شود.

 فرمانده حوزه ۹ بسیج شهری تبریز در ادامه بیان کرد: این محلات علاوه بر مشکلات مالی نیازمند فرهنگ‌سازی نیز هستند، طی دیدارهایی که از نزدیک با برخی از این نیازمندان داشتیم، وضعیت زندگی آنها نامناسب بوده و نیازمند مساعدت سازمان‌ها و ارگان‌های ذی‌ربط است.

مردا‌ن‌پور خاطرنشان کرد: حوزه ۹ بسیج شهری نیز همگام با سایر حوزه‌ها در این خصوص ورود پیدا کرده و تیم‌های شناسایی ما ضمن حفظ کرامت انسانی، نیازمند همدلی و همیاری مردم نوعدوست و خیرانی که تمایل به مساعدت و یاری رساندن و مشارکت در این طرح خیرخواهانه را دارند، است.

نگارنده: پویا خوش پیمان- علی سلیمی


لینک پست جوانان خیر تبریزی بجای حج به گلریزان اهدا کردند




دسته بندی : تبریز ,
برچسب ها : نیازمندان تبریز , حاشیه های تبریز , مردم فقیر شهر , زندگی لوکس , بچه پولدارها ,



» درباره تبریز و آذربایجان و اخبار About and News ( جمعه 16 اسفند 1398 )
» ویروس کرونا تهدیدی در ایران ( جمعه 9 اسفند 1398 )
» نقاش و نگارگر استاد علی اصغر پتگر ( جمعه 25 بهمن 1398 )
» زینب پاشا بانوی رابین هود ایران ( جمعه 18 بهمن 1398 )
» خانه زیبا که به هتل بوتیک در تبریز تبدیل می‌شود ( یکشنبه 6 بهمن 1398 )
» بنیس شبستر ، روستای دانشگاهی بدون بیکار و بی سواد ( چهارشنبه 25 دی 1398 )
» برف زمستانی 1398 تبریز ( جمعه 20 دی 1398 )
» اردبیل؛ سرزمین چشمه‌های بهشتی آذربایجان ( یکشنبه 15 دی 1398 )
» مشکلات صنعت کفش چرم دستدوز تبریز ( پنجشنبه 5 دی 1398 )
» شب خاطره ها چیلله گئجه‌سی ( شنبه 30 آذر 1398 )
» خلیل بحران طنز پرداز ( چهارشنبه 20 آذر 1398 )
» شهر شکی جمهوری آذربایجان ( یکشنبه 10 آذر 1398 )
» پاکبان و جدال با فاضلاب برای یک لقمه نان حلال ( دوشنبه 4 آذر 1398 )
» دوربین تبریز لینک 80 ( گردشی در اطراف بیلانکوه ) ( جمعه 24 آبان 1398 )
» پارک باغ‌شهر تبریز ( دوشنبه 13 آبان 1398 )
» مسجد حسن پاشا در انتظار احیا ( جمعه 3 آبان 1398 )
» شهر گمشده اوجان آذربایجان در راه احیا ( جمعه 26 مهر 1398 )
» عشایر شاهسون آذربایجان از اصالت تا زندگی شیرین ( سه شنبه 16 مهر 1398 )
» مصاحبه مینا خلیل‌ زاده فتحی برنده جایزه هوانوردی آمریکا ( چهارشنبه 10 مهر 1398 )
» چهار پروژه و نابودی چهار اثر تاریخی تبریز ( جمعه 5 مهر 1398 )
» زووفان حیوانات تبریز ( دوشنبه 25 شهریور 1398 )
» تصاویر محمدحسن‌میرزا قاجار در دارالحکومه تبریز ( پنجشنبه 21 شهریور 1398 )
» دلیرمردی که سوختن ارسباران را برنتابید ( دوشنبه 11 شهریور 1398 )
» حوادث اشغال تبریز توسط ارتش سرخ در شهریور ۱۳۲۰ ( دوشنبه 4 شهریور 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 78 ( مهری نژاد ) ( سه شنبه 29 مرداد 1398 )
» سرگذشت دراماتیک امپراتوران مدرسه‌سازی مردانی آذر ( شنبه 19 مرداد 1398 )
» ضرورت احیا هتل قدیمی گراند و محله پاساژ تبریز ( جمعه 11 مرداد 1398 )
» ساعت به وقت گدایی در شهر بدون گدا تبریز ( دوشنبه 31 تیر 1398 )
» شهروند لینک آذربایجانی 77 ( آراز نویدی ) ( جمعه 21 تیر 1398 )
» چهارمین جشنواره خلاقیت و نوآوری تبریز ( پنجشنبه 13 تیر 1398 )
موضوعات

لینکستان

» سازمان گردشگری شهرداری تبریز Tourism Development Organization of Tabriz Municipality
» گردشگری آذربایجان شرقی - تبریز توریست
» آپارات کارتونهای آذربایجانی
» وبلاگ کلیبر سیتی (پریسا)
» وبسایت تبریز دانلود (هادی)
» آنایوردوم خطبه سرا
» آذربایجان و پیرامون (عبدالحسین)
» وبلاگ بایرام (بیانی)
» وبلاگ جانیم آزربایجان(elçi bəy)
» وبلاگ مازگامت
» یئنی قاپی
» سایت ادبیات ترکی ایشیق
» شهرمن تبریز (یاشار)
» وبلاگ باخیش(شادی)
» وبلاگ سهند ما (محسن)
» خاطیره لر دوراغی (حسین واحدی)
» صنم در اوج (سجاد)
» وبلاگ اشعار ترکی آذری و فارسی
» یوردوم ملکان
» وبلاگ تبریز شهر اولین ها (سعید)
» سهند توپراقی(جواد نجات)
» املاک قربانی (اسپیران)
» وبلاگ ینگی اسپیران (محمد)
» آنــــا یــوردوم تــبریــز(عبدا.. رضوی)
» وبلاگ کشاورزی آمقانی اسکو(شوکتی)
» وبلاگ گوگان
» ....................................
» وبلاگ اخبار اردبیل (فرزاد)
» وبلاگ شهریمیز اورمو
» دئیه لر(دیگاله)-اورمیه
» وبلاگ مشگین شهر (میلاد)
» وبلاگ چشمه های بهشتی آرتاویل
» پروژه های عمرانی ایران
» وبسایت مشهد امروز (اشکان)
» مشهد شهر بهشت (امیرحسین)
» وبلاگ شهر خرم آباد
» وبلاگ هورامان
» وبلاگ برازجان (بوشهر)
» وبلاگ آموزش رانندگی
» هواشناسی ایرما
» ......................................
» وبلاگ گالری تراکتور
» وبسایت گسترش فولاد تبریز
» وبسایت باشگاه ماشین سازی تبریز
» وبسایت رسمی باشگاه تراکتورسازی
» لینک پیش فرض دوم
» لینک پیش فرض اول
» لیست لینک ها

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبریز دیجی لینکلر

تلگرام تبریز ویکی لینکلر

 اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر

 آپارات شبکه سهند

آپارات سهند موزیک

آپارات سهند کارتون

آشپزی آذربایجان

تبریز 2018

فیسبوک

لنزور

آذربایجان نیوز

توریسم و گردشگری

سوغات و صنایع دستی

هواشناسی آذربایجان

اصالت و رسوم آذربایجان

مشاهیر

اولین های تبریز

ترکی آذربایجانی

تاریخ باستان

درباره ما


مجموعه تبریز ویکی لینکلر
Tabriz WikiLinks
آغاز وبلاگ در آذر ماه 1391
*******************

وبلاگ تبریز ویکی لینکلر
Tabrizlinks.mihanblog.com

وبلاگ تبریز دیجی لینکلر
Tabrizdigilinks.mihanblog.com

اینستاگرام تبریز ویکی لینکلر
Instagram.com/tabrizlinks

فیس بوک تبریز ویکی لینکلر
Facebook.com/tabrizlinks

شبکه ویدیویی نماشا تبریز لینک
Namasha.com/tabrizlinks

آپارات ویدیویی شبکه سهند
Aparat.com/sahandtv

آپارات ویدیویی سهند موزیک
Aparat.com/sahandmusic

آپارات ویدیویی سهند کارتون
Aparat.com/sahandcartoon

آپارات ویدیویی آشپزی آذربایجان
Aparat.com/sahandchef

آپارات ویدیویی بازنشر تبریز 2018
Aparat.com/tabriz_2018

کانال یوتیوب ویدیویی
youtube.com/tabrizlinks

گالری لنزور تبریز ویکی لینکلر
Lenzor.com/tabrizlinks

تلگرام تبریز ویکی لینکلر
https://t.me/tabrizlinks
@tabrizlinks


ایجاد کننده وبلاگ : تبریز قارتال


    گوگل

    ویکی پدیا

    کتاب ترکی

    دیکشنری زبان ترکی

    دایره المعارف مجازی

    دریاچه ارومیه

    مستمندان تبریز

    استخدامی

    تبریز سرچ

    دیوار تبریز

    رقص آذری

    زنجان توریسم

    تبریز مدرن

    tripadvisor

    تراکتور لینک

    آمار و داده های تبریز

    نصرنیوز

    خبرگزاری شهریار

    آخار آذ

    آناج

    آذرقلم

    دورنا نیوز

    میراث فرهنگی آذربایجان

    صدا و سیمای مرکز استان آذربایجانشرقی

    استانداری آذربایجان شرقی


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic